نظریه کرویت زمین نزد متفکران مسلمان(تمدن اسلامی)


نظریه کرویت زمین نزد متفکران مسلمان(تمدن اسلامی)



نظریه کرویت زمین نزد متفکران مسلمان(تمدن اسلامی)
زیگرید هونکه می نویسد:
«تمدن اسلامی ... نه تنها ارثیه یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشید، بلکه مسلمین پایه گذار شیمی آزمایشی، فیزیک ، جبر ریاضیات به مفهوم امروزی و مثلثات، زمین شناسی و جامعه شناسی هستند . تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گرانبها و اختراعات در همه بخش های علم تجربی به مغرب زمین هدیه کرده است که بعدها اکثر آن ها را نویسندگان اروپایی دزدانه به حساب خود گذاردند . گرانبهاترین آن ها شاید روش تحقیق علوم طبیعی باشد که با پیشگامی مسلمین راه اروپا را هموار ساخت و به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل بر آن انجامید.»1

همه ما داستان تراژیک گالیله را خوب می شناسیم و بسیاری از ما گفته منسوب به او را، که گویا به گاه "توبه" و انکار حرکت زمین زیر لب گفت : ”به رغم این، تو می گردی“ در ذهن داریم . داستان گالیله برای ما ایرانیان نیز، مانند اروپاییان، به یک اسطوره اخلاقی بدل شده است . ما نیز، چون یاسپرس، گمان می بریم که تا چهارصدسال پیش، که غرب کرویت زمین را شناخت، <هیچگاه آدمی از کروی بودن زمین بدینگونه واقعی، حتی در عالم حدس و گمان، آگاه نشده بود .> 2 یاسپرس این آگاهی را سرآغاز دانش جدید می داند. پس، شاید برای ما عجیب جلوه کند اگر بدانیم که در سده های سوم و چهارم هجری متفکرین مسلمان کرویت زمین و حرکت آن را می شناخته اند.

ابن رُسته
، که در اواخر سده سوم هجری می زیست، کتاب خود، اعلاق النفیسه، را با آیات قرآنی، که آدمی را به شناخت طبیعت فرا می خواند، آغاز می کند و سپس اقوال گوناگون عصر خود را در باب شکل زمین بیان می دارد. 3 نظر غالب، که نظر ابن رسته نیز هست، چنین است:
خدای بزرگ فلک را دایره گون، به شکل کره میان تهی و گردنده، آفریده است، و زمین را نیز کروی شکل آفریده است ... زمین در هر شبانه روز یک بار بر دو قطب می گردد. 4
دلیل ابن رسته بر کرویت زمین کاملاً علمی- تجربی است:
علما دربارۀ این که زمین هم با تمام اجزایش، اعم از خشکی و دریا، کروی است اتفاق نظر دارند . دلیل بر این مدعا آن که طلوع و غروب خورشید و ماه و سایر ستارگان بر مردمانی که در نواحی گوناگون زمین زندگی می کنند در یک زمان نیست. 5
در رسائل اخوان الصفا، متعلق به سده چهارم هجری، نیز زمین کروی شکل توصیف شده که از لحاظ هیئت و حرکتی که دارد <حیوانی است زنده.> 6
در این دوران، مسئله حرکت انتقالی زمین به دور خورشید نیز برای دانشمندان مسلمان شناخته بود. ابن رسته می نویسد:
و جمعی گویند : گردشی که از ستارگان به نظر می رسد در واقع حرکت زمین است نه فلک خورشید. 7
به گزارش بیرونی(362-442ق.) ، برخی منجمان هندی، چون برهما گوپتا، دربارۀ حرکت زمین سخن گفته اند و برخی اساتید هندی، که او در سفر هند با آنان دیدار داشته، به حرکت زمین به دور خورشید قائل بوده اند. بیرونی تا پایان عمر در بین دو نظر اصلی کیهان شناسی زمان خود، که یکی از کیهان شناسی ”عقلی“ یونانی و دیگری از کیهان شناسی تجربی هند متأثر بود، سرگردان ماند . او به تأثیر از نظر یونانی به مرکزیت زمین در منظومه شمسی باور داشت ولی در اواخر عمر بر اساس محاسبات پیچیده نظریه مرکزیت خورشید و حرکت زمین را پذیرفت و سپس به نظر پیشین عدول کرد. 8

اندیشه بشری در کانون اسلامی به اوجی شگرف رسید و این قابل انکار نیست. شاید تکرار این مسئله برای آشنایان با کتاب و تحقیق ملال آور باشد . ولی آنگاه که دریابیم کسانی با شناخت تحول جمعیتی جامعه ما و بر بنیاد برخی دگرگونی های روانی متأثر از مسائل سیاسی روز با گستاخی عجیبی این کتمان و تحریف را "عادی" و جز آن را "غیرعادی" جلوه می دهند، از این تکرار گریزی نمی یابیم .
به راستی چرا پدیده ای به نام ”تمدن اسلامی“ پدید شد؟ حتی اگر این تمدن را مولود <تخم های پراکنده هلنیسم > بدانیم، چرا این تخم ها در دوران سلطه مستقیم 80 ساله یونانیان بر ایران (از فتح ایران توسط اسکندر در 330 پیش از میلاد تا سقوط حکومت سلوکی) و در دوران 474 ساله ”هلنوفیلی“ اشکانی بارور نشد؟ و چرا بعد، در دوران 425 ساله شاهنشاهی ساسانی، ایران به کانون اندیشه فلسفی زمان خود بدل نگردید؟ و چرا این شکوفایی عقلی، سده ها بعد، به وسیله تمدنی صورت گرفت که از <برهوت> بیابان های حجاز سربرکشیده بود؟

پاورقی
1-زیگرید هونکه، فرهنگ اسلام در اروپا، ترجمه مرتضی رهبانی،ص311-312
2-کارل یاسپرس، آغاز و انجام تاریخ، ترجمه محمد حسن لطفی، تهران: خوارزمی، 1363 ، ص 114
3-ابن رسته، الاعلاق النفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، تهران: امیرکبیر، 1365 ، صص32-34
4-همان مأخذ، ص 17
5-همان مأخذ، ص 21
6-سید حسین نصر، نظر متفکران اسلامی دربارۀ طبیعت، تهران: خوارزمی، 1359 ، ص 141
7-ابن رسته، همان مأخذ، ص 33
8-نصر، همان مأخذ، صص 215-217

منبع: دکتر عبدالله شهبازی،دین و دولت در اندیشۀ سیاسی ص51-54



آشنایی با برندگان نوبل که جهان را متحول کردند

1:

تاریخچه ی جغرافیا در تمدن اسلامی ، فرانتس تشنر - احمد مقبول ، ترجمه محمد حسن گنجی ، عبدالحسین آذرنگ ، رویه ی ۴ :


تاثیر نجوم و جغرافیای هند در جغرافیای اسلامی :


« تاثیر نجوم هندی بر اندیشه ی اسلامی به مراتب از تاثیر جغرافیای هندی عمیق تر بود ، و با اینکه افکار یونانی و ایرانی اثری عمیقتر و با دوام تر داشت ، مفاهیم و روش های جغرافیای هندی کاملا شناخته شده بود .


مغز آلبرت انشتین همچنان یکی از موضوعات جالب !!
هندی ها از نظر هستعداد و دستاوردها در زمینه ی جغرافیا با یونانی ها مقایسه می گردیدند ، ولي یونانی ها در این زمینه برتر شمرده می شدند .


فلسفه تاریخ یعنی چه؟


از جمله مفاهیم جغرافیایی که دانشمندان مسلمان با اونها آشنا شدند اینها بود :

عقیده ی آريابهاتا مبنی بر اینکه گردش روزانه افلاک امری صرفا ظاهری هست ، و به سبب گردش زمین به دور محور خود چنین به نظر می رسد .

