گریگوری راسپوتین که بود؟


گریگوری راسپوتین که بود؟



گریگوری راسپوتین که بود؟
«گریگوری راسپوتین» متولد سیبری در سال 1872 راهب ماجراجو و سیاست‌ مدار روسی است. او به خاطر قدرت و نفوذ عجیبی در نیکلای دوم و همسر او داشت معروف است.
وی همچنان در بین عده ای بعنوان یک قدیس شفا بخش و در بین عده ای دیگر بعنوان یک موجود شیطان صفت شناخته می شود.

گریگوری راسپوتین که بود؟

از چهل سال اول زندگی راسپوتین اطلاع دقیقی در دسترس نمی باشد.
او عضو یکی از فرقه های مذهب پروتستان به نام کلیستی بود و در خرقه ی راهبی فرقه ی کلیستی بدنبال راه های ماوراء الطبیعتی برای شفای دردها ی جسمی و روحی انسانها می گشت.
در همین فرقه راسپوتین قدرت کلام و مجذوب ساختن افراد را می آموزد و با کلامش افراد را مفتون می نماید. امروزه به این سبک از روانشناسی که راسپوتین در کاربرد آن مهارت خاصی داشته است "هیپنوتیزم" می گویند.

چگونگی ورود راسپوتین به دربار

در دربار تزار نیکولاس 2 امپراتور روسیه کبیر، از خاندان رومانف ها، تنها شاهزاده پسر که قدرت برنامه بود پس از شاه به وی انتقال پیدا کند مبتلا به بیماری هموفیلیا یا همان مرض خون بود که از مادر آلمانی تبارش به وی به ارث رسیده بود. خار گل سرخی کافی بود تا وی را از پای در آورد. بدین صورت که با ایجاد تنها یک خراش کوچک چند میلیمتری، آنقدر از او می توانست خون برود که وی را از پای در آورد. پزشکان دربار و بهترین پزشکان کشور از درمان وی عاجز مانده بودند. شاه نیز از ترس اینکه مردم قطع شدن رشته سلطنتی وی را با مرگ احتمالی تنها وارث تاج و تخت روسیه کبیر متوجه شوند، این موضوع را از افکار عمومی بشدت مخفی نگه می داشت.

گریگوری راسپوتین که بود؟
الکسی 8 ساله
در سویی دیگر، شخصی بنام راسپوتین که یک کولی فقیر بود سفری طولانی را به مقصد ناکجاباد با پای پیاده آغاز کرده بود. بر طبق اظهارات شاهدان عینی که در تاریخ ثبت شده است، راسپوتین در اولین روز ورودش به سنت پترزبورگ در کلیسایی حاضر می شود و ادعا می کند مریم مقدس او را لمس کرده است. پدر روحانی آن کلیسا پس از لمس وی ناگهان در مقابلش زانو می زند و از همه افراد حاضر در آن کلیسا می خواهد از راسپوتین شفاعت بخواهد که بقیه نیز چنین می کنند. عده ای معتقند آنروز راسپوتین کشیش را هیپنوتیزم کرد.
کشیش آن کلیسا که از معدود افرادی بود که دربار بیماری الکسی را به وی خبر داده بود و وی مرتبا در بالین الکسی حاضر می شد، راسپوتین را بعنوان فردی مقدس به دربار معرفی می کند، بدون اینکه از بیماری الکسی به وی خبر دهد.

راسپوتین پس از آن طی دعوت ملکه به دربار رفته و مدعی درمان بیماری الکسی می شود، حال آنکه غیر ممکن می نمود که وقتی حتی نزدیکان شاه نیز از بیماری الکسی (تنها پسر شاه) اطلاعی نداشتند، کسی از فرسنگها فاصله راه مدعی شفای آن بیماری شود.
او بعد ها در خاطرات خود می آورد (و ادعا می کند که) مریم مقدس به وی گفته که به سنت پترزبورگ (لنینگراد) برود و فرزند امپراتور را شفا دهد.

