فکر میکنم افسرده شدم :(


فکر میکنم افسرده شدم :(



فکر میکنم افسرده شدم :(
سلام
من الهه ام
18 سالمه
دو -سه ساله که به شدت احساس ناراحتی و تنهایی میکنم
اینجا رو جایی میدونم که بتونم حرف بزنم و این به اصطلاح افسردگی رو درمان کنم
خب اول از خودم میگم
من 18 سالمه
دختر به نسبت شادی بودم اما فوق العاده حساس بودم
یک خواهر کوچکتر دارم که الان هفتمه
من درس خیلی خوبی داشتم تا اول دبیرستان معدل 20 !
در مقطع دوم دبیرستان تصمیم گرفتم که در المپیاد زیست شناسی شرکت کنم
خیلی تلاش کردم و مادرم هم و تا حدودی پدرم ازم حمایت کردن اینکه میگم تا حدودی ب این دلیل بود ک پدرم اصرار داشتن من در کلاس های مدرسه شرکت کنم اما من ب دلیل اینکه وقت داشته باشم و المپیاد مطالعه کنم کلاس های مدرسه رو بجز تعداد کمی شرکت نمیکردم!
روز ازمون خیلی استرس داشتم ... و به همین دلیل با اختلاف 3 درصد از اخرین نفر قبولی قبول نشدم ... مزیتی که برام داشت این بود ک زیست رو ب شدت مفهومی تونستم مطالعه کنم قبول نشدن من همانا و اسمان و ب زمین دوختن هم همانا ... چیزی که خیلی ازارام میداد این بود که اولا پسر خاله م تونسته بود در دو مرحله المپیاد قبول شه و مادرم هر جا میرفت میگفت پسر خالم خیلی باهوشه و اینا و من غصه میخوردم که چررا من نتونستم قبول شم (میدونم حسودم :| )
دوما اینکه من عمه ای دارم ک علاقه خیلی خاصی به دختر عموم داره
دختر عموم 19 سالشه و همیشه جلو اون من و ضایع میکردن و اون و خیلی بالا میبردن و منو به زمین میزدن و همین عدم قبولی من باعث شده بود بشم عامل خنده و تمسخرشون
من و دختر عموم چن تا دوست مشترک داریم ... یک روز به طور اتفاقی از یک نفر شنیدم که دختر عموم دوستامون و دعوت کرده بدون اینکه ب من چیزی بگه که خب من اولش ناراحت شدم اما بعد گفتم حتما من را هم دعوت میکنه که دیدم عصر صدای خنده هاشون از طبقه بالامون که خونه عموم هست میاد از همون موقع خودم و از جمعشون جدا کردم و سعی کردم خودم و با دوستای مدرسه م وفق بدم ک خود این باعث تشدید استرس من میشد اما کاری نمیتونستم بکنم
یواش یواش به این نتیجه رسیدم که دیگه جایی تو قلب کسی ندارم حتی پدر و مادرم همین ها باعث شد تا من معدل سال سومم 18.9 شه و پدرم به شدت عصبانی شن من هیچ وقت یادم نمیره که پدرم از شب تا صب اخرین روز خرداد پارسال من و سرزنش میکردن ک درس نمیخونم اون موقع خودمم کلافه بودم ک اون الهه سر حال و شاداب و درس خون کجاست اما دیگه برام هم مهم نبود
از اون شب دیگه از پدرم میترسیدم و استرس میگرفتم
و استرسم تا امسال ک دانش اموز کنکوریم ادامه داره که اگه امسال در رشته پزشکی قبول نشم دوباره همون اش و همون کاسه
همون تیکه ها و متلک های دیگران
درضمن در این سال تحصیلی خیلی سعی کردم که همون ادم قبل شم و چندین بار بخاطر همین امر مورد سرزنش پدر و مادر برنامه گرفتم اما هر بار ب دلیلی حس درس نداشتم و همش دام میخاست ی کاغذ بگیرم و بنویسم از تنهایی هام
و اروم اروم گریه کنم
تو خونه ما کسی بفهمه کس دیگه گریه کرده ول کنش نیستن تا نفهمن چی شده برای همین بیشتر شبا که همه خوابن گریه میکنم !
راستش دیگه طاقت این زندگی و تنهایی و ندارم اصلا
همیشه گریه میکنم و از خدا ارزوی مرگ دارم
دفتر خاطراتم پر از رنج ها و سختی هامه و همیشه از خداوطلب مرگ کردم توش
من رابطه خوبی با مادر و پدرم ندارم اونا فک میکنن مقصر اصلی منم و من فک میکنم مقصر اصلی اونان بخاطر کم محلی .. برای همین تو بحث هامون همیشه با داد و بیداد میکنیم
چن روز پیش یک هو ب ذهنم خطور کرد که شاید دلیل این همه ناکامی تو زندگیم افسرده شدنم باشه ک امشب با مادرم بسیار ملایم صحبت کردم ک پیش مشاور برم اما خب گفتن : ولم کن حوصله ندارم
و من تصمیم گرفتم ک مشکلم و با شما در میون بزارم
میدونم خیلی حساسم و شاید خیلی هاتون هم مث بقبه من و سرزنش کنید
اما من نیاز ب کمک دارم خواهش میکنم کمکم کنید این قدر غمگین نباشم
و بتونم 5 هفته اخر رو بخوبی تموم کنم
و حال کسایی ک من و اذیت کردن بگیرم
من خیلی تنهام تو رو خداوبخاطر حرفام مسخره ام نکنید



