شما هم تا به حالا فلجی در خواب یا همون بختک گرفتار شدین ؟؟


شما هم تا به حالا فلجی در خواب یا همون بختک گرفتار شدین ؟؟



شما هم تا به حالا فلجی در خواب یا همون بختک گرفتار شدین ؟؟
شما هم تا به حالا فلجی در خواب یا همون بختک گرفتار شدین ؟؟


شما هم تا به حالا فلجی در خواب یا همون بختک گرفتار شدین ؟؟ :)))

چه حسی داشتین ؟ :|











شواهد جالب در تأیید نظریه 'حماقت مردان'

1:

اره یک بار 10 سال پیش ولی فکر کنم یک مورد جسمی باشه ربطی به این که یکی اومده خفت کنه این داستانا نداره


شخصیت شناسی از روی اهدای گل

2:

واسه من اتفاق نیافتاده ...البته امیدوارم نیفته


بیماران روان پریش سایت های اجتماعی!

3:

برا منم اتفاق افتاده انگار اطرافمو میدیدم اما توان حرکت نداشتم صدای بقیه رو میشنیدم اما نمیتونستم ازشون کمک بخوام حس خفگی ِ شدید یه جورایی ...


آزمون روانشناسی : درونگرا یا برونگرا؟

بعد که بیدار شدم کلی خدا رو شکر کردم !!!

البته این اتفاق مال خیلی سال پیش ِ...


کدام نیم کره مغزتان فعال تر است؟


روانشانسی

4:

زنای حامله من زیاد دیدم:دی
من خودم بختکیم خفن


اتاق مشاوره

5:

من سال ها پیش چند بار دچارش شدم ...
حتی توی بیداری خواب بد می دیدم و دست و پام حالت فلج پیدا کرده بود و صدام در نمیامد ...
شدیدترینش منزل دوستم بودم و صداشو از پشت در می شنیدم ولی قدرت کمک خواستن نداشتم ...


ازدواج دانشجو
تا وقتی که خودش درو باز کرد ببینه من چیزی احتیاج دارم یا نه فهمید حالم بد شده ...

دستمو گرفت و بعد جای خواب منو عوض کرد و بنده خدا تا خود صبح پیش من خوابید چون از حالت من نگران حالم شده بود ...

خیلی وحشتناک بود ...

ترس شدیدی احساس کردم ...
ولی خوشبختانه سال هاست دیگه دچار این حالت نشدم ...

6:

فلح خواب نمود برون فکنی هست و اصلا اتفاق عجیبی نیست
روح میل به برون فکنی داره و در وضعیتی میان خواب و بیداری و برون فکنی اصطلاحا بختک رخ میده

7:

جدی میگی پس چرا اینقد ادم اذیت میشه و میترسه

8:


مگه تو انرژی درون رو نخوندی مادر شوهر جانم

به علت عدم اگاهی و عدم تخلیه فرد دچار این حالت میشه

کتاب دیان موریسی ..دیدار با نور کامل این پدیده ارو به طور ساده توضیح میده
تنها کتابیه که با نویسنده خارجی در مورد برون فکنی و ..

قبول دارم

9:

نع.من غلط نکنم فقط چهار پنج تا از مباحثشو خوندم تا حالا....نیگاه پس چرا من در اون حالت احساس میکردم اگه اجازه بدم روحم میره بعد یه چیزی مانع این حرکت میشد گرفتی منظورمو .ینی انگار اجازه دست خو ادم باشه وا

10:

بله
چن سال پیش تجربه کرد
اون هم نه در حالت خواب بلکه در حالت بیداری.

تو خواب هم چن باری تجربه کردم ولی به اندازه بیداری برام جالب نبود.

خب برای اولین بار که این حالت رو تجربه کردم ترسیده بودم.

همه چی رو میدیدم همه چی رو حس میکردم اما توان حرکت نداشتم
ترسناک نیست زیاد ...

چون بدن سریع به وضعیت نرمال برمیگرده.
و این دلیل علمی و عقلی داره.

و غیرعادی نیس

11:

من هر از گاهی دچار این حالت میشم
میخوام چشمامو باز کنم ولی انگار یه نفر اونا رو به زور میبنده
عین این فیلما که یکی میخواد بیهوش بشه همه چیزو چند تا
میبینه :دی
اطرافمو میبینم، صداها رو واضح میشنوم میخوام دستمو تکون
بدم، فکر میکنم این کارو کردم ولی در واقع این اتفاق نیفتاده و
دستم هنوز سنگینه
انگار کسی نشسته باشه روش، همیشه هم لحظه های آخر
بدنم به شدت تحت فشار برنامه میگیره و یهو همه چیز تموم میشه
آدم اون لحظه کارهایی رو که میخواد انجام بده فقط فکر میکنه که
انجام داده، وگرنه نه لبها تکون میخوره نه صدای آدم درمیاد نه
امکانش هست که قسمتی از بدن رو حرکت بدی.


12:

بله دقیقا همین طور که توصیف کردید .


هر چه تلاش میکنیم که دیگران رو خبر کنیم از این اتفاق تا ما رو کمک کنن نمیتونیم .


13:



باید فکر کنی به اینکه انگشت کوچک دستت رو تکون بدی
به محض فکر کردن به این میتونی خلاص شی
ذکر هم کمک میکنه

14:

بله دفعه اول که اینطوری شدم داداشم اومد یه
چیزی از اتاق من برداشت رفت من فکر میکردم
دست منو دید که تکون میدم ولی در واقع من
اصلا تکون نخورده بودم.


وای یبار خیلی بد شد، حس میکردم بلندم کردن
بعد یهو افتادم زمین
نوشته اصلي بوسيله ATi نمايش نوشته ها


باید فکر کنی به اینکه انگشت کوچک دستت رو تکون بدی
به محض فکر کردن به این میتونی خلاص شی
ذکر هم کمک میکنه
خب اینو نمیدونستم، سعی میکنم این دفعه
امتحان کنم ولی با ذکر موافقم، فکر میکنم
زودتر این حالت رو رفع میکنه
میدونی من اون موقع چی حس میکنم؟
حس میکنم یه چیزی از سینه ام داره فشار
میده که بره تو، متوجهی؟ بعد که میخواد تموم
بشه همه بدنم منقبض میشه انگار یه چیزی
داره بزور از بدنم خارج میشه و یهو تموم میشه
نکنه ذره ذره جونمو دارن میبرن؟

15:

یادش بخیر، یک وقت میخواستم کمپین فراخوان تشکیل بدم برای کسانی که دچار این حالت میشن (خصوصاً بصورت مکرر) ، تا بندگان خدا با صورت جدیدی از این وضعیت آشنا بشند.

:)

البته بعنوان کسی که خودم چندان دچار این حالت نشدم.



پ.ن 1 : کامنت های این لینک رو ببینید.

خصوصاً چند کامنت ابتدایی.

به نظر میرسه این حالت حتی افراد جدا از مسائل متافیزیک رو (گاهی به اجبار) وارد این فضا میکنه.

- پ.ن 2 : در هم میهن و در چندین تاپیک در اینباره بحث شده.


16:


روحته عزیزم نگران نباش
روح موقع جدا شدن در دفعات اول یه درد عجیبی داره اصلا نمیفهمم چرا
بعدش دیگه نه
البته دیدم که به نخ طلایی هم مربوطه که به کجا وصل باشه
یعنی همان حلقه ی اتصال روح به بدن
که در برون فکنی میبینی و با بیشتر شدن قدرتت در بیداری هم حلقه ارو حس میکنی


منم ذکر میفرمودم در اوایل دیان موریسی این تکنیکو فرموده
فرمودم که شانصد تا کتاب در مورد برون فکنی هست ولی من فقط از این خوشم اومده
بیخودی پیچیده اش نکرده

17:

علیرضا اون نظر شخصی از کی بود ؟؟ اشتباه بود

این درست تر بود
واقعیت این هست که خواب مراحل مختلفی دارد.

خواب متشکل از مراحل REM یا مرحله حرکات سریع چشم و مرحله غیر REM یا NREM هست.

هر چرخه خواب REM و NREM حدود ۹۰ دقیقه طول می‌کشد.

اول مرحله NREM رخ می‌دهد.

مرحله NREM ، سه چهارم خواب را تشکیل می‌دهد.

در طی خواب NREM، بدن شل می‌شود و هستراحت می‌کند ولی در طی خواب REM ، چشم‌های شروع به حرکات سریع می‌نمايند و ما رؤیا می‌بینیم.

در طی خواب REM عضلات ما قادر به حرکت نیستند.
فلج خواب در طی خواب REM رخ می‌دهد.

اگر در خواب REM ، فرد هشیاری خود را بازیابد، قادر به صحبت یا حرکت نیست.


