نكات آموزنده از درون تاريخ (شامل بحث-تصحيح-جمع بندي)


نكات آموزنده از درون تاريخ (شامل بحث-تصحيح-جمع بندي)



نكات آموزنده از درون تاريخ (شامل بحث-تصحيح-جمع بندي)
دوستان تاريخ دوست درود
مدتهاست كه تصميم دارم هر آنچه خودم پيرامون تاريخ ايران و جهان در كتب، وب و... مي بينيم در جستاري اينگونه بياورم تا همه دوستان استفاده كنند. اگر دوستان هم لطف متقابل نموده و خلاصه مطلب به همراه لينك مطالبشان را در همينجا بگذارند ممنون خواهم شد.
اين نكات ميتواند شامل تاريخ ايران و جهان باشد. ضمنا اگر دوستان سوالاتي در ذهن دارند ميتوانند مطرح نمايند تا بدنبال يافتن پاسخ آن باشيم.
مباحثي كه مطرح ميگردد پس از تكميل مراحل در ابتداي همين جستار بروز رساني خواهد شد.
پيشاپيش از همكاري شما دوستان سپاسگذارم.

مبحث اول: کیستی زرتشت؟
مبحث 2: در جستجوی حوزه فرمانروایی هخامنشها.
مبحث 3: گلیگمش



بزرگترین آدمخواران تاریخ +عکس

1:

دوستان درود
در ابتدا میخواستم مطالبی از بهرام چوبین، علل انحطاط دولت اشکانی، چگونگی پیدایش پیامبران در ایران باستان، اسطوره های تمدنهای قدیم(بین النهرین، یونان و...) بگذارم اما امروز به مطلبی داغ و بحث برانگیز برخوردم.
نویسنده ای در سایت A'Zartosht's Birth با ارائه یک سری دلایل و شواهد اشاره داشته که:
« زرتشت همان گئوماتای مغ، مصلح اجتماعی بزرگ عهد پادشاهان نخستین هخامنشی هست»
نظر دوستان چیست؟ فعلا آدرس را گذاشتم تا سر موقعيت مطالعه کافی در مورد اون داشته باشم.
سپاس


عکسی که پس از 81 سال هنوز جاودانه است

2:

دوستان درود
اولين سوال ايجاد شده در راستاي نوشته فوق دين كوروش هست.


یادگارهایی از زندگی آخرین امپراتور برزیل
امروز مقاله اي ديگر (نافرموده های تاریخ ایران - دین کوروش کبیر) خواندم كه در اون نوشته بود كوروش به تمامي اديان احترام ميگذاشت.


"هاراگیری" خودکشی با دریدن شکم
معتقد به دين خاصي نبوده و تنها به خداي واحد اعتقاد داشته هست.


به یاد قربانیان جنگ جهانی در ساحل نرماندی
مطابق متن نوشته شده در سايت غياث آبادي (پژوهش‌های ایرانی/ منشور کوروش بزرگ هخامنشی) در منشور حقوقي كوروش بزرگ نام مزدا را نديدم اما در كتيبه داريوش (پژوهش‌های ایرانی/ کتیبه داریوش بزرگ در بیستون) نام ائور مزدا در چند بند مجزا تكرار مي گردد.
ضمنا هنوز موقعيت كافي براي مطالعهمقاله «اصل و نسب زرتشت» و نقد اونرا پيدا نكرده ام فقط به جهت اينكه فراموشكارم نكات بدست آمده امروز را يادداشت نمودم.
سپاس


6 دیوار جدا کننده در جهان

3:

با درود مجدد

بنا به نوشته های ابرنامه علیف در کتاب پادشاهی ماد هرتسفلد تلاش بسیاری نمود تا شاهان اساطیری مذکور در اوستا/شاهنامه را به تاریخ ایران باستان ارتباط دهد.

