حق چند شوهری برای زنان آریایی در قوم آریا !


حق چند شوهری برای زنان آریایی در قوم آریا !



حق چند شوهری برای زنان آریایی در قوم آریا !
این صفحه بهمراه معرفی منابع است

اقوام آریایی چنین مردانی هستند:

« آریایی ها قبایل وحشی و جنگجویی بوده اند که از مناطق شمال ایران و ناحیه قفقاز می زیستند و با حملات مکرر خود در دو هزار سال پیش تونسته اند بر ساکنین حقیقی ایران پیروز شوند و سلسله هخامنشیان را تشکیل دهند »
منبع


در هندوستان سرزمینی که کفار هنوز زنده هستند و بت میپرستند و لازم است که آیین احمقانه اینها را نابود شود در هند مرسوم است که یک زن میتواند چند شوهر داشته باشد.
به این دلیل که حکومت هند اسلامی نیست و مسلمین در هند در گسترش اسلام تلاش کم کردن هندوستان سرزمین حرام زاده است که وقتی یک زن چند شوهر دارد و نمیداند فرزندش از کدام شوهر است

اگر بتها بشکنند و بت پرستان را مجبور به مسلمان شدن کنند دیگر چنین نمیشود

بعد از هندی ها میرسیم به ایرانی ها که خود این مردم باور دارند از قوم آریا هستند
در دین زرتشت ازدواج با محارم حلال و آزاد است و پادشاهان هخامنشی و ساسانی با خواهر و مادرو دختر خود ازدواج میکردن
  • ازدواج كامبوزیا (کمبوجیه) با خواهر خود
  • ازدواج اردشیر دوم با دختر خود
  • زدواج قباد با دختر خود
قبل از اینکه مردم ایران با اسلام آشنا شوند برایشان فرقی نداشت یک زن با یک مرد باشد یا چند شوهر داشته باشد

حتی در قسمتی از ایران به اسم گورستان و زیارتگاه خالد نبی نشانه هایی از آیین آلت پرستی یافت شده است اما دین اسلام مردم ایران را از همه این گمراهی ها نجات داد ولی متاسفانه هندی ها مقاومت کردن و بر آیین های پدران گمراه خود پافشاری کردن

ایرانیان آریایی نیستند (مشاور ارشد سایت)
چرا و چه کسانی ۲۹ اکتبررا روز جهانی کوروش نامیدند ؟ (استاد لطفی گرامی)
آیا زرتشت یک دجال و نبی دروغین ایرانیان است

زمانیکه دست یهود از سر کوروش هخامنشی بیرون می آید !
(استاد لطفی گرامی)
آیا کوروش زرتشتی بود؟ زرتشتیان یگانه پرست هستند یا اتش پرست؟


رسول الله یک مرد عرب با دین حنیف بود به همین دلیل برگزیده شد تا فساد نابود کند



مشخصه نقاشی‌های هیتلر! +تصاویر

1:

دین مان اسلام هست و ما [ایرانی ها] را از این گمراهی رهانیده‌ هست/ منبع
روز پلاس هم اشاره میکنید که اسلام امت ایران را از اینگونه فساد ها رها کرده و نجات داده هست یادآور میشوم حضرت محمد (ص) عرب بودن یک مرد عرب یگانه پرست که بت نپرستیدن اما در ایران بتها پرستیدنو فسادها کردن


کشتن های زجرآور دوران اولیه مسیحیت

2:

گونه های ازدواج در عصر جاهلی
گونه های ازدواج در عصر جاهلی

تردیدی نیست كه عرب به گونه های جاهلانه ای از نكاح ارتكاب می جست و حتی از نكاح های زشت و ننگ بار با برخی از خویشان خود پرهیز نمی كرد، چنان كه به ازدواج با زن پدر ـ به شرط اون كه مادر خودش نباشد ـ یا ازدواج هم وقت با دو خواهر (جمع بین الاختین) دست می یازید.۴


نام کشور مـصـر

3:

مقایسه بین مقام زن در میان ایرانیان باستان و اعراب
مقایسه بین مقام زن در میان ایرانیان باستان و اعراب


· مقدمه
در این مطلب قصد داریم که به برسی وضعیت زنان در دوران پیش از ظهور اسلام بپردازیم بر خلاف ادعای بسیاری از منتقدان اسلام وضعیت زنان اعراب پیش از اسلام در مقایسه با سایر ملل بسیار شرم آور بود ولی سپس ظهور اسلام نیز تا حدی وضعیت زنان بهتر شد ولی هستعمار زن توسط اعراب هنوز ادامه داشت.همچنین این نوشته ها شامل موقعیت اعراب سرزمین های شمالی و جنوبی نمی شود زیرا در این سرزمین ها حتی ملکه های عرب نیز وجود داشته اند اما برخورد سایر اعراب با زنها بسیار وحشیانه بود.

در جامعه اعراب جاهلی همیشه نزاع قبیله ای وجود داشت و اعراب وحشی بر سر کوچکترین موضوعی سالها به مبارزه می پرداختند و و این جنگها باعث می شد که همواره مردها کشته شوند از طرف دیگری هم اعراب دختران زیادی بدنیا می آوردند و این مساله باعث می شد همیشه تعداد زنان بیش از مردان باشد و وقتی عربی کودک دختر صاحب می شد به شدت عصبانی می شد و حتی برخی از قبایل اعراب اقدام به زنده به گور کردن کودکان دخترشان می کردند تا این توازن بر برنامه شود.
از طرف دیگری نیز وقتی زنی در جنگ توسط قبیله دیگر اسیر می شد یا توسط اعراب قبیله دیگر ربوده می شد حق مالکیت اون زن به اون قبیله تعلق می گرفت و این مساله نیز باعث افزایش حساسیت قبایل عرب نسبت به دختر دار شدن بود.

بازار فروش زنان نیز در میان اعراب بسیار گسترده بود و معمولا کنیزان یا زنانی را که در نبردهای قبیله ای به اسارت می گرفتند می فروختند.در برخی از قبایل اعراب زنانی که بیشتر فرزند پسر می زاییدند بسیار محترم شمرده می شدند اما در بیشتر قبایل زنان را در حد چهار پایان و اموال شخصی می دانستند که قابل فروش و معاوضه بود(البته قابل ذکر هست که قبایل روشنفکر عرب نیز وجود داشتند که برای زنان شعر می سرودند و برای اونان زن جایگاه بسیار بالایی داشت اما بصورت بسیار معدود.


سـرودخـوانـی در کـلـیـسـاهـا
…)

کنیزانی که خریداری می شدند پس از مدتی که توسط صاحب خود مورد هستفاده برنامه گرفتند فروخته می شدند و کنیزان جدیدی خریداری می شد همچنین در جامعه عرب نیز قانونی وجود داشت که اگر دو مرد راضی بودند می توانستند زنان همدیگر را با یکدیگر معاوضه بنمايند.و زنان اون دو مرد هیچ حق اعتراضی نداشتند.همچنین معاوضه خواهر یا دختر نیز رایج بوده که فردی دختر و یا خواهر خود را به فردی دیگر بدهد و در عوض دختر یا خواهر او را بگیرد.
همچنین در نوعی از ازدواج ده مرد هموقت با یک زن ازدواج می کردند و اگر اون زن صاحب فرزندی می شد اون فرزند را به یکی از اونان می داد.همچنین برخی از زنان اعراب نیز بر سر در خانه خود پرچم هایی می آویختند تا مردان متوجه شوند و به اون خانه بروند.

در قانون عرب زن جزو جهیزیه مرد بود و هیچ ارثی نداشت و وقتی مردی می برد زن اون مرد همراه با اموالش به پسر بزرگتر که اون زن نامادری او محسوب می شد می رسید.چیزی بنام متعه که به مسلمان به ارث رسید و چند همسری در میان اعراب وجود داشته هست.


معرفی فرش پازیریک
و بصورت سنتی ازدواج هموقت با دو خواهر نیز در میان اعراب مرسوم بود.

سپس ظهور اسلام نیز تا حدی این وضعیت جمع شد اما همچنان خرید و فورش کنیز تاسالهای سال و چند همسری رواج داشت و اعراب مجوز داشتند که زنان ایرانی را که در جنگ ها اسیر می گیرند تصاحب نمايند.
اما کمی اون طرف تر در داخل مرزهای ایران در وقتی که اعراب مجاز بودند واژن زنهای همدیگر را به یک دیگر اجاره بدهند پس از رد شدن از خلیج فارس سرزمین ایران برنامه داشت برخلاف نوشته ها و افسانه سرایی ها ،چند ازدواج با محارم بصورت رایج نبوده و ممکن بوده بصورت محدود وجود داشته باشد اون هم در میان تعدادی از درباریان فاسد که دارای حرمسرا بوده اند .
ایرانیان برای زنان خود بسیار احترام قائل بودند.


مناظره‌های رئیس‌جمهورساز؛ از لینکلن تا کندی
چادر(البته نه چادر سیاه) در قبل از اسلام در ایران وجود داشت در وقتی که غالبا زنان اعراب برهنه در خیابان ها و معابر راه می رفتند زنان ایرانیان از پوشش مناسبی برخوردار بودند و سپس حمله به ایران عمر با دیدن پوشش زنان ایرانی از اون نوع پوشش خوشش آمد و دستور داد تمامی زنان اعراب چنین پوششی داشته باشند.
زنان بسیار مورد احترام بودند تا جایی که در تاریخ ایران فرمانده زن دریاسالار زن و حتی پادشاه زن نیز داشتیم کوروش کبیر سپس اینکه یکی از زیباترین زنان دوره خود بنام ماندانا را اسیر می کند بدون این که هیچ دست درازی به او بکند با نهایت احترام او را به شوهرش باز می گرداند و بخاطر این کار کوروش شوهر اون زن به سپاهیان کوروش می پیوندد و سر انجام جان خود را بخاطر کوروش از دست می دهد.
ویل دورانت دربارهٔ زنان در دوران هخامنشیان می‌گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت اون را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند.


روش جالب هندی های باستان برای جلوگیری از خوابیدن در شب امتحان
هرگز به اونان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) نمايند.


10 کنده کاری شگفت انگیز جهان باستان
زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند.

