قاتلی بنام استر (هولوکاست ایرانی)


قاتلی بنام استر (هولوکاست ایرانی)



قاتلی بنام استر (هولوکاست ایرانی)
هولوکاست ایرانی
کشتار 77000 ایرانی توسط یهودیان

مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند، دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت... (المائده 82)

داستان مردخاي يهود ي و دخترعموي فتنه گرش اِستردر دربار خشايارشا، پادشاه ايران(٦٤٨-٥٤٦)،گواه روشني است ازحضور انبوه يهوديان درقلمرو دولت هخامنشي. دراين داستان، مردخای با حیله، فرمان عزل وشتی، ملکه ایران را که از فرمان شاه (در حالت مستی) مبنی بر برهنه ظاهر شدن در جشن سرپیچی کرده است، میگیرد.سپس استر زيبا، بانيرنگ مردخاي، همخوابه خشايارشا ميشود ،دل او را ميربايد وسپس به ملكه قدرتمند ايران بدل ميگردد .دراين زمان تكاپو ي يهودي اندر سراسر ايران چنان آزار دهنده است كه هامان،وزير پادشاه هخامنشي،تصميم به اخراج ايشان ميگيرد.ولي او،كه به دروغ در کتاب عهد عتیق"دشمن يهوديان"خوانده شده (در باب دروغگویی و تحریفگری یهودیان در تورات و کتاب مقدس ، همان بس که بارها قرآن آنها را قومی تحریفگر دانسته و آنها را لعن کرده است و گفته مطالبی را به نفع خود می نوشتند و آگاهانه به خدا نسبت می دادند)،بادسيسه استر به دارآويخته ميشود. آنگاه، يهوديان، باحمايت استر، به كشتارخونين و وسيع مخالفان خود دست ميزنند و مردخاي درمقام مرد قدرتمند ايران جاي ميگيرد .توصيف قساوت آميز "کتاب مقدس - عهد عتیق – كتاب (سوره) استر" ازقتل عام بزرگان ايراني به دست اين ميهمانان نو رسيده در روز سیزدهم ماه ادار حيرت انگيزاست:
ويهوديان بردشمنان خود پیروز شدند ..همه مردم از یهوذیان می ترسیدند و جرات نمی کردند در برابرشان بایستند.تمام حاکمان و استانداران ، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان کمک می کردند...به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده،کشتند.آنها در شهر شوش که پایتخت بود 500 نفر را کشتند...ده پسرهامان بن همداناي، دشمن يهود،راكشتند... و [جسد] ده پسر هامان را[درشوش]به دارآويختند... درروزچهاردهم ماه ادارنيز جمع شده سيصدنفر را درشوش كشتند... و ساير يهودياني كه درولايتهاي پادشاه بودند...هفتاد و پنج هزارنفر از مبغضان خويش را كشته بودند...درروز چهاردهم ماه آرامي يافتند و آنرا روز بزم و شادماني نگاه داشتند...
این روز یعنی سالروز قتل عام 77000 ایرانی ( باید جمعیت ایران در 2600 سال پیش را در نظر گرفت . با توجه به آنکه جمعیت کم بوده است. این کشتار را می توان یک نسل کشی بحساب آورد) ، هر ساله تحت عنوان عید پوریم توسط یهودیان جشن گرفته می شود و در این روز وقیحانه به جشن و پایکوبی می پردازند.
در حالی که ما ایرانی ها سیزدهم فروردین را نحس دانسته و به یاد قتل عام اجدادمان به کوه و دشت پناه می بریم (تا توسط یهودیان کشته نشویم) آنها باید در جشن نسل کشی آنقدر شراب بنوشند تا تعادل خود را از دست بدهند.
در نقشه خیالی ارض موعود که رژیم جعلی اسرائیل ترسیم کرده علاوه بر پهنه نیل تا فرات استان همدان نیز جزء خاکشان ذکر شده است فقط بخاطر مقبره استر و مردخای ابتدای خیابان شریعتی. باید به ایرانی بودن مسئولان تبریک گفت که نه تنها در هیچ کجا راجع به این واقعه هولناک سخن به میان نمی آورند بلکه برای آنها تابلویی در نظر گرفته می شود تحت عنوان زیارتگاه استر و مردخای!!؟ آیا کلمه زیارتگاه کلمه ای مقدس در فرهنگ شیعی ما نیست؟ آیا ما این واژه مقدس را فقط برای انسان هایی پاک از تبار عشق بکار نمی بریم؟ خواب تا کی؟
منابع
کتاب مقدس، بخش عهد عتیق ، کتاب استر
کتاب زرسالاران یهود، نوشته عبدالله شهبازی، جلد اول ، صفحه 353



مردی که سالانه فقط 10 بار غذا می خورد!

1:

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
تاریخ حکایتی خونبار تر از حوادث سال های تسلط داریوش بر ایران و شرق میانه به یاد ندارد و تمدن آدمی هول آور تر و خشن تر از کشتار ایرانیان در ماجرای پوریم ثبت نکرده هست...


این زن لباس باله را برای بالا رفتن از کوه رینر واشنگتون انتخاب کرد
اقدام یهودیان در انهدام برنامه ریزی شده ، منظم ، ناگهانی و سراسری بومیان ایران ، پیش و بیش از همه ، به علت مخالفت و مقابله ی وسیع اقوام کهن ایران ، با تسلط وحشیان هخامنشی بوده هست ، که به وسیله یهودیان حمایت ، رهبری و راهنمایی می شده اند .

« ناصر پورپیرار ، مورخ »
« تورات در کتاب هستر می گوید : خشایار شاه پادشاه پارس در واپسین روز جشن ١٨۰ روزه که از باده نوشی سرمست بود ، دستور داد شهبانو وشتی زیباییش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد .


این دو دخـتر ایرانی را می شناسید؟!
شهبانو خودداری ورزید و پادشاه بسیار خشمناک شد.
در شوش یک یهودی به نام مردخای پسر یائیز زندگی می کرد ، او دختر عموی زیبایی داشت بنام هدسه دختر ابیحایل که به او هستر هم می فرمودند .


داستان سفر یک روحانی
وقتی که برنامه شد از همه بلاد دختران زیباروی به حرمسرای پادشاه آورده شوند هستر نیز همراه دختران زیبای بیشمار دیگری به حرمسرای کاخ شوش آورده شد .


شکار وحشیانه پلنگ ایرانی در جنگلهای مازندران/عکس
به رهنمود مردخای هستر به هیچ کس نفرموده بود که یهودی هست .


معلمی که شاگرد 15 ساله اش را مجبور به تن فروشی کرد + تصویر
هستر بیش از دختران دیگر مورد توجه و دلبستگی پادشاه برنامه گرفت به گونه ای که پادشاه تاج بر سر هستر گذاشت و او را به جای وشتی شهبانو ساخت .


نوزاد هندی با جمجمه بادکنکی!/عکس
ولی هستر همانند وقت کودکی دستورات مردخای را فرمانبرداری می کرد.


جانبازی با 2000 ترکش در بدن/عکس
»
تا اینجای داستان به چند نکته باید توجه کرد:
  1. خودداری وشتی از نمایاندن خود ، می فهماند که زن ایرانی خوشنود نیست ملعبه دیگران برنامه گیرد .

    در ضمیر زن ایرانی حجب ، حیا و عفت از روزگاران دور وجود داشته هست.
  2. زیبایی هستر نیز قابل ملاحظه هست چیزی که در درازای تاریخ ، یهود از اون بهره برده و امروز نیز یکی از ابزارهای مهم جاسوسی و نفوذ به دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی حکومتها و ساوقتهای دولتی و جهانی ، بهره گیری یهود از زنانش می باشد .

    انان برای به لغزش کشیدن نسل ها هم از حربه ی نمایش زنان بهره برده و می برند.
  3. روشن هست پیمانی که او بعنوان شهبانو با پادشاه می بندد بر پایه پنهان کاری هست ، او تصمیم به شتر دزدی دارد لکن نخست تخم مرغ دزدی را به اجرا می گذارد .

    به یهودیانی که برای مقاصدی شوم دین ، عقیده خود را پنهان می نمايند و از نام و رسم مقصد بهره می برند اونوسی می گویند .

    و هستر یک اونوسی هست .

    اونسان که پیداست شهبانو ی پادشاه هست .

    رسما تورات می گوید : او فرمانبر مردخای یهودی هست.
« مردخای نیز از سوی پادشاه به مقام مهمی در دربار منصوب می شود .

با رهنمود مردخای ، هستر علیه هامان « وزیرالوزرا » دسیسه کرده و شاه هامان را اعدام و املاک او را به هستر می بخشد .

پس از ان پادشاه انگشتر خود را به مردخای داد.
پادشاه به شهبانو هستر و مردخای فرمود : شما می توانید حکمی برابر میل خود بنام پادشاه برای یهودیان صادر کنید و اون را با انگشتر پادشاه مهر کنید.

»
٢۶ سده از ماجرای هستر ، مردخای و هامان می گذرد شوربختانه تاریخ شناسان ایران بیشتر به زرق و برق پادشاهان و افتخارات دروغین زمامداران پرداخته اند .

و سلسله های پادشاهی را برایمان آرایشگری کرده اند .
جوان ایرانی از ماجرای دردناک نخبه کشی و ایرانی کشی که در کتاب هستر آمده ، خبر ندارد .

هستر و مردخای توطئه گر را نمی شناسد .

هامان « وزیرالوزرا » که مورد خشم یهود برنامه گرفته هست را نمی شناسد .

او نمی داند که هامان در هنر دست میکل اونژ بر سقف نمازخانه سیس تین واتیکان چهره معصومی دارد که به صلیب کشیده شده هست.
آیا میکل اونژ دانسته یا ندانسته نمی خواهد رنج و مصیبت مسیح بدست یهودیان را در صورت هامان بنمایاند ؟
اونانی که دم از ایرانی گری ، قومیت و نژاد می زنند از چه طریقی هامان سوزان را که در بسیاری از نقاط جهان انجام می شود ، به گوش جوان ایرانی رسانده اند؟
« مردخای فرمانی بنام پادشاه نوشت و اون را به همه جا فرستاد .

فرمانی که به یهودیان اجازه می داد متحد شوند و بدخواهان خود را از هر قومی که باشند ، بکشند و دارایی شان را به غنیمت بگیرند .

تورات می گوید در سراسر کشور همه از یهودیان می ترسیدند تمام حاکمان و هستان داران ، مقامات کشوری و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان کمک می کردند و بدین سان یهودیان به دشمنان خود تاختند و اونها را از دم شمشیر گذرانده ، کشتند.

»
تورات توضیح نمی دهد که چرا همه ی امت ایران از یهود می ترسیدند چگونه می شود در یک کشور غیر یهودی همه ی قدرت در انحصار یک یهودی برنامه گیرد و همه ی مقامات از او بترسند مگر اینکه بپذیریم پادشاهان هخامنشی دست نشاندگان یهود بودند .

اونچه که تورات و یهودیان بر اون پافشاری دارند ، این هست که اونان در ماجرای پوریم که پانزده ملت ایران را نابود کرده اند و هزاران تن از هنرمندان ، اندیشمندان و امت عادی را کشته اند ، پیش دستی و قتل عام پیش گیرانه بوده هست .
از یهودیان و حامیانشان می پرسیم ، به چه انگیزه امت سراسر شرق میانه در برابر این قوم نفرت و در دل کینه داشته اند ؟ آیا سبب دشمنی همیشگی آدمی با یهودیان را نمی توان در رفتار حریصانه و نیرنگ گرانه این قوم با دیگران دانست؟
« تورات می گوید در اون روز آمار کشته شدگان به عرض پادشاه رسید .

او شهبانو هستر را خواست و فرمود: یهودیان تنها در پایتخت پانصد تن را که ده پسر هامان نیز جزو اونها بودند ، کشته اند .

پس در دیگر شهر های کشور چه کرده اند ؟ روز بعد باز یهودیان پایتخت گرد آمدند و سیصد تن دیگر را کشتند ، بقیه یهودیان در دیگر هستان ها هفتاد و پنج هزار تن از دشمنان خود را کشتند و از شر اونها رهایی یافتند.

»
از نخست تا انتهای کتاب هستر هیچ واژه ای که نشان دهد خون از بینی حتی یک یهودی ریخته شده هست ، نیست .

به هیچ آزار عملی ای از سوی ایرانیان در برابر یهود اشاره نشده هست .

با این وجود اونان قصاص پیش از جنایت را چگونه توجیه می نمايند.
چگونه هست که پس از ٢۶ سده همچنان روزهای پوریم ، سیزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار ، روزهایی که از هر یازده تن ایرانی یک تن کشته شده هست را به نام روز سپاسگزاری ، روز امحاء دشمنان یهود و روز پوریم جشن می گیرند .

بسیاری از یهودیان اروپا و آمریکا به جای پوریم ، این مراسم را جشن ایرانی کشی می نامند .
ولی ایرانیان از همان وقت سیزدهم فروردین را که مصادف با اون ایرانی کشی ددمنشانه بود به نام نماد مبارزه و اعتراض به تیره یهود و وحشیان هخامنشی ، که سراسیمه از خانه و کاشانه شان فراری شده بودند ، سر به کوه و بیابان می گذارند و نافرخندگی سیزده ی فروردین را دور از خانه بدر می نمايند.
ولی اینک به انگیزه هجمه ی گسترده فرهنگی و چیرگی فراگیر یهود بر رسانه های ارتباط گروهی و غفلت نگران نماينده ی جمع کثیری از ارباب قلم و دانش ، این روز نه تنها نمادی از مبارزه با یهود را با خود ندارد ، بلکه به سوی خواسته ی یهود ، آمال و آرزوی یهود را که همانا غفلت ، نادانی ، خرافه پرستی و باستان پرستی ایرانی هست را بر آورده می سازد.
  • پوریم
پوریم یکی از بزرگترین جشن های یهودیان هست .

یهودیان در جشن پوریم در دو نوبت به قرائت کتاب هستر می پردازند .

اونان رخداد کشتار ٧۵٨۰۰ تن از ایرانیان را معجزه ایزدی می دانند و به همین مناسبت سیزدهم ماه ادار را روزه می گیرند .

چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص می پردازند و اونقدر از شراب قرمز می نوشند تا خوب را از بد تشخیص ندهند علت این کار نجات اونان توسط همین شراب هست.
  • استر
استر نام آخرین دفتر از کتاب تورات هست در این دفتر نامی از یهوه ، خدای بنی اسرائیل برده نشده .

این کتاب در پایان عهد هخامنشی و یا پس از اون نوشته شده هست .

بنابر نوشته د.جوینی مطالب کتاب هستر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاکم بر جهان ، یعنی صهیونیستها و فراماسونها هست .
این کتاب عمق نفرت و انزجار تند یهود در برابر غیر یهودیان به ویژه ایرانیان را نشان می دهد .

شدت و تندی نفرت به اندازه ای هست که حاخام ها و فقیهان قوم یهود در سده نخست میلادی مطمئن و یکزبان نبودند که آیا باید کتاب هستر را در
کتاب مقدس بیاورند یا نه ؟ از اقوال مارتین لوتر از رهبران پروتستان ها نقل کرده ان که فرموده هست : ای کاش این داستان وجود نداشت.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
  • هخامنش
استاد ناصر پور پیرار در سایت ناریا می نویسد : واژه هخامنش لقبی هست که پس از چیرگی داریوش و نخست وزیری مردخای و انتخاب هستر به نام شهبانو داریوش و قتل عام پر خشونت مخالفان یهود در سراسر ایران ، که نزد یهودیان به عید پوریم معروف هست و سرانجام چیرگی کامل رابی های یهود در ایران و بین النهرین امت شکست خورده منطقه بر قوم داریوش نهادند و اون را حاخام منش به معنای پیرو روحانیت یهود نام نهادند .
تورات به دفعات بر چیرگی کامل رابی های یهود بر دربار هخامنشیان پافشاری می کند که مشروح اون را می توان در کتاب های هستر ، عزرا ، نحمیا ، دانیال و اشعیا در تورات یافت.
  • هامان سوزان
هامان سوزان مراسمی هست که یهودیان هر ساله در بسیاری از کشور های جهان انجام می نمايند .

