تاریخچه حیات درزمین


تاریخچه حیات درزمین



تاریخچه حیات درزمین
گاه بی گاه اخبار کشفیات جدید علمی درباره حیات وتاریخ زیست انسان منتشر میشود که میتواند مارا با تاریخ وچکونگی آن آشنا سازد لذادراین پست سعی میکنیم باکمک هم این یافته ها را دراین تایپیک جمع آوری وگنجینه مفیدی برای استفاده عموم دراختیار کاربران برنامه دهیم ...
باسپاس



مهم‌ترین رخدادهای علمی - فضایی سال ۹۴

1:

انسان‌ها و نئاندرتال‌ها «قرن‌ها» همزيستی داشته‌اند
تاریخچه حیات درزمین
تا کنون تصور می‌شد که انسان‌های امروزی و پسرعمو‌های ديرين‌ اونها هرگز با يکديگر ملاقات نکردند، اما نتایج پژوهشی جدید نشان می‌دهد که انسان‌های امروزی و نئاندرتال‌ها وقتی معادل ده برابر طولانی تر از اونچه تا کنون تصور می‌شد در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند.


مروری بر عجیب‌ترین یافته‌ها در اعماق دریاها
بر پايه دقیق‌ترین آزمایش‌هایی که تاکنون بر روی هستخوان‌ها و لوازم برجای مانده از نئاندرتال‌ها انجام گرفته، این دو گونه تا 20000 سال همزیستی داشته و با هم تبادل نظر هم می‌کرده‌اند.
بررسی‌های پژوهشگران نشان داده که آخرين نشان برجای مانده از نئاندرتال‌ها مربوط به ۴۰۰۰۰ سال پيش هست و اين گونه احتمالاً در نقطه‌ای در اروپای غربی برای هميشه از صفحه روزگار محو شده هست.
يافته اخير اثباتی هست بر اين نظريه که نئاندرتال‌ها تا ۲۰۰۰۰ سال در کنار هوموساپين‌ها زندگی کرده‌اند.


دایناسور در برابر هواپیما!
هوموساپين‌ها به گونه‌ جانوری فرموده می‌شود که از لحاظ کالبدشناسی (اوناتومی) در دسته «انسان امروزی» طبقه بندی می‌شود.


افزایش طول عمر باتری‌ با الکترولیت جامد

اما اينکه «چگونه» و «چه وقتی» نئاندرتال‌ها از بين رفتند دو راز بزرگ نظريه فرگشت (تکامل) بوده هست.


اسپری های بازتابنده ولوو دوچرخه سواری ایمنی را در شب فراهم می کند
در تلاش برای يافتن جواب پرسش دوم پژوهشگران موفق شده‌اند از طريق انجام آزمايش‌های راديو‪کربن بر روی هستخوان‌ها و لوازم برجای‌مانده از نئاندرتال‌ها راز وقت انقراض نئاندرتال‌ها را حل نمايند.


افزایش سرعت اینترنت

دانشمندان ۱۹۶ نمونه هستخوان، ذغال سنگ و صدف برجای مانده از ۴۰ محل شناخته شده زندگی نئاندرتال‌ها از اسپانيا تا روسيه را بررسی رده و به اين نتيجه رسيدند که اين گونه حدود ۳۹۰۰۰ سال پيش از ميان رفت.
اين تاريخ بدان معنا هست که همزيستی نئاندرتال‌ها و هوموساپين‌ها در اروپا دست کم ۴۰۰۰ سال به طول انجاميد.


خودرویی بدون شیشه و پنجره
ممکن هست اين وقت در آسيا تا ۲۰۰۰۰ سال به درازا کشيده باشد.
پژوهش‌های قديمی‌تر نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها حدود ۲۵۰۰۰۰ سال پيش اولينبار در اوراسيا ظاهر شدند و اندکی پس از پيداشدن هوموساپين‌ها از بين رفتند.


طرح غرفه‌ی ایران در نمایشگاه جهانی میلان 2015
دانشمندان باور دارند که رقابت احتمالی بر سر منابع و حتی مناقشات خشونت آميز ميان دو گونه در نهايت نئاندرتال‌ها را به جنوب اسپانيا عقب راند.
به رغم اين رقابت‌ها، بررسی‌های جديد نشان می‌دهد که درجه‌ای از اختلاط ژنتيکی و زاد و ولد ميان دو سرشاخه ديرين بشر نايشانن وجود داشته هست.

اين ترکيب ژنتيک بيشتر در آسيا به چشم می‌خورد.
روزنامه «گاردين» نيز در مطلبی درباره کشف جديد درباره سرنوشت نئاندرتال‌ها به نقل از «توماس هايم»، هستاد باستان ‌شناسی دانشگاه آکسفورد، نوشت که شواهدی يافته شده که حاکی هست واپسين نسل‌های نئاندرتال‌ها تحت تأثير فرهنگ انسان‌های امروزی برنامه گرفته بودند.

نمونه‌های لوازم برجای مانده از مکان زندگی نئاندرتال‌ها شبيه ابزاری هست که به ظاهر توسط انسا‌ن‌هايی به اروپا وارد شد که از آفريقا به اونجا کوچ کردند.
بعيد نيست که يافته‌های جديد به معنای اون باشد که همچنان که نئاندرتال‌ها توسط انسان‌های تازه‌وارد از سرزمين‌های خود بيرون رانده می‌شدند برخی از فن‌آوری‌های مورد هستفاده اونها را نيز کسب کرده باشند.
به فرموده توماس هايم، «در نهايت اين اونها بودند که در رقابت شکست خوردند.»
منبع: RF

2:

قدیمی‌ترین ژنوم انسان تعیین توالی شد

دانشمندان قدیمی‌ترین ژنوم کامل انسان را تعیین توالی کردند.
به نقل ایسنا، دی‌ان‌ای مورد بررسی از یک انسان دارای اوناتومی مدرن که 45 هزار سال قبل در سیبری غربی می زیسته، به دست آمده هست.
این دی‌ان‌ای به کارشناسان، جدول وقتی دقیق‌تری از وقتی که انسان مدرن با مهاجرت از آفریقا به اروپا بین 50 هزار تا 60 هزار سال قبل با عموزاده نئاندرتال خود ازدواج می‌کرد، ارائه کرده هست.
این مرد تقریبا وقتی که جمعیتهای اروپا و آسیا از هم جدا شده بودند، می‌زیسته هست.
بقایای وی در سال 2008 در نزدیکی دهکده کوچک اوست ایشیم در سیبری غربی وقتی یک شکارچی عاج به دنبال عاج ماموتها در ساحل رود ایرتیش می‌گشت، بطور تصادفی کشف شد.
بر پايه پژوهشی که در مجله نیچر منتشر شده، باورها بر این هست که ‌این هستخوانها قدیمی‌ترین نمونه‌های سن‌یابی شده توسط رادیوکربن از یک انسان مدرن در خارج از آفریقا و خاورمیانه باشد.
دکتر ژانت کلسو از موسسه انسان‌شناسی تکاملی مکس پلانک در لایپزیگ آلمان، دی‌ان‌ای را از هستخوان ساق پای این انسان هستخراج کرد.
کلسو و همکارانش سپس ژنوم این انسان را تعیین توالی و بررسی کرده و دریافتند که وی دارای سطوح مشابهی از اصل و نسب نئاندرتالی نسبت به آسیای شرقی و اروپاییان معاصر هست.
پژوهش اونها که توسط سوانته پابو رهبری می‌شود، نشان می‌دهد ژنهای نئاندرتالها از 7000 تا 13 هزار سال قبل از به دنیا آمدن وی در نیاکانش جریان داشته هست.
کارشناسان پیش از این تصور می‌کردند که آمیزش بین انسانها مدرن و نئاندرتالها وقتی بین 37 هزار تا 86 هزار سال قبل رخ داده هست.
پژوهش جدید این دریچه وسیع وقتی را بین 50 هزار تا 60 هزار سال محدود می‌کند و که مقارن با مهاجرت انسانهای مدرن به اروپا و احتمالا آسیا هست.
این وقت با بررسی بخشهای دی‌ان‌ای نئاندرتال در ژنوم این انسان مدرن شناسایی شد که از دی‌ان‌ای انسان امروزی بسیار بلندتر هست.
نسبت شیمیایی در هستخوان نشان می‌دهد که این مرد از توتهای وحشی، آجیل، گیاهان، گوشت و ماهی تغذیه می‌کرده هست.


منبع:قدیمی‌ترین ژنوم انسان تعیین توالی شد - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK

3:

گشایش معمای وقت آمیزش انسان و نئاندرتال

تاریخچه حیات درزمین · 23 اکتبر 2014 - 01 آبان 1393
تحلیل دی ان ای یک انسان که ۴۵ هزار سال قبل می زیست به دانشمندان کمک کرده دریابند اجداد ما اولین بار چه وقتی با نئاندرتال ها آمیزش داشتند.
تعیین آرایش پایه های دی ان ای به دست آمده از یک هستخوان ران کشف شده در سیبری نشان می دهد که اولین مورد آمیزش میان این دو گروه ۵۰ هزار تا ۶۰ هزار سال قبل اتفاق افتاده بود.
هستخوان ران متعلق به یک شکارچی مرد هست که یکی از قدیمی ترین انسان های مدرن کشف شده در اروسیا هست.
نتایج این مطالعه که در نشریه نیچر چاپ شده همچنین موید این یافته هست که گونه ما احتمالا حدود ۶۰ هزار سال قبل از آفریقا خارج شد و بعد در سراسر جهان پراکنده شد.
سوانت پابو از موسسه ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان - که مطالعه تازه را انجام داده - در سال های اخیر با تحقیقات ژنتیکی خود درحال بازنویسی تاریخ انسان بوده هست.
پروفسور پابو و همکارانش پیشگام شیوه هستخراج دی ان ای از بقایای انسان کهن و تحلیل مواد ژنتیکی اون بوده اند.
او با هستفاده از تحلیل این مواد ژنتیکی توانسته هست بیش از پیش معمای سرگذشت انسان مدرن و مهاجرت اون به اطراف زمین را باز کند.
پروفسور پابو به بی بی سی نیوز فرمود: "حیرت انگیز اینکه کیفیت مواد ژنتیکی این انسان ۴۵ هزار ساله خوب هست، کسی که به جد همه انسان های امروزی خارج از آفریقا نزدیک هست."
این مرد در مقطعی مهم در تاریخ بشر در سیبری غربی زندگی می کرده هست، وقتی که انسان در آستانه پراکنده شدن به اروپا و آسیا بود.
این یافته ممکن شد چون بخش های بزرگی از دی ان ای این گونه که اکنون منقرض شده سالم مانده هست.
پروفسور پابو می گوید‌: "تحلیل ما نشان می دهد که انسان مدرن قبل از اون وقت با نئاندرتال ها جفتگیری کرده بود و ما اکنون می توانیم تاریخ اولین آمیزش را دقیق تر از قبل تعیین کنیم."
پابو و تیمش در سال ۲۰۱۰ تحقیقاتی را منتشر کردند که نشان می داد تمام انسان های غیرآفریقایی امروز حاوی دی ان ای نئاندرتال ها هستند.
اونها اکنون با تحلیل تازه مواد ژنتیکی این موجود می گویند که آمیزش میان دو گونه ابتدا ۵۰ تا ۶۰ هزار سال قبل رخ داد.
پروفسور کریس هسترینگر از موزه تاریخ طبیعی در لندن می گوید این یافته شاید نشان دهنده وقتی باشد که انسان های شکل گرفته در خارج از آفریقا برای اولین بار این قاره را ترک کرد.
پروفسور هسترینگر جزو کسانی بود که می گویند اجداد انسان امروزی ابتدا حدود ۱۰۰ هزار سال قبل آفریقا را ترک کردند.

