روایتی تحریف آمیز از «ابن سینا» و «اصفهان» در عهد حاکمیت شیعیان


روایتی تحریف آمیز از «ابن سینا» و «اصفهان» در عهد حاکمیت شیعیان



روایتی تحریف آمیز از «ابن سینا» و «اصفهان» در عهد حاکمیت شیعیان
فیلم «طبیب» نمونه ی دیگری از تصاحب شخصیت های بزرگ ایرانی، تحریف آشکار تاریخ ایران و تخریب وجهه مسلمانان به شمار می آید؛ این بار آلمانی ها دست به کار شده اند تا تصویر پر اعوجاج دیگری بر روایت های روزافزون هالیوودی درباره ی تاریخ ایران افزوده گردد…

صاحب نیوز- محسن شهبازی/ شاید وقتی دیگران در غیاب و غفلت ما زندگی بزرگان ما را به تصویر می کشند، بهتر از این هم نشود که شخصیت اعجوبه ای چون «ابوعلی سینا» به غایت مستاصل و منفعل از کار درآید و دست آخر نیز راهی بهتر از خودکشی نیابد!

این بار آلمانی ها دست به کار شده اند و فیلم ۲۶ میلیون دلاری «طبیب» را بر مبنای رمان «حکیم» اثر «نواگوردن» آمریکایی ساخته اند تا تصویر پر اعوجاج دیگری بر روایت های روزافزون هالیوودی درباره ی تاریخ ایران افزوده گردد. هر چند در این میان می توان نقاط روشنی را چون مقایسه ی خرافه پرستی و عقب ماندگی در اروپای قرون وسطا با وضعیت پیشرفته ی سرزمین های اسلامی در آن زمان مشاهده کرد؛ اما نمی توان تحریفات عجیب و اغراض پشت پرده ی این فیلم را نادیده گرفت.



داستان از انگلستان در سال ۱۰۲۱ پس از میلاد آغاز می شود، جایی که تحت استیلای علم ستیزی کلیسا کودکی به نام «راب کول» پس از آن که مادر خود را به علت بیماری حصبه از دست می دهد؛ به آموختن طب علاقه مند می شود و به کسوت شاگردی یکی از «سلمانی» های آن دوران که کار درمان را نیز به شیوه ی ابتدایی و غلط انجام می داده اند در می آید. با گذشت زمان استاد او به نوعی بیماری چشمی مبتلا می شود. «راب» جوان در جستجوی راه حل درمان با تعدادی از «یهودیان» انگلستان آشنا می شود، آن ها با عمل جراحی چشمان استاد را درمان می کنند و اظهار می کنند که این شیوه ی درمانی نوین را از کلاس درس حکیم «ابن سینا» در «اصفهان» آموخته اند. این جاست که «راب کول» مسیحی که مقام و آوازه ی علمی «ابن سینا» او را به شگفتی واداشته است، جلای وطن می کند و بعد از تحمل دشواری های فراوان به «اصفهان» می آید تا در مدرسه ی ابوعلی سینا علم آموزی کند.



تصویر بخش ابتدایی فیلم از وضعیت سیاه اروپای قرون وسطا جالب توجه است، زمانی که «راب» و استاد او از سوی کلیسا به دلیل درمان مردم متهم به سحر و جادو می شوند و از سوی دیگر عقب ماندگی زندگی مردم در سطحی است که «راب» و استاد او برای یک زخم کوچک و ساده در انگشت پا به قطع آن می پردازند و فرد بیمار نیز از این که اولین قطع عضو خود را تجربه کرده است، اظهار خوشحالی و رضایت می کند!

اما نکته ی عجیب این جاست که در نیمه ی دوم فیلم و با ورود «راب کول» به اصفهان با این که طبق اسناد تاریخی در آن دوره حاکمان شیعه ی آل بویه در مسند امور بوده اند، حاکم اصفهان (علاء الدوله ی کاکویه ی دیلمی) به شمایل فردی خونخوار و بی ایمان به تصویر کشیده می شود و علمای مذهبی شهر نیز شبیه پدران مسیحی اروپای قرون وسطا افرادی خشک مغز و جبرگرا نشان داده می شوند که با تحقیقات علمی «ابن سینا» مخالف هستند و او را به زندان می افکنند و در سویی دیگر مردم شهر نیز افرادی تنبل و عیاش نشان داده می شوند. در واقع فیلم «طبیب» می کوشد علمای مسلمان را نیز چون سردمداران کلیسا مخالف دانش های جدید نشان دهد و در این میان فقط «یهودی» ها هستند که در جای جای فیلم به عنوان انسان هایی طالب علم و خوش فکر به تصویر کشیده می شوند. این در حالی است که «ابن سینا» بر خلاف آن چیزی که در فیلم خبری از آن نیست، برای مدتی وزارت علاءالدوله را بر عهده داشته و خود در دایره ی علمای مسلمان دوران تعریف می شده است و تلاش فیلم «طبیب» برای جدایی عامل تاثیرگزار «اسلام» از دلایل پیشرفت های ممالک اسلامی در آن دوران قابل تامل است.
روایتی تحریف آمیز از «ابن سینا» و «اصفهان» در عهد حاکمیت شیعیان