گریگوری راسپوتین که بود؟

راسپوتین در دربار ناگهان به سمت اتاق الکسی که از او در خواب خون می رفته می رود و پس از چند دقیقه لنگان لنگان از اتاق بیرون می آید، بصورتی که انگار درد را از وی گرفته است. تزارینا (ملکه) به اتاق الکسی می رود و با دیدن صحنه قطع شدن خونریزی وی به قدرت راسپوتین ایمان می آورد. ازین پس بود که راسپوتین جای تمام پزشکان دربار را گرفت.

از این تاریخ راسپوتین هر روز صبحانه را با خانواده ی تزار می خورد. بخاطر بیماری پسرک، همسر تزار به راسپوتین نزدیک می گردد و کم کم راسپوتین او را هم مفتون می سازد.
از آنجا که وی از قشر بسیار تهی دست جامعه بود، تقریبا هیچ یک از آداب و رسوم دربار را رعایت نمی کرد. در غذا خوردن، لباس پوشیدن، راه رفتن و صحبت کردن طوری بود که شاه به زور و زحمت و به اصرار ملکه حضور وی در دربارش را تحمل می کرد.


غیبت تزار در دربار و افزایش نفوذ راسپوتین

28 جون 1914 روزی بود که شکل گیری جهانی نو در آن رقم خورد. سیستمهای جهانی که از زمان جنگ های ناپلئونی پا بر جا مانده بودند تغییر یافتند.
مبدا این اتفاقات در همان روز (28 جون 1914) با ترور دوک اعظم فراند فردیناند وارث تاج و تخت اتریش و لهستان توسط یک دانش آموز بوسنیایی صرب به نام گاوریلو پرینسیپ بود.
اتریش و لهستان بر علیه صربیا اعلام جنگ کردند. قدرتهای دیگر اروپایی نیز به همراه اتریش و لهستان بر علیه صربیا که از متحدان رسمی روسیه بود با پا خواستند.
دربار روسیه و اتریش علیرغم داشتن نسبت فامیلی با یکدیگر نتوانستند یکدیگر را قانع کنند و این سرآغازی شد برای وقوع جنگ جهانی اول، جنگی که در آن بیش از 9 میلیون سرباز کشته و میلیونها تن نیز بی خانمان شدند.
روسیه ارتش خوبی داشت و در روزهای اول جنگ خوب پیش می رفت، اما وجود اختلاف بین فرماندهان جنگ این روند را تخریب کرد.
تا جایی که نگرانی تزار از سقوط دولتش در طی جنگ وی را بر آن داشت تا خود شخصا در جبهه های جنگ حضور یابد، بی اطلاع از اینکه پیش از جنگ، نارضایتی های داخلی موجبات سقوط وی را فراهم خواهد آورد.

گریگوری راسپوتین که بود؟
ملکه الکساندرا
در جنگ جهانی اول که تزار در جبهه ی جنگ بود، راسپوتین بود که با قدرت معشوقه اش یعنی همسر تزار بر کل روسیه فرمان می راند. تمامی مظالمی که بر ملت روسیه در طول این مدت میرود نتیجه ی دستورات و توصیه های مستقیم راسپوتین به ملکه ی روسیه می باشد.
ملکه ی جاهل هم چاره ای جزء اطاعت ندارد، زیرا به قدرت مثلا ماوراء الطبیعه ی این فاسق ایمان راسخ دارد و از راسپوتین انرژی میگیرد.
از آنجا که خود تزار در دربار حضور نداشت و همسرش اداره امور جنگ را برعهده داشت، و نیز بعلت درست از آب درآمدن تمام پیش گویی ها و پیش بینی های راسپوتین، ملکه مستقیما از طریق پیش بینی های راسپوتین تاکتیکهای جنگی را به فرماندهان جنگ ابلاغ و آنها را موظف به تبعیت از آنها می کرد.

گریگوری راسپوتین که بود؟

شکستهای پی در پی ارتش روسیه در جنگ، مردم و همچنین درباریان به نفوذ بیش از حد راسپوتین در دربار اعتراض کردند و خواستار اعمال راه حل اساسی در اینباره شدند. آنها حتی در نامه ای به ملکه انزجار خود را از این موضوع ابراز کردند که با بی توجهی ملکه روبرو شدند.
کار به جایی می رسد که نخست وزیر با کفایت روسیه که مخالف ظلم های دستوری راسپوتین بوده است، بدستور ملکه و در مقابل چشمان تزار ترور می شود.

