خدمت مقدس سربازي


خدمت مقدس سربازي



خدمت مقدس سربازي
با سلام خدمت دوستان عزيز اين تاپيك به منظور اينه كه دوستان خاطرات خدمت شون رو تعريف كنن تا ديگر دوستان بخونن و استفاده كنن و يك مسئله ديگه اينكه نظر خودتون رو درباره خدمت سربازي مدت زمانش و شرايط اون بنويسيد تا يك نتيجه گيري كلي به عمل بياد
خيلي ممنون



حرکت زیر دریائی اتمی "اوهاپو" به طرف آب های خلیج فارس

1:

بنده خودم به شخصه 5 ماه از خدمتم رو سپري ميكنم و تايشان اين 5 ماه فكر ميكنم يك سوم وزن بدنم رو از دست دادم ولي با همه ء اين حرفها خدمت بهترين دوران زندگي مجرديه البته به نظر من هر كسي نظر خودشو داره
روز اولي كه خودم رو پادگان ارتش زميني عجب شير اردبيل معرفي كردم رايشان ديوار پادگان نوشته بود چهار پا تحايشانل ميگيريم ادم تحايشانل ميديم من اون روز خنديدم ولي اموزشيم كه تموم شد به اين نتيجه رسيدم كه اون نوشته صحت داشته
فعلان خدانگهدار


عادتهای خانه خراب کن مردانه!

2:

با اينكه من پسر نيستم و تابحال هم سربازي نرفتم ولي بنظرم بايد تاپيك جالبي بشه
ايشالا


اگر شبیه این عکسها هستید با این دختران تماس بگیرید

3:

خيلي ممنون
انشاالله


مرد عجیبی که صورتش را با بیل اصلاح می کند ! / عکس

4:

به نظر من سربازی خوبه..........


عکس های دیدنی از شارمیتا مدل ایرانی مطرح جهان
یه پسر یا هر مردی که سربازی بره بهتره از نرفتنه....اگر چه دوران خوشی نیست.........


دردسر و مشکلات زنان زیبا برای مردان!!
اما تجربه بسیار خوبی هست

اگر چه سربازی من، هم دوران خوش و هم خیلی بد داشته..................


چرا آقایان حلقه‌های ازدواج شان را دست نمی‌کنند؟

5:

البته تو این کشور که چیزی اختراع یا اکتشاف نشده که بتونیم بگیم مال خودمونه و بعضی چیزهایی هم که از خارج وارد شده نا متناسب با سیستم ما بوده و یکی از همین مزخرف ترین چیزهای ورودی به این کشور همین خدمت سربازی بود که یه وقتی به اجباری معروف بود و وقتی امت کمی اگاه تر شدند با تغیر عنوان به خدمت مقدس دوباره سر امت شیره مالیدند تا هنوز در چرایی و فلسفه این کار بیهوده تامل ننمايند


درسی که مرد به همسرش داد

6:

18 شهریور امسال بریم بینیم دنیا دسته کیه

7:

آخي نازي
ايشالا به سلامتي

8:

بله به سلامتي آش رو ميخوريد و ميايد

9:

به نظر من سربازی مزخرفه.
وقتت رو میگیرن که ادم بشی.
توی این 2 سال خیلی کارا میتونی بکنی که باعث پیشرفتت بشه.
بده آقا خیلی بده.


10:

آخی

به سلامتی ایشالله
بریو برگردیو این چند ماه سربازی برات مثل یه چشم بهم زدن تموم بشه

نوشته اصلي بوسيله amin_amini نمايش نوشته ها
به نظر من سربازی مزخرفه.
وقتت رو میگیرن که ادم بشی.
توی این 2 سال خیلی کارا میتونی بکنی که باعث پیشرفتت بشه.
بده آقا خیلی بده.

البته بنظر من سربازی خیلی هم خوبه و همه باید برن


البته خودم همه سعیمو کردم و معافی رو گرفتم که نرم

11:

پس شيريني معافيت كوش؟
من شيريني ميخام يالا

12:

درود.
در مورد خاطرات سربازی که بیهوده هست صحبت کنم چون تمامی روزها خاطره بود و خاطرات را باید از کسانی بپرسید که بیشتر با بنده درگیر بودند.

مانند دژبانها که در و دیوار را میبستند تا نتوانیم وارد پادگان شویم و وقتی میخواستیم خارج شویم فکشان به زمین میچسبید که چطور وارد شده ایم.



یک وقتی ساعت 10 صبح میرفتیم پادگان ساعت 12 ظهر هم میامدیم.
یک وقتی هم 70 روز در پادگان بودیم و حتی رنگ بیرون از پادگان را هم ندیدیم.
یک روز کچل بودیم یک روز ریش گانزی داشتیم.




یک روز کاظمی میمرد و بخور بخور بود.


یک روز هم خامنه ای میامد و برو برو بود.

(یعنی به چپ چپ و به راست راست)


اما در کل احساس میکنم سربازی یا اجباری چیز جالبی نیست.

مخصوصا برای کسانی که کمی تیتیش هستند اما هستعداد خراب شدن دارند.
چه کسانی که در سربازی نه تنها به سیگار بلکه به مواد مخدر روی آوردند.
چه بسیاری بودند اونها که سلامتی جسمی و حتی روانی خود را از دست دادند.
و چه بسیارند اونانی که تاب نیاوردند و حالا در زندان هستند.



در کل میتوانم بگویم کسانی که نرفته اند کمی از جامعه عقب افتاده اند.

چون تمام کلاه برداری ها و آشنایی با سیستم حکومتی و نظام دخیل در ایران بستگی به تجربه فرد در دوره سربازی دارد.
اما اونهایی هم که رفتند فقط وقت گذراندند و عمر تلف کردند.



به هر حال سپس سربازی هم خبری نیست.

یعنی برای بسیاری از پسرهای ایرانی خبری نیست.

همانطور که آزادی در وقت سپس خدمت بیشتر هست مسئولیت هم بیشتر هست که البته خدمت سربازی باعث میشود برخی از مسئولیت ها را در زندگی آینده بپذیریم.

(اگر بتوانیم سلام بیرون بیاییم)

شاید اگر مدت دوره آموزشی 1 ماه بود و مدت خود یگان هم 3 تا 5 ماه خیلی بهتر از حالا بود.


چون هم به تجربیات شخص اضافه کرده میشد و هم کمتر وقتش تلف.


13:

اولا که مقدس نیست بعدشم اینکه اگه دسته من بود سربازی رو می کردم 7 سال تا حالتونو بگیرم

14:

اوه
بی خیال تروخدا قضیه برا 2 سال پیشه من الان شیرینی بدم؟

البته بماند که تا اول همین تابستون هم یکی 2 تا از بچه ها رفتیم دونگی پیتزا بخوریم بعد که تموم شد برنامه شد دنگاشو حساب کنیم یوهو عوضیا فرمودن میثم شیرینی معافیو گواهینامت
یعنی تا بیشتر از یکسالو نیم بعد هم هی از ما شیرینی گرفتن


شیرینی شمام محفوظ هر موقع زیارتمون کردی میدیم خدمتت

15:

خيلي ممنون از دوستان بخصوص از علي و ميثم عزيز هستفاده برديم
دقيقآ صحبتهاي شما درست و عين واقعيت بوده ولي به قول معروف اش كشك خاله س بخوري پاته نخوري پاته

16:

براي شما دوسال پيش بوده ميثم جان براي ما همين الانه

يالا عزيزم جا نزن منم قول ميدم كارت پايان خدمتم كه اومد يه شيريني بدم
______________________________________
در انتظار شيريني

17:


بابا بی یخال تروخدا

اونی که دیدی بهش قول شیرینی دادم دختر بود دخترارو میشه الکی بهشون وعده و وعید داد

ولی خو به تو که نمیتونم الکی قول بدم من شیرینی بده نیستم
ایشالله شما کارتت که رسید دستت شیرینی مارو هم میدیو جبران میکنی

18:

زكي من بي خيال بشو نيستم

نكته مهميه

به اومديم يه شيريني بخوريم يه شيريني هم بدهكار شديم
اما اگه دقت كني و محل سكونت منو بخوني ميبيني كه من اهل كدوم شهر ام و امت اون شهر چه خصوصيات مفيدي دارن

19:

خو بیخیال نشو چیکارت کنم


آره متاسفانه از اونجایی که هم زن داداشم و خانوادشون اصفهانی هستن و هم دومادو خوانوادشون خیلی خب با این خصوصیات اخلقای و اقتصادیشون آشنام

20:

آقا مهرداد گل و ميثم خان گل
يه شيريني ديگه اينقدر جرو بحث نداره كه موضوع رو ميكشين به مناطق مختلف جغرافيايي ايران
درهرصورت من از جفتتون شيريني ميخام البته به موقعش

21:



باشه دور از شوخی اگه یه موقعی شد تو قراری برنامه عمومی یی میتینگی جایی همدیگرو دیدیم شیرینی که هیچ کیک میدم بهت


البته از این کیک 50 تومنیا
ا

22:

مرسي ولي من يه پيشنهاد دارم
تايشان ميتينگ عمومي ، يواشكي فقط به من شيريني بده كه مجبور نشي از اين پنجاه تومني ها بخري و بخاهي به همه شيريني بدي
نظرت چيه؟

23:

آقا شما یک کاری کنین من معاف شم من به همتون شیرینی میدم.