بنابر اونچه آقای عباس احمدی در نوشتار عید پوریم در بخش خبر نامه گویا نوشته هست: در ایتالیا ، فرانکفورت آلمان ، سالونیکای یونان ، ایران ، افغانستان ، لیبی ، مراکش ، بخارای ازبکستان ، منطقه قفقاز ، یمن انجام می شود .

ویژگی این مراسم سوزاندن هامان و رقص یهودیان به هنگام آتش زدن تندیس هامان هست .

در ازبکستان تندیس را از یخ می سازند و به دور اون آتش روشن می نمايند .

در یونان نان هایی به شکل هامان درست مینمايند و با چاقو سر اون را می برند .

در ایران تندیس هامان را به دار می کشند ، سپس می سوزانند
در پایان شما را به دیدن چند عکس از این عید منحوس دعوت می کنم.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)



2:

استر در مقابل خشایارشا
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
استر در برابر خشایارشا، اثر پومپئو باتونی(قرن۱۸)
خشایارشا در فیلم ۳۰۰
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)


3:

عکس هایی از جشن پوریم.

جشن ایرانی کشی و مراسم هامان سوزان در نقاط مختلف دنیا
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
جالب اینجاست که توی این جشن از بچه ها خیلی زیاد هستفاده میشه.

بین بچه ها یه عقد نمادین انجام میکنن مثل خشایارشا و هستر.

بعد یه کیکی درست میکنن به شکل صورت هامان و به خورد بچه ها میدن.

کلا هدفشون اینه که بچه ها از همون کودکی از ایران وایرانی متنفر بشن
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

4:

متاسفانه در ایران خودمون، سایتهای فراوانی در حال تخریب ایران و تاریخش هستن.


من از دیدن این سایت خیلی تعجب کردم و از فی*ل*تر نبودنش خیلی بیشتر:
صفحه اول
جواب به سوالات
دوستان عزیز در این سایت میتونید پوریوم و افکار فاسد صهیون رو اونجور خودشون می خواهند ببینید:

بخشی از سوال و جوابهای این سایت:
مناسبت جشن یا روزه ی پوریم چیست؟

همانطور که در کتاب مقدس بخش کتاب استر بیان شده در وقت خشایار شاه پادشاه ایران، وزیری بت پرست ملقب به هامان، که ایرانی نبود و مذهب ایرانیان را نداشت و از قوم اگاگ بود، بر علیه یهودیان توطعه می نماید که تا همه یهودیان را در یک روز از بین ببرد و با لطف حداوند و بخاطر روزه ها و توبه یهودیان نزد خداودند، این توطئه نقش بر آب شده و به یهودیان اجازه دفاع از خود داده می شود که به پاس این معجزه و احسان ا-لهی هر ساله روزه و روز بعد اون، جشن گرفته می شود.


دوستان این سایت بسیار بزرگ و با امکانات بسیار به راحتی می تونه افراد با آگاهی کم رو گمراه کنه.



در این سایت زبان عبری رو میتونید به شکل کامل یاد بگیرید، از علت جشن یهود در روز عاشورا با خبر بشید، کتابهای بر ضد ایران رو به وفور دانلود کنید و بخونید و با آخرین همایش ها و گروهای یهودی ایران و جهان رابطه داشته باشد.



نکته عجیبی که در تمام این سایت دیدم، نوشتن کلمات مقدس الله و خدا و God به شکل جدا از هم هست یا کلا اشتباه نوشته شده، که دلیل ساده لوحانه عدم جدا شدن این کلمات در آخر جملات براش آورده شده، در حالی که در فارسی این کلمات پیوسته هیچ وقت از هم جدا نمیشن.


به نظر من برای تحقیر دیگر ادیان یا حتی نعوذ بالله ، پروردگار این کار رو میکنن.


5:

از جشن پوریم یهودیان چه می دانید؟ هولوکاست واقعی را یهودیان در کجا و علیه چه کسانی اجرا کردند؟ آیا از کشتار ده ها هزار ایرانی به دست یهودیان اطلاعی دارید؟ آیا روز "13 به در" نوروز و خروج از خانه ها ریشه در قتل عام ایرانیان باستان دارد؟ با نقل ویژه مشرق از پایکوبی صهیونیست ها در سالروز کشتار ایرانیان همراه شوید...


به نقل صراط، جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود هست که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته هست.

این به اصطلاح جشن که هموقت با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی انجام می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از امت ایران هست که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.


قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

نتانیاهو در جشن پوریم - 1999




در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده هست: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را می‌طلبد تا او را به اغیار بنمایاند.

ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می‌زند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط می‌كند و او را به دست جلاد می سپارد.
یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارت‌شان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج هستنکاف می‌كردند و این هستنکاف موجب شده بود که «‌هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه اونان بشورد و اونان را در تنگنا برنامه دهد و یا حتی دستور قتل برخی از اونان را صادر كند، البته یهودیان در برخی کتاب‌های خود می‌گویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل ‌هامان نمی‌شود، او و اتباعش مورد غضب‌هامان برنامه گرفته و تهدید به مرگ می‌شوند.




یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره می‌اندیشند و از این موقعيت هستفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی می‌نمايند و به او نیز توصیه می نمايند که یهودی بودن خود را پنهان کند.




قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد



فاحشه‌گری حلال در یهودیت

در سال ۲۰۱۰ یک خاخام یهودی در اسرائیل با اشاره به واقعه پوریم و هستر، فراخوان نمود جاسوسان زن ساوقت موساد مجاز به انجام هر گونه عمل جنسی با دشمنان برای انجام ماموریت خود هستند؛ همانگونه که هستر هویت یهودی خود را پنهان کرد و با یک دشمن ایرانی یعنی اخشورش (خشایارشاه) ازدواج کرد و با این کار ملت یهود را نجات داد
.
این مورد یکی از موفق ترین عملیات نفوذ زنان جاسوس یهودی در میان مقامات کشورهای دیگر به شمار می رود که با هستفاده از زیبایی ظاهر و به خدمت گرفتن جذابیت های جنسی، توطئه های قوم یهود را اجرا کردند و می نمايند.
شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را می‌بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون اونکه بداند او یهودی هست و یا پسرعموی «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران هست.

اِستِر ملکه ایران می‌شود و با نقشه‌های «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار می‌كند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم می‌کند.


قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی) ضیافت شام هستر برای هامان در حضور خشایارشاه
در این ضیافت هستر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)



یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می‌شوند و البته اونان در برخی کتب خود آورده‌اند که ‌هامان در نزد مردخای توبه كرده هست که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را می‌دهند.

یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از 77 هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقل‌ها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده هست.

از اون وقت تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و ...

گرامی می دارند.





قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

6:



[align=CENTER DIR=RTL] [align=CENTER DIR=RTL]عید پوریم 2012 [align=CENTER DIR=RTL]تل آویو - بیت المقدس

[align=JUSTIFY DIR=RTL]
اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به اون پرداخته خواهد شد.



[align=JUSTIFY DIR=RTL]
واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان

در وقت خشایارشاه، یهودیان جزء اقلیت های مذهبی ایران بودند و همواره سعی در نفوذ در دربار شاه ایران داشتند.

هامان صدراعظم خشایارشاه بدلیل نافرمانی یهودیان از دستورات و قوانین پادشاهی، از عدم پرداخت مالیات و سرپیچی از فرمان پادشاه این قوم ابراز نگرانی می کند و پادشاه را در جریان توطئه های یهودیان برنامه می دهد و از پادشاه می خواهد تا پیش از اونکه این قوم علیه تاج و تخت شاه اقدامی نمايند، با توطئه این قوم مقابله کند.

مردخای رهبر یهودیان اون وقت ایران سرانجام با دسیسه های فراوان و فرستادن یکی از دختران یهودی به دربار، او را جانشین شهبانوی ایران که به جرم سرپیچی از دستور گستاخانه خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی های خود برای حاضرین در دربار شاه برکنار شده بود، می کند.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

مردخای و هستر

نقاش: آرنت دی گلدر (قرن 17)

با ورود "استر" دخترک جوان زیباروی یهودی به دربار، مردخای به راحتی نقشه های شوم خود را بوسیله هستر و اغوای شاه ایران اجرا می کند.

هامان نیز شاه را از توطئه مردخای آگاه می سازد و پادشاه دستور بر دار کردن مردخای را صادر می کند.

اما هستر که به شدت بر روی شاه سست عنصر تسلط یافته بود، با خائن جلوه دادن هامان و اینکه وی توطئه کشتن شاه را در سر دارد، هامان را بر دار می نمايند.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

وشتی، شهبانوی ایرانی
وشتی از دستور خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی هایش برای مهمانان شاه خودداری کرد و به دست جلاد شاه کشته شد


نقاش: ادوین لانگ (قرن 19)

توطئه هستر و مردخای با کشتن هامان پایان نمی پذیرد و اونها حکم قتل هر 10 پسر هامان را نیز از پادشاه ایران می گیرند و در قدم بعدی 10 پسر هامان نیز کشته می شوند.

اوج دشمنی یهودیان با ایرانیان پس از کشتن هامان و 10 پسرش اونجا بیشتر آشکار می شود که هستر و مردخای با کشته شدن پسران هامان نیز راضی نشده و اجساد اون ها را در شهر بر دار می نمايند تا میان ایرانیان رعب و وحشت ایجاد کرده و نافرموده سرنوشت دشمنان و مخالفان یهودیان را به نمایش بگذارند.

هامان به جز این 10 پسر، یک فرزند دختر نیز داشت که پیش از کشته شدن، خود کشی می کند.

کشتار نیمی از جمعیت ایران

پس از کشتن هامان، یهودیان مهاجر ساکن در ایران که اینک در دربار نیز راه یافته بودند، به هجوم به شهرهای ایران، دست به قتل عام گسترده ایرانیان می زنند.

در 127 هستان ایران اون وقت، طی دو روز بیش از 77 هزار ایرانی - و به روایتی دیگر 500 هزار نفر - کشته می شوند.

در کتب مربوط به یهودیان از جمله کتاب هستر، یهودیان به کشتار 80 هزار ایرانی اعتراف می نمايند اما محققان مستقل این رقم را تا 500 هزار نفر ذکر کرده اند.

در اون وقت ایران نزدیک به 800 هزار نفر جمعیت داشته و با احتساب 500 هزار نفر، بیش از نیمی از جمعیت اون روز ایران به دست یهودیان قتل عام می شوند.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
حمله به منازل فلسطینیان و غارت اموال اون ها

کشتار و غارت اموال از آموزه های هستر بوده و ریشه در تاریخ یهود دارد
یهودیان با حمله به خانه های ایرانیان، مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده و بنا بر برخی از متون موجود اموال اون ها را نیز غارت می نمايند.

اما یهودیان در متون خود تنها به قتل عام ایرانیان اعتراف کرده و هرگونه غارت اموال اونان را تکذیب می نمايند و اون را از افتخارات خود می دانند...!!


آیا پوریم با سیزده فروردین ایرانیان ارتباط دارد؟

فرموده می شود این کشتار در روزهای 13 و 14 ماه آدار اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار هستر به خشایارشاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود ادامه پیدا می کند.

برپايه متون تاریخی، نحسی روز 13 فروردین در میان ایرانیان و بیرون رفتن امت از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته هست.



پس از این قتل عام ایرانیان، یهودیان جشن و پایکوبی بر پا کرده و به شکرانه غلبه بر ایرانیان و ریختن خون دشمنان قوم یهود، اون را عید فراخوان نموده و روزه می گیرند.

مردخای از اون وقت به پیامبر این قوم و هستر - دخترک فاسد یهودی که با تکیه بر این حربه به دربار شاه راه یافته بود - نیز به شخصیتی مقدس که مورد لطف خداوند هست تبدیل می شوند.

هستر پس از اون کتابی می نویسد که تمام این وقایع را لطف و رحمت الهی و با اراده خداوندی توصیف می کند.

این کتاب اکنون به کتاب مقدس یهودیان تبدیل شده هست.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
مقبره هستر و مردخای یهودی در همدان
پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان، این سرنوشت و تقدیر الهی بوده هست و "قرعه" ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم برگزیده یهود و نابودی دشمنان اون ها.


پوریم؛ عید یهودیان سراسر جهان

متاسفانه برخی از این تصاویر که در ادامه نیز آمده هست مربوط به جشن ایرانیان یهودی در آمریکا می باشد.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

پوریم از جمله اعیاد مهم یهودیان در سراسر جهان هست.

از سرزمین های اشغالی تا آمریکا و حتی یهودیان داخل ایران، به شیوه های مختلفی در این دو روز جشن می گیرند.

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
اوج این جشن ها در اسرائیل هست.

جایی که صهیونیست سرمست از کشتار ایرانیان، تا حد جنون شراب نوشیده و بد مستی یکی از سنت های مرسوم اونان در این روز هست.

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)



7:

خاخام های یهودی نیز در این جشن ها مراسم ویژه ای انجام می نمايند.

خاخام های صهیونیست با برگزاری جشنی، در نوشیدن شراب و رقص و پایکوبی با یکدیگر رقابت می نمايند.

معمولا افراط در نوشیدن شراب در این روز به حدی هست که قادر به راه رفتن نبوده و در خیابان های تل آویو و دیگر اراضی اشغالی، بیهوش و بی رمق به زمین می خورند.

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

در آموزه های تلمود یهودیان در یکی از بخش ها به صراحت به نوشیدن شراب تا حد سرمستی توصیه شده هست:

"در روز پوریم هر فرد - یهودی - مکلف هست به حدی - شراب - بنوشد که تفاوت میان "نفرین بر هامان" و "درود بر مردخای" را تشخیص ندهد."
[i]
Megillah (7b): Rava
said: A person is obligated to drink on Purim until he does not know the difference between "cursed be
Haman
" and "blessed be
Mordechai"
[/b]


قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

8:

کودکان اسرائیلی در جشن پوریم 2012 - بیت المقدس

خط و نشان صهیونیست های آدم خوار برای ایرانیان

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)


از دیگر مراسمی که در عید پوریم اجرا می شود، رژه زامبی ها در اسرائیل هست.

در این رژه صهیونیست ها با گریم خود به شکل زامبی ها - آدم خوارها - اعضای مصنوعی از بدن انسان را به نشان خونخواهی و کشتار ایرانیان بر دهان می گیرند.

برخی از تصاویر این مراسم که قابل انتشار هست در ادامه هست.

نوشیدن خون یا نوشیدنی به رنگ خون به عنوان نمادی از خونخواهی و خونخواری یهودیان نسبت به ایرانیان از جمله رسوم یهودیان در این روز هست.



قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)


قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

پوریم در لس اونجلس؛ پایکوبی ایرانیان به افتخار هولوکاست هموطنانشان


متاسفانه ایرانیان پیرو دین یهود نیز بدون توجه به ریشه تاریخی این واقعه و کشتار ایرانیان و اینکه زنده نگاه داشتن اون تا کنون بیش از هرچیز توهین به ایرانیان بوده، این روز را در نقاط مختلف جهان جشن می گیرند.



کنیسه "نصح"، کنیسه ایرانیان یهودی مقیم آمریکاست که جمعیتی حدود 20 هزار نفری در لس اونجلس را تشکیل می دهند.