نسبت آب و خاک سطح زمین نصف به نصف هست .

خشکی های زمین ، که به لاک پشت تشبیه می شد ، از همه طرف با آب احاطه شده هست و شبیه گنبدی هست که مرتفع ترین نقطه ی اون قله مرو ( کوهی خیالی ) هست و درست زیر قطب برنامه دارد .

نیمکره ی شمالی ، قسمت مسکون زمین را تشکیل می دهد و چهار حد اون عبارت از جموکت در مشرق ، روم در مغرب ، لنکا ( سیلان ) یا کوپلا ( قله ی جهان ) ، و سيدپور هست ، و قسمت مسکون زمین به ۹ بخش تقسیم می شود .


بیوگرافی و زندگی نامه چارلز داروین



هندی ها طول جغرافیایی را از سیلان اندازه گیری می کردند و معتقد بودند که این نصف النهار مبدا از اوجين می گذرد .


بیوگرافی و زندگی آنتوان لوران لاووازیه
مسلمانان ، این نظر را که سیلان قله جهان هست پذیرفتند ، ولی بعدها معتقد شدند که اوجين قله زمین هست و اشتباها تصور می کردند که هندی ها این نقطه را مبدا اندازه گیری طول جغرافيايي برنامه داده اند .


هفت شخصیتی که برای کار نکرده!! معروف شدند


_______


لذا نگرش گردش زمین ، در نزد دانشمندان پس از عصر ترجمه ، از باور هندی گرفته شده هست ( اگر تاثیر نجوم ایران را هم برای اون قائل نشویم ) ، بالعکس نجوم یونانی که زمین را گرد ، اما ثابت می دانستند ( نگرش ارسطویی ) .


تیمور گورکانی

2:

سلام.
حدس زدم ک یکهو می آیند میگویند مسلمین از این و اون (مخصوصا ایران) نظریه گرفته اند و ...!

اینکه ترجمه های هندی یا غیره در اندیشه مسلمین تاثیر گذاشته شکی نیست
اما چرا باید هر نظریه ای که صادر بشود از ظرف مسلمن، به تاثیرپذیری از دیگران ربطش بدهیم؟
کرویت و گردش زا همانطور ک اندیشمندان کنونی از خود قراون هستنباط می نمايند، قدماء هم از خود قراون هستنباط کرده اند (البته از علم روز اون وقت هم هستفاده کرده اند حتما)

زمين

دیدگاه قراون پیرامون کروی بودن زمین چیست؟ - گنجینه پاسخ‌ها - اسلام کوئست - مرجعی برای پاسخگویی به سوالات دینی، اعتقادی و شرعی


شیوه عجیب خود مومیایی کردن!! (+عکس)

3:

هر دو مکتب مشهور جغرافیایی اسلامی یعنی مکتب عراقی ( مانند نوشته های ابن خردادبه ، یعقوبی ، ابن فقیه ، قدامه و مسعودي ) و مکتب بلخی ( از ابوزید بلخی ) ( مانند نوشته های اصطخري ، ابن حوقل ، مقدسی ) از علم جغرافیای ایران ساسانیان بهره گرفته هست و در همان کتاب ، مفصل درباره اش بحث شده هست .




اما در باب تاثیر قراون در جغرافیا ، باید فرمود وقتی مسلمین فهمیدند زمین گرد هست ( در عصر مأمون ۱۹۸ - ۲۱۸ ) قراون تنها یک حکم برای ترغیب مسلمانان به مطالعه جغرافیا بود ( که مخصوصا در عهد عباسی ، بیشتر جنبه سیاسی داشت ) و اصلا در آیات قراون نشانه ای از گرد بودن زمین دیده نمیشود !



همان کتاب ، رویه ی ۱۲ :



« بیش از نیم قرن مطالعه و آشنایی با جغرافیای هندی ، ایرانی و یونانی از وقت منصور تا وقت مأمون سبب شد که به طور کلی در تفکر جغرافیایی مسلمانان انقلابی بوجود آید .

مفاهیمی نظیر اینکه زمین گرد هست و نه مسطح ، و در مرکز عالم برنامه دارد ، برای اولین بار به گونه ای درست و منظم به ایشان عرضه گردید .

از اون به بعد آیات قراونی و نیز احادیثی که با خلقت جهان ، جغرافیا و امثال اون ارتباط پیدا می کرد ، فقط بدین منظور مورد هستفاده برنامه می گرفت که برای آثار جغرافیایی تایید مذهبی کسب نماید ، یا اینکه مسلمانان را به تحصیل جغرافیا و نجوم ترغيب نمايند .
به این ترتیب در اوایل قرن سوم ، بنیاد واقعی تدوین آثار جغرافیایی به زبان عربی نهاده شد و نخستین گام مثبت را در این زمینه مأمون خلیفه برداشت » .





4:

زمین در هر شبانه روز یک بار بر دو قطب می گردد

5:

عنوانی که در غرب به نام "عصر طلایی اسلام" معروف هست چیزی نبود جز، دلیل وجود دو خلیفه بزرگمنش و دانشمندِ عباسی : هارون و مامون که از طرف مادر ایرانی بودند و دیگری بستر مناسب و مهیای تاریخی دو صدف پرگوهرِ عراق, به مرکزیتِ بغداد، بصره، کوفه و خراسان بزرگ به مرکزیت نیشاپور.

اگر اسلام در همان حجاز می‌ماند چیزی جز گردن زدن و مثله کردن و انهدام قبور و آثار تاریخی و باستانی برای دیگر جوامع هدیه نداشت.

چنانچه در عصری که بیش از 8000 ماهواره در مدارهای زمین وجود دارد, ابن ِ بازِ سعودی کتاب می‌نویسد: «ادلّه النقلیه و الحسیه علی ثبوت الارض و جریان الشمس».

زبانشناسان می‌دانند اگر دو مکتب قدرتمند نحویون بصره و کوفه نبودند چیزی به اسم اسلام از مرزهای شبه جزیره حجاز برون نمی‌رفت.


6:

در دولینکی ک دادم توضیح داده اند ک کرویت و چرخش زمین از خود قراون نیز قابل هستنباط هست.

زمين

7:

قراون درس نجوم نمی دهد که اگر می داد باید هفت اسمان را هم نجومی دانست و قائل به این شد که قراون به اشتباه نظریه بطلمیوس را پذیرفته.

تعابیر نجومی قراون در درجه اول عرفانی هست و به قیاس از کیهان شناسی عرفانی (Cosmology) مکاتب پیش از اسلام، میشود مفاهیم در پس اون را کشف کرد.

اما در یک تحلیل کلی کیهان شناسی قراون دربردارندۀ همان "حیرت فلسفی" هست.

و از مخاطب می خواهد که همچون صاحب قراون از آفرینش حیرت کند و این آغازی هست بر تفکر فلسفی و خداشناسی و پدید آمدن سایر انگاره های ماورائی.

در فلسفه دین این را میشود اصلی ترین و محکم ترین قاعده دانست که میان فلسفه و دین حلقه اتصال ایجاد میکند.


8:

ایکاش یکجا بلاخره به این نتیجه برسیم که مسلمان بودن به معنی دشمنی یا کتمان ایران و ایرانی بودن نیست و ..........


9:

سلام
بسیاری از علمای اسلام هیچگاه زیربار فرضیه بطلیمیوس نرفتند
در کتاب "هیئت"شهرستانی، مفصل در این باره توضیح امده

تعابیر نجومی قراونی هیچ ربطی به عرفان و تصوف و از این تحمیلات ندارد
بلکه کاملا واقع گرایانه و به اصطلاح فیزیکی ست
مثال:
کتب اندیشمند شیعی اقای رضوی کاملا مبتنی بر نظریات کیهان شناسی قراون هست که با هستفاده از روایات مذهبی تفصیلشان داده .

