اونجا بود که فهمیدم تو با همه فرق داری ..


اونجا بود که فهمیدم تو با همه فرق داری ..



اونجا بود که فهمیدم تو با همه فرق داری ..
بـــــه نـــــام خــــالــــق یــکــــتـــــا

وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقهه می زدن و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن، وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن، آروم تو گوشم گفتی:
" مواظب وقار و متانتت باش عزیزم "

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................
وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیز خورده بود و موهام دیده می شد، با لبخند گفتی:
" موهات بیرونه ها خانومی! "
درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم؛ شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال ...


اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................
وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هر از چندگاهی یادآوری می کردی که:
" غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه "

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................
وقتی اون روز آقای ... همسایمون اومده بود دم در. چادر سر کردم و رفتم قبض ها رو ازش گرفتم. برگشتم دیدم با لبخند بهم خیره شدی گفتی:
" خوشم اومد چه مردونه برخورد کردی, بدون عشوه و طنازی! "

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

..................
وقتی اون روز تو مجلس عروسی یهو همه رو جو گرفت و زن و مرد قاطی شدن و ... مردهای دیگه با چه لذتی به تماشا نشسته بودن.
تو مثل برق از جا پریدی و زدی بیرون. پشت که سرت اومدم گفتی:
" متشکرم که اونجا نموندی .. "

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری !


چنان نشسته ای به دل که باورم نمی شود
از آسمان رسیده ای نگو زمین ،
که باورم نمی شود ...






آقایان ابرو تیغ زده بخوانند

1:

مرسي خيلي دوس داشتم


پدر شدن هم، آدم را چاق می​کند!!

2:



تصاویر دیدنی وجالب از بهترین پدر نمونه دنیا

3:

ای کاش تمامی خانم ها، در مقابل چنین عکس العمل ها و حرف هایی از جانب مردان زندگیشون، این چنین برخوردی داشته باشن و ای کاش که تمامی مردان ما، مثل این مرد واقعی باشن.

مرسی.


آقایون دوست دارید همسر آینده تون تیپش چجوری باشه؟
عالی بود.


آگهی ازدواج یک مرد ایرانی

4:

سلام
سپاس از متن خیلی قشنگتون خانم لونا
قشنگ بود...
اولین حسی که سپس خوندنش بهم دست داد، حسرت بود...
کاش همه ی مردها اینقدر باشعور بودن که بفهمن چه جور حرفی رو کجا باید زد و همه ی زنها اینقدر خوش درک و باحیا بودن که می فهمیدن چه چیزی رو دارن با چه چیزی عوض می کنن...کاش...
این متن از خودتون بود یا از منبعی گرفته بودین؟
در حالت دوم اگه امکان داره منبعش رو هم بگین لطفاً؟
پیروز باشین


چند درصد پسران حاضر نیستند با دختری که با جنس مخالف ارتباط داشته ازدواج کنند ؟

5:

سلام دوست عزیز ؛
خواهش میکنم.


نظرسنجی مختص آقایان
واقعا" کاش همه ی ما بتونیم به این سطح از درک و شعور و فکر برسیم.
نه متن از من نبود.

جایی خوندم به نظرم زیبا بود، گذاشتم اینجا همه بخونن ..

منبع: دختران ماه پیشونی

6:

وقتی با کسی یک زندگی تشکیل دادیم، یعنی بطور کلی با اصول و باورهای اعتقادیش کنار اومدیم و به باورهاش احترام خواهیم گذاشت.

اگر با تار مو مشکل داریم چه خوب هست از همون اول سراغ شخصی که کاملا به چادر و پوشیدگی معتقد هست بریم تا اینکه سعی کنیم با تذکر، شخصی رو که اینطور نیست تغییر بدیم.

تذکر و گیر دادن بیش از حد لازم به طرف مقابل میتونه به معنای بی احترامی به تفکر و انتخاب طرف مقابل محسوب بشه و اختلافات و دلخوری در بعضی از تذکرها و در نتیجه سردی زندگی کاملا محتمل خواهد بود!

