شرق و غرب


شرق و غرب



شرق و غرب
چند گاهی ست که اصطلاحات مضحک و خنده داری مانند « استبداد آسیایی » ( استبداد

شرقی ) و « دموکراسی غربی » رواج یافته و به گونه ای به کار می رود که انگار غربی ها

از آغاز و همیشه دارای « دموکراسی » و « مردم سالاری » بوده اند. در پاسخ به این

یاوه ها می بایست نوشتارها و پژوهش هایی ارائه گردد تا :

سیه روی شود هرکه در او « غش » باشد...

آیا فراموش گردیده که :

▬ بخش بزرگی از جامعه ی « یونانی » و « رُمی » را « بردگان » تشکیل می دادند؟

▬ « یونانیان » بارها پیمان شکستند و حتی « سفیران ایران » را مانند فرقه ی « طالبان »

به قتل رساندند؟

▬ جام « شوکران » به دست « سقرات » دادند و بسیاری از دانشمندان را تبعید و مجبور به

فرار کردند؟

▬ امپراتوران دیوانه و خونریز رُمی با استبداد کامل به حکمروایی می پرداختند و از « سنا »

یک مجلس کاسه لیس ساخته بودند؟

▬ پس از این دوران درخشان!! ننگین ترین دوره ی بشری ــــ قرون وسطا ــــ نیز فراموش شده

است؟

▬ آیا حکومت های استبدادی « لویی ها » و « ناپلئون » و حکومت فاشیستی « هیتلر » و

« موسولینی » از یادها رفته است؟

اینک اگر به « شاهنامه ی فردوسی » بنگریم در می یابیم که بارها پادشاهان ایران از سوی

مردم و شورای فرزانگان ، برکنار یا برگزیده شده اند. سردارانی چون « زال » و « رستم » هرگز

از توان نظامی خود برای چنگ انداختن به تاج و تخت ، بهره برداری نکردند.

نگرش به « شایسته سالاری » تا آنجا بود که در زمان « خشایارشا » ، فرماندهی نیروی

دریایی ایران با زنی دلاور به نام « آرتمیس » بود که به جنگ با « یاغیان یونانی » شتافت.

یونانیانی که زنان را در رده ی « بردگان » می انگاشتند.

■ « اینیاتسیو سیلونه » :
{ تنها دوره ی رواج دیکتاتوری که از نظر شدت و حدت با دوره ی کنونی دیکتاتوری ( دهه ی 30

میلادی ) قابل مقایسه می باشد ، در قرن 7 و 6 پیش از میلاد در « یونان » بوده است.

اکثر شهرهای یونانی ، دستخوش جنگهای خونین داخلی بود ؛ جنگهایی که در آنها یک حزب

اشرافی و یک حزب دموکراتیک بر سر قدرت به جان هم می افتادند. رهبری حزب توده ها

در دست یکی از اعضای خاندان های اشرافی قدیمی بود که پس از کسب قدرت ، حکومتی

استبدادی بر پا می کرد. خاندان های اشرافی رقیب خود را به تبعید می فرستاد ، اموال

آن ها را مصادره می کرد و میان پیروان خود پخش می کرد ...

فرماندهی که در میان سربازان تازه به خدمت گرفته شده ، نفوذی به هم می زد ، به سهولت

می توانست از آنان برای کسب قدرت استفاده کند. به همین طریق بود « پیسیس ترات »

پسر « اپیوکرات » در زمانی که صحنه ی سیاسی « آتن » به دو جناح « ملاکان ثروتمند » و

« خُرده مالکان » تقسیم شده بود ، جناح سومی تشکیل داد و گروهی از ناآرام ترین جوانان

توده را که از زمان سربازی می شناخت و بر آن ها نفوذ داشت ، در آن گرد آورد. از این میان ،

" 50 " نفر را که از بقیه جسورتر و قوی تر بودند انتخاب کرد و آن ها را به « چوبدست » ،

مسلح کرد و با همین عده ساختمان « آکروپل » را اشغال کرد و « دیکتاتور آتن » شد. }

[ مکتب دیکتاتورها ▬ اینیاتسیو سیلونه ▬ ترجمه ی مهدی سحابی ▬ سال 1385 ▬
صفحه ی 29 و 30 ]

■ « آلوین تافلر » :
{ در حالی که جمعیت رنگین پوست ، 20 در سد کل جمعیت « آمریکا » را در " 1976 "

میلادی تشکیل می دهد ، فقط " 4 " در سد از کرسی های مجلس نمایندگان و 1 در سد

از کرسی های « سنا » به آن ها اختصاص یافته است. زنان که 50 در سد جمعیت را تشکیل

می دهند ، فقط 4 درسد کرسی های مجلس نمایندگان را اشغال کرده اند و در « سنا »

