۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی



۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی
۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

هرچند نسبت به حفظ زبان‌ها و گویش‌ها باید نهایت تلاش را کرد و حتی مانع از معدوم شدن گویشی با یک متکلم شد ولی نسبت به نگارش و حروف نباید متعصبانه برخورد کرد. کتاب‌های متعددی با الفبای کنونی عربی یا فارسی در طول هزاره گذشته تحریر شده است لیکن در جایی به قداست یا مستحب یا واجب بودن حفظ این الفبا برخورد نکرده‌ام. اگر الفبا قداست داشت بایستی الفبایی که مولی امیرالمومنین (ع) قرآن کریم را نخستین بار با آن الفبا تحریر کردند، حفظ می‌شد و اکنون الفباهای نبطی یا سریانی متداول می‌شدند. حضرت علی(ع) که نمی‌توانستند برخلاف سواد و خواست مردم حجاز تحریر کنند. برای همین بود که با الفبایی تحریر می‌کردند که مصوت‌ها در بطن کلمه وجود نداشت. حتی نقطه نیز در آن الفبا وجود نداشت.


۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


یول‌پرس – محمدصادق نائبی:

این مقاله صرفاً درباره رسم الخط کنونی زبان فارسی (یا عربی) است و نواقص و معایب آنرا در مقابل حروف الفبای لاتین (یا انگلیسی) مقایسه می‌کنیم و درباره زبان فارسی قضاوت یا پیشنهادی نمی‌کنیم، چرا که تردیدی نیست که این زبان از هزاره‌های گذشته زبان به زبان و قلم به قلم چرخیده و همراه با دنیایی از شعر، ضرب‌المثل و کتب علمی و ادبی به ما رسیده است.
هرچند نسبت به حفظ زبان‌ها و گویش‌ها باید نهایت تلاش را کرد و حتی مانع از معدوم شدن گویشی با یک متکلم شد ولی نسبت به نگارش و حروف نباید متعصبانه برخورد کرد. کتاب‌های متعددی با الفبای کنونی عربی یا فارسی در طول هزاره گذشته تحریر شده است لیکن در جایی به قداست یا مستحب یا واجب بودن حفظ این الفبا برخورد نکرده‌ام. اگر الفبا قداست داشت بایستی الفبایی که مولی امیرالمومنین (ع) قرآن کریم را نخستین بار با آن الفبا تحریر کردند، حفظ می‌شد و اکنون الفباهای نبطی یا سریانی متداول می‌شدند. حضرت علی(ع) که نمی‌توانستند برخلاف سواد و خواست مردم حجاز تحریر کنند. برای همین بود که با الفبایی تحریر می‌کردند که مصوت‌ها در بطن کلمه وجود نداشت. حتی نقطه نیز در آن الفبا وجود نداشت.

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

محمدصادق نائبی با تغییر الفبای کنونی به الفبای جهانی، نه تنها حافظ و سعدی را از دست نمی دهیم بلکه دیگران نیز حتی بدون فهم دواوین زیبای فارسی می توانند آنرا قرائت کرده و از بحور عروضی اش لذت ببرند.
پیشتر قابل ذکر است که در هر زبان، اهمیت الفبا بسیار کمتر از دیگر گنجینه های آن زبان است. همین الآن خود ما در عرض چند دقیقه می توانیم برای ۳۲ حرف خود ۳۲ علامت اختیار کنیم و آنرا الفبای جدید بنامیم اما اگر این الفبا منطقی نباشد، ممکن است آن زبان را به چالش و بن بست بکشاند.
نگارنده به خود حق می دهم درباره دو نوع الفبای فارسی و لاتین قضاوت کنم چرا که نه در شرع مقدس برای الفبای کنونی حرمت و قداست یا اجبار و استحبابی تعریف شده است و نه دلیلی بر نگرانی بابت از بین رفتن زبان یا کتب تاریخی یا فولکلور عظیم نیاکانمان می بینم. لذا ماحصل تحقیق خود مبنی بر ۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی را ارائه می دهم و قضاوت را به خواننده می سپارم:

الفبای یک طبقه لاتین در مقابل الفبای ۴ طبقه فارسی

الفبای لاتین یک طبقه است و تمامی حرکه ها و حروف در دل کلمه شکل می گیرد ولی الفبای فارسی ۴ طبقه است و سرعت قرائت خواننده را کُند و احتمال غلط خوانی را زیاد می کند. برای نمونه کلمه “لِذَّت” را ملاحظه فرمایید. یک ردیف شامل حروف صامت است (ل.ذ.ت). یک طبقه فوقانی شامل علامت تشدید ( ّ ) است. طبقه بالاتر شامل حرکه فتحه ( َ ) در بالای تشدید است. از طرفی یک طبقه زیرین در زیر حرف صامت لام شامل حرکه کسره ( ِ ) می باشد. پس خواننده الفبای فارسی باید همچنان چهارطبقه را تحت کنترل خود داشته و پیش برود اما خواننده لاتین فقط یک طبقه را خوانده و پیش می رود. مثلا همین کلمه را در یک طبقه اینچنین می خواند: Lezzat . اگر بهانه بیآوریم که در فارسی بدون علامت فقط حروف را می نویسیم به دلایلی که در ادامه ذکر خواهد شد گاهی اجتناب ناپذیر و گاهی دچار سردرگمی می شود و مشابه این است که بصورت لاتین همین Lezzat را Lzt بنویسیم!

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

هم عرضی و هم ارتفاعی حروف لاتین

تقریبا تمام حروف لاتین دارای پهنای یکسانی هستند (غیر از دو حرف پهن M و W و حرف باریک I). اما در حروف فارسی از حروف پهنی مانند “ک/گ/س/ش/ص/ض” داریم تا حروف لاغری مانند “ا/ه”. از نظر ارتفاعی نیز حروف فارسی فضای زیادی را از سقفِ کشیده ی کاف تا کف میم اشغال می کند. به جدول زیر عنایت داشته باشید: دو حرف پهن و ارتفاع دار انگلیسی تنها ۴ خانه اشغال می کنند اما دو حرف ارتفاع دار و کف دار فارسی مانند “کش”، ۱۲ خانه را اشغال می کنند یعنی ۳ برابر نگارش لاتین!

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

تنوع شکلی کمتر حروف لاتین
حروف انگلیسی ۲۶ حرف است که در ابتدای کلمه، از حرف بزرگ و در مابقی از حروف کوچکتر استفاده می شود. مجموعه حروف بزرگ و کوچک انگلیسی تنها دارای ۴۰ شکل هستند اما الفبای فارسی به اسم دارای ۳۲ حرف، به تلفظ دارای ۲۴ حرف و به نگارش در حدود ۱۰۰ شکل می باشد که یادگیری آنها برای کودک اول دبستانی سخت است. مثلا حرف “ع” با اینکه در فارسی تلفظ ندارد و همان “الف” خوانده می شود لیکن به شکل های متنوع “عـ ، ـعـ ، ـع ، ع” نوشته می شود، مانند “علم، معلم، سمع، وداع”. یا حرف هـ به چهار صورت “هـ ، ـهـ ، ـه ، ه” درمی آید. لذا یک کودک دبستانی برای آموزش الفبای فارسی باید ۲٫۵ برابر بیش از الفبای لاتین زحمت بکشد.

تفاوت و تقلب ناپذیری و امنیت حروف لاتین

گویا ایجاد عدد و حرف فارسی براساس کمترین اَشکال بوده و اعداد و حروف را از همدیگر ایجاد کرده اند. یادم هست معلم ابتدائی مان ابتدا حرف “ب” را می آموخت و از روی آن حروف “پ ، ت ، ث ، نـ ، یـ” را یاد می داد. نگارشی که در آن با یک نقطه می توان ۶ حرف دیگر ساخت یا پایه پنج عدد، یکسان باشد، به شدت تغییرپذیر و تحریف پذیر و جعل پذیر است. برای همین راهنمایی و رانندگی از بین ۳۲ حرف فارسی تنها از ۱۵ حرف استفاده می کند. حروف “رـ زـ ژ” و حتی “و” براحتی قابل تبدیل بهم هستند. حروف “ج ـ چ ـ ح ـ خ” همینگونه اند. حروف “ب ـ پ ـ ت ـ ث” و حتی “نـ” و “یـ” قابل تحریف هستند. کافیست یک نقطه از حکم “اعدام بشود” جابجا شود تا حکم به “اعدام نشود” تبدیل شود. ولی حروف و اعداد لاتین شباهتی بهم ندارند و جز حرف Q قابلیت تبدیل ندارند و هیچ حرف انگلیسی با یک نقطه تحریف نمی شود.

تفاوت و تقلب ناپذیری و امنیت اعداد لاتین

عدد انگلیسی مانند حرف انگلیسی دارای امنیت است. عدد در نگارش فارسی بخاطر تشابه بیش از حد آنها و زائیده شدنشان از یک عدد، دارای بحرانی به نام تقلب یا تحریف یا تبدیل است. اگر اعداد لاتین را ملاحظه کنید هیچیک قابل تبدیل به هم نیستند: “۰۱۲۳۴۵۶۷۸۹”. حتی دلیل اینکه عدد ۴ به دو صورت نوشته می شود این است که اولی می تواند از عدد ۱ استخراج شود لذا ستون ۱ را از آن حذف کرده اند. درحالیکه اعداد فارسی به شدت تقلب پذیر یا تبدیل پذیر به هم هستند. می توان به راحتی عدد ۱ را به ۲ و ۲ را به ۳ و ۳ را به ۴ تبدیل کرد. می توان ۱ را به ۹ هم تبدیل کرد. می توان به راحتی عدد صفر (۰) را به هر عددی تقلب کرد. با این اوصاف باید نگران چکهای بانکی یا نمرات درسی و هزاران مشکل دیگر بود. مشکل در نگارش اعداد فارسی فقط محدود به تقلب و دزدی نیست بلکه در شرایط عادی نیز تشخیص عدد ۲ یا ۳ برای یک خواننده یا پلیس راهنمایی رانندگی سخت است.
حرکه ها جزء لاینفک کلمات

حرکه ها در نگارش انگلیسی جزء لاینفک کلمه هستند ولی در فارسی برای راحتی کار آنرا حذف می کنیم که این کار در بسیاری موارد خواننده را دچار مشکل می کند و اگر کلمه، ناآشنا باشد خواننده را گیج خواهد کرد. “کره” را چه می خوانید؟ کَره یا کُره یا کُرّه؟ لابد می گویند باید از جمله استباط شود! چرا کلمه مجرد را نباید بتوانیم بدون جمله بخوانیم؟ خب! در جمله ممکن است “کَره ی خر” بخوانیم یا “کُرّه خر”! یا مثلاً “بر” را چه بخوانیم؟ “بَر ، بُر ، بِرّ ، بَرّ “؟ بارها دیده ایم که خواننده یا گوینده در کلماتی مانند “سحر، شکوه، شکر ، صفر، …” درنگ می کند.

همجهتی عدد و حرف

در نگارش لاتین مسیر حرکت حرف و عدد یکسان و از چپ به راست است ولی خلاف جهت بودن آن دو در نگارش فارسی همواره خواننده را سردرگم می کند. در تایپ کامپیوتری در نوشتن تاریخ یا ممیز و یا شماره نامه های اداری حاوی عدد و حرف، حروف و اعداد بهم می ریزند. در جمله خوانی درحالیکه از راست به چپ در حال قرائت هستیم وقتی به عدد می رسیم باید از چپ به راست در خلاف جهت برگردیم و دوباره حرکت از راست به چپ را ادامه دهیم. مانند ” من مبلغ ۲۳۵۰۰۰ تومان گرفتم”. یا بارها در اخبار رسمی رسانه ها می خوانیم که “۳۱/۵ درصد مردم …” و جالب اینکه خواننده می داند منظور همان ۳۱٫۵ درصد است!

نداشتن مبنای نگارش یکسان فارسی

در نگارش لاتین (نه زبان انگلیسی)، نگارش کلمه منحصر به فرد است ولی در نگارش فارسی نه. مثلا نمی دانیم برای چه “خور” را در ابتدای خورشید با “و” بنویسیم ولی همان تلفظ را در “خرداد” بدون “و” بنویسیم؟ جالب است که در هر دو مورد “خور” به معنای آفتاب است! درحالیکه در نگارش لاتین Khor را در ابتدای هر دو کلمه مشابه هم می نویسیم: Khorshid و Khordad.

یکدستی نام حروف لاتین

از دیگر مشکلات نگارش فارسی، نام حروف است. می نویسیم: “ص” و می خوانیم “صاد”. آن یکی را می نویسیم: “ط” و می خوانیم: “طای مألّف”. می توان همگی را بصورت یکدست با یک کسره یا فتحه یا صدای “ای” نامید. مانند “اـ بِ ـ تِ ـ ثِ ـ …” یا “ا ـ بَ ـ تَ ـ ثَ ـ …” و یا “ای ـ بی ـ تی ـ ثی ـ …”. اگر چنین نامگذاری شود در مخفف سازی کلمات کار راحتتری می توانیم داشته باشیم. اگر به نام حروف لاتین توجه کنید از ابتدا تا انتها دارای هارمونیک و زیبایی و آسانی تلفظ هستند.

چند حرف فارسی نماینده یک حرف

برای کودک دبستانی تفهیم این نکته سخت است که چرا ۴ حرف “ز ـ ذ ـ ظ ـ ض” همگی “ز” خوانده می شود یا ۳ نوع حرف “س ـ ص ـ ث ” همگی “س” خوانده می شود. در نگارش لاتین همه اینها یکسان نوشته می شود و “سواب، صواب، ثواب” را بصورت “Savab ” می نویسیم. لازم به تأکید است می توان با گذاشتن نقطه یا حرکت روی حروفی مثل Z، علاوه بر خواندن بصورت “ز” می توان به خاستگاه آن نیز اشاره داشت. مانند:

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

یک حرف فارسی نماینده چند حرف

در نگارش فارسی علاوه بر مشکل ” چند حرف نماینده یک حرف ” مشکل دیگری داریم به نام “یک حرف نماینده چند حرف”! حروفی با علامت “و” یا “ی” یا “ـه” که چندین نقش دارند و گاهی ممکن است بدون نقش حالت خنثی داشته باشند و خوانده نشوند! نقش “و” را در این کلمات مقایسه کنید: “تو، توسن، مو، وام ، خواهر”! اولی TO ،دومی TOOSAN ، سومی MUU ، چهارمی VAM و پنجمی هیچ! چه سخت است تشخیص دهیم یک حرف کدامیک از ۵ تلفظ را دارد؟

یکپارچکی کلمه در انگلیسی و شکستگی در فارسی

یک کلمه مستقل در نگارش لاتین شکل یکپارچه دارد و تمام پسوندها و پیشوندها نیز اگر به کلمه اضافه شوند، شکل کلمه، یکپارچه می ماند درحالیکه در نگارش فارسی یک کلمه مستقل ممکن است چند تکه شده و باعث طولانی تر شدن نگارش شود و گاهی خواننده در یافتن اینکه این جزء مربوط به کلمه قبل است یا بعد، سردرگم شود. مثلا “می دیده اند” یک کلمه است ولی سه تکه شده است. همین کلمه در نگارش لاتین بصورت یکپارچه Mi’dide’and نوشته می شود. سردرگمی در نگارش فارسی در جداسازی یا یکپارچه سازی زیاد است و نمی دانیم برای چه “علیزاده” یکپارچه نوشته می شود اما “حسین زاده” نه!

مخفف سازی کلمات

نگارش لاتین به زیبایی، مخفف پذیر است و چن
دین کلمه را در یک مخفف کوتاه جمع می کنند مانند Laser، BOM، ASTM . این کار در نگارش فارسی سخت و گاهی نشدنی است. مثلا اگر دیوان محاسبات کشور را به نگارش فارسی بخواهیم مخفف سازی کنیم باید آنرا “د.م.ک” بنامیم ولی در نگارش لاتین آنرا DMK (دی.ام.کی) می گوییم. گزیده سازی یا مخفف سازی زیبای واژگان انگلیسی به دو دلیل است: الفبای لاتین + تلفظ هارمونیک حروف.

مشکل در پلاک گذاری خودروها

پلاک خودروی ایرانی سمبل تمامی ضعفها و مشکلات مربوط به الفبا و اعداد زبان فارسی است و یکی از غیراستانداردترین و طولانی ترین پلاکهاست. پلاکی دراز با ۸ کاراکتر که زیبایی تعدادی از خودروهای لوکس را بهم می ریزد و پلیس را در خواندن پلاک سردرگم کرده و گاهی او را در خواندن پلاک خودروی متخلف ناکام می گذارد. دلیل آن واضح است: همان یک حرف وسط پلاک! کافی بود بجای این یک حرف فارسی از دو حرف لاتین استفاده می کردیم آنوقت به طرز معجزه آسایی شاهد ۷ برابر شدن ظرفیت پلاک گذاری می شدیم. دلیلش این است که اولاً آن یک حرف فارسی فقط شامل ۱۵ حرف از ۳۲ حرف است (بخاطر حذف حروف مشابه). ثانیاً با نگارش فارسی نمی توان دو حرف در وسط برنامه داد، مانند “ایران ۶۸/ ۳۲۶ ص خ ۷۸”. درحالیکه با نگارش لاتین اولاً بجای ۱۵ حرف غیرمشابه فارسی می توان از ۲۵ حرف لاتین (منهای Q که مشابه O است) استفاده کرد. ثانیاً بخاطر ساختار حروف لاتین می توان چند حرف در کنار هم برنامه داد. مقایسه سه پلاک زیر را ببینید و با آنهمه ظرفیت اضافه شده، قضاوت کنید که خواندن کدام پلاک آسانتر است؟ برای متخلف تحریف کدام پلاک راحتتر است؟ کافیست یکی از پرچ ها را روی دندانه ۳ بزند تا عدد ۳۲۶ بصورت ۲۲۶ خوانده شود! از نظر ریاضی قابل اثبات است که با پلاک غیراستاندارد و ۸ کاراکتری کنونی حداکثر می توان ۷۲ میلیون خودرو را پلاک گذاری کرد (که هم اکنون پلاک گذاری تهران به بن بست رسیده است!) ولی با همین پلاک اما بصورت لاتین، ظرفیت آن ۲٫۵ برابر و با اندکی اصلاح ظرفیت پلاک گذاری به بالای ۵۰۰ میلیون خودرو یعنی ۷ برابر ظرفیت کنونی می رسد!

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی
مشکل در کیبورد

کیبورد یک استاندارد بین المللی دارد که کارخانه سازنده براساس حروف لاتین آنرا می چیند و همه سازندگان دنیا از ۲۰۰ کشور دنیا تمام کیبوردها را یکدست می سازند ولی ما در ایران همواره دنبال حرف “پ” یا “ژ” می گردیم و آنرا در زیر اینتر یا روی Tab کشف می کنیم. به محض عادت به یک کیبورد، کیبورد دیگری از راه می رسد و باز دنبال کشف حروف می گردیم و با چسباندن حروف فارسی در کنار حروف لاتین، کیبورد را شلوغ می کنیم.

استانداردسازی جهانی نگارش

فرض کنید یک توریست در ایران تصادف می کند و راننده ایرانی فرار می کند. آن توریست چگونه می تواند پلاک خودرو را یادداشت کند؟ یا چگونه می تواند کوچه ها و خیابانها و مغازه ها را تشخیص دهد؟ درحالیکه اگر همین کلمات فارسی به الفبای لاتین نوشته شود خیلی از مشکلات او حل می شود.

مشکل کلمات دخیل عربی در فارسی

عیسی بنویسیم ولی عیسا بخوانیم. طه بنویسیم و طاها بخوانیم. چه گناه شرعی محتمل است اگر عیسی و طه را عیسا و طاها و یا بصورت لاتین isa و taha بنویسیم؟

انطباق نگارش با زبان موسیقی

نت های موسیقی از چپ به راست نوشته می شود. وقتی تصنیفی را می خوانیم باید شعری روی ملودی سوار کنیم تا خواننده نت به نت آنرا بخواند. چطور می شود نت ها تک به تک از چپ به راست نوشته شوند و بخواهیم کلمات فارسی را حرف به حرف روی آنها بنویسیم؟ مجبوریم کلمات فارسی را چند تکه کرده و به ازای چند نت آنها را نشان دهیم تا خواننده با یک کلکی متوجه شود که چه را کجا بخواند؟! مثلاً “ای پیک پی خجسته” را از چپ به راست بنویسیم: “ن دوست+ری نشا+خجسته که دا+که پی+ایپی”. درحالیکه در نگارش لاتین اصلا می توان حرف به حرف روی نتها نشان داد چراکه هم چپ نویس است و هم حروف منفصل دارد. البته در نتها کلمات فارسی را لاتین می نویسند مانند ترانه زیر به نام “دایه دایه وقته جنگه”:

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی
اتصالی و انفصالی بودن نگارش

نگارش لاتین براساس حروف منفصل است ولی نگارش فارسی براساس حروف متصل. بسیاری از مشکلات نگارش فارسی که اشاره شد، بر سر همین اتصالی بودن حروفش است. افزایش و تنوع نگارش حروف به حدود ۱۰۰ نوع، مشکل نت نویسی، تقطیع شعری، مخفف سازی کلمات، پلاک گذاری خودروها و … بخاطر اتصالی بودن حروف نگارش کنونی است.

تغییر لهجه

آخرین مورد از مشکلات الفبای کنونی فارسی را در انحراف لهجه ها و یا تولید لهجه ها می دانم. می نویسیم: “کتاب” اما هر کسی بنا بر لهجه خود یکی “کیتاب” میخواند، دیگری “کَتاب” می خواند و آن یکی “کِتاب”! ولی اگر آنرا بصورت Ketab بنویسیم کمترین خطا را خواهیم داشت. لهجه فقط آن نیست که کتاب را کیتاب بخوانیم بلکه اگر نادانسته گَواهینامه را گُواهینامه بخوانیم، می شود لهجه! حتی تحصیل کرده ها هم گاهی نمی دانند “گَواه” درست است یا “گُواه”؟ “عَطر” صحیح است یا “عِطر”؟ “گالُری” باید خواند یا “گالِری”؟ لیکن با حروف لاتین تلفظ صحیح کلمات را یاد می گیریم: Gavah, Etr, Galeri.


از خوانندگان عزیز تقاضا دارم با ارسال نقطه نظرات خود به اینجانب، این تحقیق را تکمیل فرمایید. با تشکر محمدصادق نائبی

http://yolpress.ir/?p=10302



جنگ های صلیبی

1:






درود
نوشتار متصل اتفاقا بسیار بهتر هست، حتی زبان انگلیسی را هم بعضی افراد برای سرعت دادن به نوشتار و البته زیبایی بیشتر، بصورت تحریری و متصل می نویسند، که مطالعهاون برای افراد زبده هم مشکل هست.


تاریخچه المپیک








راز سر های بی بدن کشف شد

2:

ایرادهایی که گرفته درسته خب.
منکه روی زبان تعصب ندارم.
میتونیم نگارش رو با حروف انگلیسی انجام بدیم.
اصلا به مرور خود زبان رو هم انگلیسی کنیم خخخ
فکر کنید اگر زبانمون انگلیسی بود چقدر توی زندگی جلو می افتادیم.
چون انگلیسی زبان علم و فناوری و زبان هستاندارد بین المللیه.


افسانه و تاریخ


جهان اول، دوم و سوم

3:

مشکل دیگر شباهت زیاد ممیز و جدانماينده هزارگان در فارسیه، و همچنین این دوتا به عدد صفر هم نسبتا نزدیک و شبیه هستن (بخاطر کوچکیشون).
عملا در اکثر موارد از اسلش انگلیسی بجای ممیز یا جدانماينده هزارگان هستفاده میشه، که این خودش مشکلاتی رو ایجاد میکنه.


سیری در تاریخ فرانسه
و در عین حال خیلی وقتا بعنوان نماد عمل تقسیم/کسر هم از اسلش هستفاده میشه.
حالا اگر در انگلیسی مقایسه کنیم، نمادش برای ممیز، نقطه هست، برای جدانماينده هزارگان یه چیزی تقریبا شبیه ممیز و جدانماينده هزارگان فارسی داره (یک خط مورب کوچک)، و عدد صفر هم بجای یک نقطه یا دایرهء کوچک فارسی یک دایرهء بزرگ تره که با ممیز و جدانماينده هزارگان اشتباه نمیشه.


مساوات الاغها
البته عدد صفر و حرف o (بیشتر شکل بزرگش) در انگلیسی زیاد شبیه هم هستن و این بعضا مشکل سازه.


عکسی از سال 1964 کشور مجارستان که ......
بعضی وقتا وسط صفر یک خط مورب میذارن تا از حرف o تمیز داده بشه.


4:

موضوع تاپیک مزیت حروف لاتین بر فارسی هست نه حروف یا زبان انگلیسی.
اگر انگلیسی سخن فرمودن باعث پیشرف میشد خیلی از افریقاییها بایستی از ما پیشرفته تر می بودند چون نه تنها انگیسی سخن میگویند بلکه زبان ملی شان را هم از یاد برده اند

5:






این مورد بر می گردد به اینکه نوت های موسیقی را بر پايه زبان های اروپایی از چپ به راست می نویسند، این ربطی به زبان فارسی ندارد و برنامه دادی هست.








6:

با درود،

متاسفانه این شیوه نگرش تک بعدی به مقوله خط از سوی بسیاری از کسانی که مدعی زبان شناسی هستند گاه و بی گاه صورت می پذیرد...

برای این منظور یک نگاه به اولین اشتباهی که این دسته انجام می دهند می اندازیم و اگر لازم بود یک به یک موارد را باهم بررسی می کنیم.

الفبای یک طبقه لاتین در مقابل الفبای ۴ طبقه فارسی
تصور نمی کنید که در متن بالا از یک طبقه هستفاده کرده اید و طبقات دیگر دقیقا به مانند نوشتارهای لاتین مخفی هستند و نیازی به بکار گیری اونها ندارید؟!

مشکل این هست که اصوات کمکی را که به مصوت ها می شناسیم و یا علاماتی را که خود جنبه حروف صامت را دارند مانند _ّ و برای زیبایی نوشتار کاربرد دارند را ما طبقه می نامیم...

در صورتی که این اشتباهی هست جا افتاده در ذهن افراد...

مثال از انگلیسی:

son
sun


چرا هر دو را "سان" تلفظ می نمايند؟!

وقتی یک زبان شناس فرق بین نوشتار و زبان را نمی داند این می شود که ایراد می گیرد که "الفبای فارسی ۴ طبقه هست و سرعت قرائت خواننده را کُند و احتمال غلط خوانی را زیاد می کند."

مثال دیگر از یکی از زبان هایی که به حروف لاتین که خود اونهم در هر کشوری یک شکلی دارد و بعضی جاها نقطه دار و بعضی جاها نقطه ندار هست:

leicester

تلفظ می شود "لسته"...

؟!!!!!!

مگر این الفبا قادر نبوده هست که Leste را که معادل "لسته" هست بجای "leicester" بکار برد؟!

و چرا "لِیسِستِر" را "لسته" می خوانند؟!



موارد دیگر را هم اگر علاقه داشتید باهم مقایسه می کنیم...

تا ببینیم کدام زبان خط و نه رسم الخط کامل و یا ناقص هست...

در انتها، تکرار می کنم اشتباه منتقدین به رسم الخط فارسی/عربی (مدرن ترین رسم الخط آدمی زاد) این هست که اونرا به صورت سلیقه ای با تحولات مدرن زبانی مقایسه می نمايند.

7:

از خوانندگان عزیز تقاضا دارم با ارسال نقطه نظرات خود به اینجانب، این تحقیق را تکمیل فرمایید.

با تشکر محمدصادق نائبی


http://yolpress.ir/?p=10302

8:

خب فقط زبان که به تنهایی لزوما تعیین نماينده نیست.

فقط یک عامل مثبت میتونه باشه.

حالا بستگی داره شرایط و پارامترهای مثبت و منفی دیگر هم تا چه حدی کمک کنن یا اثر منفی بذارن.
دلیل و اثباتی نمیشه چون آفریقایی ها پیشرفته نشدن پس زبان انگلیسی کمکی به پیشرفت نمیکنه.

ضمنا از کجا معلوم شاید همین قدر هم که پیشرفت دارن اگر زبان بومی داشتن نمیداشتن!

9:

با درود،

بنده برای صادق نائبی، هم آدرس این جستار و هم بخشی از نقد را در قسمت کامنت ها ارسال کردم...

امیدوارم که همانطور که ادعا دارند اهل تک گویی نباشند و وارد فرمودمان شوند.


10:

یکی از بهترین دلیل هایی که برای تغییر الفبا به الفبای لاتین می توان پیدا کرد این هست که بی نظمی و چندگانگی تلفظ در فارسی یکی از اصلی ترین دلایلش حروف عربی ای هست که ما در نگارش فارسی از اون هستفاده می کنیم.



یکی دیگر اینکه با حروف عربی موقع مطالعهکلمات مرکب دچار ابهام می شویم.

مثلا ساختار "فرموده شده" را آدم نمی داند جمله فرض کند یا کلمه مرکب! به شخصه خیلی از مواقع موقع مطالعهمتون فارسی دچار درنگ و سکته می شوم و برای لحظه روند خواندنم دچار خلل و بریدگی می شود که این برای کسی که در کارش مطالعه زیاد می کند واقعا اعصاب خردکن هست؛ اما چنین مشکلی در متون لاتین اصلا پیش نمی آید.



مشکل بعدی این هست که تلفظ کلمات ناآشنا در ذهن انسان بد جا می افتد، چون بکاربرندگان اون عموما نشانه گزاری نمی نمايند و نتیجه این می شود که فردی ممکن هست دهه ها از سالیان زندگی اش گذشته باشد اما بخاطر الفبای ناقص زبانش کلمه ای را هنوز اشتباه تلفظ کند؛ چند وقت پیش یکی از منسوبین دولت که نام نمی برم، کلمه "مغلق" در سخنانش هستفاده کرد؛ خب شما الان این واژه را چطور تلفظ می کنید؟ تا حالا اون در جملات خود بکار برده اید؟ فرد مورد نظر ان را moghallagh تلفظ کرد که اشتباه هست و سپس دست کم 40 سال زندگی و فارسی صحبت کردن هنوز دستگیرش نشده بود که تلفظ درست اون moghlagh هست!

ایرادات جدی این الفبای امروزی بسیار هست که سر موقعيت می شود بیشتر در باب اون سخن فرمود.


11:

با درود،
برعکس اونچه تصور می کنید این مشکل در مورد الفبای لاتین بسیار دیده شده و می شود و این را اگر کمی با ترجمه ها و متون مورخین سده های اولیه اسلام آشنایی می داشتید متوجه می شدید که به همین دلیل که حروف لاتین در هر جایی یک صدا به خود گرفته هست و یکجور هستفاده می شود، باعث شده بود تا یک اسم به صد شکل مختلف توسط مورخین نوشته شود...

البته اگر شک دارید می توانید به نوع تلفظ حروف لاتین در زبان های مختلف اروپایی امروزین رجوع کنید تا شکتان برطرف شود.

اما همانطور که در جواب به مقاله سطحی آورده شده متذکر شدم این اشتباه که نوع نگاه به خط وجود دارد ریشه در درک نکردن درست زبان و ارتباط اون با خط و سیر تحولات هر دوی اونها هست...

که در آینده امید دارم این نگرش با کارهایی که به کمک یکی از دوستانم در حال انجامش هستیم، این نگرش اصلاح شود.

نوشته اصلي بوسيله mohiy نمايش نوشته ها
یکی دیگر اینکه با حروف عربی موقع مطالعهکلمات مرکب دچار ابهام می شویم.

مثلا ساختار "فرموده شده" را آدم نمی داند جمله فرض کند یا کلمه مرکب! به شخصه خیلی از مواقع موقع مطالعهمتون فارسی دچار درنگ و سکته می شوم و برای لحظه روند خواندنم دچار خلل و بریدگی می شود که این برای کسی که در کارش مطالعه زیاد می کند واقعا اعصاب خردکن هست؛ اما چنین مشکلی در متون لاتین اصلا پیش نمی آید.

یک مورد شخصی هست گویا بیشتر متون لاتین را مطالعه کرده و می کنید زیرا دقیقا برعکس شما بنده این حس را در پیوند با متون انگلیسی و همچنین فینگلیشی دارم...

اگر با خود خلوت کنید و یک پیامک فینگلیشی بلند را بخواهید مطالعه کنید و همان متن را با فونت فارسی اونوقت شاید نظرتان در مورد سکته های میان خوانشتان تغییر کند.

نوشته اصلي بوسيله mohiy نمايش نوشته ها
مشکل بعدی این هست که تلفظ کلمات ناآشنا در ذهن انسان بد جا می افتد، چون بکاربرندگان اون عموما نشانه گزاری نمی نمايند و نتیجه این می شود که فردی ممکن هست دهه ها از سالیان زندگی اش گذشته باشد اما بخاطر الفبای ناقص زبانش کلمه ای را هنوز اشتباه تلفظ کند؛ چند وقت پیش یکی از منسوبین دولت که نام نمی برم، کلمه "مغلق" در سخنانش هستفاده کرد؛ خب شما الان این واژه را چطور تلفظ می کنید؟ تا حالا اون در جملات خود بکار برده اید؟ فرد مورد نظر ان را moghallagh تلفظ کرد که اشتباه هست و سپس دست کم 40 سال زندگی و فارسی صحبت کردن هنوز دستگیرش نشده بود که تلفظ درست اون moghlagh است!

ایرادات جدی این الفبای امروزی بسیار هست که سر موقعيت می شود بیشتر در باب اون سخن فرمود.
شما مغلق را هر جور که دوست دارید بخوانید شک نکنید که اشتباه نخوانده اید زیرا با شناختی که بنده از زبان های ایرانی دارم حتما اونرا به یکی از لهجه های شیرین ایرانی ادا کرده اید...

فقط یک مورد را که در فرهنگ دهخدا آمده هست در مورد مغلق برایتان می گذارم تا بازهم کمی دیدگاهتان نسبت به مدرن ترین رسم الخط بشر تغییر کند.

مغلق .

[ م ُ غ َل ْ ل َ ] (ع ص ) بسته .

همانطور که می ببنید حرف "ل" هم با ساکن آمده و هم با فتحه که البته شما اگر این سخن بنده را بی ادبی نبینید و کمی با زبان هم (ماهیت اصلی زبان) آشنا باشید می فهمید که معقد هم همان مغلق است...

که در اون چند قانون واج شناسی هموقت روی داده هست.

اما همانطور که در جواب به اون مقاله آوردم یک سوال ساده از شما می کنم واژه زیر را در زبان انگلیسی چه تلفظ باید کرد و اونرا امروزه چه تلفظ می نمايند:

leicester

پست 7 را حتما بخوانید و در مورد اونچه عنوان کردم نیز درست تحقیق کنید.


12:

سلام.

چرا خود را با غرب مقایسه می کنید؟ ایا باید دنباله رو اونها باشیم؟ یعنی حتما باید غربی ها یک کاری را بنمايند تا ما فکر کنیم شدنی و درست هست؟ اونهادر این قرن گذشته صدها تغییر و تحول فرهنگی در جوامع خود ایجاد کرده اند و گوشه چشمی نیز به ما و جامعه شرقی ما نداشته اند؛ ما چرا باید همیشه اونها را ملاک کار خود برنامه دهیم.

لاتین کردن حروف خوش خدمتی به غرب نیست که اونها را ملاک کار برنامه دهیم؛ ما برای بهبود زبان و نحوه تعامل امتان کشورمان چنین می کنیم همان طور که دنیای اسلام 1200 سال پیش از خظ کوفی دل برید و برای بهبود نحوه برقراری ارتباط الفبای روشن تری را اختیار کرد.





یک مورد شخصی هست گویا بیشتر متون لاتین را مطالعه کرده و می کنید زیرا دقیقا برعکس شما بنده این حس را در پیوند با متون انگلیسی و همچنین فینگلیشی دارم...

اگر با خود خلوت کنید و یک پیامک فینگلیشی بلند را بخواهید مطالعه کنید و همان متن را با فونت فارسی اونوقت شاید نظرتان در مورد سکته های میان خوانشتان تغییر کند.
این به عادت اشخاص بر می گردد و قیاس شما نادرست هست.

من یک شرایط نرمال را که اشخاص پس از مدتی طولانی هستفاده از حروف، به اون عادت کرده اند و حافظه تصویری شان با اون هماهنگی پیدا کرده، مد نظر داشتم.

طبیعی هست که شما فارسی را با الفبای عربی بهتر بخوانید.

البته شما که سالها در مدرسه و محیط فارسی را با حروف عربی خوانده اید.

تعجبی ندارد.





شما مغلق را هر جور که دوست دارید بخوانید شک نکنید که اشتباه نخوانده اید زیرا با شناختی که بنده از زبان های ایرانی دارم حتما اونرا به یکی از لهجه های شیرین ایرانی ادا کرده اید...

فقط یک مورد را که در فرهنگ دهخدا آمده هست در مورد مغلق برایتان می گذارم تا بازهم کمی دیدگاهتان نسبت به مدرن ترین رسم الخط بشر تغییر کند.

اون مورد سومی که در لغت نامه ضبط شده در فارسی وجود ندارد.

مانند این هست که technician را در انگلیسی تکنیسین به شکل فرانسوی تلفظ کنیم.اگر در همان لغت نامه نگاه کنید برای کلام پیچیده که امروز واژه مغلق فقط برای اون معادل دارد، از همین تلفظ هستفاده شده و در سایر موارد برای "کلام پیچیده" معادل واقع نشده.




همانطور که می ببنید حرف "ل" هم با ساکن آمده و هم با فتحه که البته شما اگر این سخن بنده را بی ادبی نبینید و کمی با زبان هم (ماهیت اصلی زبان) آشنا باشید می فهمید که معقد هم همان مغلق است...

که در اون چند قانون واج شناسی هموقت روی داده هست.

متوجه نشدم؛
اما همانطور که در جواب به اون مقاله آوردم یک سوال ساده از شما می کنم واژه زیر را در زبان انگلیسی چه تلفظ باید کرد و اونرا امروزه چه تلفظ می نمايند:


پست 7 را حتما بخوانید و در مورد اونچه عنوان کردم نیز درست تحقیق کنید.
همان طور که در بالا فرمودم برنامه نیست دنباله رو کسی باشیم.


13:

سلام،
اگر به اون موارد که باهم مقایسه می کردید رجوع کنید متوجه می شوید که برعکس اونچه ادعا می کنید این شما هستید که دنبال روی از غرب و هستفاده از هر چیزی که رنگ غربی دارد ( مانند خط لاتین) را بسیار دوست می دارید و تبلیغ می کنید، اونهم با ایراداتی که اصولا ایراد نبوده و اگر هم باشند مواردی هستند که به این سادگی که شما تصور می کنید حل نمی شوند که بخواهیم یک الفبای قرون وسطی را بجای الفبایی که ایرادات بسیار کمتری نسبت به اون دارد بکار ببریم و پی بند اون هزاران مشکل دیگر را برای خود و آیندگان تولید کنیم.

در مورد موارد تخصصی تر هم، مانند خط کوفی و یا اینکه اروپاییان چندین مرحله تحول داشته اند طی قرون گذشته یا خیر، تصور نمی کنم اطلاعات شما اونقدری باشد که بخواهیم باهم وارد یک بحث کسل نماينده شویم...

اونهم وقتی که شما در تک تک واژگانتان همان چیزی که غربیان سالیان سال هست که با تبلیغات خود تخمش را در نهاد شرقیان کاشته اند آشکار هست و اونهم الگو و یا کعبه دانستن غرب هست.

نوشته اصلي بوسيله mohiy نمايش نوشته ها
این به عادت اشخاص بر می گردد و قیاس شما نادرست هست.

