طلاق…


طلاق…



طلاق…
خب..نظرتون چيه؟

من شروع ميکنم:



آيا با حكم اعدام متجاوزين به عنف موافقيد؟

1:


اول از همه بايد بدونيد كه مسلماً ممكنه شما در انتخاب خودتون اشتباه كنين.اين طبيعيه ولي حماقتي كه انجام ميدين اينه كه فكر ميكنين بايد اينقدر به اين بازي ادامه بديد تا تجزيه روحي بشين!

.متاسفانه واقعيت اينه كه در ايران و ساير كشورهاي سنتي گرا همواره از طلاق بعنوان يه برچسب كثيف براي زن ياد ميكنند تا راه ديگري براي به زنجير كشيدنش وجود داشته باشه.اينقدر اين مورد رو سياه و زشت نشون دادند كه در اذهان نقش بسته طلاق يعني نابودي! در حاليكه طلاق در دنيا يعني ايجاد موقعيتي دوباره با هستفاده از تجربه بيشتر…ولي تو ايران تا اسمش مياد پسرها لبشون رو يه ور ميكنن، ياد مهريه مي افتن! و دخترها هم تصايشانر گودزيلا رو تو مغزشون ترسيم ميكنن! درحاليكه احتمال اينكه به اين مرحله برسيد واقعاً براي همه افراد يكسانه.بدليل عدم رفتار صحيح بين زن و مرد در جامعه مسلماً ضريب انتخابي اشتباه بالايي وجود خواهد داشت.ولي متاسفانه افراد حاضرند خودشان و ديگران را از بين ببرند ولي بعنوان يك فرد طلاق گرفته شناخته نشوند.اختلاف يك چيز عادي بين دو نفر ميباشد اما بعضي مواقع كه افراد هيچگونه سنخيتي با هم ندارند ديگه شورش در مياد و يك صحنه نبرد در جهت تخريب يكديگر آغاز ميشه.واقعيت اينه كه خوردن يه كاكتوس درسته از زندگي با بعضي افراد راحتتره! مرداني كه فلسفه اونها اينه كه خانواده ما از شما يرتره و اينكه به اصطلاح گربه رو دم در حجله بكشند تا زن بفهمه رئيس كيه!
.


چه چیزی دراین دنیا هست،که نمیشه با پول خرید؟
يا زناني كه اصلاً نميفهمند زندگي مشترك يعني ساخت يك مكان جديد از نقطه صفر




اگه همسرن دست بزن داشته باشه چه مي كني؟

2:

واقعيت اينه كه بايد سعي كرد كه در زندگي به يك تفاهم رسيد ولي بعضي افراد واقعاً ارزش ندارند كه اصلاً همسر داشته باشند و مسلماً زندگي با اين افراد اگر نابودتون نكنه حداقل شما را به يه پله بالاتر ارتقا نميده.


اگه همسرتون به بلاي خانمانسوز اعتياد دچار بشه چه مي كنيد؟
زندگي فقط در ازدواج خلاصه نشده.خواستم بدونين كه ممكنه همين شما كه فكر ميكني چشمات رو باز كردي بد جور سيلي بخوري!
مردها معمولاً تمام زندگي رو در ازدواج خلاصه نميكنن و براي همين ميبينيم كه در مواقع بحراني ضربه كمتري ميخورن ولي من مخصوصاً رايشان خانمها زوم كردم تا متوجه بشوند دارن در جهتي تمام زندگيشون رو سرمايه گذاري ميكنن كه احتمال باختنش هم خيلي زياده..باختن هم حتماً نبايد به فعل طلاق ختم بشه !!!!!!!


هفت راز ازدواج موفق

3:

طلاق آخر دنيا نيست .ولي خيلي از زنها نميتونند انجامش بدهند .چون ترس از فلاكت و اينكه توانايي سر پاي خود بودن رو ندارند اونها رو تايشان شن زار يك انتخاب غلط نابود ميكنه.اين هم تقصير خودشونه.


دوست داری اسم همسرت چی باشه؟

4:

…….طلاق ننگ نيست بلكه يعني شما در اتخاب يك فرد اشتباه كرديد .


دوست داری بچه ی اولت دختر باشه یا پسر؟
من قبول دارم واقعيات ايران در اين مورد از دنياي حيوانات هم ظالمانه تره ولي به هر حال دليل نميشه شما روحتون زنگ بزنه.اگر در جهت بهبودتون تكون نميخورين اين مقدار زياديش از ضعف و ترس شماست.پس لطفاً كمتر ديگران رو مقصر بخونين.


دارم از دستش میدم؛یعنی من دارم اشتباه می کنم؟

5:

اين فقط يك اشتباه بوده و خسارتش قتل روحي نيست! از طرف ديگه برخلاف نظر عامه اصلاً رايشان زمين نمي مونين! براحتي خواستگار براتون پيدا ميشه با اين تفاوت كه اينبار شما با تجربه بالاتر اقدام ميكنين.خودتون رو هم لوس نكنين لطفاً!!! مثلاً بگين ديگه شوهر نمي خوام چون از مرد بدم اومده!! يا عين آدمهاي احمق دوباره خودتون رو به يه چيز ختم كنين و مثلاً اين دفعه بگين ميخوام بچه ام رو بزرگ كنم!!

6:

در انتها بايد بگم تا اونجايي كه ممكنه تحمل كنين

7:

آبجي اين نظر آخريت اصلا به حرفات نمي‌خوردا
ولي در كل اينقدر هم كه فكر ميكنيد ساده نيست بابا
نميگم اوناييكه طلاق ميگيرن آدم نيستند يا اشتباه مطلق كردند نه
شايد در خيلي از موارد تنها راه حلش همون طلاق بوده
اما آبجي گلم به نظرت علت بالا رفتن آمار طلاق چيه
شايد همينه كه اينقدر داريم اين مسئله رو واسه خودمون پيش‌پا افتاده فرض ميكنيم و خيلي راحت ميخاييم از مشكلات فرار كنيم
آخه عدم تفاهمي كه امروزه اين جوونا به زبون ميارن براي دليل طلاقشون يعني چي بابا
خوب اگه تفاهم نداشتيد كه اصلا سر سفره عقد نمي نشستيد
اگه نداشتيد همين مدت رو هم كه با هم نميمونديد حتي همون چند ماه
پس داشتيد خوبم داشتيد اما گمش كرديد
با خيلي از چيزاي بي‌خودي و دخالت ‌هاي بيجا
اگه يكم اين توقعات رو كنار بزاريد ( با شما هستم دختر خانوماييكه فكر ميكنيد تك هستيد و آسمون سوراخ شده و فقط شما ازش افتاديد باشما هستم)
اگه يكم اين غرور بيجا رو بشكونيم ( با شما هستم آقا پسرهايي كه فكر ميكنيد جاي زن برده گرفتيد و هر جوريكه دلت ميخاد ميتونيد رفتار كنيد)
خيلي از مشكلات حتي پيچيده حل ميشه
بازم ببخشيد

8:

منظورم از نظريه آخرم همين بود...چون ما دو گروه آدم داريم....يه گروه از طلاق ميترسند كه آمار زيادي رو تشكيل ميدن...و پستهاي اولم براي توجيه اونهاست...چون حتي گاهي در دوران نامزدي هم ارتباطاتشون به چالش ميفته اما به غلط فكر ميكنن كه اگه ازدواج كنن بهتر ميشه.....
و گروه ديگه كه تا يه دعواي كوچك پيش مياد..مهريه به اجراست و تقاضاي طلاق رايشان ميز قاضي....

9:

نه ديگه اينجا موافقم

10:

اين رو هم موافقي كه غير از شهرهاي بزرگ...اغلب از گروهي هستند كه بايد بهشون بگي ممكنه اشتباه كرده باشن...و حق زندگي و بازگشت دارند؟

11:

يه نموره

12:

پس منظور من از پستهاي اوليه اين اغلب بودند.....
نه اينكه طلاق خوبه ولي گاه كار گشا هست.......

13:

فقط گاهي

14:

من معتقدم كه علاج واقعه قبل از وقوع بايدكرد
اگه يه تصميم گيري عاقلانه اي بود و تمام جوانب درنظرگرفته ميشد به اينجا كه مسيله ي طلاق باشه نميرسيديم
ولي دركل اولا براي هرچيزي نبايد اين كلمه رو سر دادچون متاسفانه از من گرفته تا خيليها امروزيها دربرابر مشكلات زياد مقاوم نيستندوهمش متكي به ديگرانن
دوما اگرهم خدايي نكرده اتفاقي صورت بگيره و كسي بتونه گذشتي داشته باشه خيلي خوبه
سوماهم ميشه از بزرگتراي فاميل كه تاكيدا عاقل باشن نكه از بعضي كوچكترهاهم بجه تر
وسراخر اگرتمام اين راهها متاسفانه به نوعي صورت گرفته ايشانانگرفته ختم به خيرنشد طلاق يه امر حياتي
چون ادامه ي چنين وضعيتي بعدها اثارمخربتري بجاميذاره
چه خوب به قول يه مجري اگر مهريه ي همه درازاي سن عروس معيار سكه داشته باشه
به سن عروس ماچ و بوس حكم كنن
چون بعداز مثلا يكهزاروسيصدوخورده اي ماچ كدورتي باقي خواهد ماند

15:

ممنونم....باز هم مثل هميشه خوب و تكميل فرمودي....اما در مورد تصميم گيري....ببين..هر شخصي ممكنه اشتباه كنه..
حتي عاقلترين....پس اين حرفت به نظر من درست نيست....ما بايد قبول كنيم ممكنه تايشان انتخاب اشتباه كنيم..البته اين مجوز اشتباه كردن نيست....