در نقش‌هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی‌رسد.»
قبل از ظهور زرتشت گروهی از ایزدان ایرانی مونث بوده اند از جمله اوناهیتا در قالب نگاره های کشف شده ازایران باستان زن و مرد کنار یکدیگر تصویر شده اند و مقام برابر دارند و ایرانیان باستان بر خلاف اعراب که به زن بعنوان یک کالا نگاه می کردند زن را موجودی مقدس می دانستند.
بر پايه لوح های گلی یافت شده در تخت جمشید زنان در کنار مردان کار می کردند و در هنگام بارداری نیز مرخصی می گرفتند که دستمزد اونها نیز در اون وقت پرداخت می شد.
در تاریخ ایران باستان از زنان بسیاری نام برده شده هست از جمله :یوتاب(سردار ایرانی زن، و خواهر آریو برزن)آرتمیز(بانوی دریاسالار لشگر خشایار شاه)آتوسا(ملکه داریوش)آرتادخت (وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در وقت شاهنشاهی)آزرمی دخت (شاهنشاه زن ایرانی در سال 631 میلادی) آذرناهید (ملکه ملکه های امپراتوری ایران در وقت شاهنـــــــشاهی) پرین (بانوی دانشمند ایرانی) گردافرید (یکی از پهلوانان سرزمین ایران) آریاتس (یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان) هلاله (پادشاه زن ایرانی)
در وقتی که اعراب کنیزان خود را مانند چهار پایان می بستند 4700 سال قبل زنان ایرانی دارای جواهرات و لوازم آرایش بوده اند که احتمالا توسط شوهرانشان برای اونها خریداری می شده هست.
کتاب مقدس زرتشتیان (اوستا): هیچ مردی از لحاظ اخلاقی و مذهبی بر زنان ارجحیت ندارد در حالی که اعراب در برخی از موارد که دوست داشتند با زنان مشورت می نمودند پارسیان در همه موارد با زنان خودشان مشورت می کردند.
«دیاکونف» در تاریخ ماد می نویسد: دوران مادرشاهی با انقراض سلسله ی ماد به پایان رسید و در حکومت هخامنشی زن و مرد از حقوقی برابر و یکسان برخوردار بودند
«کریستن سن»؛ خاورشناس بزرگ دانمارکی می گايشاند : «رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان همراه با نزاکت بود.

زن چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی از آزادی کامل برخوردار بود.

در مورد آزادی در ازدواج هیچ چیزی مستندتر و موجه تر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر کوچکش پروچیستا نیست.»
زرتشت برای دختر کوچکش همسری پیشنهاد می کند و نظر او را در این مورد می خواهد.


سپندگان روز عشاق ایرانی در ایران باستان هست.
متاسفانه با حمله اسکندر به ایران و سرازیز شدن زنان و فرهنگ یونان به ایران مقداری از این ارزش ها کاسته شد و زنان یونانی تبدیل به معشوقه های زنان ایرانی شدند ولی هیچ گاه جامعه ایران به درجه انحطاط جامعه عرب نرسید.همنچنین نوشته های بالا شامل تعدادی از قبایل بادیه نشین عرب بود نه همه اونها در بخش های شمالی و جنوبی حتی مانند ایرانیان دارای ملکه زن از جمله ملکه سبا نیز بوده اند.


4:

انواع ازدواج در وقت جاهلیت
انواع ازدواج در وقت جاهلیت


در وقت جاهلیت عرب پیش از اسلام ،چندین نوع ازدواج در میان امت عرب مرسوم بوده که البته تنها یک نوع از این انواع ازدواج هاصحیح و شرعی بوده و در بقیه موارد متاسفانه ازدواج هایی صوت گزفته که شایسته نبوده و نسل هایی از این نکاح های غیر شایسته در جامعه اون وقت پدیدار شد که بعد ها در طول تاریخ منشأ بسیاری از دشمنی ها با اهل بیت پیامبر اکرم (ص) گردید

انواع ازدواج در وقت جاهلیت پیش از اسلام

در وقت جاهلیت عرب پیش از اسلام ،چندین نوع ازدواج در میان امت عرب مرسوم بوده که البته تنها یک نوع از این انواع ازدواج هاصحیح و شرعی بوده و در بقیه موارد متاسفانه ازدواج هایی صوت گزفته که شایسته نبوده و نسل هایی از این نکاح های غیر شایسته در جامعه اون وقت پدیدار شد که بعد ها در طول تاریخ منشأ بسیاری از دشمنی ها با اهل بیت پیامبر اکرم (ص) گردید

ما در این مبحث به خاطر آشنایی بهتر شما عزیزان باوضعیت اون وقت جامعه جاهلیت و کار عظیمی که پیامبر اکرم (ص)دراون روزگارانجام دادند و ائمه (ع) هم راه ایشان را ادامه دادند و از طرف دیگر آشنایی با تاریخ پیش از اسلام به عنوان یک مسلمان ، لازم دانستیم که به طور ضمنی و کلی اشاره ای به این نوع ازدواج ها داشته باشیم تا بفهمیم که اسلام واقعا چه کار عظیمی انجام داده هست و چرا ازدواج شرعی را فقط به 2 نوع ازدواج منحصر کرده هست ؟! مگر قبل از اون چه بوده و چه نسل هایی از این ازدواج ها پدید آمده اند

انواع نکاح در اون وقت به شرح زیر بوده هست که برای هر نوع از این ازدواج ها نمونه های بسیاری در تاریخ ذکر شده هست :

1 ــ نکاح صحیح : این نوع ازدواج در میان باوقتدگان حضرت اسماعیل (ع) واجداد پیامبر گرامی اسلام (ص )رایج بود

و تنها ازدواج صحیح اون وقت بوده هست .

این نوع نکاح ، همانند ازدواج های شرعی امروزی بود که مردی پیش پدر دخترمی رفت و از وی خواستگاری می کرد وپدر دختر هم او را به عقد اون مرد در می آورد و خطبه عقد خوانده می شدو ازدواج صورت می گرفت .

2 ــ نکاح هستبضاع :

نکاح هستبضاع یعنی مردی برای اصلاح نسل خویش ،همسرش را در اختیار بیگانگان ، مثلا بزرگ قبیله برنامه دهد .

3 ــ نکاح جمعی :

در این نوع ، یک گروه مشخص چند نفری از مردان با یک زن ارتباط داشتند و اگر اون زن صاحب فرزندی می شد ،

همه اون مردها را جمع می کرد و می فرمود که این فرزند شبیه فلان کس هست ، پس فرزند اوست و اون مرد را به عنوان پدر اون بچه محسوب می کردند

4 ــ ازدواج پرچمداران ( صواحب الرّایات)

زنانی در اون وقت در مکه زندگی می کردند که بر سردر خانه هایشان « پرچم » نصب می کردند و این کار انها این مفهوم را داشت که هر مردی می تواند با این ها ازدواج کند و ارتباط بربرنامه کند

5 ــ نکاح شغار:

نکاح شغار به این صورت بود که یک مردی به مرددیگری می فرمود که مثلا من خواهرم را به تو می دهم و مهریه اش این باشد که توهم خواهرت را به من بدهی و هیچ صحبت دیگری در میان نبود .

این هم نوعی از ازدواج وقت جاهلیت

عرب بود که مهریه برداشته می شد و فرد هم باید عین همان کار را برای شخص مقابلش انجام می داد .
6 ــ نکاح مقت :
این نوع ازدواج یعنی در تملک گرفتن همسر پدر .

این نکاح بسیار مشکل ساز بود و به این صورت بود که اگر مردی از دنیا می رفت که چند همسر داشت ، پسر این پدر به مادر خودش کاری نداشت ،

ولی بقیه همسران پدرش را به ارث می برد و یا مالکیت اونها را به دست می آورد که یا خودش می توانست با اونها ازدواج کند و یا اونها را به ازدواج مردان دیگر در می آورد ؛در صورتی که الان حکم اسلام این هست که 3همسر دیگر پدر هم به زید محرم می شوند و حکم مادر را برای اونهادارد

7ـــ نکاح بدل :
در این نوع ازدواج ، متاسفانه ، مرد متاهلی به امتتاهل دیگری پیشنهاد می داد که زن هایشان را با همدیگر عوض نمايند !


دراينجا خالي ازلطف نيست كه اشاره اي هم به جایگاه زن در عصر جاهلیت كنيم :


زنان عرب در دوره‏ى قبل از اسلام، نه تنها از حقوق اوليه انسانى بهره‏اى نداشتند، بلكه از هر حيوانى پست‏تر و زبون‏تر به شمار مى‏رفتند.

با زنان و دختران، مانند چهارپايان رفتار مى‏كردند و اونان را به صورت كالا در معرض خريد و فروش برنامه مى‏دادند.



زنده به گور كردن دختران در ميان پاره‏اى از اعراب به ايشانژه طايفه اسد و تميم رواج داشت.

اينان، به خاطر حماقت و نادانى، دخترانشان را زنده به گور مى‏كردند.



اين عمل جنون‏آميزشان بدان خاطر بود كه مبادا دخترانشان در جنگ به اسارت دشمن درآيند و موجب ننگ و عارشان گردند و نيز معتقد بودند، اگر دخترانشان با افراد بيگانه ازدواج كنند، سبب ازدياد نفوس‏شان گشته و در نتيجه به روزيشان اضافه کرده خواهد شد و اين، موجب شكست اينان مى‏شود، ولى قراون كريم علت اصلى كشتن فرزندان را فقر و ندارى و تنگدستى مى‏داند.



«فرزندانتان را از بيم تنگدستى مكشيد.

ما به اونان و به شما روزى مى‏رسانيم.»


در اين دو آيه شريفه علت اصلى فرزندكشى بيم ندارى و گرسنگى معرفى شده هست.



به هر حال، چه عامل اقتصادى و چه شرایط ديگر، هرچه باشد، سبب شدند كه زنده به گور شدن دختران در ميان اعراب جاهلى به صورت رسم و عادت درآيد و به ديگر قبايل سرايت كند.


5:

آیا پیامبر(ص) از سلاله حضرت ابراهیم(ع) می باشد؟ آیا حضرت ابراهیم(ع) عرب بوده هست؟

جواب

پیامبر اکرم(ص) از سلاله حضرت ابراهیم (ع) هست ولی حضرت ابراهیم علیه السلام عرب نبوده هست، وقتی حضرت اسماعیل وارد طایفه جرهم در اطراف مکه شد، با اونان ارتباط خویشی بربرنامه کرد و طایفه اونان را مستعربه می فرمودند.

در ضمن عرب بودن یا نبودن به دو معنا هست:
الف: لغت و زبان عربی داشتن
ب: نژاد عربی داشتن
پیامبر اکرم (ص) به معنای اول عربی بود و به معنای دوم از جانب پدر غیر عربی و از نژاد حضرت ابراهیم(ع) محسوب می شود.

البته عرب جاهلی دو دسته بودند:
1- قحطانیان، فرزندان یعرب بن قحطان و بومیان یمن و جزیره العرب بوده که عرب عاربه نامیده می شدند.


2- عدنانیان، فرزندان حضرت اسماعیل بن ابراهیم(ع) بوده که نتیجه ازدواج حضرت اسماعیل(ع) با طایفه جرهم بوده و اینان را عرب مستعربه [1] می گویند و طوایف فراوانی از اونان پدید آمد که معروف ترین اونها همان قریش هست و بنی هاشم از قریش می باشند.