من یک شرایط نرمال را که اشخاص پس از مدتی طولانی هستفاده از حروف، به اون عادت کرده اند و حافظه تصویری شان با اون هماهنگی پیدا کرده، مد نظر داشتم.

طبیعی هست که شما فارسی را با الفبای عربی بهتر بخوانید.

البته شما که سالها در مدرسه و محیط فارسی را با حروف عربی خوانده اید. تعجبی ندارد.

جالب هست که این قیاس نادرست را شما آغاز کردید و سپس اون وقتی به شما اثبات شد که این مورد شما یک مورد شخصی هست و تازه به صورت عمومی 6c28 از می گردد به این مهم که شما از ابتدا با کدام رسم الخط آشنایی پیدا کرده اید، حالا می گویید این قیاس اشتباه هست؟!!!!

پس اگر در هنگام مطالعهجملات شک و سکته ای روی داد بهتر هست بجای ایراد گرفتن به رسم الخط به نحوه آموزش خود بازگشتی کنیم.

نوشته اصلي بوسيله mohiy نمايش نوشته ها
اون مورد سومی که در لغت نامه ضبط شده در فارسی وجود ندارد. مانند این هست که technician را در انگلیسی تکنیسین به شکل فرانسوی تلفظ کنیم.اگر در همان لغت نامه نگاه کنید برای کلام پیچیده که امروز واژه مغلق فقط برای اون معادل دارد، از همین تلفظ هستفاده شده و در سایر موارد برای "کلام پیچیده" معادل واقع نشده.



متوجه نشدم؛
اگر متوجه می شدید بنده شک می کردم...

دوست من شما هنوز نمی دانید که فارسی که از اون سخن می گوییم یک لهجه از هزاران و بلکه میلیون ها لهجه دیگری هست که نه تنها در ایران بلکه در دنیا واژگان و نه جمله بندی ها با اون بیان می شود.

دو مثال می زنم از اون مجموعه ای که برنامه هست به زودی در فضای مجازی منتشر کنیم که البته از زحمات دوست عزیزم مهندس فروغی می باشند که بنده را در ساخت اون مجموعه یاری می نمايند.

1- در فارسی ما هم ره داریم و هم راه...حال کدام درست هست؟!

در مورد بالا قاعده حذف روی داده و "ا" در کلمه اول حذف شده هست...

دلیلش لهجه می باشد.

2- در لهجه مازندرانی به بخار آب، می یا می بگویند... که در لهجه های دیگر ما برای اون مه را هستفاده می کنیم...

این واژه علاوه بر این بسیار به مایه یا همان مایع شبیه هست که در بخش اول قواعد حذف و قلب و ...

روی داده هست و در بخش دوم علاوه بر قواعد واج شناسی قواعد معنی شناسی هم در اون تاثیر داشته هست و تغییر اندکی در معنی را نیز شاهد هستیم...

یعنی/ینی از مه/بخار مایع به خود مایع و یا بلعکس رسیده ایم.
می یا = میّا = مایّ = مایئ = مایع

در مورد معقد و مغلق هم این قواعد روی داده هست و علاوه بر تغییر واکه/حروف/اصوات جابجایی و قلب و نیز حذف را شاهد هستیم.

از همین روی هست که یکی از واژگان مترادف/هم معنی با مُغَلَق را مُعَقَد آورده اند...

و این امر برای شما که باز زبان و خط به صورت سطحی و ابتدایی آشنایی دارید امری هست غریب و عجیب و غیر قابل باور، که طبیعی هم هست.


نوشته اصلي بوسيله mohiy نمايش نوشته ها
همان طور که در بالا فرمودم برنامه نیست دنباله رو کسی باشیم.
پس چرا رسم الخط ابتدایی لاتین را در مقابل مدرن ترین رسم الخط بشر علم کرده اید و اونرا برتر نشان می دهید؟!



14:

الفبای انگلیسی یه سادگی و انعطاف و اختصار خاصی داره که توی علم و فناوری هم زیاد به درد خورده.
مثلا اگر الکترونیک کار کرده باشید با چیزی به اسم seven segment برخورد کردید.
به شکل زیر دقت کنید:
۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی
هر کدام از این قطعات الکترونیک که مشاهده میکنید از هفت قطعه لامپ ساخته شدن.

با همین هفت قطعه میشه تمام اعداد انگلیسی بعلاوه تعدادی از حروف انگلیسی رو نشون داد.
ولی برای فارسی آیا واقعا میشه با یک چنین قطعات کم و سادگی زیاد، چنین کاری کرد؟
البته امروزه که صفحات نمایش پیشرفته و LCD و این حرفها در خیلی کاربردها جایگزین چنین قطعات قدیمی تری شدن، مشکل حروف و پیچیدگی زبان خیلی کمتر شده، گرچه هنوز هم نمودهایی داره و بی تاثیر نیست.

بهرحال اون وقت های گذشته در مسیر پیشرفت علم و فناوری، این سادگی و کم هزینه بودن حروف و اعداد زبان انگلیسی برای خودش مزیت قابل توجهی بوده.

حتی هنوزم این سادگی و کم هزینه بودن به بهینه بودن هستفاده از منابع کمک میکنه.


15:

چه کاری بیشتر از نوشتن زبان فارسی به خط لاتینی می‌تواند ظلم به زبان فارسی و فرهنگ ایران باشد؟ نوشتن بی‌دلیل به زبان انگلیسی و یا نوشتن زبان فارسی به خط لاتینی، نشانه‌ای از احساس خودکم‌بینی در برابر فرهنگ جهانیِ غالب هست.

ای بسا آیندگان ما را برای این خوار شمردن و تحقیر فرهنگ بومی سرزنش نمايند
هویت یک زبان نه فقط متکی به مجموعه واژگان و قواعد دستوری اون، که متکی به نظام آوایی اون نیز هست.

پاسداشت یک زبان علاوه بر لزوم حفظ دایره لغوی و دستوری، نیاز به حفظ نظام آوایی اون نیز دارد.

عادت جدیدی که در میان فارسی‌زبانان (و عمدتا گویشوران تهرانی و فرنگ‌نشین) باب شده و برای نشان دادن سواد و کمالات خود، سعی می‌نمايند لغات انگلیسی را به آوای اصلی و متداول در اون زبان تکلم نمايند، نه تنها نشان‌دهنده هیچ سواد و کمالاتی نیست، که ناچیز شمردن و تحقیر نظام آوایی زبان فارسی و آسیب رساندن به اون هست.


16:

درود بر شما،

همانطور که فقط می شود تعدادی از حروف لاتین را با این هفت segment نشان داد تعدادی از حروف فارسی را هم می توان با اون نشان داد...

در این مورد باهم در یک سطح و شاید بسیار نزدیک به هم برنامه گیرند...

یادمان باشد که این سیستم برای اعداد بدان شکل که در انگلیسی و یا دیگر زبان های مشابه هستفاده می شوند طراحی شده هست.

در مورد نمایش دادن اعداد فارسی هم بله با اضافه کردن دو segment میانی میتوانید تمامی اعداد را داشته باشید...



این نوع نگاه ناشی از اون هست که ما فقط به دنبال یافتن ایراد یا بهتر بگویم ایجاد ایراد و نقص در موضوعی هستیم و این شیوه نگرش نگرش درستی نیست...

جدا جدا نویسی حروف سرعت عمل را از نگارنده می گیرد و از این روی بوده که سرهم نویسی در رسم الخط فارسی/عربی به صورت یک خصیصه ذاتی در نظر گرفته شده هست ولی این مورد به مرور وقت به رسم الخط لاتین اضافه کرده شده هست به شکلی که سرهم نویسی اون خود یک خط جدا از اصل اون می تواند باشد...

در مورد اعداد هم غربیان از شماره گذاری لاتین تا پیش از متمدن شدن هستفاده می کردند که شیوه ای بوده هست بسیار ابتدایی و چوب خطی و سپس آشنایی با شیوه مدرن تر اون که همانی هست که امروز هستفاده می نمايند و می کنیم با تغییرات کمی اونرا بکار گرفتند ولی هنوز نام اون نشان دهند خواستگاه اون می باشد...
https://en.wikipedia.org/wiki/Arabic_numerals
در ضمن با پیشرفت تکنولوژی و پیدایش لوازم جدید کم کم روش تایپ کردن دیگر اون کاربرد سابق خود را در چند دهه گذشته از دست می دهد و از این روی این ایرادات که به رسم الخط فارسی/عربی می گیرید دیگر هیچ ارزشی نخواهند داشت، کما اینکه امروز نیز از اهمیت زیادی برخوردار نیستند و مشکل به حساب نمی آیند.

17:

منکه اصلا با تایپ و اینا زیاد کار ندارم.
همینطوریش بهرحال زبان انگلیسی زبان اول دنیاست زبان علم و فناوری و بین الملله.
و بخش قابل توجهی از وقت و انرژی ما که انگلیسی زبان نیستیم صرف جبران این عقب ماندگی نسبت به انگلیسی زبان ها میشه.
مثلا توی رشتهء خودم (کامپیوتر/برنامه نویسی)، مجبور شدم اول به مدت یکی دو سالی حداقل نصف وقت و انرژی خودم رو روی یادگیری زبان انگلیسی بذارم.

حتی هنوزم سپس حدود 10 سال همچنان این کار ادامه داره و ادامه داشته در طول این مدت (منتها با اولویت و شدت کمتری).
اصلا شما بدون زبان انگلیسی توی این دنیا تقریبا نصف میشید از نظر دسترسی به دانش و توانایی ها.

بلکه هم بیشتر! بخصوص توی بعضی رشته ها.


18:

این تاپیک موضوعش چیزی جز اون هست که شما بر اون تاکید دارید و مساله رسم الخط را به میان کشیده هست و با زبان به ظاهر کاری ندارد.

در مورد زبان انگلیسی و برتری که در این چند ده به لطف رسانه های آمریکایی و نه انگلیسی پیدا کرده هست هم باید حق را به شما بدهم ولی این برتری همانطور که در کوتاه مدت بدست آمده هست در کوتاه مدت هم می تواند جایگزین شود زیرا لوازم نوین این امکان را به هر قدرت اولی (فارق از زبانش) می دهد که فرهنگ خود را به دیگران دیکته کند...

توجه داشته باشید زبان فرانسه و اسپانیولی فقط به همین دلیل که دیگر قدرت اول نیستند و در وقت قدرتشان هم نفوذ رسانه ها به این درجه نرسیده بودند نتوانستند اکثریت را با خود همراه نمايند و زبان مشترک و به نوعی رسمی دنیا شوند.

البته بنده با اینکه انگلیسی و یا هر زبان دیگری این وظیفه را در دنیا بر عهده داشته باشد هیچ مشکلی ندارم زیرا ماهیت زبان این هست که ما بتوانیم با هم ارتباط بربرنامه کنیم و همچنین اطلاعات را ثبت و نشر دهیم و برای اینکه یک نفر بخواهد با همه دنیا ارتباط بربرنامه داشته باشد لازم هست که یک زبان رسمی مشترک در کل دنیا انتخاب یا ایجاد شود.

در پایان تاکید می کنم موضوع این جستار خط و رسم الخط هست و نه خود زبان

19:

در باب این مساله همان طور که پبشتر فرمودم عرف زبانی در طول این چند سده واژه مغلق را تنها با تلفط moghlagh پذیرفته، و سایر تلفظ نادرست و ساختگی محسوب می شود.

بحث لهجه یک چیز هست و بحث اشتباه تلفظ کردنی که ناشی از مقابله به مثل با اوزان زبان عربی هست یک چیز دیگر.

گوینده این واژه تصور کرده بود که واژه مغلق در معنای کلام پیچیده بر وزن "مُفَعَّل" عربی تلفظ می شود که اصلا ربطی به مباحث لهجه شناسی ندارد.

اینکه این واژه در اصل بر این وزن عربی بوده درست هست اما رسم فارسی زبانان در طی قرون اون را بر همان شیوه که فرمودم تغییر داده و سایر شیوه ها در ترکیب "کلام مغلق" نامانوس و اشتباه هست.

پ.ن: مباحث زبان شناسی شما هم درست بود اما نمی تواند توجیهی برای اشتباه تلفظ کردن یک واژه و برگشت به ریشه های زبان شناختی اون در تلفظ رایج باشد.


20:

عدد 4 انگلیسی را باز کرده اند تا در سون سگمنت جا شود.

همچنین
عدد 2 را کشیده اند.

همۀ اعداد انگلیسی به نوعی کشیده و تاخورده و
پخ شده اند تا جا شوند.

همین کار را میتوان با شمارههای فارسی کرد.

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

در اینجا تنها دندانۀ آخر عدد سه خوب جا نیفتاده هست.

برای حروف هم
فعلا «د ر و ل ک م » را جا دادم.
(یادش بخیر با خانواده یک سرهنگ بازنشسته ارتش آشنا بودیم.

این مطلبی
که فرمودم 40%ش از فرمودار اون خدابیامرز هست که از خاطراتش از تلاش مهندسان
یگانهای فنی ارتش وقت شاه برای تطابق اعداد و حروف فارسی با سون سگمنت
برای من که مدرسه ای بودم فرموده بود.
پس سالیان دراز، چه جایی یادش افتادم! سپاس از شما که مطرح کردید)

21:

در منابع کهن ایرانی اعداد از راست به چپ و همراستا با حروف
نوشته میشدند.

برای نمونه اگر میخواستند عدد 537 را نشان
دهند 735 مینوشتند و پانسدوسی و هفت میخواندند.
مطالعات نائبی اندک هست.


22:

وقتی یک واژه از جایی به جایی دیگر و یا بهتر بگوییم از دهانی به گوش گوینده ای دیگر و به دنبال اون از دهانی جدید باز تولید می شود به هیچ عنوان شکل و فرم اولیه خود را ندارد.

با توجه به اونچه شما تصور می کنید ما نباید هیچ لهجه ای و متعاقب اون هیچ زبان دیگری داشته باشیم و باید همه واژگان عین به عین اونچه در ابتدا بوده اند تلفظ و ادا شوند که این به خاطر ماهیت زبان غیر عملی هست...

واژگان عربی در فارسی تهرانی یک جور و در فارسی اصفهانی یک جور و در فارسی خراسانی یکجور تلفظ می شوند و هیچکدام اشتباه نیستند و به همین شکل هست برای واژگان فارسی در عربی سعودی، مصری، عراقی، سوری و ...

و باز به همین شکل برای تمامی زبان ها در تمامی مناطق...

اگر به مانند شما فکر کنیم باید بگوییم که کامپیوتر را همه ایرانی ها و یا همه غیر انگلیسی زبانان اشتباه تلفظ می نمايند در حالی که اینطور نیست.

یک سوال از شما می پرسم ره درست هست یا راه؟!
می تونم درست هست یا می توانم؟!
بلتم (شیرازی) درست هست یا بلدم (تهرانی)؟!

اگر کمی به تفاوت مغلق خود بر وزن مُفَعَّل و مغلق بر وزن مُفَعَل توجه کنید می بینید یک قاعده ساده زبان شناسی در اون روی داده و اشتباه نیست...

ماهیت زبان هست که در جابجایی ریزش داشته و یا اضافاتی به خود بگیرد و یا اینکه ساییده شده و یا دگرگون و درهم شود.

اینها اگر ایراد هست کلا یک کلام درست در دنیا از زبان هیچ کس نشنیده و نخواهید شنید

23:

دوست عزیز بنظرم به این سادگی هم نیست!
هرچی تاریخ معاصر به جلو رفته، ارتباطات بیشتر شده و حجم تولید علم و متون هم بیشتر شده.
همینطور مدام زیاد و زیادتر شده و میشه.
زبان انگلیسی دقیقا در این دورهء آخر و انفجار رشد علم و فناوری و تولید مطالب و متون واقع شده، و حجم و اهمیت مطالبی که به زبان انگلیسی تولید شدن و میشن و خواهند شد با هیچ دورهء دیگری در تاریخ قابل مقایسه نیست.
همین آمریکا به تنهایی بخش چشمگیری از این علم و فناوری و متون رو تولید میکنه.

ولی بقیهء کشورها هم هستن و حتی کشورهایی که انگلیسی زبان نیستن هم مثلا محقق یا دانشمندی که هست میاد و مطالبش رو به زبان انگلیسی منتشر میکنه.
این قدرتی که شما میفرمایید هرچقدر هم که قدرت باشه بازم محدودیت داره بخاطر اینکه منابع انسانی متخصص و ماهر و منابع مالی و وقتی که برای ترجمهء این همه مطالب مورد نیازه محدوده.

کسی که میخواد این مطالب رو به زبان دیگری برگردان کنه باید به هر دو زبان مبداء و مقصد مسلط باشه، علاوه بر این در خیلی فیلدها و تخصص ها طرف باید متخصص اون فیلد و تخصص هم باشه چون اگر نباشه نمیتونه ترجمهء خوب و مطمئنی ارائه کنه.

حالا تعداد چنین افرادی که در چنین سطحی باشن و چنین قابلیت هایی داشته باشن فکر میکنید در حتی یک کشور چقدر هست و لابد میخوان به اینا بودجه و حقوق اختصاص بدن که بیان مدتها و سالها فقط این مطالب رو ترجمه کنن؟ و تازه فرض کنیم چنین نیروهای ارزشمندی اونوقت برای کارهای دیگه مورد نیاز نیستن که بشینن سالها فقط یا بیشتر وقت و انرژی خودشون رو برای برگردان این همه مطالب زبان انگلیسی صرف کنن.
باید عرض کنم تعداد چنین افرادی حتی در مقیاس کشورها هم کمتر از این حرفهاست.

چون خودم بنا به تخصص و علاقمندی و تحقیقات و فعالیت های شخصی خودم، سالها در بطن این ماجراها بوده و هستم اطلاع دارم!
پس ما با حجم عظیمی از منابع تولید شده و انباشته شده به زبان انگلیسی مواجه هستیم که اگر نگیم هیچ جایگزینی ندارن ولی ازشون هم نمیشه گذشت.
به همین دلیل امت همچنان تا مدتها و سالها نیاز خواهند داشت زبان انگلیسی یاد بگیرن.

و حتی عده ای در همین حین هم باز به تولید مطالب به زبان انگلیسی ادامه خواهند داد.

اصلا چه بسا زبان انگلیسی حتی در چنان دنیایی هم عملا یا حتی رسما بصورت یک زبان هستاندارد علم و ارتباطات تخصص باقی بمونه.

زهی خیال باطل!
زبان انگلیسی آمده هست که بماند

البته در دید بنده زبان فقط یک لوازم هست و دیگر هیچ.

اهمیتی فراتر از این نداره.

فقط چیزی که هست با اتلاف وقت و انرژی مخالفم.

وقتی زبان انگلیسی جا افتاده و بقدر کافی هم مناسبه و اینقدر هم روش سرمایه گذاری شده مطالب عظیمی درش تولید شده، دیگه دلیل معقولی نداره و بهینه نیست که بخوایم این بزرگراه رو خراب کنیم و یک جای دیگه یک بزرگراه دیگه بجاش بسازیم!!

24:

هزار بار به مامانم فرمودم اگه یه روز من کاندیدای ریاست جمهوری بشم، خط رسمی کشور را خط چینی می کنم.

موقع رای دادن حواستون را جمع کنید.



مشکل بی کاری جوانان از این بهتر از حل نمی شه.


25:

دوست عزیز همان طور که پیشتر فرمودم این مساله ربطی به لهجه ندارد و گوینده اون تصور کرده بود که این کلمه از ریشه "غَلَقَ" عربی بر وزن "مُفَعَّل" ساخته شده.

در ضمن تلفظ درست اون مُغَلَق نیست بلکه حرف غ در اون ساکن خواهد بود.

مُغلَق.

- moghlagh

حالا از این مقوله که بگذریم نمونه ای از نارسایی رسم الخظ عربی را که گاه به سوءتفاهم های خنده دار و بعضا خلاف عرفی منجر می شود، می توانید در زیر مشاهده کنید:

دلیل هستفاده از رطوبت زن چیست ؟

26:


گرامی، انبوه تولیدات علمی برعکس اونچه تصور می کنید فقط به زبان انگلیسی نبوده و نیست و اینکه حجم اصلی به زبان انگلیسی اختصاص یافته هست دلیل بر این نیست که تغییر اون و یا به عبارتی ترجمه اونها کاری سخت و غیر قابل اجرا باشد...

علمی که به طور کل به زبان عربی نگاشته می شد در قرون وسطی به زبان های اروپایی کم کم بر گردانده شد و از اون زبان ها هم کم کم به انگلیسی و این شیوه ای هست که در آینده دور و نزدیک هم روی داده و می دهد...

درضمن بسیاری از این حجم اطلاعات با اختلاف وقتی بسیار کمی از تولید اون در حال ترجمه شدن هست و از این نظر اونچه شما غیر قابل باور می دانید، در عمل وقت زیادی را حتی نسبت به قرون وسطی نخواهد برد...

در ضمن نفوذ زبان انگلیسی از طریق حوزه علمی و دانشگاهی نبوده و نیست بلکه این نفوذ از طریق رسانه های جمعی صورت پذیرفته هست و همانطور که عنوان کردم توسط آمریکا و نه انگلستان به این دست آورد رسیده.

اون عبارت "زهی خیال باطل!" فقط یک تصور و خیال ساده هست که از سطحی نگری و خود کوچک بینی ناشی می شود و همانطور که فرمودم فقط کافیست که یک کشور با زبانی دیگر بتواند به قدرت اول تبدیل شود...

گو اینکه اخبار از اهمیت یافتن یادگیری زبان چینی به دلیل پیشرفت سریع اون در اقتصاد و فن آوری خود گواهی هست بر اونچه بنده بر اون تاکید داشته و دارم...

تازه این در شرایطی هست که چین هنوز یکه تاز این میدان هم نیست.

جدای از این بهتر هست در این مورد در جای دیگری فرمودگو کنیم و بپردازید به موضوع جستار که مزیت الفبای لاتین هست و نه مزیت زبان انگیسی...

27:

من از شما و همه معذرت می خواهم که تلفظ درست! اونرا حتی بزرگانی که به کار جمع آوری فرهنگ لغات پرداخته اند نتوانسته اند درست دریابند...

تلفظ درست کلمه
Juventus(یو وِن توس)

هست یا
Juventus(جو وِن توس)

و یا

Juventus(یو فِن توس)

و یا
Juventus( ژو وِن توس)

و یا
Juventus(یو وی یِن توس)


؟!!!!



بنا به اونچه شما می گویید این یک اجبار هست که دقیقا عین همانچه در زبان مبدا تلفظ می شود یک واژه وام گرفته شده باید تلفظ شود...

پس یوونتوس باید با همان تلفظ که در ایتالیا هست تلفظ شود ولی چرا اینگونه نیست؟!

تمامی امت در دنیا هر روز در حال اشتباه! حرف زدن هستند و اونهم اشتباهاتی! که نباید به قول شما با وجود رسم الخط لاتین در حداقل برخی از اونها صورت پذیرد ولیکن اونها بازهم اشتباه! می نمايند و این اشتباه! یک مورد و دو مورد هم نیست بلکه همه اشتباه! می نمايند...یعنی یک اشتباه! ملی در کشورهایی هم هست که به خط لاتین می نویسند...

بله شما درست می گویید ولی این اشتباه! به دلیل اینکه یک مساله همه گیر هست دیگر نام اشتباه گذاشتن بر اون خود یک اشتباه هست زیرا این حالت نه تنها اشتباه نیست بلکه یک قاعده و قانون در زبان شناسی هست و اشتباه نیست...

و اشتباه دانستن اون خود یک اشتباه مسطلح هست که باید ابتدا برطرف شود تا مشکل اصلی در پیدایش این اشتباه یافته شود.



لینکی هم که ارسال کردید کار نمی کند...

اگر فکر می کنید مطلب خیلی مهمی هست اونرا دوباره ارسال کنید

28:

انگلیسی با فاصلهء زیاد از همه بیشتره.
این مسئله رو میتونید براحتی در اینترنت مشاهده کنید.
بنده چون رشته ام کامپیوتر و برنامه نویسی هست و البته به خیلی فیلدهای دیگر علم و فناوری هم علاقه دارم و کلا مطالعات گسترده ای دارم، از این مسئله مطلع هستم.
بعنوان مثال ما سایت ویکیپدیا رو بررسی میکنیم مشاهده میکنیم که بیشترین تعداد مقاله ها به زبان انگلیسی هست (با فاصلهء زیاد از دیگر زبانها حتی زبان چینی که تعداد متکلم زیادی داره).

تازه فکر نمیکنم حجم و کیفیت تک تک مقاله ها در هیچ زبانی هم به هیچ وجه پای مقاله های انگلیسی برسه.

یعنی تازه این مقایسه فقط از لحاظ عددیه و اگر ببریم روی معیارهای دقیق تر اونوقت مشخص میشه که فاصله خیلی بیشتر هم هست.

شما برو مقاله های فارسی همین ویکیپدیا رو نگاه کن میبینی که کلی مقاله های یک خطی دو خطی چند خطی و چرت و پرت رو گذاشتن یا از همون نسخه های انگلیسی بصورت ناقص ترجمه کردن که تعداد مقاله های زبان فارسی بالا بره!
اگر ترجمهء خوب کار راحتی بود که ما شاهد شرایط دیگری میبودیم.

علمی که به طور کل به زبان عربی نگاشته می شد در قرون وسطی به زبان های اروپایی کم کم بر گردانده شد و از اون زبان ها هم کم کم به انگلیسی و این شیوه ای هست که در آینده دور و نزدیک هم روی داده و می دهد...

درضمن بسیاری از این حجم اطلاعات با اختلاف وقتی بسیار کمی از تولید اون در حال ترجمه شدن هست و از این نظر اونچه شما غیر قابل باور می دانید، در عمل وقت زیادی را حتی نسبت به قرون وسطی نخواهد برد...

دوست عزیز من نمیدونم شما از چی صحبت میکنید و به گذشته و تاریخ هم کاری ندارم و میزان اعتبار و ربط اون رو بقدر کافی نمیدونم؛ بهرحال بنده خودم سالهاست دارم این مطالب و مقاله ها در اینترنت رو مشاهده میکنم و چیزی که شما میگید رو شاهد نبودم و بنظرم منطقی هم نمیاد!
فرمودم که شما میتونید بعنوان نمونه ویکیپدیا رو که درش زبانهای مختلف حضور دارن بررسی و مقایسه کنید.

ویکیپدیا که یک سایت بین المللی آزاد چند زبانه و یکی از پربازدیدترین و شناخته شده ترین سایتها و منابع اینترنته.

ترجمه کردن کار راحت و سریعی نیست دوست عزیز! خودتون هم باید بدونید.

مگر اینکه منظورتون ترجمه های به اسم ترجمه و فقط جزیی از آمار عددی باشه.
آدمش زیاد نیست که بتونه ترجمه کنه و ترجمه های خوب و کامل انجام بدم.

فرمودم که باید شخصی باشه به هر دوی زبان مبداء و مقصد بقدر کافی مسلط باشه و بعدش در خیلی رشته ها نیاز به تخصص اون رشته هم داره.

مثلا خیلی مقاله ها هست بنده میخونم میفهمم ولی کسی که متخصص و خبره نباشه بخونه چیز زیادی دستگیرش نمیشه و یا نمیتونه ترجمه کنه یا ممکنه حتی اشتباه بفهمه و ترجمه کنه.

نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی خیلی مقاله هایی که بنده میخونم و میفهمم در کل ایران هم شاید کس دیگری گیر نیارید که ازشون سردربیاره! چون این رو بارها محک زدم و دیدم.
من خودم در عمرم فقط یک مقالهء ویکیپدیا رو بطور کامل ترجمه کردم به زبان فارسی، که جزو مقاله های حجم دار و خوب ویکیپدیای فارسی هم هست بنظرم، ولی بیشتر از اون دیگه وقت و حوصله و انگیزه اش رو نداشتم، چون ترجمه بهرحال زحمت داره کار میبره وقت و انرژی میگیره از آدم و از اون طرف دیدم بهرصورت یادگیری زبان انگلیسی از واجباته پس ترجمه ضرورت چندانی نداره.

حالا فقط ویکیپدیا هم نیست، شما در خیلی موارد و سایتها و منابع دیگر اینترنت هم اگر بررسی و تحقیق و سرچ بفرمایید، متوجه میشید که هیچ زبانی حتی نزدیک زبان انگلیسی هم نیست!

فکر هم نکنید علم و منبع فقط دوتا کتاب رسمی و کلاسیکه.

نه علم و منبع شامل تقریبا همه چیز میشه.

مثلا یکی دیگر از منابع مهمی که امروزه در خیلی تخصص ها هستفاده میشه سایتهای پرسش و جواب مثل مجموعه سایتهای stackexchange هست.

آیا اینا معادل قابل قیاس به زبان غیرانگلیسی داره؟ آیا ترجمه شده؟ آیا امیدی میره واقعا کار راحتیه ترجمشون؟

خلاصه این حرفا که شما میگید بنده در طول این سالها نشانه و نمودی ازش شاهد نبودم.
یکسری مطالب رسمی و کلاسیک شاید سریع ترجمه بشه، اما در کل حجم مواردی که ترجمه نمیشه و احتمالا هیچوقت هم ترجمه نخواهد شد و نمیتونیم امید داشته باشیم در کوتاه مدت این کار انجام بشه خیلی بیشتره و مدام و هر روز هم داره به حجمش اضافه میشه.

بنده توی رشتهء خودم دیدم و یک امر بدیهی هست که میزان منابع فارسی در قیاس با منابع انگلیسی به شدت کمه.

درحالیکه این حیطه علاقمندان و فعالان کافی در کشورمون داره.

ببخشید پس چرا این همه سال این منابع ترجمه نشدن؟ چرا فقط بخش بسیار کوچکی از اونها ترجمه شدن؟ تازه ترجمه هم اغلب مثل منبع اصلی معتبر و کامل و دقیق نیست.


29:


علم و زبان فقط خلاصه به اینترنت و منابعی که در اون یافت می شوند نمی شود...

درضمن یکبار دیگر اون بخش از سخن بنده را که نقل قول گرفتید مشاهده کنید حتما می فهمید که جمله بالای شما فقط توضیح بیشتر اونچه بنده خود به اون معتقد هستم بوده هست و تضادش با صحبت خودم را متوجه نمی شوم، فقط روی فضای مجازی خیلی تاکید کردید که اونهم بی مورد هست و همانطور که عنوان کردم علم و زبان خلاصه به این میدان نمی شوند...

اینکه حجم اصلی به زبان انگلیسی اختصاص یافته هست دلیل بر این نیست که تغییر اون و یا به عبارتی ترجمه اونها کاری سخت و غیر قابل اجرا باشد...

همانطور که در بالا می بینید عنوان کردم ترجمه کاری سخت و غیر قابل اجرا نیست...

اما گویا برداشت شما فقط بخش اول بود که عنوان کردم کاری سخت نیست...


بله دوست عزیز، ترجمه سخت هست ولی منظورم اون سختی هست که موجب می شود غیر قابل اجرا شود.

شما بخوانید کار نشدنی نیست...

نوشته اصلي بوسيله ninimoon نمايش نوشته ها
شما برو مقاله های فارسی همین ویکیپدیا رو نگاه کن میبینی که کلی مقاله های یک خطی دو خطی چند خطی و چرت و پرت رو گذاشتن یا از همون نسخه های انگلیسی بصورت ناقص ترجمه کردن که تعداد مقاله های زبان فارسی بالا بره!
اگر ترجمهء خوب کار راحتی بود که ما شاهد شرایط دیگری میبودیم.
به مطالب پیشین رجوع کنید...

صد در صد کار ساده ای نیست و تخصصی هست ولیکن نشدنی نیست و در مورد ویکی پدیا و یا کلا فضای مجازی هم بهتر هست اینرا بدانیم که ترجمه فقط به اینترنیت خلاصه نبوده و نیست و فقط هم از روی منابع انگلیسی نبوده...

از این روی حجم بسیار بیشتری از اونچه شما تصور می کنید در شرایط فعلی توسط امت کشوری که در جایگاه اول جهان امروز برنامه ندارند، حجم کمی نیست و مسلم بدانید با هستثمار دیگران همانطور که انگلیسی ها متخصصین آلمانی و ...

را هستخدام می کردند تا برای اونها کار نمايند ما و یا هر کشور دیگری هم می تواند از توان دیگران هم برای ترویج خواسته خود هستفاده کند.

نوشته اصلي بوسيله ninimoon نمايش نوشته ها
دوست عزیز من نمیدونم شما از چی صحبت میکنید و به گذشته و تاریخ هم کاری ندارم و میزان اعتبار و ربط اون رو بقدر کافی نمیدونم؛ بهرحال بنده خودم سالهاست دارم این مطالب و مقاله ها در اینترنت رو مشاهده میکنم و چیزی که شما میگید رو شاهد نبودم و بنظرم منطقی هم نمیاد!
جالب هست از منطق سخن می گویید و غیر منطقی بودن چیزی که نه از اون چیزی می دانید و نه میزان اعتبار و ربطش را؟!!!

یک سخن از یکی از بزرگان: اونان که تاریخ را نمی دانند محکوم به تکرار اون هستند.

از این جهت ندانستن اونچه بنده بر اون تاکید دارم نتیجه اش همین می شود که شما با بی اطلاعی سخن از غیر منطقی بودن اون می زنید در حالی که اتفاقی که در قرون وسطی روی داده هست با بازخوانی درست اون و درس گرفتن از اون می تواند دوباره و البته با تغییراتی تکرار شود.

نوشته اصلي بوسيله ninimoon نمايش نوشته ها
...
حالا فقط ویکیپدیا هم نیست، شما در خیلی موارد و سایتها و منابع دیگر اینترنت هم اگر بررسی و تحقیق و سرچ بفرمایید، متوجه میشید که هیچ زبانی حتی نزدیک زبان انگلیسی هم نیست!

...
همانطور که عنوان کردم بنده حتی این منابع را بیشتر از اونچه شما تصور می کنید می دانم و فقط منابع اینترنتی را در این نظریه خود لحاظ نکرده ام....

ولیکن حتی با وجود این حجم زیاد باز هم این مورد که می گویید چیزی نیست که بخواهد دلیلی باشد بر اونکه زبانی دیگر (مهم ایرانی بودن اون نیست) نتواند جایگزین انگلیسی شود...

فرمودم قدرت اول و هستفاده از ابزارهای رسانه ای باعث این شده تا زبان انگلیسی به عنوان یک زبان مشترک پذیرفته شود و مسلم بدانید در آینده و با جابجایی احتمالی قدرت این تصمیم که چه زبانی زبان مشترک باشد با قدرت جدید خواهد بود.

نوشته اصلي بوسيله ninimoon نمايش نوشته ها
خلاصه این حرفا که شما میگید بنده در طول این سالها نشانه و نمودی ازش شاهد نبودم.
یکسری مطالب رسمی و کلاسیک شاید سریع ترجمه بشه، اما در کل حجم مواردی که ترجمه نمیشه و احتمالا هیچوقت هم ترجمه نخواهد شد و نمیتونیم امید داشته باشیم در کوتاه مدت این کار انجام بشه خیلی بیشتره و مدام و هر روز هم داره به حجمش اضافه میشه.
در مورد ترجمه و علم هم لزومی ندارد که واو به واو تمامی کتب ترجمه شوند...

و اگر با تاریخ آشنا می بودید و می دانستید که کتب علمی مسلمانان که به زبان عربی نگاشته می شدند در کتابخانه های غرب فقط بخشی از اونها ترجمه شده و باعث گردیده تا غرب به این جا که امروز هست برسد اونوقت هرگز این تصور که حتم باید تمامی متون ترجمه شود تا اون اتفاق مورد بحث بین بنده و شما روی دهد را نمی کردید.

نوشته اصلي بوسيله ninimoon نمايش نوشته ها
بنده توی رشتهء خودم دیدم و یک امر بدیهی هست که میزان منابع فارسی در قیاس با منابع انگلیسی به شدت کمه.

درحالیکه این حیطه علاقمندان و فعالان کافی در کشورمون داره.

ببخشید پس چرا این همه سال این منابع ترجمه نشدن؟ چرا فقط بخش بسیار کوچکی از اونها ترجمه شدن؟ تازه ترجمه هم اغلب مثل منبع اصلی معتبر و کامل و دقیق نیست.
ما هنوز ذره ای از متون علمی که توسط دانشمندان ایرانی و مسلمان در گذشته به زبان علمی اون وقت یعنی عربی ترجمه شده هست را نیز ترجمه نکرده ایم و جالب هست که بسیاری از اون اطلاعات علمی را امروزه از متون انگلیسی و فرانسوی و آلمانی داریم باز ترجمه می کنیم...

و در کل همانطور که اروپایی که تا قرون وسطی نه از علم چیزی می دانستند و نه حتی ادبیات توانسته اند از هیچ به همه چیز برسند امتان هر ناحیه دیگری هم می توانند همان کار به اعتقاد شما نشد را اجرا کنند.

البته با شناخت و مطالعه درست تاریخ و نه اونچه غربیان برای حفظ موقعیت خود تولید و به جای تاریخ منتشر کرده و می نمايند.

بیش از این هم تصور نمی کنم بحث بین بنده و شما در مورد چیزی که خود عنوان می کنید از اون اطلاع ندارید فایده ای داشته باشد، زیرا بنده عنوان کردم که برپايه اون چه در تاریخ روی داده هست این امکان وجود دارد که زبان رسمی تغییر کند و شما عنوان کردید که از تاریخ اطلاعی ندارید، بنابراین این بحث روند متعادلی را نخواهد داشت.

30:

دوست عزیز ما در دوران ارتباطات و کامپیوتر و اینترنت هستیم.
حجم اطلاعات و منابع و اهمیتی که الان در اینترنت هست و در کامپیوتر و فضای مجازی، بخش عمدهء دانش و کاربرد و اهمیت بشری رو داره و خواهد داشت، روز به روز هم بیشتر میشه این حجم و اتکا و اهمیت.
ما هنوز ذره ای از متون علمی که توسط دانشمندان ایرانی و مسلمان در گذشته به زبان علمی اون وقت یعنی عربی ترجمه شده هست را نیز ترجمه نکرده ایم و جالب هست که بسیاری از اون اطلاعات علمی را امروزه از متون انگلیسی و فرانسوی و آلمانی داریم باز ترجمه می کنیم...

و در کل همانطور که اروپایی که تا قرون وسطی نه از علم چیزی می دانستند و نه حتی ادبیات توانسته اند از هیچ به همه چیز برسند امتان هر ناحیه دیگری هم می توانند همان کار به اعتقاد شما نشد را اجرا کنند.

ما که الان داریم از منابع اروجینال هستفاده میکنیم نیازی به ترجمه هم نداریم.

منابع اصلی کاملتر و دقیقتر هستن نیازی نیست به ترجمهء یکی دیگه و یک واسطه اتکا کنیم.
حالا شما منتظر باش دوباره تاریخ عوض بشه!
منکه چشمم آب نمیخوره دیگه این روند و مسیر به این سادگی ها عوض بشه.

مگر در طولانی مدت که به عمر من و شما هم قد نمیده.
تازه دلیل این اصرار رو نمیفهمم.

چرا اتلاف اینقدر وقت و انرژی؟ در این مورد توضیح نفرمودید!
من خودم خیلی دوست داشتم صدها مقاله و مطلب جالب و مهم مطالعه کردم بعضیاش در داخل کشور میشه فرمود اصلا ناشناخته و ناموجود بوده بطور کل، ولی با این حال وقت و انرژیش رو نداشتم انگیزه و حوصلش رو نداشتم ترجمه کنم، چرا، چون دیدم بهرصورت هرکس بخواد به چنین سطوحی برسه چنین مطالبی رو بتونه درک و هستفاده کنه باید زبان انگلیسی رو پیش از این یاد گرفته باشه و بنابراین میتونه از منابع اصلی هستفاده کنه، از طرف دیگر خودم هم هرچی بیشتر مطالعه کنم و یاد بگیرم بجای اینکه وقت و انرژیم رو روی چیزهای دیگه صرف کنم طبیعتا میتونم به دانش و توانایی و برتری زیادتری دست پیدا کنم.