حالت خوابیدن شما اخلاق‌تان را لو می‌دهد

1:

دوست عزیز علت پریشتانی شما ترس از حقارت می باشد و همچنین واکنشهای والدین شما نسبنت به شما بر این احساس تاثیر گذاشته و اگر مداومت داشته باشد با مشکلات بزرگتری مواجه خواهی شد


تست میزان اعتیاد شما به اینترنت

2:

خیلی ممنونم
ازه از واکنش دیگران و حرف دیگران و حتی حرفایی ک پشتم هس خیلی میترسم
راه حلش و میشه بگید ؟


یه مسابقه برای باهوشا

3:

شما خودت رو با دیگران مقایسه نکن هیچم کم نداری برای کوری چشم شون بچسب به درست ماشاله هستعدادت خوبه گریه هم برای ادمهای ضعیفه با توکل به خدا انشاله این مشکلت هم برطرف میشه


نظرسنجی : ویژه ی آقایان ، نگاه جنسیتی

4:

شما باید به حرفاشون بی اعتناعی کنی چون تمسخر این افراد ابزاری هست برای پوشش دادن به عقده ها و ناکامیهای خودشون و در حقیقت این افراد بیمارن و تو رو دارن قربانی خود خواهی های خودشون می کنن


نظرسنجی : ویژه ی بانوان ، نگاه جنسیتی

5:

من چند راه کار پیشنهاد میکنم
سعی کن برات مهم نباشه دیگران چه فکری میکن یا چی میگن
یا بایدتلاش کنی تو زندگی ادم موفقی باشی که خودش یک جور سیاست هست اینجور احساسات حسنش همینه باعث پیشرفت میشه اما به شرطی که در جهت درست هدایتش کنی


راه سوم هیپنوتیزم و ان ال پی هست

راه چهار که از نظر طب سنتی
افراد حساس که افکار رگاری منفی دارن خود خوری میکنن حساس هستن زود رنج هستن زود دلشون میگیره ریز بین هستن از مزاج سودا هست باید تغذیه رو مطابق مزاجتون انتخاب کنید و در صورت نیاز بعضی از گیاهان رو هم هستفاده کنید



راه پنجم ریشه یابی افکار هست که تاثیری مشابه با هیپنوتیزم درمانی داره

یه جدول بکشید
ستون اول
فکر رو بنویسید
ستون دوم احساسی که با اون فکر بهت دست میده بنویسید

ستون سوم علت رو بنویسید یعنی چه اتفاقی افتاده یا چی شده که این افکار بیاد سراغت

ستون چهارم راه حل احساسی رو بنویسید
ستون پنجم راه حل منطقی بنویسید
ستون ششم راه حل نهایی یا نتیجه رو بنویسید
هر فکری میاد تو ذهنت که باعث ناراحتیت میشه باید بنویسی
سپس سه ماه تمرین نتیجه فوقالعاده ای داره


آیا آدم فضولی هستید؟

6:

اخه مشکل اینجاس واقعا تنهام :(


تست هوش بسیار جالب

7:

تو و رقیبت فقط یه طعمه هستید برای بیماران روانی .در حقیقت دیدن شکست شما لذت می برند و وقتی شما در برابر تمسخر انان بی اعتناعی کنی ضربه سختی خواهند خورد یادت باشه که در برابر این افراد اعتراض نکنی


آدما برای چی دوروغ میگن؟

8:

من دقیقا اون علائم و دارم ب شدت گوشه گیر و تنها و خیلی منفی گرا
خیلی ب حدی ک موقع درس خوندن تمام انرژی مو این افکار مزاحم میگیره
دلیلش هم فک میکنم بخاطر این بوده ک نتیجه خوبی این چن سال نگرفتم
و همش فک میکنم کنکورم هم مث بقیه اتفاقات زندگیم با شکست رو ب رو میشه
ب شدت هم بد غذام
خودخوری هم میکنم

9:

- در یکی از همین تاپیکهای کناری، خبر هنرمندی هست که بخاطر پوشش اش بسیار مورد هجمه برنامه گرفته و اهانت و بدرفتاری و کم لطفی؛

اما آیا فکر میکنید این باعث خواهد شد در بازی هاش و پروژه هاش افتی پدیدار بشه..

به قطع نزدیک به یقین، خیر!

البته که "حرف و رفتار بقیه" تاثیر گذار هست، اما اکثر افراد موفق، غالباً تاثیر پايه ی از حرفها و سخنان بی ربط دیگران نمیگیرند.

اونها کار خودشون رو مینمايند و از هوش و مهارتشون کماکان در راه پیش رو، هستفاده مینمايند.



- البته انتظار میرفت پدر و مادر شما (که هر دو مثالی که از رفتارهاشون زدید، چیز خوبی رو نشان نمیداد) کمی درک نماينده تر و حرفه ای تر با فرزندی که هوش و هستعداد خوبی داره، رفتار نمايند، اما حالا که اینطور نیست، شما باشید که خود رو جدی بگیرید و راه مناسب رو جلو برید.

شما الان در سنی هستید که هرچند بی نیاز از حمایت پدر و مادر نیست، اما امکان رفتار و تصمیم مستقل رو هم دارید و در این مورد هم مانند قبلی، اجازه ندید رفتارهای نابجا، در مسیرتون تاثیر بگذاره.

آیا وجود هوش و هستعداد در شما، مساله ی اثبات شده ای نیست؟ البته که هست..

واقعیت مسلم فقط همینه و تمام حواشی های دیگر موقتی و بی اهمیت هستند.