16:

بله درسته
اصلا انتخاب یعنی دوراهی
همه ی راهها هم همیشه به خیرنمیرسه
چیز طبیعیه
ولی درمواقع ای که ناگزیر به یه انتخاب میشی
یه گزینت میتونه این باشه سرونازجان
خاصیت زندگی زناشویی برچهارستون تدینی مشترک و علاقه ای به زلالی عشق و گذشتی به ایثارمادری و احترامی متقابل برپایه ی منطق
یکی از این ستونا خراب شه بارشو میتونن ستونای دیگه تحمل کنن ولی باید دونست که چقدر این رکن و ستونها به تنهایی مقاوم هستند که درمسایل داخلی لاپوشونه خیلی ازموارد باشن
امیدوارم هزارمین راه همه جدایی باشه نه اولین ازاخر ااما

17:

من هم اميدوارم......
و اميدوارم كمتر اشتباه كنيم.....
و اميدوارم سازش بيشتري داشته باشيم....
.

اميدوارم از اختلافات كوچك ...راحت بگذريم....
و اميدوارم همراه خوبي بتونيم براي همسفرمون باشيم......
واميدوارم با شناخت ازدواج كنيم....

18:

اميدوارم
همه يه ذره فكربدون احساس رو ميطلبه
بعضي اوقات ميبيني يه سري مسايل كوچي كه دوطرف بهش بي تفاوتن سراخر خيرشونو ميگيره
چه بهتر كه چشماي عقل از چشماي دل بيشتر بازو بيناباشه تو انتخاب

19:

و تايشان سپس انتخاب.....


20:

و تايشان زندگي.........


21:

طلاق نشانه بی اعتمادی هاست.نشانه صداقت نداشتنهاست...............


22:

نه نميشه اينطور برداشت كرد...
در هر صورت ما اخلاقياتي داريم كه گاه اشتباه ميكنيم.....

23:

بعضي اوقات اگه طلاق صورت نگيره فاجعه ميشه
درسته لفظ اين كارو خودش بدولي هميشه هم بدقلمداد نميشه

24:

خوب وقتي زوجين قبل از ازدواج نتونن اعتماد همديگرو جلب كنن مي تونه تبديل به طلاق و بالاتر فاجعه مي شه...............


25:

به نظر من آدم تا به اون درجه نرسه كه بتونه يكيرو انتخاب كنه كه نتونه باحاش زندگي كنه نبايد ازدواج كنه ...


26:

اين يعني ايده آل..و ايده آل هميشه اتفاق نميفته.....
در هر صورت..ما بايد سازگاري رو ياد بگيريم.....
و اما گاهي هم نميشه ادامه داد...و طلاق يك راه حله آخره...

27:

طلاق !!!
به معنای رها ساختن هست !!!
4 مرحله در زندگی ما وجود داره میلاد ...

ازدواج ...

طلاق و مرگ !!!
شما فکر میکنید از این چهار مرحله کدام یک در اختیار ماست ؟؟؟
حتما" می فرمایید بستگی به خود فرد دارد ...
آری همینگونه هست بستگی به اعتقاد ما دارد ممکنه در هر 4 مرحله خود ما فقط تصمیم گرفته باشیم اما در مورد چند نفر این ممکنه صادق باشه ؟؟؟
در حالت کلی کسانیکه به قسمت و سرنوشت و قضا و قدر معتقدند همه را به خدا واگذار مینمايند و از خود هیچ تصمیم و انتخابی نخواهند داشت !!!
بعد هم همهء گناهان را به گردن شیطان بدبخت و بیچاره می اندازن !!!
هر چند بعضی از ما آدما به شیطان فرمودیم زکی !!!
من دوست دارم ابتدا این مسئله برای جمع مشخص بشه ...
که ما هر کدام در هر مرحله به تنهایی تا چه اندازه نقش داریم ؟؟؟
دلیل اینکه این کلمه در ایران منفور هستش و باهاش برخورد خوبی هم نمی شه تقریبا" درسته و باید هم همینگونه باشه ...

این واقعیت داره و حقیقت محضه !!!
طلاق همیشه تلخ خواهد بود حتی در بهترین شرایطش حتی اگر سپس اون زندگی و خوشبختی باشه چون هر جور که حسابش کنیم باز هم جبران عمر از دست رفته
و تاثیر منفی و نامطلوب این اتفاق در روح و روان ما تا ابد شاید خواهد ماند ...
من کاری به نگاه امت و نظر اونا در این مورد اصلا" ندارم !!!
چرا که هرگز برای امت و اینکه اونا از من خوششون بیاد یا بدشون بیاد زندگی نمیکنم ...
اما طلاق تلخترین مرحلهء زندگی من خواهد بود اگر اتفاق بیافته و واقعا" میترسم از این واقعهء بسیار تلخ چرا که برای من جدایی به معنای مرگه همیشه هیچ فرقی هم نمیکنه ...

ترس از طلاق هستش که هنوز نتونستم ازدواج کنم ...
مجرد بودن در این شرایط بسیار بهتره ...
اگر ازدواج کنم روزی و مجبور بشم طلاق بگیرم ( در واقع خانم نخواهند با من زندگی نمايند ) مطمئنا" اگر خودکشی نکنم دیگر هرگز ازدواج نخواهم کرد این کلمه از نظر من منفورترین کلمه در زندگیست !!!
و البته بار اول و آخریست که در موردش نظر میدم !!!
یاد گرفته ام از ارزشهای والای انسانی و اخلاقی فقط سخن بگویم !!!
کلمه ای زشت و نفرت انگیز و مایوس نماينده و خشک نمايندهء نهال امید و آرزوهای آدمی !!!
مثال خیلی ساده ترش غرایز حیوانی انسان هست که من هم هیچ علاقه ای بهشون ندارم و واقعیت داره متاسفانه و حتی منشاء بسیاری از طلاق هاست .....
باید از اون پرهیز کرد و با تمام توان به مبارزه اش برخواست و با بکارگیری همهء امکانات موجود به هر وسیله و به هر شکلی باید در ترد نمودن این اتفاق ناگوار کوشید من از طلاق بدم می یاد همیشه .

آیا در ادیان الهی منفور نیست ؟؟؟
آیا پیام آوران الهی امت خود را از اون برحذر نداشته اند ؟؟؟
آیا این همه که در مورد ازدواج سفارش شده و تاکید و حالا نصف دین هم هست در مورد طلاق سفارش شده ؟؟؟
آیا خود ما احساس بدی نخواهیم داشت !!!
چرا در طلاق کسی نمی رقصد و شاد نیست ؟؟؟
حالا شاید به عنوان آخرین راه حل خوب باشه که هست اما هرگز خوش آیند نخواهد بود ....
این همه که ازدواج زیباست و پیوندیست ملکوتی و آسمانی و خدایی طلاق زشت هست نمی دونم چگونه بگویم شیطانی ست ...
امان از انتخاب های اشتباه و غیر قابل جبران ...
امان از موقعيت های از دست رفته ...

عمر آدمی چه کوتاه !!!
من همیشه میگویم علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد همیشه پیشگیری از درمان بهتر هست .....

فقط برای آخرین راه حل اون هم تنها وقتی که ادامهء زندگی مشترک به هیچ وجه امکان پذیر نیست به عنوان داروی تلخی اما شفا بخش مناسب هست ...
به عنوان عمل جراحی بسیار سخت و مشکل و دردآور .....
اما اونهم نه با هر شرایطی و در هر وضعیتی ...

درست و حسابی مثل آدم باشه با توافق کامل و رضایت قلبی هر دو طرف نه با کینه و خشم و نفرت !!!

از تمام این حرفا که بگذریم باید بگویم که طلاق هم حالات متفاوتی داره و انواعی ...
که بیشتر جنبهء حقوقی و فقهی داره منم واردشون نمیشم ...
اما میخوام بگم که بدترین نوع طلاق از نظر من طلاق روانیست و در هیچ قانونی هم وجود نداره اینکه آدما با هم در کنار هم در ظاهر زندگی مینمايند اما هیچ مهر و محبت و عشق و علاقه ای بینشون نیست زیر یک سقف زندگی میکنن اما فقط همدیگه را تحمل مینمايند شاید به خاطر ترس از آینده و حالا هر دلیل دیگه مثل بچه و سن بالا ...


این هم نفرت انگیزترهستش ...