یکی از مسائل دیگری که فیلم «طبیب» بر آن تاکید می کند، وضعیت زندگی اقلیت های مذهبی در جهان اسلام است، یهودیان انگلستان به «راب کول» که قصد سفر به اصفهان را دارد، هشدار می دهند که تو به عنوان یک مسیحی به محض ورود به جهان اسلام کشته خواهی شد و آن ها یهودیان را نیز با اکراه تحمل می کنند و از این رو «راب» مسیحی نام خود را به «جسی» تغییر می دهد و خود را به عنوان یک یهودی جا می زند تا بتواند به کلاس درس «ابن سینا» راه یابد و این در حالی است که در انتهای فیلم در اتفاقی متناقض با ادعای اولیه، علمای اصفهان به دلیل یهودی بودن «راب کول» که دست به تشریح غیرشرعی بدن انسان زده است، رای به اعدام او می دهند! و از این نظر فیلم «طبیب» تلاش گسترده ای برای القای تحت فشار بودن یهودیان و اقلیت های مذهبی در سرزمین های اسلامی مطرح می کند، این در حالی است که به گواهی اساتید تاریخ، اقلیت های مذهبی به خصوص در دوره ی آل بویه با آرامش کنار هم می زیسته اند و یکی از ویژگی‌های خاص دوره ی حاکمیت آل بویه این بوده که علما و اندیشمندان از ادیان مختلف در آزادی به بحث و گفت‌وگو و تبادل نظر درباره ی خداشناسی، نبوت و معاد می‌ پرداخته اند (+). یهود نوازی فیلم «طبیب» و تصویرسازی متعصبانه و خشونت بار از مسلمانان در کنار پرداختن به مسئله ای چون «سنگسار» بخشی از اغراض فیلم برای بهره برداری های امروزی را هویدا می کند.

روایتی تحریف آمیز از «ابن سینا» و «اصفهان» در عهد حاکمیت شیعیان

شخصیت «ابن سینا» با بازی «بن کینزلی» (بازیگر چند فیلم ضد ایرانی) خالی از هر نوع ذکاوت و خلاقیت به تصویر کشیده می شود و فیلم «طبیب» بدون هیچ اشاره ای به اعتقادات و مذهب ابن سینا (+) او را فردی سردرگم و منفعل نشان می دهد که فقط به تکرار عقاید ارسطو و بقراط و دیگر فلاسفه ی غربی مشغول است و نام این افراد یک لحظه از زبان او جدا نمی شود. «ابن سینا» در بیشتر صحنه ها از جمله صحنه ی عمل جراحی شاه اصفهان رسما در نقش شاگرد «رابکول» مسیحی ظاهر می شود و در نهایت هم بر خلاف استنادات روشن تاریخی با حمله ی سلجوقیان به اصفهان و آتش گرفتن مدرسه اش میراث علمی خود را به «راب» می سپارد و با خوردن سم خودکشی می کند!


بنای تاریخی «مدرس ابن سینا» در خیابان ابن سینای اصفهان
روایتی تحریف آمیز از «ابن سینا» و «اصفهان» در عهد حاکمیت شیعیان

چیزی که روشن است فیلم «طبیب» نمونه ی دیگری از تصاحب شخصیت های بزرگ ایرانی، تحریف آشکار تاریخ ایران و تخریب وجهه ی مسلمانان به شمار می آید، البته زمانی که معدود پیامدهای مثبت پخش جهانی چنین فیلمی با عملکرد غفلت آمیز متولیان فرهنگی کشور در تعریف و شناساندن این مفاخر و حفظ میراث آنها قیاس می شود، شاید در کمال تاسف بخشی از عملکرد سازندگان این فیلم قابل تقدیر هم به نظر آید! به ویژه آن که توجه شود که رابطه یتاریخی «ابن سینا» با شهر «اصفهان» از آن دست مسائلی است که در فضای فرهنگی و رسانه ای اصفهان کمتر به آن پرداخته شده و این روزها بنای تاریخی باقیمانده از مدرسه ی علمی ابن سینا در اصفهان رسما به فراموشی سپرده شده است.



۱۰ عکس قدیمی از افغانستان که هرگز ندیده‌اید

1:

سلام
تحریف درحدپانترکیسم انجام دادند


جنایت رنگارنگ

2:

این فیلمش خیلی قدیمی هستش .


برترین دانشمندان جهان در یک عکس!
البته داستانش هم واقعی نیست .


مومیایی‌های بسیار عجیب شهری در چین
البته ابن سینا بیشتر عمرش یا زندانی بود ، یا فراری ! از دست علمای خشک مغز .


تصاویر قبر مختار در كوفه


سید حسن نصرالله: در ایران چیزی به نام تمدن پارسی پیدا نمی‌شود !!

3:



سخنی با فعالان تالار تاریخ

4:

تا قبل از جنگ های صلیبی این غربیها قد بز هم نمیفهمدن هرچی از علم و ادب و ...


قدیمی‌ترین شهرهای جهان که هنوز مسکونی‌اند+عکس
از مسلمانان یاد گرفتن حالا ادعاشون هم میشه تقصیرشون نیست عقده دارن بدبخت بیچارن

5:

موضوع عقده داشتن نیست .

کلا این گونه فیلم ها ، برای پر کردن گیشه ها و فروش بیشتر ساخته میشن .

برای همین هم چاشنی تخیلات را بهش اضافه می کنن .



چیزی که توی فیلم توجه من رو زیاد جلب کرد ، شباهت عجیب میان پادشاه ایران ، با شاه ایران توی فیلم هزار و یک شب بود ، که البته بازيگراش یکی بودند .



زنان اصفهان توی این فیلم ، عجیب بود که اکثرا سیاه پوست و شبیه زنان عرب و آفریقایی مصور شدند و اصفهان را به عبارتی مثل روسپی خانه نشان می دادند (!) .



نقش یهودیان در این فیلم هم خیلی جای سوال داشت .


6:

فيلم مزخرفي بود .

كلا در فيلمهاي هاليوودي و غربي اصولا ايرانيها را يا شبيه اعراب نمايش ميدهند يا هندوها .

