ضرورت دادنِ مسئوليت به كودكان


ضرورت دادنِ مسئوليت به كودكان



ضرورت دادنِ مسئوليت به كودكان


باید از كودكي حس مسئولیت را در فرزندان خود نهادینه کنیم، چرا که اگر این امر در زمان مناسب خود شکل نگیرد در بزرگسالي جا انداختن آن دشوار و حتی در مواردی غیر ممکن می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، تربيت دوران كودكي به مانند بذري است كه در زميني مناسب كاشته شده و جوانه زده است. ريشه اش محكم وبنايش استوار است. هر پايه اي كه در كودكي براي طفل گذارده شود احتمال قوي دارد كه براي هميشه پايدار بماند، مگر اينكه طوفان حوادثي بزرگ آن را متزلزل كند.
از مسائلي كه پايه گذاري آن در دوران كودكي بايد انجام شود مساله كار وپرورش مسئوليت در كودك است. كار ومسئوليت شالوده اي براي زندگي بشر وامري شرافتمندانه است. اساس فكر در پرورش آن اين است كه كودك فردي است وابسته به خانواده و در عين حال داراي شخصيتي جداگانه، فلذا براي زندگي بعدي ناگزير است مسئوليت پيروزي و شكست را شخصا بر عهده گيرد. او بايد آنچنان به كار عادت كند وآنچنان در پذيرش مسئوليت ثابت قدم گردد كه از حدود 13- 14 سالگي اين امر به صورت طبيعي ثانوي در او درآيد. مادر به عنوان نخستين مسئول اين امر موظف است كه چنين روحيه ای را در كودكان بوجود آورد و با بكار گرفتن فرزند و دادن مسئوليت مناسب به او و شركت دادن در فعاليت هاي خانوادگي به حل مشكل بعدي طفل كمك كند و او را از حالت ناز پروردگي بيرون آورد.
مسئوليت را بايد آموخت
طفلي كه پا به عرصه اين جهان مي گذارد داراي حس پذيرش مسئوليت لااقل به مفهوم مادي كلمه نيست، او بايد اين جنبه را بياموزد بعد ها به همراه رشد از راه همانندي و امر و دستور والدين و مشاهده مسئوليت ديگران چنين احساس به او دست دهد. كودك به تدريج مسئوليت را مي آموزد و مي پذيرد و مربي در اين امر نيازمند به استقامت وحوصله بسيار است.

كودك بيشتر تجارب خود را در زمينه پذيرش مسئوليت از خانواده مي آموزد وچون با مادر بيشتر در تماس است از طريق او اين جنبه در او ريشه دار مي گردد. اواز يكسو بايد از طريق الگو بودن و از سوي ديگر از طريق امر وفرمان كودك را براي پذيرش مسئوليت آماده كند. اين غلط است كه برخي از مادران از دادن مسئوليت به كودك خودداري كنند و نام آن را مهرورزي و علاقه به كودك بگذارند. كودك خواه و ناخواه بزرگ مي شود و بايد براي ورود در دنياي بعدي آماده گردد واگر حس مسئوليت از كودكي در دلش جاي نگيرد در بزرگسالي اين امر همراه با دشواري هايي خواهد بود. مادر در انجام اين وظيفه خود بايد فردي شاخص ونمونه باشد اگر كاري را به فرزندش وا مي گذارد به خاطر تنبلي وتن پروري نباشد ويا از آن احساس خستگي ننمايد.
مسئوليت از چه سني بايد آغاز شود
آموزش مسئوليت از همان سالهاي اول زندگي شروع مي شود. زماني كه زندگي براي طفل تا حدودي با معني مي شود وارزش حيات را كم وبيش درك مي كند. موقعي بايد به او آموزش داد كه در مي يابد زندگي بعتر از مردن است و مي خواهد بيشتر زنده بماند وبهتر زندگي كند. در چنين موقعيتي مادر از طريق دادن حق انتخاب و اظها رنظر به كودك اين فكر را در او بوجود مي آورد سعي مي كند او را به پذيرش آن علاقمند نمايد.

به همراه رشد و در حدود توانايي و استطاعت كودك مادر سعي دارد به او مسئوليت هايي چون آب دادن به گلها، مرتب كردن كتاب يا اسباب بازيها، غذا دادن به حيوان، نگه داري از برادر يا خواهر كوچك بدهد و تحويل و يا سنگين كردن آن بپرهيزد تا مبادا موجبات بي قيدي و بي تفاوتي در او بوجود آيد. نوع مسئوليت هايي كه به طفل واگذار مي شود در سنين مختلف متفاوت است. واگذاري مسئوليت با توجه به دختر وپسر بودن متفاوت مي باشد و بر اساس آن دنياي متفاوت زن و مرد وظايف مختلفي را عهده دار مي گردند.
از همان روزهايي كه كودك چيز مي فهمد و به راه مي افتد بايد به او كاري واگذار شود. مثلا به طفل دستور داده شود بر سر سفره ليوان بگذارد، قاشق بياورد و....بعدها درسنين بالاتر مي توان از وي خواست رختخوابش را جمع كند، جوراب ودستمال خود را بشويد، چيز هاي صاف و ساده را اتو كند.
علاقه به پذيرش مسئوليت از سنين دبستان زياد مي شود و رفتار وتلاش كودك متوجه آن و جهت دادن آن است. آنچنان كه همه وظايف و امور را تحت الشعاع برنامه دهد. آنچه كه اين زمينه را در كودك راسخ تر مي سازد و طفل را در پذيرش آن با جرات تر مي سازد دادن مسئوليت هاي كوچكتر به كودك و عدم استفاده در صورت شكست است. مساله ديگر واگذاري كار كودك به خود اوست. اگر كودك قادر به جمع آوري رختخوابش باشد ولي مادر آن را انجام دهد كار غلطي است زيرا روح استراحت طلب كودك او را وامي دارد تا در آينده تن به كار ندهد.
در واگذاري مسئوليت به كودك حدود و استطاعت او را بايد در نظر گرفت. مسئوليت سنگين اولا كودك را خسته و نسبت به آن بي علاقه مي كند وترس واجبار در پذيرش مسئوليت نوعي تحميل است و اگر كودك در سايه آن امري را بپذيرد روح اطاعت غلط در او ريشه دار مي شود و استقلال طلبي در او محو مي گردد.



کودکی بدون پوشک!

1:

پرورش مسئوليت پذيري کودک

با افزایش سن کوکان، اونها وقتی مسئولیت های خود را به صورت مطلوب انجام می دهند که قبلاً مسئولیت هر عضو خانواده تحت یک فرایند عادلانه مشخص شده باشد و مورد پذیرش اعضای خانواده واقع شده باشد نه اینکه والدین یا عضو دیگر خانواده به طور لحظه ای تصمیم بگیرند که چه کسی، چه کاری اجرا کند.
ضرورت دادنِ مسئوليت به كودكانپرورش مسئوليت پذيري کودک با پذيرش خطاها و تقايشانت توانايي ها
چگونه و چه وقتي مسئوليت را برعهده کودکمان بگذاريم


اشاره

يکي از موضوعات مهمي که در حوزه تربيت فرزند مطرح مي شود، اين هست که از چه وقتي مي توانيم از بچه ها توقع انجام کاري را داشته باشيم.


تشویق بچه‌ها به همکاری
به عبارت ديگر چه وقتي مي توانيم مسئوليت انجام کاري را به عهده فرزندانمان بگذاريم و توقع انجام اون را داشته باشيم.


رشد فرزند شما کندتر از کودکان دیگر است؟
طرح اين مسئله به ايشانژه دردوره اي که والدين بيش از حد به برآوردن نيازهاي کودک مي پردازند و انجام کار توسط اون ها را تا جاي ممکن به تعايشانق مي اندازند، بسيار ضروري به نظر مي رسد.


اضطراب امتحان را چگونه از بین ببریم؟
زيرا اگر کودک طي سال هاي رشد و تکامل خود هرگز درنيابد که در چارچوب خانواده وظايف و مسئوليت هايي برعهده دارد، بديهي هست که در دوران بزرگسالي از زير بار وظايف و مسئوليت هاي خود شانه خالي کند.

مسئولیت پذیری یک عنصر برجسته در موفقیت انسان هست و نشان دادن احساس مسئولیت یک امر ذاتی نیست بلکه این ویژگی در متن خانواده و روابط اجتماعی و تعاملاتی که فرد با دیگران دارد امکان رشد پیدا می کند و والدین در این میان نقش محوری را در انتقال روحیه مسئولانه به کودک دارند.