کلا من خودم میگم به عنوان یه برون فکن
اونم اینه که خواب و رویا و پرواز روح نااگاهانه همه با هم قاطی میشه
شما تو عمق خواب یهو بیدار میشی روحتم در فاصله ی بین برگشتن به جسم و هوشیاری شما دچار این پدیده میشه
فلج خواب گویی نقطه ی تقابل این چند تا پدیده با هم هست

18:

ولی اگه اشتباه نکنم دلیلش مادیه نه ماورایی

19:

- خب بیش از درستی اون توصیف، به نظرم بعنوان یک شرح کاملاً بیطرفانه (اشاره به اموری که لزوماً قابل توصیف علم نیست) و بکر، قابل توجه بود و نکته ش همین بود.

وگرنه خب طبعاً صحبت از مخدرات و ..

در حقیقت ماجرا جایی نداره.



و اتفاقاً توصیف دومی که نقل کردید رو (از نگاه متافیزیک) چندان ترجیح نمیدم، چون کمی من رو یاد این دوستان گرامی دگراندیش و Skeptic می اندازه! (البته در جایی مثل یک پزشک همین هم انتظار میره، رویکردی که تقریبا خود آقای مجیدی هم داشته.)

اما پايه اً رویکرد ما بیشتر جنبه های فراعلمی این مساله هست، مثل همین پاراگراف آخر شما (در عین اینکه توصیف های علمی رو هم قبول داریم) .



نوشته اصلي بوسيله ascent
ولی اگه اشتباه نکنم دلیلش مادیه نه ماورایی

- حلا تا جواب خانم عاطفه، این جواب کوتاه رو ذکر کنم که لزوماً "دلیل ماورایی نداره، اما نتیجه ماورایی چرا."


20:

کمو بیش نظرات و خوندم خیلی جالب بودن
اما احساس کردم پستای اقا رایان زیاد مربوط به بحث بختک نیست و کلا یه مطلب دیگه رو داره میگه
البته نظر مناین بود
من خودم زیاد این حالت بهم دست میده
و البته تو هر بار که اینجوری میشم فک میکنم امت
و یا در حال احتضارم
و تو یه غروب که نشسته بودم و خوابم برد
رفتم تو حالت بختک تنها هم بودم
از عمق وجود فریاد میزدم و از خدا میخواستم یه موقعيت دیگه بهم بده
به قدری طولانی بود که چندین سوره قران رو خوندم و کلی ذکر فرمودم
و هستغفار میکردم
اما نمیتونستم تکون بخورم
من زیاد اینجوری میشم
متاسفانه کم حافظه هم هستم
هر وقتیم شدم یادم میره بختکه و فک میکنم امت

یه داستان قدیمی میگه این یه قوله رو ادم میخوابه و هر کی بتونه ببینه قول و سریع کلاهی که بر سر قول هست و بگیره هر چی از قول بخواد براش فراهم میکنه
مث قول چراغ جادو


من یه نظری دارم اینه که اگه توجه داشته باشین خیلی سفارش شده روبه قبله خوابیدن
به نظر من وجود جریان مغناطیسی زمین عبور اون از بدن باعث این اختلال بشه
واسه همین سفارش شده که روبه قبله بخوابیم چون در اون مسیر قبله این امواج از بدن به صورت فلج نماينده نمیگذره


میتونین در مورد سجده و فواید اونم برید بخونید که بی ربط به موضوع نیست

21:

سلام رایان ...
ممکنه در مورد نتیجه ماورایی این حالت بیشتر توضیح بدین ؟؟؟
از نظر ماورایی چه نتیجه ای در بر داره ؟؟؟

22:

بختک از دید علمی/


بختک از ديد علمي

فلج خواب يا به اصطلاح عموم " بختک " با زمينه ژنتيکي در نتيجه هسترسهاي روزمره به وقوع مي پيوندد و هيچگونه عارضه جسمي در پي ندارد.
تشريح چگونگي فلج خواب يا بختک
دقيقا پيش از خواب طبيعي و يا هنگام بيدار شدن بامدادي و هنگامي که فرد دراز کشيده حالتي موسوم به فلج خواب رخ مي دهد که در اون فرد براي چند ثانيه ( گاهي تا چند دقيقه ) مطلقا قادر به حرکت نيست ولي در عين حال نسبت به کليه وقايع اطراف خود آگاه هست .
مي توان با لمس بدن فرد يا صدا کردن اسم او، ايشان را از اين حالت خارج کرد.

در ضمن گاهي اوقات فرآيندهاي ذهني خواب در وقت فلج خواب بروز مي نمايد و فرد حتي ممکن هست در حالت بيداري و فلج، رايشانا ببيند که اکثر اين رايشاناها هشدار دهنده و ترسناکند.

علت ايجاد " بختک "
به طور يقين مي توان فرمود ؛ که فلج خواب در اثر ناهنجاري مغزي ايجاد مي شود که در اون مکانيسمهاي عصبي، در وقتي نامناسب فعال شده اند.
خواب چنين افرادي به جاي اونکه با امواج آهسته مغزي ( آلفا) آغاز شود مستقيما وارد مرحله عميق مي شود و اين بدين معناست که فرد مبتلا به فلج خواب، خواب سبک يا به اصطلاح چرت زدن را تجربه نمي نمايد.
فلج خواب يک اختلال ژنتيکي هست و تقريبا کليه افراد مبتلا داراي ماده ايشانژه اي در خون به نام HLA-DR2 هستند.

در ضمن فلج خواب هيچ عارضه جسمي ايجاد نکرده و با اضطراب و هسترس تشديد مي شود.
لازم به ذکر هست عارضه مذکوربا داروهايي از قبيل ايمي پيرامين و آمفتامينها به طور موفقيت آميزي درمان مي شود.



فلج خواب -بختک

فلج خواب(sleep paralysis) به حالت ناتواني درانجام حركات ارادي حين خواب اطلاق مي شـود.فلج خواب يـك تـجربـه ي دلــهره آور و هراس انگيزمي بـاشد.

فـلـج خـواب اغـلب اوقات هنگام بيدارشـدن از خـواب و يـا در مـوارد نـادر در لحظه ي بهخـواب رفتن رخ ميدهد.

فلج خواب از چند ثانيه تاچـند دقيـقه بـه طـول مي انجامد.

25 تا 30 %جـمعيت كشـور حـداقل يكبار در طول زندگي خوداخـتـلال فلج خـواب را تـجـربه كرده اند.

فلج خوابميتواند در هر سني رايشان دهد.



علايم فلج خواب:

1- ناتواني در حركت دادن تنه، دستها و پاها و صحبت كردن (فرد از فرط ترس ميخواهد فرياد بكشد و براي بيدار شدن تقلا ميكند، اما گايشاني تلاش ايشان بي نتيجه هست).

2- فلج تمام و يا بخشي از عضلات اسكلتي ي بدن.

3- احساس خفگي و نزديك بودن وقت مرگ (گايشاني موجودي رايشان قفسه سينه ي شما برنامه گرفته هست).

4- وحشتزدگي و اضطراب.

5- توهمات خواب(hypnagogic hallucinations): به توهمات شنيداري، ديداري و لمسي ي رايشانا مانند اطلاق ميشود.

احساس حضور يك انسان ديگر در اتاق، احساس فشردگي در قفسه سينه، ديدن سايه ي افراد، ديدن منبع نوراني، شنيدن صداي افراد، شنيدن صداي قدمهايي كه نزديك ميشوند، ديدن شبح، تجربه خروج از بدن، احساس شناور شدن در هوا، شنيدن صداي بازو بسته شدن درها.



تصورات غلط نسبت به فلج خواب و يا بختك:

آزار و اذيت توسط جن، شيطان، ديو و يا موجودات فرازميني، و يا اشتباه گرفتن اون با تجربه خروج از بدن.



علت ايجاد فلج خواب:

شرایط ژنتيكي، اضطراب و هسترس، اختلال هراس و اختلال در نظم خواب را در پيدايش فلج خواب دخيل ميدانند.

مكانيسم ايجاد فلج خواب:

در طي خواب در مرحله ي حركات سريع چشم(REM)، يعني مرحله اي كه رايشانا بيني در اون رايشان ميدهد، مغز انتقال سيگنالهاي عصبي بسايشان عضلات اسكلتي (به هستثناي عضله ديافراگم و عضلات چشم) را مسدود و متوقف ميسازد، تا شما رايشاناهاي خود را برون ريزي نكنيد (يعني مثلا وقتي خواب ميبيند در حال دايشاندن هستيد، از رختخواب بلند نشايشاند و شروع به دايشاندن نكنيد).

هنگامي كه شما قصد داريد از خواب بيدار شايشاند، مغز مجدداً كنترل عضلات را به دست ميگيرد.

اما گاهي اوقات قبل از اينكه مغز كنترل عضلات اسكلتي را بدست گيرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، شما هشياري خود را باز مي يابيد.

كه نتيجه ي اون احساس هراس آور فلج بودن بدنتان خواهد بود.

نقطه ي مقابل اين عارضه وقتي هست كه برخي افراد هنگام رايشانا ديدن دستها و پاهاي خود را تكان ميدهند و يا در موارد شديد تر دچار خوابگردي ميشوند.



