تا حالا از مدرسه فرار کردی؟؟


تا حالا از مدرسه فرار کردی؟؟






طالع بيني در كافي شاپ با انتخاب دسر مورد علاقه تان شخصيت وجوديتان را كشف كنيد

1:

آره


آموزش شناخت خواستگار از کف دست (طالع بینی)

2:

نه بابا

مگه متنماتالاغبگکگپکپگمگکنگکن متنتاتنلتنا............................


چهره شناسی
..........................اینیم


تنفر از رنگ و شخصیت

3:

من عاشق مدرسه بودم و هستم


تست سرعت تایپ کردنتون

4:

نه بابا دوره ما دوره جاهلیت بود و همه بچه مثبت بودیم


اگه تا حالا کتک خوردی بیا تو.....

5:

چی میگی؟؟؟؟؟؟؟؟


فال روزانه جمعه ۴ مرداد ۹۲

6:

بابا تا تو یه شر واسه ما درست نکنی نمیشه

یعنی اونایی که میفرارن همه چی هستن

متوجه شدی که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


انا لله وانا علیه راجعون

7:

نه ..


8:

پس من این همه فرار کردم الان................!!!!!!!!!!!

9:

همیشه فرار میکردم خیلی حال میداد بخصوص سر کلاس زبان

10:

من هنوز تو دوران مدرسه ام تا حالا هم فرار نكردم ولي اگه پسر بودم حتما اين كارو مي كردم

11:

برای چی باید فرار می کردم ؟!!!

12:

اخه مگه مدرسه بدون فرار حال میده کل خوبیش به فرار کردناش بود

13:

اره ..21 بهمن بود برنامه بود زن اخر جشن باشه در مدرسه هم بابای مدرسه وایساده بود ونمیزاشت کسی بیرون بره من و پسر خالم دو چرخه داشتیم از دیوار پشت مدرسه بالا رفتیم دوچرخه هارو انداختیم تو پیاده رو و الفرار

14:

یادش بخیر چه فرارایی میکردیم
گاهی وقتا هم تخس بازی درمیاوردیم فش میزاشتیم هر کی بمونه سر کلاس.......

درس میخوندیمااا ولی واسه هیجانش که شده هفته ای یه بار و که دو در میکردیم

15:

منــم نه .



راه برای ِ فرار زیاد بود اتفاقا ولی همیشه فرار از زندان برام هیجان انگیز ناک بوده نه فرار از مدرسه

:دی

16:

خیر

17:

فرارنکردیم و شدیم این!!!!
حالا می اومدیم وفرار هم میکردیم...چی میشد!!!!

18:

خیلی زیاد

19:

تا دلت بخاد .خعلی حال میده

20:

نه

ولی خیلی دوست داشتم فرار کنم نشد

21:

سلام به همه دوستان

من نمیدونم چند ساعت سرکلاس بودم در طول سال فقط میدونم که چند بار مدیر و ناظم بهم خونمون زنگ زدند فرمودند مردک کجایی امتحان 15 دقیقه دیگه تموم میشه منم فرمودم مگه امروز جمعه نیست؟
میفرمودند نه امروز پنج شنبه هست.

آخرسال که بابام اومد کارنامه ام را بگیره مدیره مدرسه فرموده بود من نمیتونم بگم پسرتون چقدر غیبت داشته فقط میتونم بگم چند ساعت در طول سال مدرسه بوده.

الاون هم تو دانشگاه هستاد دانشگاه و معاونت دانشجویی و آموزشی بهم زنگ میزنند میگن کجایی بیا که امتحان تموم شد وقتیم میرسم میگن برو حذف پزشکی کن.

موفق باشید ...




22:

بله
یه چند باری در رفتیم با بچه ها

23:

نه بابا ..منو چه به این کارا

24:

نه خودشون میفرمودن تو رو به خدا برو بیرون از کلاس ...

تازه جلوی خودم حاضریمو میزدن ...

ولی با این اوصاف (شاگرد اولم بودم )...


