سری مقالات گاهنامه


سری مقالات گاهنامه



سری مقالات گاهنامه
ترجیح دادم که مقالات گاهنامه رو در یک تاپیک جدا پست کنم.آخه می شه گفت که از موفق ترین مقالاتی هست که نوشتم.



کشتي بادباني ژاپني ها ...

1:

چه شمایی که فعالیت نجومی داشته اید و به اصطلاح نجومی هستید وچه شمایی که تا حالا فقط کلمه نجوم را شنیده اید و هیچ آشنایی دیگری نداشته اید،روزی به این پهنه سپهر نیلگون بی اهمیت بوده اید.اما همه نجوم،آسمان نیست و همه آسمان،نجوم.


استفان هاوكينگ : "موجودات فضايي وجود دارند"
موضوع مقاله من هم آسمان نیست.قصد من این هست که بگویم حتی کسانی هم که وارد این علم می شوند به یک موضوع مهم در این بی اهمیت اند.بله.این گذر وقت که شاید مهم ترین بخش عمر شما یعنی زندگی را تشکیل می دهند،برای شما بی اهمیت هست.به طوریکه یا به اون فکر نمی کنید و یا فکر به این که وقت در گذر هست، شما را هراسان می کند.امیدوارم که متن زیر شما را بیشتر به این فکر وا دارد.



در اینجا لازم می دانم که از خانم مهتاب سعیدان که در من انگیزه نوشتن این متن را ایجاد کردند و نیز منابع خوبی را معرفی کردند،تشکر کنم.


تصویر بیگانگان فضایی بر روی زمین


در جریان ابدی وقت،روز و شب،امواج کوتاه و زمستان و تابستان،امواج بلند به شمار میروند.هنگامی که بشر در محلی اسکان یافت و به شکارچیان و ماهیگیران و ...


520 روز زندگی در انزوا و خلاء/ مردانی که در خیال به مریخ می‌روند
تبديل گشت،رفته رفته از مطالعه ساده در احوال طبیعت و محاسبه وقت اطلاع یافت.فهمید که در وقت معینی هوا سرد می شود،هوا گرم می شود،میوه ها می رسند،حیوانات بچه می آورند و ....


بدین ترتیب بسیار آهسته و تدریجی که جریان سال و ماه وشناسایی ماه و محاسبه از روی روابط نجومی ساده پدید می آید.در گذشته روحانیون گاهنامه بسیار ساده ای داشتند که به گاهنامه امروزی قبایل بدوی آفریقا شبیه بود.می دانیم که مصریان باستان در اون هنگام که ستاره مقدس «زوتیس» (که امروزه شعرای یمانی هست) دوباره در سپیده دم صبحگاه دیده می شد،جشن بزرگی می گرفتند.زیرا در اون موقع رودخانه نیل شروع به طغیان می کرد و گل و لای به زمین های اطراف می پا شید و زمینه را برایکشت و زرع فراهم می کرد.

دوره تغییر شکل ماه که ماه قمری نامیده می شود،بسیار زود توجه امتان روزگار پیشین را به خود جلب کرد و بسیاری ماه را پايه وپایه محاسبات وقت برنامه دادند.امروزه نیز در ممالک اسلامی به وسیله اون شروع ماه نو را فراخوان می نمايند.اما مشکلاتی هم گریبانگیر هست.12 ماه قمری فقط 354 روز 8 ساعت 3 ربع هست ولی سال شمسی دارای 356 روز و 5 ساعت و 3 ربع هست.امت عهد باستان با محاسبات بغرنج (نظیر روز کبیسه آخر سال) می کوشیدند تا حدی گاهنامه خود را با جریان طبیعت مطابقت دهند.

مصریان در ازمنه قدیم خود سال شمسی را رایج ساختند.به طور یقین از سال 4241 پیش از میلاد مسیح،سال خورشیدی در کشور مصر رایج گشت.البته اون ها سال را 365 روز انتخاب کرده و در قرن سوم پیش از میلاد به وسیله متداول شدن سال های کبیسه اشتباهات خود را مرتفع کردند.