چه چيزهايي احتمال تكرار فلج خواب را افزايش ميدهند:

1-كساني كه بطور طاق باز و رو به پشت ميخوابند بيشتر به فلج خواب دچار ميشوند.



2-برنامه ي خواب نامنظم و محروميت از خواب.



3-افزايش هسترس و اضطراب.



4-تغييرات ناگهاني در سبك و يا محيط زندگي.



5-مصرف قرصهاي خواب آور و اونتي هيستامينها.



چگونه هنگام تجربه فلج بدن خود را از اين وضعيت هراس آور خلاصي بخشيم:

1-سعي كنيد انگشتان دست و يا پاي خود را تكان دهيد.



2-چشمان خود را به شدت تكان دهيد، به دنباي اون پلكها و سر خود را.



3-سعي كنيد وضعيت خروج از بدن را در خودتان القا كنيد.



درمان فلج خواب:

فلج خواب يك اختلال خواب بي خطر هست.

تنها با رعايت اصول بهداشت خواب، خودداري از طاق باز خوابيدن و كاهش هسترسها و هراسها ميتوان تكرار اون را به حداقل رساند.

افرادي كه هفته اي يكبار به فلج خواب دچار ميشوند لازم هست تحت درمان دارايشاني (مصرف ضد افسردگي ها) برنامه گيرند

خبرگزراي دانشجايشانان ايران isna



منبع : پايگاه اطلاع رساني تبيان

بختک از دید علمی

23:

من سالها قبل و توی سربازی که بودم..ساعت 2 شب که نگهبونی می دادم ...چند دقیقه ای نشستم و بعد ناخودآگاه افتادم روی زمین و بعد دیدم که فضای تیره ای جلوی چشام اومد و اصلا نمی تونستم تکون بخورم...اسلحه م هم کنار دستم بود...
و هر چی فریاد می زدم صدام در نمی اومد...
الان هم قشنگ اون صحنه یادمه...
و سپس دقایقی دوباره به حالت عادی برگشتم...


24:

بله چندین بار
مورد دیگری هم برام پیش میاد واکثر درخواب بعدازظهر واونم اینه میخوام ازخواب بیداربشم ولی حس میکنم چشمام به هم چسبیده و هرچی تلاش میکنم نمیتونم بازش کنم که درنهایت با تلاش اخری و فشارروحی شدید میتونم بازکنم
خیلی حالت بدیه وشاید ازبختک بدتر

25:

بله .

تنگی نفس هم از مواردی هست که حس میکنیم البته نمیدونم واقعی باشه یا نه .


در هر صورت توضیحات پزشکی و علمی هم برای این پدیده عنوان شده
که دقیق اطلاع ندارم که این توصیحات قطعی هستند یا فقط در حد فرضیه

26:

یعنی درحالت ِبیداری خوردین روی ِزمین؟
منظورم اینه که هوشیار بودین و اینجوری شدین؟

27:

یعنی شما معتقدین روح می‌تونه از تن خارج بشه

28:

بیدار و هوشیار بودم و چند دقیقه ای نشستم و بعد یهو بی اختیار دراز افتادم ...


29:

خیلی جالبه ، من توی ِخواب اینجوری چندبار شدم ، ولی تو هوشیاری نه (!)
امیدوارم یک همچین تجربه‌ای مثل شما داشته باشم.


30:

من هم اولین تجربه ام در حالت هشیاری بود
هوشیاری هیجان انگیزتر از فلجی در خوابه:دی

31:

مادی یعنی چی ؟ یعنی تاثیر دارو و فلان و بهمان ؟ پس چرا همه گیر نیست ؟
ماورا از ماده جدا نیست ..

ماورا بخش با شعور جهان هست
خروج روح از بدن در هنگام خواب و تشکیل رویا و عدم هوشیاری همه حاکی از نبود روح حیاتی در بدن ماست
که باعث فرایند شفرمود انگیز حواب میشه
در قران هم اشاره شده که ما روح رو از بدن شما میگیریم
و اشاره به این نکته متاسفانه خیلی کم بهش پرداخته میشه
میشه اینطور نتیجه گرفت که عدم هوشیاری ما در خواب به علت نبود کالبد اثیری در بدن هست
بیداری یکی دیگر از حالتهای حیات هست که الگوی متفاوتی از نظر بیولوژیکی با خواب دارد
فرایند خواب هنوز هم مبهمه .

علت به خواب رفتن و دیدن رویاها و تصاویر خودش حاکی از
اتصال ما به جهانی در موازات جهان خودمان هست
و فلج خواب نقطه ی تقابل پدیده های درگیر خواب و بیداری و بازگشت روح هست

32:

نادانی همیشه خرافات را همراه خودش داره.
از پیرزن و پیرمرد های نسل گذشته انتظاری نیست.
ولی الان که وقتی دلیل مادی چیزی مشخص میشه باز دنبال ماورایی کردنش هستیم .این هست که درکش برایم عجیبه.
یعنی اون کسانی که 3000 سال پیش بچه هاشون را اتیش میزدند و قربانی میکردند شرف دارند به ادمهای خرافاتی این دور و زمونه.
چون قبلا کسی هیچ نمیدونست چیزی اثبات نشده بود .علم اینقدر پیشرفت نکرده بود ولی الان که همه چی معلوم شده واقعا تاسف داره و شرم اوره

33:


- مقدم یکی از دوستان متمدن، با فرهنگ و دگراندیش، اما با چاشنی فحاشی به زمین و آسمان رو گرامی میداریم.

:))

فقط جمله امضای یکی از دوستانتون رو نقل میکنم:

گمان نکن هر اونچه که تو نمی فهمی حماقت آمیز هست.

بخشی از نامه ی ِ ویتگنشتاین به راسل


موفق باشید.


34:

بعضی میگویند این حالت فقط خیالات هست .

و میگویند بختک نوعی جن هست.

بنده در اقوام و آشنایان نمونه های فراوانی درباره جن دارم.
اما یک مورد درباره انچه شما فرمودید:
راه گلویم را بسته بود.

دست هایم را هم گرفته بود.

به زور میخواستم پلکهایم را بازکنم اما نمیشد.

(البته چند بار اتفاق افتاده بود که یکبار اون موجودی که از روی بدن من به صورت کشیده و قد بلند و رنگ سفید بود مشاهده کردم.

) بالاخره سپس چند بار تلاش اخرین بار یکباره رها کرد و من هم راحت شدم، بابا داشت خفم میکرد.( شهر)
یکی دیگه هم تو روستامون بود که تعریف میکرد البته تو وقت قدیم بهشون میفرمودن عول یا غول که میان روی انسان دراز میکشن و باعث بند امدن نفس و خفگی میشن البته از انسان میترسند و معمولا به سرعت فراری میشن.
یک بنده خدایی چشم برزخ داشت و پیش این و اون میرفت تا راهی برای مشکلات خودش پیدا کنه چون میفرمود گاهی اوقات دور تا دورم پر از جن میشه.( شهر)
تو روستامون هم بعضیها رابطه داشتند که میفرمودند اینها پوستشون ناپاکه!
از آشنایان هم بودند که قالی لول کردند و چراغ خاموش و روشن مینمايند.

بنده خدا فرموده بود البته برای ما کمی عادی شده ولی مهمون که میاد گاهی باعث ترس و فرار میشه.

( شهر)
و موارد دیگه.


35:

منم تجربشو داشتم ..خیلیم زیاد....تا همین چند وقت پیشم ادامه داشت.


اینکه یکی از دوستان نوشته فقط دلیل علمی داره و جن بی تاثیره مخالفم.اوایل که این حالت برام رخ میداد کاملا جسمشو حس میکردم وحتی کشیدن دستش رو جسمم رو حس میکردم.

به نظرم وقتی روح داره به جسم برمیگرده اونا یه وردی میخونن که حالت فلجی به آدم دست میده.

خودشونم به شکل یکی از اعضای خونواده جلوی دیدمون راه میرن!

من اوایل فک میکردم مامانم میاد داخل اتاق....ولی بعد بیداری که ازش میپرسیدم میفرمود من نیومدم اونجا.

به هرحال اگه با وضو بخوابیم و رو به قبله ویا قبل خواب معوذتین رو بخونیم این اتفاق نمیفته.

36:

نه بنده عددی هستم که مخالف باشم و نه شما.
کسانی که تحصیلش کردند و جامعه پزشکی باید موافق یا مخالف باشه.
این یک پدیده ساده هست که هیچ شکی برای دلیل علمیش وجود نداره.
هدف و اسرار بعضی ها را برای ماورایی جلوه دادن را نمیفهمم.
باور و اعتقاد مذهبی هم پشتش نیست که دوستان اینقدر اسرار میورزند
شما سرچ کن بختک هزار تا لینک فارسی از منابع همین جمهوری اسلامی در موردش میاد..


