چگونه با دخالت خانواده همسر مقابله کنیم؟


چگونه با دخالت خانواده همسر مقابله کنیم؟



چگونه با دخالت خانواده همسر مقابله کنیم؟
مجله زندگی ایده آل: اگر به ارتباط با خانواده همسر در قالب گذشته نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که یک قانون کلی وجود داشت و آن اطاعت بی‌چون و چرا از خانواده همسر به خصوص برای عروس‌خانم‌ها بود. بهترین عروس، حرف گوش‌کن‌ترین عروس بود. آن زمان اینکه عروس‌خانمی بخواهد مستقل از خانواده همسر تصمیمی بگیرد مورد شماتت و بی‌مهری اطرافیان برنامه می‌گرفت تا این حد که حتی خانواده عروس نیز در این زمینه با او موافق نبوده و او را به اطاعت از اقوام همسر تشویق می‌کردند. خیلی کم پیش می‌آمد که کسی مستقل از خانواده همسر بتواند به خوبی و خوشی زندگی کند! کم‌کم که شکل زندگی تغییر کرد و دختران، تحصیل کرده وبرخی دارای شغل شدند همسو شدن با تمام خواسته‌های خانواده خودشان نیز برای آنها مسئله شد چه برسد به بجا آوردن خواسته‌های خانواده همسر.در نتیجه همین‌ها ارتباط بربرنامه کردن با خانواده همسر بسیار دشوارتر شده ‌است و کار چندان آسانی نیست که بتوانیم خودمان را در دل آنها جا کنیم چرا که بسیاری از آنها هنوز همانند قدیمی‌ها فکر می‌‌کنند و عروس خوب را عروس حرف گوش‌کن می‌دانند اما نگران نباشید کار نشد ندارد می‌‌‌خواهیم به شما یاد دهیم چطور بهترین عروس دنیا شوید.

اولین قدم برای برقراری یک ارتباط خوب

اگر می‌خواهید ارتباطي خوب داشته ‌باشید باید از شناخت خودتان شروع کنید و این دردست‌ترین منبع قابل تغییر است. شناخت ما از خود می‌تواند نقاط ضعف و قدرت‌مان را نشان دهد تا درصدد برطرف کردن این نقاط ضعف باشیم. خیلی از مراجعان مبتلا به تکرار اشتباهات خودشان هستند و حتی تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا اطرافیان را تغییر دهند. مثلا دخترخانمی که بسیار حساس و زودرنج است از کوچک‌ترین مسئله از طرف خانواده همسر ناراحت شده و باعث ناراحتی و تشنج در خانواده می‌شود. اگر دقت کنیم می‌بینیم که این دخترخانم در خانواده خود نیز این مشکل را داشته و به فکر حل آن برنیامده است یا مثلا پسری که وقت‌شناس نیست و در خانواده خود کسی اهمیت این موضوع را به او نیاموخته و چه بسا موقعیت‌ها و شرایط خوبی را نیز از دست داده است، بعد از ازدواج نیز بابت این قضیه مشکلات زیادی را با همسر خود پیدا می‌کند.



پدر و مادر همسر مثل والدین خودمان هستند؟

من با این گفته که پدر و مادر همسرمان را مثل پدر و مادر خودمان بدانیم موافق نیستم. اگر پدر و مادر همسرمان را فقط پدر و مادرعزیز همسر عزیزمان بدانیم مسئله خیلی راحت‌ترمی‌شود. این موضوع را از همان اول در خودمان حل کنیم که همان احساس و احترامی که من نسبت به پدر و مادر خودم دارم همسرم نیز نسبت به پدر و مادر خودش دارد و هیچ‌وقت به دنبال تغییر این احساس نباشیم چراکه جز آسیب زدن به همسرمان، فایده دیگری ندارد. اگر این مسئله را بپذیریم و در ارتباطات با مسائل پیش آمده لحاظ کنیم خیلی از مشکلات اصلا به وجود نمی‌آید. مسئله بعدی نیز حفظ استقلال و تمامیت خانواده نوپای خودمان است. خیلی از مشکلاتی که بین فرد و خانواده همسرش پیش می‌آید به دلیل رعایت نکردن این حریم است.

رفت و آمدها را چطور کنترل کنیم؟

این موضوع به توافق شما با همسرتان بستگی دارد،مثلا اگر هردوی شما افراد برونگرا یا درونگرایی هستید به راحتی می‌توانید در مورد تعداد و زمان رفت‌وآمدها به تفاهم برسید.مشکل زمانی است که یکی از زوج‌ها درونگرا و دیگری برونگراست که در این مورد هم با شناخت شخصیت و علايق طرف مقابل به جای قضاوت و تحمیل نظرمان می‌توانیم به نظر مشترکی دست پیدا کنیم.پس در این مورد خود دو نفر تصمیم می‌گیرند.