«هفته» نیز تقسیم وقت هست که از دوران بسیار قدیم به جا مانده،اما دستخوش تغییرات زیاد گشته هست.تغییر شکل ماه گذشتگان را به این فکر انداخته هست که 1 ماه را به 4 هفته تقسیم نمايند.اما در وقت باستان در مشرق هفته 5 و 10 روزی نیز وجود داشت.اما در مورد 7 روزی بودن هفته باید فرمود که عدد مقدس 7 نقش بسزایی داشته هست.نامگذاری ایام هفته را بکلدانیان که در عهد باستان در نجوم مشهور بودند،نسبت می دهند.اون ها روز های هفته را به نام خورشید و ماه و سیارات نسبت می دادند.این امر در آلمان امروز نیزرایج هست که یکشنبه را «زونتاگ»یعنی روز خورشید و دو شنبه را «مونتاگ» یعنی روز ماه می نامند.البته ژرمن ها نام خدایان خود را نیز برای روزهای هفته برگزیدند.برای مثال روز پنج شنبه،«دونرستانگ» به خدای رعد و برق و روز جمعه،«فرایتاگ» به فریکا،حافظ زناشویی و خانواده و حاصلخیزی و برکت نسبت داده می شود.

لغت «کالندر» از کلمه لاتینی «calendae» به معنای «من ندا می دهم» مشتق نشده هست.روز اول هر ماه به این اسم نامیده میشد و جارچیان رم باستان این روز را در خیابان ها جار می زدند.زیرا هر کس ناچار بود قروض خود را در این روز بپردازد.ابتدا در روم باستان سال خورشیدی 10 ماه بود ولی نوماپومپی لیوس در سال 700 قبل از میلاد 12 ماه مارتیوس،آپریلبس،مایوس،ژون یوس،کو ینتیلیس، سکستیلیس، سپتامبر، اکتبر،نوامبر،دسامبر،ژانوا ریوس،فبرواریوس را رایج ساخت.ترجمه تحت اللفظی سپتامبر و اکتبر و نوامبر ماه هفتم و هشتم و نهم هست که البته با ردیف ماه های کنونی تطبیق نمی کند ولی به ما نشان می دهد که تا چه حد بقایای نامگذاری قدیم در تقویم جدید باقیمانده هست.

تقویم نیز از کمند شاهان در امان نماند.در 46 سال قبل از میلاد ژولیوس سزار تغییرات بزرگی در تقویم به وجود آورد که از اون پس به تقویم ژولیان شهرت یافت.از اون پس ماه ها طول و توالی کنونی را پیدا کردمدت 1 سال 365 روز شد و هر 4 سال 1 بار به فوریه 1 روز اضافه کرده شد تا سال کبیسه نام بگیرد.نام ماه های کوینتیلیس و سکستیلیس متروک شد و به جای اون ژولیوس و اوگوستوس جایگزین اون ها گشت.چنین ادعا می شد که ماه اوت فقط به این جهت برخلاف ترتیب 31 روز دارد که اوگوستوس نمی خواست از ژولیوس عقب مانده باشد.

16 قرن پس از ژولیوس سزار،بار دیگر تغییرات کوچکی در تقویم به وجود آمد.چنانکه می دانیم طول دقیق سال خورشیدی 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه هست.هیپارش،منجم وقت سزار به این دقت نتوانست محاسبه کند.بنابراین در هر 128 سال،1 سال اختلاف ایجاد می شد.از این رو در وقت پاپ گریگور گاهنامه اصلاح شد.بنابراین آخرین سال قرن هایی که به عدد 400 قابل تقسیم هست باید کبیسه شود.تقویم گریگوریان در آلمان در سال 1700 و در سوئد در سال 1753 رایج گشت.البته باز هم مشکلاتی بود که شارل بزرگ به حق دریافت که نام های تقویم مناسب نیست.برای مثال اکتبر (یعنی ماه هشتم) برای دهمین ماه انتخاب شده هست.

در مقاله بعد توضیحات بیشتری در مورد گاهنامه به خصوص گاهنامه ایرانیان و تقویم جلالی خیام بزرگ و همچنین دقت بسیار بالای اون خواهم داد.فقط این تفکر در من شکل یافته هست که بازدید نمايندگان عزیز از کنار این مطالب ساده می گذرند اون ها را نمی خوانند.بنابراین از عزیزانی که این مقاله را می خوانند و برای بعدی مشتاق هستند به ایمیل من پیغام دهند تا هر چه زودتر به تدوین و نگارش اون مشغول شوم.



گردآوری و نگارش:امین اسعدی

E-mail:amin.asadi007@gmail.com

ID:phoenix_0072002

به یاری خانم مهتاب سعیدان


حل معمای ادغام کهکشانها

2:

برنامه بود که سپس مقاله گاهنامه،مقاله ای هم در مورد گاهنامه ایرانی و به خصوص تقویم جلالی خیام بنویسم.ولی ترجیح دادم که نظر شما را به قسمتی از خاطرات برونو بورگل (ستاره شناس آلمانی) جلب کنم.مطالعهاین متن برای نجومی ها،تفکر انگیز و برای غیر نجومی ها،جالب می باشد.شاید این بهترین متنی باشد که در زمینه نجوم و خصوصا گاهنامه خوانده ام.