اصلاً نماینده ای ندارند. فقرا و جوانان باهوش ــــ اما لال ــــ و بسیاری گروههای دیگر به همان

ترتیب در وضعی غیر عادلانه برنامه دارند. }

[ موج سوم ▬ آلوین تافلر ▬ ترجمه ی شهیندخت خوارزمی ▬ سال 1378 ▬ صفحه ی
587 ]

در حالی که حق رأی زنان در « غرب » کمتر از یک قرن است که رواج یافته ، در

« ایران هخامنشی » ، بانویی به نام « آرتمیس » ، فرماندهی نیروی دریایی را به دست

می گیرد و در « ایران ساسانی » ، دو شاهبانو به نام های « پوراندخت » و « آزرمیدخت »

به پادشاهی می رسند.

تا چند هزار سال پیش از هخامنشیان ، ارج و احترام « زن ایرانی » را در فرهنگ « زرتشتی »

می یابیم ، به ویژه آن جا که « زرتشت » ، دخترش را آزاد می گذارد تا همسر خویش را

برگزیند.

■ « اینیاتسیو سیلونه » :
{ یکی از برداشت های احمقانه ی تفکر دموکراتیک این است که « خودکامگی » همیشه

ناشی از توطئه ی طبقات برتر جامعه ، علیه توده ی مردم بوده است. در حالی که برعکس ،

جباران دوران های قدیم ( یونان و رُم ) حتی هنگامی که خودشان از میان توده های مردم

برنخاسته بودند ، همیشه بر توده ها متکی بوده اند و مجبور به مبارزه با اشرافیت

می شدند. }

[ مکتب دیکتاتورها ▬ صفحه ی 78 ]







شرق و غرب



پرشیا؛ شهری آمریکایی با نامی به قدمت ایران

1:

وقتی می خوانیم که سرگرمی رومیان مبارزه گلادیاتور ها بوده هست!!! دیگر چه می توان فرمود؟!


از فیضیه یا انگلستان؟؟؟

2:

«در یونان باستان، برای شکنجه و اعدام مخالفان، وسیله ای ساخته شده بود به نام گاو برنزی.


یک سیستم آبرسانی ۵ هزار ساله، پشت سد سیمره کشف شد
این گاو که تماماً از برنز ساخته شده‌بود توخالی بوده و دری در پهلویش برنامه داشت .


سلیمان و داوود نبی در متون کلاسیک یونانی
محکوم را در داخل این گاو می‌انداختند و در زیر اون آتش می‌افروختند تا فلز اون کاملاً داغ و گداخته شود.


سكه هاي كهن تركي
در نتیجه، محکوم در داخل این وسیله برشته‌شده و می‌مرد.


تمدن هاي پيش از آريايي هند
همچنین، هنگامی که کار شکنجه و اعدام به پایان می رسید و درِ گاو برنزی، گشوده می‌شد، هستخوان‌های آتش دیده ی قربانی، همچون جواهر می‌درخشید و از اونها برای ساخت دست‌بند هستفاده می‌شد»(Brazen bull - Wikipedia, the free encyclopedia)
در روم باستان هم کارهای غیر انسانی، کم نبود.


تصاویر دیده نشده از هیتلر، چرچیل و نازی ها در جنگ جهانی دوم
«ویل دورانت» در این خصوص می گوید: «متولد شدن در روم، خود حادثه ای خطرناک بود[چون] اگر کودک، ...


مناره و بقایای باستانی جم
کور و یا دختر بود، پدر به حکم سنّت می توانست او را بکشد.»(تاریخ تمدن ج 3، ص 66)
این مورد، تنها نمونه ای نیست که نشان می دهد کرامت و جان انسان ها در روم باستان اهمیت نداشت چراکه ویل دورانت، اضافه می کند: «برای لذت جویی و سرگرمی بیشتر هم که بود، حاکمان رومی دستور می دادند تا در مراسم جشن و شادی، بردگان، دو به دو باهم بجنگند تا یکی بتواند دیگری را به قتل برساند.

اونان در مراسم نمایشی، یک برده را دربرابر حیوانات وحشی مثل شیر، برنامه می دادند تا در مقابل دیگران، با هم پیکار نمايند.»(همان،ص 26)

جالبه که باز هم اون غربیان،ادعای امت سالاری می نمايند.در حالی که جمعیتی که در آتن حق رای داشتند،یک دهم جمعیت کل شهر هم نبودند.


3:

نمونه اون در طول تاریخ غرب همان جنگ گلادیاتور هاست که امپراطوران روم و اشرافیان بر سر جان امت شرط می بستند

4:

در یونان باستان زنان حق تماشای بازی های المپیک را نداشتند

در یونان باستان زنان حق رای نداشتند


50 out of 100 based on 25 user ratings 400 reviews

@