چگونه با دخالت خانواده همسر مقابله کنیم؟

اول خونسردی خود را حفظ کنید.آدم عصبانی نه تنها خوب به مسئله پیش آمده فکر نمی‌کند بلکه باعث می‌شود اطرافیان نیز در مورد گفته‌های او شک کنند. بعد به آنها بگویید در مورد گفته یا پیشنهاد آنها فکر خواهید کرد، اگر موضوع اینجا تمام نشد و آنها در این خصوص پافشاری کردند به آنها یادآوری کنید که شما و همسرتان در زمان مناسب با هم همفکری کرده و تصمیم خواهيد گرفت.در مواردی که آنها به حریم شما احترام نگذاشته و خواهان تاثیرگذاری بیشتری در زندگی و تصمیمات شما هستند باید صریحا این موضوع را به آنها یادآوری کنید که این موضوع را در زمان مناسب و با همسرتان بررسی خواهید کرد.

برچسب‌‌هایی به نام مادرشوهر و عروس

اینکه ما با چه نگرشی وارد زندگی جدید می‌شویم بسیار مهم است. مثلا اگر به عنوان یک دختر خانم در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که مادربزرگ و پدربزرگ همه تصمیمات مهم را می‌گرفتند و این باعث عصبانیت و نارضایتی و غصه خوردن مادرمان از دست پدرشوهر و مادرشوهرش بوده، در این حالت احتمالا ذهنیت خوبی نسبت به خانواده شوهر نخواهید داشت؛ از طرف دیگراغلب ما در مورد مادرشوهر یا عروس افکار منفی‌ای داریم که باعث جهت‌گیری منفی و رفتار منفی در ما می‌شود. مثلا در نظر بگیرید اگر مادر ما از ما کاری را بخواهد که در توان ما نیست و برایمان سخت است کم پیش می‌آید که از دست او ناراحت شویم و تلاش‌مان را می‌کنیم تا آن کار را انجام دهیم و اگر هم نتوانستیم موضوع خیلی کش پیدا نمی‌کند.حالا در نظر بگیرید اگر مادرشوهر از عروس تقاضایی داشته باشد که حتی دشواری کمتری نسبت به تقاضای مادرمان دارد، چه فکری خواهیم کرد؟ چه واکنشی نشان می‌دهیم؟ اگر نپذیریم چه مسائلی پیش خواهد آمد؟ پیامدهای این نپذیرفتن حتی سال‌های سال گریبانگیر ما خواهد بود.

اگر از خانواده همسرتان دلخورید...

این مسئله اجتناب‌ناپذیر است پس برای آن آماده باشید. شما با خانواده‌ای که تاکنون تعاملی به این شکل نداشتید وارد ارتباط شده‌اید و حتما اختلاف نظر و سوءتفاهم پیش خواهد آمد. منتها بهترین روش برای حل مسئله ارزیابی درست مسئله و اتخاذ بهترین و مناسب‌ترین تصمیم و در نهایت عملی کردن تصمیمم‌تان است.اول مسئله‌ای که باعث ناراحتی شما شده است را بررسی کنید؛ مشکل اصلی چیست؟ اگر مادر یا خواهر یا نزدیکان خودتان این ناراحتی را به وجود می‌آوردند چه فکری درباره آنها می‌کردید، بعد سعی کنید خودتان را جای‌ آنها بگذارید و اتفاق پیش آمده را از نظر آنها ببینید، وقتی به اینجا رسیدید متوجه می‌شوید که بهتر و منطقی‌تر دارید موضوع را بررسی می‌کنید، حالا بعد از تشخیص مشکل آن را ارزیابی کنید؛ موضوع چقدر برای‌تان مهم است آیا نادیده گرفتن آن بهتر است یا صحبت کردن درباره آن؟بعد که تصمیم گرفتید آن را خودتان عملی کنید. در اینجا بهتر است بگویم خودتان مشکلات را حل کنید و آنها را به همسرتان موکول نکنید.حتی برخی مواقع بهتر است اصلا همسرتان را وارد مشکلات نکنید.

1+11 نکته طلایی برای جا کردن خودتان در دل خانواده همسر

1.‌ سعی کنید تا حد امکان در حضور مادرشوهرتان عصبانی نشوید. با رعایت ادب، نظرتان را در مورد موضوع مورد بحث اعلام کنید، اما صدای‌تان را بلند نکنید. پیش از آنکه کار به جاهای باریک برسد، با ادب و فروتنی بحث را خاتمه دهید.

