ارتباط با پدر و مادر


ارتباط با پدر و مادر



ارتباط با پدر و مادر
مي خوام نظر دوستان رو راجع به نوع ارتباط با والدين شون بدونم.
چقدر دوست دارند كه به انها نزديك بشن؟ يا برعكس
چه ارتباطي با آنها دارند؟
اصلا" چه جوري مي تونن به هم كمك كنند؟
در نبود هر كدوم چقدر احساس خلاء مي كنند؟
با كدوم صميمي ترن؟



اگه همسرتون بهتون خيانت كنه چه جوري باهاشون برخورد ميكنين؟

1:

من با هیچکودم خیلی صمیمی نیستم


چرا دختران دوره راهنمايي به دنبال دوست پسر هستند؟

2:

خیلی دوس داشتم بایکیشون صمیمی بودم حرف دلمو میزدم ولی رابطمون خوبه نه خیلی خودمونی


7 راه بد بختی در ازدواج....

3:

من با جفتشون هم خيلي ريلكسم
نمي خوام بگم ايده آل ولي يك رابطه قابل قبول

ترجيه ميدم مسافرتم با اين دو نفر باشه
مشورتم با همين دو مخلوق خدا باشه
گردشم ...تفريحم ...زندگيم
كلا درك خوبي دارند ....تايشان هيچ برهه از زندگي تو منگنه قرارم ندادند
ولي هميشه خدا ، هم اونا و هم من به هنجارهاي موجود در خانواده احترام گذاشتيم
مثلا اگر پدرم سليقه اش اين بوده كه موقع نهار و شام همه جمع باشند به جاي
دهن كجي به اين نظر برعكس به ديدگاهش احترام گذاشتيم يا مثلا وقتي پدرم
مي خواد يك كار مهمي رو انجام بده حتما و صد البته بدون مشورت با من اين
كار را انجام نميده !
يا از وقتي به ياد دارم هيچ وقت تو خونه ما چيزي از كسي پنهان نبوده حتي وقت
مدرسه هم اگر احيانا نمره ام كم مي شد و به مادرم مي سپردم كه به بابام چيزي نگه
(فقط از رايشان شرم نه بخاطر كتك!) هيچ وقت سابقه نداشت مادرم همچين پنهان كاري
انجام بده و من به مرور وقت اين حس درم جا افتاد كه اگر خطايي كردم بايد پاي كاري
كه كردم بايستم و مسئوليتش رو قبول كنم .نه اينكه انتظار داشته باشم ديگري براي من
پنهان كاري اجرا کند و...
كلا برداشت خودم از زندگي و درون خانواده اينه كه اگر حس احترام بين تمام اعضاي خانواده
ايجاد بشه ناخودآگاه همه از بودن در كنار هم لذت خواهند برد.
تا اونجا كه :
من شخصا الان اگر بين دو گزينه ي دوستان و پدرو و مادرم برنامه باشه يكي را براي رفتن به
گردش انتخاب كنم بي شك پدر و مادرم رو انتخاب مي كنم
بودن در كنار اونها برايم واقعا لذت بخش و شادي آفرينه


شما دخترها بیشتر دنبال دوست پسرید ؟یاپسرها دنبال دخترن

4:

سلام
به جز اختلاف نظرهایی که ممکنه برای هر کسی پیش بیاد،
رابطه نسبتا خوبی با پدر و مادرم دارم،
سعی میکنیم در مورد مشکلاتمون صحبت کنیم.
گاهی میتینگ های خانوادگیمون تا صبح طول می کشه!
نمیگم همیشه نتیجه مثبت داشته ولی در مجموع طرح مشکلات برامون سخت نیست


عجیب ترین ازدواج های در طول سال های اخیر

5:

ارتباط بنده با پدرم مثل دو دوست نزدیک به همه ..
هیچ وقت احساس نکردم که در این رابطه یکی بزرگتر و دیگری کوچکتر هست؛
همیشه رابطه ی خیلی عالیی با پدر داشتم و دارم
و به جرات میتونم بگم بهترین سفرها،گپ ها،شوخی ها، بیرون رفتن ها و ..