24:

قربونت

پیشنهاد شما رد شد
یشنهاد بعدی لطفا



لول
کیک 50 تومنی که سهله
شما کیک 7 طبقه بخواه




البته کیه که بخره :دی


باشه عزیز رو پیشنهادت فکر میکنم :دی

25:

نیازی نیست ما کاری بکنیم عزیز
شما بری 4 تا کلوم که با دکتر روانشناس نظام وظیفه صحبت کنی خودش حساب کار دستش میاد معافی رو میذاره کف دستت





لول

26:

اقا من که دو سال در خارج بودم
با 5 میلیون دو ماه پیش خریدم
ولی چیز خوبیه
پسرا مرد میشن

27:

پس چرا كسي از دوران سربازيش خاطره تعريف نميكنه؟

28:


خب البته بنده از سربازی که خاطره ندارم
ولی از معافی گرفتنم یه خاطره دارم


تو یکی از هزار روزی که رفته بودیم نظام وظیفه تا کارای معافی رو جور کنیم پروندمون افتاده بود دست یه آشخور تا برامون مهر و و تاریخ ثبت تحویل رو بزنه
مهر زد
رفتیم پیش سروان
سروان فرمود ناقصه تاریخ نزده
رفتیم پیش آشخور فرمودیم تاریخ نزدی
تاریخ زد
اومدیم پیش سروان فرمود اشتباهه
فرمودم ای بابا سرباز خودتون تاریخ زده ها

فرمود آهای روتو زیاد نکنا...میفرستمت شهرستان تهران بری 2 ماه علاف شیا !
فرمودم من حاضرم 2 ماه علاف شم ولی مثل اینا (سربازایی که اونجا بودن ) 2 سال علاف نشم !
خلاصه اونم نامردی نکردو مارو ارجاع داد شهرستان تهران :دی
آشخوره هم که اونجا بود فرمود باید بری تهران، شهرستان تهران باید شماره ثبت پروندت رو بزنه
اگه خود نظام وظیفه قم میخواست میتونست با یه تک زنگ از سیستم شهرستان تهران شمارمو بگیره ولی لج کرد عوضی :دی
مام تازه فهمیدیم عجب غلطی کردیم اون حرف رو زدیم :دی
زد به سرمون مام ببینیم میشه با تلفن کاری کرد
نرفتیم شهرستان تهران همینجا از قم زنگ زدم نظام وظیفه تهران
بعد بیمارستان امام سجاد
بعد معاونت شهرستانهای مرکز و....
خلاصه دیگه با تلفن با هزار بد بختی جور کردیم شماره ثبتمون رو
خودم وارد کردم شماره ثبتمو رو برگه پرونده

چند روز بعد رفتم دوباره نظام وظیفه
سروانه منو دید فرمود حالت جا اومد رفتی شهرستان تهران فقط برا یه شماره ثبت ؟ تا تو باشی دیگه پررو گری نکنی
فرمودم آره سروان خیلی اذیت شدم قربونت این دفعه دیگه اذیتمون نکن
ولی تو دلم فرمودم آره ارواح عمت من برا یه شماره رفتم تهرانو برگشتم :دی

خلاصه دیگه همون روز رفتیم پیش سرتنگ :دی اونم با یه خودکار سبز نوشت تائید

میشود و طبق قانون فلان و معافیت دائم و این حرفا :دی

29:

خيلي ممنون از ميثم عزيز ( يادم باشه يه سپر واسه ت بخرم) و نازي خانم البته اگه اشتباه كردم ببخشيد و ديگر دوستان
از همين پنج شنبه سعي ميكنم چند تا خاطرات دسته اولم رو واسه تون بنايشانسم
قربان شما مهرداد

30:

باشه من اگه اومدم شهرستان تهران كه حتمآ ميام تو يكي رو درستت ميكنم
بابا فقط اسم ما اصفهانيا بد در رفته بابا تو كه رايشان تموم اصفهانيا رو سفيد كردي
حالا خارج از شوخي اگه اومدم تهران( البته الان سرم شلوغه ولي واسه عيد نوروز حتمآ يه سري ميزنم) ميام نت و يه جايي باهات برنامه ميزارم ببينمت البته اگه شما بخواي ميثم جان
راستي از دستور زبان اصفهاني تايشان تالار ادبيات و زبان شناسي ديدن كنيد جالبه

31:

توجه توجه

به کسی که معافی منو ردیف کنه شیرنی میدم شیرنییش از اون شیریناست شیرینه شیرین
من حالم بهم میخوره از سربازی.
وقتتو میگیرن برای هیچی.


32:

تاپیک خوبیه ایشالا بعدا بیام از خاطرات سربازی بنویسم

یادش بخیر چه دورانی بود

33:

بوسال جان سريع بيا خاطراتتو بنايشانس كه خيلي تو كف مونديم

34:

دوران خدمت لشکر 92 زرهی گردان 312 توپخانه

ما لحظه ها را می گذرانیم تا به خوشبختی برسیم اما افسوس خوشبختی همان لحظه هایی
بود که می گذراندیم ...

ما چقدر دیر متوجه می شویم که زندگی یعنی همان روزهایی که
زود گذشتن اون راآرزو می کردیم.

http://l92.blogfa.com

35:

خدا را شكر هنوز به خدمت مقدس سربازي نائل نشديم ...


36:

دلتون بسوزه ...

دخترها سربازي نمي روند

37:

من بابام 58 ماه خدمت تو جپهه داره
فکر کنم بتونم معاف شم

38:

به به تاپیکای قدیممون رو از زیر خاک در اووردن اه اه چقدر خاک روش نشسته

39:

چه كار جالبيه اگه خاطراتتون رو بنايشانسيد

40:

چه مقدسی

ما که تو دو سال یه شب راحت نخوابیدیم

یابازداشت یا تنبیه یا تبیید

ا

41:

سربازی خوبه ولی من خریدمششششششششششششش

42:

پس چي شد خاطرات سربازي ؟

43:

به به خاطره ي سربازي؟
چون ما كارمون گير يه سربازيه

44:


45:


46:

چه غلطا كه نميكنن ملت

47:

سربازي چيز بديست كه زضا شاه در اين مملكت راه انداخت اصولا در كشورهاي پيشرفته چيزي به نام سربازي نداريم و داراي ارتش حرفه اي و كار آزموده هستند كه بسيار بهتر هست.


در كشور ما سربازي شده هست محل لگد كوب كردن غرور جوانان و تو سري خور كردن اونان.


البته الان نميدانم سربازي چگونه هست ولي هر كسي را ديدم بودم به سربازي ميرفت جوان و سالم ميرفت گرفته و نا سالم بر ميگذشت يكي از نظر رواني يكي از نظر ذهني.

يكي ذزذ ميشد يكي دروغگو يكي معتاد يكي مشكلات گوارشي ميگرفت يكي افسرده ميشد.


48:

سربازي از يك ديد دوران خوبيه
هيچ ترسي هم نداره وقتي كه تموم ميشه حسرتش رو ميخوري
اما نه اين سربازي كه تايشان ايران هست
تايشان كشورهاي ديگه به سربازهاشون حقوق كافي ميدن اما تايشان ايران اينقدر هم بهت نميدن كه اگه تايشان يك شهر دور بودي پول رفت و آمدت هم نميشه

49:

به نظر من اقایون خوشتیپ میشن بر میگردن البته اقایون پررو نشن

50:

تو احتمالا يك بليس زن ميشى اخه خيلى به اين سربازى ومسائل نظامى علاقه دارى

51:

به نظر من خوبه اونم یه خاطرهایه وقتی پیر شدیم بگیم وبخندیم

52:

منکه سر بازی نرفتم
اما پدرم به یک شرط برام معافی گرفت و اون اینکه سرمو کچل کنم البته اون موقع مو داشتم مثل الان کچل نبیدم
ما هم حساب کتاب کردیم دیدیم می ارزه کچل بشیم و نریم سربازی
همین دیگه این شد خاطره ما

53:

عجب شیر از شهر های هستان اذربایجان شرقیه نه اردبیل


54:

سلام
1/12/86
اعزام ميشم.هرچي ميدوني از خدمت بسم الله.