شايد به اين دليل هست كه خودمان هم در فيلمهاي تاريخي كه ميسازيم گريم پوشش و دستار سرمان شبيه به اعراب هست و اين برداشت را به اونها تلقين كرديم .

آخرين نمونه هم فيلم ملكه صحرا با بازي نيكول كيدمن كه شهرستان تهران قبل از جنگ جهاني كاملا شبيه يه بيقوله با امتاني كه همگي دستار عربي به سر بسته اند.


7:

سلام
بله تاحدودی شبیه فیلم 300 وپرنس پارسی بود!

8:

...


9:

این فیلم درباره زندگی ابوعلی سینای خیالی هست ودر اون فقط از نام و شهرت و محل زندگی وی الهام گرفته شده هست.

و شامل مواردی هست که با اونچه بر ابن سینا گذشته تضاد دارد.

به عنوان نمونه در این فیلم ابن سینا در اصفهان یک معلم وطبیب هست و علاالدوله با او رفتاری مناسب ندارد و فقط از او حمایت می‌کند.

درحالیکه در واقعیت ابن سینا وزیر علاالدوله بود و علاالدوله بسیار به او احترام می‌گذاشت.
در این فیلم ابن سینا و شاگردش توسط روحانیون به خاطر تشریح بدن میت٬ تکفیر و محکوم به اعدام می‌شوند.در حالیکه ابن سینا با اینکه توسط مقامات روحانی مورد انتقاد بود (به خاطر نظراتش در فلسفه نه در پزشکی) هیچگاه محکوم به اعدام نشد.

همچنین در سرزمین‌های اسلامی به جز صوفیان و دراویش در اون دوره هیچ دانشمندی تکفیر و کشته نمی‌شد وهمچنین ابن سینا هیچ شاگرد انگلیسی که نامش در تاریخ ذکر شود نداشته هست.
در ضمن علاالدوله در این فیلم پادشاهی مستبد و سکولار در نظر گرفته شده هست که در حقیقت چنین نیست و ضمنا در این فیلم اولین تشریح توسط شاگرد انگلیسی ابن سینا انجام می‌شود که این نیز صحت ندارد و قبل از ابن سینا توسط عده‌ای از دانشمندان سرزمین‌های اسلامی جسته و گریخته انجام شده بود همچنین ابن سینا معاصر سامانیان و غزنویان بود نه سلجوقیان و سلجوقیان ۱۰۰ سال سپس ابن سینا روی کار آمدند و متعاقبا نیز اونها علاالدوله را نکشته و اصفهان را در اون تاریخ فتح نکردند همچنین در سرزمین‌های اسلامی هیچگاه یهودیان و مسیحیان کشتار نمی‌شدند و از حق تحصیل نیز محروم نبودند و در فیلم مطرح می‌شود که مسلمانان در سرزمین‌های اسلامی مسیحیان را راه نمی‌دهند در حالی که اصفهان در ان وقت اقلیتی مسیحی داشت که در آرامش زندگی می‌کردند.

و در آخر ابن سینا هیچ‌گاه خود کشی نکرد و به مرض قولنج به صورت طبیعی اون هم نه در اصفهان بلکه در همدان فوت شد.


10:

شیعه از وقت مرگ شاه عباس در ایران به وجود آمده
قبلش چیزی به این نام نبوده



11:

سلام .
شیعه قبل از اهل سنت درایران ریشه داشته این حرف شما خلاف واقعیت های تاریخ اسلام هست !
اولا %راسلام تعدادزیادی از زردشتیان ومسیحیان بخاطر رفتارمسالمت امیز علی با(ع) باعجم طرفدارحضرت علی (ع) ومسلمان وشیعه شدند !
دوما وقتی امام حسین (ع) شهربانو را به ازدواج خود دراورد حب وعلاقه ایرانیان نسبت به اهل بیت (ع) بیشتر درشد وبعداز واقعه عاشورا درقیام مختار وبعدازمختار ایرانیان بیشترین تاثیر را درتاریخ جهان اسلام داشتند!

12:

تعداد علمای خشک مغز امروز خیلی بیشتر از تعداد اونان در دوران ابن سینا بوده هست و متاسفانه از وقت هستیلای غربیان بر جهان علم و دانش کلیسای فکری اونها مرکز تصمیم گیری و قبله گاه محققان! شده هست و نماز گذاردن به سمت قبله ای دیگر خلاف علم! دانسته می شود...

در مورد پست دیگرتان و پر رنگ بودن نقش یهودیان در اصفهان هم بهتر هست به مباحث یئوتیای پارس در یکی از کتیبه های داریوش رجوع کنید حتما ردپای اونها (یئودیان/یهودیان) را همانطور که رد نام سرزمینشان مشهود هست در اون حوالی خواهید یافت...


13:

بله ، حتما .

ولی خلاف علم خیر ، خلاف عقاید ارسطویی که در اوایل عهد رنسانس ، توماس اکونايي تحت تاثير از عقاید ابن رشدی ها ، عقاید ارسطویی را با عقاید کلیسایی تطبیق داد و هر نظریه علمی و کیهان شناسی ضد نگرش ارسطویی بود ( مانند نگرش زمین مرکزی ارسطايشاني ) ، میشد بدعت .

این هست واقعیتی که به شما یاد نمی دهند .



نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
در مورد پست دیگرتان و پر رنگ بودن نقش یهودیان در اصفهان هم بهتر هست به مباحث یئوتیای پارس در یکی از کتیبه های داریوش رجوع کنید حتما ردپای اونها (یئودیان/یهودیان) را همانطور که رد نام سرزمینشان مشهود هست در اون حوالی خواهید یافت...
متن سند بیستون را ارائه دهید لطفا .