37:

حق با شماست ولی یه قسمت از علم مدیون تجربه های شخصی افراده.

بعضی وقتا یه فرد عادی چیزی میدونه که علم قادر به اثباتش نیست.


(گاهی اوقات باید ببینی تا باور کنی و وقتی باید باور کنی تا ببینی.)
ضمنا من فقط تجربمو فرمودم.


38:

موضوعی مثل بختک چیزی نیست که رویش مطالعه ای نشده باشه و همینجوری نظر داده باشند.
مطمئن باش کل فکت ها را در نظر گرفتند و به این نتیجه رسیدند.
مطمئن باش اون افراد بیشتر از یک فرد عادی از ساختار مغز و وهم و خیال انسان اشنایی دارند .


39:

من کاملا ردشون نمیکنم ...مطمئنم ارزش فکر کردن رو داره.

ولی یه سوال از شما دارم علم چطور حضور جن رو ثابت میکنه؟ با در نظر گرفتن این موضوع که تو قراون و احادیث بهش اشاره شده.

وقت حضرت سلیمان هم در حضورشون خدمت میکردن.

علم چطور حضور جنو ثابت میکنه؟

40:

این قضیه رو هم فراموش نکنین که علم همیشه درحال پیشرفته و حتی وقتی خودش خودشو نقض میکنه.

مثلا یه وقتی سل لاعلاج بود و مبارزه باهاش غیر ممکن به نظر میرسید ولی حالا ریشه کن شده.

برای بعضی بیماریها درحال حاضر درمانی وجود نداره ولی ممکنه در آینده مثل یه سرماخوردگی راحت درمون بشه.

پس علم به تنهایی قابل تکیه و هستناد نیست.


41:

من ک نداشتم

42:

من هم بله.........
بارها...............
همشون تجربه ترسناکی برام بود..........
اما فکر کنم دفعه بعد نترسم چون راجب بهش اطلاعاتی کسب کردم...
اینبار به حسابش می رسم چون من قدرتمند ترم............

43:

طی مراحل خاصی از خواب، فعالیت های الکتریکی درون مغز مشابه فعالیت ای اون هنگام بیداری هست، بزرگترین تفاوت اینه که تولید مواد شیمایی مثل norepinephrin، serotonin، و histamin، تقریبا به طور کامل متوقف میشه.

و همین امر هست که موجب توقف حرکت عضلات فرد میشه.


به همین دلیله که ممکنه شما خواب پرواز، مبارزه، یا دویدن ببینید اما جسمتون حرکت نمیکنه.


افرادی که ناهنجاری هایی در رسیدن کامل به این مرحله دارن، ممکنه توی خواب و گاهی مطابق و هموقت با خواب به شدت حرکت کنن، ممکنه حتی از رخت خواب بلند شن و شروع به راه رفتن توی خواب کنن.
نکته اینه که احتمالش همیشه وجود داره که شما از خواب بیدار شین اما نتونین بدنتون رو حرکت بدین، و دلیلش اینه که مغز شما هنوز توی حالت عدم تولید اون مواد شیمیایی هست.


44:

1.

شما چه مقدار راجع به فعالیت های مغزی و تاثیر مواد شیمیایی نظیر norepinephrin، serotonin، و histamin بر حرکت عضلات اطلاعات دارین؟
2.

ادعای بی سند و مدرک تاثیر "روح" بر این حالت رو چگونه اثبات میکنید؟

45:

من هم اولین تجربه ام در حالت هشیاری بود
هوشیاری هیجان انگیزتر از فلجی در خوابه:دی

46:

مادی یعنی چی ؟ یعنی تاثیر دارو و فلان و بهمان ؟ پس چرا همه گیر نیست ؟
ماورا از ماده جدا نیست ..

ماورا بخش با شعور جهان هست
خروج روح از بدن در هنگام خواب و تشکیل رویا و عدم هوشیاری همه حاکی از نبود روح حیاتی در بدن ماست
که باعث فرایند شفرمود انگیز حواب میشه
در قران هم اشاره شده که ما روح رو از بدن شما میگیریم
و اشاره به این نکته متاسفانه خیلی کم بهش پرداخته میشه
میشه اینطور نتیجه گرفت که عدم هوشیاری ما در خواب به علت نبود کالبد اثیری در بدن هست
بیداری یکی دیگر از حالتهای حیات هست که الگوی متفاوتی از نظر بیولوژیکی با خواب دارد
فرایند خواب هنوز هم مبهمه .

علت به خواب رفتن و دیدن رویاها و تصاویر خودش حاکی از
اتصال ما به جهانی در موازات جهان خودمان هست
و فلج خواب نقطه ی تقابل پدیده های درگیر خواب و بیداری و بازگشت روح هست

47:

نادانی همیشه خرافات را همراه خودش داره.
از پیرزن و پیرمرد های نسل گذشته انتظاری نیست.
ولی الان که وقتی دلیل مادی چیزی مشخص میشه باز دنبال ماورایی کردنش هستیم .این هست که درکش برایم عجیبه.
یعنی اون کسانی که 3000 سال پیش بچه هاشون را اتیش میزدند و قربانی میکردند شرف دارند به ادمهای خرافاتی این دور و زمونه.
چون قبلا کسی هیچ نمیدونست چیزی اثبات نشده بود .علم اینقدر پیشرفت نکرده بود ولی الان که همه چی معلوم شده واقعا تاسف داره و شرم اوره

48:


- مقدم یکی از دوستان متمدن، با فرهنگ و دگراندیش، اما با چاشنی فحاشی به زمین و آسمان رو گرامی میداریم.

:))

فقط جمله امضای یکی از دوستانتون رو نقل میکنم:

گمان نکن هر اونچه که تو نمی فهمی حماقت آمیز هست.

بخشی از نامه ی ِ ویتگنشتاین به راسل


موفق باشید.


49:

بعضی میگویند این حالت فقط خیالات هست .

و میگویند بختک نوعی جن هست.

بنده در اقوام و آشنایان نمونه های فراوانی درباره جن دارم.
اما یک مورد درباره انچه شما فرمودید:
راه گلویم را بسته بود.

دست هایم را هم گرفته بود.

به زور میخواستم پلکهایم را بازکنم اما نمیشد.

(البته چند بار اتفاق افتاده بود که یکبار اون موجودی که از روی بدن من به صورت کشیده و قد بلند و رنگ سفید بود مشاهده کردم.

) بالاخره سپس چند بار تلاش اخرین بار یکباره رها کرد و من هم راحت شدم، بابا داشت خفم میکرد.( شهر)
یکی دیگه هم تو روستامون بود که تعریف میکرد البته تو وقت قدیم بهشون میفرمودن عول یا غول که میان روی انسان دراز میکشن و باعث بند امدن نفس و خفگی میشن البته از انسان میترسند و معمولا به سرعت فراری میشن.
یک بنده خدایی چشم برزخ داشت و پیش این و اون میرفت تا راهی برای مشکلات خودش پیدا کنه چون میفرمود گاهی اوقات دور تا دورم پر از جن میشه.( شهر)
تو روستامون هم بعضیها رابطه داشتند که میفرمودند اینها پوستشون ناپاکه!
از آشنایان هم بودند که قالی لول کردند و چراغ خاموش و روشن مینمايند.

بنده خدا فرموده بود البته برای ما کمی عادی شده ولی مهمون که میاد گاهی باعث ترس و فرار میشه.

( شهر)
و موارد دیگه.


50:

منم تجربشو داشتم ..خیلیم زیاد....تا همین چند وقت پیشم ادامه داشت.


اینکه یکی از دوستان نوشته فقط دلیل علمی داره و جن بی تاثیره مخالفم.اوایل که این حالت برام رخ میداد کاملا جسمشو حس میکردم وحتی کشیدن دستش رو جسمم رو حس میکردم.

به نظرم وقتی روح داره به جسم برمیگرده اونا یه وردی میخونن که حالت فلجی به آدم دست میده.

خودشونم به شکل یکی از اعضای خونواده جلوی دیدمون راه میرن!

من اوایل فک میکردم مامانم میاد داخل اتاق....ولی بعد بیداری که ازش میپرسیدم میفرمود من نیومدم اونجا.

به هرحال اگه با وضو بخوابیم و رو به قبله ویا قبل خواب معوذتین رو بخونیم این اتفاق نمیفته.

51:

نه بنده عددی هستم که مخالف باشم و نه شما.
کسانی که تحصیلش کردند و جامعه پزشکی باید موافق یا مخالف باشه.
این یک پدیده ساده هست که هیچ شکی برای دلیل علمیش وجود نداره.
هدف و اسرار بعضی ها را برای ماورایی جلوه دادن را نمیفهمم.
باور و اعتقاد مذهبی هم پشتش نیست که دوستان اینقدر اسرار میورزند
شما سرچ کن بختک هزار تا لینک فارسی از منابع همین جمهوری اسلامی در موردش میاد..