اما یافته های مطالعه آقای پابو اکنون او را به سوی این ایده سوق داده که این مهاجرت دیرتر اتفاق افتاد.
او می گوید که حالا فکر می کند شاید مهاجرت انسان به خارج از آفریقا حدود ۶۰ هزار سال قبل روی داده باشد.
مطالعه پروفسور پابو نشان می دهد که انسان ۴۵ هزار ساله سیبری از لحاظ ژنتیکی چیزی بین اروپایی ها و آسیایی ها بوده هست که نشان می دهد او نزدیک به دوره ای زندگی می کرد که گونه ما دو دسته شد و به شرق و غرب رفت تا دو نژاد مختلف شکل گیرد.
به علاوه یافته های او این احتمال را پیش می کشد که اولین گونه از دودمان انسان ابتدا ۱۰ یا ۱۱ میلیون سال قبل از میمون ها جدا شد و نه پنج یا شش میلیون سالی که تاکنون تصور می شد.
با این حال او تاکید می کند که مطالعه خیلی بیشتری برای یافتن پاسخی روشن به این سوالات لازم هست.
بقایای انسان ۴۵ هزار ساله در بستری در غرب سیبری پیدا شد
منبع: دانش و فن ...


4:

«انسان‌ها عمل جنسی را از نوعی ماهی کهن به ارث برده‌اند»

دانشمندان می‌گویند انسان‌ها عمل جنسی را از نوعی ماهی سخت پوست دوران کهن به ارث برده‌اند.
به نقل خبرگزاری رویترز، دانشمندان پس از بررسی سنگواره‌های برجای مانده از نوعی ماهی سخت‌ پوست - که ۳۸۵ میلیون سال پیش در اسکاتلندِ امروزی می‌زیست - به این نتیجه رسیدند که در یکی از انواع این ماهی، با نام «میکروبراکیوس دیکی»، اندام جنسی نرها به بافتی هستخوانی به شکل حرف لاتین «l» درآمد که وظیفه‌اش انتقال اسپرم به ماده‌ها بود.

در ماده‌ها نیز، اندامی به وجود آمد که به هنگام جفتگیری قابلیت قفل شدن با برابرِ نرینه خود را داشت.


به فرموده «جان لانگ»، دیرینه شناس از دانشگاه فلیندرس هسترالیا، - که سرپرستی این پژوهش را بر عهده داشت - «ماهی‌های پلاکودِرم‌ وقتی زیرشاخه‌ای بُن بست در میان جانوران دیگر قلمداد می‌شدند و تصور بر این بود که این گونه بخصوص هیچ خویشاوندی ندارد.

اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که تکاملِ خود ما - به عنوان انسان‌های امروزی - با پلاکودرم‌ها آغاز شده و ما بسیاری از ویژگی‌های خود را از اونها به ارث برده‌ایم، از جمله آرواره‌ها، دندان‌ها و اندام‌های جُفتی‌مان - که همگی نخست در این گروه از ماهیان به وجود آمدند.»
وی در ادامه اضافه کرد که یافته‌های جدید همچنین نشان‌ می‌دهند که «این نوع ماهی ماقبل تاریخ عمل جنسی را هم برای ما به یادگار گذاشته‌است.»
مَت فریدمن، دیرینه-زیست‌شناس از دانشگاه آکسفورد بریتانیا، که در این تحقیق نقشی نداشته، یافته‌های پژوهش یادشده را «بسیار با اهمیت» توصیف کرد، وی در ادامه اضافه کرد که بر پايه این نتایج می‌توان اطلاعات بسیار بیشتری از سنگواره‌های موجودات قدیمی به دست آورد.


لانگ، که نقل تحقیق اخیرش در نشریه «نِیچِر» مورخ یکشنبه ۲۷ مهر ماه به چاپ رسید، یک سال پیشتر در کشور هستونی به هستخوانی برخورد که کشف جدیدش را رقم زد.

بررسی‌های بیشترِ همین هستخوان به این پژوهشگر کمک کرد که توانایی‌های جفت‌گیری در میان ماهی‌های کهن را کشف کند.
در مرحله بعد گروهی از دانشمندان از کشور‌های هسترالیا، هستونی، بریتانیا، سوئد و چین گنجینه سنگواره‌های موجود در موزه‌های مختلف در سرتاسر جهان را مورد آزمایش برنامه دادند.
در پی این بررسی‌ها بود که تیم تحقیقی به نخستین مورد باروریِ داخلی و جفت‌گیری به عنوان روشِ تولیدمثل در سنگواره‌های قدیمی برخوردند.
در بخشی از نقل مربوط به این کشف جدید آمده که این ماهی‌های قدیمی گاهی در حالی که بازو‌های خود را در یکدیگر قلاب می‌کردند به جفت‌گیری می‌پرداختند، صحنه‌ای که به فرموده لانگ شبیه رقص محلی آمریکایی هست که در اون دو نفر بازو در بازوی یکدیگر انداخته و پایکوبی می‌نمايند: «البته این وضعیت خاص به نر‌ها کمک می‌کرد که با جابجا کردن اندام جنسی‌شان اون را در موقعیت بهتری برای جفت‌گیری برنامه دهند.»
منبع: Rf

5:

کشف هستخوان‌های جدید از دایناسور وحشت

راز یکی از مخوف ترین دایناسورهای جهان با کشف هستخوان های جدید اون رمزگشایی شد.
به نقل ایرنا از ساینس، 50 سال پیش دانشمندان هستخوان های بازوهای عظیم و قدرتمند دایناسوری را در مغولستان کشف کردند و متوجه شدند موجود وحشتناکی را یافته اند که آرواره های کشنده داشته هست.
اما در نیم قرن گذشته، اسرار زیادی درباره این دایناسور عظیم الجثه مخفی مانده بود و همین مسئله ذهن فسیل شناسان را به خود مشغول کرده بود تا اینکه روز گذشته دانشمندان بقایای دیگر این دایناسور را کشف کردند.
دانشمندان فراخوان نمودند: هستخوان های کشف شده نشان می دهد قد این دایناسور حدود 16 فوت یا تقریبا پنج متر بوده و طول او نیز 36 فوت یا حدود 11 متر بوده هست.
این دایناسور عظیم الجثه حدود 7 تن نیز وزن داشته هست.

این دایناسور که بخشی همانند باله روی سر داشته، بر پشت خود نیز گوژ داشته هست.
این جانور دندان نداشته و آرواره های او به اندازه ای قوی بوده هست که همانند جاروبرقی همه چیز را می بلعیده و خرد می کرده هست.
این دایناسور، زبان بزرگی داشت که سبب می شد شرایط مکش قوی برای او به وجود آید و بتواند غذای خود را از عمق رودخانه ها یا دریاچه ها با مکش شدید به سمت دهانش بکشد.
دانشمندان کره جنوبی در تحقیقات خود به بقایای جدید این دایناسور دست یافته اند.
این دایناسور از نوع موسوم «دینوچروس» (Deinocheirus) بوده و حدود 70 میلیون سال قبل زندگی می کرده هست.
دینوچروس به معنای دستان هولناک عجیب هست.

این دایناسور از اجداد شتر مرغ های امروزی به شمار می رود و روی بخش هایی از سر و دیگر قسمت های بدنش ، پر داشته هست.
این دایناسور به خانواده ای از دایناسورها تعلق دارد که با نام دایناسورهای شترمرغی از اونها یاد می شود.
وضع پاهای این دایناسور نشان می دهد که حرکتش کند بوده هست.

جثه عظیم این حیوان نیز احتمالا برای در امان ماندن از شر دایناسورهای بزرگتر بوده هست.
دانشمندان می گویند این دایناسور یکی از عجیب ترین دایناسورهایی هست که تا به حال کشف شده هست.
منبع:کشف هستخوان‌های جدید از دایناسور وحشت - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK

6:

تکامل گرايان, پدیدار شدن موجودات دریایی بدون مهره در دوران کامبرین و تبدیل اونها به ماهی در فاصلهً وقتی دهها میلیون سال را ادٌعا می نمايند.

فقط نه تنها با نداشتن هیچ اجداد بی مهرگان دوران کامبرین, حتی هیچ فرم گذرمیانی که این بی مهرگان تبدیل به ماهی شده اند را اثبات کند وجود ندارد.

در حالی که نداشتن ساختار اسکلتی در بی مهرگان و فقط بخشهای بیرونی اینها دارای ساختار سختی می باشد برای تبدیل به ماهیان که دارای ساختار اسکلتی می باشند بایستی برای تکامل اونها که تکامل بزرگی هست تعداد بی شماری از فرم گذرمیانی وجود داشته باشند.
تکامل گرایان با تجسّس این فرمهای خیالی, ۱۴۰ سال طبقات و قشرهای مختلف فسیل ها را زیرو می نمايند.

ملیونها فسیل بی مهرگان و ملیونها فسیل ماهی یافت شده هست امٌا کسی تا بحال حتٌی یک فسیل گذرمیانی نیافته هست
.
فسیل شناس تکامل گرا بنام گرالد تی.تود در مقاله ای بنام " تکامل ماهیان هستخوانی" در برابر این حقیقت با ناچاری این سئوالها را کرده هست:
هوسه گروه ماهیان هستخواندار, در قشرهای فسیلی در اون واحد و هموقت پدیدار شده اند...

بسیار خوب امٌا ریشهً اینها چیست؟ این اندازه پدیدار شدن موجودات از هم متفاوت و ساختار پیچیده را چه چیزی فراهم کرده هست؟ و چرا به آثار موجوداتی که می توانند جدٌ تکاملی اونها را شکل دهند نمی توان دست یافت؟ سناریوی تکامل گرایان
, ماهیان را هم سپس یک مدٌت وقتی به یک شکلی از آب بیرون آمده و تبدیل به موجوداتی خشکی شده اند را ادٌعا می کند.

در حالیکه دلایل و فاکتورهای فیزیکی و اوناتومیک فراوانی که این سیر را امکان ناپذیر می سازد وجود دارد
.

غیر از این هیچ دلیل فسیلی اثبات نماينده که شود به اون اکتفاکرد وجود ندارد
.

در این مورد بنا به سناریوی تکامل گرایان
, ماهیان ابتدا به موجودات دوزیستی تکامل پیدا کرده اند.

امٌا همچنان که شما نیز گمان می کنید هیچ دلیلی که این سناریو را اثبات کند وجود ندارد
.

حتٌی یک فسیل که چنین چیزی را نشان دهد پیدا نشده هست
.
..................................................

...71 ..................................................

......

نویسندهً کتاب تکامل و فسیل شناسی مهره داران, تکامل گرای معروف روبرت ل.کارولاین حقیقت را " که ما دارای فرمهای فسیلی گذرمیانی ماهیان و دوزیستان نمی باشیم" بدون خواست خودش هم که باشد مطرح می کند.فسیلشنان تکامل گرا بنام کولبرت و مورالسدر مورد قرباغه ها سمندرها و سسيلينها که سه گروه دوزیستی می باشند این تفسیر را می نمايند:
تنها دلیلی بر اینکه موجودات دوزیستی دوران پالئوویک صاحب جدٌ مشترنک هستند نمی باشند.

از قدیمیترین قورباغه ها
, سمندرها و سیلینهای شناخته شده هیچ فرقی از نمونه های زیستی امروز ندارد و خیلی متشابه هستند.

امٌا ۵۰ سال قبل از این به موجودیت فسیلی میان ماهی و دوزیستی باور داشتند
.

یک فسیل ماهی که سنٌ تقریبی اون ۴۱۰ ملیون سال برآورد شده و نامش را کوئلاکانت گذاشته اند در خیلی از منابع تکامل گرایان قطعاً بفرم یک گذرمیانی معٌرض می شد
.

تکامل گرایان کوئلاکانترا دارای یک ریهً ابتدائی ساده
, یک مغز تکامل یافته, دارای یک سیستم گردش خون و سیستم هضمیآماده به خشکی در آمدن, حتٌی دارای یک سیستم راه رفتن ابتدائی که فرم گذرمیانی می باشد ادٌعا می کردند.

این تفسیرها
, بدون تردید تا پایان دوران ۱۹۳۰ در میان اهل علم مورد قبول بود.

فقط در ۲۲ دسامپر ۱۹۳۸ یک کشف جالبی در اقیانوس هند انجام شد
.