مطمئن باشید !!!
ترس از نگاه ها و حرف نزدیکان و امت و اجتماع ...
البته مثل خیلی چیزای با ارزش دیگه که برای همیشه داره از دست میره قبح و زشتی طلاق هم داره کم کم در ایران از بین میره خوب هم یاد گرفتند خانومای محترم اولین کارشون اجرا گذاشتن مهریه هایست که شرعا" هم باطله سال تولد !!!
این دیگه خیلی مسخرس به خدا !!!!!!!!

خیلی خنده داره !!!

و هر چیزی که این جوری شروع بشه آخرش معلوم نیست که چطوری تموم بشه !!!

وقتی که معیارهامون و هدف از ازدواجمون مادی شد باید فاتحهء این زندگی رو برای همیشه خووند فرقی هم نمی کنه که به طلاق ختم بشه یا نه !!!
من که چشم دیدن این آدما رو ندارم حالم از این جماعت پول پرست ...
زوال پرست بهم می خوره مفتشون گرونه سرتا پاشون دو زار نمی ارزه !!!!!
به هر حال خلایق هر چه لایق !!!
امیدوارم که این اتفاق تلخ و وحشتناک هرگز برای کسی اتفاق نیافته !!!
اما وقتی می شنوم 50 % ازدواج های دانشجویی ...
و یا از هر 4 مورد ازدواج 3 تاش حتی در وقتی کمتر از 6 ماه به طلاق میرسه ...
حتی در بین نزدیکان و دوستان و فامیل خود هم هر روز شاهدشم .....
همهء موهای بدنم سیخ میشه و واقعا" می ترسم ...
خدا کنه عاقبت همهء ما ختم به خیر بشه برای خوشبختی همه دعا کنید !!!

اما در مورد حرفهایی که دوست خوبم سروناز خانمی میزنن کاملا" موافقم همش درسته اما من نظر شخصی و کاملا" شخصی خودم رو در مورد این کلمه فرمودم !!!
خدایی ناکرده سوء تفاهمی پیش نیاد !!! فرموده باشم !!! کلی فرمودم بسیار کلی !!!
مشکل از وقتی شروع میشه که ما میخواهیم از کسانی که خود معنا و مفهوم زندگی و خوشبختی و ازدواج را نمی دانند این واژه ها را یاد بگیریم !!!
این ها رمز و رازیست در این دنیا که متاسفانه تعداد اندکی اونرا میدانند ...
من کمی از مفهوم خوشبختی را در تاپیک مربوطه مختصر و مفید فرموده ام و اگر تاپیکی هم باشه در مورد مفهوم زندگی کمی هم در این مورد خواهم فرمود .....
به هر حال من معتقدم آدمایی هستند که تحت هر شرایطی هرگز نباید ازدواج نمايند ...
یه مثال ساده میزنم اما اینها ساده ترینشه ...
کسانی که معتاد به الکل یا مواد مخدر یا دچار انحرفات اخلاقی هستند و بیکار و بی غیرت و بی شرف و بی ناموس و کافر و بی دین و انسان نیستند !!!

و کسانی هم که میخواهند تمام عمر و زندگی خود را در راه خدا و کمک به ایجاد خدا صرف نمايند و میخواهند مبارزه نمايند با تمام مفاسد دنیا !!!

دوست دارم یه جملهء دیگه هم اضافه کنم و همیشه صادق هستش ...
اونم اینه که : همه چیز نسبی هست و هیچ چیز مطلق نیست همه چیز بستگی به شرایط داره وقت و مکان ...

روحیات ما آدما و تفاوتهای بسیاردر شخصیتها ...
به هر حال من یه عادت خیلی بدهم داره اونم اینه که فقط موضوع تاپیک رو میخونم و نظر میدم متاسفانه بقیه نظرات رو نمی خونم میخوام بعدا" مقایسه کنم ...

طلاق !!!
به معنای رها ساختن هست !!!
اما رها ساختن چه چیزی یا چه چیزهایی این مسئله ای ست که باید شما قبل از انجام این کار در موردش خوب فکر کنید ...

خیلی فکر کنید ...
من الان 10 ساله که در مورد زندگی و ازدواج و عشق و خوشبختی دارم فکر میکنم ولی هنوز به نتیجه نرسیده ام شما چی !!!

به هر حال اگر ازدواجی داشتیم غلط و اشتباه باید تاوانش را پس بدیم این عدالته و حقه ماست باید شجاعت پذیرش هم داشته باشیم حقیقت همیشه تلخ خواهد بود !!!

از اونجاييكه ميخواستم از طلاق حرف بزنم سلام نكردم بي ادبي و پوزش مرا بپذيريد شرمندم بچه ها !!!

28:

خواهش ميكنم....

واقعا با زبان و بيان زيبايي توضيح داديد....


29:

به نظر من وقتی دو نفر تفاهم ندارن که با هم زندگی نمايند نباید پایبند یکسری سنتها باشن و تا آخر عمر همدیگر رو تحمل نمايند بهتر که طلاق بگیرند انسانها یکبار به این دنیا می آیند و بهتر که از موقعيتهاشون هستفاده نمايند

30:

تو که دوباره با دو تا آی دی اومدی.............قبلی
طلاق یه موقع هایی حلال مشکلاته آدمه

31:

هم میثاق هم پلیس مهربون میدونید منظورم چیه .............


32:

چرا خودتونو میزنید به اون را آقای میثاق که پلیس هم هستید
ببخشید تاپیک داره منحرف میشه بحث در مورد طلاقه

33:

دلايل احساس ناکامي و شکست که منجر به طلاق هاي قانوني و شرعي و يا طلاق هاي عاطفي مي گردد را مي توان به طور کلي در دو دسته خلاصه کرد:
دلايل مربوط به عدم شناخت و معرفت صحيح و درست از يکديگر در هنگام آشنايي و دوران قبل از ازدواج که منجر به تصميم هاي عجولانه و نادرست مي شود.
دلايل مربوط به نديدن آموزش و کسب آمادگي و مهارت لازم براي تحقق درست و کامل فهم و معناي ازدواج.

34:

میثاق میخوای بری محضر چی کار؟؟؟
داداش چند وقته ندیدمت خیلی سر به هوا شدی؟؟؟؟؟؟؟

35:

طلاق = نداشتن تفاهم

36:

مادر مرو !برای خدا پیش ما بمان.
از ما جدا مشو ...

بر قطره های تلخ سرشکم نگاه کن .طلاق…

بنگر به دست کوچک و لرزان طفل خویش
از قصه تلخ طلاق و جدایی سخن مگو .از پیش ما مرو ..

از ما جدا مشو !

اشک نیاز را به رخ زرد ماببین
ما جوجه های تازه رس بی ترانه ایم..

بر جوجه های غمزده سنگ ستم مزن..

ما را بزیر بال نوازش عزیز دار! مادر آشیانه ما را بهم نزن
مادر هراس در دل ما موج میزند ..

دستم بدامنت از قصه طلاق در این خانه دم مزن

بابا شکسته شیون من در گلوی من
در پیکرم حکومت بیم هست و اضطراب
بنگر بخواهرم ..

کاین طفل خردسال ..

میلرزد از هراس ..

میترسد از طلاق!

فریاد مرا گوش کن پدر! ما با وفای مادر خود خو گرفته ایم مادر بهشت ماست .
مادر اگر زکلبه ما پا برون نهی ...

فردا چه میشود؟

اندیشه کن پدر ..

ما را ببین چگونه بپایت فتاده ایم؟ از خشم در گذر

بی مادری بلاست ..

مارا اسیر فتنه بی مادری مکن

ای جان ما فدای شما آشتی کنید
جغد طلاق بر سر ما ضجه میزند
لعنت بر این طلاق ..

از بهر ما نه از بهر خدا آشتی کنید.

از بهر ما نه از بهر خدا آشتی کنید..
از بهر ما نه از بهر خدا آشتی کنید...

37:

طبق فرموده های سروناز این اشتباه ممکنه واسه همه اتفاق بیفته ...
والا نمیدونم چجوری باید از افتادن این اتفاق جلو گیری کرد ..

شاید هم اصلا نشه جلو گیری کرد

ولی به نظر من طلاق دو دلیل اصلی داره : ازدواج زود هنگام و عدم شناخت از طرف مقابل بیشتر به معضل طلاق ختم میشه ...
بله معضل ! طبق فرموده های دوستان طلاق در کشور ما برای بعضی از افراد معضل به حساب میاد

ممنون از همگی دوستان .


38:

بعضی از ادما تنها راه فرار از مشکلاتو طلاق میدونن
اگر چه این مشکل یه مشکل جزئی هم باشه بازم واسه حلش به هم کمک نمینمايند
در بعضی از موارد هم با وجود یه بچه باز کوتاه نمیان و اینده یکی دیگرو هم با ندانم کاریهاشون خراب مینمايند

39:

بيشتر اين مشكلات به دليل نداشتن از خود گزشتگي بوجود مياد...


40:

از خود گذشتگی تا چه حد؟ وقتی می بینن به درد هم نمی خورن از خود گذشتگی داشته باشن که چی بشه؟

41:

این چه حرفیه ...