[1] یعنی کسانی که در اصل عرب نیستند.


6:

از میان صدوبیست و چهار هزار پیامبر، فقط چهار تن از اون ها عرب بوده اند.
امتیاز خبر: 96 از 100 تعداد رای دهندگان 13085


خبراونلاین: از میان صدوبیست و چهار هزار پیامبر، فقط چهار تن از اون ها عرب بوده اند.

در کتاب بحار الانوار، جلد 74، حدیثی از رسول خدا آمده هست که: حضرت محمد مصطفی( سلام خدا بر او باد) به ابوذر غفاری فرمودند: «از میان پیامبران چهار تن، عرب بودند: هود،صالح، شیث و پیامبر تو محمّد»

همچنین در جلد 70 بحار الانوار درباره آخرین پیامبری که وارد بهشت می شود، امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «آخرین پیامبری که وارد بهشت می‏شود؛ سلیمان بن داود علیه السلام هست و این به دلیل مال و ثروت و سلطنتی هست که در دنیا به او داده شد»

7:

بت های عربامت عرب به خصوص قریش «الله» را خدای بزرگ و خالق آسمان و زمین و مدبر عالم و فرستنده باران می دانستند، و هنگام بردن نام او می فرمودند: «بسمک اللهم» یعنی به نام تو ای خدا که در اسلام به جای اون «بسم الله الرحمن الرحیم» نخستین آیه سوره مبارکه قراون مجید آمد.
در عین حال قریش بت هائی داشتند که اونها را مظاهر خدای واقعی می دانستند.

در حقیقت چون دسترسی به «الله» نداشتند، بت ها را پرستش می کردند، و از اونها یاری می جستند، و می فرمودند: «این که ما بتها را می پرستیم به خاطر این هست که اینها ما را به خدای واقعی نزدیک می نمايند» .

(16)
چنان که پیشتر فرمودیم قبائل عرب قبلا پیرو دین حضرت ابراهیم بودند، و نخستین کسی که اونها را دعوت به بت پرستی کرد، عمرو بن لحی بود که بت «هبل» را از شام به مکه آورد، و قریش را به پرستش اون فرا خواند، و به دنبال اون قریش و سایر قبائل عرب بتها ساختند، و هر قبیله بتی را پرستید و بسیاری از اونها را در درون و بالای کعبه برنامه داده بودند.
قریش برای بتان خود نذر می کردند، و در مقابل اونها کرنش و قربانی می نمودند، و در جنگ و صلح اونها یاری می جستند.

حتی گاهی بعضی از اونها را بر هستری یا شتری سوار کرده، به میدان جنگ
[28]می آوردند، تا حضور اونها باعث پیروزی شان شود!
«الله» را یکتا و یگانه نمی دانستند، بلکه دارای زن و فرزند و دختران می پنداشتند.
از جمله بتان اونها «لات» و «منات» و «عزی» بود که اونها را دختران خدا می دانستند.

به همین جهت نسبت به اونها توجه مخصوصی داشتند.

«لات» خدای آفتاب و از سنگی سفید بود و معبد اون در طائف واقع در دوازده فرسخی مکه بود.

منات سنگی سیاه و خدای سرنوشت و مرگ بود، و معبد اون در محلی به نام «قدید» میان مکه و مدینه نزدیک بحر احمر برنامه داشت.

«عزی» خدای زهره و معبدش در «وادی نخله» بین طائف و مکه بود.

این خدایان اختصاص به قریش نداشتند، بلکه مورد پرستش همه قبایل بودند، ولی قریش در بزرگداشت اونها اهتمام خاصی داشت.

این احترام به خصوص نسبت به عزی بیشتر بود.

در مقابل بت عزی بود که قربانی انسان انجام می گرفت.
نقل می نمايند که «ابو احیحه سعد بن عاص» مردی از بنی امیه هنگام مرگ سخت می گریست، ابوجهل که برای عیادتش آمده بود، پرسید: علت گریه چیست؟ آیا از مرگ می ترسی که هیچ کس را از اون گریزی نیست؟ فرمود: نه، ولی از اون می ترسم که مبادا سپس من امت عزی را پرستش ننمايند! ابوجهل فرمود: امت عزی را بخاطر تو نمی پرستند که با مرگ تو از پرستش اون دست بردارند (17)
«هبل» نخستین بت عرب از عقیق سرخ و به شکل انسان بود.

دست راستش شکسته بود، و قریش دست دیگری از طلا برایش ساخته بودند!
[29]این بت را قریش در درون کعبه جا داده، و سخت به وی دل بسته بودند.
غیر از هبل بت های دیگری هم در کعبه از اون قریش و سایر قبایل عرب وجود داشت، تا 360 بت به عدد روزهای سال که نسبت به اونها مراسم طواف و مسح و قربانی معمول می شد.

علاوه بر این بت ها که نام بردیم و می بریم، اعراب بت پرست در خانه های خود نیز بتانی از جنس های مختلف داشتند که چون وارد خانه می شدند به دور اون طواف می کردند، و در موقع مسافرت با اون وداع نموده، و برای سلامتی و بازگشت خود یاری می جستند یا با خود به سفر می بردند! گذشته از بت «هبل» که عمرو بن لحی در جنب کعبه برنامه داده بود، پس از اون نیز قریش بت های «اسافه» و «نائله» در کنار کعبه گذاشتند، و برای اونها احترام خاصی قائل بودند.
غیر از بت های یاد شده که در خانه کعبه یا در کنار کعبه برنامه داشت، قریش بت «مجاور الریح» را در کوه صفا و بت «معطم الطیر» را در کوه مروه مقابل کعبه برنامه داده و به پرستش اونها می پرداختند.

علاوه بر قبایل عرب در نقاط مختلف هم بت های مهمی داشتند که بعضی خصوصی و بعضی دیگر تعلق به همه قبایل داشت.
ود بت قبیله بنی کلب و قضاعه، در محلی به نام «دومة الجندل» واقع در سر راه مدینه به اردن، و نسر بت قبیله حمیر و همدان در صنعا پایتخت یمن، سواع بت قبیله کنانه، عزی بت قبیله غطفان، ذوالحفله بت قبیله بجیله و خثعم، و فلق بت قبیله طی بود که در نقطه ای به نام «حبس» جای داشت.
همچنین بت قبیله ربیعه و ایاد ذوالکعباب در سنداد واقع در عراق، و لات بت قبیله ثقیف در طائف، و منات بت قبیله اوس و خزرج در فدک
[30]نزدیک خیبر کنار دریای سرخ بود.

بت ذوالکفین از اون قیله دوس، و بت سعد تعلق به قبیله بکر بن وائل و شمس بت قبیله بنی عذره، و رئام بت قبیله ازد بود.
قبایل بت پرست عرب هر ساله برای زیارت خانه کعبه و انجام مراسم حج که از وقت حضرت ابراهیم و اسماعیل مانده بود دو بار به مکه می آمدند، و با این که بت پرست شده بودند، روی تعصب خاص عربی اون مراسم را محترم می شمردند و اون را معمول می داشتند.
بت پرستان عرب در نقاط مختلف قبل از حرکت به سوی مکه نخست در مقابل بت های خود ایستاده و ادای احترام می کردند، سپس رهسپار مکه می شدند (18)
اونها قبل از سفر و هنگامی که به جنگ می رفتند نیز در مقابل بت های خود کرنش نموده و با اونها تودیع کرده و با فتح و پیروزی بر دشمن یاری می جستند.
با این وصف کعبه و مکه به عنوان یادگار ابراهیم و اسماعیل احترام خود را حفظ کرده و در نظر تمامی قبائل عرب مقدس ترین مکانها بود.
16- (ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفا - سوره زمر آیه 3) 17-(الاصنام - کلبی - ص 23 به نقل از تاریخ اسلام دکتر عبد الحسین زرین کوب.)18-(تاریخ یعقوبی ج 1 ص 295)

8:

11 امام توسط عرب ها به شهادت رسیدند اعراب قاتل امامان معصوم علیهما السلام بودند.

خدا می فرماید اگر قراون به زبانی غیرعربی می امد محال بود این قوم عرب جاهل متعصب اسلام بیاورند.


9:

در حال حاضر که برعکسه و ما اعراب جاهل ال یهود سعودی را باید نجات دهیم


حدیث داریم در اخرالوقت اعراب جاهل از دور امام عصر علیه السلام پراکنده شده و ایرانیان شیعه دور انها را می گییرند.


10:

اینن احمقانه وهابی های احمق سعودی کی از بین می رود؟ 1500 سال دیگر در حماقت احمقانه خود غوطه ورند؟

11:

ادیان اعراب (...) جاهلی پیش از اسلام


حق چند شوهری برای زنان آریایی در قوم آریا ! حق چند شوهری برای زنان آریایی در قوم آریا ! فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > کلیات > مباحث تحقیقی
(cached) 1- دین ابراهیم علیه السلام، (حنیف): پیروان این دین در بین قبایل و امت جزیره العرب پراکنده بودند.



2- یهود: یهودیان پیروان حضرت موسی علیه السلام در یمن، وادی القری، خیبر، یثرب «مدینه» ساکن بودند و در بین قبایل بنی قریظه، بنی نضیر از این آیین پیروی می کردند.



3- مسیحیت: مسیحیان پیروان حضرت عیسی علیه السلام در شمال جزیره العرب در قبایل تغلب، غسان، قضاعه و در جنوب در منطقه یمن ساکن بودند.



4- صابئیان: (صابئان - صابئیان پیروان آیین توحیدی بوده اند که نه در ردیف یهودیان به شمار می رفته نه مسیحیان، این گروه دارای فرقه های گوناگون هستند که به مرور وقت به سمت بت پرستی کشیده شده اند برخی از اونان ماه و ستاره می پرستند و پاره ای ملائکه را عبادت می نمايند) پیروان این دین در پیش از اسلام، در شمال عراق و یمن می زیسته اند.



5- زردشتیان (پیروان زردشت ): اونان در شمال شرقی حجاز می زیسته اند.



6- ماه پرستی: در قبیله کنانه

7- ستاره پرستی: در قبائل لخم، طی، قیس، اسد رایج بوده هست.



8- جن پرستی در قبیله بنی ملیح

9- بت پرستی

پیش از اسلام بت پرستی دین رائج اعراب بوده هست.

اهل هر خانه برای خود بتی داشتند که هنگام سفر یا در بازگشت از سفر ابتدا اونرا زیارت می کردند.

هر قبیله یا گروه بتی در کعبه و اطراف اون داشت که اون را می پرستیدند و اون را طواف می کردند و نزد اون قربانی می کردند.