من و جنگلبان سالخورده روی برف منجمد راه می سپردیم و نور سرخ و لرزان فانوس پیشاپیش ما جست و خیز می کرد.گاه گاه شاخه ای در جنگل تاریک از سرما می شکست.پیر جهاندیده با ریش سپید که غبار پیری و برف زمستانی بر اون نشسته بود،در کنار من گام برمی داشت و از هر دری صحبت می کرد.از حوادث جدی و نشاط انگیز جنگل و کشتزار سخن می فرمود و می فرمود که چگونه در ایام کودکی از این تپه ها می گذشته وامیدوار هست که روزی بر فراز اون ها نیز جان سپارد.ناگهان در اون لحظه ای که از جنگل بیرون آمدیم و دشت وسیعی زیر پای ما گسترده شد و گنبد پر ستاره آسمان بر فراز سرمان نمایان گشت،دست مرا گرفت و شعرای یمانی درخشان را که مانند شعله ای با برق و درخشش بی سابقه از افق بالا می رفت،نشان داد و فرمود:

«من از ایام کودکی تاکنون همیشه این ستاره را که در اونجا می درخشد،می بینم.این ستاره محبوب من هست!من پیر و فرتوت شده ام اما او همچنانکه پیش بوده،هست و روزی که دیگر نام و نشانی از من نخواهد ماند،باز همچنان باقی خواد ماند.آیا او جاودانی هست؟آیا از روز ازل وجود داشته هست؟شما که در احوال ستارگان مطالعه می کنید،سرگذشت اون ها را برای من حکایت کنید.من همیشه با میل و رغبت به این داستان گوش می دهم.این ستاره از دوره کودکی همیشه همسفر من بوده اما از من که به زودی چراغ عمرم خاموش می شود،بسیار خوشبخت تر هست.»

چنین می پنداشتم که این پیرمرد عجیب که در کنارم میرود،محتاج دلداری و تسلی هست و بر این ستاره ای که پیوسته با چشم شعله ور از فراز این تپه ها بالا می رفته،رشک می برد.پس همچنان که در شب زمستانی روی برف می رفتیم،سر گذشت ستارگان را برایش نقل کردم.

شفرمودا که بشر تمام حوادث پیرامون خود را با دوران وجود و بقای خود مقایسه می کند!خوب به یاد دارم که در اوان کودکی ملاحظات و نظریات دلسوزانه ای نسبت به کوتاهی عمر سوسک طلایی که فقط چند هفته بیشتر زندگی نمی کند،داشتم با این حال این موجود طلایی رنگ در این مدت کوتاه (یا اگر بهتر بگوییم مدتی که به نظر ما کوتاه می رسد) همان مراحل تحولات زندگی ظاهری را می گذراند.اگر این مخلوق اصولا می توانست تفکر کند و صاحب قوه ادراک بود و مفهوم وقت را درک می کرد،در این صورت شاید او نیز همه چیز را با ساعت یا وقت شمار حیات خود اندازه می گرفت و انسان را که در ظرف چند هفته زندگی او تغییری نمی کند،«جاودانی» می شمرد.آخر در حیات سوسک طلایی یک روز به مقیاس بشر،ارزش یک سال یا چند سال عمر انسانی را دارد!با این حال سوسک طلایی در مقابل مگس یک روزه ای که فقط در دوره حیاتش یک مرتبه طلوع خورشید را می بیند و رویای رنگارنگ حیات و طومار تولد و کودکی و جوانی و عشق و زاد و ولد و مرگش به سرعت سرسام آوری در گردش هست،عمر نوح را دارد.به نظر او سوسک طلایی معمرترین موجودات هست و انسان که دوره زندگیش بیست و پنج هزار بار بیشتر از اوست،در نظرش،چون ستارگان که در نظر ما جاودانی و تغییر ناپذیر می نماید نیز،جاودان هست.اما ما مبحوت و متحیر ایستاده و با شفرمودی احترام آمیزی به درختان عظیم سه هزار ساله کالیفرنیا که در اون هنگام که مسیح بزرگ با مذهب عشق و محبت خود هنوز ظهور نکرده بود،وجود داشتند می نگریم.

