دیشب چه خوابی دیدی ؟


دیشب چه خوابی دیدی ؟



دیشب چه خوابی دیدی ؟
از خوب و بد هر چی هست بگو.

سعی بر این خواهد بود که تعبیرات صحیح هم ارائه بشه.




خواب های رنگی

سیاه و سفید

شیرین

تلخ

کابوس

و...


دیشب چه خوابی دیدی ؟



آزمایشی برای تست اعصاب و روان سه تست بسیار زیبا

1:

دیشب از بس بد خوابیدم هر چند مدل خواب دیدم که اصلا یادم نمیاد چی بود .


ساخت یک تیرو و کمان


آلبوم کاربران هم میهن

2:

خداوندگارا من خواب انتخاباتی میبینم

خواب دیدم دارم به موسوی رای میدم!!

اسمو نوشتم رو یه تیکه کاغذ پاره.


اسمتون به ژاپنی چی میشه؟
بعد یه ذره نیگاش کردم....فرمودم وا!
من چرا دارم به این رای میدم!

بعد رو یه تیکه کاغذ پاره ی دیگه اسم دکترو نوشتم.




اسم شما چه رنگی است؟!

3:

وای وای خواب دیدم جانی دپ اومده بود مدرسمون داشت سخنرانی میکرد ( واسه انتجابات بود شاید :دی) جاتون خالی خوش گذشت


اگه قراره تعبیری بشه، میشه بگید که افتادن یا لق شدن دندون تعبیری داره یا نه؟!


سه تا آرزو

4:

عجب شبی بود دیشب
یه خواب رو سه بار دیدم به همون صورت و شکل هر بار هم تا یه حدی از خواب میپریدم دوباره میخابیدم
خواب دیدم با یه ماشنی که نمیدونم برا خودم بود یا رفیقم رفتیم یه جای خیلی باحال و خلوت یه جا نگه داشتیم دیدم زده دانشگاه مرکزی هی با خودم فکر میکنم دانشگاه مرکزی کجاست انقدر هم این فضای دانشگاهه بزرگ و قشنگ بود که نگو و نپرس عین سه بار هم به همین صورت بود همش داشتم فکر میکردم اینجا کجاست اخه دانشگاه مرکزی نداریم که
خل شده بودم


بچه های iran clubs

5:

دیشب دشیب مثه هر شب جزیره اومد به خوابم :دی


غار (اصحاب کهف)

6:

اینا چیه؟

خواب فرمودم......نفرمودم که قبل از خواب به چیا فکر میکنی؟

ممد تو جزیره اومد تو خوابت؟.....چیز دیگه نیومد؟


7:

جزیره با آدم خورای ساکنش اومدن به خوابش یکی چوبش زد یکی سیخش زد بعدشم خوردنش و آشغالاشو تف کردن یه اب دریا هم روش

8:


آخه همچین تپل مپل هم نیست بگیم خوردنش.....



9:

من دیشب یادم نمیاد شام چی خوردم...چه برسه به اینکه خواب دیده باشم...

ولی فک کنم انسان در هر شرایطی خواب می بینه وهمیشه خواب می بینه ولی اون صحنه های مهم ش یادش می مونه...ولی درکل دیشب چیز خاصی نبود...


10:



اکثرا یادمون میره....مگر این که طاق واز بخوابی ...

این رو جدی فرمودم ها


11:

طاق باز بخوابی چی میشه ؟

12:

سلام، دلم برای همه بچهه های گل هم میهن تنگ شده بود.
من خواب دیدم دارم با یکی (نمیگم کی) تو خیابون قدم میزنم و صحبت میکنم.
خیلی باهال بود.

13:


معمولا هنگامی که خوابیم و خود متوجه نیستیم و به هستلاح شانه به شانه میشیم، در حالت طاق باز برنامه میگیریم و اون موقع، بر طبق آمار و تجربیات خواب هایی با وضوح بیشتر به سراغمون میاد.

14:


خوبه...خیابان تعبیر داره....حالا سر موقعيت باید بگم.....الان خودم خوابم میاد.


15:

خوابایی که تو کلته از تو گوشت نمیریزه!!!!!!!!!!!!!:17 1:

16:

جالبه !

17:


بابا من جدی فرمودم.

عحبا......

18:

برو لالا کن، اینشاالله خواب خیابون ببینی!!!!!!!!!!!!!

19:

آها یعنی اگه آدم دمر بخوابه از چشاش میریزه بیرون ؟
بگو پس من چرا خوابام یادم نمیمونه دلیلش اینه

20:

خوب منم جدی فرمودم، کی فرموده من شوخی میکنم؟؟؟؟؟!!!!!

21:


یعنی برای شما اتفاق نیفتاده؟!

22:

دقیقا، به نکته کاملا باریکی اشاره کردین!!!!!!!!!!!!!!!: 22:

23:

ها ؟ چی ؟

24:


هیچی...

مطلب رو بخون آگاه بشی.


25:

ببین بالیوود من یه نظریه دارم:
گاهی اوقات که از خواب پا میشین میبینین بالشت 1 مقدار خیسه، همه گمان میکنن که آب دهانه ولی من فکر میکنم رویاهای خیسی هست که از گوش بیریون ریخته!!!!!!!!!!!!!!!!!!

26:

فلسفه روانشناسي و دانش فيزيولوژي انساني به علت عدم شناخت روان و روح، هنوز مكانيسم خواب و خواب ديدن و حالات مربوط به رايشانا را نشناخته اند و اونچه فلاسفه و روشنفكران يا متفكرين و علماي اديان، ‌درباره خواب و خواب ديدن فرموده اند، مطالبي بسيار سطحي و غير مستدل و احيانا نتيجه تجربيات شخصي بوده هست كه نمي توان اونها را حكم كلي دانست.


انسان بايد شناخته بشود، جسمش، ‌مغزش، روانش، روحش و ارتباطش با جهان هستي.

خواب قسمتي از زندگي انسان هست، ‌انسان در خواب زنده هست، ‌مي خورد، مي آشامد،‌ تفريح مي كند، ازدواج مي كند، حركت دارد، فكر مي كند، ‌خيال مي كند، معاشرت مي كند و خلاصه زندگي مي كند و بطور متوسط يك چهارم از عمر خود را در خواب مي گذراند .

مي دانيد كه آدم وقتي بيدار هست باز هم در خواب هست و وقتي در خواب هست بيدار هست؟ نه، يقين دارم اين را نمي دانستيد.خواب و بيداري دو حركت از زندگي هست كه كاملا" مثل سركه و انگبين به صورت مخلوط جريان دارد.

آيا سكنجبين خورده ايد؟ كه نه سركه هست و نه انگبين و هم سركه هست و هم انگبين.

انسان در بيداري در خواب هست و انسان خوابيده بيدار هست.


مي دانيد كه خداوند نيز مي خوابد و بيدار مي شود و در اين موضوع مثل همه مسائل، حال خدا و بشر مشابه مي باشد؟ آيا مي دانيد كه كره زمين نيز مي خوابد و حال بيداري هم دارد؟
آب رودخانه ها چه ؟ آاونها هم همينطور.


كوه، برق، گاو، حشرات، ماهيها، ‌بادها، ابرها، ‌صاعقه ها، صداها و خلاصه همه پديده هاي عالم همين حال را دارند.


هستي بطور كلي خداست هر حالي كه در انسان و ساير موجودات مي بينيد در هستي نيز همان حال با ابعاد بي نهايت و بي حد وجود دارد .

يكي از حالات انسان خواب و خواب ديدن هست.


شخص شخيص هستي نيز مي خوابد و خواب مي بيند.


حالا بيائيم سر مطلب "خواب چيست؟ و براي چيست؟"
يك كارخانه عظيم را در نظر بگيريد يك چرخ تند مي گردد يك چرخ كند ‌حركت چرخها و دنده ها و تسمه ها همه با هم متناسب هست، اما متساايشان نيست حركات تناسب دارد، بهمين دليل كارخانه مي گردد و زنده هست اما متساايشان نيست، مي بينيم يك چرخ آهسته آهسته مي گردد و چرخ ديگر بسيار سريع، كه حركتش ديده نمي شود.

بدن انسان نيز همينطور هست سرعت جريان خون متناسب هست با سرعت حركت الكتريسيته اعصاب اما سرعتشان با هم متساايشان نيست.

قلب حركت دارد، كليه انسان نيز حركت دارد، اما اين حركات با هم فرق دارند، ولي همه با هم متناسب هست.

همينطور حركتهاي مستقيم و حركتهاي دوراني، ظاهرا" شباهتي با هم ندارند اما با هم متناسب هستند و نظم دارند و خلاصه انسان و عالم منظم هست.


خواب در يك كارخانه اونست كه حركتي متوقف شود و دستگاهها هستراحت كنند اما اينطور نيست، اين ظاهر قضيه هست، خواب حركت معكوس هست يعني اگر يك چرخ به سمت راست حركت مي كرده با سرعت صد دور درثانيه، ‌دروقت خواب، حركت به طرف چپ باهمان سرعت به نسبت مكانيسم اون چرخ وواقعياتي كه داردمي باشد.

اين حركات معكوس يا خوابيدن در جهت حركت كلي ماشين تنظيم شده هست، ‌يعني اين حركت ارتجاعي، ‌كل دستگاه را از راه باز نمي دارد، بلكه حركت كلي دستگاه به راه خود ادامه مي دهد و به طرف كل و كمال پيش مي رود.

پس يك كارخانه مي خوابد و هستراحت دارد.