55:

بدلیل اشتراک موضوع " خدمت مقدس سربازی " تاپیک " اگه سربازی رفتی یا میخوایی بری بیا تو " در این تاپیک ادغام شد.
با تشکر : شهریار

56:

من که خوشبختانه معاف شدم و فقط دو ماه آموزشی رو رفتم که اصل سربازی همین آموزشیش هست و بقیش آسونه و همین دو ماهی که رفتم برام مثل دو سال گذشت

57:

سلام دوستان
از اول ماه بعد زندگی روی تلخشو به من نشون میده.
من به خدمت مذخرف سربازی اعزام میشم

58:

از اول ماه میخوای بری ؟ ولی تا اونجایی که من میدونم 18 یا 19 هر ماه اعزام میکنن!

59:

دوستانی که میخواین برین سربازی اول فکراتونو بکنین که قادر به 2 سال دوری از خانواده و رفقا و سختی کشیدن هستین یا نه خوب فکراتونو بکنین اگه میتونین تحمل کنین برین وگر نمیتونین بیخیال شین بهتره

60:

حاجي اينو من ننوشتم قبلآ اين اي دي دست يكي ديگه بوده من هنوز نرفتم

61:

البته اگه ميدونستيم تايشان اين خدمت دوساله يه چيزي يادمون ميدادن بازم بيشتر حال ميكرديم ولي شب تا صبح پست دادن فكر نميكنم چيزي به ادم ياد بده
بنده 23 سالمه هنوز مشرف نشدم ولي 19/2 اعزام خواهيم شد

62:

به خاطر همین خدمت سربازی نمیتونم برم پیش مامان بابام

63:

والا ما كه راضي به نرفتن نبوديم ولي از اونجايي كه بهمون بخاطر "نرسيدن به حد نصاب بينايي!!" گواهينامه ندادن (با وجود اينكه امتحان مربي رو قبول شده بودم) حالا يكجورايي بايد عوضش رو سر سربازي دربيارم!

البته نميدونم براي معافيت پزشكي چه واقعياتي لازم هست(از نظر بينايي) ولي شايد بخاطر همين مساله سپس پايان دوره دانشجايشاني معافيت رو بگيرم.

دوستان كسي اطلاعاتي در اين مورد داره؟

64:

بهتون گواهینامه ندادن یا روی گواهینامه با عینک رو قید کردن ؟ چون اگه واقعا چشمتون جوری ضعیف که بهتون گواهینامه ندادن می تونید معافی بگیرید ولی باید کمیسیون پزشکی برید.
شماره چشمتون چنده ؟

65:

برای اطلاع عرض می کنم:
اعزام دیپلم وزیر دیپلم 18و19 هرماه
اعزام فوق دیپلم یکم ماه های زوج
اعزام لیسانس وفوق لیسانس دوم ماه های زوج

مرتضی

66:

چه جیزای جالبی آدم میخونه ؟

67:

چیش جالبه؟

68:

راستی موفق باشی آقا مرتضی حتما به من خبر بده کجا افتادی..!!!

69:

با سلام من مرتضی 20
آه بلندی می کشم وتاسف میخورم که چرا خودم این کارو نکردم .حتما می پرسید چی کار؟
براتون میگم :
چند ماهی به اعزامم مونده بود که تصمیم گرفتم یه فکر پايه ی برای خدمت بکنم.

وقتی که دانشجو بودم از چند تا از دوستای پیشکسوتم که سپس خدمت اومده بودن دانشگاه شنیده بودم که آموزش وپرورش طرحی داره به اسم سرباز معلم .
یعنی به جای خدمت میری تو ی یکی از دهات های شهرستان محل زندگیت به بچه ها دهات درس میدی .

یا نه مثلا مثل من اگه کاردانی یا کارشناسی رشته فنی رو داشته باشی مثلا برق یا کامپیوتر ،در سای همون رشته رو برای یه سری آدم دیگه تدریس می کنی.

میفرمودن تو هفته دو روزه :یه روز کامل ویه روزم صبح تا ظهر .دیگه نه پست میدی ،نه صبح گاه میری ،از همه مهمتر پوشش نظامی نمی پوشی...
فکرش داشت دیوو نم می کرد فرمودم من حتما باید سرباز معلم بشم؛دیگه فکر هیچی نبودم...
تقریبا اوایل آبان امسال بود افتادم دنبالش از این آموزش وپرورش به اون آموزش وپرورش ،از این اتاق به اون اتاق،....
بلاخره فهمیدم مرکزش کجاست:آموزش وپرورش منطقه 4 دفتر فنی وحرفه ای وکاردانش آقای سجادی
وارد اتاق شدم دو مرد ویه زن تو اتاق بودن .

داشتن صبحانه دومشونو می خوردن
-فرمودم :آقای سجادی
هر سه نفرشون برگشتن.


اما یکی از مردا که نسبتا میانسال بود جواب داد بفرمایید
-فرمودم :در مورد این سرباز معلم .می خواستم ببینم شرایطش چیه؟
-(لحن صداشو عوض کرد)اعضامت کیه؟
-با ترس فرمودم یکه دوازده
-زود اومدی هنوز بخش نامش نیومده،برو بیست وپنجم بیا شاید اون موقع بیاد...
...


70:

حتما دوست من
فقط برام دعا کنید دوسال عمر آدم شوخی نیست ،از یه طرف می تونم صبح تا ظهر آفتابه ی فرماندمو پر کنم و سپس ظهر ش سر یه کاری برم یا کار خودمو ادامه بدم (موبایل فروشی)
اما
خدا اون روز و نیاره بیفتم تو غربت،صبح تا شب باید آفتابه پر کنیم آخرشم هیچ به هیچی.مجبورم مغازرو جمع کنم و بعد دوسال اگه دچار بیماری های روحی وروانی،سو ء تغذیه و هزار کوفت و زهرمار دیگه نشم ،دوباره از صفر شروع کنم.
التماس دعا
مرتضی

71:

منم میام

72:

به سلامتی کجا ان شاءالله...

73:

کاری ندارم....نظر همتون واسه من با ارزشه...
ولی تا وقتی زوری باشه......نه...
اگه اجباری 3 ماهه بود خوب بود.....
بیش از سه ماه به کی ..واسه چی وقتمونو میدزدن؟

74:

مرتضی فردا میریا بابا شهر خودت آفتابه پر میکنی تو اینقدر دلشوره داری خل و چل برنگردی خوبه بابا کار نداره یکم چل بازی در بیار معافت مینمايند.داداش یکی از دوستای من شب اول آموزشی رفته خودشو از طبقه دوم تخت خواب سربازی پرت کرده پایین سرش 30 _40تایی بخیه خورده بهش فرمودن تو تعطیلی اینم کارته معافیتت تازه از این زرنگ بازیش یک ذوقی میکرد یکم یاد بگیر نری خودتو ناکار کنی بگی مبینا فرمود من در همین جا فراخوان میکنم هیچگونه مسئولیتی رو بر گردن نمی گیرم..!!!

75:

سلام به مبینای عزیز با این راه حل هاش
اعزام پنج روز تمدید شد.

کاش تمدید نمی شد!
دلم گرفته .مسائل ومشکلات خودمون کم بود.

یکی از مشتری های مغازه به هم پیشنهاد ازدواج داد.

جریانشو مفصل تو تالار پای درد دل شما /تاپیک چه جوری بگم دوستت ندارم.

گذاشتم میتونی بخونی اگه راه حلی جدی در اون ضمینه به ذهنت رسید.

خوشحال میشم بدونم

76:

خوب ببخشید اومدم

اصلا یکی بگه به تو چه

اما همیشه آرزو داشتم پسر بودم تا برم سربازی خیلی حال میده


اما خوب وقتش زیاده اگه یه سال بود خوب بود این جوری کمتر وقت آقایون گرفته می شد

77:

سلام به همگی
البته که عالیه هر چیزی خوب و بد داره اما خدائیش همچین دوران خاطره انگیزی تو زندگیه پسرها پیش نمیاد البته مونده به جسارت مرد که میتونه خدمت بکنه یا تا آخرش فکره جیم زدنه و غرغر کردن(مونده به جور بوزش)
من که دژبان لشکر بودم (سگ پادگان) اما خداییش کسی رو اذیت نکردم به مولا قسم.البته اولش تو نیروی تکاوری بودم و 6 ماه تو سربوزینه (پایگاهی روی خط مرزی تو سردشت)بودم تا با بند پ اومدم دژبان لشکر شدم.
هیچوقت یادم نمیره یه شب که پست بودم یه آفتابه که وقتی باد توش میپیچید صدای صوت زدن میداد اونجاها هم چون پر بود از پژاک (کردهای عراق) منم از ترسم یه خشاب خالی کردم تو شکمش البته چون چند هفته قبلش یه پایگاه رو از آدم تا جونورش سزشونو بریده بودن (ماله نیروی انتظامی بود) به همون خاطر میترسیدیم .زمستون هم بود .