52:

حق با شماست ولی یه قسمت از علم مدیون تجربه های شخصی افراده.

بعضی وقتا یه فرد عادی چیزی میدونه که علم قادر به اثباتش نیست.


(گاهی اوقات باید ببینی تا باور کنی و وقتی باید باور کنی تا ببینی.)
ضمنا من فقط تجربمو فرمودم.


53:

موضوعی مثل بختک چیزی نیست که رویش مطالعه ای نشده باشه و همینجوری نظر داده باشند.
مطمئن باش کل فکت ها را در نظر گرفتند و به این نتیجه رسیدند.
مطمئن باش اون افراد بیشتر از یک فرد عادی از ساختار مغز و وهم و خیال انسان اشنایی دارند .


54:

من کاملا ردشون نمیکنم ...مطمئنم ارزش فکر کردن رو داره.

ولی یه سوال از شما دارم علم چطور حضور جن رو ثابت میکنه؟ با در نظر گرفتن این موضوع که تو قراون و احادیث بهش اشاره شده.

وقت حضرت سلیمان هم در حضورشون خدمت میکردن.

علم چطور حضور جنو ثابت میکنه؟

55:

این قضیه رو هم فراموش نکنین که علم همیشه درحال پیشرفته و حتی وقتی خودش خودشو نقض میکنه.

مثلا یه وقتی سل لاعلاج بود و مبارزه باهاش غیر ممکن به نظر میرسید ولی حالا ریشه کن شده.

برای بعضی بیماریها درحال حاضر درمانی وجود نداره ولی ممکنه در آینده مثل یه سرماخوردگی راحت درمون بشه.

پس علم به تنهایی قابل تکیه و هستناد نیست.


56:

من ک نداشتم

57:

من هم بله.........
بارها...............
همشون تجربه ترسناکی برام بود..........
اما فکر کنم دفعه بعد نترسم چون راجب بهش اطلاعاتی کسب کردم...
اینبار به حسابش می رسم چون من قدرتمند ترم............

58:

طی مراحل خاصی از خواب، فعالیت های الکتریکی درون مغز مشابه فعالیت ای اون هنگام بیداری هست، بزرگترین تفاوت اینه که تولید مواد شیمایی مثل norepinephrin، serotonin، و histamin، تقریبا به طور کامل متوقف میشه.

و همین امر هست که موجب توقف حرکت عضلات فرد میشه.


به همین دلیله که ممکنه شما خواب پرواز، مبارزه، یا دویدن ببینید اما جسمتون حرکت نمیکنه.


افرادی که ناهنجاری هایی در رسیدن کامل به این مرحله دارن، ممکنه توی خواب و گاهی مطابق و هموقت با خواب به شدت حرکت کنن، ممکنه حتی از رخت خواب بلند شن و شروع به راه رفتن توی خواب کنن.
نکته اینه که احتمالش همیشه وجود داره که شما از خواب بیدار شین اما نتونین بدنتون رو حرکت بدین، و دلیلش اینه که مغز شما هنوز توی حالت عدم تولید اون مواد شیمیایی هست.


59:

1.

شما چه مقدار راجع به فعالیت های مغزی و تاثیر مواد شیمیایی نظیر norepinephrin، serotonin، و histamin بر حرکت عضلات اطلاعات دارین؟
2.

ادعای بی سند و مدرک تاثیر "روح" بر این حالت رو چگونه اثبات میکنید؟

60:

دقیقا همینطوره.
دلایل علمی پیرامون این پدیده امروزه به قدر کافی موجوده تا بتونیم با خیال راحت خرافات چند هزارساله و توهمات بی دلیل رو راجع به علل وقوع چنین پدیده هایی کنار بذاریم.


61:

این پدیده هیچگونه ارتباطی با ادعای شما نمیتونه داشته باشه.
بدن خودش به صورت خودکار تولید دوباره ی مواد شیمیایی لازم رو آغاز خواهد کرد و در صورتی که فرد دچار ناهنجاری خاصی نباشه هیچگونه اقدام خاصی لازم نیست.


62:

هنگام آغاز ترشح مواد شیمیایی مربوطه به بدن شما، اینگونه احساسات کاملا طبیعی و نرمال هست.
در این رابطه می تونید به مقاله های بسیار معتبری که راجع به تاثیر norepinephrin، serotonin، و histamin بر بدن موجوده مراجعه کنید.


63:

مادی یعنی چی ؟ یعنی تاثیر دارو و فلان و بهمان ؟ پس چرا همه گیر نیست ؟
کی فرموده همه گیر نیست؟؟!!
ماورا از ماده جدا نیست ..

ماورا بخش با شعور جهان هست
هیچگونه دلیل عقلانی برای وجود ماوراء هرگز ارائه نشده و از پايه امکان ارائه ی اون وجود نداره.

خروج روح از بدن در هنگام خواب و تشکیل رویا و عدم هوشیاری همه حاکی از نبود روح حیاتی در بدن ماست که باعث فرایند شفرمود انگیز حواب میشه
یک ادعای کاملا بی پايه و به شدت غیر منطقی.

میشه اینطور نتیجه گرفت که عدم هوشیاری ما در خواب به علت نبود کالبد اثیری در بدن هست
نتیجه بر چه پايه ی آخه؟؟!!
اینطور بگید که میشه اینطور ادعای بی پايه کرد!!

فرایند خواب هنوز هم مبهمه .

علت به خواب رفتن و دیدن رویاها و تصاویر خودش حاکی از
اتصال ما به جهانی در موازات جهان خودمان هست
باز هم ادعاهای عجیب و بی پايه .
این همه فیزیکدان در سراسر جهان در حال رهبری بزرگترین پروژه های تحقیقاتی و آزمایشگاهی هستن تا شاید بتونن این تئوری رو که جهان های بسیاری وجود داره رو بررسی کنن.
اونوقت شما از چنین پدیده ای که توضیحات مادی بسیار عادیش نیاز به هرگونه خرافه رو مرتفع میکنه، به عنوان دلیلی برای اثبات جهان های موازی هستفاده میکنی؟؟!!
عجب اندر عجب!!!!
فقط میشه فرمود عجبا!

64:

اگر این حالات برای شما زیاد اتفاق میوفته، به جای روبه قبله خوابیدن شدیدا بهتون توصیه میشه به یک متخصص معتبر برای درمان این بیماری مراجعه کنید.
اینگونه اختلالات هورمونی اگه درمان نشه در دراز مدت ممکنه صدماتی بهتون بزنه.


65:

من حالت بختکی نداشتم ولی دچار حالتی شدم که انگاری روحم بیدار شده بود ولی جسمم نه.یعنی همه چیزو میدیدم و می شنیدم و حتی اگر تلاش می کردم می تونستم روحمو بلند کنم(ولی به علت ترس زیاد هرگز نکردم) اما جسمم هیچ تکانی نمی خورد
خودمو میدیدم

66:

.





دو بار دچار این حالت شدم ولی هیچ حس ماورا طبیعه ای به من دست نداد، هر بار توانستم خودم را سپس چند دقیقه خلاص کنم (با حرکت دادن انگشتان پا شروع کردم) بار اول زیاد هیجان زده نشدم اما بار دوم با اینکه تجربه هم داشتم اما کمی دجار ترس شده بودم.




.

67:

سلام.

در حقیقت بحث جاری در تاپیک در مورد همین هست.

یعنی نتايجی که این وضعیت میتونه از لحاظ متافیزیک داشته باشه.

---

هرچند میدونم در مجموع تفاوت زیادی نخواهد کرد؛ اما این رو ذکر کنم که نمیدونم چرا بعضی دوستان خصوصاً دگراندیش (معمولاً پوزیتیویست!) تصور مینمايند که ما اینجا یقه علم رو گرفتیم و سعی داریم چیزی رو جایگزین علم کنیم!

باور کنید ما نه الان که از سالها قبل از جزئیات علمی این مساله آگاهیم و این اینترنت فراگیر که سهل هست بسیار منابع چاپی و غیرچاپی در این موضوعات، غیر از شما در دسترس ما هم بوده و مطالعه شده!

در همین تاپیک و در فرمودگو با بنده، مدیر بخش متافیزیک یکی از توضیحات کاملاً علمی در اینباره رو برنامه داده بود.

پس نیازی به این توضیح واضحات نیست.

من همانطور که در پست قبلی بیان کردم، در کنار (و نه بر ضد) شرایط علمی این وضعیت، یک بحث متافیزیکی هم وجود داره،اما بازهم منظور لزوماً باورهای قدیمی ها و جن نیست و بلکه ما هم ارتباط اینها رو خرافات میدونیم (البته نه خود این موجودات رو) ؛ بلکه بحث شرایط دیگری هست که به کالبدهای انسان برمیگردد که در این حالت قابلیت کنترل بیشتری پیدا مینمايند.

و بحث ویژه خود رو میطلبد در تالار خودش!