خواب براي چيست؟
به اين سؤال دو جواب مي دهيم.


جواب اول : خواب براي هستراحت و هستراحت براي رفع خستگي و رفع خستگي براي ترميم و تعمير سلولها و جبران كمبود قوا هست.


و اما جواب دوم : خواب نوعي از حركت ماشين هست.

يك ماشين انواع حركتها را دارد.

يكي از اونها هم خواب هست پس خواب چيز اضافي يا بي خود و بي جهت و غير مفيدي نيست.


چگونه انسان مي خوابد؟
ماشين بدن دائما" در كار هست كار و حركت موجب فرسودگي ياخته ها و سلولها و كشته شدن ذرات ريز بدن مي گردد.

وقتي تعداد زيادي از ياخته ها و گلبولها و ساير ذرات ريز بدن مردند، جسم از نظر قوه و لوازم و الات كار و حركت دچار كمبود مي شود در نتيجه مي افتد و از كار باز مي ماند.


چون كارخانه هاي توليدي در بدن وجود دارد كه در وقت بيداري ما اون كارخانه ها خوابيده و مشغول هستراحت هستند، اكنون كه بدن بر اثر كمبود قوا از كار باوقتد اون كارخانه ها بطور اتوماتيك بكار مي افتند و مشغول ساختن گلبولها، ياخته ها و سلولها و ذرات ذره بيني متناسب با دستگاههاي مختلف بدن مي شوند و كمبود قوا و نفرات ارتش بدن را تامين مي كنند.

اعضاي فرسوده عوض مي شوند و شرایط جوان جاي اونها را مي گيرد.


مثل جامعه بشريت كه مرتبا گروهي مي ميرند و گروهي متولد مي شوند و پيكره واحد جامعه بشريت به حيات و حركت خود ادامه مي دهد.

وقتي قوه ها تامين و دستگاهها تجديد شد، كم كم بدن حركت مي كند يعني روان جسم را به حركت در مي آورد.


يكي ديگر از علل خوابيدن مسموم شدن بدن هست، ‌بافتها ماهيچه ها و خون مسموم مي شوند و انسان در وقتي كه احساس خستگي مي كند اين مسموميت را بخوبي در همه بدن احساس مي نمايد.

علت مسموم شدن بدن براي علم پزشكي روشن نشده ( مقصودم مسموميت بر اثر خستگي هست ) اما در آزمايشاتي كه رايشان انسان و حيوان كرده اند سپس حركات و توليد خستگي وجود سم را در بدن دريافته اند اما نمي دانند از كجاست.

حكمت نايشانن اين حقيقت را روشن مي كند و در اينده نزديك علم پزشكي به اون دسترسي پيدا خواهد كرد.


سموم بدن ماده ايست مركب از اجساد و جنازه هاي ياخته ها و سلولها و ذراتي كه كشته شده اند.

يك كارخانه فلزي سپس مدتي كار همين سمها و چركها را در همه پيكره خود توليد مي كند كه بر اثر سائيده شدن چرخ دنده ها و ميله ها و غيره خواهد بود.

پس جسد ياخته هاي مرده بصورت سم همه بدن را فاسد مي كند و پس از اونكه بدن از كار افتاد و خوابيد دستگاههاي مختلف بدن براي شستشو و پاكسازي نسوج ترشحاتي مخصوص مي كنند.


اين سموم و عفونتها به دو صورت از بين مي روند: قسمتي جذب سلولها و ياخته هاي ديگر مي شود و بر اثر تركيبات شيميايي خوراك خوبي از براي بدن خواهند بود.

قسمتي ديگر بصورت فضولات و عرق و ادرار از بدن دفع مي گردد.


خواب و خواب ديدن
در اين قسمت ، ابتدا بايد وسايل ديدن شناخته شود يعني ديدگان، آيا انسان فقط دو چشم ظاهري جسمي را در صورت خود دارد؟ ‌يا اينكه از براي انسان ديدگان ديگري هم هست؟ در وقت خوابيدن ،‌دو چشم ظاهري انسان كه در خواب هست، يعني بسته شده و چيزي را نمي بيند در حالي كه در رايشاناها انسان تصاايشانري را با چشمان خود مي بيند، آيا براي انسان ديدگان ديگري هم هست؟
حكمت نايشانن معتقد هست كه در انسان حواس بي شماري كار مي كنند كه تاكنون بيست و دو حس را شناخته و معرفي كرده، يكي از اون بيست و دو حس، ‌چشم دل يا حس روشن بيني هست كه بايد شناخته شود.

بوسيله حس روشن بيني مي توان مناظر و تصاايشانر خيلي دور را ديد، در حالي كه با چشمان ظاهري نمي توان اونها را مشاهده كرد.

در وقت خواب حس روشن بيني يا چشم جان فعالتر و حركت او سريعتر مي شود.

انسان در خواب مي داند كه چشم دارد و مي بند اما روان آدمي وسيله اين حس روشن بيني چه چيز را مي بيند؟ اگر جواب اين سؤال داده شود مشكل حل مي گردد.


نقشها و تصايشانرها
اين طبيعت لايتناهي از نظر ماده و معنا يك پارچه موج هست، يعني يكپارچه انرژي هست و انرژي عالمي متحرك ومواج هست و به صورت و تصايشانرهاتجلي مي كندزيرا منظم هست.

از اين نكته مسئله نظم وعلم عالم ثابت مي شود.

بخاراتي كه از دريا بر مي خيزد داراي نظم هست يعني به صورت تصاايشانر و نقشهاي منظم و معقول حركت مي كند، قطرات باران و تكه هاي برف كه از تبديل بخارات درفضا توليد مي شود و به زمين مي آيد منظم و مصور هست.

خوشبختانه علوم طبيعي نظمها و تصايشانرهاي تكه هاي برف را عكس برداري كرده اند و شناخته اند.

منتهي تعداد معيني تصايشانر را بدست آورده اند و خيال كرده اند كه برفها با همين تعداد معين تصاايشانر به زمين مي آيند در حالي كه هر تكه برف نقشي و شكلي تصايشانري مخصوص به خود دارد.

همانطور كه هر انساني از نظر تصايشانر و مكانيسم منحصر بفرد هست.

الله اكبر راستي مي توانيم تعداد تكه هاي برف را فقط در يك منطقه از زمين و در يك بارندگي محاسبه كنيم ؟ حالا ببينيد در يك زمستان در نقاط مختلف زمين چند بار برف مي آيد و تعداد تكه هاي برف در يك فصل زمستان چقدر خواهد بود .

اينها هر كدام يك نقش و تصايشانر دارد .


همه زمستانها را در طول يك قرن در طول هزار سال در طول عمر زمين محاسبه كنيد ببينيد اين كارخانه عظيم نقش آفرين عالم چه مي كند!! راستي اينها براي چيست؟ اين همه نقش و تصايشانر براي برفي كه عمرش بسيار كوتاه هست و به محض اينكه باريدن گرفت به آب تبديل مي شود چه ضرورتي دارد؟ خداوند چه چيزي را مي خواهد ثابت كند؟ كسي عقلش نمي رسد.


منهم اونچه او مي خواهد مي گايشانم يعني اونچه را مي گايشاند به زبان من جاري مي شود او مي گايشاند : "مي خواهم قدرت و علم خود را براي خودم آزمايش كنم و بفهمـم كه در ذات من چه نهفته هست.

خودم براي خودم تجلي مـي كنم و ظهور مي نمايم تا خودم را بشناسم چون غير از من كسي و چيزي وجود ندارد كه بخواهم علم و قدرتم را براي او به معرض نمايش بگذارم.

فقط من هستم و من زنده هستم و نمي توانم بيكار بمانم.


چون خودم را نمي شناسم ميل دارم خودم را بشناسم پس ایجاد مي كنم و نقش و نيرايشان ذاتم را بصورت قدرت و عظمت ظهور مي دهم،‌ براي اونكه شناخته شوم.

شما انسانها نيز كه ذرات وجود من هستيد آگاه باشيد كه شما را وادار به تفكر در نقشهاي عالم مي كنم و حاصل فهم و تجربيات شما نصيب من مي شود.

من از پشت چشمان شما بوجود و آفرينش خودم مي نگرم تا بهتر خودم را بشناسم.

شما را دوست مي دارم چون پاره هاي پيكر من هستيد، به شما عشق مي ورزم چون به خودم عاشقم.

وقتي به ياد من هستيد، ‌در حقيقت اين شما نيستيد كه مرا ياد مي كنيد من هستم كه به خودم فكر مي كنم وقتي مرا فراموش مي كنيد،‌نترسيد زيرا مرا فراموش نكرده ايد، در اونوقت شما به خودتان فكر مي كنيد كه مرا از ياد مي بريد و خودتان چه كسي هستيد ؟

كمي فكر كنيد رابطه خودتان را با من دريابيد، اونوقت مي دانيد كه باز هم به من فكر مي كنيد.

از وحدت و كثرت شما، ‌از جمع و تفريق شما، از نزديكي و دوري شما، از حركت وضعي و انتقالي شما، از سير تكاملي شما لذت مي برم.

زيرا همه از من هست و شما من هستيد و من شما هستم.

جدايي و دوتايي و كثرت و تفرقه در ذات من نيست حركت و سكون شما، حركت و سكون من هست .

مرا بيازماييد، از من بخواهيد كه من دوست دارم خود را بيازمايم و قدرت نمايي كنم."