آموزش حمام کردن نوزاد
لذا مهم هست که شما به عنوان والدین رفتار های تربیتی خود را در جهت پرورش کودکانی مسئول جهت دهید.


یک درمان دم‌دستی برای کوچولوها
گام های زیر راهنمای شما برای موفقیت در این هدف هست.

1.به کودکان خود نشان دهید که اونها زندگی جداگانه ای از شما دارند

برای این کار وقت هایی را به خودتان اختصاص دهید.والدینی که فاقد یک زندگی مجزا از فرزندانشان هستند به اونها می آموزند که دنیا حول محور اونها می چرخد.


با فرزندتان خوش بگذرانید !
مهم هست که از همان ابتدا، کودک یاد بگیرد که گاهی اوقات مادرش دوست دارد مطالعه کند ودوست ندارد بازی کند.نیاز های فرزندانتان را برآورده سازید.وسپس در حالی که به نیاز های خود می رسید او را ملزم کنید که برخی نیازهایش را خودش برآورده سازد.


بهترین وبسایت های آموزشی و تفریحی کودکان
با ناکامی او همدلی کنید اما مجزا بودن خود را حفظ کنید.

2.

شرایط را برای گذر از بازی به مسئولیت فراهم کنید.


گرچه فعالیت های ساده کودک نوپا، اغلب پایه های مسئولیت پذیری هستند ولی این گونه نیست که کودک به محض اون که شروع به راه رفتن می کند شروع به کار کردن هم بکند.

در اوایل زندگی کودک معمولاً قبول مسئولیت با بازی توأم هست.

بازی کردن عامل مهمی درایجاد احساس مسئولیت در کودک هست.

والدین بعد ها ناگزیر خواهند شد تا تعادلی بین کار و بازی اونان بربرنامه نمایند با وجود اونکه بازی می تواند فرایند ها و مهارت هایی را به کودک بیاموزد ولی باید به تدریج کودکان را به فعالیت هایی غیر از بازی ملزم کرد.

لازمه مسئولیت، ترتیب دادن مرحله ی گذراز بازی به مسئولیت هست.کودک در ابتدا به عنوان سرگرمی، اسباب بازی هایش را جمع می کند سپس برای کمک به مادر اونها را مرتب می کند، کمی بعد به این علت که بزرگتر ها فرموده اند این کار را انجام می دهد وسرانجام چون خود را مسئول جمع کردن اسباب بازی هایش می داند، دست به کار می شود.

مهارت والدین ومربیان در اون هست که بدانند گذر از بازی به مسئولیت را به نحوی ترتیب دهند که کودکان براحتی حس مسئولیت داشتن نسبت به خود، خویشان و اطرفیان را تکامل بخشند .

در این جهت اولا برای کودک خود بازی هایی در راستای مسئولیت های بعدی او طراحی کنید.

ثانیاً با افزایش سن تعادلی بین بازی و مسئولیت کودک ایجاد کنید.

در اوائل کودکی بیشتر وقت کودک به بازی کردن صرف می شود ولی به مرورباید شرایطی مهیا شود که کودک وقتی را هم برای کار و چیز هایی که زیاد هم لذت بخش نیستند بگذارند البته تعادل باید حفظ شود و در سن زیر دبستان بیشتر وقت او باید صرف بازی شود .

3.تفاوت بین سخت هست و من نمی توانم

جنبه دیگری از یادگیری پذیرش مسئولیت در قبال وظایف خود، اون هست که کودک درک کند که قادر نبودن با راحت نبودن متفاوت هست.

کودکان این دو را یکی می دانند بنابراین از چیزی که لذت نمی برند، فکر می نمايند که نمی توانند اجرا کنند.پس از اونجایی که کار سخت را نمی توانند اجرا کنند، نیاز دارند که فرد دیگری انجامش دهد و معمولاً اون فرد دیگر یکی از والدین هست.

این طرز فکر مانع از یادگیری این مطلب می شود که زندگی و مشکلات او، مسئولیت خود ونه فرد دیگر هست.

او یا از انجام کار دشوار صرف نظر خواهد کرد چون خیلی برایش سخت هست و یا راه های دیگری برای فرار یا انجام ناقص اون پیدا خواهد کرد.

باید از سنین پایین تر کودک عادت کند که برخی از کارها لذت بخش نیستند و سختی دارند.

اونها باید تشخیص دهند بین کاری که برایشان سختی دارد با کاری که قادر به انجام اون نیستند تفاوت وجود دارد و نباید کار را به صرف اینکه لذت بخش نیست رها نمايند.

می توان فرمود یکی از ضعف های تربیتی اکثر والدین امروزی این هست که اجازه نمی دهند کودکشان طعم سختی ها را بکشد وهمیشه سعی می نمايند اونچه را دلخواه کودک هست بدون هیچ رنجی در اختیار او گذاشته و او را از تجربه سختی های زندگی برهانند در حالی که کودک باید با رنج ها وسختی های طبیعی زندگی آشنا شود ودر بیشتر مواقع این سختی ها خِرد ساز و تجربه سازند و موجب افزایش حس ارزشمندی وبا کفایت بودن در کودک می شوند .

4.مسئولیت افراد خانواده را مشخص کنید

با افزایش سن کوکان، اونها وقتی مسئولیت های خود را به صورت مطلوب انجام می دهند که قبلاً مسئولیت هر عضو خانواده تحت یک فرایند عادلانه مشخص شده باشد و مورد پذیرش اعضای خانواده واقع شده باشد نه اینکه والدین یا عضو دیگر خانواده به طور لحظه ای تصمیم بگیرند که چه کسی، چه کاری اجرا کند.

لازم هست قبل از دادن مسئولیت به فرزندان، اونها در رابطه با موضوع توجیه شده باشند.

یکی از بهترین راه ها برای این کار، داشتن جلسات خانوادگی هست در جلسات خانوادگی مسئولیت های موجود در خانواده مورد بحث برنامه می گیرد و مسئولیت هر فرد مشخص می شود.

در ابتدای این جلسات می توان با آوردن مثال نهایی از کندوی عسل ویا لانه ی مورچه ها، دلیل مشارکت همه در کارها را به کودک بداند که دلیل تقسیم کار چیست.

جلسات خانوادگی این احساس را به اعضای خانواده می دهد که گروه متحدی هستند و با هم به سوی اهداف مشترک حرکت می نمايند و در این حرکت هرکس بخشی از کار پیش می برد.

در این جلسات می توان مسئولیت هایی را که مرتبط با خانواده و اهداف اون هست باتوجه به توان هر عضو تقسیم کرد.

هر یک از کودکان می توانند داوطلبانه، مسئولیت خود را انتخاب نمايند یا اینکه با قرعه مسئولیت هر کس مشخص شود و همچنین می توان مسئولیت ها را به صورت هفتگی تغییر داد.

پیشنهاد می شود که مدت مسئولیت هر کس کمتر از یک هفته نباشد چرا که در این صورت بین کودکان تنش ایجاد خواهد شد.همچنین در این جلسات درباره ی اینکه اگر افراد به مسئولیت های خود عمل ننمايند چه خواهد شد بحث کنید.

5.در تصمیم گیری ها بر مسئولیت فردی تأکید کنید

کودک باید درک کند که وقتی موقعيت تصمیم گیری را در اختیار دارد باید نتایج تصمیم خود را نیز بپذیرد و مقصر دانستن دیگران معنا ندارد.

البته هر فرد خودش می تواند منابع تصمیم گیری را توسعه دهد و از شیوه هایی مثل مشورت هستفاده تا با خطای کمتری مواجه شود و به فرموده ی علی (ع) :«مشورت کن با صاحبان عقل ها تا از لغزش و پیشیمانی ایمن گردی».(غررالحکم ودر الکلم ص 442)

6.

از نتایج طبیعی و منطقی هستفاده کنید


یکی از موارد پايه ی درآموزش مسئولیت پذیری به کودکان، هستفاده از عواقب طبیعی ومنطقی رفتارهاست.

در آموزش مسئولیت کودک باید بیاموزد که انتخاب کند و از انتخاب خود درس بگیرد و برای آموزش این امر هستفاده از نتایج طبیعی ومنطقی می تواند کمک مهمی را بکند.

کاری کنید که عواقب تبدیل به جریان طبیعی تقصیر یا کم کاری شوند.