وقتی فقر در میان باشد...!
رو بیشتر از اینکه با دوستان خودم انجام داده باشم با پدر رفتم ..!
خیلی لذت بخشه و به دلیل تفاوت سنی نسبتا کمی که با پدر دارم و Face جوان پدر هر دفعه کسی مارو مشاهده میکنه گمان میکنه ما با هم برادریم !! نه پدر فرزند ..

رابطه با مادر هم به همین صورته و خوبه، البته با پدرم بیشتر راحت هستم
مادر ها به دلیل روحیه ی حساس و همچنینشنماينده بودن و توقع داشتن از فرزند (مخصوصا ارشد پسر) همیشه حد و مرزهایی دارند ..


"آموزش جذب همسر"

(البته هرگز از ایشون دور نبودم)


ازدواج2دختر با قورباغه؟؟!!!!!

6:

خیلی دوست دارم هر چی تو دلمه به مامانم بگم اما نمیشه ...
یه عالمه حرف نفرموده دارم تو دلم ...
متاسفانه همدیگه رو درک نمیکنیم...!!!

7:

من با پدر مادرم رفیقم خیلی دوسشون دارم روزی نیست نبینمشون
اما باز هرچقدر رفیق باشی خیلی مسایل واتفاقاتی که برات وجود دارن یا می افته رو نی تونی بگی .شاید به خاطر حجب وحیاءهستش ویا سنشون ویا اعتمادشون
اما درکل امید وارم همیشه سایشون بالا سرم باشه وقبل اونا بمیرم ارزوی قلبی منه

8:

من رابطه ام تا 5-6 سال پيش خيلي با مامان بابام خوب بود!
اين چند سال يه كم بگو مگوشون بفهمي نفهمي زياد شده و دو بهم زني هاي يكي از داداشام موجب شده رابطه ي همه با هم خراب بشه!

كلا الاون اصلا اوضاع خوبي نيست!خيلي دوست دارم به خانواده عشق داشته باشم اما...!
حتي اگر دانشگاه امام صادق(ع) قبول مي شدم تا آخر5-6 سال همونجا مي موندم و يك بار هم نميامدم خونه!!

ولي يكي از خواهرام و خيلي دوستش دارم+شوهر خواهرم
من خودم تو خوانواده ي سنتي بزرگ شدم،خونواده هاي سنتي و خونواده هاي به قولي مدرن هر كدوم يه مزيت هايي دارن..
ولي بازم نظر شخصي خودم اينه كه سنتي بهتره به شرطي كه آدم يه كم هم واقعيات رو درك كنه هم اين كه يكم از تند خايشاني هاش كم كنه!

من و بابام بيشتر از ديگر اعضا با هم صميمي ايم ولي به خاطر همين خرابكاري هاي يكي از داداشام مخصوصا اين اواخر بحثاي جدي كرديم(البته هميشه احترامش و نگه داشتم!)

ولي واقعا واقعيات خسته كننده اي شده!

9:

فكر مي كني نيازي به ارتباط قايشان تر نداري؟ يا در مواقع خاصي (مثلا" ازدواج) نياز به همفكري و حتي درد دل نداري نمي تونن كمكت باشن؟

10:

فكر مي كني مي شه جلايشان بگو مگو ها رو گرفت؟ چقدر اين تنش ها تو روح جوون ها كه تو خونه زندگي مي كنن مؤثره؟

11:

خدا براتون حفظشون كنه.
اميدوارم هيچ پدر و مادري داغ فرزندش رو نبينه

12:

فاصله سني مي تونه يكي از دلايل باشه؟
بعضي پدر مادرها معتقدند صميميت و فرمودن حرف هاي مگو يا خيلي خصوصي مي تونه باعث كمرنگ شدن حرمت ها باشه ؟ چقدر با اين نظر موافقي؟

13:

با هر دوتاشون رابطه ام خیلی خوبه راحت حرفامون رو میگیم .اگه ناراحت بشیم دلیلش رو رک و پوست کنده به هم میگیم و راحت هم معذرت خواهی میکنیم .کلا رابطه ی ما جدای از رابطه ی پدر و مادری و فرزندی رابطه دوستانه ای هست..طوری که فکر نکنم هیچ راز نفرموده ای بین اعضای خونواده وجود داشته باشه .هر اتفاقی هم که برای من ، خواهرم یا برادرم میفته اولین نفری که با خبره پدر و مادرم و اعضای خونواده هستن .در کل از همشون راضی هستم

14:

من خیلی برای کارام از مشورت هستفاده نمیکنم که بخوام این دومیش باشه
ولی فکر نمیکنم بشه الان دیگه رابطه رو صمیمی کرد چون از وقتش گذشته.