78:

ساله 76 بود یادش بخیر رفتم و78 تموم شدم.
هر شبی که برف میباره میگم خدا به داده سربازهای سره پست برسه.


79:

شور حسین هست چه ها می کند!

80:

سلام به جميعت آش‌خورهاي محترم و صبور
اين عكس رو كه ديدم آه از نهادم برخاست فرمودم كجا از اينجا بهتر
خدمت مقدس سربازي

81:

پيچوندنش خيلي كيف ميده

82:

تو هم كه خيلي پيچوندي!
بايد بري اون شكمه گندتو آب كني

83:

بیاین از خاطره هاتون بگین .


84:

یک پیشنهاد برای دوستانی که نمی خوان سربازی برن !!!!!!
کار خیلی راحتیه ...

خودتونو چند روزی به دیونگی بزنین تا .

کارت قرمز بگیرین ..راحت معاف میشین..
از سربازی که هیچ از هر چی کار شما رو معاف میکنن

85:

الله جورستمسین سربازخانانی
گروهبان سیللسی افسر یامانی
یعنی
خدایا هیچ وقت پادگان رو جلوی چشمام نیار
سیلی های گروهبان و فحش های افسر رو
بلاخره موعدش داره نزدیک ونزدیک تر میشهآهای اون شهری که قراره من توش خدمت کنم مهمون نواز باشیا!آهای فرمانده ای که قراره من زیر دستت باشم مرخصیامو به موقع بدیا.حیف خیلی ها فکر می کنن تا طرف خدمت نره مرد نمیشه.

یکی به من بگه مردو نگی رو کجای پادگان گذاشتن دارم میرم ورش دارم.مارو ندیدید حلال کنید (هرکی ندونه فکر میکنه دارم میرم جنگ)

86:

سلام من که خدمتم رو خریدم

87:

نمک رو زخمم نپاش دیگه نمی فروشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

88:

تو یعنی می فروختن میخریدی؟؟؟

89:

بدون معطلی وفوت وقت

90:

من هم احتمال خيلي زياد امسال ميرم سربازي !!

91:

با خاطرات خدمت
اعزام:
1/2/87
مکان ورزشگاه انقلاب کرج
صبح بود ساعت 6 که از خونه بیرون اومدم،با کله کچل وساک به دست،مامانم برام یه کم آجیل گذاشته بود انگار می خواستم برم سیزده به در.سپس اینکه با مادرم خداحافظی کردم.رفتم سمت ورزشگاه جمعیتی زیادی بیرون ورزشگاه بود.

بعضیا با پدرومادر اومده بودن بعضیا تنها.

کسی رو نمی شناختم .
توی جمعیت بعضیا کد مرکز آموزش رو از همدیگه می پرسیدند.کد من 226 بود.کد 226 مازاد ظرفیت بود یعنی هرجا خالی بود تورو می فرستادن اونجا.من دوست داشتم نیروی زمینی ارتش بیفتم که به واسطه عموم بتونم بعد آموزش شهرستان تهران خدمت کنم.اما فقط می تونستم دوست داشته باشم.
ساعت شد هفت که ما رو راه دادن داخل :
همه داخل یه محوطه بزرگ نشستیم.اول کد226 رو از بقیه جدا کردن وبقیه که کدهاشون مشخص بودو توجیه کردن وآدرس محل آموزش رو بهشون دادن .
بعد نوبت به ما رسید تقریبا هفتاد نفر می شدیم .

مارو هم به دسته های کوچک تر تقسیم کردن دسته اول رو فرستادن نیروی هوایی ارتش ،دسته بعدی نیروی انتظامی بندر انزلی،دسته آخر که ما باشیم افتادیم نیروی انتظامی اراک
پادگان مالک اشتر اراک ناجا


اتوبوس
یه ولوو مشت توپ برامون گرفته بودن.کلی رفیق پیدا کردم.

اونجا برای خودش یه هم میهن بود.
با هم صحبت می کردیم و می خوردیم و می خندیدیم.یه فیلم هم تو اتوبوس گذاشته بودن اسمش گل یخ بود هیچی شو نفهمیدم بس که بچه ها حرف می زدند.
سپس تموم شدن فیلم راننده مارو فیض اکبر رسوند برامون آهنگ های مجاز وغیر مجاز پخش کرد.
سپس اون یکی از بچه ها ترانه ی دلمو شکوندی برو حالشو ببر رو می خوندو بچه ها همراهی می کردن.کلی حال کردیم.
می خواستم راکر اونجا بود بهش می فرمودم زکی خدمت خدمت اگه خدمت اینه کاش زودتر میومدیم.
سپس رد شدن از قم به اراک رسیدیم حدودا فاصله کرج تا اراک 3-4 ساعت بود.


ساعت 12 به در پادگان رسیدیم.یه دژبان با احترام بچه هارو پیاده کرد وجلوی اتوبوس نشوند.دژبان فرمود:هرکس سیگار،موبایل ،چاقو،قمه ،mp3player،mp4،سیدی و...

داره خودش تحویل بده.
بچه ها هر کس از ترس....(بد آموزی داره)سیگار و موبایلارو تحویل دادن.
دژبان از همه خواست محتویات ساکشونو رو روی زمین خالی کنن.یکی در میون وسایلو می گشتن.

منو گشتن وبغلی وکناریمو نگشتن.
بازرسی سریع تموم شد وارد پادگان شدیم،پادگان سرسبز بود ودرختکاری شده بود.ما دقیقا سر ناهار رسیدیم ناهار چه عرض کنم زهر مار بود تو عمرم اونجوریشو ندیده بودم .صد رحمت به غذای دانشگاه.غذا مرغ بودهنوز پوست مرغو کاملا تمیز نکرده بودن .

شاید می ترسیدن یه کم از ویتامیناش کم بشه.یه قسمت هایی از مرغ که همیشه جدا می کنن و می اندازن دور اونجا تو ظرف غذای من بود.حالم به هم خورد هنوزم حالت تحول دارمبرنجشم معلوم نبود توکدوم کویر عمل اومده بود مثل ...چیزی به ذهنم نمیرسه
سپس خوردن غذا رفتیم پوشش بگیریم (بهش می فرمودن هستحقاق)دو دست شلوار،دو دست پیرهن یه کلاه،دوتا پتوی خوشگل،یه دست ملافه،یه جفت پوتین و....
شلوارمو پوشیدم حس وقتی رو داشتم که اشتباهی شلوار پدرمو پوشیده بودم.

شلوار گشاد بود سه نفر مثل من توش جا می شدم.برعکس شلوار پیرهن کوچیک بود،انگار پیرهن آستین کوتاه پوشیده بودم.خلاصه اونجا چندتا پیرهن وشلوارو با دوستام عوض کردم ،یکی از یکی بدتر.

آخر تصمیم گرفتم بندازم تو کوله چون شنیده بودم چند روزی مرخصی میدن با خودم فرمودم میام کرج میدم به یه خیاط درستش کنه.
سپس گرفتن هستحقاق ما رو فرستادن تا یه بسته که داخلش آرم وعلائم ودفتر وخودکار و...بود،بخریم.

قیمتش 2500 بود .
درآخر یه برگ مرخصی بهمون دادن که داخلش تا پنج شنبه ساعت 8 بهمون مر خصی داده بودن.

هیچ کس نبود بهشون بگه آخه آدم....(سانسور شد) من چه جوری خودمو ساعت 8 از کرج برسونم به این خراب شده.
کم کم جمع وجور می کردیم که برگردیم خونه.

اتوبوسی که مارو آورده بود ،به کرج برگشته بود ما مجبور بودیم بریم ترمینال و از اونجا سوار اتوبوس کرج بشیم.
.....
موقعی که به کرج رسیدم یه حس جالبی داشتم انگار بعد سالها به خونه برگشته باشم.
...
ادامه دارد

92:

درود
پیشتر، خدمت سربازی پسرها را به مردانی غیور تبدیل میکرد.

فقط مرد میساخت.اما خدا را شکر امروزه پیشرفت کردیم ، خدمت سربازی هم مرد میسازه و هم نامرد!!! بستگی داره توی چه محیطی خدمت کنیم ، دور و بریهامون چه خصوصیاتی داشته باشند.اونروزها دور و بری ها همه مرد بودند.