در ضمن ، سابقه سکونت یهودیان در ایران به سده هفتم پیش از میلاد برمی گردد که آشوریان اونها را تبعید می کردند .

مثلا منطقه گيلعاد .


برای محقق و کسانی که پژوهش های معتبر سطح جهانی دارند ، مانند حبيب لايشان ، که کتاب تاریخ یهود در ایران را نوشته هست ، سابقه های اسکان یهود در شهرهای ایران را تا پیش از قرن هفتم پیش از میلاد ، نقل نکرده اند .


14:

خدا پدر و مادر اون کس را که اول بار راه مغالطه را به امثال شما آموخت بیامرزد و اگر نه بی سخن از دنیا رخت بر می بستید...

نوشته اصلي بوسيله tertullian نمايش نوشته ها
متن سند بیستون را ارائه دهید لطفا . در ضمن ، سابقه سکونت یهودیان در ایران به سده هفتم پیش از میلاد برمی گردد که آشوریان اونها را تبعید می کردند .

مثلا منطقه گيلعاد .


برای محقق و کسانی که پژوهش های معتبر سطح جهانی دارند ، مانند حبيب لايشان ، که کتاب تاریخ یهود در ایران را نوشته هست ، سابقه های اسکان یهود در شهرهای ایران را تا پیش از قرن هفتم پیش از میلاد ، نقل نکرده اند .
من فرمودم بیستون؟!
تو که می دونی راجع به بیستون هست و قبلا هم جستار را دیده ای چرا خود را باز به اون کوچه و این کوچه می زنی؟؟!!

برو جستار یدایا کجاست؟ را بار دیگر بخوان در اونجا توضیحات آمده هست...

البته برای شما هر چه هستاد فرموده ملاک هست و خود سند گویا برایت به اندازه کشک هم ارزش ندارد...

پس شما به همان رسم خود پایدار باشید و از این و اون مطلب به نام خود جعل کنید...

در تاریخفا و جاهای دیگر با اسامی مختلف مقاله در کنید...





15:



جستارش را تازه دیدم و یک سری گمانه زنی بود .

دوستان عزيز اون جستار ، آمده اند کلی مباحث زبان شناسی کرده اند ، ولی از خودشان نپرسیده اند اگر کشور یهودیه در پارس بوده هست ، نبوکدنصر دوم که با امپراطوری ماد ( که پارس را تحت انقیاد داشت ) دوست بوده هست ، چرا باید اون را تصرف کند ( اون هم ۲ بار ) و بعدش اهالی اش را به بابل تبعید کند و هزاران سوال دیگر ؟؟؟ اینکه اول تواریخ و دیگر کتاب های کتاب مقدس هم آدرس یهودیه را کجا داده اند هم بماند .

ولی مگر میشود شاه بابل به کشوری حمله کند که امپراطورش باهاش دوست هست و سپس هفتاد سال ، یک پارسی ظهور کند و دستور آزادی اونان را بدهد و بازگشت به سرزمینی که اون سوی فرات هست ؟

خیلی جالبه .


16:

سلام

مذهب تشیع سپس قرن چهارم ه.ق در ایران فراگیر شد .

قبل از اون به علت حکمرانان سنی مذهب و تبلیغات گسترده اونها مذهب تشیع در مضیقه بود و جو حاکمیتی مذهب تسنن را به ایرانیان تحمیل می کرد .


17:

...

شما راست می گید بار اولتون هستش که اون را خوانده اید و از روی غیب هم فهمیدید که سخن از کدام کتیبه بوده هست...

همانطور که در باب اسامی کاربری و شیوه رفتاری خود تا بحال پنهان کاری نکرده اید...

بگذریم...

شما که خیلی تاریخ دان هستید بگویید ببینم برپايه کدام سند شما پارس ها را که در کنار مادها نقل شده اند یکدفعه در وقت نبوکدنصر به منطقه مرکزی ایران منتقل کرده اید!؟

این رو که جواب دادید اونوقت می رویم سر پرسش هایتان

18:

باید بپذیریم كه هستبرنامه و نفوذ یك مذهب در میان یك قوم، امری نه دفعی بلكه به صورت تدریجی هست.

ما نباید به دنبال تاریخ خاص و معینی باشیم.

به نظر می‏رسد از وقتی كه اولین ایرانی به تشیع گرایش یافته تا وقتی كه تشیع در ایران فراگیر شد و اكثریت ایرانیان را شیعیان تشكیل دادند، حدود ۱۰ قرن به طول انجامیده باشد.

اتفاقاتی كه طی ۱۰ قرن اولیه اسلام در ایران به وقوع پیوست باعث فراگیری تشیع در ایران شد كه به اجمال می‏توان اونها را اینگونه مرور كرد
اونكه « سلمان» صحابه با وفای پیامبر و اهل بیت، فردی ایرانی و شیعی بود.

در یمن نیز ایرانیانی وجود داشتند كه متمایل به سمت اهل بیت بودند.

یمن توسط حضرت علی (ع) و در وقت حیات رسول اكرم (ص) به اسلام ایمان آورد و اهل یمن از همان وقت با حضرت علی (ع) آشنا شدنددر حالی كه ساحل خلیج فارس تا یمن تحت نفوذ ایران بود.
پس از شهادت حسین بن علی(ع) ایرانیان متوجه شدند از اسلام دو قرائت وجود دارد: اسلام یزیدی و اسلام حسینی.

بنی امیه با اون سابقه ظلم‏ها و اعمال تبعیض‏ها نمی‏توانست در قلوب ایرانیان جایی داشته باشد و به صورت طبیعی ایرانیان به سوی امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) گرایش پیدا كردند و بعدها در سقوط بنی امیه بیشترین كمك‏ها را نمودند.