بت های معروف اعراب:
1) مناة: بت بزرگ اوس و خزرج ( دو قبیله بزرگ امت مدینه) و اطراف شهر مدینه.


2) عزی: بت قریش و بنی کنانه در محلی به نام نخله.


3) هبل: بت بزرگ امت مکه و قریش که در کعبه نهاده بودند.


4) اساف و نائله: دو بت مکیان که نزدیک چاه زمزم نهاده بودند و نزد اونان قربانی می کردند.


5) لات: بت قبیله ثقیف که در طائف بوده هست.



منابع:
سیرة النبویه ج 1 ص 85 تا 91، فروغ ابدیت ج 1 ص 43، محمد خاتم پیامبران ص 42، نهج البلاغه، عبده خ 25، 187، 91

12:

آیا می دانید که پیامبر اسلام اصالتی ایرانی داشته هست .

پیامبر اسلام محمد صل الله عرب نیست


حق چند شوهری برای زنان آریایی در قوم آریا !

عکس رادولف لنرت

پیامبر اسلام محمد مصطفی (ص) ایرانی الاصل هست!!!


عکس رادولف لنرت

پیامبر اسلام محمد مصطفی (ص) ایرانی الاصل هست!!!

سخن عشق
شاید تا به حال این موضوع را نشنیده باشید خودم هم وقتی شنیدم جدی خیلی تعجب برم داشت
سر کلاس دکتر بزرگوار آقای عارفی بودیم .

این روحانیه بزرگوار شروع به درس دادن کرد و بحث به سمت زبان فارسی و عربی رفت و ایشان فرمودند زبان عربی را از عرب جدا کنید و در ادامه فرمودند که پیامبر (ص) ما در اصل ایرانی هست.
دلیل ایشان را هم من مختصرا میاورم
قبیله قریش که پیامبر(ص) از این قبیله بوده اند در اصل خود به حضرت اسماعیل(ع) فرزند حضرت ابراهیم (ع) برمیگردد این را همه میدانیم
حضرت ابراهیم در بین النهرین زندگی میکردند بین النهرین در اون وقت درست وسط ایران یعنی تیسفون بوده هست وقتی که بابل پایتخت ایران بوده
اسم حضرت ابراهیم (براهیم) بوده که ایرانی هست و پس از هجرت به فلسطین به زبان عبری شد ابراهیم و حضرت اسماعیل و اسحاق اسمشان عبری هست.
حضرت ابراهیم دو زن داشتند به نامهای سارا که نماد اسم فارسی هست(دارا و سارا) و بانوی دیگر ایشان اوناهیتا بوده
اونا به معنی "نه" وهیتا یعنی"پلیدی" یعنی نه پلیدی ،پاکی طیب و طاهر
اوناهیتا نام مادر حضرت اسماعیل هست که به واسطه مهاجرت هایی که با حضرت ابراهیم داشته اند لقبشان هاجر یعنی "هجرت نماينده" نام گرفت
پس نسل پیامبر بزرگوار ما در اصل ایرانی هست
در ضمن ایشان از یک راه دیگر این را به اثبات رساندند از سخنان خوده عربها چه شیعه وچه سنی بر پايه روایات
درست یادم نیست دوستانی که میدانند بگویند
پیامبر(ص) فرمودند : أنا من العرب ولیس العرب منی
من از از عربم ولی عرب نیستم
که اهل سنت در این دست برده و لیس را به لیث تبدیل کرده و ترجمه کرده اند که من از عربم وشیر عرب ازمن هست یعنی حضرت علی (ع) که ما بیخیال این موضوع بشیم
و در جایی دیگر آمده که عربها به دو دسته قحطانی (عرب اصیل ) و عدنانی(عرب شده) تقسیم میشوند که این هم دال بر عرب نبودن پیامبر (ص) هست.




13:

آيا پيامبر اسلام(ص) اصالتا عرب بودند؟
عرب بر دو قسم هست: عرب عاربه و عرب مستعربه.
عرب عاربه به معناي عرب خالص هست و عرب مستعربه، عرب غير خالص هستند.(صحاح اللغه جوهري، ماده عرب).

در مجمع البحرين در ماده عرب آورده هست كه عرب مستعربه، عرب هايي هستند كه به زبان حضرت اسماعيل(ع) سخن فرموده اند.

جوهري در صحاح اللغه فرموده هست كه اولين كسي كه به زبان عربي سخن فرمود يعرب بن قحطان هست و ريشه همه قبايل عربي يمن همين شخص هست.

(صحاح اللغه، ماده عرب).

در مجمع البحرين اين ديدگاه جوهري را آورده هست.

در كتاب لسان العرب هم آورده هست كه اولين كسي كه خداوند زبان او را به زبان عربي به سخن آورد، يعرب بن قحطان هست و اين يعرب پدر و ريشه قبايل يمن هست و همين قبايل يمني را عرب عاربه مي گايشانند.(لسان العرب، ماده عرب).

در لسان العرب فرموده هست كه حضرت اسماعيل در ميان عرب عاربه نشو و نما يافت و به زبان اونان سخن فرمود و اسماعيل پدر و ريشه عرب مستعربه هست.(لسان العرب، ماده عرب).

بر پايه اونچه كه مورخان و نسب شناسان فرموده اند، امت شبه جزيره حجاز در يك تقسيم بندي كلي به دو قسم تقسيم مي شوند: جنوبيان و شماليان.

همه قبايل ساكن در يمن و اطراف اون را قبايل جنوبي و قبايل ديگر را كه در جاهاي ديگر حجاز ساكن بودند قبايل شمالي مي نامند.

قبايل جنوبي به يعرب بن قحطان مي رسند و به اين خاطر اين قبايل را قحطانيان هم مي نامند.

قبايل قحطاني را عرب اصيل و خالص مي گايشانند و اولين بار در ميان اينها زبان عربي كنوني پيدا شد.(اين اطلاعات را مي توانيد در اين كتابها ملاحظه كنيد: صحاح اللغه، لسان العرب و مجمع البحرين.

تاريخ اسلام، ج 1، ص 86 نوشته جعفريان، فروع ابديت، ج 1، ص 16، چاپ اول، سيره ابن هشام، ج 1، ص 1 به بعد، چاپ مهر، اسلام و عقايد و آراء بشري، ص 237 به بعد، قبيله قريش، نوشته دكتر خضير عباس الجميلي، ص 48 به بعد، تاريخ العرب القديم، نوشته شيخ احمد مغنيه، ص 6 به بعد، تاريخ العرب في الجاهليه نوشته دكتر رشيد الجميلي، ص 24 به بعد و نسب معد و اليمن، نوشته ابوالمنذر كلبي و غير اينها).
از قبايل يمني قبيله اي به نام قبيله جرهم به حجاز كوچ كردند و در حجاز مستقر شدند.

حضرت ابراهيم، همسرش و پسرش اسماعيل را به مكه آورد و در اونجا اسكان داد و رفت.

هاجر و بچه كوچكش اسماعيل در اون بيابان تنها بودند و قبيله جرهم اونها را در اونجا ديدند و در همان جا ماندند.

حضرت اسماعيل در ميان قبيله يمني جرهم كه زبانشان عربي بود، رشد كرد و از بچگي زبان عربي را مانند زبان مادري ياد گرفت.

پس از اون فرزندان حضرت اسماعيل همه به زبان عربي سخن مي فرمودند.

در طول وقت نسل حضرت اسماعيل رو به فزوني گذاشتند و قبايل زيادي به وجود آمدند.

اين قبايل را عرب مستعربه مي گايشانند.
اگر از حضرت اسماعيل آغاز كنيم و به طرف پيامبر اسلام بشماريم به شخصي به نام عدنان مي رسيم.

همه قبايل شمال را كه عرب مستعربه هستند، قبايل عدناني هم مي گايشانند:
حضرت اسماعيل = نابت = يشجب = يعرب = تيرح = ناحور = مقوم = ادد = عدنان = معد = نزار = مضر = الياس = مدركه = خزيمه = كنانه = نضر = مالك = فهر = غالب = لايشان = كعب = مره = كلاب = قصي = عبد مناف = هاشم = عبد المطلب = عبد الله = حضرت محمد(ص).
همانطوري كه ملاحظه مي كنيد پيامبر اسلام(ص) با بيست و يك واسطه به عدنان مي رسد و بر اين پايه پيامبر ما عدناني هست و همه قبايل عدناني، عرب مستعربه هستند و با اين محاسبات، پيامبر اسلام(ص) در اصل عرب نبودند و جد بيست و هشتم اون حضرت عرب شده هست.(اين اطلاعات، در همان منابع و مآخذ آمده هست).
به اين نكته بايد توجه داشته باشيم كه نسل همه انسان ها به حضرت آدم(ع) مي رسد و همه انسان ها از يك نفر هستند و از نظر اديان الهي، ارزش انسان ها به كمالات الهي هست و نژاد و قوميت، ارزش الهي نيست.
اين نكته را هم يادآوري مي كنيم كه در كتاب «تاريخ تحليلي اسلام» نوشته دكتر سيد جعفر شهيدي، عرب قحطاني و عرب عدناني، به شكل ديگري معرفي شده اند.

در اين كتاب عرب قحطاني را عرب ناخالص و عرب عدناني را عرب خالص معرفي كرده اند در حالي كه بر عكس اين هست و عرب قحطاني عرب خالص هستند و عرب عدناني عرب غير خالص هستند.

پيامبر اسلام(ص) به عرب عدناني مربوط هست و در نتيجه عرب ناخالص مي شود.
[عرب بودن پيامبر(ص)] [اجداد پيامبر(ص)]

14:

در هند 200 میلیون مسلمان وجود دارد اما حجاز 10 میلیون وهابی احمق دارد.


15:

در حرام زادگی ال جهود (ال سعود) دست همه را از پشت بسته اند و تو حق نداری لقب کشور مورد علاقت حجاز وهابی حرام زاده را بر کشور مقدس هند بگذاری

بله قبلا اقوام مهاجر ترک الت پرست بودن
تاریخ دیرین ترکان (الت پرستی در میان ترکان)
ایا ترکان الت پرست بودند؟این مطلب در مورد نژاد اصیل ترکان یعنی نژاد زرد هست و شامل ترک زبانهای اذری نمیشود.

که از یک منبع تاریخی برداشت شده هست.



آلت پرستی دین پیشین ترکان بوده هست پیش از اونکه ایرانیان اونها را به دینهای مانوی و مسیحی و بودایی و اسلام آشنا سازند چنانکه ابن فضلان نیز میگوید:

سفرنامه ابن فضلان (ترجمه سيد ابوالفضل طباطبائي، انتشارات شرق، 1345): «چون راه مزبور طي شد به قبيله اي از ترك ها به نام غزها (الغزيه) رسيديم.

اونان امتي

صحرانشين هستند و خانه موئي يا سياه چادر دارند و هميشه در حركت اند...