68:


همیشه ادم ها تو هر حوزه ای که مطالعه نداشته باشند مخصوصا ماورا میشن یهو علم شناس
در صورتی که ماورا در خیلی از موارد به علم کمک میکنه و جدا نیست
پیوند ماورا و علم به پیشرفت هر دو کمک میکنه

من نمیدونم با این همه دانشمند تو سایت چرا تالار فناوری بحث علمی چالشی توش رقم نمیخوره !
تنها تکیه کردن ما حرف از دین و ماورا بزنیم یه عده بیان نقد نمايند ..

اصلا رفرنس دیان موریسی که فرمودم قبولش دارم اونهم فرایند REM رو توضیح میده
و ارتباطش با برون فکنی خیلی هم ساده هست
متاسفانه اسم ماورا که میاد همه چی رد میشه
..درحالیکه خود غرب بر روی این حوزه مطالعات جدی داشته ولی گویا به گوششان نرسیده

69:

سلام رایان ..
ممنون از جوابتون ...
اون قسمت که قرمز کردم حدودا جواب خودمو گرفتم ولی دوست دارم بحث مفصلشو بدونم ...
در مورد اون افراد هم من متوجه شدم که چرا همیشه ساز مخالف می زنند ...
یکی اینکه به هیچ وجه تاپیک های مربوط را کامل مطالعه نمی نمايند ...
دوم اینکه هیچ دانشمندی را در این رابطه قبول ندارند و خودشون رو علامه دهر میدانند ...
سوم اینکه حق دارند ...

چرا ؟؟؟ چون از نظر معنوی سطح بالایی ندارند و هیچگاه تجربیاتی که ما به وضوح داشتیم و داریم را نداشته اند و تا وقتی که بر حرف خودشان پافشاری می نمايند هیچوقت این تجربیات را نخواهند داشت ....
من مطمئنم اگر حتی این تجربیات را هم داشته باشند از موضعشون پایین نمی آیند و برای خودشون هم انکارش خواهند کرد و به حساب تصادف خواهند گذاشت ...
ثابت کردن این مسائل برای این گونه افراد آب در هاون کوبیدن هست ..


70:

چه ربطی به هورمون داره ؟
البته نا فرموده نشه که من فک کنم همین مشکلات و دارم هورمونی
اخه خیلی اوقات بهم شوک دست میده مخصوصا نشسته هستم
حس میکنم چند ثانیه کاملا مغزم میخوابه اصن به صورت یه تکون شدید مث برق گرفتگی میشم زود خوب میشم
و اصمن بحث روبه قبله خوابیدن مطرح نیست برام چون من تو هر حالتی و هر جایی میخوابم
این حالت بختکیم شاید در روز حتی تا سه بار هم بهم دست بده
اصن یه وضعیه نگو

ممنون از راهنماییت

71:

منم چن سال پیش ی بار دچارش شدم
میخاستم بدنمو تکون بدم اصلا نمیشد
امتو زنده شدم
امیدوارم واسه هیچ کس اتفاق نیوفته (البته بجز آینوش)

72:

جدی؟؟
الان خوب شدی یا هنو به امید خدا فلجی؟؟

73:

خفه شو عزیزم
به حول و قوه الهی تو فلجی
تو دچارش شدی؟

74:

نه بابا منو از بچگی مامانم پیش خودش میخوابوند
میخواس اتفاقی بیفته زود پامو تکون میداد

میبینم مخت تاب داره به خاطر بختک بوده

75:

اوا عزیزم
تو مخت تاب داش که مامانت پیش خودش میخابونتت

راستی حال برادر گرام چطوره؟

76:

نه مامان تو بهش میفرمود ببخوابونه پیش خودش ک به درد تو دچار نشم

مرض
خجالت بکش الان میپرسن؟؟؟؟

77:

آخه آینوش تو خودت ی پا بختکی
اصلا به بختک فرمودی زکی


بله الان میپرسن

78:

من هر روز تقریبا این معضل رو دارم یا مار تو خواب دور برم هست یا از پرتاه میفتم پایین یا گرگ و یا بختک
اعصاب خورد کنه

79:

بله....دو سه باری در خواب و فکر کنم یه بار در بیداری دچار این ..........

شدم.

ولی فکر کنم حالتی که در خواب می تفاوته با حالت بیداری.

در واقع حالت فلجی ناشی از ترس شدید در بیداری بود.

ولی در حالت خواب شما در حالی که می خواهید بیدار بشید.

بدلیل فشار شدید به بدن خصوصن رو سینه نمی توانید.

ولی بعدش که بیدار میشید.

می دردید.


80:

برای من یکبار اتفاق افتاد تمام اعضای بدنم قفل شد زوری که مغذم فرمان نمیداد دوست داشتم حتی سلوات بفرستم اما یادم رفته بود خیلی بده چند دقیقه هست

81:

********************************************
باسلام واحوالپرسی
میشه یه مختصری در این رابطه توضیح دهید تا من هم در جریان
برنامه گیرم روی این پدیده تحقیق شده ؟

82:

************************************************
باسلام واحترام :
تو محل ما به این حالت ها فرموده میشه شخص دوچار سردی شده
بهش خرما و چای نبات می دهند تا رفع سردیش بشه

83:

من تا چند سال قبل خیلی از این اتفاقا برام میافتاده.


با اینکه بیدار میشدم دوباره که میخوابیدم
باز هم همون حالت به سراغم میومد.


84:

درود بر شما دوست محترم

من بسیار دچار فلج خواب می شوم.

سوال این هست دقیقا چگونه می توان بر طبق سخن شما این حالت را تبدیل به برونفکنی کرد؟ راهکار چیست دوست عزیزم؟

85:

برای اشنایی با برون فکنی و چگونگی شرح این پدیده به طور مستقل این پست ها رو مشاهده کنید
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن

نکته ای که هست باید ذکر کنم کسیکه پرواز روح رو مستقلا تجربه میکنه دچار این حالت هم میشه و کنترلش براش راحته
اما برای افراد بدون تجربه برون فکنی کمی کار سخت تره..میبینید که همه انسانها کمابیش موقع جدا شدن روح هوشیار بودن
برون فکنی تمرین همین هوشیاری هست
اما برای میانبر از این حالت به پرواز روح با توجه به میزان قدرت شما و خواست شما
میتونیداستقامت کنید تا دوباره به خواب برین و حتما اینبار سریع تر وارد خواب عمیق میشین و پرواز روح کنی با تلقینات محکم و بیدار نگه داشتن ذهنتون
یعنی بیدار نگه داشتن کامل مغز تا وارد شدن به مرحله خواب عمیق و فلج جسمی و لمس هوشیارانه هر روز این پدیده
از همین مرحله بدون ترس رد شین و ازش هستقبال کنین که این مستلزم تلقینات قبل از خواب و باور اون تلقینات و نترسیدن هست
این پدیده مقدمه ی برون فکنی هست و تو همه ی برون فکنی ها با وقت خیلی کوتاهتر تکرار میشه ..

اما گذشتن از این مرحله یعنی پرواز روح
تو پرواز روح این اتفاق در کمتر از چند ثانیه می افته و اینقدر برای جا به جایی روح وقت صرف نمیشه


86:

اره همین چن هفته پیش بوووووووووووووود

87:

نمی دونی درگیری با این بختک چه حالی داره .

.

.


یه بار دندون گرفتمش ...

یه بار با مشت زدمش .

.

.

اصلا ما جرا هایی دارم باهاش ....

خخخخ
دیوونه هم نیستم

88:

بحث جالبی هست.من هم چندین بار دچار این حالت شدم .بعضی وقت ها برایم لذت بخش هم بود.دوست نداشتم از این حالت بیرون بیام؟.
وقتی ماهی یخ زده می خورم بیشتر دچار این حالت میشم.میگن از معده هست.


89:

خیلی زیاد اینجوری میشم

گاهی در طول شبانه روز 3،4 بار.

مخصوصا وقتایی که مشکل دارمو،عصبی ام سر موضوع خاصی

90:

دقیقا همینطوره.
دلایل علمی پیرامون این پدیده امروزه به قدر کافی موجوده تا بتونیم با خیال راحت خرافات چند هزارساله و توهمات بی دلیل رو راجع به علل وقوع چنین پدیده هایی کنار بذاریم.


91:

این پدیده هیچگونه ارتباطی با ادعای شما نمیتونه داشته باشه.
بدن خودش به صورت خودکار تولید دوباره ی مواد شیمیایی لازم رو آغاز خواهد کرد و در صورتی که فرد دچار ناهنجاری خاصی نباشه هیچگونه اقدام خاصی لازم نیست.


92:

هنگام آغاز ترشح مواد شیمیایی مربوطه به بدن شما، اینگونه احساسات کاملا طبیعی و نرمال هست.
در این رابطه می تونید به مقاله های بسیار معتبری که راجع به تاثیر norepinephrin، serotonin، و histamin بر بدن موجوده مراجعه کنید.