25:

ازمایشگاه شیمی تو یه مدرسه دیگه به عنوان مهمان میرفتیم توی ترم فقط سه جلسه رفتم بچه ها اسممو رد میکردن بار دوم و سومی که رفتم به خاطر این بود که دوستام منیزیم کش رفته بودن من رفتم تا بردارم خیلی با حال بود نور میداد تو شب

26:

اگه فرار نمیکردم حالا این همه
خاطرات شیرین از اون دوران نداشتم

27:

آخه آره یادش بخیر‏ یه بار تو کلاس انقد شیطونی کردم معلم مون آقا بود اومد گوشمو گرفت بهم فرمود همین الان میری دفتر تا من بیام منم سریع رفتم بیرون کلاس بعد تا معلمه بیاد از مدرسه زدم بیرون

28:

من تا الان نه ..ولی از این به بعد شاید....!!

29:

چه شیـــــــــــــــــــــطو نی بودی تووو..!!

30:

منــم نه .



راه برای ِ فرار زیاد بود اتفاقا ولی همیشه فرار از زندان برام هیجان انگیز ناک بوده نه فرار از مدرسه

:دی

31:

خیر

32:

فرارنکردیم و شدیم این!!!!
حالا می اومدیم وفرار هم میکردیم...چی میشد!!!!

33:

خیلی زیاد

34:

تا دلت بخاد .خعلی حال میده

35:

نه

ولی خیلی دوست داشتم فرار کنم نشد

36:

سلام به همه دوستان

من نمیدونم چند ساعت سرکلاس بودم در طول سال فقط میدونم که چند بار مدیر و ناظم بهم خونمون زنگ زدند فرمودند مردک کجایی امتحان 15 دقیقه دیگه تموم میشه منم فرمودم مگه امروز جمعه نیست؟
میفرمودند نه امروز پنج شنبه هست.

آخرسال که بابام اومد کارنامه ام را بگیره مدیره مدرسه فرموده بود من نمیتونم بگم پسرتون چقدر غیبت داشته فقط میتونم بگم چند ساعت در طول سال مدرسه بوده.

الاون هم تو دانشگاه هستاد دانشگاه و معاونت دانشجویی و آموزشی بهم زنگ میزنند میگن کجایی بیا که امتحان تموم شد وقتیم میرسم میگن برو حذف پزشکی کن.

موفق باشید ...




37:

بله
یه چند باری در رفتیم با بچه ها

38:

نه بابا ..منو چه به این کارا

39:

نه خودشون میفرمودن تو رو به خدا برو بیرون از کلاس ...

تازه جلوی خودم حاضریمو میزدن ...

ولی با این اوصاف (شاگرد اولم بودم )...


40:

ازمایشگاه شیمی تو یه مدرسه دیگه به عنوان مهمان میرفتیم توی ترم فقط سه جلسه رفتم بچه ها اسممو رد میکردن بار دوم و سومی که رفتم به خاطر این بود که دوستام منیزیم کش رفته بودن من رفتم تا بردارم خیلی با حال بود نور میداد تو شب

41:

اگه فرار نمیکردم حالا این همه
خاطرات شیرین از اون دوران نداشتم

42:

آخه آره یادش بخیر‏ یه بار تو کلاس انقد شیطونی کردم معلم مون آقا بود اومد گوشمو گرفت بهم فرمود همین الان میری دفتر تا من بیام منم سریع رفتم بیرون کلاس بعد تا معلمه بیاد از مدرسه زدم بیرون

43:

من تا الان نه ..ولی از این به بعد شاید....!!

44:

چه شیـــــــــــــــــــــطو نی بودی تووو..!!

45:

تا دلتون بخواد

46:


47:

ببخشید نزن

48:

دوران راهنمایی وابتدایی زیاد جیم میزدیم
ولی تو دبیرستان بچه مثبت شدم!

49:

فرار میکردیم میرفتیم از سوپرمارکت روبه روی مدرسه یه عالمه چیپس وپفک میخریدیم وبرمیگشتیم.
همچین اعجوبه هایی بودیم ما.