در جریان ابدیت سال ها و قرن ها و هزاره ها چه ارزش دارد؟اگر بتوانیم قرن ها را به ثانیه ها،و فواصل ستارگان را به طول یک ذراع بپنداریم و کرات فلکی را به صورت ذرات غباری که در پرتو اشعه آفتاب اتاق ما شناورند به تصور آوریم عرصه گیتی و فضای عالم شکلی به خود خواهد گرفت که در نظر موجودی بسیار عظیم که میلیارد ها سال زندگی کرده و همچون ما که هرج و مرج ذرات غبار اتاق خود را تماشا می کنیم، ناظر کون و فساد عالم افلاک بوده،جلوه خواهد کرد.در این حال می بینیم که چگونه این ستارگان که در نظر ما تا اون حد تغییر ناپذیر و بی حرکت جلوه می نمايند،بدین سوی و اون سوی می شتابند و طلوع و غروب می نمايند.در یک نقطه ستارگانی را در حال افول و در جای دیگر ستارگان را در حال طلوع مشاهده می کنیم.سیل خروشان و امواج متلاطم جهان هایی را می بینیم که آهسته بر افروخته و ملتهب شده،گسترش می یابد و آرام آرام به سرخی گراییده،خاموش می شود و از نظر ناپدید می گردد.



به زودی آخرین مقاله در رابطه با گاهنامه را تقدیم حضورتان خواهم کرد.





گردآوری و نگارش:امین اسعدی

E-mail:amin.asadi007@gmail.com

ID:phoenix_0072002

به یاری خانم مهتاب سعیدان






سیاره مشتری یک نوار خود را از دست داد

3:

به خاطر تاخیری که در نوشتن قسمت سوم مقالات گاهنامه داشته ام از همه مشتاقان عذر میخواهم.متاسفانه چندی بود که به دنبال منبعی مهم در این زمینه می گشتم که بالاخره آقای آقائی اون را در اختیار من برنامه دادند.این منبع مهم،کتابی بسیار گرانبها در این زمینه هست.گاهشماری ایرانی تالیف پروفسور احمد بیرشک.بدون شک این کتاب موهبتی هست که نگارنده در اختیار همگان برنامه داده هست.ترجیح دادم که باز هم نوشتن درباره گاهنامه ایرانی و تقویم جلالی خیام بزرگ را به قسمت بعد موکول نمایم.چون دریافتم که شاید برخی معانی برای گروهی مجهول باشد.امیدوارم این مطالب نا دانسته های شما را به دانسته ها تبديل گرداند.


جستجوی حیات بر روی خواهران یخ زده زمین!


گاهشماری چیست و با تاریخ چه تفاوتی دارد؟

گاهشماری دانش دریافت و ثبت و ضبط وقت وقوع رویداد هاست.پس نباید به گونه ای باشد که موجب نگرانی آیندگان باشد.


ایران دو ماهواره به فضا می فرستد/ ماهواره جدید ایران از فضا عکس می فرستد


گاهشماری با رویدادها که به وسیله تاریخ درک می شوند رابطه بسیار نزدیک دارد و در عین حال با دانش تاریخ فرق دارد.تاریخ،دانش درک و ضبط رویداد هاست،بی توجه به وقت.



گاهشماری بر چند گونه هست؟

گاهشماری بر دو گونه هست:مهی یا قمری-خورشیدی یا شمسی.



نظریه گاهشماری خورشیدی




اصل موضوع:گاهشماری خورشیدی (نه تنها ایرانی) باید از روزی آغاز شود که در اون روز مرکز زمین به هنگام ظهر حقیقی یعنی 0 ساعت + 0 دقیقه + 0 ثانیه (یعنی 00:00:00) بر نقطه اعتدال بهاری بگذرد.



اصل یکم بنیادین:وقت به دوره های 2820 سالی تقسیم می شود.



اصل دوم بنیادین: هر دوره 2820 سالی تقسیم می شود به 21 زیر دوره 128 سالی و یک زیر دوره 132 سالی،و هر زیر دوره 128 سالی تقسیم می شود به 1 زیر زیر دوره 29 سالی و 3 زیر زیر دوره 33 سالی و زیر دوره 132 سالی تقسیم می شود به 1 زیر زیر دوره 29 سالی و 2 زیر زیر دوره 33 سالی و 1 زیر زیر دوره 37 سالی.



نکته:محاسبه وقت گاهشماری خورشیدی،عددی هست تناوبی و دوره تناوب اون 28.2 قرن (برابر با 2820 سال) هست.