‌2. اگر شما آن فردی هستید که مادرشوهرتان دوست دارد وقتش را با وی در آشپزخانه بگذرانيد تا هم به او کمک كرده و هم احساس تنهایی نکند، گهگاهی همراهی کنید اما زیاده‌روی نکنید تا این عمل به وظیفه همیشگی‌تان تبدیل نشود. شاید فقط آخر هفته‌ها!

‌3. هیچ وقت رابطه همسرتان را با خانواده‌اش زیر سؤال نبرید زیرا این کار تاثیر بدی روی رابطه شما و همسرتان می‌گذارد. تلاش کنید بیشتر درباره مادرشوهرتان، علاقه‌مندی‌هایش و ایجاد و خویش بدانید.

‌4. ســعی کنید برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ خانه، نظر مادرشوهرتان را جویا شوید. بدین ترتیب هم از به وجود آمدن درگیری‌های احتمالی پیشگیری کرده‌اید و هم برای او احترام قائل شده‌اید.

‌5. با پیشنهادات خانواده همسر در حضور آنها، موافقت کنید ولی اعلام کنید که تصمیم‌تان را بعد اعلام خواهید کرد. سپس در تنهایی نظر واقعی خود را به همسرتان بگویید و باهم تصمیم نهایی را بگیرید و توسط او تصمیم خود را به خانواده‌اش اعلام کنید.

‌6. در بحث‌های خانوادگی آنها شرکت نکنید و از اظهارنظر کردن جدا خودداری کنید.

‌7. همیشه به خصوص در حضور مادرشوهر به وضعیت شوهرتان برسید.

‌8. در حضور خانواده شوهر به پسرشان احترام بگذارید و این را بدانید که با اولین بی‌احترامی به شوهر آن هم در حضور مادرشوهر، به او نشان دادید که اختلاف دارید و به او اجازه دادید که در زندگی خصوصی‌تان دخالت کند.

9. ‌در بحث‌ها و جدال‌های خانوادگی بهتر است شما حرفی نزنید. مطمئنا او با رفتارها و خصوصیات خانواده‌اش بهتر آشناست. پس در مواردی که میان شما و خانواده‌اش مسئله‌ای ایجاد شد قضاوت را به او بسپارید.

10. ‌هرکاری که امروز انجام می‌دهید، چند ماه دیگر به عنوان وظیفه شما تلقی می‌شود. پس مراقب کارهای‌تان باشید.

‌11. مادر شوهرتان با شما همسن و سال نیست. پس همواره احترام او را حفظ کنید و در شوخی کردن با او حد و مرز خاصی داشته باشید.

‌12. هرگز تعلق خاطر همسرتان به خانواده‌اش را کم‌اهمیت تلقی نکنید و سعی نکنید بین او و خانواده‌اش فاصله بیندازید.با این کار نسبت به این قضیه حساس‌تر کرده و بیشتر طرف خانواده‌اش هدايت مي‌كنيد.



مشورت کنید، حتی در وقت عاشقی!

1:

جدا از احترام و کنترل روابط به نظرم خانواده ها باید ازدواج فرزندشون رو بپذیرند
منظورم این نیست که مشکل از خانواده مرد یا زنه، اما باید به هستقلال فکری پسر و
دخترشون احترام بذارند.


ايا نآن او خانواده مي تواند ازدواج كند
اینطوری بیشتر مواقع خود بچه ها برای مشورت به بزرگترها
مراجعه مینمايند و باعث میشه که حرف بزرگترها این مواقع باارزش باشه ؛)


ازدواج با جیب آقای داماد

2:

در خانواده هایی که به هر دلیلی ناراحتی وجود داره
وضعیت فرزندانشان در هر سنی که هستند نامطلوب و حتی بحرانیه
چون مادر و پدر هم در این شرایط کمتر به فرزندانشون توجه می نمايند


عشق: خبری از تمنای قلب نیست، همه راه‌ها به «هورمون‌ها» ختم می‌شود

3:

جالب بود.
ارزش یکبار مطالعهرا داشت.

چرا؟
حالا چرا مادرشوهر؟

بنظر من بهترین راه برای پیشگیری از مداوم شدن دخالتها و اعصاب خوردشدنها
اینه که به حرفها و دخالتهای بقیه لبخند بزنید
بعد برید خونه و کاری که از نظر خودتون درسته را انجام بدید
طولی نمیکشه که اونها خودشون متوجه میشن که کارشون بیهوده ست و دست از دخالت برمیدارند (تضمینی)
فقط نباید بگذارید کسی متوحه نقطه ضعف شما بشه
و یا متوجه بشه که چه چیزی ناراحتتون میکنه
چون اونوقت ممکنه هربار بعنوان یه حربه ازش هستفاده کنه (برای اینکه یه چیزی را یه جایی تلافی کنه)
خونسردباشید و کار خودتون را بکنید.