50:

راس میگه این سال آخری (باعرض پوزش)همش خرخونی میکرد.


51:


تو به این خرخونی میگی؟
من درس خون باشم درسخونا کجا برن؟

52:

یه بار برا خنـــــــــــده آره

53:

اصلا عاشق این هوشمون و تیزیمون بودم!

54:

ای فرمودی

ولی ما درس خون نبودیم

یه روز یادمه رفتیم تو ابدار خونه ساندوچی هائی رو که واسه دفتر گرفته بودن رو دزدیم و زدیم به چاک

ولی چشتون روز بد نبینه فرداش انقد با شیلنگ زدن کف دستمون که هرچی فوت میکردیم تو دستمون فایده نداشت ولی با وجود درد زیادی که داشت واسه اینکه پیش بچها ضایع نشیم یه قطره اشک هم از چشممون نیومد

55:

اما به نظرم اون ساندویچ خوردن داشته ها.


56:

اونکه بععععله اگه تیر بارانمون هم میکردن می ارزید

57:

من مدرسم نزدیک فرحزاد بود
5 شنبه ها برنامه درسیمون فیزیک دینی فیزیک بود
ولی برنامه ما فیزیک قلیون فیزیک بود
بعضی وقتا هم که حوصله مدرسه نداشتیم صبا می رفتیم قلیون می کشیدیم از زنگ دوم می رفتیم مدرسه
هییییی یادش بخیر

58:

تا دلت بخواد
سال آخر دبیرستان اینقدر غیبت داشتم که از امتحانات خرداد محروم شدم
باورتون میشه
آخه اون موقع برای امتحانات خرداد که برا دیپلم امتحان میخواستیم بدیم
باید برامون کارت صادر میشد اونم بستگی به این چیزا داشت
خدا لعنت کنه مدیر دبیرستان اون موقع رو الانم که میبینمش باهاش درگیر میشم

59:

من فقط یه بار اونم روز اول مدرسه اول ابتدایی

60:

تا دلتون بخواد

61:


62:

ببخشید نزن

63:

دوران راهنمایی وابتدایی زیاد جیم میزدیم
ولی تو دبیرستان بچه مثبت شدم!

64:

فرار میکردیم میرفتیم از سوپرمارکت روبه روی مدرسه یه عالمه چیپس وپفک میخریدیم وبرمیگشتیم.
همچین اعجوبه هایی بودیم ما.

65:

راس میگه این سال آخری (باعرض پوزش)همش خرخونی میکرد.


66:


تو به این خرخونی میگی؟
من درس خون باشم درسخونا کجا برن؟

67:

یه بار برا خنـــــــــــده آره

68:

اصلا عاشق این هوشمون و تیزیمون بودم!

69:

ای فرمودی

ولی ما درس خون نبودیم

یه روز یادمه رفتیم تو ابدار خونه ساندوچی هائی رو که واسه دفتر گرفته بودن رو دزدیم و زدیم به چاک

ولی چشتون روز بد نبینه فرداش انقد با شیلنگ زدن کف دستمون که هرچی فوت میکردیم تو دستمون فایده نداشت ولی با وجود درد زیادی که داشت واسه اینکه پیش بچها ضایع نشیم یه قطره اشک هم از چشممون نیومد

70:

اما به نظرم اون ساندویچ خوردن داشته ها.