93:

مادی یعنی چی ؟ یعنی تاثیر دارو و فلان و بهمان ؟ پس چرا همه گیر نیست ؟
کی فرموده همه گیر نیست؟؟!!
ماورا از ماده جدا نیست ..

ماورا بخش با شعور جهان هست
هیچگونه دلیل عقلانی برای وجود ماوراء هرگز ارائه نشده و از پايه امکان ارائه ی اون وجود نداره.

خروج روح از بدن در هنگام خواب و تشکیل رویا و عدم هوشیاری همه حاکی از نبود روح حیاتی در بدن ماست که باعث فرایند شفرمود انگیز حواب میشه
یک ادعای کاملا بی پايه و به شدت غیر منطقی.

میشه اینطور نتیجه گرفت که عدم هوشیاری ما در خواب به علت نبود کالبد اثیری در بدن هست
نتیجه بر چه پايه ی آخه؟؟!!
اینطور بگید که میشه اینطور ادعای بی پايه کرد!!

فرایند خواب هنوز هم مبهمه .

علت به خواب رفتن و دیدن رویاها و تصاویر خودش حاکی از
اتصال ما به جهانی در موازات جهان خودمان هست
باز هم ادعاهای عجیب و بی پايه .
این همه فیزیکدان در سراسر جهان در حال رهبری بزرگترین پروژه های تحقیقاتی و آزمایشگاهی هستن تا شاید بتونن این تئوری رو که جهان های بسیاری وجود داره رو بررسی کنن.
اونوقت شما از چنین پدیده ای که توضیحات مادی بسیار عادیش نیاز به هرگونه خرافه رو مرتفع میکنه، به عنوان دلیلی برای اثبات جهان های موازی هستفاده میکنی؟؟!!
عجب اندر عجب!!!!
فقط میشه فرمود عجبا!

94:

اگر این حالات برای شما زیاد اتفاق میوفته، به جای روبه قبله خوابیدن شدیدا بهتون توصیه میشه به یک متخصص معتبر برای درمان این بیماری مراجعه کنید.
اینگونه اختلالات هورمونی اگه درمان نشه در دراز مدت ممکنه صدماتی بهتون بزنه.


95:

من حالت بختکی نداشتم ولی دچار حالتی شدم که انگاری روحم بیدار شده بود ولی جسمم نه.یعنی همه چیزو میدیدم و می شنیدم و حتی اگر تلاش می کردم می تونستم روحمو بلند کنم(ولی به علت ترس زیاد هرگز نکردم) اما جسمم هیچ تکانی نمی خورد
خودمو میدیدم

96:

.





دو بار دچار این حالت شدم ولی هیچ حس ماورا طبیعه ای به من دست نداد، هر بار توانستم خودم را سپس چند دقیقه خلاص کنم (با حرکت دادن انگشتان پا شروع کردم) بار اول زیاد هیجان زده نشدم اما بار دوم با اینکه تجربه هم داشتم اما کمی دجار ترس شده بودم.




.

97:

سلام.

در حقیقت بحث جاری در تاپیک در مورد همین هست.

یعنی نتايجی که این وضعیت میتونه از لحاظ متافیزیک داشته باشه.

---

هرچند میدونم در مجموع تفاوت زیادی نخواهد کرد؛ اما این رو ذکر کنم که نمیدونم چرا بعضی دوستان خصوصاً دگراندیش (معمولاً پوزیتیویست!) تصور مینمايند که ما اینجا یقه علم رو گرفتیم و سعی داریم چیزی رو جایگزین علم کنیم!

باور کنید ما نه الان که از سالها قبل از جزئیات علمی این مساله آگاهیم و این اینترنت فراگیر که سهل هست بسیار منابع چاپی و غیرچاپی در این موضوعات، غیر از شما در دسترس ما هم بوده و مطالعه شده!

در همین تاپیک و در فرمودگو با بنده، مدیر بخش متافیزیک یکی از توضیحات کاملاً علمی در اینباره رو برنامه داده بود.

پس نیازی به این توضیح واضحات نیست.

من همانطور که در پست قبلی بیان کردم، در کنار (و نه بر ضد) شرایط علمی این وضعیت، یک بحث متافیزیکی هم وجود داره،اما بازهم منظور لزوماً باورهای قدیمی ها و جن نیست و بلکه ما هم ارتباط اینها رو خرافات میدونیم (البته نه خود این موجودات رو) ؛ بلکه بحث شرایط دیگری هست که به کالبدهای انسان برمیگردد که در این حالت قابلیت کنترل بیشتری پیدا مینمايند.

و بحث ویژه خود رو میطلبد در تالار خودش!


98:


همیشه ادم ها تو هر حوزه ای که مطالعه نداشته باشند مخصوصا ماورا میشن یهو علم شناس
در صورتی که ماورا در خیلی از موارد به علم کمک میکنه و جدا نیست
پیوند ماورا و علم به پیشرفت هر دو کمک میکنه

من نمیدونم با این همه دانشمند تو سایت چرا تالار فناوری بحث علمی چالشی توش رقم نمیخوره !
تنها تکیه کردن ما حرف از دین و ماورا بزنیم یه عده بیان نقد نمايند ..

اصلا رفرنس دیان موریسی که فرمودم قبولش دارم اونهم فرایند REM رو توضیح میده
و ارتباطش با برون فکنی خیلی هم ساده هست
متاسفانه اسم ماورا که میاد همه چی رد میشه
..درحالیکه خود غرب بر روی این حوزه مطالعات جدی داشته ولی گویا به گوششان نرسیده

99:

سلام رایان ..
ممنون از جوابتون ...
اون قسمت که قرمز کردم حدودا جواب خودمو گرفتم ولی دوست دارم بحث مفصلشو بدونم ...
در مورد اون افراد هم من متوجه شدم که چرا همیشه ساز مخالف می زنند ...
یکی اینکه به هیچ وجه تاپیک های مربوط را کامل مطالعه نمی نمايند ...
دوم اینکه هیچ دانشمندی را در این رابطه قبول ندارند و خودشون رو علامه دهر میدانند ...
سوم اینکه حق دارند ...

چرا ؟؟؟ چون از نظر معنوی سطح بالایی ندارند و هیچگاه تجربیاتی که ما به وضوح داشتیم و داریم را نداشته اند و تا وقتی که بر حرف خودشان پافشاری می نمايند هیچوقت این تجربیات را نخواهند داشت ....
من مطمئنم اگر حتی این تجربیات را هم داشته باشند از موضعشون پایین نمی آیند و برای خودشون هم انکارش خواهند کرد و به حساب تصادف خواهند گذاشت ...
ثابت کردن این مسائل برای این گونه افراد آب در هاون کوبیدن هست ..


100:

چه ربطی به هورمون داره ؟
البته نا فرموده نشه که من فک کنم همین مشکلات و دارم هورمونی
اخه خیلی اوقات بهم شوک دست میده مخصوصا نشسته هستم
حس میکنم چند ثانیه کاملا مغزم میخوابه اصن به صورت یه تکون شدید مث برق گرفتگی میشم زود خوب میشم
و اصمن بحث روبه قبله خوابیدن مطرح نیست برام چون من تو هر حالتی و هر جایی میخوابم
این حالت بختکیم شاید در روز حتی تا سه بار هم بهم دست بده
اصن یه وضعیه نگو

ممنون از راهنماییت

101:

منم چن سال پیش ی بار دچارش شدم
میخاستم بدنمو تکون بدم اصلا نمیشد
امتو زنده شدم
امیدوارم واسه هیچ کس اتفاق نیوفته (البته بجز آینوش)

102:

جدی؟؟
الان خوب شدی یا هنو به امید خدا فلجی؟؟

103:

خفه شو عزیزم
به حول و قوه الهی تو فلجی
تو دچارش شدی؟

104:

نه بابا منو از بچگی مامانم پیش خودش میخوابوند
میخواس اتفاقی بیفته زود پامو تکون میداد

میبینم مخت تاب داره به خاطر بختک بوده

105:

ای بابا اصلا صحبت رفتن و امدنو این چیزا نیست جن ده بیشترم به شکل گربه در میاد یواش یواش نزدیک میشه بعد میره رو پای ادم شروع میکنه به مالیدن اینقدر میماله چه خوابت بره بعد هم دیگه نمیفهمی چی میشه تا صبح که پا شدی اون رفته.


106:

جن ده بیشترم به شکل گربه در میاد یواش یواش نزدیک میشه بعد میره رو پای ادم شروع میکنه به مالیدن اینقدر میماله چه خوابت بره بعد هم دیگه نمیفهمی چی میشه اون چیکار میکنه تا صبح که پا شدی اون رفته.