اين امت زندگي صحرایی دارند و در رنج و مشقت به سر مي برند.در عين حال مانند الاغ

گمراه اند، به خدا ايمان ندارند و فاقد عقل و شعورند و هيچ چيز را نمي پرستند.

فقط بزرگان خود را ارباب مي خوانند.

وقتي يكي از ايشان بخواهد با ریيس خود در كاري

مشورت كند مي گايشاند:«اي خدا، در فلان كار چه كنم؟» ايشان در كار خايشانش با يكديگر مشورت مي كنند اما وقتي در امري اتفاق نمودند و رايشان اون تصميم گرفتند، يكي از

پست ترين و فرومايه ترين اونان از ميان شان برخاسته، قرارشان را بر هم مي زند!

موضوع لواط نزد ايشان بسيار مهم هست.

مردي از اهل خوارزم به منطقه «گوذركين» كه جانشين پادشاه ترك هست، وارد شد و چندي براي خريد گوسفند نزد دوست خود

اقامت نمود.

ميزبان ترك پسر بي ريشي داشت.

مرد خوارزمي همچنان به او اظهار علاقه مي نمود تا او را به ميل خود حاضر و تسليم ساخت.

...

فرداي اون روز با مردي از ترك ها كه بسيار زشت و بدقيافه و رذل و پليد بود و پوشش ژنده اي را در بر داشت برخورديم.

اون روز باران سختي ما را گرفته بود.اون مرد

فرمود:«بايستيد.» تمام قافله كه شامل قريب سه هزار چهارپا و پنج هزار مرد بود از حركت ايستاد.اون گاه فرمود:«هيچ يك از شما حركت نكند».

همگي دستور او را اطاعت

نموده ايستاديم و به او فرموديم: «ما دوستان گوذركين هستيم.» او پيش آمده خنده اي كرد و فرمود: «گوذركين كيست! ........

گوذركين.» سپس فرمود: «پكند».

به زبان

خوارزمي يعني نان.

من چند گرده نان به او دادم و اون ها را گرفت وفرمود: «برايشاند به شما رحم كردم» ...

نزد قبيله باشقرد: اين جماعت شرورترين و كثيف‌ترين ترك‌ها و سخت‌ترين ايشان در آدم‌كشي مي‌باشند.

[ناگهان مي‌بينيد] مردي مرد ديگر را به زمين انداخته سر او را مي‌بُرد

و اون را برمي‌دارد و بدن‌اش را رها مي‌كند.

اون‌ها ريش خود را مي‌تراشند و شپش مي‌خورند.

بدين شكل كه درزهاي نيم‌تنه‌ي خود را جست‌وجو كرده، شپش‌ها را با دندان جايشانده،

مي‌خورند ….......



16:

چند همسری متعلق به اعراب هست و زیبا ترین شوهر میشد پدر بچه ها

17:

در صحیح بخاری از عایشه نقل می کند که: در جاهلیت عرب چهار نوع زناشویی وجود داشته هست.

یک نوع همان هست که امروز معمول و جاری هست که مردی به وسیله پدر دختر از دختر خواستگاری می کند و پس از تعیین مهر با او ازدواج می کند و فرزندی که از اون دختر پیدا می شود از لحاظ تعیین پدر تکلیف روشنی دارد.
نوع دیگر این بوده که مردی در خلال ایام زناشویی با زنی خود وسیله زناشویی او را با مرد دیگری برای یک مدت محدود فراهم می کرده هست تا از او برای خود نسل بهتری به وجود آورد، به این ترتیب که اون مرد از زن خود کناره گیری می کرد که خود را در اختیار فلان شخص معین بگذارد و تا وقتی که از اون مرد آبستن نمی شد به کناره‏گیری خودش ادامه میداد، همینکه روشن میشد آبستن شده با او نزدیکی میکرد.

این کار را در مورد کسانی می‏کردند که اونها را برای تولید فرزند از خود شایسته تر میدانستند.

و در حقیقت اینکار را برای بهبود نسل‏ و اصلاح نژاد انجام می‏دادند، این نوع زناشوئی را که در واقع زناشوئی در خلال ایام زناشوئی دیگر بود نکاح هستبضاع می‏نامیدند.
نوع دیگر زناشوئی این بود: گروهی که عده‏شان کمتر از ده نفر می بود با یک زن معین رابطه بربرنامه می‏کردند، اون زن آبستن میشد و فرزندی بدنیا می‏آورد، در این وقت اون زن همه اون گروه را نزد خود دعوت میکرد و طبق‏ عادت و رسم اون وقت اون مردان نمی‏توانستند از آمدن سرپیچی نمايند، همه‏ می‏آمدند، در این هنگام اون زن هر کدام از اون مردان را که خود مایل بود به عنوان پدر برای فرزند خود انتخاب می‏کرد و اون مرد حق نداشت از قبول اون‏ فرزند امتناع کند.

به این ترتیب، اون فرزند، فرزند رسمی و قانونی اون مرد محسوب میشد.

نوع چهارم این بود
که زنی رسما عنوان " روسپی گری " داشت، هر مردی‏ بدون هستثناء می‏توانست با او رابطه داشته باشد، اینگونه زنان معمولا پرچمی بالای خانه خود میزدند، و با اون علامت شناخته میشدند، اینچنین‏ زنان پس از اون که فرزندانی به دنیا می‏آوردند همه مردانی را که با اونها ارتباط داشتند جمع می‏کردند و اون گاه کاهن و قیافه شناس می‏آوردند، قیافه‏ شناس از روی مشخصات قیافه رأی می‏داد که این فرزند از اون کیست، و اون‏ مرد هم مجبور بود نظر قیافه شناس را بپذیرد و اون فرزند را فرزند رسمی و قانونی خود بداند.
همه این زناشوئی‏ها در جاهلیت وجود داشت، تا خداوند محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را به پیغمبری برگزیدند و او همه اونها را جز اونچه اکنون‏ معمول هست، از میان برد ".

از اینجا معلوم میشود که رسم چند شوهری در جاهلیت عرب وجود داشته‏ هست.منتسکیو در روح القوانین میگوید: " ابوالظهیر الحسن، جهانگرد عرب، در قرن نهم میلادی که به هندوستان و چین رفت این رسم را ( چند شوهری ) مشاهده کرد و اونرا دلیل بر فحشا شمرد .(۵)

بهتره بی ابرویی تو جای دیگه ایی فریاد بزنی

18:


19:




زن در دوره‎ی ساسانی






چند تن از زنان نامدار دوره‎ی ساسانی را نام می‎بریم :

«دینک» : مادربزرگ اردشیر بابکان // «دینک» : همسر یزدگرد دوم که لقب «بانبشنان بانبشن» به معنی «ملکه‎ی ملکه‎ها» داشت //


«گردیه» : خواهر بهرام چوبین // «پوراندخت» : دختر خسروپرویز که پادشاه ایران بود // «آزرمیدخت» : دختر خسروپرویز که پادشاه ایران بود.


****


نکته‎ی بسیار بسیار مهمی که در مورد حکومت ساسانی باید در نظر گرفته شود این هست که دوران فرمانروایی این سلسله ،


یکی از ویژه‎ترین و پیچیده‎ترین دوره‎های تاریخ ایران به لحاظ دینی و ایدئولوژیک بوده هست.


«ایران ساسانی» ، جشنواره‎ی ادیان و مکاتب گوناگون بوده و باعث شده هست که تشخیص ادیان در این دوره ، بسیار دشوار باشد :


1.

دین زرتشت (=مزدایی) : که از دیرباز در ایران وجود داشته و در دوران ساسانی نیز دین اول کشور بود.


2.

دین مانی : که در وقت شاپور یکم ظهور کرد و تأثیر فوق‎العاده‎ای در رویدادهای وقت ساسانیان داشت.


3.

دین مزدک : در وقت قباد اول ظهور کرد و همانند دین مانی ، در رویدادهای این دوره ، بسیار مؤثر بود و برخی اون را ادامه‎ی دین مانی می‎دانند.


4.

دین زروانی : این دین ، با اینکه همانند دین زرتشت از وقت‎های کهن در ایران وجود داشت اما پیروان این دین ، در دوره‎ی ساسانی فعالیت خود را


بسیار افزایش دادند.

این دین تأثیر شفرمود‎انگیزی بر روی دین مانویت نهاد تا جایی که می‎توان مانویت را انشعابی از زروانیسم دانست.

5.

دین میترایی : که همانند دین‎های زرتشتی و زروانی قدمت بسیاری در ایران دارد.


6.

دین مسیحیت : با اینکه از وقت اشکانیان با ایران ارتباط داشت اما به دلایلی در وقت ساسانیان ، این ارتباط پُررنگ‎تر شد.

7.

دین یهود : که یکی از ادیان کهن خاورمیانه به شمار می‎رود ، ارتباط تنگاتنگی با حکومت ساسانیان داشت.


8.

ادیان هندی : که از همسایه‎ی هزاران ساله‎ی ایران – سرزمین هند – برمی‎خاستند و طبیعتاً با ایران نیز سر و کار داشتند.


9.

و برخی دین‎های کوچکتر که به ویژه در غرب ایران و بین‎النهرین جریان داشتند و گاه ، اونها را زیرمجموعه‎ی دین‎های نامبرده به شمار می‎آورند.

برخی از این ادیان از جمله : زروانی و مانوی و مزدکی ، در طول مدت فرمانروایی ساسانیان – به ویژه اواخر اون – تأثیر بسیار شدیدی

در دین مزدایی بر جای نهادند که در متون باقی‎مانده از وقت ساسانیان ، کاملاً آشکار هست.


****


تقریباً تنها متن حقوقی باوقتده از دوران ساسانی ، متنی هست به نام «مادیان هزار دادستان» یا «مجموعه‎ی هزار داوری حقوقی» که


نویسنده‎ی اون شخصی به نام «فرخ مرد بهرامان» هست.


البته متون حقوقی دیگری نیز در دوران ساسانی وجود داشته‎اند اما متأسفانه به دست ما نرسیده‎اند.


در برخی از متون فقهی و تفاسیر اوستا نیز بنابر ضرورت‎های موضوعی ، مباحث حقوقی ، مورد اشاره برنامه گرفته‎اند.


نکته‎ی مهم درباره‎ی متن مادیان هزار دادستان این هست که این متن دربردارنده‎ی مجموعه‎ قوانین حقوقی نیست بلکه دربردارنده‎ی


فتواها و آرا و نیز اسناد حقوقی - فقهی هست که بنابر ضرورت ، در جریان دعاوی و دادرسی‎های حقوقی صادر شده هست.