93:

به نظلم نه تهنا حوبه بلته عاليه
مده ته بهضي از همي پسلا بلن سلبازي آدم بسن

94:

خیلی خیلی خیلی خیلی بده

95:

هی ددم عجب شانس بدی داری تو پادگان مالک اشتر اراک به علت اینکه پادگان نمونست بدترین پادگان برای آموزشیه منم اونجا اموزش دیدم گردان امام علی گروهان شهادت خدا بهت رحم کنه خوبه باز به شما رمخصی دادن و غذای پادگان مارو سه روز با پوشش خصی نگه داشتن بدون خوابگاه روزا با پوشش شخصی اذیتمون میکردن اب شیر رو باید میخوردیم اب اراک خیلی آهک داره حتما با خودت ابلیمو هم ببر سه روز تمام هر روز یک وعده غذا به ما دادن اونم چی نصف نون لواش که بدترین نون دنیا بود رو میزدن و یک کنسرو که هر دونفر یکی دیگه ببین تابستونو اب گرم و اهکیو کنسرو تن ماهی دیگه چی چی میشه شبا رو اسفالت میخوابیدیم بعد سه روز ولمون کردن انقدر موقع تقسیم اذیتمون کردن که من تقریبا بیهوش داشتم میشدم روزای گرم شبهای سرد وقتی رسیدم خونه تازه فهمیدم عجب روزگار خوبی داشتیم ما قدر نمیدونستیم سبک برو سبک بیا هر جور شده خودت رو بنداز تو یک گروهان درست و درمون مثلا قد بلندها و تنومندها رو گروهان ایمان هر گردان بر میداره و بدترینها رو میدن شهادت تو گروهان ما هر چی کوتوله و مریض بود افتاده بود رژه نمیتونستن برن برای همین از مرخصی هفتگیم خبری نبود یه گردانم بود اون ته پادگان جدید ساختن خیلی توپ و با کلاسه اونجا بیفتی که حالی به حولی من خودم صبحانه نمیخوردم البته صبحونه بد نمیدن من کلا صبحونه بخور نبودم نهار میرفتم ته صف یک ذره میخوردم از بس غذا افتضاح میدادن و اون جلوها مسخره بازی و دعوا میشد سر یک بشقاب شبها هم آب میوه میخریدم با کلوچه ای چیزی میخوردم سالم تر بود از این پودرا یا سن ایچ ببر حال میده آبلیمو هم حتما ببر با اب قاطی کن از بس این اب میکروبی و غیر بهداشتیه سالی که ما رفتیم وبا گرفت پادگانو اصلا یک وضع فجیعی بود از بس چرکول بازی در میارن از بهداری ناجا اومدن اب رو چک کردن دیدن اصلا هستاندارد نیست فرمودن اب معدنی بخوردی آخه ملت پول چقدر میارن مگه یا همه مگه وسقشون میکشه اگر مدرک کامیپوتری مثلا تو رشته کاردانش داری ببر یک وقت فراخوان میکنن بدی بهشون بلکه بیفتی آموزشیت تو قسمت عقیدتی اینا یا درمانگاه وضعش بهتره ! خلاصه میری دستت میاد !

96:

من اولش میفرمودم سربازی خوب نیست و خیلی حرص میخوردم که یه روز باید برم سربازی ولی الان به این نتیجه رسیدم که یکی تو سربازی یکی هم تو دوران دانشجویی پسرا مسائلیرو تجربه خواهند کرد که هیچ جای دیگه نمیتونن تجربه کنن البته من سربازی نرفتم هنوز در کل اش خاله هست بخوری پاته نخوری پاته پس حرص نخورید که قراره بریم سربازی من فقط از این زورم میگیره که ما اقایون باید بریم سربازی ولی خانمها نه

97:

موضوع بهتر از این نبود
آدم دلش میگیره

98:

زمونه عوض شده حاجی.به نظر من در بهترین پادگان،بهترین گردان،بهترین گروهان،بهترین فرمانده،خلاصه همه چی فول.
من اصلا نمی خواستم بیام مرخصی به همه 72 ساعت مرخصی دادن.فقط دو روز اول برای اینکه رژه و یه سری احترامات نظامی رو یاد بگیریم سخت بود الان هر دفعه از جلوی جایگاه رژه می ریم همه دهنشون وا می مونه.

هرچی ورزشکارو هیکلی و...تو گروهان ماست.همیشه هم تشویق پشت تشویق.
از ساعت 5 به بعد در اختیار خودتی،کتابخونه داره که کتاب امانت میده،اونایی که گواهینامه رانندگی ندارن می تونن داخل دوره آموزشی گواهینامه بگیرن.

پنج شنبه سپس ظهرو جمعه هم تعطیل.
البته وصد البته باید تو این محیط ها زرنگ باشی تا بهت خوش بگذره،زرنگ از نوع مثبت...
غذای پادگان یه خورده بده اما بهش عادت کردیم کافیه با مسئول غذا رفیق باشی که از شانس من مسئول چای و مسئول غذا هر دو همشهرین ،با هم خیلی رفیقیم.
خلاصه برای امثال من که قبل از خدمت سر کار می رفتن و مسئولیت رو گردنشون بوده ،یه نفس راحت می کشن.
من که دارم عشق وحال می کنم فقط فکر یه نفر یه ذره اذیتم می کنه

99:

هم خوب هم بد.............2 ماه اموزشی بد نبود(نیروی هوای پادگان قلعه مرغی..).........

سپس اون 4 ماه بد.(آسایشگاه مزخرف.شلوغ..کثیف ....و محل خدمت (نیروی هوای ستاد کل...یه فرمانده عوضی......)........

بعد زا اون 1 ماه خوب(ماموریت به عسلویه..خورم وخوابیدم.اگر چه گرم وشرجی بود....).......

بعد8 ماه خوب و با حال.(ماموریت در بندعباس.حال داد).......
3 ماه اخر هم عالی بود(کلاس های عقدیتی...که تا 9 میخابیدم یعد میرفتم کلاس تا 12دیگه......)

کلا سربازی دوران خوب بهو من بشخصه میگم برای هر پسر لازمه..(دخترا را نمیدونم..اما میدونم ،نمیتونن تحمل کنن سربازی رو)....بعضی تجربها کسب میکنی که جای دیگه نمیشه............


100:

پس داری حال میکنی پوست مارو که کندن اون موقع سیستم اینجوری نبود ما یک ماه اول خیلی بهمون سخت گذشت یه فرمانده پیر دیوانه خرفت و سه تا گروهبان عقده ای که بچه ها رو واقعا اذیت میکردن اما وقتی فرماندمون عوض شد طرف چهار سال فرمانده گردان نمونه تو تبریز بود اومد فرمانده گروهان ما شد به صورت موقت انقدر این آدم با شعور کمالات بود که حد نداشت اولم دهن گروه بانا رو صاف کرد تا حالشون جا بیاد بعد خودش تک تک بچه ها رو اریابی میکرد باهاشون صحبت میکرد خلاصه همه چی درست شد رفت سر جاش سپس اون به من خیلی کمتر سخت گذشت و راه به راه هم اومدم مرخصی البته خدمت بی سختیم بالاخره نمیشه سختیهای خودش رو داره من از رژه اومدم بیرون خودم رو کردم پاسبخش وضعم بهتر بود فرمانده گروهان چلغوز و بی قواره ما که راه عادیم نمیتونستن بره کرد گروهان نمونه پادگان خودش هیکل ورزشکاری داشت منم گاهی میرفتم باهاشون میدویدم که ورزشم باشه ولی وای به حال اونایی که رژه بد میرفتن خودش تو دانشکده افسری بود تنبیهای اونا رو پیاده میکرد پوستشون رو کند تا شدن گروهان نمونه منم سپس یه مدتی شدم مسئول رنگرزی گروهان یک ماه خوردیم خوابیدیم نه دیگه پوشش میپوشیدیم نه تو صف غذا وامیستادیم نه صبح زود بیدار میشدیم نه از پوتین و پوشش و رژه و صبحگاه و شامگاه خبری بود وقتیم تموم شد یه مرخصی حسابی بهمون دادن چون از دل مایه گزاشتیم و شدیم گروهان نمونه و فرمانده پادگان اومد بازدید کرد کف کرده بود با رنگی که زده بودیم هر جا هم خراب بود با هزینه خودمون گچ کاری کردیم خلاصه دوران بدی نبود ولی اون اوایل خیلی بهمون سخت گذشت !

101:

منم فكر كنم چند ماه ديگه بايد برم.

كاشكي ميشد نرم!!!

102:

اسیاب به نوبت حالا هم نوبت صابخونس 19 مرداد

103:

کجا افتادی ؟

104:

یه مدت هستاد انواع مدل های پیچ دادن خدمت بودم...
عزیزا هر مدل مشکلی در مورد سربازی واستون پیش اومد خوشحال میشم کمکتون کنم:دی

105:

تا یکی دو هفته دیگه جواب دفترچه میاد...
امیدوارم هر جا که افتادی بهت خوش بگذره...