برخی از عواقب طبیعی ومنطقی رفتار ها:

•مجتبی 3 ساله، ازعصبانیت بیش از حد ماشین خود را خراب می کند، ماشین نوی دیگری برایش خریده نمی شود.

•ناصر 4 ساله، ناهار نمی خورد، تا وعده ی غذایی بعدی باید گرسنگی بکشد.

•مرضیه 5 ساله، لیوان شیر را می ریزد، به او دستمالی برای تمیز کردن داده می شود.

•محمد 5 ساله، از جمع کردن اسباب بازی هایش در اتاق پذیرایی سرباز می زند، اسباب بازی های او به مدت 2 روز از دسترس او دور نگه داشته می شود.

•سارا 8 ساله، در حین دعوا با خواهرش دست عرسک خواهرش رامی شکند، او باید از پس انداز خود برای خواهرش عروسک جدیدی بخرد.

•امین 12 ساله به خاطر اتلاف وقت سرویس را از رست می دهد، او پیاده به مدرسه می رود.

•مهدیه 11 ساله تکالیف مدرسه را انجام نمی دهد، در مدرسه نمره کم می گیرد.


7.

از پاداش ها هستفاده ی بجا بکنید


از اونجا که منابع پاداش در اختیار والدین برنامه دارد، اونان باید به نحوی از این عامل هستفاده نمايند که تقویت نماينده مسئولیت پذیری باشد.

برخی معتقدند «پاداش» برای رفتار مطلوب نوعی «رشوه» محسوب می شود و عده ای دیگر از پاداش و به ویژه پاداش های مادی به عنوان تنها عامل برانگیزاننده ی کودک هستفاده می نمايند پاداش های مادی در صورتی ممکن هست رشوه تلقی شوند که والدین از اونها به عنوان مهمترین روش برای ایجاد انگیزه در کودک هستفاده نمايند و یا کودکان یاد بگیرند که اگر مدتی در برار اوامر والدین مقاومت نمايند سرانجام در ازای اطاعت از اونان پاداش دریافت می نمايند.

8.

از پاداش ها هستفاده ی بجا بکنید


پاداش عینی، کودکان را در بنا نهادن هدف های عینی یاری می نمايند.

چنین پاداش هایی در رشد و توانایی قبول مسؤلیت، اثری ژرف دارند.

هرچند باید مراقب بود که هستفاده از پاداش های مادی به عنوان تنها راه تقویت حس مسؤلیت پذیری در نیاید.

ممکن هست با هستفاده زیاد از پاداش مادی، موقتا به هدف برسید اما شما نتوانسته اید احساس درونی را در او برای انجام مسؤلیت به وجود بیاورید.

از پاداش مادی به نحوی هستفاده نکنید که کودک احساس کند با انجام مسؤلیت های خودش از والدین مزد می گیرد.

9.

از پاداش غیر مادی هستفاده کنید


•هرگاه کودکی به خوبی از عهده ی کار بر می آید او را تأیید زبانی و تحسین کنید

•گاه گاهی هموقت با پیشرفت کودک بی مقدمه تشویقش کنید مثلاً: « برای پاک کردن حمام ، واقعاً زحمت کشیدی ، چطور هست بروی وبرای خودت بستنی بخری؟»

•هنگامی که کودک به کمک نیاز دارد به او کمک کنید : «چون دیروز در کندن علف های هرزه باغچه کمکم کردی بد نیست من هم کمکت کنم تا اتاقت را تمیز کنی».

•به اونچه کودکان انجام می دهند رغبت نشان دهید وترغیبشان کنید.

در اين باره پاي صحبت هاي دکتر مهري شيرازي فوق تخصص روان پزشکي اطفال و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي نشستيم.

توان ذهني، قدرت بدني

ايشان با اشاره به اين که وقتي که کودک قدرت ذهني و توان بدني کافي براي انجام کاري را دارد، مي توان از او خواست وظيفه اي را به عهده بگيرد، به خراسان مي گايشاند: پدر و مادر به خوبي متوجه مي شوند که کودک از چه وقتي قدرت بدني و توان ذهني انجام کاري را دارد و نمي توان سن مشخصي را براي همه کودکان فراخوان نمود.

مهم اين هست که اين موقعيت را به موقع به کودک بدهيم و بگذاريم که اشتباه کند يا کاري را ناقص اجرا کند اما تلاشش را بکند.

هر وقت والدين دريافتند کودک مي تواند بخشي از کارهاي شخصي اش را اجرا کند، بايد به او اعتماد و او را تشايشانق نمايند که کارهايي را اجرا کند و خطاهايش را بپذيرند تا مهارت کافي پيدا کند.

البته در هر مرحله بايد بر انجام کار، توانايي و مهارت کودک تاکيد کنيم و از او بخواهيم اون کار را ادامه دهد.همينطور بايد کودک را در انجام کارهاي مشترک خانه سهيم کنيم.مثلا از او بخواهيم پوشش هاي کثيفش را جدا کند و در سبد مخصوص بگذارد.

اگر به موقع به او مسئوليت ندهيم، عادت به انجام کار نمي نمايد و مي پندارد که وظيفه اي در خانه ندارد و وظيفه پدر و مادر هست که کارهايش را اجرا کنند.

احترام به حقوق ديگران

دکتر شيرازي با بيان اين که احترام گذاشتن به حقوق ديگران از کودکي در خانواده آموزش داده مي شود، تصريح مي نمايد: يکي از بهترين روش هاي آموزش اين اصل، سهيم کردن کودک در انجام کارهاي خانه هست.

به عنوان مثال اگر کودک اتاق خودش را مرتب نکند اما در کارهاي منزل مشارکت داشته باشد، احترام به حقوق ديگران را ياد گرفته هست زيرا اتاق او، حريم شخصي اش هست اما مشارکت در کارهاي خانه، احترامي هست که به حقوق ديگران مي گذارد و وظيفه اي هست که بايد به عنوان يک عضو براي ديگران اجرا کند.

بنابراين کودک که تا پيش از اين صرفا دريافت نماينده خدمات بوده هست بايد بتواند طي مراحل رشد و تکامل به اندازه توان بدني و ذهني خود خدماتي ارائه کند.

در غير اين صورت فرد مسئوليت پذير بار نمي آيد و در بزرگ سالي هم توقع دارد ديگران مسئوليت ها ووظايفش را به دوش بگيرند.

مفهوم مسئوليت پذيري براي کودک

کودک بايد بداند کارهاي زيادي روزانه در خانه انجام مي شود و هر کس مسئول انجام کاري هست و او هم به عنوان يکي از اعضا بايد خدماتي را ارائه کند.

يکي از بهترين روش ها براي شناخت کودک از اين مفهوم اين هست که فهرست کارهايي را که روزانه در منزل انجام مي شود بنايشانسيم و براي او بخوانيم.

اين که چه کساني اين کارها را انجام مي دهند و چه کساني از اون خدمات هستفاده مي نمايند.

اين کار باعث مي شود که کودک کاملا دريابد خدماتي که دريافت مي نمايد بدون تلاش و کوشش و وقت و هزينه فراهم نشده هست و او هم بايد در اين ميان نقشي داشته باشد.

برقراري ارتباط صحيح

اين عضو هيئت علمي دانشگاه شهرستان تهران ادامه مي دهد: براي آموزش کليه مسائل تربيتي در گام اول بايد ارتباط خوبي با کودک داشته باشيم تا بتوانيم نکات آموزشي را به او منتقل کنيم.

بهتر هست وقت کافي براي فعاليت هاي لذت بخش و تفريح و بازي با کودک بگذاريم و ارتباط خوبي با کودک بربرنامه کنيم.

کارهاي خوب و توانمندي هاي او را تحسين و بعد قوانين و مقرراتي را تعيين کنيم.

از ديگر توصيه ها مي توان به هستقبال از تقليد کردن کارها توسط کودک، کنار گذاشتن حساسيت هاي نابجا و پذيرفتن خطاهاي کودک، صبور بودن در قبال کارهاي انجام شده توسط کودک، پرهيز از عجله و جلوگيري از مضطرب شدن کودک اشاره کرد.ايشان اظهار مي نمايد: براي اين که والد خوبي باشيم بايد ايشانژگي هاي مثبت کودک را پرورش دهيم، برايش وقت بگذاريم، شنونده خوبي براي حرف هاي کودک باشيم و شأن و اعتبار خود را حفظ کنيم.

در ادامه مطلب به ارائه چند راهکار از سايت والدگري مي پردازيم.

