چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟


چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟



چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟


چه کسانی ولایت را رهبری و امت را به ملت تغییر دادند؟
چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟

غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه برنامه دادند.

• اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.


•ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید«امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».

•سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!».کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود.گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی"امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر برنامه می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما"امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.

•یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!

•شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!

•امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.

•امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام!انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.

•وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی»-که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».

•اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به نظام اسلامی تحمیل کردند، کلمه‌ی «توسعه»بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر(ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

•در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و«مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

•پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.

•تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.

•شما هر لعنتی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».

•مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم!صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم!روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم!مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...

•بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.

•آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند.آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!

•اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون».هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.



زنده:نشست خبری رئیس جمهور پس از بازگشت

1:

سحرخانم ما همیشه میگیم امام خامنه ای.


سناتورهای آمریکایی به دنبال تشدید تحریم‌های ایران
خوب دیگه ایمان مراتب داره وهرکسی با رتبه ایمانی خودش به ایشون نگاه میکنه.اگه ایمانها ضعیف باشه و نتونه امام وامتش رو درست بشناسه خودش متضرر شده چون حسین وقتش رو نشناخته.


هشدار قاطع قرآن کریم به ساده اندیشی در روابط سیاسی
و لطمه ای به مقامش نیست ولی اینو مطمئنم ایشون حتی مخالفش رو دوست اره اخه امامت اینطوریه.


روحانی و ظریف بر اساس حرکات دست‌ها و چهره +تصاویر
خارجیها اصل قضایا رو میفهمند وباهاش میجنگند ولی متاسفانه بعضیها توی دل کشور اسلام بدون اگاهی اب به اسیاب بیگانه ها میریزند.


اراده مردم کارگر شد


تحریم دیگری برداشته شد

2:

درود
خب الان بگو ببینم آیت الله خامنه ای امام چه کسانی هست؟
الف)امام امت ایران
ب)امام همه امت جهان
ج)امام دولت
د)گزینه الف و ب


آیا روحانی با نجات دولت از زیر بار تحریم‌ها، ایران را به آرامی به ظرفیت تولید بمب اتم

3:

امام همه مسلمانهای معتقد نه مسلمان نماها!!!


آقای روحانی دلیل سفر دیشب نتانیاهو به نیویورک

4:

سلام
الله پردوردگار چه کسانی ست :
انسان های روی زمین
خداپرستان؟
مسلمانان؟
حیوانات؟

خو سوال باید سوال باشه دیگه این سوال نیست که! شعره :دی
امام کسانی که قدرت درک ش رو داشته باشن

5:

امام خامنه ای کسی نیست که به سادگی بشود شناخته شود و در مورد ایشان بحث و نظر شود ایشان مقام ولایت فقیه را دارند و در وقت غیبت کبری ایشان زمام حکومت اسلام را در دست دارند و به این ترتیب ایشان رهبر همه مسلمانهای معتقد می باشند...

6:

سحر اقا
حال این متر مسلمان سنجی کجاست بخرند امت
ومسلمان نما یاب را کی میسازید!!!
و امامت که دوازده تا بود این جور که معلومه ادامه پیدا میکند و شاهد امامان بیشتری خواهیم بود

تعریف مسلمان طبق فتوای تمام مراجع شیعه وسنی که معتبر هستند و پولی از حکومتها دریافت نکرده اند در قبال فتوا
کسی که خدا یگانه را قبول دارد ودر وحدانیت خدا شریک قایل نیست
به رسالت پیامبر اعتقاد داشته باشد
ونماز روزه بر پا دارد
-----------------

7:

عجب!
منم میگم امام همه نمیتونه باشه!چون توی ایران که همه قبولش ندارن!جهان که جای خود دارد

8:

دقیقا کی امام وقت این مقام رو تنفیذ کردن؟
بعد چطور میشه رهبری برای کل یک جامعه(در سطح جهان)انتخاب کرد بدون اینکه اونا هم در انتخاب سهیم باشن
یعنی هرچی مخه تو ایرانه و کلی علمای مصری و عراقی و...

مو؟

9:

آیت الله خامنه ای رهبر ایران هست.حالا اگر کسی موافق یاشد یا نباشد باز هم رهبر هست!
اما بحث این هست که ایا امام هست یا خیر؟
امام به معنی پیشوا هست.شما میری پشت سر یه نفر نماز میخونی اون میشه امام وبقیه میشن مقتدی.منظورم اینه که ایت الله خامنه ای نمیتونه امام همه باشه!اگه بگیم امام همه هست این اشتباه هست چون توی همین ایران کسانی هستند که به وی اقتدا نمینمايند!

10:

سلام اوه اوه ! این چه آواتاریه ! حالمون بهم زدی !!

متاسفانه شما معنای درست امامت رو درک نکردی !!!

اولا قاعده در هر نظامی چه اسلامی چه غیر اسلامی ،چه امتی چه غیر امتی، دمکراسی یا غیر دمکراسی و...(هرجورنظامی) نظرات و عقاید بانی نظام سند هست (کلیه عقلا پذیرفته اند و نیازبه دلیل ندارد) و بانی نظام فرمودند که ولایت فقیه باید امام خطاب شود و در قانون پايه ی ما 3 بار آمده که ولایت فقیه باید امام خطاب شود.


در شاخصی (میزان) که امام (ره) به ما دادند فرمودند که (مضمون کلام): هراونچه را که غرب %د رد اون بود شما محکم به اون بچسبید و به کرات مشاهده شده که در تمامی شبکه های مخالف نظام جمهوری اسلامی بیشترین چیزی که تاکید بر نبود و رد اون شده هست این بحث هست که نباید به آقای خامنه ای امام فرموده شود و اونها به شدت در حال پرورش این حرف هستند.پس ما طبق شاخص بانی نظام تاکید داریم بر امام بودن مقام عظمای ولایت فقیه یعنی حضرت آیت الله العظمی الامام سیدعلی خامنه ای (حفظه الله تعالی و ایده و ثبته و نصره)


در صحبتی که دکتر ولایتی (مشاور امام خامنه ای) با یکی از روسای دانشگاههای آلمان داشت پرسید (مضمون بحث):که چرا شما برای تعبیر از مقام آقای خامنه ای امام نمیگویید؟ او جواب دادکه اگر ما بگوییم رهبر که همیشه هم میگوییم شخصی مثل هیتلر یا ناپلئون و...

در اذهان می آید و او را همانند سایر رهبرها جلوه میدهد ولی اگر بگوییم امام یک بار معنوی به همراه خود دارد که باعث میشود تمام امت اسلامی (کل مسلمانان جهان) دور آقای خامنه ای جمع شوند پس امام نمیگوییم تا دردسر برای خود درست نکنیم.


قراون کریم که بزرگترین سند دین ماست برای کفار هم امام قائل هست چنانچه در نص صریح قراون کریم آمده (قاتلو ائمه الکفر)(سوره توبه آیه 12) مگر میشود کفار امام داشته باشند ولی ما امام نداشته باشیم.اگر بپرسید که امام داریم و او امام وقت (عج) هست.جواب می دهیم آری صحیح هست ولی آیا خداوندی که در نص صریح قراون برای آب بدل (جانشین) برنامه داده و فرموده (فتیمموا صعیدا طیبا) مگر میشود برای رهبری و امامت امت اسلامی که در وقت غیبت امام وقت (عج) هست جانشین برنامه ندهد و چه کسی بهتر از فقیه جامع الشرایط عالم به تمام مسائل دینی ،حکومتی،سیاسی ،نظامی و...

وجود دارد که هم اکنون حضرت آیت الله العظمی الامام خامنه ای (حفظه الله) می باشند.


(اللهم احفظ امامنا الخامنه ای و انصره و ایده و و ثبته)

11:

چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟


این سؤال فقط یک جواب ساده دارد
"امام" یعنی پیشوا و رهبر،یک کلمه عربی هست و همانطور که همه می دانیم همیشه زبان فارسی آمیخته به کلمات عربی بوده

در کشور ما اولین فرد قدرتمند رهبر هست.چون آیت الله هستش امام به او می گویند؛همانطور که عربها می گویند و همانطور که در بالا فرمودم چون رهبری جامعه را به عهده دارد به او امام می گویند



مطالبی با این عنوان در سایت های دیگر نیز هست



متن زیر قسمتهایی از سخنان یکی از مسئولان دولتی هست که توسط یکی از دوستان به ای میل حقیر ارسال شد.

به نظرم جالب آمد و به همین خاطر منتشر کردم تا نظر دوستان را هم در این باره بدانم.
  • غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند.

    شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری.

    امام پنج کلیدواژه‌ی قراونی را در مقابل اون پنج کلیدواژه برنامه دادند.
  • اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود.

    سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.
  • ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌فرمودند «آیت‌الله خمینی».
  • سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان فرمودم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟».

    خنده‌ای کرد و فرمود «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!».

    کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد.

    ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود.

    فرمود «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد.

    وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود.

    چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست.

    ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد.

    دیگر ما ایشان را کنار هستالین و موسیلینی و هیتلر برنامه می‌دهیم.

    کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی هست.

    از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان اون طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!».

    با این صراحت این را به من فرمود.
  • یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که فرموده باشد «امام خمینی».

    اون موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ نمايند، قبول نکردند!
  • شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون پايه ی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون پايه ی گذاشت، ریاست اون مجلس با آقای منتظری بود.

    امام خمینی فرمود شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند.

    وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام وقت و امام امت اسلامی هست، کشور ریخت به هم.

    بازرگان فراخوان هستعفای دسته‌جمعی دولت را کرد.

    امیرانتظام فراخوان نمود که مجلس خبرگان قانون پايه ی باید منحل شود.

    سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
  • امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین پايه تئوری امام خمینی بود.
  • امام خمینی از دنیا رفتند.

    آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز سپس رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی سپس رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله فرمودند.

    یک : «ما نمی‌خواهیم سپس رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم».

    این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون پايه ی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی فرمودند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده هست».

    یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع هست و نه امام.
  • وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت».

    یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم.

    وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قراونی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
  • اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود.

    فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌نمايند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و موسسه مالي جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
  • در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قراونی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و فرمودند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز هست! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی فرمودی «مستکبرین» باید با اون‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی فرمودی «قدرت‌های جهانی» باید با اون‌ها «تعامل» کنی.

    «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
  • پنج کلیدواژه‌ی قراونی امام خمینی که پايه فرمودمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
  • تا موقعی که کلیدواژه‌های قراونی امام خمینی –که رأس اون‌ها امام بودن ولی فقیه هست- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن هست.
  • شما هر لعنی که به ......

    بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».
  • مشکلی که هست هم این هست که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!».

    اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی امت بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
  • بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن امت! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم اون‌ها ثبت شود و اون سابقه پاک شود.
  • آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف.

    از اون‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای».

    یک هفته بعد شهیدش می‌نمايند.

    اون مرد بزرگ می‌فهمد که باید از اون‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای».

    سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!
  • اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید».

    روز قیامت هم اون‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون».

    هی حرف را انداختند از این طرف به اون طرف.




12:

سحر خانم یا آقا یک سوالی دارم از شما
اگر دقت کرده باشی جلوی تریبون نماز جمعه نوشته:ولایت فقیه همان ولایت رسول الله هست
میشه توضیح بدی چطوری؟
این یک رابطه یکطرفه هست
چطور شما اینو دو طرفه میدونی؟
بعضی ها با این کاراشون به پیامبر عزیزمون هم دارن ظلم می کنن و شایـــــــــــــــــــد نمی فهمن

13:

ولی فقیه نماینده امام غائب در وقت غیبتِ ، اداره امور مسلمین رو بدست گرفته ولایت همون ولایت محمد (ص)

14:


سلام ...



شما فرض کنید که امام معصوم مانند خورشیدی هست که جهان (جامعه اسلامی) را در وقت حضورش روشن و گرم میکند .

حال فرض کنید که این خورشید غروب کرد ( وقت غیبت ) ما باید چه کنیم ؟؟؟ آیا دست روی دست بگذاریم و در تاریکی مطلق (شب) بمانیم ؟؟؟؟؟ خیر این طور نیست ، همه میدانیم که در هنگام شب باید چراغی روشن کرد .

اون چراغ همان کار خورشید را به نیابت از او انجام میدهد ولی در ابعاد کوچکتر .

ولایت فقیه هم دقیقا حکم همان چراغ را دارد .

تا وقتی که خورشید طلوع کند و نیازی به روشن بودن چراغ نباشد .



خاویر پرز دکوئیار


دکتر علی اکبر بشارتی، وزیر اسبق کشور در مورد ملاقات خاویرپرز دکوئیار با مقام معظم رهبری می گوید: «سپس صدور قطعنامه 598 ساوقت ملل، از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر کشورما فشارهای زیادی وارد می‌شد که قطعنامه را بپذیریم.

در همان ایام خاویر پرزدکوئیار، دبیر کل وقت ساوقت ملل متحد، برای رایزنی های لازم به ایران آمد و با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که اون وقت رئیس جمهور بود، ملاقات کرد.
پس از ملاقات، دکوئیار به من فرمود: رئیس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده هست؟
فرمودم: چطور؟
فرمود: من از چند دانشگاه معتبر دنیا مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و بیش از سی سال هست که کار سیاسی می‌کنم و ده سال هست که دبیر کل ساوقت ملل هستم؛ در این مدت کمتر شخصیت سیاسی بوده که وی را ندیده و با او فرمود‌ و گو نکرده باشم؛ ولی تاکنون شخصیتی سیاستمدارتر و هوشمندتر از رئیس جمهور شما ندیده‌ام».


ولادیمیر پوتین


ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در مورد مقام معظم رهبری می گوید «با توجه به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته‌ام، در ملاقات با رهبر ایران، تمام ویژگیهای نوشته شده برای مسیح را در آیت‌الله خامنه‌ای دیدم و برایم متجلی شد که حکیم بزرگی در ایران نشسته هست و به ذهن من خطور نمی کرد که او تا این حد همه جانبه نگر باشد.

او حکیم و دانشمندی هست که تصمیم‌گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار وی، هیچ خطری متوجه ایران نمی‌شود.
من در ملاقات با او معنای واقعی قانون پايه ی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم».


ارئول مارک گرچت، تحلیل گر اسبق ساوقت سیا در امور خاورمیانه

وی در روزنامه نیویورک تایمز نوشته هست: مشکل آمریکا این هست که بعضی از روحانیون شیعه نمی خواهند فاصله خود را از سیاست حفظ نمايند.

اینها فرزندان آیت الله خمینی هستند.

در مجله آلمانی اشپیگل مقاله‌ای تحت عنوان «آیت الله از جنس بتون» به قلم اولریکه پوتز منتشرشده هست که صرف نظر از برخی تحلیل‌های نادرست, در اون مقاله، نویسنده اون به تحلیل جایگاه برتر و قدرتمند ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی پرداخته، به نحوی که به درستی تصمیم گیری نهایی در خصوص مسائل مهم و پايه ی، مثل انرژی هسته‌ای و چگونگی رفتار با اپوزیسیون داخلی و فتنه پس از انتخابات و ...

را موکول به نظر رهبری و ولی فقیه دانسته، در قسمتی دیگر از نوشتار خود، ولی فقیه و شخص آیت الله خامنه‌ای را از جمله قدرتمندترین افراد در جهان کنونی بر می‌شمرده هست.


سید حسن نصر الله


حقیقت اون هست که ما در برابر شخصیتی عظیم و هستثنائی هستیم؛ ولی بسیاری در این امّت از وی چیز زیادی نمی‌ دانند و احساس می‌ کنیم که این امام و این رهبر چه قدر در امّت خویش و حتّی در ایران، مظلوم و تنهاست؛ حتّی در جنبه آشکار و روشن شخصیتش، یعنی جنبه رهبری و سیاسی که در قالب رهبری بیست و دو ساله امّت تجلّی یافته هست.

شما در حقیقت در برابر شخصیتی برنامه دارید که به معنای واقعی کلمه، دشمنان وی را محاصره کرده‌ اند و دوستان، حقّش را ادا نمی‌ نمايند.

دشمنان محاصره‌ اش کرده‌ اند و مانع رسیدن حقیقت و نور وی به جهان و امّت می‌ شوند و دوستان هم که حقّش را ادا نمی نمايند.
مسئولیت ماست که این امام عظیم را به امّت بشناسانیم؛ تا از برکات وجود این‌ چنین رهبر، فقیه و متفکّری، بهره‌مند شود؛ متفکّری که به خیر امروز و فردا و دنیا و آخرت امّت می‌ اندیشد؛ کسی که در تمام سطوح با چالش‌هایی پنجه در پنجه می‌اندازد که در هیچ یک از دهه‌ ها و قرون اخیر، سابقه نداشته.

این هست هدف پر اهمّیت و حسّاس این کنفرانس...

.



الف – نه تنها فرق هست میان مرجع تقلید و حاکم حکومت اسلامی، بلکه فرق هست میان «حکم» و «فتوا».

چنان چه رعایت فتوای مجتهدی که مرجع تقلید هست بر مقلدینش واجب می‌گردد، اما اگر مرجعی «حکم» کند، بر تمامی شیعیان و حتی مراجع واجب هست که رعایت نمایند.

(مانند حکم میرزای شیرازی در تحریم تنباکو).

ب – پس اگر مجتهدی به حکومت رسید،‌ اطاعت از فرامین حکومتی او بر همه مسلمین واجب می‌گردد، لذا وی «امام» یا رهبر همه‌ی اونهاست.

ج – امروزه در دنیا نزدیک به دو میلیارد مسلمان وجود دارد که قریب به 500 میلیون نفر از اونان را شیعیان تشکیل می‌دهند، لذا با توجه به این که اطاعت از «ولی امر مسلمین» یا همان «ولایت فقیه» بر همه واجب هست، رهبری کل شیعیان جهان مسجل می‌باشد.

ممکن هست سؤال شود که چرا ایشان را رهبر کل مسلمین «اعم از شیعه و سنی» می‌خوانیم؟ دقت شود که احکام مسلمانان اهل سنت نیز تصدیق نماينده‌ی همین معنا می‌باشد که ذیلاً به چند سند اشاره می‌گردد:

- اگر چه ظاهراً چنین هست که اهل سنت خلافت هر حاکمی بر بلاد مسلمین را به عنوان «حکومت و حاکم اسلامی» قبول کرده‌اند، اما این معنا به اذهان عمومی اونها القاء شده هست و کتب فقهی اونان تعاریف دیگری از خلیفه، امام و پیشوا و وجوب بیعت و اطاعت را بازگو می‌نماید:

- عبدالرحمن الجزایزی می‌نویسد: تمام ائمه اتفاق دارند كه امامت براى مسلمانان واجب هست تا در پرتو اون شعاير دين برپا داشته شده و حق مظلوم از ظالم گرفته شود.

(الفقه على المذاهب الاربعة، ج5 ، ص 317 – 316)

- ابوالحسن على بن محمّد ماوردى (متوفاى 450 هـ.ق) مى گايشاند:

«اگر اهل حلّ و عقد براى تعيين امام تفحّص كنند تا كسى را بيابند كه شروط امامت در او به طور اكمل جمع هست، اون گاه با وى بيعت كنند، امامت براى او ثابت مى شود.

از همين رو بر تمام امت هست كه با وى بيعت كرده و التزام به اطاعت او دهند».

(نظام الحكم في الشريعه، ظافر قاسمى، ص 271).