سخن ما درباره نقشها و تصايشانرهاي عالم و كثرت و امواج آفرينش بود، برف را مثل زدم كه هر تكه اون تصايشانري خاص و نقشي معين هست و منحصر بفرد، گازها و دودها، ‌شعله ها و حرارتها امواج صوتي و امواج مغناطيسي همه و همه بصورت تصايشانرها و نقشهاي منظم و قابل سنجش و زيبا در جهان حركت مي كند در حاليكه چشمان ظاهر بين نمي تواند اين تصاايشانر و نقشهاي منظم را احساس و ادراك نمايد.


اين بحث را از اين نظر مطرح كرديم كه بدانيم رايشانا و خواب ديدن چيست؟ و انسان در خواب چه مي بيند؟ دنياي جديدي به رايشان مغز شما گشوديم اگر قدر بدانيد، ‌اسرار آفرينش را به امر يزدان بر شما مكشوف مي كنيم تا خودتان را بشناسيد و به خداوند معرفت و ايمان پيدا كنيد، ‌پس قطعا" افكار و تخيلات انسان به صورت تصاايشانر و نقشه در فضا ساطع مي شود .

خوبست اين بحث محدود مضبوط را مطرح كنيم كه :

-بخارات دريا، گازها ، امواج صوتي ،‌امواج مغناطيسي ، شعله ها ، امواج حرارتي ، نورها همه به صورت نقشها و تصايشانرها حركت مي كند .


-افكار و خيالات انسانها، حيوانات، نباتات حتي جمادات بصورت نقشها و تصايشانرهاي منظم در فضا حركت مي كند.


-از اجساد و بدن همه موجودات، جماد و نبات و حيوان و نيز از بخارات و مايعات و جامدات و از بدن كرات مرتبا امواج ساطع و در فضا پخش مي شود كه اين امواج نيز به صورت تصاايشانر و نقشهاي معين و منظم در فضا حركت مي كند.


-موجودات تحول پيدا مي كنند جسم و جان اونها از يكديگر مجزا مي شود جان كه سبكتر هست در فضا پر مي كشد.قطعا مي دانيد جان نيز تصايشانر و نقش دارد و مرتبا" از جان موجوداتي كه در فضا حركت مي كنند تصايشانرها و نقشهاي تازه اي ساطع مي شود و جريان مي يابد.


-فرموده شد كه انسان و موجودات زنده بلكه همه موجودات فكر مي كنند افكار و خيالشان بصورت تصاايشانر در فضا پخش مي گردد.

در اينجا مي گايشانم كه روانها سپس تحول نيز داري فكر و خيال هستند و تفكرات و تخيلاتشان بصورت تصايشانر و نقش ساطع مي شود .


-موجوداتي كه هنوز صورت مادي و حيات ظاهري پيدا نكرده اند و در گنجينه انرژيها و قدرت الهي هستند و بنا به سرنوشت بايد در آينده تبديل به ماده بشوند و جسميت پيدا كنند، وجود دارند.

پس داراي نقش و تصايشانر هستند و نقش و تصايشانر اونها قابل رايشانت هست.

اونها در كتاب سرشت و سرنوشت و لوح محفوظ جهان وجود دارند.

به همين دليل آينده نگري و نهان يابي و پيش گايشاني و مطالعهسرنوشت انسانها مقدور هست.


ما در خوابهايمان چه مي بينيم؟
اگر شما پرتو جايشانان عزيز به سخنانم عنايتي داشته باشيد به آساني مي توانيد بفهميد، كه انسان چگونه خواب مي بيند، اين نقشها و تصايشانرهايي كه در شش مورد بالا مطرح شد در فضا وجود دارد به علاوه تصايشانر هيكل موجوداتي كه جنبه مادي دارند و اونها را مطرح نكرديم.

ميز، صندلي، انسانها، ساختمانها، مجسمه ها، كارخانه ها، حيوانات، ‌حشرات‌ و كليه اشياء هر كدام داراي نقش و تصايشانر هستند.

ما در بيداري و خواب اين تصايشانرها را با چشم ظاهري و حس روشن بيني مشاهده مي كنيم، ‌اين تصايشانرها حقيقت دارد، ‌زيرا وجود دارد پس ما در خواب و رايشاناها حقايق و واقعيات را مي بينيم و خواب ديدن راست ودرست هست و نبايد اون را واهي و موهوم دانست.


چرا خواب را واهي و موهوم مي دانيم ؟
علتش تطبيق نكردن تصايشانرهايي هست كه در رايشانا و خواب مي بينيم با واقعيت مادي و محسوس جهان كه با اونها سر وكار داريم.

مثلا" ماهيهاي دريا فكر مي كنند افكار و خيالات اونها بصورت تصايشانرها درفضا پخش مي شود، انسانها اين تصايشانرهاي متعلق به ماهيهاي دريا را مي بينند و سپس بيدار شدن اولا" قسمتي از خوابهايي كه ديده شده فراموش مي گردد، ثانيا رابطة رايشانا و اشباحي كه ديده شده قطع مي شود،‌ در نتيجه رايشاناي انسان به نظرش نامربوط و واهي مي آيد.


همينطور مي توانيد مثالهايي بزنيد و تفكر كنيد تا حقيقت را دريابيد، ‌عزيزان من، ‌كوه فكر مي كند، رودخانه فكر مي كند، ‌كبوترها فكر مي كنند و افكار اين موجودات به صورت تصايشانرها و نقشهايي در فضا جاري هست و ما در خواب اين نقشها را مي بينيم و چون سابقه اي در حافظه خود از اونها نداريم كه ديدنيهاي خود را با اون سوابق ذهني تطبيق كنيم نمي توانيم بفهميم كه اين تصايشانرها چيست؟ و از كجاست در نتيجه به رايشاناهاي خود بي اعتنا هستيم.


رايشانا بي نظم و نامربوط نيست، چون عالم منظم هست و انسان در نظم آفرينش برنامه دارد خواب ديدنهاي انسان نامربوط و بي نظم نيست.

طبق نقشه سرنوشت انسان و جهان، هر كس خوابهايي مي بيند.

و نيز به قدري كه لازم، مفيد و ضروريست،‌ خوابها را تعبير و تطبيق مي كند.

پس بيخود گيج و مبهوت نشايشاند و بدانيد اگر شبها خوابهايي مي بينيد كه در روز نمي توانيد با خاطرات خود اونها را درست تطبيق و تعبير كنيد، اين مسئله بنا به سرنوشت و تقدير الهي و به خير و صلاح شماست.


همواره و در همه حال شكر و سپاس يزدان مقتدر مهربان را بجا بياوريد و در توجه بخدا و پرستش او غفلت نورزيد تا در زندگي كامياب گرديد.


خوابيدن طبيعت
وقتي هر موجودي اعم از جماد و نبات و حيوان، ‌قسمتي از عمر را در خواب بسر ببرد، ‌براي ما روشن مي شود كه كل موجودات عالم مي خوابند مجموع خوابهاي همه موجودات عالم، خواب حضرت طبيعت لايتناهي و هستي كل محسوب مي شود همانطور كه مجموعه رايشاناها و مشاهدات و ديدنيهاي كل موجودات طبيعت، مشاهدات عالم لايتناهي محسوب خواهد شد.


هيچ گاه فراموش نكنيد هر چه در يك انسان هست با ابعاد بي نهايت در وجود خداوند و عالم لايتناهي نيز هست و هر خاصيتي در يك عنصر يا هر حالتي در يكي از موجودات ذره بيني وجود دارد در انسان و ساير موجودات نيز اون خاصيت و حالت وجود دارد، ‌اگر اين قاعده را فراموش نكنيد،‌ شناخت خود و جهان برايتان آسان خواهد بود.


ديـدن سرنـوشـت در خــواب
سرنوشت جهان و انسانها و ساير پديده ها، در لوح محفوظ و كتاب علم خدا مستور و منقوش هست.

اينطور تصور كنيد كه آفريدن كه از جانب خداوند قادر متعال صورت مي گيرد، از رايشان كتابي هست كه دست قدرت الهي اون را ورق مي زند.

در هر صفحه اي از اين كتاب يك نقشه و تصايشانر بسيار وسيع و بي نهايت وجود دارد كه اراده خدا بر تحقق و پياده شدن اون نقشه تعلق مي گيرد..

پس بايد فرمود: در هر ورقي موجودات جديدي مصورند و ایجاد مي شوند.

آينده هر انساني در اون كتاب عظيم آفرينش و لوح محفوظ منقوش هست.


يكي از برنامه هاي آفرينش اينست كه هر انساني سرنوشت خود را قبل از تحقق و پياده شدن نقشه ببيند تا با اونچه كه در فردا اتفاق مي افتد، امروز آشنا باشد.

مانند مدير كارخانه اي كه كار فرداي كارخانه را امشب مرور و بررسي نمايد.

پس يكي از موارد خواب ديدن، يا يك بعد رايشاناهاي ما، ديدن آينده خودمان هست.


همه موجودات چنين رايشانا و آينده نگري را درباره خود دارند و ضمير باطن هر كس به خوبي اگاه هست كه فردا چه خواهد شد.

اما امت دو دسته اند: اقليتي از امت خودآگاهند.

يعني از اين رايشاناهاي خود با خبرندواونچه مي بينند فراموش نمي كنند.

ولي اكثريت امت ناخودآگاه زندگي مي كنند و بينش يا آگاهي و بيداري ندارند.

بينش دارند، اما آگاهي ندارند.


اگر شما رايشاناهاي خود را به روشني بياد نمي آوريد ، علتش اين هست كه هنوز براي خود اگاهي تعليم نديده ايد و تمرين نكرده ايد.