یک مورد از خانوادهً کوئلاکانتکه بعنوان یک فرم گذرمیانی معرٌفی شده بود و ۷۰ ملیون سال پیش نسلش منقرض شده بود بطور زنده از اقیانوس بدست آمده بود
! بدون تردید یک چنین کشفی از نظر تکامل گرایان تاًثیر شک آوری داشت.

فسیل شناس تکامل گرا بنام ژ
.ل.ب.اسميت" اگر در سیرم با دانیاسور روبرو می شدم اینقدر تعجٌب نمی کردم" فرموده بود.
توضیح عکس صفحهً ۷۱ : طبق سناریوی خیالی گذر از آب بخشکی, بعضی از ماهیان بخاطر برخی از مشکلات تغزیه ای احتیاج درآمدن ار آب را احساس کردند.این سناریو بهیچ وجه برای این دلیلی ندارد.

به این دلیل ادٌعای مورد نظر
, فقط توسط عکسهای بالا و بی مبداً پشتیبانی می شود.
توضیح عکس صفحهً ۷۲ : در بالا فسیل ۴۱۰ ملیون سالی کوئلاکانت تکامل گرایان با اکتفا به این فسیل اونرا بعنوان فرم گذرمیانی معرٌفی می کردند.
عکس دوٌم : امٌا, اوٌلی در سال ۱۹۳۸ در بالا, بدست آمدن چندین مورد زنده از این ماهی, تکامل گرایان را چقدر در این مورد جلو رفته اند مشخص کند.
در سالهای بعدی از دیگر مناطق بیش از ۲۰۰ مورد از کوئلاکانت بدست آمده.

با بدست آمدن این ماهیان
, این مسئله که تکامل گرایان در تفصیر خیالی خودشان تا چه حد پیش می روند آشکار می گردد.

بر خلاف ادٌعاهای که در مورد کوئلاکانت که نه دارای ریهًساده و نه دارای یک مغز پیش رفته می باشند
.

پژوهشگران تکامل گرا اون ساختادی که ریهً ساده می پنداشتند چیزی جز یک کیهً مملو از روغن که در بدن ماهی وجود دارد نمی باشد
.

در حقیقت اون موجودی که آمادهً بیرون آمدن از آب با نامکوئلاکانتمعرفی شده یک موجودی هست که در ژوفهای عمیق اقیانوس بدون اینکه از ۱۸۰ متر عمق به بالا بیاید مشخص گردیده هست
.
توضیح عکس ۷۳ :
یک نمونه در باطل بودن تئوری تکامل لاک پشتها
فسیل ۱۰۰ ملیون سالهً لاک پشتها: فرقی از نوع امروزی ندارد
در عکس دست چپ فسیل یک لاگ پشت رودخانه ای ۴۵ ملیون ساله یافت شده در آلمان.

درست چپ
, آثار کهنترین لاک پشت دریایی شناخته شده: این فسیل ۱۱۰ ملیون سالهً یافت شده در برزیل هیچ تفاوتی با نمونه های امروزی ندارد.

تئوری تکامل
, نتنها قادر به توضیح پايه ی ترین گروههای موجودات زنده مانند خزندگان, ماهیان نمی باشد در داخل این گروهها نیز قادر به توضیح ریشهً نوعها نمی باشد.

بعنوان مثال لاک پشت که از گروه خزندگان می باشند در اسناد و مدارک فسیل با صاحب بودن لاکهای مخصوص بخودشان در یک اون پدیدار می شوند
.

به ادٌعای نشریات تکامل گرایان
, لاک پشتها با اینکه از دیگر تمام مهره داران موجود فسیلهای بهتری از خود برجا گذاشته اند.معذالک هیچ اثری از اینکه یک فُرم گذر ميانی وجود دارد موجود نميباشد.هيچ فرقی ميان لاک پُشتهای امروزی با قديميترين فسيلهای اين نوع وجود ندارد.بطور خلاصه،لاک پُشتها اصلا تکامل نيافته اند و بصورت همان لاک پُشتها باقی مانده اند:زيرا بهمان شکل ایجاد شده اند.
چرا گذر از آب بخشکی امکان ناپذير هست؟
تکامل گرايان اين مسئله را که بالاخره روزی ميايد که اين موجودات آبی از آب بيرون آمده و تبديل به موجودات خشکی خواهند شد را ادّعا مينمايند.در حاليکه فاکتورهای مختلف فيزيکی و جسمانی وجود دارد که اين سير را امکان ناپذير ميسازد.از شاخصترين اين موارد اين چند مورد را ميتوان ذکر کرد:
1- حمل سنگينی:موجوداتی که در دريا زندگی مينمايند مشکل حمل سنگينی خود را ندارند.در حاليکه موجوداتی که در خشکی زندگی مينمايند40% انرژی خود را برای حمل بدن خودشان مصرف مينمايند.بنابراين اگر برنامه باشد که اين موجودات از درون آب بخشکی در آيند دارای عضلات و سيستم اسکلتی پيشرفته تری باشند امّا اين ساختارهای پيچيده اونطور که بنظر ما می آيد به همان راحتی و بر حسب تصادف نمی تواند تغيير کند و امکان ناپذير هست.
2-محفوظ داشتن دما:در خشکی تغييرات دمای هوا و اختلاف دما بسيار زياد هست بهمين خاطر موجوداتی که در خشکی زندگی مينمايند برای سازش با اين تغييرات زياد دما دارای يک متابوليزم ميباشند.در حاليکه در درياها نوسانات دما به کُندی و کُندتر انجام می گيرد و اختلافات دما به اندازه خشکی نيست.موجوداتی که بر پايه دمای ثابت درياها دارای سيستم بدنی هستند برای اينکه بتوانند در خُشکی زندگی نمايند بايد دارای سيستمی که در خُشکی سازشگر باشد داشته باشند.بهمين خاطر مطرح کردن اين مسئله که ماهيان سپس اينکه بخشکی در آمدند و بر حسب تصادف اين تغييرات و تحوّلات را انجام داده اند بی اندازه توخالی و بی معنی ميباشد.
3- بهره مندی از آب:برای موجودات زنده يک نياز مُبرم و اجتناب ناپذير ميباشد که در محيط زمين کم يافته ميشود.بهمين خاطر هستفاده درست از آب حتّی از نم مجبوری ميباشد.بعنوان مثال پوست بايد طوری طرّاحی شود که مانع از دست دادن آب ونم بدن شود.موجودات زنده بايد احساس تشنگی بکند.در حاليکه موجوداتی که در آب زندگی مينمايند دارای يک چنين حسّی نميباشند و پوستشان سازگار با واقعيات خشک نميباشد.
4-کُلّيه ها:موجودات آبی موادّ زايد مثل آمونياک را بخاطر محيطی که در اون برنامه دارند براحتی دفع مينمايند.در حاليکه در خُشکی مصرف آب بايد در حدّاقل مصرفی باشد بخاطر همين اين موجودات دارای سيستم کلّيه ميباشند.توسّط کلّيه ها آمونياک به اوره تبديل شده و در يکجا جمع ميشود و در دفع اون حدّاقل آب هستفاده ميشود.غير از اين برای عملکرد کليّه ها به ديگر سيستمها نياز ميباشد و اين اونطور که بطور تصادفی در موجودات آبی که بخشکی در می آيند نميتواند بوجود آيد.
5-سيستم تنفّسی :ماهيان هوای محلول در آب را توسّط آبششها تامين می نمايند.بيرون از آب بيش از چند دقيقه نميتوانند زندگی نمايند برای اينکه بتوانند در خُشکی زندگی نمايند در يک اون بايد دارای يک سيستم ششی شوند.تمام اين تغييرات فيزيکی در يک موجود زنده در نتيجه تصادفات و در اون واحد بوجود آمدنش امکان ناپذير نميباشد.


