مردم دانا و نادان


مردم دانا و نادان



مردم دانا و نادان
بیشتر مردم اگر بتوانند و زحمت فکر کردن به خود بدهند، میپندارند جهانی که میشناسند تا ابد دوام خواهد داشت. برای آنان دشوار است که شیوه ای براستی متفاوت برای زندگی خود تجسم کنند، چه رسد به آنکه تمدنی جدید را تصور کنند. البته آنان متوجه هستند، که اشیاء و امور در تغییرند، اما میپندارند که تغییر و تحولات کنونی از کنار آنها خواهد گذشت، و هیچ چیز اساس اقتصاد و ساختار سیاسی را متزلزل نخواهد ساخت. این قبیل مردم با اطمینان تمام انتظار دارند که آینده تداوم حال باشد. رویداد های سیاسی و اقتصادی و دانش های نوین اخیر این تصویر اطمینان بخش از آینده را به شدت متزلزل ساخته، و تصویر یاس آور تری از آینده در میان مردم رواج روز افزون یافته است.
غالبا چیز های کوچک بیشترین و دیر پا ترین تغییرات را ایجاد کرده اند، مثلا دودکش، بیش از هر جریان فکری باعث تغییرات اجتماعی شده است. بدون وجود دودکش، همه باید در یک مکان مرکزی و در کنار آتش، در محوطه ای با سوراخی در سقف تنگ یکدیگر می نشستند. دودکش با خروجی های جداگانه اش، این امکان را پدید آورد که اتاق های متعدد، در یک واحد مسکونی گرم شوند. واحد های کوچک توانستند مستقلاً در کنار یکدیگر بنشینند. همبستگی قبیله ای در زمستان از بین رفت. هیچکس با فکر سنتی تاریخی نیست، که بگوید کاش دود کش یا حرارت مرکزی اختراع نمیشد. این قبیل اختراعات، یا مانند تلفن، که اینک از نظر ما مهم نیست، نا خواسته شیوه زندگی را تغییر داده است.

به بیان دیگر در قرن 21 موج و نسل دیگری از تمدن آغاز شده، و باز مانده گان از قرن گذشته در سردرگمی ها و نگرانیها و سرگردانی های شخصی گرفتارند، و در تعارض کامل با موج نو که رعد آسا می آید تا زمان و زندگی را بگیرد. اگر این را درک کنیم، آنگاه بسیاری از رویداد های به ظاهر بی معنی قابل درک میشوند، انقلاب در اراده و شعور و حرکتی نو برای بهترینها، مجدداً بقایی معقول و قابل تصور مقدور میشود.

دودکش و تلفن هر دو نوعی تکنولوژی هستند، که چکاننده بالقوه ناپیوستگی بشمار میروند، اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری است. حکومتها میتوانند برای مدتی آنرا به تاخیر اندازند، اما برای همیشه امکانپذیر نیست. کشورها بر اساس مزایای جغرافیایی و تاریخی و بر اساس مزایای نسبی خود دوران را می گذرانند. مزیت نسبی به معنای وجود چیزی است، که دیگران حاضرند بهای آنرا بپردازند، خواه این چیز نفت باشد، و یا مواد معدنی و یا نیروی کار ارزان، و یا مغز متفکر و یا منطقه توریستی. برای دنیای پیشرفته و کشور هایی با سابقه سنت گریزی بیشتر این مزایا مغز متفکر و تولیدات هوشمندانه است. با فروش خدمات هوشمندانه و دانش بالا رفاه گسترش پیدا میکند و پیامد آن تقاضا برای مردمان هوشمند و دانش بیشتر می باشد. بدین ترتیب جا برای کم داناها یا نادانها تنگ میشود، و زندگی برای کشور هایی با نادانی بیشتر سخترتر میگردد. سنت گریزها که طرفدار نو آوری و تغییرات هستند، با آمیختن دانش های جدید و ایجاد فکر هوشمندانه و زندگی هوشمندانه، در تمام شکل آن میتوانند تمام عرصه های تاریخی و جغرافیایی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را به راحتی در سراسر جهان بدست بگیرند، و هر آنچه که می خواهند، با مردم نادان بکنند. بنابر این نباید از این قافله تغییرات عقب افتاد.
ارگ



یکی از مشهورترین عکس های جنایی تاریخ

1:

دگرگون یا واژگون اندیشیدن
ملزوم موج سوم در تمدن نو، تغییر ناپیوسته میباشد، که مستلزم اندیشیدن ناپیوسته هست، در این گام نو برنامه هست، شیوه تازه انجام امور با شیوه های قدیم فرق داشته باشد، و این فرق صرفاً محصول پیشرفت شیوه های قدیم نباشد، در اون صورت نیازمند اون خواهیم بود، که به همه چیز به شیوه های تازه نگاه کنیم، و روشی تازه و دگرگون داشته باشیم.


بریتانیایی که تا ابد دست از استعمار بر نمی دارد
واژه ها پدید آمده حقیقتاً نشانه اندیشه تازه هست.


ماجرای اشک ریختن ستارخان، خاک میخوریم ! اما خاک نمی دهیم
تعجب آور نیست، که اندیشه واژگون ناپیوسته هیچگاه مورد پسند حامیان پیوستگی، و حفظ وضع موجود موج دومی نبوده هست.


سندی ارزشمند از زبان آذربایگان !!
تمدنی جدید در زندگی ما سر بر آورده، که کور دلان در همه جا سعی در سرکوب اون دارند.


در جستجوی زبان آذری پهلوی !!
این تمدن جدید اشکال جدید خانواده و شیوه های دگرگون شده کار و عشق و امرار معاش و اقتصاد نو و تعارضات سیاسی جدید، و فراتر از همه اینها آگاهی تغییر شکل یافته همراه دارد.