* بهترين راه براي بار آوردن کودکان مسئوليت پذير اين هست که خودتان الگايشان خوبي براي ايشان باشيد.

اگر از او مي خواهيد وسايلش را سر جايش بگذارد، پوشش هايش را مرتب کند و اسباب بازي هايش را جمع کند، خودتان در منزل اين کارها را اجرا کنيد و وسايلتان را دور و بر خانه پرت نکنيد.

* دقيقا بگايشانيد از او چه کاري مي خواهيد و برايش توضيح دهيد.

به عنوان مثال بگايشانيد الان وقت ناهار هست بايد بشقاب ها را رايشان سفره بچينيم و به او نشان دهيد چگونه اين کار را اجرا کند.

* اولايشانت ها را مشخص کنيد.

وقتي تقاضا مي نمايد او را به پارک ببريد بگايشانيد حتما مي رايشانم چون هوا خوب هست اما اول بايد کارهاي منزل را اجرا کنم.

به او بگايشانيد که شما هم تفريح را دوست داريد اما بايد کارها را هم اجرا کنيد بنابراين متوجه مي شود که شما قصد نداريد سر او را گرم کنيد بلکه کارها را اولايشانت بندي کرده ايد.

* به جاي جملات منفي از جملات مثبت هستفاده کنيد.

به جاي «اگر اين کارو نکني...» بگايشانيد «اگر مي خواهي بازي کني اول بايد پوشش هاي ميهماني را درآوري»، اگر چند بار اين جملات را تکرار کنيد، انجام اين کارها برايش به شکل يک عادت درمي آيد و نيازي نيست مرتب به او يادآوري کنيد.

* به تلاشش توجه کنيد نه مقدار کاري که انجام داده هست.

اگر اتاقش را کامل مرتب نکرده يا اسباب بازي هايش را خوب نچيده هست، خودتان بقيه کار را اجرا کنيد.

اگر او را سرزنش کنيد تصور مي نمايد نمي تواند شما را راضي کند بنابراين دست از تلاش برمي دارد.

يادتان باشد هر قدر بيشتر کارهايش را اجرا کند، بر اون مسلط تر خواهد شد.

* از جملات تشايشانق آميز هستفاده کنيد.

به عنوان مثال بگايشانيد «ديدم که سعي کردي تمام غذايت را بخوري و بشقابت را در ظرفشايشاني بگذاري.

اما بايد اين کار را آهسته انجام دهي چون ممکن هست بشقاب بشکند».

* تحملتان را بالا ببريد.

شلوغ کاري و شيطنت بخشي از دنياي بچه هاست حتي موقع انجام کار بنابراين از کوره در نرايشاند و حتي اگر بچه ها شلوغ کاري کردند بگايشانيد قرارمان اين نبوده اما اين شلوغ کاري براي يک دفعه قابل تحمل هست و براي بار دوم تنبيه خواهد داشت.

* با همسرتان هماهنگ باشيد.

اگر تصميمي گرفتيد و از فرزندتان خواستيد انجامش بدهد، قاطعيت به خرج دهيد.

با همسرتان هماهنگ باشيد و درباره قوانين خانه و انتظاراتتان از کودک به صورت شفاف و واضح با او صحبت کنيد.

* تأکيد کنيد که در قبال انجام کارهايش پاداشي دريافت نمي نمايد.

کودک بايد بداند مانند ديگر اعضاي خانواده وظايفي دارد که بايد انجام بدهد، بدون اين که انتظار پاداشي داشته باشد.

کارهاي خانه يک کار گروهي هست که همه در اون شريک هستند و او هم بايد بخشي از اون را بر عهده بگيرد.

در ابتدا کودک را براي انجام ندادن کارهاي محوله تنبيه نکنيد بلکه با او وارد مذاکره شايشاند و بپرسيد به کدام کارها علاقه دارد و چرا کاري را که از او خواسته شده، انجام نداده هست و براي جبران بايد چه کار کند.

نکته پایانی

با اعمال راهکارهایی که در این نوشتار آمد و با رعایت اصل تدریج، شما می توانید انتظار داشته باشید که فرزندی مسئول تربیت کنید ولی باید دقت کرد که تربیت به طور کلی و پرورش فرزند مسئول به طور خاص، علاوه بر اینکه نیازمند آگاهی های خاصی هست، نیازمند اعمال این راهکار ها و هستقامت بر اون نیز می باشد و به عبارت دقیق تر به صرف دانستن این اطلاعات شما فرزند مسئول تربیت نکرده اید و برای این کار باید وقت و دقت کافی صرف کرد و قطعاً هر وقتی که شما برای تربیت صحیح و الهی صرف می کنید در نزد خداوند متعال دارای اجر و پاداشی عظیم هست وبه فرموده رسول گرامی اسلام (ص) اگر پدری به تربیت فرزند خود همت بگمارد بهتر از این هست که روزی یک مد طعام صدقه دهد »(وسائل الشیعه، ج 15 ص195)

منابع:
- تمیمی آمدی ، عبد الواحد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، چاپ اول ،1366.
- شیخ حر عاملی ، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعۀ، انتشارت آل البیت ، چاپ اول ، 1409 ق
- دینک میر، دان، دی مک کی، گری ، والدین مؤثر فرزند مسئول، ترجمه مجید رئیس دانا ، شهرستان تهران ، انتشارات رشد، چاپ اول ، 1370.
- کلود ، هنری ، تاون سند، جان، مرز هایی برای کودکان، ترجمه سعید صیاد لو، تهران، نشر دانژه، چاپ اول، 1378.
- خراسان

2:

کار کودکان در منزل،درست یا غلط؟




واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان


کار کودک در خانه باید متناسب با سن، توانایی و وقت او باشد.

مثلاً از کودک 5‌ ساله نباید انتظارداشت ظرف بشوید یا غذا گرم کند.
انجام کار توسط کودکان در خانه موضوع بحث و مجادله‌های فراوانی هست.

برخی بر این باورند که کودکان نباید هیچ کاری در خانه اجرا کنند.
اونها در واقع این طور فکر می‌نمايند که کودک به دنیا نیامده که کار کند، ظرف بشوید، خانه تمیز کند یا غذا آماده کند.

انجام همه این کارها وظیفه پدر و مادر هست.
از طرف دیگر برخی از والدین و به‌ خصوص متخصصان تربیت کودک و روانشناسان، معتقدند که انجام کارهای روزمره در خانه برای کودک مفید هست.

اونها می‌گویند انجام چنین کارهایی به کودک حس مسئولیت می‌بخشد، اعتماد به‌نفس او را افزایش می‌دهد و به او ‌احساس «مهم بودن» می‌دهد ضمناً انجام این کارها او را برای انجام وظایف اجتناب‌ناپذیر آینده در زندگی شخصی خود آماده می‌سازد.
کار کودک در خانه باید متناسب با سن، توانایی و وقت او باشد.

مثلاً از کودک 5‌ ساله نباید انتظار داشت ظرف بشوید یا غذا گرم کند.

اما در این سن می‌تواند اسباب بازی‌های ریخته شده در اتاق را جمع کند، لباس‌های کثیف را در سبد بریزد و در جمع و جور کردن خانه در حد توانش کمک کند.

کودکان کوچک‌تر معمولا مایل به انجام کارهای داخل خانه هستند.
اونها از انجام اینگونه کارها لذت می‌برند و احساس می‌نمايند بزرگ شده‌اند زیرا پدر و مادرشان اونها را انجام می‌دهند.

به کودکان بزرگ‌تر باید کارهایی با مسئولیت بیشتر داده شود مانند تمیز کردن یا خشک کردن ظروف، جاروکشی و گردگیری، آب دادن گل‌ها یا رسیدگی به باغچه با نظارت پدر یا مادر.

اما چنین کارهایی گاهی خواست کودکان بزرگ‌تر یا نوجوان نیست و نمی‌خواهند اونها را اجرا کنند.

یکی از مهم‌ترین دلایل اون این هست که با بزرگ شدن کودکان مسئولیت‌های اونها در رابطه با مدرسه به‌طور فزاینده افزایش می‌یابد.

انجام تکالیف مدرسه معمولا وقت‌گیر هست و با بالا رفتن سن بیشتر هم می‌شود.