برای نمونه تشابه را میتوان در همنامی ویشتاسب (گشتاسب) اساطیری با ویشتاسب (پدر داریوش بزرگ) دانست.


آتشگاه تاریخی باکو
درحالیکه تعداد فرزندان، نام اجداد و نحوه حکومتداری در منابع (اوستا-شاهنامه-بیستون) بعضا ناهمخوانی دارد.

پ.ن:
-------------
از دوستان علاقمند خواهش دارم که در روشن شدن مطلب گام بردارند.


یونان : اقتباسی از شرق
آیا زرتشت همان گئومات مغ هست؟

4:

مبحث 2: در جستجوی حوزه فرمانروایی هخامنشها.
بند ۶ ۱۲-۱۷ داریوش شاه گوید: اینست سرزمین‌هایی که به بخشایش اهورامزدا به من رسیده هست و من در این سرزمین‌ها شاه هستم: «پـارسَـه» (پارس)، «اووْجَـه» (خوزیه/ عیلام)، «بابیروش» (بابل)، «اَثـورا» (آشور)، «اَرَبـایَـه» (عربیه)، «مـودرایَـه» (مصر)، «تْـیَـئی‌یْ دْرَیَـهْـیا» (دریانشینان)، «سْـپَـردَه» (اسپارت/ سارد/ لیـدی)، «یَـئـونَـه» (یونان)، «مـادَه» (ماد)، «اَرمیـنَه»[۱] (ارمنیه)، «کَـتـپَـتوکَـه» (کاپادوکیه/ اوناتولی مرکزی)، «پَـرثَـوَه» (پارت)، «زْرَکَه» (زَرَنگ/ سیستان)، «هَـرَئیـوَه» (هرات/ آریان)، «اووارَزمی‌یْ» (خوارزم)، «باخْـتْـریش» (بلخ/ باکتریا)، «سُـگودَه» (سُغد)، «گَـدارَه» (قندهار)، «سَـکَـه» (سکا)، «ثَـتَـگوش» (شاید هفت‌رود/ پنجاب)، «هَـرَئووَتیش» (آراخوزی/ رُخَـج/ شاید ناحیة علیای رود هیرمند)، «مَـکَـه» (مَکا/ مُـکران/ جنوب بلوچستان).

روی هم ۲۳ سرزمین.

در دو سند فوق نام بابل مشترک هست.

اگر مبنا را کتیبه جامع داریوش بگذاریم اکد و سومر کجا رفته اند؟ آیا تلاش کوروش برای بازسازی این ممالک بی نتیجه مانده؟ در شبهه دوم این ذهنیت پدید می آید آیا گویش داریوش و کوروش در نامگذاری سرزمینها یکی بوده هست؟

پ.ن:
----------
تا اینجا که خودم شک کردم یئونه مسلما یونان نیست.

این سرزمین در باستان هلاس بوده و نام جدید را ظاهرا ایتالیائیها بر اون گذاشته اند.


5:

ارغنون :: پژواک یونان The Echo of Greece - ادای سهمی به یونان (قسمت اول)

امروزه بیشتر شهرهای یونان را به همان نامهای باستانی اش می خوانند .
Greece از Graikhos می آید و این دومی را ارسطو اولین بار بجای Hellenes هستفاده کرد و بیان داشت که این نام اصالتاً بوسیله قبایل ایلیریانس برای اقوام دوری (Dorians) اپیروس هستفاده شده بود و از Graii می آید که یک تسمیه بومی برای قوم اپیروس بوده هست (Aristotle , Meteorologica : I.xiv)

6:

در اسطوره های سومریان آمده هست که:

چون در رزم گیلگمش و انکیدو هیچ یک پیروز نشدند.

دریافتند که نه برای دشمنی بلکه برای دوستی با یکدیگر ایجاد شده اند. اونها به جنگ غول هومبابا رفتند و پیروزمندانه برگشتند.