107:

خیلی وحشتناه حس میکنی چشات کورن ونفس نمیشه کشید و احساس خفگی داری
یه مشکل عصبیه فک کنم

108:

والا من تو خاب زیاد صحنه ی فرار داشتم و جوری شد بود که مثلا یه لشکر به من حمله میکنن و منو میکشن و قاعدتن هم من باید فرار کنم - میام فرار کنم پاهام رو زمین قفل میشه و میخام یه جیغی بکشم ، یه کمکی بخام دهنم قفل میشه نمیتونم داد بزنم - خیلی شده بختک اونجوری مثل عکس بیفته روم ^___^ بعضی وقتا لازمه یه هیجانی باشه تو خاب :)

109:

سلام،

قبل ازینکه چندسالی وقت بذارید برای مطالعه اون توضیحات خانم عاطفه :دی (البته شوخی میکنم و اتفاقاً نکات دقیق و با جزئیاتی رو ارائه مینمايند) ؛ اما بهرحال میتونید با توجه به اینکه بسیار دچار این حالت میشید، چنین روش کوتاهی رو تست کنید که برای دیگران نتیجه بخش هم بوده.


110:

آره یه بار داشتم سکته میکردم از ترس

111:

تا حالا نشدم و اعتقادیم بهش ندارم

112:


113:

اره یکی دوبار

114:

آره یه مدت زیاد برام پیش میومد ولی الان دیگه نه.یهو ازخواب بیدارمیشدم و متوجه میشدم نمیتونم بدنمو حرکت بدم و دهنمم بازنمیشد تودلم حرف میزدم ولی صدایی ازم درنمیومد بعدش تودلم قراون میخوندم تا نترسم این حالت چن ثانیه بیشتر طول نمیکشید بعدش به حالت عادی برمیگشتم چنتا سوره میخوندم ودوباره میخوابیدم.اوایل بیشتر میترسیدم ولی دیگه برام عادی شد.نترسین کسی تاحالا اینجوری نمرده!

115:

اوا عزیزم
تو مخت تاب داش که مامانت پیش خودش میخابونتت

راستی حال برادر گرام چطوره؟

116:

نه مامان تو بهش میفرمود ببخوابونه پیش خودش ک به درد تو دچار نشم

مرض
خجالت بکش الان میپرسن؟؟؟؟

117:

آخه آینوش تو خودت ی پا بختکی
اصلا به بختک فرمودی زکی


بله الان میپرسن

118:

من هر روز تقریبا این معضل رو دارم یا مار تو خواب دور برم هست یا از پرتاه میفتم پایین یا گرگ و یا بختک
اعصاب خورد کنه

119:

بله....دو سه باری در خواب و فکر کنم یه بار در بیداری دچار این ..........

شدم.

ولی فکر کنم حالتی که در خواب می تفاوته با حالت بیداری.

در واقع حالت فلجی ناشی از ترس شدید در بیداری بود.

ولی در حالت خواب شما در حالی که می خواهید بیدار بشید.

بدلیل فشار شدید به بدن خصوصن رو سینه نمی توانید.

ولی بعدش که بیدار میشید.

می دردید.


120:

برای من یکبار اتفاق افتاد تمام اعضای بدنم قفل شد زوری که مغذم فرمان نمیداد دوست داشتم حتی سلوات بفرستم اما یادم رفته بود خیلی بده چند دقیقه هست

121:

********************************************
باسلام واحوالپرسی
میشه یه مختصری در این رابطه توضیح دهید تا من هم در جریان
برنامه گیرم روی این پدیده تحقیق شده ؟

122:

************************************************
باسلام واحترام :
تو محل ما به این حالت ها فرموده میشه شخص دوچار سردی شده
بهش خرما و چای نبات می دهند تا رفع سردیش بشه

123:

من تا چند سال قبل خیلی از این اتفاقا برام میافتاده.


با اینکه بیدار میشدم دوباره که میخوابیدم
باز هم همون حالت به سراغم میومد.


124:

درود بر شما دوست محترم

من بسیار دچار فلج خواب می شوم.

سوال این هست دقیقا چگونه می توان بر طبق سخن شما این حالت را تبدیل به برونفکنی کرد؟ راهکار چیست دوست عزیزم؟

125:

برای اشنایی با برون فکنی و چگونگی شرح این پدیده به طور مستقل این پست ها رو مشاهده کنید
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن
انـــــــــــرژی درون - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن

نکته ای که هست باید ذکر کنم کسیکه پرواز روح رو مستقلا تجربه میکنه دچار این حالت هم میشه و کنترلش براش راحته
اما برای افراد بدون تجربه برون فکنی کمی کار سخت تره..میبینید که همه انسانها کمابیش موقع جدا شدن روح هوشیار بودن
برون فکنی تمرین همین هوشیاری هست
اما برای میانبر از این حالت به پرواز روح با توجه به میزان قدرت شما و خواست شما
میتونیداستقامت کنید تا دوباره به خواب برین و حتما اینبار سریع تر وارد خواب عمیق میشین و پرواز روح کنی با تلقینات محکم و بیدار نگه داشتن ذهنتون
یعنی بیدار نگه داشتن کامل مغز تا وارد شدن به مرحله خواب عمیق و فلج جسمی و لمس هوشیارانه هر روز این پدیده
از همین مرحله بدون ترس رد شین و ازش هستقبال کنین که این مستلزم تلقینات قبل از خواب و باور اون تلقینات و نترسیدن هست
این پدیده مقدمه ی برون فکنی هست و تو همه ی برون فکنی ها با وقت خیلی کوتاهتر تکرار میشه ..

اما گذشتن از این مرحله یعنی پرواز روح
تو پرواز روح این اتفاق در کمتر از چند ثانیه می افته و اینقدر برای جا به جایی روح وقت صرف نمیشه


126:

اره همین چن هفته پیش بوووووووووووووود

127:

نمی دونی درگیری با این بختک چه حالی داره .

.

.


یه بار دندون گرفتمش ...

یه بار با مشت زدمش .

.

.

اصلا ما جرا هایی دارم باهاش ....

خخخخ
دیوونه هم نیستم

128:

بحث جالبی هست.من هم چندین بار دچار این حالت شدم .بعضی وقت ها برایم لذت بخش هم بود.دوست نداشتم از این حالت بیرون بیام؟.
وقتی ماهی یخ زده می خورم بیشتر دچار این حالت میشم.میگن از معده هست.


129:

خیلی زیاد اینجوری میشم

گاهی در طول شبانه روز 3،4 بار.

مخصوصا وقتایی که مشکل دارمو،عصبی ام سر موضوع خاصی

130:

ای بابا اصلا صحبت رفتن و امدنو این چیزا نیست جن ده بیشترم به شکل گربه در میاد یواش یواش نزدیک میشه بعد میره رو پای ادم شروع میکنه به مالیدن اینقدر میماله چه خوابت بره بعد هم دیگه نمیفهمی چی میشه تا صبح که پا شدی اون رفته.


131:

جن ده بیشترم به شکل گربه در میاد یواش یواش نزدیک میشه بعد میره رو پای ادم شروع میکنه به مالیدن اینقدر میماله چه خوابت بره بعد هم دیگه نمیفهمی چی میشه اون چیکار میکنه تا صبح که پا شدی اون رفته.


132:

خیلی وحشتناه حس میکنی چشات کورن ونفس نمیشه کشید و احساس خفگی داری
یه مشکل عصبیه فک کنم

133:

والا من تو خاب زیاد صحنه ی فرار داشتم و جوری شد بود که مثلا یه لشکر به من حمله میکنن و منو میکشن و قاعدتن هم من باید فرار کنم - میام فرار کنم پاهام رو زمین قفل میشه و میخام یه جیغی بکشم ، یه کمکی بخام دهنم قفل میشه نمیتونم داد بزنم - خیلی شده بختک اونجوری مثل عکس بیفته روم ^___^ بعضی وقتا لازمه یه هیجانی باشه تو خاب :)

134:

سلام،

قبل ازینکه چندسالی وقت بذارید برای مطالعه اون توضیحات خانم عاطفه :دی (البته شوخی میکنم و اتفاقاً نکات دقیق و با جزئیاتی رو ارائه مینمايند) ؛ اما بهرحال میتونید با توجه به اینکه بسیار دچار این حالت میشید، چنین روش کوتاهی رو تست کنید که برای دیگران نتیجه بخش هم بوده.


135:

آره یه بار داشتم سکته میکردم از ترس

136:

تا حالا نشدم و اعتقادیم بهش ندارم

137:


138:

اره یکی دوبار

139:

آره یه مدت زیاد برام پیش میومد ولی الان دیگه نه.یهو ازخواب بیدارمیشدم و متوجه میشدم نمیتونم بدنمو حرکت بدم و دهنمم بازنمیشد تودلم حرف میزدم ولی صدایی ازم درنمیومد بعدش تودلم قراون میخوندم تا نترسم این حالت چن ثانیه بیشتر طول نمیکشید بعدش به حالت عادی برمیگشتم چنتا سوره میخوندم ودوباره میخوابیدم.اوایل بیشتر میترسیدم ولی دیگه برام عادی شد.نترسین کسی تاحالا اینجوری نمرده!


88 out of 100 based on 48 user ratings 1048 reviews

@