دانلود کتاب تبیین جهان و انسان

دانلود کتاب قراون و نظام رشته ای جهان

نظریه هفت آسمان(در کتب فوق) یا هفت قیامت سابق(به ادبیات امروزین بیگ بنگ) کاملا با هستفاده از آیات قراونی با زبانی ساده توضیح داده شده که مجالی برای تحمیل فرضیات عرفانی باقی نمی گذارد

10:

خوبه.

امثال رضوی که در کنار دنیای غرب اینگونه دارند با جهان علم همراهی می نمايند، مایه مسرت همه خردگرایان هستند.

چون خردگرایان آرزوی چیزی جز نابودی جهل اون هم به دست خودش را ندارند.


11:

واقعا در عجبم که چگونه بعضی از روی تعصب سخنانی میگویند که اصلا عقلانی نیست !

از انجا که برخی اشخاص هیچ روشی را برای انکار دستاوردهای مسلمانان نیافتند برای کوچک نشان دادن ان بحث تاثیرپذیری از سایر جوامع را به میان می اورند بدون انکه توجه داشته باشند ایا اصلا رفتن مسیری غیراز انچه طی شده عقلانی هست یا نه !!

ایا شما کودکی را که از ابتدا قصد فراگیری علم دارد را در یک مکان حبس میکنید و به او میگویید از ابتدا علم تولید کند ؟! ایا او را در مسیری برنامه میدهید تا تمام فرمولهایی را که در گذشته اثبات شده دوباره اثبات کند ؟

ایا کودکی که از علومی که قبل از او تولید شده هستفاده میکند و حال تبدیل به ابن سینا و اینشتین شده هرانچه به علم دنیا اضافه میکند را متعلق به خودش نمیدانید ؟
بعضی وقتها تعصب کاری میکند انسان سخنانی را به زبان اورد که اصلا ......

جامعه بدوی که تا قبل از اسلام انطور که شنیده میشه فقط ۱۷ نفر سواد مطالعهو نوشتن داشتند طی چند قرن به قطب علمی دنیا تبدیل میشود و بزرگترین دانشمندان وقت خود را به جهان معرفی میکند !

ایا از نگاه شما معقول هست که جامعه ای بدون توجه به علوم جوامع دیگر از ابتدا شروع به رفتن مسیری کند که قبلا طی شده ؟ این عقلانی هست ؟ ایا غرب از دستاوردهای مسلمانان هستفاده نکرد ؟

اگر تمدن اسلامی هیچ کاری غیراز جمع اوری و اسلوب و نظم بخشیدن به علوم جوامع دیگر و جلوگیری از نابودی انها و انتقال این علوم به ایندگان نکرده بود بازهم بزرگترین خدمت را به علم جهان کرده بود.

اما همگان بر این امر واقف هستند که علاوه بر اینها مسلمانان پایه گذار فیزیک و شیمی و نجوم و جبر و مثلثات و .....

بسیاری از علوم دیگر هستند و فراوان به این علوم اضافه کرده اند.



آقای دکتر گوستاولبون فرانسوی در کتاب تمدن اسلام و غرب به صراحت می‌گوید:
بعضى ها (از اروپائیان) عار دارند که ابرنامه نمايند یک قوم کافر و ملحدى (یعنى مسلمانان) سبب شده اروپاى مسیحى از حال توحّش و جهالت خارج گردد.

و لذا اون را مکتوم مى دارند، ولى این نظر به درجه اى بى پايه و تأسّف آور هست که به آسانى مى توان اون را ردّ کرد….

نفوذ اخلاقى مسلمانان، اون اقوام وحشى اروپا را که سلطنت روم را زیر و زبر نمودند، داخل در طریق آدمیت نمود و نیز نفوذ عقلانى اونان، دروازه ى علوم و فنون و فلسفه را که ما اروپاییها از اون به کلى بى خبر بودیم به روى ما باز کرد و تا ششصد سال، مسلمانان، هستاد ما بودند.

(تمدّن اسلام و عرب، ص ۷۵۱.)


با کمی منصفانه نگاه کردن مشکل حل میشود.


12:

دلامبر در این رابطه می نویسد:
خدمت مسلمین تنها این نبود که علم را از راه تحقیق و اکتشاف ترقی دهند بلکه روح مخصوصی در اون دمیده و به وسیله نوشتن و فرمودن تحریر و نگارش و مدارس عالیه اونرا در دنیا اشاعه و انتشار دادند و در بنای علوم و معارف اروپا از این راه احسانی نمودند که نمی توان برای اون حدی تصور کرد و مسلمین ، قرنها هستاد علوم و فنون ملل اروپا بودند.
با این اوصاف در حقیقت تمدن اسلا می را می توان بنیان و پایه گذاری انقلاب علمی اروپا دانست ، و اگر تمدن اسلامی نبود یقینا غرب به این زودی از خواب گرانی که در اون فرورفته بود ، بیدار نمی شد.



دکتر ماکس میرهوف می نویسد:
خلاصه علوم شرق مانند باران رحمت بر خاک خشک اروپا بارید و اونرا حاصلخیز ساخت کم کم اروپائیان با علوم شرق آشنا شده کتابهایی در جراحی امراض زنانه و ناخوشیهای چشم نوشتند.


و مسیو لیری می نویسد:
((اگر مسلمانان بر روی صفحه تاریخ ظاهر نشده بودند نهضت علمی اروپا قرنها عقب می افتاد)).



گوستاولو بون در جای دیگر از کتاب تمدن اسلام و عرب مرجع بودن کتابهای مسلمانان برای دانشمنمدان غربی را اینگونه به قلم می آورد :
((تمام دانشمندانی که قبل از قرن پانزدهم میلادی در اروپا ظاهر شدند کسانی بودند که علوم اونها منحصر به اون چیزهایی بود که از روی کتابهای مسلمین یاد گرفته بودند .برای دانشمندانی مانند : روژباکن، لئونارپیز ، ارنود ویلنووی ، ریمون ، سانتوسا، آلبرت کبیر، آلفونس دهم و غیره، تنها مرجع علمی آ نها کتابهای مسلمانان بوده هست و به قول موسیورنان ، آلبرت کبیر هر چه دارد از ابن سینا هست، و سان توما نیز هر چه در فلسفه می دانست از ابن رشد بوده هست)).


13:


هیچ کدام از دانش هایی که در کشورهای اسلامی به لطف دانشمندان دیگر اشاعه یافت ، اروپا را وارد عصر علمی جدید نکرد .

چنانچه دانشمند بزرگ ستاره شناس تیکو براهه که کیهان شناسی اروپایی را منقلب ساخت و گراردوس مرکاتور پدر علم نقشه کشی نوین ، هيچکدام از یک کتاب که مسلمانان نوشته باشند هم بهره نبردند .

توماس اکايشانناس هم تاثیر پذیری اش از ابن رشديان تنها هستفاده از فلسفه ارسطویی در راه اثبات حقایق دینی بود و آثار الهياتي اش ، تفکر جدیدی را در فلسفه ی قرن دوازدهم باز کرد و تا قرن بیستم اشاعه یافت .



سنت توماس ادامه دهنده ی راه ژوستين و اريجن و کلمنت اسکندرانی بود ...


14:

به نقل از مقدمۀ کارمامۀ اسلام اثر زرینکوب:
شک نیست که اونچه به زبان مسلمین نوشته می شد،طی قرن های دراز وسیلۀ عمده ای به شمار می آمد برای نقل علوم زنده به عالم،چنانکه کار عمدۀ عهد اسکولاستیک عبارت هست از نقل، شرح، و احیانا ردّ اونها به نف مسیحیت،نه به نفع حقیقت.