زیرا بنی عباس با شعار حمایت از آل محمد (ص) قیام كردند.

اما بعد معلوم شد كه این جریان نیز با جریان اهل بیت فاصله دارد.


19:


یک سوال ساده را نمی توانید جواب دهید ، اون وقت ادعا می کنید یهودیه در وسط پارس بوده هست .



حتما شما راست می گید .


20:

البته اذعان کردهویت ایرانی ها بعداز14قران دچارتغییرودگرگونی های خاصی شده هست مثلا دربرهه ای ازتاریخ ایران از دوران بنی امیه تابنی عباس امت ان وقت عرب ماب بودند وشبیه اعراب پوشش می پوشیدند ودربرهه دیگر ایرانی ها تحت تاثیرهجوم مغول ها وتیموریان وایین ترکهاشبیه اونهاشدندتاجایی که دروقت مغول غریب 600 سال ایرانی ها دچاربی هویتی خاص شدند .حتی علمای ما دربرابر ظلم بیگانگان سکوت کردند !
در دوران معاصرهم که ایرانیان تحت تاثیر فرهنگ غربی ازاصل خود فاصله زیادگرفتند غرب درزدگی جایگزین فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی شده هست .


21:

نه شما راست می گویید...

کوروش کبیر - تاریخ ایران - هم میهن

22:


23:

بدلیل ترویج فقه شیعه در وقت امام صادق(ع) که حاصل آزادی نسبیِ حاصل از زوال امویان و روی کار آمدن عباسیان بود، شیعه موسوم به جعفری شد، یعنی جعفری تنها به جنبه فقهی شیعه اشاره دارد نه به عقاید یا اصول کلی شیعه.

http://forum.hammihan.com/thread220242.html

http://forum.hammihan.com/thread135088.html

24:

چیزی ک سندیت ندارد توهمات شماست
نویسندگان این کتاب ها(اگر خوانده باشیدشان!) به کتب دست اول سندهی می نمايند

25:

چرا ناراحت میشید؟ به توهم میگویند توهم...انتظار دارید چه بنامم پندارات خیالین را ؟

====
شیعه اسلام اصیل نه جنبشی پدیده آمده
در پست فوق نوشته ایم که :

علاقه مندان برای مطالعه بیشتر به کتاب الغدیر و المراجعات و سایر کتب شیعی مراجعه فرمایند.
این کتب سالها قبل از انقلاب و حتی قبل از نظام پهلوی در بیروت و نجف و مصر تالیف و چاپ شده اند.
(دومی حاصل مناظرات اندیشمندی شیعی با اندیشمندی سنی(رییس حوزه الازهر مصر) هست.)

و همچنین در لینک فوق از "شکیب ارسلان" نویسنده سنی مذهب نیز هستناد شده برای اصالت شیعه.

----
مخلص کلام اینکه شما که از مطالعهدو جستارِ کوتاه عاجزید صلاحیت ندارید درباره تاریخ اسلام و مخصوصا شیعه اظهار نظر بفرمایید

26:

این فیلم از لحاظ تاریخی به هیچ وجه واقعیتی؛ ندارد حتی کوچک ترین جزییاتش، اما هستفاده از شخصیت های معروف دنیا برای ساخت یک فیلم با مضمون خیالی، هوشمندانه هست.
موضوع فیلم بسیار گیرا و جذاب بود و پایان دهی به اون نیز بسیار زیبا بود.

بر خلاف هستارتر، من فکر می کنم که نمایش شخصیت ابن سینا در این فیلم بسیار حکیمانه جلوه می کند
دوست خوبم، فیلم های زیادی وجود دارند که از کرکتر های واقعی برای ساختن داستانی خیالی بدون هیچ منظور خاصی هستفاده می نمايند
مانند یکی از فیلم هایی که در اون هیتلر قبل از شروع جنگ جهانی دوم کشته می شود و فیلم ماجرای جهان را سپس این اتفاق دنبال می کند
هردومان می دانیم که سرنوشت هیتلر اینگونه نبود ولی آیا این تحریف درتاریخ هست؟
مثال های فراوانی وجود دارند، در ضمن تفاوت سطح علمی ایران با اروپا در این فیلم بسیار خوب به نمایش گزاشته شده.
بدانید که اگر فیلمی با هدف توهین و زیر سوال بردن تاریخ ایران، در نزد عموم دنیا در هالیوود ساخته شده؛ فیلم 300 می باشد

27:

اصفهان درقدیم به داشتن مساجد زیبا مشهوربودولی بعدازانقلاب اگربخواهیدمثلا درخیابان چهارباغ بالا تادروزاه شیرازدنبال یک مسجد یا نمازخوانه برای مطالعهنمازباشید اصلا پیدانمی کنید!
سرتاسراین خیابان فقط بوتیک ومغازه هست .
تصورکنیداصفهان دست مسیحیان بود هر 200متریک کلیسا می ساختند !

28:

سلام
چه بر سر یک فرهنگ می‌آید، هنگامی که مهمترین شریان‌های حیاتی اون را قطع کنیم؟ وقتی نور را از اون بگیریم و ریشه‌هایش را از بن بزنیم؟ یا اصلا بد‌تر، چه بر سر اونی می‌آید که در سایه درختی نشسته باشد و تیشه به ریشهٔ اون بزند؟

این روز‌ها و سال‌ها، حکایت هویت ملی و دینی ما ایرانی‌ها، حکایت همانی هست که بر سر شاخه، بن می‌برید.