شاید نگاه شما و خیلی از افرادی مثل شما این عواقب وحشتناک رو بوجود میاره ...
البته توی جمله هات فرمودی (اگه می بینن به درد هم نمیخورن) طبق فرموده آبجی ساره ..

:
اگه به درد هم نمیخوردن که ازدواج نمی کردن ..

اگه با هم تفاهم نداشتن که این همه وقت با هم راحت نبودند ...

پس باید مشکل را یافت و برای رفع اون کوشید ...
از خود گذشتگی برای کسی که طرف مقابلش لایق باشه بعضی مواقع میتونه تا شکستن غرور پیش بره و فقط بعضی مواقع

42:

من با نظر شما موافقم ولی مهم این جاست که هیچ کدوم نمی خوان غرورشون از دست بدن و نمی خوان از خود گذشتگی نشون بدن چون طرف مقابلشون رو لایق از خود گذشتگی نمی دونن کاش یه مقدار از این غرور های کاذب کاسته شود

43:

تلخ ترین حلال خدا

واقعا باید از همه چیز گذشت و کوتاه آمد تا پای ط...

پیش کشیده نشود

44:

بهترین گزینه برای نابودی 2 نفر و چه تهی از فکرن کسانی که حاضر به نابودی خود اما زندگی نمیشن.


45:

شما از کجا میدونی اون موقع که ازدواج کردن با هم تفاهم داشتن؟این همه وقت یعنی چند وقت؟خوبه خودتم اشاره کردی

46:

طلاق در موردی که دو فرد به هم علاقه ندارن میتونه کار ساز باشه.

چون با عشق همه چیز تحمل اور میشه

47:

ای ول وقتی دوست نداره باید طلاق بگیری

48:

اره عشق میتونه جلوی تضاد فکری 2 نفر را پر کنه.ولی ان جور نخواهد بود چون اگه تفاهمی نباشه عشقی نیست.


49:

وقتی 2نفر تضاد فکری دارند نمیتونن رفتار و طرز تفکر همدیگه رو قبول نمايند و این باعث میشه که جای عشق رو نفرت بگیره ...

عشق و نفرت 2روی یک سکه اند

50:

کیوان جان عشق و عاشقی کلمات پر قداستی هستند که متاسفانه بسیاری از ماها حرمت اونها رو شکسته و راحت به زبون میاریم....
دوست گرامی یه جاهایی اتو زندگی دو نفر تا حدی به تباهی و نفرت و بی رحمی میرسن که حاضرن همه چیز خودشونو فدای خودخواهی کنن یا اینکه واقعاً اون شرایط ایده آل و پر عاطفه و کانون گرم خانواده از هم پاشیده میشه.........
در این شرایط آدمی نمی تونه به حرف دلش گوش بده.

تمام وجودشو نفرت پر میکنه.......

در سر سرای قلبش نفرت و کینه و انزجار و انتقام جای مهر و محبت و صداقت و گذشت رو می گیره.....

51:

خب اگه موقع ازدواج هم تفاهم نداشتن ، پس طلاق حق مصلم دو طرفه hi:

52:

طلاق كمش زياد و ازدواج زيادش كمه

53:

منم نمیگم عشق بده ولی عشق واقعی موقعی ایجاد میشه که 2 نفر در بیشتر زمینه ها تفاهم فکری داشته باشن.
2 نفر هنگامی به تضاد میرسن بهترین گزینه جداییه حالا میخواد کانون گرم خانواده باشه یا هر چیز دیگه ای.
(حرفه دل هیچگاه نمیتونه جایه عقل و منطقو بگیره )

54:

بله منم با شما اقا كيوان موافقم...........

55:

me toooooooo.
i agree with kaivan and sinderela

56:

مرسي وحيده جون

57:


58:

درسته و به شرطیکه این عدم تفاهم واقعی باشه نه بهانه های پوچ

59:

حال که تصمیم نهایی مبنی بر جدا شدن والدین از یکدیگر شده، به راستی این امر چه عواقبی را برای خود اونان و چه مشکلاتی را برای فرزندانشان در بر خواهد داشت؟ هر چند طلاق همواره مراحل قانونی خود را طی می کند و یک سیر منطقی را دنبال مینماید، اما بسیاری از وجوه احساسی اون در بیرون از جلسه دادگاه خودشان را نشان می دهند.

والدین موظفند تا با آموزش های لازم در زمینه تاثیرات سوء اون، هم در مورد خود و هم در مورد فرزندانشان آشنایی پیدا نمايند.


وقتیکه سخن از در نظر گرفتن حقوق فرزندان و طرز برخورد با اونها به میان می آید، باید مراقب بود تا هیچ گاه قوانین زیر از ذهن دور نشوند: تنها افرادی که در بطن ماجرای طلاق گرفته اند، اما با این وجود باز هم به فرزندان خود علاقمند هستند، پدر و مادر میباشند.

در حالیکه وکلا، قضات، مشاوران اجتماعی و مسئولان بهزیستی از هیچ تلاشی برای یافتن علایق کودکان کوتاهی نمی نمايند، تنها والدین هستند که بر پايه عشق لایزال خود می توانند تصمیمات صادقانه ای در جهت رشد و ارتقای اونها بگیرند.

به علاوه پدران و مادران همراهان همیشگی هستند که :
1) حتی وقتیکه طلاق قطعی شده و به مرحله اجرا در می آید، باز هم در کنار فرزندان خود باقی می مانند و به اونها عشق می ورزند؛

2) پس از جدایی به اندازه کافی در کنار اونها باقی بمانند تا بتوانند تاثیرات سوء طلاق را بر روی اونها از نزدیک مشاهده نمايند؛

3) و نهایتا این قدرت و اختیار را دارند تا تصمیمات مهم را در مورد فرزندانشان اتخاذ نمایند.
خوشبختانه تفاوت کمی میان فرزندان طلاق و کودکانی که در کنار هر دو والدین خود زندگی می نمايند، وجود دارد.



به همین دلیل چندان دور از تصور نیست که پس از طلاق کودک از نظر روان شناسی همچنان به رشد طبیعی خود ادامه دهد و با سلامت نسبی پرورش پیدا کند.

البته باید توجه داشته باشید که این امر یک نتیجه گیری کاملا کلی هست و ممکن هست در موارد اختصاصی نتیجه با اونچه در این قسمت ذکر شد به طور کلی متفاوت باشد.

مسئله دیگری که در این قسمت باید مورد توجه برنامه داد، این هست که آیا تغییرات ایجاد شده در رفتار کودکان صرفاً به دلیل ماهیت طلاق و جداشدن والدین از یکدیگر صورت می پذیرند، یا اینکه به دلیل مناقشه هایی هست که در خانه از نظر اونها می گذرد.

به عبارت دیگر آیا مشکلات فرزندان برخاسته از تغییر در سیستم بنیادین خانواده هست، یا اینکه تنها پی آمد درگیری های پی در پی، تنش های اقتصادی، و مراقبت های ناکافی هست؟ اگر مبنا را بر روی کشمکش ها و درگیری های خانوادگی و نه جدا شدن پدر و مادر از یکدیگر بگذاریم، اونگاه باید اذعان داشت که تاثیرات سوء اون شایع تر شده و منطقه وسیع تری از مشکلات را به خود اختصاص می دهند.
البته اگر بنا را بر پايه چنین فرضیه ای هستوار کنیم، تئوری دیگری مطرح خواهد شد: در خانواده هایی که پدر و مادر در کنار هم زندگی می نمايند نیز ممکن هست فرزندان شاهد جر و بحث و مشاجره های گاه و بی گاه باشند؛

60:

چه کمکی از دست والدین مطلقه بر می آید
والدین باید چه کاری اجرا کنند
در مورد طلاق با فرزندان صحبت کنید
اگر اونها به اندازه کافی بزرگ شده اند و معنا و مفهوم زندگی مشترک را درک می نمايند، می توانید با دیدی باز وضعیت موجود را برایشان توضیح دهید.

سن فرزندان، تعیین نماينده طرز بیان و نوع مطالبی هست که در طی فرموده های خود باید به اونها اشاره داشته باشید.

کودک را نیز در جریان امور برنامه دهید:
سعی نکنید از زیر بار مسئولیت های خانوادگی خود شانه خالی کنید.

نقش های قبلی خود که قبل از طلاق نیز وجود داشته اند را به دست فراموشی نسپارید.



چیزی بیش از یک حمایت معمولی به اونها ارائه دهید
میزان حمایتی که زن و شوهر هر یک در فرآیند هضم جریان طلاق از محیط بیرون دریافت می نمايند، تاثیر بسزایی بر روی حس مسئولیت پذیری اونها در قبال فرزندانشان دارد.

تحقیقات گویای این مطلب هستند که 30 % از خانم ها و آقایون پس از جدا شدن از همسرانشان دچار افسردگی می شوند.


اگر در یک چنین شرایط بقرنجی برنامه گرفتید، می توانید به دنبال پشتیبانی و حمایت از جانب اقوام، دوستان، مراکز مشاوره اجتماعی و....باشید.