سر انجام سه شخص سرشناس به نامهای شاهزاده فلیکس یوسوپف (همسر دخترخاله تزار)، ولادیمیر میتروفانوویچ پوریشکوویچ (عضوی از دوما) و دوک اعطم دیمیتر پاولووییچ (پسرخاله تزار)، در طی جلسه ای رسمی راسپوتین را خطری جدی برای امنیت روسیه تلقی کردند. آنها در آن جلسه نقشه ترور وی را برای نجات کشور طراحی کردند, برنامه شد شاهزاده فلیکس با استفاده از علاقه راسپوتین به زنها، وی را به بهانه درخواست مداوای همسر مریضش به منزلش بکشاند و با خوراندن سیانور در لای کیک و کلوچه و شراب او را بکشند.
گریگوری راسپوتین که بود؟
جزئیات قتل راسپوتین بیشتر شبیه یک داستان است ولی جسد او در حالیکه جای چندین گلوله روی بدنش بود و در آب خفه شده بود پیدا شد.

پیش بینی سقوط خانواده سلطنتی

در 30 دسامبر 1916 تلفن منزل راسپوتین به صدا در می آید و شاهزاده فلیکس از وی می خواهد برای مداوای همسر زیبایش به خانه اش برود. راسپوتین پس از چند بار امتناع از قبول این درخواست، بالاخره با اصرار زیاد طرف درخواست را می پذیرد. پس از قطع کردن تلفن، وی نامه معروفش را می نویسد که هم اکنون در موزه ملی سنت پترزبورگ روسیه از آن نگهداری می شود. قسمتی از متن نامه مذکور بدین شکل است:
"مادر (منظور ملکه می باشد)، می دانم که مرگ من نزدیک است. امروز آخرین لحظات زندگیم را سپری می کنم. اما آگاه باشید. اگر من توسط روستاییان و کولی ها و هم قطارانم به قتل رسیدم بدانید که هیچ خطری شما و مردم روسیه را تهدید نمی کند، اما اگر من توسط یکی از افراد دربار یا فامیلهای شما بقتل رسیدم، بدانید که شما و خانواده تان و کل اهل دربار بیش از 2 سال زنده نخواهید ماند و به دست مردم روسیه کشته خواهید شد.... دوستتان دارم، پدر گریگوری راسپوتین. "
این آخرین پیش بینی راسپوتین بود که کاملا درست از آب درآمد.

با بر سر قدرت آمدن بلشویکها در اکتبر ۱۹۱۷ ، نیکولاس (تزار) و همسرش و همچنین یکی از دخترانش به کـوچ به خانه‌ای واقع در یکاترینبورگ مجبور شدند.
در شبی مابین ۱۶ و ۱۷ ژوئیه 1918، نیکولاس (تزار)، الکساندرا (ملکه)، فرزندانش، پزشک دربار، و سه خدمتکارشان راس ساعت ۲:۳۳ نیمه شب با گلوله قتل‌عام شدند.
گفته می‌شود فرمان این قتل‌عام مستقیماً از طرف شخص رئیس نیروهای بلشویک صادر شده بود. ماموران اجرای قتل‌عام، به گریه تزار در آخرین لحظه عمرش اشاره می‌کنند. گفتنی است خواهر و اقوام دیگر تزار و تزارینا نیز پیش از آنها هر یک در زمان و مکان خاصی به قتل رسیده بودند وعده‌ای هم اعتقاد دارند تنها پسر ودختران تزار و مادر وی به فرانسه فرار کرده‌اند.



15 حقیقت جالب در مورد مصر باستان!! (+عکس)

1:

کتابش رو خوندم .خیلی قشنگ بود .وسوسه شدم برم دوباره بخونمش :))


چشم درخشان (نور الهی) بر روی اسکناس دلار آمریکا

2:

طولانی بودفقط چندخط خوندم
خوش به سعادت راسپوتین با نفوذ کلامش
کاش زنده بود ازاو درس می گرفتم
اونوقت اول ازهمه هستارتر رو تحت نفوذ برنامه میدادم تا دست از مخالفت بامن برداره


«ادبیات لمپنی و رواج آن»

3:

كتاب جالب و سنگيني بود
اما يه مقدار متفاوت نوشته بود
اكثرا بد ميگن
اما تو كتاب واقعيات زندگي راسپوتين رو نوشته
ولي خوب بود


هیستری جمعی در تاریخ جهان

4:

وقتی کارتون اوناستازیارو دیدم شناختمش.
بعد هم کتابش و برام تعریف کردن(اون موقع کوچیک بودم خودم نخوندمش )
همیشه هم زندگی اسرار آمیز رومانوفا رو دوست دوست داشتم.