اگر بپرسيد: ما كه خوابهاي خود را فراموش مي كنيم، پس ديدن آينده و برنامه هاي زندگي از قبل براي ما چه فايده اي دارد؟ در جواب مي گوئيم: ضمير باطن هر انساني رايشاناها و خاطرات عالم خواب را ضبط مي كند و در قسمت تاريك ذهن، اين تصايشانرها باقي مي ماند و خاصيت اون اين هست كه شما با حوداث روزگار بدون مقدمه مواجه نشايشاند و وقتي كه حادثه اي پيش مي آيد سابقه اون را درضمير باطن خودتان احساس مي كنيد.

مثلا اگر مقدر باشد، عزيزي را از دست برود، فرد قبلا" اين حادثه دردناك را در خواب و رايشانا و خيالات خود مي بيند و يك نوع آمادگي پيدا مي كند و وقتي كه با اون حادثه مواجه شد، خيلي خودش را نمي بازد.


هر كسي در اين زمينه تجربيات شخصي دارد.

اما اينكه رايشاناههاي خود را فراموش مي كنيد و فقط نقش و تصايشانر كمرنگ اون در ضمير باطن شما باقي مي ماند، به اين علت هست كه اگر همواره از حوادث آينده اگاه باشيد، زندگي حال را از دست مي دهيد و بناي كارها هم بر غفلت و فراموشي هست و اين غفلت و فراموشي بسيار مفيد هست.به همين ترتيب، غفلت و فراموشي از حوادثي كه اتفاق افتاده و بر شما گذشته هست كه اگر همواره در مد نظر شما باشد، ادامه زندگي بر شما مشكل مي شود.،

خداوند همه امور را بر ما آسان گرفته و مهندس متخصص دانا و بيناي آفرينش مي داند سرنوشت يك موجود را چطور قلم بزند كه او بتواند مشتاقانه به زندگي و حيات خود ادامه بدهد.


27:

خب وقتی خوابم یادم نمیمونه از کجا معلومه که من خواب دیدم ؟
البته من این مطلب شما رو تو یه کتاب خوندم .

ممنون

28:

داداش خدایی خودت حال داری نصف شبی اینهمه متنو بخونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

29:


آفرین

هستعاره زیبایی بود

آفرین


30:


ضمیرناخود اگاه

در اونجا ضبط میشه


31:

این نکته باریک تر از نکته ی من بود
احسنتم

32:

بله...من با رکورد شکنی که کردم تونستم خط اولو نصفه نیمه بخونم...دمت گرم بالیوووود

33:


شما یه ذره اش رو هم بخونی حله


34:


تقصیر من نبود به خدا.

بد موقع اون لاین شدیم همگی...جمیعا و رحمته الله...

35:

من مانیتورمو به زور میبینم..............
به متنش که نگا کردم سرم گیج رفت، در کل بیخیال شدم.
البته با تشکر از mr بالیوود.

36:

من هیچ نمیدونم تو ضمیر خود آگاهم چی میگذره چه برسه به نا خود آگاهم .

37:

خوب ملخص کلوم این که...دوست دارم امشب با جارو بیام توخواب تک تکتون ...وحالتونو حسابی جا بیارم...

ای حال میده نصف شب شما هارو اذیت کنم...جووووون

پ.ن: قهرمانی بارسا رو به همه ی بارسایی ها،این تیم رویایی تبریک میگم...


38:

قربونت داداش save میکنم فردا میخونم، الان بخونم هیچی نمی فهمم.

39:


برنامه هم نیست که شما بدونی تو ناخودآگاهت چی میگذره.

اصلا اسمش روشه



اعتقاد عده ایی هم بر این مبنا هست که بعضی صحنه ها که برای ما تکرار میشن قسمتی از همان خواب ها ایی هست که ما دیدیم ولی به یاد نمی آوریم.


40:


ای بابا

من ندیدم

بذرا شاید تکرارشو امشب نشستم تو خواب دیدم

41:

اون صحنه ها مگه مربوط نمیشه به عالم ذر ؟
نمیدونم والا .


ایشالا وقت پیدا کردم یه تحقیق حسابی در این مورد میکنم !
بازم ممنون آقا

42:

امیر جون : امشب بیا به خواب من که خیلی کارت دارم !!

43:

جمعیت من تا پای دستگاه بیهوش نشدم برم لالا.
سعی میکنم خواب ببینم فردا واستون تعریف کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمعیت شب خوش.

44:

انشالا خوابای خوب ببینی شبت خوش

45:

نه

اشتباه نشه.

عالم ذر چهره ها شکل گرفته....یعنی اگر چهره آشنایی دیدیم میگویند که از عالم ذر به یاد دارد.

حالا اصلا این بحث در ظرف وقتی محدود نمیگنجه.....

ولی عالم ذر رو با این اشتباه نکن

46:


هر چی خواب میبینی خواب من رو نبینی که باید تا خود صبح بشینی نقد فیلم گوش کنی...

شب و روزت خوش...

47:

خواب دیدم
یادم نمییاد
اگه هم بییادخصوصی هست

48:

اسفندی من یکی حتما میام تو خوابت،یه دست حال پايه ی ازت میگیرم...اینو مطمئن باش...


49:

با اجازه دوستان منم دیگه میرم بخوابم .

اگه خواب دیدم فردا تعریف می کنم ببینیم تعبیرش چیه !!

فقط امیدوارم خواب قسط هامو نبینم !!

50:




تو برو رستم بیاد یه حال پايه ی بهت بده.

یا حق...

51:

عه امیر جون : من دارم میرم بخوابم .

فبل از اینکه خوابم سنگین بشه حتما بیا منتظرتم ها !!

حسرته داداش حسرته !!

اگه یک جهود بتونه حال منو بگیره که ترجیح میدم دیگه هیچ وقت از اون خواب بیدار نشم !!

خوشم امد ز امدنت !!

52:

تا این امیر هست رستم دیگه کیه !!

53:

اسفندیارو امیر هر چی خواب ببینن فایده نداره چون خواب زن کجه برای همین لازم نکرده بیان تعریف کنن بیخود مقاله هم چپ میشه

54:

تو نمیری الان همه دارن خواب میبینن...!


55:

عه ! لو نده دیگه که خواب منو و تو بدجور کجه !!! دی:

دیشب تو خواب دیدم من و شما با هم داریم اهنگ : این دست کجه کی میگه کجه !! رو دو صدائی اجرا می کنیم

حالا بالیوود جان باید بیاد بگه تعبیرش چیه ؟؟ !!!!

56:

هان ؟ :دی
من که آشغال ندارم :دی
به قول یکی از رفیقام همه جام خوبه :دی

نوشته اصلي بوسيله bollywood نمايش نوشته ها
اینا چیه؟

خواب فرمودم......نفرمودم که قبل از خواب به چیا فکر میکنی؟

ممد تو جزیره اومد تو خوابت؟.....چیز دیگه نیومد؟

به جون حسین جزیره اومد به خوابم :دی

بعدشم فکر کنم پلنگ صورتی اومد بوسم کرد :دی

57:

یادمه قبلا پست خوابگزار اعظم متعلق به گالکسی بوداز کی تفویض پست کردند ما خبر نداریم

58:

خوابگزار بنده دوستی دارم اکثرا وقتی مریض میشه یا بحثی بین ما پیش میاد یکی دو روز قبل خواب مبینم و متوجه میشم قراره اتفاقی بیفته و معمولا در مورددوستم این اتفاقات را از قبل حس میکنم ممکنه بپرسم جریان چیه؟

59:

شاداب
اینو از بانو یوم یول پرسیدم فرمودند اراده پروردگار بر این رفته تا شما با اون دوستتان تله پاتی داشته باشید و البته این از اراده پرودگار هست که بین شما و اون دوستتان این چنین مودتی بربرنامه هست
بانو یوم یول

60:

ازبانو یوم یول خیلی متشکرم حتما مراتب تشکراینجانب را خدمت ان بانوی عزیز برسانید
دقیقا همین علاقه زیادی که بین ما بود باعث بوجود امدن تله پاتی میشدحتی دربیداری

61:

این یعنی که تو دارای قدرت بالای روحی هستی مدیومی می تونی جای با نو یوم یولو بگیری

62:

اگراین قدرت روحی من درموردهمه بود اره میتونستم جای اونو بگیرم ولی افسوس که فقط نسبت به یکی دونفروجود داره
ت
پس یرای جلسات احضارارواح مدیوم خوبی میشم نه؟

63:



کی زنه ؟ من ؟

حالا بگزریم که اون روز تو خیابون ارم دیدمت روسری سرت بود...به من میگه زن

64:

اره عزیزم

65:


شما دیگه چرا؟

یعنی میخوایی بگی تو نت و فاروم نویسی و این حرف ها هم میز ریاست و صندلی هست؟!

تعویض پست کجا بود شاداب خانوم؟

بعدش هم این همه معبر خواب...یا این همه کتاب تعبیر که معلوم نیست از کجا میاد و ...
چه نیازی که من تعبیر کنم.

اگر مجال باشه تعبیر هم میشه و مطمئنا تعبیر بنده کمی متفاوت خواهد بود.

66:

هیچی ...