106:

درود
خوب اينم كد ها و محل اموزش سربازان گرامي:

کد 1 : مرکز اموزش ولیعصر تبریز

کد 5 : کرمان ارتش

کد 6 :اراک نیروی انتظامی

کد 12 : مربوط به نیروی انتظامی مرزن آباد چالوسه

کد 35 : نیروی زمینی ارتش شهرستان تهران آموزشی 01

کد 36 : نیروی زمینی ارتش شهرستان تهران آموزشی 02

کد 37 : ارتش نیروی زمینی عجب شیر

کد 38 : مربوط به ۰۴بیرجنده

کد 47 : نیروی زمینی ارتش گروه 33 توپخانه پرندک

کد 49 : نیروی زمینی ارتش لشگر 16 زرهی قزوین
کد 75 : وزارت دفاع قزوین

کد 80 : ستاد مشترک سپاه

کد 82 : سپاه مرودشت

کد 87 : نیروی مقاومت سپاه پادگان خاتمی یزد

کد 88 : نیروی هوائی سپاه اردکان

کد 89 : ساوقت زندان کرج

کد 94 :سپاه پادگان ولیعصر ساری

کد 135 : سپاه شهید قدوسی یزد

کد 182 : نیروی هوائی شهرستان تهران ارتش

کد 185 : نیروی زمینی سپاه شهدای کرمانشاه

کد 215 : پادگان شهید پازوکی سپاه (لشکر 27 ) واقع در افسریه

کد 226 : مازاد (یعنی در روز تقسیم هر جا که نیرو لازم بود به انجا اعزام خواهید شد)

کد 234 : نیروی دریایی

کد 256 : مازاد (یعنی در روز تقسیم هر جا که نیرو لازم بود به انجا اعزام خواهید شد

107:

بنده سخت دنبال معافيت هستم

و در غير اين صورت

يه دوسال ديگه بايد به خدمت مقدس سربازى

نايل شوم



108:

هر چند سربازی خوبه ولی یه لطفی کنید اسم تاپیک بزارید خدمت مقدس اش خوری

109:

اخه اش نمیدن تو سربازی !

110:

اش چيه بابا
داداش ما تو خدمتش از جوجه وكباب مدل پايين تر نخورد

111:

اش خوری یه اصطلاح راسی این داداشتون کجا سربازی رفته اخه ما یه چندین سالی تو خونه های ساوقتی ارتش زندگی میکردیم بعد اونجا پایگاه سربازی هم بود بنده خدا ها غذا همچین خوبی نمیخوردن

112:

احتمالا مدرك تحصيلي شون بالا بوده و جز نيروهاي سپاه بودن

113:

ایول یحتملا همین طوره یعنی نسیب ما هم میشه خدا

114:

نچ دوستان !
وزارت دفاع خدمت كرد...


115:

خب حتما باید قبلش تو سپاه پذیرش بگیری .....


116:

خوب حتما يك تخصصي داشتن كه وزارت دفاع جذبشون كرده من دوستاني دارم كه سربازي راحتي رو در صنايع ميگذرونند اما بعضي هاشون بايد تا 5 سال بعد در وزارت كار كنند يعني حالت بورسيه داره حقوق و اينها هم سر جاشه ولي خوب ديگه اينجورياس!

117:

اره چرا كه نه!
كد ها رو هم زدم شنيدم 226 بهترين كد هست چون شانسيه ديگه هرجا نيرو بخواد اعزام ميشي شايدم شانس نياري بري تو درگيري هاي قاچاقچيا تو سيستان و...خيلي ها اونجا كشته ميشن !
فقط يك جورايي دست خودتو بند كن تو اداره ها هر فني بلدي رو كن اين اخرين شانسه!

118:

ميشه بگين 58 ذوالفقار كدش چنده؟

119:

وا!مگه خانوما هم سربازي مي رن؟

120:

نه من فعلا نمیرم لیسانس رو بگیریم بعدشم ارشد حالا بعد ازون چون باید بریم زن بگیریم میریم سربازی اون موقع شرایط برام بهتره

121:

اگه با كارشناسي و ايناها بري كه خيلي وضعت بهترم ميهشه
موفق باشي

122:

نه خوب اين مباحث جز علايق منه

123:

من كدها رو حفظ نيستم جوان!اينا رو از يك منبع اوردم راستي لشكر ذوالفقار كه مربوط به سپاه هست و ميگي اگه اشتباه نكنم

124:

قربونت امیدوارم این طور شه

125:

بسیار خوب چون آدم با طیف مختلفی از جامعه مواجه میشهو اصلا خودش یه ایران شناسیه

126:

سلام
کدش 54 هست و زیر نظر ارتش هست ومن در همین لشکر دارم خدمت می کنم و به نظر من بدترین لشکر ارتش هست هم از نظر امکانات و هم از نظر مرخصی .
این لشکر سه پادگان دارد:
پادگان اصلی که واقع در شهر شاهرود هست.
پادگان دوم چهلدختر هست که به تبعیدگاه معروف هست ودر 45 کیلومتری شاهرود هست.
پادگان سوم درجزین سمنان هست که آخر خط خدمت اونجاست.
و یه گردان هم توی اهواز داره.
حال انتخاب با خودتونه من که می گم هرکی کدش 54 اومد نره برای تقسیم تا ماه بعد دفترچه با کد دیگری براش بیاد.
باتشکر

127:

با سلام
من روی پام حدود 21 سانتی متر بخیه هست و تا چند سال پیش به کسی که توی بدنش بخیه بالای 18 سانتی متر داشت معافیت می دادند می خوام بپرسم کسی خبر داره که این قانون هنوز پا برجاست یا نه خیلی ضروریه چون در صورت مثبت بودن می خوام برم دنبال معافیت.
باتشکر

128:

الهی بمیرم 2 هفته دیگه میره سربازی

129:

ا سلام به دوستان عزيز
دوستان در مورد كد محل آموزش، من در اينترنت سرچ زدم كد هاي دو رقمي سه رقمي پيدا كردم، در صورتي كه براي من يك باركد با تعداد عدد بيشتر زده شده.
حالا از كجا متوجه بشم كجا افتادم.

130:

سلام!
دارم از غصه می میرم!
1 شهریور 87 اعزام!
دقیقاً 13 روز دیگه!
اما کلی کار دارم.
کاش یه خورده انصاف داشتن!

شما تا حالا فکر کردید سربازی به چه درد می خوره!
فکر می کنید واسه من که 7 سال غربت کشیدم و درس خوندم و کار کردم لازمه!

بخدا از کار و زندگی انداخته منو
توروخدا دعا کنید جواب امریه درست بشه!
کلی سگ دو زدم تا تونستم یه بنده خدایی رو پیدا کنم که بتونه کارمو واسه امریه درست کنه.(البته فکر نکونید رو دلسوزی این کارو برام می کنه ها؟ خدا خیرش بده با 1 میلیون این کارو قول داده که بکنه) من هم که چاره ای نداشتم

131:

حیف نیست واقعا دوسال از عمر خودت رو تلف کنی؟ میدونی تو این دو سال چه کارا میشه کرد؟

132:

ببینم کسی میدونه واسه صافی کف جفت پاها چه حکمی میبرند
میشه یکجوری معافیت گرفت ؟؟؟؟؟؟؟
دکتر فرمود که به زیر دیپلمها میدن؟؟؟حالا من دیپلمم میرم آموزش پرورش میگم غلط کردم به گور بابام خندیدم دیپلم گرفتم من نهضت مردودیم !!!!!!!
اصلا مدارکم رو تا یه حد پاره میکنم !!!!!!!!!هان میشه؟؟؟
بابا یک پسر دسته گل مثل من حیفه برم دوسال زندان(پادگان)!!!!!!دخترا خودکشی میکنن!!!

133:

من که شخصا درس می خونم تا از رفتن به خدمت یه جورایی فاصله بگیرم..

2 سال از بهترین سال های عمرمون...!!!!

134:

در طي تاريخ هميشه حاكمان براي حفظ كردن سرزمينهايشان از گزند دشمنان و ازدست ندادن قدرت و تاج و تختشان آمدند و جان دادن در راه ميهن و كشته شدن براي سرزمين رو امري مقدس دونستند تا بتونند هميشه قدرت خودشون رو حفظ كنن كه بعدها اسلام از اين هم فرا تر رفت و اسم اون رو شهيد گذاشت و جايگاه اون رو هم در بهشت مشخص كرد ولي جالب اينجاست كه شهيد شدن فقط براي امت عامه امري مقدس هست و لي براي آقازاده ها رفتن به كشورهاي اروپايي و تفريحات اونچناني مقدس تر هست.


135:

وطن.!!!

واژه ی تعریف نشده در ذهنم.جایی که حتی جسد مرا با میلیون ها تومان برای خود می پذیرد.