کنیسه نصح از جمله مکان هاییست که در عید پوریم، جشن برپا کرده و ایرانیان با جمع شدن در این کنیسه، با پختن شیرینی، غذا، تهیه شراب و هدیه دادن به هم، کشتار ایرانیان باستان را به شادی می نشینند.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

ایرانیان یهودی در کنیسه نصح لس اونجلس نیز پوریم و کشتار ایرانیان را جشن می گیرند

لینک فراخوان برگزاری جشن پوریم 2012 در کنیسه نصح

Event Details
"هامان سوزان" و شیرینی "گوش هامان"؛ نمادهای درنده خویی قوم یهود

از دیگر مراسمی که یهودیان در این روز انجام می نمايند، مراسم "هامان سوزان" هست.

اون ها هامان - و ده پسرش - را نماد دشمنان قوم یهود دانسته و بطور سمبلیک در مراسمی، نمادی و یادبودی از هامان، وزیر الوزاری خشایارشاه را در آتش می سوزانند.

همچنین یهودیان با پختن شیرینی به نام "گوش هامان"، بر دار کردن وزیر ایرانی را جشن می گیرند.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی) قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

خمیر این شرینی سه گوش از بذر خشخاش هست و میان این شیرینی با آلو یا مربا پر شده هست.

این شیرینی بیشتر توسط یهودیان اشکنازی درست می شود، البته تعدادی از کلیمیان ایران هم به این شرینی علاقه مند هستند.

اسم این شرینی گوش هامان هست.

یهودیان در جشن قتل عام ایرانیان، این شرینی ها را می خورند و همراه خوردن این شرینی شعری اهانت آمیز نسبت به ایرانیان و وزیرالوزاری ایرانی خوانده می شود.

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

شیرینی معروف به "گوش هامان"

پوریم در ایران


در داخل ایران نیز، اقلیت های یهودی که همواره مورد لطف و میزبانی ایران بوده اند، در این روز روزه گرفته و با پختن غذا و خیرات و برگزاری محدود جشن، عید پوریم را جشن می گیرند.

مقبره هستر و مردخای در همدان از جمله مکان هاییست که یهودیان اون را عبادتگاه و زیارتگاه خوانده و مدت ها جشن های خود را در اون انجام می کردند که با اعتراض امت به اهانت آمیز بودن این جشن ها برای ایرانیان و برگزاری تجمعاتی در برابر مقبره هستر و مردخای، همراه بوده هست.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
مقبره هستر و مردخای دومین مکان مقدس یهودیان جهان که پس از اعتراض امت همدان، نام "زیارتگاه" اون حذف شد
مقبره هستر و مردخای، به ادعای یهودیان، پس از غصب مسجد الاقصی، دومین مکان مقدس این قوم به شمار می رود.

نتانیاهو امت ایران را به پوریمی دوباره وعده داد

اما به جز مقدس بودن این روز برای یهودیان، با ظهور پدیده منحوس صهیونیسم، پوریم وجهی سیاسی نیز به خود گرفته و سران رژیم صهیونیستی گاه با اشاراتی به اون واقعه، تلویحا ایران و ایرانیان را به تکرار کشتاری مشابه تهدید می نمايند.



قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

در روزهای پایانی سال 1390 اتفاقی جالب در عرصه سیاست رخ داد.

در 7 مارس، نتانیاهو در دیدار با اوباما نسخه‌ای از کتاب اِستِر (
Esther




) را به او هدیه داد.

کتاب هستر (
מגילת אסתר)
یکی از بخش‌های عهد عتیق یا همان تورات هست و از دیدگاه تاریخی این هدیه بسیار پرمعناست.




خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام اسرائیلی نقل می‌کند: نتانیاهو به باراک اوباما فرموده هست: «اون‌ها (ایرانی‌ها)، اون وقت هم می‌خواستند ما را نابود نمايند.» یکی از قسمت‌های این کتاب می‌گوید: «...

و یهودیان تمام دشمنان را با تیغ شمشیر و کشتار و نابودی درهم کوبیدند و اونچه را انجام دادند که دشمنان‌شان با اونان می‌کردند.»
به نقل رویترز، نتانیاهو با این هدیه، تلویحاً ایران را به نازی ها تشبیه نموده که طی مدعی هستند در جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی را کشته اند.




2500 سال تهدید و کشتار؛ رمز پوریم

بسیاری از اعمال و سیاست های صهیونیست ها پس از 2500 سال از واقعه پوریم، همچنان حاوی نمادهایی از این کشتار بوده و یادآور روزی هست که از هر 11 ایرانی، یک نفر به دست قوم یهود کشته می شود.



قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
ایهود اولمرت در جمع کودکانی که پوریم را جشن گرفته اند


تهدیدهای مقامات اسرائیل، اهدای کتاب هستر به اوباما در هنگام مذاکره در مورد ایران، تهدید به حمله به ایران به بهانه اینکه ایران قصد دستیابی به سلاح کشتار جمعی و نابودی اسرائیل را دارد و این توهم که کشورهای اسلامی تلاش می نمايند با دستیابی به سلاح کشتار جمعی یهودیان را نابود نمايند...اینها همگی یادآور توطئه های مردخای و زمزمه های هستر با خشایارشاه در مورد ایرانیان و دشمنان اون وقت یهودیان بود که در نهایت به هولوکاست ده ها هزار نفری تبدیل شد.

مقایسه رفتار یهودیان با هولوکاستی که خود رقم زده اند و هستفاده از هولوکاستی جعلی که مدعی هستند 6 میلیون یهودی طی دو سال کشته شده اند، نمایانگر اوج فتنه گری و پلیدی صهیونیست ها در رسیدن به اهداف شومشان در تسلط بر جهان هست.

اون جا که اجازه سخن فرمودن درباره یکی داده نمی شود و دیگری به عنوان عیدی مقدس بزرگ داشته می شود؛ و هر دو در راستای هدفی بزرگتر هست.



رمز پوریم
یکی از رمزهای پوریم، پس از پایان جنگ جهانی دوم نمایان شد.



همچنان سکوت ایرانیان و مقامات ایرانی، برگزاری جشن های پوریم - حتی در ایران - و رقص و پایکوبی صهیونیست ها بر خون ایرانیان ادامه دارد.

هولوکاستی حقیقی که در سایه هیاهوی هولوکاست ساختگی صهیونیست ها نه تنها نادیده گرفته شده، بلکه به شکرانه این کشتار، هرساله جشن برپا می شود و تهدید ها تکرار می شوند.





9:


10:


13 فروردین را در عزای اجدادمان جشن می‌گیریم...!؟

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

سیزده به در
با شنیدن این واژه، فرار در ذهن تداعی می شود.


باید از خود بپرسیم که چرا همه

در سیزدهم فروردین فرار می نمايند ؟


چرا همه از خانه هاشان می گریزند و به طبیعت پناه می برند؟


مگر در خانه چه اتفاقی افتاده هست...؟
سرنخ را باید در وقت خشایار شاه جستجو کرد، وقتی که مردخای که یک یهودی مارانوس بود و یهودی بودن خود را مخفی می کرد به دربار خشایار شاه راه یافت و خود را به شاه نزدیک کرد تا منافع یهود را تضمین کند.
اوبرای دستیابی به این هدف، وشتی بانوی پاکدامن ایرانی را که همسر خشایار شاه بود و به نفع ایران وبه ضرر یهود سخن می فرمود با طراحی دسیسه ای از میان برداشت، و با دسیسه ای دیگر برادر زاده ی خود، هاداسا را به همسری خشایار شاه در آورد، هاداسا نیز یهودی مارانوس بود و چون واژه ی هاداسا یهودی هست نام خود را به هستر تغییر داد.


هامان، وزیر لایق ایرانی، آرام آرام به روابط پنهانی هستر و مردخای مشکوک شده و به یهودی بودن اون دو پی برد و موضوع را با خشایار شاه مطرح کرد اما هستر متوجه این قضیه شد و با مردخای خیانت بزرگ تاریخ

را طراحی کردند، اون دو،

شب دوازده فروردین با دسیسه ای حکم قتل هامان به همراه هفتاد و هفت هزار ایرانی را از خشایار شاه گرفتند و روز 13 فروردین این حکم را به اجرا درآوردند.
امروز ما از خانه ها فرار می کنیم تا دوباره در خانه

کشته نشویم.
روز 13 فروردین نزد

یهود روز مقدسی هست و در اکثر نقاط دنیا در این روز جشن پوریم یا جشن ایران کشی انجام می شود.
جالب هست بدانیم مدفن هستر و مردخای در همدان برنامه دارد و جالبتر این هست که در نزد یهود همدان، سپس اورشلیم دومین شهر مقدس جهان هست.


یادمان باشد که اگر 13 فروردین را جشن می گیریم در عزای اجدادمان جشن گرفته ایم ...
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
مدفن مردخای و هستر در همدان
(در ورودی مقبره کوتاه طراحی شده هست به گونه ای که هرفردی که قصد ورود داشته باشد حتما باید تعظیم کند.)


قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی) قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

تمامی نقاشان معروف دنیا با هدف بزرگداشت هستر و مردخای نقاشی کشیده اند
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
خشایار شاه در فیلم هستر به عنوان داماد یهود خشایار شاه در فیلم 300 به عنوان نماد ایران

11:

ناصر پورپیرا و پوریم 1 :

اونچه که پایه همه دیدگاههای ناصر پورپیرار درباره رد عظمت هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و همه میراث فرهنگی این سرزمین چه در پیش از اسلام و چه در پس از اون و در یک کلام بنیاد همه دیدگاههای او برنامه گرفته هست، سخن درباره رویدادی کاملاً مبهم و موهوم بنام « پوریم» هست.

ناصر پورپیرار جریان این رویداد را به پیراهن عثمان تبدیل نموده و می خواهد انتقام خون کشته های پوریم را پس از دوهزار و پانصد سال از شرایط اونها یعنی یهودیان و باوقتدگان هخامنشی اونها بگیرند! این شخص که پس از 2500 سال و گویا درسال 1379 به طور ناگهانی وقوع این جریان را کشف نموده اند، همه جا هیاهو به راه انداخته که با این کشف بسیار مهم یک دگرگونی بزرگ در شناخت بنیادهای تاریخ ایران و بلکه در تاریخ سراسر جهان بوجود آمده و همه امت جهان از خوابی دوهزار و پانصد ساله بیدار شده اند!! از دیدگاه این شخص همه پژوهشگران تاریخ و فرهنگ این سرزمین، عامل و مزدور یهود هستند و تنها او هست که تاریخ واقعی این سرزمین را می داند!

اما رویداد پوریم چیست؟ باید به آگاهی خوانندگان گرامی برسانیم که تنها سخنی که درباره این رویداد در مدارک کهن آمده هست در کتاب هستر تورات باب 1- 10 بوده و مربوط به ماجرایی هست که در وقت سلطنت پادشاهی بنام «اخشورش» روی داده هست.

با هستناد به سنجش واژه ها و پژوهشهای زبان شناسی می توان پی برد که اخشورش همان «خشایارشا» پادشاه هخامنشی بوده و خصلتهای رفتاری این شاه و اوضاع ذکرشده درباره دربار او با اوضاع و احوال هخامنشیان در شهر شوش مطابقت دارد.

پس برپايه مندرجات کتاب هستر رویداد پوریم در سال سوم پادشاهی خشایارشا و در شهر شوش اتفاق افتاده هست.

باز تاکید می کنیم که این ماجرا تنها در کتاب هستر ذکر شده و هیچ مدرک دیگری درباره اون وجود ندارد.

بنابراین اینکه پايه اً این ماجرا چه بوده و چگونه اتفاق افتاده هست نیازمند پژوهشهای جدی و باستان شناسی عمیق هست.

و اما خلاصه ای از این ماجرا اونطور که در کتاب هستر ذکر شده هست: اخشورش در سال سوم سلطنتش پس از چند روز مراسم جشن شاهانه با شرکت همه بزرگان حکومتی به ملکه اش بنام « وشتئی » دستور داد با لباسهای فاخر و تاج سلطنتی و در جمع بزرگان به حضور شاه درآید تا حاضران زیبایی و لباسهای فاخر او و خانواده سلطنتی را ببینند.

اما ملکه از دستور شاه

سرپیچی نمود و شاه خشمگین پس از مشورت با بزرگان دربار دستور داد تا در قلمرو کشورش دختر دیگری را بیابند که بعنوان ملکه انتخاب شده و تاج سلطنتی برسر گذارد.


پس از جستجو و کندو کاو سرانجام دختری یهودی بنام « هدسه » که پسر عمویش « مردخای » نام داشت و همان مردخای نبی هست، بعنوان ملکه انتخاب شد.

او را نزد شاه بردند و شاه او را پسندید و تاج بر سرش نهاد.

از اون پس بود که او را « هستر» یعنی ستاره نام نهادند.

البته هستر در دربار، یهودی بودن خود را پنهان نگاه داشته بود.

در این میان مردخای توطئه ای را که علیه شاه ترتیب داده شده بود کشف کرد و از طریق هستر به اطلاع شاه رساند و شاه عاملان توطئه را اعدام نمود.

طبیعی هست که از اون پس هستر محبوبیت ویژه ای را نزد شاه کسب کند.


در دربار شاه مردی بنام « هامان » بود که مردخای به او احترام نمی گذاشت و هامان کینه او را در دل داشت و وقتی هامان فهمید که مردخای یهودی هست تصمیم به کشتن او و قتل عام همه یهودیان در ماه دوازدهم سال گرفت و در نزد شاه شروع به زمینه چینی برای دریافت حکم قتل اونان نمود.

شاه در ابتدا با اجرای این کشتار موافق بود و پس از اینکه مردخای قضیه را دریافت بسیار

غمگین شده خواست هرطور شده جلوی اجرای اونرا بگیرد.

مردخای موضوع را به اطلاع ملکه یعنی هستر رساند و از او خواست که از موقعیت خود برای جلوگیری از اجرای توطئه هستفاده نماید.

ملکه ازاون پس نزد شاه بسیار غمگین بوده و شاه از رفتار او پی به ناراحتی او برد و دستور داد تا سالنامه های سلطنتی را

جستجو نمايند و در نتیجه فهمید که هنوز به مردخای پاداش کشف توطئه ای را که علیه شاه ترتیب داده شده بود، نداده هست.

پس شاه دستور داد از مردخای درخور احترام تجلیل نمايند و تاج شاهی بر سر نهند و این باعث حسادت شدید هامان گردید.

و اما ملکه هستر در یک میهمانی که هم شاه و هم هامان حضور داشتند، هامان را متهم به طراحی نقشه قتل عام یهودیان نمود و این نقشه را برای شاه یادآوری نمود.

شاه از این نقشه خشمگین شده و سرانجام فرمان اعدام هامان و پسرانش را صادر نمود.


پس از اون هستر از شاه خواست از اجرای فرمان قتل عام یهودیان صرفنظر کند و شاه هم فرمانی که قبلاً پیش نویس اون را تهیه کرده بودند تغییر داد و فرمانی را به یهودیان و بزرگان در 127 کشور تحت فرمان صادر نمود که یهودیان انتقام خود را از دشمنانشان بگیرند و پس از اون بود که حدود 77000 تن از دشمنان یهودیان در شوش کشته شدند.
این خلاصه ای از ماجرایی هست بنام پوریم مشهور شده

هست و اگر به اون دقت کنیم مضمون اون بیشتر به داستان شبیه هست تا بیان دقیق یک رویداد تاریخی و می دانیم که در کتابهای شرقی مانند تورات، رویدادها بر مبنای ذکر دقیق وقایع و توالی اونها درج نشده اند.

چنین سبکی را می توان در کتابهایی چون تاریخ طبری، تاریخ بیهقی، مروج الذهب و ...

نیز یافت که رویدادها بر حسب اتفاقات تاریخی ثبت نشده بلکه رخدادها را در قالب حکایت و داستان می توان پیگیری نمود.