همه چیز از بی‌احترامی به فرهنگمان آغاز می‌شود؛ از درک نادرست از عناصر و سمبل‌های فرهنگی‌مان؛ از بی‌تدبیری و بی‌توجهی نهادهای حاکم و مسئول؛ از خودمان؛ از این که هیچ کداممان همت نداریم برای کودکانمان به جای ماجراهای «تن تن»، حکایت‌های «سعدی و مولانا» بخوانیم.



دیگر سخن فرمودن از تاراج هویت بزرگان فرهنگ و هنرمان، تکراری شده؛ چنان که همگان این مثنوی پر از آب چشم را از بر هستند؛ از مولانا بگیر ـ که هزاره‌اش را در سرزمین ترک زبان انجام کردند ـ تا ابن سینا که نقشبند پول رایج تاجیک‌هاست و اکنون سید جمال جهان وطن که به نشان ملی افغانستان بدل شده هست!

شاهد مثال‌های بزرگ و کوچک فراوانی می‌توان برای این مدعا آورد.

همین روز‌ها خبر فراموشی خانه تاریخی مینایی در شهرستان تهران و بی‌توجهی به اون در سایت‌ها، صفحه به صفحه می‌گردد و برایمان عادی هست.

پايه ا اهمیتی هم نمی‌دهیم که خودمان، فرزندانمان، سده‌های پس از ما به این نیاز دارند بدانند که گذشتگانشان چگونه زیسته‌اند و چه کرده‌اند.



یک دیوار تاریخی و یک اسپری به ما هم بدهند روی کهن‌ترین دیوارهای تاریخ بشریت هم یادگاری می‌نویسیم که نام خودمان را جاودانه کنیم که مثلا چه گلی به سر دنیا زده‌ایم.



خودمان، تاریخمان، فرهنگمان را خوب تعریف نمی‌کنیم، به دیگران نمی‌شناسانیم و نتیجه‌اش این می‌شود که ولنتاین گرامی داشته می‌شود و جشن‌های ایرانی ما به حاشیه می‌رود.

چنان می‌شود که مولانا به ترکیه می‌رود، ابن سینا به تاجیکستان و سید جمال‌الدین اسد آبادی به افغانستان.

در این میان، دیگر سخن از اون نیست که چرا نشان دولتی «علامه سید جمال‌الدین افغان» را حامد کرزای بر سینه راین کراکر، سفیر ایالات متحده آمریکا در کابل سنجاق می‌کند.



کشورهای حوزه تمدنی فارس می‌توانند به اندازه ایران بزرگ، از مفاخر فرهنگ و تاریخ اون نصیبی داشته باشند؛ اما سخن اینجاست که ما برای فرهنگ و تاریخمان چه می‌کنیم؟
ما چند نشان ملی برای بزرگان تاریخ و فرهنگمان تدارک دیده‌ایم؟
چند بزرگداشت و جشنواره برای گرامیداشت اونها انجام کرده‌ایم؟
چقدر بناهای تاریخی‌مان را گرامی داشته‌ و پاسداری کرده‌ایم؟
و مناسبت‌ها و اعیادمان را چگونه زنده کرده‌ایم؟

باور اینکه اینها، همین بناهای خشتی و گلی رو به ویرانی، همین سنت‌های خاک گرفته فراموش شده، همین قهرمان‌های ملی تاریخی، شریان‌های پیوند ما به فرهنگ باهر ملی و مذهبی‌مان هست، باعث می‌شود که اونها را پاس بداریم.

ما به فرهنگمان بی‌احترامی می‌کنیم و روزی طعم تلخ تازیانه این بی‌احترامی را خواهیم چشید که دیر شده؛ روزی که زبان کودکانمان به فخامت سعدی نباشد و رفتارشان تناسبی با فرهنگ ما نداشته باشد!

29:

مسئولان محترم تا این وقت چندفیلم سینمایی بامحتوای تاریخی درمورد ابن سینا وسعد وحافظ یاسایرین ساخته اید؟

30:



جستارش را تازه دیدم و یک سری گمانه زنی بود .

دوستان عزيز اون جستار ، آمده اند کلی مباحث زبان شناسی کرده اند ، ولی از خودشان نپرسیده اند اگر کشور یهودیه در پارس بوده هست ، نبوکدنصر دوم که با امپراطوری ماد ( که پارس را تحت انقیاد داشت ) دوست بوده هست ، چرا باید اون را تصرف کند ( اون هم ۲ بار ) و بعدش اهالی اش را به بابل تبعید کند و هزاران سوال دیگر ؟؟؟ اینکه اول تواریخ و دیگر کتاب های کتاب مقدس هم آدرس یهودیه را کجا داده اند هم بماند .

ولی مگر میشود شاه بابل به کشوری حمله کند که امپراطورش باهاش دوست هست و سپس هفتاد سال ، یک پارسی ظهور کند و دستور آزادی اونان را بدهد و بازگشت به سرزمینی که اون سوی فرات هست ؟

خیلی جالبه .


31:

سلام

مذهب تشیع سپس قرن چهارم ه.ق در ایران فراگیر شد .

قبل از اون به علت حکمرانان سنی مذهب و تبلیغات گسترده اونها مذهب تشیع در مضیقه بود و جو حاکمیتی مذهب تسنن را به ایرانیان تحمیل می کرد .


32:

...

شما راست می گید بار اولتون هستش که اون را خوانده اید و از روی غیب هم فهمیدید که سخن از کدام کتیبه بوده هست...

همانطور که در باب اسامی کاربری و شیوه رفتاری خود تا بحال پنهان کاری نکرده اید...

بگذریم...