تکامل پرندگان و پستانداران خيالی
طبق تئوری تکامل حيات ابتدا به ساکن در آب تکامل يافته بعداً توسّط دوزيستان به خُشکی منتقل شده هست.باز طبق همين تئوری يک سری از اين دوزيستان تبديل به خزندگان شده و کاملاً تبديل به حيوان خُشکی شده اند.يک چنين گذری چه از لحاظ قوانين فيزيکی و اوناتوميک امکان ناپذير ميباشد زيرا دلايل بسياری در اين ارتباط وجود دارد.اگر نگاهی به فسيلها بکنيم،ذاتاً پی بيک چنين گذری که وجود ندارد خواهيم بُرد.خزندگان و دوزيستان بدون اينکه هيچ رابطه ای با يکديگر داشته باشند و بدون اينکه هيچ اجدادی داشته باشند بر روی کُره زمين پديدار شده اند.تکامل گرای صاحب سخن در زمينه فُسيلشناسی مُهره داران بنام روبرت کارول اوّلين خزندگان، از تمام دوزيستان خيلی متفاوت بوده و اينکه هنوز اجدادشان مشخّص نشده مجبور به پذيرفتن اين مسئله شدند.فقط سناريوهای امکان ناپذير تئوری تکامل با اينها تمام نميشود علاوه بر اين جاندارانی که بخشکی در آمده اند بايستی اينها را پروازشان داد!تکامل گرايان بر اين باورند که پرندگان بنحوی تکامل يافته اند بهمين خاطر ادّعا مينمايند که اين موجودات از خزندگان بوجود آمده اند.در حاليکه موجودات خُشکی بطور کُلّی دارای ساختار متفاوتی از پرندگان ميباشند و هيچ يک از مکانيزمهای بدن که تدريجاً با مُدل تکامل بشود توضيح داد وجود ندارد.از همه چيز مهمتر اينکه پرندگان را پرنده ميسازد وجود بالهاست که در اين نقطه تکامل گرايان با بن بست بزرگی روبرو هستند.از تکامل گرايان تُرکی بنام انگين کرور امکان ناپذير بودن تکامل بالها را اين چنين اعتراف می کند:خصوصيت مشترک بالها و چشمها اينست که فقط در يکجا جمع و پيشرفت کرده و ميتوانند وظايف خود را اجرا کنند.به فرموده ديگر،با بال ناقص نميتوان پرواز کردو با چشم ناقص نميتوان ديد.بوجود آمدن اين عضوها چيزی هست که هنوز طبيعت بطور آشکار نتوانسته مشخّص سازد.همانطوری که مشاهده ميگردد جواب اين سوال که بالها با اين خصوصيات و صفات برتر چطور می شه که در نتيجه موتاسيونها و تغييرات خودبخود بوجود آمده باشد،داده نشده هست.
توضيح عکس 76:ريه مخصوص پرندگان
پرندگان،از خزندگان که بقول معروف جدّ اونهاميباشند دارای ساختار متفاوتی هستند.عملکرد ريه های پرندگان کاملاً خلاف کارکرد ريه های موجودات خُشکی ميباشد.جانداران خُشکی هوا را از همان لوله تنفّسی ميگيرندو پس ميدهند.در حاليکه در پرندگان هوا را از جلو داخل ششها ميشود و از عقب بيرون می آيد.هنگام پرواز بخاطر اينکه پرندگان احتياج به هوای فراوان دارند بخاطر همين ششهايشان به اين شکل طرّاحی شده هست.اين ساختار که از خزندگان با تکامل بوجود آمده امکان ناپذير هست بخاطر اينکه ميان دو ساختار متفاوت ششی يک ساختار ميانی نميتواند نقس بکشد.
______________________________76__________________ ______________
اينکه پاهای جلوی خزندگان چطور در نتيجه موتاسيون تبديل به بال ميشود از سوالاتی هست که تا کنون اصلاً توضيحی نداشته هست.غير از اين فقط داشتن بال برای موجودات خُشکی که به پرندگان تبديل شوند کافی نميباشد.موجودات خُشکی از ديگر تمام مکانيزمهای موجود در پرندگان که در پرواز هستفاده مينمايند محروم ميباشند.بعنوان مثال ساختار هستخوانی پرندگان خيلی سبکتر از ساختار هستخوانی موجوئات خشکی ميباشد ششهايش خيلی متفاوت چه از نظر کارکرد و چه از نظر ساختار ميباشد.ساختار اسکلتی و ماهيچه ای متفاوتی دارند و سيستمهای گردش خون و قلب بسيار تخصصّ يافته دارند.اين مکانيزمها يواش يواش يکجا جمع نميشوند بنابراين تئوری تبديل موجودات خُشکی به پرندگان چيزی جُز سفسته نميباشد.
_____________________________77___________________ ______________
پرهای پرنده:طرحی هست که تئوری تکامل توضيحی برای اون ندارد.
طبق ادّعاهای تکامل گرايان که پرندگان از خزندگان تکامل يافته اند فرقهای بزرگ ميان اين دو گروه را اصلاً نميتوانند جواب دهند.پرندگان با خصوصياتی از قبيل داشتن ساختار هستخوانی سبک،سيستم تنفّسی مخصوص بخودشان وبا خونگرم بودن و ديگر خصوصيتها از خزندگان خيلی متفاوت هستند يک خصوصيت ديگر که ميان پرندگان و خزندگان مانند سدّی غير قابل عبور سبز ميشود اينست که پرندگان صاحب پر ميباشند.بدن خزندگان با پولکها،بدن پرندگان با پرها پوشانده شده هست.تکامل گرايان بخاطر اينکه خزندگان را اجداد پرندگان ميدانند بهمين خاطر پرهای پرندگان را نيز از پولکها تکامل يافته و به اين شکل در آمده هست ميگايشانند.در حاليکه هيچ شباهتی ميان پرها و پولکها وجود ندارد.پروفسور آ.ه.براش فيزيولوژيست و روانشناس دانشگاه کُنکتيسکت با اينکه يک تکامل گرا بود اينکه پرها و پولکها با تمام ساختار ژنتيکی پيشرفت کرده از هر نظر متفاوت بودند را فرموده و اين حقيقت را قبول دارد.علاوه بر اين بنا به نظر پروفسور براش ساختار پروتئينی اين پرندگان نيز خيلی متفاوتتر از ساختار پروتئينی مُهره داران ميباشد.در کنار اين تنها دليل فُسيلی که نشان دهد اين پرها از اين پولکها تکامل يافته وجود ندارد.بر خلاف بنا به اضهار پروفسور براش«پرها در اسناد ثبتی فُسيلها خصوصيت مخصوص به پرندگان ميباشد که در يک اون بوجود آمده هست.
توضيح عکس 77:
«وقتی پرهای پرندگان با جزئيات بررسی شوند هزاران پر کوچک که بيکديگر متّصل هستند مشاهده خواهند شد.اين طراحی بی نظير يک خصوصيت والای آيروديناميکی می بخشد.»
هيچ ساختاری که خزندگان را به پرندگان تبديل کند وجود ندارد.سال 1996 با همکاری رسانه های گروهی مطرح ساختن اين داستان که در چنين بقايای فُسيل پردار دايناسور که بطور کلّی دور از حقيقت می باشد زيرا با تحقيقاتی که در سال 1997 انجام گرفت چيزی جز فسيل سينوسائروپتريس که ساختارش هيچ شباهتی با پر پرندگان ندارد مشخّص شد.غير از اين پرندگان تا اون حد که بشود توسّط تکامل گرايان توجيح کرد دارای ساختار پيچيده و کُمپلکس ميباشند.پرنده شناس معروف بنام آلن فلوسيا «هر خصوصيت پر عملکرد آيروديناميکی دارد.سبک هست،نيروی بالا برنده دارد و براحتی به حالت اوّليه خود بر می گردند.فدوسسيآ بی درمانی تئوری تکامل را چنين عضوی که برای پرواز طرّاحی شده در ابتدا به ساکن برای يک منظور ديگر بوجود آمده باشد حقيقتش را نميفهمم.اين طرح پرها چارلز دارايشانن را نيز بسيار بخود مشغول ساخته حتّی نظم و طرح پر طاوس بقول خودش مريضش کرده بود.در نامه ای که دارايشانن بدوستش آساگری در تاريخ سوّم آپريل 1860 نوشته بود انديشيدن به چشم خيلی از وقت مرا گرفته واز تئوری ام دور ساخته هست.سپس مطرح ساختن اينکه امّا خودم را بمرور وقت به اين مسئله عادت دادم و چنين ادامه می دهد:در حال حاضر بعضی از ساختارهای مشخّص در طبيعت مرا خيلی ناراحت ميکند.بعنوان مثال ديدن پر طاووس مرا واقعاً مريض ميسازد.
_______________________________78_________________ ______________
سپس اينها يک سوال ديگر بعقل انسان می آيد:بر فرض مثال حتّی اگر تمام اين داستانهای غير علمی را درست بپنداريم برای اثبات اين داستانها نياز به تعداد فراوانی از فسيلهای يک باله،نيم باله داريم پس چرا تا بحال چنين چيزی يافته نشده هست؟
فرم ميانی خيالی آرچئوپتريکس
تکامل گرايان در برابر اين سوال که چرا به فسيلهای تک بال ،نيم باله دسترسی نشده مخصوصاً از يک نوع جاندار بحث مينمايند.اين تعداد اندکی از فُرمهای گذر ميانی هست که با تمام اصرار از ان پشتيبانی مينمايند و از شناخته شده ترينشان فسيل پرنده ای با نام آرچئوپتريکس ميباشد.طبق نظر تکامل گرايان آرچئوپتريکس که جدّ پرندگان امروزی ميباشد،150 مليون سال پيش زندگی کرده بود.طبق اين تئوری بخشی از اين دايناسورهای دارای جثّه کوچک که« دروموسار» ايشانا« ولاکريپتور»ناميده ميشدند تکامل يافته يعنی بالدار شده و شروع به پرواز کرده اند.آرچئوپتريکس،اوّلين موجودی بود که از اجداد دايناسور جدا شده و تازه شروع به پرواز کرده بود.اين داستان ،تقريباًدر تمام نشريات تکاملگرا بچاپ می رسد.در حاليکه با بررسی و تحقيقاتی که بر روی فسيلهای آرچئوپتريکس انجام گرفته،نشان ميدهد که اين جاندار مطلقاً يک فُرم گذر ميانی نبوده بلکه فقط يک نوع پرنده بوده که از پرندگان امروزه متفاوت بوده و نسلش منقرض شده هست.اين نظريه که آرچئوپتريکس تا گذشته ای نه چندان دور توسّط تکامل گرايان بعنوان يک موجود نيمه پرنده که خوب نميتواند پرواز کند سر زبانها بود.نداشتن هستخوان سينه «ستورنوم»بزرگترين دليلی بود که اين جاندار نميتواند پرواز کند.(استخوان سينه،ماهيچه هايی که بدرد پرواز می خورند را در زير قفسه سينه نگه داشته کاربرد دارد.امروزه تمام موجودات چه اونهايی که پرواز مينمايند و چه اونهايی که پرواز نمينمايند و چه اونهايی که از خانواده نميباشند مثل خفّاشها دارای اين هستخوان سينه ميباشند)
توضيح عکس 78:
طبق فرموده تکامل گرايان بخشی از دايناسورهای دارای جثّه کوچک مثل دروم و ولوک با گذران دوره تکامل بالدار شده و شروع به پرواز کرده اند.آرچئوپتريکس از اوّلين موجوداتی بود که از اجداد دايناسور جدا شده و شروع به پرواز کرده بود.اين قصّه خيالی،تقريباً در تمام نشريات تکامل گرايان از اون بحث ميشود.
توضيح عکس 79:
آرچئوپتريکس بطور کامل خصوصيات يک پرنده را از خود نشان می دهد:
1-پرها نشانگر اينکه اين فُسيلها خونگرم و مربوط بيک پرنده بوده ميباشد.
2- مانند پرندگان امروزی هستخوانهايشان توخالی ميباشد.
3-داشتن دندانها دليل بر اينکه از خزندگان مشتق گرفته نميباشد.
4-امروزه هم نوعهای مختلف از پرندگان که در بالهايشان چنگال دارند وجود دارد.
5-هفتمين فسيل يافت شده از آرچئوپتريکس نشانگر اينست که دارای هستخوان سينه ميباشد داشتن هستخوان سينه نشانگر اينست که دارای ماهيچه های قوی برای پرواز بوده هست.
پيدا شدن هفتمين فسيل آرچئوپتريکس در سال 1992 در ميان تکامل گرايان حيرت بزرگی را بر انگيخته کرد.زيرا در آخرين فسيل يافت شده از آرچئوپتريکس هستخوان سينه که از طرف تکامل گرايان بحساب نياورده شده بود يافته شد.در مجلّه نيچر در اين ارتباط چنين نوشته بود:آخرين کشف از هفتمين فسيل آرچئوپتريکس،مدّت وقت خيلی طولانی از وجود چنين چيزی شکّ داشته امّا هيچوقت به اثبات نرسيده بهمان هستخوان مستطيل سينه اشاره می کند.اينکه اين موجود ميتوانسته دراز مدّت پرواز کند جای بحث دارد امّا داشتن هستخوان سينه نشانگر اينکه ماهيچه های پرواز قوی داشته ميباشد.
اين کشف،پايه يترين تکيّه گاه ادّعای اينکه آرچئوپتريکس نيمه پرنده ميباشد و نميتواند پرواز کند را از هم گسست.از طرفی ديگر يکی از مهمترين دلايلی که نشانگر اينکه اين پرنده ميتوانسته پرواز کند پرهايش ميباشد.داشتن پرهای متناسب که فرقی با پرندگان امروزی ندارد نشانگر اينست که اين پرنده بطور کامل ميتوانسته پرواز کند.همانطوريکه که فسيل شناس معروف بنام کارل اُ دونبار مطرح کرده بخاطر پرهايش اين موجود خصوصيات کامل يک پرنده را دارا ميباشد.حقيقت ديگری که پرهای آرچئوپتريکس آشکار ساخته اينست که اين موجودات خونگرم ميباشند.همانطوريکه ميدانيد خزندگان و دايناسورها موجوداتی هستد که خونسرد ميباشند و دمای بدنشان با واقعيات جوّی اطرافشان متغيّر ميباشد.يکی از کارکردهای پرهای پرندگان اين ميباشد که دمای بدنشان را حفظ ميکند.مودار بودن آرچئوپتريکس،نشانگر اينکه بر خلاف دايناسورها احتياج به حفظ حرارت بدن داشته و بهمين خاطر يک پرنده واقعی ميباشد.
______________________________80__________________ ______________
ادّعای مردود تکامل گرايان
دندانها و پنچه های آرچئوپتريکس
تکامل گرايان يکی دو مورد مهمّ که آرچئوپتريکس را بعنوان فُرم گذر ميانی نشان ميدهند و تکيّه دارند اينست که بر روی بال اين حيوان پنچه ها و در دهنش دندان وجود داشته هست.
اينکه بر روی بال اين حيوان پنچه ها و در دهانش دندان وجود داشت درست ميباشد،فقط اين خصوصيت کوچکترين احتمال بر اينکه اين موجود از خزندگان آمده را نشان نميدهد.زيرا در زندگی روزمرّه دو نوع پرنده بنامهای تائوراکو هواتزين وجود دارند که اينها برای نگاه داشتن خود بر روی شاخه ها از پنچه ها هستفاده مينمايند.