67:

خواب دیدم دارم با ناخن رو تخت سیاه چنگ میندازم و میخندم یه جور خنده هیستیریک بعد موهامو میکشیدم یه سری اتفاقات دیگه هم افتاد که الان تو ذهنم خیلی مبهمه

68:

خوب حالا شما خون خودتو کثیف نکن زودترخواب ماروتفسیرکن ببینم باید طرفدار تعیبرخوابهای گالکسی باشم یا شما
شما که معبرخوابی باید بهتربدونی کتابهای تعییرخواب خیلی صحت وسقم درستی ندارن گذشته ازاون ممکنه دونفریک خواب مشترک ببینید ولی برای هرکدام تفسیرجداگانه ای داشته باشه

69:

خوب عزیزان هم میهنی ازامروز جلسات هفتگی احضارارواح توسط شاداب برگزارخواهدشد تاریخ این حلسات متعاقبا به هستحضارخواهد رسید

70:


عرض کردم.

معبر خواب نیستم.

از علم حصولی خود هراون چه که دارم بیان می کنم، فقط نه به عنوان خوابگذار...

71:

متوجه نشدم ازعلم خودتون هستفاده میکنید!درهرصورت فرقی نمیکنه شما تعییرکن مهم نیست ازعلم حصولی خودیا ازکتب تفسیرخواب

72:


والله با این خواب هایی که شما میبینی من باید دست به دامن رفقای مرتاضم در پنجاب هند بشم.


73:

خوب عزیزان هم میهنی ازامروز جلسات هفتگی احضارارواح توسط شاداب برگزارخواهدشد تاریخ این حلسات متعاقبا به هستحضارخواهد رسید

به به ! جلسات هفتگی احضار ارواح !

چقدر خوب ! من هم پایه ام !!

البته بشرط انکه ارواح منو ببینند فرار ننمايند !!

74:

دیشب خواب آیشواریا رای و دیدم که باهم رفته بودیم پارک ملت...

بعد ....(خصوصیه...*

75:

حالا ازشوخی که بگذریم خواب منو درباره دوستم تعبیرنکردید!منتظرم تعبیرشمارا ببینم
ضمنا میتونم سوال کنم ازکجااین علم براتون حاصل شده؟

نوشته اصلي بوسيله esfandiyar نمايش نوشته ها
خوب عزیزان هم میهنی ازامروز جلسات هفتگی احضارارواح توسط شاداب برگزارخواهدشد تاریخ این حلسات متعاقبا به هستحضارخواهد رسید

به به ! جلسات هفتگی احضار ارواح !

چقدر خوب ! من هم پایه ام !!

البته بشرط انکه ارواح منو ببینند فرار ننمايند !!
خوب اولین نفر درلیست قرارگرفتجدا چندباری که اینکاروانجام دادم جذابیت زیادی برام داشت فکرمی کنم اگرکسی چندبارانجام بده به اینکارعادت میکنه

76:

متاسفانه یکی از دوستان ظاهرا از خواب من برداشت نادرستی کردند !فکر نمی کردم اینکه خواب دیدم بالی وود تو سایت دارند تعبیر خواب مینمايند دقیقا مثل الان!بخواد باعث کج فهمی کسی بشه منظورمن این بودکه گاهی اتفاقاتی که درروزبرای انسان می اقتدویا چیزهایی که می بیند میتواند بصورت خواب دیده شود

77:


منظور بنده هم همین بود.

علم حصولی یعنی اونچه در کتب خواندم، وگرنه دراین زمینه صاحب نظر نیستم.(در ضمن شما هم صریح نفرمودید که اصلا ماجرا از چه برنامه بود)

تا کمی قبل معنای اشیا در خواب رو به حافظه داشتم.اما الان نه.

این گونه حاصل شد.

78:




عجب

گویا باید اقداماتی صریح و ضربتی در مورد خواب های کج شماها در نظر بگیرم...

79:

من یه خواب عجیبی دیدم خواب دیدم با دوستام یه جایی رو که خیلی باهاش مخالفم بمب گذاری کردیم ولی هر کاری می کنیم نمی ترکه

80:

خوب دیگه همه خواب ها که صاف وطراز از آب در نمیان که...


81:


حالا موندم این خانوم به زور جلو دوربین رخ میده.....چه طور پاشده اومده سر وقت خواب تو؟!

82:



خواب سیاسی تعبیر نداره...


83:

بمب گذاری هم بلد نیستین :دی

دیشب خواب دیدم 4 ، 5 تا بچه ی پنج شش ساله رو با زنجیر بستن به هم به زور بهشون میگن بخواب ، بعدش به منم میگن حواست باشه اینا در نرن !

به جون خودم نمیدونم این چه خوابی بود که من دیدم دیگه :دی

84:






در مباحث ماورائی نمی توان شخص خاصی رو صاحب نظر دانست.

اشخاص مختلف در موقعیت های گونه گون
در این وادی واکنش های متفاوتی از خود بروز می دهند.در تاریخ به نمونه های مختلفی از این دست اشاره شده فرانک ادواز در کتاب حقایق تکان دهندهبه پشت پرده جنگ جهانی دوم و اللخصوص شخص آدولف هیتلر سرک کشیده و با اسنادی قابل اعتنا ثابتمی کند که وی با توسل به جادوی سیاه می توانست آینده را ببیند.(واقعه ایی که در هشتم نوابر 1939 میلادی در تالار بورگر براوکلر در مونیخ روی داد؛ هیتلر ده دقیقه قبل از اتمام وقت معمول سخنرانی جلسه را ترک فرموده و وقتی پس از رفتن او بمبی که درزیر تریبون برنامه داشت میترکد).

که البته با شواهدی که ادوارز رو میکند جای تردید باقی نیمی ماند که
هیچ کس حتی نزدیک ترین افراد به وی از این ماجراخبر ندشتند.

فی الحال.

در حد
و اندازه یک مثال بیان شد تا مشخص گرددوقایعی که خارج از توجیهات علمی هست صاحب نظر و پیشوای خاصی ندارد.

هر کس نظری می دهد ومی رود.

حتی بیان می شود که خواب ها تقسیم بندی ادواری مختلفی دارند.

مثلا دوره عتیق یا همان وقت پیامبارن بنی اسراییل و جدید از وقت عیسی بن مریم(ع) به این سو.

البته حضم این سخن کمی دشوار هست ولی قابل تامل نیز می باشد.

ابراهیم خلیل(ع) و داوو نبی(ع) از معبران بزرگ خواب بودند.

اما وقتی که سخن اون پیامبران بزرگ را کنار معبری مانند ابن سیرین می گذاریم متوجه میشویم که تغییراتی وجود دارد.

نه اون چنان عمیق ولی بالا خره وجود این تغییر را نمی شود انکار کرد.

مخصوصا در مورد اشیا و حیوانات.

واوود نبی مار را در خواب دلیل بر انبوهی ثروت می داند، ابن سیرین اون را دشمنی خانگی.

در مورد خواب شما شاداب خانوم بر پايه اطلاعات خود اگر بخواهم نظر بدم(اطلاعاتیکه مانند همه کسب کردم ، نه وحی بوده نه جادوگری، همه تجربیات ملموسی بودند طی سالیان متوالی که از علاقه من به این گونه امور حاصل شده) باید عرض کنم که در اداراکات فراحسی مانند خواب، هیبنوتیزم و...

به مسئله ایی تاکید میشود و اون هم بهره وری از وقت هست.

حال این وقت می تواند گذشته، حال و آینده باشد.

در مورد شما وقت حال صدق میکند.

خطوط فکری هر انسان جدای از اون چه خود می اندیشد، دارای طول موجهایی مانند طول موج های رادیویی هست که ما فرستنده اونیم.

مشخصا هر فرستنده ایی گیرنده ایی هم دارد.

گیرنده امواج ساتع شده از جانب ما، کائنات هستند که به سرعتی مافوق اونچه ما در علم بر اون تاکید می کنیم اونها را همانگونه بدون هیچ دستبرد یا تغییری به ما بازمی گردانند.

ضرب المثل قدمی خودمان یادتان هست که میگوید با هر دست که بدی با همان دست هم پس میگیری؟ این نمونه آشکار برای صدق این مسئله هست.

ما هراونچه که می اندیشیم و تصمیم به انجام اون داریم همه و همه به صورت کدهایی مشخص از دایره نامحدود ذهن ما به یک وسعت نامحدود تر که همان کائنات و جهان لایتناهی هست تابانده شده و پیرامون ما(همان کائنات) همانند آینه اون را به ما باز می گرداند.

حال اگر شدت و عمق اندیشه ما راجع به مسئله ایی بیشتر باشد شدت بازخورد اون از جانب این فضای نامحدود بیشتر هست و همین طور که می دانید و برایتان اتفاق هم افتاده(هر شخصی مطمئنا یک بار تجربه کرده) به شکل و حالتی خاص در می آید.می تواند تجسم رویا گونه ایی در ساعات خواب باشد، می تواند در بیداری به خود سر و شکلی و دهد و نام توهم(مورد هستعمال عام) به خود بگیرد و حتی شاهد بوده ایم(همه) که با اندیشیدن به مسئله ایی، اون چنان ذهنمان مشغول می شود که هنگامی که به خود می آییم برای لحظاتی بسیار بسیار کوتاه وقت را گم می کنیم(حالا بنده نمی دونم شما این طور شدی یا نه؛ یک لحظه به خودت می آیی و میبنی هوا روشنه اما نمی دونی در چه ساعتی از روز هستی!)

با تمام این توضیحات و توصیفات باز هم نمی توان تعبیر دقیق و خاصی از خواب شما کرد.

در این گونه مواقع معمولا به یک نقطه مشخص از خواب شما تاکید می نمايند، این که مثلا آیا در خیابان بودید یا جایی دیگر؟ هوا چگونه بود؟، آیا موجود دیگری در خواب بود و چیز هایی از این دست.