کما اینکه الان هم همینطور شد.


31:

بخشی از دانش سطح بالا به زبان آلمانی هست! برای نمونه
دانش زبانشناسی و زبانهای باستانی در سطح فوق تخصصی
نیاز به مقالات آلمانی دارد.

هنوز دانشگاههای بزرگی چون
شیکاگو در مقالات فوق تخصصی خود در این زمینه به مقالات
و کتابهای آلمانی یا ترجمه از روی اونها ارجاع میدهند.
دانش مغناتیس و الکترومغاتیس بویژه در کاربرد قطارهای مگلو
و درمانهای پزشکی 3 تسلا بدون تحقیقات آلمانی ها مفهوم ندارد.
بچه های زبانهای باستانی معتقدند که زبان انگلیسی به درد
زیر لیسانس میخورد!
یادگیری زبانهای دارای دانش خوب هست اما کافی نیست.


32:

مهمترین دلیل هستفاده از خط فارسی منابع انبوه اون هست.

امروز جوانان
ترکیه بخاطر تغییر خط دیگر قادر نیستند نوشته های نیاکان خود را بخوانند.


33:

بنده هم با شما موافقم .

در حیطه زبان شناسی ، مقالات و کتب آلمانی ، فرانسوی و روسی حرف اول رو میزنند .


34:

با درود
تقریبا محاله بحث تغییر خط پیش بیاد و مخالفان تغییر خط، ترکیه، تاجیکستان و یا ایران صدر اسلام را مثال نزنند! این مثالها مربوط به امروز نیست و قدمتشان تقریبا به قدمت بحث تغییر خط هست.

در گذشته میشد تا حدودی این نقد را قبول کرد اما اگر منصف باشیم مقایسه ایران امروز با این 3 مورد منطقی نیست چرا که شرایط متفاوتی نسبت به این 3 مورد داره.

1-اول اینکه امکانات نرم افزاری و سخت افزاری و صنعت چاپ امروز با وقت تغییر خط در ترکیه و تاجیکستان قابل مقایسه نیست مقایسه حال حاضر با وقت تغییر خط از پهلوی به عربی در صدر اسلام هم بیشتر به جوک شبیه هست! 2-دوم اینکه در گذشته به علت اینکه اکثریت سواد نداشتند و صنعت چاپ یا ابتدایی بود و یا وجود نداشت تعداد نسخه های یک کتاب خاص (که اغلب دست نویس بودند) بسیار اندک و پراکنده بود.(اما امروز شما میتوانید برای مثال شاهنامه فردوسی را از ده ها سایت مختلف اینترنتی دانلود کنید منهای نسخه های مختلف اون در کتابخانه ها و کتاب فروشیها!) در نتیجه به علت مشکلاتی که در قسمت 1 به اونها اشاره کردم امکان اینکه بعضی از کتب به هنگام تغییر خط، به خط جدید نوشته نشوند بسیار بود.3- مورد بسیار مهمی که اغلب مخالفان تغییر خطی که مثال ترکیه ، تاجیکستان و ایران صدر اسلام را میزنند عمدا یا سهوا از اون غافل هستند، توجه به سیاست حاکمان در این موارد هست.

در مورد مثال ایران صدر اسلام، اعراب مانند هر قوم فاتح دیگری سعی داشتند زبان و فرهنگ و...

خودشان را در ایران ترویج دهند.

در نتیجه خط و زبان فارسی را بشدت سرکوب و محدود کردند و بسیاری از کتب و کتابخانه های وقت ساسانی را به آتش کشیدند و نابود کردند.

چون تعداد افرادی که سواد مطالعهو نوشتن را داشتند در اون دوران بسیار کم بود خط قدیم فراموش شد و این گسست با گذشته اتفاق افتاد.

در واقع علت گسست سیاست و عملکرد اعراب در مواجه با ایرانیان بود و گرنه اگر کتب وقت ساسانی نابود نمیشد و به خط عربی نوشته میشد هرگز این گسست اتفاق نمی افتاد.

در رابطه با تاجیکستان هم سیاست روسگرایی حکومت شوروی سابق علت اصلی گسست هست که سعی داشت هویت روسی را جایگزین هویت بومی امت تاجیکستان بکند.

در نتیجه انتشار بسیاری از کتب فارسی برای مثال کتب شاعران فارسی گو در اون وقت ممنوع شده بود.

وقتی تاجیکها به کتب گذشتگانتشان دسترسی نداشته اند.

طبیعی هست که با گذشته شان بیگانه شوند.

قطعا اگر خط تاجیکستان عوض هم نمیشد باز هم این گسست اتفاق میافتد چرا که کتب تاریخی و فرهنگی روسی جایگزین کتب بومی شده بود! و اما درمورد ترکیه همه میدانیم که سردمدارن ترکیه نوین برای اینکه وارد اروپا شوند از وقت آتاترک سیاست اروپاگرایی و غرب گرایی را به شکل افراطی داشته اند.

لازمه‌ی اروپایی شدن از دید سردمداران ترکیه کنده شدن و گسست از ریشه ‌های خاورمیانه ای عثمانی بوده هست.

در نتیجه به عمد بسیاری از کتب مربوط به وقت عثمانی و گذشته را به خط جدید ننوشته اند و برای همین هم هست که توانستند ضربتی و خیلی سریع خط لاتین را جایگزین خط عربی نمايند.

اروپا گرایی سردمدارن ترکیه بقدری افراطی و شدید بوده هست که حتی زبانشان را هم در همین راستا تغییر دادند.

بسیاری از لغات فارسی و عربی را از زبانشان حذف کردند و در عوض لغات انگلیسی و اروپایی را جایگزین کردند.

اگر جوان ترک نمیتواند فلان کتب گذشته را بخواند علت اصلیش این موارد هست نه صرف تغییر خط.
در مورد ایران خوشبختانه نه کشور بیگانه ای بر ما چیره شده و نه سیاست اروپاگرایی که در ترکیه شاهدش هستیم، وجود دارد که بخواهیم ضربتی عمل کنیم،کسانی که از تغییر خط صحبت مینمايند یک پروژه چندین ساله مد نظرشان هست(به این علت که منابع همانطور که شما فرمودید انبوه هست) به این صورت که اول دو خط داشته باشیم و به مرور کتب مختلف را به خط جدید ترانویسی کنیم اونگاه که ترانویسی کامل شد خط قبلی را کنار بگذرایم.

خوشبختانه به مدد امکانات و نرم افزارهای امروز لازم نیست فلان کتاب را از ابتدا بصورت دست نویس نگارش کنیم.

بلکه میتوان با نرم افزار و با صرف کمترین وقت ترانویسی را انجام داد.


35:

سلام
مطلب رو نخودندم ولی توی کارم هر روز باهاش درگیرم.
کلی لایک داره این مطلب

کاش مینوشتی 20000 هزار
فارسی برای وب و دیجیتال افتضاحه - راست چین بودنش که دیگه هیچ
..................................................

..................
مهاجرت به هسترالیا

36:

یکی از ایرادات خط عربی همین چسبیده نویسی هست که در دل خود دو مشکل دارد.

اول سرگردانی در نوشتار جدا یا سرهم واژه های مشتق و مرکب و مشتق مرکب که هر بار قانون و تبصره ای برای اون میتراشند بار بعد همان را نقض مینمايند! برای مثال "اونها/اون‌ها"، "کتابخانه/کتاب‌خانه"و ...

در درس املا در دوره راهنمایی بخاطر دارم "اون‌ها" درست بود و "اونها" غلط اما در دوره ابتدایی برعکس این درست بود! و به همین خاطر معلمان از دانش آموزان نمره کم میکردند! اما مشکل دوم چسبیده نویسی که جدیدا و بعلت پیشرفت تکنولوژی خودشو نشون داده مربوط به هستفاده از خط عربی در حوزه کامپیوتر هست.

چسبیده نویسی خط عربی باعث میشود که شکل حروف بسته به جایشان در جمله تفاوت داشته باشد(اول،وسط و آخر چسبان و غیرچسبان) تا جایی که مثلا برای عین غین و ه 4 شکل نوشتاری داریم: ععع ع،غغغ غ، ههه ه، ییی ی و...

.

و این مورد به علاوه وجود حروف زائدی مانند(ص،ظ و...) و نشانه هایی مانند تشدید، تنوین، همزه(همزه با کرسی و بدون کرسی که همزه با کرسی خودش چندین شکل متفاوت هست) و ...

باعث شده که تعداد اشکال نوشتاری حروف فارسی بسیار بیشتر از حروف لاتین باشد و این در دنیای کامپیوتر و برنامه نویسی یک مفهوم دارد کاراکتر بیشتر، بیت بیشتر و درنتیجه برنامه نویسی پیچیده تر و دشوارتر!

37:

همیشه فکر می کردم منظور از لاتین شخصی به نام لا می بشد که درونش تین رفته .

.

.


38:

دوست عزیز ایراداتی که شما برشمردید به دستور خط انگلیسی و دستورخط بعضی از زبانهای اروپایی مربوط هست و نشانگر ضعف خط لاتین نیست.

کسانی که از تغییر خط به لاتین صحبت مینمايند (البته متخصصان و کسانی که در این حیطه دانش کافی را دارند) منظورشان هستفاده از دستور خط انگلیسی یا همان فینگلیشی که کم و بیش مرسوم هست به هیچ وجه نیست.

بلکه خطیست هستاندارد متناسب با آواهای فارسی بطوریکه در اون هر حرف بیانگر یک آوا باشد و برعکس هر آوا فقط و فقط با یک حرف نوشته شود.

برای مثال میتوانید این پی دی اف را از سایت "کمیته تخصصی نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی ایران" که با تصویب هیئت دولت تشکیل شده دانلود کنید(INCSGN) و یا شیوه لاتین نویسی این سایت را ببینید(سی‌وب) خوشحال میشوم ایراداتی را که از دستور خط انگلیسی گرفته اید از این خطوط هم بگیرید!
ضمن اینکه اگر انگلیسیها برای مثال son و sun را مانند هم تلفظ مینمايند(در فارسی مثلا :عصیر،اثیر و اسیر را یک شکل تلفظ میکنیم با اینکه املای متفاوتی دارند) یا اینکه فلان واژه انگلیسی اونطور که نوشته میشود خوانده نمیشود یا بعبارتی بعضی از حروف تلفظ نمیشود (در فارسی مثلا خواهر)، این بدان معنا نیست که ایرادات دستور خط انگلیسی و عربی به یک اندازه هست.اینها فقط دو مورد از نقایص مشترک دستور خط انگلیسی(نه خط لاتین هستاندارد شده برای فارسی) و عربیست، در حالیکه خط عربی که از نظر شما مدرن ترین رسم الخط "آدمی زاد"(آدمی زاد یا آدمیزاد؟! بالاخره سرهم یا جدا کدام درست هست؟) میباشد، نقایصی بسیاری دارد که در همین دستور خط انگلیسی که از نظر شما پر ایراد هست، دیده نمی‌شود! در پست بعدی شماری از این نقایص را ذکر خواهم کرد.

البته در مطلب نائبی در ابتدای این بحث موارد دیگری نیز مطرح شده اند از جمله راست نویس بودن اون.


در مورد غلط خوانی، قطعا وجود حروف برای مصوتهای کوتاه امکان غلط مطالعهرا در رابطه با واژه هایی که در مصوت های کوتاه با هم اختلاف دارند کمتر میکند تا عدم وجود اونها، در برخورد با لغاتی مانند نفس(nafas/nafs)،خرد(xord/xerad)،ملک(malak،malek,molk,melk)و ...

باید ناخودآگاه درنگی داشت تا معنی انها در جمله را در ذهن در نظر بگریم و اگر جمله طوری باشه که نتوان این کار را کرد در صورت غلط خوانی احتمالی مجبوریم به عقب برگشته و جمله را مجددا بخوانیم! عدم نمایش کسره اضافه هم نقص دیگر خط عربی هست که بطور مشابه باعث غلط خوانی و در نتیجه کند خوانی میشود.
جای سواله که چگونه خط عربی از دید شما مدرن ترین رسم الخط "آدمی زاد" هست در حالیکه با مدرنترین تحولات زبانی سازگار نیست و مقایسه اون با این تحولات از سوی منتقدین از دید شما غلط هست!!! خطی که از قرون اولیه اسلامی تا به امروز بر عکس بسیاری از خطوط ساکن و راکد بوده.


39:

من که فکر می کنم خط چینی خیلی جالب تره.

یه نوع ورزش مغزی هست و آدم را خلاق و هنرمند می کنه.
درخت می کشن، آب، رود، آتش، سقف ....

و با ترکیب اینها همه چیز رو می نویسن.

بیخود نیست ژاپنی ها این خط را از چینی ها گرفتن و چینی ها هم در آزمون باهوش ترین دانش آموزان دوره
دبیرستان همیشه تاپ هستن.

اصلن لاتین چیزی نیست که بخواین ازش اقتباس کنید یا سرلوحه خودتون برنامه بدین.



چینی سخته ولی نه به اندازه ای که ممکن نباشه.

کلی هم سرگرم نماينده هست.

واقعا آدمو باهوش می کنه.


آفرین به ابداع نمايندگانش.


40:

معایب خط فارسی

دکتر محمد رضا باطنی
وقتی درباره زبان سخن به میان می‌آید، اکثر امت به طور ناآگاه به خط و نوشته فکر می‌نمايند.

ولی باید همواره به خاطر داشت که زبان اصل و خط فرع هست و خط، به عنوان یک وسیله ثانوی، برای نمایاندن زبان به وجود آمده هست.
با توجه به اینکه خط فارسی برای نشان دادن صداهای زبان فارسی ناتوان هست.

معایت مهم خط فارسی را به اختصار می‌توان چنین برشمرد.
۱- مصوت های /o/ /e/ /a/ در خط نمایانده نمی‌شوند.

مثلا «کَش»، «کِش»، «کُش» را در خط یک جور می‌نویسند.

اشتباهات تلفظی و سوءتفاهماتی که در مطالعهیک متن از این رهگذر پیش می‌آید بسیار هست.

چون مصوت‌های سه گانه بالا در خط وارد نمی‌شوند بسیاری از کلمات که تلفظ و معنی مختلف دارند یک صورت نوشته پیدا می‌نمايند.

مثلا صورت‌های: سقط، مهر، اقدام، اعمال، اخبار، اعلام، علم، اتباع، مجاز، رب، اسناد، ملک، پر، عده، چک، نسبی، حکم، ظهر، خلق، مثل، ترکه، در، مرد، خرد، تف، کرم، گرد، چرا، مسلم، سحر، سفت، صفر، و صدها صورت دیگر که گاهی چندین تلفظ و چندین معنی کاملا مختلف دارند.

البته در مورد بعضی از کلمات آشنا از سیاق عبارت یا فحوای کلام می‌توان معنی اون‌ها را حدس زد و اون‌ها را درست تلفظ کرد، ولی در مورد کلماتی که برای خواننده آشنا نباشند، و مخصوصا در مورد کلمات خارجی و اسم‌های خاص که به خط فارسی نوشته شده باشند، فحوای کلام نیز نمی‌تواند دشواری تلفظ را بر طرف نماید.
۲- چون بعضی از صامت‌ها مکرر هستند، یعنی تشدید دارند و در عمل علامت تشدید اون‌ها نوشته نمی‌شود، اغلب دو کلمه کاملا متفاوت، یک صورت پیدا می‌نمايند.

صورت‌های «بر»، «کره» و «ماده» با تشدید و بدون تشدید کلمات متفاوت با معانی متفاوتی هستند.

گاهی اوقات دشواری تلفظ و اختلاط معنی ناشی از ترکیب دو نقض بالا هست: مثلا اختلاط کلماتی که به صورت، محرم، رویه، مقدم، سر، در خط ظاهر می‌شوند، ناشی از فقدان مصوت و تشدید با یکدیگر هست.
۳- برای بعضی صداها بیش از یک علامت وجود دارد.

مثلا برای صدای /s/ حروف «س»، «ص» و «ث» و برای صدای /z/ حروف «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض» و برای صدای /t/ حروف «ت» و «ط» و برای صدا /h/ حروف «هـ» و «ح» و برای صدای /q/ حروف «ق» و «غ» به کار برده می‌شود.

هم چنین دو حرف «ع» و «ء» نیز نماینده یک صدا هستند.

این تعدد حروف از اون جا هست که کلماتی که از عربی به فارسی آمده‌اند، بعضی دارای صداهایی بوده‌اند که در فارسی وجود نداشته هست، در نتیجه فارسی زبانان نزدیک‌ترین صدایی را که در زبان خودشان وجود داشته، به جای اون‌ها نشانده‌اند.

بدین ترتیب اختلاف املای کلمه که نماینده اصل عربی اون‌ها هست حفظ شده، ولی تلفظ اون‌ها فارسی و یکنواخت شده هست.

گذشته از این که بسیاری از این کلمات از اصل فارسی به عربی رفته و دوباره به فارسی برگشته‌اند، از اون جایی که سال‌ها هست این کلمات در فارسی به کار برده می‌شوند و در نتیجه تلفظ و معنی اون‌ها تغییر کرده هست، باید اون‌ها را فارسی پنداشت.

نوشتن اون‌ها به صورت اصلی عربی، نه تنها فارسی زبانان را به خارجی بودن اون‌ها حساس می‌کند – که خود کار نادرستی هست زیرا این‌ها جزو واژگان فارسی شده‌اند – بلکه از نظر صوت شناسی نیز نامناسب هست زیرا، چنان که فرمودیم، هر دسته ازاین حروف نماینده یک صدا هستند و تمایز اصلی اون‌ها در فارسی از بین رفته هست.
۴- بعضی حروف نمایده بیش از یک صدا هستند.

مثلا «و» می‌تواند نماینده /o/ باشد مانند «تو» /to/، یا نماینده /u/ باشد، مانند «رو» /ru/ یا نماینده /v/ باشد، مانند «ولی» /vali/، یا نماینده /ow/ باشد، مانند «روشن» /rowšan/.

«ی» می‌تواند نماینده /y/ باشد، مانند «یار» یا نماینده /i/ باشد، مانند «کی» /ki/.

در نتیجه صورت نوشته «دین» می‌تواند دو تلفظ و دو معنی داشته باشد: /deyn/ و /din/؛ هم چنین صورت‌های نوشته «کی»، «نیل» و مانند اون.

«ا» در میان یا پایان کلمه نماینده صدای /â/ هست، مانند «رفاه»، «جفا» و غیره ولی در آغاز به تنهایی می‌تواند نماینده سه صدا باشد مانند /a/ در «احمد»، /e/ در «اجبار» و /o/ در «الفت»؛ به صورت «آ» می‌‌تواند نماینده /â/ باشد، مانند «آب».

به کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند به ترتیب نماینده صداهای /u/ و /i/ باشد، مانند «او» /u/ و «ایران» /iran/.

بدین ترتیب، حرف «ا» به تنهایی یا با کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند در آغاز نماینده شش مصوت باشد.
۵- یک حرف بسته به جای خود در کلمه و بسته به حروفی که در پس و پیش اون برنامه می‌گیرد لااقل به چهار صورت نوشته می‌شود: ع ـع ء ـعـ.

بعضی حروف مانند «ی» چهار صورت نیز بیشتر پیدا می‌نمايند.
۶- مسئله قطع و وصل حروف، که بعضی به هم می‌چسبند و بعضی نمی‌چسبند، مشکل دیگری هست.

در مورد حروفی که به هم می‌چسبند نیز مرز مشخصی وجود ندارد، به همین جهت تصمیم اون اغلب به سلیقه فردی نویسنده واگذار می‌شود.

بعضی اوقات دیده می‌شود که چندین کلمه را به هم می‌چسبانند، مانند «اینستکه» (این هست که) «طوریستکه» (طوری هست که) و مانند اون.

اشکال دیگری که از قطع و وصل حروف ناشی می‌شود این هست که گاهی فاصله بین حروف منفصل یک کلمه، در نوشتن یا در چاپ، کم و زیاد می‌شود، در نتیجه مطالعهاون کلمه مشکل می‌شود و یا اصلا معنی دیگری پیدا می‌کند.

مثلا اگر فاصله بین حروف در جمله «ما در اون جا هستیم» به هم بخورد جمله می‌تواند معنی دیگری داشته باشد: «مادر اون جا هستیم».
۷- اضافه که یکیاز عناصر بسیار فعال دستوری در زبان فارسی هست، معمولا به صورت مصوت /e/ در تلفظ ظاهر می‌شود و چون این مصوت در خط فارسی وارد نمی‌شود بنابراین اضافه هم نوشته نمی‌شود.

در نتیجه این نقص بزرگ گاهی خواننده جمله را تا آخر می‌خواند و اون را بی معنی حس می‌کند.

ناچار برمی‌گردد و دقیق‌تر نگاه می‌کند و پی می‌برد که اضافه‌ای در تلفظ وارد نکرده یا بی جهت وارد کرده هست.

گاهی اوقات نیز کم و زیاد کردن اضافه جمله را بی معنی نمی‌کند، بلکه معنی اون را تغییر می‌دهد.

مثلا در جمله «امت دیگر این کار را نمی‌نمايند» اگر اضافه‌ای پس از «امت» برنامه گیرد یا نگیرد معنی جمله به کلی فرق می‌کند.

هم چنین بود و نبود اضافه پس از کلمه «اغلب» در جمله «اغلب ِ امت این طور فکر می‌نمايند» معنی اون را تغییر می‌دهد.
۸- فراوانی نقطه‌ها و پس و پیش شدن اون‌ها و گاهی اوقات حذف اون‌ها اشکالات فراوانی ایجاد می‌کند که درباره اون‌ها داستان‌هایی ساخته شده هست.
۹- علاوه بر معایب فوق، رسم الخط‌های مختلف، شکسته نویسی و قوانین پیچیده و اختلاف سلیقه‌ها در مورد املای همزه و مانند اون بر اشکال مطالعهو نوشتن خط فارسی می‌افزاید.
اصلاح خط کار آسانی نیست.

زیرا گذشته از اشکالات فنی، موضوعی هست که درباره اون سوءتفاهمات زیادی وجود دارد و با احساسات شخصی و ملی افراد برخود پیدا می‌کند.

مسئله اصلاح خط امری هست زبان‌شناسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، ملی و آمیختگی این جنبه‌ها، بحث اون را در هر کشوری به جدالی پر هیجان تبدیل می‌کند.
بعضی از مخالفت‌هایی که با تغییر یا اصلاح خط می‌شود، ناشی از سوءتفاهم هست.

مثلا یکی از کسانی که در یک مناظره علیه تغییر خط صحبت می‌کرد، می‌فرمود «تغییر خط، زبان فارسی را از بین می‌برد»، غافل از این که زبان را با هر خطی می‌توان نوشت و تغییر خط نمی‌تواند زبان را نابود کند.

بعضی دیگر دوست دارند همیشه به گذشته بچسبند و با هر تغییری مخالفت نمايند.

در مورد خط، یک عامل روانی نیز اضافه می‌شود و اون این که هر قدر خط مشکل‌تر باشد، رنج یاد گرفتن اون بیشتر هست و کسانی که رنجی کشیده و این خط مشکل و کج و معجوج را آموخته‌اند نمی‌خواهند به آسانی دست بر دارند و حاصل زحمت سالیان دراز خود را تباه شده ببینند.

عده دیگری نیز که دستخوش احساسات ملی افراطی هستند و افتخار ایران را در چیزهایی می‌دانند، خوب یا بد، که از گذشته به ارث رسیده، بدون این که مصالح فرهنگی و اجتماعی معاصران و آیندگان را در نظر بگیرند، با تغییر یا اصلاح خط مخالفت می‌نمايند زیرا اون را به منزله تباه شدن میراث گذشته می‌دانند.

عده‌ای نیز به این علت که تغییر خط به اون‌ها زیان‌های مادی وارد می‌کند، با اون مخالفت می‌ورزند.

خط فارسی باید تغییر کند یا اصلاح شود.

خط امروز ما بسیار نارساست و برای منظورهای علمی و دقیق، قابل اطمینان نیست (و به همین علت هست که هر جا دقت مطرح باشد، ما مجبوریم تلفظ کلمه را با کمک حروف لاتینی یا وسایل دیگر تثبیت کنیم.) علاوه بر این، چنان که فرموده شد، این خط در بسیاری موارد از سرعت مطالعهمی‌کاهد و موجب اشتباهات و سوءتفاهمات زیادی می‌شود.

یاد گرفتن اون برای دانش آموزان و بزرگسالان نوآموز رنج‌آور هست، و مانع دلسردنماينده‌ای هست برای خارجیانی که بخواهند با زبان و فرهنگ ما آشنایی پیدا نمايند.
برگرفته از: کتاب زبان و تفکر
لازم به ذکر هست که دکتر باطنی از برجسته ترین زبانشناسان حال حاضر هستند.

اگر به حرف بنده شک دارید میتوانید راجع به ایشون سرچ کنید.


41:

لازم به ذکر هست که هر موقع بحث خط لاتین مطرح شده هست عده ای مرتجع اون را به غربگرایی افراد نسبت میدهند حال اونکه خط صرفا ابزاری در خدمت زبان هست اگر هستفاده از خط لاتین که به غربیان مربوط هست غرب گراییست هستفاده از دیگر ابزارات غربی همانند اتومبیل، تلویزیون، موبایل، کامپیوتر،اینترت و...

هم غربگراییست.

پس بهتر هست این افراد اگر واقعا به هستدلال و منطق خود پایبند هستند، به کنج عزلت خزیده و به سبک وقت قاجار و پیش از اون زندگی نمايند!

42:

دوست عزیز، بنده خود، این ایراد را به اون افرادی گرفتم که فرقی بین رسم الخط و زبان خط که شما اونرا دستور خط می خوانید، قائل نیستند و با هستفاده از این مورد دلایل تراشی می نمايند برای تغییر در شیوه نگارش جاری.

لطفا پیش از اینکه نقدی را وارد کنید مطالب را درست بخوانید.

نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
کسانی که از تغییر خط به لاتین صحبت مینمايند (البته متخصصان و کسانی که در این حیطه دانش کافی را دارند) منظورشان هستفاده از دستور خط انگلیسی یا همان فینگلیشی که کم و بیش مرسوم هست به هیچ وجه نیست.

بلکه خطیست هستاندارد متناسب با آواهای فارسی بطوریکه در اون هر حرف بیانگر یک آوا باشد و برعکس هر آوا فقط و فقط با یک حرف نوشته شود.

بله بنده کاملا به این موضوع واقف هستم و از اون جهت که شما به مطلب و سخن بنده اصلا توجه نداشته اید باعث گردیده تا این امر ابتدایی را شرح دهید...

نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
برای مثال میتوانید این پی دی اف را از سایت "کمیته تخصصی نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی ایران" که با تصویب هیئت دولت تشکیل شده دانلود کنید(INCSGN) و یا شیوه لاتین نویسی این سایت را ببینید(سی‌وب) خوشحال میشوم ایراداتی را که از دستور خط انگلیسی گرفته اید از این خطوط هم بگیرید!
بسیار عالی...

جالب هست که با توجه به فرموده ابتدایی خود بازهم برای توجیه درستی این عمل (شیفت کردن خط فارسی و لاتینایز شدن اون) از همان خلط مباحث بهره می برید و ایراداتی را که در تمامی زبان ها وجود دارد و در بسیاری موارد حتی غیر قابل باور نیز می باشند، سعی دارید از زبان خط یا همان دستور خط خود رسم الخط پیشنهادی را توجیه کنید.

اما در مورد لینک ها و اینکه فرمودید اگر می توانم ایرادی به مطالب اونها بگیرم فقط یک مورد را باهم مرور می کنیم و اون همان ایرادی هست که شما در متن زیرین هم بر اون تاکید داشته اید که همان نتیجه (کند خوانی) باشد.

لطفا یک تایمر آماده کنید و وقت مطالعهدو متن زیر را محاسبه کنید که یکی به رسم الخط فارسی/عربی هست و دیگر به رسم الخط پیشنهادی لاتینایز شده می باشد.

خوابیده بود کف بزرگراه.

خودروها پاره‌ پارۀ تن اش را لگد می‌کردند.

سردی آسفالت او را به یاد گرمی تابش خورشید روی پوست اش می‌انداخت؛ اون هنگام که پرنده‌ها روی شاخه‌هایش لانه می‌ساختندُ آوازخانان باهم‌ بودن را جشن می‌گرفتند.

مقوّای بی‌چاره!

Xâbide bud kaf e bozorgrâh.

Xodrowhâ pârepâre ye tan aŝ râ lagad mi kardand.

Sardi ye âsfâlt u râ be yâd e garmi ye tâbeŝ e xorŝid ru ye pust aŝ mi andâxt; ân hengâm ke parandehâ ru ye ŝâxehâ y-aŝ lâne mi sâxtand o, âvâzxânân bâhambudan râ jaŝn mi gereftand

Moqavvâ ye bicâre


نتیجه چه بود؟!!

کدام یک را سریعتر خواندید؟!!

نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
ضمن اینکه اگر انگلیسیها son و sun را مانند هم تلفظ مینمايند(در فارسی مثلا :عصیر،اثیر و اسیر را یک شکل تلفظ میکنیم با اینکه املای متفاوتی دارند) یا در فلان واژه انگلیسی بعضی از حروف تلفظ نمیشود (در فارسی مثلا خواهر)، این بدان معنا نیست که ایرادات دستور خط انگلیسی و عربی به یک اندازه هست.اینها فقط دو مورد از نقایص مشترک دستور خط انگلیسی و عربیست، در حالیکه خط عربی نقایصی بسیاری دارد که در همین دستور خط انگلیسی (نه خط لاتین هستاندارد شده برای فارسی) که از نظر شما ایراد دارد، دیده نمی‌شود! در پست بعدی شماری از این نقایص را ذکر خواهم کرد.

البته در مطلب نائبی در ابتدای این بحث موارد دیگری نیز مطرح شده اند از جمله راست نویس بودن اون.


در مورد غلط خوانی، قطعا وجود حروف برای مصوتهای کوتاه امکان غلط مطالعهرا در رابطه با واژه هایی که در مصوت های کوتاه با هم اختلاف دارند کمتر میکند تا عدم وجود اونها، در برخورد با لغاتی مانند نفس(nafas/nafs)،خرد(xord/xerad)،ملک(malak،malek,molk,melk)و ...

باید ناخودآگاه درنگی داشت تا معنی انها در جمله را در ذهن در نظر بگریم و اگر جمله طوری باشه که نتوان این کار را کرد در صورت غلط خوانی احتمالی مجبوریم به عقب برگشته و جمله را مجددا بخوانیم! عدم نمایش کسره اضافه هم نقص دیگر خط عربی هست که بطور مشابه باعث غلط خوانی و در نتیجه کند خوانی میشود.

در انتها، اونچه شما اونرا بیشتر به ضعف این رسم الخط (عربی/فارسی) سعی دارید نشان دهید در حقیقت نگاه به بخشی از این رسم الخط هست و نه کل اون یعنی بسیاری از مواردی که در متن بالای شما به رنگ سبز در آورده ام با هستفاده کردن از علامت های کمکی که درون این رسم الخط از پیش تعبیه شده اند به راحتی قابل رفع هستند که صد البته اگر با زبان درست آشنایی داشته باشید به هیچ عنوان این موارد را ضعف به حساب نمی آوردید.

خُرد یا خِرَد را چگونه می توانید بخوانید؟!

حال به من بگویید که leicester را چند مدل می توان خواند؟!

+

مهمترین دلیل برای اینکه برای برخی ساده انگاری ها مشکلات بزرگتری برای خود درست نکینم همین سخن پهلوان هست که در ذیل می آید.

نوشته اصلي بوسيله pahlavan نمايش نوشته ها
مهمترین دلیل هستفاده از خط فارسی منابع انبوه اون هست.

امروز جوانان ترکیه بخاطر تغییر خط دیگر قادر نیستند نوشته های نیاکان خود را بخوانند.

43:

خط وسیله ای برای ثبت و انتقال اطلاعات و دست آوردهای بشری هست از یک شخص به اشخاص دیگر و اینکه با یک جمله کلی نظیر اینکه "خط صرفا ابزاری هست در خدمت زبان" بخواهیم تفکرات خود را به دیگران دیکته کنیم و به نوعی کف کشتی را که همه بر اون سوار هستیم را سوراخ نماییم، یک حرکت اشتباه هست...

در ضمن شما که حرکتی را بد می پندارید بهتر هست که از اون نیز پرهیز کنید.



44:

شرمنده دوست گرامی، بنده تا الان تصور کردم در عصر حجر زندگی می کنیم...

منابع فقط به زبان انگلیسی و رسم الخط لاتین در فضای مجازی منتشر نشده و نمی شوند و حجم اون موارد هم کم نیستند که بخواهید نادیده بگیریدشان.

بروید کمی در مورد سایت های ژاپنی و چینی و روسی و ...

تحقیق کنید شاید متوجه شدید که عصر کامپیوتر و اینترنت با عصر زبان و خط انگلیسی بسیار متفاوت هست.


نوشته اصلي بوسيله ninimoon نمايش نوشته ها
ما که الان داریم از منابع اروجینالاستفاده میکنیم نیازی به ترجمه هم نداریم.

منابع اصلی کاملتر و دقیقتر هستن نیازی نیست به ترجمهء یکی دیگه و یک واسطه اتکا کنیم.
حالا شما منتظر باش دوباره تاریخ عوض بشه!
منکه چشمم آب نمیخوره دیگه این روند و مسیر به این سادگی ها عوض بشه.

مگر در طولانی مدت که به عمر من و شما هم قد نمیده.
تازه دلیل این اصرار رو نمیفهمم.

چرا اتلاف اینقدر وقت و انرژی؟ در این مورد توضیح نفرمودید!
من خودم خیلی دوست داشتم صدها مقاله و مطلب جالب و مهم مطالعه کردم بعضیاش در داخل کشور میشه فرمود اصلا ناشناخته و ناموجود بوده بطور کل، ولی با این حال وقت و انرژیش رو نداشتم انگیزه و حوصلش رو نداشتم ترجمه کنم، چرا، چون دیدم بهرصورت هرکس بخواد به چنین سطوحی برسه چنین مطالبی رو بتونه درک و هستفاده کنه باید زبان انگلیسی رو پیش از این یاد گرفته باشه و بنابراین میتونه از منابع اصلی هستفاده کنه، از طرف دیگر خودم هم هرچی بیشتر مطالعه کنم و یاد بگیرم بجای اینکه وقت و انرژیم رو روی چیزهای دیگه صرف کنم طبیعتا میتونم به دانش و توانایی و برتری زیادتری دست پیدا کنم.

کما اینکه الان هم همینطور شد.

...

اصلا متوجه هستید که چه پاسخی به مطلب بنده داده اید؟!

من فرمودم "ما هنوز ذره ای از متون علمی که توسط دانشمندان ایرانی و مسلمان در گذشته ..." اونوقت شما می گویید منابع اورجینالش! را می خوانید؟!

مطمئن هستید معنی و مفهوم اورجینال را می دانید چیست؟!

45:

احتمالا به همین دلایل هم بوده هست که رسم الخط جدیدی را اروپاییان با سرهم نویسی ابداع کرده اند که بسیار متفاوت هست از شیوه نگارش واک واکی؟!!

46:

دوست عزیز اتفاقا نوشته شما را بطور کامل خوانده‌ام، چیزی که من از نوشته شما هستنباط کردم این هست که شما از دستور خط انگلیسی ایراد گرفته اید تا ایرادات دستور خط عربی را توجیه کنید و هیچ اشاره ای به دستور خط لاتین در باقی زبانها مثلا زبانهای کشورهای بالکان و قفقاز و یا همین مثالهای لاتین نویسی فارسی نکرده اید که این ایرادات راندارد! از باقی ایرادات خط عربی که از دید شمامدرن ترین رسم الخط "آدمی زاد"(آدمی زاد یا آدمیزاد؟! بالاخره سرهم یا جدا کدام درست هست؟) هست هم چیزی نفرمودید ایراداتی که در همین دستور خط پر ایراد انگلیسی (از دید شما) وجود ندارد .

بنده از روی این نوشتارتان نظرم را نوشتم اینکه چقدر با بقیه دستور خطهای لاتین آگاهی دارید را بنده نمیتوانم از روی ایراداتی که به دستور خط انگلیسی گرفته اید حدس بزنم!
دوست عزیز متاسفانه مغلطه میکنید.

اول اینکه بنده از شما خواستم ایراداتی که از دستور خط انگلیسی میگیرید از این خطوط هم بگیرید( یعنی ایراد عدم تطابق فرمودار با نوشتار در واژه leicester و ایراد مربوط به اینکه برای یک آوا بیش از یک حرف وجود دارد در son و sun ) جالبه شما تعمدا در اینباره سکوت کردید!چرا که قطعا نمیتوانید از این خطوط هستاندارد که دو شرط" هر حرف بیانگر یک آوا و برعکس هر آوا فقط و فقط معادل یک حرف"را دارد چنین ایراداتی بگیرید! در نتیجه رفتید سراغ مقایسه تند خوانی خطی که برای بار اول اونرا دیده‌اید و خطی که سالها تجربه مطالعهو نوشتن با اون را دارید!و متاسفانه مغلطه‌ای دیگر.من و شمایی که سالها با این خط عربی مطالب مختلف را خوانده ایم و تجربه‌ی بسیار بیشتری با این خط داریم طبیعی هست که اون را سریعتر از خطی که برای بار اول میبینیم بتوانیم بخوانیم!این یک امر خیلی بدیهی هست.

اما بنده که به سبب رشته دانشگاهی ام مقالات و پژوهش های انگلیسی را میخوانم، لغات انگلیسی را به همان سرعت مطالعهلغات فارسی و حتی بیشتر مطالعه میکنم چرا که در مطالعهانگلیسی تجربه زیادی دارم (البته که به تجربه مطالعهفارسی به خط عربی نمیرسد!) بدون اونکه با ایرادات مربوط به عدم وجود مصوت کوتاه در خط عربی روبرو شوم.

اما بر عکس تجربه ام در مطالعهخط لاتین فارسی بسیار کم هست.ضمن اینکه هم حروف خط لاتین فارسی در مثالهای فوق منطبق با انگلیسی نیست هم اینکه شکل کلمات اون جدید هست و برای تندخوانی نیاز هست که شکل کلمات را در حافظه به خاطر داشته باشیم.

اگر خط لاتین مشکل کند خوانی داشت قطعا در مطالعهرسم الخط انگلیسی که ایرادات بیشتری نسبت به خط لاتین هستاندارد شده برای فارسی دارد، به مشکل برمیخوردم.
دوست عزیز در چند % کتبی که خوانده اید فتحه کسره و ضمه برای واژه هایی مانند خُرد و خِرَد نوشته شده هست؟ اگر واقع بین باشیم این علامات کاربرد چندانی در خط فعلی ندارد ضمن اینکه در همه صفحه کلیدها و نرم افزارها فتحه و...

موجود نیست در ضمن تایپ کردن انها هم مشکل هست(با فشار دادن یک دکمه نمیتوان اون را تایپ کرد شاید علت اینکه در کتابها این علائم را تقریبا نمیبینیم همین مشکلتر بودن تایپ انها باشد).

اگر بخواهیم فتحه و...

را هم برای همه واژه ها بنویسیم خط سیمای چندان زیبایی نخواهد داشت مضاف براینکه بسیار کند نویس هم خواهد شد.


باز هم که رفتید سراغ دستور خط انگلیسی و واژه لستر و توجیه.
نوشته اید که بنده مطالب شما را خوب نخوانده‌ام.اما خود شما اونطور که واضح هست مطالب بنده را کامل نخوانده اید در جواب به پهلوان و این صحبت قدیمی و غیر منطقی قطع ارتباط با گذشته و مثال ترکیه به تفصیل مطالبی را نوشته ام .