لحظه تحویل چیست؟

لحظه تحویل برای ایرانیان و لحظه گذر برای دیگران لحظه ای هست که مرکز زمین به هنگام گذر از زیر نیمکره جنوبی به نیمکره شمالی آسمان بر نقطه اعتدال بهاری یعنی تقاطع دایره مسیر زمین و دایره هستوا می گذرد (روز اول فروردین) و چون در اون لحظه طول شب و روز در سراسر کره خاکی یکی هست اعتدال بهاری می نامیم.3 ماه بعد انقلاب تابستانی،3 ماه بعد اعتدال پاییزی و 3 ماه بعد انقلاب زمستانی هست.



کبیسه چیست و چگونه حساب می شود؟

متوسط وقت گردش زمین حول خورشید 365 روز و کسری (0.2421987 = 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه) هست و محاسبه دقیق اون مرسوم نیست.در عوض کسر های سال های پیاپی را در نظر می گیریم و همین که کسر روز سالی از 24 ساعت گذشت 24 ساعت را به عنوان روز 366 ام به حساب می آوریم و کسر اون سال را به عنوان کسر روز اون سال ثبت می کنیم.عدد 46 ثانیه در حقیقت 45.96768 ثانیه هست که تفاوتش با 46 ثانیه 0.03232 ثانیه هست و این تفاوت اون قدر کوچک هست که از اون صرف نظر کرده و 46 ثانیه را به کار برده ایم.0.3232 ثانیه که از اون صرف نظر کرده ایم در یک دوره 2820 سالی به 1 ثانیه می رسد که برابر هست با تفاوتی که از اضافه کردن اون مقدار به 45 ثانیه حاصل شده هست یعنی در یک دوره هیچ اختلافی پیش نیامده هست.







گردآوری و نگارش:امین اسعدی

E-mail:amin.asadi007@gmail.com

ID:phoenix_0072002

به یاری خانم مهتاب سعیدان

4:

گاهنامه4

برنامه بر این بود که این مقاله قسمت چهارم وآخرین سری مقالات گاهنامه باشد.اما به پیشنهاد برخی حال که در راه نوشتن به موضوع گاهنامه پرداخته ام از اون گذر سطحی نداشته باشمو سعی کنم که اون را توضیح بیشتری داده تا تمام مجهولات این موضوع برای همگان به معلومات تبديل گردانم.در تمامی علوم و به خصوص نجوم و در کل تمام هستی اون چه که همه را تحت الشعاع خود برنامه داده هست گذر وقت می باشد.و همین ضرورت آشنایی ما را با وقت وگذر اون فراهم می کند.در این قسمت به واحد های اندازه گیری وقت پرداخته ام.امیدوارم که توجهتان را جلب کند.از عزیزانی کهپیشنهاد یا انتقادی دارند تقاضا دارمبا ایمیل من (که در پایان مطلب داده شده هست) ارتباط بربرنامه نمايند.
واحد های اندازه گیری وقت:
طبیعی ترین واحد برای اندازه گیری وقت شبانه روز یا به طور مختصر روز هست.که نتیجه حرکت وضعی زمین هست.روز بر 3 قسم هست:روز نجومی،روز خورشیدی حقیقی،روز خورشیدی متوسط.
روز نجومی وقت لازم برای یک دور حرکت وضعی زمین یا وقت محصور بین دو عبور پیاپی نصف النهار علیای محل بر مرکز ستاره ای ثابت هست.طول اون نیز ثابت می باشد.
روز خورشیدی حقیقی فاصله وقتی بین دو عبور پیاپی نصف النهار محل بر مرکز خور شید هست.طول روز خورشیدی حقیقی به دو سبب متغیرو اندکی از روز نجومی بیشتر هست:یکی ثابت نبودن سرعت حرکت زمین که در نتیجه اون طول روز تغییر می کند; دیگری میل صفحه دایره البروج نسبت به دایره هستوا.
روز خورشیدی متوسط فاصله دو عبور متوالی نصف النهار محل هست بر مرکز خورشید متوسط.مقدار اون ثابت هست و مساوی هست با میانگین طول روز های خورشیدی حقیقی در یک سال.این روز در حدود 4 دقیقه از روز نجومی بلندتر هست.اون را روز متعارفی نیز می گویند.مبدا روز خورشیدی حقیقی ظهر و مبدا روز متعارفی نیم شب هست.
واحد وقت کوچکتر از روز یک بیست و چهارم روز هست که ساعت نامیده می شود.ساعت را تسو (tasu) نیز می گویند.
اما تقسیم روز همیشه به این صورت نبوده هست.در تمدن سومری روز و شب هر یک به سه قسمت مساوی تقسیم می شده هست.بابلیان روز را به 12 ساعت روشن و 12 ساعت تاریک تقسیم می نمودند.تقسیم کنونی برپايه شستگانی بابلی منتسب به مصریان هست.
واحد طبیعی وقت بزرگتر از روز ماه هست که فاصله اون دو دیدن متوالی ماه نو (هلال) هست.ماه هلالی از 29.26 تا 29.8 روز تغییر می کند و مدت متوسط اون 29.530589 روز یا 29 روز و 12 ساعت و44 دقیقه و 2.88 ثانیه هست.
واحد طبیعی وقت بزرگتر از ماه سال هست که بر دو گونه می باشد:خورشیدی و مهی (قمری).سال خورشیدی نیز بر دو گونه هست:نجومی و اعتدالی.سال خورشیدی اعتدالی 365.2421987 روز یا 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45.96768 ثانیه هست.سال نجومی برابر هست با 1.00003579 سال اعتدالی یا 365 روز و 6 ساعت و9 دقیقه و 12.2 ثانیه هست.
سال مهی (قمری) = 12 ماه مهی = 12*29.530589 = 354.367068 روز متوسط = 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 34.67 ثانیه.
هفته:
در قسمت قبل توضیحاتی در این باب دادهام.ولی مناسب دانسته ام درباره هفته توضیحات بیشتری بدهم.
برای روابط اجتماعی واحدی کوچکتر از ماه نیاز بود.بعضی اقوام باستان دوره های 4 روزی معمول بوده هست.در مصر دورهای 10 روزه و در روم دوره ای 9 روزه متداول بوده هست در چین دورهای 10 روزه به نام هسون معمول بوده هست.در تقویم زرتشتی ماه به دو دوره 7 روزی و دو دوره 8 روزی تقسیم می شده هست.در تقویم انقلابی فرانسه یعنی سپس انقلاب 1789 «کاد» یعنی دوره 10 روزه جای هفته را گرفت ولی چند سال بیشتر دوام نیاورد.از شرایط مهمی را که در به وجود آمدن هفته موثر می دانند.یکی مقدس بودن عدد 7،فاصله بین ماه نو (هلال) تا ماه نیمه (تربیع) و ماه نیمه تا ماه تمام (بدر) و مهم ترین اون انجم هفتگانه جهان قدیم:خورشید،مه،تیر،ناهید، هرام،برجیس (یا هرمزد) و کیوان هستند.