یک دانش‌آموز دوره راهنمایی گاهی حداقل 2 ساعت باید به‌طور روزانه به انجام تکالیف مدرسه بپردازد و حدود 6‌ ساعت هم در کلاس درس باشد.
اگر کودک به فعالیت‌های دیگر خارج از مدرسه مانند کلاس‌های خاص ورزشی، هنری یا علمی هم مشغول باشد وقت باقی مانده برای انجام کارهای خانه احتمالا بسیار کوتاه خواهد بود.

در چنین شرایطی اضافه کردن کارهای دیگر بر دوش کودک او را یاغی یا حداقل مقاوم می‌سازد.
در اینجا مسئولیت والدین این هست که کاری را که کودک در مدرسه یا پس از اون انجام می‌دهد، در نظر گرفته و برنامه انجام کارهای دیگر را بر پايه اون و به‌طور مناسب تنظیم نمايند.

وقتی کارهای مدرسه زیاد هست می‌توان انجام کار خانه را به روزهای آخر هفته موکول کرد یا کار روزمره خیلی سبک طی ماه‌های مدرسه انجام داد و سپس در تابستان به‌طور جدی‌تر در کارهای خانه مشارکت کرد.
برنامه مشترک شبانه «جمع و جور» برای همه اعضای خانواده

برخی خانواده‌ها هر شب یک برنامه « جمع و جور » 10 یا 15‌ دقیقه‌ای برای همه اعضای خانواده ترتیب می‌دهند.

که در این دقایق همه با هم به جمع و جورکردن خانه می‌پردازند، اسباب بازی‌ها سر جایشان گذاشته می‌شود، کتاب‌ها یا مجلات در محل خود برنامه می‌گیرند، ترتیب ظرف‌ها داده می‌شود و آشپزخانه مرتب می‌شود و حتی گردگیری برخی اتاق‌ها یا اتاق‌نشیمن صورت می‌گیرد.
این مدت وقت کار مشترک در خانه باعث می‌شود کودکان در مدت وقت کوتاهی کار ساده‌ای اجرا کنند و به مزایای انجام این کار دست یابند.

ضمنا همه اعضای خانواده درگیر کار مشترک شده‌اند که علاوه بر افزایش صمیمیت، روح همکاری را در اونان تقویت می‌کند.

پیامد چنین کاری برای پدر و مادر نیز برجسته هست چرا که به این ترتیب و با کمک همه اعضای خانواده برخی از کارهای روزمره در فضایی گرم و صمیمانه انجام شده هست.
نکته مهم در انجام کار خانه این هست که والدین باید طبیعت و ماهیت زندگی با یکدیگر به‌ عنوان یک خانواده را مورد تأکید برنامه دهند.

مفهوم ماهیت زندگی خانوادگی این هست که همه به هم کمک می‌نمايند، برخی کارها توسط یک یا دو نفر انجام می‌شود و گاهی یکی بیش از دیگری کار می‌کند اما هر کس برپايه توانایی و برنامه وقت‌بندی خود در این کار گروهی مشارکت دارد.
انجام کار در خانه تنبیه کودک نیست

انجام کار در خانه تنبیه کودک نیست و نباید هم باشد بلکه ابزاری آموزشی هست که کودک را در نهایت آماده می‌سازد تا روزی در آینده بتواند مراقبت از خود و انجام کارهای خود را برعهده گیرد.
اگر انجام کار به‌صورت یک وسیله تنبیهی در‌آید، انجام اون برای کودک فایده‌ای نخواهد داشت و به افزایش اعتماد به‌ نفس و حس مسئولیت او کمکی نخواهد کرد.
برای کودکان در خانه، تنوع کاری ایجاد کنید

از اونجا که هدف نهایی انجام کار در خانه افزایش توانایی کودک در آینده برای انجام کارهای متفاوت هست بایستی انجام این کارها در خانه نیز از تنوع برخوردار باشد و نوجوانی که فقط ظرف می‌شوید ممکن هست نتواند حتی آب جوش بیاورد.
این تنوع کاری از نظر روحی نیز برای کودک جالب هست و چالش موجود در هر کار، به افزایش بیشتر اعتماد به نفس او کمک می‌کند.

پس والدین باید تنوع کاری برای کودک ایجاد نمايند و درصورت وجود فرزندان بیشتر، کارها را در یک دور گردشی بیندازند.
نکته نهایی این هست که شما به‌عنوان والدین در انجام کارهای مختلف خانه باید الگوی کودکان خود باشید.

اگر شما در مقابل کودک این کار را انجام ندهید مثلا کودکتان نبیند که شما تمیز کاری یا گردگیری می‌کنید یا غذا درست می‌کنید احتمالا او هم دلیلی نمی‌یابد تا انگیزه برای انجام اون کارها پیدا کند.
منبع: نورپورتال

3:

تقویت حس مسئولیت پذیری در کودک



ضرورت دادنِ مسئوليت به كودكان واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان
- «هیچ کاری نمی‌کند.

حتی تختش را هم مرتب نمی‌کند؛ تمام اسباب‌بازی‌هایش به هم ریخته‌اند؛ همه کارها را خودم باید اجرا کنم.»

مسئله تقسیم کارهای منزل از جمله مسائلی هست که جایگاه مهمی را در زندگی خانوادگی به خود اختصاص داده و در اغلب موارد، به ویژه در میان زوج‌ها، باعث بروز تنش می‌شود.

جالب هست بدانید که مادران در بسیاری از موارد، همکاری فرزندان را رد می‌نمايند.

چون معتقدند هماهنگ شدن با فرزند انرژی زیادی می‌گیرد و بهتر هست خودشان به جای فرزندانشان کارهای خانه را اجرا کنند.
«هیچ کاری نمی‌کند.

حتی تختش را هم مرتب نمی‌کند؛ تمام اسباب‌بازی‌هایش به هم ریخته‌اند؛ همه کارها را خودم باید اجرا کنم.»
مسئله تقسیم کارهای منزل از جمله مسائلی هست که جایگاه مهمی را در زندگی خانوادگی به خود اختصاص داده و در اغلب موارد، به ویژه در میان زوج‌ها، باعث بروز تنش می‌شود.

جالب هست بدانید که مادران در بسیاری از موارد، همکاری فرزندان را رد می‌نمايند.

چون معتقدند هماهنگ شدن با فرزند انرژی زیادی می‌گیرد و بهتر هست خودشان به جای فرزندانشان کارهای خانه را اجرا کنند.
اما وقتی خستگی عارض می‌شود به ناچار وظایف به فرزند سپرده می‌شود.

البته به این موضوع توجه داشته باشید که به‌طور حتم، سپردن وظایف به دیگری در هر خانواده، متفاوت و شرایط فرهنگی در اون بسیار موثر هست.

این عقیده شاید در بسیاری از خانواده‌ها نیز جا افتاده باشد که کارهای خانه و مراقبت از فرزندان کوچک‌تر وظیفه دختر بزرگ هست.

اما به طور کل سپردن وظایف به فرزند، به معنی «بردگی کشیدن» از کودکان نیست.
کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند.

اگر اونها حس نمايند که مادر در کنار اونها نیست و خودشان مسول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد.
بین کم و زیاد، مطمئناً باید حد اعتدال را انتخاب و رعایت کرد.

کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند.

اگر اونها حس نمايند که مادر در کنار اونها نیست و خودشان مسئول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد ؛ اما این موضوع که مادر تمامی وظایف را نیز بر عهده بگیرد کار صحیحی نیست.

کودکان بر حسب سن و سالی که دارند، می‌توانند مسولیت‌پذیر باشند.

بدون ترس باید از اونها بخواهیم کارهایی را اجرا کنند.
به این ترتیب اونها را نیز در زندگی خانوادگی دخیل می‌کنیم.

این موضوع سبب می‌شود اونها خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب نمايند.

فراموش نکنید هرگز کار در منزل را نباید به عنوان تنبیه به کودکان تحمیل کرد.

از سنین پایین، کارهای لذت‌بخش مثل شیرینی پختن را به فرزندانتان بسپارید و در عین حال در کنارشان باشید.

اجازه دهید اونها این موضوع را در ذهنشان بپرورانند که به لطف اونها، خانواده شیرینی می‌خورند.
آموختن وظایف شهروندی یعنی مسئول بودن در قبال خود و دیگران، از خانواده آغاز می‌شود.

جایگاه فرزند در خانواده و وظایفی که بر عهده می‌گیرد، در آینده‌اش تاثیر می‌گذارد.