85:

به به هم ميهن يه معبر كم داشت كه خوشبختانه با حضور بالييود برطرف شد
خوشحالم كه ديگه خواب هاي هم ميهن بي تعبير نميمونه ...

86:

من چرا اصلا خواب نمیبینم؟

87:

خواب دیدم که دارم یه فیلم پلیسی بازی میکنم.من یه پلیس بودم

88:

دیشب؟
باباتو دیدم آیدا

89:



من تعبیر نکردم.

رد سوال کردم(حتی جواب هم نبود؛ رد سوال)بهش فکر کن.

90:


اونم فکر کنم تو رو دیده.

91:



یه احضار روح از ابن سیرین داشته باشم حله.

تو استقامت کن.


92:

ابن سیرین کیه؟
احضار روح.چه باحال
باشه ولی من نفر آخرما

93:



تعبیرشو فهمیدم !!!

رفتم سوال کردم از یه آدم با اطلاع و فرمود : دیدن این خواب برای فردی که دیده به منزله ی اینه که اون فرد جامعه ای رو زیر سلطه خواهد کشید و عده ای رو به بند می کشه ( از لحاظ علمی و یا سیاسی )

آخ جون حالا شدم ملک محمد :دی

94:



تو مگه درس و زندگی نداری پاشدی رفتی دنبال تعبیر خواب؟


95:

به به...داش محمد هم فکر کنم دوباره کم کم به روزهای طلایی خودش بر می گرده!

96:


از بزرگ ترین معبران خواب.


باشه ولی من نفر آخرما

اونم به چشم


97:

هیچی !!!

98:

خوابم برد هیچی ندیدم

99:

مثل فیل خوابیدم!!!!
خواب هیچی هم ندیدم!

100:

ديشب چه خوابي ديدم ؟؟!نميشه بگم كه

101:

نکنه از اون خوابها دیدی!!!!!:icon_2 27:

102:

كدوما؟؟:دي
نه بابا ، از ما كه گذشته

103:

نوشته اصلي بوسيله Emreh021 نمايش نوشته ها
كدوما؟؟:دي
نه بابا ، از ما كه گذشته
منظورم خواب وحشتناک بود!!!!
نمیخوای یادت بیاد!چون ممکنه دوباره بترسی!!!
خیلی منحرفی!
رد ضمن مرد تا 80 سالگی ازش نمیگذره که تو میگی از ما گذشته!

104:

مگه من منظورم چي بود؟!
منم منظورم از همين وحشتناكا بود ديگه ، تو فكر كردي چيه پس؟
رد ضمن مرد تا 80 سالگی ازش نمیگذره که تو میگی از ما گذشته!
چي چي؟

105:


هیچی! ایشون دارن همه رو هدایت میکنن.


106:

دیشب تو کجا بودی؟من خواب تورا دیدم!بین همه ی گلها از شاخه تورا چیدم!!!

107:


به به

بس کابوس هم میبنی جدیدا؟


108:

دیشب خواب دیدم که در یک دشت سر سبز کنار رود هیرمند ! در حلقه یاران نشستم و اتشی روشن کردیم و کبابی و اینها !

تاثیر کتابهاییه که این مدت خوندم !

109:


دمش گرم

آرش آریان؟


110:

ارش اریان کیمدی ؟

111:

ببخشید هر چی فکر میکنم یادم نمیاد چه خوابی دیدم

112:

معمولا من خيلي كم خواب مي بينم

و وقتي هم كه مي بينم

اكثرا تخيلي هستند

113:


خوب این که گریه نداره...

114:

من خواب ديدم بابام همه ي در آمد و پس اندازشو رفته ميكروفون خريده ! و من و مامان داريم باش دعوا مي كنيم

نميدونم چرا اين خواب رو ديدم ؟ چون كلا خيلي چرت بود ! :دي

115:


من که می دونم...

قبلش هماهنگ کردی یه ps3 در محل ترددت تو خواب بذارن هیی بشینی...

یکی دوتا از این تخیلا رو بگو بینیم فعلا

116:


راستوش بگو.

نمی دونی؟
یا...


117:

يـــــــا ....

؟؟

يا چي ؟

118:

مدتها قبل خواب حضرت صاحب الوقت را دیدم از ایشون حاجتی خواستم فرمودند نمیشه چیز دیگری بخواه ،خواستم دادند ولی نه کاملا و من دوباره درخواست کردم کاملش نمايند وایشون قبول کردند وقتی بیدارشدم فکر کردم حتما چیزی که خواستم در بیداری به من عنایت مینمايند ولی هنوز تعبیر نشده

119:


هیچی مهتاب خانوم

همون يـــــــا...

خوبه


120:

چي شد ؟

ترسيدي كپل ؟ :دي

121:

دیشب بیدار بودم!

122:

یک خواب دیگه
شبی خیلی ناراحت بودم و درخواست مرگ از خدا کردم شب خواب دیدم سر چاهی عده ای ایستادند و بعضی با طنابی که سر چاه بسته شده بود به ته چاه میروند منم تصمیم گرفتم برم !دیگران فکر میکردند من میترسم و نخواهم رفت ولی سر طناب را به کمرم بستم و رفتم !اول فکر میکردم باید خیلی طولانی باشه ولی با کمال تعجب خیلی سریع رسیدم ته چاه! مثل خرابه ای بود و به دوراهی ختم میشد فرمودند یکیش به جهنممیره و یکی به بهشت !من راه بهشت را انتخاب کردم رفتم داخل ولی دونفر با پوشش سیاه پشت به من نشسته بودند از اونجا ردشدم رسیدم به فضای بازی
یادمه جایی میخواستم برم اژانس خبر کردم وقتی امد مادرمم که مرحوم شدند کنارم ایستاده بود دونفر در صندلی عقب نشسته بودند من خواستم برم عقب بین اون دونفر بشینم مادرم فرمود نه تو جلو بشین من عقب !فرمودم نه صحیح نیست من جلو با یک مردجوان(راننده)بشینم ولی مادر فرمودند نه تو بشین جلو بعد دیگه یادم نیست سوار شدیم یا نه

123:


آها

کپل
اینو خوب اومدی


124:

اینجا چت رومه یا تاپیک تعبیر خواب

125:


شما فکر کن خواب رومه


تعبیر خوابت هم در دست احداثه.

استقامت داشته باش

126:

من انقدر خسته م شبا که دیگه به خواب دیدن اینا نمیکشه خواب میبینم که خوابم

127:


بیشتر مواقع در مورد من هم صدق می کنه.


128:

مهدی جان شما برا بنده خوابی ندیدی داداش؟

129:

دیشب خواب دیدم که امروز یه سوتی میدم!!
واسه همین حواسم رو جمع کردم و سوتی ندادم!!!فکرکنم خوابم یه هشدار بود واسم!

130:

ديشب خواب ديدم تو شهرمون گم شدم ، ميرم يه جايي ، بعد ميبينم اونجا بابام هست!!اونقده خوشحال ميشم كه !

131:

خواب نديدم فقط كابوس ديدم

132:

تکرار وقایع بود...به خواب شباهت نداشت.

133:

دیشب خواب دیدمم با فک و فامیل رفتیم یه روستای تفریح یهو یک سری اراذل و اوباش یهو پیداشون شد ما هم در کمال ناباوری دستگیرشون کردیم بعد تو خواب فهمیدم که پوشش شخصی هستم همچین تو خواب داشتم شاخ در میاوردم

134:

خواب های خوش کسی ندیده؟

پول

اسکناس

باغ...ملک

از اینا


135:

شیشه بری .

136:

من دیشب خواب دیدم
رئیس جمهورشدم وباامریکاوارد جنگ شدیم و
جهان روازلوس وجودش پاک کردم

137:

حتمآ قبلش قرص x خورده بودی
---------------------------------
من دیشب یه خواب دیدم ولی به علت اینکه زیر 18 سال بود نمیتونم تعریف کنم

138:


اي بابا

البته نخنديدا

مثلا يه بار خواب ديدم اين مسعود رجايشان و دارو دستش تايشان يه كوهستان ريختن سر ما

حالا از قضا ما هم يه هفت تير داشتيم

ولي لامصب هرچي ماشه رو مي كشيدم

اين تير شليك نميشد اونقدر ماشه رو كشيدم كه بالاخره شليك شد

ولي فايده اي نداشت چون تير با سرعت 2 كليومتر در ساعت خورد بهش و هيچيش نشد{لابد فشنگش اب خورده بوده}

139:

ديشب خواب ديدم رفتيم ميوه فروشي ،مامانم هي ميخواد تخفيف بگيره واسه نارنگي!

يه خواب ديگه هم ديدم ، خواب ديدم يه مدرسه ي دخترونه از وسط مدرسمون رد ميشه:دي

140:

شایدم کد تقلب هستفاده کرده بوده

141:


احتمالا همينطور بوده

142:

خواب دیدم داره برف میاد من تو خیابون بودم همه امت یک گوشه خیابون جمع شده بودن و به چیزی نگاه میکردن من فارغ از اینکه چی شده باز امت فضول جمع شدن به علت اینکه ماشینی نبود شروع کردم به دویدن مسیر طولانی رو دویدم وقتی به انتهای خیابون رسیدم یک ماشین گشت نگه داشت یکی از بچه های کلانتری بود فرمود چی شده ؟ فرمودم فلانی موبایل داری ؟ من گوشیم رو شرکت جا گزاشتم تازه هر چی فکر میکنم یادم نمیاد موقع خروج در شرکت رو بسته باشم موبیش رو داد و زنگ زدم به پدر که سری به شرکت بزنه و ببینه درش قفله یا نه رفتم خونه پدر زودتر رسیده بود و فرمود قفل بود یک سری وسایل جمع کرد که ببریم شرکت برف همچنان میبارید !