ازین واقعیت مسلم، خوب بچسبید و جلو برید و انرژی روحی و فکری تون رو صرف مسائل حاشیه ای نکنید.


10:

اعتراضی نکردم و فقط تو خودم ریختم ک رفته رفته جمع شد و تیدیل به ترس شد
تبدیل ب ناامیدی و افسردگی شد

11:

اخه من الان ب مرحله ای رسیدم که واقعا فک میکنم دیگه اون هوش و هستعداد و حوصله رو برای درس ندارم
++ من واااقعا از ته قلبم میخام که مث قبلا بشم :(

12:

میدونم اینها از مزاج سودا یا سردو خشک هست
اگر دیدی یک روز نسبت به اطرافیانت بیخیال تر شدی اعصابت ارومتر شده بدون بخاطر تغییر مزاج هست هیچ چیز اتفاقی نیست
همه این حالتها علتی دارن
اگر دیدی یک روز رنگت روشن هست یک روز تیره یک روز جوش میزنه صورتت یک روز نمیزنه یک روز صورتت پف میکنه یک روز لاغر میشی همه اینها به مزاجهای بدن بر میگرده
یا اگر دیدی یک روز حالت موهات تغییر کرده یک روز چربه یکروز نرمه یکروز خشکه یک روز خشنکه ....بازم از مزاج هاست



غذاهای مفید برای افراد سودایی مزاج

غذاهای مفید برای سودایی مزاج ها
همه غذاهای گرمی بخش مثله گوشت گوسفند .در صورت مصرف برنج حتما با زیره سیاه یا زعفران یا شوید هستفاده شود..
سبزیجات گرم مثله نعنا ریحان ترخون مرزه جعفری تره انواع کلم ساقه کرفس عسل توت کشمش انجیر خرما هل دارچین زنجبیل زیره زعفران


غذاهای مضر
بادمجان و غذاهای نمک سود مثله ماهی دودی ماهی شور خیار شور پنیر گوشت گاو گوشت حیوانات پیر ماست دوغه پنیر شور چای شیرین شرینی جات قنادی یا مصنوعی سرکه گوجه فرنگی خیار سس رب همه فست فود ها گوشت مرغ برنج سفید عدس ماش مایعات همراه با غذا نوشابه تنقلات مصنوعی مثله چیپس پفک بیسکویت کاکاعو
چای قهوه نسکافه

تغذیه روی روح و جسم خیلی اثر داره
مطمئنا دو هفته رعایت کنید یا رزیم دکتر خدادادی که به اسم
15 روز تا سلامتی هستید بگیرید خیلی تغییر میکنید
اگر نه راهکارهای دیگه رو امتحان کنید

13:


- چیزی بنام عقب رفت هوشی (تا جایی که مطلعم و غیر از بحث بیماری های بالینی و ..

) نداریم ..

اون هم در سن شما.



هوش و هستعداد شما سرجاش هست.

فقط افکار مزاحم و هسترس، مانند ابری دورش رو گرفتند و پراکنده کردن این ابرها، کار سختی نیست.

یک مثال ساده برای برون رفت: برای مطالعه روزانه تون برنامه ریزی بکنید و جدی تر از قبل این برنامه رو پیش ببرید.



البته، همیشه وقتی فاصله ای از یک سطح آمادگی رخ میده، مثلاً ورزشکاری تمارین کافی و روزانه دریافت نمیکنه، کمی افت قابل انتظار هست، ذهن هم همینطوره؛ اما این تاثیر بخاطر کم کاری و تداخل افکار دیگر هست، وگرنه اتفاقی به سلول های خاکستری مغز شما نیفتاده و اونها سرحالند کماکان.




14:

فک نمیکنم به هیچ وجه بتونم ب اون دوران ب اصطلاح اوج خودم برسم :((
ممنونم از راهنمایی توم

15:

ی چیز دیگه هم اینکه انقد شکست تو زندگیم ازدرس از این و اون خوردم ک دیگه رغبتی برای درس ندارم
دیگه حالم از کتابام بهم میخوره
سر درد های میگرنی گرفتم ک هر وقت هسترس شدید میگیرم اوت میکنه و مجبورم دور از دید پدر و مادر قرص های مسکن بخورم
حتی گاهی پر خواب میشم گاهی کم خواب قرص های ارام بخش میخوردم
همون سال سوم دچار بیماری قلبی شدم و قلبم هر چند روز یکبار درد میگیره و خب قرص هام و بنابر تشخیص مدر جان قطع کردم
پدر و مادرم براشون عادی شده این چیزا برای همین وقت نمیکنن من و ببرن دکتر مگر اینکه مادر بزرگی کسی من و همراهی کنه
این دو سال خیلی خیلی خیلی از لحاظ جسمی و روحی خسته شدم و ضعیف شدم
و اگر مثلا چند روز ب خودم مرخصی بدم و هسترسی بخوام نداشته باشم
پدر و مادر : چقد ول میگردی؟ مگه درس نداری ؟ جرآت هم نداریم چیزی بهت بگیم زود گریه میکنی
باور کنید من اینجوری نبودم
خیلی دوست دارم همه این مشکلاتم برطرف شه

16:

ی چیز دیگه هم اینکه انقد شکست تو زندگیم ازدرس از این و اون خوردم ک دیگه رغبتی برای درس ندارم
دیگه حالم از کتابام بهم میخوره
سر درد های میگرنی گرفتم ک هر وقت هسترس شدید میگیرم اوت میکنه و مجبورم دور از دید پدر و مادر قرص های مسکن بخورم
حتی گاهی پر خواب میشم گاهی کم خواب قرص های ارام بخش میخوردم
همون سال سوم دچار بیماری قلبی شدم و قلبم هر چند روز یکبار درد میگیره و خب قرص هام و بنابر تشخیص مدر جان قطع کردم
پدر و مادرم براشون عادی شده این چیزا برای همین وقت نمیکنن من و ببرن دکتر مگر اینکه مادر بزرگی کسی من و همراهی کنه
این دو سال خیلی خیلی خیلی از لحاظ جسمی و روحی خسته شدم و ضعیف شدم
و اگر مثلا چند روز ب خودم مرخصی بدم و هسترسی بخوام نداشته باشم
پدر و مادر : چقد ول میگردی؟ مگه درس نداری ؟ جرآت هم نداریم چیزی بهت بگیم زود گریه میکنی
باور کنید من اینجوری نبودم
خیلی دوست دارم همه این مشکلاتم برطرف شه

17:

میدونم عزیزم منم خودم خواهر ندارم بعضی حرفهاست نمیشه به عزیزترین کس خودت فرمود کم نیار هر سوالی داشتی و حرفی برام خصوصی پی ام بده

18:

اگه قصدم سر کار گذاشتن بود وقت نمیزاشتم اینجا تا مشکلم حل شه
بعدش اینکه حمله قلبی ؟؟؟
قلب ادم تیر بکشه بهش میگن حمله قلبی ؟
مهم که چرا هستن اما خب دیگه عادی شده دوست عزیزم

19:

دوست عزیز شما هیچ گونه مشکلی ندارید متاسفانه مشکل اصلی
پدر و مادر شما هستند که احتیاج به مشاوره دارند چراکه والدینی
سخت گیر و مقایسه گر هستند.شما اگر بتوانید با پدر و مادر خود
صحبت کنید و احساس بدی که دارید را صادقانه با اونها در میان بگذارید
و بتوانید اونها را متقاعد کنید که نزد یک مشاور خانواده مجرب بروید
مطمین باشید مشکلات شما برطرف خواهد شد.
در رابطه با کنکور هم نگران نباشید شما برای اونکه بر هسترس
خود غلبه کنید بدانید که اگر در درسهای خود و کنکور هم موفق نشدید
دنیا به آخر نرسیده هست و جالب هست بدانید بسیاری از انسانهای
بزرگ و دانشمند دنیا بدون وررود به دانشگاه دانش اندوزی کرده اند
همانند هستیو جابز و بیل گیتس.
پس موفقیت تحصیلی همه چیز نیست.شما هم در وهله اول سعی کنید
با مشاوره در تماس باشید و مشکل خود را با پدر و مادر خود و از طریق
مشاور حل کنید.
از الان هم گه مدت وقت زیادی تا کنکور باقی نمانده هست زیاد به خودتان
فشار نیاورید.و روزی سه چهار ساعت درس بخوانید.مهم حفظ آرامش هست.


20:

اخه اگه من بگم چه احساس بدی دارم
شروع میکنن کلی چیز فرمودن
یه بار همچین چیزی رو ب مادرم فرمودم
مادرم دعوام کردن و فرمودن دیگه نیاز نیس درس بخونی برو و کتاب هات و جمع کن بدهم ب بک ادم مستحق ! و بعد خواهرم بهم فرمود ک مادرم به پدرم فرموده الهه یک دعوای حسابی میخواهد
خب من خدایی ناراحت شدم توقع داشتم مادرم با ملایمت باهام رفتار کنه
بعد مثلا هر وقت میرم حرف بزنم باهاشون جفتشون سرشون تو گوشیه :|
با ابنکه من و غدغن کردن ک شبکه اجتماعی داشته باشم
البته زیاد با این موضوع مشکلی ندارم
بیشتر هسترس ناشی از دعوای اوناس
ک حتی یک روز بننده ب جای ساعت 5 و تیم 7 بیدار شدم و پدر شاکی ک چرا 7 بیدار شدی :|
یک بار دیگه هم ساعت 5 صب اومدن تو اتاق که من خواب بودم و نیم ساعت بعد ینی 5 و نیم من بیدار میشدم و باز شاکی بودن
من دیگه حتی برای هستراحت هام هم هسترس دارم
البته اینم بگم همه مشکلات تقصیر اونا نیست من خودم هم ب شدت حساسم
طوری که مثلا بهم بگن فلان غذا رو نخور ناراحت.

میشم

21:

احساس تنهایی مخصوص این سن هست و تا دو سال دیگر رفع خواهد شد
در مورد مشکل درسی باید به شما بگویم راه حلی ندارد جز اینکه برای خودتان زندگی کنید و برای دیگران و حرفشان زندگی نکنید!
پیشنهاد من مصرف قرص های ویتامین d (قرص های قوی که هر یک ماه یک بار مصرف می شوند) می باشد افسردگی شما را ریشه کن میکند

22:

شاید به قول شما از تنهایی در بیاد ولی این روابط باعث میشه فرد در آینده فرد تنوع طلبی بشه و در ازدواج هرگز راضی نشود و از همسرش لذت کافی را نبرد و صد ها مشکل روحی روانی دیگر..