صفحه 16 کارنامه اسلام

این را اضافه بکنید به هستناداتی ک دوست گرامی رضاپارس نقل کردند و همچنین متن زیگرید هونکه در آغاز جستار

برخی نویسندگان غربی و مسیحی سعی عجیبی می نمايند که تاثیر مسلمین بر دنیای متوحش ان روز غرب را انکار یا کمرنگ جلوه بدهند

15:

شما نمونه بارزی هستید که اثبات میکند تعصب انسان باسواد و بیسواد نمیشناسد تعصب میتواند چشمان هر شخصی را ببندد تا اتفاقات را انگونه که دوست دارد ببیند.

تفاوتی هم نداره تعصب دینی باشه یا ملی یا نژادی.

مطلبی که در صدد انکار ان هستی کوچکترین نقصانی از نگاه بنده نیست.

این یک سیر طبیعی هست که در وقتهای گوناگون در طول تاریخ ملتها از علوم یکدیگر بهره برده اند و بعضا به ان اضافه کرده اند و هر تمدنی سهمی در پیشرفت بشری داشته هست.

این عار نیست که در پی انکار این واقعیت باشید.

حال اینکه شما با به لطف دانشمندان دیگر مطالعهدستاوردهای علمی مسلمانان تلاش در کوچک جلوه دادن انها بکنید چیزی را تغییر نمیدهد.

یا نکنه ادعا دارید مسلمانان علاوه بر اسلوب علوم جوامع ، هیچ به ان نیاضافه کردند ؟ اصلا روشی غیراز انچه طی شده اصلا عقلانی هست ؟

فقط در باب ارزش کتابهای مسلمین در اروپا خانم دکتر هونکه می نویسد:

((ششصد سال قبل کتابخانه دانشگاه طب پاریس کوچ کترین کتابخانه دنیا بود این کتابخانه فقط دارای یک کتاب بود و این کتاب نیز نوشته یکی از دانشمندان اسلام بود .

این کتاب اونقدر ب رایشان ارجمند بود که حتی لودویگ یازدهم که پادشاهی با ایمان و مسیحی بود و می خواست این کتاب را به امانت بگیرد می بایست یکصد سکه طلا و دوازده سکه نقره به ودیعه بگذارد و این کتاب را کرایه کند تا اینکه پزشکان خصوصی اش از اون رونویسی کرده تا در موارد بیماری و چه در دوران سلامتی به عنوان یک فرهنگ امراض و دستورات طبی از اون هستفاده نمايند.))

این کتاب انقدر نزد انها ارزشمند بود که مجسمه نویسنده انرا به یادگار ساختند این نویسنده همان زکریای رازی خودمان بود.

نمیدانم چطور میتوانید بگویید هیچکدام از علوم دانشمندان اسلامی اروپا را وارد عصر علمی جدید نکرد !! ابن سینا ها زکریا ها هیچ چیز به اروپا صادر نکردند ؟

خانم دکتر هونکه می نویسد:

در همان وقت که در ممالک اسلامی پزشکان با معلومات عالی شان بر بالین بیمار ایستاده و درباره ویروسها بحث می کردند در اروپا پزشک چیزی نبود جز یک دعا خوان از روی کتابهای دست وری و یا وکیلی بود برای دفاع از ادعاهای کهنه چهار مایع صفرا ، زرد آب ع بلغم و خون و یا سردی و گرمی مزاج.

ویل دورانت می نویسد:

پزشکان مهم اروپا در قرن پانزدهم میلادی بیش از همه ، همان اسلامیستها بودند که برای اونان ابن سینا ، ابن زهر ، علی بن عباس و ابو القاسم ، همه چیز محسوب می شدند.

و در همین وقت هست که بغتتا تحولات هشیارانه ای در طرز فکر کارهای طبی اروپا مسل ظ می شود .

یک نفر تحمل این زحمت را کرده هست تا میزان تأثیر نفوذ دانشمندان اسلامی و یونانیان را در اوائل کار طب تجربی در اروپا به شکل آماری تعیین کند .

او برای این کار کتاب طب (گراف فرازی داگردو) را انتخاب کرد .

نویسنده این کتاب پروفسوری هست ، از شهر (پاویا) و آزمایشات خود را در این کتاب زبده به شکل علمی ارائه داده هست .

این کتاب شرح کتاب جدید المنصوری توشته زکریای رازی هست.

مضافا اینکه این کتاب ، اولین کتاب چاپ شده پزشکی در سال 1469 میلادی هست .

در این کتاب پروفسور بیش از سه هزار بار از ابن سینا نام برده هست و از زکریای رازی و جالینوس هزار بار و از بقراط یکصد وچهل بار.

این مسلمانان نبودند که تحولی در بیمارستانهای جهان اینجاد کردند ؟ مسلمانان نبودند که داروخانه را به جهان معرفی کردند و در دارو سازی پیشرفتهای عظیمی ایجاد کردند ؟ ایا فن جراحی از مسلمانان به اروپا انتقال داده نشد ؟


توماس اکايشانناس هم فرضیه های دینی اش تحت تاثیر ابن رشد بود هستفاده او از فلسفه ارسطو هم مدیون جمع اوری و حفظ و انتقال ان توسط مسلمانان بود...البته که این به ان معنی نیست که تلاشی برای کمرنگ کردن نقش ارسطو داشته باشیم.

تاثیر مسلمانان بر پیشرفت و انتقال علم شیمی و فیزیک را چطور میتوانید نادیده بگیرید !!


ویل دورانت درمورد تاثیر مسلمانان و انتقال روش علمی تجربی در شیمی به اروپا میگوید.

جابر در علم شیمی، که بزرگ ترین لوازم و مایه تفاخر عقل نو به شمار هست، روش علمی تجربی را نفوذ داد.

راجرز بیکن، که پس از پانصد سال پس از جابر بن حیان این روش را به اروپا شناساند، اون را از مسلمین اسپانیا اقتباس کرده بود و ایشان نیز به نوبه خود، از شرق اسلامی دریافت کرده بودند.


در ریاضیات چه تعداد از کتابهای خوارزمی و دیگر مسلمانان ترجمه شد ؟ چه تعداد از نوشته های یونانی که توسط مسلمانان گرداوری شده بود از عربی ترجمه شد ؟

بحث در این زمینه انقدر زیاد هست که انکار ان واقعا عجیب هست !!



فقط در پایان توجه شما را به مطلبی درمورد انتقال علم پیشرفته حمام و دستشویی جلب میکنم که بزرگترین خدمتی بود که مسلمانان به بشریت کردند.


خانم دکتر هونکه می نویسد:

((زنهای اروپایی پودر زدن را که قبلا با اون نا آشنا بودند از مسلمانان آموختند .

مشرق زمین این ماده خوشبو ر ا ساخته و طریقه تهیه اش را در اختیار اروپا گذاشت و مردهای اروپائی هم از اون به بعد به تقلید از رهبر مسلمین ، صورتهایشان را به وسیله ریش گذاشتن زینت می کردند .

حمام و شستشوی بدن از چیزهای خاصی هست که بوسیله مسلمین به اروپائیان آموخته شد)).


16:

عهد اسکولاستيک ، فلسفه را برای بیان اثبات حقانیت دین بکار می بردند ولی با هستفاده از منطق و برهان و صرفا طبیعت را برای خودی خود دوست نداشتند و برای اثبات وجود علت العلل اهمیت می دادند .