71:

اونکه بععععله اگه تیر بارانمون هم میکردن می ارزید

72:

من مدرسم نزدیک فرحزاد بود
5 شنبه ها برنامه درسیمون فیزیک دینی فیزیک بود
ولی برنامه ما فیزیک قلیون فیزیک بود
بعضی وقتا هم که حوصله مدرسه نداشتیم صبا می رفتیم قلیون می کشیدیم از زنگ دوم می رفتیم مدرسه
هییییی یادش بخیر

73:

تا دلت بخواد
سال آخر دبیرستان اینقدر غیبت داشتم که از امتحانات خرداد محروم شدم
باورتون میشه
آخه اون موقع برای امتحانات خرداد که برا دیپلم امتحان میخواستیم بدیم
باید برامون کارت صادر میشد اونم بستگی به این چیزا داشت
خدا لعنت کنه مدیر دبیرستان اون موقع رو الانم که میبینمش باهاش درگیر میشم

74:

من فقط یه بار اونم روز اول مدرسه اول ابتدایی

75:

یادش بخیر من یه بار واسه فرار کردن دوتا چک مشتی خوردم دیگه کتک نخوردم چون درس خون بودم

76:

من اصلا مدرسه نميرفتم ناظم ميومد منو ميبرد ......

77:

ولی من کتک خورم ملس بود البت فقط ناظم اقای (شفیعی) منو میزد

78:

یه بار رو دیوار مدرسه بودم ناظممون تو بلند گو صدا زد
سید خجالت بکش بیا پایین
منم نزدیک از شدت ندامت خودمو با سر بندازم پایین
خودمو انداختم پایین
ناظمه داد زد آروم گ و س ا ل ه
ملت خندیدن بهم منم عین شمع داشتم آب میشدم
یعنی خدای انضباط بودم

79:

اره دوسه باری فرار کردم .واسه خیلی وقت پیشه یادم نمیاد واسه چی بود

80:

بابا دستمریزاد....عجــــــــــــ ب شیطونکی بودی تووووووووو!!!
کلی خندیدم جالب بود مرسی

81:

من خودم به شخصه کلاس زیاد پیچوندم
مثلا نرفتم سر کلاس...
البته با برو بچ اکیپی نمیرفتیم...
مثلا یه بار از مدرسه زنگ زدیم به رستوران واسمون پیتزا بیارن...
بعد که آوردن ما زنگ فیزیکمون بود ما هم نمیتونستیم از پیتزا ی داغ لبسوز لبدوز بگذریم که...
از این رو نرفتیم سر کلاس اکیپمون 10 نفری بود...
کلا همش 15 نفر سر کلاس بودن...
یجورایی معلم گهگیجه گرفته بود...
از طرفیم چون زیاد بودیم نمیتونستن جمعمون کنن
با ناظما هم رفیق بودیم خفن هوامونو داشتن...
کلا دورانی بودا...
البته هست ولی دیگه آخراشه...!!

82:

والا ما فقط دوران دبیرستان که خورده عاقل شدیم نگهبان دم درو مخشو میزدیم میرفتیم سیگار میکشیدیم برمی گشتیم مدرسه ...


83:

من دربون سالن اصلیمون محمد 141 یا همون پرزدنت بود هیچی نگم بهتره ولی تا دلتون بخواد انفدر حال میده فرار که نگو از نوع فرار من خدا نسیب همتون بکنه مگه نه محمد :دی

84:

دربون باباته :دی
اون اسمش مسئول ِ سالن اصلی ( انتظامات ) بود

بـــــــــــــــــله
مسئول ِ سالن بودم ، زنگ ِ تفریح ِ دوم که می خورد ، کیفم زیر ِ بغلم بود ..

یادش بخیر چقدر فرار می کردیم
البته فرار های ِ تو خیلی مثبت ِ 18 بود ، همیشه مدیون ِ منی که من میذاشتم فرار کنیا ، و الا من هیچ کس رو جز خودم نمیذاشتم فرار کنه :دی

85:


ما فرارم نمیکردیم فراریمون میدادن

یادته رفتیم واکسن بزنیم

86:


:))))


مگه میشه یادم بره ؟ :))))
3 روز طول کشید یه واکسن بزنیم :))))

=====

چقد زود گذشت اون روزا !
تو زن گرفتی ، منم لیسانس !