البته باید بدانید که تاثیرات سوء طلاق حتی منابع حمایت شما را نیز تحت الشعاع برنامه می دهند.

دوستان و خانواده ممکن هست به دلیل ثبت تجربه طلاق در زندگی از شما فاصله گرفته و تمایل چندانی به ساپورت فرزندان شما از خود نشان ندهند.
ا
رتقا توانایی های فردی
قابلیت ها و مهارت های شخصی والدین، ارتباط مستقیمی با توانایی حمایت اونها از فرزندانشان دارد.

پژوهش های اخیر به پدر و مادرهای تازه طلاق گرفته پیشنهاد میکند که: 1) توانایی خود را در عرصه شغلی ارتقا بخشند (شغل جدیدی را شروع نمايند)؛ 2) گرایشات سنتی خود را در مورد سکس تغییر دهند ( این امر به اونها کمک می کند تا به وسیله اراده با احساسات منفی مقابله کرده و اونها را تغییر دهند)؛

3) توانایی های فردی خود را به منظور ایجاد روابط جدید اجتماعی افزایش دهند؛ 4) در صدد ادامه تحصیل برآیند ( شاید این امر از نظر اقتصادی چندان مقرون به صرفه به نظر نرسد)؛ 5) درآمد خود را افزایش دهند ( طلاق معمولا باعث می شود تا نحوه زندگی از نظر کیفی، از هستاندارهای معقول فاصله بگیرد، به ویژه برای خانم های خانه داری که پس از مدت ها مجبور می شوند از خانه، وارد محیط جدید کاری بشوند)؛

6) از نظر احساسی خود را متحول کنید و عواطف درونی تان را رشد دهید؛ 7) با یک نیروی تازه در صدد جبران گذشته برآیید و سعی کنید سلامت عاطفی خود را از نو بدست آورید ( ارتباط مستقیمی بین میزان آسیب و توانایی افراد در وقف دادن خودشان با شرایط جدید وجود دارد).

هر چه والدین سریعتر و راحتتر بتوانند خود را با شرایط موجود وقف دهند و سریعتر بهبودی حاصل نمایند، این روند در فرآیند بهبودی فرزندانشان نیز تاثیر گذاشته و اونها را قادر می سازد تا زودتر به شرایط آرمانی پیش از طلاق باز گردند.


61:

تعریف تازه از نقش های والدین
کودک باید به طور کامل در جریان امور برنامه گرفته و تغییر و تعدیل در نقش های خانوادگی والدینش را به درستی درک کند، او باید بداند از این پس چه کسی، چه نقشی را به عهده خواهد داشت.

چه کسی آشپزی می کند؟ و این کار را چه وقتی می تواند اجرا کند؟ کدامیک از اونها از این به بعد او را از کلاس فوتبال به خانه بر میگردانند؟ و ...

البته پیش از اینکه اینطور مسائل را با فرزندان خود در میان بگذارید، ابتدا خودتان باید بر سر اونها به توافقق دست پیدا کنید.

یکی دیگر از مواردی که به واسطه طلاق تحت الشعاع برنامه می گیرد مقوله نظم و انضباط هست.

چه کسی تصمیمات نهایی را می گیرد و چگونه اونها را به مرحله اجرا خواهد گذاشت؟
باید دانست، یکی دیگر از مضرات طلاق از این برنامه هست که توقع و انتظارات معقول پدر و مادر از فرزندان کاهش پیدا کرده و به همین دلیل تمایل کمتری برای فرمودگو با اونها از خود نشان می دهند و چندان رقبتی به برقراری ارتباط ندارند.

می بایست تلاش کنید و تا اونجا که می توانید انتظارات خود را با موارد مشابه اون در پیش از طلاق مطابقت دهید.

اگر نسبت به رفتار فرزند خود بی توجهی کنید و روی او کنترلی نداشته باشید، در آینده شاهد تاثیرات زننده این بی توجهی بر روی خصوصیات اخلاقی کودک خود خواهید بود.



ایجاد سازگاری میان کودک و همسالانش
کودکان معمولا از قضیه طلاق پدر و مادر خود خجالت می کشند و از درمیان گذاشتن این موضوع با هم سن و سال های خود به شدت می هراسند.

فرزند شما چگونه میتواند این موضوع را با همسالان خود مطرح کند؟ این امر چه تاثیری در رابطه او با جمع دوستانش می گذارد؟ آیا مجبور می شود دوستان قبلی خود را ترک کرده و در پی یافتن دوستان جدیدی براید؟ لازم به ذکر هست که نقش والدین در تفهیم این تغییر ناگهانی به فرزندان از اهمیت ویژه ای برخوردار هست.



آسیب هایی که در پی تشخیص اشتباه والدین در ازدواج پدید می آید:
زن و شوهرهایی که از یکدیگر جدا می شوند، به درستی می دانند که خودشان جزء تنها افرادی نیستند که نتوانسته اند زندگی مشترک موفقی را دنبال نمايند؛ اما باید این مطلب را نیز در نظر داشت که عواقب طلاق فقط محدود به زن و مرد نمی شود، بلکه کل خانواده را در بر می گیرد.
آیا کودک شما هم می تواند قبول کند که مبحث طلاق برای بسیاری از افراد دیگر در سطع جامعه عمومیت دارد؟ پدر و مادر باید به عمق آثار طلاق در فرزندان خود بیندیشند و همواره راههای مکالمه و فرمودگو و ارتباط متقابل با فرزندانشان را باز نگه دارند.


62:

پذیرش ازدواج مجدد پدر و مادر:
اگر یکی از والدین و یا هر دوی اونها تصمیم به ازدواج مجدد بگیرند، الزامی هست پیش از اینکه دست به هر گونه اقدامی بزنند، تاثیرات بالقوه این امر بر روی کودکان را در نظر گرفته و پیشاپیش خود را برای رویارویی با اونها آماده سازند.


مواردی که والدین باید حتی الامکان از اون اجتناب ورزند

مشاجره و کشمکش:
کودکان به مشاجره های پس از طلاق به مثابه نوعی تفرقه نگاه می نمايند و این مسئله سبب می شود میزان آسیب دیدگی اونها از این تعارض خانوادگی افزایش پیدا کند.



ناسازگاری بیشتر والدین:
پس از طلاق، انتظارات والدین از فرزندان خود نسبت به گذشته تغییر پیدا می کند.

به علاوه اونها تصور می نمايند که نباید اجازه دهند فرزندشان بیش از این از نظر احساسی آسیب ببیند، به همین دلیل در نحوه منطقی انجام وظایف پدری و مادری خود خلل ایجاد کرده و با دید عاطفی و احساسی با قضیه برخورد می نمايند.



اونها باید مطلع شوند که اگر تنها به خاطر حفظ سلامت روانی کودکانشان هم که شده، باید از نظر تربیتی، یک محیط کاملا پایدار و با ثبات را ایجاد نموده و برای نگهداری و مراقبت فرزندان خود از تکنیک های موثر و علمی بهره بجویند.



حمایت کمتر از فرزندان:
کودکان پس از طلاق نیاز به حمایت عاطفی بیشتری نسبت به گذشته پیدا می نمايند.

متاسفانه چنین نیازی درست مصادف می شود با موقعی که مدت وقت وجود پدر و مادر در کنار بچه ها کاهش پیدا می کند .

اونها باید تا اونجایی که می توانند تلاش نمايند تا نیازهای روحی و عاطفی کودکان خود را برآورده سازند.



استفاده ابزاری از کودک بر علیه همسر:
متاسفانه در حین طلاق، خانم ها و آقایون درگیر جنگ های عاطفی با یکدیگر میشوند.

هنگامیکه خشم و خشونت بر اونها مستولی می شود، حاضرند تا هر کاری که از دستشان بر می آید برای مقابله با طرف دیگر اجرا کنند.

در این شرایط هیچ قربانی دیگری بهتر از فرزندانشان را پیدا نمی نمايند.



ابراز خشونت وجوه متفاوتی دارد که میتواند شامل موارد زیر نیز باشد: نسبت دادن صفات نا مناسب به کودک، سلب کردن حقوق مسلم او، اهانت و تهدید های بیجا و بی مورد و غیره.

این امر کودک را در موقعیت روحی نامطلوبی برنامه داده و سبب می شود تا احساس ناکامی عاطفی و اضطراب غیر قابل وصفی در او ایجاد شود.


63:

دو گانگی و تغییر مالکیت در والدین
گاهی اوقات یکی از طرفین، برای خوار کردن طرف مقابل، او را در نظر فرزند کوچک میکند و دست به تحقیر جایگاه اجتماعی او میزند.

با هستناد به دلایل روان شناختی، جدایی فرزند و ایجاد فاصله میان او و پدر یا مادر مسئله خوشایندی نبوده و عواقب خطرناکی را در آینده و حال او به وجود خواهد آورد.



فاکتورهای کلی موثر بر میزان آسیب
مطالبی که در این قسمت از نظر شما خواهد گذشت، حالت کلی داشته و تقریبا به صورت تعمیم داده شده بیان شده اند.