اما با این حال ، ارزش کارهای بزرگانی مانند اکايشانناس را خدشه دار نمی سازد چون بر عکس فرموده کتاب سفارشی نوشته شده ی « کارنامه اسلام » ، نگرش های مختلف در عهد « مدرسی » ها مورد بررسی برنامه می گرفت که صرفا ارتباطی با مسیحیت نداشت .


اما در مورد تاثیر دانش اسلامی بر رنسانس علمی اروپا ، متاسفانه جواب خیر هست چون بعنوان مثال بزرگی مانند تيکو براهه ، پايه کارش در تحقیقات یک کتاب اسلامی هم نبود و آثار علمی دو دانشمند باستانی اروپایی بود که در وقت وی کشف شده بودند و به فرموده ی پروفسور دان ناردو ، دانش رنسانس اروپا را بنیان نهادند .

اگر تحقیقات تيکو براهه نبود ، هرگز امثال نیوتون و انيشتين ظهور نمی کرد .


17:

کتابخانه پاریس ۶۰۰ سال پیش یک کتاب داشته هست ؟ اصل متن تحقیقات خانم هونکه را بیاورید تا ما هم اصل اسناد مزخرف بودن این حرف را نشان دهیم .


18:

حالا گذشته ها گذشته .
باید از حالا به بعد دید کی تولید علم و تکنولوژی جدید میکنه .

19:

اوه مای گاد !!
به زرینکوب می گویید سفارشی نویس؟!
بجای فرضیه پراکنی سند معتبر بدهید و گرنه یک دروغگویی دیگر به کارنامه تان اضافه می شود !
دوقرن سکوت همین زرینکوب نیست ک برای امثال شما سندمعتبر هست؟ وقتی زرنکوی موضع مثبت درباره عقایدتان میگیرد باز درباره اش می گویید سفارشی نویس؟!
محض اطلاعتتان جملاتی ک نقل کردم از مقدمه کارنامه اسلام به قلم هستاد احمد آرام هست که انصاف علمی اش بر دوست و دشمن آشکار هست.

تاثیر تمدن اسلامی و تحقیقات بزرگ مسلمین با تعصبات و کینه وری های شما پاک نمی شود همانطور که تاکنون از بیش از هفت هشت محقق غربی مطلب و اعتراف نقل کردیم.
اینجا را هم داشته باشید:

کتابهای درسی دانشگاههای یاد شده[قرون وسطای مسیحی] تا چند سده،از میان کتابهای مسلمین انتخاب می شد، یا به صورت ترجمه، یا تالیفهای مبتنی بر مآخذ و علوم اسلامی.

زیرا در میان مسیحیان،تا پیش از اشنایی با کتابهای اسلامی،تعلیمی هم اگر صورت می گرفت،«به وسیلۀ خطابه و مباحثه صورت می گرفت،چون کتاب بسیار نادر بود».

علم در تاریخ: جلد اول ص228)

20:

در مورد عصر تمدن طلایی اسلامی هیچ شکی نیست .

هنوز اثار معماری درخشان اسلامی در اسپانیا هم
قابل مشاهده هست و اسم دانشمندان ایرانی و مسلمان با احترام در جوامع علمی غربی یاد میشود و از انان
تقدیر مینمايند و سرگذشت انان را موشکافانه بررسی مینمايند .
این خدمت به علم از شعر و فلسفه تا معماری و نجوم و ریاضی را در بر میگرد .

به طور مثال می توان به خدمات دانشمندان ایرانی و مسلمان در حوزه ریاضیات و هندسه اشاره کرد یا
اینکه ایرانیان مسلمان بودند که اثار فلاسفه یونانی را به عربی ترجمه کردند و به تفکر و بحث پیرامون انها
پرداختند و انان را تکمیل کردند تا این سیر در نهایت به اروپا رسید و...


21:

اشتباه برداشت کردید شاید هم چون فقط یک پاراگراف بوده اینطور برداشت شده.

نفرموده تنها کتابخانه پاریس یا کتابخانه های پاریس یک کتاب داشتند.

فرموده یک کتابخانه ای بوده که کوچکترین کتابخانه هم بوده و فقط کارش نگهداری همین کتاب بوده.

(از نظر من این اصلا کتابخانه نبوده محلی بوده برای نگهداری این کتاب چون ارزش زیادی براشون داشته)

اتفاقا نکته ای که بهش اشاره شده همینه که در مقابل ان کتابخانه های بزرگ با کتابهای بیشمار این کتاب انقدر ارزش داشته.


22:


بخوانید و با سواد شوید :


ما در اینجا قصد داریم به ادعای انقلاب علمي اروپا توسط آثار نايشانسندگان ایرانی مسلمان بنگریم .

اما بر خلاف این ادعاها ، دانشمندان از حیات علمی دوباره ی کشورهای اروپای غربی و شمالی پس از کشف آثار علمی اندیشمندان رومی و یونانی سخن فرموده اند که آثار اونها بود که در قرون پانزدهم و شانزدهم در دانشگاه های سراسر اروپا تدریس می شد و نقش اصلی را در انقلاب علمی اروپا داشتند و نه آثار نویسندگان ایرانی صرفا .


تيکو براهه ( متولد ۱۵۴۶ ) پیشگام ستاره شناسی ، دان ناردو ، ویراستار محتوایی : پروفسور مارتین گسکل هستاد فیزیک نجومی دانشگاه نبراسکا ، ترجمه شهربانو صارمی ، انتشارات ققنوس ، ۱۳۹۰ ، رویه ی ۲۲ :

« اخترشناسي ابتدا مرکز توجه مطالعات تيکو نبود زیرا عمویش می خواست او حقوق بخواند .

تيکو دروس علوم هفتگانه را نیز فراگرفت که در تمام دانشگاه های اروپایی تدریس می شد .

این دروس عبارت بودند از هندسه ، حساب ، منطق ، فن بلاغت ، موسیقی و زبان لاتین .

سرانجام تيکو به اخترشناسي علاقه مند شد تا حدی به این دلیل که روحانيون اداره نماينده ی مدرسه ، اون را به شدت ترویج می کردند .

اونها ادعا می کردند مطالعه ی افلاک راهی هست برای نزدیک شدن به خداوند » .


حال این علوم هفتگانه که در تمام دانشگاه های اروپا تدریس می شد چیست ؟


همان کتاب ، رویه ۲۴ :

« علوم هفتگانه که تيکو به مطالعه ی اون پرداخت بر پايه ی اندیشه های دو دانشمند رومی برنامه داشت که تقریبا یک هزار سال پیش از اون وقت زندگی می کرده اند .

یکیشان کاسيودوروس از کارمندان دولت بود که به سال ۵۴۰ میلادی صومعه ای را در جنوب ایتالیا تاسیس کرده بود .

دیگری مارتيانوس کاپلا بود که دایره المعارفی معروف به رشته ی تحریر درآورده بود .

اونان خود را وقف تدریس ریاضیات ، موسیقی و اخترشناسي ، و نیز لاتین ، یونانی و دین مسیحیت کرده بودند
.

نوشته های اونان در طول دوره رنسانس اروپا از نو کشف شد و به شکل گرفتن رشته های تحصیلی در دانشگاه های اروپا کمک کرد » .


اما دستاورد علمی تيکو برای اروپا چه بود ؟ دان ناردو می نویسد :

همان کتاب ، رویه ۹۴ و ۹۵ :

« این قوانین ( منظور قوانین يوهانس کپلر ۱۵۷۱ - ۱۶۳۰ ، از غول های اولیه ی علم امروزی ) شواهد محکمی دال بر صحت مدل کپرنيکي فراهم آورد .

اسحاق نیوتون ( ۱۶۴۳ - ۱۷۲۷ ) ریاضی دان بزرگ انگلیسی نیز بعدها از قوانین کوپلر برای پدید آوردن نظریه ی گرانش هستفاده کرد .