و اين پرندگان هيچ يک از خصوصيات خزندگان را دارا نميباشند وبطور کامل يک پرنده ميباشند.بخاطر همين ادّعای اينکه آرچئوپتريکس بخاطر داشتن پنچه ها يک فُرم گذر ميانی در راه تکامل ميباشد کاملاً تُهی و مردود ميباشد.دندانهای موجود در دهان اين موجود نشانگر اينکه يک فُرم گذر ميانی هست نميباشد.تکامل گرايان مخصوصاً با اشاره به اينکه اين دندانها خصوصيات خزندگان را در بر دارد قصداً سعی در فريب امت دارند.در حاليکه دندانها يک خصوصيت بارز خزندگان نميباشد.امروزه برخی از خزندگان دارای دندان ميباشند و برخی نميباشند.از اينهم مهمتر اينکه فقط آرچئوپتريکس بعنوان يک پرنده که صاحب دندان هست نميباشد.البتّه امروز ديگر چنين پرندگانی وجود ندازند ولی وقتی به اسناد ثبت شده در ارتباط با فسيل مروری می کنيم خواهيم ديد که در کنار آرچئوپتريکس پرندگان ديگری که دندان داشتند زيست کرده اند.مهمترين نکته در اينجا اينست که آرچئوپتريکس و ديگر پرندگانی که صاحب دندان ميباشند ساختار دندانهايشان با اجدادشان که بقول معروف دايناسورها ميباشد ندارند.پرنده شناسان معروف مثل ماتين،استوارت ووتستون با تحقيقات و اندازه گيريهايی که بر روی دندان آرچئوپتريکس و ديگر پرندگان انجام دادند نشانگر اينست که اين دندانها سطح رايشانی اون صاف و دارای ريشه های پهن ميباشد.در حاليکه دندان اجداد اين پرندگان اونطور که ادّعا ميشود دايناسورهای تروپود ميباشند دارای دندانهای ارّه ای و ريشه هايشان باريک و تنگ ميباشد همين متحققّان مچ آرچئوپتريکس را با مُچ بقول معروف اجداد دايناسور مقايسه کرده اند و هيچ شباهتی را پيدا نکردند
_________________________________81_______________ __________________
از مهمترين مدعيان و صاحب نظران بنام جان اُستُرم که آرچئوپتريکس را از دايناسورها تکامل يافته ميشمارد شباهتهايی که ميان اين پرنده و دايناسور مطرح ساخته در حقيقت چيزی جز تفسير اشتباه نبوده که اينهم توسّط اوناتوميستهايی مثل تارسينانو،هِکت و والکر روشن گرديده هست.تمام اينها نشانگر اينکه اين پرنده يک فُرم گذر ميانی نبوده و فقط از يک گروه ديگر که بنام پرندگان دنداندار ميتوان نام بُرد ميشود گروهبندی کرد.
آرچئوپتريکس و ديگر فسيل پرندگان
دهها سال آرچئوپتريکس بزرگترين دليل سنايوی تکامل گرايان نشان داده ميشد ولی اين اواخر با پيدا شدن ديگر فسيلها مردود بودن اين سناريو را از بُعدهای ديگر مشخّص ساخت.در سال 1995 دو فسيل شناس چينی بنامهای ليانهايی هو و زونگهه زو که در انستيتوی فسيل شناسی مهره داران در چين کار ميکردند يک فسيل جديد پرنده بنام کونفجيسورنيس کشف کردند.اين پرنده که تقريباً هم سن با آرچئوپتريکس بود(حدوداً 140 مليون ساله)دندان نداشت و منقار و پرهايش تفاوتی با پرندگان امروزی نداشت.استخوان بندی اين پرنده نيز تفاوتی با پرندگان امروزی نداشت و مانند آرچئوپتريکس دارای پنچه بود.ساختار «پيگوستيل»که کمک به پرهای دُم می کند نيز در اين پرنده موجود بود.بطور خلاصه ميتوان فرمود که اين پرنده که همدوره با آرچئوپتريکس که توسّط تکامل گرايان بعنوان اجداد اوّليه پرندگان شمرده می شد هيچ تفاوتی با پرندگان امروزی نداشت.بطور طبيعی اين حقيقت آرچئوپتريکس را بعنوان جد اوّليه تمام پرندگان بشمار می آوردرا مردود ميساخت.با کشف يک فُسيل ديگر در سال 1996 در چين،همه جا را بهم ريخت.يک پرنده 130 مليون ساله بنام ليائونينگوريس توسّط هو،مارتين و آلن فِدوسسيا از طريق مقاله ای در مجلّه ساينس منتشر گرديد.ليائونينگوريس مانند پرندگان امروزی دارای هستخوان سينه که نگه دارنده ماهيچه های پرواز ميباشد بود.
_______________________________82_________________ __________________
از ديگر جهات هم اين پرنده فرقی با پرندگان امروزی نداشت.تنها فرقش اين بود که دارای دندان بود.اين اونطور که تکامل گرايان ادّعا ميکردند نشان ميدهد که اين پرندگان دارای ساختار ساده نبودند.با تفسير آلن فدوسسيا در مجلّه ديسکاور کلاً اين ادّعا که اين پرندگان از دايناسورها آمده را مردود ميسازد فسيل ديگری که ادّعای تکامل گرايان را در ارتباط با آرچئوپتريکس مردود ميسازد ائوآلولاايشانس ميباشد.اين فسيل که از فُسيل آرچئوپتريکس 30 مليون سال جوانتر بود يعنی 120 مليون سال داشت نشانگر اين ميباشد که در اون دوران پرندگانی که وجود داشتند هيچ فرقی با پرندگان امروزی نداشتند.
بدینطریق میلاقاً اینکه آرچئوپتریکس و دیگر پرندگان آرکائیک که یک فرم گذرمیانی نمی باشند اثبات گردید.

فسیلها اینکه پرندگان از گروههای مختلف تکامل یافته اند را نشان نمی داد.

برعکس آرچئوپتریکس و دیگر پرندگان را با خصوصیات متشابه در کنار هم زندگی می کردند را نشان می دهد.

برخی از این پرندگان مثل آرچئوپتریکس و کونفوسيوسورنيسنسلشان منقرض شده و تعداد اندکی از این پرنده ها تا امروز آمده اند.

بطور خلاصه
, یک سری از خصوصیات آرچئوپتریکس نشانگر اینکه یک فرم گذرمیانی هست نمی باشد.

از فسیلشناسان هاروارد بنامهای هستفان جی گدد و نیلس الدرج که از پشتیبانان تئوری تکامل می باشند این مسئله را که آرچئوپتریکس, بعنوان یک موزاییکی که تمام خصوصیات را در بردارد و اصلاً نمی توان بعنوان یک فرم گذرمیانی قبول کرد را می پذیرند.

از طرفی دیگر ناسازشی وقت در ارتباط با آرچئوپتریکس بر ادٌعاهای تکامل گرایان ضربهً مهلکی وارد می سازد.
..................................................

..................83 ..................................................

..........

زیست شناس آمریکایی بنام ژاناتان ولس در کتاب خود بنام { ایکونهای تئوری تکامل} اینکه آرچئوپتریکس بشکل یک سمبل الآهی در آورده شده و اینکه دلایل نشانگر بر اینکه این موجود اجداد اوٌلیه پرندگان نمی باشد را تکیٌه می کند.بنابر نظر ولس یکی از نشانه های اون, اونچه که تحت نام تروپود بعنوان جدٌ آرچئوپتریکس معرفی می گردد در واقع از آرچئوپتریکس جوانتر می باشد.
رابطهً میان دایناسور و پرندهً خیالی
همانطوری که قبلاً هم مطرح کرده بودیم ادٌعای تکامل گرایان که آرچئوپتریکس را بعنوان یک گذرمیانی می خواهند نشان دهند اینست که این پرندگان از دایناسورها تکامل یافته اند.

در حالیکه از پرنده شناسان صاحب نظر در سطح جهان پروفسور آلن فدوسسیا از دانشگاه کارولاین شمالی که خود از تکامل گرایان می باشد به این تئوری که پرندگان فامیل دایناسورها می باشند مطلقاً مخالف می باشد و چنین می گوید:
۲۵ سال جمجمه های پرندگان را تحقیق کردم و هیچ رابطه ای میان دایناسورها نمی بینم.

.

یکی از متخصصان بر روی پرندگان کهن بنا تری مارتین از دانشگاه کانساس مخالف با تئوری هم نسل بودن پرندگان و دایناسورها می باشد.

مارتین اینجا تداخل و اعتشاشی که تئوری تکامل مبتلا به اون شده اشاره می کند و اگر من این تئوری را قبول می کردم هر وقت که می خواستم شروع به صحبت بکنم خودم را شرمنده احساس می کردم.

بطور خلاصه اونچیزی که تکامل گرایان بعنوان سناریوی تکامل پرندگان مطرح کردند چیزی جز خیال نمی باشد .
تئوری تکامل پرندگان از چهارپایان بزرگترین ننگ قرن ۲۰ام در سطح فسیل شناسی خواهد بود
..................................................

.....................84 ..................................................

......

ریشهً مگسهی چیست؟
تکامل گرایان که ادٌعا دارند دایناسورها تبدیل به پرنده شده اند, همانطوری که در عکس هم مشاهده می گردد برخی از دایناسورها که پاهای جلویشان را بهم می زنند و دنبال شکار مگس هستند بالدلر شده و پرواز می کند.این تئوری که بطور کامل محصول یک خیال و رویا می باشد این تئوری یک تداخل منطقی را نیز در بر دارد.

زیرا اینجا تکامل گرایان برای نشان دادن ریشهً پرواز نمونه ای که هستفاده کرده اند مگس می باشد که دارای مهارت کاملی در پرواز می باشد.

انسان که در یک ثانیه نمی تواند دستش را ده مرتبه بازوبسته کند مگس با ۵۰۰ دفعه در ثانیه می تواند بال بزند.

حتٌی هر دوبالش را در اون واحد بازوبسته می کند.

اگر کوچکترین ناسازشی میان بالها باشد تعادلش بهم خواهد خورد ولی اصلاً چنین اتفاقی نمی افتد.

تکامل گرایان بجای اینکه علٌت پرواز مکمٌل مگس را بررٌسی نمايند دنبال یک حیوان سنگینتر که طبق سناریوهای مختلف پرواز می کند را بررٌسی می نمايند.

در حالیکه نیروی خلاقیت برتر مگس نیز اینکه ادٌعای تکامل گرایان را خاموش کند کافی می باشد.

زیست شناس انگلیسی بنام وتون روبین در مقاله ای با سرمشق طراحی مکانیک بالهای مگس چنین می نویسد: هر چه بیشتر به کاربردبالهای مگس پی می بریم این را می فهمیم که از نظر طراحی چقدر حساس و بدون اشکال می باشند.

از تکٌه های تشکیل شده با خصوصیات بی اندازه الاستیک , برای مقاومت در برابر نیروهای مقاوم از الستیکی مناسبی برخودار می باشد.

ساختاری که از نظر تکنولوژی بتواند با بالهای مگس رقابت کند وجود ندارد.

از طرفی دیگر کوچکترین فسیل در این ارتباط که این حشرات تکامل یافته اند وجود ندارد.

دانشمند معروف فرانسوی بنام گراس اینکه ما در ارتباط با ریشهً حشرات هیچگونه اطلاعی نداریم را اعتراف می کند.
..................................................

.....................85 ..................................................

......

ریشهً پستانداران :
همانطوری که قبلاً هم مطرح کرده بودیم تئوری تکامل اینکه برخی از موجودات از آب بیرون آمده و با تکامل به موجودات خشکی تبدیل شده و برخی دیگر از خزندگان با تکامل تبدیل به پرندگان شده اند را ادٌعا می نمايند.

مطابق با همین سناریو دایناسورها نه فقط اجداد پرندگان می باشند بلکه اجدا پستانداران نیز می باشند
.

در حالیکه میان ساختار خزندگان که پولکی
, خونسرد و تخم گذاری می نمايند با پستانداران که مودار, خونگرم و می زانید تفاوت بزرگی وجود دارد.

یکی از این تفاوتها بعنوان مثال ساختار چانه میان پستانداران و خزندگان می باشد
.

در پستانداران زیر چانه یک هستخوان وجود دارد و تمام دندانها بر روی اون برنامه دارند
.

ولی در خزندگان در کنار هستخوان چانه سشه هستخوان دیگر وجود دارد
.

یک فرق پايه ی دیگر
, تمام پستانداران در گوش میانی سه هستخوان دارند در حالیکه خزندگان در گوش میانی یک هستخوان دارند.

تکامل گرایان ادٌعای اینکه خزندگان تدریجی با تکامل یافتن تبدیل به پستانداران شده اند می نمايند
.

البته جواب این سوال که چگونه انجام گرفته وجود ندارد
.

و این سوال که از یک هستخوان گوش میانی چگونه به سه هستخوان گوش میانی تبدیل شده و حسٌ شنوایی خود را از دست نداده هست بی جواب مانده هست و گوچکترین فسیلی از فرم گذرمیانی که نشانگر بر اینکه از خزندگان به پستانداران تبدیل شده اند وجود ندارد
.