گردآوری و نگارش:امین اسعدی
E-mail:amin.asadi007@gmail.com
ID:phoenix_0072002
به یاری خانم مهتاب سعیدان

5:

گاهنامه 5

در این قسمت می خواهم بیشتر راجع به مبدا گاهنامه های مختلف صحبت کنم و این که چگونه و از چه وقتی تصمیم به ایجاد سال و تاریخ گرفته شد.اینکه آیا واقعا ما در سالی هستیم که وجود دارد.یعنی الان که 1386 هست،واقعا در این سال برنامه داریم یا نه؟
وقت چیست؟آیا واقعیتی هست یا جز اختراع فکر آدمی چیز دیگری نیست؟در قلمرو فلسفه و ما بُعد طبیعت و اختر شناسی و فیزیک سخن بسیار رفته،اما تعریف منجزی برای اون به دست داده نشده هست.قبل از ظهور پدیده نسبیت،کسی %د تعریف کردن اون نبود و سپس اون هم.پس اونچه مسلم هست،وقت به صورت خطی صاف و از دو سو متناهی هست که ما در قسمتی از اون برنامه داریم،گذشته در قسمتی و آینده در قسمتی.زرتشتیان،یهودیان،عی ویان و به پیروی از اونان مسلمانان مبدای تاریخی انتخاب کرده اند،موهومی.اما به هر تقدیر وقتی که مبدای یک بار مشخص شد بقیه را می توان با اون سنجید.
مبدا های اختیار شده متعدد هست،اما اون که بیشتر از همه متداول هست میلاد مسیح هست که گاهشماری برپايه اون مبدا را میلادی می نامند.مبدا میلادی نزد همه عیسویان و بسیاری از اقوام غیر مسیحی و حتی بسیاری از کشورهای اسلامی متداول هست.مبدا گاهشماری ایرانی سال 1 هجرت بود و هست و خواهد بود.اما وقتی که در تنظیم گاهشماری کنونی پی برده شد که در 2346 سال یعنی 24 قرن قبل از هجرت به وجود آمده هست لازم دیده شد که مبدا ملی برای اون اختیار شود.و اون سال 1 به مبدا ملی هست و مقارن با 2346 سال پیش از هجرت و 1725 سال پیش از میلاد بوده هست.پس گاهشماری ایرانی دو مبدا دارد:هجری و خورشیدی.
تاریخ میلادی در نزدیک به 525 سال سپس تولد مسیح و به وسیله یک راهب به نام دیونوسیوس اکسی گوئوس اختراع شد.سر آغاز این تاریخ اول ژانویه 754مین سال از بنای شهر رم هست.
مبدا هجری هم چند سالی پس از هجرت وضع شد.