بنابراین از دیدگاه تورات اینکه دراین ماجرا جزئیات اون چه بوده و چند نفر در اون کشته شده اند، اهمیت نداشته بلکه اهمیت این داستان بیشتر بدلیل نشان دادن تصویری از دستگاه حکومتی هخامنشی و رابطه یهودیان با اون می باشد.

اصولاً یهودیان علاقه داشتند که موفقیت های خود را بسیار اغراق آمیز نشان داده و درباره حامیان خود بسیار گزافه گویی نمایند.

تصویری که از کورش بزرگ بعنوان یک مسیح و چوپان خداوند در تورات نشان داده شده هست، گویای این مدعاست.

در این داستان و در کتاب هستر، اخشورش بطور اغراق آمیز فرمانروای 127 کشور از « هند تا حبشه » معرفی شده هست.

حتی اگر به عدد 77000 دقت کنیم، اغراق در تعداد کشته ها مشخص می شود.

زیرا ملل قدیم عادت داشتند گستردگی و تعداد زیاد را با اعدادی شامل مضرب 7 و یا هزار نمایش دهند.

مثلاً ضرب المثل برابر بودن هند با 72 ملت و عنوان نمودن همه سرزمینهای زمین به « هفت اقلیم» در گذشته بسیار معروف بوده هست.

بنابراین نمی توان به واقعه پوریم هستناد نمود و خبر از یک قتل عام هولناک و فجیع داد.

ماجرای پوریم اگر هم اتفاق افتاده باشد، مانند همه وقایع دیگر در عهد خشایارشا و به صورت بسیار محدود در یک مکان جغرافیایی مشخص

(شورش بابل و یا مصر) بوده که بدلیل کمبود مدارک دررابطه با اون سخن فرمودن از میزان گستردگی اون و میزان تلفات تا یافتن مدارک باستان شناسی، بسیار مشکل هست و این دلیل نمی شود که اونرا به یک قتل عام هولناک سراسری تبدیل نمود.

و اما ببینیم ناصر پورپیرار چگونه این جریان را تحریف نموده و با هدف رسیدن به مقاصد خود از اون سخن

می گوید.

پورپیرار ماجرای مندرج در کتاب هستر را تبدیل به یک قتل عام هولناک و سراسری که در همه تاریخ بی سابقه هست نموده هست.

از دیدگاه این به اصطلاح هستاد! همه ملل خاورمیانه و ایران از یهودیان نفرت داشتند و می خواستند خود را از ستم اونان خود را رهایی بخشند.

اما یهودیان با همکاری و هماهنگی مزدوران وحشی هخامنشی خود!! به یک کشتار و جنایتی بسیار وحشتناک در بین النهرین و ایران دست زدند.

در قتل عامی که رخ داد چنان فاجعه ای پدید آمد که در نتیجه مدت پانزده قرن:

« تمدن سراسر بشری متوقف

شده و تمدن های واقع در فلات ایران و بین النهرین و شرق میانه بطور کامل منهدم شد» !!

از دیدگاه این شخص این فاجعه چنان بود که:
« تا دویست سال پس از اسلام نیز، کمترین نشان تجمع و حیات اجتماعی و اقتصادی و تولید و تمدن در سراسر خطه ای که اکنون ایران می نامیم، دیده نشده و حتی اولین نمونه های ظروف سفالین که بسیار ناشیانه و ابتدایی ساخته اند نیز متعلق به قرن سوم هجری هست.» !!
استاد کبیر تاریخ! عواقب فاجعه پوریم را از خود پوریم بسیار وحشتناکتر می دانند و براین باورند که پس از ماجرای پوریم ایران به چنان برهوت و سرزمین خشک و بی آب و علفی تبدیل شد که دیگر هیچ موجود جنبنده ای، حتی آدم و تمدن بشری در اون یافت نمی شد:
« ...

در 1200 سال فاصله پوریم تا طلوع اسلام، در ایران هیچ تجمع و رابطه اجتماعی در حد یک دهکده نیز بربرنامه نبوده هست ...»

« ...

نسل کشی یهودیان در ماجرای پلید پوریم، هستی اقوام ایرانی را تا طلوع اسلام برچید ...

دراون برهوت سپس پوریم که حتی آدم بیز پیدا نمی شود ...»

« ...

از پس پوریم تا طلوع اسلام جنبنده ای ، از هر نژاد، در خطه پوریم زده باقی نبود و آثاری از حضور هیچ تجمعی باقی نیست.»



ناصر پورپیرار می فرماید که هستی اقوام کهن ایرانی در طول 1200 سال برچیده شد تا اینکه عربها هزار و دویست سال بعد با فتح اون به نجات این سرزمین آمدند و از اون پس بود اندک اندک شهرها و روستاها دوباره تشکیل شدند و اقوام مختلف مانند لر و کرد و بلوچ و...

بوجود آمدند و این سرزمین جانی دیگر گرفت.

و اما این شخص معتقداست که :

« حادثه پوریم در پایان حکومت داریوش اول، طی یک یورش عظیم و شبیخون گونه اولیه و لکه گیری های بعدی برای انهدام کامل هستی شرق میانه، شاید در طول 20 سال، انجام شده که نتايج نابود نماينده اون تا قرن دوم هجری ادامه داشته هست.»
حتماً هخامنشیان و یهودیان تامدت 20 سال هر موجود جنبنده ای را که میدیدند فوراً به قتل می رساندند!! برپایه دیدگاه ناصر پورپیرار این فاجعه چنان هولناک و عظیم بود که همه اندیشمندان و هنرمندان از ایران و بین النهرین گریختند.

گروهی به یونان فرار رفتند.

گروهی به هند و گروهی دیگر به چین، آسیای جنوب شرقی و...

و این فرار عظیم باعث انتقال دانش و هنر و ایجاد تمدنهای معروف یونان، هند، چین و...

شد!!!

این خلاصه ای از دیدگاههای ناصر پورپیرار در مطرح ساختن فرضیه پوریم هست و کاملاً مشخص هست که این گونه سخن سرایی، آدمی را به یاد داستانهایی می اندازد که کودکان از شنیدن اون به وحشت می افتند و جرأت نمی نمايند در تاریکی سایه خود را ببینند.

ایجاد یک هاله ای از ترس و وحشت از هخامنشیان بعنوان بی سابقه ترین جنایتکاران تاریخ و پدید آوردن یک ذهنیت منفی درباره اونان از اهداف این شخص هست.

این به اصطلاح تاریخدان! چنان قصه ای را سرهم بندی نموده هست که بهتر هست اونرا در کتابهای تخیلی و فضایی و برای ترساندن کودکان در شب نوشت!

ناصر پورپیرار این به اصطلاح دگرگون سازنده تاریخ! این رویداد را چنان بیان می فرمایند که آدمی تصور می کند علت اینکه بیابانهای وسیع و بی آب و علفی همچون « دشت کویر » و یا « کویر لوت» و دیگر بیابانهای نمک در ایران وجود دارند و ایران به سرزمینی کم آب تبدیل شده هست، همین رویداد پوریم هست.

پس از پوریم حتماً سطح فلات ایران مانند سطح کره ماه و مریخ شده و به مدت 1200 سال فاقد حیات انسانها بود!! تا اینکه عربها آمدند و خدا پدر و مادر اونان را بیامرزد ایران را فتح کردند و امروز در برخی نقاط این سرزمین درخت و جنگل و رود و زمین کشاورزی وجود دارد و برخی مواقع سال آسمان ابری می شود و باران می بارد!!!

اکنون بیشتر به فرضیه پورپیرار دقت می کنیم.

بالاتر فرمودیم که درباره پوریم تنها و تنها در کتاب هستر باب

1 – 10 اونهم شاید به اندازه سه برگ به اندازه معمولی یاد شده هست و هیچ سند دیگری دراین باره وجود ندارد.

فرض کنیم همه ارتش هخامنشی و یهودیان دست به دست هم داده باشند تا ساکنان ایران و بین النهرین را قتل عام نمايند.

با توجه به امکانات 2500 سال پیش تا چه اندازه می توانستند در این کار موفق شوند اونهم در اون قلمرویی که هخامنشیان حکومت می کردند.

تصور کنید ارتش هخامنشی شامل پنج میلیون سرباز (یعنی به همان اندازه ای که هرودوت در کتاب تاریخش اغراق کرده هست یا برابر با تعداد سربازان ارتش چین امروزی) بوده و یهودیان هم دو میلیون نفر در اختیار اونها گذاشته اند.

آیا هستاد کبیر تاریخ در هنگام سرهم نمودن این داستان نمی اندیشید که چگونه هخامنشیان هزینه های بکارگیری این نیروی عظیم را اونهم برای کشتار امت و زنان و کودکان به صورت شهر به شهر و روستا به روستا تامین نموده اند؟ شاید هخامنشیان به سلاحهای به مراتب پیشرفته تر از بمب اتم و موشکهای هسته ای مجهز بودند که امروز هم قدرتهای مستبدی چون آمریکا حتی تصور اونرا هم نمی کند.

احتمالاً هخامنشیان از این سلاحها هستفاده کردند و انفجارها چنان عظیم بود که منجر به نابودی سلاحهای خود اونها شد و اثری از اونها در تاریخ باقی نماند!!!

میدانیم که آمریکا در جنگ جهانی دوم علیه امت هیروشیما و ناکازاکی از سلاحهای هسته ای هستفاده کرد و هزاران نفر از امت این دو شهر را کشت.

اما با این جنایت، این دو شهر از میان نرفتند و با تلاش امت اون، ژاپن بازسازی و به کشوری پیشرفته تبدیل شد.

بنابراین فرضیه هستاد پورپیرار!! که خیلی تلاش می نمايند اونرا به زور به کرسی بنشانند، با هستناد به مبانی عقلی و علمی فاقد هرگونه اعتبار بوده و بهتر بگوییم بی ارزش هست!! و فرموده های این شخص که ادعا می نمايند دلایل متعددی درباره وقوع این رویداد وجود دارد، همگی سطحی، بدون ارزش و علی رغم سن ایشان، بسیار ناپخته هست!
و اما شفرمود انگیز هست که ناصر پورپیرار که خود را یک ایرانی می دانند چرا اینقدر تلاش می نمايند ایرانیان را تحقیر نموده و یهودیان را بسیار خطرناکتر و وحشتناکتر از اونچه هستند معرفی نمایند.

ایشان براین باورند یهودیان برای اینکه وقوع فاجعه پوریم را در تاریخ پنهان کرده خود را تبرئه نمایند، شروع به جعل اسناد و مدارک تاریخی، اونهم به صورت گسترده نمودند! ایشان می گویند که رویدادهای تاریخ هرودوت و مندرجات اون درباره امپراتوری هخامنشی و جنگهای ایران و یونان دروغ بوده و هدف از اون جعل یک امپراتوری قدرتمند و عظیم بنام هخامنشی در متون تاریخی هست! زیرا اصولاً پس از پوریم ملتی وجود نداشت و هخامنشیان در این کشور جولان می دادندتا اینکه مدتی بعد نجات دهنده تاریخ!! یعنی اسکندر مقدونی تشریف آوردند و حکومت هخامنشی را سرنگون ساختند.

هستاد پورپیرار! اسکندر مقدونی را همان ذوالقرنین قراون کریم می دانند!

ما هنوز نمی دانیم که چرا ناصر! تلاش می کند همه اسناد و مدارک تاریخی مربوط به تاریخ ایران را از دو هزارو پانصد سال پیش تاکنون به یهودیان نسبت دهد و چگونه گروهی یهودی طی قرون طولانی توانسته اند برای ایرانیان تاریخ جعل کرده در سرنوشت ایرانیان دخالت نمايند.

ما عاشق و شیفته یهودیان نیستیم و می دانیم که صهیونیست ها در حق ملت فلسطین بسیار ظلم نموده و با تشکیل دولت جعلی صهیونیسم، سرزمین اونها را به زور اشغال نموده اند.

اما هستاد به اصطلاح تاریخدان چنان به تحقیر و خوار کردن و توهین به ایرانیان علاقه مندند که سعی

می نمايند این اندیشه را القا نمايند که یهودیان در طول تاریخ سحرنماينده ایرانیان بوده اندیشه این ملت را منحرف نموده و ایرانیان مانند یک فرد هیپنوتیزم شده اراده ای از خود نداشته و هرچه را که یهودیان بعنوان مدرک و سند جعل می کردند، به راحتی باور می کردند!!

به باور هستاد کبیر! یهودیان تاریخ اشکانیان و ساسانیان را برای پر کردن خلاء ناشی از پوریم جعل نموده اند.

زیرا پس از حمله اسکندر تا وقت حمله اعراب،گروهی یونانی بر این سرزمین حکومت می کردند!! هستاد معتقدند یهودیان با ورود اعراب و اسلام به ایران به خود آمده و در قرون اولیه اسلامی شروع به دست و پا زدن نمودند و برای اینکه عمق فاجعه پوریم را دوباره مخفی نمايند، شروع به جعل مدارک و اسناد و ایجاد فرقه های متعدد اسلامی مانند شعوبیه و...

نمودند.

ناصر پورپیرار می گوید که شخصیتهایی مانند زرتشت، مانی، مزدک، ابومسلم خراسانی، بابک خرمدین و حتی سلمان فارسی دروغین و افسانه ای هستند.

فردوسی مزدور یهودیان بود و شاهنامه اش تنها برای ایجاد کینه و تفرقه میان مسلمانان جعل شده هست! همه کتابهای ادبی مانند الفهرست، فارس نامه و ...

جعل یهودیان هست.

دین زرتشت، دینی دروغین و ساختگی و کتاب اوستا مشتی چرندیات یهودی هست!!!! حتی « زبان پارسی» را یهودیان با هستفاده از واژه های رایج در کوههای قندهار افغانستان جعل کرده اند!! همه این کارها را انجام دادند تا فراخوان نمايند در ایران پیش از اسلام تمدن وجود داشته هست.

پورپیرار در باب حملات و غارتهای چنگیز و هلاکو خان، ایلغار تیمور لنگ و کشتار فجیع امت اصفهان بدست جهانشاه قراقویونلو و غارت ایران بدست اجداد طالبان افغانستان در پایان حکومت صفویه و دهها جنگ و خونریزی از وقت حکومت بنی امیه و بنی عباس تا دوران معاصر که ثبت هر کدام از اونها چندین کتاب هزار صفحه ای را دربرگرفته هست، سعی در بی اهمیت نمودن اونها نموده و نظر می دهند که در ایران پس از اسلام همه حکومتها از قرن سوم تا پایان قاجاریه از نژاد ترک و غیر ایرانی بودند و اونها باعث ترقی امت ایران شده و کشتارهای بسیاری از سلاطین اونها درمقابل رویداد پوریم هیچ هست!!!
جالب اینجاست هستاد کبیر و متحول سازنده تاریخ!! دست از سر وقت معاصر هم بر نمی دارند.

ایشان مجموعه آثار باشکوه تخت جمشید و کاخهای پاسارگاد را آثاری می دانند که یهودیان در ابتدای قرن بیستم با اجیر ساختن مزدورانی از دانشگاههای «کنیسه ای» تحت سلطه خود مانند دانشگاه شیکاگو آمریکا و با

هماهنگی دستگاه حکومتی وقت ایران بطور مخفیانه برپانموده اند!! کتیبه های ساسانی در دیواره کعبه زرتشت جعلی هستند و به هستاد کبیر تاریخ باید جایزه سوپرنوبل داد که ناگهان در سال 1379 جعلی بودن اونها را کشف نمودند!!