- قاضى عبدالجبار معتزلى (متوفاى 415 هـ.ق) مى گايشاند:

«اگر برخى از اهل حلّ و عقد كسى را به عنوان امام معرفى كردند، او امام امت مى گردد و بر بقيه واجب هست كه امامت او را بپذيرند.

از همين رو بيعت نكردن ساير افراد امّت در انعقاد امامت او تأثيرى ندارد; زيرا عقد امامت به مجرّد بيعت اهل حلّ و عقد تمام مى شود...» (مغنى، قاضى عبدالجبار، ص 303، جزء 20، قسم اول)

- ابن تيميه (متوفاى 728 هـ.ق) مى گايشاند:

«مقصود از امامت تنها به قدرت و سلطنت حاصل مى گردد و اگر با كسى بيعتى صورت گرفت، اين قدرت و سلطنت براى او حاصل شده و او امام امت هست...» (منهاج السنه، ج 1، ص 141)

توضیح: کلیه مدارک فوق از سایت اطلاع رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی اخذ گردیده هست.

لازم به ذکر هست که برخی از ائمه مذاهب اهل سنت (مانند ابوحنیفه – حنفی) بر این نظرند که اگر مسلمانی در یک گوشه‌ای از دنیا (حتی یک قصبه) از سپاه و دولتی برخوردار شد، حکومت اسلامی تشکیل شده هست و بر همه‌ی مسلمانان واجب هست که با او بیعت نمايند و اگر ننمايند باغی و طاغی هستند.

(یعنی حکمشان قتل هست).

با توجه به نکات فوق معلوم می‌شود که در همه‌ی مذاهب اسلامی (به غیر از وهابیت که مذهب نبوده و ساوقت دست‌نشانده‌ی انگلیس هست)، به محض اون که اهل حل و عقد (مجتهدین) امکان اون را پیدا کردند که در نقطه‌ای از جهان حکومتی بربرنامه نموده و بر پايه آرای خود شخصی را به عنوان حاکم برگزینند، وی رهبر، پیشوا و امام کلیه‌ی مسلمین می‌باشد و بیعت با او بر همگان واجب هست.

در جهان هیچ کشور و دولتی به جز جمهوری اسلامی ایران از حکومت اسلامی برخوردار نمی‌باشد.

چرا که بنا به فتوای مسلمانان اهل تشیع و تسنن، با صرف مسلمان بودن ملت، پادشاه یا رئیس دولت، حکومت اسلامی تشکیل نمی‌گردد.

بلکه به حکومتی اسلامی اطلاق می‌گردد که از حاکم مجتهد و فقیه برخوردار باشد تا احکام اسلامی جاری شود.

در جمهوری اسلامی ایران، اهل حل و عقد (مجتهدین شیعه و سنی) در مجلسی به نام «خبرگان رهبری» جمع شده و حاکم مسلمین را انتخاب می‌نمايند.

پس منتخب اونها «رهبر مسلمانان جهان» می‌باشد.


15:


سلام ...

ببينيد مقصود امام اين هست كه كسي كه مفاهيم مربوط به بحث حكومت اسلامي و ولايت فقيه را بداند، نمي‌تواند غير اون را تصور كند.

اما بايد توجه كرد كه اون مفاهيم چيست؟

اولا، توجه به اين نكته كه اسلام اختصاص به‌مسائل شخصي و فردي ندارد و در امور اجتماعي سياسي نيز وظايف و تكاليفي را تعيين كرده هست.

ثانيا، توجه به اين نكته ضروري هست كه اين مسئوليت‌هاي سياسي اجتماعي نيازمند يك مصدر حكومتي هست كه اون احكام را اجرا کند.

خب اين مصدر حكومت در وقت نبي مكرم اسلام و حضرات معصومين خود ايشان بوده‌اند.

حال نكته اين هست كه در وقت غيبت كبري مصدر اين حكومت چه كسي بايد باشد.

خب در اين‌جاست كه بحث ولايت فقيه مطرح مي‌شود، يعني در وقت غيبت اين امور به‌دست كسي هست كه داراي خصوصيات سه‌گانه علم، تقوا و درايت باشد.

حضرت امام مي‌فرمايد اگر ما اين مسائل را درست درك بكنيم يعني بايد بگايشانيم كه ولايت فقيه يعني ولايتِ فقاهت ملتزم به‌احكام شرعي با درايت كه بتواند اون احكام اجتماعي را در صحنه اجتماعي پياده كند.

خب به‌اين معنا واضح هست كه اگر اسلام حكومتي دارد و احكام حكومتي نيز دارد، بايد در راس اين حكومت، يك فرد فقيه با تقوا كه توانايي مديريت دارد، برنامه بگيرد.


اگر امام مي‌گايشانند ولايت فقيه همان ولايت رسول‌الله هست، از همين جهت هست.

يعني محدوده ولايي فقيه همان محدوده ولايي رسول اكرم هست.

و البته واضح هست كه مد نظر ايشان اين نيست كه ولي فقيه تمام صفات و مقاماتي را كه نبي مكرم داشته‌اند، داراست.

اين ولايت مطلقه كه مي‌گايشانيم از دو جهت هست.

يكي از جهت افراد و آحاد هست كه تحت ولايت فقيه برنامه مي‌گيرند كه در اين مورد يعني ولايت فقيه شامل تمامي افراد جامعه مي‌شود، حتي مجتهدين ديگر، دوم اين ‌كه اين قيد مطلقه در شئون و اختيارات فقيه جاري هست.

يعني تمامي شئون اجتماعي و سياسي را شامل مي‌شود.



كساني كه ولايت مطلقه فقيه را قبول دارند ـ كه اكثر قريب به‌ اتفاق فقهاي شيعه را در بر مي‌گيرد ـ اين دو حيطه مد نظرشان هست.

در اصل مي‌توان فرمود ما در بين فقهاي شيعه تا همين دايشانست سال پيش مخالفي براي ولايت فقيه نمي‌يابيم

16:

فرمودید "ولی فقیه نماینده امام غائب در وقت غیبتِ"میشه بگید کی و کجا امام وقت امام خامنه ایرا امام خود برنامه دادند؟!
و یه چیز دیگه امامی که غایب هست(امام وقت)چطوری میتونه امام باشه در حالی که غایب هست؟!

17:

اولا ممنون از اینکه در پست شماره 20 سوال دوم بنده رو جواب دادین اما
قسمت اول که راجع به نظرات افراد مهم سیاسی هست بیشتر جنبه احساسی دارد تا عقلی و با این حرف ها حجت بر کسی تمام نمی شود.تازه بیانات چه افرادی هم هست پوتین،سید حسن نصرالله و...
اما در قسمت دوم که زحمت جمع آوری اون از نت را کشیدید
اینکه حاکم بلاد اسلامی توسط امام معصوم انتخاب شود ،درست اما در وقت غیبت چه کنیم مسئله هست
من میگم همانطور که ائمه ما در طول تاریخ نشان دادن تا مقبولیت نباشد بر سرکار نمی آیند ما هم از این قاعده تبعیت کنیم.نمی شود که به حرف چند به اصطلاح مجتهد که تازه غیرمستقیم انتخاب می شوند و زیر نظر بالاترین قدرت سیاسی هست هستند بدون چون و چرا گوش کرد.
من نمیگم رهبر نباید داشته باشیم.اتفاقا وجود یک رهبر با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی ما از اوجب واجبات هست و بدون یک چنین مقامی که دارای فصل الخطاب هست وضعمان می شود ترکیه و سوریه و ...
و هر لحظه احتمال تجزیه کشور می رود.اما حرفم اینست که هر کسی حدی و ظرفیتی دارد.بهتر هست یک طرفه به قاضی نرویم و دلیل این افراط ها را در دیگر مسائل نظامی،سیاسی و...

جستجو کنیم

18:

دوست ندارم نپسندیدم بزنم.

چون با خیلی از مسایل دینی اتفاق نظر داریم.

ولی خب وضعیت رو می سنجم اگه شرایطش محیا شد مخالفتم رو توضیح میدهم.

.فعلن با احتیاط شروع می کنم سوال امام یعنی رهبر نیست.؟؟

19:

سلام ...



پس بیانات کی رو دوست داشتین باشه ؟!

باراک اوباما ، نتانیاهو ؟!

" حضرت امام بارها از عالی به عنوان مجتهدی مسلّم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند."
"انتخاب شایسته و بسیار خداپسندانۀ حضرت عالی، باعث شادی تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامی در جهان گردید.

حضرت عالی از چهره‌های درخشان انقلاب اسلامی ایران بوده و همواره مورد تأیید و تكریم امام عزیوقت بوده‌اید."
روزنامه رسالت 16/3/68

1.

توقيع اسحاق بن يعقوب:
«و اَمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة احاديثنا.»[1] «در اتفاقات جديدي كه در طول وقت پيش مي آيد به راايشانان ديدگاه ما رجوع كنيد.»
2.

حديث امام رضا ـ عليه السّلام ـ :
«نامي العلم، كامل الحلم، مضطلع بالامامة، عالم بالسياسة» (بايد علم او همواره در حال رشد و ترقي و حلمش كامل، در امامت قايشان و آگاه به امور سياست باشد.)[2]
3.

فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه مطيعاً‌ لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه.

(از ميان فقها كسي كه داراي صيانت نفس، حافظ دين، مخالف هواي نفس و مطيع اوامر شرع باشد، اطاعت و تقليد كنيد.)[3]
4.

ينظر الي من كان منكم قد رايشان حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فاني قد جعلته عليكم حاكماً.

(به كسي رجوع كند كه احاديث ما را نقل مي كند، نظر به حلال و حرام دارد (مي شناسد حلال و حرام ما را) و از احكام شرع آگاه هست پس او حاكم شماست و من او را حاكم شما برنامه دادم.[4]
از مجموعة چهار حديث فوق، مي توان چهار شرط پايه ي براي حاكم اسلامي در وقت غيبت، هستخراج نمود كه اينك به شرح اون مي پردازيم:
1.

فقاهت
اولين شرط ولايت، فقاهت مي باشد، زيرا اگر دليل اول را در نظر بگيريم، فهم عرف از عبارت «رُواة حديث» به مقام فقاهت متوجّه مي شود.

اصولاً وقتي امام به «مراجعة به راايشانان حديث» امر مي كند، جنبة فهم روايت و هستنباط احكام را در نظر دارد، نه اونكه فقط رواياتي حفظ شده و الفاظش نقل گردد.
2.

عدالت
فقيه جامع الواقعيات، كسي هست كه علاوه بر اينكه لازم هست علم دين را درست بفهمد.

بايد اون علم را در خودش و محدودة حياتش و در جامعة اسلامي به درستي اجرا نمايد، لازم هست همه وظايف ديني خود را اجرا کند و اونچه از دين بايد به امت ابلاغ كند، ابلاغ نمايد و چيزي را كتمان نكند.

فقيه عادل، بايد به ميل و هوس كاري نكند، مطيع هواهاي نفساني نگردد و گناهي از او سر نزند، نه واجبي را ترك كند و نه حرامي را مرتكب شود.[5] حديث سوم به روشني شرط عدالت را بيان مي دارد.
3.

كفايت و كارداني
گرچه روايت مذكور از امام رضا ـ عليه‎ السلام ـ به ايشانژگي كفايت، كارداني، مديريت و تدبير اشاره دارد ولي در عين حال هر انساني، با ذهن عرفي خود از اطلاقات ادلّة ولايت در مي يابد كه هدف از ولايت، اون هست كه شخص «ولي» كمبودها و نيازهاي حوزة تحت ولايت خود را در چهارچوب حفظ مصالح اونها برطرف كند.

اين وظيفه تنها در صورتي انجام مي پذيرد كه «ولي» در دايرة فعاليّت ولايت خود از كارداني و شايستگي برخوردار باشد.
اگر فقيهي از كارداني لازم براي اجراي اين رسالت سنگين و گسترده بي بهره هست، عقلاً و شرعاً نمي تواند عهده دار چنين مسئوليتي شود.

بنابراين ضرورت دارد كه در ثبوت ولايت براي فقيه به كارداني او توجه كنيم و عناصر مؤثر در اين زمينه از قبيل آگاهي، نكته سنجي، تيزهوشي، زيركي، قاطعيّت در تصميم گيري و امثال اون را در ايشان باز شناسيم.[6]
4.

شجاعت و مديريت
بدون شك ولي فقيه و حاكم جامعة اسلامي بايد داراي شجاعت و مديريت باشد تا بتواند در موقعيت مناسب با قاطعيت تصميم گيري كند.

مديريت و مدبّريت او به معني درك و تحليل پيگير مسايل سياسي هست.

حاكم اسلامي بايد به كيفيت و فنون رهبري جامعه اسلامي و نيازهاي ملت آگاه باشد.

آگاهي و درك مسايل سياسي و واقعيات وقته نيز از ديگر مواردي هست كه ولي فقيه بايد از اون مطلع باشد.

فقيهي كه از قوانين رفتاري بين المللي، جريانهاي سياسي داخلي، روابط خارجي، مديريت بحرانها و بسياري از مسايل پيچيدة سياسي مطلع نباشد، چگونه مي تواند جامعة اسلامي را رهبري كرده و اون را از هجمه هاي سياسي و فرهنگي بيگانگان مصون دارد.
بنابر اين حاكم اسلامي بايد واجد ايشانژگيهايي باشد كه از طرف امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ بيان شده هست.

در واقع از فراخوان اين ايشانژگيها از طرف امام معصوم براي ولي فقيه به نصب عام تعبير مي شود يعني امام معصوم بصورت عام، فقهاي واجد واقعيات عصر غيبت را براي رهبري و هدايت جامعة اسلامي برگزيده هست.[7] ولي از اونجا كه واجدين واقعيات رهبري متعدد بوده و اقدام همة اونها يا بعضي از اونان براي اعمال امر ولايت عملاً‌ ناممكن هست، لذا راهكارهاي پايه ي براي تعيين يا كشف يكي از اونان لازم هست.
طبعاً در چنين مواردي نظر به ايشانژگي هاي برجسته و منحصر به فرد افراد شرط ضروري تعيين فرد اصلح هست.
در قانون پايه ي جمهوري اسلامي ايران، يك راهكار عقلايي براي تشخيص رهبري و كسي كه واجد واقعيات رهبري هست، پيش بيني شده هست.

بر پايه اين مكانيزم، نمايندگاني با رأي مستقيم امت انتخاب مي شوند.

اين نمايندگان كه از اقصي نقاط كشور در مجلس خبرگان حضور دارند، با تحقيق و بررسي و مشاهدة واقعيات و ايشانژگيهاي لازم در يكي از فقها، اون شخص را شناسايي يا كشف كرده و به امت معرفي مي نمايند.

اين راهكار در واقعيات موجود بهترين مكانيزم براي كشف و شناسايي فقيه جامع واقعيات و نائب امام وقت (عج) هست.
در انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي به مقام ولايت، فرايند قانوني فوق، به نحو كامل صورت گرفته و ايشان به اين مقام نائل شدند.

طبيعي هست كه تشخيص هرگونه فقد واقعيات يا عدم صلاحيت به عهدة خود مجلس خبرگان خواهد بود و جز اين مجلس، شخص يا نهاد ديگري چنين صلاحيتي نخواهد داشت.

بنابراين ايشان از نظر خبرگان كسي هست كه واجد تمام ايشانژگيهاي رهبري و زعامت امت اسلامي بوده و در اين ايشانژگيها در واقعيات موجود از ديگر فقها داراي برتري و برجستگي هست لذا ايشان قطعاً نائب بر حق امام وقت و منصوب عام از طرف اون حضرت(عج) هستند.
البته خود مقام معظم رهبري هرگز تمايل به پذيرش چنين مقامي را نداشتند و مجتهدين و خبرگان و شخصيت هاي ديگر چنين مقامي را به عنوان احساس وظيفه به ايشان سپردند و ايشان در يكي از فرمودارهاي خود مي فرمايد:
«اگر به خامنه اي بگايشانند كه امروز وجود تو براي كفش جفت كردن تايشان فلان حسينيه مفيدتر هست...

بنده خواهم رفت اونجا و كفش جفت خواهم كرد.

اين را قطعاً بدانيد اگر يك كاري باشد كه من در اون كار در گمنامي زندگي كنم و وجودم براي اسلام مفيدتر از مسئوليتي باشد كه الان دارم، و الله يك لحظه درنگ نمي كنم.»[8]
حضرت امام خميني(ره) نيز در خصوص تقيّد آيت الله خامنه اي به خدمتگزاري براي اسلام و امت جملة زيبايي دارند كه فرمودند: «به شما عرض مي كنم اگر گمان مي كنيد كه در تمام دنيا، رئيس جمهورها و سلاطين و امثال اينها، يك نفر را مثل آقاي خامنه اي پيدا كنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار....

پيدا نمي كنيد.»[9]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.

مرجعيت از ديدگاه فقها و بزرگان، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1373.

[1] .

بحارالانوار، ج 53، ص 181، حديث 10.
[2] .

اصول كافي، ج 1، ص 202.
[3] .

صحاح طبرسي، ج 2، ص 262، حديث از امام حسن عسگري(ع).
[4] .

سنن ابوماجه، ج 1، ص 605، مورد 1879.

اين حديث به مقبولة عمر بن حنظلة معروف ‌است و اكثر علما از اين حديث براي اثبات ولايت فقيه بهره گرفته اند.
[5] .

جوادي آملي، عبدالله، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، ص 138.
[6] .

كتاب نقد، شماره (8)، 115.
[7] .

جوادي آملي، عبدالله، همان، ص390.
[8] .

روزنامة جمهوري اسلامي، 3/3/62، و نيز خاطرات و حكايت‌ها، ج 1، ص 37.
[9] .

صحيفه نور، ج 17، ص 170.


20:

منظورتو نفهمیدم

21:

سلام دوست عزیز !!!

بحث شیعه و سنی نیست که میپرسید :

(امام وقت)چطوری میتونه امام باشه در حالی که غایب هست؟!

اینو در محل خودش مطرح کنید جوابش رو میگیرید !

برای جواب قسمت اول پست 27 رو بخونید

22:

منظورم اشتباهه اگه بگم مقام معظم رهبری یا رهبر انقلاب

23:

چرا باید بگیم واقعا ؟
و اگر میگیم ، چرا یجوری میگیم که امام فرمودن ِ ما برای ِ یکسری دوستان ( همانند ِ سحر20 ) این اشتباه رو پیش میاره که این عزیزان ( آقایان ِ خمینی و خامنه ای ) واقعا جزءِ ائمه هستند ..

؟ :)

24:

اینم توضیح بیشتر

اگه جواب مثبته امام = رهبر پس نباید مشکلی باشه بگیم.

مقام معظم رهبری یا رهبر انقلاب

پس چه اصراری داریم به کلمه امام.



نافرموده نماند فرمودن امام برای مقلدان تمام مراجع تقلید هم هست و اجباری هم نیست.

فقط شامل مقلدین اون مرجع میشه.

مثلن اگه من به یه مرجع تقلیدی بگم ایت الله فلانی گناه نکردم حتی مرجع تقلید خودم.


25:

کجا من فرمودم جزائمه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا برام سواله

26:

پی ام هاش هست ها !
صداقت رو هم زیر ِ پا نگذارید مثه خیلی چیز ها :|

27:

پیام رو بزارید
من فرمودم به ایشون میگم امام

28:

و فکر می کنید ایشون امام ِ واقعی هستند ..

حتی بحث در مورد ِ مقام ِ عصمت هم شد ، به شما فرمودم این دو عزیز مقام ِ عصمت را ندارند ؛
فقط 14 نفر دارند !