87:


الان نوبت تو شده که زن بگیری منم لیسانس :دی

88:

اول دبیرستان با محمد همکلاس نبودم بعد خوب من اینترنت بلد بودم چت یاهو مشکل نداشت نصف بچه ها رو معتاد کرده بودم به اینترنت و مخ زدن خلاصه کلام یه روز سر زنگ عربی آقای مغیثه داشتیم 15 نفر از کلاس تو کافی نت سر دورشهر منظومه دانش بودیم من گوشی داشتم بچه ها اس دادن ناظم داره میاد من پیچوندم مدرسه ما هم خیلی بزرگه به حدی که کنکور سراسری توش انجام میشه و یه زمین چمن فوتبال داره از روبه روی خونه محمد اینا هم یه کوچه بود که میپریدیم تو زمین چمن و میومدیم تو کلاس خلاصه دیدم از همشون کلی نمره کم کرده

89:

نه بابا آخه خيلي باصفا بود خوش بوديم تو مدرسه

90:

خخخ آرررررررره خصوصا پیش دانشگاهی خصوصا شنبه ها که از ساعت 1 تا 4 زبان داشتیم من حوصله معلمش رو نداشتم میپیچوندم میرفتم خونه

91:

من که نمیگم برین از نوید بپرسین من کلا" از دوران راهنمایی دیگه فراری بودم
میرفتن تعمیرگاه پیش بابام
که همش کتکشو از دست پدرم میخوردم که کتک بابارو نوش جان میکردم کاش الانم میزد الان میدونم چی میفرمود بهم که گوش شنوا نداشتم
بیشترین کتک رو تو دوره راهنمایی خوردم
بعد اون دیگه میفرمود خود دانی

92:

اره هم از مدرسه هم از مهد کودک

93:

نه اصلا!

94:

زیاد
نوید میدونه برین ازش بپرسین
همش ناظم میفرمود ازت 5نمره کم میکنم انضباطت کم بشه
من بهش خیلی بدهکارم خدایا از سر تقصیراتم بگذر بهم 20 داد

95:

ن بابا ما از این تــُــ...

نداشتیم !!

96:

اره یادش بخیر

97:

وایی بادش بخیر

98:

پیش دانشگاهی یه 10 ، 20 باری تقریبا فرار کردم....


99:

تـــا دلت بخواد !!

100:

روم سیــآه
آره
ولـی فــرار ِ اونچنـانـی نبـوداا
یـکـی دو زنــگ فـرار میکـردیـم میـرفتیــم دور میـزدیـم بـرمیگشتیـــم
مـا بــِش میفرمودـیــم هــــواخــوری !

101:

اوووووووووووووووووووووه
زیااااااااااااااااد

102:

ی کوچولو اره
هم ازمدرسه هم از سرکلاس

103:

شادابی ؟!!!
تو هم ؟؟؟
اصلا بهت نمیاد

اونتی اسپم : نه هیچوقت

104:

چه اشكالي داره
گاهي وقت هم از مدرسه و سر كلاس غيب شد
منم هر از گاهي .....


105:

خخخ آرررررررره خصوصا پیش دانشگاهی خصوصا شنبه ها که از ساعت 1 تا 4 زبان داشتیم من حوصله معلمش رو نداشتم میپیچوندم میرفتم خونه

106:

من که نمیگم برین از نوید بپرسین من کلا" از دوران راهنمایی دیگه فراری بودم
میرفتن تعمیرگاه پیش بابام
که همش کتکشو از دست پدرم میخوردم که کتک بابارو نوش جان میکردم کاش الانم میزد الان میدونم چی میفرمود بهم که گوش شنوا نداشتم
بیشترین کتک رو تو دوره راهنمایی خوردم
بعد اون دیگه میفرمود خود دانی

107:

اره هم از مدرسه هم از مهد کودک

108:

نه اصلا!

109:

زیاد
نوید میدونه برین ازش بپرسین
همش ناظم میفرمود ازت 5نمره کم میکنم انضباطت کم بشه
من بهش خیلی بدهکارم خدایا از سر تقصیراتم بگذر بهم 20 داد

110:

ن بابا ما از این تــُــ...

نداشتیم !!