15:

دوس ندارم زیاد بهم نزدیک بشن
اینجوری هیچ رازی بینمون نمی مونه
خب بعضی چیزا هست که دوست داریم مخفی بمونه
چه ارتباطي با اونها دارند؟
ارتباط چشمی
اصلا" چه جوري مي تونن به هم كمك كنند؟
به سختی
در نبود هر كدوم چقدر احساس خلاء مي كنند؟
در نبود مادر خانواده احساس خلا در ناحیه شکم می کنیم
و در نبود پدر خانواده احساس خلا در ناحیه جیب
ولی بیشوخی الان دو سه روزه مادر خانواده رفته سفر...

جو بسیار آرامی بر خانه حکم فرماست و تمدد اعصاب داریم
با كدوم صميمي ترن؟
با هر کدوم در جایگاه خودش صمیمیت خاص خودش رو داریم(مسائلی هست که فقط با یکی از اونها می شه در میون گذاشت)
اما در کل سعی دارم که فاصله حفط بشه

16:

مثل اینکه پدرا از قبل محبوب تر شدن؟

17:

منم يه بار مامانم رفته بود سفر يكم ارد دادنا كم شده بود وقت آزاد بيشتر داشتم! معلممون مي گقت مثل اني كه وقتي مامانت نباشه بهتر درس مي خوني!
نوشته اصلي بوسيله alma نمايش نوشته ها
فكر مي كني مي شه جلايشان بگو مگو ها رو گرفت؟ چقدر اين تنش ها تو روح جوون ها كه تو خونه زندگي مي كنن مؤثره؟
جلايشان بگو مگو رو هيچ وقت نمي شه گرفت وقتي شما مظلومي و حتي نمي ذارن از خودت دفاع كني!
ديگه كج دار مريزه و جيگرت بايد در بياد تا سر كني!
بعد اين كه ازدواج كني خيلي خيلي روحت راحت مي شه انگار از قفس در بياد!
من كه اين طوريم!

چقدر؟!در حد تيم ملي!براي بعضي ها تا حد خودكشي!(البته موردي كه مظنور من هست ولي بعضي ها هم از بي غمي مشكل پيدا مي كنن مثلا دوستم مي گه با بابام روابطم تيره شده حالا دليلشم اينه كه چون داداشش كنكور داره آقا مسافرت نرفته!! فرمودم خوش بحالت اي كاش روابط ما هم به دلايل تو تيره مي شد!!)

18:

کاملا مخالفم اگه بهشون بگی درکت نکنن موقع کند کاری میتونی بگی بهت فرمودم ولی اگه باهاشون راحت نباشی حرف دلتو نتونی بگی باز تو مشکلات کمک میکنن نه به اون صورت که باید باشن

19:

فروید میگه رابطه پسر با پدرش احساس نفرت همراه با احترام هست .


20:

- طوری که یه رابطه صمیمی داشته باشیم
- متغیر،بعضی وقتا صمیمی بعضی وقتام!
- با اعتماد و روحیه و دلداری
- اتفاقا یه چندوقت دیگه میرن حج از همین الان دلتنگم
- با دوتاشون در یه حد.اما بعضی وقتا به این نتیجه میرسم پدرم بیشتر از مادرم منو دوسم داره!

21:

به اندازه ای که از پدرم میترسم اگه از خدا اینقدر می ترسیدم به بهشت میرفتم

22:

من به پدرم فقط احترم میذارم ولی ترسی ندارم ازش رفیقمه بابا


70 out of 100 based on 40 user ratings 340 reviews

@