143:


مهدی در مورد شرکت، کمی بیشتر حواست رو جمع کن.

برف نشونه خوبی نیست.

144:

آره میدونم البته خوابش در کیفیتی نبود که ارزش تعبیر داشته باشه هر خوابی خواب نیست خوابی که نیاز به تعبیر داشته باشه باید دارای شرایطی باشه که این نبود !

145:

خواب امتحانات و میدیدم که هیچی نخوندم

146:

جاننننننننننننننننننننننن ن ؟
من که نمیشناسمت :دی
اما شاید اینم یه نوع بازگشت باشه

نوشته اصلي بوسيله bollywood نمايش نوشته ها
تو مگه درس و زندگی نداری پاشدی رفتی دنبال تعبیر خواب؟


نه :دی
الانم کلاس پیچوندم :دی

تازه تعبیر این خواب واسم مهم بود

147:


ها؟

کدوم؟


148:

:دی
همین خواب خوبه دیگه :دی

خوابی که تعبیرش این بود که من یک جامعه رو تحت سلطه در میارم :دی

149:

دیشب کلا خوابای بی ربطی دیدم
یه وانت دیدم که پشتش یه عقاب بزرگ بود...

اندازه گوسفند! بعدش عقابه پرید رفت!
رفتم تو یه مغازه که اسکلت میفروخت...!

فکر کنم لاست زیاد دیدم

150:

من که وقتی می خوابم اونقدر خسته ام که اکثر اوقات وقت نمیشه خوابی ببینم !

151:

مگه میشه حتما یادتون نمیاد چه خوابی دیدی

152:

شاداب جون راست میگن این از لحاظ علمی ثابت شده کههمه ی امت همه ی شبا خواب میبینن و اونایی که فک میکنن خواب ندیدن در واقع یادشون نمیاد

153:

آدم هر شب خواب ميبينه؟؟
ميشه آدم يه شب خوابي نبينه ديگه نه؟
من ديشب خوابي نديدم ، يعني هيچي يادم نمياد ، شايد ديده باشم.
سپس ظهرم خوابيدم اين بچه ها دانشجو پشت خونمون اونقدر سر و صدا مي كردن كه تنها فكري كه تو خواب مي كردم اين بود كه تابستون يه ساب بوفر بخرم ، يه آهنگ مرلين منسون بزارم ، ساعت 2 تا 12 نصفه شب ، حال كنن!

154:

ای بابا...!
خواب با حالی دیدم..!
ولی هرچی فکر میکنم یادم نیست..!!!

155:

تعبیر این اینه که شما یه مدت دچار الزایمر میشی

156:

تعبیرخوابم این بود:احتمالا همون چیزی که جضرت عنایت فرمودند دراین دنیا به من داده خواهدشد ولی امکان این هم هست که دروقت ظهورخودشون باشه ویا ممکنه نعمت دیگری داده شود

نوشته اصلي بوسيله shadab نمايش نوشته ها
یک خواب دیگه
شبی خیلی ناراحت بودم و درخواست مرگ از خدا کردم شب خواب دیدم سر چاهی عده ای ایستادند و بعضی با طنابی که سر چاه بسته شده بود به ته چاه میروند منم تصمیم گرفتم برم !دیگران فکر میکردند من میترسم و نخواهم رفت ولی سر طناب را به کمرم بستم و رفتم !اول فکر میکردم باید خیلی طولانی باشه ولی با کمال تعجب خیلی سریع رسیدم ته چاه! مثل خرابه ای بود و به دوراهی ختم میشد فرمودند یکیش به جهنممیره و یکی به بهشت !من راه بهشت را انتخاب کردم رفتم داخل ولی دونفر با پوشش سیاه پشت به من نشسته بودند از اونجا ردشدم رسیدم به فضای بازی
یادمه جایی میخواستم برم اژانس خبر کردم وقتی امد مادرمم که مرحوم شدند کنارم ایستاده بود دونفر در صندلی عقب نشسته بودند من خواستم برم عقب بین اون دونفر بشینم مادرم فرمود نه تو جلو بشین من عقب !فرمودم نه صحیح نیست من جلو با یک مردجوان(راننده)بشینم ولی مادر فرمودند نه تو بشین جلو بعد دیگه یادم نیست سوار شدیم یا نه
تعییراین خواب:چون ارزوی مرگ کردم این خواب رادیدم!ان چاه درواقع برزخ بوده که من خیلی راحت وبه سرعت ازان عبورکرده ام وخوشبختانه راه بهشت راانتخاب کردم! دوتفری که درعقب ماشین بودند درواقع دوفرشته مرگ بودند وعلت اینکه مادرم اجازه ندادند من عقب بنیشنم همین بوده وخودشون چون فوت کرده بودند باید دربین ان دو می نشستند
واین که یادم نمیاید ایا سوارماشین شدم یانه به دلیل این بوده که هنوزوقت مرگ من فرانرسیده بوده
ودراخربه من فرمودنددیگه هیچوقت ازخدا ارزوی مرگ نکن

157:

خوابی که دیدم با حال تر از الزایمر بود..!
ای بابا...!
چرا یادم نمیاد..!

158:

شادابي خواب دومت كه معلوم بود ، منم همينطور حدس زده بودم.البته تو دلم.


159:


فرشته مرگ یکی هست.

ماموران اخذ روح متعدند نه فرشته مرگ.(بابت یاد آوری)


160:

احتمالامنظورشون نکیر و منکر بوده
حالا شما درمورد تعبیرش چه نظری داری

161:

اره خواب تقریبا واضحی بوده !فقط خوشحال شدم که اون موقع بهشتی بودم امیدوارم تغییرنکرده باشم

162:

به اینارو باش ما یادمون نمیاد ظهر چی خوردیم :دی

163:

من ديشب خواب ديدم كه ميرحسين داره گريه ميكنه.

164:

با انریکه دارم کنسرت اجرا میکنم


خیلی باحال بود

165:


از نظر شخصی تعبیر زیبایی هست.

باید ببینیم که چه قدر به واقعیت نزدیکه.

166:


:دی !!!!
( حرفی نداشتم دیگه :دی )

167:

الهی-طفلی گناه داره

168:

خواب عمه امو دیدم خواب نبود کابوس بود

169:

:دی
چه عمه ی زیبایی :دی

170:

قابلی نداره بدم خدمتتون

171:


:دی
خدا یادش کنه واست :دی
من خودم دارم اگه می خوای بدم بهت ؟ :دی

172:

قربونت همین دوتاش ازسرم زیادیه
کم کابوس می بینم؟؟؟؟؟؟؟؟

173:


:دی

نوش جون :دی

174:

چه بسا نوش جون شما هم هرچند کوفت ماشد

175:


:دی
من نمی خوام این عمه هم نوش جانمم بشن :دی

__________________________


دیشب یه خواب انتخاباتی دیدم اما دققا یادم نمیاد چی بود ...


176:

خوب چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بگم مثل من کوفتت بشه این که نمیشه

177:

:دی
کوفتم شده خوووووووو :دی

____________________

من میرم ، خوش گذشت ، بای بای لایوی

178:

الهی..................پس توهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همدردی م که

179:

دیشب خواب دیدم یه عده سنی با سنگ به جمعی از ما شیعه ها حمله ور شدند .نمیدونم تعبیرش چیه؟خدا کنه خیر باشه

180:

باز ممد تو اومدی شلوغ بازی درآوردی؟

نکن بچه.



181:

حسین به محمد چکار داری بزار خوش باشه .تعبیر خواب من رو بگو

182:



ای خداااااااااااااااااا

آخه شما خوابای خوشگل من و تعبیر نی کنین

183:

خیره ایشالله

184:

گریه نکن حالا تو خواب ببین یه کاریش میکنیم بچه ها تعبیر خواب عمه چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

185:

خو آخه من سالی یکی دو تا خواب می بینم که اونا هم رویای صادقه س

186:

خوش به حالت

187:

به یوزارسیف بگو تعبیر کنه.

نوشته اصلي بوسيله liver نمايش نوشته ها
خیره ایشالله
ان شا الله

188:

خوش به حالت .ببینم خواب من رو هیچ وقت ندیدی؟
اگه یه غول بی شاخ و دم دیدی و نشناختیش شک نکن اون منم

189:


ن تا حالا خواب جیگر ندیدم :دی

190:

خواب دیدم یه بنده خدایی حامله شده!!!!
یکی بیاد بگه ببینم تعبیرش چیه؟؟؟

191:

اصلا خواب نمي بينم
نميدونم شايد مي بينم و يادم نمياد

192:


والله تا اون جا که من میدونم حملگی و آبستن شدن، خیر و برکت و ثروته


193:

مثل این فیلمای اکشن کشت وکشتار بود خیلیم خوش گذشت

194:


شماها جدا یه دوربینی چیزی بذارین کنار دستتوت آخر شب.

لازم میشه.

195:

بابا زورکی که نمیشه خواب دید
خوب ندیدم دیگه باور کنین ندیدم

196:

من اصلا دیشب نخوابیدم

197:

فکر می کنم دیدن اواتار کاربر قبلی باعث بشه شب کابوس ببینم !!

198:

من ديشب تا صبح بيدار بودم چند وقتيه اصلا خواب ندارم

199:

دیشب بیدار بودم،چون نزاشتند بخوابم از بس سر وصدا بود.