111:

اره یادش بخیر

112:

وایی بادش بخیر

113:

پیش دانشگاهی یه 10 ، 20 باری تقریبا فرار کردم....


114:

تـــا دلت بخواد !!

115:

روم سیــآه
آره
ولـی فــرار ِ اونچنـانـی نبـوداا
یـکـی دو زنــگ فـرار میکـردیـم میـرفتیــم دور میـزدیـم بـرمیگشتیـــم
مـا بــِش میفرمودـیــم هــــواخــوری !

116:

اوووووووووووووووووووووه
زیااااااااااااااااد

117:

ی کوچولو اره
هم ازمدرسه هم از سرکلاس

118:

شادابی ؟!!!
تو هم ؟؟؟
اصلا بهت نمیاد

اونتی اسپم : نه هیچوقت

119:

چه اشكالي داره
گاهي وقت هم از مدرسه و سر كلاس غيب شد
منم هر از گاهي .....


120:

دوم راهنمایی با حسن دوستم 1 روز فرار کردیم

121:

اره فرار که کار همیشگیمون بود.با بچه ها دم عیدی از مدرسه فرار میکردیم و مدرسه رو به تعطیلی میکشوندیم

122:

نمیدونم فرار حساب میشه یا نه ولی گاهی برا خریدن خوراکی موراکی از مدرسه جیم میزدیم

123:

من که توی دبیرستان که بودم همش فرار می کردم و می رفتم فوتبال و سینما...
یه ترم هم همش بهم صفر دادن..یادش بخیر ...


124:

دو سه بار,خیلی کیف داد

125:

اره خخخخخخخخ

مدرسه ما همه نامرد بودن...

یه بار زنگ تفریح کل کلاس با هم فرار کردیم

حتی دیدیم که هممون تاکسی و...

سوار شدیم و رفتیم...

ولی در اوج ناباوری ربع ساعت بعد کل کلاس حاضر بودن...

ینی نامردی و ادم فروشی در این حد..

بله..

ما تو یه همچین دنیای نامردی بزرگ شدیم

126:

شما خودتون هم برگشته بودین؟

127:

بله در جامعه ای که همه گرگ هستن
باید گرگ بود وگرنه خورده میشیم

128:


یعنی خاکتوسرتون

ما از مدرسه فرار میکردیم.به تخریب شهر میپرداختیم.
میرفتیم چراغ راهنما را دستکاری میکردیم.
سطل اشغال ها مینداختیم زمین.
به مدارس دخترونه حمله ور میشدیم.
یادمه سر چراغ راهنما کار به پلیس کشید

129:

خوب ما مدرسه تیزهوشان میرفتیم...

از این انگل های جامعه نبودیم

130:

تا دلت بخواد

131:

اهان.مدرسه اسکلا را میگی
11 سال عمر بچگیتون را مثل خر درس خوندید .اخرش همین پخی شدید که ما شدیم
البته اتفاقا تو این جمع 10 نفره ای که بودیم.5 تا شون الان انگلیس و امریکا و کانادا هستند و اون جا درسشون را تموم کردند.
3 تا شونم که موندن دو تاشون هستاد دانشگاه و یکیشون هم تو کار بساز بفروشه.
البته یکیشون معتاد شده .

راستی
این پسره هست پویا تو شبکه منوتو اخبار میگه تو اتاق خبر
خیلی پسر خوبی بود.درس خون و اینا.
یکبار حتی اینم اغفال کردیم که یک بار از مدرسه فرار کرد.
فکر کنم از اون موقع بود که به راه کج رفت و شد اخبار گو رسانه صیونیستی منوتو

132:

برو بمیر ملعون محطات!