که شما هم کاملا نشان دادید اهل ِ مطالعه هستید و فرمودید : مقام ِ عصمت را شما مشخص می کنی که چه کسی داره ؟


یا فراموش کردید ، یا خودتون رو به فراموشی زدید ..

اهمیتی نداره ، نیاز به بحث با شما نیست ؛ بهتر هست که با دوستانی که اطلاعات ِ بیشتری دارند لا اقل بحث کنم .


29:

امام یک کلمه عربی هست ومعادل فارسی اون به قرارزیر هست:
جلودار/راهبر /راهنما/هدایتگر/دلیل وامثالهم
پس امام شدن برای هرکس که شرایطش دارد ......امکان پذیر هست
شرایط:

30:


سلام ...

ببينيد مقصود امام اين هست كه كسي كه مفاهيم مربوط به بحث حكومت اسلامي و ولايت فقيه را بداند، نمي‌تواند غير اون را تصور كند.

اما بايد توجه كرد كه اون مفاهيم چيست؟

اولا، توجه به اين نكته كه اسلام اختصاص به‌مسائل شخصي و فردي ندارد و در امور اجتماعي سياسي نيز وظايف و تكاليفي را تعيين كرده هست.

ثانيا، توجه به اين نكته ضروري هست كه اين مسئوليت‌هاي سياسي اجتماعي نيازمند يك مصدر حكومتي هست كه اون احكام را اجرا کند.

خب اين مصدر حكومت در وقت نبي مكرم اسلام و حضرات معصومين خود ايشان بوده‌اند.

حال نكته اين هست كه در وقت غيبت كبري مصدر اين حكومت چه كسي بايد باشد.

خب در اين‌جاست كه بحث ولايت فقيه مطرح مي‌شود، يعني در وقت غيبت اين امور به‌دست كسي هست كه داراي خصوصيات سه‌گانه علم، تقوا و درايت باشد.

حضرت امام مي‌فرمايد اگر ما اين مسائل را درست درك بكنيم يعني بايد بگايشانيم كه ولايت فقيه يعني ولايتِ فقاهت ملتزم به‌احكام شرعي با درايت كه بتواند اون احكام اجتماعي را در صحنه اجتماعي پياده كند.

خب به‌اين معنا واضح هست كه اگر اسلام حكومتي دارد و احكام حكومتي نيز دارد، بايد در راس اين حكومت، يك فرد فقيه با تقوا كه توانايي مديريت دارد، برنامه بگيرد.


اگر امام مي‌گايشانند ولايت فقيه همان ولايت رسول‌الله هست، از همين جهت هست.

يعني محدوده ولايي فقيه همان محدوده ولايي رسول اكرم هست.

و البته واضح هست كه مد نظر ايشان اين نيست كه ولي فقيه تمام صفات و مقاماتي را كه نبي مكرم داشته‌اند، داراست.

اين ولايت مطلقه كه مي‌گايشانيم از دو جهت هست.

يكي از جهت افراد و آحاد هست كه تحت ولايت فقيه برنامه مي‌گيرند كه در اين مورد يعني ولايت فقيه شامل تمامي افراد جامعه مي‌شود، حتي مجتهدين ديگر، دوم اين ‌كه اين قيد مطلقه در شئون و اختيارات فقيه جاري هست.

يعني تمامي شئون اجتماعي و سياسي را شامل مي‌شود.



كساني كه ولايت مطلقه فقيه را قبول دارند ـ كه اكثر قريب به‌ اتفاق فقهاي شيعه را در بر مي‌گيرد ـ اين دو حيطه مد نظرشان هست.

در اصل مي‌توان فرمود ما در بين فقهاي شيعه تا همين دايشانست سال پيش مخالفي براي ولايت فقيه نمي‌يابيم

31:

فرمودید "ولی فقیه نماینده امام غائب در وقت غیبتِ"میشه بگید کی و کجا امام وقت امام خامنه ایرا امام خود برنامه دادند؟!
و یه چیز دیگه امامی که غایب هست(امام وقت)چطوری میتونه امام باشه در حالی که غایب هست؟!

32:

اولا ممنون از اینکه در پست شماره 20 سوال دوم بنده رو جواب دادین اما
قسمت اول که راجع به نظرات افراد مهم سیاسی هست بیشتر جنبه احساسی دارد تا عقلی و با این حرف ها حجت بر کسی تمام نمی شود.تازه بیانات چه افرادی هم هست پوتین،سید حسن نصرالله و...
اما در قسمت دوم که زحمت جمع آوری اون از نت را کشیدید
اینکه حاکم بلاد اسلامی توسط امام معصوم انتخاب شود ،درست اما در وقت غیبت چه کنیم مسئله هست
من میگم همانطور که ائمه ما در طول تاریخ نشان دادن تا مقبولیت نباشد بر سرکار نمی آیند ما هم از این قاعده تبعیت کنیم.نمی شود که به حرف چند به اصطلاح مجتهد که تازه غیرمستقیم انتخاب می شوند و زیر نظر بالاترین قدرت سیاسی هست هستند بدون چون و چرا گوش کرد.
من نمیگم رهبر نباید داشته باشیم.اتفاقا وجود یک رهبر با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی ما از اوجب واجبات هست و بدون یک چنین مقامی که دارای فصل الخطاب هست وضعمان می شود ترکیه و سوریه و ...
و هر لحظه احتمال تجزیه کشور می رود.اما حرفم اینست که هر کسی حدی و ظرفیتی دارد.بهتر هست یک طرفه به قاضی نرویم و دلیل این افراط ها را در دیگر مسائل نظامی،سیاسی و...

جستجو کنیم

33:

دوست ندارم نپسندیدم بزنم.

چون با خیلی از مسایل دینی اتفاق نظر داریم.

ولی خب وضعیت رو می سنجم اگه شرایطش محیا شد مخالفتم رو توضیح میدهم.

.فعلن با احتیاط شروع می کنم سوال امام یعنی رهبر نیست.؟؟

34:

سلام ...



پس بیانات کی رو دوست داشتین باشه ؟!

باراک اوباما ، نتانیاهو ؟!

" حضرت امام بارها از عالی به عنوان مجتهدی مسلّم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند."
"انتخاب شایسته و بسیار خداپسندانۀ حضرت عالی، باعث شادی تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامی در جهان گردید.

حضرت عالی از چهره‌های درخشان انقلاب اسلامی ایران بوده و همواره مورد تأیید و تكریم امام عزیوقت بوده‌اید."
روزنامه رسالت 16/3/68

1.

توقيع اسحاق بن يعقوب:
«و اَمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة احاديثنا.»[1] «در اتفاقات جديدي كه در طول وقت پيش مي آيد به راايشانان ديدگاه ما رجوع كنيد.»
2.

حديث امام رضا ـ عليه السّلام ـ :
«نامي العلم، كامل الحلم، مضطلع بالامامة، عالم بالسياسة» (بايد علم او همواره در حال رشد و ترقي و حلمش كامل، در امامت قايشان و آگاه به امور سياست باشد.)[2]
3.

فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه مطيعاً‌ لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه.

(از ميان فقها كسي كه داراي صيانت نفس، حافظ دين، مخالف هواي نفس و مطيع اوامر شرع باشد، اطاعت و تقليد كنيد.)[3]
4.

ينظر الي من كان منكم قد رايشان حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فاني قد جعلته عليكم حاكماً.

(به كسي رجوع كند كه احاديث ما را نقل مي كند، نظر به حلال و حرام دارد (مي شناسد حلال و حرام ما را) و از احكام شرع آگاه هست پس او حاكم شماست و من او را حاكم شما برنامه دادم.[4]
از مجموعة چهار حديث فوق، مي توان چهار شرط پايه ي براي حاكم اسلامي در وقت غيبت، هستخراج نمود كه اينك به شرح اون مي پردازيم:
1.

فقاهت
اولين شرط ولايت، فقاهت مي باشد، زيرا اگر دليل اول را در نظر بگيريم، فهم عرف از عبارت «رُواة حديث» به مقام فقاهت متوجّه مي شود.

اصولاً وقتي امام به «مراجعة به راايشانان حديث» امر مي كند، جنبة فهم روايت و هستنباط احكام را در نظر دارد، نه اونكه فقط رواياتي حفظ شده و الفاظش نقل گردد.
2.

عدالت
فقيه جامع الواقعيات، كسي هست كه علاوه بر اينكه لازم هست علم دين را درست بفهمد.

بايد اون علم را در خودش و محدودة حياتش و در جامعة اسلامي به درستي اجرا نمايد، لازم هست همه وظايف ديني خود را اجرا کند و اونچه از دين بايد به امت ابلاغ كند، ابلاغ نمايد و چيزي را كتمان نكند.

فقيه عادل، بايد به ميل و هوس كاري نكند، مطيع هواهاي نفساني نگردد و گناهي از او سر نزند، نه واجبي را ترك كند و نه حرامي را مرتكب شود.[5] حديث سوم به روشني شرط عدالت را بيان مي دارد.
3.

كفايت و كارداني
گرچه روايت مذكور از امام رضا ـ عليه‎ السلام ـ به ايشانژگي كفايت، كارداني، مديريت و تدبير اشاره دارد ولي در عين حال هر انساني، با ذهن عرفي خود از اطلاقات ادلّة ولايت در مي يابد كه هدف از ولايت، اون هست كه شخص «ولي» كمبودها و نيازهاي حوزة تحت ولايت خود را در چهارچوب حفظ مصالح اونها برطرف كند.

اين وظيفه تنها در صورتي انجام مي پذيرد كه «ولي» در دايرة فعاليّت ولايت خود از كارداني و شايستگي برخوردار باشد.
اگر فقيهي از كارداني لازم براي اجراي اين رسالت سنگين و گسترده بي بهره هست، عقلاً و شرعاً نمي تواند عهده دار چنين مسئوليتي شود.

بنابراين ضرورت دارد كه در ثبوت ولايت براي فقيه به كارداني او توجه كنيم و عناصر مؤثر در اين زمينه از قبيل آگاهي، نكته سنجي، تيزهوشي، زيركي، قاطعيّت در تصميم گيري و امثال اون را در ايشان باز شناسيم.[6]
4.

شجاعت و مديريت
بدون شك ولي فقيه و حاكم جامعة اسلامي بايد داراي شجاعت و مديريت باشد تا بتواند در موقعيت مناسب با قاطعيت تصميم گيري كند.

مديريت و مدبّريت او به معني درك و تحليل پيگير مسايل سياسي هست.

حاكم اسلامي بايد به كيفيت و فنون رهبري جامعه اسلامي و نيازهاي ملت آگاه باشد.

آگاهي و درك مسايل سياسي و واقعيات وقته نيز از ديگر مواردي هست كه ولي فقيه بايد از اون مطلع باشد.

فقيهي كه از قوانين رفتاري بين المللي، جريانهاي سياسي داخلي، روابط خارجي، مديريت بحرانها و بسياري از مسايل پيچيدة سياسي مطلع نباشد، چگونه مي تواند جامعة اسلامي را رهبري كرده و اون را از هجمه هاي سياسي و فرهنگي بيگانگان مصون دارد.
بنابر اين حاكم اسلامي بايد واجد ايشانژگيهايي باشد كه از طرف امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ بيان شده هست.

در واقع از فراخوان اين ايشانژگيها از طرف امام معصوم براي ولي فقيه به نصب عام تعبير مي شود يعني امام معصوم بصورت عام، فقهاي واجد واقعيات عصر غيبت را براي رهبري و هدايت جامعة اسلامي برگزيده هست.[7] ولي از اونجا كه واجدين واقعيات رهبري متعدد بوده و اقدام همة اونها يا بعضي از اونان براي اعمال امر ولايت عملاً‌ ناممكن هست، لذا راهكارهاي پايه ي براي تعيين يا كشف يكي از اونان لازم هست.
طبعاً در چنين مواردي نظر به ايشانژگي هاي برجسته و منحصر به فرد افراد شرط ضروري تعيين فرد اصلح هست.
در قانون پايه ي جمهوري اسلامي ايران، يك راهكار عقلايي براي تشخيص رهبري و كسي كه واجد واقعيات رهبري هست، پيش بيني شده هست.

بر پايه اين مكانيزم، نمايندگاني با رأي مستقيم امت انتخاب مي شوند.

اين نمايندگان كه از اقصي نقاط كشور در مجلس خبرگان حضور دارند، با تحقيق و بررسي و مشاهدة واقعيات و ايشانژگيهاي لازم در يكي از فقها، اون شخص را شناسايي يا كشف كرده و به امت معرفي مي نمايند.

اين راهكار در واقعيات موجود بهترين مكانيزم براي كشف و شناسايي فقيه جامع واقعيات و نائب امام وقت (عج) هست.
در انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي به مقام ولايت، فرايند قانوني فوق، به نحو كامل صورت گرفته و ايشان به اين مقام نائل شدند.

طبيعي هست كه تشخيص هرگونه فقد واقعيات يا عدم صلاحيت به عهدة خود مجلس خبرگان خواهد بود و جز اين مجلس، شخص يا نهاد ديگري چنين صلاحيتي نخواهد داشت.

بنابراين ايشان از نظر خبرگان كسي هست كه واجد تمام ايشانژگيهاي رهبري و زعامت امت اسلامي بوده و در اين ايشانژگيها در واقعيات موجود از ديگر فقها داراي برتري و برجستگي هست لذا ايشان قطعاً نائب بر حق امام وقت و منصوب عام از طرف اون حضرت(عج) هستند.
البته خود مقام معظم رهبري هرگز تمايل به پذيرش چنين مقامي را نداشتند و مجتهدين و خبرگان و شخصيت هاي ديگر چنين مقامي را به عنوان احساس وظيفه به ايشان سپردند و ايشان در يكي از فرمودارهاي خود مي فرمايد:
«اگر به خامنه اي بگايشانند كه امروز وجود تو براي كفش جفت كردن تايشان فلان حسينيه مفيدتر هست...

بنده خواهم رفت اونجا و كفش جفت خواهم كرد.

اين را قطعاً بدانيد اگر يك كاري باشد كه من در اون كار در گمنامي زندگي كنم و وجودم براي اسلام مفيدتر از مسئوليتي باشد كه الان دارم، و الله يك لحظه درنگ نمي كنم.»[8]
حضرت امام خميني(ره) نيز در خصوص تقيّد آيت الله خامنه اي به خدمتگزاري براي اسلام و امت جملة زيبايي دارند كه فرمودند: «به شما عرض مي كنم اگر گمان مي كنيد كه در تمام دنيا، رئيس جمهورها و سلاطين و امثال اينها، يك نفر را مثل آقاي خامنه اي پيدا كنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار....

پيدا نمي كنيد.»[9]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.

مرجعيت از ديدگاه فقها و بزرگان، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1373.

[1] .

بحارالانوار، ج 53، ص 181، حديث 10.
[2] .

اصول كافي، ج 1، ص 202.
[3] .

صحاح طبرسي، ج 2، ص 262، حديث از امام حسن عسگري(ع).
[4] .

سنن ابوماجه، ج 1، ص 605، مورد 1879.

اين حديث به مقبولة عمر بن حنظلة معروف ‌است و اكثر علما از اين حديث براي اثبات ولايت فقيه بهره گرفته اند.
[5] .

جوادي آملي، عبدالله، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، ص 138.
[6] .

كتاب نقد، شماره (8)، 115.
[7] .

جوادي آملي، عبدالله، همان، ص390.
[8] .

روزنامة جمهوري اسلامي، 3/3/62، و نيز خاطرات و حكايت‌ها، ج 1، ص 37.
[9] .

صحيفه نور، ج 17، ص 170.


35:

منظورتو نفهمیدم

36:

سلام دوست عزیز !!!

بحث شیعه و سنی نیست که میپرسید :

(امام وقت)چطوری میتونه امام باشه در حالی که غایب هست؟!

اینو در محل خودش مطرح کنید جوابش رو میگیرید !

برای جواب قسمت اول پست 27 رو بخونید

37:

منظورم اشتباهه اگه بگم مقام معظم رهبری یا رهبر انقلاب

38:

چرا باید بگیم واقعا ؟
و اگر میگیم ، چرا یجوری میگیم که امام فرمودن ِ ما برای ِ یکسری دوستان ( همانند ِ سحر20 ) این اشتباه رو پیش میاره که این عزیزان ( آقایان ِ خمینی و خامنه ای ) واقعا جزءِ ائمه هستند ..

؟ :)

39:

اینم توضیح بیشتر

اگه جواب مثبته امام = رهبر پس نباید مشکلی باشه بگیم.

مقام معظم رهبری یا رهبر انقلاب

پس چه اصراری داریم به کلمه امام.



نافرموده نماند فرمودن امام برای مقلدان تمام مراجع تقلید هم هست و اجباری هم نیست.

فقط شامل مقلدین اون مرجع میشه.

مثلن اگه من به یه مرجع تقلیدی بگم ایت الله فلانی گناه نکردم حتی مرجع تقلید خودم.


40:

کجا من فرمودم جزائمه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا برام سواله

41:

پی ام هاش هست ها !
صداقت رو هم زیر ِ پا نگذارید مثه خیلی چیز ها :|

42:

پیام رو بزارید
من فرمودم به ایشون میگم امام

43:

و فکر می کنید ایشون امام ِ واقعی هستند ..

حتی بحث در مورد ِ مقام ِ عصمت هم شد ، به شما فرمودم این دو عزیز مقام ِ عصمت را ندارند ؛
فقط 14 نفر دارند !

که شما هم کاملا نشان دادید اهل ِ مطالعه هستید و فرمودید : مقام ِ عصمت را شما مشخص می کنی که چه کسی داره ؟


یا فراموش کردید ، یا خودتون رو به فراموشی زدید ..

اهمیتی نداره ، نیاز به بحث با شما نیست ؛ بهتر هست که با دوستانی که اطلاعات ِ بیشتری دارند لا اقل بحث کنم .


44:

امام یک کلمه عربی هست ومعادل فارسی اون به قرارزیر هست:
جلودار/راهبر /راهنما/هدایتگر/دلیل وامثالهم
پس امام شدن برای هرکس که شرایطش دارد ......امکان پذیر هست
شرایط:

45:

پیامو بزارید
شما فرمودین من فرمودم جزائمه هستن ؟؟؟؟؟؟؟
ازطرف من حرف نزنید
با دوست b313موافقم
فقط سکوت

46:


حتی تا این حد که فلان رهبر ، حرف هایش فصل الخطاب نامیده بشود ؟

47:

فردی بعنوان امام باید عهده دار سکان بقیه اعضا شود که :
- دانا ....متعهد .....مسئول ....وفادار.....فداکار.....دلسوز..

....خبره ......کارشناس باشد

48:

اگر خبرگان وکارشناسان مربوطه .....بر صحت وسلامتی روحی وفکری وتقوایی وبصیرت وتعهد ومسئولیت وی .....مهر تایید وپذیرش بزنند
اری سخن وی فصل الخطاب هست

49:

پس وقتی کسی شرایط داشته باشد دوراه وجود دارد :
یا خود شروع به حرکت وکاوش وتدیبر ونقد ورهنمایی و.و.و
یا اینکه خبرگان وکارشناسان ....اورا پیدا وکشف نمايند وبعد وی را به امت معرفی مینمايند

50:

مثال در سطح پائین
امام جماعت نماز مسجد
دوشرط دارد
1 - داشتن عدالت ظاهری (گناه کبیره انجام ندهد وبر گناهان کوچک اصرار نکند)
2 - مسلط به زبان عربی وقرائت او درست باشد

51:

در دین ما ................پیامبر ما هم رسول بود وهم امام
ولی بقیه ائمه 12 نفری ..............همه فقط امام بودند وبس

52:

نه خیر
در رشته ما که دندانپزشکی هستیم
امام ما ............وزیر بهداشت هست فقط در این رشته ودر چهارچوب اون وبس
بعبارتی
امت چون تخصص در دین ومکتب ندارند با اینکه مسلمان هستند
مثل هر رشته سراغ کارشناس میروند
خوب کارشناس دین چه کسی هست ؟
که بتواند امام ورهبر تعیین وانتخاب کند .............
کسی که در حوزه ای علمیه درس خوانده وبه درجه اجتهاد رسیده باشد
خوب امت به انها مراجعه مینمايند تا انها امام ورهبر بر پايه معیارها وملاک های اسلام .....برگزیند
ادامه دارد

53:

اختلاف ما اینه: بعضی از دوستان مقام یه مرجع تقلید رو در حد امام معصوم بالا می برند.