ایشتر فرزند انو (خدای آسمانها) چون در عشق بر گیلگمش پیروز نشد.

گاو آسمانی را به جنگ اونان فرستاد.

گاو با غره ای زمین را شکافت و عده ای از امت را بکام مرگ فرستاد.

انکیدو شاخ گاو را گرفت و گیلگمش ضربه ای بر گردن گاو فرود آورد.



ایشتر در می یابد که راز شکست ناپذیری گیلگمش در وجود دوستش هست. پس از مدتی انکیدو به تب فرو میرود و میمیرد.

گیلگمش بر جنازه وی زاری می کند و در جستجوی گیاه جاودانگی به دنیاهای گوناگون (دره تاریکی، قلعه ای که نگهبانش کژدمی با سر انسان هست، زیر آب و ...) میرود.

عاقبت گیاه را می یابد و به خواب میرود.

ماری که بوی خوش گیاه به مشامش رسیده اونرا میخورد.

گیلگمش بیدار شده، افسرده و خسته به اوروک (زادگاهش) بازمیگردد و از نرگال (خدای مردگان) میخواهد تا با سایه انکیدو همصحبت بشود و پس از مدتی از دنیا میرود.


7:

مبحث 4: آیا یوسف پیامبر همعصر اخناتون بوده هست؟

اینکه در تاریخ مصر چه اتفاقاتی افتاده روشن نیست؟ به لحاظ تطابق تاریخ یهود، یوسف بسال 1544 پ.م وارد خانه پوتیفار شده (اینجا)، که در این دوران آموسیس 1 فرعون مصر بوده.



ایخناتون (1353-1336 پ.م) با اصلاحات دینی عقایدی بر ضدخدای آمون (خدای حاصلخیزی، خورشید) بنیان میگذارد که با مرگ وی به فراموشی سپرده میشود.

در کتیبه های شهر اتن Aten دیده شده که ایخناتون به همراه خانواده اش در حال پرکردن جام از تشعشع آفتاب هست.

نكات آموزنده از درون تاريخ (شامل بحث-تصحيح-جمع بندي)
نكات آموزنده از درون تاريخ (شامل بحث-تصحيح-جمع بندي)
پاره ای از محققان بر این باورند که وی %د کاهش قدرت گرفتن و ثروت اندوزی کاهنان معابد آمون بوده هست.


8:

دیلمون سرزمین و تمدنی کهن در سواحل خلیج فارس هست.

مکان احتمالی دیلمون هستان الحساء و ناحیه قطیف در شرق حجاز، جزایر بحرین و قطر بوده هست.

اونچنان که در نوشته‌های سومریان آمده هست به جایی که آفتاب از اون طلوع می‌کند نامیده می‌شد.
برخی از پژوهشگران دیلمون را سرزمینی می‌دانند که "بهشت عدن" در اون برنامه داشت.

مایکل رایس در مورد این تمدن می‌نویسد:
«دیلمون اسرارآمیز ترين فرهنگ را در ميانِ تمدن های پيشرفته عصر برنز داشته هست.

حتی اسرارآمیزتر از اون چه كه در مصر شكوفا شد.

ديلمون در دوره‌ای مرکز شبكه بازرگانی بین‌المللی مهمی بود كه پهنه‌ای به وسعتِ تمامی دنيای شناخته شدهِ اون روزگار را دربر می‌گرفت و در دوره‌ای ديگر سرزمينی جادویی و مقدس بود، موطن خدایان و محل وقوع حوادثی شفرمود انگيز؛ مانندِ پيدايشِ هنرهای بشری كه خدايان بازيگران اصلی اون بودند.

بعدها خدايان در اونجا انسان ستايش برانگيزی كه طوفان نوح را از سر گذرانده بود، اعتلا بخشيدند؛ زیوسودرا، پادشاه عادلِ شوروپاک كسی كه شخصيت نوح در کتاب مقدس از اون گرته برداری شده هست.