جالب هست بدانید بسیاری از والدینی که وظایف را بر دوش کودکان و نوجوانان نمی‌گذارند و ترجیح می‌دهند خود به جای اونها کار نمايند، به طور ناخود‌آگاه تمایل دارند فرزندان را وابسته به خود نگاه دارند.


دخالت دادن اونها باعث می شود خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب نمايند.
تقسیم وظایف و نقش‌ها، همیشه ساده نیست.

ممکن هست باعث بروز تنش میان خواهر و برادرها شود و حتی حسادت برانگیزد.

به‌طور معمول وظایف بیشتر به دختران و فرزندان اول سپرده می‌شود.

مثلا در نوجوانی، فرزندتان انجام کارها را رد می‌کند.

حقیقت این هست که نوجوان نمی‌داند باید از کجا شروع کند، پس بهتر هست وظایف را به او یادآوری کنید.
تقسیم وظایف خانوادگی، نوعی فرمود و گو می‌باشد.

فرمود‌وگویی که به جایگاه و نحوه رفتار هر فرد با دیگری بستگی دارد.
بهترین روش اون هست که هر گاه وظیفه‌ای را به فرزندانتان می‌سپارید سوالی را نیز از خود بپرسید.

به‌طور مثال: «اگر به او بگویم جوراب‌های کثیفت را بشور، به من چه خواهد فرمود؟ اگر من (مادرش) در 25 سالگی او مجبور باشم همچنان جوراب‌هایش را بشویم، او به من چه خواهد فرمود؟ »
ماهنامه آموزشی کودک

4:

  • چه وقتی می توان فرمود، کودکان مسئول بار آمده اند




آموزش مسئولیت پذیری، با ارزش ترین هدیه ای هست که می توانیم به فرزندانمان ارزانی داریم.

با چنین آموزشی اونها قادرند از خود مراقبت نمايند، تجربه کسب نمايند و انعطاف پذیر شوند.

اونان به عزت نفس، ایجاد و خوی نیکو و مجموعه ای از هدف ها و ارزش ها نیاز دارند و برای رسیدن به این اهداف لازم هست کودکان توانایی پذیرش مسئولیت داشته باشند.

حال ببینیم که مسئولیت چیست و چگونه می توانیم کودکانمان را مسئول پرورش دهیم.

واژه مسئولیت از لحاظ لغوی به معنی توانایی جواب دادن و در عرف عام به مفهوم تصمیم گیری های مناسب و مؤثر هست.

جواب مناسب و مؤثر، پاسخی هست که کودک را قادر می سازد تا به هدف هایی که موجب اعتماد به نفس او می شوند دست یابد یا به تقویت اونها بپردازد.

تصمیم گیری مناسب در چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظارات خانواده و چه بسا جامعه از اوست، پس اتخاذ تصمیم بجا و مناسب موجب ایجاد روابط انسانی مثبت، افزایش ایمنی و موفقیت و آرامش و آسایش وی می شود.

کودک وقتی فردی مسئول به شمار می آید که با در نظر گرفتن هدف های خویش و نیازهای سایرین مانند افراد خانواده، مدرسه و جامعه عمل کند.

والدین باید کودک را یاری دهند تا او به این ارزش ها برسد.

والدینی که کودکان خود را با حس مسئولیت پذیری بزرگ می نمايند، به موفقیت هایی دست خواهند یافت که آینده کودکشان را تضمین می کند.

کودکی که با حس غیرمسئولانه و انتقادی بزرگ شود، اعتماد به نفس کمتری خواهد داشت.

او به همه چیز با دید منفی می نگرد و در واکنش های خود و نحوه واکنش دیگران به خود جواب های غیرمنطقی خواهد داد.

یکی از مشکلاتی که کودکان در یادگیری مسئولیت دارند اون هست که برخی اوقات تا وقتی که به پاداشی که سایرین قولش را به اونان داده اند نرسند به خشنودی درونی و شخصی دست نمی یابند.

پس لازم به تذکر هست که به اونان آموزش داده شود که همه پاداش ها را بلافاصله نمی توان دریافت کرد.

به تدریج اونان پی می برند که انجام مسئولیت و احساسات خوش ناشی از اون، به هم وابسته اند.

در اون هنگام هست که نیاز اونان به پاداش های بیرونی (نظیر جایزه و تأیید دیگران) کاهش می یابد.

مسئول بودن، به این معنی هست که کودک ناگزیر خواهد بود تصمیماتی بگیرد که زحمت دارد.

بنابراین کودکی که از وی خواسته می شود وظایفی را اجرا کند، ممکن هست اغلب مجبور شود که اون کارها را به جای فعالیت دیگری که سرگرم نماينده یا خوشایندتر هست اجرا کند و این کار موجب بلاتکلیفی یا دلخوری او از پذیرش مسئولیت های آتی شود.

در این وقت والدین باید به کودکان بیاموزند که چگونه دست به انتخاب هایی بزنند که حتی ممکن هست با انگیزه اونی، یا خوشحالی لحظه ای تعارض داشته باشد.

بسیاری از کودکان خردسال رفتارهایی را بروز می دهند که در پی انگیزه اونی و زودگذر و ناشی از احساس ایمنی و اطمینان هست.

احساس امنیت، کودک را بر اون می دارد تا بی اون که نگران پیامدهای دردناک باشد احساساتش را ابراز کند.

مسئولیت امری ارثی نیست بلکه باید از طریق تجربه آموخته شود و این حس وقتی در کودک پدید می آید که به او مسئولیت داده شود، اثربخشی و بازخورد جواب های خویش را دریافت کند و در زمینه راه های گوناگون که در سایر موقعیت ها مناسب هستند اطلاعاتی داشته باشد.

می توان چیزهای زیادی از اشتباهات آموخت اما فرد چنانچه از کودکی نتواند یاد بگیرد که چرا کارش اشتباه بوده، یا به جای اون چه کاری می توانست اجرا کند، هرگز نمی تواند پیشرفت کند.

پس برای کمک به کودکان در ابراز حس مسئولیت طی دوره کودکی و نوجوانی، والدین باید همچنان که درباره انتظارات خویش صراحت و ثبات دارند، بردبار و شکیبا نیز باشند.

رفتار مسئولانه کودکان می تواند قابلیت اونها را برای تصمیم گیری های مؤثر از وقتی به وقت دیگر و از کودکی به کودکی دیگر تغییر دهد.

برای آموزش این امر مهم کودکان باید هرچه زودتر و تا حدامکان هرچه بیشتر موقعيت های تصمیم گیری داشته باشند.

اونان ممکن هست به علت بی تجربگی، کمی سن و عدم اعتماد دیگران به اونها، این مرحله از تکامل را بدون هیچ تجربه ای پشت سر بگذارند.

تردید شخصی که در تصمیم گیری و مسئولیت پذیری در یک امر کوچک قادر به انتخاب نیست، سایرین را ناگزیر می سازد که مسئولیت انتخاب کردن را به عهده بگیرند.

اغلب اوقات، انگیزه والدین این هست که کودکان قادر نیستند اونچه را که می خواهیم به اونان بیاموزیم، فراگیرند.

کودکان در این مواقع اونقدر ابراز رنج و ناراحتی شدید می نمايند تا سرانجام خودمان مسئولیت انجام کارشان را برعهده می گیریم.

با این کار موقعيت یادگیری را از اونان می گیریم و اونچه را که موجب تکامل کفایتشان می شود از دست می دهند و دیگر مسئولیت انجام وظیفه ای که از اونان انتظار می رود را نخواهند داشت.

پس والدین باید تحمل داشته باشند، عملکرد فرزندشان را اون طور که واقعاً هست ارزیابی نمايند و تصمیماتی بگیرند که با نیازهای کودک سازگار هست.

والدین الگوی مسئولیت پذیری به حساب می آیند؛ والدین غیرمسئول نمی توانند مسئولیت پذیری را به کودکان خویش بیاموزند.

والدینی که سایرین را مسبب مشکلات خویش می دانند متزلزل اند، فراموش کارند، بازیچه دیگران برنامه می گیرند و از سایرین می خواهند که به جای ایشان تصمیم بگیرند.

اونان برای کودکان خویش الگوی بی مسئولیتی محسوب می شوند و نمی توان مسئولیت را به کودکانی که والدین شان غیرمسئولانه عمل می نمايند، آموخت.

کودکان با مشاهده طرز رفتار پدر و مادر با یکدیگر، مسئولیت پذیری را فرا می گیرند.