شاید برخی از اونها راجع به یک موضوع خاص صحت داشته باشند ولی برای شرایط مشابه دیگر، صادق نباشند.



کیفیت رابطه
اگر ارتباط فرزند با پدر و مادر در سطح بالایی باشد و از نظر عاطفی وابستگی شدیدی نسبت به اونها داشته باشد، پس از طلاق، آسیب های بزرگتری متوجه او خواهند بود.

تصور عام از این برنامه هست که اگر فرزند بتواند در جریان طلاق، ارتباط مناسبی با یکی از والدین خود بربرنامه کند، اونگاه آسیب کمتری دیده و از ضرر و زیان مشاجرات خانوادگی در امان خواهد بود.

اما "لاتزک" و همراهانش بر طبق بررسی های علمی که در سال 1996 انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که این باور از دیدگاه علمی، هیچ گونه جایگاهی ندارد و کودک می بایست با هر دو نفر (یعنی هم پدر و هم مادر) رابطه مناسبی بربرنامه کند.



مهیا کردن محیط خانه
سن کودک نقش مهمی را در برداشت او از طلاق بازی می کند.

همچنین محیط خانه نیز درک او را نسبت به موضوع جدایی تحت الشعاع برنامه می دهد.

تحقیقات حاکی از این مطلب هستند که تعداد بسیاری از کودکان، محیط خانه را حتی پیش از طلاق، رضایتبخش تصور می نمايند و به اون علاقه دارند.

پژوهشگران بر این باورند که اگر کودک، به غلط محیط ناخوشایند خانه را در ذهن خود فضایی شاد و سالم بپندارد، انگاه واکنش او نسبت به طلاق حادتر و جدی تر خواهد بود.



از سوی دیگر کودکانی که می دانند خانه اونها پیش از طلاق دارای محیط چندان خوشایندی نیست، شاید در ذهنشان بتوانند به این نتیجه دست پیدا نمايند که طلاق راه حل مشکل والدینش می باشد.

همچنین توصیه می شود مشاجرات خانوادگی در حضور کودک انجام نشود چراکه در غیر اینصورت او از رشد عاطفی و درک منطقی محروم می ماند

64:

جنسیت کودک
کودکان در صورتیکه نتوانند نیازهای عاطفی خود را در محیط خانه برآورده سازند، به سمت مربی و یا معلم خود متمایل می شوند، کاری که برای دخترها خیلی راحت تر از پسر هاست.

با توجه به مطالعات انجام شده در این زمینه، می توان فرمود تاثیرات سوء طلاق بر روی فرزندان پسر خیلی بیشتر از دختران هست چراکه معمولا در جریان جدایی، پسرها مجبور می شوند از فرد همجنس خود که نقش الگو را برایشان بازی می کرده، جدا شوند.

عکس العمل فرزندان پسر به این قضیه شامل موارد زیر می باشد:

1) در مقایسه با فرزندان دختر از نظر اجتماعی سطح پایینی از توانایی ها را از خود بروز می دهند (پسرها اغلب متوقع، ناسازگار، پرخاشگر، نابالغ، و دارای مشکلات درونی شخصی بیشتری خواهند شد)؛ 2) تنبیهات و تعارضاتی که از طرف والدین نسبت به فرزندان اعمال می شود، در مواجهه با فرزند پسر شدید تر هست؛ 3) مشکلاتی برای پسران در رابطه با مدرسه، ابراز خشونت، مخالفت با جمع، و عمل بر طبق انگیزه های اونی در اونها ایجاد می شود که به وفور در اونها قابل مشاهده خواهد بود.



ارتباط میان پدر و مادر
مهم ترین فاکتور برای ارزیابی میزان حاد بودن ضربه ای که از جانب طلاق متوجه فرزندان می شود، در ارتباط مستقم با مشاجرات و دعواهای خانوادگی هست.



ازدواج مجدد:
هر چند ازدواج مجدد والدین، می تواند پشتوانه خوبی هم از نظر مالی و هم از حیث حمایت و نظارت عاطفی را فراهم آورد، اما متاسفانه شواهد کمی در این زمینه وجود دارد که اثبات کند، ازدواج مجدد، می تواند موفقیت و سلامت کودک را تضمین کند.



سن کودک:
تحقیقات نتایج مختلفی را در این زمینه به فرد ارائه می دهند که در موارد بسیاری با یکدیگر متناقض هستند؛ اما به هر حال باید اذعان داشت که سن کودک در این جریان، نقش مهمی را بازی می کند.



سن کودک، نظریات احتمالی مختلفی را پیش رو برنامه می دهد:
نوزادان و کودکان نو پا
اگر چه اطلاعات کاملی در این زمینه در اختیار نداریم، اما مسئولیت تمام امور به عهده خود والدین می باشد.

اونها باید تعیین نمايند که فرزند، از نظر عاطفی با کدامیک از اونها رابطه تنگاتنگ و شدید تری بربرنامه کرده.

او در سنی هست که به سرعت از محیط اطراف تاثیر می پذیرد، بنابراین نیازمند یک محیط کاملا امن و آرام هست.

والدین باید سعی نمايند رفتار خود را مانند گذشته ادامه دهند تا کودک متوجه تغییر خاصی نشده و به رشد سالم خود ادامه دهد.

باید توجه داشت که اگر کودک ارتباط شدید تری با مادر داشته باشد و مادر از نظر فیزیکی در دسترس نباشد ( محصل یا شاغل باشد ) این مورد می تواند نتایج نه چندان مطبوعی را به همراه داشته باشد.



بررسی های علمی گویای این مطلب هستند که پس از طلاق، برخی از نوزادان برخی از توانایی های قبلی خود را از دست می دهند؛ (به عنوان مثال توانایی کنترل ادرار، تمایل به بغل شدن) این کودکان حالاتشان دائما در حال تغییر هست و به نظر می رسد که از چیزی می ترسند.

همچنین ممکن هست با مشکلاتی در غذا خوردن و خوابیدن نیز مواجه شوند.


65:

سن 3-9
در این سن چون کودکان هنوز وارد مدرسه نشده و با محیط جمعی آشنایی زیادی ندارند، ( به ویژه از سن 3 تا 6 سالگی ) افکار اونها ماهیت خود محوری دارد و خودشان را در مرکز تمام اتفاقات زندگی برنامه می دهند، به همین دلیل در تصوراتشان، خود را مقصر اصلی طلاق فرض می نمايند و دائما در حال سرزنش کردن خود هستند.

در حالیکه خودشان را مقصر فرض می نمايند، هموقت این قدرت را نیز به خود می دهند که دو مرتبه پدر و مادر را مجددا کنار هم بیاورند؛ به عنوان مثال با خود تصور می نمايند که: اگر من بچه خوبی باشم، پدر، دوباره به خانه بر می گردد.

انفصال عاطفی و احساسی کودک چه از پدر و چه از مادر بسیار دشوار هست و اگر دقیق تر به قضیه نگاه کنیم متوجه می شویم که بدترین جای طلاق هم همین قسمت می باشد.



در این سن، کودک روزنه های اجتماعی کمتری دارد تا بتواند در صورت نیاز به اونها پناه ببرد.

نقش والدین در چنین مواقعی به بالاترین میزان خود می رسد.

هر چند این گروه سنی نسبت به گروه قبلی از توانایی درک بالاتری برخوردار هست و راحت تر می تواند مشکلات را تحلیل و بررسی نماید، اما بازهم به مثابه درک و فهم خود، غم و غصه و اندوه بیشتری را تجربه خواهد کرد.


در چنین مواقعی افسردگی در این کودکان به وفور زیاد می شود.

هر چه سن کودک در این گروه بالاتر برود، بیشتر می تواند از افکار خودمحورانه فاصله بگیرد؛ اما هر چه سن او به 3 سالگی نزدیک تر باشد، سرزنش های فردی بیشتر شده و خودش را عامل این طلاق می داند؛ هر چه بزرگتر شود، سعی می کند تا با هستدلالهای شخصی، یکی از طرفین و یا هر دوی اونها را مقصر بداند.



9 سالگی به بعد
در این سنین، فرزندان دیگر نسبتا به راحتی قادر به تشخیص محیط ناخوشایند خانه هستند.

البته طلاق در نظر اونها امری کاملا غریب الوقوع می نماید و بالطبع تحت تاثیر آسیب های شدید روانی و اجتماعی برنامه می گیرند.

هر چه کودک بزرگتر شود، دوستان و مدرسه می توانند از نظر اجتماعی بیشتر به او کمک نمايند.



خودش هم بهتر می تواند از پشتیبانی های عاطفی والدین، برای رسیدن به خواستهایش، بهره بگیرد.

والدین باید بدانند که هر چه فرزندان بزرگتر می شوند و به مرحله ای می رسند که نوبت برقراری روابط صمیمی با جنس مخالف هست، همواره با ترس جلو می روند و همیشه توانایی های خود را زیر سوال می برند که آیا می توانند رابطه را حفظ نمايند یا خیر.



تاثیرات روانشناختی طلاق بر روی کودکان
بر خلاف والدین، بچه ها به هیچ وجه نمی توانند خودشان را آماده نمايند تا از محیط خانوادگی خارج شوند.