جای سواله که چگونه خط عربی از دید شما مدرن ترین رسم الخط "آدمی زاد" هست در حالیکه با مدرنترین تحولات زبانی سازگار نیست و مقایسه اون با این تحولات از سوی منتقدین از دید شما غلط هست!!! خطی که از قرون اولیه اسلامی تا به امروز بر عکس بسیاری از خطوط ساکن و راکد بوده.

47:

سر هم نویسی اروپاییها آیا به محیط کامپیوتر و نرم افزار مربوط میشود؟ و آیا انها هم یکبار نشانه جمع را سرهم مینویسند یکبار جدا؟!
ایراداتی که بر شامت ایرادات بدیهی و واضحی هستند که برای یک فرد منطقی قابل قبول هست، حرفی هم نیست که بنده از جانب خودم زده باشم بلکه حرف زبانشناسان بزرگ هست
اما متاسفانه شما چون بر روی این خط تعصب دارید حرف خودتان را میزنید! و در کامنتهای قبلیتان این خط را سرآمد خطوط جهان و مدرن ترین میدانید! ایرادات مطرح شده را نیز ایراد نمیدانید! این شدت تعصب شما را میرساند چرا که حتی مخالفان تغییر خط بسیاری از این مشکلات و ایرادات خط عربی را میپذیرند و هرگز انرا مدرنترین خط آدمی زاد نمیدانند!

48:

دوست عزیز در کامنت قبلی هم ذکر کردم این سخن بنده نیست حرف زبان شناسان بزرگ "مستقل" نظیر دکتر محمد رضا باطنی و کوروش صفوی و...

هست نه اونهایی که نان داغ شکلات داغ را اختراع مینمايند! آیا شما از این آقایان در زبان شناسی مطلع تر و با سابقه تر هستید که میخواهید نظر متعصبانه خود را بر بقیه تحمیل کنید و صحبتهای این اساتید را سوراخ کردن کشتی و اشتباه میدانید؟!

49:

درود دوست عزیز
طرح مجدد یک برنامه شکست خورده که از آخوندزاده شروع شده هست و تا مسعود خیام ادامه پیدا کرده هست، اون هم با این همه کاستی که در کار شماست بعید می‌دانم شما را به جایی برساند.

آخوندزاده کارش به طراحی حروف هم کشید حتی اون را به ناصرالدین شاه و همچنین حکومت عثمانی ارائه داد.

اما عثمانی‌ها ترجیح دادند از الفبای موجود لاتین هستفاده نمايند.

مسعود خیام هم بارها تذکر داده هست که مثلا در ژاپن سه رسم‌الخط مستقل وجود دارد و او هرگز تمایلی به از میان بردن خط فعلی فارسی ندارد.

بلکه رسم‌الخطی موازی را پیشنهاد می‌دهد.


در اینجا با آخوندزاده و خیام کار نداریم.

اما شما اگر نگاهی به سابقه‌ی این کار در تاریخ 150 ساله می‌انداختید و با مسائل اون آشنا می‌شدید یا خیلی پخته‌تر عمل میکردید یا دست‌کم موارد بیست‌گانه‌تان را با اشتباهات این چنینی پر نمی‌کردید:

"می دیده اند"

دوست عزیز شما هنوز چیزی درباره صفحه‌کلید هستاندارد فارسی نمی‌دانید.

طبیعی هست که از وجود نیم‌فاصله هم بی‌اطلاعید.

در متن‌تان هم تمام افعال هستمراری را به صورت:
می+فاصله+فعل
نوشته‌اید.

در حالیکه شکل درستش:
می+نیم‌فاصله+فعل
هست.

بطور مثال: "می‌دیده‌اند"
نیم‌فاصله سیمای واژه‌های ترکیبی را زیباتر می‌سازد اما صرفا فضای خالی میان بخش‌ها را از میان نمی‌برد بلکه اگر چیزی که من نوشته‌ام را در یک نرم‌افزار واژه‌پرداز وارد کنید و از اون بخواهید تعداد کلمات متن شما را شمارش کند << می‌دیده‌اند >> فقط یک کلمه شمارش می‌شود و << می دیده اند >> 3 کلمه.


از طرف دیگر هنگامی که در ویرایش پاراگراف و جابه‌جا شدن متن، نرم‌افزار به صورت خودکار کلمه‌ی انتهای خط را به خط بعدی انتقال می‌دهد << می‌دیده‌اند >> را یک‌جا به خط بعدی انتقال می‌دهد چون با اون به صورت یک کلمه واحد برخورد می‌کند ولی ممکن هست << می دیده اند >> شما نصفش در خط بالا بماند و مابقی به خط پایین انتقال داده شود و بسیاری از حروف‌چینی‌های زشت و بدخوان حاصل بی‌اطلاعی پدیدآورندگان هست نه کتابت فارسی.



من جسارت نمی‌کنم که به شما تایپ فارسی آموزش دهم.

موضوع این هست که بیشتر دلایل بیست‌گانه شما را می‌شود با چند خط از درجه اعتبار ساقط کرد.

مخفف سازی کلمات

نگارش لاتین به زیبایی، مخفف پذیر هست و چندین کلمه را در یک مخفف کوتاه جمع می نمايند مانند Laser، BOM، ASTM .

این کار در نگارش فارسی سخت و گاهی نشدنی هست.

مثلا اگر دیوان محاسبات کشور را به نگارش فارسی بخواهیم مخفف سازی کنیم باید اونرا “د.م.ک” بنامیم ولی در نگارش لاتین اونرا DMK (دی.ام.کی) می گوییم.

گزیده سازی یا مخفف سازی زیبای واژگان انگلیسی به دو دلیل هست: الفبای لاتین + تلفظ هارمونیک حروف.
این هم از اون ادعاهای سلیقه‌ای و بی‌پايه هست.

آیا می‌توانید جنبه‌ی هارمونیک ASTM را شرح دهید؟
یا مثلا می‌توانید توضیح دهید با توجه به تلفظ هارمونیک و گوش‌نواز حرف‌به‌حرف حروف انگلیسی در بیان کلمات اختصاری، چرا NASA به جای (ان.ای.اس.ای) ناسا تلفظ می‌شود؟ یا همان مثالی که زده‌اید Laser؟
حقیقت این هست که در اون زبان هرکجا که کلمه اختصاری به صورت سرهم خوش‌آهنگ باشد مثل Laser به صورت کلمه خوانده می‌شود و در غیر این صورت حرف‌به‌حرف مانند IBM.
جز این از اونجا که در هرزبانی برای بیان مفهومی می‌توان چند واژه یافت بسته به هنر فرد با جایگزینی مترادف‌ها و کلمات مشابه ساخت.

بنابراین بخشی از خوش‌آهنگی کلمات اختصاری به دلیل هنرمندی فرد، نهاد یا کمپانی در گزینش کلمات یک عبارت هست که می‌تواند نام موسسه، کالای تجاری یا صنعتی یا کشف علمی باشد.



مشکل در کیبورد

کیبورد یک هستاندارد بین المللی دارد که کارخانه سازنده برپايه حروف لاتین اونرا می چیند و همه سازندگان دنیا از ۲۰۰ کشور دنیا تمام کیبوردها را یکدست می سازند ولی ما در ایران همواره دنبال حرف “پ” یا “ژ” می گردیم و اونرا در زیر اینتر یا روی Tab کشف می کنیم.

به محض عادت به یک کیبورد، کیبورد دیگری از راه می رسد و باز دنبال کشف حروف می گردیم و با چسباندن حروف فارسی در کنار حروف لاتین، کیبورد را شلوغ می کنیم.
این فقره هم بی‌اطلاعی شما را فریاد می‌کشد.

تمام سازندگان حروف لاتین را نمی‌چینند بلکه فقط حروف انگلیسی چیده می‌شود نه لاتین.

به نظر می‌رسد لاتین و انگلیسی برای شما یک معنا دارد.

بهرحال تقریبا تمام زبان‌های دنیا از جمله تمام کشورهای الفبا لاتین غیرانگیسی باید با شعبده‌بازی حروف خود را در این صفحه‌کلیدها بگنجانند.

البته که فارسی و عربی به دلیل کم بودن حروف از خوشبخت‌ترین‌ها محسوب می‌شوند.

تحقیق کنید ببینید چینی‌ها و ژاپنی‌ها چه می‌کشند.


در مورد "پ" و "ژ" و حتی گاهی "گ" و "چ" دلیلش این هست که شرکت‌های کامپیوتری از اون اول به دلیل عدم منافع تجاری در ایران keyboard layout برای فارسی طراحی نکردند و خود ایرانی‌ها با دست‌کاری نسخه‌ی عربی چهار حرف فارسی را در اونها گنجانند و سپس هرکس کلید جداگانه‌ای را روی صفحه‌کلید به این حروف ارجاع داد.

هیچ کس متولی رسمی این قضیه نبود و این کار باعث سرگردانی حروف فارسی روی صفحه کلید شد که انصافا این دیگر ربطی به رسم‌الخط فارسی ندارد و معلوم نیست در میان موارد شما چه می‌کند.


در تعریف صفحه کلید هستاندارد فارسی حرف "پ" با فشردن کلید M و حرف "ژ" با فشردن کلیدهای ترکیبی shift+c تایپ می‌شود.



یه لطفی بکن اینجا سربزن:
صفحه کلید هستاندارد فارسی

50:


از خوانندگان عزیز تقاضا دارم با ارسال نقطه نظرات خود به اینجانب، این تحقیق را تکمیل فرمایید.

با تشکر محمدصادق نائبی


http://yolpress.ir/?p=10302

51:


پس بهتر هست به همان نان داغ، شکلات داغ اختراع کردن خود ادامه دهید و وارد مبحث زبان شناسی نشوید...

اونها اگر خودشان توان جواب گویی داشتند جواب می دادند و لزومی به این ندارد که شما وکیل مدافع اونان باشید.

سخن حاشیه ای هم لطفا ممنوع...



52:

...

از دست این جماعت تازه کامپیوتر دیده...

که هنوز نمی دانند زبان و خط محدود به فضای مجازی نبوده و نیست...

بجای حاشیه پردازی و خلط مبحث بهتر هست بروید کمی در آینه با خود این توجیهاتتان را که جواب داده شدند مرور کنید شاید فهمیدید که سرهم نویسی یعنی چه و چه مزایایی داشته و دارد.

53:

بجای اینکه از روی همان نوشته نظرتان را بنویسید بروید ببینید اون نوشته بر پايه کدام نوشته نوشته شده هست...

عزیزم! ایرادی را که من به دیگری گرفته ام را آمده اید به خود من می گیرید؟!

در مورد سرهم نویسی و جدا نویسی هم بهتر هست بروید ببینید که چرا رسم الخط جدا جدا را گاها سرهم می نویسند و گاها جدا...



wanna یعنی چی؟ اگر بنویسید wanna غلط هست؟!


نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
دوست عزیز متاسفانه مغلطه میکنید.

اول اینکه بنده از شما خواستم ایراداتی که از دستور خط انگلیسی میگیرید از این خطوط هم بگیرید( یعنی ایراد عدم تطابق فرمودار با نوشتار در واژه leicester و ایراد مربوط به اینکه برای یک آوا بیش از یک حرف وجود دارد در son و sun ) جالبه شما تعمدا در اینباره سکوت کردید! چرا که قطعا نمیتوانید از این خطوط هستاندارد که دو شرط" هر حرف بیانگر یک آوا و برعکس هر آوا فقط و فقط معادل یک حرف"را دارد چنین ایراداتی بگیرید!
بهتر هست بروید مطلب خود را بخوانید و ببینید از چه به چه رسیدید و دلیل اصلی خود را برای ضعف رسم الخط فعلی چه عنوان کردید....

کند خوانی !!!!

در مورد پرسش سطحی هم که مطرح می کنید جواب داده شده بود و البته در اون پست هم جواب پهلوان را برایتان که پیشتر هم خود اونرا برای شخص دیگری باز کرده بودم گذاشتم ولی گویا اصولا متوجه تاثیرات تغییر خط نیستید...

و صرفا می خواهید بهتر!!!!! شود

اما در مورد ایراد به خود اون سیستم ابداعی که ابتدا باید لزوم هستفاده از اون اثبات شود و بعد برویم و ببینیم ایراد دارد یا خیر...

فقط یک نکته که سرهم نویسی افعال مرکب در اون لینک ها که ارسال کردید یکی از بزرگترین ایرادات هست که اون روش دارد و این طولانی و یا بلندتر شدن کلمات خوانش اونها را دشوار می کند + اینکه این مشکل به دلیل وجود و نوشته شدن مصوت های کمکی که در رسم الخط فارسی و عربی سپس دوران آموزش بسیار کمتر هستفادهمی شوند و به نوعی اصلا دیده نمی شوند باعث می شود که کلمات طولانی تر باشند.

به عنوان نمونه:

توسط = tavassot

بجای چهار حرف مجبور هستیم هشت حرف هستفاده کنیم که این خود یعنی سخت تر کردن و نه سهل تر کردن.

یا:

بزرگ = bozorg

4 در مقابل 6 حرف

درضمن ایراد دیگر این شیوه این هست که برای "ج" از "j" هستفاده شده هست و برای "ژ" از "ĵ" که دقیقا ایرادی هست که به رسم الخط فارسی یا عربی می گیرند...

و مثلا می گویند که "ز" به راحتی قابل اشتباه گرفته شدن هست با "ژ"

در ضمن برای خطی که هنوز کاربردی نشده هست ایرادی مورد درخواستی شما را نمی شود وارد دانست زیرا این خط ابتدا باید فراگیر شود تازه سپس اون ایراداتش (البته به قول شما) در موارد دستوری هم نمایان گردد گوی اینکه به حتی در همین چند خط هم که در اون لینک فرستادید این ایراد وجود دارد و به عنوان نمونه بنده از شما باید بپرسم که کلمه زیر را چه باید بخوانیم؟

taërif و ë دقیقا چه صدایی دارد؟!


در انتهای این بخش مغالطه آمیزتان هم باید بگویم که دلیلی وجود ندارد تا در مقایسه a و b از همان خط کشی هستفاده کنیم که در مقایسه a و c هستفاده می کنیم.

ایراداتی که نگارنده مقاله ابتدایی این جستار گرفته بودند از نوع دیگری بودند که به اونها جواب داده شد و در مورد اونچه شما در این میان خلط کرده اید هم ایرادات نوع به نوع بودند که به همگیشان همانطور که تا بدینجا پرداخته شده هست خواهیم پرداخت

نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
در نتیجه رفتید سراغ مقایسه تند خوانی خطی که برای بار اول اونرا دیده‌اید و خطی که سالها تجربه مطالعهو نوشتن با اون را دارید!
آفرین دست عزیز! آفرین...

پس بهتر هست حرف بنده را پذیرا باشید و سالها تجربه را به این سادگی با یک چیز بی ارزش عوض نکنید تا به مانند اون تورکان ترکیه ای نتوانید بفهمید پدرانتان برایتان در وصیت نامه هایشان چه نوشته اند...

نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
و متاسفانه مغلطه‌ای دیگر.من و شمایی که سالها با این خط عربی مطالب مختلف را خوانده ایم و تجربه‌ی بسیار بیشتری با این خط داریم طبیعی هست که اون را سریعتر از خطی که برای بار اول میبینیم بتوانیم بخوانیم!این یک امر خیلی بدیهی هست.

اما بنده که به سبب رشته دانشگاهی ام مقالات و پژوهش های انگلیسی را میخوانم، لغات انگلیسی را به همان سرعت مطالعهلغات فارسی و حتی بیشتر مطالعه میکنم چرا که در مطالعهانگلیسی تجربه زیادی دارم (البته که به تجربه مطالعهفارسی به خط عربی نمیرسد!) بدون اونکه با ایرادات مربوط به عدم وجود مصوت کوتاه در خط عربی روبرو شوم. اما بر عکس تجربه ام در مطالعهخط لاتین فارسی بسیار کم هست.ضمن اینکه هم حروف خط لاتین فارسی در مثالهای فوق منطبق با انگلیسی نیست هم اینکه شکل کلمات اون جدید هست و برای تندخوانی نیاز هست که شکل کلمات را در حافظه به خاطر داشته باشیم.

اگر خط لاتین مشکل کند خوانی داشت قطعا در مطالعهرسم الخط انگلیسی که ایرادات بیشتری نسبت به خط لاتین هستاندارد شده برای فارسی دارد، به مشکل برمیخوردم.
دوست عزیز در چند % کتبی که خوانده اید فتحه کسره و ضمه برای واژه هایی مانند خُرد و خِرَد نوشته شده هست؟ اگر واقع بین باشیم این علامات کاربرد چندانی در خط فعلی ندارد ضمن اینکه در همه صفحه کلیدها و نرم افزارها فتحه و...

موجود نیست در ضمن تایپ کردن انها هم مشکل هست(با فشار دادن یک دکمه نمیتوان اون را تایپ کرد شاید علت اینکه در کتابها این علائم را تقریبا نمیبینیم همین مشکلتر بودن تایپ انها باشد).

اگر بخواهیم فتحه و...

را هم برای همه واژه ها بنویسیم خط سیمای چندان زیبایی نخواهد داشت مضاف براینکه بسیار کند نویس هم خواهد شد.


باز هم که رفتید سراغ دستور خط انگلیسی و واژه لستر و توجیه.
نوشته اید که بنده مطالب شما را خوب نخوانده‌ام.اما خود شما اونطور که واضح هست مطالب بنده را کامل نخوانده اید در جواب به پهلوان و این صحبت قدیمی و غیر منطقی قطع ارتباط با گذشته و مثال ترکیه به تفصیل مطالبی را نوشته ام .


جای سواله که چگونه خط عربی از دید شما مدرن ترین رسم الخط "آدمی زاد" هست در حالیکه با مدرنترین تحولات زبانی سازگار نیست و مقایسه اون با این تحولات از سوی منتقدین از دید شما غلط هست!!! خطی که از قرون اولیه اسلامی تا به امروز بر عکس بسیاری از خطوط ساکن و راکد بوده.
دست شما درد نکند... بنده دیگر حرفی ندارم خودتان جواب خودتان را دادید ولی فقط مشکلات این هست که ذهنتان آلوده به بت کده ای هست به نام غرب...

بهتر هست ابتدا بدانید که اونها دو سر و دو گوش اضافه تر از ما نداشته و ندارند و می توانند اشتباه نمايند و مسیر اشتباهی را هم طی کرده باشند...

و لزوما هر چه رنگ غربی داشت
(که در مورد الفبای لاتین حتی این مورد صدق نمی کند و اگر با تاریخ آشنایی داشتید می دانستید که یکی از رسم الخط های رایج و منسوخ شده در ایران باستان بوده هست) چیز بهتری یا کم نقص تری نیست.


اما در مورد بنفش ها

نیازی نبوده و نیست که فتحه و ضمه و کسره سپس اینکه شما به زبان و خط تسلط یافتید به اون % که شما تصور می کنید هستفاده شود.....

اگر جایی لازم بود هستفاده کنید و جایی که لازم نیست هستفاده نکنید به همین سادگی...

این بهتر هست یا اینکه بخواهید هزاران مشکل و سختی جدید تولید کنید که فقط چند ایراد سطحی را برطرف کنید و صد البته خسارتی به بزرگی قطع پیوند با گذشته را ایجاد کنید دقیقا همان کاری را که گذشتگان با با تولید انبوهی از رسم الخط ها و تعویض اونها برای ما به یادگار! گذاشته اند بطوری که بنده و شما باید با کمک ده ها لوازم و حدس و گمانه زنی بفهمیم x نامی در گذشته دور و حتی نزدیک چه نوشته هست.


در مورد مدرن ترین رسم خط هم بهتر هست اونرا با زبان خط اشتباه نگیریم و اگر زبان عربی محدودیت های زیادی امروزه دارد به دلیل همان شیوه نگرش اشتباهی هست که امثال شما امروز در مورد خط دارید و تصور می کنید با برقراری یک چارچوب بی نقص و خشک ریاضی بهترین خط جهان را تولید خواهید کرد...



زبان و خط اگر جاری نباشند و محدودشان کنیم صد در صد به گندآب (فاسد/از رده خارج) تبدیل خواهند شد.

از این روی بنده حتی برخلاف اونچه شما تصور می کنید با تغییرات طبیعی (تفاوت در نوشتن "ن" و یا "ی" و یا هستفاده از ء یا ی) خط مشکلی ندارم و اونرا مفید هم می دانم ولیکن یک دفعه بخواهیم یک غریبه را به خانه راه دهیم باید منتظر عواقب بد اون نیز باشیم...

54:

درود،

صادق برای این شخص پیغام گذاشته شده هست و حتی لینک این جستار نیز پیوست شده ولیکن ایشان یا با نامی دیگر در حال دفاع از این نظریه سست خود هستند و یا اینکه پاسخی ندارند و در خوشبینانه ترین حالت هم این هست که ایشان کلا اون نقطه نظرات را نمی خوانند که در اینجا لازم هست که بیش از این تبلیغ نام چنین افرادی را نکنیم.

55:

نان داغ شکلات داغ اختراع کردن کار کسانی هست که با شما در این زمینه هم فکر هستند، اما در مورد اون اساتید اونها حرفشان را اتفاقا زده اند و برخلاف نظر شما توان جواب گویی داشته و دارند اما مشکل اینجاست که کمتر تریبونی در اختیار اینها برنامه میگیرد

56:

خود را مسخره کنید آقای محترم ،میزان هستفاده از کامپیوتر و موبایل و...را با 10 سال پیش مقایسه کنید، تا روند کار دستتان بیاید.

فقط 20 میلیون کاربر در تلگرام فعال هستند، تنها هم بحث فضای مجازی نیست.این همه سایت خبری و غیر خبری روزانه هزاران مطلب را در اینترنت بدون قلم و کاغذ مینویسند.

این همه کتاب و روزنامه و...

در محیط کامپیوتری تاپپ میشوند با یک حساب سرانگشتی معلوم میشود که مطالبی که در کامپیوتر و موبایل و تبلت و...

نوشته میشود نسبت به مطالبی که با دست و قلم و کاغذ نوشته میشود بسیار بیشتر هست چه شما خوشت بیاد چه خوشت نیاد نوشتار با وسایل الکترونیکی به مانند کامپیوتر موبایل تبلت و...

سیر صعودی دارد.

وقتی روی سنگ حجاری میکردند، وقتی روی پوست مینوشتند و از مرکب و پر برای نوشتن هستفاده میشد.

با پیشرفت تکنولوژی و امدن تبلت و...

هستفاده از خودکار و مداد هم به تدریج منسوخ خواهد شد.
شما بجای خندیدن به بنده نگاهی به همین غلط نویسی های بیشمار در فضای مجازی کنید.

این چگونه بی ایرادترین خط جهان هست که کسانی که حداقل 12 سال در مدرسه با اون سروکله زده اند اینقدر دچار غلط نویسی هستند!

57:

من مشکلم با چسبیده بودن و شباهت حروف فارسی ب همدیگست ,داری ی کلمه مینویسی مخصوصا وقتی تند مینویسی باید بشمری دندونه هاتو درست گذاشتی یا اشتباه
من موندم چ کاریه هم چهارتا حرف با ی تلفظ داریم مثلا ز ذ ض ظ :/
اعدادشم همینطور مثلا شباهت دو و سه ,کافیه یکم حروف ریزتر باشه باید ذره بین هستفاده کنی:)

من تو افراد سن بالا ک ب مرور به پیر چشمی مبتلا میشن چیزی ک زیاد دیدم عدم تشخیص حروفه مثلا ب و پ ,ج و چ
در حالی ک با حروف انگلیسی این مشکل رو نداشتن

58:


هیچ تبلیغی در اینجا رخ نداده شده هست

فقط یک موضوع ثبت شده

بقیش خود حضرتعالی و دوستان ادامه دادند

اگر ممکن هست نوع تبلیغ را برای من تفهیم کن

شاید من متوجه تبلیغ کردنم نیستم .



ممنون

59:

درود

من یک تجربه واقعی را به شما یادآوری می‌کنم.

اونهم با الفبای آشنای انگلیسی و نه دیگر الفبای ناشناخته لاتین.

اگر خاطرتان باشد در سالهای اولیه ورود موبایل به ایران گوشی‌ها امکانات فارسی نداشتند و در طرفة‌العینی تمام کشور فینگلیشی شدند.

بعد هم که کاشف به عمل آمد به دلیل کدینگ متن فارسی قیمت پیامک فارسی دوبرابر هست خیلی‌ها برای ارزان‌تر تمام شدن و هم حفظ سرعت دست‌شان که به جایگاه حروف لاتین عادت کرده بود همچنان پیامک فینگلیشی رد و بدل می‌کردند.


از اونجا که خیلی از ایرانی‌ها نه اهل مطالعه‌اند و نه اهل یادداشت برداری، در واقع بیشترایرانی‌ها فقط در گوشی‌شان چیزی می‌خوانند یا چیزی می‌نویسد به سادگی می‌توان فرمود عمده‌ترین کوشش مکتوب ملت فینگلیشی بود.

اگر خاطرتان باشد یک عده نگران بودند که کار رسم‌الخط فارسی تمام شد و یک عده خوشحال بودند که بالاخره ضرورت کار خودش را کرد ما هم لاتین‌نویس شدیم.


رد و بدل اون حجم از پیام و جوک و خبر اونهم برای طبقه متوسط ایرانی که برای کم کردن هزینه فقط هنگام ضرورت تن به مکالمه صوتی می‌داد و زندگی پیامکی داشت تنها موقعيتی بود که می‌توانست زمینه‌های تغییر خط فارسی را فراهم سازد و اون را به قبول همگان برساند.


دیگر یک موضوع دانشگاهی نبود از زن خانه‌دار گرفته تا کارمند و کارگر و دانشجو و بقال محل روزی صدتا جوک فینگلیشی می‌خواندند و می‌خندیدند...

اما چه شد؟؟

فینگلیشی با همان سرعتی که آمد چنان محو شد که انگار اصلا نبوده هست.

چون صرفا یک تحمیل فنی بود نه یک انتخاب فرهنگی.

از طرف دیگر اگر چند سال تجربه پیامک فینگلیشی برای آدم‌هایی که جز پیامک نوشتن، هیچ نگارش دیگری در زندگی‌شان نیست، راهگشا و سودمند بود مطمئن باشید امروز هم اون را رها نمی‌کردند.

چون عامه امت طبیعتا دغدغه‌های خیلی جدی درباره نگارش یا رسم‌الخط ندارند.

چه بسا بدشان هم نمی‌آمد به زور الفبا یک شباهتی با از ما بهتران بیابند.


امروز شما حتی یک سایت یا شبکه اجتماعی یا یک فرد برای نمونه پیدا نمی‌کنید که بگوید برای خوانایی بیشتر لطفا پیامتان را به صورت فینگلیشی وارد کنید.

(اگر یافتید لطف کنید آدرس یک مشاور یا روانشناس را به همان صورت فینگلیشی برایش وارد کنید)

سوال اینجاست که اگر چند سال تجربه‌ی فینگلیشی توسط بخش‌های گوناگون جامعه نتوانست جاگیر شود و به فراموشی سپرده شد به نظر شما پروسه تغییر خط در ایران چند سال طول خواهد کشید: 10 سال؟ 100 سال؟ بیشتر؟
با چقدر اجبار؟ جریمه نقدی؟ شدت عمل؟

60:

دوست عزیز از کلی گویی و مبهم گویی چیزی ثابت و رد نمیشه.
من چیزی میگم که خودم سالها در اینترنت شاهد بودم، چون اهل علم و فناوری و مطالعه در این زمینه ها بسیار بوده و هستم، کمتر کسی اندازهء من مطالعه و تحقیق کرده، و ادعایی که میکنم و دیدگاه هایی که دارم آمار و شواهد و اسنادش هم روشنه.
ویکیپدیا مثال خوبی هست و در خیلی مقالات و تحقیقات هم بنده دیده ام که بعنوان مثال و یک شاهد از نوع و حجم دانش بشری بهش اشاره میشه.

دلیلش هم روشنه چون سایت بسیار مشهور و پربازدیدی هست جزو فکر میکنم 5 سایت پربازدید و لینک شدهء اینترنته.

و بدیهی هست که بیشتری فعالیت ویکی نویسان در این سایت صورت میگیره.
پس ما میتونیم با ضریب اطمینان نسبتا خوبی، ویکیپدیا رو یک مشت کلی از نمونهء خروار دانش و فعالیت بشری در اینترنت، که خود شاهدی از دانش و فعالیت بشری در جهان واقعی امروزیه بدونیم.
حال با این حساب بنده یک حرف حساب ساده ای میزنم و اون اینکه، زبان انگلیسی با فاصلهء زیاد از بقیهء زبانها، پرکاربردترین و مهم ترین زبان مورد هستفاده در حال حاضر در حیطهء علم و فناوری و ارتباطات هست.

البته صرفنظر از اینکه بخوایم بگیم مثلا چینی ها که با هم ارتباط بربرنامه میکنن با زبان خودشون صحبت میکنن، یا مثلا هندی ها، یا مثلا روس ها...
ضمنا این ادعا از دیدگاه کلی و برآیند و امتیاز مجموع هست، وگرنه در فیلدهای خاصی اگر بصورت موردی بخوایم برداشت کنیم شاید این قاعده به این شکل بربرنامه نباشه.

ولی در کل زبان انگلیسی در حال حاضر با فاصلهء زیاد، پر هستفاده ترین زبانه.
و طبیعتا کسی که زبان انگلیسی رو یاد بگیره در کل بالاترین کارایی رو در دنیای امروز داره.

حالا بازم بحث موارد خاص نداریم مثلا یکی شاید مکان یا نوع فعالیت و تخصصش خاص باشه و برعکس زبانهای دیگری مثل چینی بیشتر به کارش بخوره تا زبان انگلیسی.

بروید کمی در مورد سایت های ژاپنی و چینی و روسی و ...

تحقیق کنید شاید متوجه شدید که عصر کامپیوتر و اینترنت با عصر زبان و خط انگلیسی بسیار متفاوت هست.
در بالاتر توضیح دادم.
شما سند و آمار معتبر و شواهدی دارید خب ارائه کنید!

من فرمودم "ما هنوز ذره ای از متون علمی که توسط دانشمندان ایرانی و مسلمان در گذشته ..." اونوقت شما می گویید منابع اورجینالش! را می خوانید؟!

مطمئن هستید معنی و مفهوم اورجینال را می دانید چیست؟!
کدوم علم دوست عزیز؟ کدوم ذره؟
علم و دانش امروز، البته عمدتا منظورم علوم و فناوری مدرن (مادی)، حجمش از گذشته ها در تاریخ بسیار بیشتره.
دانشمندان ایرانی و مسلمان در وقت خودشون مقداری علم تولید کردن، ولی بعدها دیگه غربیها اینها رو گرفتن و خیلی هم توسعه و بهبود دادن و ده ها و صدها برابر بهش اضافه کردن!
خودشون خوب یاد گرفتن، مسلط شدن، توسعه دادن، بهبود دادن، اصلاح کردن، اضافه کردن.
شما فکر میکنید دیگه از تاریخ چی مونده مثلا؟ چیزی که امروز هم ناشناخته باشه یا خوب شناخته نشده باشه و اونقدری مهم و ارزنده باشه که قابل بحث باشه!
بفرمایید خب!
مدام ادعاهای کلی و مبهم گویی نکنید!
بفرمایید دقیق و روشن و با سند و شواهد و مدارک اگر چیزی را میتوانید اثبات نمایید.
ما که از پشت کوه نیامدیم دوست عزیز!
بنده خودم میدونم علم اسلامی و ایرانی در گذشته چی بوده چقدر بود.

حداقل حدودی میدونم، چون بارها جاهای مختلف منجمله همین ویکیپدیای انگلیسی به مطالبی درموردش برخورد کردم.
مثلا اگر تمدن اسلام و ایران مثلا ریاضی داشته و ریاضیاتش برتر بوده، بعدها غربیها همین رو خیلی بیشتر مسلط شدن و توسعه و بهبود دادن.
دیگه شما چی میخواید از زیر خاک گذشته هستخراج کنید نمیدونم!!

61:

شما یه چیزی بلدی، مثلا ریاضی، من از شما یاد میگیرم، شاید بیشتر از شما زحمت بکشم یا هستعداد داشته باشم، پس میتونیم حتی از خود شما جلو بزنم و بهتر باشم و ریاضی شما رو توسعه بدم و حتی اشکالاتی ازش دربیارم و اصلاحش کنم بهبودش بدم.

من نمیدونم منظور شما از اورجینال بودن چیه!
فکر میکنید اورجینال بودن یعنی اینکه از یه مشت کاغذ پاره پوسیده عتیقه چیز یاد بگیریم؟
میتونید اینطور تعریفش کنید، ولی بهرحال ارزش ذاتی ای در این مفهوم و کار نیست.

منظور من از اورجینال اینه از منابعی هستفاده میکنم که بالاترین کمال و دقت و کیفیت و کارایی رو دارن.

حالا مهم نیست آیا اون شخصی که اون مطلب رو نوشته یک کودک اعجوبهء نابغهء امروزی باشه یا عمر خیام! مهم اینه که مسلط و غنی باشه، و اصل چیزی که مهمه کیفیت مطلب هست، نه منبعش.
البته همونطور که فرمودم ما داریم درمورد علم و فناوری مدرن صحبت میکنیم.

نه بعضی حیطه های خاص تر مثل تاریخ و ادبیات که درشون هستناد به منابع اصلی خیلی مهمتره.


62:

ببینید دوست عزیز اینکه به جای جواب دادن شما می‌گویید بروید مطلبتان را بخوانید اسمش فرار رو به جلوست! بنده فرمودم ایراداتی را که به رسم الخط انگلیسی گرفته اید(در باره مثال لستر و son وsun) از این خطوط هم بگرید که نتوانستید بگیرید.(اتفاقا سپس این مطلب بود که به بحث غلط خوانی و کند خوانی درباره نبود علامت مصوت های کوتاه پرداختم.) برای همین هم رفتید سراغ مقایسه کند خوانی خطی که حداقل 100کتاب در مدرسه (چون با شما آشنا نیستم و سطح تحصیلاتتان را نمیدانم به مدرسه اشاره کردم) با اون خوانده اید و خط جدیدی که یک کتاب که چه عرض کنم شاید یک صفحه را هم با ان نخوانده اید.

تند خوانی وقتی حاصل میشود که شکل کلمات در ذهن فرد به خاطر سپرده شود و این با مطالعهزیاد حاصل میشود وگرنه نوآموزان خط فعلی هم به همین دلایل نمیتوانند خط فعلی را سریع بخوانند و چون شکل کلمات در حافظه شان ثبت نشده مجبور هستند که به تک تک حروف کلمه توجه داشته باشند.

خوشبختانه کامنتهای قبلی بنده در اینجا وجود دارد هیچ جا هم نفرمودم که ایراد اصلی رسم الخط عربی کند خوانی اون هست فرمودم که به علت کاستیهایی که در زمینه نمایش ندادن کسره اضافه و مصوتهای کوتاه دارد خواه ناخواه باعث مکس و درنگ و گاهی اوقات غلط خوانی در بعضی جملات میشود.
در رابطه با مثال بزرگ = bozorg
، من به عکس شما چون اهل منطق هستم قبول دارم که شکل کلمه طولانی تر شده هست اما نمایش مصوتها بنا به دلایلی که بالاتر شرح دادم لازم و ضروری میباشد.

در نتیجه ایراد طولانی تر شدن کلمه فایده نمایش مصوت که یکی از آواهای زبان فارسی هست را در پی خود دارد.

در مورد ( برای "ج" از "j" هستفاده شده هست و برای "ژ" از "ĵ") تعداد حروف آکسان دار خط لاتین فارسی بیش از 4 مورد نیست و از این نظر با خط عربی که این همه حرف شبیه هم دارد قابل مقایسه نیست.("ج چ ح خ" "د ذ" "ر ز ژ" "ف ق" "ع غ" "ب پ ت ث" "س ش ""ط ظ" "ک گ"" ص ض") به عبارتی اگر این شباهت را یک عیب بدانیم عیب خط عربی بسیار بیشتر هست در رابطه با ë (مول) برای نمایش همزه و عین در شرایط خاصی هست اگر سپس مصوت، ë بیاید اون را باید به شکل همزه یا عین ساکن خواند(تالیف، معلوم و...) اگر سپس صامت بیاید باید حرف قبل از ë را ساکن خواند(مسئول و...

) بکار نبردن مول باعث غلط خوانی خواهد بود مثلا اگر بنویسیم msul خوانده میشود "مَسول" البته این فقط یک الفبای پیشنهادی هست در الفبای مربوط به کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی بجای ë از آپاستروف هستفاده شده هست.
دوست عزیز بنده ذهنم نه آلوده به غرب هست و نه شرق، این حربه هم که وقتی کم میاریم طرفمان را به غرب گرایی و این صحبتها نسبت بدیم دیگر قدیمی شده.پیشتر هم فرمودم خط را یک ابزاری در اختیار زبان میدانم و این فقط نظر بنده نیست و همانطور که از باقیه ابزارهای غربی هستفاده میکنیم از این لوازم نیز میتوان هستفاده کرد.

اگر هستفاده از خط لاتین چون مربوط به غرب هست از دید شما غرب گراییست هستفاده از اینترنت هم غربگراییست و قاعدتا شما اگر به صحبت خود پایبند باشید نباید در اینجا فعال باشید!
"آفرین دست عزیز! آفرین...

پس بهتر هست حرف بنده را پذیرا باشید و سالها تجربه را به این سادگی با یک چیز بی ارزش عوض نکنید تا به مانند اون تورکان ترکیه ای نتوانید بفهمید پدرانتان برایتان در وصیت نامه هایشان چه نوشته اند..."
در مورد این قسمت از کامنتتان به نظر میاید این نوشته باطنی شرح حال شما باشد
بعضی دیگر دوست دارند همیشه به گذشته بچسبند و با هر تغییری مخالفت نمايند.

در مورد خط، یک عامل روانی نیز اضافه می‌شود و اون این که هر قدر خط مشکل‌تر باشد، رنج یاد گرفتن اون بیشتر هست و کسانی که رنجی کشیده و این خط مشکل و کج و معجوج را آموخته‌اند نمی‌خواهند به آسانی دست بر دارند و حاصل زحمت سالیان دراز خود را تباه شده ببینند.


63:

درود بر شما دوست گرامی
علت فراگیر نماندن و افول خط فینگلیش 2 دلیل عمده دارد، اول اینکه قانون و قاعده کلی ندارد و یک خط من دراوردی هست مثلا لغت محمود را یکی mahmud مینویسد یکیmahmood،یکی manoudو یکی حتی mahmod، دومین دلیل همین مشکل نداشتن تجربه در مطالعهان هست که سبب کند خوانی اون میشود در مقابل خطی که امت سالها با ان تجربه مطالعهدارند ضمن اینکه مورد اول هم در همین کند خوانی خط فینگلیش تاثیر دارد.

اما اگر این خط در مدرسه آموزش داده شود در کنار خط فعلی، مطمئن باشید شرایط عوض خواهد شد.(ضمن اینکه اموزش اون ساده تر هست) عامه امت دنبال خطی هستند که با اون راحتتر میتوانند بخوانند و فعلا خطی عربی چنین هست.

و همانطور که میفرمایید دغدغه جدی راجع به نگارش و رسم الخط ندارند.

اینکه بقول شما از زن خانه دار و بقال تا دانشجو و...

از خط فینگلیش هستفاده میکردند این نکته را میرساند که اکثر امت تعصبی هم بر روی خط عربی ندارند.
قطعا تعویض خط پروژه ای وقت بر خواهد بود همانطور که پیشتر هم فرمودم.