از دیدگاه او هرکس چه ایرانی و چه خارجی درباره تاریخ ایران، زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ اون تحقیق نموده و آثار خود را منتشر نموده هست، یا صهیونیست هست و یا عامل جیره خوار اونها!! ما از این همه سخنان و نوشته های غیر معمول و مغرضانه ناصر پورپیرار به پروردگار بزرگ پناه می بریم و دعا می کنیم خداوند او را از راه کج و کج اندیشی به راه راست هدایت کرده و به تفکر درست درباره بنیان تاریخ این سرزمین وادار نماید!!

12:

پورپیرار و پوریم 2:

در بخش نخست دیدیم که ناصر پورپیرار این ایران ستیز مشهور، تنها مطالب نوشته شده در کتاب هستر تورات (باب 1-10) را که به طور مبهم به رویداد انتقام گیری یهودیان از دشمنانشان اشاره نموده هست، به یک رویداد بسیار مهیب و بی سابقه و بسیار شفرمود انگیز تبدیل کرده و پایه همه دیدگاههای میهن ستیز و با هدف ضربه زدن به هویت ملی ایرانیان را براون رویداد بنیان نهاده هست
.در اون بخش به پوچ بودن دیدگاههای ناصر پورپیرار درباره پوریم اشاره نمودیم و فرمودیم که با یک برهان بسیار ساده ، پايه این فرضیه مونتاژ شده فرو می ریزد.

هستاد بزرگ به اصطلاح تاریخ شناس!! چنان قصه ای را سرهم بندی نموده هست که آدمی با مطالعهاون به یاد داستانهای علمی- تخیلی و یورش موجودات فضایی به کره زمین (و مخصوصاً داستانهای اریک فون دنیکن ) می افتد.

در اینجا لازم نیست اشاره کنیم که نظرات این شخص چنان پوچ و

بی اعتبار هست که ارزش ندارد وقتمان را برای توجه به اون هدر دهیم.

این شخص هم دیدگاههایی دارد و هرکس در ارائه دیدگاههای خود آزاد هست.

اما مساله، توهین ها و فحاشی های آشکار و ادامه دار وی درباره مشاهیر ایرانی و آثار و گذشته پرافتخار این سرزمین و اصرار ایشان بر این دیدگاههای مغرضانه هست که دوستاران فرهنگ و تاریخ این سرزمین را به واکنش واداشته هست

!ناصر پورپیرار در مطرح ساختن نظریات بسیار تاریخی خود درباره ایران و بویژه پوریم که عمدتاً اونها را در مجموعه کتابهای « تاملی در بنیان تاریخ ایران»


و وبلاگ خود نوشته اند، کاملاً ثابت نموده اند که درک و فهم درستی از موقعیت ممتاز جغرافیایی این سرزمین و ارتباطات گذشته ایرانیان با دیگر ملل جهان از چین گرفته تا مصر و از هند تا اروپا و پايه اً اندیشه ای درست از علم تاریخ ندارند

.این شخص دوره هزارو پانصد ساله پس از رویداد موهومی پوریم را یک دوره بسیار تاریک و سرزمین ایران را فاقد هیچگونه تمدن و حتی تجمع در اندازه یک روستا فرض می کند.

اما برعکس معتقد هست که طی این دوره تمدن و پیشرفت دانش و هنر در کشورهای اطراف مانند یونان، مصر، چین، هند و روم آغاز شد!! اتفاقاً ناصر پورپیرار در مطالبی که با کمال شتابزدگی و بدون هیچگونه مدرک و دلیل مطرح می کند، آغاز تمدن و پیشرفت دانش و فرهنگ

در این کشورها را مدیون پوریم می داند! یعنی معتقد هست که دانشمندان و اندیشمندان بومی سرزمین فلات ایران و بین النهرین به این کشورها فرار کرده و نتیجه فعالیتها و دستاوردهای خود را به این کشورها برده و عرضه نمودند! پس از دیدگاه هستاد کبیر تاریخ! در جهان هزارو پانصد ساله پس از پوریم، پهنه ایران و بین النهرین که تقریباً در میانه در قاره آسیا و اروپا و افریقا برنامه گرفته هست، از آثار تمدن و هنر و حتی زندگی بشری خالی بود اما در نقاط دیگر جهان امت در حال پیشرفت در همه مراحل زندگی و هنر بودند


!اکنون از زاویه دیگر و از دیدگاه دانش عمومی پیشرفت تمدن و داد و ستد میان ملل مختلف، دوران هزارو پانصد ساله پس از پوریم موهومی را بررسی می کنیم.

اگر به روند پیشرفت جوامع بشری در طول تاریخ دقت کنیم، می بینیم که یکی از شرایط بوجود آمدن تمدن و پیشرفت اون، وجود ارتباطات و تبادلات میان ملتها هست.

عمده شهرهایی که در طول تاریخ بوجود آمده و مشهور شده اند، اونهایی هستند که در کنار راههای ارتباطی زمینی، دریایی و رودخانه ها بنا شده اند.


هرگاه راهی در طول تاریخ محل رفت و آمد امت، عبورکاروانهای تجاری، مکان مبادلات کالاها و اندیشه ها و حتی لشکرکشی سپاهیان برنامه گرفته و همچنین امنیت در اون راه بربرنامه بود، شهرها و حتی روستاهای اطراف اون به شهرت رسیده رفت و آمد انسانها در اون افزایش یافته و تمدن در اون پیشرفت می کرد و اگر اون راه متروک و یا ناامن می شد نام شهرهای اطراف در طول تاریخ کمرنگ می شد

.

شهرهای کهن شوش در کنار کرخه، بابل در کنار فرات، ممفیس و تب در کنار رود نیل، شهرهای دمشق و سارد تا پکن در چین در کنار راه بسیار مشهور ابریشم، شهرهای مقدس مکه و مدینه برسر راههای کاروان رو قدیم در حجاز و دهها شهر دیگر روزگاری در جهان معاصر خود شهره بودند که بسیاری از اونها براثر حوادث روزگار و ناامنی های بوجود آمده شهرت و پیشرفت خود را از دست داده یا اون معروفیت سابق را ندارند

.

در جهان امروز راههای ارتباطات میان بشر تغییر نموده و علاوه بر تغییر مسیرهای ارتباطی، راههای جدیدی چون خطوط هوایی، راه آهن، اسکله های عظیم و ارتباطات کامپیوتری و دیجیتالی پا به عرصه ظهور گذاشته هست.

امروزه شهرهایی چون لندن در کنار رود تایمز، وین در کنار دانوب، شانگهای در چین، توکیو در ژاپن و شهر های ایالات متحده و صدها شهر و بندر به دلیل داشتن فرودگاههای پرترافیک، راه آهن پرتردد و مسیرهای جدید بین المللی در جهان شهرت یافته اند.

پیشرفت و ترقی بشر از همان راههای مالرو قدیمی آغاز شد و تا گشایش گذرگاههای نامرئی و دیجیتالی ادامه یافته هست

.اکنون به فلات ایران متمرکز شده و موقعیت اون و شهرهای اونرا بررسی می کنیم.

فلات ایران از شمال به دریای خزر، بیابانهای آسیای میانه و کوههای قفقاز و از جنوب به خلیج پارس و دریای عمان محدود بوده و در حد فاصل سرزمینهای چین و آسیای شرقی تا اروپا و آسیای صغیر و غرب واقع هست.

در روزگاران گذشته که راههای هوایی وجود نداشت و راههای عبوری از دریاهای دور و اقیانوس ها ایجاد نشده بود، اگر یک چینی یا مثلاً یک هندی می خواست از سرزمین خود به اروپا یا افریقا برود چاره ای نداشت که از فلات ایران عبور کند.

زیرا نه می توانست از اقیانوس های هند و آرام بگذرد و نه از شمال دریای خزر که از سرزمین سیبری تا بیابانهای آسیای میانه و جنگلهای انبوه روسیه کنونی با انبوهی از اقوام کوچنشین و بیابانگرد گسترده بود، عبور می کرد.

برعکس اگر مثلاً یک یونانی، یک رومی یا اهل مصر و آسیای صغیر می خواست خود را به هند، فلات تبت، چین یا ژاپن برساند باز هم برای اطمینان خاطر، باید از فلات ایران می گذشت.

فلات ایران دارای آب و هوایی نسبتاً معتدل بوده و آرایش کوهها و دشتها و هستبرنامه صحراها دراون به گونه ای هست که عبور کاروانهای تجاری و رفت و آمد بشر دراون تسهیل می شد

.می دانیم که هم در چین و هم در هند و در یونان، روم و در مصر و دیگر نقاط جهان تمدن وجود داشت و این تمدنها دارای ارتباط گوناگون فکری و تبادلات کالا و تجارت با یکدیگر بودند.

مثلاً اروپائیان با نامهای بودا و کنفوسیوس آشنا بوده و یا چینیان دین مسیح را می شناختند و یا علاقه داشتند محصولات ابریشم خود را به سایر نقاط جهان و از جمله اروپا صادر نمايند.

اروپائیان داستانهای مربوط به شفرمودیهای شرق را شنیده بودند و کنجکاو بودند که به معادن و منابع تامین کالاهای شرقی دست یابند.

در دوران قرون وسطی اروپائیان تمایل داشتند امپراتوران مغول در هند و چین و ایران را به آئین مسیح درآورند و با اونها برای حمله مشترک علیه مسلمانان پیمان نظامی ببندند.

وجود هیئتها و کاروانهای مختلف یونانی، رومی، ونیزی و...

در شرق دور از مسلمات تاریخ هست.

علاوه بر اون جلوه های زندگی در شرق و جاذبه های اون اروپائیان را وادار می ساخت تا در قالب هیئتهای مختلف تجاری به ارتباط با شرق دور و به ویژه چین و هند دست یابند

.

شرقیان هم علاقه مند بودند جهان غرب را بشناسند و محصولات خود را به اروپا و مصر و افریقا صادر نمایند.

ابریشم چین شهره جهانیان بود و راهی که این محصول به غرب می رفت بنام « جاده ابریشم» شهرت یافت.

چینیان ظروف سفالی خود را به غرب می فرستادند و ظروف چینی تا روزگار ما در همه جهان شهرت خود را نگه داشته هست.

بسیاری از محصولات کشاورزی مانند میوه، خشکبار و بذر گیاهان و درخت و گلهای مختلف و همچنین حیوانات از شرق به غرب راه یافت و وارد زندگی غربیان شد

.همه این آمد و شدها و دادو ستدها از سرزمین ایران و راههای ارتباطی اون و یا از بنادر خلیج پارس انجام می شد.

از وقت پیدایش تمدن راههایی چون راه ابریشم از دل خاک ایران می گذشت و رفت و آمدها در اون همراه با امنیت به پیشرفت و ترقی ملتهای درون این سرزمین کمک می کرد.

ایرانیان در طول تاریخ اهمیت راههای ارتباطی را می دانستند و به رغم وجود بحرانهای مختلف به شهادت مورخان و اسناد بجامانده از گذشته، راهها و جاده ای ایران در طول تاریخ از امن ترین راههای جهان بود

.هرگاه فرمانروایان در این سرزمین اهمیت راههای ارتباطی و داد و ستدهای گوناگون اونها را درمی یافتند، ایران به سرزمینی پیشرفته و قدرتمند تبدیل می شد که حکومت و تمدنهای اون نقشی آشکار در معادلات جهان روزگار خود را بازی می کردند.

هخامنشیان با توجه به این راهها و برقراری نظام عالی امنیتی و نگهداری از اونها به قدرتمندان بزرگ جهان باستان تبدیل شدند و « راه شاهی» که شهر « تخت جمشید» در پارس را به « سارد» در آسیای صغیر وصل می کرد و تنها بخشی از جاده های اون وقت بود، الگوی راهسازی همه امپراتوران از چین تا روم و حتی تا روزگار ما گشت.

بسیاری از کاروانسراها و آثار بجا مانده از پلهای مختلف در گوشه و کنار این سرزمین از سازه های عالی معماری عهد اشکانیان و ساسانیان هستند و نشان می دهند که تمدن های ایرانی اشکانی و ساسانی کاملاً اهمیت ارتباطات در عهد باستان را دریافته بودند

.از وجود همین راههای زمینی بود که ایرانیان به تجارت و دادو ستد با شرق و غرب می پرداختند و حاکمان خردمند با درک موقعیت ممتاز این سرزمین، سود سرشاری را بدست می آوردند.

در روزگار فرمانروایی اشکانیان « فولاد پارتی» و ظروف فلزی ایرانی شهره همه جهانیان بود و محصولات ایرانی از طریق همین راههای باستانی به دورترین نقاط جهان حمل می شد.

هم اشکانیان و هم ساسانیان موقعیت حساس این سرزمین را درک می کردند و هرگاه وقت اقتضا می کرد با بستن عوارض گمرکی بر سر راههای تجارتی شرق و غرب، باعث افزایش قیمت محصولات صادراتی به چین یا روم می شدند و از این راه تلاش می کردند نقشه های رومیان را در بستن پیمان با اقوام هون یا ترک و یا امپراتوران چین برهم بزنند.

اعزام سفیر به دربار امپراتوری های روم و چین و ایجاد روابط دیپلماسی با اونها امری کاملاً اثبات شده و ثبت شده در کتب و مدارک تاریخی هست.

همچنین سلسله های اشکانی و ساسانی موقعیت مناطقی چون ارمنستان را که یک چهارراه بازرگانی میان ایران، بین النهرین، سوریه و قفقاز بود، درک می کردند.

سیادت بر ارمنستان برای ایرانیان حیاتی بود و بیشترین جنگهای ایرانیان و روم بر سر کنترل اون و بدست آوردن معادن اون انجام می شد

.علاوه بر راههای زمینی، راههای دریایی از طریق خلیج پارس کالاهای گوناگون را به دورترین نقاط جهان شناخته شده اون روزگار حمل می کرد.

داریوش بزرگ اهمیت تجارت دریایی را دریافت و فرمان داد تا با هستفاده از دانش مهندسی ایرانی، رود نیل را به دریای سرخ پیوند زنند تا کشتیها بتوانند از یونان و بنادر دریای مدیترانه به هند و «دریایی که از پارس آید ( خلیج پارس) » رفت و آمد نمايند.

همچنین این شاه اندیشمند و خردمند هیئتهای اکتشافی را برای کشف مسیرهای دریایی به دریای عمان، اقیانوس هند و دریای سرخ فرستاد

.در روزگار شاهنشاهی اشکانیان و ساسانیان بنادر دریای پارس در همه جهان اون روز از آسیای جنوب شرقی تا مرزهای اسپانیا شناخته شده بودند.

آثار یافت شده نشان می دهد که بندر سیراف بزرگترین پایگاه دریایی حمل و نقل در خلیج پارس بود.

نام بنادری چون « بهمنشیر»، « دیلم»، « بوشهر» و « تنگه هرمز» آشکارا ایرانی هست.

جزیره هرمز به تنهایی دارای یک نیروی دریایی عظیم بود که امنیت کشتیهای عبوری را در همه مسیرهای خلیج پارس تامین می ساخت.

بنادر ایرانی خلیج پارس محصولات و کالاهای گوناگون را از کشتیهای رسیده از دورترین نقاط جهان اون روز دریافت می کردند و سپس اونها را به مسیرهای زمینی می سپردند.

از همین حمل و نقل دریایی بود که داستانهای زیبایی چون
« سفرنامه سندباد» و ماجراهای « مارکوپولوی ونیزی» بوجود آمد.

حمل و نقل همیشه میان شرق و غرب جهان دایر بوده و خواهد بود

.وجود شهرهایی چون نیشابور، سبزوار، سمنان، ری، تبریز، اصفهان، یزد، شیراز، همدان، کرمان و...

خود موید رونق اقتصادی ایران و وجود راههای مهم تجارتی در خاک ایران هست.