چنانچه والدین در قبال هم احساس مسئولیت نمايند و روش آزادانه، صادقانه و صریح در خانواده حکمفرما باشد، فرزندان بسیار آسان تر عهده دار مسئولیت می شوند.

کودکانی که مشاهده می نمايند والدین شان تعارض ها را به شیوه ای مسالمت آمیز حل می نمايند، همان رفتار را الگوی خویش برنامه می دهند.

اگر انتظارات والدین از کودکان قاطع و صریح باشد پیوسته برحسب نتایج رفتار اونان عکس العمل نشان دهند، رفتار شایسته شان را با پاداشی تقویت نمايند و به وعده های خویش وفا نمایند، کودکان معتقد خواهند شد که مسئولیت پذیر بودن فضیلتی محسوب می شود.

● چه وقتی می توان فرمود، کودکان مسئول بار آمده اند

اینکه کودکان صرفاً از دستورات خوب پیروی می نمايند، مسئول بودن به شمار نمی آید.

مسئول بودن به این معنی هست که کودک با توجه به تجربه خویش و آگاهی از انتظارات والدین و مربی موقعیت ها را ارزیابی کند و به طور مستقل تصمیم بگیرد تا برپايه اون به انتخابی شایسته دست بزند.

والدین و معلمانی که دائم به کودکان دستور می دهند و از این که می بینند اونان دستوراتشان را اجرا می نمايند، به خود می بالند، لزوماً نحوه مسئول بودن را به کودکان یاد نمی دهند.

کودکی که مسئولیت پذیری را آموخته هست، ویژگی هایی دارد.

- وظایف تعیین شده خویش را بدون نیاز به یادآوری انجام می دهد.

- برای اونچه انجام می دهد، علت های منطقی دارد.

- از بین راه های مختلف، راهی را که زودتر به جواب و به هدف برسد برمی گزیند.

- اونچه را که قول انجام دادنش را می دهد، به پایان می رساند.

- بدون جر و بحث زیاد، به محدودیت هایی که والدین برایش قائل می شوند احترام می گذارد و اونها را رعایت می کند.


5:

اهمیت مسئولیت پذیری نوجوانان:

کمال مطلوب در دوران نوجوانی اینست که در مرحله رشد و نمو مسئولیتهایی را به عهده بگیرد تا در دوران بزرگسالی فرد کامل و خودسازی شود.

دانستن اینکه چگونه و تا چه حد باید به نوجوان حس مسئولیت پذیری داد، یکی از مهمترین وظایف پدران و مادران هست.

نوجوان شما برای بدست آوردن اعتماد بنفس باید در زمینه مسئولیت پذیری تمرین کند و از این راه به خواسته هایش پی خواهد برد.

این تمرینها زیربنای بزرگسالی او را هستحکام می بخشد.

فرزندتان در دوران کودکی یاد می گیرد به شما اعتماد کند .

حالا قضیه برعکس هست او می خواهد بفهمد که شما تا چه حد به او اعتماد دارید.

با مسائلی مثل واگذاری مسئولیت حس اعتماد خود را نسبت به فرزندتان به اثبات برسانید.

(جودی فورد-ص١٨٢)

وقتی همه کارها را شما انجام می دهید به نوجوانتان بیشتر خوش می گذرد.

اگر مسئولیت کارها را به عهده گرفته اید، خسته می شوید و نوجوان خود را متهم به تنبلی و غیر مسئول بودن می کنید .

شیوه بزرگ کردن فرزند که منجر به فدا شدن پدر و مادر شود هیچ نتیجه ای ندارد مگر خستگی و عصبانیت مفرط پدر و مادر.وقتی شما نوجوانتان را تشویق کنید که در امور مهم و پايه ی با شما همراهی کند ، برخورد میانتان به کمترین مقدار می رسد و بهتر می توانید حال یکدیگر را درک کنید.

(همان-ص٤٣)



راهکارهای نادرست :

متداولترین روشهایی که بزرگسالان برای جلب همکاری کودکان بکار می برند:

• سرزنش و متهم کردن

• به کار بردن القاب ناخوشایند

• تهدیدها

• اوامر

• سخنرانی و موعظه

• هشدارها

• اظهار نظرهای شدید و غلیظ

• مقایسه ها ( به خصوص با خواهر یا برادر)

• طعنه ها و کنایه ها (فابر و مازلیش-ص٦٦)

راهکار های مناسب:

بسیاری از نوجوانان که دارای حس مسئولیت پذیری نیستند و نمی توانند مورد اعتماد واقع شوند، در شمار افراد تجربه گرا هستند.

این افراد ابتدا باید رفتاری را تجربه نمايند سپس قادر به پذیرش و درک هستدلال اون بشوند.

در اینجا به روشهایی اشاره می کنیم که می توانند احساس مسئولیت و اعتماد متقابل را تقویت نمايند.

• تعیین کردن حکم و مجازات : شما باید به فرزندتان بگویید چه می خواهید ولی مهمتر از اون ، اطلاع از مجازات عمل هست.

یعنی اگر به اونچه شما می خواهید عمل ننمايند چه مجازاتی در انتظار اوست.

خواسته ها و مجازات ها را هموقت تعیین کنید تا مسئولیت رفتار به عهده خود نوجوان برنامه گیرد و بداند دستیابی به پاداش یا تنبیه به عملکرد او بستگی دارد و از طریق نوع رفتارش می تواند به اونها برسد.



• تمام نتایج و مجازاتها را به رفتار فرزندتان مربوط سازید.


• از به عهده گرفتن مسئولیت فرزندتان خودداری کنید: عهده گرفتن مسئولیت رفتار و عملکرد فرزندتان باعث می شود تا قدرت تصمیم گیری نداشته و میزان وابستگی اش به شما تقویت شود.

کودکانی که لوس هستند و می توانند والدین خود را به هر کاری وادارند نیز مسئولیتی احساس نمی نمايند.

برخی از والدین مجازاتی را که فرایند عمل فرزندشان هست به عهده می گیرند تا بدین طریق از او حمایت نمايند.

این شیوه برخورد مانع از تقویت احساس مسئولیت در کودکان می شود.

• برای رفتارهای مناسب و نامناسب پیامدهای مختلف تعیین کنید.

برخی از نوجوانان از احساس مسئولیت کافی برخوردار نیستند، زیرا نوع رفتاری که مرتکب می شوند تاثیری در نتایجی که بدست می آورند،ندارد.

یک نوجوان به خود می گوید:" به مادرم کمک کنم یا نه ، در هر حال می توانم روز جمعه با دوستانم برای تفریح بیرون بروم."

• از قوانین معاملات تجاری هستفاده کنید:
هیچ گاه به یک نوجوان نگویید که برایت یک کامپیوتر خریدم اگر نمره خوبی در درسهایت بیاوری اونرا به تو خواهم داد.

در چنین وضعیتی بهتر هست بگویید: اگر نمره خوبی در درسهایت بگیری برایت یک کامپیوتر خواهم خرید.

از تعیین مجازاتهای بزرگ ، سخت و طولانی اجتناب کنید: برخی از نوجوانان احساس مسئولیت را از طریق تکرار مجازاتها می آموزند.

برای این افراد تکرار ٢٠ مجازات کوچک بسیار موثر تر از یک مجازات بزرگ هست .

مجاتهای سخت و طولانی اغلب در مورد فرزندان هستدلال پذیر موثر هست ولی یک نوجوان تجربه گرا از طریق پاداشها و مجازاتهای کوچک و پیاپی می تواند حس مسئولیت خود را تقویت کند.

• در نصیحت ، سخنرانی و هستدلال کردن زیاده روی نکنید.

• برای فرزندتان الگو باشید: اگر ما دارای رفتارهای غیر مسئولانه باشیم و یا نتوانیم خود را کنترل کنیم به احتمال قوی اونها نیز چنین رفتاری می نمايند.

• همکاری در کارهای خانه: انجام امور مربوط به خانه و تقسیم کار عامل موثر در تقویت احساس مسئولیت نوجوانان هست ولی به تنهایی کافی نیست.

لذا وقتی که یکی از کارهای خانه را به فرزندتان واگذار می کنید ، نوع کار را به دقت وصریح مشخص کرده و مجازات انجام ندادن اونرا نیز تعیین کنید.

• تقسیم کار عادلانه: اگر دارای چند فرزند هستید جلسه ای با اونها گذاشته و کارها را با یکدیگر ارزشگذاری کنیدتا از مشاجرات بین اونها جلوگیری شود.