اقدام ضربتی تقریبا غیر ممکن و در صورت امکان همان گسست تاریخی ترکیه را در پی خواهد داشت.راه حل این هست که در طی چندین سال 2 خط داشت و این دو خط در کنار هم در مدارس آموزش داده شود، تا افرادی که دوران تحصیل را پشت سر گذاشته اند دچار مشکل نشوند و همچنان همین خط عربی خط رسمی باشد اما خط لاتین در علوم مهندسی و مرتبط با ریاضیات و بقیه علوم تخصصی وارد شود.

انگاه که عمده جمعیت ایران به این خط مسلط شدند میتوان خط را عوض کرد بدون اجبار و بدون جریمه و ...


64:

سلام
تا اینجایش را خواندم باقی اش را دلم نیامد بخوانم.
نه اینکه تعصب داشته باشم.

(اون اصلا به کنار)
ولی اصلا نگارنده خیلی چیز تشریف دارند!
خیلی جا ها نقاط قوت را به عنوان نقاط ضعف بیان می کند...
اصلا انگار ذهن خود را بسته و یک طرفه دارد نگاه می کند و کور کورانه دارد یک حدس اولیه ای که زده را به اثبات می رساند!

حتی دلم نمی آید روی نقد هایش نقد بنویسم...



65:

درود بر شما،

منظور بنده اون لینک هایی بودند که به وب سایت منبع این جستار برای بنده و اون کاربر دیگر ارسال کردید می باشد که تصور می کنم اگر این شخص قصدشان حقیقتا همانی بوده باشد که شما نیز اونرا عینا از وب سایت مذکور نقل کردید یا در اینجا و یا در همان بخش کامنت های سایت خودشان باید پاسخی می دادند ولیکن هنوز خبری از جواب نیست...

بنده تصور می کنم تکرار لینک سایت و یا حتی نام نگارنده اصلی این مبحث می تواند به بالابردن غیر عمدی او کمک کند...

و البته اگر برای شما، کمک کردن به بیشتر دیده شدن سایت اون فرد و متعاقب اون خوانده شدن بیشتر یک نظر غیر اثبات شده، چیز زیاد مهمی نیست، می توانید به روند فعلی خود ادامه دهید.

66:

ممنون...

من جواب خود را گرفتم و برای شما در ادامه مسیرتان آرزوی موفقیت دارم...

67:

عجب!!! پس بنده بی منطق هستم و شما اهل منطق؟!!
چه ضرورتی؟!! شما در این چند پست خود چندین هزار لغت نگاشته اید که هیچکدام مصوت های کمکی را نداشته اند و هم بنده به راحتی اونها را خوانده ام و هم خودتان می توانید اونها را بخوانید؟!!
منطق شما این هست؟!!


عزیزم! در این خط قرن بیست و چندمی شما شروع نکرده دو سه ایراد وجود دارد که مورد اول اون که طولانی تر شدن کلمات هست ایراد بزرگی نیز می باشد ولیکن هنوز شما اصرار دارید که باید این خط جایگزین خط فعلی شود و حاضر هستید برای اینکه فقط حرفتان به کرسی نشسته باشد (منطقی!!!!) ارتباط بین نسل بعدی را با گذشته خود از طریق واسطه ای به نام ترجمان پیوند زنید؟!!!


در ضمن موارد را با هم خلط نکنید...

صفت غرب زدگی از این جهت برای شما صادق هست که بجای تولید یک الفبای مستقل به قول خودتان که ایرادی نداشته باشد فقط دست به دامان الفبای به ظاهر غربی شده اید و ذهنتان حتی یک بار هم سمت فرم های متفاوت تر نرفته و نخواهد رفت....

این بازیها را برای بنده در نیاورید که چون ایرادی به یک بخش از غرب به ظاهر متمدنتان گرفته شد شما هم در جواب بگویید اگر بد هست پس بقیه اون را هم هستفاده نکنید...

هنوز نمی دانید خط و زبان چه مسیری را در طول تاریخ طی کرده اند تا به این مرحله رسیده اند اونوقت مبتکر تولید خط شده اید؟!

آیا معایب تغییر خط را هم بررسی کرده اید و یا چون خیلی اهل منطق هستید فقط مزایایش را می بینید؟!


در پایان....

اگر با تاریخ ذره ای آشنایی داشتید هرگز غلط و اشتباهی را که گذشتگان بارها صورت داده و از انواع مختلف خط هستفاده و گاه و بی گاه نیز خط جدیدی اختراع می کردند را تکرار نمی کردید تا هم خود و هم نسل های آینده خود را به دردسر بیاندازید...

68:

دوست عزیز به فرض محال عبور از تمام موانع فرهنگی که به حق مهمترین موانع تغییر خطند،
اگر تصورتان این هست که اگر یک نهاد رسمی متولی نگارش فینگلیشی شود یک رسم‌الخط یکدست خواهیم داشت بازهم سخت در اشتباهید.

کافی هست مثلا به آموزش و پرورش نگاه کنید که در طول 40 سال گذشته 50 بار نظام آموزشی را تغییر داده هست.

تازه بعید بدانید فرهنگستان و آموزش‌عالی و آموزش پرورش و صنایع با هم به توافق برسند.

بنابراین آماده هرج مرجی به مراتب بیشتر از اونکه در mahmud نشان داده‌اید باشید.



اصلا مسئله پايه ی چیز دیگری هست:
شما تصور می‌کنید تغییر خط قابل فروکاهی به یک امر بخش‌نامه‌ای باشد؟

نمونه ترکیه نشان داده هست که پدیده‌ای به نظر شما ساده مانند تغییر خط محصول یک شرایط حاد سیاسی-اجتماعی هست اونهم در جامعه‌ای که ساختار قدرت و نظام اجتماعی-فرهنگیش فروپاشیده هست.

اون وقت هست که نظم نو به شکل مستبدانه، خط نو را با خود می‌آورد.


69:


برداشتتون اشتباه هست من چنین قصدی ندارم امثال شما از من نقل قول میگیرن منم مجبورم جوابتون را بدم

اگرهم مخای نظر بدی یا فحش بدی بدون نقل قول بگو تا من مجبور بجواب نشم و تبلیغی هم صورت نگیرد

خیلی ناراحتی برو به مسئولین شکایت کن
۰۰۰۰۰

70:

الان چکاری از من ساخته هست که نقل قول گرفتی

71:

سلام
صادق جان شما شروع نماينده ی جستار هستی.
و نقل هم که گرفتم نقل قول از سخنان داخل نوشته شما بود و اشاره به فرموده های اون آقا بود نه شما.


اگر می خواهی کاری کنی برو به اون آقا بگو این قدر این حرف های سطح پایین را نزند و جانب انصاف را رعایت کند و دست کم اگر می خواهد انتقاد کند ببیند اون انتقاد ها به صورت بزرگتری آیا در الفبای لاتین نیست؟

72:



زیاد خودتو درگیر نکن زیرا



اون کس که بداند و بداند که بداند

اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

اون کس که بداند و نداند که بداند

بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

اون کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

اون کس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

(ابن یمین)

73:

دوست عزیز البته منظور بنده یکدست سازی رسم الخط فینگلیشی نیست بلکه تدوین یک رسم الخط لاتین متناسب با آواهای زبان فارسی هست بطوریکه هر حرف نشانگر یک آوا و برعکس هر آوا متناظر با یک حرف باشد.

این مورد را در کامنت های قبلی نیز بیان کرده ام اما چون نمیدانم شما اونها را خوانده اید یا نه مجددا تکرار میکنم.
منظور شما از اینکه آموزش پرورش نظام آموزشی را در 40 سال گذشته بارها تغییر داده و ربط اون به تغییر خط و اینکه نتوان رسم الخط یکدستی داشت را درست متوجه نشدم، آیا منظور شما تغییرات شیوه نامه دستور خط آموزش پرورش می‌باشد؟! ممنون میشم اگر در این باره بیشتر توضیح بدید
اما درباره به توافق رسیدن بخشهای مختلف، بنده بر خلاف نظر شما این را یک امر بعید نمیدانم و البته سر در نمی آورم چرا بعید هست با هم هماهنگ شوند؟ آیا الان هم با هم هماهنگ نیستند؟ اگر نیستند مشکل چیست و اگر هستند چرا بعید میدانید این بخشها دوباره بتوانند هماهنگ شوند؟ یکی از نمونه های متاخر تغییر خط کشور آذربایجان هست که خط در اونجا از سیریلیک به لاتین تغییر یافت.بالاخره اونها قطعا توانسته اند این هماهنگی را بوجود آورند.

قزاقستان هم در نظر دارد تا سال 2025 خط لاتین را جایگزین خط سیریلیک کند ضمن اینکه صنعت ما چون بیشتر اون پایه و پايه خارجی دارد وابستگی چندانی به خط فعلی ندارد.
در رابطه با مثال ترکیه که زده اید بنده هم مثال قزاقستان را میزنم که امروزه شرایط حاد سیاسی اجتماعی ندارد اما مسیر تغییر خط را برگزیده.


74:

قیاس مع‌الفارق می‌زنید گرامی.
قزاقستان کشوری با کمتر از 20 میلیون جمعیت، که در اواسط قرن بیستم حکومت شوروی خط سیریلیک را به زبانش و زبان روسی را به دانشگاه‌هایش تحمیل کرد هیچ شباهتی به ایران یا ترکیه ندارد.

آذربایجان و دیگر کشورهای هستقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی هم مثل همان.

نیمچه کشورهایی که هویت تاریخی‌شان در وقت شوروی زیر و رو شده هست، حالا هم نگرانی چندانی از تغییر ندارند.


می‌توانید درباره سیاست‌های قهرآمیز شوروی در مبارزه با مظاهر و روحیات ملی در اون اتحادیه تحقیق کنید.

رابطه کمونیسم با ناسیونالیسم مثل رابطه دین و کفر می‌ماند.

از دوران هستالین سیاست روسی‌سازی با شدت و حدت در این کشورها پی‌گیری شد تا به صورت کامل خطر ملی‌گرایی در اتحادیه ریشه‌کن شود.

بنابراین برخلاف تصورتان خط این کشورها نیز در شرایط حاد سیاسی-اجتماعی تغییر یافت.

اگر امروز خط این کشورها قابل تغییر هست به دلیل بریدگی از هویت تاریخی هست و از طرفی خود خط سیریلیک هم سابقه‌‌ای بیش از چند دهه در این کشورها ندارد و احساس ملی و ضد روسی پس از کمونیسم و نماد اون:‌خط سیریلیک، در تمام این کشورها خودش یک شرایط خاص تاریخی هست.


نمی‌دانم شرایط حاد سیاسی-اجتماعی را چطور معنی می‌کنید اما فروپاشی کمونیسم و انحلال شوروی خودش یکی از حادترین شرایط سیاسی-اجتماعی تاریخ معاصر هست نه فقط برای کشورهای منشعب از اون بلکه برای تمام مناسبت‌های جهانی.

تلاش تغییر خط در کشورهای مثالی شما برآمده از همان شرایط حاد سیاسی-اجتماعی فروپاشی شوروی از سال 1991 هست.

نگاهی بیانداز به:
پرتال جامع علوم انسانی - وضعیت زبان روسی در منطقه آسیای مرکزی


از اینها گذشته دوست عزیز اگر وضعیت تاریخی-فرهنگی ایران را مثل این نیمچه کشورها می‌بینید به گمانم مبنای مشترکی برای ادامه فرمودگو نخواهیم داشت.


75:

با درود،

در جملات من فحش دادن دیدی که اینجوری موضع گرفتی؟!

وقتی چیزی را منتشر می کنید و نظری هم ندارید در موردش این به اون معنی هست که شما دانسته و یا ندانسته اونرا تایید می کنید...

حال در مورد شما این حرکت ندانسته بوده هست که مشکلی هم نیست زیرا از این گونه نمونه ها روزانه در فضای مجازی بسیار دیده می شوند.


به هر روی موفق باشید

76:

خیلی جالبه برای من، که شما توانایی مطالعهذهن بنده را هم دارید و مطمئن هستید که ذهن بنده به سمت خط های دیگر نرفته و نخواهد رفت!واقعا حیف این هستعداد ذهن خوانی شما که هدر رود حتما بیشتر از اون هستفاده کنید! البته به این سخن شما در عالم واقع می‌گویند تهمت و اتهام زنی!
ببینید دوست عزیز علت اینکه افرادی مانند دکتر باطنی و صفوی (و البته بنده که با اونها هم عقیده هستم) خط لاتین را پیشنهاد مینمايند نه خط جدید و یا خطوط گذشته (مثلا خط اوستایی) این هست که این خطوط هم به مانند خط فعلی دارای ایراد ناسازگاری با کامپیوتر و علوم فنی خواهند بود.

ضمن اینکه هستفاده از خط لاتین امکان ترویج زبان فارسی را در کشورهای دیگر بیشتر خواهد کرد و برای نسل بعدی چندین میلیون ایرانیان خارج از کشور که میتوانند فارسی صحبت نمايند اما نوشتن به خط عربی یا خط جدید غیر لاتین را چون با اون سروکار ندارند نمیدانند مفید خواهد بود.

تعویض خط از اونجا که نیاز به صرف وقت زیاد و هزینه دارد در نتیجه باید دارای کمترین ایراد ممکن باشد در غیر این صورت از چاه بیرون آمدن و به چاله افتادن خواهد بود! پس هستفاده از خط لاتین بهتر و معقول تر هست.

باور بفرمایید این خط نه حساسیت زاست و نه شیطانی تنها وسیله ایست برای نوشتن.

اما اگر مثلا ارمنیها بجای غربی ها یکه تاز عرصه علم و دانش چند قرن اخیر بودند و علوم فنی و کامپیوتری با خط ارمنی سازگارتر بود و ...

بنده امروز خط ارمنی را پیشنهاد میدادم.

این را فرمودم که بدانید هیچ دلبستگی به خط لاتین و البته غرب ندارم.

صرفا چون ایرادات خط لاتین هستاندارد شده برای فارسی کمتر هست پس گزینه مناسب تری خواهد بود
این را هم بگویم که بنده بر خلاف نظر شما هیچ خطی را بدون عیب نمیدانم.

اما نمی‌توان ایرادات خط عربی را با خط لاتین هستاندارد مقایسه کرد.
"هنوز نمی دانید خط و زبان چه مسیری را در طول تاریخ طی کرده اند تا به این مرحله رسیده اند اونوقت مبتکر تولید خط شده اید؟! " راجع به این جمله شما همین را فقط بگویم که خط عربی از همان قرون اولیه اسلامی تقریبا دست نخورده و راکد و جدا از تحولات زبانی باقی مانده.


در انتها فکر نمیکنم بحث بیشتر با شما که 180 درجه اختلاف نظر با هم داریم راه به جایی ببرد.
موفق باشید

77:

دوست عزیز بنده در هیچ کجای نوشته پیشینم نفرمودم وضعیت تاریخی-فرهنگی ایران را شبیه این کشورها میبینم.

و این مثالها را از جهت مقایسه هویت تاریخی و...

نیاورده ام.

شما ادعا کردید بخشهای مختلف(آموزش و پرورش و صنعت و...) بعید هست با هم هماهنگ شوند، من مثال آذربایجان را آوردم که قاعدتا توانسته اند این هماهنگی را حاصل نمايند.(اگر این بقول شما نیمچه کشورها توانستند این هماهنگی را حاصل نمايند آیا ما نمی‌توانیم؟!) شما فرمودید تغییر خط شرایط حاد سیاسی-اجتماعی میخواهد بنده مثال قزاقستان را آوردم که پروسه تغییر خط را از اوایل سال 2013 کلید زده هست و تا سال 2025 برنامه هست به پایان برساند توجه کنید از سال 1991 که شوروی فروپاشید تا سال 2013، 22 سال میگذرد و این کشور در حال حاضر برعکس کشوری مانند اوکراین (که اتفاقا همچنان از همان خط سیریلیک هستفاده مینمايند و برنامه ای برای تغییر خط ندارند)،شرایط حاد سیاسی و کشمکشی با روسیه ندارد.(قراردادهای زیادی بین دو کشور روسیه و قزاقستان بسته شده و دو کشور عضو پیمانهای مشترکی هستند.

برای مثال میتوانم به پیمان شانگهای اشاره کنم.

این لینک را هم از سایت اسپوتنیک روسیه ببینیدhttp://dari.sputniknews.com/dari.ruv..._29/272953208/) اگر آذربایجان را برای این مورد مثال میزدم که در همان سال 1991 و هموقت با فروپاشی شوروی و بقول شما شرایط حاد سیاسی خطش را تغییر داد و یا اگر قزاقستان هم در همان سال چنین کرده بود ایراد شما قابل قبول بود.



همانطور که بنده به سوالات شما جواب دادم شما نیز لطفا به سوالات بنده که در کامنت قبلی مطرح کردم جواب دهید تا این بحث را به پایان برسانیم:
منظور شما از اینکه آموزش پرورش نظام آموزشی را در 40 سال گذشته بارها (بقول شما 50 بار) تغییر داده و ربط اون به تغییر خط و اینکه نتوان رسم الخط یکدستی داشت را درست متوجه نشدم، آیا منظور شما تغییرات شیوه نامه دستور خط آموزش پرورش می‌باشد؟! ممنون میشم اگر در این باره بیشتر توضیح بدید
اما درباره به توافق رسیدن بخشهای مختلف، سر در نمی آورم چرا بعید هست با هم به توافق برسند؟ آیا الان هم با هم هماهنگ نیستند؟ اگر نیستند مشکل چیست و اگر هستند چرا بعید میدانید این بخشها دوباره بتوانند هماهنگ شوند؟

78:

شب خوش

79:

شب شما هم بخیر، امیدوارم بهتون خوش بگذره

80:


81:

این محافظه کارها در تمام دوران تاریخ بوده اند و همیشه در برابر تغییر ایستادگی کرده اند اما من به شما این امید را می دهم که جریان تاریخ نشان داده هست که جلو تغییر و تحول برای بهتر و همگام شدن با جهان و سهولت زندگی و برقراری ارتباط را نمی توان گرفت و سنت گرایان هر چه به خود فشار بیاورند در نهایت این اندیشه ها و رسوم و سنت های تازه و نو هست که جای خود را باز می کند.

نمونه اون خط کوفی و پس از اون تحولاتی هست که در حروف عربی رخ داد.

اگر به تاریخچه این خط و سایر تحولات روی داده در رسم الخط عربی توجه کنید، متوجه می شوید در اون دوران نیز محافظه کاران و سنت گرایانی بودند که می گقتند ما قراون را جز به خطی که در وقت محمد نوشته می شد نمی خوانیم اما روند تغییر هرگز به اونها و تعصباتشان توجهی نکرد و راه خودش را رفت.



«در سده‌های اولیۀ اسلامی در پی نیاز به داشتن خطی منزه که بتوان اون را بدون غلط خواند خط کوفی مراحل تکامل را به‌سرعت طی کرد.

خط یا دبیرۀ عربی و به تبع اون خط کوفی که رسمی‌ترین و ساوقت‌یافته‌ترین شیوه نگارش این خط بود اصلاحات و ابداعاتی را در کمتر از دو سده تجربه کرد تا به خطی کامل برای ثبت قراون و سایر متون تبدیل شود.

البته این تغییرات با مخالفت‌هایی نیز مواجه بود و گروهی معتقد بودند که باید قراون همچنان به همان شکل وقت محمد نوشته شود.

اما سرانجام نیاز شدید به خطی بر پايه قاعده و نظم آسان بر نظر محافظه‌کاران پیروز شد.»

«کوفی برای مطالعهبدون غلط، به‌ویژه برای کسانی که عربی زبان مادی اون‌ها نبود کافی به نظر نمی‌رسید چراکه هنوز هم تفاوت بین حروف مشابه مانند ب، ت، ث، ج، ح، خ، د، ذ، ر، ز، س، ش، ق، ف و مانند اونها مطالعهمتن را دشوار می‌کرد.

این مشکل با ابتکار «یحیی بن یعم» حل شد که بر روی حروف نقطه‌گذاری کرد و برای تمایز این نقطه‌ها از نقطه‌هایی که پیش از اون برای زیر و زبر به‌کار می‌رفت برنامه شد که این نقطه‌ها با دوایر کوچک و یا خطوط مورب نازک به رنگ سیاه گذارده شوند، افزون بر این ترتیب حروف نیز دستخوش تغییر شد و حروف الفبا بر مبنای ابتثی (ا، ب، ت، ث٬...) منظم شد.

سپس «خلیل ابن احمد فراهیدی» (۱۰۰ - ۱۷۰ ه‍.

ق) علائمی را شامل فتحه، ضمه، کسره، سکون، تشدید، مد، همزه و تنوین پیشنهاد کرد.

هرچند کتابت قراون به صورت اولیه و بدون اعراب و اعجام و یا با نقطه‌های ابوالاسودی تا سدۀ ششم نیز کم و بیش به چشم می‌خورد، اما این ابتکارات در سرتاسر سرزمین‌های اسلامی به سرعت همه‌گیر شد.»

با تمام این تفاصیل من فکر می کنم دست بالا در صدۀ آینده همگام با سایر تغییرات بزرگی که در فرهنگ خودمان شاهد خواهیم بود، تغییر خط را نیز به عنوان یکی از از تغییرات بزرگ در فرهنگ خود خواهیم پذیرفت که این روند یک روند گریزناپذیر هست.

روندی که دست کم تا حدود 3 قرن در کشور ما ادامه خواهد داشت.


82:


مثل اینکه یه ریگی تو کفشت هست .

خودکشی نکن هر چی حرفی نظری داری اپنجا ثبت کن مراجعین میخونن تو خودتم نمیدونی به چی و برای چی و برای کی موضع گرفتی .


83:

خدا شفاتون بده...

گویا حالتون خوب نیست...

فراموش کرده بودم که به امثال شما که فقط نقش بیلبورد این و اون رو بازی می نمايند بیش از حد نباید ارزش گذاشت...



خوش بخوابی

84:

تاریخ را وارونه در دست گرفته اید...

اینگونه به جای پیشرفت پسرفت خواهید کرد و به جای تحول تهوع درو خواهید کرد.


85:


درود

درباب اینکه خط کوفی برای اصلاح قراون بکار رفته و پیش از اسلام وجود نداشته و ریشه ی آرامی هم نداشته هست ، قصد بحث ندارم .

ولی باید به شما خاطر نشان کنم ، قدیمی ترین نسخه قراون ، چنانچه گیل کرايست متخصص این زمینه می گوید :


" قدیمی ترین مثنی که از قراون وجود دارد به قرن دوم هجری برمی گردد که بر پوست گوساله و به خط قدیمی الميل عربی نوشته شده هست .

نسخه قدیمی دیگر که به خط کوفی نوشته شده تقریبا مربوط به همان دوره هست " .

See John, Gilchrist, The Textual History of the Qur’an and the Bible (Villach, Austria: Light of Life, 1988, reprint).p.27


همچنین سر نورمن اوندرسون می نویسد :

" بنابراين هر چند امروزه متن نسخه کوفی قراون تقریبا همه جا در دنیای اسلام پذیرفته شده هست ولی این ادعای رایج مسلمانان که می گویند " عین وحي " منزل بر محمد را به صورت مکتوب دارند و هیچ قرائت مختلف دیگری از قراون وجود ندارد ، چشم بستن به حقایق تاریخی هست " .

Norman Anderson, Islam in the Modern World (Leicester: Apollos, 1990), 47
تحقیقات دیگر قراون شناسان مانند آرتور جفری هم اینرا می گویند که حتی نسخه اصلاح شده ی عثمان به خط کوفی هم ، نسخه کامل قراون نیست .

و اختلافات قرايات دیگر ، تنها به گویش خلاصه نمی شود ، بلکه کلا معنی آیات را عوض می کند .

86:



درود گرامی
اشاره من به مسئله آموزش و پرورش از همینجا شروع شد که شما بی‌قانونی فینگلیشی را یکی از دلایل پا نگرفتن اون دانستید (حالا صحت و سقم ادعای شما بماند) و فرض را بر این گذاشتید که آموزش و پرورش این نقیصه را مرتفع خواهد کرد.



آموزش و پرورش هرچند سال یک‌بار نظام آموزشی کشور را تغییر می‌دهد.

در حد تعریف دوره‌ها و مقاطع تحصیلی و همچنین محتوای آموزشی و ...که پس از چند سال کارشناسی و بازنگری می‌شود و دوباره برای رفع نواقص بازتعریف می‌شود.

بنابراین اگر رسم‌الخط شما بر فرض محال پیاده شود، هر چند سال یکبار ممکن هست کارشناسان ایراداتی به اون وارد نمايند و ناگزیر تغییرانی بیابد.

که البته فرآیندی طبیعی در هر امری هست.



اما بهتر بود دقت می‌کردید من اصلا چرا این مسائل را پیش کشیدم.

شما مدعی شدید که فینگلیشی اون دوره رسم‌الخط یکسانی نداشت و مثلا هرکس محمود را یکجور می‌نوشت.

من هم به جای اینکه ادعای شما را به چالش بکشم و بگویم این اختلاف‌ها اونقدر نبوده هست که ملیون‌ها ارتباط پیامکی را مختل کند.

یکدفعه آب پاکی را ریختم توی دستتان که اگر یک شیوه‌نامه یکدست می‌خواهید در آینده هم ممکن هست رسم‌الخط یکسانی بوجود نیاید.



البته اینجا جواب را به قول معروف خوب آمدید تا پرسش من را درباره ناکامی فینگلیشی در دوره ورود موبایل با بی‌قانونی و هرج و مرجی که مدعی شدید رد دهید اما در پست بعدی حرف خودتان را نقض کردید که منظورتان یک رسم‌الخط یکسان نیست.

نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
دوست عزیز البته منظور بنده یکدست سازی رسم الخط فینگلیشی نیست
خب دوست من اگر از اول صادقانه این را فرموده بودید من نه نیازی می‌دیدیم این مثال را بزنم و نه سپس اون موضوع را کش بدهم که حالا رسم‌الخطی که مثلا یک نهاد تهیه کرد، آیا با ضرورت‌های نهادهای دیگر همخوان خواهد بود؟.....

آیا اونها بر سر یک رسم‌الخط توافق خواهند کرد یا به فراخور موازین و کارشناسی خود در اون دخل وتصرف خواهند کرد؟....

تا مثلا به شما نشان دهم اگر در آرزوی یک رسم‌الخط یکسانید تا هرج و مرجی که مانع از پا گرفتن فینگلیشی شد را پشت سر بگذارید به این راحتی‌ها بدست نمی‌آید.

دلتان را خوش نکنید.


که شما با تغییر موضع‌تان که رسم‌الخط یکسانی نمی‌خواهید و عجله‌ای هم ندارید مبنای این بحث‌ها را از میان بردید.

تمام شد رفت.

کل قضیه از همان mahmoooood ناشی می‌شد.


87:

سلام.

الان اینکه فرمودی دقیقا چه ربطی به تغییر رسم الخط داشت؟ اون وجه از نوشته که در این تاپیک کاربرد دارد این بود که خط کوفی نواقصی داشت که وجه مشترکش با خط امروز این هست که آموزشش برای غیرفارسی زبان ها مشکل هست و از سویی ابهام زیادی هم نسبت به رسم الخط لاتین دارد.

و نکته مهمتر اینکه تغییر رسم الخط یک امر تجربه شده هست در فرهنگ ما و چیزی غریبی نیست که همه اون را تهاجم فرهنگی و فاجعه تصور می نمايند.

می گویند ما نمی توانیم نوشته های گذشتگان را بخوانیم.

دیگر وقتی کسی حافظه تصویری اش به این حروف عادت کرد، تنها زحمتی که برای خوانش متون گذشتگان باید متحمل شویم این هست که اونها را از نو حروف چینی کنیم که یک تایپیست با معیار امروزی می تواند ظرف حداکثر دو هفته کتابی مانند دیوان حافظ را به لاتین حروف چینی کند؛ اینکه مشکل بزرگی نیست.

برای عادت کردن به شکل لاتینی کلمات هم یک دو سال تمرین بیشتر لازم نیست اون هم تمرین متوسط وگرنه با تمرین بیشتر می شود طرف چند ما در مطالعهکلمات به حروف لاتین مهارت پیدا کرد.


88:

درود


چه بدتر!!! چه بدتر!!! شما اگر بخواهید مخاطب‌تان را متقاعد کنید باید هرچه بیشتر بر روی سنخیت و مناسبت مثال‌تان با مورد خود پافشاری کنید.

اگر الگوی شما بی‌ربط باشد هیچ فایده‌ای نخواهد داشت شما مثال می‌آورید آذربایجان موفق شد این کار را اجرا کند من هم می‌‌پرسم: چه تشابه یا سنخیتی با ما دارد که اون را الگوی خودمان برنامه دهیم؟ اگر قضیه "زنگ رو بزن دررو" باشد که معلوم هست آخرش چه می‌شود.



نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
شما ادعا کردید بخشهای مختلف(آموزش و پرورش و صنعت و...) بعید هست با هم هماهنگ شوند، من مثال آذربایجان را آوردم که قاعدتا توانسته اند این هماهنگی را حاصل نمايند.
در پست قبلی هم اشاره کردم "هماهنگی" مربوط به قضیه mahmod و رسم الخط یکسان بود نه اصل ماجرای تغییر خط که خدمت‌تان عرض کردم عمده‌ترین موانعش فرهنگی هستند نه اداری. اینها را قاطی نکنید.

من، شما و هرکس دیگر باید خیلی پرت و گول باشیم که گمان کنیم عدم هماهنگی بین دو نهاد می‌تواند دلیل محکمی برای شکست یک برنامه و جلوگیری از طرح اون باشد.

دوست من اختلاف و ناهماهنگی میان دولت و همايش آمریکا مانع از تصویب برجام نشد.

این را بگیر و برو تا آخر...


نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
اگر این بقول شما نیمچه کشورها توانستند این هماهنگی را حاصل نمايند آیا ما نمی‌توانیم؟!
در این مورد هم مصادره به مطلوب کردید تا دست‌تان برای کنایه زدن باز باشد.

نیمچه کشورها ربطی به هماهنگی نداشت ربطش به سنخیت با ایران برای اصل ماجرای تغییر خط بود.

اگر ادعای پايه ی دارید سعی کنید سنخیت کشورهای مورد نظرتان را با ایران بیان کنید.

اما اگر مغلطه می‌کنید که پیروز باشید، برایتان آرزوی موفقیت می‌کنم.

نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
شما فرمودید تغییر خط شرایط حاد سیاسی-اجتماعی میخواهد بنده مثال قزاقستان را آوردم که پروسه تغییر خط را از اوایل سال 2013 کلید زده هست و تا سال 2025 برنامه هست به پایان برساند توجه کنید از سال 1991 که شوروی فروپاشید تا سال 2013، 22 سال میگذرد.
اینجا هم بی‌اطلاعی‌تان بطور عام از تاریخ سیاسی و بطور خاص از اوضاع منطقه مورد نظر را به عنوان سند حقانیت خودتان رو کردید.

لطفا کمی تاریخ معاصر را مطالعه کنید تا پیامدهای نقاط عطف تاریخی را از فردایش ملغی نکنید.

برای تمرین می‌توانید پیامدهای کودتای 28 مرداد را بر ذهنیت و رفتار سیاسی ایران تا همین امروز بررسی کنید.

به اطلاعتان می‌رسانم 63 سال از خود کودتا و 38 سال از سرنگونی حکومتی که برنده کودتا بود گذشته هست.

توجه دارید که اینها ربطی به تغییر خط ندارد و فقط به این دلیل اینجاست که نشان دهد شما از زمینه‌ها، پیامدها و ابعاد موضوع مورد نظرتان پايه ا بی‌اطلاعید.




نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
قراردادهای زیادی بین دو کشور روسیه و قزاقستان بسته شده و دو کشور عضو پیمانهای مشترکی هستند.

برای مثال میتوانم به پیمان شانگهای اشاره کنم.

این لینک را هم از سایت اسپوتنیک روسیه ببینیدhttp://dari.sputniknews.com/dari.ruv..._29/272953208/) اگر آذربایجان را برای این مورد مثال میزدم که در همان سال 1991 و هموقت با فروپاشی شوروی و بقول شما شرایط حاد سیاسی خطش را تغییر داد و یا اگر قزاقستان هم در همان سال چنین کرده بود ایراد شما قابل قبول بود.
چه ربطی میان سرکوب ملی‌گرایی دوران شوروی با روابط خارجی کشورهای جدید با روسیه هست؟؟؟؟؟؟
اصلا چجوری به ذهنتان خطور کرد که سیاست‌های ضد ملی شوروی باید به دشمنی این کشورها با روسیه فعلی منجر شود؟؟؟؟
همینقدر احمقانه هست که کسی بگوید یکی از دشمنان تاریخی ملت ما روسیه تزاری هست، اون یکی جواب دهد کی فرموده؟ الان کلی سند همکاری با روسیه امضا کردیم.

عزیز من یا واقعا سواد این موضوع را نداری یا تجاهل می‌کنی.



نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
این لینک را هم از سایت اسپوتنیک روسیه ببینیدhttp://dari.sputniknews.com/dari.ruv..._29/272953208/
در جواب مقاله‌ای که لینک دادم، زحمت کشیدید خبر 5 خطی لینک گذاشتید که در بالا روشن شد کاملا نامربوط به بحث هست و از جمله نشان می‌دهد که چقدر در جوانب موضوع تحقیق کرده‌اید.

و برای معرفی الگویتان چقدر اون را می‌شناسید.

دست‌کم در برابر مقاله بهتر بود مقاله ارائه می‌دادید که فت و فراوان در اینترنت ریخته هست.


بهرحال اگر قصد داشتید بحث نامربوط روابط روسیه را با کشورهای تازه هستقلال یافته را با تصور نادرستتان از قضیه به من نشان دهید که ببینم اشتباه می‌کنم این موارد را می‌توانستید از اولین یافته‌های موتور گوگل لینک دهید:

این لینک که درباره تلاش‌های روسیه برای حفظ و گسترش روابطش با این کشورهاست:
پرتال جامع علوم انسانی - سیاست روسیه در آسیای مرکزی

یا این لینک که روابط حساس و هستراتژیک روسیه با این کشورها را قدم به قدم از سال 1991 به بعد شرح داده هست:
فیاض

این یکی نشان می‌دهد آذربایجان هیچ دشمنیی با زبان روسی ندارد و می‌توانستید بگویید شرایط حاد کدام هست ببین حتی سال 1991 هم هیچ خصومتی با روسیه وجود نداشت چه برسد 22 سال بعد:
جایگاه زبان روسی در جمهوری آذربایجان - خبرگزاری آران نیوز

با آرزوی موفقیت برای شما...


89:

دوست عزیز نمیدونم رشته و تخصص شما علاقمندی شما حیطهء مطالعه و تحقیق شما چیه، اما اگر درمورد علم و فناوری مدرن صحبت میکنیم، که مثلا از ریاضیات شروع میشه و تا فناوریهای کامپیوتر و فضایی میره، اینها در اولویت و درجهء اول مسائل درکی و تجربی هستن، نه هستنادی.
این مهم نیست که مثلا اولین بار چه کسی فلان چیز در ریاضیات رو کشف کرد.

بحث تاریخ و ادبیات که نیست.

اصالت منبع در اینطور چیزها اهمیت نداره.

چون شما اینطور چیزها رو خودت باید بخونی و درک یا تجربه کنی و نتیجه بگیری صحت داره و تا چه حد.

و منظور بنده از اورجینال بودن اینه که اون فرد واقعا اون مطلب رو درک کرده باشه بهش احاطه داشته باشه و شما خودت با خوندن و درک کردن و محک زدن و در مواردی اگر بشه با تجربه و آزمون کردن، میتونی این رو بفهمی.

و نااورجینال بودن یعنی اینکه مثلا یک کسی که احاطهء کمتری به موضوع داشته و خوب و کامل درک نکرده یا اصلا درک نکرده بیاد و سعی کنه مطلب رو ترجمه و بیان کنه، که اغلب باعث افت جدی کیفیت و دقت مطلب میشه.

مهم نیست مثلا فلان حیطهء ریاضیات رو اولین بار عمر خیام گشوده، بلکه مهم اینه چه کسانی واقعا بالاترین تسلط رو بهش دارن، و ممکنه الان افرادی باشن که از عمر خیام در این زمینه خیلی قوی تر هم باشن و مسلما علم این وقت هم نسبت به وقت قدیم گسترش زیادی پیدا کرده، پس منبع اورجینال اون کسیه که واقعا بر مطلب احاطه و صلاحیت داره.

چنین فردی منبع اورجیناله!

اینه بعضیا نمیفهمن مثلا همین ویکیپدیا باوجود اینکه میگیم اعتبار (استنادی) نداره ولی چه گنج عظیمی از دانش هست و باهاش میشه چقدر پیشرفت کرد چقدر میشه ازش بهره برد! و اینطور افراد به سادگی و بطور کلی میگن «ویکیپدیا اعتبار نداره...

مثلا چون هرکس میتونه مقاله هاش رو ویرایش کنه» و خلاصه از اینطور حرفها! من از این حرف اینطور افراد میفهمم که در حقیقت چیز زیادی بارشون نیست دانش و توانایی های بالایی ندارن، چون آدمی که دانش و توانایی بالایی داشته باشه از همین ویکیپدیا چنان هستفاده میکنه که این حرفا دیگه براش چندان اهمیتی نداره.

البته فرمودم که در چیزهایی که هستناد و منبع اولیه درشون مهم نباشه.

مطلب علمی رو باید درک کرد، نه حفظ.
در ضمن هیچ چیزی هیچ سندی در این دنیا معتبرتر از درک خود انسان نیست!
چیزی رو شما واقعا درک کنی، دیگه نیازی به سند و منبع نداری، و پايه ا با درک واقعی میشه به صحت معتبرترین منبع و اسناد هم شک کرد!
تاریخ خطاپذیر و قابل جعله، ولی درک انسان رو نمیشه جعل کرد، و ضریب خطاش رو هم با تفکر و تحلیل و تحقیق و آزمون مداوم میشه بقدر کافی کم کرد که منابع تاریخی درمقابلش از درجهء اعتبار کمتری برخوردار هستن.


90:

با درود مجدد
بله بنده يکي از دلايل عمده افول فينگليش نايشانسي را نداشتن قانون ميدانم که خودش يکي از علت هاي کند خواني اين خط ميباشد.چرا که چون براي يک لغت خاص ما يک شکل نوشتاري ثابت نداريم ثبت اون در ذهن سختتر و درنتيجه باعث کند خواني مي‌شود.

اين مورد در کنار نداشتن تجربه در مطالعهاون در نتيجه نياموختن اجباري اون در مدرسه باعث کند خواني اين خط هست، در واقع علت اصلي افول خط فينگليشي را کند خواني اون ميدانم.(نداشتن قانون خودش يکي از علتهاي کند خواني اشت اين مطلب را در کامنت قبلي اينگونه بيان کرده ام."ضمن اينکه مورد اول هم در همين کند خواني خط فينگليش تاثير دارد."يعني علت اصلي را کند خواني ميدانم) اين را مشخصا از کساني که به ديگران براي نوشتار فينگليشي ايراد ميگيرند شنيده ام که"خواندنش مشکل هست".

قبلا هم فرمودم اگر اکثريت امت بر رايشان خط فعلي تعصب داشتند به سراغ فينگليش نايشانسي نميرفتند.

امت به دنبال راحتي هستند و فعلا نوشتار و مطالعهبراي اکثريت جامعه که حداقل 12 سال در مدرسه تجربه مطالعهو نوشتن با اين خط را دارند آسان تر هست.
با اين تفاسير اگر بنده بخواهم علت افول فينگليشي را در يک عبارت خلاصه کنم به اين جمله ميرسم که چون خط فينگليشي نسبت به خط فعلي بنا بر دلايل فوق خواندنش سختتر و کندتر بود و از اونجا که امت به دنبال راحتي هستند، هستفاده از خط فينگليشي سپس انکه مشکل گوشيها حل شد کاهش يافت.
براي اينکه نشان دهم خود خط لاتين مشکل کند خواني ندارد در کامنتهاي قبلي اشاره کردم براي کسي که در مطالعه زبان انگليسي تجربه دارد مشکل کند خواني وجود نخواهد داشت.
اما در رابطه با يکدست سازي رسم الخط و برداشت اشتباه شما بگذاريد بيشتر توضيح دهم تا بحث روشن تر شود.