که بدون شک قابل قبول نیست.

عصمت خط قرمزیست.

بین مرجع تقلید و ائمه اطهار.

مرجع تقلید می تونه امام باشه.

ولی باید با مقام امام معصوم اشتباه نگیریم.

54:


اونوقت علامه ی ِ مجلسی و شیخ ِ کلینی و ..

که قطعا از آیه الله خامنه ای و خمینی ، سوادشان هم کمتر نبوده ؛

باید امام نامیده شوند ؟ و نباید در حرف و عمل ِ انها احتمال ِ خطا داد ؟
به هر حال تنها افرادی که از خطا به دور هستند ، معصومین هستند ..
حتی ابوذر و ..

هم مقام ِ فصل الخطاب نداشته اند ..

یوسف ِ نبی در جلوی ِ پدرش دیر از اون چهار پا پیاده شد ، مقام ِ نبوت از صلبش برداشته شد ..

تنها به خاطر ِ یک ترک ِ اولی !
حالا به نظر ِ شما این دوستان ِ رهبر ِ گرامی ؛ فصل الخطاب هست حرف هاشان ؟

55:

فصل الخطاب!! بعد دیگر مراجع چی؟؟

مثال مرجع تقلید من با این فصل الخطاب مخالفه تکلیف چیست؟؟ مرجع تقلیدم رو ول کنم به ان فصل الخطاب عمل کنم!!

56:

سلام متاسفانه شما فک میکنید این امام .

اون امام هر دو یکی هستند و تفاوتی ندارند (:

امامت در آينه لغت

كلمه امامت از ماده «امّ» گرفته شده و در اصل لغت عربى به معناى جلو و پيش هست.

معادل اون در زبان فارسى «پيشوايى» هست.

«امام» يعنى چيزى يا كسى كه جلوى انسان برنامه مى‌گيرد.

به جهتِ پيش رو نيز «اَمام» فرموده مى‌شود.

«اَمام» در مقابل «خَلْف» هست كه به جهت پشت سر اطلاق مى‌گردد.

به موجودى كه پيش رو برنامه مى‌گيرد «اِمام» فرموده مى‌شود

این موجود ممكن هست يك مكان، يك شيئ مادى يا شخص انسانى و يا موجود و امرى معنوى باشد.

به همه اينها «امام» فرموده مى‌شود؛ مثلاً قراون كريم در مورد شهر «اصحاب لوط» و شهر «اصحاب اَيكه» مى‌فرمايد:
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما لَبِإِمام مُبِين؛1 پس، از اونان انتقام گرفتيم، و اون دو [شهر، اكنون] بر سر راهى آشكار هست.
خطاب به امت حجاز مى‌فرمايد: وقتى شما به شام مى‌رايشاند، در بين راه به اين دو مكان مى‌رسيد و «امام» و پيش راه شما هستند.

قراون كريم هم چنين به كتاب‌هاى آسمانى «امام» اطلاق كرده هست:
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً؛2 و پيش از وى كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده هست.
اين كلمه نسبت به اشخاص نيز در قراون هستعمال شده هست:
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً؛3[خدا به ابراهيم(عليه السلام) ] فرمود: من تو را پيشواى امت برنامه دادم.
در عرف خودمان نيز اين كلمه را در مورد امام جماعت، امام جمعه و رهبر به كار مى‌بريم.

همه اينها از همان معناى «پيش» هست.

«پيشوا» يعنى كسى كه جلوى ما هست و ما پشت سر او حركت مى‌كنيم.

معناى «مقتدا» هم مى‌دهد؛ يعنى او پيش روى ما هست و هر كارى كه او انجام مى‌دهد ما هم همان كار را انجام مى‌دهيم؛ مثل امام جماعت كه هر حركتى انجام مى‌دهد، مأموم هم همان كار را مى‌كند.

1.

حجر (15)، 79.


2.

هود (11)، 17.


3.

بقره (2)، 124.


پس كلمه «امام» در اصل لغت به معناى «پيش» و «پيشوا» هست، و «امامت» يعنى «پيشوايى».

البته پيشوايى اختصاص به راه صحيح ندارد، و پيشوايى در مسير گمراهى و فساد نيز ممكن هست.

در قراون اين گونه پيشوايان «أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النّارِ»1 و «أَئِمَّةَ الْكُفْرِ»2 ناميده شده اند.
پس كلمه امام هنگامى كه در مورد شخصى اطلاق مى‌شود، يعنى كسى كه در جلو برنامه دارد و ديگران پشت سر او حركت كرده، از عمل او پيروى مى‌كنند و او را مقتداى خودشان برنامه مى‌دهند.


اما «امامت» كه در اصطلاح شيعه به عنوان اصلى از اصول اعتقادى تلقى مى‌شود، معنايى خاص و اضافه بر معناى لغوى اين كلمه دارد.

اين كه اون معناى زايد و بيش از معناى لغوى اين كلمه چيست كه باعث شده حيثيت ديگرى در امامت مورد نظر شيعه لحاظ شود، احتياج به كمى توضيح دارد كه ذيلا به اون اشاره مى‌كنيم:
درباره بعضى از پيامبران(عليهم السلام) در قراون آمده هست كه خدا اونها را امام برنامه داده هست: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ.3در اين آيه، از بين انبيا به حضرت ابراهيم(عليه السلام) و تعدادى از انبياى بنى اسرائيل(عليهم السلام) اشاره شده هست و مى‌فرمايد كه اينها امامان هستند و ايشانژگى اونها اين هست كه به حق هدايت مى‌كنند.

علت اين امر را كه داراى اين مقام شده‌اند دو چيز معرفى مى‌كند؛ يكى: «لَمّا صَبَرُوا».

استقامت در ارتباط با عمل هست؛ يعنى اون هدفى را كه در نظر گرفتند در راه اون هدف هستقامت



1.

قصص (28)، 41: پيشوايانى كه به آتش مى‌خوانند.
2.

توبه (9)، 12.


3.

سجده (32)، 24.


و شكيبايى نمودند و مشكلات را تحمل كردند.

عامل دوم را «يقين» ذكر مى‌كند: وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ.

البته همه مؤمنان بايد يقين داشته باشند، ولى از تعبيرات قراونى و روايات هستفاده مى‌شود كه يقين مراتبى دارد.

اين گروه از پيامبران مرتبه عالى يقين را داشتند.

در مورد حضرت ابراهيم(عليه السلام) كه از جمله اين پيامبران هست، مى‌خوانيم:

وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً؛1 و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود، و وى اون همه را به انجام رسانيد، [خدا به او ] فرمود: «من تو را پيشواى امت برنامه دادم.»

حضرت ابراهيم(عليه السلام) سپس نيل به مقام هاى: نبوت، رسالت و خلّت2 به مقام «امامت» رسيد؛ و اون هنگامى بود كه امتحان‌هاى الهى در مورد او به حد كمال رسيد و اون حضرت از همه اونها سربلند بيرون آمد.

شايد امتحان‌هاى حضرت ابراهيم(عليه السلام) بى نظير بوده و كسى را در تاريخ نداشته باشيم كه اين چنين عجيب مورد آزمايش الهى برنامه گرفته باشد.

داستان در آتش انداختن حضرت بسيار عجيب هست.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) در اين ماجراى بسيار پر مخاطره، به احدى جز خداى متعال تكيه و توجهى نكرد.

حضرت را در دريايى از آتش انداخته‌اند و در شُرف سوختن هست.

جبرئيل(عليه السلام) به اون حضرت عرض كرد: هَلْ لَكَ حاجَةٌ ؛ آيا حاجتى دارى؟ ابراهيم(عليه السلام) فرمود: اَمّا اِلَيْكَ فَلا وَ اَمّا اِلى رَبِّ العَالَمِينَ فَنَعَمْ؛3 اما به تو احتياجى



1.

بقره(2)، 124.


2.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) «خليل الرحمن» بود.
3.

بحارالانوار، ج 12، باب 2، روايت 8.




ندارم، ولى به يارى پروردگار آرى، نياز دارم! اين صحنه، امتحانى بسيار بزرگ بود تا معلوم شود ابراهيم(عليه السلام) در عمل تا چه حد موحّد هست و به غير خدا توجه نمى‌كند.

اما بزرگ تر از اين امتحان، داستان ذبح حضرت اسماعيل(عليه السلام) هست.

داستان بسيار عجيبى هست.

شبيه اون، داستان حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) در كربلا و شهادت حضرت على اكبر(عليه السلام) هست كه البته از جهاتى نيز مى‌توان داستان كربلا را بالاتر شمرد؛ اما اين كه پدرى مأمور شود جوانى رعنا و رشيد را با اون همه مقامات عالى، ادب، عرفان و معنايشانت، به دست خود سر ببرد، هيچ جا چنين چيزى را سراغ نداريم.

نسبت به هيچ پيغمبر و امامى، چنين آزمايشى پيش نيامده هست.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) از اين امتحان سخت با كمال سربلندى و سرافرازى بيرون آمد.

براى بزرگداشت اين امتحان نيز خداى متعال تا روز قيامت به همه حاجيان دستور داده كه بايد در ايام حج در منا قربانى كنند.


در هر صورت، سپس همه اين امتحانات سخت بود كه خداى متعال به حضرت ابراهيم(عليه السلام) فرمود: إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً؛ اكنون شايسته شدى كه مقام امامت به تو داده شود.

امامت مقامى معنوى و بسيار عالى هست كه از لحاظ درجه بندى، از مقام نبوت و رسالت بالاتر هست.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) اين مقام را براى ذريّه اش نيز درخواست كرد، كه جواب آمد:
لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ؛1 پيمان من به ستم كاران نمى‌رسد.
يعنى در ميان ذريّه ابراهيم(عليه السلام) كسانى به اين مقام خواهند رسيد، كه در زندگى خود مرتكب ظلم نشده باشند.

بنابر روايات ما، منظور از اين عده، ائمه اهل بيت(عليهم السلام) هستند.





1.

بقره (2)، 124.


مقصود شيعه از «امامت» در مورد امامان معصوم(عليهم السلام)

اكنون پرسش اين هست كه وقتى در مقابل مخالفان و كسانى كه معتقد به امامت نيستند، مى‌گايشانيم يكى از اعتقادات شيعه «امامت» هست آيا به اين معنا نظر داريم، يا اختلاف شيعه و غير شيعه در اين بحث چيزى جز اين هست؟
در تفسيرى بسيار ساده، مقصود ما از اصل «امامت» در اصول اعتقادى شيعه اين هست كه سپس پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) دوازده امام معصوم(عليهم السلام) يكى پس از ديگرى جانشينان بر حق اون حضرت(صلى الله عليه وآله) مى‌باشند.

بدين ترتيب اين اصطلاح را مى‌توان معناى سومى براى امامت تلقى كرد.

بنابراين امامت داراى معانى متعددى هست و بايد كاملا به اين تفاوت معانى توجه داشت.

اگر ما به بزرگانى نظير بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران، امام خمينى(قدس سره) «امام» اطلاق مى‌كنيم هرگز به همان معنايى نيست كه به دوازده امام(عليهم السلام) «امام» مى‌گايشانيم.

اونچه كه شيعه درباره امامت ائمه اطهار(عليهم السلام) معتقد هست معنايى خاص هست.

بر پايه اين معنا، شيعه معتقد هست اون بزرگواران كليه مقامات پيامبر(صلى الله عليه وآله) به جز وحى و نبوت را دارا هستند، اطاعتشان بر همه امت واجب و علمشان خدادادى هست و داراى مقام عصمت اند.

بدين ترتيب در مورد اين دوازده «امام» كه جانشينان پيامبر(صلى الله عليه وآله) هستند، سه ايشانژگى پايه ى مطرح هست: عصمت، علم خدادادى،

و وجوب اطاعت امت از اونان. دو ايشانژگى اول از زمره امور تكايشاننى و ايشانژگى سوم امرى تشريعى هست؛ يعنى خداى متعال مسلمانان را به اطاعت از اين دوازده امام امر كرده هست.
علم و عصمت امام(عليه السلام) اختصاص به سنّ خاصى ندارد و حتى در سن كودكى نيز وجود دارد.

داستان‌هاى متعددى درباره امامان(عليهم السلام) نقل شده كه اونان در سنين طفوليت و كودكى به پرسش‌هاى دقيق و مشكل علمى و فقهى جواب داده اند.

برخى از امامان، نظير امام نهم(عليه السلام) ، در كودكى به مقام امامت رسيده‌اند و بر امت واجب بوده از اونان اطاعت كنند.

البته اين امر (وجوب اطاعت از فرد غير بالغ) از احكام متعارف اسلام خارج هست و در مورد افراد عادى، مسلمانان نمى‌توانند از كسى كه خود بالغ نيست و به سن تكليف نرسيده اطاعت كنند؛ اما حساب ائمه(عليهم السلام) جدا هست و بين ما و اونها علاوه بر امور تكايشاننى، در زمينه امور تشريعى و احكام فقهى نيز تفاوت‌هايى وجود دارد.

شايد بسيارى از ما كمتر به اين تفاوت توجه داريم.
در هر صورت، وجوب اطاعت از ائمه(عليهم السلام) درست مانند وجوب اطاعت از پيامبر(صلى الله عليه وآله) هست.

تفاوت اون بزرگواران با پيامبر(صلى الله عليه وآله) تنها در مسأله نبوت و رسالت و دريافت وحى هست.

مقام نبوت و دريافت وحىِ رسالى اختصاص به پيامبر(صلى الله عليه وآله) دارد.

البته امام معصوم(عليه السلام) نيز از طريق «الهام» با عالم غيب ارتباط دارد و ملائكه از اين راه با امام(عليه السلام) سخن مى‌گايشانند.

در مورد تفاوت «وحى» و «الهام» و اصطلاحات مختلف اين دو واژه بايد به محل خود مراجعه شود و از بحث فعلى ما خارج هست.

هم چنين در مورد علم ائمه(عليهم السلام) مباحث مختلفى وجود دارد كه بايستى در جاى خود مورد بحث و مداقه برنامه گيرد.





توضییحات بیشتر خواستید در خدمتم (:

57:

حالا متوجه شبهه وایراد این کاربرمحترم شده ام:
1 - در فرهنگ ما جز چهارده معصوم که از طرف خدا تعیین شدند هیچکس معصوم از خطا وگناه نیست .....که نیست
2 - وقتی میگویم فلان کس رهبر یا امام هست منظورما بر عصمت او نیست بلکه بر پايه بر دو فرض سخن میگوییم:
الف :امام معصوم (ع) فرمود : در وقت غیبت وعدم دسترسی به امام وقت باید از مجتهدی جامعه الشرایط پیروی واطاعت نمود شرایطی که امام معصوم برای تصدی رهبری فرمود به برنامه زیر هست:
فَأمَّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائناً لنفسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً على‏ هَواهُ مُطِيعاً لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم
منبع: وسايل ج۱۸-ص۹۴و۹۵ * بحار الانوار ج۲-ص۸۸ * احتجاج طبرسي ج۲-ص۵۵۳
امام عسكرى عليه السلام - سپس تقبيح تقليدِ عوامِ يهود از علماى فاسقشان - : اگر (مسلمانان) از چنين فقهايى تقليد كنند ، مانند همان يهوديانى هستند كه خداوند اونان را به سبب تقليد و پيروى از فقهاى فاسق و بدكارشان نكوهش كرده هست .


اما هر فقيهى كه خايشانشتندار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد ، بر امت هست كه از او تقليدوپیروی كنند و البته اين ايشانژگيها را تنها برخى فقهاى شيعه دارا هستند ، نه همه اونها
ب:شما دنبال مصداق رهبر وامام امت در مقطع وقتی امروز هستند
خوب من سخن امام معصوم را در انتخاب رهبربه شما گوشزد کردم حالا اگر شما نمی توانیدکسی را با این مشخصات پیدا کنیدخوب به خبرگان رهبری مراجعه کنید یا به کسی که کارشناس دین باشد با او مشورت نماید

58:

اگر اختلافی در جامعه رخ دادباید کسی باشد که سخنش وفرمانش فصل الخطاب باشد
البته باید اون فرد عادل متقی کارشناس باشد در غیر اینصورت
بلوا /نزاع /درگیری /تضاد /جنگ و.و.و ایجاد میشود
حتی در عالم غیر انسانی .....مورچه .....زنبور ..پرنده ها و.و فصل الخطاب وجود دارد

قران می فرماید:
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ﴿۳۸﴾
ترجمه
و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست و نه هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند مگر اونكه اونها [نيز] امت ها و گروه‏هايى مانند شما هستند ما هيچ چيزى را در كتاب [لوح محفوظ] فروگذار نكرده‏ايم سپس [همه] به سوى پروردگارشان محشور خواهند گرديد (۳۸)
در جای دیگر
أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾
ترجمه :
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد اون را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر هست ۹)

59:

اِمام واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا و رهبر هست که از اصطلاحات خاص دین اسلام هست.
این واژه به خودی خود معنی مقدسی ندارد و در قراون هم برای پیشوایانی که امت را به سوی خدا هدایت می‌کردند به کار رفته و هم برای پیشوایانی که امت را به سوی کفر هدایت می‌کرده‌اند.

اما غیر از این معنای عام دارای معانی و کاربردهای خاصی در فرهنگ مسلمانان نیز هست.
  • امام جماعت: هر فردی که پیش‌نماز بایستد و دیگران به او اقتدا نمايند.

    این کاربرد بین تمام مسلمانان مشترک هست.

    از نظر فقه شیعه، امام جماعت باید عادل باشد.

    به عبارت دیگر نمازگزاران دیگر از او گناه کبیره و یا اصرار بر گناه صغیره ندیده باشند.
  • رهبر اجتماع: خواجه نصیر الدین طوسی در «تجرید الاعتقاد» امامت را به عنوان «ریاسةٌ عامّةٌ» یعنی ریاست عمومی تعریف می‌کند.

    این معنی امامت نیز بین تمام مسلمانان جز خوارج مشترک هست.

    البته فرق مختلف شرایط و مصادیق متفاوتی را برای امام در نظر می‌گیرند.
  • عالمان برجستهٔ دینی: اهل سنت برای برخی از دانشمندان بسیار برجستهٔ دینی، نظیر محمد غزالی و فخر رازی از این لقب هستفاده کرده‌اند.

60:

پیامو بزارید
شما فرمودین من فرمودم جزائمه هستن ؟؟؟؟؟؟؟
ازطرف من حرف نزنید
با دوست b313موافقم
فقط سکوت

61:


حتی تا این حد که فلان رهبر ، حرف هایش فصل الخطاب نامیده بشود ؟

62:

فردی بعنوان امام باید عهده دار سکان بقیه اعضا شود که :
- دانا ....متعهد .....مسئول ....وفادار.....فداکار.....دلسوز..