بخاطر همین فسیلشناس تکامل گدا بنام راجر لوین مجبور به اعتراف اینکه به اوٌلین پستاندار چطور گذر انجام گرفته هنوز به عنوان شر می باشد کرده هست
.

در بزرگان و صاحب سخنان تئوری تکامل در قرن ۲۰ ام و از تاًسیس نمايندگان تئوری نئوداروینیست بنام جرج گایلرد سیپسون این حقیقت را که از نظر تکامل گرایان حیرت آور می باشد چنین بیان می کند
:
مهمترین اتفاقی که در روی کرهً زمین منجر به به اعتشاش در مغز ها شد این بود که بطور اونی از دوران مزوزوئيک يعنی دوران خزندگان،گذر به دوران پستانداران انجام گرفت.انگار در يک اون پرده صحنه بازيگران تئاتر بسته شد و وقتيکه مجدداً پرده باز شد انگار بازيگران جديد جايگزين اونها شده بود.پديدار شدن پستانداران هيچ آثاری از دوران قبلی همراه خود نداشتند.علاوه بر اين پديدار شدن اين پستانداران بطور اونی از يکديگر خيلی متفاوت هستند.
__________________________________86______________ __________________
موجودات متفاوت از يکديگر مثل خفّاش،اسب،موش و لهنگ همه پستاندار هستند و از نظر دوره وقتی هم دوره ميباشند.در ميان اين موجودات رابطه تکامل گشتن در وسيعترين خيالها هم نمی گنجايد.تکامل گرا بنام اريک لومبارد در مجلّه تکامل مينايشانسد:
کسانی که در گروه پستانداران دنبال رابطه تکاملی می گردند با ياس و نااميدی روبرو خواهند شد.تمام اينها نشان ميدهد که تمام موجودات در روی کره زمين در هر وقتی بدون اينکه پُشت سرشان يک دوران تکاملی وجود داشته باشد در اون واحد و بطور مکمّل بوجود آمده اند.اين يک واقعيّت آشکار هست که اينها ایجاد شده اند.در حاليکه تکامل گرايان موجودات را طبق يک نظم نوبت بر روی کره زمين آمده و تکامل يافته اند و اتّفاقات را به اين شکل تفسير مينمايند.اين نظم و نوبت در حقيقت چون هيچ تکاملی وجود ندارد نظم ونوبت خلاًقيّت ميباشد.فسيلها نشانگر اينکه خلاًقيّت بر روی کره زمين با يک نظم برتر و کامل ابتدا از درياها شروع شده بعد خُشکی و آخرسر انسان بوجود آمده هست.با تمام تلقينها و فشارهايی که انسان از ميمون شکل گرفته درست عکس اين اتّفاق يکدفعه و بطور کامل ایجاد شده هست.
خفّاشها
تکامل گرايان تمام پستانداران را از يک جدّ مشترک بوجود آمده اند را مطرح می نمايند در حاليکه ميان نوعهای مختلف از پستانداران مثل خرس،نهنگ،موش و يا خُفّاش اختلافهای بزرگی وجود دارد.علاوه بر اين جانوران دارای سيستمهای طرّاحی شده خيلی مخصوص هستند.بعنوان مثال خُفّاشها دارای يک سيستم سونارحسّاس ميباشند که در تاريکی نيز ميتوانند پرواز نمايند.با تکنولوژی مُدرن امروزی فقط ميتوان يک چنين سيستمهايی را تقليد کرد و اونطور تکامل گرايان ادّعا مينمايند که اين موجودات بر حسب تصادف بوجود آمده اند امکان ندارد.چه بسا اسناد ثبت شده در ارتباط با فسيلها نشانگر اين ميباشند که خفّاشها بر خلاف نظر تکامل گرايان در اون واحد و يکدفعه بوجود آمده اند.
__________________________________87______________ __________________
سناريوی تکامل اسب
تا گذشته ای نچندان دور،يکی از دلايلی که تکامل گرايان بعنوان دليل مطرح ميکردند تکامل خيالی اسبها بود.در حاليکه امروزه خيلی از تکامل گرايان مردود بودن سناريوی اسب را می پذيرند.تکامل گرايی بنام بايشانس رنسبرگر در جلسه ای 4 روزه که در سال 1980 در موزه تاريخ شرق شيکاگو با اشتراک 150 تکامل گرا که در اين جلسات مسائل تکامل مرحله مرحله شکافته و بررسی ميشد،اينکه سناريویتکامل اسب در هيچ يک از اسناد ثبت شده فسيل و اينکه هيچ دوره ای در جهت تکامل وجود نداشته چنين می گايشاند:اينکه مردود بودن اين تئوری که حدوداً 50 مليون سال پيش موجودی 4 ناخنه و به بزرگی روباه مرحله ای تبديل به يک موجود تک ناخنه و بزرگتر شده را از خيلی وقت پيش می دانيم.بجای تغيير مرحله به مرحله،فسيل هر نوع بطور متفاوت از يکديگر پديدار شده و بدون تغيير باقی مانده و بعداً نسلش منقرض گرديده هست ولی فُرمهای گذر ميانی را کسی نمی داند.رنسبرگر با اين اسلوب درست در حقيقت اينرا نشان ميدهد که تمام بُن بست تئوری تکامل در اسناد ثبت شده فُسيل اين فُرمهای گذر ميانی ميباشند.يکی از مسئولين و فُسيلشناس معروف موزه تاريخ شرق انگلستان که در اون تابلوهای تکامل اسب به معرض نمايش گذاشته شده هست و نامش کولين پاترسن ميباشد در اين ارتباط چنين می گايشاند:در ارتباط با طبيعت زندگی داستانهايی که هر کدامشان از ديگری بدتر ميباشد وجود دارد.معروفترين اين نمونه که تقريباًاز پنجاه سال پيش آماده گرديده و هنوز هم وجود دارد اين نمايشگاه تکامل اسب ميباشد.تکامل اسب اونچنان لانسه شده هست که انگار صدها آزمايش علمی در اين مورد انجام گرفته و بعنوان يک حقيقت نشان ميدهند امّا حال اينطور ادّعاهايی که اشخاص در اين مورد انجام ميدهند چيزی جز سپکولاسيون نميباشد.ولی خوب تکيه گاه سناريوی تکامل اسب چه ميباشد؟اين سناريوی فُسيلهای مربوط به جانداران مختلف که در وقتهای مختلف و در جاهای مختلف مثل هندوستان،آمريکای جنوبی،شمالی و اروپا زندگی کرده اند با نيروی تخيّل تکامل گرايان ادغام شده و يک چنين تابلايشانی پديدار شده هست.
_________________________________88_______________ __________________
بيش از بيست نوع مختلف از تکامل اسبها که توسّط محققّان مختلف مطرح گرديده وجود دارد.ميان تکامل گرايان نيز يک نقطه نظر مشترک از اين فاميلياهای مختلف از يکديگر وجود ندارد.تنها نقطه مشترک ميان اين طبقه بنديها اعتقاد به يک موجود که در 55 مليون سال پيش زيست کرده و نامش ائوهيپوس ميباشد و به بزرگی يک سگ ميباشد و جدّ اسب بحساب می آيد ميباشد.در حاليکه ائوهيپوس که بعنوان جدّ اسب معرّفی شده و نابود شده هنوز در آفريقا تحت نام هيراکس زندگی ميکند و هيچ شباهتی با اسب ندارد.بی معيار بودن ادّعای تئوری تکامل اسب با کشف روزافزون فُسيلها بهتر آشکار ميشود.در اون قشری که ائوهيپوس پيدا شده فسيل اسبهای امروزی نيز پيدا شده اند.اين نشانگر اينست که اسب امروزی با جدّ خودش همدوره زندگی کرده هست و اين بزرگترين دليل بر اينکه يک دوران تکاملی سپری نشده ميباشد.نايشانسنده تکامل گرا بنام گُردن تايلُر در کتابش تحت عنوان بزرگترين راز تکامل با بدست گرفتن موضوعاتی که دارايشانن نتوانسته بازگو کند اصل داستان سری اسب را چنين توضيح ميدهد:شايد از بزرگترين ضعفهای دارايشانن به ميان نگذاشتن اونچه که فسيلشناسان بعنوان دوران تکامل و رابطه خانوادگی اين موجودات هست ميباشد.سری اسب معمولاً در اين زمينه بعنوان تنها نمونه ای که به راه حلّ رسيده هست نشان داده ميشود.امّا حقيقت اينست که از ائوهيپوس تا اکوس اين دوران بسيار متغيير و ناثابت ميباشد.اين طبقه بندی ادّعای اينکه بتديج جثّه ها بزرگتر ميشود را ميکند.امّا در اين صف بندی بعضی از حلفه های ميانی اين زنجيز از حلقه اوّليه از نظر جثّه کوچکتر ميباشد.تمام اين حقايق نشانگر اين مسئله هستند که جدول تکامل اسب که بعنوان سالمترين دليل ارائه می شد چقدر نادرست و اشتباه ميباشد و اين نشانگر اينست که تئوری تکامل را تا چه اندازه ميتوان قبول داشت و بر اون حساب کرد.

-------------------------------------sayfa 89-------------------------------------------
تفسيرهای طرفدار و غول زنندهً تکامل گران:
قبل از ورود به جزئيات تکامل انسان ، بايد به روش تبليغی که فکر زندگی موجودات نيمه انسان ـ نيمه ميمون را به قسمت عمده ای از انسانها قبولانده است ، دقت کرد.

اين سيستم تبليغ ، با هستفادهً فسيلها توسط تکامل گران انجام
" ری کونستروکسيون" هست.

ری کونستروکسيون به معنی
" دوباره سازی " هست و درست کردن شکل و يا ماکت موجودی که فقط يک قطعهً هستخوانش پيدا شده هست می باشد.

" انسانهای ميمون نما
" که در روزنامه ها، مجلٌات و فيلمها می بينيد، هر کدام يک ری کونستروکسيون می باشد.

امٌا چون ثبتهای فسيل مربوط به منشاء انسان اغلب پراکنده و نکسان هست، با ارتباط با اينها هر گونه تخمين ، تماماً علمی متٌکی به قدرت تصور می باشد
.

به اين دليل تمام ری کونستروکسيونهای متکی به باقی مانده های فسيل، تماماً مناسب با احتياجات ايدئولوژی تکامل فراهم شده هست
.

از فسيل شناسان دانشگاه هاروارد با اين سخنانش
: " در زمينهً فسيل شناسی که من مشغول به اون هستم ، تئوری بوجود آمده از ديده هايی که قبلاً کسب نشده هست ، هميشه بر مشخصات و اطلاعات واقغی برتر و غالب بوده هست." اين واقعيت را خاطر نشان می سازد.

چون انسانها به طريق بينايی و ديدن، آسانتر تحت تأثير برنامه می گيرند، حقيقتاً زندگی موجوداتی که با قدرت تخيل ری کونسترو کسيون شده اند، باور نماينده هست
.
در اينجا به يک نکته بايد توجه کرد: در کارهای انجام شده متٌکی به باقی مانده های هستخوانها، فقط مشخصات خيلی خاص مادٌه را می توان در آورد.

در حاليکه جزئيات اصلی مشخص نماينده، بافت نرم هست که در طول وقت به راحتی از بين می رود
.

شخص که به تکامل باور کرده هست، اين بافت نرم را با خواست خودش شکل داده، به آسانی می تواند يک موجود خيالی را در آورد
.

ارنست آ
.هوتن از دانشگاه هاروارد اين موردرا چنين بازگو می کند:
ساخت قسمتهای نرم کارپرسيکی هست.

هيچ ارتباطی به هستخوانها موجود در زير لبها، چشمها، گوشها و بينی ندارد.
-------------------------------------sayfa 90-------------------------------------------
اشکال خيالی
تکامل گرايان، در ری کونستروکسيونها بينی، لبها ، شکل موها، ابروها که هيچ گونه اثری در فسيلها نمی گذراند را طوری شکل داده اند که تز تکامل را پشتيبانی کند.