به عبارت دیگر در اینکه این متن را به هیچ وجه نمی‎توان مجموعه قوانین حقوقی‎یی دانست که مقنن انشا کرده و برای


عمل در دسترس افراد و دادگاه‎ها برنامه داده باشد ، یعنی همان چیزی که در اصطلاح به اون «حقوق نوشته» و یا «حقوق مدون»


فرموده می‎شود ، تردیدی وجود ندارد ؛ بلکه باید اون را به نوعی «رویه قضایی» یا حقوق عرفی ، یعنی مجموعه تصمیمات محاکم


قضایی در موضوعی واحد دانست که در صورت وقوع موارد مشابه می‎توانست جهت صدور رأی مورد هستناد قضات دیگر نیز برنامه گیرد [1].

بر پایه‎ی این کتاب و دیگر متون زرتشتی ، چند نوع ازدواج در وقت ساسانیان رواج داشته هست به این شرح :

◄ «پادشاه زن» یا «پاتخشاییه» :
پادشاه زن به زن ممتاز هم معروف هست.

او یکی از زنان سوگلی و صاحب حقوق کامل محسوب می‎شد و او را زن‎پادشاهی (پادشاه زن)

یا زن ممتاز می‎خواندند.

پادشاه‎زن دختری بود که با رضایت پدر و مادر یا قیم خود در حال دوشیزگی به خانه‎ی شوهر می‎رفت و در

خانه‎ی شوهر دارای امتیازات خاصی بود و اولادی که از او به دنیا می‎آمدند در دنیا و عقبی از اون شوهر او بودند و

هر پادشاه‎زنی بانوی خانه (کدبانو) بوده هست.

او از نظر حقوقی و اقتصادی دارای قدرت بود به طوری که در ماتیکان هزار دادستان آمده

هست : شوهری که پادشاه‎زنِ خود را در تصرف مال معینی مجاز کرده یا قسمتی از اموال خود را تحت اختیار او برنامه داده باشد ،

اون زن نمی‎تواند در اداره تمام اموال شوهر دخالت کند.

این نشان می‎دهد که پادشاه‎زن در تمام اموال شوهر حق مداخله و دخل و تصرف

داشته هست ، مگر اینکه شوهر این حق را از او سلب نماید.

در ضمن شوهر موظف بود تا مادام‎العمر زن ممتاز خود را نگهداری کند.

◄ ازدواج ایوک زن :
ایوک‎زن یا اوگ‎زن به دختری فرموده می‎شد که تنها فرزند خانواده والدین خود بود و هنگامی که شوهر می‎کرد می‎بایستی نخستین پسر خود

را به والدین خویش می‎داد تا اجاق خانواده‎اش خاموش نگردد.

در کتاب ماتیکان هزار داتستان آمده هست : مردی که فرزند او منحصر به یک دختر باشد ،

اون دختر موظف هست با عقد نکاح ایوک‎زنی با مرد دیگری ازدواج کند و شرط نکاح ایوک‎زنی این هست که اون دختر مکلف هست

نخستین پسر خود را به نام‎گاه پدر خود درآورد و ارث پدر را به اون پسر تفویض نماید.



◄ ازدواج «چکرزن» یا «چغرزن» :
چکرزن یا چاکرزن یا زن خدمتگزار نیز فرموده‎اند.

این زن را به دو گونه تعریف کرده‎اند : یکی اونکه به زنی بیوه که سپس وفات شوهر خود با مرد

دیگری ازدواج کند ، چکرزن گویند و دیگر اینکه ظاهراً کنیزان زرخرید و زنان اسیر جزء طبقات چاکرزن بوده‎اند.

مقام این دسته از زنان از پادشاه‎زن پایین‎تر و بیشتر مقام دوم را در خانواده دارا بود و مهریه به او تعلق می‎گرفت و او می‎بایستی در خدمت

پادشاه‎زن باشد.

ازدواج با چاکرزن در دین زرتشتی یک عمل خیر بوده هست.





◄ ازدواج خودسرای زن یا خودسرزن :
این ازدواج متعلق به دختری بود که بدون اجازه‎ی والدین شوهر می‎کرد.

عقد چنین دختری شرعی و قانونی بود اما او از ارث محروم می‎شد.



در داتستان نامه خودسرای زن را چنین تعریف می‎کند : اگر دختری بدون رضایت ولی خود با مردی ازدواج کند حقی به خانه‎ی پدر ندارد و

باید در خانه‎ی شوهر به سر برد.

موبد موظف هست عقد چنین دختری را به نام عقد خودسرزنی بگیرد و پدر می‎تواند او را از ارث محروم کند.

قسمت آخر این فرموده نشان می‎دهد که محروم‎شدن از ارث ، بسته به میل پدر بوده هست و خودسرای زن ، در صورتی که پدرْ او را

از ارث محروم نمی‎ساخت ، می‎توانست از اون بهره بگیرد.





◄ ازدواج سترزن یا سوترزن :
اگر مردی جوان پیش از اونکه ازدواج کند وفات می‎یافت ، از طرف فامیل مرد به دختری بیگانه و یا حتی همان دختر جهیزیه می‎دادند

تا با مردی دیگر ازدواج کند.

این زن در اون دنیا متعلق به متوفی بود.

در ماتیکان هزار دادستان فرموده شده هست سترزن را نباید از هدایای عروسی

یا ارث و دارای شوهر محروم ساخت.




◄ ازدواج هستقراضی :
در وندیداد در ارتباط با این ازدواج آمده هست : اگر ایدر مردان هم‎دین رسند یا برادران و دوستان [و] خواهش خواسته نمايند یا خواهش زن نمايند یا

خواهش فرد نمايند اگر خواهش خواسته نمايند هم ایدر خواسته (=مال ، پول) را بیاورند.

اگر خواهش زن نمايند برسانند زن را

به نکاح [اونان].

اگر خواهش فرد نمايند برسانند یا بیاموزند [دانش] کلام مقدس را./

در این ازدواج شوهر حق دارد زن اصلی خود را به مرد دیگری که به جهت پرستاری کودکان خود ، بدون تقصیر شخصی ، نیازمند به یک زن هست و

علاقه به داشتن زن را به وجه پسندیده‎ای اظهار بدارد ، به طور موقت به همسری بدهد [2].

چنانکه در آغاز جستار فرمودیم ، در دوره‎ی ساسانی ، بینش‎های ادیان دیگر تأثیر چشمگیری بر متون زرتشتی نهاد و یک نمونه‎ی اون همین

«ازدواج هستقراضی» هست و چنانکه بسیاری از پژوهشگران اشاره کرده‎اند و با دقت در مضمون اون نیز آشکار می‎شود ،

از تأثیرات مکتب مزدکی هست [3].


در مادیان هزار دادستان آمده هست:
{ زروانداد گشن - جم فرموده هست که چنانچه مردی به دختر خویش بگوید که «برو و سرپرستی بهمان کس را بکن» دختر مختار هست که

(این کار را) نکند زیرا این امر چنان هست که (پدر) به او بگوید که «برو و همسری بهمان مرد را بکن» و چنانچه (دختر این کار را) نکند اختیار دارد.

} [4]













یادداشت‎ها :


1.

مادیان هزار دادستان ▬ فرخ مرد بهرامان ▬ برگردان : سعید عریان ▬ مقدمه : رویه‎های 17 و 19

2.

زن در ایران باستان ▬ فروغ علیزاده ▬ فشرده‎ای از رویه‎های 136 تا 140

3.

وندیداد (2 جلدی) ▬ هاشم رضی ▬ رویه‎ی 294

4.

مادیان هزار دادستان ▬ فصل 19 ▬ بند 3

20:

پرفسور سعید عریان :


بنابر مندرجات اوستا و آثار باوقتدۀ دینی در دورۀ میانه ، مطابق با آداب و سنن دینی زردشتیان پنج نوع ازدواج وجود داشته هست که به شرح زیر عبارتند از :


الف ) pādixšāy-zanīh : پادشازنی ؛ ازدواج دختر با رضایت والدین و رعایت تمام شرایط متعارف برای نخستین بار .

در این ازدواج مرد حق نداشت بدون رضایت زن خود ازدواج دیگری داشته باشد ...

ب ) čagar- zanīh ، چکرزنی : ازدواج زنِ بیوه یا زنی که از شوهر خود طلاق گرفته باشد و برای بار دیگر ازدواج کند .

ازدواج چنین زنی در دو صورت امکان پذیر بوده هست ،

الف : نازا بودن و عدم امکان برآوردن نیازهای زناشویی و یا ناتوانی در انجام امور خانه ؛
ب : در صورت درگذشت شوهر نخست .

بنابر نظر وست چنانچه زن از شوهر نخست فرزند نداشت به عنوان « ستورزن » انجام وظیفه می نمود و در این صورت نیمی از فرزندانش از شوهر دوم در این جهان و خود او در جهان دیگر به شوهر نخست متعلق بود .
در بندهش آمده هست که :

urwatadnar ud wxar-čihr az zan čagar ud abārīg az zan ī pādixšāy būd hēnd TD1, 202/16-17 .



« ( از فرزندان زردشت ) اوروتدنر و هورچهر از چکرزن و دیگران از پادشازن بوده اند » .




پ ) (ēk-zanīh = ( ēnōkēn ، یک زنی : ازدواج تنها دختر وارث پدر که فرزند او به نام پدرِ دختر نامزد می گشت .

این نوع ازدواج در صورتی تحقق می یافت که شخص فرزند و بویژه فرزند ذکور نداشته و بیم اون میرفت که نام خانوادگی او از میان برود .



ت ) stūr- zanīh ، ستورزنی : که در منابع بصورت satar- zanīh نیز آمده هست : عبارتست از ازدواج دختری با مردی با این شرط که فرزند اون ها به نام پسری که پیش از 15 سالگی و یا در سن بلوغ پیش ازدواج درگذشته باشد ، نامزد گردد .

البته کلیۀ هزینه ها و ایجاد امکانات این گونه ازدواج با والدین شخص از دست رفته بوده هست .

در واقع این نوع ازدواج به گونه ای فرزند خواندگی منجر می شد .

در این گونه ازدواج ممکن بود دو حالت پیش بیاید :
نخست این که جوان از دست رفته دارای خواهر یا خواهرانی باشد که در این صورت یکی از خواهران پس از ازدواج ، فرزند خود را به نام برادر از دست رفته نامگذاری می کرد ؛ دیگر اینکه جوان درگذشته دارای خواهری نبود که در این صورت نیز دختری را به ازدواج زنی که برای « ستورزنی » انتخاب می شد یا دارای شرایط زیر می بود :

- شوهر نداشته باشد و در آستانۀ ازدواج هم نباشد .
- کنیز نباشد
- از راه فساد امرار معاش نکند
- در خانواده ای سمت فرزند خواندگی نداشته باشد
فرزند خوانده متولد شده از این ازدواج واجد حق ولایت تامه و اختیار مطلق نمی شد .