اکثر شهرهای فلات ایران نه در کنار رودخانه ها و در ساحل دریا بلکه در کنار راههای مشهور مبادلاتی و از جمله راه مشهور ابریشم برپا شده و پیدایش اونها بطور ناگهانی و یک شبه و بر پايه دیدگاههای کاملاً تاریخی ناصر پورپیرار در قرن سوم هجری صورت نپذیرفته هست.

بلکه اونها محصول صدها و بلکه هزاران سال ارتباط فرهنگی و دادوستد میان ملل مختلف شرق و غرب بوده و کنترل و حکمرانی بر اونها و ایجاد امنیت و آسایش برای کاروانهای گوناگون به معنی سیادت بر آمد و شدها و درنتیجه کسب قدرت و اعتبار و ثروت برای ایرانیان بود

.ناصر پورپیرار با ساختن فرضیه پوریم و دوران تاریکی هزارو پانصد ساله پس از اون، واقعاً نادانی و عدم آگاهی خود را از موقعیت جغرافیایی ایران در تاریخ به نمایش گذارده هست.

این شخص حتی یک اندیشه ساده برای منطقی نمودن داستان پوریم ننموده و هدفش فقط ضربه زدن به پايه تاریخ ثبت شده این سرزمین با هر روش ممکن هست.

دهها دلیل و برهان برای برهم زدن فرضیه پوریم موهومی این به اصطلاح تاریخدان کافی هست

.در سده نخست هجری وجود بسیاری از شهرهایی که اکنون در نقشه های جغرافیایی دیده می شود، ثابت شده هست.

شهر « ری» که در کتیبه بیستون نیز از اون یاد شده هست در سده نخست هجری چنان مهم بود که « عمر سعد» برای رسیدن به حکومت اون حاضر شد امام حسین (علیه السلام) را در دشت کربلا به شهادت رساند.

در تاریخ شیعه معروف هست که وجوهات نقدی شیعیان در شهرهای « قم» و «کاشان» گردآوری شده و برای تقسیم میان نیازمندان به ائمه اطهار(علیه السلام) می رسید.

شهر « مرو» که باز هم نامش در کتیبه بیستون آمده هست، پایتخت مامون خلیفه عباسی بود و از مسلمات تاریخ هست که این خلیفه حضرت امام رضا (علیه السلام) امام هشتم شیعیان را از شهر مدینه به پایتخت خود آورد و اون حضرت از شهرهای بسیاری در ایران و از جمله ری و نیشاپور گذشت تا به شهر « توس» در خراسان رسید و در این شهر به شهادت رسید و محل شهادت ایشان به «مشهد مقدس» معروف شد

.پس دیدگاههای هستاد پوریم شناس کبیر!! در اینکه رویدادی بنام پوریم اون هم بسیار وحشتناک اتفاق افتاده و تا 1500 سال پس از اون « هیچ تجمع آدمی در حد یک دهکده در فلات ایران نبوده هست»، از دیدگاه پایه های بسیار ساده و دانش تاریخ، فاقد هرگونه ارزش و اعتبار هست و معلوم نیست که ناصر پورپیرار در سرهم بندی این قصه چرا اینقدر ناآگاهی و نادانی خود را به نمایش گذارده هست


!اگر پس از پوریم هیچ تمدن و حتی موجود جنبنده ای در ایران وجود نداشت پس اینهمه شهر و روستا از کجا در این سرزمین بوجود آمده اند که هرکدام سرگذشتی منحصر به خود را دارند و چگونه هست که نام بیشترین اونها ایرانی و پارسی هست.

ریشه ایرانی نام بسیاری از شهرها و مناطق این سرزمین و کشورهای اطراف کاملاً آشکار هست.

بلخ همان باختر متون کهن، شبرغان همان شاپورگان، هرات همان هریا ( ثبت شده در کتیبه بیستون)، خیوه همان خوارزم، عشق آباد همان اشک آباد، گرگان همان وهرکانه، طبرستان همان تپورستان، نیشابور همان نیشاپور(شهر جدید شاپور)، قزوین همان کاسپین، همدان همان هگمتانه (به معنی محل تلاقی راهها)، کنگاور همان کنگوبار(پرورش دهنده دختر)، اصفهان همان اسپهان(محل تجمع سپاهیان)، کرمان همان گرمانیا، یزد همان یزته

( نیایشگاه)، اردکان همان آرته کانه (خانه مقدس)، ابرقو همان ابرکوه، اردبیل همان آرتاویر(یاد مقدس)، آذربایجان همان آثرپاتگان(جایگاه آتش)، بیستون همان بغستان(جایگاه خدا)، بردسیر همان به اردشیر، بهمنشیر همان بهمن اردشیر، بغداد همان بغه داته (خداداد) و عراق همان ایراک ( ایران کوچک) و...

هستند و نام دهها شهر و روستا و حتی کشورها در آسیا نامشان با پسوندهای فارسی«آباد» (مانند اسلام آباد) و « ستان» (مانند تاجیکستان) تشکیل یافته هست

.

ناصر! با عبارات ناشیانه ای درباره سرزمین ایران مرکزی که اونرا دارای « اضلاعی به طول 800 کیلومتر» می دانند، می فرمایند:

« مربعی که علی رغم گستردگی غول آسا، مورد عنایت طبیعت نبوده و نیست، نزدیک به تمامی اون لم یزرع هست و جز زاینده رود نهر بزرگ دیگری دراون جریان ندارد.

درواقع موقعیت این مربع کویری پهناور نه فقط جذابیت طبیعی فراخوانی مهاجرین به درون خویش را نداشته بل خود اصلی ترین علت جدایی و انزوای تجمع های تشکیل شده پس از اسلام، در چارچوب مرزهای ایران بوده هست که اینک ایران نامیده می شود.»

این شخص جواب نمی دهد که چگونه و از چه وقتی این سرزمین « ایران» نامیده شده و چرا در صدر اسلام خلیفه های اول و دوم و سوم دست به جمع آوری سپاه زده و سپاه اونها تا همین ایران مرکزی و بلکه تا آسیای میانه پیش رفتند و اصولاً اعراب در این سرزمین پوریم زده می خواستند امت چه شهری و چه روستایی را به دین اسلام درآورند؟می دانیم که در سوریه، مصر و تا شمال افریقا و حتی اسپانیا تجمع آدمی وجود داشت و ماجراهای فتح شهرهای بیت المقدس، دمشق، اسکندریه، کارتاژ و شمال افریقا و حتی ارسال نیرو برای تصرف سیسیل و برنامه ریزی برای فتح رم در ایتالیا توسط اعراب انجام پذیرفته و از مسلمات تاریخ هستند.

اما طبق نظر این به اصطلاح تاریخ دان! در برهوت پوریم زده ایران شهر و تمدنی وجود نداشت که مسلمانان اونرا فتح نمايند و ماجراهای فتح شهرهای نهاوند، همدان، ری و حتی آسیای میانه تا وقت خلیفه سوم، یک خالی بندی یهودی هست

!! ناصر در دیدگاههای بسیار تاریخی خود!! می فرمایند که شهر نیشابور شهری یهودی نشین بوده و اونها بطور ناگهانی و در قرن سوم هجری اونرا بنا نموده اند! خوانندگان محترم از این شخص بی خرد بپرسند که آیا شهرهای ری، نهاوند، همدان، تبریز، زنجان، شیراز، اصفهان، کرمان، کرمانشاه و دهها شهر دیگر در این سرزمین را هم یهودیان برای کتمان پوریم « جعل» نموده اند؟ آیا این شهرها اسباب بازی بودند که گروهی یهودی و مزدوران اونها یک شبه اونها را مونتاژ نمايند یا اینکه ناصر خان ناگهان در سال 1379 در عالم خواب به کشف بسیار عظیم و تاریخی خود دست یافته و در رویا دیدند که یهودیان در حال چیدن آجر یا کشیدن دیوار برای ساختن بنایی هستند که یکی از اونها از دهانش کلمه نیشابور بیرون آمد و ناصر خان پس از اون، کشف خود را به جهان فراخوان نمود

!ایرانیان ملتی سربلند، متمدن، شهرساز و معمار با سازه های عالی به سبک ملی بودند و نیازی نداشتند که یهودیان یا هر بیگانه دیگر برای اونها شهر سازی نمايند.


بسیاری از سازه های معماری که در جهان وجود دارند (مانند مسجد ایاصوفیا، تاج محل و یا کلیساهای رم، فلورانس و...) دارای الگوی معماری کاملاً ایرانی و به ویژه همان چهارتاقی های کهن ایرانی هستند و همه شهرها و روستاهای این سرزمین و فرهنگ و سنت جاری در اونها محصول تلاش هزاران سال مردان و زنان این مرزو بوم هست که تاریخ پر افتخار ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی بخشی از اون را تشکیل می دهند.


13:

سیزده بدر،روز رهایی از چنگ یهود



در کتاب های تاریخی آمده هست در سالهای 519 تا 465 پیش از میلاد مسیح، پادشاهی به نام خشایارشا (خشایار شاه) که در ادبیات عهد عتیق به اون «اَخَشوِرُوش» می گویند که پسر داریوش و از خاندان هخامنشیان بوده ، در بیش از نیمی از کره زمین حکومت می کرده هست.

در باره خشایارشا (خشایارشاه) همه چیز فرموده اند .

مثلاً فرموده اند پادشاهی سفاک و خونریز و یا بزرگ منشی دادگر بوده و یا ...

نمی خواهم پیرامون او سخن بگویم که سخن پیرامون او ورق زدن تاریخ پانصد سال پیش از میلاد را می طلبد .درباره این پادشاه از سه طریق اطلاعاتی به دست ما رسیده هست.اولین راه کتاب تاریخ هرودوت هست که جریان جنگهای یونان وایران را به تفصیل بیان می دارد.دومین منبع یافته های باستان شناسی هست و سومین منبع اطلاعات مندرج در عهد عتیق کتاب مقدس یهودیان درباره این شاه ایرانی هست.منبعی که کمتر به اون در ایران توجه شده هست.در سفر هستر این کتاب به تفصیل وقایع سیاسی دوران این پادشاه بیان شده هست.

بر طبق اطلاعات مندرج در عهد عتیق خشایارشاه را ملکه ای و شهربانویی بود عفیف و باحیا، به نام "وشتی" که در زیبایی نیز شهره بلاد بود.



شاه ایران زمین که در پایان جشن 180 روزه از باده نوشی بدمست گردیده بود، در هنگام بدمستی ، شهربانو را می طلبد تا او را به اغیار بنمایاند.

ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می زند و شاه خشمگین، او را از شهربانویی ساقط می نماید.

یهودیان که در سراسر ایران ، نفوذ فراوان داشتند، جسارتشان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج هستنکاف می نمودند و این هستنکاف باعث شده بود که "هامان" صدراعظم خشایارشاه بر علیه اونان بشورد و اونان را در تنگنا برنامه دهد و یا حتی دستور قتل برخی از اونان را صادر نماید، البته یهودیان در برخی کتاب های خود می گویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل هامان نمی گردد، او و اتباعش مورد غضب هامان برنامه گرفته و تهدید به مرگ می شوند.





یهودیان به شکرانه این هولوکاست بزرگ و قتل عام فجیع، جشنی را برافراشتند و اسم اون جشن را عید پوریم و یا عید ایرانی کشان نام گذاری کردند.




الکلام ؛ یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند چاره می اندیشند و از این موقعيت هستفاده کرده و دخترکی یهودی به نام "استر" را به عنوان ملکه و شهربانوی کشور به پادشاه معرفی می نمايند .




شاه سست عنصر نیز، وقتی زیبایی و صباحت وجه او را می بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون اونکه بداند او یهودی هست و یا خواهرزاده و یا پسرعموی "مردخای" رهبر مذهبی یهودیان ایران هست .



"اِستِر" ملکه ایران می شود و با نقشه های "مردخای" دایی و یا عموی خود "هامان" صدراعظم خشایارشاه را از تخت صدر اعظمی به زیر می کشد و ساقط می نماید و به همراه 10 پسرش به مرگ محکوم می کند و این تراژدی غمبار قتل امیرکبیر در وقت ناصرقاجاری را تداعی می کند.





یهودیان؛ حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می گردند و البته اونان در برخی کتب خود آورده اند که "هامان" در نزد "مردخای" توبه نموده هست که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را می دهند.

یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم گشتند از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز بیش از هفتاد و پنج هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام گشتند و در برخی نقل ها این تعداد تا پانصد هزار نفر نیز نقل شده هست* .



یهودیان از اون تاریخ، به یاد این رویداد که به موجب اون از یک یهودی کشی، رهایی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن می‌گیرند و اون وقایع را «پوریم» می‌نامند.

ایرانیان؛ پس از سه روز قتل و غارت یهودیان از دست ستم اونان به کوهها و بلندی ها و دشت ها، پناه بردند تا از اونان در امان باشند در تاریخ آورده اند که این روز رهایی، روز سیزده فروردین بوده هست و یهودیان نیز به شکرانه این هولوکاست بزرگ و قتل عام فجیع، جشنی را برافراشتند و اسم اون جشن را عید پوریم و یا عید ایرانی کشان نام گذاری کردند.



"اِستِر" نام آخرین دفتر از کتاب تورات هست این کتاب در اواخر عصر هخامشنیان نوشته شده و احکام اون شفرمود آور و در خدمت تباهی و فساد در تمام دوران جهان می باشد.



قراون کریم نیز یهودیان را بدترین امت در قبال مومنان،برشمرده و مسیحیان را نزدیک ترین دوستان مومنان، در جزء 7 سوره مائدة آیه 82 می فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ یعنی : بطور مسلّم‏، دشمن ترین امت نسبت به مؤمنان را، یهود و مشركان خواهى یافت‏؛ و نزدیكترین دوستان به مؤمنان را كسانى مى‏یابى كه مى‏گویند: ما نصارى هستیم (مسیحیان) این به خاطر اون هست كه در میان اونها، افرادى عالم و تارك دنیا هستند؛ و اونها [در برابر حق‏] تكبّر نمى‏ورزند.



و در تاریخ یهود نیز چون ملاحظه شود این عداوت و دشمنی و سرسختی و نژادپرستی اونان حتی نسبت به خویشانشان کاملاً مشهود هست.

مثلاً اونان حتی در نژاد یهود، فرزندان "یهودا" را بر سایر فرزندان یعقوب و بنی اسرائیل مقدم می دارند.





یهودیان در جشن پوریم دو بار کتاب "استر" را می خوانند، در برخی شهرها مراسم "هامان سوزی" برپا می دارند ، اونان مجسمه های "هامان" را می سازند و می سوزانند و به پایکوبی مشغول می شوند طبق نقل ها و نوشته های خودشان، اونان نانهایی به شکل گوش هامان و یا خود هامان می پزند و سر اونرا می برند و می خورند و اینچنین این روز نحس را بزرگ می دارند .



یهودیان در عید پوریم، خمیری درست می نمايند که از خون غیریهودی در فتیر اون می ریزند و این خمیر نزد خاخام ها در ایام این عید باید باشد و یهودیان از این نان به فرخندگی معجزه بزرگ اِستِر می خورند.

اونان نجاتشان از دست ایرانیان را معجزه هستر شهربانوی یهودی ایران می دانند.



قبر مردخای و هستر در همدان واقع شده و متاسفانه زیارتگاه کلیمیان هست و سند زنده جنایت یهودیان بر علیه پارسیان و ایرانیان هست که یهودیان در کمال امنیت و آرامش در اون رفت و شد دارند .




14:

* مثلا فقط در شهر شوش که پایتخت هخامنشیان بوده هست اونها 500نفر از جمله 10پسرهامان به نام‌های فرشنداتا، دلفون، اسفاتا، فوراتا، ادلیا، اریداتا، فرمشتا، اریسای، اریدای و ویزاتا را کشتند.