عکسهای دارای جزئياتی که موجودات خيالی که اونها به ميدان در آورده اند را در راهروی با خانوادهايشان ، هنگام شکار و يا در يک قسمت ديگر حيات نشان می دهد حاضر کرده اند
.
-------------------------------------sayfa 91-------------------------------------------

رسم سه جمجمهً مختلف در آمده از يک جمجمه
شکلی که در تاريخ ٥ ام آپريل سال ١٩٦٤ در ساندی تايمز در آمده هست.
رسم مائورايز ايشانلسون.
رسم ن.پارکر.گئوکرانيک، ١٩٦٠
مانند سازيهايی که به باقيمانده های انسانهای قديم اتکا دارد، هيچ گونه ارزش علمی ندارد و برای راهنمايی انسانها هستفاده می شوند....

به اين دليل به ری کونستروکسيونها نبايد زياد اعتماد کرد
.
تکامل گرايان در اين مورد اونقدر جلو رفته اند که به يک جمجمه، صدها صورت مختلف جور داده اند.
سه ری کونستروکسيون تمامأ متفاوت با يکديگر که برای فسيلی به نام آئوسترالوپيچسوس ربوستوس
طرٌاحی شده هست( در بالا) ، نمونهً معروفی برای اين هست
تفسير طرفدار فسيلها، و يا انجام ری کونستروکسيونهای خيالی را می توان به عنوان دلايل نشان دهندهً سرزدن تکامل گرايان به حيله و غول زدن نشان داد.
گرچه اينها، وقتی با حيله گريهای بارزی که در تاريخ تئوری تکامل با اونها روبرو شده هست، باز هم خيلی معمولی به حساب می آيند.
اشکال مختلف آدم جاوا، نمونهً بسيار خوبی برای تفسير خيالی فسيلها توسٌط تکامل گرايان می باشد...
سمت چپ: رسم مائورايزايشانلسون
سمت راست: رسم هستيون م.استنلی

7:

استنلی میلر در دهه 1960 نشان داد ترکیب گازهای اولیه جو زمین با صاعقه منجر به شکل‌گیری اسیدهای آمینه می‌شود.

تکرار این آزمایش با ابزارهای امروزی نقش مهم آتشفشان و صاعقه را در پیدایش حیات اثبات کرد.

تاریخچه حیات درزمین
محققان با هستفاده از تکنیک‌های مدرن توانستند نمونه‌های گازی "سوپ ماقبل تاریخ" را که در سال 1958 /1337 توسط هستنلی میلر، هستاد زیست‌شیمی دانشگاه کلمبیا تهیه شده بود، دوباره بازبینی نمايند.

اون‌ها مقادیر زیادی از اسیدهای آمینه را کشف کردند که عنصر پایه‌ای حیات هست و با ترکیب شدن با یکدیگر می‌توانند پروتئین‌ها را شکل دهند.
به نقل دیلی‌میل، پروفسور میلر برای اولین بار در سال 1953 /1332 این آزمایش مشهور را انجام داد و سعی کرد شرایط اتمسفر زمین را درست قبل از ظاهر شدن حیات روی کره زمین در 4 میلیارد سال قبل بازسازی کند.
با عبور دادن یک جرقه الکتریکی از میان مخلوطی از متان، آمونیاک، بخار آب و هیدروژن و شبیه‌سازی صاعقه‌، او توانست چند اسید آمینه ساده و دیگر ترکیبات آلی را تولید کند.

اما سوپ ماقبل اولیه کمی رقیق‌ بود.

این ترکیب شامل مقادیر زیادی از ترکیبات آلی نبود که بتواند منجر به تولید ساختارهای پیچیده مورد نیاز برای آغاز حیات روی کره زمین باشند.
به همین دلیل در آزمایش 1958، پروفسور میلر با اضافه کردن سولفید هیدروژن به ترکیب اولیه یک قدم مهم در این زمینه برداشت.

سولفید هیدروژن یک گاز بسیار بدبو و سمی هست که طی فوران آتشفشان‌ها آزاد می‌شود.

اما نمونه‌های جدید سوپ ماقبل تاریخ که توسط پروفسور میلر در دانشگاه کلمبیا واقع در نیویورک ساخته بود، تحلیل و بررسی نشد.

پروفسور میلر فقط به طور تصادفی در اواخر زندگی خود وجود اون‌ها را ذکر کرد و دانشمندان نیز اندکی قبل از مرگ او در سال 2007 به اهمیت اون‌ها پی بردند.
نتایج به دست آمده از تحقیقی جدید روی این نمونه‌ها با هستفاده از تکنیک‌های جدید که بیش از 1000 بار نسبت به تجهیزات وقت پروفسور میلر حساس‌تر هستند، چندی پیش در نشریه آکادمی ملی علوم به چاپ رسید.

در این مطالعات مقادیر زیادی از ترکیبات آلی شامل 23 اسید آمینه آشکار شده هست.

تقریبا 20 اسید آمینه در زنجیره‌هایی به یکدیگر متصل شده و پروتئین‌هایی را برای تولید سلول‌ها و تمام ماشین‌های آلی موجودات زنده می‌سازند.
میزان اسیدهای آمینه بسیار بیش‌تر از مقادیری بود که در آزمایش سوپ ماقبل تاریخ پروفسور میلر و دو تحقیق بعدی تولید شده بود.

دانشمندان هم‌چنین توانستند با هستفاده از تکنیک‌های مدرن امروزی نتایج به دست آمده از بازبینی دوباره نمونه‌های اصلی که در سال 2008 /1387انجام شده بود بهبود ببخشند.
پروفسور جفری بادا از دانشگاه کالیفرنیا در سن‌دیگو، از شاگردان پروفسور میلر که این مطالعات را رهبری کرده ، در این باره فرمود: «ما متوجه شدیم میزان اسیدهای آمینه تولیدشده در آزمایش‌های ما بسیار بیش‌تر از تمام آزمایش‌هایی هست که توسط ملیر انجام شده بود.»
این یافته نه تنها نتایج حاصل از تحقیقات انجام شده در سال 2008 را بهبود می‌بخشد، بلکه تنوع ترکیباتی را نشان می‌دهد که می‌تواند با یک مخلوط گازی خاص تولید شود.

این یافته‌ها این نظریه‌ را که آتشفشان‌ها نقش کلیدی در آغاز حیات داشته‌اند، تائید می‌کند.

فوران آتشفشان‌ها منبع اصلی سولفید هیدروژن و تخلیه صاعقه‌ها را فراهم می‌کند و در سال‌هایی که زمین جوان‌تر بود، وقوع اون‌ها بسیار معمول‌تر از وقت فعلی بود.
پروفسور بادا هم‌چنین متوجه شد اسیدهای آمینه موجود در نمونه‌های پروفسور میلر شبیه به اسیدهای آمینه‌ای بودند که در شهاب‌سنگ‌ها یافت می‌شود و نشان می‌دهد که ممکن هست فرآیندهای شامل سولیفد هیدروژن در سراسر منظومه شمسی پراکنده شده باشد.


8:

کشف فسیل فیلی با قدمت یک میلیون سال

دو قطعه از فسیل یک فیل با قدمت یک میلیون سال در چالدران کشف شد.
حسن عباس‌نژاد مدیرکل حفاظت محیط‌زیست آذربایجان‌غربی در جمع خبرنگاران، با فراخوان این خبر اضافه کرد: مطالعات ژنتیکی انجام شده توسط ساوقت حفاظت محیط‌زیست روی این فسیل‌ها بیانگر این هست که قطعات کشف شده متعلق به اندام‌های ران فیل هست.
وی فرمود: یکی از این قطعات به طول 35 سانتیمتر و قطر 12 سانتیمتر و دیگری در ابعاد 35 سانتیمتر و ارتفاع 15 سانتیمتر هست.
عباس‌نژاد ادامه‌داد: کشف این فسیل در چالدران نشانگر این هست که این منطقه مکانی غنی در تنوع زیستی می‌تواند باشد.
وی با اشاره به مکان کشف این فسیل‌ها فرمود: این مکان منطقه‌ای در مسیر چالداران به آواجیق در دره‌ای به طول یک کیلومتر واقع شده هست.
عباس‌نژاد درباره نحوه پیداشدن این فسیل‌ها فرمود: این دره در مسیر سیل واقع شده و بر اثر گذشت وقت و در نتیجه فرسایش خاک فسیل‌های زردرنگ و اسفنجی از زیرخاک بیرون آمدند.
وی ادامه‌داد: امکان اینکه ابعاد این اکتشاف گسترده باشد بسیار هست و از امت محلی می‌خواهیم تا در راستای حفاظت از این منطقه تلاش نمايند.
مدیرکل حفاظت محیط‌زیست آذربایجان‌غربی اضافه کرد: با تهیه تجهیزات مورد نیاز اکتشافات و مطالعات بعدی درباره وجود فسیل‌های دیگری در این منطقه تداوم می‌یابد.
این فسیل‌ها در تیرماه امسال کشف شدند که به علت انجام مطالعات مختلف ژنتیکی روی اونها توسط ساوقت حفاظت محیط‌زیست تاکنون مطالبی در رابطه با اونها منتشر نشده بود
منبع:کشف فسیل فیلی با قدمت یک میلیون سال - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK

9:

کشف یکی از عمیق‌ترین نشانه‌های حیات

دانشمندان دانشگاه ییل یکی از عمیق‌ترین نشانه‌های حیات را در جزیره ساوث لوپز واشنگتن کشف کردند.
این محققان نوعی ماده معدنی را یافته‌اند که در اثر فرآیندهای زیستی شکل گرفته هست.

این ماده معدنی در صخره‌هایی موجود هست که 100 میلیون سال پیش 12 کیلومتر زیر سطح زمین برنامه داشته‌اند.
در صورت تایید این یافته‌ها، چنین ماده‌ای در میان عمیق‌ترین نشانه‌های حیات جای خواهد گرفت که تاکنون کشف شده‌اند.

این مطالعه دارای مضامینی برای حیات در جهان‌های دیگر هست و همچنین نشان می‌دهد نواحی بیشتری از زمین در مقایسه با اونچه پیش‌بینی شده، زیست‌پذیر هستند.
ماده معدنی کشف‌شده، «آراگونیت» نام دارد که می‌تواند هم توسط فرآیندهای زیستی و هم فرآیندهای طبیعی شکل گیرد.

با این حال، در این تحقیق، دانشمندان ترکیب خاصی از ایزوتوپ‌های کربن را یافته‌اند که نشان می‌دهد ماده مزبور دارای منشا زیستی هست.

این یافته‌ها نشان می‌دهد این آراگونیت از متانی نشات گرفته که توسط میکروارگانیسم‌ها تشکیل شده هست.
تصور می‌شود حیات در ناحیه‌ای عمیق در زیر زمین نشات گرفته باشد یعنی جایی که دو صفحه تکتونیکی در تماس با یکدیگر برنامه گرفتند.

در این جا احتمالا آب در صخره‌های زیرسطحی وارد شده و طی 100 میلیون سال، این صخره‌ها به تدریج به سمت بالا آمده‌اند و اکنون در سطح زمین مشاهده می‌شوند.
چنانچه حیات در چنین اعماق زیادی دوام آورده باشد، باید دماهای بیش از 122 درجه سانتی‌گراد را تحمل کرده باشد، بنابراین فشارهای بالا احتمالا زندگی را حتی در چنین دماهای بالایی در زیر زمین ممکن ساخته هست.
کشف حیات در چنین محیط‌های خشنی می‌تواند به دانشمندان در جستجوی حیات بر روی سیارات دیگر و زمین کمک کند.
منبع:کشف یکی از عمیق‌ترین نشانه‌های حیات - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK

10:

باستان‌شناسان امریکا فسیل شفرمود‌انگیزی از یک جاندار دوزیست دریایی را در کالیفرنیا یافته‌اند.