حماسهِ مذهبی توفان از افسانه بسیار قديمی‌تر بین النهرینی ريشه گرفته هست.

روایتی از اون كه به دنيایِ امروز رسيده هست، انعكاسِ بخشیِ از منظومه حماسی گیلگمش هست.»


دیلمون - ویکیپدیا

9:

درود و سپاس بابت ایجاد جستار آموزنده

داستان شاهنامه از گشتاسب و زرتشت با اونچه از سرگذشت
داریوش اول میدانیم متفاوت هست به گمان بنده وقت گشتاسب
(پسر لهراسب پدر اسفندیار) زرتشت بوده هست که بیش از نیم قرن
با وقت داریوش اول (فرزند ویشتاسب و پدر خشایارشا ) و گئو مات
فاصله داشته هست.


10:

کودکی مظفرالدین شاه به روایت یک اتریشی

خلقیات و روحیات، پسر شکوه السلطنه، دومین زن عقدی ناصرالدین شاه از همان دوران کودکی به دلیل رفت و آمد سفرا، پزشکان، باستان‌شناسان و سیاحان خارجی مورد توجه برنامه گرفت به طوری که در کتاب «ایران و ایرانیان» یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی دربار ناصری درباره معاشرت و طرز برخورد برادران با وی می‌نویسد: «‌مظفرالدین‌ میرزا در برابر امیر قاسم‌ میرزا جلوه‌ و نمودی‌ نداشت‌ و اون‌ شاهزاده‌ گاهی‌ که‌ مظفرالدین‌ میرزا به‌ حضور پدر می‌‌رسید برای‌ آزار و ترساندن‌ او باز شکاری‌ مهیب‌ خود را به‌ طرف‌ او پرواز می‌داد که‌ مظفرالدین‌ میرزا دچار وحشت‌ شده‌ ناله‌کنان‌ و گریان‌ خود را به‌ زمین‌ می‌اندخت‌ و ناصرالدین‌ شاه‌ در کمال‌ بی‌اعتنایی‌ به‌ مظفرالدین‌ میرزا امیرقاسم‌ میرزا را از آزار او باز می‌داشت‌ اما لحن‌ فرمودارش‌ چنان‌ بود که‌ از ضعف‌ و افکار مظفرالدین‌میرزا ناخشنود بود و پسر عزیز خود امیرقاسم‌ میرزا را می‌ستود.» تصویری که پزشک اتریشی ناصرالدین شاه از پادشاه آینده ایران ترسیم می‌کند تصویر مطلوبی از کاندیدای سلطنت در آینده نیست.


منبع: ایبنا - سفرنامه مظفرالدین شاه تهی از مذکرات سیاسی/متنی مملو از خاطرات بامزه و خنده‌دار

11:

.





درود
خیر بنده تصور نمی کنم این مطالب بر مبنای درستی بنا شده باشد، کما اینکه بغیر از یکسری اسم و ریشه یابی اونها مدرک و منبعی وجود نداشت.

این حرف و حدیث ها همگی از نظریات شاملو در مورد بردیا سرچشمه می گیرد که اونها هم بنا به اقتضای وقته (روحیه انقلابی امت در دهه پنجاه و شصت) مورد اقبال برنامه گرفت و اگر امروز کسی چنین ادعا هایی بکند طرد خواهد شد.

بنده فکر می کنم نظریاتی که شاملو بیان کرده هست (ار مطالب اورا خوانده اید و در جریان هستید) صرفا برای کوبیدن تاریخ ایران نبوده، بلکه برای کوبیدن فردوسی بزرگ و ادبیات فارسی هم بوده هست، چراکه شاملو داستان بردیای دروغین را به داستان کاوه آهنگر ربط داده هست و جای قهرمان و ضد قهرمان را با لفاظی کردن تغییر داده هست!





.


94 out of 100 based on 44 user ratings 844 reviews

@