ستوری یا قیمومت خود بر سه نوع هست :

- قیم فرزند موجود : عنوان زن ممتاز یا دختر یگانه بی شوهر .

این نوع قیمومت لزوم قهری داشته و نیازمند به قانونی خاص نبود .
- قیم فرزند منصوص : خاص فردی که از پیش بوسیلۀ شخص درگذشته به این سمت معین شده باشد .
- قیم فرزند مجعول : خاص کسی که پس از فوت شخص از سوی نزدیکان منصوب شده باشد .

ث ) xwad-sālār- zanīh ، خود سالار زنی که در منابع بصورت « خودسرای زن ، خودشرای زن ، و خود سرزن » نیز آمده هست : ازدواج دختری بدون رضایت و اجازۀ والدین .

دختر پس از چنین ازدواجی از ارث پدر محروم می شد و تنها در صورت اخذ رضایت اونان می توانست به پادشازنی ارتقاء می یابد .
در نامۀ تنسر از نوعی ازدواج به نام « ابدال » سخن رفته که هم دارای ویژگی های « یک زنی » هست و هم دارای ویژگی های « ستور زنی » .

در این خصوص در نامۀ تنسر آمده هست :


« معنی ابدال به مذهب ایشان اونست که ، چون کسی از ایشان را اجل فراز رسیدی ، و فرزند نبودی ، اگر زن گذاشتی اون زن را به شوهر دادندی و از خویشاوندان متوفی که بدو الویتر و نزدیک بودی ، و اگر زن نبودی و دختر بودی همچنین ، و اگر این هیچ دو نبودی ، از مالِ متوفی زن خواستندی و به خویشان اقرب او سپرده و هر فرزند که در وجود آمدی ، بدان مرد صاحب ترکه نسبت کردند ، و اگر کسی به خلاف این روا داشتندی بکشتندی .

فرمودندی تا آخر روزگار نسل اون مرد می باید بماند » .



آبشخور :

مادیان هزار دادستان ( هزار رای حقوقی ) ...

/ [ گردآورنده ] فرخ مرد بهرامان ؛ پژوهش سعید عریان ، شهرستان تهران : نشر علمی ، 1391 ، صص 104-106 .

21:

زنان در وقت جاهلیت عرب ، با مردانی بغیر از همسر خود هم ارتباط داشتند البته با علم و آگاهی همسر و گاه هم به همسری چند مرد در میآمدند .
بطور كلی حدود 7 نوع ازدواج در میان اونان رواج داشت .

ازدواج از نوعی كه امروزه ما اون را شرعی میدانیم نیز بود اما فقط در میان پیروان دین حنیف وآیین حضرت ابراهیم (ع) رایج بود .


غیر از این نوع ازدواج صحیح ، ازدواج هستبضاع ، ازدواج جمعی ، ازدواج صواحب الرّایات، ازدواج شغار ، ازدواج مقت ، ازدواج بدل ، در میان اعراب جاهلی وجود داشت كه نبی مكرم (ص) بر پايه دستور وحی اونها را به دو ازدواج محدود نمودند .



نکاح هستبضاع
« بضعة » یعنی « پاره تن ، تکه ای از بدن کسی »
نکاح هستبضاع در جاهلیت به این دلیل صورت می گرفت که اگر مردی دوست داشت فرندانش از نسل خوبی بشوند و خودش توانایی این کار را نداشت ، مثلا بچه های خودش پس از تولد مشکل پیدا می کردند یا زشت بودند یا مشکل جسمی داشتند و یا نسل و نژاد خودش نژادی نبود که مورد تأیید امت باشد ؛ اون مرد ، همسرش را در اختیار مثلا یک بزرگ قبیله ای یا مرد دیگری که نسل و نژادش مورد تأیید هست برنامه می داد که از او صاحب فرزند شود و سپس تولد این نوزاد را به عنوان فرزند خودش معرفی می کرد .


نکاح جمعی
نوع دیگری از انواع ازدواج های وقت جاهلیت ، « نکاح جمعی » بود که در این نوع ، یک گروه مشخص چند نفری از مردان با یک زن ارتباط داشتند و اگر اون زن صاحب فرزندی می شد ، همه اون مردها را جمع می کرد و می فرمود که این فرزند شبیه فلان کس هست ، پس فرزند اوست و اون مرد را به عنوان پدر اون بچه محسوب می کردند و هر مردی را که زن برای سرپرستی کودک انتخاب می کرد ، اونها باید می پذیرفتند و نمی توانستند مخالفت نمايند .


مثلا زنی بنام نابغه ( مادر عمرو عاص ) با ابولهب ، امیّه ، هشام بن مغیرة ، ابوسفیان ، عاص بن وائل هموقت ازدواج كرد و فرزندش عمرو را از عاص بن وائل دانست ، هرچند او شبیه ابوسفیان بود .


هند (مادر معاویه ) نیز هموقت با عمارة بن ولید ، مسافر بن عمرو ، ابوسفیان و عباس ارتباط داشت ، معاویه را هم با اینكه شبیه عباس بود به ابوسفیان نسبت دادند .


ازدواج صواحب الرایات ( ازدواج پرچمداران )
زنانی هم بر سر در خانه هایشان « پرچم » نصب می کردند .

که این مفهوم را داشت که هر مردی می تواند با این ها ازدواج کند و ارتباط بربرنامه کند .


مادر مروان حكم ، مادر بزرگ عبدالرحمن بن عوف ، مادر صفان بن امیه ، مادربزرگ معاویه ، مادر زیاد و بسیاری از بزرگان اون وقت از زمره چنین زنانی بودند .




نكاح شغار
" شغار" از ریشه " شغر " به معنی دست برداشتن هست .
نکاح شغار به این صورت بود که یک مردی به مرد دیگری می فرمود که مثلا من خواهرم را به تو می دهم و مهریه اش این باشد که تو هم خواهرت را به من بدهی و هیچ صحبت دیگری در میان نبود .
این هم نوعی از ازدواج وقت جاهلیت عرب بود که « مهریه » برداشته می شد و فرد هم باید عین همان کار را برای شخص مقابلش انجام می داد .
نكاح مقت
این هم نوعی دیگر از ازدواج بود و به این صورت بود که اگر مردی از دنیا می رفت که چند همسر داشت ، پسرش همسران پدر را - بجز مادر خویش - به ارث می بُرد یا مالکیت اونها را به دست می آورد که یا خودش می توانست با اونها ازدواج کند و یا اونها را به ازدواج مردان دیگر در می آورد.
میگویند مردی بنام نفیل مرد ، پسرش با همسر پدر ازدواج كرد پسری بنام " خطاب " بدنیا آمد و ...
امیه نیز قبل از مرگش پسرش عمرو را وادار كرد تا با همسرش - همسر پدرش - ازدواج كند كه نتیجه این ازدواج ، ابو معیط شد .
نکاح بدل
در این نوع ازدواج ، متاسفانه ، مرد متاهلی به مرد متاهل دیگری پیشنهاد می داد که زن هایشان را با همدیگر عوض نمايند !


با توجه به نوع برخی از ازدواجها ، بنظر نمی رسد در تمامی انواع ازدواجها زنان مجبور بودند ، مثلا در ازدواج صواحب الرایات ، هیچگونه اجباری بچشم نمیخورد ، یك زن ، خود پرچمی بر سر خانه خود نصب میكرده بدین معنا كه هر مردی میتواند با او ازدواج (؟!) كند .

ظاهرا در نكاح جمعی نیز چنین اجباری بچشم نمیخورد .اما مثلا در نكاح مقت چنین اجباری وجود داشت .

بهر حال این ازدواجها كه ظاهرا نام ازدواج بر اونها نهاده شده و در حقیقت ارتباط آزاد یا اجباری یك زن با یك مرد یا مردان دیگر را در پی داشت ، هیچك با ظهور اسلام بر جای نماند و تنها دو نوع ازدواج در اسلام تایید شد كه در هر دو نوع هم رضایت و تمایل زن ، اصل صحت عقد هست .


22:

پیامبر عرب نبود.او یک ایرانی بود

23:

مرگ بر سعودی مرگ بر آیه کافر

24:

حضرت محمد :من عرب هستم اما عرب از من نیست
حالا نمیدونیم منظورش از این چه بوده ولی هر چه هست خصوصیاتش به اعراب نرفته...بعید نیست...


25:

اولا سندش معلوم نیست.


دوما اگر هم صحیح باشد نشان میدهد که پیامبر خودش را جدا از امت منطقه حجاز میداند که این هم اثبات دیگریست برا ایرانی بودن پیامبر

26:

از روی کینه حرف زدن درست نیست..
فک نکنم آدما زیاد با هم فرق کنن

27:

الان دقیقا من چی فرمودم فرمودم خصوصیات حضرت محمد به اعراب نرفته بود...

کینه کجا بود ایا دروغ بود؟

28:

ببخشید مدرکتون چیه ک میگید آل سعود و صهیونیسم اینطورین؟؟

و مدرکتون در مورد عرب نبودن پیامبر؟

همه اونایی هم که در رکاب پیامبر بودن و شهید شدن چی؟اونا هم تهرانی بودن

29:

الان مگه من ادعا کردم که پیامبر عرب نیست ؟ دوستمون فرمودن ایرانی بوده فرمودم بعید نیست ایرانی بودنش
کشوری که نفت کشورهای خون خوار رو ظالم کودک کش رو تامین میکنه خوبه؟
اونای که تو روی اعمه واسادن تهرانی بودن مگه؟

30:

چرا بعید هست ایرانی بودنش..مگه تمام اعراب و ایرانی بدونیم...پیامبر شجره داره بنی قریش بزرگترین قوم حجاز بودن...

ما هم نفت و به هر کسی بخره میفروشیم..آمریکا.روسیه..

انگلیس..اینا همه پاک و مهربونن

31:



بله اون مسائل مالی که اشه مهربون میشن...
حالا هم که دارن جنایت میکنن کودک کش هستن خونخوار هستن به زن وبچه مظلوم رحم نمیکنن واین در نظر شما مهربانی هست
البت پول همه کار میکنه

32:

من نمیگم مهربونیه...میگم ما هم به کودک کشان نفت میفروشیم!!!تنها خط قرمزمون اسرائیله که اونم مربوط به بشر دوستی ما نیست!!

بهتر هست با خودمون رو راس باشیم،سیاست را با اخلاق قاطی نکنیم...کینه را با حقیقت...
من خودم ناخودآگاه نظر خوبی در مورد عربا ندارم ولی خیالبافیم نمیکنم..

منظورم بشما تنها نیست کلی میگم

33:

دوستان کاملا حق با آوینی هست به نظر من این بحث ها فقط دشمنی و تفرقه رو زیاد میکنه
مسلما این خانم نیت خوبی ندارند.