سپس این کشتار هستر از پادشاه خواست تا اجساد ده پسر هامان را به دار بیاویزند و از پادشاه خواست تا به یهودیان اجازه بدهد تا کارشان را فردا نیز ادامه بدهند.

با موافقت پادشاه ، یهودیان 300نفر دیگر را در پایتخت کشتند.در سایر شهرها نیز یهودیان از خود دفاع کردند و اونها بیش از 75000تا پانصد هزار نفر از پارسیان را کشتند و اموالشان را غارت کردند.

این کار در روز سیزدهم ماه آدار انجام گرفت و اونها روز بعد، یعنی چهاردهم آدار پیروزی خود را جشن گرفتند ونام این عید را پوریم نهادند .
برای اینکه تعصب بی مورد نشون ندیم : خشایارشاه هخامنشی در تاریخ از طریق دو منبع شناخته می شود.ابتدا تاریخ هرودوت و دوم سفر هستر عهد عتیق.طبق یافته های باستانشناسی نیز و اطلاعات مکتوب او یکی از پادشاهان بزرگ ایران باستان بوده هست.اما این مساله به معنای بی عیب بودن او نیست.پادشاهان بزرگ اشتباهات بزرگی داشته اند که نتایج وحشتناکی در پی داشته هست.همانگونه که می دانید عهد عتیق یا کتاب مقدس یهودیان که مسیحیان نیز بدان اعتقاد دارند یک سفر(کتاب)خود را به اون اختصاص داده اند.این نشان دهنده اهمیت اتفاقاتی هست که در اون موقع ایران باستان می افتاده هست.در این سفر می توانید مشروح این وقایع را بخوانید بهترین منبع خود سفر هستر در عهد عتیق هست که می توانید به ترجمه فارسی اون مراجعه نمایید.

در متن سفر هستر چنین آمده هست: روز سيزدهم ادار، يعنی روزی که برنامه بود فرمان پادشاه به مرحله ء اجرا درآيد، فرا رسيد.

در اين روز، دشمنان يهود اميدوار بودند بر يهوديان غلبه يابند، از اما قضي برعكس شد و يهوديان بر دشمنان خود پيروز شدند.

در سراسر مملكت،یهوديان در شهرهای خود جمع شدند تا به اونانی که قصد آزارشان را داشتند، حمله نمايند.

همه امت از يهوديان می ترسيدند و جرأت نمی آردند در برابرشان بايستند.

تمام حاکمان و هستانداران ، مقامات مملكتی و درباريان از ترس مردخای، به يهوديان کمک می کردند.زيرا مردخای از شخصيت های برجسته دربار شده بود و در سراسر مملكت ، شهرت فراوانداشت و روز بروز بر قدرتش اضافه کرده می شد.به اين ترتيب يهوديان به دشمنان خود حمله کردند و اونها را از دم شمشير گذراند و کشتند.اونها در شهر شوش که پایتخت بود علاوه بر فرزندان هامان 500 نفر را کشتند.

دشمن يهوديان، نيز جزو اين کشته شدگان بودند.اسامی اونها عبارت بود از: فرشنداتا، دلفون ، اسفاتا، فوراتا، ادليا، اريداتا، فرمشتا، اريسای، اريدای ،ايشانزاتا.

اما يهوديان اموال دشمنان را غار ت نكردند.

در اون روز، آمار آشته شدگان پايتخت بعرض پادشاه رسيد.

سپس او ملكه هستر را خواست وفرمود يهوديان تنها در پايتخت 500 نفر را کشته اند پس در بقیه شهرهای مملکت چه کرده اند! آيا درخواستديگری نيز داری؟ هر چه بخواهی به تو می دهم .

بگو درخواست تو چيست هستر فرمود :پادشاها، اگر صلا ح بدانيد به يهوديان پايتخت اجازه دهيد کاری را که امروز کرده اند،فردا هم ادامه دهند، و اجساد ده پسر هاما ن را نيزبه دار بياايشانزند.پادشاه با اين درخواست هستر هم موافقت کرد وفرمان او در شوش فراخوان شد.

اجساد پسران هامان نيز به دار آايشانخته شد.

پس روز بعد، باز يهوديا ن پايتخت جمع شدند و 300 نفر ديگر را آشتند، ولی به مال اونها دست درازی نكردند.بقيه ء يهوديان در ساير هستانها نيز جمع شدند و ازخود دفاع آردند.

اونها 75000 نفر از دشمنان خودرا کشتند و از شر اونها رهايی يافتند، ولی اموالشان را غارت نكردند اين کار در روز سيزدهم ماه ادار انجا م گرفت و اونها روز بعد، يعنی چهاردهم ادار پيروزی خود را با شادی فراوان جشن گرفتند.

اما يهوديان شوش ، روز پانزدهم ادار را جشن گرفتند، زيرا در روزهای سيزدهم و چهاردهم ،دشمنان خود را می کشتند.

يهوديانِ روستاها به اين مناسبت روز چهاردهم ادار را با شادی جشن می گيرند و به هم هديه می دهند.

دوست عزیز این متن به صراحت از یک هولوکاست بزرگ از سوی یهودیان علیه ایرانیان باستان حکایت می کند.ممکن هست در متن مورد نظر شما برای متمدن نشان دادن این قوم این بخش را حذف کرده باشند اما با مراجعه به عهد عتیق می توانید روایت قتل عام 75000 هزار ایرانی را ملاحظه نمایید.

15:

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)


طبق مندرجات کتب مذهبی یهود در 13 آدار سال 3405 عبری در سرزمین بزرگ پارس توطئه شوم برای شهروندان یهودی در شرف انجام بود که با همبستگی یهودیان بویژه با سیاست های مدبرانه پیرمردی روحانی بنام مردخای و فداکاری دختر عمویش هستر، معجزه ای به وقوع می پیوندد که باعث عقیم ماندن یک فاجعه (گزرا) میشود.

شرح کامل این واقعه در یکی از کتب مقدس یهود بنام مگیلت (طومار) هستر نگاشته شده هست.

در سال 3396 مطابق با 367 قبل از میلاد، خشایارشاه (احشورش) فرزند داریوش هخامنشی پادشاه ایران، ضیافتی باشکوه به مدت هفت شبانه روز برای نمایش اقتدار خویش ترتیب میدهد و فرمان میدهد به تمام ساکنان (شوش) هدایایی عطا شود.

طی این مدت طبق میل و رضای هر کس به او خوراک و اشربه داده شود، هرکس اونچه را طلب کند در اختیارش بگذارند و تمام مدعوین می توانند در باغ اندرونی قصر به حضورش شرفیاب شوند.

در اون شب پادشاه در حال مستی از همسرش (وشتی) میخواهد در میان مدعوین حضور یابد، اما ملکه از این امر امتناع ورزیده و از آمدن خودداری میکند.

اخشورش بر او غضب نموده و بی درنگ او را از مقامش عزل و به دست جلاد می سپارد.

دیری نمی گذرد پادشاه از عمل خویش احساس ندامت میکند و بلافاصله اقدام به جستجوی جانشین دیگری جهت ملکه ایران مینماید.

از میان هزاران نفر واجد شرایط از 127 هستان ایران دختری یهودی بنام هستر انتخاب میشود و به همسری خشایارشاه درآمده و ملکه ایران میشود.

مردخای همانند پدری دلسوز همواره با نصایح و رهنمودهایش از هستر حمایت میکند و از او میخواهد از اونچه که پیش آمده، نهراسد و این سرنوشت را بپذیرد؛ یقینا حکمتی الهی در اون نهفته هست.

مردخای بعنوان رهبر مذهبی یهودیان در دربار سلطنتی رها یافته هست اما بخاطر اعتقاداتش و داشتن عقاید یکتا پرستی، با یکی از وزرای مشرک پادشاه بنام هامان اختلاف نظر عمیقی پیدا میکند و بدلیل عدم پذیرش عقاید او و سجده نکردن در مقابل بتی که بصورت آویز بر گردن هامان آویزان بود، باعث میشود که هامان این رفتار مردخای را بعنوان نماینده تفکر یهود، توهین و تمرد به خود تلقی کرده، توطئه ای را علیه یهودیان اون وقت با جلب نظر اخشورش طرح کند.

هامان برای نیل به اهداف شیطانی خود از تمام توان خویش بهره می جوید.

او با غیبت های مکرر اخشورش را متقاعد میکند که یهودیان شهروندان بدی هستند که نسبت به قوانین مملکتی سرکشی مینمايند و از پرداخت مالیات امتناع می ورزند.

عاقبت موفق میشود با پیشنهاد نمودن مقادیر زیادی نقره به ارزش ده هزار کنتال به خزانه سلطان بعنوان خونبها، مهر سلطنتی را جهت نابودی ملتی که حاضر نشدند در مقابل بت بعل سجده نمایند در اختیار بگیرد.

به همین منظور قرعه انداخت و سیزدهم ماه آدار را اشتباهاً با هفتم ماه آدار که ماه تولد و وفات حضرت موسی هست در نظر گرفت و برای اجرای حکم قتل عام یهودیان انتخاب میکند.

وی کاتبان را احضار مینماید تا این فرمان را بنویسند و به چابکترین سواران و پیک های ماهر بدهند تا به همه هستانها ابلاغ نمايند.

در فرمان ابلاغ شده بود که این دستور محرمانه و جدی هست و شروع اون روز سیزدهم ماه آدار هست.

و تاکید شده بود در اون روز قوم یهود قتل عام شوند و مجال فرار به کسی داده نشود و همان روز کار را خاتمه دهند.

مردخای پس از آگاهی از این توطئه شوم به هستر ملکه پیغام میدهد و او را نسبت به مسئله خونبها و حکم قتل عام یهودیان مطلع می سازد و از او میخواهد تا با هستفاده از مقام خود در رفع این خطر تلاش کند و یادآور میشود، اکنون وقتی هست که باید دین خود را به جامعه ات ادا کنی زیرا خداوند تو را برای چنین روزی در نظر گرفته و به مقام بالا رسانیده هست.

یهودیان به توصیه هستر و مردخای سه روز تعنیت (روزه) میگیرند و با دعا به رحمت الهی متوسل میشوند.

هستر هم وقت با روزه یهودیان، ترتیب ملاقات و مذاکره با پادشاه را برای بیان واقعیت توطئه هامان و درخواست کمک برای جامعه اش فراهم میکند.

ضمن صحبت هایش، خدمات مردخای را در جهت کشف توطئه سوءقصد به جان پادشاه را یادآور میشود.

هستر موفق میشود نظر پادشاه را به حقیقت معطوف و خطر را از یهودیان دور کند.

یهودیان جهان قرنهاست پوریم را در شرایط مختلف به یاد آورده و گرامی میدارند.

زیرا این رویداد مهم تاریخی از این جهت حائز اهمیت هست که پس از خرابی بیت همیقداش، برای اولین بار میرفت تا یک تجربه تلخ و یک فاجعه دیگر برای یهودیان در گالوت تکرار شود.

از سویی دیگر میتواند پیام آور این باشد که یهودیان ایران با داشتن سابقه طولانی بیش از 2700 سال از اصیل ترین یهودیان دنیا می باشند.

همچنین پوریم نه تنها بعنوان یک جشن مذهبی از جایگاه ویژه ای برخوردار هست، بلکه مانند دیگر اعیاد یهودیان دارای یک زیر بنای فرهنگی، مذهبی خاص میباشد.

قدری تعمق و تحلیل درباره مگیلت هستر در قیاس با کتاب مقدس تورا این امکان مهیا میشود که بتوان به نکاتی پرمحتوا و با ارزشی دست یافت.

بطور مثال میتوان در این نوشتار به تقدیر الهی اشاره کرد که چگونه در پوشش حادثه ای به ظاهر اتفاقی و عادی، با اعمال و نیات انسانهای عادی جلوه نماید.

گاه این مقدرات در ابتدا غیر قابل درک و عجیب به نظر میرسد، اما با گذشت وقت و نگاهی کلی به تاریخ، تصویری به مراتب زیباتر از این حکمت و هدایت الهی بدست خواهد آمد.

در فرهنگ لغت پارسی باستان واژه پوریم از ریشه پور به معنی قرعه آورده شده هست.

رسم هست همه ساله در روز سیزدهم ماه آدار به یاد سه روز روزه داری، یهودیان یک روز تعنیت میگیرند، در شب سیزدهم و روز چهاردهم ماه آدار مگیلای هستر از روی طومار مخصوصی خوانده میشود و مراسم جشن پوریم یا قرعه ها انجام میشود.

هنگام مطالعهمگیلای هستر، هربار که نام هامان ذکر میشود بچه ها سوتها و قارقارک های خود را به صدا در می آورند و به همراه بزرگترها پای خود را به زمین می کوبند.

ارسال هدایای خوراکی یا نوشیدنی برای دوستان و آشنایان و کمک به مستمندان جزء فرایض دینی این جشن بشمار میرود.

در جشن پوریم جوانان لباسهای مخصوص می پوشند، ماسکهای گوناگون به چهره میزنند و در کارناوال ها شرکت کرده و به رقص و پایکوبی می پردازند

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
هرساله روز 13فروردین را به عنوان روز طبیعت جشن میگیریم
هرساله روز 13فروردین را به عنوان روز طبیعت جشن میگیریم...

کدام یک از دوستان از روز پوریم یا جشن پوریم اطلاع دارد؟ آیا می دانستید در روز 13 فروردین در وقت خشایارشاه 77هزار ایرانی بدست یهودیان قتل عام شدند؟این 77هزار نفر بر پايه مستنداتی هست که از تورات هستخراج شده هست و برخی مورخان این آمار را جعلی و امار واقعی را 500هزار نفر می دانند....

کوروش کبیر، پادشاه مومن پارس، یکی از مهمترین کارهایش نجات یهودیان و آوردن ایشان به ایران بود!؛ در کنار این کوروش و داریوش به شدت به گسترش و غنای فرهنگ پارسی و زرتشتی کمک کردند و عدالت و تقیدشان به حقوق بشر بر هیچ کس پوشیده نیست؛ با این حال خشایار شاه از خائن ترین افراد به فرهنگ پارس و آیین زرتشت بود!
"خشایار شاه ملکه ای داشت به نام ملکه وشتی که یک بانوی عفیف ایرانی بود، در عین حال هستر دختری یهودی به کمک پسر عمویش مردخای که از همان قوم نجات یافته بودند به دربار راه یافت؛ در یکی از مراسم ها باده گساری خشایارشاه از ماکه وشتی می خواهد که خود را بر حاضران عرضه کند، ولی ملکه وشتی از این کار سرباز می زند، و این موقعیتی برای هستر و مردخای بود که جایگاه خود را ارتقا دهند و بدین صورت هستر با پیروی اش از خشایارشاه فاسد خود را محبوب و نافذ می کند، ملکه وشتی منزوی می شود و هستر ملکه ایران می گردد، کار به جایی می رسد که هستر و مردخای اجازه ی دستور می یابند و مهر پادشاه در اختیارشان برنامه می گیرد، به دستور ایشان «هامان» وزیر ملی گرای پارسی کشته می شود، و 77هزار ایرانی قتل عام می گردند، (یعنی از هر 11نفر یک نفر)، و مردخای جایگزین هامان می گردد"
این روایت در کتاب سفر هستر تورات بدین صورت نقل می شود:
«پس یهودیان جمیع دشمنان خویش را به دم شمشیر زده کشتند و هلاک کردند و با ایشان هر چه خواستند به عمل آوردند ...

یهودیان در دارالسلطنه شوشن (شوش)پانصد نفر را کشته و هلاک کردند ...

در روز چهاردهم ماه آذار نیز جمع شده سیصد نفر را در شوشن کشتند ...

و سایر یهودیانی که در ولایات پادشاه بودند جمع شده و ...

هفتاد و هفت هزار نفر از مغبضان خویش را کشتند ...

و آرام یافتند.