بنده فرمودم منظورم يک دست سازي رسم الخط فينگليشي نيست الان هم همان را ميگايشانم و البته حرفم را نقض نکردم چرا که خط مورد نظر بنده و اساتيدي که اسمشان را آوردم مبتني بر رسم الخط انگليسي نيست که نامش فينگليش باشد و در نتيجه بخواهيم خط فينگليشي را يکدست کنيم.

بلکه خط لاتين متناسب با آواهاي فارسي هست که اتفاقا بايد هم يکدست باشد همانطور که در کشورهاي ديگري که لاتين مينايشانسند يکدست هست (براي مثال هستفاده از x براي صداي خ، ž براي نمايش "ژ" š براي "ش" u فقط براي آواي "او" o فقط براي ضمه و...

در صورتي که در انگليسي براي نوشتن آواي "او" مثلا از "o" "ou" "oo" هستفاده ميشود و اين يعني اينکه اين خط با هستانداردهاي رسم الخط انگليسي تفاوت دارد.) در نتیجه فقط mahmud درست خواهد بود! برای آشنایی با این خطوط میتوانید نمونه اون را از همان سایت کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی دانلود کنید.
اما در رابطه با اينکه چگونه اين امر يعني يک دست سازي خط لاتين فارسي(نه فينگليشي) محقق خواهد شد، بايد يک کميته اي از زبان شناسان در فرهنگستان (البته در حال حاضر بديهي هست چنين چيزي محقق نخواهد شد) تشکيل شود و سر يک خط مشخص اين افراد به تفاهم برسند شبيه کميته اي که براي يکسان سازي نامهاي جغرافيايي تشکيل شد سپس اين خط را به بقيه ارگانها و نهاد ها از آموزش پرورش تا ...

ابلاغ نمايند و اون نهادها موظف هستند اون را اجرا نمايند همانطور که باقیه کشورهایی که خطشان را تغییر دادند اینکار را کردند و چند رسم الخط ندارند.
در بین نوشتارتان این جمله را آوردید که: "بنابراین اگر رسم‌الخط شما بر فرض محال پیاده شود، هر چند سال یکبار ممکن هست کارشناسان ایراداتی به اون وارد نمايند و ناگزیر تغییرانی بیابد.

که البته فرآیندی طبیعی در هر امری هست." این به هیچ وجه فرآیندی طبیعی نیست.

برای شما طبیعی به نظر میرسد چرا که این موارد برای شما عادی شده.

این مورد دقیقا از ایراد خط عربی نشات میگیرد که هر چند سال یکبار بقول شما کارشناسان به اون ایراد میگیرند چرا که خط عربی دچار نابسامانی و ایرادت ذاتی هست و باعث سردرگمی همین کارشناسان هست که بقول معروف میان ابروشو درست نمايند بدتر چشمشو کور مینمايند در همین رابطه اظهارات صفوی را در ذیل میگذارم:
می‌آیند به سراغ مواردی مثل این‌که در ترکیب «خانه علی» یک شش کوچک بالای «ه» بگذاریم یا یک «ی» بزرگ بنویسیم.

عده‌ای می‌گویند با «ی» بزرگ بنویسیم، عده‌ای می‌گویند این «ی» بزرگ اصلا بی‌خود هست.

بعد دعوا می‌شود و در نهایت هم ولش می‌نمايند.

بنابراین اعتقاد من بر این هست که ما هرقدر روی رسم‌الخط کار کنیم، هیچ دردی که دوا نمی‌شود هیچ، مقداری هم کارهایی می‌کنیم که هزینه‌اش به درد نتیجه‌ی کار نمی‌خورد.

او در ادامه فرمود: اگر هزینه‌ای که ما برای خطمان می‌کنیم، در‌نهایت به این محدود شود که باید «کتابخانه» را جدا بنویسیم یا سر هم و به ساعت‌ها بحث در این‌باره کشیده شود، کاری راه نمی‌افتد.

مطمئنا اعضای فرهنگستان هم به این مسأله واقف‌اند که خیلی به سراغ این‌ها نمی‌روند.

در فرهنگستان شیوه‌نامه‌هایی برای نوشتن برخی از واژه‌ها می‌دهند، اما بیش‌تر از اون به سراغش نمی‌روند.

اگر بخواهی دقیق به سراغ این موضوع بروی، اولین کاری که باید بکنی، این هست که خط را عوض کنی.

چون اصلا خطی هست که با قرن بیست‌ویکم سازگاری ندارد.

این مشکلی هست که ما با خطمان داریم.

91:

درود

به رسم الخط ربطی نداشت ، به موضوع قراون ربط داشت .


دوست عزیز ، نه خط امروزین ما خط کاملی هست و نه حتی خط لاتین فعلی .

شما مثلا اگر زبان شناسی باستانی ایرانی ، زبان هایی مثل اوستايي و پهلوی را در نظر بگیرید ، نه حروف خط امروز می تواند تلفظ واکه هایش را نشانت دهد ، و نه حتی حروف انگلیسی ...



بلکه حروف مخصوص آوانايشانسي برای صداهای دندانه دار ، صداهای کشیده و کوتاه را دارند .


92:

الان که دیگر به یُمن حروف ناقص عربی ما خیلی از آواهای زبان خودمان را در دل تاریخ از دست داده ایم.

مثل s صامت در ابتدای کلمه که در حروف عربی معادلی ندارد.

ولی حالا هم بحث مان روی همین زبان امروزی مان هست.

که می شوند روی حروف لاتین باکیفیتر پیاده اش کرد.


93:

درودي دیگر

می توان حروف لاتین بکار برد و اینکار را زبان شناسان در بخش های آوانايشانسي های متن های پهلوی و اوستايي و فارسی باستان و دیگر زبان های ایرانی مثل کردی و ...

بکار می برند .

ولی حقیقتا نظر من رو بخوای ، نه این کار لازم هستش و نه امکان پذیر .

آموزش خط لاتینی که برای واکه های تخصصی بکار می ره مثل ã ، آموزش ساده ای نیست و یک دور گذراندن فيلولوژي لازم دارد .

اون هم در حال حاضر و اینکه امت ما زیاد اهل دانش نیستند .


خط فارسی ، به هیچ وجه خط کاملی نیست .

ولی راه کار با تغییر خط ، خیلی مشکل برایمان بار مياره .

نمونه اش را می توان فراموش کردن آثار ادبی کلاسیک دانست که به خط فارسی اند و دیگر مسائل .


94:

گرامی، اصرار شما برای اینکه حرف خود را به بنده اثبات کنید تا وقتی که هنوز به درک درستی از تاریخ و فرق اون با ادبیات دست نیافته اید، ره به جایی نخواهد برد...

وقتی سخن از علم و فن آوری می کنید و اونرا از تاریخ جدا می کنید و لزوم دانستن تاریخ را در ارتباط با اونها منکر می شوید، بدین می ماند که یک کودک 6 ساله بدون اینکه مقدمات آموزشی را پله به پله (وقتش مهم نیست، جهشی باشید یا پرشی) طی کند یکدفعه سر سفره (کلاس) مباحث فوق تخصصی رشته ای خاص بنشیند...

خروجی چنین حرکتی اون می شود که تا وقتی نا معلوم و حتی شاید بهتر هست بگوییم تا آخر عمر خود نیازمند هستادش خواهد بود...

حال برویم علم و تکنولوژی را از دو روز گذشته تاریخچه اش را بدانیم یا اینکه ببینیم از ابتدایی ترین پله ای که برایمان باقی مانده هست اونرا بیاموزیم؟!

در آخر یک جمله برای امثال شما که با شرمندگی تمام باید بگویم فقط در آینده گیر کرده اید و تصور می کنید که در حال زندگی می کنید اینکه تا وقتی که هر دو مورد یعنی آینده و گذشته را باهم نداشته باشیم از حال خود حال نخواهید کرد.

نگاه به آینده بدون نگاه به گذشته برایندش حال نخواهد بود و برای اینکه تکرار اشتباه نکنیم و آینده خود را بسازیم نیازمندیم که اون اشتباهات گذشته را ابتدا بدانیم و سپس اون می توانیم تصمیم بگیریم که تکرارش کنیم یا خیر که البته گذشته فقط اشتباه نبوده هست و بسیاری از اونچه امروز غربیان به نام داوینچی ها و نیوتون ها و داروین ها و ...

ثبت کرده اند را به صورتی بسیار منطقی تر در نسخ نوشته شده به زبان عربی و فارسی خود داشته ایم و داریم....

"اونان که تاریخ را نمی دانند محکوم به تکرار اون هستند."

95:

مگر من فرمودم کار ساده ای هست.

این یک پروسه هست.

در دنیا و برای کشوری که می خواهد بزرگ باشد و بزرگ زندگی کند، هیچ کاری ساده نیست.

کشوری مانند آلمان را در نظر بگیر.

این ملت در یک قرن بیش از دو بار ویران و شکست خورده شد اما در هر دو کمتر از نیم قرن باز به یک قدرت جهانی تبدیل شد.

منظور این هست که در دنیا هیچ کاری ساده نیست و فقط بزرگان می توانند کارهای بزرگ نمايند و کسانی که از مواجه با کارهای بزرگ هراس دارند برای همیشه کوچک می مانند و در پناه ترس ها و تشویش های خود تا ابد زندانی به سر می برند.



در باب آثار ادبی کلاسیک هم اگر نوشته پیشین مرا بادقت مطالعه کرده باشی، اشاره کردم که بازنویسی اون به حروف لاتین کار سختی نیست.

و از سویی مگر ما چند تا اثر ادبی بزرگ و فحل داریم.

آثار ادبی اونقدرها هم در زندگی امروز مهم نیست.

اونچه را که میراث فکری اصلی یک ملت اند به سادگی ظرف چند ماه و با یک تیم تایپیست متبحر می توان به لاتین بارنویسی کرد و باقی آثار هم به فراخور نیاز در طول وقت باز می گردد.

امروز دیگر نمی توان معیار همه چیز را روی چیزهای کلاسیک برنامه داد.

باید فکر کرد، نیاز رووقت در چیست.

اگر هزار سال پیش امتان و دانشمندان و ادبا میخواستند به نوشته های پهلوی و اوستایی و...

فکر نمايند و نه نیاز روز جهان اون روز که اقتضا می کرد حروف با حروف زبان بین المللی یعنی عربی مشترک باشد، ما الان حروف پهلوی را هستفاده می کردیم.

اونچه اهمیت یک چیز را در هر دوره نشان می دهد نیاز روز هست نه علایق کلاسیک و و زبان شناسانه و دینی و علمی ما.

ما داریم درباره زندگی یک ملت صحبت می کنیم که همه در اون هستاد زبان شناسی یا ادیب نیستند.


96:

منظور شما رو میدانم .

ولی کشوری مثل آلمان که در مبحث زبان شناسی ، زبانش زبان اول هست ، خودش انگلیسی رو زبان بین المللی نمی دونه .

حتی محققان انگلیسی بزرگی هم مثل مری بايشانس ، در اتریش و آلمان ، به آلمانی مقاله می نوشتند .

مقالات سطح جهانی .


میراث ادبی ما به تمام زبان ها ترجمه شده .

ولی جای فارسی را نمی گیرد ، چنانچه محققان زبان شناس غربی برای درک بهتر شاهنامه فردوسی و اشعار ايشانس و رامین و ...

از نسخ فارسی هستفاده می نمايند .

یعنی اینکه نمی توان با بازنویسی یک اثر کلاسیک فارسی به حروف لاتین ، درک درستی از اثر ادبی داشت .




نیازهای روز ما تغییر خط نیست ، بلکه داشتن یک مکمل هست .


97:

درود گرامی
در تایید شما:
مبنای نادرست قاعدتا به تشخیص نادرست و در نتیجه به درمان نادرست می‌رسد.


98:

درود بر شما


این مقاله که در جواب به سخنان کوروش صفوی هست ، خواندنش خالی از لطف نیست .

پاسخی به اظهارات کوروش صفوی درباره‌ی خط فارسی

99:

سپاس از شما گرامی، بهره بردیم.

قضیه این هست که ما یک سنت ویرایش فرهنگی داریم که آهسته و پیوسته در طول تاریخ مظاهر برجسته و پسندیده‌اش را دیده‌ایم و در کنارش یک سنت سرنگونی فرهنگی.

آدم ساده‌لوح خیال می‌کند سرنگون کردن اونچه هست یکجور به‌روز بودن هست و پیشرفت‌ و واقع‌بینی و...خبر ندارد که اتفاقا سرنگون کردن رفتاری کهنه، پیشاتاریخی و شاید حتی متعلق به وقتی هست که انسان درکی از ویرایش نداشته هست.


البته سنت سرنگونی اونجا که ضرورت 100 %ی داشته و اجتناب‌ناپذیر باشد، بسیار هم سنت پسندیده‌ایست.

منتهی نه با برهان و مبنای سست و مهمل و سلیقه‌ای.

این موارد که "خانهٔ" درست هست یا "خانه‌ی" ، حتی یا حتا، کتابخانه یا کتاب‌خانه یا موارد مشابه، چند هزارم % سرنگونی خط فعلی را ضروری می‌سازد؟
جالب اینجاست(این‌جاست) که این صورت‌ها(صورتها) هیچ خللی در خوانش متن ایجاد نمی‌نمايند.(نمینمايند)

من در پست اولم سعی کردم نشان دهم طرفی که لاتین شدن خط را برای زندگی ما در جهان معاصر و پیشرفته ضروری می‌داند هنوز تایپ‌ کردن بلد نیست و مبانی حروف‌چینی کامپیوتری را نمی‌داند.

اون‌وقت با این همه اشراف به جهان معاصر!!! از جهل خودش برای تغییر خط ضرورت ساخته هست...
"وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند"

پیروز باشید...


100:

بنده در هیچ کجای فرمودگوهای قبلیم با تو کوچکترین بی ادبی و توهینی نکردم.

اما تو چون از جواب دادن منطقی عاجز هستی به دریوزگی افتادی ناچار به حمله و توهین و اتهام شدی
تو ادعاهایی مطرح کردی بنده هم ادعاهایت را با زدن مثال نقض رد کردم.
حرف بنده این هست که ما برای اینکه دچار مشکل نشویم باید از تجربه همه کشورها هستفاد کنیم.

تا پروژه ما دارای کمترین نقص ممکن باشد.

آذربایجان نشان داد رسیدن به یک رسم الخط واحد شدنیست، قزاقستان نشان داد که تغییر خط شرایط پیچیده سیاسی نمیخواهد.
مگر وضعیت و شرایط و امکانات 90 سال پیش ترکیه و یا از اون بدتر صدر اسلام با حال حاضر سنخیتی دارد که جمله "جوانان ترک نمی توانند کتب گذشتگانشان را بخوانند ورد زبان و الگوی شما و همفکران شما هست"
تو اول ادعایی مطرح میکنی اونگاه که بنده پاسخت را دادم ادعای خود را به گردن من می‌اندازی و از جانب بنده اونرا مطرح میکنی سپس در رابطه با همان ادعای خود که از زبان بنده زده ای شروع میکنی به تمسخر و توهین و تهمت به بی سوادی!
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
اگر تصورتان این هست که اگر یک نهاد رسمی متولی نگارش فینگلیشی شود یک رسم‌الخط یکدست خواهیم داشت بازهم سخت در اشتباهید.

تازه بعید بدانید فرهنگستان و آموزش‌عالی و آموزش پرورش و صنایع با هم به توافق برسند.
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
من، شما و هرکس دیگر باید خیلی پرت و گول باشیم که گمان کنیم عدم هماهنگی بین دو نهاد می‌تواند دلیل محکمی برای شکست یک برنامه و جلوگیری از طرح اون باشد.

دوست من اختلاف و ناهماهنگی میان دولت و همايش آمریکا مانع از تصویب برجام نشد.

این را بگیر و برو تا آخر...
تو ایرادات اداری گرفتی اما وقتی که پاسخت را دادم میگویی عمده ترین دلیلش موانع فرهنگیست و بحث ایرادات اداری که خودت گرفته بودی را معادل پرت و گول بودن دانستی بنده همین جا عرض میکنم عمده ترین مانعش تعصب و بی سوادی امثال شماست که تاریخ نشان داده تعصب هیچ گاه برنده نبوده!
اول ادعا کردی "بعید بدانید فرهنگستان و آموزش‌عالی و آموزش پرورش و صنایع با هم به توافق برسند." (به عنوان مشکلی در سر راه تغییر خط و رسیدن به یک رسم الخط یکدست.

و در اینجا بقول شما شکست یک برنامه) حالا میگی باید پرت و گول باشیم تا گمان کنیم عدم هماهنگی بین دو نهاد می‌تواند دلیل محکمی برای شکست یک برنامه و جلوگیری از طرح اون باشد! واقعا خنده دار و مضحکه این جمله شما! مگر بنده همچین ادعایی کردم؟ این بحث رو که خودت در کامنت بالا پیش کشیدی.

با اوردن مثال برجام هم گل به خودی زدی و خودت جواب خودتو دادی.آیا اختلاف همايش و دولت آمریکا باعث شد که ما به جای یک برجام یک دست، مثلا 2 نسخه متفاوت برجام داشته باشیم؟!(نقض ادعای یکدست نشدن رسم الخط در اثر عدم توافق بخشهای مختلف) یا نمیدونی چی مینویسی و بقول خودت پرت و گول تشریف داری یا خودتو به گاگولی زدی
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
نمونه ترکیه نشان داده هست که پدیده‌ای به نظر شما ساده مانند تغییر خط محصول یک شرایط حاد سیاسی-اجتماعی هست
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
آذربایجان و دیگر کشورهای هستقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی هم مثل همان.

نیمچه کشورهایی که هویت تاریخی‌شان در وقت شوروی زیر و رو شده هست، حالا هم نگرانی چندانی از تغییر ندارند.


می‌توانید درباره سیاست‌های قهرآمیز شوروی در مبارزه با مظاهر و روحیات ملی در اون اتحادیه تحقیق کنید.

رابطه کمونیسم با ناسیونالیسم مثل رابطه دین و کفر می‌ماند.

از دوران هستالین سیاست روسی‌سازی با شدت و حدت در این کشورها پی‌گیری شد تا به صورت کامل خطر ملی‌گرایی در اتحادیه ریشه‌کن شود.

بنابراین برخلاف تصورتان خط این کشورها نیز در شرایط حاد سیاسی-اجتماعی تغییر یافت..


نمی‌دانم شرایط حاد سیاسی-اجتماعی را چطور معنی می‌کنید اما فروپاشی کمونیسم و انحلال شوروی خودش یکی از حادترین شرایط سیاسی-اجتماعی تاریخ معاصر هست
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
اینجا هم بی‌اطلاعی‌تان بطور عام از تاریخ سیاسی و بطور خاص از اوضاع منطقه مورد نظر را به عنوان سند حقانیت خودتان رو کردید.

لطفا کمی تاریخ معاصر را مطالعه کنید تا پیامدهای نقاط عطف تاریخی را از فردایش ملغی نکنید.

برای تمرین می‌توانید پیامدهای کودتای 28 مرداد را بر ذهنیت و رفتار سیاسی ایران تا همین امروز بررسی کنید.

به اطلاعتان می‌رسانم 63 سال از خود کودتا و 38 سال از سرنگونی حکومتی که برنده کودتا بود گذشته هست.

نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
این یکی نشان می‌دهد آذربایجان هیچ دشمنیی با زبان روسی ندارد و می‌توانستید بگویید شرایط حاد کدام هست ببین حتی سال 1991 هم هیچ خصومتی با روسیه وجود نداشت چه برسد 22 سال بعد:
اول ادعا کردید روسیه با سیاست سرکوبگرانه و روسی سازی اش پدر این جمهوریها را درمی آورد.

سپس در ادامه با مثال کودتای 28 مرداد ادعا کردید پیامدهای نقاط عطف تاریخی در ذهنیت و سیاست کشورها سال ها باقی میماند.

یعنی سرکوب دوران روسی سازی الان هم در حافظه این جمهوری ها هست.
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
چه ربطی میان سرکوب ملی‌گرایی دوران شوروی با روابط خارجی کشورهای جدید با روسیه هست؟؟؟؟؟؟
اصلا چجوری به ذهنتان خطور کرد که سیاست‌های ضد ملی شوروی باید به دشمنی این کشورها با روسیه فعلی منجر شود؟؟؟؟
همینقدر احمقانه هست که کسی بگوید یکی از دشمنان تاریخی ملت ما روسیه تزاری هست، اون یکی جواب دهد کی فرموده؟ الان کلی سند همکاری با روسیه امضا کردیم.

عزیز من یا واقعا سواد این موضوع را نداری یا تجاهل می‌کنی.

اما در اینجا همان جملات بالاتو زیر سوال بردی،خب باسواد و پروفسور بالاخره نقاط عطف تاریخی بر روابط امروز کشورها تاثیر دارد یا نه؟ یا فقط اونجایی که به نفعته تاثیر داره باقی جاها نه؟
با آوردن مثال کوتای 28 مرداد گل به خودی دوم را هم زدی، دولتمردان ما همیشه میگویند یکی از مهمترین دلایل عدم اعتماد به آمریکا و عدم گسترش روابط در حال حاضر همین کودتای 28 مرداد و سرکوب جنبش آزادی خواه و ملی گرا و ضد هستعمار ایران هست.

حالا اومدی تو کامنت جدیدت میگی چه ربطی بین سرکوب دوران شوروی و روابط حال حاضر این کشورها با روسیه هست؟ اون مثال مقایسه رابطه الان روسیه با ایران اسمش مغالطه از نوع تعمیم ناروا هست.

چرا که اگر به جای بی سواد و جاهل قلمداد کردن افراد ذره ای از شرایط و روابط سیاسی کشورها اطلاع داشتی میدونستی که با گذشت وقت و با تغییر مواضع و منافع کشورها روابط حتی با کشورهای متخاصم می‌تواند عادی شود همانطور که رابطه ژاپن با آمریکا در حال حاضر خوب هست و همانطور که رابطه قزاقستان با روسیه، اما برعکس رابطه کشورهای شرق اروپا با روسیه چندان جالب نیست چرا که هنوز همان زخمهای دوران سرکوب تازه هست و سیاست های روسیه در قبال اون مناطق همچنان خصمانه هست.
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
نمونه ترکیه نشان داده هست که پدیده‌ای به نظر شما ساده مانند تغییر خط محصول یک شرایط حاد سیاسی-اجتماعی هست
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
این یکی نشان می‌دهد آذربایجان هیچ دشمنیی با زبان روسی ندارد و می‌توانستید بگویید شرایط حاد کدام هست ببین حتی سال 1991 هم هیچ خصومتی با روسیه وجود نداشت چه برسد 22 سال بعد:
تناقضی دیگر،اول ادعا کردی "نمونه ترکیه نشان داد تغییر خط محصول شرایط حاد هست".

اما در کامنت جدیدت میگی آذربایجان شرایطش حاد نبود
بعد هم ادعای بسیار مضحک و خنده داری مطرح کردی که آذربایجان در وقت فروپاشی شوروی هیچ خصومتی با روسیه نداشت و برایش نوشابه باز میکرد.

پس برای چی از شوروی جدا شد؟ نکنه محض خنده؟!و چرا الان متحد آمریکا و اسرائیل هست اگر هیچ خصومتی با روسیه ندارد.

اصلا حالیت هست چی میگی؟!همین ادعا با ادعای قبلیت که فرمودی اقدامات خصمانه در حافظه ملتها میماند(مثال کودتای 28 مرداد) در تناقض آشکار هست.



اما لینکی که گذاشتی حداقل به خودت زحمت بده بخونش ببین چی میگه:
به اعتقاد ویس علی، زبان‌شناس برجسته آذری، «سیاست زبانی جمهوری آذربایجان بایستی بر پايه چندزبانگی متوازن باشد که حداقل از نظر تئوریک، چهار زبان را در خود می‌گنجاند (آذری به عنوان زبان مادری و زبان دولتی، زبان روسی، انگلیسی و یک زبان دیگر).

از میان اونها جایگاه مهمتر را بایستی به زبان روسی اختصاص داد، زیرا برای بسیاری از شهروندان آذری تنها منبع دریافت اطلاعات، هنوز زبان روسی هست». پس آذربایجان عاشق چشم و ابرو روسها نیست.
[/quote]
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
در جواب مقاله‌ای که لینک دادم، زحمت کشیدید خبر 5 خطی لینک گذاشتید
بحث من و تو راجع به قزاقستان بود اومدی یه لینک از سایت بسیار معتبر انسانی.ir گذاشتی که کلا همان 5 خطش راجعه به قزاقستان بود یه جوری میگی مقاله هرکی ندونه فکر میکنه مقاله آی اس آی گذاشتی
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
این لینک که درباره تلاش‌های روسیه برای حفظ و گسترش روابطش با این کشورهاست:
پرتال جامع علوم انسانی - سیاست روسیه در آسیای مرکزی
ای بابا گیر عجب ادمی افتادیم
تو فرمودی روسیه پدر اینا رو دراورد و نقاط عطف تاریخی در حافظه ملتها میماند و شرایطشان حاد هست الان لینک گذاشتی که کشورهای آسیای مرکزی با روسیه روابطشان روبه توسعه هست؟! با خودت چند چندی، خودت جواب خودتو میدی پشت سر هم
خب این همان درستی حرف بنده هست که فرمودم قزاقستان مشکلی با روسیه در حال حاضر نداره و شرایطش حاد نیست! خبر سایت اسپوتنیک روسیه که گذاشتم هم همین امرو تاکید میکرد!

در آخر بحث بین من و تو تمام شده هست چرا که بنده با آدم لمپن و هتاک و متعصب که تناقض گویی در حرفاش موج میزنه بحثی ندارم
موفق باشی!

101:

سپاس



بنده با تمام سخنان شما موافقم .

تنها خاطر نشان کنم که دبيره پارسی نیز می تواند کامل تر شود ، ولی این نیاز ویرایش ، زیاد هم نیست که نتوان با اون ، به عنوان یک زبان شناس ، واکه های تخصصی و سایشی را نخواند .




برای نمونه یک متن مانوی از سخنان مانی را می آورم که با آوانايشانسي لاتین ، آوانايشانسي پارسی و ترجمه همراه هست .

می بینیم که خط فارسی امروزی هم با وجود کامل نبودنش ، در این زمینه عقیم هم نیست .



آوانویسی :

dēn īg man wizīd az abārigān dēn ī pēšēnagān pad dah xīr frāy ud wehdar ast .

yek , ku ī dēn ahēnagān pad yek šahr ud yek izwān būd ; eg dēn ī man ād ku pad harw šahr ud pad wisp izwān paydāg bawād , ud pad šahrān durān kēšīhād
dudīg , ku dēn ī pēšēn , andom dāš sārārān pākān andar būd hēnd , … ; ud če’ōn sārārān ahrāft hēnd , ēgišān dēn wihurīd , ud pad andarz ud kirdagān sust būd hēnd , ud pad * … ; ēg dēn ī man pad nibēgān * zindagān , pad hammōzāgān , ispasagān , wizīdagān ud niyōšāgān , ud pad wihīh ud kirdagān , dā ō abdom pattāyād
sidīg , ku awēšān gyānān pēšēnagān īg pad xwēš dēn kirdagān nē hanzaft , ō dēn īg man āyēnd , ušān xwad dar ī uzēnišn bawēd
tasom , ku ēn *abhumišn īg d ō bun , ud nibēgān zindagān , wihīh ud dānišn ī man , az hān ī pēšēnagān dēn frāyadar ud wahy hēnd
panzom , ku wispān nibēgān , wihīh ud āzend īg pēšēnagān dēnān ka ō ēn dēn ī man …


آوانویسی پارسی :

دین ایگ مَن ویزید اَز اَباریگان دین ئی پیشینَگان پَد دَه خیر فرای اود وِهدَر اَست .

یِک ، کو دین ئی آهینَگان پَد یِک شَهر اود یِک ایزوان بود ; ایگ دین ئی من اَد کو پَد هَرو شَهر اود پَد ویسپ ایزوان پَیداگ بَواد ، اود پَد شَهران دوران کیشیهاد .
دودیگ ، کو دین ئی پیشان ، اَندُم داش سَراران پاکان اَندَر بود هیند ، ...

; اود چِ ‘ اون سَراران اَهرَفت هیند ، ایگیشان دین ویهُرید ، اود پَد اَندَرز اود کیردَگان سُست بود هیند ، اود پَد * ...

ایگ دین ئی مَن پَد نیبیگان * زیندَگان ، پَد هاموزاگان ، ایسپَساگان ، ویزیدَگان اود نیوشاگان ، اود پَد ویهیه اود کیردَگان ، دا اُ اَبدُم پَتایَد .
سیدیگ ، کو اَویشان جیاندان پیشینَگان ایگ پَد خَویش دین کیردَگان نی هَنزَفت ، اُ دین ایگ مَن آییند ، اوشان خَواد دَر ئی اوزینیشن بَوید .


تَسُم ، کو این * اَبهومیشن ایگ دو بُن ، اود نیبیگان زیندَگان ، ویهیه اود دانیشن ئی مَن ، اَز هان ئی پیشینَگان دین فرایدَر اود وَهی هیند .
پَنزُم ، کو ویسپان نیبیگان ، ویهیه اود آزیند ایگ پیشینَگان دینان کا اُ این دین ئی من ...

ترجمۀ پارسی :

دینی که من گُزیده ام ، از دیگر دین های پیشینیان به ده چیز برتر و بهتر هست .

یک < این > که ، دین گذشتگان به یک کشور و یک زبان بود ؛ پس دین من چنان < هست > که به هر کشور و به همه زبان پیدا بواد و به کشورهای دور آموخته شواد .
دیگر ، < این > که دین پیشین ، تا وقتی که سالاران پاک اندر اون بودند ، < ...

؛ > و چون سالاران فراز رفتند ( درگذشتند ) ، اون گاه دینشان بیاشفت و به اندرز و کردگان ( دستور و عمل ) سست شدند و به ...

؛ < اما دینِ من ، به خاطر کتاب های (؟) > زنده ، به آموزگاران ، اِسپَسَگان ( خادمان ، شمّاسان ) ، گزیدگان و نیوشایان و به حکمت و کردگان تا به ابد پایاد .


سوم ، این که جان های پیشین که در دین خویش کارهای نیک گرد نیاوردند به دین من آیند که برایشان خود دَرِ رستگاری هست .
چهارم < این > که این مکاشفۀ دو بُن و کتاب های زنده ، حکمت و دانش من از اون دینِ پیشینیان برتر و بهترند .
پنجم < این > که همۀ کتاب ها ، حکمت و تمثیل دین های پیشین ، هنگامی که به این < دینِ من آمدند ...

> .


102:

درود گرامی
بی‌شک این چنین هست.

به امید روزی که هستفاده از اون در متون زبان‌شناسی جا بیافتد.


103:

وای...وای...من که نفرمودم ترجمه.

بانویسی یعنی به حروف لاتین بازنویسی نمايند.

محقق اگر می خواهد روی نسخه خطی کار کند حتما عربی در درجه اول می داند؛ باز داری به علایق خودت توجه میکنی، اخر زبانشناسی چه نقش مهمی در دانش روز دنیا دارد؛ زبان شناسی یکی از علوم تفننی هست که برای ملتی مانند ایران هیچ ارجحیتی در حال حاضر ندارد.

زبان شناسی؟؟ وا...



مگر من فرمودم زبانمان انگلیسی شود؟

104:


درود و سلام و شالوم بر محی جان


من تسلیم شدم .


105:

درود گرامیان این بحث.

مخاطبان این پست.


به دوستان نکته‌سنج (موافق یا مخالفان تغییر خط) که پست پنج‌ستاره کاربر فحاش را خوانده‌اند اشاره می‌کنم که هرگونه سعی و تلاش برای فرمودگوی منطقی با فردی که با سوء برداشت، مصادره به مطلوب، مغلطه و تجاهل و در آخر فحاشی سعی در کرسی نشاندن حرفش دارد، امری هست پايه ا عبث.

پس بجای جواب به اون خودریزی‌ها، مخاطب این پست شمایید.

گرچه بد نیست پست پنج‌ستاره را چندباری بخوانید کلی نکته آموزشی دارد.

عزیزانی که چند پست این قلم را دنبال کرده‌اند باید دریافته‌ باشند که روش من صرفا نقد ادعا و موضع طرف موافق با تغییر خط بوده هست.

هنوز دلیلی نمی‌بینم که بخواهم از تمامیت خط فعلی دفاع کنم.

فعلا نقد ادعا کفایت می‌کند.

بلکه زیاد هم هست.



در نقد یکی از این ادعاها که رسم‌الخط ناهمسان را دلیل پاگرفتن فینگلیشی در سالهای اولیه موبایل دانسته بود در اینجا یادآور شدم:
در متن بالا دوستان توجه دارند که از ب بسم‌الله ، فرض محال عبور از موانع فرهنگی را یادآور شده‌ام که ایشان بعدها به نیکوترفندی با ارجاع به پستی جدیدتر مدعی شد حرف تازه‌ای و نقض خودم هست و یک بهانه جدید هست.


بهرحال هوچی‌گر در پست‌های بعدیش با اینکه متن روشن هست که درباره رسم‌الخط یکسان هست با سوءبرداشت عمدی سعی کرد القا کند که من ناهماهنگی اداری را مانع تحقق لاتین‌نویسی می‌دانم.

به جای اینکه تشریح کند چگونه برنامه هست بنا به ادعایش سپس این هرج و مرجی در لاتین‌نویسی نداشته باشیم.


البته دست‌شان خالی نبود چیزی در این مایه‌ها آورد: نهادها هماهنگند مگر الان نیستند....آذربایجان و قزاقستان هم هماهنگ شدند پس ما هم می‌شویم.



البته جلوتر مدعی شد رسم‌الخط یکسان نمی‌خواهد اما با تجاهل آشکار به علت مبحث هماهنگی در ایجاد یک رسم‌الخط یکسان ترجیح داد هچنان القا کند که مشکل ما با تغییر خط فعلی مشکل اداری هست نه بنیادی.



اینجا روشنش کردم:

نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
درود گرامی
اشاره من به مسئله آموزش و پرورش از همینجا شروع شد که شما بی‌قانونی فینگلیشی را یکی از دلایل پا نگرفتن اون دانستید (حالا صحت و سقم ادعای شما بماند) و فرض را بر این گذاشتید که آموزش و پرورش این نقیصه را مرتفع خواهد کرد.

آموزش و پرورش هرچند سال یک‌بار نظام آموزشی کشور را تغییر می‌دهد.

در حد تعریف دوره‌ها و مقاطع تحصیلی و همچنین محتوای آموزشی و ...که پس از چند سال کارشناسی و بازنگری می‌شود و دوباره برای رفع نواقص بازتعریف می‌شود.

بنابراین اگر رسم‌الخط شما بر فرض محال پیاده شود، هر چند سال یکبار ممکن هست کارشناسان ایراداتی به اون وارد نمايند و ناگزیر تغییرانی بیابد.

که البته فرآیندی طبیعی در هر امری هست.

اما بهتر بود دقت می‌کردید من اصلا چرا این مسائل را پیش کشیدم.

شما مدعی شدید که فینگلیشی اون دوره رسم‌الخط یکسانی نداشت و مثلا هرکس محمود را یکجور می‌نوشت.

من هم به جای اینکه ادعای شما را به چالش بکشم و بگویم این اختلاف‌ها اونقدر نبوده هست که ملیون‌ها ارتباط پیامکی را مختل کند.

یکدفعه آب پاکی را ریختم توی دستتان که اگر یک شیوه‌نامه یکدست می‌خواهید در آینده هم ممکن هست رسم‌الخط یکسانی بوجود نیاید.

البته اینجا جواب را به قول معروف خوب آمدید تا پرسش من را درباره ناکامی فینگلیشی در دوره ورود موبایل با بی‌قانونی و هرج و مرجی که مدعی شدید رد دهید اما در پست بعدی حرف خودتان را نقض کردید که منظورتان یک رسم‌الخط یکسان نیست.

خب دوست من اگر از اول صادقانه این را فرموده بودید من نه نیازی می‌دیدیم این مثال را بزنم و نه سپس اون موضوع را کش بدهم که حالا رسم‌الخطی که مثلا یک نهاد تهیه کرد، آیا با ضرورت‌های نهادهای دیگر همخوان خواهد بود؟.....

آیا اونها بر سر یک رسم‌الخط توافق خواهند کرد یا به فراخور موازین و کارشناسی خود در اون دخل وتصرف خواهند کرد؟....

تا مثلا به شما نشان دهم اگر در آرزوی یک رسم‌الخط یکسانید تا هرج و مرجی که مانع از پا گرفتن فینگلیشی شد را پشت سر بگذارید به این راحتی‌ها بدست نمی‌آید.

دلتان را خوش نکنید.
که شما با تغییر موضع‌تان که رسم‌الخط یکسانی نمی‌خواهید و عجله‌ای هم ندارید مبنای این بحث‌ها را از میان بردید.

تمام شد رفت.

کل قضیه از همان mahmoooood ناشی می‌شد.
دوستان "تمام شد رفت" را دقت کنید.

وقتی طرف جازد که رسم‌الخط یکسان نمی‌خواهد.

من هم بحث را تمام شده دانستم و چندبار در همین پست روی اون تاکید کردم.

اما هوچی‌گر که به این صرافت افتاده هست نقد من درباره ادعای مهملش را با شعبده‌بازی "ادعای اصلی ما" جا بزند تا نشان دهد مخالفان تغییر خط صرفا مشکل‌شان جنبه‌ی اداری قضیه هست نه پايه و بنیاد اون همچنان تا پست پنج‌ستاره‌اش من را متنبه می‌کند که ببین آقا نگران نباش آذربایجانی‌ها هماهنگ شدند ما هم می‌شویم.

چه چیوقت کمتر هست.



چاره چیه آقا؟ از من کاری ساخته نیست!



پیش از پست پنج ستاره طرف برای تاکید مجدد و چندباره آوردم بودم که:

نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها

در پست قبلی هم اشاره کردم "هماهنگی" مربوط به قضیه mahmod و رسم الخط یکسان بود نه اصل ماجرای تغییر خط که خدمت‌تان عرض کردم عمده‌ترین موانعش فرهنگی هستند نه اداری.

اینها را قاطی نکنید.

من، شما و هرکس دیگر باید خیلی پرت و گول باشیم که گمان کنیم عدم هماهنگی بین دو نهاد می‌تواند دلیل محکمی برای شکست یک برنامه و جلوگیری از طرح اون باشد.

دوست من اختلاف و ناهماهنگی میان دولت و همايش آمریکا مانع از تصویب برجام نشد.

این را بگیر و برو تا آخر...
دقت فرمایید در جمله "اصل ماجرای تغییر خط که خدمت‌تان عرض کردم عمده‌ترین موانعش فرهنگی هستند نه اداری" هر فارسی زبانی متوجه مبسوق به سابقه بودن طرح "موانع فرهنگی" می‌گردد.

که اگر به پست پنج‌ستاره طرف مراجعه کنید ماهی‌گیری‌شان را خواهید ستود:
تو ایرادات اداری گرفتی اما وقتی که پاسخت را دادم میگویی عمده ترین دلیلش موانع فرهنگیست
روشن هست که هوچی‌گر با رندی و مخدوش‌سازی سعی دارد به من القا کند که از اول تنها مانعی که در برابر خط لاتین می‌دیده‌ام مشکل اداری بوده هست حالا که جوابم را گرفته‌ام چرا تغییر فاز داده‌ام به موانع فرهنگی؟

زیرکیش قابل ستایش هست البته برای بی‌سوادهایی به قد خودش.