مجبورم اینو بگم خانم مفتخر به سعودی اگر ایرانی ها و آریای ها اینطور بودند چرا نصف قران خدا در مورد اینکه زنان فساد نکن نازک حرف نزنن مردها چشم بد به زنان حتی پیامبر نداشته باشند .

چشمشونو کنترل نمايند لواط نکنن اینجا فساد نکنن اونجا حوری میدیم و .....

ببینید اعراب چه موجوداتی بودند که خدای جهان بیکران به جای آموزش رموز جهان مجبور شد در بخش زیادی از قران کریم به شما یاد بده روابط صحیح زن و مرد چجوریه

34:

همین بس که تمامی امامان و پیامبران خصوصا خاتم انبیاء در مللی ظهور پیدا کردند که بیشترین نیاز را برای هدایت را داشتند

35:

با برپایی تجمع اعتراض آمیز

مسلمانان هند سفر رئیس رژیم صهیونیستی به دهلی نو را محکوم کردند

دهلی نو-ایرنا- شماری از مسلمانان هند بعد ازظهر جمعه با برگزاری تجمع اعتراض آمیز و سردادن شعارهای ضد صهیونیستی ،سفر 'رووین ریولین 'رئیس جمهوری این رژیم را به دهلی نو محکوم کردند.


حق چند شوهری برای زنان آریایی در قوم آریا ! به نقل ایرنا، تجمع نمايندگان با سردادن شعارهای مرگ بر اسرائیل ، زنده باد فلسطین ،رئیس جمهوری قاتل از هند برو ، دوستی هند و اسرائیل هرگز ،خواستار قطع روابط دهلی نو با رژیم صهیونیستی شدند.
رئیس جمهوری رژیم صهیونیستی روز دوشنبه برای سفری شش روزه و دیدار با مقامات عالیرتبه هند وارد دهلی نو پایتخت این کشور شد.
دکتر ظفر الاسلام خان عضو جمعیت علمای هند در این تجمع با محکوم کردن جنایات رژیم صهیونیستی علیه امت مظلوم فلسطین فرمود که مسلمانان هند از سفر رئیس رژیم نژاد پرست اسرائیل به هند عصبانی هستند.
وی تصریح کرد دولت هند باید به خواسته امت و مسلمانان این کشور در خصوص قطع رابطه با رژیم صهیونیستی احترام بگذارد.
مولانا طریق بخاری یکی دیگر از علمای هند در این تجمع فرمود که اگر دولت هند روابط با رژیم صهیونیستی را کاهش ندهد، باید در انتظار اعتصاب های گسترده باشد.
وی تصریح کرد داشتن روابط اقتصادی با رژیم صهیونیستی به منزله مشارکت در قتل کودکان ، زنان و افراد بیگناه فلسطینی هست .
این عضو جمعیت علمای هند فرمود که رژیم صهیونیستی از وقت تشکیل خود هزاران نفر از امت فلسطین را قتل عام کرده هست .
وی تصریح کرد شایسته نیست کشوری که رهبران بزرگی همچون 'گاندی ' و 'جواهر نهرو ' دارد با رژیم صهیونیستی روابط بربرنامه کند.
شرکت نمايندگان در پایان با صدور بیانیه ای با محکوم کردن سفر رئیس رژیم صهیونیستی به هند فراخوان نمودند تجمع نمايندگان خواستار قطع روابط اقتصادی و سیاسی هند با رژیم صهیونیستی هستند.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده هست مسلمانان فلسطینی از وقت تشکیل رژیم صهیونیستی ، قربانی سیاست های توسعه طلبانه و ظالمانه این رژیم بوده اند.
در ادامه این بیانیه با اشاره به ممنوع شدن اذان در مساجد فلسطین از سوی رژیم صهیونیستی اضافه شده هست این اقدام ماهیت رژیم نژاد پرست صهیونیستی را برای امت دنیا آشکار کرد.
در پایان این بیانیه از سکوت مجامع بین المللی نسبت به جنایت های رژیم صهیونیستی ، محاصره غزه و شهرک سازی انتقاد شده هست .
تعدادی از امت هند روز سه شنبه هفته گذشته نیز قصد برگزاری تجمع اعتراض آمیز به سفر 'رووین ریولین'در مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در دهلی نو را داشتند که پلیس ازاین تجمع جلوگیری کرد.


36:

نژادپرستی هستی
حضرت علی عرب بود در شعرهای فارسی به او از خوبی یاد شده هست و امت ایران دوست دارند حضرت محمد(ص) و حضرت علی

علی اون شیر خدا شاه عرب الفتی داشته با این دل شب/ شهریار

شاعر پرآوازه سعدی شیرازی نیز درباره حضرت محمد(ص) شعر معروفی دارد که می گوید:
ماه فرو ماند از جمال محمد (ص) / سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست / در نظر قدر با کمال محمد (ص)
وعده دیدار هر کسى به قیامت / لیله اسرى شب وصال محمد (ص)
آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى / آمده مجموع در ظلال محمد(ص)
عرصه گیتى مجال همت او نیست / روز قیامت نگر مجال محمد (ص)


شهریار و سعدی شیرازی از برای کوروش و داریوش شعر نمیگویند


شعران بزرگ ایرانی برای مردان عرب شعر میگویند نه برای نژاد عرب برای بعضی از بزرگ مردان تاریخ که همه تصادفی عرب هستن از رسول الله تا همه امامان تشیع

پیامبر و امامن شیعه همه عرب هستن و یک پیامبر ایرانی وجود ندارد یم امام ایرانی وجود ندارد و این مصلحت از جانب خداوند هست که عرب انتخاب شد


اما یک مصطفی بادکوبه‌ای جاهل که به خودش هستاد و شاعر میگوید ضد ایجاد های عرب دشمنی و نفرت پراکنی میکند :

مرا به قعر جهنم ببر خدای عرب

به شرط اونکه نیاید در اون صدای عرب

مرا بهشت چه حاجت که زاده عشقم

بهشت ِ حوری و غلمان بود سزای عرب


هزار ننگ تورا باد ، گر نمی فهمی

بجز کلام ُپراز قهر وانحنای عرب

خدای من ، همه عشق هست بی نیاز کلام

نه اون خدا که همی سَردهد ، صَلای ِ عرب

خدای عشق و مُحبت که خانه اش دلِ ِ ماست

نه ُمبتلای الفبا نه ُمبتلای عرب

اشد ُکفرونفاقا مگر نه فرموده توست ؟

چه می نمايند نفهمان، بسی چنین ثنای عرب ؟

قساوت عربی ، نیست درخور ِ تکذیب

مگر دروغ بود اصل ِ کربلای عرب ؟

شعارعفو و پیام برابری می داد

که جا گرفت به دل ، کیش ِ مُصطفی عرب

اگر سرود عدالت نبود و عشق ِ خدا

نمی سرود قلم ، مدح ِ مُرتضی ِعرب

فساد موبد و ساسانیان به بادم داد

اگرنه فرّ اهورا کجا ، ولای عرب ؟

بر آستانه زرتشت ، می نهم سر ِ جان

نه اون بهشت که باشد به زیر پای عرب

بهشت من ، ُسخن ُپرتوان ِ فردوسی هست

که نیست در سخنش ، رنگ ِ اعتنای عرب

به بوستان وگلستان ، بهشت جاوید هست

بهشت ُرشد بشر ، نی شکم سرای عرب

بهشت من ، سخن حافظ خوش الحان هست

کلام پخته کجا ، شرح ِ قصه های عرب ؟

سخن ز مثنویِ ِ مولوی بگو ، ای دوست

که شادمانه بهشتی هست بی عزای عرب

بهشت نقد جهان در ُرباعی خیام

هزار بار به از باغ ِ بی صفای عرب

کلام گاندی و شعر ِ هوگو ، شرف دارد

بر اون سخن که بر آید ز ادعای عرب

مرا به خشم مبین ای خدای کوچک ِ خام

به ُجرم اونکه ندانسته ام بهای عرب

اگر که رفته بود عرب ، از سرای پاک ِ ُامید

نمی سرود چنین شعر در جفای عرب

خدای من ، که خدای دلی ؛ به عشق قسم

که میهنم برهانی تو ، از بلای عرب
الله تبارک و تعالی در کتاب آسمانی خود چنین ارشاد میفرماید:
ای امت من شما را از یک زن و مرد آفریده ام و شما را به شعبات و قبیله ها تقسیم نموده ام صرفا بخاطر تعارف یکدیگر، واقعا بهترین شما با تقوی ترین شماست و الله تعالی دانا و با خبر بر همه چیز هست.(الحجرات آیه 13)


حضرت علی به جاهلین جواب میدهند:


أعظم المصائب الجهل
بزرگ ترين مصيبت ها، نادانى هست

كم من عزيز أذله جهله
چه بسيار عزيزى كه، نادانى اش او را خوار ساخت


العقل يهدى و ينجى، و الجهل يغوى و يردى
عقل راهنمايى مى كند و نجات مى دهد و نادانى گمراه مى كند و نابود مى گرداند

37:

دوست گرامی، ببخشید من یه لحظه شک کردم که مبادا شما یک غربی هستید که اینجا نظر می دید!
درود بر غیرت ایرانی شما که تاریخ ایرانی خود را زیرسوال می برید!

38:

1- نژادپرست نیستم تو نژادپرستی که از ایران متنفری
2-از 124 هزار پیامبر فقط 4 نفر عرب بودند حدیثشم برات اوردم پیامبر ایرانی هم زیاد داشتیم سرچ کن میفهمی
3-پیامبر صل الله نه عرب بود و نه عرب پرست و تبارنامه ایشان موجوده و عرب اصیل نیستند و حتی فرموده میشود ایرانی اند
4-شعرای بزرگ ایران برای مردان خدا شعر می گویند نه برای مردان عرب کدام شاعر ایرانی برای ال سعود وهابی شعر فرموده؟
5- جواب به جاهلان هم بیشتر بدرد خودت میخوره وهابی

39:

قطعا کشور زیبا و مقدس هند از کافرستان وهابی سعودی ریاض و نجد نفرین شده خیلی بهتره
مکه و مدینه هم مربوط به امت اسلامه نه عربها

40:






درود
بسیار ممنونم از برچسب بسیار خوبی که به ایشان (latif01) زدید، اگر ایشان هستادند و شما شاگرد، پس بسیار راحت و زیبا میتوان این اهانت ها و دروغ پراکنی ها علیه هویت ملی ایران و تاریخ پر افتخار ایران را به حجاز سعودی وصل کرد و نشان داد که چه افراد و چه جناح هایی از این قبیل مطالب غرض ورزانه و نفرت انگیز سود می برند.







41:






ناراحت شدید؟






82 out of 100 based on 42 user ratings 1042 reviews

@