و اون روز رابزم و شادمانی نگاه داشتند.

...

اون روزها را از اسم «پور» (در عبری به معنای قرعه) پوریم نامیدند ...

یهودیان این را فریضه ساختند و اون را بر ذمه خود و ذریت خویش و همه کسانی که به ایشان ملحق شوند گرفتند که تبدیل نشود و اون دو روز را بر حسب کتابت اونها و وقت معین اونها سال به سال نگاه دارند و این روزهای پوریم از میان یهود منسوخ نشود و یادگاری اونها از ذریت ایشان نابود نگردد.

(عهد عتیق، سفر هستر باب 9)»

حتی با تحقیقات جدید دسته ای از تاریخ دانان و باستان شناسان ایرانی روی بنای پارسه مشخص شده هست که نه تنها تخت جمشید توسط اسکندر آتش زده نشده هست، بلکه احتمالا به دلیل یک فاجعه، نسل کشی یا چیزی شبیه این ساخت اون در نیمه متوقف شده هست! که به دلیل اینکه از حوصله این مطلب خارج هست شرحش را می گذارم برای بعد.

برخی اعتقاد دارند که این نسل کشی را میتوان نوعی هولوکاست به حساب آورد.

هولوکاستی که به فرموده کتاب مقدس در طی ۳ روز اتفاق افتاده و در طی اون 77 هزار ایرانی به قتل رسیده اند.

هولوکاستی که روز به انجام رسانیدن اون یکی از بزرگترین جشنهای آیینی محسوب میشود ،در روز اول اون برای شکرگزاری به درگاه خدا روزه گرفته و در روزهای بعد به رقص و پایکوبی پرداخته و خدا را به خاطر این معجزه و نسل کشی عظیم شکر مینمايند.

چگونه هست که یهودیان در قبال واقعه ای مانند هولوکاست که سندیت اون مورد تردید هست اینگونه آه و فغان سرداده و داستانها و فیلمهای متعددی برای محکوم کردن اون میسازند و اجازه نمیدهند هیچکس درباره وجود داشتن اون به خود تردیدی راه دهد اما به خود اجازه میدهند روزی را که قتل عامی بدتر از نازیها را در قبال ایرانیان به اسم ضدیهود داشته جشن بگیرند؟ اون هم ایرانیانی که اونها را پس از آواره شدن در کشور خود راه داده و اجازه زندگی مستقل و آزاد را به اونها داده اند؟ این جشن گرفتن قوم یهود در تمام دنیا حتی در ایران در حالی صورت میگیرد که همه سعی میکنیم در دنیایی زندگی کنیم که در اون زندگی انسانها مهم هست و کشته شدن حتی یک انسان جنایتی بزرگ محسوب میشود و یهودیان نیز خود را موجوداتی بی آزار و مظلوم میدانند .

چگونه میتوان چنین عملی را توجیه کرد؟ آیا این جنایت چیزی جز نژادپرستی و بی ارزش دانستن اقوام دیگر هست؟

نکته مهم:
این جشن در میان یهودیان ایران نیز بسیار با اهمیت هست و مراسمات ویِژه ای برای اون انجام می نمايند و جالب اینجاست که در این مراسمات سرتاسر در و دیوار محل برگزاری مراسم را با پرچم های اسرائیل و شرشره هایی با پرچم اسرائیل تزیین می نمايند...و جالب اینجاست همین یهودیان فراخوان می نمايند که با اسرائیل و نژاد پرستی صهیونیست ها مخالفند و از طرف دیگر اینگونه در مجالس خصوصی خود این دروغ بزرگ را لو می دهند! تصاویر جشن پوریم در ایران را در آرشیو کامپیوترم دارم که البته نتوانستم اونرا پیدا کنم...به محض پیدا کردن اون تصاویر اونها هم به دوستان نشان میدهم...

جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا انجام می‌شود به جشن ایران‌کشی نیز مشهور هست.

این جشن برپايه داستانی در تورات هست .

نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته شده هست.

از اون جهت که هامان برای یافتن مناسب‌ترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.

به نقل «فردا»، بر مبنای کتاب هستر, خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه «وشتی» می‌خواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ میهمانان بکشد.
اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی‌اش قبول نمی‌کند و پادشاه خشمگین شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب می‌کند.

ملکه جدید که «هدسه یا هستر» نام دارد, به همراه عده‌ای از زنان زیبا به قصر آمده تا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و بکشند.

سپس هامان, مردخای را جانشین وی می‌نمايند.

اونها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در 3 روز متوالی می‌گیرند.

خشایار شاه به خواست یهودیان دستور قتل ایرانیان را می دهد.

این جمع در این 3 روز 70 هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز برنامه داشتند, با بی‌رحمی تمام به قتل رسانده و اموالشان را به غارت می‌برند.


فرمودنی هست یهودیان هنوز هم با گذشت 26 قرن به مناسبت این پیروزی و قتل عام بی‌سابقه تاریخی جشن می‌گیرند.
اونها در این روز لباس‌هایی شبیه شخصیت‌های داستان پوشیده و با بازی‌ کردن نقش‌های اونها این جنایت بزرگ را تجدید خاطره می‌نمايند.
این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز 13 فروردین بوده هست.

این نحسی 13 که برخی از اون اسم می برند مرتبط با پوریم و این نسل کشی هست.

ایرانیان از همان وقت, سیزدهم فروردین را به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت برخی یهودیان اون وقت که اونها را سراسیمه از خانه و کاشانه‌اشان فراری داده‌ بودند, برگزیده و سر به کوه و صحرا می‌گذارند.
این نسل‌کشی را می‌توان نوعی هولوکاست به حساب آورد.

هولوکاستی که در طی 3 روز 70 هزار ایرانی (البته بسیاری از منابع و کارشناسان این رقم آورده شده در تورات را دور از ذهن می دانند)به قتل رسید.

هولوکاستی که تبدیل به یکی از بزرگترین جشن‌های آیینی یهودیان شده هست.

یهودیان در این روز برای شکرگزاری به درگاه خدا روز گرفته و به رقص و پایکوبی می‌پردازند.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)

استر نام آخرین دفتر از کتاب تورات هست.

این کتاب در اواخر عهد هخامنشی و یا پس از اون نوشته شده هست.

بنابر نوشته بسیاری از مورخین و کارشناسان تاریخ, مطالب کتاب هستر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاکم بر جهان ، یعنی صهیونیست ها و فراماسون ها هست.


این کتاب عمق نفرت و انزجار تند برخی یهودیان نسبت به غیر یهودیان به ویژه ایرانیان را نشان می دهد.

شدت و تندی نفرت بحدی هست که خاخام ها و فقیهان قوم یهود در سده اول میلادی مطمئن و متفق القول نبودند که آیا باید کتاب هستر را در کتاب مقدس بیاورند یا نه؟

مارتین لوتر از رهبران پروتستان ها نقل شده هست که « ای کاش این داستان وجود نداشت.»
این جشن گرفتن یهویان در تمام دنیا در حالی صورت می‌گیرد که کشته شدن حتی یک انسان جنایتی بزرگ محسوب می‌شود.

این جنایت چیزی جز نژاد پرستی و بی‌ارزشی یک قوم نیست.

یهودیانی که, هیتلر را متهم به یهودی سوزی (هولوکاست) نموده‌اند, باید به پیشینه سیاه تاریخی خود برگردند و هولو کاست واقعی را در تاریخ اقوام خود جستجو نمايند.


در جنگ جهانی دوم یهودیان, میلیون‌ها مسیحی را کشتند و در ادامه, راه کشتار در فلسطین را در پیش گرفتند و هزاران تن از مسلمانان و مسیحیان به دست صهیونیست‌ها قتل عام می‌شوند.

صهیونیستها تمام اقوام به جز خودشان را از جنس اسب می دانند.
قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)


اونها در گذشته به سپاهیان خود می فرمودند که به سرزمین ایران و یا اعراب و یا حتی مسیحی‌ها رسیدید رحم نکنید.

زنان، کودکان، الاغ، شتر و چهارپایانشان را بکشید تا دو سوم جهان تمام شود و تنها یک سوم جهان که همان یهودی‌ها هستند بمانند.

این کشتار فقط برای یافتن سرزمینی برای یهودیان و صهیونیستهای بی جا ومکان صورت می گرفت.
از کشتارهای عصر جدید به دست صهیونیست‌ها می‌توان ترور کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا را نام برد که هنوز به صورت معمایی باقی مانده هست.
صهیونیستها, در حالی که فریاد حمایت از آزادی و نجات بشر سر می دهند هر روز هولوکاست تازه ای رقم می زند.

از نمونه های بارز این جنایتها قتل عام اخیر امت غزه هست.

در روزی که یهودیان در اکثر نقاط دنیا به جشن و پایکوبی برای مراسم پوریم دارند صدها کودک و زن فلسطینی به شهادت می رسند.
یک بار دیگر صهیونیزم در جنگی بدون مرز و با عنوان نبرد پیشگیرانه به کشتار زنان ، کودکان ، اندیشمندان و نخبگان مسلمان دست یازیده هست.

سربازان تا دندان مسلح آمریکایی و انگلیسی بدون هیچگونه پشتوانه فکری و عقلی با بیرحمانه ترین شیوه ها آمال و آرزوی سران یهودی دنیا را برآورده می سازند.

قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)
تصویر فوق مربوط به مراسم جشن پوریم می باشد.


قاتلی بنام هستر (هولوکاست ایرانی)


مقبره هستر و مردخای یهودی در همدان

16:

این هامان وزیر پارس گرا !!! قبل از اینکه قدرت هستر زیاد بشه دستور قتل عام یهودیها رو نداده بود؟

17:

این ها همش یه سری افسانه هست و واقعیت ندارد .


برای اطلاعات بیشتر به این لینک رجوع کنید:
پردیس اهورا

18:

این ها همش یه سری افسانه هست و واقعیت ندارد .


برای اطلاعات بیشتر به این لینک رجوع کنید:
پردیس اهورا

19:

اگه افسانه هست پس چرا هر ساله جشن میگیرن ؟!


این کلیپ رو ببینید بد نیست !


دانــــــــــــــــــــــ ـــلود

20:

این داستانها ارزش تاریخی ندارند.

در واقع تورات ارزش و اعتبار تاریخی نداره و این داستان هم تنها منبعش گویا همین توراته.

و البته در تورات چیز بدی نوشته نشده.

مساله دفاع یهودیان از خودشون در برابر دشمنانشون بوده.

دشمنانی که قصد نابودی کامل این قوم رو داشتن.

در چندین تاپیک هم بارها بحث شده درباره اش.

این داستانهایی که اینجا میارن باز نسبت به چیزی که تورات فرموده هم کاملا متفاوته.

یعنی یک داستان که ارزش تاریخی نداره و 99% هیچوقت اتفاق نیافتاده رو دوباره تغییر دادن!

درواقع اینا با قوم یهود دشمنی دارند و اینها رو هم در راستای یهودستیزی منتشر میکنن.

وگرنه یهودیها هیچوقت با قوم ایرانی دشمنی تاریخی نداشته اند.

این جشن هم ضدایرانی نیست.

جشن نجات قوم یهود از یک قتل عام سراسریه.

شما این تاپیک رو ببین با دیدگاه نژادپرستانه اینها آشنا میشی:
http://forum.hammihan.com/thread72298.html
پست اول رو بخونی کفایت میکنه.

بارها این جشن موضوع بحث بوده:
http://forum.hammihan.com/thread5875.html
http://forum.hammihan.com/thread47238.html
...


21:

به به عجب تفسیراتی ! لذت بردیم !

دانــــــــــــــــــــــ ـــلود

22:

همممممممممممم جالبه دوتا موضوع 180 درجه متفاوت
چون هیچ اطلاعاتی ندارم ترجیح میدم درموردش نظری ندم
تنها پیش زمینه ی ذهنیم یه فیلم بود ( one night with the king )
که موضوعش تقریبا منطبق با این پست برهان هستش.

23:

اااا اين چه حرفيه وقتي اطلاعي نداري تكذيب نكن ديگه ...


24:

یهودیان از این دست تحریفها در تاریخ بسیار انجام داده اند و داستان هستر هم یکی از افسانه پردازی هایشان هست،
پادشاهی که در داستان از او یاد شده تناسبی با خشای آرشا ندارد و خشای آرشا هم تنها یک همسر داشته هست

25:

"دروغ را اونقدر بزرگ باید فرمود تا باور شود."
یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی


  • ایرانیان روز نحس نداشتند و فلسفه نحسی 13 بدر به قرون اخیر باز می گردد.

    پوریم در ماه آدار جشن گرفته می شود که این ماه مصادف با بهمن، اسفند و گاه فروردین هست.

    به همین دلیل عید پوریم هیچ مشابهت وقتی با روز 13 فروردین ندارد و بیشتر مواقع در ماه اسفند انجام می شود.
  • داستان هستر فاقد سند تاریخی هست.

    شخصیتهای داستان همنام خدایان منطقه هستند:

    هستر = ایشتار (خدای مونث بابلیان)
    مردخای = مردوخ (پدر ایشتار)
    هامان = هومبان (خدای عیلام)
    وشتی = مشتی (خدای عیلام)

    با توجه به این حقایق می توان دریافت که با یکی دیگر از اقتباس های یهود از افسانه های بین النهرین رو به رو هستیم.

    تصادفی نیست که مغضوبین همنام خدایان عیلام و افراد پیروز با نام خدایان بابل خوانده می شوند.

26:

چه اطلاعی ؟ شما اول اون لینکو بخون .


27:

منتقدان تاریخ روایت هستر را روایتی تاریخی نمی شمارند.

نخست اینکه هیچ سندی تاریخی در دست نیست که نشان دهد شاهان هخامنشی ملکه ای به نام هستر داشته اند.

دیگر اونکه هیچ یک از شاهان هخامنشی فرمان به قتل عام یهودیان نداده اند که با میانجیگری ملکه از فرمان خود منصرف شده باشند.

بااین همه پاره ای اشارات تاریخی و توصیف هایی که از اوضاع دربار شاهان هخامنشی شده و برخی دیگر از اطلاعات مندرج در این کتاب می تواند برای مورخ مورد هستفاده برنامه گیرد.[۱]

28:

دانشنامه بریتانیکا در نوشتار مربوط به عید پوریم می‌نویسد: حقیقت تاریخی این واقعه کتاب مقدس، معمولاً مورد سوال می‌باشد.

در مورد جشن پوریم، نیز هرچند مشخص هست که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناخته‌است.[۴] در این دانشنامه در هنگام بررسی تاثیرات تمدن ایران زمین بر یهودیت چنین آمده‌است که ماجرای پوریم از کتاب هستر در واقع، یکی از قصه‌های ایرانی در مورد زیرکی و خدعه‌های شهبانوهای ایرانی در درون اندرونی‌های پادشاهان می‌باشد و خود عید پوریم نیز به نوعی اقتباس یهودیان از عید نوروز می‌باشد.[۵]

29:

بفرموده شائول شاکد، هستاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت، در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود.

نظریه‌هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی هست.

هرچند چنین نظری را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت.

این کتاب را بیشتر می‌توان نمونه‌ای از تم (theme) معروف دسیسه‌های درون دربار و نجات یافتن‌های معجزه آمیز نامید.[۲]

30:

همانطوری که میدانید تورات دچار کلی تحریف از سوی بنی اسرائیل شده و این داستان در واقع یک افسانه یا یک قصه بوده که واقعیت تاریخی نداشته و میان امت سینه به سینه نقل می شده و آخرش وارد تورات شده .

اسرائیلیها هم که به تورات اعتقاد دارند گمان می نمايند که این داستان که در اون آمده حتما واقعی بوده و برای همین اونرا جشن میگیرند


94 out of 100 based on 44 user ratings 244 reviews

@