7:

سلام رایان ؛
مسلما" حق با شماست، ولی این قصه ی بالا در مورد روابطی هست که طرفین کاملا" باورها و اعتقادات همدیگه رو قبول دارن، و با این تذکرهای عاشقانه همدیگرو به بهتر بودن و بهتر شدن تشویق مینمايند.

اگر جایی موهای خانم بیرون بوده، از سر قصد نبوده، و به همین دلیل هم از حرف همسرش نه فقط ناراحت نمیشه، که حتی خوشحال هم میشه!

البته توی همین روابط، اگر تذکرها حالت دستور یا تحمیل عقیده به خودش بگیره، مطمئنا" تاثیر مثبت بالا رو در طرف مقابلش نداره، بلکه باعث لجباز شدن و موضع گرفتن طرف میشه.


8:

جالب بود کاش همه اینطوری بودن

9:

عجب!!
بله ...


10:

وقتی از سختی امتحانا و مشکلام و روحیه ی ضعیفم و بی انگیزگیم برات فرمودم عصبانی شدی.یه جورایی هم تهدیدم کردی هم تشویق!
ولی نه نازمو کشیدی نه با مهربونی همیشگیت دلداریم دادی.
ازت که ناراحت شدم با آرامش برام توضیح دادی......
بهم فرمودی از اونجایی که دوست دارم نمی خوام الان کم بیاری که دو سال دیگه به بچه بزرگ کردن قانع شی!
فرمودی نمی خوام خانوم مهندس من جا بزنه و از سختیا فرار کنه!
اونجا بود که فهمیدم من چقدر بچه م.....

و تو چه حامی خوبی هستی برام....

11:

سلام شیدا ..
یه نکته ی کوچولو می خواستم بگم.

هرچند میدونم جای بحثش اینجا نیست.
راستش، من بعد چنـــد سال لج کردن و بحث کردن با آدمهای مختلف، در زمینه ی بچه داری و اشتغال به یک نتیجه ی مهم رسیدم که دوست دارم بهت بگم.

برخلاف گذشته، این روزها کاملا" مطمئنم که مهمترین وظیفه ی من و تو دو چیزه : 1.

همسرداری 2.

تربیت فرزند.

و اصلا" هدف از افرینش ما همینه.

به نظر من، فردای قیامت، خداوند ما رو به خاطر سر کار نرفتن بازخواست نمیکنه، ولی به خاطر تربیت نکردن فرزندمون حتما" بازخواست میکنه ..

تربیت یک "انسان" چیز کمی نیست.

پس اصلا" با این دیدِ بالا بهش نگاه نکن.

بعید میدونم خداوند "بهشت" رو از مادری که مایه آرامش خانواده شه، و تونسته فرزند صالحی رو به جامعه تحویل بده، دریغ کنه !

12:

من كاملا با نظرت موافقم.خيليا اينجور تذكرهايى رو از عشق نمى بينن و از رو غيرت و تعصب زيادى مى دونن.
چه خوبه هميشه به خواسته هاى همديگه احترام بزاريم.


13:

سلام دوست عزیز.

درست میگی شما .تربیت یه انسان کار واقعا مهم و مشکل و حساسیه.

اما میتونه موازی کارهای دیگه هم برنامه بگیره.

اونم واسه منی که همیشه آرزوهای خیلی دور و دراز و هدفهای خیلی بزرگی توی ذهنم داشتم و دارم.

شاید همسرداری و فرزند داری مهمترین وظیفه ها باشه ولی فکر میکنم ذهن من طوریه که با این چیزا قانع نمی شه.

اون موقع از ضخصیت خودم رضایت نخواهم داشت...

البته شاید چند سال دیگه من هم به همین نتیجه ی شما برسم.کسی چه میدونه

14:

من كه خوشم نيومد.