در این صورت فرزندان شما احساس تبعیض و اجحاف نخواهند داشت.

یک روش تقسیم کار عادلانه در خانه، نوبتی کردن کارهاست.

فرزندان خود را نیز در روند تصمیم گیری در خصوص هستفاده از روشهایی به منظور تقسیم کار عادلانه شرکت دهید.

• دادن پول توجیبی : شما می توانید از سیستم پول توجیبی هستفاده کنید و ارزش پول را به او آموزش دهید.

میزان اون بر پايه درآمد شما و نیاز فرزندتان به پول تعیین می شود.(دن فونتنل-ص١۲۹)

• شاهد به مخمصه افتادن نوجوانان بودن سخت هست؛ بدتر از هر چیزی كمك به نوجوانانی هست كه نمی‌توانند مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیرند و گلیم خود را از آب بیرون بكشند و همیشه منتظرند تا پدر و مادر به یاری اونها بشتابند.
این كار وقتی كه اونها كوچكتر هستند و پیامدهای كارهایشان جدیت كمتری دارد بسیار آسانتر هست.

از دیگر نکاتی که باید توجه داشت اینست که مسئولیت شما به عنوان پدر و مادر خوب اینست که تمام اطلاعات لازم را درباره انتخابهای گوناگون در اختیار او بگذارید، در کمال متانت اجازه دهید تا حیطه اختیارات خود را بشناسد، درباره عواقب هر کار به او هشدار دهید، با آرامش او را راهنمایی کنید تا خود درباره هر مساله بیندیشد و اجازه دهید حق انتخاب داشته باشد.اگر او راه را گم کند و بداند به وجود شما احتیاج دارد به سوی شما می آید.

(جودی فورد-ص١٧٠ )


قانونگذاری و انتظارات و تغییر رفتارهای ناپسند:

نوجوانان علاقه بسیاری به انصاف دارند، به عبارت دیگر اونها به والدین معلمان که در نظر اونها منصف هستند احترام گذاشته و به سخنان اونها گوش می دهند و برعکس از سخنان کسانی که اونها را درک نمی نمايند یا رفتاری غیر منصفانه با اونها دارند سرپیچی می نمايند.

یکی از راههایی که فرزندتان احساس می کند شما فردی منصف هستید عبارتست از برقراری ضوابط و مجازاتهایی معین برای رفتار به طور هموقت.

والدین اغلب در برقراری ضوابط و قوانین در خانه موفق هستند ولی متاسفانه پیش از اونکه ضوابط زیر پا گذاشته شوند پیامدها و مجازاتهای مشخصی تعیین نمی نمايند و تعیین مجازاتها پس از نقض قانون، نوعی بی انصافی تلقی می شود.بنابر این در وضع مقررات به این نکات توجه کنید:

• قانونها و مجازاتها باید به طور هموقت تدوین شوند: این مسئله روش موثر در تدوین قانون هست.

با این روش به فرزند خود اجازه می دهید که خود درباره رفتارش تصمیم بگیرد و مسئولیت رفتارهایش بر دوش خود او برنامه بگیرد.

• قوانین و مجازاتها باید مشخص و دقیق باشند : هیچ وقت فکر نکنید با ذکر یک عبارت کلی و مبهم ، منظور خود را می توانید به فرزندتان منتقل کنید.

ابهام گویی باعث می شود فرزندتان دچار رنجیدگی و سردرگمی شده و شما را بی انصاف تلقی کند.

• شیوه های قانونگذاری وتعیین مجازاتها :

• از مجازاتهای طبیعی هستفاده کنید: بعضی از رفتارها در ذات خود مجازات را هم در بر دارند.

این نوع مجازاتها برای ترک یک رفتار خاص بسیار اثربخش هست.

• قانون مادربزرگها: دراین روش به فرزندتان می فهمانید که کاری را که من از تو می خواهم انجام بده، سپس اجازه داری هر کاری که خودت بخواهی بکنی.

البته این مورد با قبلی تفاوت دارد، زیرا نتایج، طبیعی نیست بلکه از سوی انسان طراحی شده.

مثلا: تا وقتی که تکالیف مدرسه ات را انجام نداده ای نمی توانی از تلفن هستفاده کنی.

• از نتایج مهم هستفاده کنید:
اگر دو مورد پیش کارساز نباشد باید نتایجی را برای فرزندتان اهمیت دارد مشخص نمایید و قوانین را بر پايه اون پایه گذاری کنید.

این نتایج به اقتضای علایق و نیازهای نوجوان تفاوت دارد.

• هستفاده از مجازات و پاداش برای تغییر رفتار: این دو از مهمترین شرایط مدیریت رفتار هست.

نوجوان باید بی وقفه در معرض پاداش و مجازات برنامه گیرند تا رفتارشان تغییر کند.

الف) جایزه، تشویق یا نتیجه مثبت:

اغلب کارشناسانی که در این زمینه فعالیت دارند در مورد برخورد مثبت تاکید فراوان دارند.

اونها به والدین می گویند: سعی کنید توجه خود را از رفتارهای نادرست فرزندتان به رفتارهای صحیح اونها معطوف سازید.

نکاتی که در تعیین جایزه باید مد نظر برنامه گیرد:

جایزه و تشویق باید در مورد هر فرد به طور مجزا مشخص شود، زیرا مسائل مورد علاقه افراد با هم تفاوت دارند.

والدین نباید سلایق و ارزشهای خود را در تعیین نوع جایزه و تشویق دخالت دهند و صرفا باید به نیازها و علایق نوجوان توجه نمايند.

جایزه می تواند شامل هر چیزی باشد که برای نوجوان اهمیت دارد: ١- تشویق یا آزاد کردن نوجوان برای فعالیت فیزیکی.

٢- تشویق یا جوایز مادی.

٣- تشویق یا جوایز اجتماعی مثل تحسین کردن، احترام گذاردن و ...

جایزه نباید پیش از تغییر رفتار اعطا شود.

جایزه باید در اولین موقعيت سپس تغییر رفتار داده شود.

به تغییرات تدریجی هم جایزه بدهید: خرد کردن یک هدف به اهداف کوچکتر باعث رسیدن تدریجی به اون می شود.

به موفقیت در این اهداف کوچکتر نیز جایزه باید داد.

به هر حال شما نمی توانید یکباره تغییر صد در صد را انتظار داشته باشید بلکه به مسیری که از حال تا آینده پیموده می شود توجه نمایید.

جایزه ممکن هست تغییر کند: در بیشتر مواقع، علایق و روحیات تغییر می کند.

لذا جایزه اثر بخش ، دیگر کارایی ندارد.

بنابراین اونرا تغییر دهید، البته نه سریع و شتابزده.

ب) تنبیه یا نتایج منفی:

انواع تنبیه ها:

• از دست دادن امتیازات

• جلوگیری از فعالیتهای مورد علاقه یک نوجوان ( تنبیه تحریمی): در این مورد باید سرگرم فعالیتی باشد که مورد علاقه اوست تا از طریق تحریم نوجوان بتوان او را تنبیه کرد.

دقت کنید فرزند شما باید آگاه باشد که تا چه مدت از یک فعالیت خاص محروم خواهد شد و برای پایان دادن به محرومیت چه کاری باید اجرا کند.

• تنبیه لفظی

• تنبیه بدنی

مشکلاتی که بر اثر تنبیه ایجاد می شود:

برجسته کردن نقاط ضعف نوجوانان که با تنبیه صورتمی گیرد موجب پیدایش مشکلاتی می شود که رفتارهای خاص دوران بلوغ را تشدید می کند.

• رشد جسمی نوجوانان مانع از موثر بودن زور در تربیت اونها می شود.

• عصبانیت، کله شقی و نمرد فرزندتان را تشدید می کند.

• فاصله والدین و فرزندان بیشتر می شود.

• فرار از مشکلات و اجتناب از برخورد کردن تقویت می شود.

• تنبیه و مجازات ممکن هست موثر نیفتاده و وضعیت را وخیم تر کند.

• باعث مقابله به مثل در اونها میشود و همان رفتار والدین را با خود اونها داشته باشند.



و در آخر توجه داشته باشید که به جای تنبیه فرزندتان، رفتار او را تنبیه کنید.

آرامش و خونسردی خود را حفظ کرده و برخورد کینه توزانه با او نکنید و این روش را به طور افراطی به کار نبرید.(دن فونتل-ص٤٧)


74 out of 100 based on 49 user ratings 124 reviews

@