....خبره ......کارشناس باشد

63:

اگر خبرگان وکارشناسان مربوطه .....بر صحت وسلامتی روحی وفکری وتقوایی وبصیرت وتعهد ومسئولیت وی .....مهر تایید وپذیرش بزنند
اری سخن وی فصل الخطاب هست

64:

پس وقتی کسی شرایط داشته باشد دوراه وجود دارد :
یا خود شروع به حرکت وکاوش وتدیبر ونقد ورهنمایی و.و.و
یا اینکه خبرگان وکارشناسان ....اورا پیدا وکشف نمايند وبعد وی را به امت معرفی مینمايند

65:

مثال در سطح پائین
امام جماعت نماز مسجد
دوشرط دارد
1 - داشتن عدالت ظاهری (گناه کبیره انجام ندهد وبر گناهان کوچک اصرار نکند)
2 - مسلط به زبان عربی وقرائت او درست باشد

66:

در دین ما ................پیامبر ما هم رسول بود وهم امام
ولی بقیه ائمه 12 نفری ..............همه فقط امام بودند وبس

67:

نه خیر
در رشته ما که دندانپزشکی هستیم
امام ما ............وزیر بهداشت هست فقط در این رشته ودر چهارچوب اون وبس
بعبارتی
امت چون تخصص در دین ومکتب ندارند با اینکه مسلمان هستند
مثل هر رشته سراغ کارشناس میروند
خوب کارشناس دین چه کسی هست ؟
که بتواند امام ورهبر تعیین وانتخاب کند .............
کسی که در حوزه ای علمیه درس خوانده وبه درجه اجتهاد رسیده باشد
خوب امت به انها مراجعه مینمايند تا انها امام ورهبر بر پايه معیارها وملاک های اسلام .....برگزیند
ادامه دارد

68:

اختلاف ما اینه: بعضی از دوستان مقام یه مرجع تقلید رو در حد امام معصوم بالا می برند.

که بدون شک قابل قبول نیست.

عصمت خط قرمزیست.

بین مرجع تقلید و ائمه اطهار.

مرجع تقلید می تونه امام باشه.

ولی باید با مقام امام معصوم اشتباه نگیریم.

69:


اونوقت علامه ی ِ مجلسی و شیخ ِ کلینی و ..

که قطعا از آیه الله خامنه ای و خمینی ، سوادشان هم کمتر نبوده ؛

باید امام نامیده شوند ؟ و نباید در حرف و عمل ِ انها احتمال ِ خطا داد ؟
به هر حال تنها افرادی که از خطا به دور هستند ، معصومین هستند ..
حتی ابوذر و ..

هم مقام ِ فصل الخطاب نداشته اند ..

یوسف ِ نبی در جلوی ِ پدرش دیر از اون چهار پا پیاده شد ، مقام ِ نبوت از صلبش برداشته شد ..

تنها به خاطر ِ یک ترک ِ اولی !
حالا به نظر ِ شما این دوستان ِ رهبر ِ گرامی ؛ فصل الخطاب هست حرف هاشان ؟

70:

فصل الخطاب!! بعد دیگر مراجع چی؟؟

مثال مرجع تقلید من با این فصل الخطاب مخالفه تکلیف چیست؟؟ مرجع تقلیدم رو ول کنم به ان فصل الخطاب عمل کنم!!

71:

سلام متاسفانه شما فک میکنید این امام .

اون امام هر دو یکی هستند و تفاوتی ندارند (:

امامت در آينه لغت

كلمه امامت از ماده «امّ» گرفته شده و در اصل لغت عربى به معناى جلو و پيش هست.

معادل اون در زبان فارسى «پيشوايى» هست.

«امام» يعنى چيزى يا كسى كه جلوى انسان برنامه مى‌گيرد.

به جهتِ پيش رو نيز «اَمام» فرموده مى‌شود.

«اَمام» در مقابل «خَلْف» هست كه به جهت پشت سر اطلاق مى‌گردد.

به موجودى كه پيش رو برنامه مى‌گيرد «اِمام» فرموده مى‌شود

این موجود ممكن هست يك مكان، يك شيئ مادى يا شخص انسانى و يا موجود و امرى معنوى باشد.

به همه اينها «امام» فرموده مى‌شود؛ مثلاً قراون كريم در مورد شهر «اصحاب لوط» و شهر «اصحاب اَيكه» مى‌فرمايد:
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما لَبِإِمام مُبِين؛1 پس، از اونان انتقام گرفتيم، و اون دو [شهر، اكنون] بر سر راهى آشكار هست.
خطاب به امت حجاز مى‌فرمايد: وقتى شما به شام مى‌رايشاند، در بين راه به اين دو مكان مى‌رسيد و «امام» و پيش راه شما هستند.

قراون كريم هم چنين به كتاب‌هاى آسمانى «امام» اطلاق كرده هست:
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً؛2 و پيش از وى كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده هست.
اين كلمه نسبت به اشخاص نيز در قراون هستعمال شده هست:
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً؛3[خدا به ابراهيم(عليه السلام) ] فرمود: من تو را پيشواى امت برنامه دادم.
در عرف خودمان نيز اين كلمه را در مورد امام جماعت، امام جمعه و رهبر به كار مى‌بريم.

همه اينها از همان معناى «پيش» هست.

«پيشوا» يعنى كسى كه جلوى ما هست و ما پشت سر او حركت مى‌كنيم.

معناى «مقتدا» هم مى‌دهد؛ يعنى او پيش روى ما هست و هر كارى كه او انجام مى‌دهد ما هم همان كار را انجام مى‌دهيم؛ مثل امام جماعت كه هر حركتى انجام مى‌دهد، مأموم هم همان كار را مى‌كند.

1.

حجر (15)، 79.


2.

هود (11)، 17.


3.

بقره (2)، 124.


پس كلمه «امام» در اصل لغت به معناى «پيش» و «پيشوا» هست، و «امامت» يعنى «پيشوايى».

البته پيشوايى اختصاص به راه صحيح ندارد، و پيشوايى در مسير گمراهى و فساد نيز ممكن هست.

در قراون اين گونه پيشوايان «أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النّارِ»1 و «أَئِمَّةَ الْكُفْرِ»2 ناميده شده اند.
پس كلمه امام هنگامى كه در مورد شخصى اطلاق مى‌شود، يعنى كسى كه در جلو برنامه دارد و ديگران پشت سر او حركت كرده، از عمل او پيروى مى‌كنند و او را مقتداى خودشان برنامه مى‌دهند.


اما «امامت» كه در اصطلاح شيعه به عنوان اصلى از اصول اعتقادى تلقى مى‌شود، معنايى خاص و اضافه بر معناى لغوى اين كلمه دارد.

اين كه اون معناى زايد و بيش از معناى لغوى اين كلمه چيست كه باعث شده حيثيت ديگرى در امامت مورد نظر شيعه لحاظ شود، احتياج به كمى توضيح دارد كه ذيلا به اون اشاره مى‌كنيم:
درباره بعضى از پيامبران(عليهم السلام) در قراون آمده هست كه خدا اونها را امام برنامه داده هست: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ.3در اين آيه، از بين انبيا به حضرت ابراهيم(عليه السلام) و تعدادى از انبياى بنى اسرائيل(عليهم السلام) اشاره شده هست و مى‌فرمايد كه اينها امامان هستند و ايشانژگى اونها اين هست كه به حق هدايت مى‌كنند.

علت اين امر را كه داراى اين مقام شده‌اند دو چيز معرفى مى‌كند؛ يكى: «لَمّا صَبَرُوا».

استقامت در ارتباط با عمل هست؛ يعنى اون هدفى را كه در نظر گرفتند در راه اون هدف هستقامت



1.

قصص (28)، 41: پيشوايانى كه به آتش مى‌خوانند.
2.

توبه (9)، 12.


3.

سجده (32)، 24.


و شكيبايى نمودند و مشكلات را تحمل كردند.

عامل دوم را «يقين» ذكر مى‌كند: وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ.

البته همه مؤمنان بايد يقين داشته باشند، ولى از تعبيرات قراونى و روايات هستفاده مى‌شود كه يقين مراتبى دارد.

اين گروه از پيامبران مرتبه عالى يقين را داشتند.

در مورد حضرت ابراهيم(عليه السلام) كه از جمله اين پيامبران هست، مى‌خوانيم:

وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً؛1 و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود، و وى اون همه را به انجام رسانيد، [خدا به او ] فرمود: «من تو را پيشواى امت برنامه دادم.»

حضرت ابراهيم(عليه السلام) سپس نيل به مقام هاى: نبوت، رسالت و خلّت2 به مقام «امامت» رسيد؛ و اون هنگامى بود كه امتحان‌هاى الهى در مورد او به حد كمال رسيد و اون حضرت از همه اونها سربلند بيرون آمد.

شايد امتحان‌هاى حضرت ابراهيم(عليه السلام) بى نظير بوده و كسى را در تاريخ نداشته باشيم كه اين چنين عجيب مورد آزمايش الهى برنامه گرفته باشد.

داستان در آتش انداختن حضرت بسيار عجيب هست.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) در اين ماجراى بسيار پر مخاطره، به احدى جز خداى متعال تكيه و توجهى نكرد.

حضرت را در دريايى از آتش انداخته‌اند و در شُرف سوختن هست.

جبرئيل(عليه السلام) به اون حضرت عرض كرد: هَلْ لَكَ حاجَةٌ ؛ آيا حاجتى دارى؟ ابراهيم(عليه السلام) فرمود: اَمّا اِلَيْكَ فَلا وَ اَمّا اِلى رَبِّ العَالَمِينَ فَنَعَمْ؛3 اما به تو احتياجى



1.

بقره(2)، 124.


2.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) «خليل الرحمن» بود.
3.

بحارالانوار، ج 12، باب 2، روايت 8.




ندارم، ولى به يارى پروردگار آرى، نياز دارم! اين صحنه، امتحانى بسيار بزرگ بود تا معلوم شود ابراهيم(عليه السلام) در عمل تا چه حد موحّد هست و به غير خدا توجه نمى‌كند.

اما بزرگ تر از اين امتحان، داستان ذبح حضرت اسماعيل(عليه السلام) هست.

داستان بسيار عجيبى هست.

شبيه اون، داستان حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) در كربلا و شهادت حضرت على اكبر(عليه السلام) هست كه البته از جهاتى نيز مى‌توان داستان كربلا را بالاتر شمرد؛ اما اين كه پدرى مأمور شود جوانى رعنا و رشيد را با اون همه مقامات عالى، ادب، عرفان و معنايشانت، به دست خود سر ببرد، هيچ جا چنين چيزى را سراغ نداريم.

نسبت به هيچ پيغمبر و امامى، چنين آزمايشى پيش نيامده هست.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) از اين امتحان سخت با كمال سربلندى و سرافرازى بيرون آمد.

براى بزرگداشت اين امتحان نيز خداى متعال تا روز قيامت به همه حاجيان دستور داده كه بايد در ايام حج در منا قربانى كنند.


در هر صورت، سپس همه اين امتحانات سخت بود كه خداى متعال به حضرت ابراهيم(عليه السلام) فرمود: إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً؛ اكنون شايسته شدى كه مقام امامت به تو داده شود.

امامت مقامى معنوى و بسيار عالى هست كه از لحاظ درجه بندى، از مقام نبوت و رسالت بالاتر هست.

حضرت ابراهيم(عليه السلام) اين مقام را براى ذريّه اش نيز درخواست كرد، كه جواب آمد:
لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ؛1 پيمان من به ستم كاران نمى‌رسد.
يعنى در ميان ذريّه ابراهيم(عليه السلام) كسانى به اين مقام خواهند رسيد، كه در زندگى خود مرتكب ظلم نشده باشند.

بنابر روايات ما، منظور از اين عده، ائمه اهل بيت(عليهم السلام) هستند.





1.

بقره (2)، 124.


مقصود شيعه از «امامت» در مورد امامان معصوم(عليهم السلام)

اكنون پرسش اين هست كه وقتى در مقابل مخالفان و كسانى كه معتقد به امامت نيستند، مى‌گايشانيم يكى از اعتقادات شيعه «امامت» هست آيا به اين معنا نظر داريم، يا اختلاف شيعه و غير شيعه در اين بحث چيزى جز اين هست؟
در تفسيرى بسيار ساده، مقصود ما از اصل «امامت» در اصول اعتقادى شيعه اين هست كه سپس پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) دوازده امام معصوم(عليهم السلام) يكى پس از ديگرى جانشينان بر حق اون حضرت(صلى الله عليه وآله) مى‌باشند.

بدين ترتيب اين اصطلاح را مى‌توان معناى سومى براى امامت تلقى كرد.

بنابراين امامت داراى معانى متعددى هست و بايد كاملا به اين تفاوت معانى توجه داشت.

اگر ما به بزرگانى نظير بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران، امام خمينى(قدس سره) «امام» اطلاق مى‌كنيم هرگز به همان معنايى نيست كه به دوازده امام(عليهم السلام) «امام» مى‌گايشانيم.

اونچه كه شيعه درباره امامت ائمه اطهار(عليهم السلام) معتقد هست معنايى خاص هست.

بر پايه اين معنا، شيعه معتقد هست اون بزرگواران كليه مقامات پيامبر(صلى الله عليه وآله) به جز وحى و نبوت را دارا هستند، اطاعتشان بر همه امت واجب و علمشان خدادادى هست و داراى مقام عصمت اند.

بدين ترتيب در مورد اين دوازده «امام» كه جانشينان پيامبر(صلى الله عليه وآله) هستند، سه ايشانژگى پايه ى مطرح هست: عصمت، علم خدادادى،

و وجوب اطاعت امت از اونان. دو ايشانژگى اول از زمره امور تكايشاننى و ايشانژگى سوم امرى تشريعى هست؛ يعنى خداى متعال مسلمانان را به اطاعت از اين دوازده امام امر كرده هست.
علم و عصمت امام(عليه السلام) اختصاص به سنّ خاصى ندارد و حتى در سن كودكى نيز وجود دارد.

داستان‌هاى متعددى درباره امامان(عليهم السلام) نقل شده كه اونان در سنين طفوليت و كودكى به پرسش‌هاى دقيق و مشكل علمى و فقهى جواب داده اند.

برخى از امامان، نظير امام نهم(عليه السلام) ، در كودكى به مقام امامت رسيده‌اند و بر امت واجب بوده از اونان اطاعت كنند.

البته اين امر (وجوب اطاعت از فرد غير بالغ) از احكام متعارف اسلام خارج هست و در مورد افراد عادى، مسلمانان نمى‌توانند از كسى كه خود بالغ نيست و به سن تكليف نرسيده اطاعت كنند؛ اما حساب ائمه(عليهم السلام) جدا هست و بين ما و اونها علاوه بر امور تكايشاننى، در زمينه امور تشريعى و احكام فقهى نيز تفاوت‌هايى وجود دارد.

شايد بسيارى از ما كمتر به اين تفاوت توجه داريم.
در هر صورت، وجوب اطاعت از ائمه(عليهم السلام) درست مانند وجوب اطاعت از پيامبر(صلى الله عليه وآله) هست.

تفاوت اون بزرگواران با پيامبر(صلى الله عليه وآله) تنها در مسأله نبوت و رسالت و دريافت وحى هست.

مقام نبوت و دريافت وحىِ رسالى اختصاص به پيامبر(صلى الله عليه وآله) دارد.

البته امام معصوم(عليه السلام) نيز از طريق «الهام» با عالم غيب ارتباط دارد و ملائكه از اين راه با امام(عليه السلام) سخن مى‌گايشانند.

در مورد تفاوت «وحى» و «الهام» و اصطلاحات مختلف اين دو واژه بايد به محل خود مراجعه شود و از بحث فعلى ما خارج هست.

هم چنين در مورد علم ائمه(عليهم السلام) مباحث مختلفى وجود دارد كه بايستى در جاى خود مورد بحث و مداقه برنامه گيرد.





توضییحات بیشتر خواستید در خدمتم (:

72:

حالا متوجه شبهه وایراد این کاربرمحترم شده ام:
1 - در فرهنگ ما جز چهارده معصوم که از طرف خدا تعیین شدند هیچکس معصوم از خطا وگناه نیست .....که نیست
2 - وقتی میگویم فلان کس رهبر یا امام هست منظورما بر عصمت او نیست بلکه بر پايه بر دو فرض سخن میگوییم:
الف :امام معصوم (ع) فرمود : در وقت غیبت وعدم دسترسی به امام وقت باید از مجتهدی جامعه الشرایط پیروی واطاعت نمود شرایطی که امام معصوم برای تصدی رهبری فرمود به برنامه زیر هست:
فَأمَّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائناً لنفسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً على‏ هَواهُ مُطِيعاً لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم
منبع: وسايل ج۱۸-ص۹۴و۹۵ * بحار الانوار ج۲-ص۸۸ * احتجاج طبرسي ج۲-ص۵۵۳
امام عسكرى عليه السلام - سپس تقبيح تقليدِ عوامِ يهود از علماى فاسقشان - : اگر (مسلمانان) از چنين فقهايى تقليد كنند ، مانند همان يهوديانى هستند كه خداوند اونان را به سبب تقليد و پيروى از فقهاى فاسق و بدكارشان نكوهش كرده هست .


اما هر فقيهى كه خايشانشتندار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد ، بر امت هست كه از او تقليدوپیروی كنند و البته اين ايشانژگيها را تنها برخى فقهاى شيعه دارا هستند ، نه همه اونها
ب:شما دنبال مصداق رهبر وامام امت در مقطع وقتی امروز هستند
خوب من سخن امام معصوم را در انتخاب رهبربه شما گوشزد کردم حالا اگر شما نمی توانیدکسی را با این مشخصات پیدا کنیدخوب به خبرگان رهبری مراجعه کنید یا به کسی که کارشناس دین باشد با او مشورت نماید

73:

اگر اختلافی در جامعه رخ دادباید کسی باشد که سخنش وفرمانش فصل الخطاب باشد
البته باید اون فرد عادل متقی کارشناس باشد در غیر اینصورت
بلوا /نزاع /درگیری /تضاد /جنگ و.و.و ایجاد میشود
حتی در عالم غیر انسانی .....مورچه .....زنبور ..پرنده ها و.و فصل الخطاب وجود دارد

قران می فرماید:
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ﴿۳۸﴾
ترجمه
و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست و نه هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند مگر اونكه اونها [نيز] امت ها و گروه‏هايى مانند شما هستند ما هيچ چيزى را در كتاب [لوح محفوظ] فروگذار نكرده‏ايم سپس [همه] به سوى پروردگارشان محشور خواهند گرديد (۳۸)
در جای دیگر
أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾
ترجمه :
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد اون را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر هست ۹)

74:

اِمام واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا و رهبر هست که از اصطلاحات خاص دین اسلام هست.
این واژه به خودی خود معنی مقدسی ندارد و در قراون هم برای پیشوایانی که امت را به سوی خدا هدایت می‌کردند به کار رفته و هم برای پیشوایانی که امت را به سوی کفر هدایت می‌کرده‌اند.

اما غیر از این معنای عام دارای معانی و کاربردهای خاصی در فرهنگ مسلمانان نیز هست.
  • امام جماعت: هر فردی که پیش‌نماز بایستد و دیگران به او اقتدا نمايند.

    این کاربرد بین تمام مسلمانان مشترک هست.

    از نظر فقه شیعه، امام جماعت باید عادل باشد.

    به عبارت دیگر نمازگزاران دیگر از او گناه کبیره و یا اصرار بر گناه صغیره ندیده باشند.
  • رهبر اجتماع: خواجه نصیر الدین طوسی در «تجرید الاعتقاد» امامت را به عنوان «ریاسةٌ عامّةٌ» یعنی ریاست عمومی تعریف می‌کند.