برای بیشتر بچه ها زندگی کردن با یکی از والدین تنها به معنای مردن نفر دوم هست.

پژوهشگرانی با نام های "آماتو" و "کیت" در تحقیقاتی که در سال 1991 انجام دادند، به این نتیجه دست پیدا کردند که : "فرزندانی که مرگ یکی از والدین خود را تجربه می نمايند، خیلی راحت تر می توانند نسبت به کودکانی که قربانی طلاق شده اند، با قضیه کنار بیایند."

هم پدر و هم مادر باید خودشان را آماده پذیرایی از افکارهای کوکشان مبتین بر مردن دیگر شریک زندگی نمايند.

ممکن هست کودک پیش از طلاق ارتباط عاطفی شدیدی را با یکی از والدین خود بربرنامه کرده باشد؛ حال اگر شخصی که فرزند از نظر عاطفی به او دلبستگی شدیدی دارد، پس از جدایی نقش کمرنگتری را در پرورش او ایفا کند و همچنین فرد دیگری که بیشتر اوقات درکنار فرزند باقی می ماند اعمال نفر دیگر را خوار کرده و شخصیت او را در نظر کودک تحقیر نماید صرفا با این کار خود موجبات ناراحتی کودک را فراهم می آورد.



برخی احساست عمومی در چنین کودکانی عبارتند از: 1)انکار و تکذیب؛ 2)احساس باخت؛ 3) اضطراب؛ 4) ناسازگاری؛ 5) تنهایی؛ 6)خشونت؛ 7) نداشتن ثبات قدم؛ 8) مظالم بدنی ( نظیر: سردرد، بی اشتهایی، حالت تهوع، هستفراغ و اسهال)

66:

مشکلات رفتاری مشترک در فرزندان طلاق
طلاق و مسائل روان شناختی که همراه با ان وارد زندگی می شوندف موجب میشوند تا کودک یک سری حالات غیر متعادل را از خود بروز دهد.

سوء رفتار و بی انضباطی در خانه و محل تحصیل افزایش پیدا می کند.

رفتارهای نامتعارفی که باید مراقب اونها بود به شرح زیر می باشند:
مشکلات تحصیلی

پرخاشگری در مقابل والدین (به عنوان مثال وقتی که برای دیدار یکی از والدین ‌‌[که مراقبت او را به عهده ندارد] می روند، موقع برگشت به خانه بهانه جویی می نمايند)
مصرف الکل و مواد مخدر
گرایش به برقراری رابطه جنسی
تاثیرات دراز مدت احتمالی

در حالیکه طلاق برای تمام کسانیکه درگیر اون می شوند، بسیار دردناک می باشد، تحقیقات دراز مدت در این رابطه نشان داده اند که گذر وقت نقش مثبتی را در این زمینه ایفا می کند.

تاثیرات سوء آغاز طلاق، پس از دو سال تقریبا می توانند به دست فراموشی سپرده شوند و شرایط به حالت عادی بازگردد.

با این حال بازهم مشکلات احتمالی مداومی حتی تا سال های متمادی پس از طلاق نیز ادامه خواهند داشت.

هر چه درگیری میان والدین بیشتر باشد، مشکلات پش از طلاق نیر مدت وقت بیشتری می طلبند تا به دست فراموشی سپرده شوند.

از این نوع مشکلات می توان به این موارد اشاره داشت: 1) عدم توانایی کودک در برقراری رابطه با والدین؛ 2) % بالای مشکلات رفتاری؛ 3) % احتمالی بالای اخراج از مدرسه

تحصیلات:
تحقیقات معین می نمايند که احتمال ترک تحصیل فرزندان طلاق نسبت به کودکانی که در کنار پدر و مادر زندگی می نمايند، بیشتر هست.

این حقیقت در مورد خانم ها بیشتر از آقایون صحت دارد.

فرضیه بر این هست که اونها از نظر مالی کمتر از طرف والدین حمایت می شوند که این امر تاثیر مخرب تری بر روی خانم ها دارد تا آقایان.

تحصیلات پایین به نوبه خود مشکلات بسیار بزرگتر و جدی تری را در آینده برای فرد به وجود می آورند.



مشکلات بستری
در نتیجه طلاق برخی از کودکان در وقت بزرگسالی در ربطه خود با جنس مخالف و دیگر روابط رمانتیک خود دچار مشکل می شوند.

به دلیل تجربه طلاق در زندگی خانوادگی، اونها همیشه با این ترس زندگی می نمايند که امکان خیانت وجود دارد، و تصور می نمايند که "الزام به سرسپردگی" از نظر ماهیت، امر بی معنایی هست.



مداخله
سن و درمانهای پزشکی
برای کودکان پیش دبستانی مداخله پزشکی باید از طریق گردآوری و نمایاندن نقش خانواده برای کودک به مرحله اجرا در آید.

در جلسات باید با کودک فرمودگو شود و جایگاه اصلی او را در ذهنش تثبیت نمايند.

همچنین باید به والدین فرمود که توانایی ها تعلیم و تربیتی خود را افزایش داده و از مشاجره های گاه و بی گاه پرهیز نمایند.

کودکان در این سن معمولا هیچ تمایلی به صحبت کردن در مورد طلاق و جدایی از خود نشان نمیدهند؛ ب

نابراین باید در مورد این موضوع بطور غیر مستقیم با اونها صحبت کنید.

به عنوان مثال (من بچه ای را می شناسم که از جدا شدن پدر و مادرش، احساس ناراحتی می کند.) به احتمال زیاد تاثیرگذاری با اتکا به چنین شیوه ای مثمر ثمرتر خواهد بود.

اما با بچه های بزرگتر، باید بطور مستقیم رفتار نمود.

در سنین بالاتر بچه ها راحت تر می توانند خوب و بد را از هم تشخیص داده و احساسات خود را با طرف مقابل در میان بگذارند.



معالجه گروهی
در این بخش بچه ها با بچه های دیگر و به همراه یک مشاور در کنار هم می نشینند و صحبت می نمايند.

در طول جلسه بچه ها تجربیات و احساسات خود را مطرح می نمايند؛ مشاور اونها را با راه حل های متفاوت و تکنیک ها نوین حل مشکل آشنا می کند و همچنین می توانند از حمایت و پشتیبانی همسالان خود نیز بهرمند شوند.



مسئولیت مشترک
اگر پدر و مادر بتوانند بدون جر و بحث و مشاجره هر دو با هم مسئولیت نگهداری از فرزند خود را به عهده بگیرند، اونگاه پژوهشگران معتقدند که این کار هم به نفع والدین هست و هم به نفع کودک.

با یک چنین برنامه ریزی کودک هم از نظر مالی و هم از نظر اقتصادی تحت حمایت مکفی برنامه خواهد گرفت.



سایر منابع کمکی
متخصصان سلامت رفتاری تعلیم دیده اند که چگونه با کودکان و نوجوانان به منظور حل مشکلات روحی و اجتماعی وارده از سوی طلاق ارتباط بربرنامه نمايند.

سایر مواردی که می توانید از طریق اون حمایت شوید عبارتند از: روانشاس، مشاور، مامور اجتماعی، روان درمانگر، مشاور مدرسه، معلم، پزشک خانوادگی، پزشک اطفال، عالم مذهبی، بیمه و مراکز خدمات رسانی، مراکز بهزیستی، خدمات اعصاب و روان و...می باشند .



</SPAN>

67:

امیر عزیز ممنون از تاپیکهای جالبی که برامون میزنی
واقعا جالب و خواندنی هستند
.


68:

خواهش میکنم.

هدف فقط اموزش و آگاهی به دوستان عزیز.

69:

امیر جان هرچند دوست ندارم راجع به طلاق و ...

حف بزنم و بشنوم.

ولی مطالب مفیدی بود.

موفق باشی.....!

70:

نظر لطف شماست روشنک جان

71:

ممنونم امیر جان مطالب خوب و قشنگ و مفیدی بود امیدوارم که همیشه موفق باشید

72:

در هر نزاعی ٬ اونان که صدایشان بلندتر هست ٬ معرفتشان کمتر هست.

طلاق…

همه چی شده بازی .

.

.

و نتیجه بازیها همیشه به ضرر کسیه که اصلا تو بازی نبوده !


نتیجه یه بازی که اسمش ازدواجه به طلاق منجر می شه و یه بچه که معلوم نیست این وسط مسطا از کجا پیداش شده می شه بازنده !!
اون موقع که بی دغدغه تو هم گره خورده بودین به طلاق فکر نمی کردین نه ؟



می دونم نه !!!! اون لحظه فقط به دنبال .

.

.