من الان فیلسوف شدم بجاش!
این اسکلایی که نام بردی کدومشون به رازهای آفرینش میتونن جواب بدن؟

133:

اسکل.به جای درس خوندن.چند بار مینشستی سر منقل پیش تریاکیا .
چنان فیلسوفی میشدی که حتی به راز های فلسفی فیزیک کوانتوم هم جواب میدادی

134:

خوبه باو
من یه بار همینجوری شد, همه برگشتن تو کلاس من مث احمقا رفت خونه, پشت سرمم نگاه نکردم
عربی برامون جبرانی گذاشته بود

135:

ممکنه به نظراروم بیام ولی درهرزمینه ای شیطنت های خاص خودمو داشتماگه بدونی وقت دانشجویی و کارچه بلاهایی سر دکترها و مریضا و همکاران میاوردیم
به تو که میادکاملا اروم باشی

136:

منم در کل آدم اونچنان آرومی نیستم
ولی سرکلاس آره
تا پیش دانشگاهی و دیپلم که کاملا بچه مثبت و درسخون بودم
دوران کاردانی هم همینطور همیشه جام ردیف اول بود
ولی کارشناسی کمی شیطنت کردم ، اما فرار نه

137:

یادش بخیر!

با اجازه بزرگترا بعله تا حالا از مدرسه فرار کردی؟؟

138:

برای اولین بار اعتراف میکنم یه بارشو بیشتر از 1 ماه مدرسه نمیرفتم و صبح ها هم به بهونه ی مدرسه از خونه میزدم بیرون
اخرشم با کلی فیلم بازی سر معاون مدرسه رو شیره مالیدم و پدر و مادرمم از ماجرا بویی نبردن
با اینکه درس نمیخوندم ولی همیشه جز شاگردای خوب مدرسه بودم

139:

یادش بخیر چقدر فرار میکردیم با رضا

140:

تا دلت بخواد

141:

بله...دوم دبیرستان بودم....خیلی کیف داد...بعد تو مدرسه معروف شدم..معاونمونم فرمود غیبت برات رد کردیم باید موجهش کنی....خخخخخخخخ

142:

من اعتراف نامه ای که دارم اینه همیشه تو مدرسه کسی نمیفهمید کلا من یه کاری بکنم

ولی از شان ما آقا یه بار من از ریاضی متنفر اخراج شدم از کلاس کلن زدم از مدرسه بیرون مدیر اومد خونه مون

143:

کاش اون زمونا بود
خدایی دوران جوونی دوران خوبی بود
ای پیری و روزگار چه کردی با ما

144:

اره

یه چندباری

145:

به وفور بله

146:

خیلی از مدرسه بدم میاد

کلا مدرسه خر هست

هههههه

147:

یعنی از دیوار بپرم ؟!
نه بابا کی حال داشت از اون دیوار بلند بره بالا !!! , به جاش ته کلاس , اون زیر می شستم رو زمین چیپس و پفک می خوردم !:)) و با بغلیم بازی می کردم !

ولی پیچوندن و اینا حتما بوده !:)

148:

جدی؟!!!

تا حالا فک می کردم فقط پسرا از مدرسه فرار می کنن!

149:

هههه

اره بیشترش تو راهنمایی بود

150:

تو مدرسه ما کسی جرات برگشت نداشت وگرنه خفتش میکردیم .

151:

يسسسسس

152:

من هیچ وقت فرار نکردم ولی چون به اجبار در رشته ای درس میخوندم که هیچ علاقه ای نداشتم کاری میکردم که سر تمام کلاس ها دبیر بنده اخراج کنه و کل سه سال دبیرستان با ردی و تک ماده تموم کردم.

ولی در دانشگاه وقتی رشتم مورد علاقم بود جبران کردم.


153:

اره خیلی

154:

نـــــــــــــــه

155:

فرار که نه
ولی وختایی که خسته میشدم پا میشدم میرفتم خونه
فرار که نیس اسمش؟


اصن نسبت به کلمه ی فرار حس خوبی ندارم :دی

156:

چرا چندبار اول راهنماییم پیچوندم :))))


157:

خیر

158:

دوم راهنمایی با حسن دوستم 1 روز فرار کردیم

159:

اره فرار که کار همیشگیمون بود.با بچه ها دم عیدی از مدرسه فرار میکردیم و مدرسه رو به تعطیلی میکشوندیم

160:

نمیدونم فرار حساب میشه یا نه ولی گاهی برا خریدن خوراکی موراکی از مدرسه جیم میزدیم

161:

من که توی دبیرستان که بودم همش فرار می کردم و می رفتم فوتبال و سینما...
یه ترم هم همش بهم صفر دادن..یادش بخیر ...