23:

سلام عزیزم

فکر کن یک دختر با تمام مشکلات تو اومده پیشت و ازت درخواست کمک داره،

و تو یک دختری هستی که این مشکلات رو نداری،

چه راهکارهایی بهش ارائه میدی؟

24:

دوست عزیز مشکل پدر و مادر شما سختگیری و مقایسه گر
بودن اونها میباشد که سبب میشود اعتماد به نفس فرزندان به شدت
تضعیف شود و حسادت در فرزندان تقویت شود.حساس بودن شما هم
کاملا طبیعی هست.چراکه تحت فشار هستید.با چنین رفتار پادگانی
کسی وارد دانشگاه نشده هست.توصیه کوتاه مدت من برای شما اون هست
که در حال حاضر دنبال رضایت پدر و مادر خود نباشید و بیشتر
دنبال راحتی خود باشید.آرامش داشته باشید و تا جایی که میتوانید
در خانه نباشید.مثلا در کتابخانه درس بخوانید.
توصیه بلند مدت من هم برای شما این هست که اگر نتوانستید پدر
و مادر خود را برای مشاوره رفتن متقاعد کنید سعی کنید تا جایی
که امکان دارد از اونها فاصله بگیرید مثلا سرکار بروید یا به دانشگاه
خارج از محل سکونت بروید و اونجا بر روی خود کار کنید و اعتماد
به نفس خود را بازسازی کنید.
در ضمن دوستان خوب هم برای خود هم پیدا کنید

25:

اوهوپ دقیقا
خیلی دلم میخواد یک شهر دیگه باشم :)
مرسی از شما دوست خوبم

26:

بله حق با شماست :)
بعلاوه جدا از این من کلا روحیاتم طوری شده که حتی حوصله خودمم ندارم
دیگه حتی وقتی کسی خونمون میاد من نمیام بیرون ک ببینمش
حوصله ادم جدید وارد زندگی کردن هم ندارم
اخرش چی ؟
بر تنهایی هام اضافه تر میشه

27:

من بهش میگم بشین کریه کن
خودم ک انقد گریه کردم ک فک کنم چشمام ضعیف شده
++ تو رو خدا دعوام نکنید من بار ها و بار ها فکر خودکشی هم ب سرم زده

28:

دوست عزیز راجع به حس تنهایی شما هم این را بگویم
که احساس تنهایی ناشی از عدم اعتماد به نفس هست
چون بهترین دوست آدم خود آدم هست تا هیچگاه حس
تنهایی نکنید.پس خود را دوست داشته باشید و خود را قبول داشته باشید
نقاط مثبت خود را هم روی یک کاغذ بنویسید و اونها را مدام
برای خود تکرار کنید.


29:

فکر خودکشی که دعوا کردن ندارد جالب هست بدانید
همه افراد در برهه ای از زندگی خود به خودکشی فکر
کرده اند.(بیش از 90 % افراد)
سعی کنید نقاط مثبت خود را روی کاغذ بنویسید
و اونها را هر روز برای خود تکرار کنید.
همه انسانها دارای نقاط قوت بسیاری هستند.
اونها را پیدا کنید.و مدام برای خود تکرار کنید تا ارزش
خود را درک کنید.


30:

اینجا مسافرخانه رنج هست و ما محنت کشان اون هستیم این را باور کنید که همه مشکل دارند و هیچ کس بی مشکل نیست

31:

اونوقت با گریه کردن چی نصیبش میشه،جز اینکه سر درد و چشم درد و بی حوصلگی و یه صورت پف کرده،به مشکلاتش اضافه میشه؟

یه راه دیگه بگو،اصلاً فکر کن اینا مشکلات منه،میخوای نصیحتم کنی.
+
خب منم قبلنا به خودکشی فکر میکردم،ولی الأن صحیح و سالم در خدمت شما هستم،
تازه چقدر هم به طرز فکر اون موقعم میخندم.


32:

سلام الهه جان
همه ی ما جمله ی آخرت رو نشنیده می گیریم
تنها نیستی و نخواهی بود...کسی هم شما رو مسخره نمی کنه...این افکار مسموم رو از خودت دور کن...افسره هم نیستی ...انقدر تلقین نکن
شما تنها کسی نیستی که توسط خانواده یا دوست و آشنا مورد تحقیر برنامه می گیره
پدر و مادرت صد در صد شما رو دوست دارند(به روش خودشان)
بزرگترین اشتباه شما این هست که با دوستانت،مخصوصا" دختر عموت قطع رابطه کردی
اگر میخواهی همه چیز درست بشه و به سابق برگرده...حرف منو گوش کن و با تمام کسانی که قطع رابطه کردی دوباره رابطه بربرنامه کن...باید حتی شده به ظاهر ...خودت را شاد نشان دهی ...باید وانمود کنی حرف های اونو برات ارزشی نداره
چرا فکر می کنی تمام درها به روی شما بسته شده!!!
امسال نشد...سال بعد...این آزمون نشد...یک آزمون دیگه
هیچوقت بدی رو با بدی جواب نده...اگر اینایی که فرمودم رو انجام بدی ...اول از همه خودت سبک میشی و احساس شادی می کنی ...سخته اما غیرممکن نیست...به مرور وقت عادت می کنی که حرف های بد رو نشنیده بگیری
خواهش می کنم به این رفتار اشتباهت ادامه نده...چون تنها کسی که ضرر می کنه خودت هستی...
اگر کسی تحقیرت کرد و نتوانستی نشنیده بگیری...مخفی نکن...با اون روبرو شو ...اگر هم خواستی به شخص تحقیرنماينده جواب بده...اما بهترین کار نادیده گرفتن این اشخاص هست.
بعضی ها با کوچک نشان دادن دیگران سعی در بزرگ جلوه دادن خود دارند...
سعی کن به ظاهرت هم بیشتر از قبل برسی و خود را شاد نشان دهی

33:

اخه اگه باهاشون در ارتباط باشم عذاب میکشم
بار ها سعی کردم سمتشون برم
اما رفتار ترحم امیزی نسبت بهم داشتن که خودم پشیمون شدم
مثلا دلمون برات سوخت تو هم میتونی بیای تو جمع ما
در حالی ک من تو مدرسه دوستای ب نسبت خیلی خوبی دارم و با اونا راحت ترم اما بازم تنهایی رو ترجیح میدم

34:

سلام
شما تو یک مقطعی هستید که این فکر طبیعیه
اما شما بجای خواستن مرگ از خدا دعا کنید تا بهترین ها قسمتتون بشه
سعی کنید موقع ناراحتی چند سطری از قراون کریم بخونید همراه با ترجمه
گریه خوبه
همراه با گریه خود کمی هم مناجات خوبی داشته باشید با خدا عالیه
+
امیدوارم در این ماه عزیز به آرزوی خود برسید

35:

من هم درگیر مسئله مشابهتون تو همین سن و سال بودم و هنوز در حال نرم کردن دست و پنجه باهاش هستم ...

شکستهای مداوم در تحصیل و در روابط اجتماعی ...


همون طور که بعضی دوستان فرمودن مزاج هر فرد و تغذیه اش در تفکر هر فرد به شدت موثره ...

من این رو فقط از جانب تجربه به دست اومده خــودم میگم ...

تاثیری که ورزش منظم و صحیح و تغذیه سالم بر روح و جسم میگذاره ، خارق العادست...
سعی کنین برای خودتون یه اتاق کوچیک درست کنین ، هر طور که دوست دارین وسایلش رو بچینید ، و اونجا یه صندلی برای کتاب خوندنتون جور کنید ...

سعی کنید توی اون اتاق تمرین نویسندگی کنید ...


کم کم معجزه ای که خودتون درست کردید رو لمس میکنید ، یه مکان امنِ خودساخته و خصوصی ...


کتاب یه دوست خیلی خوبه که نظیر نداره

به قولی " عشق کتاب خوندن وقت غروبه "

و این که دیگران رو مقصر ندونیـــد ، و دیگه این که زندگی خودتونه ، هر جور دوست دارین بسازینش ...


اینها عزت نفس رو تقویت میکنه ، حس حقارت رو که ما ها بهش عادت میکنیم تو همه دوران تحصیل و کار و ...

از بین میبره :
و به قول دیگری :
" برای زندگی همه ، نمیشه یک نسخه پیچیــد "

خودتون نسخه زندگیتون را بپیچید ، این که اجازه ندین کسی نسخه پیچِ زندگیتون بشه ، یعنی این که انسان موفقی هستین ...



قصد جسارت نداشتم ، امیدوارم کمکی کرده باشم ...


36:

شما خودت میتونی خیلی راحت به خودت کمک کنی.

الان به خودت یه ذهنیتی گرفتی که آی ایها الناس من بدبختم! تنهام! بیاین بزنین تو سرم! باید این بازی رو تموم کنی.

باید وایسی رو پات.

مشکلاتی که میگی خیلی بی اهمیتن.

اصلا مشکل خاصی نداری.

اگه رتبت خوب نشد خب به درک.

مگه چه اتفاقی میفته؟ فوقش پدر مادر نادونت میخوان یه ماه دو ماه بهت سرکوفت بزنن.

بعدش عادی میشه.

شما که نباید انقدر حرفای پدر مادر نادون و نامهربونت برات مهم باشه.

اکثر پدر و مادرا هم همین طور نادون هستن پس فکر نکن موقعیت تو خیلی خاصه و همون بازی من چقدر بدبختم رو در نیار.

سعی کن واقع بین باشی.

بدون که همه چی میگذره.

دوست های خوب پیدا کن.

کتابای خوب بخون(مخصوصا تو زمینه ی شادی و موفقیت) از زندگی بدون دلیل خاصی لذت ببر.


37:

کمبود بعضی ویتامین هام موجب احساس افسردگی میشه مثل د

38:

افسردگی یا هر بیماری دیگه علائم و راهکار و درمان داره ک میتونی تو نت علائمش رو راحت پیدا و کنی بسنجی خودت رو

امیدوارم متولد زمستون نباشی !

مقایسه کردن توسط والدین بیشتر اوقات باعث ضربه خوردن و لج کردن میشه و واقعا آزار دهنده س

شما اگر واقعا بدنبال راه درستی اول با یکی از نزدیکانت ک فکر میکنی پخته و قابل اعتماده حرف بزن و نظراتشو بشنو بعد اگه مشکلی حل نشد خودت برو مشاوره و زندگیتو درست کن

اینجا محیط مجازیه و هرکس قضاوتی میکنه و حرفی میزنه بدون در نظر گرفتن همه ماجرا
خودت ک میبینی یکی مسخره میکنه و یکی دل میسوزونه و ...