به این ترتیب ، نسل های بعدی دانشمندان همواره بر کار تيکو متکی بودند .
این دانشمندان دین خود را به تيکو فراموش نکردند .

کپلر در مقدمه ی کتاب خود ، هماهنگی کائنات ، از هستاد پیشین خود قدرشناسی کرد .

کپلر نوشت :

" خداوند ، ساعی ترین ناظران ، تيکو براهه را به نوع بشر اعطا کرده بود .

بر ماست که این عطیه را از خداوند بپذیریم ، اون را قدر نهیم و بر اون تکیه کنیم ، ...

[ این کار ] ما را در اصلاح اخترشناسي رهنمون خواهد شد » .


_________

حال بر خلاف ادعای پان اسلاميست ها ، تلاش دانشمندان اوایل عهد رنسانس بر پایه ابداعات و ابتکارات شخصی خود دانشمندان و بر پايه مطالعات متون باستانی اروپا بوده هست که پس از حمله ی بربرها به اروپا و نابودی امپراطوری روم غربی در قرن ششم میلادی ، به نابودی و فراموشی سپرده شدند و در دوران رنسانس دوباره کشف شدند و حیات علمی اروپا را دوباره بارور کردند .



گراردوس مرکاتور پدر علم نقشه کشی نوین ، اون هاينريش ، ویراستار محتوایی : رابرت دبليو .

کاروف جونيور ( هستاد نقشه کشی کتابخانه ی نيوبري ) ، ترجمه شیوا مقانلو ، انتشارات ققنوس ، شهرستان تهران : ۱۳۹۲ ، رویه ی ۲۵ :

« در دوران رنسانس ، نوشته های یونانی و رومی باستان که در قرون وسطی فراموش شده بودند ، از نو کشف شدند .

این امر موجب گرایش نسبت به تعلیم و تربیت شد .

انسان گرایان اصرار داشتند انسان می تواند از راه خرد به حقیقت برسد .

یکی از برجسته ترین ایشان ، دسيدريوس اراسموس ( ۱۴۶۹ - ۱۵۳۶ ) بود که هم شاگرد و هم آموزگار « مدرسه ی برادران زندگی جمعی » به شمار می رفته .

عقاید او راه را برای اصلاحات پروتستانی باز کرد » .


اندکی درباب مدرسه ی برادران زندگی جمعی :

همان کتاب ، رویه ۲۵ :

« اندکی که گرارد در جهان دانش پژوهان زندگی می کرد بایستی به زبان اونها هم سخن می فرمود .

تمام کلاس هایش به لاتین انجام می شد .

مدرسه ی لاتین مبانی علوم انسانی را آموزش می داد ، فلسفه ای که ترجيحش آموزش دادن از راه مشاهده و منطق بود ، نه قبول اطلاعات مبتنی بر قضا و قدر .

گرارد در کلاس های دستور زبان ، منطق و کلام شرکت کرد .
او همچنین آثار یونانی ها و رومی های باستان از جمله هومر شاعر ، ارسطايشان فیلسوف و بطليموس جغرافی دان را خواند .

جغرافی علاقه ی زیادی در وجود گرارد برانگیخت .

او بعدها نوشت :
" از وقت جوانی ام ، جغرافی برایم اولویت اول مطالعه بوده " .
به خصوص آثار بطليموس به گرارد الهام بخشیدند .

بطليموس یکی از بزرگترین ستاره شناسان و جغرافی دانان دنیای کهن بود .

او در اسکندریه ی مصر ، مرکز علم و فرهنگ يوناني ، فعالیت می کرد و در جغرافیای خود تمام دانش جغرافیای وقته اش را یکجا گرد آورد .

بطليموس نقشه هایی به کتابش اضافه کرد که تمام مناطق دنیایی را که می شناخت ، نشان می داد .

همچنین روشی برای رسم نقشه ها با خطوط افقی و عمودی نشان دهنده ی مکان های مختلف ابداع کرد .

این خطوط ، یعنی عرض ها و طول های جغرافیایی ، امروزه هنوز هم در نقشه ها و کره های جغرافیایی به کار می روند .



در سال ۱۴۰۶ جغرافیای بطليموس از زبان یونانی به لاتین ترجمه شد و در دسترس دانش پژوهان سراسر اروپا برنامه گرفت .

علاوه بر این ، نقشه های او به الگویی برای رسم نمايندگان نقشه نیز تبدیل شدند .

گرارد بعدها خودش نیز نسخه ای از نقشه های کهن بطليموسي را منتشر کرد » .







حالا این دانشمندان و دانشگاه ها ، از دانش اسلامی هستفاده مي کردند یا دانش رومی و یونانی ؟

23:

آقای باسواد
شما اگر سواد داشتید ک تصریحات و اعترافات ار خود غربی ها را تبلیغات پان اسلامیستی نمی نامیدید...
این حقد و کینه چه ها نمی کند با مدعیان تاریخ شناسی...
اگر میفرمودیم ک تمدن غربی یا رنساس مدیون کتب زرتشتی بود همین شما صدنوع هستدلال در تایید سخن ما نمی آوردید؟

=====
ان چیزهایی ک از زندگینامه فلانی نقل کردید به هیچ وجه مدیون بودن تمدن غربی یا رنساس به اثار علمای اسلامی و تمدن اسلامی را نفی نمی کند...فرموده شده تیکوبراهه از دانشگاه های اروپایی ک نجوم تدریس می کرد هستفاد کرد...و در پست های جستار امده غربیها اصل و نقطه شروع دانش اندوزی را از مسلمین آموختند ک منجر شد بعدها سراغ علوم گذشته شان بروند

دلامبر در این رابطه می نویسد:
با این اوصاف در حقیقت تمدن اسلامی را می توان بنیان و پایه گذاری انقلاب علمی اروپا دانست ، و اگر تمدن اسلامی نبود یقینا غرب به این زودی از خواب گرانی که در اون فرورفته بود ، بیدار نمی شد.


و مسیو لیری می نویسد:
((اگر مسلمانان بر روی صفحه تاریخ ظاهر نشده بودند نهضت علمی اروپا قرنها عقب می افتاد)).

اینجا را هم داشته باشید:

جان برنال در کتاب علم در تاریخ می نویسد:

باید بدانیم که مسلیمین علاوه بر زنده ساختن علوم کارهای دیگری نیز کرده اند که بی اندازه اروپایی باید خود را مرهون مردان خاور زمین بدانند.

برخی امت سطحی می گویند،مسلمین کاری نکرده اند،حز اونکه کتب بدست آورده را از یونانی به عربی ترجمه کردند.بعد این کتابها به اروپا رفته از عربی به لاتینی ترجمه شد.

اینان هیچ فکر نمی نمايند که همین کتب یونانی به مدت 400 سال در کتابخانه های مسیحیان و صومعه ها موجود بود و ابدا جنبش علمی به وجود نیاورد و حال اونکه وقتی مسلمین به اونها دست یافتند خصوصا در وقت مأمون،پردۀ تازه ای از سرگذشت جهان باز شد: رصد خانه ها تاسیس شد،ستاره شناسان و ریاضیون از هندوستان به میدان کار وارد شدند،دانشگاه ها و دانشکده های بزرگ علمی و پزشکی روی کار آمدند،و در یک قرن بعدها هزار نفر از اسپانیا تا ترکستان با کمال حرارت،مشغول تحصیل ریاضیات،فیزیک،هیئت،شیمی،پ زشکی و علوم طبیعی و گیاه شناسی بودند.