مختصری درباره خاندان روچیلد (روتشیلد)


یک صندلی جدا سرسفره برای سگ،از فرهنگ ایرانیان

5:

یک کارتون چند سال پیش دیدم به نام اوناستازیا
یک آدم ترسناک هم نقش بازی می کرد به همین نام و به همین چهره.


کدام کشورهای اروپایی بهار را جشن می‌گیرند؟


امسال به شهدا عیدی چه می دهید ؟

6:

راسپوتین کشیش حیله گر و فاسد .
فرموده میشه تقریبا با همه زنان دربار رابطه جنسی داشته و عملا قدرت دربار در دست ش بوده .

و یکی از دلایل انقلاب اکتبر کمونیست ها همین راسپوتین و فساد دربار بود

7:

معنی راسپوتین هم حرامزاده هست

8:

پیشگویی گریگوری راسپوتین


گریگوری راسپوتین که بود؟ Photo: RIA Novosti


در مورد این فرد کتاب های زیادی نوشته و فیلم های متعددی ساخته شده هست.


با این حال خصوصیات این روستایی مرموز که به عنوان یک دوست وارد خانواده ی نیکولای دوم، آخرین تزار روسیه شد، هنوز برای عموم محبوبیت دارد.

افسانه های مختلفی در رابطه با زندگی و مرگ وحشتناک گریگوری راسپوتین، حکایت شده هست .

راسپوتین در سال ۱۸۶۹ در یکی از روستاهای سیبیری دیده به جهان گشود.

طبق خاطرات هم روستائیان وی، گریگوری جوان فاقد هر گونه فضیلتی بود.

او علاقه ی وافری به نوشیدن مشروبات الکلی داشت و با اوباشگری، دست به سرقت هم می برد.

یکبار پس از سرقت، روستائیان با زدن یک کتک مفصل به این شخص تیره بخت، وی را تا دم مرگ همراهی کردند.

اما از اون به بعد راسپوتین تغییر کرد.

او تبدیل به جوانی مذهبی شد و برای شستن گناهان و دادن کفاره، به صومعه های دور دست عزیمت کرد.

فرموده می شد که گریگوری هدیه ای از نبوت پیدا کرده هست.

حال این امر واقعیت داشت و یا اینکه راسپوتین هنرپیشه ی خوبی بود، به تدریج شایعات "معجزه" او به سن پترزبورگ، پایتخت امپراطوری روسیه هم رسید.

از سال ۱۹۰۴، راسپوتین توانست وارد منازل اشرافیان پایتخت شود.

و به زودی این "معجزه گر" به خانواده ی سلطنتی، معرفی شد .

هر کس که با راسپوتین برخورد داشت، متوجه نفوذ سحرآمیز او در بین امت می شد.

احتمالا این روستازاده از سیبیری یک هیپنوتیزم نماينده ی قوی بود.

در همان اولین ملاقات، راسپوتین بر روی خانواده ی تزارها، نفوذ شدیدی گذاشت.

سفیر فرانسه در روسیه نوشته هست: "او اونها را کور و تحت نفوذ خود برنامه داد - این یعنی جذابیت".

به هر حال به غیر از "جذابیت" ، علت دیگری نیز وجود داشت که باعث گردید، تزار و ملکه تا این حد تحت تاثیر راسپوتین برنامه گیرند.

وی تنها پسر و ولیعهد را که دچار بیماری هموفیلی بود، درمان کرد.

پزشکان تا اون وقت هیچ کمکی نکرده بودند، اما راسپوتین توانسته بود خونریزی وی را معالجه کند.

راسپوتین به خانواده ی سلطنتی فرموده بود که "تا وقتی که من زنده ام، ولیعهد هم زنده خواهد ماند".