همینکه بفکر خودت هستی و دنبال راهکار افتادی خیلی خوبه و یعنی قصد ایجاد تغییر داری
بامید موفقیت و شادی همیشگیت

39:

متولد پاییزم

40:

عزیزم به این فکر کن که تنها کسی نیستی که در این شرایط برنامه داری
اکثرآ" طعم تلخ سرزنش و تحقیر رو چشیده اند
خیلی راحت به مادر و پدرت بگو توقع شما از من در حد توانم نیست
اگر به رفتار خود ادامه دهید باعث افسردگی و بیماری من می شوید
من پدر و مادر شما رو نمی شناسم...اگر فکر می کنی نتیجه ی عکس میده
می تونی چیزی نگی و تحملت رو بالا ببری...
در مورد دخترعموهات یا هر کسی دیگه که موجب آزارت میشه
مجبور نیستی زیاد اونا رو ببینی ...اما نباید با اونها قطع رابطه کنی
هر وقت عصبانی میشی تا 10 بشمار و چند نفس عمیق بکش و بگو "من یک مبارزم"
چون زندگی مثل میدان جنگ هست که باید بخاطر رسیدن به خواسته هامون مبارزه کنیم
هیچ کدام از ما خانواده و اقوام خود را انتخاب نکرده ایم
باید آستانه ی تحملت رو بالا ببری
سعی کن مقالات مفید در این زمینه رو مطالعه کنی
در همین سایت در بخش مقالات روانشناسی مطالب خوبی گذاشتم
چیزی رو برای خودت سخت نکن...چون مطالبی که فرمودی اونقدرها مشکل ساز نیست که
باعث افسردگی شما بشه...حساسیتت رو کم کن و جوری رفتار کن که شایسته ی شماست

41:

سلام .

اینجا برای همدلی و همدردی خوبه ، نه برای ارائه راه حل .

یک مشاوره مگه چقدر هزینه داره ؟
به یه مشاور یه سری بزن .

42:

الهه جون چ قد آدم بی فکر دور و اطرافت هست
درکت میکنم

43:

اینجا مسافرخانه رنج هست و ما محنت کشان اون هستیم این را باور کنید که همه مشکل دارند و هیچ کس بی مشکل نیست

44:

اونوقت با گریه کردن چی نصیبش میشه،جز اینکه سر درد و چشم درد و بی حوصلگی و یه صورت پف کرده،به مشکلاتش اضافه میشه؟

یه راه دیگه بگو،اصلاً فکر کن اینا مشکلات منه،میخوای نصیحتم کنی.
+
خب منم قبلنا به خودکشی فکر میکردم،ولی الأن صحیح و سالم در خدمت شما هستم،
تازه چقدر هم به طرز فکر اون موقعم میخندم.


45:

سلام الهه جان
همه ی ما جمله ی آخرت رو نشنیده می گیریم
تنها نیستی و نخواهی بود...کسی هم شما رو مسخره نمی کنه...این افکار مسموم رو از خودت دور کن...افسره هم نیستی ...انقدر تلقین نکن
شما تنها کسی نیستی که توسط خانواده یا دوست و آشنا مورد تحقیر برنامه می گیره
پدر و مادرت صد در صد شما رو دوست دارند(به روش خودشان)
بزرگترین اشتباه شما این هست که با دوستانت،مخصوصا" دختر عموت قطع رابطه کردی
اگر میخواهی همه چیز درست بشه و به سابق برگرده...حرف منو گوش کن و با تمام کسانی که قطع رابطه کردی دوباره رابطه بربرنامه کن...باید حتی شده به ظاهر ...خودت را شاد نشان دهی ...باید وانمود کنی حرف های اونو برات ارزشی نداره
چرا فکر می کنی تمام درها به روی شما بسته شده!!!
امسال نشد...سال بعد...این آزمون نشد...یک آزمون دیگه
هیچوقت بدی رو با بدی جواب نده...اگر اینایی که فرمودم رو انجام بدی ...اول از همه خودت سبک میشی و احساس شادی می کنی ...سخته اما غیرممکن نیست...به مرور وقت عادت می کنی که حرف های بد رو نشنیده بگیری
خواهش می کنم به این رفتار اشتباهت ادامه نده...چون تنها کسی که ضرر می کنه خودت هستی...
اگر کسی تحقیرت کرد و نتوانستی نشنیده بگیری...مخفی نکن...با اون روبرو شو ...اگر هم خواستی به شخص تحقیرنماينده جواب بده...اما بهترین کار نادیده گرفتن این اشخاص هست.
بعضی ها با کوچک نشان دادن دیگران سعی در بزرگ جلوه دادن خود دارند...
سعی کن به ظاهرت هم بیشتر از قبل برسی و خود را شاد نشان دهی

46:

اخه اگه باهاشون در ارتباط باشم عذاب میکشم
بار ها سعی کردم سمتشون برم
اما رفتار ترحم امیزی نسبت بهم داشتن که خودم پشیمون شدم
مثلا دلمون برات سوخت تو هم میتونی بیای تو جمع ما
در حالی ک من تو مدرسه دوستای ب نسبت خیلی خوبی دارم و با اونا راحت ترم اما بازم تنهایی رو ترجیح میدم

47:

سلام
شما تو یک مقطعی هستید که این فکر طبیعیه
اما شما بجای خواستن مرگ از خدا دعا کنید تا بهترین ها قسمتتون بشه
سعی کنید موقع ناراحتی چند سطری از قراون کریم بخونید همراه با ترجمه
گریه خوبه
همراه با گریه خود کمی هم مناجات خوبی داشته باشید با خدا عالیه
+
امیدوارم در این ماه عزیز به آرزوی خود برسید

48:

من هم درگیر مسئله مشابهتون تو همین سن و سال بودم و هنوز در حال نرم کردن دست و پنجه باهاش هستم ...

شکستهای مداوم در تحصیل و در روابط اجتماعی ...


همون طور که بعضی دوستان فرمودن مزاج هر فرد و تغذیه اش در تفکر هر فرد به شدت موثره ...

من این رو فقط از جانب تجربه به دست اومده خــودم میگم ...