فقط ترجمۀ کتب باستانی نبود که مسلمین به اروپا بخشیدند،بلکه نتیجۀ چندین قرن تحقیق و پیجویی و آزمایش خویش را، در هزارها رصدخانه و آزمایشگاه به اروپاییان دادند.
علم در تاریخ ص 86-123-178-179 با اندکی تصرف در عبارات.

به نقل از کتاب دانش مسلمین ص362

حال بگوئید اسلامیست ها میگویند !

24:


ابتدا اینکه انکار غربیها که قاعدتا ارزشی ندارد این موضوعی هست که خود غربیها هم بعضا به این انکار انتقاد شدید کردند.....

این اعتراف خیلی از غربیها هست که حقیقت را روشن میکند .

یک غربی که هرگز برای شرقی ها فضل تراشی بیمورد نمیکند ! اما یک اروپایی ممکن هست دلایل زیادی برای انکار بعضی مسائل داشته باشد......

چطور هست که به کوروش که میرسید باد در غپغپ میکنید و میگویید بزرگی کوروش از انجا اثبات میشود که دشمنان ایران به ان معترف شده اند ! اما به اینجا که میرسد اعتراف غربی ها ارزشی ندارد و به دنبال ان هستید ببینید کدام غربی انکار کرده هست ؟

دوم انکه با فرض صحت ، با دو شاخه علم بنظر خودتان اثبات کردید که هیچ علمی از مسلمانان به اروپا صادر نشده هست ؟ با برسی نقشه کشی اثبات کردید که اروپا در پزشکی و داروسازی و جراحی و شیمی و فیزیک و جبر و مثلثات وامدار مسلمانان نیست !!

تا چندسال کتابهای ابن سینا و رازی در اروپا ترجمه میشد ؟

واقعا عجیبه این رفتار شما !!

25:


که بر خلاف دلامبار ، مشاهده شد که تمدن اسلامی در شکل گیری رنسانس اروپا هیچ تاثیری نداشت .

رنسانس از عهد کپرنيک آغاز شد محض اطلاع شریف :


اون هاينريش در همان پیشفرمودار کتاب گراردوس مرکاتور می نویسد : رویه اول


انقلاب علمي دوره ای از تغییرات بنیادین در باورها ، افکار و عقاید بود .

بسیاری از مورخان بر این اعتقادند که این دوران حدود سال ۱۵۵۰ با انتشار نظریات اخترشناسي نيکلاوس کوپرنیک درباره ی زمین و مکان اون در کیهان ، در اروپا آغاز شد ، و در حدود سال ۱۷۰۰ با کار برجسته ی اسحاق نيوتون و قوانين عامی که نتیجه ی اون بود به پایان رسید .

طی این ۱۵۰ سال نظرها در مورد اخترشناسي ، زیست شناسی و فيزيک و حتی شيوهدي کار دانشمندان دچار دگرگونی عمیق گشت » .



حالا مفهوم انقلاب علمی را فهمیدید ؟ همین دوره ای که دانشمندان ایرانی جهان اسلام ، در اون هیچ نقشی نداشتند و بلکه علوم دانشمندان رومی و یونانی در زمینه های مختلف بود که پایه و پايه مطالعاتش بود و نه حتی وقت مأمون به بعد در اروپا .


26:


رضای عزیز ، کسی منکر دانش در ایران و کشورهای اسلامی نیست ، بنده با این نظر مخالفم که عده ای کل فرهنگ هایی که امپراطوری اسلام وارث اون شد را هیچ می شمارند و تنها بدون تاثیر گیری از فرهنگ های باستانی مانند ایران ، روم ، هندوستان ، مصر و ...

تنها یک ایدئولوژی را باعث بوجود آمدن دانشمندان جهان اسلام می دانند ، در حالی که دانش مانند یک رودی هست که جریان دارد و رو به جلو رفته و پیشرفت و اصلاح خواهد داشت .



علم مثلثات اسلامی را اگر خودتان نیک بنگرید ، اکثر دانشمندان اونها ایرانی بودند ؛ و دانش اونها از آسمان نازل نشده بود ، بلکه بر پايه دانش کهن و با همیت و پشتکار و اصلاح علوم بود که پیشرفت کردند .


27:

سلام
احسنت رضاپارس گرامی
کینه به اسلام و برخورد گزینشی با تاریخ و تحقیقات،بهتر از این نمی شود !
البته خود اروپایی ها نیز از این کتمان سازی ها زیاد دارند :

«حقیقت این هست ک مورخین قرون گذشته،ابدا به این نکته پی نبرده بودند،که تمدن اروپایی چقدر مقروض و مرهون اسلام هست...سپس جستجوهای جدی و تحقیقات دقیق آغاز گردید و پرده از روی حقایق برداشته شد...

با وجود این هنوز هم نمی خواهند حقایق را بیان نمايند و بگویند که مسلمین در تربیت اروپاییها چقدر اثر و نفوذ داشتند
»
هستاد حکیمی ،دانش مسلمین، 203

یا :

«تمدن عظیمی که در اسپانیا به وجود آمد،اون را نباید به نام بربرها مشهور ساخت.

بدبختانه این اشتباه به نحوی رایج شده که دیگر کاری اش نمی توان کرد.

بیشتر اون تأسیسات و تشکیلات مربوط به مسلمین و یهود بود.
»
عظمت اسپانیا(ترجمه ابوالقاسم فیضی)/به نقل از دانش ملسمین ص362

28:


چندین بار در پستهای قبلی عرض کردم دوست گرامی ما هم همان ابتدا فرمودند کسی منکر علوم جوامع دیگر نیست.

مسلم هست که مسلمین از علوم دیگر جوامع هستفاده کردند این یک سیر طبیعی هست که در طول تاریخ جوامع بشری از علوم یکدیگر بهره برده اند.

مسلمانان نیز جدای از این نبوده اند.

مسلمانان هم با جمع اوری و اسلوب علم جوامع دیگر انرا از نابودی نجات دادند و باعث انتقال ان به ایندگان شدند هم خودشان از انها بهره بردند و بسیار به ان اضافه کردند.....

کسی منکر علوم دیگر جوامع نشد کاشکی انها هم منکر علوم مسلمانان نشوند.....

اما چیزی که انرا به نام اسلام میزنند تاثیر عمیق اسلام بر پیروان این دین و فراهم کردن شرایط برای این حرکت هست.

ایدئولوژی که حرکتی را در جامعه ای بدوی اغاز کرد که در ان معدود افرادی فقط سواد مطالعهو نوشتن داشتند و انانرا ترغیب به کسب علم کرد و با فراهم کردن شرایط که نتیجه ان ظرف چند قرن یک جامعه بدوی تبدیل به یک امپراتوری و قطب علمی جهان شد !! غیراز اسلام چه چیز میتوانست یک جامعه بدوی را اینچنین به سوی کسب علم سوق دهد ؟ چه چیز میتوانست انها را به سوی جمع اوری علوم جوامع مختلف بکشاند؟ یا خلفایی در میان انان ظهور نمايند که اینچنین نهضت های تولید علم شکل دهند ؟

ویل دورات در کتاب تاریخ تمدنش میگه از محمد چه معجزه ای بالاتر از این میخواهید که به اعراب دوران جاهلی اموخت تا روزی ۵ بار دست و صورت خود را بشورند !! اسلام این جامعه را قطب علمی جهان کرد ! بحث این نیست که علوم جوامع دیگر تاثیری در علم مسلمانان نداشتند بحث این هست چگونه مسلمانان به سوی جمع اوری علوم دنیا رفتند تا به جایی برسد که بسیار به ان هم بیافزایند !

گذشته از خود اعراب حتی در ایران هم بله درسته که در ایران علم بوده و کسی نمیگه هستارتش بعداز اسلام زده شد ولی کجا ایران به چنین شکوفایی علمی قبل از اسلام رسیده بود ؟ اسلام شرایط را برای جوامع دیگر هم فراهم کرد.