آیت الله قرائتی: سن ازدواج باید به 14سال برسد
همین!

درگوشی زنانه :
خانواده خودمونم گاهی دخالت مینمايند.


وام ازدواج 3 طلاقه شد! / ابهامات بی‌پاسخ
نه؟
فقط دخالتهای اونا اونقدر برامون آزاردهنده نیست
چون برچسب دلسوزی میخوره.
اما همون قدر و حتی بیشتر ممکنه به زندگیمون آسیب بزنه.
بنظرم باید با هردو اینها یکسان برخورد بشه/


ازدواج با یک نان آور خانواده

4:

وقتی صحبت از دخالت خانواده ها میشه همه گیر میدن به مادر شوهر و عروس !
چرا هیچوقت از دخالت خانواده عروس صحبتی نمیشه !
چرا راه حلها همیشه در مورد نحوه برخورد با مادر شوهره !
این راه حلها که اینجا نوشتبه به نظرم مسخره و زشت اومد !
از اول حالت دفاعی و دورویی رو القا میکنه !

مشکل کار به نظرم فارغ از اینکه دخالت از سمت کدام خانواده هست
ابتدا از اینجا شروع میشه :
برعکس نویسنده من مخالفم پدر و مادر طرف مقابل باید مثل پدر و مادر خود آدم باشند
حتی با احترام و تعهد بیشتر یعنی وقتی جای هیچ حرفی نمونه شما هم قطعا بازخوردهای
خوبی در زندگی شخصی و دونفره خودتون دریافت میکنید مثلا ممکن هست پدر و مادر شما
از شما کاری بخواهند و یا توقعی داشته باشند و شما به عنوان فرزند طبق روال مجردی
حال ندارید یا چیزی میگویند و جواب میدهید و ...


واقع بینی های قبل از ازدواج
اما برای پدر و مادر طرف ماقبل نباید کم بگذارید
و اجازه ندارید جواب بدهید شعبده بازی هم نیست من شخصا در زندگی شخصی بازخوردهای
خوبی دریافت کردم .

رفت و آمدها را چطور کنترل کنیم؟
اگر مطلبی که در بالا توضیح دادم رو الگو کنید این حرف دیگه جایی نداره
این همسر شماست که با دیدن توجه شما نسبت به والدین خودش از
شما خواهد خواست که به والدین خودتون نیز توجه کنید یعنی اگر ببینه
شما همان برخوردی که با خانواده خودش دارین با خانواده خودتون ندارید
بخاطر اینکه اون مطلب اول رو کماکان نسبت به خانواده خودش دریافت کنه
از شما خواهد خواست نسبت به ولی خودتون توجهات لازم رو داشته باشید .
واقعا نیازی به کنترل نیست مگر بچه ایم و یا پفک تقسیم میکنیم یکی من
یکی تو ؟ نه وقتی احترام اومد همه به میزان حال خودشون رفت و آمد مینمايند .


چگونه با دخالت خانواده همسر مقابله کنیم؟
مگر میدان جنگ هست که مقابله کنیم ؟ زن و شوهر باید دارای
هستقلال شخصیتی باشند اونها دیگر یک خانواده هستند و باید
بفهمند و بتوانند مستقل تصمیم بگیرند و با شنیدن حرف و مشورت
دو خانوده در صورتی که پیش بیاید راسا و هماهنگ تاکید میکنم
هماهنگ ! عمل نمايند .

اگر از خانواده همسرتان دلخورید...

تنها بندی که قابل قبول بود تا حدی همین توضیحاتی بود که داده شد
باید مدیریت کرد باید سیاست کرد خیلی مهمه به نظرم در این مواقع
با احترام والدین از همسرتون دفاع کنید و در محیط دونفره صحبت و موضوع
را مدیریت کنید نافرموده نماند کار بسیار سختی هست و به مرور سیاست مدار خواهید شد !!

5:

درود و سپاس
مطالبی که عنوان کردی کاملا" درسته اما باید اینو هم در نظر بگیرید که همه عاقل و فهمیده و صبور نیستند و حرفهایی میزنند و کارهایی انجام میدهند که نمیشه بی جواب گذاشت.این اختلافات در تمام خانواده های دنیا هستش و اگر کسی با چنین خانواده هایی وصلت کنه حتی ممکنه کارش به جدایی بکشه.



76 out of 100 based on 66 user ratings 316 reviews

@