اگر در مغازه‌تان نماد «ولنتاین» ببینیم، عواقبش با شماست!
در قرن 21 انسان هایی واقعاً صاحب نفوذ و ارزشمند خواهند بود، که بتوانند با خلاقیت، گامی در تغییر اندیشه ها و ایجاد بینش های نو با روشی اصولی ناپیوسته بدهند، تا شیوه تفکر بشر در جبهه موج جدید تغییر کند، و کاملاً علمی گردد.


خلیج همیشه فارس...
شیوه های جدید اندیشیدن در باره چیز های آشنا میتوانند نیرو های تازه را آزاد کند، و انواع مختلف امور روزمره را براحتی میسر سازد.
در تفکر واژگون نیازی نیست به بزرگی اینشتین و یا مارکس اندیشید، بلکه میتوان به چیز های آشنا تر، که در اطرافمان هستند پرداخت.


قصه "شهرزاد" دروغ بود! بی‌اخلاقی در مورد حسین شریعتمداری در سریال مسئله‌دار +تصاویر
میتوان با خلاقیت هر کار کوچکی را برای یاد گیری بکار برد، و با این اندیشه جدید موج سومی با اون برخورد کرد.

مثلاً: وقتی به اداره ای میرویم باید از اونها بخواهیم و اصرار ورزیم، که امورشان را مدرن نمایند، و امت را به مثابه دارایی خود ندانند، و با برخورد خلاق موج سومی به اونها گوشزده کنیم.

در خرید مشوق فروشگاه هایی باشیم، که اصول تمدن جدید را دارند، و اونهایی که نمیدانند کارت خوان و صندوق هوشمند چیست، با ابتکار به اونها آموزش دهیم.

در معاشرت روزمره به دوستان خود از واژگون اندیشیدن و تغییرات ناپیوسته و موج سوم بگوییم.

در واقع تعارض بین گروه بندی های موج قبلی با موج سومی، پايه ی ترین تنش اجتماعی و سیاسی هست، که به جامعه امروز ما راه یافته هست.

روان درمانگران و رهبران فرقه ها و فالگیران و ساحره ها بازار گرمی دارند، و امتی که توانایی درک عبور امواج و تغییر ناپیوسته را ندارند، بی هدف برای مدوا های گوناگون سرگردان، و دست به دامان اونها هستند، و یا افرادی با این اعتقاد که واقعیت چیزی پوچ و جنون آمیز یا بی معنی هست، به انزوای بیمار گونه پناه میبرند.

رویداد های کنونی جهان مسیر طبیعی خود را طی میکند، و ما باید بتوانیم تغییرات سریع ناپیوسته و موج سوم را از تاریخ کاملاً علمی بشناسیم، و بدیگران فرا دهیم.

2:

خود را باور داشته باشیم
خودخواهی مناسب، قالب ریزی دوباره، توانایی منفی، جملگی شنماينده اند.

متوقف کردن این روان نماينده های چرخه یادگیری اغلب به گونه ای ناخواسته آسانتر از تشویق و گسترش ذهنی و عملی اونهاست.

تصمیم گیری دیگران درباره ما و اینکه اجازه بدهیم دیگران آینده و سرنوشت برای ما بسازند، زائل نماينده این روان نماينده هاست.

انسان باید شخصاً روی خودش سرمایه گذاری کند و منتظر نشود و موقعيت ندهد تا دیگران برایش برنامه ریزی نمايند و تصمیم بگیرند.

یکی از بدترین شکل تصمیم گیری دیگران برای ما، تنظیم برنامه های درسی آموزشگاه های سنتی موج دومی هست، که در واقع باز دارنده روان نماينده ها می باشد.

علاقه مندی و احساس مسئولیت به خود و جامعه باعث میشود، درک کنیم تامین نماينده های دروس آموزشگاه های سنتی همه چیز دان نیستند، بلکه سردرگم هستند، و علاقه ای به تغییرات ندارند، در نتیجه علاقه ای به ما ندارند، پس ما باید به اشکال موج سومی با اونها که ضد چرخه یاد گیری و روان نماينده های اون هستند، برخورد کنیم.
با اینکه خود را باور داشته باشیم، یا همان خود خواهی مناسب آغاز میشود، اگر بدانیم و بفهمیم ساوقتی فاقد کارآرایی آشکار هست، و در عالم موج دومی گیر کرده و نمی تواند تغییر کند، و در نهایت به قهقرا می افتد و آینده ما و جامعه بنوعی با اون صدمه می بیند، می بایست با راه حل های موج سومی قرن 21 و دانایی با اون برخورد کنیم و باور داشته باشیم، می توانیم اونها را درست نماییم، و از تحقیر جا نزنیم و نگذاریم باور به خود را از دست دهیم.
انسان های موج قبلی در پی اون هستند، که خود و شغلشان را حفظ نمایند، که این برخلاف حرکت زمین زیر پایشان هست.

اعتماد نداشتن به خود زیان آور هست، افراد حقیری که به خود شک دارند، شاید به طرح پرسش هایی بپردازند، اما برای دریافت جواب یا انجام اقدام عملی، اصرار چندانی ندارند.

کسانی که به خود شک دارند، غالباً از موفقیت می ترسند.

موفقیت اونها را تحت فشار برنامه می دهد که مسئولیت بیشتری را برای اقدامات بیشتر بپذیرند.

برای بعضی ها برخورد با شکست آسانتر هست، بخصوص اگر برای اون برنامه ریزی کرده باشند.

باید اونقدر اعتماد به نفس داشت، که شکست یا موفقیت خود را براحتی پذیرفت و در جهت ادامه یاد گیری بکار برد.


74 out of 100 based on 29 user ratings 454 reviews

@