162:

دو سه بار,خیلی کیف داد

163:

اره خخخخخخخخ

مدرسه ما همه نامرد بودن...

یه بار زنگ تفریح کل کلاس با هم فرار کردیم

حتی دیدیم که هممون تاکسی و...

سوار شدیم و رفتیم...

ولی در اوج ناباوری ربع ساعت بعد کل کلاس حاضر بودن...

ینی نامردی و ادم فروشی در این حد..

بله..

ما تو یه همچین دنیای نامردی بزرگ شدیم

164:

شما خودتون هم برگشته بودین؟

165:

بله در جامعه ای که همه گرگ هستن
باید گرگ بود وگرنه خورده میشیم

166:


یعنی خاکتوسرتون

ما از مدرسه فرار میکردیم.به تخریب شهر میپرداختیم.
میرفتیم چراغ راهنما را دستکاری میکردیم.
سطل اشغال ها مینداختیم زمین.
به مدارس دخترونه حمله ور میشدیم.
یادمه سر چراغ راهنما کار به پلیس کشید

167:

خوب ما مدرسه تیزهوشان میرفتیم...

از این انگل های جامعه نبودیم

168:

تا دلت بخواد

169:

اهان.مدرسه اسکلا را میگی
11 سال عمر بچگیتون را مثل خر درس خوندید .اخرش همین پخی شدید که ما شدیم
البته اتفاقا تو این جمع 10 نفره ای که بودیم.5 تا شون الان انگلیس و امریکا و کانادا هستند و اون جا درسشون را تموم کردند.
3 تا شونم که موندن دو تاشون هستاد دانشگاه و یکیشون هم تو کار بساز بفروشه.
البته یکیشون معتاد شده .

راستی
این پسره هست پویا تو شبکه منوتو اخبار میگه تو اتاق خبر
خیلی پسر خوبی بود.درس خون و اینا.
یکبار حتی اینم اغفال کردیم که یک بار از مدرسه فرار کرد.
فکر کنم از اون موقع بود که به راه کج رفت و شد اخبار گو رسانه صیونیستی منوتو

170:

برو بمیر ملعون محطات!

من الان فیلسوف شدم بجاش!
این اسکلایی که نام بردی کدومشون به رازهای آفرینش میتونن جواب بدن؟

171:

اسکل.به جای درس خوندن.چند بار مینشستی سر منقل پیش تریاکیا .
چنان فیلسوفی میشدی که حتی به راز های فلسفی فیزیک کوانتوم هم جواب میدادی

172:

خوبه باو
من یه بار همینجوری شد, همه برگشتن تو کلاس من مث احمقا رفت خونه, پشت سرمم نگاه نکردم
عربی برامون جبرانی گذاشته بود

173:

تو مدرسه ما کسی جرات برگشت نداشت وگرنه خفتش میکردیم .

174:

يسسسسس

175:

من هیچ وقت فرار نکردم ولی چون به اجبار در رشته ای درس میخوندم که هیچ علاقه ای نداشتم کاری میکردم که سر تمام کلاس ها دبیر بنده اخراج کنه و کل سه سال دبیرستان با ردی و تک ماده تموم کردم.

ولی در دانشگاه وقتی رشتم مورد علاقم بود جبران کردم.


176:

اره خیلی

177:

نـــــــــــــــه

178:

فرار که نه
ولی وختایی که خسته میشدم پا میشدم میرفتم خونه
فرار که نیس اسمش؟


اصن نسبت به کلمه ی فرار حس خوبی ندارم :دی

179:

چرا چندبار اول راهنماییم پیچوندم :))))


180:

خیر


82 out of 100 based on 52 user ratings 502 reviews

@