تاثیری که ورزش منظم و صحیح و تغذیه سالم بر روح و جسم میگذاره ، خارق العادست...
سعی کنین برای خودتون یه اتاق کوچیک درست کنین ، هر طور که دوست دارین وسایلش رو بچینید ، و اونجا یه صندلی برای کتاب خوندنتون جور کنید ...

سعی کنید توی اون اتاق تمرین نویسندگی کنید ...


کم کم معجزه ای که خودتون درست کردید رو لمس میکنید ، یه مکان امنِ خودساخته و خصوصی ...


کتاب یه دوست خیلی خوبه که نظیر نداره

به قولی " عشق کتاب خوندن وقت غروبه "

و این که دیگران رو مقصر ندونیـــد ، و دیگه این که زندگی خودتونه ، هر جور دوست دارین بسازینش ...


اینها عزت نفس رو تقویت میکنه ، حس حقارت رو که ما ها بهش عادت میکنیم تو همه دوران تحصیل و کار و ...

از بین میبره :
و به قول دیگری :
" برای زندگی همه ، نمیشه یک نسخه پیچیــد "

خودتون نسخه زندگیتون را بپیچید ، این که اجازه ندین کسی نسخه پیچِ زندگیتون بشه ، یعنی این که انسان موفقی هستین ...



قصد جسارت نداشتم ، امیدوارم کمکی کرده باشم ...


49:

شما خودت میتونی خیلی راحت به خودت کمک کنی.

الان به خودت یه ذهنیتی گرفتی که آی ایها الناس من بدبختم! تنهام! بیاین بزنین تو سرم! باید این بازی رو تموم کنی.

باید وایسی رو پات.

مشکلاتی که میگی خیلی بی اهمیتن.

اصلا مشکل خاصی نداری.

اگه رتبت خوب نشد خب به درک.

مگه چه اتفاقی میفته؟ فوقش پدر مادر نادونت میخوان یه ماه دو ماه بهت سرکوفت بزنن.

بعدش عادی میشه.

شما که نباید انقدر حرفای پدر مادر نادون و نامهربونت برات مهم باشه.

اکثر پدر و مادرا هم همین طور نادون هستن پس فکر نکن موقعیت تو خیلی خاصه و همون بازی من چقدر بدبختم رو در نیار.

سعی کن واقع بین باشی.

بدون که همه چی میگذره.

دوست های خوب پیدا کن.

کتابای خوب بخون(مخصوصا تو زمینه ی شادی و موفقیت) از زندگی بدون دلیل خاصی لذت ببر.


50:

کمبود بعضی ویتامین هام موجب احساس افسردگی میشه مثل د

51:

افسردگی یا هر بیماری دیگه علائم و راهکار و درمان داره ک میتونی تو نت علائمش رو راحت پیدا و کنی بسنجی خودت رو

امیدوارم متولد زمستون نباشی !

مقایسه کردن توسط والدین بیشتر اوقات باعث ضربه خوردن و لج کردن میشه و واقعا آزار دهنده س

شما اگر واقعا بدنبال راه درستی اول با یکی از نزدیکانت ک فکر میکنی پخته و قابل اعتماده حرف بزن و نظراتشو بشنو بعد اگه مشکلی حل نشد خودت برو مشاوره و زندگیتو درست کن

اینجا محیط مجازیه و هرکس قضاوتی میکنه و حرفی میزنه بدون در نظر گرفتن همه ماجرا
خودت ک میبینی یکی مسخره میکنه و یکی دل میسوزونه و ...



همینکه بفکر خودت هستی و دنبال راهکار افتادی خیلی خوبه و یعنی قصد ایجاد تغییر داری
بامید موفقیت و شادی همیشگیت

52:

متولد پاییزم

53:

عزیزم به این فکر کن که تنها کسی نیستی که در این شرایط برنامه داری
اکثرآ" طعم تلخ سرزنش و تحقیر رو چشیده اند
خیلی راحت به مادر و پدرت بگو توقع شما از من در حد توانم نیست
اگر به رفتار خود ادامه دهید باعث افسردگی و بیماری من می شوید
من پدر و مادر شما رو نمی شناسم...اگر فکر می کنی نتیجه ی عکس میده
می تونی چیزی نگی و تحملت رو بالا ببری...
در مورد دخترعموهات یا هر کسی دیگه که موجب آزارت میشه
مجبور نیستی زیاد اونا رو ببینی ...اما نباید با اونها قطع رابطه کنی
هر وقت عصبانی میشی تا 10 بشمار و چند نفس عمیق بکش و بگو "من یک مبارزم"
چون زندگی مثل میدان جنگ هست که باید بخاطر رسیدن به خواسته هامون مبارزه کنیم
هیچ کدام از ما خانواده و اقوام خود را انتخاب نکرده ایم
باید آستانه ی تحملت رو بالا ببری
سعی کن مقالات مفید در این زمینه رو مطالعه کنی
در همین سایت در بخش مقالات روانشناسی مطالب خوبی گذاشتم
چیزی رو برای خودت سخت نکن...چون مطالبی که فرمودی اونقدرها مشکل ساز نیست که
باعث افسردگی شما بشه...حساسیتت رو کم کن و جوری رفتار کن که شایسته ی شماست

54:

سلام .

اینجا برای همدلی و همدردی خوبه ، نه برای ارائه راه حل .

یک مشاوره مگه چقدر هزینه داره ؟
به یه مشاور یه سری بزن .

55:

الهه جون چ قد آدم بی فکر دور و اطرافت هست
درکت میکنم


94 out of 100 based on 74 user ratings 274 reviews

@