شما که خیلی تاریخ دان هستید بگویید ببینم برپايه کدام سند شما پارس ها را که در کنار مادها نقل شده اند یکدفعه در وقت نبوکدنصر به منطقه مرکزی ایران منتقل کرده اید!؟

این رو که جواب دادید اونوقت می رویم سر پرسش هایتان

33:

باید بپذیریم كه هستبرنامه و نفوذ یك مذهب در میان یك قوم، امری نه دفعی بلكه به صورت تدریجی هست.

ما نباید به دنبال تاریخ خاص و معینی باشیم.

به نظر می‏رسد از وقتی كه اولین ایرانی به تشیع گرایش یافته تا وقتی كه تشیع در ایران فراگیر شد و اكثریت ایرانیان را شیعیان تشكیل دادند، حدود ۱۰ قرن به طول انجامیده باشد.

اتفاقاتی كه طی ۱۰ قرن اولیه اسلام در ایران به وقوع پیوست باعث فراگیری تشیع در ایران شد كه به اجمال می‏توان اونها را اینگونه مرور كرد
اونكه « سلمان» صحابه با وفای پیامبر و اهل بیت، فردی ایرانی و شیعی بود.

در یمن نیز ایرانیانی وجود داشتند كه متمایل به سمت اهل بیت بودند.

یمن توسط حضرت علی (ع) و در وقت حیات رسول اكرم (ص) به اسلام ایمان آورد و اهل یمن از همان وقت با حضرت علی (ع) آشنا شدنددر حالی كه ساحل خلیج فارس تا یمن تحت نفوذ ایران بود.
پس از شهادت حسین بن علی(ع) ایرانیان متوجه شدند از اسلام دو قرائت وجود دارد: اسلام یزیدی و اسلام حسینی.

بنی امیه با اون سابقه ظلم‏ها و اعمال تبعیض‏ها نمی‏توانست در قلوب ایرانیان جایی داشته باشد و به صورت طبیعی ایرانیان به سوی امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) گرایش پیدا كردند و بعدها در سقوط بنی امیه بیشترین كمك‏ها را نمودند.

زیرا بنی عباس با شعار حمایت از آل محمد (ص) قیام كردند.

اما بعد معلوم شد كه این جریان نیز با جریان اهل بیت فاصله دارد.


34:


یک سوال ساده را نمی توانید جواب دهید ، اون وقت ادعا می کنید یهودیه در وسط پارس بوده هست .



حتما شما راست می گید .


35:

البته اذعان کردهویت ایرانی ها بعداز14قران دچارتغییرودگرگونی های خاصی شده هست مثلا دربرهه ای ازتاریخ ایران از دوران بنی امیه تابنی عباس امت ان وقت عرب ماب بودند وشبیه اعراب پوشش می پوشیدند ودربرهه دیگر ایرانی ها تحت تاثیرهجوم مغول ها وتیموریان وایین ترکهاشبیه اونهاشدندتاجایی که دروقت مغول غریب 600 سال ایرانی ها دچاربی هویتی خاص شدند .حتی علمای ما دربرابر ظلم بیگانگان سکوت کردند !
در دوران معاصرهم که ایرانیان تحت تاثیر فرهنگ غربی ازاصل خود فاصله زیادگرفتند غرب درزدگی جایگزین فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی شده هست .


36:

نه شما راست می گویید...

کوروش کبیر - تاریخ ایران - هم میهن

37:


38:

بدلیل ترویج فقه شیعه در وقت امام صادق(ع) که حاصل آزادی نسبیِ حاصل از زوال امویان و روی کار آمدن عباسیان بود، شیعه موسوم به جعفری شد، یعنی جعفری تنها به جنبه فقهی شیعه اشاره دارد نه به عقاید یا اصول کلی شیعه.

http://forum.hammihan.com/thread220242.html

http://forum.hammihan.com/thread135088.html

39:

چیزی ک سندیت ندارد توهمات شماست
نویسندگان این کتاب ها(اگر خوانده باشیدشان!) به کتب دست اول سندهی می نمايند

40:

چرا ناراحت میشید؟ به توهم میگویند توهم...انتظار دارید چه بنامم پندارات خیالین را ؟

====
شیعه اسلام اصیل نه جنبشی پدیده آمده
در پست فوق نوشته ایم که :

علاقه مندان برای مطالعه بیشتر به کتاب الغدیر و المراجعات و سایر کتب شیعی مراجعه فرمایند.
این کتب سالها قبل از انقلاب و حتی قبل از نظام پهلوی در بیروت و نجف و مصر تالیف و چاپ شده اند.
(دومی حاصل مناظرات اندیشمندی شیعی با اندیشمندی سنی(رییس حوزه الازهر مصر) هست.)

و همچنین در لینک فوق از "شکیب ارسلان" نویسنده سنی مذهب نیز هستناد شده برای اصالت شیعه.

----
مخلص کلام اینکه شما که از مطالعهدو جستارِ کوتاه عاجزید صلاحیت ندارید درباره تاریخ اسلام و مخصوصا شیعه اظهار نظر بفرمایید

41:

این فیلم از لحاظ تاریخی به هیچ وجه واقعیتی؛ ندارد حتی کوچک ترین جزییاتش، اما هستفاده از شخصیت های معروف دنیا برای ساخت یک فیلم با مضمون خیالی، هوشمندانه هست.
موضوع فیلم بسیار گیرا و جذاب بود و پایان دهی به اون نیز بسیار زیبا بود.