ضمنا او در ادامه فرموده بود"مرگ من، مرگ شما هست ".

نفوذ روستایی نیمه با سواد در دربار، روز به روز در حال رشد بود.

راسپوتین بی شرمانه برای "لابی کردن" معاملات تجاری و یا کمک به مقامات برای دریافت سمت های مورد نظر، رشوه می گرفت.

هیچ کس قادر به مخالفت با "دوست تزار" نبود.

گریگوری بسیار آزادانه زندگی می کرد.

شایعات فراوانی در مورد زد و خوردها و مجالس لهو و لعب او با زنان مرفه جامعه در شهر پیچیده شده بود.

شایعات تند و زننده ای نیز در مورد روابط بسیار نزدیک راسپوتین با ملکه و دخترهای او بوجود آمده بود.

اقتدار تزار روز به روز بسوی تنزل پیش می رفت.

"دوست تزار" فعالانه در امور سیاسی کشور دخالت می کرد و نیکولای دوم را برای شرکت در درگیری های نظامی منع و دلسرد می کرد.

او احساس می کرد که اینگونه دخالت های نظامی برای خاندان سلطنتی عاقبت خوبی ندارد.

و هنگامی هم که بالاخره روسیه وارد جنگ جهانی اول شد، گریگوری، تزار را متقاعد کرد تا فرماندهی کل قوا را به عهده بگیرد.

اما نیکولای دوم عدم لیاقت خود را در فرماندهی قوا نشان داد و باعث نفرت عموم نسبت به راسپوتین شد .

برای نجات خانواده سلطنتی از تاثیرات "هیپنوتیزم"، چندی از مقامات خاص، تصمیم گرفتند تا راسپوتین را از بین به بردند.

در نیمه شب ۱۷ دسامبر ۱۹۱۶، توطئه گران او را به خانه ی شاهزاده یوسوپوف دعوت کردند.

به او کیک و شراب آغشته به سم، خوراندند اما بنا به دلایلی وجودسم در او تاثیری نداشت.

بنابراین یوسوپوف وی را از پشت به گلوله بست و "دوست تزار" همچون مرده ای به زمین افتاد.

هنگامی که توطئه گران در حال از بین بردن جسد بودند، ناگهان "زنده" شد و گریگوری زخمی به خیابان رفته و پا به فرار گذاشت.

قاتلان به دنبال او شروع به تیراندازی کردند.

گریگوری دوباره به زمین افتاد ولی هنوز برای زنده ماندن تقلا می کرد.

توطئه گران جمجمه او را شکسته و جسد را به رودخانه انداختند.

بعدها پس از کالبد شکافی و بررسی های بعمل آمده مشخص شد که راسپوتین حتی پس از مسموم شدن و تیرخوردن و قطع عضو شدن، تا قبل از فرورفتن به آب یخ رودخانه، هنوز زنده بوده هست.

گویا یک نیروی پنهانی تلاش در نگه داشتن وی در این جهان را داشته هست .

با این حال مرگ راسپوتین باعث نجات سلطنت نشد.

پس از دو ماه در روسیه انقلابی بوقوع پیوست که در نتیجه ی اون نیکولای دوم به همراه خانواده اش تیرباران شدند.

و بدین‌گونه پیشگویی راسپوتین به واقعیت پیوست: "مرگ من، مرگ شما هست ".



9:

می بخشید دوست گرامی ولی کسی اسمی که به معنای حرامزاده باشه روی خودش نمیزاره !

در کتابها و مراجع تاریخی در مورد این اسم اینطور نوشته اند که : این شخص در سن جوانی روزی در صحرا دچار یک نوع عوالم روحی و بقول خودش مکاشفه میشه و از اون وقت تصمیم میگیره کشیش بشه و نام راسپوتین رو برای خودش انتخاب میکنه که دارای نوعی معنی مذهبی هستش .

در زبان روسی راسپوتین یعنی : در هم شکسته و نابود شده

10:

سلام
لینک دانلود کتاب راسپوتین را پیدا نکردم لطفا راهنمایی کنید
تشکر


62 out of 100 based on 47 user ratings 772 reviews

@