بله زمینه ان در ایران وجود داشت اما شرایطی که اسلام فراهم کرد و حرکت و شتابی که در اثر تعلیمات و تاثیری که اموزه های اسلام بر ایرانیان مسلمان داشت به ان داد باعث این شکوفایی شد.

(علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد)


وگرنه کسی نفرموده مسلمانان از علوم دیگر جوامع هستفاده نکردند.

یا دیگر جوامع تاثیری بر انها نداشتند.


29:



دوست عزیز ، تا پیش از عهد ترجمه توسط عباسیان که خود توسط ایرانیان روی کار آمدند ، و توسط وزرای ایرانی اداره می شدند ، یک دانشمند هم پیدا نمی شود ، چون علت و محرک ایجاد بیت الحکمه توسط مامون ، اسلامش نبود و بلکه دانش دوستی او و انگیزه های سیاسی بود .



نهضت ترجمه از عهد انوشیروان آغاز شد و صرفا اگر اعراب به ایران حمله نمی کردند ، بسیار در علوم پیشرفت بیشتری می داشتیم تا وقفه ای نزدیک به دو قرن سپس اسلام ...

مسلما خود دانشمندان ایرانی سپس اسلام ، از آثار علمی گذشنگانشان بهره می بردند .

مریم میراحمدی می نویسد :

خوارزمی در مفاتیح العلوم ( ص 117 ) و ابن ندیم در الفهرست ( ص 250 و 493 ) و بیرونی در آثار الباقیه ( ص 230 ) به وجود علم اندازه گیری ( = مسّاحی ، هندسه ) و ستاره شناسی ایرانیان و اهمیت اون اشاره کرده اند و در واقع این علوم از طریق ترجمۀ متون پهلوی به عربی به جهان اسلام ، خیلی قبل از تأثیر یونانیان راه یافته هست .


30:

ببینید گرامی اینها همه توجیه هست شما نمیتوانید بگویید تربیت چون مامونی حاصل چه چیز بوده.

مامون ها هم در دامن اسلام پرورش یافتند.

چرا چنین خلفای به قول شما ذاتا علم دوستی قبل از اسلام در میان اعراب نبود و سروکارشان با امثال ابوجهل بوده .

روز اول که انتظار نداشتی پیامبر ص از هستینش علم دوست بیرون بیاره سالها طول کشید تا اینها با اسلام پرورش یافتند.

من میگم وقتی اینها شستن دست و صورتشان یک معجزه بوده اکنون علم دوست شده اند .


اگر این پرورش تنها در مامون بود یقین داشته باشید چنین تحولی روی نمیداد.

داریم صحبت از پرورش دانشمندان و گسترش علم اموزی میان امت سخن میگوییم .

مامون که فرمان ساخت حمام عمومی را نداده بود که چهار تا عمله و بنا رو به زور به دستور خلیفه ببرن ساختمان بسازن.! گذشته از ظهور خلفایی چون مامون در اسلام ، در جامعه هم شرایط ان فراهم شده بوده.

اینکه اگر اسلام نبود هم بوجود می امد یکسری پیش بینی ها هست که جنبه علمی ندارد .

نیازی نیست شما اینرا اثبات کنید که در ایران علم اندازه گیری و فلان بوده بوده و مسلمانان از انها هم هستفاده کردند بنده خود اینرا قبول دارم نفرمودم ایران فاقد علم بوده بلاخره ایران تمدنی بوده معلومه که برهوت نبوده اما چنین شتاب و گسترش علمی میان جامعه و بوجود امدن بزرگترین دانشمندان وقته و تبدیل شدن به قطب علمی جهان نشان از یک تحول پايه ی دارد.

قرنها ساسانیان حکومت کردند و طولانی ترین امپراتوریها را داشتند چنین اتفاقی نیافتاد و به این نقطه نرسیدن.

حالا بنظر خودتان این قابل پذیرش هست که بگوییم نه برنامه بود در همین چندسال اخر امپراتوری پیر و فرسوده و ناکارامد ساسانی یهویی قطب علمی جهان شود ؟ خب این معقول نیست .

بهرحال بنده از ابتدا هم انتظار این را نداشتم که شما نکته مثبتی را در اسلام ببینید فقط در ذهن خود مرور کنید اگر دقیقا این اتفاقات برای مسیحیت افتاده بود بازهم اینچنین دنبال بهانه میگشتین ؟

پایدار باشید

31:


درود بر رضا


متاسفانه چون نوشته ای مستقل علمی از عهد ساساني بدست نرسیده هست ، خیلی ها گمان می نمايند دانش و دانشمند در اون وقت وجود نداشته هست .



بزرگوار ، حکومت عباسی ، مدلش بر پايه حکومت ساساني بود .

دکتر ریچارد فولتس در کتاب دین های جاده ی ابریشم می نویسد :

« شورشیان ( سپاه ابومسلم خراسانی ) موفق شدند که قدرت از چنگ امویان دراورند ، بعد پایتخت را به بین النهرین منتقل کردند و شروع به علم کردن یک حکومت نوی اسلامی مطابق مدل شاهنشاهی ساساني .

وزیران و عمال تازه به طرز چشمگیری ایرانی بودند ، غالبا نومسلماني بودند که آیین زردشت یا مسیحیت یا در مورد خاندان صاحب نفوذ برمکی از بلخ ، که از آیین بودا بودند .

در ۷۶۲ خلیفه منصور پایتخت نوینی در بغداد ساخت با این باور که این امر میان مسلمانان « با سرزمین هایی به دوری چین » تماس بربرنامه خواهد کرد » .

دین های جاده ابریشم ، ریچارد فولتس ، ترجمه عسکر بهرامی ، رویه ۱۱۸ .



کلاوس شيپمان در مورد پایان یافتن ساسانیان می نویسد :


« ایران هستقلال خود را از دست داده بود .

البته حدود هشتاد سال بعد ، و دقیقتر ، با شروع حکومت عباسیان در سال ۶۴۹ و پایان کار سلسله ی اموی ، باز به عنوان شريکي متساوی الحقوق در این دولت پهناور ظاهر شد » .



مبانی تاریخ ساسانیان ، کلاوس شيپمان ، ترجمه کيکاوس جهانداری ، رویه ۸۳ .



دوست گرامی ، وقتی خود حکومت عباسی را ایرانیان اداره می کردند و امثال سهل ابن فضل نوبخت ، در دارالحکمه بغداد متون علمی را از پهلوی به عربی ترجمه می کرد ، یعنی حرکت عباسیان ادامه دهنده ی سنت علمی عهد ساساني بود .

با اینکه متاسفانه از آثار علمي اون وقت نوشته ای مستقل به دست ما نرسیده هست ، ولی نام کتاب هایشان در کتب تاریخی و علمي پس از اسلام دیده می شود .



متون علمی ایرانی میانه

دانشگاه هایی مانند بيت الحکمه متعلق به دین خاصی نبودند و جهانی بودند .

همانگونه که دانشگاه جندی شاپور یا اسکندریه ی مصر متعلق به دین خاصی نبود و جهانی بود ، چنانچه در عصر پیامبر اسلام به شهادت ابن عبری ، حارث ابن کلده از مدینه به جندي شاپور رفته و پزشکی می آموزد و در مدینه به طبابت پرداخت .

همین ابن عبری ( ابوالفرج ملطي ، قرن دوازده میلادی ) از سنت دانش دوستی ایرانیان باستان سخن فرموده هست و شهادت میدهد که ایرانیان از قديم الایام ، رصدخانه داشتند .


پایدار باشید


74 out of 100 based on 29 user ratings 754 reviews

@