وگرنه روشن هست که موانع فرهنگی با اصل قضیه رودرروست که همچنان می‌گویم اصلا نیازی به پرداختن به اونها نیست اون هم در برابر این مبانی و ادعاهای واهی و ایردات اداری مربوط به بحث رسم‌الخط یکسان می‌شد که ایشان تا الان با همین هوچی‌گری‌ها از جواب طفره رفته‌اند.



"پاسخت را دادم" منظورش همان هماهنگی ادارات و موفقیت آذربایجان و قزاقستان هست.




اتفاقا یک مورد دیگر مصادره به مطلوب در نمونه مثال دولت و همايش آمریکا در قبال برجام هست که گرچه برای روشن شدن طرف مثال زدم که اختلاف میان نهادها مانع تصویب امری نمی‌شود و من خودم این را می‌دانم و اون بحث تمام شده هست و تا وقتی معنی داشت که شما رسم‌الخط یکسانی می‌خواستید.

به این امید که ایشان به جای فرافکنی و گل‌آلود کردن بحث ادعاهای موهومشان را تشریح نمايند اما توجه فرمایید هوچی‌گر چه هنرمندانه موقعيت جعل کرده‌اند:
با اوردن مثال برجام هم گل به خودی زدی و خودت جواب خودتو دادی.

آیا اختلاف همايش و دولت آمریکا باعث شد که ما به جای یک برجام یک دست، مثلا 2 نسخه متفاوت برجام داشته باشیم؟!(نقض ادعای یکدست نشدن رسم الخط در اثر عدم توافق بخشهای مختلف) یا نمیدونی چی مینویسی و بقول خودت پرت و گول تشریف داری یا خودتو به گاگولی زدی
فکر می‌کنید اگر به هوچی‌گر می‌فرمودیم بی‌سوادیش را جار نزند که تصویب هم با اجرا فرق دارد هم با پیامد و اتفاقا تصویب برجام جامعه‌ی سیاسی آمریکا را دوپاره کرده هست و تنش‌ها و پیامدهایش آشکار هست اصلا راضی می‌شد بالاخره به جای شعبد‌بازی با مثال‌ها برود سر اصل ماجرا که چرا فینگلیشی دوران موبایل در ایران پا نگرفت و مبنایی برای تغییر خط نشد؟ یا همین چند خط جدید را مبنای یک هوچی‌گری دیگر می‌ساخت تا به جای جواب به نقد ادعای موهومش میدان‌داری کند.

مطمئن باشید که دومی انتخابش بود.


هنرنمایی دیگر ایشان در مصادره به مطلوب و جنجال سازی.

در پستم نوشته بودم:
نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
من، شما و هرکس دیگر باید خیلی پرت و گول باشیم که گمان کنیم عدم هماهنگی بین دو نهاد می‌تواند دلیل محکمی برای شکست یک برنامه و جلوگیری از طرح اون باشد.

باز هرکس دیگری که فارسی بلد باشد و اونقدر عاقل باشد که نخواهد کج‌اندیشیش را رسوا کند متوجه می‌شود که حضور ضمیر "من" و همچنین هستفاده از "صیغه اول شخص جمع" جمله را فاقد هرگونه بار توهین‌آمیز به فرد مستقیم می‌کند.

و از جانب من صرفا هشداری هست به کسی که با بل گرفتن و مصادره به مطلوب کردن موضوع هماهنگی و فروکاهیدن تغییر خط به امری بخش‌نامه‌ای و اداری می‌خواهد با اثبات اینکه آذربایجانی‌ها هماهنگ شدند و حالا لاتین دارند پس ما هم هماهنگ می‌شویم و لاتین خواهیم داشت مال اونها یکدست هست مال هم خواهد بود، حرفش را پیش ببرد.

(دوستان حتما متوجه دلیل اصلی سوءبرداشت عامدانه شده‌اید)

اما از اونجا که در هیاهو برای هیچ سوءبرداشت برگ برنده هست ایشان که در تمام پست‌های این قلم بهانه‌ای برای خودریزی نیافته بودند این خط را که در اون هم "من" حضور دارد هم "هرکس دیگر" ترجیح دادند به خودشان ببندند تا دستشان برای فحاشی باز باشد که تمام خطوط پست پنج‌ستاره‌شان را به خودشان آراسته‌اند.





سپس این همه فراز و نشیب و رد و بدل در بخشی از خودریزی آورده هست:

حالا میگی باید پرت و گول باشیم تا گمان کنیم عدم هماهنگی بین دو نهاد می‌تواند دلیل محکمی برای شکست یک برنامه و جلوگیری از طرح اون باشد! واقعا خنده دار و مضحکه این جمله شما! مگر بنده همچین ادعایی کردم؟ این بحث رو که خودت در کامنت بالا پیش کشیدی.


قسمت پررنگ از من هست.

هنوز هم نمی‌داند(نمی‌خواهد که بداند) تمام این بحث‌ها در نقد ادعای مهملش پیش آمد نه در بیان مواضع من.

(البته اصلا معلوم نیست فرق این دوتا را بداند یا نه؟) به این می‌گویند خلط مبحث با مغشوش کردن مبدا فرمودگو.

به این امید که کسی که به تایپیک سر می‌زند زنجیره فرمودگوها را گم کند و نداند که هر بحثی از کجا آغاز شد.


چه کسی داشت ادعای چه کسی را نقد می‌کرد و اون‌کس به جای جواب دادن به نقد، از نقد برای خودش جغجغه می‌ساخت.



و به همین ترتیب این آشفته بازار در حالیکه رسم‌الخط ناهمسان فینگلیشی را ناکام گذاشت و طرف در پی رسم‌الخط یکسان هم نیست صدالبته که تیم صفوی و شرکا یک رسم‌الخط یکدست پدید آورده هست که محمود را به درستی mahmud می‌نویسند و برنامه هست همه اون را بپذیرند.

و از همه مهمتر الگوهای خارجی موجود و موفور هست مثل آذربایجان و قزاقستان.



اگر حوصله‌ای بود و موقعيتی در پست بعدی خواهیم دید وقتی نیمچه الگوهای خارجی به چالش گرفته شدند چگونه سوءبرداشت عمدی، مصادره به مطلوب و مغلطه تا فحاشی به میدان‌داری آمدند و به شعبده‌بازی پرداختند.

با سپاس از حوصله دوستان.


106:

درود گرامی
نادرست بودن این مقاله در همین جاست که صدرالدین طاهری پایش را از حوزه تخصصی خودش که باستان شناسیست فراتر گذاشته و وارد حیطه بحث تغییر خط که یک مبحث زبانشناسیست شده هست موضوعیکه متاسفانه در کشور ما دیگر بطور کامل جا افتاده که افراد خارج تخصص خودشون نظر بدن، ایشان و امثالهم به جای جواب دادن به ایرادات خط عربی که امثال دکتر صفوی مطرح مینمايند.

قضیه رو وصل میکنن به تاریخ و اینکه این خط از فلان وقت در ایران وجود داشته.البته بماند که خود کوروش صفوی در رابطه با تاریخ خط عربی همین جملات آقای طاهری رو تکرار میکنه.

و این نشان میدهد طاهری به سخنان ایشان توجه نداشته اند! (صحبت صفوی در اینباره: سابقه‌ی خطی که ما امروز اون را عربی می‌نامیم، به سال‌ها پیش برمی‌گردد، در دوره‌ی هخامنشیان و بعد مأخوذ از اون، در دوره‌ی اشکانیان و ساسانیان از این خط هستفاده می‌شده هست.

پس از نظر سابقه‌ی تاریخی، این خط به عربی ربطی ندارد و برحسب قرارداد به اون می‌گوییم عربی.)
اگر بخواهیم از دید تاریخی نگاه کنیم وقتی برای پیغام رسانی در ایران از چاپار که اختراع ایرانیان بود هستفاده میشد.

اما آیا باید به این خاطر امروز هم بجای تلفن و...

از چاپار هستفاده کنیم؟!
سخن ایشان راجع به ترکیه و تاجیکستان و مقایسه اون با امروز از اونجا که امکانات و شرایط و سیاستها در این بازه های وقتی متفاوت هست درست نیست(در کامنتهای قبلی این موضوع را مفصل شرح داده ام.)

107:

خوشبختانه کامنتها هست و دوستان دیده اند که چه کسی توهین را شروع کرد.(با پرت و گول مطالعه)
بنده هم با ایشان با ادبیات خودش صحبت کردم.

حالا با مظلوم نمایی دست پیشو گرفته که پس نیافته.
بحث کردن از دید من با آدم متعصب و واپسگرا که هر دفعه برای توجیهاتش حتی حرفای قبلیشو عوض میکنه جز تلف کردن وقت فایده ای ندارد! کسی که ادعای سواد دارد و بقیه را به بی سوادی متهم میکند.


108:

درود بر امیر عزیز

اگر لب کلام طاهری رو بخواهیم بررسی کنیم ، ایشان می گویند همین خط کنونی رو اصلاح کنیم به جای هستفاده از لاتین .


سابقه زیادی هم این اصلاحات خط در تاریخ خودمان داشته ایم .

عهد اشکانی رو در نظر بگیرید که خط و زبان یونانی در ایران ریشه دواند و زبان بین المللی عهد باستان شده بود .

تا عهد مهرداد دوم بود که خط پهلوی جایگزین اون شد ، ولی نفوذ خط یونانی تا عهد ساساني و کتیبه های اولیه شاهان ساساني نیز دیده میشود .

ولی از عهد کرتير ، بالکل خط یونانی نیست می شود و سپس عهد نرسه و کتیبه پايکولي اش ، حتی خط و زبان پارتی هم دیگه دیده نمی شود وفقط خط و زبان پهلوی ساساني رو میبینیم .



بیاییم کمی عقب تر ، مانی خط اختراع کرد ملهم از خط سریانی موسوم به سطرنجيلي که دلیلش ضعف خط پهلوی بود .

بعدش هم در عهد شاپور دوم ( و یا عهد خسرو اول ) خط اوستايي اختراع می شود ، چون پهلوی خط ضعیفی هست و صامت و مصوت های کامل ندارد و خط اوستايي از کامل ترین خطوط هست و برای خوانش دقیق کلمات اوستا اختراع شد .


این یعنی که خط را میشود کامل کرد و ایران سابقه اش را داشته هست .

از این ها که بگذریم ، شما از میان خطوط کشورهای اروپایی ، کدام خط را پیشنهاد می دهید ؟ چون خطوط هر کشور ، با توجه به اختلافات زبانی ، دارای تفاوت هستند .


سپاس

109:

درود بر شما دوست گرامی
خب باز هم این نظر طاهری هست که زبان شناس نیستند.

مشکل اینجاست که "اگر بخواهیم به سراغ تصحیح این خط برویم و روی نظام نوشتاری کار کنیم و مثلا بگوییم از بین «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض»، اون را که اول به ذهن‌مان می‌رسد و کاربردش بیش‌تر از بقیه هست؛ یعنی «ز» را بگیریم و مابقی را به اون تبدیل کنیم و در مورد «ت» و «ط» یا «س»، «ص»، «ث» و همه‌ی موارد این‌چنینی هم همه را به یک مورد تبدیل کنیم، این کار مقداری در تصحیح خط کارآیی دارد، اما مشکلی را حل نمی‌کند.

مشکل سر این هست که این تصحیحات را هم که انجام بدهیم، باز مشکلات جدید به وجود می‌آید؛ یعنی به‌عنوان مثال «صابون» را با «سین» می‌نویسی و امت سپس مدتی می‌فهمند و یاد می‌گیرند که باید اون را چگونه بنویسند.

اما به هر حال همین کار را هم که بکنی، باز مطالعهنوشته‌های کهن مشکل می‌شود."(متن مشخص شده نقل قول از صفوی هست) یعنی اگر بخواهیم تصحیح در زمینه اینکه هر آوا فقط با یک حرف بیان شود داشته باشیم برای اینکه امت در مطالعهمتون قدیمی دچار مشکل نشوند باز هم باید برای تغییر رسم الخط کل کتب گذشته و تابلوهاو...

هزینه و وقت زیادی صرف کنیم اما همچنان ایراداتی مانند چسبیده نویسی و راست نویس بودن و ناسازگاری با علوم فنی و کامپیوتر...

موجود هست.

بنابراین کار درست و منطقی این هست که اگر ما برنامه هست هزینه کنیم و وقت و وقت ویژه ای را پای این پروژه ملی بگذاریم خطی انتخاب کنیم که کمترین ایراد ممکن را دارد.
شما از سابقه اصلاحات در گذشته فرمودید به نظر بنده نمیتوان گذشته را با الان مقایسه کرد چرا که اون وقت کتب بسیار محدود و کم بود و اصلاح و حتی تغییر خط نیاز به صرف هزینه و وقت زیادی نداشت.
اما در رابطه با خط لاتین، خط باید متناسب با اواهای زبان فارسی باشد.(در واقع شباهت کامل با هیچ کدام از خطوط اروپایی ندارد.) نمونه هایش را هم در کامنتهای قبلیم گذاشته ام.

برای مثال در این سایتسی‌وب
البته اینها صرفا نمونه های پیشنهادی هستند.

مبنا و بیس این خطها هم اگر اشتباه نکنم حاصل کارهای شرق شناسان اروپایی و عده ای از زبانشناسان داخلی در گذشته هست.(مثلا اینکه خ را با x نشان دهیم یا ق را با q)

110:

درود گرامیان

ابتدا اینجا را داشته باشید که هوچی‌گر چگونه از مخالفان تغییر خط برای شباهت دادن ایران با کشورهای دیگر و مسائل تاریخی شکوه می‌کند:
شرایط متفاوت را داشته باشید تا بعد.


در ادامه همان پست اتفاقا برخلاف تجاهل‌های بعدی که به اون خواهیم رسید خوب می‌داند دنیا چه خبر هست:
نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
در رابطه با تاجیکستان هم سیاست روسگرایی حکومت شوروی سابق علت اصلی گسست هست که سعی داشت هویت روسی را جایگزین هویت بومی امت تاجیکستان بکند.

در نتیجه انتشار بسیاری از کتب فارسی برای مثال کتب شاعران فارسی گو در اون وقت ممنوع شده بود.

وقتی تاجیکها به کتب گذشتگانتشان دسترسی نداشته اند.

طبیعی هست که با گذشته شان بیگانه شوند.

قطعا اگر خط تاجیکستان عوض هم نمیشد باز هم این گسست اتفاق میافتد چرا که کتب تاریخی و فرهنگی روسی جایگزین کتب بومی شده بود!
به شوروی و قزاقستان خواهیم رسید.

ادامه دارد...


111:

سپس من در پست خودم این پرسش را طرح می‌کنم و بعدش مدعی می‌شوم تغییر خط یک کشور در شرایط حاد سیاسی-اجتماعی ممکن هست:
طرف که فراموش کرده هست چقدر از شباهت دادن ایران به تاجیکستان و ترکیه ناخرسند هست خیلی زود البته برای الگوسازی دست به کار می‌شود و دو کشور جدید از آستین بیرون می‌آورد.

به این امید که مثلا ما ندانیم آذربایجان و قزاقستان هم مانند تاجیکستان همان سرنوشت را در وقت شوروی داشته‌اند و جزو کشورهای تازه هستقلال یافته هستند و کلا در منطقه آسیای میانه و قفقاز دسته‌بندی می‌شوند.

سپس معرفی الگوی طلایی آذربایجان می‌آورد:
نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
در رابطه با مثال ترکیه که زده اید بنده هم مثال قزاقستان را میزنم که امروزه شرایط حاد سیاسی اجتماعی ندارد اما مسیر تغییر خط را برگزیده.
به زودی خواهیم دید اصلا نمی‌داند شرایط حاد سیاسی-اجتماعی چیست.

و نمی‌داند این شرایط در حوزه داخلی این کشورها معنا پیدا می کند نه لزوما در حوزه سیاست خارجی‌شان.

ادامه دارد....


112:

در ادامه...
روشن کردم که الگوهای مثالی‌شان سنخیتی با ایران ندارند:
حدس زده بودم وقتی قزاقستان را مثال زد اصلا معنای شرایط حاد سیاسی-اجتماعی را نداند

نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
نمی‌دانم شرایط حاد سیاسی-اجتماعی را چطور معنی می‌کنید اما فروپاشی کمونیسم و انحلال شوروی خودش یکی از حادترین شرایط سیاسی-اجتماعی تاریخ معاصر هست نه فقط برای کشورهای منشعب از اون بلکه برای تمام مناسبت‌های جهانی.

تلاش تغییر خط در کشورهای مثالی شما برآمده از همان شرایط حاد سیاسی-اجتماعی فروپاشی شوروی از سال 1991 هست. نگاهی بیانداز به:
پرتال جامع علوم انسانی - وضعیت زبان روسی در منطقه آسیای مرکزی
مطمئن شدم که واقعا اطلاعی ندارد:
نوشته اصلي بوسيله amir1oo1 نمايش نوشته ها
شما فرمودید تغییر خط شرایط حاد سیاسی-اجتماعی میخواهد بنده مثال قزاقستان را آوردم که پروسه تغییر خط را از اوایل سال 2013 کلید زده هست و تا سال 2025 برنامه هست به پایان برساند توجه کنید از سال 1991 که شوروی فروپاشید تا سال 2013، 22 سال میگذرد و این کشور در حال حاضر برعکس کشوری مانند اوکراین (که اتفاقا همچنان از همان خط سیریلیک هستفاده مینمايند و برنامه ای برای تغییر خط ندارند)،شرایط حاد سیاسی و کشمکشی با روسیه ندارد.(قراردادهای زیادی بین دو کشور روسیه و قزاقستان بسته شده و دو کشور عضو پیمانهای مشترکی هستند.

برای مثال میتوانم به پیمان شانگهای اشاره کنم.

این لینک را هم از سایت اسپوتنیک روسیه ببینیدتوسعه روابط بین روسیه و قزاقستان - اخبار - سياست - صدای روسیه) اگر آذربایجان را برای این مورد مثال میزدم که در همان سال 1991 و هموقت با فروپاشی شوروی و بقول شما شرایط حاد سیاسی خطش را تغییر داد و یا اگر قزاقستان هم در همان سال چنین کرده بود ایراد شما قابل قبول بود.



پر رنگ شدن روسیه از من هست.
فکر می‌کنید کسی که اون قلمفرسایی‌ها را درباره تاجیکستان کرده هست نمی‌داند روسیه و شوروی یکی نیست؟
یا اصلا نمی‌داند دغدغه‌های ملی و هویت‌یابی این کشورهای تازه هستقلال یافته ربطی به مناسبات سیاسی و اقتصادی خارجی‌شان ندارد؟
یا همه‌ی این تجاهل و شعبده‌بازی برای دفاع از الگوی پوشالی قزاقستان هست که بدون شرایط حاد سیاسی-اجتماعی خطش را تغییر داده هست.



ادامه دارد...


113:

در ادامه...


روش شعبده‌بازی:
من: قزاقستان 20 میلیونی با اون تاریخچه‌اش در اتحاد جماهیر شوروی هیچ شباهتی به ایران ندارد.
طرف: --- (حتی منتظر نیستیم بدانیم این الگو چه سنخیتی با ایران دارد که تاجیکستان ندارد)
من: تغییر خط در کشورهای هستقلال یافته پیامدهای فروپاشی شوروی و یک مورد خاص تاریخی هست.

یعنی همان شرایط حاد سیاسی-اجتماعی.
طرف: اینطور نیست الان قزاقستان با روسیه هیچ کشمکشی ندارد و 22 سال از فروپاشی شوروی گذشته هست.


من که واقعا از این همه تجاهل شوک شده بودم پرسیدم:
قدم به قدم می‌خواهیم به پست خودریزی ایشان و نمایش تمام قد مجسمه‌شان نزدیک شویم.




ادامه دارد...


114:

در ادامه...
سپس خودم برایش چندتا لینک گذاشتم که اگر می‌خواهد به من نشان دهد روسیه روابطش با قزاقستان خوب هست نیاز به یک خبر پنج خطی نیست.

اصلا موضوع روابط روسیه و قزاقستان نیست که ربطی به تغییر خط داشته باشد.



موضوع سرنگونی قدرت مسلط و جابه‌جایی وزنه‌های فرهنگی و سیاسی پس از فروپاشی شوروی هست.

به این می‌گویند شرایط حاد سیاسی-اجتماعی.

نه روابط دوستانه یا خصمانه با روسیه!!! اصلا چه کسی منکر این قضیه هست و اصلا چه ربطی دارد؟؟؟؟؟؟؟


اینها را آوردم تا همچنان محترمانه به طرف حالی کنم که در آینه نگاه نمی‌کند.

بهتر هست تجاهل را کنار بگذارد و روسیه و شوروی را یکی نسازد.

و با مغلطه‌گری هستادانه سعی نکند پیامد‌های حاد سیاسی-اجتماعی فروپاشی شوروی در مسائل ملی و داخلی این کشورها را با توضیح روابطشان با روسیه بپیچاند.

فکر می‌کنید نتیجه چه بود؟ غافلگیر خواهید شد.

ادامه دارد...


115:

گزاران جان

به نظرم بهتره به جای بحث شخصی ، به ایراد سخنان اکتفا کنیم .

بنده پست لینک داده شده توسط امیر گرامی را خواندم و دلیل برای ناکارآمدی خط فارسی ندیدم .



اگر دانش آموز دبستانی برایش سخت هست مطالعهواژگان غیر فارسی مثل " صابر " ، و اون را " سابر " تلفظ می کند ، و یا اینکه " حمید " را " هميد " تلفظ می کنیم ، دلیل بر ایراد زبانی و خطی نیست ، مشکل واژگان بیگانه هست .

تازه ، مطالعهâ = آ و یا ô = او ( اُ کشیده ) به همان سختی هست و فرقی ندارد !

جالب هست در ۲۲ حرف ابجدي مانوی ( که مانی حرف ژ هم اضافش کرد ، کلا ۲۳ واکه ) که زبان های پارسی و پارسی میانه با اون نوشته می شد ، ما واکه هایی نظیر " ح " و " ص " و ...

که بیانگر واژگان پارسی میانه و پارتی بوده هست را داشته ایم که پروفسور مری بايشانس از آوانوشت های لاتین برای اونها هستفاده کرده هست .

در پست بعدی تصویری از برگه مربوط کتاب ایشان خواهم گذاشت .

116:

در ادامه...

اما دریابید هنرنمایی را در سوءبرداشت و جعل موقعيت برای بروز تمام قد خود در پست خودریزیش درجواب اون لینک‌ها:

به هستفاده روسیه به جای شوروی دقت فرمایید...
به اینکه قزاقستان شرایط حاد ندارد چون با روسیه ارتباط دارد...اینا همه آموزش شعبده‌بازیست.


اصلا اصلا اصلا سپس این همه داستان سوال پايه ی این هست:

آیا من فرموده بودم قزاقستان خطش را تغییر داد چون با روسیه دشمن هست؟


آیا شرایط حاد سیاسی-اجتماعی برآمده از فروپاشی شوروی در این کشورها یعنی دشمنی با روسیه؟


توجه دارید که هوچی‌گر با سوءبرداشت و مصادره به مطلوب و تجاهل چگونه مسیر را منحرف می‌کند تا بحث را به بیراهه بکشد.

صرفا برای جواب ندادن به ادعای مطرح شده من که هنوز به قوت خوش باقی هست:

1- تغییر خط در یک کشور بنا به شواهد(از ترکیه گرفته تا آذربایجان و تاجیکستان، قزاقستان و ایران صدر اسلام) محصول یک شرایط حاد سیاسی-اجتماعی هست. (تغییر بنیادی در ساختار قدرت، تغییر در جهان‌بینی، جابه‌جایی وزنه‌های فرهنگی، اجتماعی و ...)
2- آذربایجان وقزاقستان و ...

چه سنخیتی با هویت تاریخی-فرهنگی ایران دارند که الگو برنامه بگیرند؟

تمام شد رفت.


117:

الان که نوشته صدرالدین طاهری را خواندم بعضی ایراداتی که گرفته بودند که به نظرم خیلی سطحی و بیخود آمد.

این نوع حرف ها را اگر یک آدم عامی بزند قابل قبول هست اما کسی که دنیادیده باشد می داند این مسائل چقدر از زندگی واقعی با تمام محذورات و مسئولیت ها و انتظارتی که در جامعه از یک انسان که واقعا در چرخۀ زندگی افتاده، فاصله دارد.



واقعا معضل یک کشور در حال توسعه می تواند این باشد که امتش خطوط در و دیوار را نمی توانند بخوانند؟ مثل این هست که بگوییم چرا بعضی یادگاری های روی دیوارهای بیستون را نمی شود خواند و انگشت افسوس به دندان بگیریم و اسکندر ملعون را لعنت کنیم که چرا 2000 و اندی سال پیش فارسی باستان را نابود کرد؟

بیش‌تر گنجینه‌ی ادبی ایران به همین خطی نگاشته شده که صفوی و هم‌اندیشان‌شان به همین سادگی حکم به تغییرش می‌دهند.

تصور کنید نسلی را که به فرموده‌ی ایشان در مدرسه خط رومیایی بیاموزد، و اون‌گاه فردوسی، حافظ، خیام و نیما را حتا نتواند از رو بخواند، و برای فهم نگارگری، کاشی‌کاری و خوشنویسی سرزمینش نیاز به رمزگشایی و تخصص دانشگاهی داشته باشد.

چند تن از ایرانیان می‌توانند اوستا را به دبیره‌ی اوستایی بخوانند؟ یا بندهش، مینوی خرد و یادگار زریران را به دبیره‌ی پهلوی؟ حال نسل آینده را پیش چشم آورید که با رها کردن دبیره‌ی پارسی، برای رویارویی با تاریخ هنر این سرزمین به مترجم نیاز داشته باشند.

واقعا من هنوز مبنای این ایراد را متوجه نشدم.

آیا ایراد از فهم من هست یا این دوستان.

لطفا روشنم کنید.



وقتی خط تغییر کرد برنامه نیست که زبان تغییر کند.

مگر نمی شود اشعار حافظ را به خط لاتین بازنویسی کرد؟ اینکه می آیند و در این باره موضوع را با عدم توانایی امتان امروزی در خوانش متون پهلوی و اوستایی مقایسه می نمايند یک مغلطه محض هست.

پايه ا زبان های اوستایی و پهلوی زبان عامه امت معمولا نبوده و زبانی درباری و علمی و گاه مختص روحانیون به شمار می آمده.

اینکه پهلوی و اوستایی مُردند بیشتر به خود فرهنگ ِ پاسبانان اون که همین ادبا و صاحب ِ علمان پرافاده و مغرور بودند باز می گردد! وگرنه اگر کسی در اون دوران به فکر همگانی و ساده سازی زبان بود هرگز زبانی هایی مثل پهلوی و اوستایی دچار مرگ نمی شدند.



...

و در پایان باید درباره شعارهای قشنگ ایشان بگویم که اتفاقا ملل اروپایی در رابطه با زبان خیلی هم تعصب ندارند.

جالب هست که بدانید سیر تغییرات در همین زبان انگلیسی اونقدر سریع بوده هست که امروز انگلیسی زبانان در فهم اشعار شکسپیر که وقت زیادی از عصر او نمی گذرد بعضا ناتوان هستند و البته این امر هیچ برای اونها سنگین تمام نمی شود چون ساده نویسی متون و امروزی کردن اونها امروز یک رویّه و مشی عمومی هست که کاملا جا افتاده.

بر عکس ایران که هر چه کهنه تر و عجیب و غریب تر حرف بزنی، فرهیخته تر به نظر می آیی! یک نمونه جالب را دراین باره مثال می زنم.

اشعار مولانا جلال الدین بلخی بیش از یک قرن پیش توسط رینولد نیکلسون در غرب به انگلیسی برگردان شد.

و بعدا افردی مانند آرتور آربری نیز این مسیر را ادامه دادند.

اما این ترجمه ها تا دهه هشتاد میلادی یعضا ناشناخته بود و فقط همین ادبای مغرور و پرافاده گاهی برای تحقیقات خود به اون سر می زدند.

اما در این سال ها کولمان بارکس بدون اینکه چیز زیادی از زبان فارسی بداند و تنها با نگاه کزدن به ترجمه های کلاسیک افرادی مانند نیکسون، به ترجمه ای تازه و امروزی از این اشعار دست زد و جالب اونکه به واسطۀ اون، مولانایی که در حد یک شاعر دست چندم در غرب شناخته شده بود، به مشهورترین شاعر آمریکای معاصر تبدیل شد؛ دقت کنید که مولانا شاعر قرن هفتم ایران تبدیل به شخصیتی شد که در آمریکای قرن بیست و یکم آثارش در بین تمام شاعران جهان بیشترین فروش را داشته و در صدر پرخواننده ترین آثار برنامه گرفته و الان امت اونجا بیش از اونکه شعر شاعران هم وطن خود را بخوانند، دارند مولانا می خوانند!!

چنین اتفاق حیرت آوری چگونه روی داده؟ تنها و تنها با کمک زبانی امروزی و لطف کلام که در دانش ادبیات به اون "سهل و ممتع" بودن فرموده می شود.

در زبان و ادبیات انگلیسی از این نمونه ها فراوان داریم و اونها حتی درباره ترجمه آثار کسانی مانند نیچه نیز دیگر میلی به انتشار ترجمه های مثلا صد سال پیش ندارند و امروز به ترجمه هایی با نثری نوتر و شیرین تر گرایش پیدا کرده اند، اما در ایران کسی مانند داریوش آشوری، نیچه را با اون اندیشه های پست مدرنش تبدیل به یک نیمه فسیل عصر سامانیان می کند و این واقعا جای افسوس دارد و همه فارسی زبانان به صرف توجه به سبک کهنه و قلبنه او، ترجمه اش را عالی می خوانند؛ در حالی که در غرب اولین ویژگی یک ترجمه خوب سهل و ممتنع بودن اون هست نه قلنبه گویی و کهنه گرایی ادبی.


118:

درود گرامی.


اتفاقا سعی کردم صرفا روند فرمودگوها را روشن کنم که چه شد ایشان کارش به هنرپاشی رسید.

اگر مسائل شخصی شده وارد شده هست پوزش می‌خواهم، سپاس از توجه و حوصله‌تان.


119:

نه مساله ای نیست .




مشکل خط پارسی امروزی ، نداشتن معادلات واکه ای برای حرف هایی هستند که صدای لبی سایشی دارند و یا تلفظ دندانی سایشی دارند .

مثلا برای ب با کشش بیشتر ، واکه ی معادل لاتین ، با علامت بتای یونانی بکار می رود .

البته این تلفظ های سایشی ، بیشتر در زبان پارتی ، در میان واژه بکار میرفته هست و در پهلوی پارسيگ ، تنها در حالت پشت واکه ای کاربرد داشته هست .



حال این دست معادلات ، چه فرقی در زبان علمی دارد را هنوز متوجه نشده ام ! و اینکه ما بیشتر آوانگاری های لاتینی که لازم داریم را در همین خط کنونی داریم ، و معادلات واکه های سایشی لبی و دندانی که در زبان کنونی ما کاربردی ندارد ، به خاطرش خط را تغییر بدیم ؟

120:

درود بر شما،

ترتولیان گرامی اندکی اگر استقامت داشته باشید در مجموعه ای که گوش شیطان کر به زودی در فضای مجازی برنامه خواهد گرفت به تمامی این موارد بنده به همراه یکی از دوستان ارجمندم خواهیم پرداخت و متوجه می شویم که این تفاوت ها فقط تفاوت لهجه هست و نیازی به این نیست که برایش رسم الخط تولید کنیم.

توجه داشته باشید که سخن از نیاز هست و تا چیزی ضرورت نداشته باشد صرف هزینه اونهم تا این حد که خود بهتر به عواقب اون آشنایی دارید کاری هست جاهلانه که صد البته در گذشته های دور ایرانیان در این باب (تغییر و هستفاده از خطوط مختلف) بد طولایی داشته اند.

اگر به جداول فونتیک های بین المللی نگاهی بیاندازید این مساله را که تفاوت های اندک در ادای یک دسته صوتی باعث تولید واکه ای جدید شده هست را به راحتی خواهید یافت و حال آیا این مصوت ها با هم تفاوت دارند یا خیر را هم به ما بسپارید تا در آینده به صورت کاملا تفصیلی و تمثیلی و صد البته تصویر و صوتی اونها را به نمایش در آوریم.

در آخر باید تاکید کنم که درک اشتباه زبانشناسان در پیوند با زبان باعث گردید هست که درک غلطی در پیوند با رسم الخط هم ایجاد شود که امیدوارم با حرکتی که بنده و دوست عزیزم اونرا آغاز نموده ایم این اشتباهات هر چه سریعتر برطرف گردند.


121:


درود و سپاس tertullian
در تایید پست شما به این آوانگاری از متن ارداویراف‌نامه توجه کنید:



۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


همه می‌دانیم حروف در مبحث نشانه‌شناسی در دسته نمادها برنامه می‌گیرند، یعنی یک امر قراردادی که طرفین بر سر دلالتش به چیزی یا مفهومی به توافق رسیده‌اند.

به همین سادگی.

و هیچ سند محکمه‌پسندی نیست که نشان دهد نمادهای لاتین فی‌نفسه دلالت روشن‌تری دارند.

یا اگر دارند چند %؟ چقدر؟

اینکه محققین غربی در آغاز کار، متون پهلوی را با توجه با حروف خودشان آوانگاری کرده باشند امری کاملا طبیعی هست نه علمی. چون هم شکل شناخته‌شده‌تری برایشان دارد هم خوانش آسان‌تری.

و البته هرجا کم آورده‌اند بی‌‌واهمه نشانه‌ی جدیدی وام گرفته، یا ساخته باشند یا دلالت یک حرف را تغیر داده باشند.



در نمونه‌ی شما از آوانگاری متن مانوی نه تنها خوانش متن مانوی با خط فارسی آسان‌تر هست.


(نه برای اینکه مطالعهخط فارسی آسان‌تر از لاتین هست.

با این حرفا فعلا کاری نداریم) بلکه چشم ما صرفا بنا به شباهت آوانگاری با یک نگاه می‌تواند مثلا دگرگونی این واژگان را در طول وقت ببیند و درک کند:
جیاندان جان‌ها
ویزید گزیدن
کیردَگان کردگان
دانیشن دانش
وِهدَر بهتر


متاسفانه از کتاب‌های فرهنگ پهلوی گرفته تا عمده متون زبان‌های باستانی یا فاقد آوانگاری‌اند و یا با هستفاده از حروف لاتین انجام گرفته‌اند و این گرچه برای اهل فن چندان دشوار نیست ولی برای خوانندگان متوسطی مثل من ملال‌آور هست.

همچنین آوانگاری این متون با خط فارسی اتفاقا کمک می‌کند بخشی از گسست خیالی و ادعایی تاریخی-فرهنگی ما با گذشته از میان برود.




اگر دانشگاه ما تلاشی در جهت ثبت آوانگاری این متون با خط فارسی ندارد (حتی اگر شده با ارائه یک نسخه از همین خط فارسی) صرفا مشکل ذهنیت هست نه ماده کار.

مشکل نرم‌افزاری هست.



درخواست:
اگر در این زمینه کاری صورت گرفته هست و یا متنی با آوانگاری فارسی منتشر شده هست لطفا معرفی کنید.
تصویر حروف مانوی فراموش نشود و آیا مانی در خطش اعداد را هم بازطراحی کرده هست یا نه؟
متاسفانه رد چندانی از شکل اعداد زبان‌های باستانی در شبکه وجود ندارد حتی اعداد سریانی را هم نیافتم...چه برسد اینکه اعداد را چگونه نشان می‌دادند.


سپاس از راهنمایی شما.


122:

درود صلح‌دوست
اتفاقا داشتم فکر می‌کردم در کشوری مثل ایران با این تنوع لهجه اگر برنامه باشد در رسم‌الخط لاتینی تمام حرکات در کلمه دیده شوند اونوقت با چالش گویشوران برای انشای کلمات مواجه خواهیم بود.



کِردی یا کَردی
باشَد یا باشِد
هَمدان یا هِمدان



اینکه حرکات در رسم‌الخط فارسی تا حد زیادی پنهان‌اند اتفاقا یک انتخاب آگاهانه و سودمند بوده هست و متناسب با گستره متنوع فرهنگی این تمدن.

نه ضعف اونها در طراحی یک رسم‌الخط لاتین مانند.



در خط کنونی گویش‌ور در کاربرد حرکات آزاد هست.

رسم‌الخط لاتینی بی‌شک درخت لهجه‌های ایرانی را که همین حالا هم در خطر افتاده‌اند از ریشه در خواهد آورد.



منتظر دست آورد شما هستیم.





123:

یادآوری می‌کنم اینجا سخن از زبان محاوره نیست که کلمات را شکسته-بسته تلفظ می‌کند مثل شهرستان تهران که تهرون میشود که از پايه موضوعی کاملا جداگانه هست.


بلکه مراد خوانش یا تلفظ متن رسمی در گویش‌های گوناگون هست.



124:


درود بر گزاران


اینکه فرمودید آوانايشانسي یک متن پهلوی با خط فارسی ، بصورت کتاب باشد ، تا اکنون ندیده ام و فکر هم نمی کنم همچین کتاب هایی روزی نوشته شوند که به جای علامت های لاتین ، حروف فارسی کنونی بکار ببرند چون دانشمندان ایرانی ، از الگوهای حرف نویسی جا افتاده در مجامع آکادمیک ، مانند مکنزی هستفاده می نمايند .

نشانه برای عدد در الفبای مانوی دیده نمی شود ، بالعکس اوستايي و پهلوی که نشان داشته اند .

اگر فرهنگ اايشانم ايايشانک را بنگریم ، می بینیم اعداد تکی و ترکیبی ، دارای نشانه های جدا بوده اند .





تصویر مورد نظر که فرمودم را از کتاب بررسی ادبیات مانوی در متن های پارتی و پارسی میانه ، مری بویس اینجا ميذارم :

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


لازم به ذکر هست حروفی مثل « ع » خیلی نادر در میان کلمات ظاهر میشده هست .

125:

درود بر شما
tertullian کاشکی شما به ایشان اجازه میداد همچنان در افشانی کند بلکه عقده های فروخورده اش تسکین یابد کسی که بحث را به حاشیه کشید و در اینجا هم با هوچی گری و نسبت دادن اون به بنده بصورت رگباری و پشت سر هم پستهای بی ربط به بحث تغییر خط و به سبک کارتون های کودکانه با عبارت ادامه دارد...

میگذارد.
این هستاد زبانشناس و دکتر تاریخ و روابط بین الملل که 4 خط نوشته در سایت انسانی.ir در نظرش مقاله هست و با اسامی روسیه و شوروی بازی میکند.هنوز نمی‌داند که سرکوب و روسگرایی محدود به دوران شوروی نیست بلکه از وقت امپراطوری روسیه در دوره تزارها وجود داشته هست.

این تزارهای روسیه بودند که قفقاز و آسیای مرکزی و مناطق وسیعی از شرق اروپا را اشغال کردند و سیاست روسگرایی و سرکوب و آسیمیلاسیون و کوچ اجباری را بخصوص در رابطه با مسلمانان در برنامه اصلی خود داشتند.

همینها بودند که جمعیتی از روسها را به کریمه که ساکنانش تاتارهای مسلمان بودند کوچانیدند و ساکنان اصلی این خطه را به مناطق دیگر انتقال دادند و همینها بودند که اقوام مسلمان قفقاز و اسیای مرکزی را آواره کردند.

همینها بودند که چرکسها و اوبیخها را از قفقاز راهی اوناتولی کردند.

بعدها بلشویکها انقلاب کردند و بساط تزارها چیده شد.