136:

قابل توجه سربازهای در حال خدمت وسرباز های بعد ازاین:
مدير مشمولان ستاد کل نيروهای مسلح فرمود: «خدمت دوره ضرورت سربازی دو ماه کاهش يافت».



به نقل سرویس اجتماعی آفتاب، سردار سرتيپ موسی کمالی در نشست خبری با خبرنگاران اضافه کرد: «باتوجه به تعداد مشمولان وظيفه و هستقبال جوانان برای انجام به موقع دوره ضرورت و نياز نيروهای مسلح، در مدت خدمت دوره ضرورت بازنگری شد».

وی فرمود: «خدمت ضرورت در مناطق عادی با دو ماه کاهش از 20 ماه به 18 ماه، در مناطق محروم با يک ماه کاهش از 18 به 17 ماه و در مناطق عملياتی نيز با يک ماه کاهش از17 ماه به 16 ماه تقليل يافت».

مدير مشمولان ستاد کل نيروهای مسلح اضافه کرد: «مدت اعتبار اين مصوبه سه سال هست و از تاريخ 87،8،30 قابليت اجرايی دارد».

سرتيپ کمالی فرمود: «از تاريخ 87،8،30 مدت سربازی يک ماه و در تاريخ 87،9،30 نيز يک ماه ديگر کاهش می‌يابد».

مدير مشمولان ستاد کل نيروهای مسلح ادامه داد: «اين مصوبه شامل تمامی سربازان وظيفه‌ای که خدمت مقدس سربازی اونان، تا 30 آبان به پايان می‌رسد می‌شود».


می تونید این موضوع رو به من تبریک بگید.خوشحال میشم تشریف بیارید

137:

من سربازیم رو معاف شدم

نمیتونم بگم خوبه یا بده

ولی در کل بد نیست چون در همه دنیا هستش

138:

خبر خیلی خوبی بود mzab جان
بهتون تبریک می گم
من هنوز دانشجوام ولی ترم آخر هستم و فکر کنم سال دیگه همچین موقعی رفته باشم سربازی

راستی یه سوال، برادر من الان مشمول هست و حدود 7 ماهه که می گذره
حالا اگه من مشمول بشم چطوری می شه؟ معافم؟!!!

139:

سلام.
من شنیدم که عید میخوان خدمت رو بفروشن...
راسته؟؟؟!!!
هر کی خبر داره لطفا ما رو هم بی خبر نزاره...


140:

شایعه جدیدو خوبی بود یعنی میشه....

141:

نه عزیز....تا موقعی که داداشت توی خدمته تو می تونی مرخصی بگیری و وقت اعزامتو تمدید کنی...


142:


آقا تبریک....
فقط حیف که دیگه مرد نمیشی

143:

خبر من یه جورایی موثقه...
فقط جزئیاتش رو نمیدونم و هنوز هم رسما فراخوان نشده...


144:

خدا نکنه!!!!!!

145:

فکر نمیکنم این کارو بکنن حالا به نظرت فی چنده؟

146:


چرا خدا نکنه
ان شا الله سربازی برای همه دخترا اجباری بشه اونم سه سال

147:

چرا خدا نکنه؟؟؟!!!!
خودت نمیخوای بری چرا واسه بقیه دعای بد میکنی؟!!!!

148:

نمیدونم...
فقط خداکنه از 4 5 تومن بیشتر نباشه ...


149:

آخه نمی دونن چه قدر سخته ....
گیر فرمانده منگول نیفتادن که.....
چی بگم والله

150:

مثل اینکه سرباز زیاد اووردن!!!
یکی می فرمود الان دفترچه بفرستی یک سال دیگه مشمول می شی!!!!!
حالا فروشی هم که بشه که دیگه عالیه!

151:

به یک سرباز فوق دیپلم سپس اموزشی در ارتش چه درجه ای می دن؟؟؟
لطفا سریع جوابا می خواستم
ممنون

152:

nxgfjxfj

153:

به یک سرباز فوق دیپلم سپس اموزشی در ارتش چه درجه ای می دن؟؟؟
لطفا سریع جوابا می خواستم
ممنون

154:

گروهبان یکی

155:

اگه دوره کد بخورم چی؟
سپاه و نیروی انتظامی چطور؟

156:

من چقدر دپــــم به خاطر اين سربازي !

157:

احساس بد بختی میکنم وقتی مشنوم دو سال باید نوکر دولت باشم

158:

میتونی معاف شو----------

159:

15 ماه خدمت نبود 90 روز

160:

نبود کارت پایان خدمت!
نبود!

161:

ایشال..

تموم میشه و اون کارت آزادیتون و میگیرین
سربازی واسه من خوب بود یعنی بهم خوش گذشت
بخصوص دوران اموزشی که هر چی خاطره دارم از اون دورانه
توی دوران آموزشی آدم یه چیزایی یاد میگیره که به دردش میخوره
ولی بقیه خدمت یه چیز روتین و تکراری و خسته نمايندست
اگه آموزشی و بیشتر می کردن مثلاً 3 تا 6 ماه و واقعاً از همه لحاظ آموزش بدن و از اونطرف اون باقیش و حذف کنن خیلی بهتره و مفیدتره
اههههههه چقد حرف زدم

162:

تو آموزشي كجا بودي ؟

خدا كنه دوران آموزشي براي دوست منم خوب باشه و بهش سخت نگذره .

نگرانشم

163:

من که معافم و دارم حالشو میبرم....

164:

کاش قسمت میشد تو هم میرفتی خدمت!
خیلی برات مفید بود


نوشته اصلي بوسيله loverman18 نمايش نوشته ها
من که معافم و دارم حالشو میبرم....
کوفتت بشه، 18 ماه جون دادم.

165:

میرویم ایشالا :دی

166:

اونجات پاره س
منظورم پیرهنته ها

167:

تلف کردن کردن وقت
مرد میشه آدم
تلف کردن وقت

168:

مرتضي ، آموزشي كجا بودي ؟ رضـــا ديشب از پادگان زنگ زد ، فرمود (زبونم لال) داره ميميره

169:

خدا نکنه!
من آموزشی هتل مالک اشتر اراک بودم، فقط هفته ی اول سخت بود،بعدش کویت شد،بهترین دوران زندگی من همون دوره ی آموزشی بود.
فکر نمی کنم دیگه تکرار بشه!
اگه نیرو انتظامی افتاده که بیچاره شده!
اما اگه افتاد سپاه فقط آموزشیش سخته، بعدش آسون میشه!
راستی سوادش چه قدره؟

کاش تو هم می رفتی باهاش، احساس غربت بهش دست نده!:دی

170:

رضا رفته خدمت
مطمئنآ سپس اموزشی امربر خوبی میشه
من اموزشی پایگاه هشتم شکاری اصفهان بودم
شب اول 1200 تا بشین پاشو رفتیم و تا سر حد مرگ از زندگی پشیمون شدیم
بعد اموزشی هم امریه مو دادن همدان توی هوای 20 درجه زیر صفر پاسداری دادیم ابجی ما
ولی در کل ارتش و نیروی انتظامی چیز پاره میکنه منظورم لباسه ولی سپاه و وزارت دفاع چیز رو گشاد میکنه منظورم دهانه ی قلبه فکر بد نکنی
نوشته اصلي بوسيله morteza123 نمايش نوشته ها
خدا نکنه!
من آموزشی هتل مالک اشتر اراک بودم، فقط هفته ی اول سخت بود،بعدش کویت شد،بهترین دوران زندگی من همون دوره ی آموزشی بود.
فکر نمی کنم دیگه تکرار بشه!
اگه نیرو انتظامی افتاده که بیچاره شده!
اما اگه افتاد سپاه فقط آموزشیش سخته، بعدش آسون میشه!
راستی سوادش چه قدره؟

کاش تو هم می رفتی باهاش، احساس غربت بهش دست نده!:دی
اخ اخ
کاش همش اموزشی بود
من که از بس پست دادم هنوز که هنوزه نصف شب از خواب بیدار میشم میرم توی حیاط با جارو برقی 2 ساعت پست میدم

171:

من دوست داشتم تو پادگان دو ساعت چهار ساعت پست بدم تا بیام وسط چهارراه وایستم یکی بهم بگه ننویس آش خور .........(بیبببببببببب):دی
و من در جواب:.....(بیبببببببببببب):دی

172:

من تا دم اتوبوس باهاش رفتـــم ، اما ديگه راه نداشت برم ، برگشتم خونه

نيرايشان زميني افتاده ، ديپلـــم

دلم براش يه ذره شده .


173:

بيچــاره رضـــا

مهرداد آخه از اين ميسوزم كه رضا معاف صد در صد بود ، اما بد شانسي آورد كه رفت خدمت .