به نظرم اينجا اون مرد با مردهاي عالم واقع فرقي نداره
تذكر دادن تايشان مسائل شخصي كه اسمش عشق نيست! مثلا بيان عسلم زلفهاي پريشونت تايشان دست باد دارن ميرقصن! اين تذكره.

بدترين تيكه ي اين نوشته هم همون قسمت نگاه خانومه به خانمهاي اذراف و ديدن بي خيالي شوهراشون هست!! از كي تا حالا مسائل شخصي به شوهر ربط پيدا ميكنه؟؟

اون قسمت 'متشكرم كه اونجا نموندي' جالب بود.

تشكر قشنگه، تحميل نه!!

15:

وقتی دیدم تو داری زنهای دیگه رو دید میزنی متوجه نبودم.


بعدا که رفقا فرمودن: به این فکر کردم نکنه من با بقیه زنها فرق دارم و بقیه زنها با من فرق میکنن.



وقتی جلوی تلویزیون و زیر کولر لمیده بودی، رفتم درو باز کردم.


بعدا فهمیدم که تنبلی خودتو گذاشتی به حساب باغیرتی من.


16:

سلام.
به نظر من این مسئله اونقدرها هم شخصی نیست.

ما همون قدر که مواظب جسم همدیگه هستیم، باید مراقب روح همدیگه هم باشیم.

دیدین وقتی کسی که دوستش داریم رو - نه فقط همسر، بلکه مادر و خواهر و برادر و هر کس دیگه ای - خطری تهدید میکنه، مثل موقع رد شدن از خیابون، یا ایستادن کنار پرتگاه و ...

، بهش تذکر میدیم که "مواظب خودت باش" ؟ شما می تونید بگید این تذکر دادن از سر دوست داشتن نیست، یا اول از همه به خاطر خود طرف مقابل نیست ؟

به نظر من مراقبت از روح کسی که دوستش داریم، اگه مهمتر از مراقبت از جسمش نباشه، کم اهمیت تر هم نیست.

پس اینکه همسر من به من بگه موهام بیرونه، یا مراقب وقارم باشم، اول از هر چیزی نشون دهنده ی عشقش به منه، نشون دهنده ی اینه که مراقب منه.

و بعد هم همه ی اینها به نفع خود منه.

البته در جواب رایان هم فرمودم، منم با تحمیل عقیده و دستور دادن و این چیزها کاملا" مخالفم.

و اگر خودم باشم، این طرز برخورد فقط لجبازم میکنه !

یه نکته ی دیگه اینکه، معمولا" توی زندگی های دینی، طرفین خودشون رو در برابر هم مسئول میدونن.

و درست هم همینه.

اگر ما شعار میدیم هدفمون از ازدواج "آرامش و تکامله"، باید بدونیم برای رسیدن به این تکامل واجبه که در برابر هم احساس مسئولیت کنیم.


17:

ای........


18:

آفرین به آقاهه که غیرتش اجازه نمیده که عشقش دچارلغزشی هر چندکوچیک بشه و عشق تو سینه ش اجازه نمیده که به خاطر لغزش های کوچیک دل عشقشو با تند خویی و ناملایمت بشکنه
این جور مردا خیلی کم ند
یا خیلی غیرتی اند که فوری داغ میکنن که نود و نه % اینجورین
یا خیلی بلانسبت بی بخار تشریف دارن که یک % این طورین (خدا خفه شون کنه)
از طرفی اون خانم هم واقعا با فهم و شعور بوده که منظور همسرشو متوجه میشده و کار درست و انجام میداده
که متاسفانه از این خانم ها هم کم پیدا میشه تو جامعه
خانما لطفا ناراحت نشن

19:

چه جالب بود ......من خوشم میاد از این غیرتی بازیا ....چون این نشون میده علاقش
به من زیاده


74 out of 100 based on 49 user ratings 1024 reviews

@