پیامبر در سپتامبر 622م مکه را به قصد مدینه ترک فرمودند.اما روز خروج از مکه و روز ورود به مدینه مبدا برنامه نگرفت.بلکه اول محرم سالی که هجرت در اون وقوع یافت و مقارن با 16 ژوئیه 622 و 26 تیر ه.ش، بود،مبدا تاریخ هجری قمری مقرر گردید.مبدا تاریخ هجری شمسی 119 روز جلوتر یعنی 19 مارس 622 هست.

در مورد مبداهای دیگر مختصرا توضیح می دهم:
آفرینش جهان.به عقیده زرتشتیان 3000 سال پیش از ولادت زرتشت،به عقیده یهودیان 2448 سال قبل از ظهور موسی و به گمان مسیحیان 5519 قبل از میلاد،آفرینش جهان بوده هست.دقیقترین (!) محاسبه از قدیس جیمز اشر اسقف کلیسای انگلستان هست که در سال 1305/1656 آفرینش جهان را در ساعت 8 صبح روز 23 اکتبر 5519 قبل از میلاد فراخوان نمود!!!
طوفان.بعضی از اون به طوفان مشهور نوح تعبیر کرده اند و برخی هم طوفان برفی شدیدی هموقت با پادشاهی جمشید پیشدادی دانسته اند.هر دو فرض بالا بی پایه اند و بر سر اون ها اختلاف بسیار هست.بعضی دیگر اون را 546 سال پیش از شروع تاریخ یزدگردی قدیم ومقارن با 5571 قبل از میلاد دانسته اند.بعضی از موبدان زرتشتی اون را 2715 سال پیش از تولد زرتشت انگاشته اند.
تاریخ رصد.این تاریخ ایرانی هست و مبدا اون اولین رصد در رصد خانه نیمروز یا رصد خانه بلخ بوده ومقارن بوده هست با 2346 قبل از هجرت/1725 قبل از میلاد.این رصد در محاسبات کنونی تقویم ما نقشی شایان توجه داشته هست.ذبیح بهروز در تقویم و تاریخ در ایران می نویسد که محل رصد خانه نیمروز در وسط منطقه آبادان جهان اون وقت واقع بوده هست.
تاریخ جلالی.مبدا این تاریخ که پایه گاهشماری کنونی ما هست روز آدینه 9 رمضان 471 هجری قمری/15 مارس 1079 میلادی/15 آدار اسکندری/19 فروردین 448 یزدگردی/و (بر طبق گاهشماری کنونی) اول فروردین 458 هجری شمسی بوده هست.تاریخ جلالی مبدا سال جلوس ملکشاه بر اریکه سلطنت بوده هست.


گردآوری و نگارش:امین اسعدی
E-mail:amin.asadi007@gmail.com
ID:phoenix_0072002
به یاری خانم مهتاب سعیدان

6:

گاهنامه 6

در این قسمت مقوله گاهنامه به پایان می رسد.البته این قسمت از دیگر قسمت ها طولانی تر،مهم تر و جالب تر هست.امیدوارم که از طولانی بودن اون خسته نشوید.هر چند جذابیتی دارد که شما را تا انتها به خود جلب می کند.در آخرین قسمت لازم می بینم که از آقای آقائی به خاطر در اختیار برنامه دادن این منبع ارزشمند تشکر کنم.همچنین از خانم مهتاب سعیدان که انگیزه نوشتن این مقالات را در من برانگیختند،بسیار سپاسگزارم.
گاهشماری جلالی
اندک سالی از رحلت پیامبر می گذشت که پی برده شد که گاهشماری قمری دارای مشکلاتی هست.گروهی پیشنهاد دادند که سال ماهی شود.ولی به حکم آیه 37 سوره توبه،ماه های سال نزد خدا 12 مقرر شده بود.بنابراین فکر هستفاده از گاهشماری خورشیدی و حساب کردن کبیسه به ذهن گذشتگان خطور کرد.اصلاحی پايه ی در وقت جلال الدین ملکشاه پادشاه سلجوقی انجام شد.گروهی از ریاضیدانان از جمله خیام،اسفزاری،خازنی و واسطی و 4 نفر دیگر تشکیل شدند و گاهشماری جلالی که پايه گاهشماری کنونی ما هست،پدید آمد.
در مساله گاهشماری جلالی اشکال پدید آمد که به تدریج به صورت مساله ای بعید و معما گونه در آمد.همانطور که فرموده شد،ملکشاه گروهی از ریاضیدانان را به سرکردگی خیام مامور محاسبه وتنظیم کرد.اونان نیز پس از 10 سال کار خود را تمام کردند.این تقویم فوق العاده دقیق بود.اما بعد ها،گروهی ادعا کردند که 10 سال برای تنظیم چنین تقویمی بسیار کم و محال هست.پس اگر خیام نکرده بود،چه کسی این کار را کرده؟اما پرفسور بیرشک (از چهره های ماندگار) در خاطرات خود ذکر کرده هست که:من در تحقیقات خودم خیام را مخترع این تقویم تشخیص می دهم.
داستان حکیم عمر خیام و گاهشماری جلالی
خیام کار خود را با توجه به 2 اصل انجام داد.او کار خود را با هیچ کس در میان نگذاشت و به ملکشاه فرمود در صورتی که موافقت کند چنان تقویم خورشیدی دقیقی تهیه کند که نام نام ملکشاه را مخلد سازد.خلاصه حکیم و یارانش نخست به 5 سال رصد در اصفهان و سپس 5 سال کار مکملا پرداختند.قصد خیام از این حرکت این بود که فقط نمایش دهد که به کار مشغول هست.در صورتی که در این مدت او کار را تمام کرده بود و یارانش در اون تاثیری نداشتند.
در 1304 تغییراتی در تقویم به وجود آمد و تبديل به تقویم رسمی کشور گشت.اما معما همچنان به جا باقی ماند.اما به هر صورت ما دقیق ترین تاریخ را در اختیار داریم.
تعداد روزهای زیر زیر دوره ها و زیر دوره ها و دوره 2820 سالی
زیر زیر دوره 29 سالی= 10592 روز
زیر زیر دوره 33 سالی= 12053 روز
زیر زیر دوره 37 سالی= 13514 روز
زیر دوره 128 سالی= 46751 روز
زیر دوره 132 سالی= 48212 روز
دوره 2820 سالی=1029983 روز=48212 روز+46751 روز*21
برپايه محاسبه جمع روزهای 2820 سالی 1029983 روز هست.اما با محاسبه دقیق ترین یعنی ضرب 2820 در 365.2421987 تعداد روزهای سال برابر می شود با 1029983.00183 که 0.00183 روز از حساب 1029983 بیشتر هست.سالمون نیو کام اختر شناس بزرگ آمریکایی در اواسط دهه آخر قرن 19 به این عدد رسید.در صورتی که خیام در 38 قرن پیش به این عدد رسید!!!
مقایسه درجه دقت دو گاهنامه ایرانی و میلادی
گاهشماری میلادی پس از تصحیح در قرن 16 به دست پاپ گرگوریوس در هر 3322 سال یک روز با وقت حقیقی اختلاف دارد.در صورتی که در تقویم ایرانی در هر 2389830 سال یک روز اختلاف وجود دارد!و هرگز این اختلاف پیدا نمی شود.چون که اختلاف برای یک دوره 2820 سالی هست و هرگز به اون دست نمی یابیم و در دوره های 2820 سالی هم همین محاسبه در کار هست.پس گاهشماری ایرانی هیچ گاه با وقت حقیقی اختلاف پیدا نمی کند.پس تقویم ما تنها تقویم بی نقص جهان هست!
در آخر باید بگویم:من افتخار می کنم که در شهری حیات دارم که حکیم عمر خیام نیشابوری در اون آرمیده هست.امیدوارم روزی رسد که همگان با دستاورد های این حکیم بزرگوار آشنا شوند.
امیدوارم که مقالات گاهنامه نظر شما را جلب کرده باشد.

اجرام که ساکنان این ایوانند
اسباب تردد خردمندانند
هان تا سر رشته خرد گم نکنی
کانان که مدبرند سرگردانند
خیام نیشابوری
امین اسعدی
6/5/86


88 out of 100 based on 58 user ratings 358 reviews

@