الانم معاف از رزمـــه ، تو برگ سبزش هم نوشتن معاف از رزم ، اما دو روز اول اونا گوش نكردن

رژه رفته و اين كارا رو كرده

نوشته اصلي بوسيله morteza123 نمايش نوشته ها
من دوست داشتم تو پادگان دو ساعت چهار ساعت پست بدم تا بیام وسط چهارراه وایستم یکی بهم بگه ننویس آش خور .........(بیبببببببببب):دی
و من در جواب:.....(بیبببببببببببب):دی
خدا كنه رضا لا اقل بيفته شهرستان تهران حالا پادگان يا چهار راه يا هر جا

174:

الهی...الهی
تو چی کشیدی...
برگرده دیگه تو رو نمی شناسه...
-----------------
خوبه بهتر از نیرو انتظامیه!
آموزشی اولش سخته بعدش عادت می کنه، فقط خداخدا کن بیفته شهرستان تهران وگرنه...

175:

تو نیرو انتظامی معاف از رزم نداشتیم دهن همه بلا هستثنا آسفالت بود
معاف از رزم فقط تو سپاه معنی داره شاید تو ارتشم یه معنیایی بده...
آش پشت پا رو پختی؟کی بیایم بخوریم؟
ان شالله میفته شهرستان تهران

176:

مسخرم ميكني ؟

چرا ميگي منو نمي شناسه ؟

خدا كنه بيفته شهرستان تهران

نوشته اصلي بوسيله morteza123 نمايش نوشته ها
تو نیرو انتظامی معاف از رزم نداشتیم دهن همه بلا هستثنا آسفالت بود
معاف از رزم فقط تو سپاه معنی داره شاید تو ارتشم یه معنیایی بده...
آش پشت پا رو پختی؟کی بیایم بخوریم؟
ان شالله میفته شهرستان تهران
آره ، هفته پيش پختيم و تموم شد

جاي شما خالي .


177:

مهرداد و میبینی، رضا برگرده میشه یکی مثل مهرداد
فهمیدی چرا نمی شناستت
-------------
عه
چه سریع!
به من آش ندادی منم دعا می کنم بیفته زاهدان

178:


خدا به دور ! بشه مثه مهرداد من ديگه نميشناسمش

----

مرتضا برات يه قابلمه آش ميپزم ، فقط جون عزيزت لفظ نيـــا

179:

کجا بیام بگیرم!
من حتما براش دعا می کنم بیفته تهران، اصلا یه برجک میزنم دم خونتون همون جا خدمت کنه
خوبه

180:

خونه ما دم ميدون سپاهه

دعا كن بيفته همونجـــا ، ديگه زحمت واسه برجك زدن هم نداري


فردا كه ميرم مسافرت ، وقتي برگشتم ، بيا ازم بگير

181:

خدا خر رو شناخت بهش شاخ نداد خوبه تو یه روانشناس یا دلگرمی دهنده نشدی
بدبخت هیچ کسی نمیتونه مثل من بشه خود خدا هم تو خلقت من مونده

نوشته اصلي بوسيله rira نمايش نوشته ها
خدا به دور ! بشه مثه مهرداد من ديگه نميشناسمش

----

مرتضا برات يه قابلمه آش ميپزم ، فقط جون عزيزت لفظ نيـــا
سگ توی روحت ارتقا بده
دعا میکنم رضا بیافته همدان دسته ژ-3 توی اونجاش بکنن منظورم دهنشه
من میفهمم الان رضا چی داره میکشه
دعا کن شهر غربت نیافته وگرنه وقتی برگرده مثل من پیر پسر میشه و خیلی از اخلاقای خوبش رو از دست میده
دلم برای طناز تنگ شده مهتاب

182:

تو اونجاي تو چي كردن ؟ معلومه تجربه داريــــا

خدا كنه اين دو ماه لعنتي زودي تموم شه ، دلم براش تنگ شده ، بيچاره رضا غذاي پادگان رو هم دوس نداره ، وقتي برگرده لاغر ميشه

كاشكي بيفته اراك يا شهرستان تهران

----

دلتنگيهات رو درك مي كنم دادا .

اما هيش كمكي ازم بر نمياد .


183:

اره تجربه م زیاده ولی الان پایه خدمتیم بالاس رضا 15 ماه زیرشه
چرا گرسنه ش بشه هستخون های غذاش رو هم پاک میکنه

184:


مهرداد ناراحتم و دلم براش تنگه

185:

ما که به تنها دلخوشی زندگیمون نرسیدیم
میگن خدا توی دلهای شکسته س و دعای دل شکسته گیراست
دعا میکنم واسه ت هر چیه سریعتر پیشت برگرده و قدر همدیگه رو بدونین که من قدر طنازمو ندونستم

186:


نمی دونم چرا این مهرداد گاهی اوقات می خواد اشک منو در بیاره

187:

سلام
ببخشيد به تاپيك قديمي جواب مي دم
يك سوال داشتم

كسي كه پدر و مادر نداشته باشه (فوت شده باشن) سربازي معاف هست يا نه ؟
اگه آره لطفاً قانونشو بفرستيد

188:

نه
درسته هردو فوت کردند اما شما کفیل کسی نیستید که بخاطرش معاف شید
آگر فقط پدر فوت میکند شما کفیل مادر میشدی
یا اگر هردو فوت کردند و شما خواهر داری،کفیل خواهر میشی و معافی
اما اگر تک فرزند هستی و پدر مادرت فوت کردند ،باید بری
تو گوگل جستجو کنید قانونش میاد

189:

سربازی اجباری مخصوصا در ایران بزرگترین ظلم به انسان هست
جوانان باید با هم متحد شن و تحریم کنن این ظلم قرون وسطایی رو

190:

خونه ما دم ميدون سپاهه

دعا كن بيفته همونجـــا ، ديگه زحمت واسه برجك زدن هم نداري


فردا كه ميرم مسافرت ، وقتي برگشتم ، بيا ازم بگير

191:

خدا خر رو شناخت بهش شاخ نداد خوبه تو یه روانشناس یا دلگرمی دهنده نشدی
بدبخت هیچ کسی نمیتونه مثل من بشه خود خدا هم تو خلقت من مونده

نوشته اصلي بوسيله rira نمايش نوشته ها
خدا به دور ! بشه مثه مهرداد من ديگه نميشناسمش

----

مرتضا برات يه قابلمه آش ميپزم ، فقط جون عزيزت لفظ نيـــا
سگ توی روحت ارتقا بده
دعا میکنم رضا بیافته همدان دسته ژ-3 توی اونجاش بکنن منظورم دهنشه
من میفهمم الان رضا چی داره میکشه
دعا کن شهر غربت نیافته وگرنه وقتی برگرده مثل من پیر پسر میشه و خیلی از اخلاقای خوبش رو از دست میده
دلم برای طناز تنگ شده مهتاب

192:

تو اونجاي تو چي كردن ؟ معلومه تجربه داريــــا

خدا كنه اين دو ماه لعنتي زودي تموم شه ، دلم براش تنگ شده ، بيچاره رضا غذاي پادگان رو هم دوس نداره ، وقتي برگرده لاغر ميشه

كاشكي بيفته اراك يا شهرستان تهران

----

دلتنگيهات رو درك مي كنم دادا .

اما هيش كمكي ازم بر نمياد .


193:

اره تجربه م زیاده ولی الان پایه خدمتیم بالاس رضا 15 ماه زیرشه
چرا گرسنه ش بشه هستخون های غذاش رو هم پاک میکنه

194:


مهرداد ناراحتم و دلم براش تنگه

195:

ما که به تنها دلخوشی زندگیمون نرسیدیم
میگن خدا توی دلهای شکسته س و دعای دل شکسته گیراست
دعا میکنم واسه ت هر چیه سریعتر پیشت برگرده و قدر همدیگه رو بدونین که من قدر طنازمو ندونستم

196:


نمی دونم چرا این مهرداد گاهی اوقات می خواد اشک منو در بیاره

197:

سلام
ببخشيد به تاپيك قديمي جواب مي دم
يك سوال داشتم

كسي كه پدر و مادر نداشته باشه (فوت شده باشن) سربازي معاف هست يا نه ؟
اگه آره لطفاً قانونشو بفرستيد

198:

نه
درسته هردو فوت کردند اما شما کفیل کسی نیستید که بخاطرش معاف شید
آگر فقط پدر فوت میکند شما کفیل مادر میشدی
یا اگر هردو فوت کردند و شما خواهر داری،کفیل خواهر میشی و معافی
اما اگر تک فرزند هستی و پدر مادرت فوت کردند ،باید بری
تو گوگل جستجو کنید قانونش میاد

199:

سربازی اجباری مخصوصا در ایران بزرگترین ظلم به انسان هست
جوانان باید با هم متحد شن و تحریم کنن این ظلم قرون وسطایی رو


88 out of 100 based on 88 user ratings 1288 reviews

@