تاریخچه حیات درزمین

به عقیده محققان، این ماهی - خزنده قابلیت زندگی در دریا و خشکی را داشت که همچون یک هیولای دریایی هست.به عقیده دانشمندان، این هیولای دریایی دوزیست در دوره ژوراسیک بین 150 تا 200 میلیون سال پیش می‌زیسته هست.طول بدن حیوان حدود 20 متر بوده و ابعادی به اندازه یک تریلر داشته هست.
دیرینه‌شناسان می‌گویند حیوان موجودی شبیه ماهی - نهنگ با شکل بسیار متمایز بوده که می‌توانسته در خشکی هم زندگی کند.«ریوسوک موتانی» از دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: هنگامی که برای نخستین‌بار به فسیل این هیولا برخورد کردم، بسیار شفرمود‌زده شدم، سازگاری بدنش با خشکی و دریا باورنکردنی بود.


شکل پوزه بسیار کوتاه اون نشان می‌دهد که برای شکار ماهی‌های مرکب و دیگر ماهی‌ها بسیار ماهر بوده هست.شکل بدن و باله‌های حیوان نشان می‌دهد هنگام شنا بسیار سریع نبوده و بیشتر از ماهی‌های مرکب و میگوها تغذیه می‌کرده.شکل حیوان شبیه یک ماهی غول‌پیکر و یک خزنده بوده که قابلیت حیوان را در خشکی و دریا برای زندگی نشان می‌دهد.
منبع:کشف فسیل هیولای ۲۰۰ میلیون ساله - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK

11:

می‌خواهیم به یک سفر سه میلیارد ساله برویم، سفری در طول مسیر بلند تاریخ حیات روی کره خاکی ما، زمین.

در این نقل تصویری مناطق کلیدی دستیابی ما به تاریخچه حیات روی زمین را می‌بینیم.

مناطقی که می‌توانید به اون‌ها سفر کنید و شواهد و مدارک مهمی که خط سیر حیات روی کره زمین را نشان می‌دهند از نزدیک ببینید.

تاریخچه حیات درزمین

اولین زندگی: هستخر هملین، غرب هسترالیا (3 میلیارد سال پیش)
هستروماتولیت‌های زنده، ریشه سیانوباکتری‌ها (باکتری‌های گیاهی که با فتوسنتز تولید انرژی می‌نمايند- م) و خویشاوندان مدرن اجداد اولیه گیاهان.

مکان: 38/26 درجه جنوبی، 15/ 114 درجه شرقی

تاریخچه حیات درزمین

اولین جانوران: نقطه خطا،‌ جزیره نیوفاوندلند،‌ کانادا (575 میلیون سال پیش)
این صخره واقع شده در ساحل ناآرام اقیانوس اطلس،‌ خانه هزاران فسیل به جا مانده از دوران ادیاکارن (آخرین دوره از نئوپروتروزوئیک،‌ تا حدود 542 میلیون سال پیش- م) هست.

بافت‌های ظریفی که شبیه قطعه‌های پیتزا هستند،‌ بقایای اولین حیات چندسلولی می‌باشند.

مکان:‌ 62/46 درجه شمالی، 15/53 درجه غربی

تاریخچه حیات درزمین

ظهور عجیب و غریب‌ها: سنگ رسی بورگس، بریتیش کلمبیا،‌ کانادا (540 میلیون سال پیش)
در اعماق کوه‌ها شواهدی از اولین حیات پیچیده زمین وجود دارد که شبیه سوسک‌های کلوخ‌کوب و خرچنگ‌های دریایی هست.

مکان: 43/51 درجه شمالی، 51/116 درجه غربی
تاریخچه حیات درزمین
دایناسورها: زوچنگ، شاندونگ، چین (100 میلیون سال پیش)
این‌جا بزرگ‌ترین گورستان دایناسورهاست که برنامه هست یک پارک توریستی بشود.

مکان: 99/35 درجه شمالی، 4/119 درجه شرقی

12:

تاریخچه حیات درزمین
مرگ دایناسورها: گوبیو، ایتالیا (65 میلیون سال پیش)
این‌جا می‌توانید غبار ناشی از شهاب‌سنگی که فرموده می‌شود دایناسورها را منقرض کرده هست،‌ ببینید.

این شکاف ظریف را که برادران آلوارز از دانشگاه کالیفرنیا کشف کرده‌اند، می‌توان روی برآمدگی نزدیک رستوران بوتاکیون پیدا کرد.

مکان:‌ 37/43 درجه شمالی، 58/12 درجه شرقی

تاریخچه حیات درزمین

دروان اوج پستانداران: گودال مسل، نزدیکی فرانکفورت، آلمان (47 میلیون سال پیش)
این‌جا بقایای اسب‌های کوتوله، خفاش‌ها و نوعی موجودات اولیه به نام ایدا را می‌توانید ببینید.

به دلیل ادامه کار حفاری،‌ به یک راهنما نیاز خواهید داشت.

مکان: 92/49 درجه شمالی، 77/8 درجه شرقی

تاریخچه حیات درزمین

نهنگ دوران قدیم: وادی الهیتان،‌ مصر (37 تا 40 میلیون سال پیش)
این منطقه به خاطر پیدا شدن فسیل‌های یک نهنگ دارای پا معروف هست که درست وقتی را نشان می‌دهد که طی تحول،‌ نهنگ‌ها از خشکی به دریاها باز می‌گردند.

برای پیدا کردن این فسیل به راهنما نیاز خواهید داشت.

مکان:‌ 25/29 درجه شمالی، 01/30 درجه شرقی

تاریخچه حیات درزمین

انسان اولیه: هسترک‌فونتین، آفریقای جنوبی (2-3 میلیون سال پیش)
این‌جا مهد اولیه نوع بشر هست،‌ خانه آقای پلس،‌ کامل‌ترین اسکلتی که تا به حال از هستراپیتکوس‌های (گونه‌های اولیه بسیار مشابه انسان- م) آفریقایی پیدا شده هست.

این اسکلت نشان داد که این مکان متعلق به انسان‌های اولیه هست و نه میمون‌ها.

مکان:‌ 02/26 درجه جنوبی،‌ 73/27 درجه شرقی

13:

تاریخچه حیات درزمین
انسان‌های غارنشین: دره نیندر، مت‌من، آلمان (30هزار سال پیش)
در اطراف این دهکده می‌توانید آثار به جا مانده از هومونیندرتال‌ها (انسان‌های اولیه- م) را ببینید که نقطه مهمی در تاریخ تحول بشر را نشان می‌دهد.

البته غاری که انسان‌های اولیه را در اون پیدا کردند برای ورود توریست‌ها بسته هست اما موزه بسیار جالبی دارد.

مکان: 25/51 درجه شمالی،‌ 97/6 درجه شرقی

تاریخچه حیات درزمین

خانه چارلز داروین: داون هاوس، اورپینگتون، کنت، انگلستان (معاصر)
زادگاه چارلز داروین،‌جایی که وی 40 سال زندگی کرد و کتاب اصل گونه‌ها را نوشت.

این مکان به روی عموم باز هست.

مکان: 33/51 درجه شمالی، 05/0 درجه شرقی

14:

احیای ژن انسان 36 هزار ساله در روسیه

انسان‌شناسان به این نتیجه رسیده‌اند که انسان اوراسیایی تا قبل از عصر یخبندان موفق به ادامه حیات شده هست.
گروهی از دانشمندان موفق شدند ژن انسان ساکن اروپا در 36 هزار سال پیش را احیا نمايند.

نتایج این بازسازی حاکی از اون هست که این قوم انسان اوراسیایی توانسته هست تا عصر یخبندان بر روی زمین زندگی کند.
در مرکز ژنتیک دانشگاه کپنهاگ، پژوهش‌هایی برروی باقیمانده‌های فسیل انسان اولیه و فسیلی یافت شده در اقامتگاهی مربوط به دوران پارینه‌سنگی به نام «کاستینکی 14» در هستان ورونژ روسیه انجام گرفته که نتایج اون در مجله Science به چاپ رسیده هست.
بررسی دی‌ان‌ای دومین فسیل قدیمی انسان امروزی توالی ژنتیکی شفرمود‌انگیزی را از دوران پارینه‌سنگی (55 هزار سال پیش از میلاد) تا دوران میانه‌سنگی (5 تا 10 هزار سال پیش از میلاد) نشان می‌دهد.

اولین فسیل انسان در سیبری یافت شد که قدمت اون به 45 هزار سال پیش از میلاد برمی‌گردد.
از این شباهت ژنتیکی اینگونه برداشت می‌شود که اگرچه در طول وقت فرهنگ‌ها و اقوام زیادی از میان رفته‌اند اما قومی موفق به ادامه حیات شده و توانسته در بسیاری از مناطق اروپا سکونتگاه‌هایی ایجاد کند.
نویسنده این مقاله در ادامه اضافه کرده هست: امروزه ما می‌دانیم که در اون دوره گروه‌های ژنی جدیدی به وجود نیامده هست و این بدین معناست که این انسانها بدون هیچگونه تغییر زیستی ادامه حیات یافته‌اند و تنها وقتی که کشاورزانی با پوست روشن حدود 8000 سال پیش از خاورمیانه وارد اروپا شدند ساختار ژنتیکی جمعیت اروپایی مورد تغییر برنامه گرفته هست که این اولین تغییر ژنتیکی جدی محسوب می‌شود.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/449559

15:

کشف فسیل انسان 2 میلیون ساله در کنیا

دانشمندان آمریکایی بقایای مربوط به سه نوع انسان اولیه منقرض شده را در کشور کنیا یافتند.به نقل خبرگزاری اونا به نقل از ScienceNews، دانشمندان موفق به کشف سه نوع انسان عصر قدیم با نام علمی Homo در شرق آفریقا شدند.

این کشف موجب اضافه شدن تیره جدیدی به انسان­‌های اولیه مرتبط با سرده بزرگ مغزهای آفریقایی که شامل انواع گونه‌­ها و مشخصه بدنی مختلف هستند، می‌شود.در سال‌های 2012 و 2013، یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی میو لیکی از دانشگاه هستونی بروک نیویورک در حال حفاری در کنیا، یک دندان از فک پایینی یک انسان بالغ پیدا کردند.دانشمندان بر پايه قدمت لایه­‌های خاک موجود تخمین زدند که این انسان حدود 2 میلیون سال پیش زندگی می­‌‌کرده هست.

تکه‌هایی از یک انسان بالغ 2 میلیون ساله دیگر شامل هستخوان­‌های بازو، کتف و هستخوان S شکلی مشابه هستخوان ترقوه انسان نیز در این منطقه یافت شد.استخوان­‌‌های نمونه بالغ سوم که قدمت85/1 میلیون سال دارد شامل قسمتی از هستخوان بازو و تقریبا هستخوان کامل پای راست می­‌شود.این دندان باستانی بزرگترین دندان نیش کشف شده انسان عصر قدیم به شمار می‌­رود.

دانشمندان بر پايه تجزیه و تحلیل­‌های صورت گرفته بر این دندان اون را متعلق به یک «انسان ماهر» می‌­دانند.انسان ماهِر با نام علمی هومو هابیلیس Homo habilis یکی از گونه­‌های سرده انسان بود که نزدیک به 2 میلیون سال پیش در شرق آفریقا می‌‌زیست.

این گونه انسان به یقین 9/1میلیون سال پیش از باشندگان اون منطقه بود و شاید که3/2 میلیون سال پیش نیز اونجا می‌‌زیسته‌است.

آخرین سنگواره‌‌های به دست آمده از وی از اون6/1 میلیون سال پیش هست.دانشمندان احتمال می‌­دهند که یافته‌­ها از دو گونه دیگر متعلق به «انسان راست قامت» هست.

انسان راست‌قامت با نام علمی Homo erectus یکی دیگر از انواع سرده انسان بود.

این انسان در آفریقا تکامل یافت و نخستین انسانی بود که در حدود8/1 میلیون سال پیش به بیرون آفریقا مهاجرت کرد.بنا به فرموده­ دانشمندان، فسیل85/1 میلیون ساله کشف شده در کنیا مشابه فسیل انسان راست قامت به قدمت77/1 میلیون سال هست که در غرب آسیا یافت شده هست.

اونالیزهای انجام شده بر پای این فسیل85/1 میلیون ساله حاکی از اون هست که قد این فرد 4 فوت و 7 اینچ بوده هست.

17/01/1394

منبع:کشف فسیل انسان 2 میلیون ساله در کنیا - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK


76 out of 100 based on 76 user ratings 376 reviews

@