    این معنی امامت نیز بین تمام مسلمانان جز خوارج مشترک هست.

    البته فرق مختلف شرایط و مصادیق متفاوتی را برای امام در نظر می‌گیرند.
  • عالمان برجستهٔ دینی: اهل سنت برای برخی از دانشمندان بسیار برجستهٔ دینی، نظیر محمد غزالی و فخر رازی از این لقب هستفاده کرده‌اند.

75:

واقعا باید به این رهبر و کشور و امت افتخارکنیم.

کجایند کسانیکه ادعا دارند ازادی ودمکراسی در ایران کشته شده.

کدوم دمکراسی از این بالاتر که در کشوری اینطور در دنیای مجازی درباره بالاترین مقام کشور اظهارنظر بشه.

بی ترس و واهمه ..ایا در کشور اوباما که داعیه دارند مهد تمدن وازادیند .امت میتونند اینقدر راحت باشند.
خبرنگارهاشونو محو مینمايند تا نقل نابودی امت عراق و...

رو به امتشون نرسونن چه برسه به صحبت ازحکومت.

اونها فقط شعار ازادی رو میدند وامام ما عمل به ازادی میکنه.
اگه واقعا مسلمانیم باید قبل از عاشورا مدافع امام بشیم والا بعد عاشورا دیگه پشیمونی فایده نداره.


76:

مطابق اعتقاد شیعیان امامت مقامی بالاتر از رسالت و نبوت هست که خداوند اون را به برخی پیامبران از جمله ابراهیم (ع) عطا کرده که استقامت و یقین از ویژگی‌های اون‌ هست.

این لقب صرفا مختص معصومین و برخی انبیای الهی هست.

اما در اصطلاح امروزی معانی دیگری هم برای امام وجود دارد مثلا بمعنای کسی که متصدی هدایت و راهنمایی امت هست که کاربرد اون امام جماعت، امام جمعه و...

هست.

تفکیک معنایی بین امامت معصومین و امامت جمعه و جماعات بر همگان روشن هست.

اما به کار بردن این لقب برای ولی فقیه با توجه به دیدگاه «ولایت مطلقه» ممکن هست در ذهن برخی با امامت معصوم خلط شود.

از این رو بکار بردن این واژه از اونجا که میتواند بدعتی را در دین ریشه دار کند، چندان صحیح به نظر نمیآید، مگر اینکه در این زمینه روشنگری شود.


77:

عنوان تاپیک ایراد داره.

این باید از نظر هستارتر تاپیک و همفکرانشون باید هست برای خیلی ها آوردن کلمه امام در کنار اسم رهبر بایدی نداره و فکر هم نکنم با این امام فرمودن یا نفرمودن به ایشون از ایمان کسی کم بشه یا به ایمان کسی اضافه بشه.

دوازده امام داشتیم و امام دوازدهم در حال حاضر غایب هستند و به جز ایشون فکر نکنم کسی بتونه مقام شامخ امامت رو داشته باشه.


78:

علامه ی ِ عزیز ؛

گویا شما متوجه منظور ِ بنده نشدید ؟
بنده از خیلی از دوستان که میگن امام و ..

و نمیدونن چرا میگن ( که تو سایت هم کم نداریم ! ) خیلی بهتر میدونم منظور ِ اونها از امام چی هستش ..

امام به معنای ِ پیشوا ؛ همانند ِ امام موسی صدر !
اما این امام ِ متداول ؛ کسی شده هست که عاری از خطاست ، کلامش فصل الخطاب هست ، اگر بر او خرده بگیری ، تکفیر می شوی ..
به نظر ِ شما اگر کسی در کلاس ِ درس ِ جعفر بن محمد ، بر او ایراد می کرد ؛ تکفیر می شد ؟
امام ِ به معنای ِ پیشوا ، نباید بت باشد ؛
امام موسی صدر بت نبود ، تنها یک پیشوای ِ محترم بود ..



نوشته اصلي بوسيله fadaki نمايش نوشته ها
حالا متوجه شبهه وایراد این کاربرمحترم شده ام:
1 - در فرهنگ ما جز چهارده معصوم که از طرف خدا تعیین شدند هیچکس معصوم از خطا وگناه نیست .....که نیست
2 - وقتی میگویم فلان کس رهبر یا امام هست منظورما بر عصمت او نیست بلکه بر پايه بر دو فرض سخن میگوییم:
الف :امام معصوم (ع) فرمود : در وقت غیبت وعدم دسترسی به امام وقت باید از مجتهدی جامعه الشرایط پیروی واطاعت نمود شرایطی که امام معصوم برای تصدی رهبری فرمود به برنامه زیر هست:
فَأمَّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائناً لنفسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً على‏ هَواهُ مُطِيعاً لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم
منبع: وسايل ج۱۸-ص۹۴و۹۵ * بحار الانوار ج۲-ص۸۸ * احتجاج طبرسي ج۲-ص۵۵۳
امام عسكرى عليه السلام - سپس تقبيح تقليدِ عوامِ يهود از علماى فاسقشان - : اگر (مسلمانان) از چنين فقهايى تقليد كنند ، مانند همان يهوديانى هستند كه خداوند اونان را به سبب تقليد و پيروى از فقهاى فاسق و بدكارشان نكوهش كرده هست .


اما هر فقيهى كه خايشانشتندار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد ، بر امت هست كه از او تقليدوپیروی كنند و البته اين ايشانژگيها را تنها برخى فقهاى شيعه دارا هستند ، نه همه اونها
ب:شما دنبال مصداق رهبر وامام امت در مقطع وقتی امروز هستند
خوب من سخن امام معصوم را در انتخاب رهبربه شما گوشزد کردم حالا اگر شما نمی توانیدکسی را با این مشخصات پیدا کنیدخوب به خبرگان رهبری مراجعه کنید یا به کسی که کارشناس دین باشد با او مشورت نماید

دکتر محمد رضای ِ عزیز ؛
به قسمت ِ فوق ِ صحبت هایم در جواب به علامه b313 مراجعه کنید ، تا علت ِ انتقاد ِ من به امام خطاب کردن را بدانید .


79:

من اينجا با اكثر حرفهاي stalin موافقم.
اولاً كه شما فقط اجازه داري بگي "چرا بايد بگايشانم امام خامنه اي" نه "بگايشانيم" دوست گرامي شما نميتونيد به جاي ما صحبت كنيد يا براي شخصيتها به جاي ما لقب تعيين كنيد! من به شخصه براي ايشان به عنوان يك انسان با سواد احترام قائلم اما اين دليل نميشه من 100% در تمام زمينه ها قبولش داشته باشم و حاشيه پردازي كنم با حروفو كلمات در رابطه با ايشان بازي كنم! لقب امام،رهبر،آيت الله،آقا،مولا، اينها همه برميگرده به ميزان اعتقاد و اطميناني كه افراد به ايشان دارن و اين عقل و شعور خودِ منه كه تشخيص ميده به ايشان بگم امام خامنه اي يا آقاي خامنه اي! مشكل جامعه ي امروز ما القاب و صفات براي ايشان وامثال ايشان نيست لطفاً واقع بين باش اطرافت رو خوب ببين.

عده ي محدودي مثل شما دغدغه ي خاطر و زندگيشون تعيين پيشوند براي رهبره! مشكلات زندگي خيلي بيشتر از اين موضوعات بي پايه و سطحيه!

80:

درود بر شیخ حسنعلی منتظری بزرگ تئورسین جریان سلطنت مئاباونه ولایت مطلقه فقیه.

81:

همه حرفارو زدن بچه ها انگاری دیر رسیدیم...

فقط مواظب باشیم اینجا کوفه نشه و حضرت ایت الله خامنه ای هم علی(ع) کوفیان نشن که اشتباه قبلیها رو تکرار کردن بسی خطاست زیرا عاقبتش رو در تاریخ مشاهده کردیم...

یاد این حرف میافتم که اخر خطبه ها میگن دلم اروم میگیره:

ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند...


الله اعلم...

82:

واژه امام تنها براي افراد معصوم و ائمه قابل هستفاده اس...آيا شما آقاي خامنه اي رو با ائمه و معصومين يكي ميدونيد؟

اگر كه ايشون رو يكي ميدونيد كه ديگه حسابتون با كرام الكاتبينه !!!!

83:

در جواب به اینکه چرا به امام خامنه ای امام میگوییم

جواب به دو صورت:
الف)جواب نقضی:به همان دلیلی که به اهل بیت (ع) و امام خمینی (ره) ،امام میگوییم به همان دلیل به مقام عظمای ولایت امام میگوییم.چرا خود کسی که این سوال را پرسیده به اهل بیت و امام خمینی ،امام می گوید.

به همان دلیل هم ما به امام خامنه ای (حفظه الله) امام می گوییم.

ب)جواب حلی: که 5 جواب دارد:
1.اولا قاعده در هر نظامی چه اسلامی چه غیر اسلامی ،چه امتی چه غیر امتی، دمکراسی یا غیر دمکراسی و...(هرجورنظامی) نظرات و عقاید بانی نظام سند هست (کلیه عقلا پذیرفته اند و نیازبه دلیل ندارد) و بانی نظام فرمودند که ولایت فقیه باید امام خطاب شود و در قانون پايه ی ما 3 بار آمده که ولایت فقیه باید امام خطاب شود.
2.در شاخصی (میزان) که امام (ره) به ما دادند فرمودند که (مضمون کلام): هراونچه را که غرب %د رد اون بود شما محکم به اون بچسبید و به کرات مشاهده شده که در تمامی شبکه های مخالف نظام جمهوری اسلامی بیشترین چیزی که تاکید بر نبود و رد اون شده هست این بحث هست که نباید به آقای خامنه ای امام فرموده شود و اونها به شدت در حال پرورش این حرف هستند.پس ما طبق شاخص بانی نظام تاکید داریم بر امام بودن مقام عظمای ولایت فقیه یعنی حضرت آیت الله العظمی الامام سیدعلی خامنه ای (حفظه الله تعالی و ایده و ثبته و نصره)
3.سوء پیشینه ای که دیگران درست کرده اند که آقای هاشمی رفسنجانی در اولین نماز جمعه سپس رحلت امام (2روز سپس رحلت) در خطبه دوم نماز جمعه فرمودند، که ما به جانشین امام که بانی انقلاب و نظام هست امام نمی گوییم.

در جواب او می گوییم که چرا شما به بانی نظام امام میگویید ولی چرا به جانشین او و حافظ نظام امام نگوییم.
4.در صحبتی که دکتر ولایتی (مشاور امام خامنه ای) با یکی از روسای دانشگاههای آلمان داشت پرسید (مضمون بحث):که چرا شما برای تعبیر از مقام آقای خامنه ای امام نمیگویید؟ او جواب دادکه اگر ما بگوییم رهبر که همیشه هم میگوییم شخصی مثل هیتلر یا ناپلئون و...

در اذهان می آید و او را همانند سایر رهبرها جلوه میدهد ولی اگر بگوییم امام یک بار معنوی به همراه خود دارد که باعث میشود تمام امت اسلامی (کل مسلمانان جهان) دور آقای خامنه ای جمع شوند پس امام نمیگوییم تا دردسر برای خود درست نکنیم.
5.قراون کریم که بزرگترین سند دین ماست برای کفار هم امام قائل هست چنانچه در نص صریح قراون کریم آمده (قاتلو ائمه الکفر)(سوره توبه آیه 12) مگر میشود کفار امام داشته باشند ولی ما امام نداشته باشیم.اگر بپرسید که امام داریم و او امام وقت (عج) هست.جواب می دهیم آری صحیح هست ولی آیا خداوندی که در نص صریح قراون برای آب بدل (جانشین) برنامه داده و فرموده (فتیمموا صعیدا طیبا) مگر میشود برای رهبری و امامت امت اسلامی که در وقت غیبت امام وقت (عج) هست جانشین برنامه ندهد و چه کسی بهتر از فقیه جامع الشرایط عالم به تمام مسائل دینی ،حکومتی،سیاسی ،نظامی و...

وجود دارد که هم اکنون حضرت آیت الله العظمی الامام خامنه ای (حفظه الله) می باشند.

84:

میخ فولادی نرود در سنگ...

85:

مطالب رو نخوندم ، اُمیدوارم خلاصه یکی توضیح بده برام ،

چرا دیگه از امام ِ 12 ام ب بعد ، امام نداشتیم ؟
من عاشق ِ آدماییم ک ب جای خُدا هم تصمیم میگیرن

86:

من کجا فرمودم ایشون امام 13 یا 14 هستش
سوال من این بود چرا به ایشون میگن امام
از طرف من حرف نزنید

87:

نه ایشان هیچوقت چنین کاری نکردند و کسی هم به ایشان اما 13 یا 14 نسبت نداده اند اگر ذره ای به خودتان زحمت بدهید و پست هارا درست مطالعه بفرمایید متوجه منظور خواهید شد...

ایشان فقط رهبر یا همان امام هستند در دوره غیبت کبری ولی عصر (عج) و هرگز جزئ مصومین نیستند و 12 امام جایگاه والایی دارند ....که معصومیت و علم بی منتهایشان ایشان را از هرکسی جدا میسازد و امام خامنه ای فقط پیشوا هستند معنی لغوی امام مانند امام جماعت...
امیدوارم قانع شده باشین ...
بحث اضافی و توضیح بیشتر برایم جالب نیست بنده را عفو بفرمایین...


88:

برنامه نیست واسه تک تک شما توضیح بدم
اصلا من چی میگم شما چی میگید

89:

این هم از مظلومیت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام هست...
راستی امام مطهری؟ و علی(ع)؟
بهتر نبود مینوشتین شهید مطهری و حضرت علی (ع) یا همان امام علی(ع)..

90:

واقعا باید به این رهبر و کشور و امت افتخارکنیم.

کجایند کسانیکه ادعا دارند ازادی ودمکراسی در ایران کشته شده.

کدوم دمکراسی از این بالاتر که در کشوری اینطور در دنیای مجازی درباره بالاترین مقام کشور اظهارنظر بشه.

بی ترس و واهمه ..ایا در کشور اوباما که داعیه دارند مهد تمدن وازادیند .امت میتونند اینقدر راحت باشند.
خبرنگارهاشونو محو مینمايند تا نقل نابودی امت عراق و...

رو به امتشون نرسونن چه برسه به صحبت ازحکومت.

اونها فقط شعار ازادی رو میدند وامام ما عمل به ازادی میکنه.
اگه واقعا مسلمانیم باید قبل از عاشورا مدافع امام بشیم والا بعد عاشورا دیگه پشیمونی فایده نداره.


91:

مطابق اعتقاد شیعیان امامت مقامی بالاتر از رسالت و نبوت هست که خداوند اون را به برخی پیامبران از جمله ابراهیم (ع) عطا کرده که استقامت و یقین از ویژگی‌های اون‌ هست.

این لقب صرفا مختص معصومین و برخی انبیای الهی هست.

اما در اصطلاح امروزی معانی دیگری هم برای امام وجود دارد مثلا بمعنای کسی که متصدی هدایت و راهنمایی امت هست که کاربرد اون امام جماعت، امام جمعه و...

هست.

تفکیک معنایی بین امامت معصومین و امامت جمعه و جماعات بر همگان روشن هست.

اما به کار بردن این لقب برای ولی فقیه با توجه به دیدگاه «ولایت مطلقه» ممکن هست در ذهن برخی با امامت معصوم خلط شود.

از این رو بکار بردن این واژه از اونجا که میتواند بدعتی را در دین ریشه دار کند، چندان صحیح به نظر نمیآید، مگر اینکه در این زمینه روشنگری شود.


92:

عنوان تاپیک ایراد داره.

این باید از نظر هستارتر تاپیک و همفکرانشون باید هست برای خیلی ها آوردن کلمه امام در کنار اسم رهبر بایدی نداره و فکر هم نکنم با این امام فرمودن یا نفرمودن به ایشون از ایمان کسی کم بشه یا به ایمان کسی اضافه بشه.

دوازده امام داشتیم و امام دوازدهم در حال حاضر غایب هستند و به جز ایشون فکر نکنم کسی بتونه مقام شامخ امامت رو داشته باشه.


93:

علامه ی ِ عزیز ؛

گویا شما متوجه منظور ِ بنده نشدید ؟
بنده از خیلی از دوستان که میگن امام و ..

و نمیدونن چرا میگن ( که تو سایت هم کم نداریم ! ) خیلی بهتر میدونم منظور ِ اونها از امام چی هستش ..

امام به معنای ِ پیشوا ؛ همانند ِ امام موسی صدر !
اما این امام ِ متداول ؛ کسی شده هست که عاری از خطاست ، کلامش فصل الخطاب هست ، اگر بر او خرده بگیری ، تکفیر می شوی ..
به نظر ِ شما اگر کسی در کلاس ِ درس ِ جعفر بن محمد ، بر او ایراد می کرد ؛ تکفیر می شد ؟
امام ِ به معنای ِ پیشوا ، نباید بت باشد ؛
امام موسی صدر بت نبود ، تنها یک پیشوای ِ محترم بود ..



نوشته اصلي بوسيله fadaki نمايش نوشته ها
حالا متوجه شبهه وایراد این کاربرمحترم شده ام:
1 - در فرهنگ ما جز چهارده معصوم که از طرف خدا تعیین شدند هیچکس معصوم از خطا وگناه نیست .....که نیست
2 - وقتی میگویم فلان کس رهبر یا امام هست منظورما بر عصمت او نیست بلکه بر پايه بر دو فرض سخن میگوییم:
الف :امام معصوم (ع) فرمود : در وقت غیبت وعدم دسترسی به امام وقت باید از مجتهدی جامعه الشرایط پیروی واطاعت نمود شرایطی که امام معصوم برای تصدی رهبری فرمود به برنامه زیر هست:
فَأمَّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائناً لنفسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً على‏ هَواهُ مُطِيعاً لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم
منبع: وسايل ج۱۸-ص۹۴و۹۵ * بحار الانوار ج۲-ص۸۸ * احتجاج طبرسي ج۲-ص۵۵۳
امام عسكرى عليه السلام - سپس تقبيح تقليدِ عوامِ يهود از علماى فاسقشان - : اگر (مسلمانان) از چنين فقهايى تقليد كنند ، مانند همان يهوديانى هستند كه خداوند اونان را به سبب تقليد و پيروى از فقهاى فاسق و بدكارشان نكوهش كرده هست .


اما هر فقيهى كه خايشانشتندار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد ، بر امت هست كه از او تقليدوپیروی كنند و البته اين ايشانژگيها را تنها برخى فقهاى شيعه دارا هستند ، نه همه اونها
ب:شما دنبال مصداق رهبر وامام امت در مقطع وقتی امروز هستند
خوب من سخن امام معصوم را در انتخاب رهبربه شما گوشزد کردم حالا اگر شما نمی توانیدکسی را با این مشخصات پیدا کنیدخوب به خبرگان رهبری مراجعه کنید یا به کسی که کارشناس دین باشد با او مشورت نماید

دکتر محمد رضای ِ عزیز ؛
به قسمت ِ فوق ِ صحبت هایم در جواب به علامه b313 مراجعه کنید ، تا علت ِ انتقاد ِ من به امام خطاب کردن را بدانید .