بر خلاف هستارتر، من فکر می کنم که نمایش شخصیت ابن سینا در این فیلم بسیار حکیمانه جلوه می کند
دوست خوبم، فیلم های زیادی وجود دارند که از کرکتر های واقعی برای ساختن داستانی خیالی بدون هیچ منظور خاصی هستفاده می نمايند
مانند یکی از فیلم هایی که در اون هیتلر قبل از شروع جنگ جهانی دوم کشته می شود و فیلم ماجرای جهان را سپس این اتفاق دنبال می کند
هردومان می دانیم که سرنوشت هیتلر اینگونه نبود ولی آیا این تحریف درتاریخ هست؟
مثال های فراوانی وجود دارند، در ضمن تفاوت سطح علمی ایران با اروپا در این فیلم بسیار خوب به نمایش گزاشته شده.
بدانید که اگر فیلمی با هدف توهین و زیر سوال بردن تاریخ ایران، در نزد عموم دنیا در هالیوود ساخته شده؛ فیلم 300 می باشد

42:

اصفهان درقدیم به داشتن مساجد زیبا مشهوربودولی بعدازانقلاب اگربخواهیدمثلا درخیابان چهارباغ بالا تادروزاه شیرازدنبال یک مسجد یا نمازخوانه برای مطالعهنمازباشید اصلا پیدانمی کنید!
سرتاسراین خیابان فقط بوتیک ومغازه هست .
تصورکنیداصفهان دست مسیحیان بود هر 200متریک کلیسا می ساختند !

43:

سلام
چه بر سر یک فرهنگ می‌آید، هنگامی که مهمترین شریان‌های حیاتی اون را قطع کنیم؟ وقتی نور را از اون بگیریم و ریشه‌هایش را از بن بزنیم؟ یا اصلا بد‌تر، چه بر سر اونی می‌آید که در سایه درختی نشسته باشد و تیشه به ریشهٔ اون بزند؟

این روز‌ها و سال‌ها، حکایت هویت ملی و دینی ما ایرانی‌ها، حکایت همانی هست که بر سر شاخه، بن می‌برید.

همه چیز از بی‌احترامی به فرهنگمان آغاز می‌شود؛ از درک نادرست از عناصر و سمبل‌های فرهنگی‌مان؛ از بی‌تدبیری و بی‌توجهی نهادهای حاکم و مسئول؛ از خودمان؛ از این که هیچ کداممان همت نداریم برای کودکانمان به جای ماجراهای «تن تن»، حکایت‌های «سعدی و مولانا» بخوانیم.



دیگر سخن فرمودن از تاراج هویت بزرگان فرهنگ و هنرمان، تکراری شده؛ چنان که همگان این مثنوی پر از آب چشم را از بر هستند؛ از مولانا بگیر ـ که هزاره‌اش را در سرزمین ترک زبان انجام کردند ـ تا ابن سینا که نقشبند پول رایج تاجیک‌هاست و اکنون سید جمال جهان وطن که به نشان ملی افغانستان بدل شده هست!

شاهد مثال‌های بزرگ و کوچک فراوانی می‌توان برای این مدعا آورد.

همین روز‌ها خبر فراموشی خانه تاریخی مینایی در شهرستان تهران و بی‌توجهی به اون در سایت‌ها، صفحه به صفحه می‌گردد و برایمان عادی هست.

پايه ا اهمیتی هم نمی‌دهیم که خودمان، فرزندانمان، سده‌های پس از ما به این نیاز دارند بدانند که گذشتگانشان چگونه زیسته‌اند و چه کرده‌اند.



یک دیوار تاریخی و یک اسپری به ما هم بدهند روی کهن‌ترین دیوارهای تاریخ بشریت هم یادگاری می‌نویسیم که نام خودمان را جاودانه کنیم که مثلا چه گلی به سر دنیا زده‌ایم.



خودمان، تاریخمان، فرهنگمان را خوب تعریف نمی‌کنیم، به دیگران نمی‌شناسانیم و نتیجه‌اش این می‌شود که ولنتاین گرامی داشته می‌شود و جشن‌های ایرانی ما به حاشیه می‌رود.

چنان می‌شود که مولانا به ترکیه می‌رود، ابن سینا به تاجیکستان و سید جمال‌الدین اسد آبادی به افغانستان.

در این میان، دیگر سخن از اون نیست که چرا نشان دولتی «علامه سید جمال‌الدین افغان» را حامد کرزای بر سینه راین کراکر، سفیر ایالات متحده آمریکا در کابل سنجاق می‌کند.



کشورهای حوزه تمدنی فارس می‌توانند به اندازه ایران بزرگ، از مفاخر فرهنگ و تاریخ اون نصیبی داشته باشند؛ اما سخن اینجاست که ما برای فرهنگ و تاریخمان چه می‌کنیم؟
ما چند نشان ملی برای بزرگان تاریخ و فرهنگمان تدارک دیده‌ایم؟
چند بزرگداشت و جشنواره برای گرامیداشت اونها انجام کرده‌ایم؟
چقدر بناهای تاریخی‌مان را گرامی داشته‌ و پاسداری کرده‌ایم؟
و مناسبت‌ها و اعیادمان را چگونه زنده کرده‌ایم؟

باور اینکه اینها، همین بناهای خشتی و گلی رو به ویرانی، همین سنت‌های خاک گرفته فراموش شده، همین قهرمان‌های ملی تاریخی، شریان‌های پیوند ما به فرهنگ باهر ملی و مذهبی‌مان هست، باعث می‌شود که اونها را پاس بداریم.

ما به فرهنگمان بی‌احترامی می‌کنیم و روزی طعم تلخ تازیانه این بی‌احترامی را خواهیم چشید که دیر شده؛ روزی که زبان کودکانمان به فخامت سعدی نباشد و رفتارشان تناسبی با فرهنگ ما نداشته باشد!

44:

مسئولان محترم تا این وقت چندفیلم سینمایی بامحتوای تاریخی درمورد ابن سینا وسعد وحافظ یاسایرین ساخته اید؟


70 out of 100 based on 80 user ratings 1030 reviews

@