راستی دنبال چی بودین ؟

فکر کردین با اومدن یه بچه دیگه همه چی تموم می شه خانمه سرگرم می شه کمتر گیر می ده
آقاهه بچه از سر و کولش می ره بالا به زندگیش بیشتر اهمیت می ده !!!
بیچاره این بچه ها که گریه هاشون تو حموم زیر دوش آبه !!! موقع هایی که دیگه نمی تونن طاقت بیارن
تو دستشویی !!! شبا زیر پتویی که زیرش دارن از گرما خفه می شن و حرم نفس هاشون و داغی
گونه هاشون آتیششون می زنه !!
دلم براتون می سوزه آره می خوام بهتون ترحم کنم همون چیزی که ازش متنفرین !!!
این فرشته های کوچولو به کجا می رسن ؟ آخرشون کجاست ؟

73:

ممنونم.

موضوع خوبیه !


طلاق اولین و آخرین راه برای انان که در انتخاب عشق اشتباه کرده اند و در راه زندگی شکست خورده اند و برای فرزند (شان) انتهای خط ....!

74:

(طلاق منفورترین حلالها در نزد خداوند هست)
تو این دوره زمونه ماشالله دخترا و پسرای ما اصلا یکذره نمیخوان از موضع خودشون عقب نشینی نمايند و مرغشون یکپا داره بابا یکذره تو کوتاه بیا یکذره اون تا این وسط یک یا چند تا بچه به بچه های بی سرپرست کشور اضافه نشه بخدا حیفه که آدم بخواد این راه رفته رو دوباره امتحان کنه عمری گذشته به اینجا رسیدین ممکنه دیگه عمری برای پیمودن دوباره این راه گیرت نیاد پس قدر لحظه های با هم بودن رو بدونید و از زندگیتون لذت ببرید

75:

ما که از اول فرمودیم .
یعنی چی؟

76:

توی شرایط فعلی ، من میخواهم طبق دستورالعمل ذهن خودم و توصیه سروناز ، همسرم رو طلاق بدم،اخه حق با سرو نازه، تا کی توی ذهنم خودم رو شکنجه کنم و بی وفائی اونو تحمل کنم، چند وقت پیش، خیلی ساده بهش فرمودم اینم یه راهه که بهش فکر میکنم، کلی گریه کرد و عذر خواهی، ولی چه فایده، فکر میکنم حق با سرو نازه.

طلاق بهترین راهه که آدم راحت بشه، همسرت هم میره دنبال زندگی خودش، تو هم میری دنبال زنی که جواب محبت رو با محبت بده.


77:

اشتباه های بزرگ گاهی غیر قابل جبرانه، مثلا اگه یه نفر رو بکشی و بعد بهش بگی معذرت می خوام اشتباه کردم ، میتونه از تو بپذیره؟
مسلما نه ،
اگه همسرت ، بی وفائی کنه، اونم در مقابل سالها عشق و وفاداری تو، و تو خودتو خرد شده ببینی ، آیا بهترین راه طلاق نیست؟

78:

سلام خدمت شما گلم
- چراطلاقو برای خانوما تبلیغ کردید ؟
بعدشم
- چرا از بحث طلاق تشویق به طلاق را مطرح کردید ؟
- مگر فکر می کنید اونور طلاق یک بهشت برین منتظره ؟
- بهتره در بحث طلاق به نقش مخرب اون در زندگی و روحیه ی بچه ها و متلاشی شدن خانواده ها صحبت کنید
- بحث درمانی تشویق برای طلاق در عموم خدای نکرده در جوانان کم تجربه بد آموزی دارد این بحث برای کسانی که واقعا ناچار هستند طلاق بگیرند باید به صورت خصوصی مطرح بشه
- بعدشم با کمی شیطونی بهتر نیست بحث هاتون جنبه ی مثبت داشته باشه

من هم موافقم که بعضی جاها ادامه ندادن بهتره و باید قطع کرد اما این جنبه ی عومی نداره انسانها می توانند در مقابل مشکلات مبارزه نمايند و سازندگی داشته باشند .

می توانند خودسازی و دیگر سازی داشته باشند .

اگر خانواده ها درست اندیشه نمايند و جوانان را درست رهبری نمايند و هم اندیشی در خانواده ها به طریق صحیح باشد می توان جلوی بسیاری از طلاق ها را گرفت
خوب این هم یک نظره از طرف لیمپو شیطونه شاید کمی شیطونی توش باشه اما شرمنده از جسارتم

79:

نوشته اصلي بوسيله harison ford نمايش نوشته ها
مسلما نه ،
اگه همسرت ، بی وفائی کنه، اونم در مقابل سالها عشق و وفاداری تو، و تو خودتو خرد شده ببینی ، آیا بهترین راه طلاق نیست؟



اگر اینطوری فکر کنی نباید از خدا طلب بخشش کنی .

این همه نسبت به اون بی وفایی می کنیم سپس خدا می خواهیم ما رو ببخشه اگر می خوایم بخشیده بشیم باید ببخشیم

چرا به طلاق فکر کنی ؟
چند بار پیش یک مشاور رفتید
چقدر سعی کردی زاویه ی دیدتو نسبت به همسرت تغییر بدی ؟
تا حالا خودتو به جای اون گذاشتی تا ببینی چه می خواهد و چه فکر می کند
سعی کردی با اون طوری رفتار کنی که اون با شما رفتار کنه
آیا تا به حال کلاس های ارتباط موثر را رفتید
آیا تا به حال بررسی کردید که چه چیزی باعث بی وفایی همسرت شده
آب که گل آلود می شه حتما علت داره تا حالا چقدر دنبال علتش گشتی
زود تصمیم نگیر برو بگرد حتما موفق می شی با کارشناس ها خانوادگی صحبت کن این یک مسئله کوچک نیست که با یک مطلب بخوای تصمیم بگیری
موفق باشید

80:

فكر كنم راهكار دادن براي ايشون يه خورده ديگه دير شده باشه
ولي خوب بقيه مي تونن از اين راهكارها عبرت بگيرند!

81:

ديروز صبح يه مسئولي تو راديو داشت راجع به طلاق و دادگاه هاي خانواده صحبت مي كرد.

نكات جالبي داشت:
طلاق به خاطر اعتياد ديگه منسوخ شده ، خانم ها با آقايون معتاد بسازند تا انشاالله اونها ترك كنند!!!!!!!!!
خانمي كه بلد نيست حتي يك تخم مرغ درست كنه، چه جوري حق طلاق مي خواد؟!!!!!!!!!!!
در پايان فرمود 80% از مراجعين جهت درخواست طلاق به دادگاه خانم ها هستند.
(فكر كنم ايشون به خوبي عدالت را در دادگاه اجرا مي كنند)

82:

همیشه خانوم ها مقصر هستن
اما درکل الان که آمار طلاق زیاد شده بیشتر سر موضوعات الکی هستش وخنده دار

83:

آقا دست شما ندرد نكنه .

چه لطفي به خانم ها داريد.
معلومه ديگه وقتي اوضاع دادگاه اونجوريه ، آقايان با توپ پر ميان ميدون.


84:

این آمار کج و کوله از کجا اومده ؟به صرف اینکه رسانه ها فرافکنی می نمايند؟
چون خانومها درخواست طلاق میدن،پس اونا مقصرن؟یعنی ریشه نداره؟
میگن کار را که کرد،اون که تمام کرد البته اینجا از نوع منفیش.


85:

خيلي چيز خوبيه فقط تعدادش كمه

86:

فكر كردن بهش وحشتناكه اميدوارم نصيب هيچ كدوم از بچه هاي گل اين مجموعه نشه

87:

ممکن هست برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست هست یا نه؟

آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده هست و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن هست برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست هست یا نه؟

به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با جواب خودتان مطابقت دهید.

۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این هست که از یکدیگر جدا شوید.
۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی هست.
۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور وقت برطرف و حل می شود.
۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.


نظر مشاور درباره مشاجره
این خیلی عجیب هست که بیشتر همسران تصور می نمايند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی هست اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در اون هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق برنامه دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.

شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی هست.
فرمودن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر هست اما اون چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان هست.همسران موفق به خوبی می دانند که شریک اون ها نمونه کپی برداری شده اون ها نیست و نباید مثل آینه برای اون ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت هست.

در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور وقت برطرف و حل می شود.
شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شفرمود زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ % اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل هست؟

اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شفرمودی متوجه می شوید که بیشتر اون ها تکراری هست و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به اون موضوعات هست.

پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت وقت حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید.

به جای انتظار برای گذشت وقت و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.

یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت هست.

ممکن هست همسر شما از روی عشق کاری را برای تان اجرا کند و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند.

فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت هست و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.

زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
متاسفانه عده ای تصور می نمايند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط هست.

این عده از افراد ازدواج می نمايند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض هست چون عشق یک حس هست و وقتی هست و وقتی دیگر نیست.

این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای هست که اون را انتخاب کردید.

استقامت کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.

خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
بله این جمله درست هست و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید.

هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط سپس اون، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که سپس خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که سپس خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.

بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست هست که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک هست نه خود کیک و تا وقتی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت نمايند و درصورت برآورده نشدن این موضوع اون ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست.

خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.



منبع: عصرایران

88:

نمیدونم چرا آمار طلاق این همه رفته بالا ...


70 out of 100 based on 40 user ratings 940 reviews

@