94:

من اينجا با اكثر حرفهاي stalin موافقم.
اولاً كه شما فقط اجازه داري بگي "چرا بايد بگايشانم امام خامنه اي" نه "بگايشانيم" دوست گرامي شما نميتونيد به جاي ما صحبت كنيد يا براي شخصيتها به جاي ما لقب تعيين كنيد! من به شخصه براي ايشان به عنوان يك انسان با سواد احترام قائلم اما اين دليل نميشه من 100% در تمام زمينه ها قبولش داشته باشم و حاشيه پردازي كنم با حروفو كلمات در رابطه با ايشان بازي كنم! لقب امام،رهبر،آيت الله،آقا،مولا، اينها همه برميگرده به ميزان اعتقاد و اطميناني كه افراد به ايشان دارن و اين عقل و شعور خودِ منه كه تشخيص ميده به ايشان بگم امام خامنه اي يا آقاي خامنه اي! مشكل جامعه ي امروز ما القاب و صفات براي ايشان وامثال ايشان نيست لطفاً واقع بين باش اطرافت رو خوب ببين.

عده ي محدودي مثل شما دغدغه ي خاطر و زندگيشون تعيين پيشوند براي رهبره! مشكلات زندگي خيلي بيشتر از اين موضوعات بي پايه و سطحيه!

95:

درود بر شیخ حسنعلی منتظری بزرگ تئورسین جریان سلطنت مئاباونه ولایت مطلقه فقیه.

96:

همه حرفارو زدن بچه ها انگاری دیر رسیدیم...

فقط مواظب باشیم اینجا کوفه نشه و حضرت ایت الله خامنه ای هم علی(ع) کوفیان نشن که اشتباه قبلیها رو تکرار کردن بسی خطاست زیرا عاقبتش رو در تاریخ مشاهده کردیم...

یاد این حرف میافتم که اخر خطبه ها میگن دلم اروم میگیره:

ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند...


الله اعلم...

97:

واژه امام تنها براي افراد معصوم و ائمه قابل هستفاده اس...آيا شما آقاي خامنه اي رو با ائمه و معصومين يكي ميدونيد؟

اگر كه ايشون رو يكي ميدونيد كه ديگه حسابتون با كرام الكاتبينه !!!!

98:

در جواب به اینکه چرا به امام خامنه ای امام میگوییم

جواب به دو صورت:
الف)جواب نقضی:به همان دلیلی که به اهل بیت (ع) و امام خمینی (ره) ،امام میگوییم به همان دلیل به مقام عظمای ولایت امام میگوییم.چرا خود کسی که این سوال را پرسیده به اهل بیت و امام خمینی ،امام می گوید.

به همان دلیل هم ما به امام خامنه ای (حفظه الله) امام می گوییم.

ب)جواب حلی: که 5 جواب دارد:
1.اولا قاعده در هر نظامی چه اسلامی چه غیر اسلامی ،چه امتی چه غیر امتی، دمکراسی یا غیر دمکراسی و...(هرجورنظامی) نظرات و عقاید بانی نظام سند هست (کلیه عقلا پذیرفته اند و نیازبه دلیل ندارد) و بانی نظام فرمودند که ولایت فقیه باید امام خطاب شود و در قانون پايه ی ما 3 بار آمده که ولایت فقیه باید امام خطاب شود.
2.در شاخصی (میزان) که امام (ره) به ما دادند فرمودند که (مضمون کلام): هراونچه را که غرب %د رد اون بود شما محکم به اون بچسبید و به کرات مشاهده شده که در تمامی شبکه های مخالف نظام جمهوری اسلامی بیشترین چیزی که تاکید بر نبود و رد اون شده هست این بحث هست که نباید به آقای خامنه ای امام فرموده شود و اونها به شدت در حال پرورش این حرف هستند.پس ما طبق شاخص بانی نظام تاکید داریم بر امام بودن مقام عظمای ولایت فقیه یعنی حضرت آیت الله العظمی الامام سیدعلی خامنه ای (حفظه الله تعالی و ایده و ثبته و نصره)
3.سوء پیشینه ای که دیگران درست کرده اند که آقای هاشمی رفسنجانی در اولین نماز جمعه سپس رحلت امام (2روز سپس رحلت) در خطبه دوم نماز جمعه فرمودند، که ما به جانشین امام که بانی انقلاب و نظام هست امام نمی گوییم.

در جواب او می گوییم که چرا شما به بانی نظام امام میگویید ولی چرا به جانشین او و حافظ نظام امام نگوییم.
4.در صحبتی که دکتر ولایتی (مشاور امام خامنه ای) با یکی از روسای دانشگاههای آلمان داشت پرسید (مضمون بحث):که چرا شما برای تعبیر از مقام آقای خامنه ای امام نمیگویید؟ او جواب دادکه اگر ما بگوییم رهبر که همیشه هم میگوییم شخصی مثل هیتلر یا ناپلئون و...

در اذهان می آید و او را همانند سایر رهبرها جلوه میدهد ولی اگر بگوییم امام یک بار معنوی به همراه خود دارد که باعث میشود تمام امت اسلامی (کل مسلمانان جهان) دور آقای خامنه ای جمع شوند پس امام نمیگوییم تا دردسر برای خود درست نکنیم.
5.قراون کریم که بزرگترین سند دین ماست برای کفار هم امام قائل هست چنانچه در نص صریح قراون کریم آمده (قاتلو ائمه الکفر)(سوره توبه آیه 12) مگر میشود کفار امام داشته باشند ولی ما امام نداشته باشیم.اگر بپرسید که امام داریم و او امام وقت (عج) هست.جواب می دهیم آری صحیح هست ولی آیا خداوندی که در نص صریح قراون برای آب بدل (جانشین) برنامه داده و فرموده (فتیمموا صعیدا طیبا) مگر میشود برای رهبری و امامت امت اسلامی که در وقت غیبت امام وقت (عج) هست جانشین برنامه ندهد و چه کسی بهتر از فقیه جامع الشرایط عالم به تمام مسائل دینی ،حکومتی،سیاسی ،نظامی و...

وجود دارد که هم اکنون حضرت آیت الله العظمی الامام خامنه ای (حفظه الله) می باشند.

99:

میخ فولادی نرود در سنگ...

100:

مطالب رو نخوندم ، اُمیدوارم خلاصه یکی توضیح بده برام ،

چرا دیگه از امام ِ 12 ام ب بعد ، امام نداشتیم ؟
من عاشق ِ آدماییم ک ب جای خُدا هم تصمیم میگیرن

101:

من کجا فرمودم ایشون امام 13 یا 14 هستش
سوال من این بود چرا به ایشون میگن امام
از طرف من حرف نزنید

102:

نه ایشان هیچوقت چنین کاری نکردند و کسی هم به ایشان اما 13 یا 14 نسبت نداده اند اگر ذره ای به خودتان زحمت بدهید و پست هارا درست مطالعه بفرمایید متوجه منظور خواهید شد...

ایشان فقط رهبر یا همان امام هستند در دوره غیبت کبری ولی عصر (عج) و هرگز جزئ مصومین نیستند و 12 امام جایگاه والایی دارند ....که معصومیت و علم بی منتهایشان ایشان را از هرکسی جدا میسازد و امام خامنه ای فقط پیشوا هستند معنی لغوی امام مانند امام جماعت...
امیدوارم قانع شده باشین ...
بحث اضافی و توضیح بیشتر برایم جالب نیست بنده را عفو بفرمایین...


103:

برنامه نیست واسه تک تک شما توضیح بدم
اصلا من چی میگم شما چی میگید

104:

این هم از مظلومیت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام هست...
راستی امام مطهری؟ و علی(ع)؟
بهتر نبود مینوشتین شهید مطهری و حضرت علی (ع) یا همان امام علی(ع)..

105:

درود بر شما
بله دوست عزیز متوجه هستم!بحث در مورد امام وقت نیست.اما وقتی که میگید ولی فقیه نماینده امام وقت هست پس این سوالات باید جواب داده بشه.


106:

جواب سوال بنده رو ندادین
هر چيزي حرمت داره.
وقتي ميري ثبت احوال مثلا بخواي اسم بچه ات رو بذاري
شاه دوست كسي ثبت نميكنه يا مثلا پهلايشان كني فاميليت رو .

چرا چون براي جامعه ما يه بار معنايي پيدا كرده.
اين كلمه پيش خدا هم حرمت داره وگرنه چرا تايشان قران كلمه امام 12 بار فقط تكرار شده؟
اين درحالي كه ما حكمت قران رو قبول داريم
كلمه يوم 365 بار كلمه شهر به معني ماه 12 بار و بسياري شفرمودي هاي ديگه.
كمي تامل كنين.
محترم دونستن يه شخص باعث نشه خدايي نكرده ......
هرچيز حدودي داره.



حتما نظر علامه طهرانی رو در رابطه به کارگیری لفظ امام برای غیر معصوم می دونید!
واقعا مگه لفظ امام مخصوص کسی نیست که نبوت رو گذرونده و به مقام امامت رسیده؟

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

البته بنده هنوز نتونستم، به نتیجه ی قطعی برسم و به خصوص با خوندن این پست یک درگیری درونی در من ایجاد شده که
آیا اگه لفظ امام رو به کار نبرم، باعث شادی دشمن می شم یا باعث شادی خدا و اهل بیت و اگه به کار ببرم چطور؟

107:

عزیزم دقت نداری پستای بالا رو بخون مثلا پست خانم zahra1391
قانع میشی برادر

108:

پستای قبل بخونی متوجه میشی
برنامه نیست حرفای دوستامو دوباره توضیح بدم

109:

حرف حساب جواب نداره

110:

امام مطهری؟!!!!!!!!!با این ترتیب پش بریم لقب جچت الاسلام و ایت الله از مد میفته وکم کم به همه روحانیون لقب امام میدن

111:

بعله بعله ؛ امام محمد غزالی(ایشالا فداش بشی) امام مطهری(قربونش بری)امام جنتی(صَدَقِ سریش بری)...ما امام زیــــــــــــــــــاد داریم تا شما چی دوس داشته باشید آقا جون

112:

متاسفم
همین

113:

جواب ما هم به شما به دو صورت هست:
الف:فرمودید به همون دلیلی که ما اهل بیت رو امام میگیم پس به همون دلیل به آیت الله خامنه ای میگیم امام!
آخه این چه قیاس باطلیه که شما میکنید!شما معتقدید امامت اهل بیت(رض)از جانب خداست.و شما به این دلیل به اهل بیت امام میگید چون معتقد هستید که امامت انها از جانب خداست.پس بنا به این دلیلی که خودتان فرمودید آیا امامت آیت الله خامنه ای را از جانب خدا میدانید؟!
ب)جواب ما که پنج جواب داد:
1.فرموده اید:"ولایت فقیه باید امام خطاب شود"خب این قانون پايه ی شماست پس ازادی بیان چه میشود؟!چرا باید؟!!
2.طبق نوشته های خود شما آیت الله خمینی حضرت خامنه ای را امام معرفی کرده اند!پس چرا شما میگید ولایت فقیه نماینده امام وقت هست؟!
3.این ربطی به ما ندارد که حضرت هاشمی رفسنجانی چه فرموده اند!
4.یعنی چی؟!یعنی شما میگین ما به این خاطر به حضرت خامنه ای میگیم امام چون مسلمانان رو دور خودش جمع کنه؟!!
5.اتفاقا این جواب سوال ماست!چطور شما حضرت خامنه ای را جانشین امام وقت میگویید در حالی که امام وقت او را جانشین خود نکرده؟!!

114:

من چی میگم شما چی میگید
شما حرفای منو نمیفهمید و بر عکس

115:

خیلی مسخره اس.

متن پست اول هم بسیار سخیف بود و توضیح کافی هم درباره سئوال عنوان تاپیک نداده بود.

امام در اصطلاح عامش فقط برای 12 امام شیعه بکار میره.

هستفاده از این لقب یجور عوام فریبیه و عملا آیت الله خامنه ای رو در ردیف معصومین برنامه میده.
پس اونهایی که میگن معنی لغوی امام، پیشوا و رهبر هست کلمات رو به بازی گرفته اند چون برای ما باید مفهوم و معنای اصطلاحی یک کلمه معیار باشه، چون اینجا کلاس زبان عربی نیست.

در ایران این کلمه بار معنایی متفاوت با معنای لغوی خودش داره، پس هستفاده از امام= آقای خامنه ای رو در ردیف 12 امام معصوم برنامه دادن.


116:

خب منظورتان را واضح بیان کنید ببینم چی میگید؟!!!

117:

خب شما از اول تایپک و نظر دوستان رو بخونید متوجه میشید

118:

من که اینجا بادمجون واکس نمیزینم!!
خوندم که میام اظهار نظر میکنم.پس سوالم رو طور دیگری مطرح میکنم و امیدوارم صریح و واضح توضیح بدین.
سوال:منظور شما از لقب امام برای حضرت خامنه ای چیست؟!
دقت کنید من نفرمودم که چرا ب حضرت خامنه ای میگیم امام!که بازمیگید برو نوشته های قبلی رو بخون!

119:

سلام و عرض ادب ...

خوب اگه میدونی ! پس چرا اینجا این رو فرمودی ؟!

چرا باید بگیم واقعا ؟
و اگر میگیم ، چرا یجوری میگیم که امام فرمودن ِ ما برای ِ یکسری دوستان ( همانند ِ سحر20 ) این اشتباه رو پیش میاره که این عزیزان ( آقایان ِ خمینی و خامنه ای ) واقعا جزءِ ائمه هستند ..

؟ :)


از کجا میدونی کسی بر او خرده بگیره تکفیر میشه ؟! تا حالا موردی دیدی به چشم خودت ؟!

اصولا خرده گرفتند باید منطقی باشه نه همینطوری سرتو بندازی پایین حرف بزنی ...

!

120:

پیشوا.....رهبر.مقتدر..دانا......

.....بصیرت.اگاه.بامنطق ودرک بالا.......
امام خامنه ای 20 سال هست که با درایت ، شجاعت ، دلسوزی و تلاش همه جانبه ، مسئولیت سنگین و دشوار رهبری را بر دوش مي كشد .

اکنون پس از دو دهه تجربه ، در عمل مشخص شده هست که ایشان نه تنها ویژگی های مندرج در قانون پايه ی را دارد ، بلکه علاوه بر اون از صفات و شاخصه های بارز دیگری نیز براي رهبری انقلاب و امت اسلامی برخوردار هست .


رهبري انقلاب ، بالاترین مقام یک نظام اسلامی محسوب می شود .

ايشان كارشناسي برجسته در خصوص مسائل اسلامی هست و از او به عنوان " ولی فقیه " ياد می شود .
بیشتر از این نمیتونم براتون توضیح بدم چون مطمئنم که قانع نمیشید

121:

سلام ...

فرمودم که دیشب شماره پست رو هم دادم پست 27 بود اگه اشتباه نکنم برید بخونید جواب میگیرید ...


122:

سلام متاسفانه شما هم شدید مثل مستر پرزیدنت !! ایشون هم همچین سوالی پرسیده بودند ! جوابشون رو دادم میتونید برید بخونید ....


123:

سلام رهگذر والا دیگه از شما انتظار نمی رفت !! که این امام رو با امام معصوم یکی کنید !!

جواب سوالتون رو در نقل قول مستر پرزیدنت پیدا کنید اونجا جواب دادم ...


124:

البته امثال ِ امام محمد غزالی و امام ِ اعظم ابوحنیفه که وقتی «امام» حقیقی مسلمانان وقت خودشون بودند از «اهل سنت» بودند الان هم امام الحرمَین در حجاز داریم...

کلاً این واژه امام از قراون وارد فرهنگ ایرانیان شده هست خداوند در قراون تنها ابراهیم ِ خلیل و چند مورد دیگر رو «امام» لقب می دهد حتی به محمد حبیب خودش هم «امام» ِ امت نمی گوید.

کتاب ِ موسی برای یهودیان امام هست :

وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَةً ۚ وَهَـٰذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَىٰ لِلْمُحْسِنِينَ

در روز قیامت هرکس با امام خویش محشور می شود :

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ ۖ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَـٰئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا

برخی امامشان علی هست برخی هم امام خامنه ای

هرکس می تواند از خداوند درخواست کند که او را امام ِ متقین برنامه دهد :

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا

با احترام

125:

اتفاقا قانع هم میشم اما به شرطی که به تمام سولاتم جواب درست داده بشه.
خب اینایی که نوشتین میتونه صفات یک رهبر هم باشه.شما به سوالات قبلی من هم جواب ندادید.البته شما مجبور نیستید جواب بدید!
ببینید بحث ما و شما بر سر این موضوع هست که شما میگید جانشین امام وقت هستش و ما میگیم نه!
ما میتونیم بگیم حضرت خامنه ای امام هست اما نه امام همه.نه امام همه امت ایران!
اگر در توانتون بود به سوالات قبلی من جواب بدید.


126:

من بحثم رو کلمه امامه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا میگیم امام ؟؟؟؟؟؟
خودمم شک داشتم این تایپک زدم که شکم برطرف شه
همه ازطرف من حرف میزنن
من نفرمودم جزائمه هست ....
و خیلی چیزای دیگه که من نفرمودم

127:

عجبا!نوشته های شما موجوده و امت هم کور نیستند!
خود شما در پست شماره 21 نوشته بودید:
ولی فقیه نماینده امام غائب در وقت غیبتِ ، اداره امور مسلمین رو بدست گرفته ولایت همون ولایت محمد (ص)

128:

ممنون.

تا حدی میدونستم یا در نظر گرفته بودم اینو.

منظور من ایران و جامعه اش در وقت حال بود.

در جامعه ایران از این لقب همچین برداشتی میشه یا کم و بیش همچین برداشتی میشه که فرمودم.

با سپاس از اطلاعات مفیدی که دادی.

129:

خب الانم همینو میگم

130:

سپس ارسال جواب نکته روگرفتم.اول فکرگردم ازموافقان این لقب هستین ولی باخوندن پستهای بعدیتون متوجه اشتباهم شدم

131:

امام یعنی راهنما، پیشوا، رهبر و کسی که باید به او اقتدا کرد و از او تبعیت نمود.

پیش نماز را از این جهت امام جماعت گویند که امت در اقامه نماز کاملاً از او تبعیت می‌نمايند.

در نظام سیاسی اسلام، امت در حکم «امت» و رهبر یا حاکم جامعه در حکم «امام» هست.

یعنی نظام سیاسی اسلام، نظام «امت و امامت» هست.

این نظام ریشه در اصول اعتقادی و جهان بینی توحیدی دارد.

در اندیشه توحیدی، حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از اون خداوند هست و خداوند نیز انسان را حاکم بر سرنوشت خویش برنامه داده هست.

حاکمیت خداوند بر دو نوع تکوینی و تشریعی هست.

بر پايه اعتقاد به حاکمیت تکوینی خداوند، هیچ موجودی، از ذرات بی مقدار و بی جان گرفته تا پیچیده ترین پدیده‌های جاندار آفرینش، از حوزه قدرت و قلمرو علم خداوند خارج نیست «لا یعزب عنه مثقال ذره فی السموات و لا فی الارض» ( سبا، آیه 3)

این خداوند حکیم که هم خالق جهان هست و هم رب و پرورش دهنده و هدایت نماينده موجودات، انسان را موجودی مختار و با اراده آفریده و او را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته و در عین حال، راه سعادت و درست زندگی کردن را با فرستادن انبیا و کتب آسمانی به او نشان داده هست «انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً» (انسان، آیه 3)

خداوند با فرمان «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» (نسا، آیه 59)، حاکمیت تشریعی خود را از سه راه اعمال نموده و به عبارت دیگر مسیر اطاعت خدا را مشخص کرده هست.

انسان از سه طریق با توجه به شرایط وقتی خداوند را اطاعت می‌کند:

الف- اطاعت از پیامبر اکرم(ص) که ولایت مستقیم از خداوند دارد «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» (احزاب، آیه 6)
ب- اطاعت از امامان معصوم(ع) که ولایت از نبی اکرم(ص) دارند «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
ج- اطاعت از ولی فقیه عادل که در وقت غیبت امام وقت(عج) به نیابت از اون حضرت ولایت امر و امامت امت بر عهده وی می‌باشد.