حزب بلشویک که نام خود را به حزب کمونیست اتحاد شوروی تغییر داده بود تأسیس کشور اتحاد جماهیر شوروی را فراخوان نمود.(نام امپراطوری روسیه به اتحاد جماهیر شوروی تغییر یافت) در این دوره هم سیاست سرکوب و فشار بر قومیتها و اقوام و کوچ اجباری و روسگرایی همچنان ادامه یافت.
این کشور از اتحاد روسیه و مناطق متعلق به روسیه تزاری تشکیل شده بود و پهنه ای متفاوت با روسیه قدیم نبود.

ایشان نمیداند که شوروی و روسیه تزاری و روسیه امروزی که میراث دار انهاست هرچند سیاستهای متمایزی دارند ولی دنیاهای متفاوت و کشورهای متفاوتی نیستند.

همانگونه که ترکیه امروزی به رقم سیاست متفاوت میراث دار عثمانیست و نسل کشی ارامنه در وقت عثمانی به پای ترکها و ترکیه امروزی نوشته شده هست و در حال حاضر بر مناسبات امروز ترکیه با ارمنستان و دیگر کشورها اثر گذاشته هست، اقدامات مربوط به روسگرایی و سرکوب و کوچ اجباری در وقت امپراطوری روسیه و اتحاد جماهیر شوروی هم به پای روسها و روسیه امروزی نوشته شده و بر مناسبات روسیه امروزی با دیگر کشورها اثر دارد.(هرچند که با گذشت وقت و تغییر مواضع ابن مناسبات میتواند تغییر کند) چرا که روسیه امروزی میراث دار این حکومتهاست.

برای مثال در همین بحران اوکراین و جنگ کریمه روسیه به بهانه حمایت از روستباران کریمه مناطقی را اشغال کرد که در وقت روسیه تزاری روستباران برای اولین بار به انجا کوچانده شده بودند و در همان وقت و بعدتر در دوره شوروی عمده جمعیت تاتارها از این منطقه به مناطق دیگر بصورت اجباری پخش شدند.
این علامه دهر و انیشتین وقت و نابغه قرن که بقیه را بی سواد میداند، و مدام با لغت شرایط حاد بازی میکند در حالیکه مشخص نمیکند تعریفش از شرایط حاد چیست.نمیداند یا نمیخواهد بفهمد که خط تاجیکستان در وقتی که جزئی از اتحاد جماهیر شوروی بود (و با تایید خودش مبنی بر وجود سیاست روسگرایی و سرکوب ) تغییر کرد در حالیکه خط آذربایجان و کشوری مانند قزاقستان در شرایطی که کشورهایی مستقل هستند تغییر کرده و خواهد کرد.(البته در کامنتهای قبلی هم اشاره کردم که وقت و شرایط سیاسی در رابطه با تغییر خط در آذربایجان با قزاقستان تفاوت دارد)
بنده از شما و دیگر دوستان به خاطر اینکه درگیر این بحث حاشیه ای که این فرد ایجاد کرد شدم پوزش می‌طلبم.


126:

درود بر شما، با نظر شما کاملا موافقم همانطور که فرمودم مشکل جامعه ما اینجاست که هر کس بخودش اجازه میده خارج از تخصص خودش نظر بده، درنتیجه سخنش به جای اینکه از روی بررسی علمی و دانش باشد حاصل شنیده ها و نتیجه گیریهای عوامانه خواهد بود.


127:

درود بر شما،

این چند مورد تفاوت مصوت ها را که مثال آوردید به همین شکل و البته فرم های پیچیده تر اون در تمامی زبان های دنیا و لهجه های محلی اونها وجود دارد ولیکن رسم الخط های اونها این انعطاف پذیری را هم ندارند و فقط به مانند فرم های پیچیده تر در گویش های ایرانی به این بسنده می نمايند که جور دیگری تلفظ نمايند و به همان شکل مرسوم مرکز نشینان نگارش نمايند.

ولیکن هیچکدام از این تفاوت ها ایراد نیستند که ما بخواهیم برای رفع اونها حتی به خود زحمت بدهیم تا راه حلی برایشان پیدا کنیم.

به هر روی به امید خدا به زودی همانطور که عنوان کردم این مجموعه را به صورت سریالی و اگر بتوانیم هفته ای یکبار به اشتراک خواهیم گذاشت و مطمئن باشید که نکات بسیار جالبی را در اون خواهید یافت...

128:

حالا جالب هست بدانید که این موارد به اصطلاح محاوره ای هم همگی خود جزئی از گویش های محلی حل شده و نشده می باشند...

که به تصور امروزین ما اونرا محاوره ای می دانیم...

یک مثال برای شما می زنم لفظ hey در زبان انگلیسی فرم محاوره ای می باشد که به جای Hi و یا Hello نیز گاها هستفاده می شود در حالی که این لفظ دقیقا فرم فرمال در زبان فنلاندی و با کمی تفاوت تلفظی همان واژه Hej سوئدی می باشد و البته همگی همان آهای و هوی و هی و ...

هستند که ما در بین روستاییان خود شاهد هستیم و البته این شیوه سلام فرستادن و یا بهتر هست بگوییم آغاز فرمودار در بین بچه شهری ها حالت منفی دارد...

129:

نداشتن تعصب روی زبان و خط و پرچم و مرزو بوم مملکتمون نشانه ی روشنفکری نیست .


همه جا تعصب بد نیست .
عربی هم کامل ترین زبان هست .
اما من پارسی زبان هستم .

من ایرانی هستم .


130:



درود بر شما


بحث حاشیه ای را چون خودم توی انجمن هایی مدیريت دارم ، این تجربه را بدست آوردم که نظریات و آرای مخالف و متفاوت را در بحث ها جوری کنترل کنم که موضوع جستار ها از سیر خود خارج نشه و بحث تنش زا نشه .

به هر روی ، کشوری مثل آذربایجان ، پس از جدا شدن و هستقلال خود ، بسیار دست به جعل تاریخ زده هست و حتی بزرگانی مانند پروفسور ابرنامه علی یف ، از پانترکان بدون هیچ ابایی ابراز انزجار می کرد ، و برای همین مورد طرد و بی مهری برنامه گرفت .

متاسفانه کشوری مثل آذربایجان که پس از هستقلال و خودمختاری اش ، تنها دارد تاریخ سازی می کند ، تغییر خط برایش چیزی عادی هست و ما مجبور نیستیم مانند آذربایجان ، خط را تغییر بدهیم .



مهم نیاز در تغییر خط هست ، که با دلایل پست آغازین جستار ، دلیلی محکمه پسند نمی توان برایش یافت .

سپاس

131:

ممنون گرامی
مسلم هست که ما از الگوهای حرف نویسی رایج هستفاه می‌کنیم.

اگر غیر این بود جای تعجب داشت.



در مورد تصاویر گرامی، متاسفانه دربر دارنده شمایل نویسه‌های الفبای مانوی نیستند.

چون می‌خواستم با نمونه‌های دیگری که دیده‌ام تطبیق دهم.

این تصویر از الفبای سغدی مانوی هست اما به جای 22 یا 23 نشانه فرموده شده دارای 31 نشانه هست.


۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

البته آورده هست که نویسه‌هایی برای صامت‌های سایشی واکدار سغدی به اون اضافه شده هست.

این یکی هم 25 نویسه دارد.



۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


موضوع مهمی نیست صرفا کنجکاو شدم ببینم 22 نویسه اصلی کدام بودند.


132:

سپاس از شما برایم تازگی داشت.


133:


۲۲ نايشانسه اصلی ، حروف ابجدي بودند که با حرف فارسی و لاتین نشان داده شد ، البته این نايشانسه ها ، اصل نشان های الفبای مانوی هستند و با اضافه شدن زائده ها ، دیگر واکه هایی که در زبان های پارتی ( پهلوی اشکانی ) و پارسيگ ( پهلوی ساساني ) کاربرد دارند ( مثل پ ، غ ، خ و ...

) را مشخص می نمايند .






گزاران جان ، جدول آورده شده ی بنده ، برای علامت ها هست که با نشانه هایی ، مانند نقطه بالای یک علامت ، تلفظ یک واکه ی دیگر شکل می گیرد .



چنانچه در همین درس نامه در صفحه ۳۰ اون آمده هست :

« ...

مثلا برای حرف خ علامت k که نقطه ای بالای اون هست ، برای حرف ف ، نشانه ی p نقطه ای بالای اون و برای ژ پارتی نشانه ی z با شاخکي بالای اون ( یعنی ž ) به کار رفته اند .

این حروف تبدیل شده ، همچنان که در فهرست بالا دیده می شود ، در شمار الفبای ابجدي نیستند » .



پس دقت کنید جدول آورده شده ، الفبای ابجدي هست ( نه الفبای ابجدي عربی ) و نشان های آورده شده ، با اضافه کردن زائداتي ، یک واکه دیگر در زبان های پارتی و پهلوی را ادا می نمايند .


مثلا در الفبای هام دبيره پارسيگ ، یک نشان " a " داریم که با گذاشتن دو نقطه بالا و پایین اون ، حروف « خ » و « ه » درست می شود و این یعنی ، « ا - خ - ه » دارای یک نشان هستند و تنها با اضافه زائدات ، حروف دیگر تشکیل می شود .

134:

سپاس.
دلیل خاصی هست در جدول ابجدی آورده شده از a برای (ا - ع) هستفاده نمی‌شود.

و برای هر دو از ( ' ) هستفاده می‌شود؟
منظور اینکه دلیل زبان‌شناسی دارد یا صرفا یک قرارداد هست؟

135:

شما عمدا یا سهوا لغاتی از لهجه ها را در نظر گرفته ای که فقط در مصوتهای فتحه،کسره و ضمه با هم تفاوت دارند درصورتیکه تفاوت لغات در لهجه های مختلف فقط به این مصوتها محدود نیست و اغلب دیگر مصوتها و صامتها را نیز در بر می گیرد و حتی تعداد حروف لغات کم و زیاد میشوند و گاهی نیز معادل یک کلمه فارسی معیار در یک لهجه کلا متفاوت هست.

برای مثال در بسیاری از مناطق کشور لغت "من" در فارسی معیار بصورت "مو" تلفظ میشود که همانطور که مشخص هست اگر اون را بخواهیم به همین خط عربی هم بنویسیم شکلی متفاوت با "من" فارسی معیار دارد.

اگر این تفاوت نوشتاری میتوانست سبب از بین رفتن لهجه ها شود باید همین امروز تمام فارس زبانهای ایران لغت "من" را "من" تلفظ میکردند و خبری از تلفظ "مو" در هیچ جای کشور نبود.

شما یک مشهد مقدسی را در نظر بگیرید، این فرد هنگام صحبت با همشهریانش در هنگام اشاره به خودش میگوید"مو" اما همین فرد وقتی یک متن رسمی و یا نوشته ای از کتابی را میخواند هنگام رسیدن به واژه "من" اون را به همان شکل میخواند نه لهجه اش(خود بنده شهرستانی هستم)، در هنگام تغییر خط به لاتین هم کسی که در لهجه اش کَردی فارسی معیار را کِردی
تلفظ میکند در برخورد به واژه kardi (شکلی متفاوت با kerdi)مشکلی نخواهد داشت همانطور که در برخورد با واژه "من"(متفاوت با مو) مشکلی ندارد.

اگر هم بخواهد متنی را بر پايه لهجه اش بنویسد با خط لاتین که تمام مصوتها را نشان میده اصالت لهجه اش بیشتر حفظ میشود.

جالب هست که در انگلیسی نیز لهجه های بریتانیایی و آمریکایی تفاوت می نمايند و در خود این دو کشور نیز لهجه ها توفیر می کند اما این دلیلی بر اون نیست که فکر کنیم املای اونها هم باید تغییر کند.

اتفاقا یکی از تفاوت هایی که مابین فارسی و انگلیسی وجود دارد و همیشه برای من جای سوال داشته، این هست که چرا انگلیسی زبان وقتی می خواهند شکسته حرف یزنند این کار باعث تغییر در املای کلمات مکتوب اونها نمی شود یا اگر بشود خیلی محدود هست.

یعنی اونها ممکن هست ار روی متنی با املای کاملا رسمی چیزی را روخوانی نمايند اما با لهجه و شکسته کلمات را ادا نمايند.

می بینید که این مساله چطور در زبانی مثل انگلیسی حل شده.

مثلا اونها them را 'em تلفظ می نمايند یا بریتانیایی ها واژگانی مثل party را pady ادا می نمايند اما تمام این ها دلیل بر ایجاد تصاد میان املا و تلفظ نیست.


136:

محی گرامی ، Ç مثلا یکی از واکه هایی هست که در الفبای فعلی ، برابری ندارد و در ادبیات و اشعار کردی زیاد بکار می رود .

واکه های زیاد دیگری نیز همینطور .

لذا باز می رویم سر مبحث اصلاح خط فعلي و یا هستفاده از خط لاتین .


این شعر حماسی کردی به نام مم و زین ، سروده ی احمد خانی ، در قرن ۱۷ میلادی را به آوانايشانسي اش دقت کن .



برگرفته از کتاب ، تاریخ ادبیات فارسی ، مرکز مطالعات ایران شناسی دانشگاه کلمبیا ، زیر نظر احسان یارشاطر ، شهرستان تهران : نشر سخن ، ترجمه مجدالدین کيواني ، جلد ۱۸ ، پیوست دوم .ص ۱۰۹ :



۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

137:

نوشته اصلي بوسيله gozaran نمايش نوشته ها
سپاس.
دلیل خاصی هست در جدول ابجدی آورده شده از a برای (ا - ع) هستفاده نمی‌شود.

و برای هر دو از ( ' ) هستفاده می‌شود؟
منظور اینکه دلیل زبان‌شناسی دارد یا صرفا یک قرارداد هست؟

` در حرف نویسی ، آوانايشانسي a هست .

ولی عین در حرف نویسی ، با a فرق دارد .

به بخش سوم این متن که از کتاب فهرست واژگان ادبیات مانوی هست ، بنگرید ، ویژگی واک عین و نگارش اون برای آوانايشانسي ، توضیح داده شده هست .


۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


اما کاربرد عین ، در واژگان مانوی ، ارزش آوایی اندکی دارد ( برای واژه های ایرانی ) .

بیشتر برای واژگانی مانند ايشوع = عیسی که نامی سامی هست ، برای واکه عین پایانی ، نگارش میشد ولی تلفظ نمی شد .

همچنین در مواردی مانند " کلمات مرکب ، اون هم در آغاز بخش دوم کلمه مورد نظر ، یا اگر واکه عین ، سپس اون ، واکه w میانی بیایید ، کاربرد خواهد داشت .

توضیحات پروفسور مری بايشانس در همین باب ، یعنی کاربرد « عین » :

۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


شاد باشی

138:

'گرامی کاملا با شما موافقم

به همین دلیل در پست بعدیم یادآوری کردم صرفا منظورم در خوانش متن رسمی هست نه ادای کلمات در گویش‌های محلی و یا زبان محاوره.

بنابراین همچنان که شما به درستی اشاره کردید این ایده در اون زمینه صدق نمی‌کند.

.


مثل بیان شکسته افعال:

می‌شود = میشه
می‌رود = می‌ره.
برویم = بریم
بگوییم = بگیم
دارد = داره
رفتید = رفتین
بمان = بمون
نشوند = نشن

اگر هم بخواهد متنی را بر پايه لهجه اش بنویسد با خط لاتین که تمام مصوتها را نشان میده اصالت لهجه اش بیشتر حفظ میشود.

در این باره که مبحث اصلی این تایپیک هست فرمودگو همچنان باقی هست.

پیشفرض شما این هست خط فعلی برای این هدف ناکارآمد هست که این خودش یک وجه مناقشه هست و دومی صفت بیشتر هست برای اصالت که این پرسش را پیش می‌آورد که چقدر بیشتر؟


نوشته اصلي بوسيله mohiy نمايش نوشته ها

جالب هست که در انگلیسی نیز لهجه های بریتانیایی و آمریکایی تفاوت می نمايند و در خود این دو کشور نیز لهجه ها توفیر می کند اما این دلیلی بر اون نیست که فکر کنیم املای اونها هم باید تغییر کند.

اتفاقا یکی از تفاوت هایی که مابین فارسی و انگلیسی وجود دارد و همیشه برای من جای سوال داشته، این هست که چرا انگلیسی زبان وقتی می خواهند شکسته حرف یزنند این کار باعث تغییر در املای کلمات مکتوب اونها نمی شود یا اگر بشود خیلی محدود هست.

یعنی اونها ممکن هست ار روی متنی با املای کاملا رسمی چیزی را روخوانی نمايند اما با لهجه و شکسته کلمات را ادا نمايند.

می بینید که این مساله چطور در زبانی مثل انگلیسی حل شده.

مثلا اونها them را 'em تلفظ می نمايند یا بریتانیایی ها واژگانی مثل party را pady ادا می نمايند اما تمام این ها دلیل بر ایجاد تصاد میان املا و تلفظ نیست.
ضمن تایید این مطلب فردا مطالبی را عرض خواهم کرد.


139:

سپاس از راهنمایی و حوصله‌‌تان tertullian

140:

درود بر شما،

این موارد که ذکر کردید خود تاییدی می باشند بر غیر ضروری بودن برخی ایرادات که به رسم الخط فارسی/عربی گرفته می شوند و خود شما نیز در توضیحاتی که آوردید به نوعی تاکید داشتید که بین رسم الخط و زبان خط تفاوت هست و اونچه ما را در اکثر مواقع گیج می کند این هست که از خط انتظار داریم کلیه حالات زبانی را در خود داشته باشد و با توجه به وجود انواع و اقسام گویش ها یا همان لهجه ها و زبان ها در یک محدوده جغرافیایی کوچک، این انتظار از یک خط کامل به منزله این هست که ما خطی را برای کل کره خاکی طراحی کنیم...

زیرا در ایران تقریبا تمامی نمونه های گویشی در سایر نقاط کره خاکی را خواهید یافت و اگر بخواهیم حق مطلب را به درستی ادا کنیم لازم هست که یک الفبای بسیار دشوارتر از اونچه امروز به اون ایراد می گیرید را تهیه نماییم.

اما در آخر پرسش بنده باز بر سر جای خود باقی هست که جدای از مزایای این رسم الخط های پیشنهادی و ایرادات رسم الخط فعلی آیا تا به حال به معایت رسم الخط های پیشنهادی و مزایای رسم الخط فعلی هم به درستی پرداخته اید؟!

جواب به این سوال به شما کمک می کند تا متوجه شوید، چه میزان ارزش دارد که رسم الخط جدیدی را جایگزین رسم الخط فعلی کنیم...

141:

این تفاوت که مد نظر شماست یکی از دلایلش به ماهیت زبان فارسی مربوط هست و شکل تعامل ما با اون.

و ریشه‌اش به مسئله‌ای بازمی‌گردد که شما از اون غفلت کرده‌اید: تفاوت زبان فرمودار و زبان نوشتار در فارسی.
(منظور تفاوت میان تلفظ و املا نیست مثل نگارش مصوت‌ها و یا تفاوت لهجه ...)
به این نمونه توجه کنید:

به اونها بگویید به خانه‌شان بروند.


بهشون بگین، برن خونه‌شون.

این دیگر لهجه نیست تقریبا برای خودش یک زبان هست که گاهی به تغییر دستور و گرامر هم می‌انجامد که بعضی به اغراق فرموده‌اند ما یک زبان نوشتار داریم و یک زبان فرمودار.

یعنی دو زبان فارسی.


بهرحال این تفاوت اونقدر هست که مثلا وقتی می‌خواهیم در یک پیام و یا کامنت یا حتی هنگام داستان‌نویسی، فرمودگوها یا گاهی خود متن داستان را مکتوب کنیم.

می‌دانیم که زبان نوشتار یا همان فارسی معیار به دلیل ماهیتش (و نه ضعفش) دیگر بکار نمی‌آید.

به همین دلیل هست که شکل تغییر یافته را ثبت می‌کنیم.

این ویژگی زبان فارسی هست که اون را متفاوت از انگلیسی می‌سازد.



زبان فرمودار بویژه در چند دهه گذشته طرفداران خاص خودش را پیدا کرده هست و برخی حتی بر این باورند که باید جایگزین زبان نوشتار شود.

(این هم داستان دیگری هست که موافقان و مخالفان خودش را دارد)

یعنی اونها ممکن هست ار روی متنی با املای کاملا رسمی چیزی را روخوانی نمايند اما با لهجه و شکسته کلمات را ادا نمايند.

می بینید که این مساله چطور در زبانی مثل انگلیسی حل شده.


بنابراین اونچه می‌بینید در زبان انگلیسی حل شده هست اصلا اونجا پدید نیامده هست تا حل شود.

اما چرا؟



یکی از دلایلش این هست که شکل مکتوب زبان انگلیسی بسیار جوان هست و این باعث شده هست تا زبان فرمودار و نوشتار بسیار بهم نزدیک باشند.

اتفاقا مخالفان زبان نوشتاری فارسی به این فقره زیاد ارجاع می‌دهند.



در انگلستان زبان‌‌های لاتین و فرانسه(البته نه فرانسه امروزی) در نظام اداری و قضایی و دانشگاهی نقش اول را بازی می‌کردند.

به همین دلیل از انگلیسی کهن چیز زیادی باقی نمانده هست.

شکل مدرن انگلیسی در 1500 پدید آمد که امروزه منسوخ شده هست و شکل دیگری که به انگلیسی مدرن متاخر مشهور شد در 1800.

روزی که اونها تصمیم گرفتند زبانشان را مکتوب نمايند همان چیزی را که به زبان می‌آوردند همان را هم نوشتند.

به همین ترتیب فاصله‌ی چندانی میان زبان فرمودار و نوشتارشان وجود ندارد.

اما گذشت وقت ممکن هست این دگرگونی را ایجاد کند.



ممکن هست ایرانی‌ها در سفر به کشورهای انگلیسی زبان، لهجه تابلویی داشته باشند اما اگر کسی بخواهد با یادگیری فارسی معیار یا عربی فصیح به این کشورها سفر کند رسما در اونجا مشکل حرف زدن خواهد داشت نه لهجه.

به همین دلیل هست که امروزه کتاب‌هایی ویژه زبان فرمودار تهیه می‌شود:


۲۰ مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی


فارسی و انگلیسی دو زبان مختلف نیستند.

در واقع دو جهان مختلفند.

با ماهیت و قوانین و معیارهای ویژه خودشان.




142:

پانترکان و ادعای پوچ و واهی به حکیم ابوالقاسم فردوسی و جواب کوبنده به اونان
نگارنده مقاله محمد صادق نائبی دارای گرایشات قوم گرایانه هست و نظرات او نمی تواند قابل قبول باشد.



«برآوردم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بر این نامه بر سال‌ها بگذرد
بخواند همی هر که دارد خرد»
چنان که بارها دیده‌ایم، واکنش همواره‌ی نویسندگان فرقه‌ی نژادپرست پان‌ترکیسم در قبال فقر و حقارت فرهنگی و تمدنی قوم ترک، اقدام اونان به مصادره‌ی مفاخر و میراث فرهنگی و تمدنی اقوام دیگر به سود خود، و در صورت عدم امکان، تخریب و تخطئه‌ی شخصیت‌ها و مفاخری بوده هست که امکان مصادره‌ی اونان وجود نداشته هست!
یکی از قربانیان برجسته‌ی پرخاش‌جویی و تمدن‌خواری پان‌ترکیسم، «حکیم ابوالقاسم فردوسی» هست.

از اون رو که فردوسی و شاهکار جاودانه‌اش، «شاهنامه»، ستون هستوار و سترگ فرهنگ و ادب درخشان پارسی هست، پان‌ترک‌هایی که شرمگین از حقارت و فقر فرهنگی - تمدنی خودند، این روزها به تیره ساختن چهره‌ی تابناک فردوسی روی آورده‌اند.



«برآوردم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بر این نامه بر سال‌ها بگذرد
بخواند همی هر که دارد خرد»
چنان که بارها دیده‌ایم، واکنش همواره‌ی نویسندگان فرقه‌ی نژادپرست پان‌ترکیسم در قبال فقر و حقارت فرهنگی و تمدنی قوم ترک، اقدام اونان به مصادره‌ی مفاخر و میراث فرهنگی و تمدنی اقوام دیگر به سود خود، و در صورت عدم امکان، تخریب و تخطئه‌ی شخصیت‌ها و مفاخری بوده هست که امکان مصادره‌ی اونان وجود نداشته هست!
یکی از قربانیان برجسته‌ی پرخاش‌جویی و تمدن‌خواری پان‌ترکیسم، «حکیم ابوالقاسم فردوسی» هست.

از اون رو که فردوسی و شاهکار جاودانه‌اش، «شاهنامه»، ستون هستوار و سترگ فرهنگ و ادب درخشان پارسی هست، پان‌ترک‌هایی که شرمگین از حقارت و فقر فرهنگی - تمدنی خودند، این روزها به تیره ساختن چهره‌ی تابناک فردوسی روی آورده‌اند.


«محمدصادق نائبی» که تا دیروز زبان‌شناس بود و چندصد واژه‌ی فارسی را به سود زبان ترکی مصادره کرده بود، اینک به ناگاه فردوسی‌شناس شده و طبق فرمان فرقه‌اش، به ترک‌تازی در ساحت ورجاوند فردوسی بزرگ برآمده هست.

وی در مقاله‌ای (+) کوشیده هست که مثنوی «یوسف و زلیخا»ی شمسی را که بیش از هشتاد سال پیش عدم تعلق اون به فردوسی ثابت گردیده بود، به گونه‌ای مذبوحانه، از اونِ فردوسی جلوه دهد؛ چرا که سراینده‌ی اون مثنوی داستانی در لابه‌لای اشعارش، حماسه‌های ملی ایران را بی‌ارزش و بی‌هوده توصیف کرده هست.

چهارصد سال پس فردوسی، وقتی که به‌ناگاه این مثنوی به وی چسبانده شد، این تصور ایجاد گردید که فردوسی در اواخر عمر از سرایش شاهنامه پشیمان شده و محتوای اون را دروغین و بی‌ارزش قلم‌داد کرده هست! دقیقاً همین نکته هست که به مذاق پان‌ترک‌های نژادپرست خوش‌آمده و بهانه‌ای شده که مغول‌وار به شخصیت بزرگ فردوسی، شاهنامه و فرهنگ درخشان پارسی هجوم آوردند.

چنان که محدصادق نائبی با لحنی که نشانه‌ی شدت انزجار روانی - فرقه‌ای او از «فردوسی»، و در واقع فرهنگ و ادب پارسی هست، به مضحک‌ترین شکلی می‌نویسد: «فردوسی پس از هفتاد و اندی سال توبه می‌کند (!) و از تخم نفاق افکنی، تحقیر ترک‌ها، افسانه و رؤیاتراشی، درباری بودن، غافل شدن از آخرت، پهلوان‌تراشی، ملی‌گرایی، تعصب گرایی و… پیشمان شده و دست به دامن خدا می‌برد و داستان قراونی یوسف و زلیخا را ضمن انابه و توبه نسبت به گذشته می‌آغازد»!!!

افسانه‌ای که مثنوی یوسف و زلیخا را به فردوسی نسبت می‌دهد (مقدمه‌ی شاهنامه‌ی بایسنغری)، چنین می‌گوید که فردوسی پس از هجو محمود و گریختن از دست وی (که خود داستانی بی‌پایه هست) به مازندران و سپس به بغداد نزد خلیفه‌ی عرب رفته و برای خوش‌آمد وی، نخست هزار بیت در مدح خلیفه فرموده و اون را به شاهنامه اضافه کرده (!!) و سپس داستان قراونی یوسف و زلیخا را به نظم درآورده و تقدیم وی کرده و اون منظومه خلیفه را چنان خوش آمده که چند هزار دینار به فردوسی پاداش داده هست!
اما این داستان به آشکارا، جعلی و دروغین هست:
1- فردوسی در اواخر عمر خود (هشتاد و اند سالگی) چنان بیمار و نحیف و رنجور بوده که هرگز نمی‌توانسته هست به چنان سفر ماجراجویانه‌ای از توس به مازندران و بغداد برود و از اون جا دوباره به توس بازگردد.

فردوسی در باره‌ی اوضاع جسمانی دهه‌ی «شصت» عمر خود می‌گوید: دو گوش و دو پای من آهو گرفت // تهی دستی و سال نیرو گرفت (شاهنامه، ج6/ ص1219)؛ چو پنج از سر سال شستم نشست // من اندر نشیب و سرم سوی پست // رخ لاله‌گون گشت بر سان کاه // چو کافور شد رنگ مشک سیاه (همان، ج5/ ص880)؛ دو تا گشت اون سرو نازان به باغ // همان تیره گشت اون گرامی چراغ (همان، ج7/ ص1363)؛ چو شصت و سه شد سال، شد گوش کر // ز بیشی چرا جویم آیین و فر (همان، ج7/ ص1475).


2- خلیفه‌ی بغداد «القادر بالله» (381 - 422ق) هرگز فارسی نمی‌دانسته که فردوسی بخواهد چنان منظومه‌ای را به وی پیش‌کش کند و او نیز اون را بخواند و بفهمد و بپسندد! (ریاحی، ص 146؛ مینوی، ص 97).


3- نخستین منابعی که مثنوی یوسف و زلیخا را فردوسی نسبت داده‌اند؛ یعنی ظفرنامه‌ی شرف‌الدین یزدی (828 ق) و سپس مقدمه‌ی شاهنامه‌ی بایسنغری (829 ق)، بیش از «چهار صد» سال پس از فردوسی تألیف شده‌اند و تا پیش از اون تاریخ، هیچ مرجع و منبعی (مانند چهارمقاله‌ی نظامی عروضی و تذکرة الشعرای دولتشاه سمرقندی که به تفصیل از فردوسی سخن رانده‌اند) به چنین داستانی اشاره نکرده هست.

آشکار هست که این افسانه تا پیش از سده‌ی نهم هجری وجود خارجی نداشته و برای نخستین‌بار به دست شرف‌الدین یزدی ساخته و پرداخته شده هست (ریاحی، ص 152- 146؛ شیرانی، ص 223؛ مینوی، ص 96).


4- مثنوی یوسف و زلیخا آکنده از ابیاتی سست و ضعیف و غلط هست و از سبک و اسلوب سرایش فردوسی، بل که از سبک شعر عصر فردوسی (اواخر سامانی - اوایل غزنوی) و حتا از کلام یک شاعر معمولی بسیار دور هست.

چه بسیار اصطلاحات و تعبیرات و ترکیبات و واژگانی که در شاهنامه مستعمل بوده اما در متن یوسف و زلیخا دیگر متروک شده یا کلاً به مفهوم دیگری به کار رفته، یا در یوسف و زلیخا هستعمال شده اما در شاهنامه ناشناخته هست (شیرانی، ص 303 - 233).

محمدصادق نائبی در مقاله‌ی سفارشی‌اش مدعی هست که جنس (!) یوسف و زلیخا و شاهنامه یکی نیست و مقایسه‌ی اون دو اشتباه هست! اما برخلاف اظهارنظر نامربوط وی، باید فرمود که تفاوت دو منظومه‌ی یوسف و زلیخا در موضوع و محتوای اون‌هاست، وگرنه، شعر و اسلوب‌ها و شیوه‌های زبانی و ادبی اون ثابت و یکسان هست و نمی‌شود که شاعری به هنگام بیان مطلبی در منظومه‌ای، واژه یا تعبیری را به یک معنا به کار برد و در منظومه‌ای دیگر، به معنایی دیگر.

یا اصلاً از تعبیرات و ترکیباتی هستفاده کند که برنامه هست در اعصار ادبی آینده پدید آیند و رواج یابند! هر شاعری، و هر دوره‌ای از تاریخ ادب، شیوه و اختصاصات و مشخصات ویژه‌ی خود را دارد و دانش «سبک‌شناسی» - که محمدصادق نائبی کاملاً از اون ناگاه هست - از همین جا پدید آمده هست.

برای نمونه می‌توان اشاره کرد که در شاهنامه، واژه‌ی «ارژنگ» به معنای «جادو» و «تصویر» آمده هست اما در یوسف و زلیخا به معنای «کتاب مانی» (شیرانی، ص262 - 258)؛ و یا واژگان «به‌ویژه» و «ویژگان» که در شاهنامه بسیار به کار رفته هست، در یوسف و زلیخا کلاً متروک گردیده و به جای اون «به‌خاصه» و «خاصگان» به کار رفته هست (همان، ص 256 - 253)؛ و یا واژه‌ی «کاریگران» در شاهنامه به معنای «معمار و بنا» به کار رفته و در مثنوی یوسف و زلیخا به معنی «نوکر و چاکر» (همان، ص 248)؛ و یا در مثنوی یوسف و زلیخا طبق قاعده‌ی تفریس (فارسی‌سازی واژگان عربی) این واژه‌ها دیده می‌شود: عفُو، لطَف، عمدا، عمّاری، مشاطه، میشوم (به جای مشئوم)، ملکت (به جای مملکت) و… اما فردوسی در ارتباط با این کلمات، با قاعده‌ی تفریس ناآشنا و بیگانه هست و این شیوه در عصر فردوسی رواج نداشته هست (همان، ص 55).


مطالعهچند بیت از یوسف و زلیخا که در اوج ناهنجاری‌اند، برای روشن‌تر شدن بحث، مفید هست: صحابان او جمله اخیَر بدند // سراسر به پیش‌اش چو اختر بدند // چو بشنیدم این فرمودگوی اجل // دل‌ام را شد اکثر امید اقل // ندارد دل‌ام رغبت حال پر // که دارم بسی گوسفند و شتر // منور، معطر، منقش به خشم // بیامد دگر باره اون شوخ چشم // کنون ای سر راستان باب ما // بکن فکر و اندیشه در باب ما // تو را گشت در کارها رهنمون // ولکن اکثر الناس لایعلمون!
5- برخلاف ادعای محدصادق نائبی، حداقل سه نسخه‌ی دست‌نویس از مثنوی یوسف و زلیخا شناسایی شده هست که در دیباچه‌ی اون‌ها و در میانه‌ی سخن نیز به کنایه، شاعر، «شمس الدوله ابوالفوارس طغان‌شاه بن الپ‌ارسلان» (برادر ملک‌شاه سلجوقی) را مدح فرموده و ستایش کرده هست (طباطبایی، ص 8-356؛ مینوی، ص 103- 101).

بنابراین به قطع، این مثنوی در حدود 477 ق سروده شده هست (طباطبایی، ص 373؛ مینوی، ص 95)؛ یعنی حدود هفتاد سال پس از درگذشت فردوسی.


محمدصادق نائبی در این زمینه اظهار فضل دیگری کرده، می‌گوید که این مدح و پیش‌کشی متعلق به کاتب و نسخه‌نویس اون هست و نه شاعر منظومه!! نخست اون که این مدح و ستایش شمس الدوله‌ی طغان‌شاه در دیباچه‌ی کتاب و از زبان خود شاعر آمده هست و نه در مؤخره‌ای جداگانه و از زبان کاتب و نسخه‌نویس اون.

دوم اون که تاکنون حداقل سه نسخه‌ی دست‌نویس این مثنوی به دست آمده که دارای این دیباچه‌ در مدح طغان‌شاه هستند.

بدیهی هست که این نسخه‌ها هر کدام در موقعیت و وقت جداگانه‌ای نوشته شده‌ و کاتبان متفاوتی داشته‌اند و با این حال همان دیباچه را نیز دارند.

سوم اون که سرودن و نوشتن دیباچه‌ای در مدح و ثنای شخصیت‌های برجسته و مفتخر کردن اثر خود به نام اون‌ها، روشی رایج در میان شاعران و نویسندگان ایرانی بوده اما تاکنون دیده نشده هست که بنا به ادعای نائبی، کاتبی، کتابت و نسخه‌نویسی خود را به نام شخصیتی برجسته مفتخر کند و اون در ابتدا و دیباچه‌ی اثری که رونویسی‌اش کرده، برنامه دهد!

به هر حال، هر یک از دلایل پنج‌گانه‌ی ارائه شده، به تنهایی برای ابطال تعلق مثنوی «یوسف و زلیخا» به «فردوسی» کفایت می‌کند و هموقت با اون، بی‌آبرویی و نادانی پان‌ترک‌های نژادپرست را برملا.


محمدصادق نائبی، در جای دیگری از مقاله‌ی خود می‌نویسد که: «فردوسی "ده‌ها" سال در دربار "سلاطین غزنوی" مورد لطف دربار بود و سلطان محمود … پیش‌نهاد سرودن دیوان حماسی را به ایشان داد با این شرط که سلطان محمود به ازای هر بیتی از اون، یک دینار طلا به فردوسی بدهد»!!! یاوه‌گویی‌های جنون‌آسای پان‌ترک‌ها تمامی ندارد.

در حالی که فردوسی سرایش شاهنامه را در 370 ق؛ یعنی هجده سال پیش از برتخت نشینی محمود غزنوی (421-388 ق) و در وقت امیر نوح بن منصور سامانی (387-366 ق) آغاز کرده (ریاحی، ص 103؛ مرتضوی، ص 90) و پیش از 411 ق؛ یعنی در اواسط عصر محمود درگذشته بود (ریاحی، ص 156) چگونه می‌توان ادعا کرد که فردوسی، شاهنامه را به سفارش و پیش‌نهاد محمود غزنوی سروده و پدید آورده و با وی معامله کرده، یا "ده‌ها" سال در دربار "سلاطین غزنوی" مورد لطف بوده هست؟!

پایان کلام، اظهار تأسف مجدد به حال پان‌ترک‌های فریب‌خورده و نادانی هست که سرمست توهمات و تخیلات نژادپرستانه، بلع و مصادره، یا تخریب و تخطئه‌ی تمدن‌ها و فرهنگ‌های برتر از خود را پیشه‌ی خویش ساخته‌اند.



ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ
کتاب‌نامه:
- ریاحی، محمدامین: «فردوسی»، انتشارات طرح نو، 1375
- شیرانی، حافظ محمود: «در شناخت فردوسی»، ترجمه‌ی شاهد چوهدری، انتشارات علمی و فرهنگی، 1369
- شاهنامه (برپايه چاپ مسکو)، انتشارات ققنوس، 1378
- طباطبایی، محیط: «فردوسی و شاهنامه»، انتشارات امیرکبیر، 1369
- مرتضوی، منوچهر: «فردوسی و شاهنامه»، مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1372
- مینوی، مجتبا: «فردوسی و شعر او»، انتشارات کتاب‌خانه‌ی دهخدا، 1357

143:

یول پرس و محمد صادق نائبی که معلوم الحال و اظهر من الشمس هست وضعیتشون و قوم پرست هستند تو چه هدفی از گذشتن ان مطلب داری؟ زبان فارسی مگر مثل ترکی هستانبولی بی قانون و بی در و پیکره که براش الفبای لاتین به کار ببرند؟ صادق نائبی دنبال عقده گشایی قومی هست و همینطور دلش به حال خودش میسوزه و در صدد نزدیک کردن خودش به ترکیه هست زبان های ناقص می توانند از لاتین هستفاده نمايند

چرا یک پانترک نگران الفبای فارسیه؟

144:

صادق نائبی و شروع نماينده مطلب هر دو قوم گرا هستند اصلا همچین بحث بی ارزشی جای بگو مگو ندارد

چرا یک ترک نگران الفبای فارسیه؟

145:

یول پرس و محمد صادق نائبی که معلوم الحال و اظهر من الشمس هست وضعیتشون و قوم پرست هستند تو چه هدفی از گذشتن ان مطلب داری؟ زبان فارسی مگر مثل ترکی هستانبولی بی قانون و بی در و پیکره که براش الفبای لاتین به کار ببرند؟ صادق نائبی دنبال عقده گشایی قومی هست و همینطور دلش به حال خودش میسوزه و در صدد نزدیک کردن خودش به ترکیه هست زبان های ناقص می توانند از لاتین هستفاده نمايند

146:

شما نیازمند چی هستی؟


68 out of 100 based on 43 user ratings 1168 reviews

@