در توقیع شریف امام وقت(عج) آمده هست: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم»


بر پايه ادله عقلی و نقلی، فقهای جامع الشرایط دارای ولایت و امامت عامه هستند.

هر چند امامت خاص از اون رسولان و امامان معصوم(علیهم السلام) هست، لکن از حیث ولایت و امامت در امر اداره جامعه هیچ تفاوتی میان فقیه جامع الشرایط با امام معصوم و پیامبر اکرم(ص) وجود ندارد.

معنی ولایت مطلقه فقیه چیزی جز اونچه فرموده شد، نیست.

حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه (حکومت اسلامی) حقیقت مذکور را چنین بیان می‌دارند: «اگر فرد لایقی که دارای این دو خصلت(علم به قانون و عدالت) باشد به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم(ص) در امر اداره جامعه داشت، دارا می‌باشد و بر همه امت لازم هست از او اطاعت نمايند.

این توهم که اختیارات حکومتی حضرت رسول اکرم(ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بود و یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه هست، باطل و غلط هست.

البته فضایل حضرت امیر(ع) از همه بیشتر هست.

لکن زیادی فضایل معنوی، اختیارات حکومتی را افزایش نمی‌دهد.

همان اختیارات ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه (صلوات الله علیهم) در تدارک سپاه، تعیین ولات و هستانداران، گرفتن مالیات و صرف اون در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فقیه برنامه داده هست.» (حکومت اسلامی، ص 55)

بنابراین در نظام سیاسی اسلام، امامت فقیه به نیابت از امامت معصوم(ع) هست و همان اختیارات حکومتی معصوم را دارد
.

وقتی هیچ تفاوتی بین اختیارات امامت فقیه یا ولایت فقیه با ولایت و یا امامت معصوم (ع) نباشد، بین اختیارات فقهایی که واجد شرایط ولایت و امامت مسلمین باشند نیز هیچ تفاوتی وجود ندارد.

همان اختیاراتی را که حضرت امام خمینی(ره) از حیث ولایت و امامت بر مسلمین از اون برخوردار بودند، اکنون ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز از همان اختیارات برخوردار هست.


132:

بالاخره اعتراف کردی
پس شما معتقدی که ولی فقیه(آیت الله خامنه ای)نماینده امام وقت هست.خوب میدونی این یعنی چی؟!این یعنی اینکه حضرت خامنه ای امام سیزدهم هست!شایدهم چهاردهم!
ببینید اولین امام(البته بنا به اعتقاد شما)حضرت علی بوده و بعد جانشین حضرت حید حضرت حسن بوده تا میرسه به امام وقت و حالا شما میگی جانشین امام وقت حضرت خامنه ای هست.این یعنی اینکه امام سیزدهم شما حضرت خامنه ای هست!

133:

جوابتون تو پست بالای دادم
امیدوارم قانع بشید

134:

منم جوابم همینه امیدوارم قانع بشید!

135:

دوستان مخالف خب رو راست بگید ما با نظام مبتنی بر اسلام و احکام اسلامی مخالف هستیم و به نظامی سکولار علاقه مند

اینکه ما چرا ایشون رو امام خطاب میکنیم فقط بهانه هست

136:

من هم اینهمه سوال پرسیده بودم و شما جواب ندادید!
نوشته قبلی تون رو هم خوندم.جز قیاس های باطل چیزی ندیدم!
اونچه که من از نوشته های شما فهمیدم این هست که شما میگید حضرت خامنه ای داری صفات خوبی مثل عادل بوئن با تقوا بودن وووو هست.خوب این که ثابت نمیکنه که جانشین امام وقت هست!ما اینهمه آدم خوب داریم پس همه شون جانشین امام وقت هستند؟!!!!

137:

فقط میتونم بگم برات متاسفم

تو واقعا منتظر ظهور امام وقت هستی؟

138:

امام یعنی راهنما، پیشوا، رهبر و کسی که باید به او اقتدا کرد و از او تبعیت نمود.

پیش نماز را از این جهت امام جماعت گویند که امت در اقامه نماز کاملاً از او تبعیت می‌نمايند.

در نظام سیاسی اسلام، امت در حکم «امت» و رهبر یا حاکم جامعه در حکم «امام» هست.

یعنی نظام سیاسی اسلام، نظام «امت و امامت» هست.

این نظام ریشه در اصول اعتقادی و جهان بینی توحیدی دارد.

در اندیشه توحیدی، حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از اون خداوند هست و خداوند نیز انسان را حاکم بر سرنوشت خویش برنامه داده هست.

حاکمیت خداوند بر دو نوع تکوینی و تشریعی هست.

بر پايه اعتقاد به حاکمیت تکوینی خداوند، هیچ موجودی، از ذرات بی مقدار و بی جان گرفته تا پیچیده ترین پدیده‌های جاندار آفرینش، از حوزه قدرت و قلمرو علم خداوند خارج نیست «لا یعزب عنه مثقال ذره فی السموات و لا فی الارض» ( سبا، آیه 3)

این خداوند حکیم که هم خالق جهان هست و هم رب و پرورش دهنده و هدایت نماينده موجودات، انسان را موجودی مختار و با اراده آفریده و او را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته و در عین حال، راه سعادت و درست زندگی کردن را با فرستادن انبیا و کتب آسمانی به او نشان داده هست «انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً» (انسان، آیه 3)

خداوند با فرمان «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» (نسا، آیه 59)، حاکمیت تشریعی خود را از سه راه اعمال نموده و به عبارت دیگر مسیر اطاعت خدا را مشخص کرده هست.

انسان از سه طریق با توجه به شرایط وقتی خداوند را اطاعت می‌کند:

الف- اطاعت از پیامبر اکرم(ص) که ولایت مستقیم از خداوند دارد «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» (احزاب، آیه 6)
ب- اطاعت از امامان معصوم(ع) که ولایت از نبی اکرم(ص) دارند «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
ج- اطاعت از ولی فقیه عادل که در وقت غیبت امام وقت(عج) به نیابت از اون حضرت ولایت امر و امامت امت بر عهده وی می‌باشد.

در توقیع شریف امام وقت(عج) آمده هست: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم»


بر پايه ادله عقلی و نقلی، فقهای جامع الشرایط دارای ولایت و امامت عامه هستند.

هر چند امامت خاص از اون رسولان و امامان معصوم(علیهم السلام) هست، لکن از حیث ولایت و امامت در امر اداره جامعه هیچ تفاوتی میان فقیه جامع الشرایط با امام معصوم و پیامبر اکرم(ص) وجود ندارد.

معنی ولایت مطلقه فقیه چیزی جز اونچه فرموده شد، نیست.

حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه (حکومت اسلامی) حقیقت مذکور را چنین بیان می‌دارند: «اگر فرد لایقی که دارای این دو خصلت(علم به قانون و عدالت) باشد به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم(ص) در امر اداره جامعه داشت، دارا می‌باشد و بر همه امت لازم هست از او اطاعت نمايند.

این توهم که اختیارات حکومتی حضرت رسول اکرم(ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بود و یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه هست، باطل و غلط هست.

البته فضایل حضرت امیر(ع) از همه بیشتر هست.

لکن زیادی فضایل معنوی، اختیارات حکومتی را افزایش نمی‌دهد.

همان اختیارات ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه (صلوات الله علیهم) در تدارک سپاه، تعیین ولات و هستانداران، گرفتن مالیات و صرف اون در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فقیه برنامه داده هست.» (حکومت اسلامی، ص 55)

بنابراین در نظام سیاسی اسلام، امامت فقیه به نیابت از امامت معصوم(ع) هست و همان اختیارات حکومتی معصوم را دارد
.

وقتی هیچ تفاوتی بین اختیارات امامت فقیه یا ولایت فقیه با ولایت و یا امامت معصوم (ع) نباشد، بین اختیارات فقهایی که واجد شرایط ولایت و امامت مسلمین باشند نیز هیچ تفاوتی وجود ندارد.

همان اختیاراتی را که حضرت امام خمینی(ره) از حیث ولایت و امامت بر مسلمین از اون برخوردار بودند، اکنون ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز از همان اختیارات برخوردار هست.


139:

یعنی شما فکر مکیند که
ما اینجوری فکر میکنیم:
امام خمینی و امام خامنه ای امامان 13 و 14 ما هستن؟؟!!!
یا فکر خودتون رو به از نظر ما بیان میکنید؟

140:

من جواب همین نوشته های شما رو نوشتم!شما بازم همینا رو واسه من کپی پیست میکنی؟واقعا که!

141:

(...)
الان وهابی ها و سلفی ها دارن کشت و کار مینمايند.اینم کار آقای خامنه ایه؟
وضعیت اقتصاد ما چه ربطی به ایشون داره؟
بنده خدا مگه وزیر اقتصاده؟دشمنان تو مغزهای ما نفوذ کردند.بابا هر چی اونا میگن واله درست نیست
پدرای ما 8 سال جنگو تو بدترین شرایط تحمل کردند اما یکبار هم پشت آقای خمینی رو خالی نکردند
حالا مائی که هنوز تکلیفمون با خودمون هم معلوم نیست و معلوم نیست چند چندیم با خودمون حرف از آشفتگی اقتصادی و وضع مملکت میزنیم
یک کم اخبار خارج از کشور رو گوش بدی متوجه میشی اکثر جهان بحث آشفتگی اقتصاد مطرحه
نکنه اینم مقصر آقای خامنه ایه؟
ما فقط لاف ولایت مداری میزنیم.شما الان داری پشت ولی فقیه امت حرف میزنی چطور میخوای عضو قوم کوفه نباشی پشت علی رو خالی نکنی؟
چطوره تمام ملل مسلمان جهان ایشون رو ولی فقیه خودشون میدونن اما شما ها میگید که ولایت نداره؟
دوست من شما به ایشون بگو آقای خامنه ای.اصلا بهش نگو امام کسی ازت ناراحت نمیشه
برنامه نیست عقاید دیگران رو بخاطر اینکه با بینش های شما منافات داره تخریب کنی

142:

بهتر هست برای فرمودمان به آیه زیر عمل کنیم.

قراون می فرماید: و جادلهم بالتی هی احسن. و با اونها به طریقی نیکوتر به مناظره به بپرداز.


143:

عجب ..

!
واقعا متوجه نشدی که منظورم اینه که یه عده از امت ِ ما همانند ِ خانوم ِ سحر20 ... فرمودند آقایان ِ خمینی و خامنه ای امام ِ واقعی هستند ( جزءِ ائمه هستند ) ، واقعا فکر می نمايند این عزیزان از جانب ِ امام ِ وقت و خدا و ..

مامور شده اند !
...


+ اگر بحث ِ منطقی نداری در مورد ِ این بحث ، لطفا وقت ِ من ُ نگیر ، بهتره با دیگران که همانند ِ خودتان هی امام امام می نمايند و نمی دانند چرا می گویند امام ، پست بزنی بزرگوار .



نوشته اصلي بوسيله muhammad_01 نمايش نوشته ها
عجبا!نوشته های شما موجوده و امت هم کور نیستند!
خود شما در پست شماره 21 نوشته بودید:
ولی فقیه نماینده امام غائب در وقت غیبتِ ، اداره امور مسلمین رو بدست گرفته ولایت همون ولایت محمد (ص)
آقای ِ محمد خودتونو اذیت نکنید ..
ایشون در پیغام های ِ شخصی هم عینا به من فرمودند که امام خمینی و امام خامنه ای ، امام ِ واقعی هستند ...

اگر گذاشتن ِ پیغام ِ شخصی خلاف ِ قانون نبود ، این کار رو می کردم .



نوشته اصلي بوسيله libralism نمايش نوشته ها
تا این حد که جلوِ مجلس را برای هستیضاح یک رئیس جهور با ژنوم ِجهش یافته را بگیرد و کماکان مجلس در رأس امور هست.


من حرفی ندارم فعلا
نوشته اصلي بوسيله sahar20 نمايش نوشته ها
در جواب به اینکه چرا به امام خامنه ای امام میگوییم

جواب به دو صورت:
الف)جواب نقضی:به همان دلیلی که به اهل بیت (ع) و امام خمینی (ره) ،امام میگوییم به همان دلیل به مقام عظمای ولایت امام میگوییم.چرا خود کسی که این سوال را پرسیده به اهل بیت و امام خمینی ،امام می گوید.

به همان دلیل هم ما به امام خامنه ای (حفظه الله) امام می گوییم.

ب)جواب حلی: که 5 جواب دارد:
1.اولا قاعده در هر نظامی چه اسلامی چه غیر اسلامی ،چه امتی چه غیر امتی، دمکراسی یا غیر دمکراسی و...(هرجورنظامی) نظرات و عقاید بانی نظام سند هست (کلیه عقلا پذیرفته اند و نیازبه دلیل ندارد) و بانی نظام فرمودند که ولایت فقیه باید امام خطاب شود و در قانون پايه ی ما 3 بار آمده که ولایت فقیه باید امام خطاب شود.
2.در شاخصی (میزان) که امام (ره) به ما دادند فرمودند که (مضمون کلام): هراونچه را که غرب %د رد اون بود شما محکم به اون بچسبید و به کرات مشاهده شده که در تمامی شبکه های مخالف نظام جمهوری اسلامی بیشترین چیزی که تاکید بر نبود و رد اون شده هست این بحث هست که نباید به آقای خامنه ای امام فرموده شود و اونها به شدت در حال پرورش این حرف هستند.پس ما طبق شاخص بانی نظام تاکید داریم بر امام بودن مقام عظمای ولایت فقیه یعنی حضرت آیت الله العظمی الامام سیدعلی خامنه ای (حفظه الله تعالی و ایده و ثبته و نصره)
3.سوء پیشینه ای که دیگران درست کرده اند که آقای هاشمی رفسنجانی در اولین نماز جمعه سپس رحلت امام (2روز سپس رحلت) در خطبه دوم نماز جمعه فرمودند، که ما به جانشین امام که بانی انقلاب و نظام هست امام نمی گوییم.

در جواب او می گوییم که چرا شما به بانی نظام امام میگویید ولی چرا به جانشین او و حافظ نظام امام نگوییم.
4.در صحبتی که دکتر ولایتی (مشاور امام خامنه ای) با یکی از روسای دانشگاههای آلمان داشت پرسید (مضمون بحث):که چرا شما برای تعبیر از مقام آقای خامنه ای امام نمیگویید؟ او جواب دادکه اگر ما بگوییم رهبر که همیشه هم میگوییم شخصی مثل هیتلر یا ناپلئون و...

در اذهان می آید و او را همانند سایر رهبرها جلوه میدهد ولی اگر بگوییم امام یک بار معنوی به همراه خود دارد که باعث میشود تمام امت اسلامی (کل مسلمانان جهان) دور آقای خامنه ای جمع شوند پس امام نمیگوییم تا دردسر برای خود درست نکنیم.
5.قراون کریم که بزرگترین سند دین ماست برای کفار هم امام قائل هست چنانچه در نص صریح قراون کریم آمده (قاتلو ائمه الکفر)(سوره توبه آیه 12) مگر میشود کفار امام داشته باشند ولی ما امام نداشته باشیم.اگر بپرسید که امام داریم و او امام وقت (عج) هست.جواب می دهیم آری صحیح هست ولی آیا خداوندی که در نص صریح قراون برای آب بدل (جانشین) برنامه داده و فرموده (فتیمموا صعیدا طیبا) مگر میشود برای رهبری و امامت امت اسلامی که در وقت غیبت امام وقت (عج) هست جانشین برنامه ندهد و چه کسی بهتر از فقیه جامع الشرایط عالم به تمام مسائل دینی ،حکومتی،سیاسی ،نظامی و...

وجود دارد که هم اکنون حضرت آیت الله العظمی الامام خامنه ای (حفظه الله) می باشند.
باز خوبه به جای ِ بحث های ِ بیهوده ، کپی پیست می کنی لا اقل

144:

خب من کجا این حرفو زدم
پیامو بزارید
از طرف من حرف نزنید
شما از یه جای دیگه بهتون .....

...
شما اصلا خدارو قبول ندارید
تو خصوصی فرمودید
منم جوابتو دادم فرمودم برو در تایپک خوابگاه خدارو تخته کنید
خوشبختانه خودتونم کنار رفتید
لطفا کنید اون پیامی رو که گفنتم جزائمه هستن بزارید

145:

سلام محمد

شما و امثال شما با امام مطالعهشخصی توسط من و امثال من مشکل ندارید این حرف ها فقط بهانه هست

شما با نظامی مبتنی بر دین مشکل دارید

شما جدایی دین از سیاست رو میخواهید.........


146:

من که از پست های محمد همچنین چیزی حس نکردم ایشون می گن نباید به هر کسی فرمود امام که کاملا درست می گن بقیه دوستان همین رو می گن

147:

دوست عزیز شما برید تاپیک فدایی سید علی ببینید ایشون چقدر زیر پست ها نپسندیدم زده

خب کسانی که مخالف یک رهبر دینی بر حکومت اسلامی هستند دیدگاهشون سکولار نیست؟

اگه سکولار نیست پس چی هست؟

148:

(...)


سلام محمد رضا

اون که ما جدایی ِ دین از سیاست رو می خواهیم که بذار کنار اصلا ، اون قطعا خواسته ی ِ ماست ولی هر چیزی به موقش .

ما در بدو ِ امر می خوایم با جهل ِ اجتماع مبارزه کنیم .
بهتون فرمودم ؛ امام نامیدن ، همانند ِ امام موسی صدر ، به معنای ِ یک پیشوا ، کاملا برای ِ من و قطعا همفکرانم محترم هست .


149:

نمیخوام دراین بجث شرکت کنم ولی این پست به من مذهبی برخورد
ما ایرانی ها ازنظرسیاسی دینی 4دسته هستیم
1-مذهبی های مخالف سیاست های نظام
2-مذهبی های موافق
3-غیرمذهبی های مخالف
4غیرمذهبی های موافق
حتما اقای منتظری.حسن خمینی..رفسنجانی..خاتمی وامثالهم هم دنبال حکومت سکولارهستندما بی خبریم

150:

محمد رضا خان نمی خوام موضوع تاپیک رو منحرف کنم اما خوب خیلی ها هستن که سکولار رو بیشتر می پسندن هر کسی هم سکولار هست بی دین که نیست

پ.ن برای این بحث رو منحرف نکنم به نظر من این که بعضی ها بگن از لفظ امام هستفاده کنن بعضی ها هم از یه لفظ دیگه به نظرم مشکلی نداره (گرچه به نظرم امام هستفاده نشه بهتر هست)

151:

سلام بر شما بانوی گرامی

اگه صحبت من باعث رنجش شما شد معذرت میخوام

ما در مورد رهبری کشور و مسائل کلان جامعه صحبت میکنیم

من احساس میکنم شما وضع الان کشور و اشتباهات دولت رو دارید با بحث رهبری یکی میکنید.

میتونم بدونم مخالف های بعضی مذهبیها با رهبر در چیست؟
منظورتون حسنعلی منتظری هست؟ایشون که امام تکلیفشون رو مشخص کرد
آقای خاتمی و دولتش رو که فکر کنم همه میدونن به فکر سکولار کردن نظام بودن و هستن

سید حسن خمینی و رفسنجانی رو مطلع نیستم ولی وقتی با اصلاح طلبان سکولار حشر و نشر دارند باید بهشون شک کرد

باز هم از رنجش شما معذرت میخواهم


82 out of 100 based on 62 user ratings 412 reviews

@