200:

از پا درد اصلا نتونستم بخوابم

201:

یه بنده خداییه ازش فیلم میگیرم.

خوابش رو دیدم

خدایا خودت ختم به خیرش کن.


202:

یه خواب ترسناکی دیدم که فقط تو خوای خدا خدا میکردم خواب باشه

203:

دیشب خواب دیدم یه سرباز احمق موتورم رو گرفته اعصابم سگی شده بود زدم از سه ناحیه ناقصش کردم بعد به جرم اغتشاش در مملکت اعدامم کردن به روش پرتاب از برج میلاد خیلی صفا کردم

204:


خوابتم مثل خودت پر دردسره

205:

خواب دیدم که دکتر ما 8 ساله شد

206:

فکر کنم دیشب تا صبح شعار انتخاباتی دادم!!!!
جو گیر شده بودم!!!!
از بس توی کوچه داد و بیداد کردیم تا صبح داشتم خواب تظاهرات میدیدم!

207:

پس کابوس دیدی!!!!
خدا بهت استقامت بده!

208:


به اميد موفقيت

209:

من که نمیدونم ولی از قدیم میفرمودن خواب زن چپه

210:


اش خورا ساكت


نميدونم اين همه تظاهرات چي به ما ميرسه كه دارن خودشونو ميكشن

211:

بعله به امید موفقیت

212:



ادم باش
اگه كه ممكن نيست



213:

ضعیفه ها ساکت

اگه میخوای چیزی بهت برسه بیا اصفهان

214:

بیا امشب نشونت بدم زن چند متر کابل میده دسدت

215:

اگه ميخوايد دعوا كنيد من ميرم اصلا

216:

نمیخوام ادم باشم مگه همین فرشته بودن بده؟؟؟

ممکن هست فقط باید رشوه بدی

217:



بگو ما كه رسواي جهانيم غم عالم چه خوريم


ديگه مامان كه سهله جلو دنيا لو رفتيد شماها

218:



مهرداد جان شتر در خواب بيند ....


219:

چشم آبجی هرچی شما بگید همونه

220:

هستغفرالله

تو هم بیا با هم لو بریم

221:

خره من دوستت دارم خر نشو
یه ضرب المثل دیگه هم هست که میگه کافر همه را به کیش خود پندارد

222:



اين كيه مهرداد ؟؟؟‌اواتارت

223:

اره دیگه مهرداد یه همچین ادمیه

224:




مرسي


225:



يه تختش كمه
خدا بهت استقامت بده

226:

ارحام صدر خدابیامرز

227:

رویا یادته قبلآ یه پیشنهاد بیشرمانه بهت دادم؟؟
هنوز یادته؟؟
در موردش فکر کردی؟؟
اگه یادت رفته دوباره بنویسم

228:

نوشته اصلي بوسيله TANNAZ_007 نمايش نوشته ها
اره دیگه مهرداد یه همچین ادمیه

آبجی به نظر من جای تخته باید بگیم گچ دیوار Wc که موسوی بهش تغییر رنگ داده بود.:17 1:

229:



جلو زنت ادم باش بقيه پيشكش


طناز از دسته تو چيكار ميكنه نميدونم

230:

به تو ربطی نداره

231:

من موندم مهرداد اینجا جماعت وسط انتخابات داریم میزنیم تو سر کله هم تو اینجا بی شرم میشی ببین زشته دیگه اه

232:

بیا اینقدر در مورد اواتورم فرمودید که مهرداد و پیرش کردید

233:



خيليم بهش ربط داره به تو ربط نداره
وسط حرفه خانوما نپر

234:



تاپيك رو منحرف كرديم رفت الان بالي مياد كلمونو ميكنه

235:

وای وایسا برات بگم چی میکشم این پیشنهاداتش جدیدا شامل همه شده .
حالا به نظرت نباید خودمو از دستش تیکه پاره کنم؟

236:

خب بیاین درمورد ادم کردن مهرداد بریم تو کلبش که همیشه یادش بمونه که چه نصیحت هایی بهش کردیم

237:

بر خر مگس معرکه لعنت
بشمــــــــــــــــــــــ ــــــار

اکثر طرفداران احمدی نژاد همینطور هستند
در مواقع کم اوردن یا ناموس میکشن وسط یا از الفاظ زشت هستفاده میکنن
البته قدیمیهای سایت بنده رو میشناسن و میدونن که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم ولی خوب الان خیلی نصبت به قبل ارومتر شدم

238:


تو الان اجازه داري عكس يه مرده هم بزاري با اين پيشنهاداي بيشرمانش

239:

نمیخوام

روش فکر کردی یا دوباره پیشنهاد کنم؟؟؟

240:

تووو اروووم شدی؟؟؟؟؟؟؟
دروغ میگه میخواد گولتون بزنه

241:

خجالت بکش باز خوبه بغل دستمی و این حرفارو میزنی

242:



مهرداد به خدا بد صحبت كني ميرما
بعد عمري داريم مثل ادم پست ميزنيم

243:

نه رویا جونم شما به خوبی خودتون ببخشید

244:

بیخیال بابا صاحبش اینجاست غصه نخورید

245:

خواب ديدن اين مهرداد ادم شده
ولي ميدونم دروغ بود

246:

اینج دیگه باید قبول بکنیم خواب زن چپه

247:

عجب خریه ها من که میدونم خودتم دوست داری
جلوی این بابا تقیه کردی

248:

مهرداد بسه دیگه

249:


حيف كه مسنجرم بسته هست وگرنه حاليت ميكردم

250:

خوبه خودت هم میدونی
تعبیرش اینه که ادم بشو نیستم

251:

اصلآ بیا مسنجر حرف دلت رو بهم بزن

252:

چشم حاج خانم

253:

تو زحمت نکش اون با من


نوشته اصلي بوسيله TANNAZ_007 نمايش نوشته ها
خب بیاین درمورد ادم کردن مهرداد بریم تو کلبش که همیشه یادش بمونه که چه نصیحت هایی بهش کردیم
ببینم توهم زده شدی امکان نداره

نوشته اصلي بوسيله MeHrDaD.007 نمايش نوشته ها
بر خر مگس معرکه لعنت
بشمــــــــــــــــــــــ ــــــار

اکثر طرفداران احمدی نژاد همینطور هستند
در مواقع کم اوردن یا ناموس میکشن وسط یا از الفاظ زشت هستفاده میکنن
البته قدیمیهای سایت بنده رو میشناسن و میدونن که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم ولی خوب الان خیلی نصبت به قبل ارومتر شدم
ای بابا از قدیم العیام فرمودن کافر همه را به کیش خود پندارد.
مگه همه هم جنس تو هستن


نوشته اصلي بوسيله TANNAZ_007 نمايش نوشته ها
تووو اروووم شدی؟؟؟؟؟؟؟
دروغ میگه میخواد گولتون بزنه

بچمون توهم زده شده


نوشته اصلي بوسيله TANNAZ_007 نمايش نوشته ها
خجالت بکش باز خوبه بغل دستمی و این حرفارو میزنی

چیز بده دستش

نوشته اصلي بوسيله MeHrDaD.007 نمايش نوشته ها
بیخیال بابا صاحبش اینجاست غصه نخورید
مهرداد اگر دیدی جوانی بر هم میهنی تکیه کرده بدان ......

(بقیشو میزارم به عهده خودت)

نوشته اصلي بوسيله سلطان باران نمايش نوشته ها
خواب ديدن اين مهرداد ادم شده
ولي ميدونم دروغ بود

نه بابا اون رویا بود البته شاید به حقیقت بپیونده در سند چشم انداز 1000000000000 ساله

نوشته اصلي بوسيله سلطان باران نمايش نوشته ها
حيف كه مسنجرم بسته هست وگرنه حاليت ميكردم

آجی قصه نخور جیگر برو از تو یاهو وارد مسنجر شو سایتش

254:


عجب بابا.

حالا دیگه جلو من به رویا فهش میدی؟

نکن آقای آقا مهرداد...نکن


255:

حسین جون داداش ما پشدتیم دعوا معوا بود مرخصتم هستیم.

256:


مخلصم.

تو دیگه کجایی؟ معلوم هست؟


257:

استغفرالله چند وقت نبودیم هم میهن چقدر کدخدا پیدا کرده

258:

منظورش مخلص بود

259:



مهرداد داداشيمه خودتو ناراحت نكن
از حرفاش ناراحت نميشم
يه بچه با مرام و خوبه واسه دوستي

260:


مدير اينقدر .....

نوبره به خدا


261:

رویا جون فعلا روت یه نظر دیگه داره

262:



من كه ندارم
اون از جنس خرابشه كه رو همه نظر داره نگران نباش ادم ميشه

263:


اصلا شما رییس کل.

بفرما اینم میز.

چیز دیگه لازمه؟


264:

دوستم داری؟؟؟

265:


امير اگه دعوا ميخواي بكني من برم ؟؟؟؟

عه بس كنيد ديگه مثل چيز ميپرن به هم

266:


همون شتره .....


267:

اقا مهرداد دارم برات

268:

نه عزیز اون میزم مال خودت ما خاکی هستیم پشت میزی نیستیم

269:

خیلی از شتر خوشت میاد انگاری؟؟؟

270:


ايول ايول ابجي طنازو ايول

271:

فکر کنم صاب آواتار من با صاب آواتار تناز هم بازی بودن خیلی جاها.


272:

اره خیلی هم فیلماشون خوشمله

273:

مگراین اراذل واوباش گذاشتن بخوابیم تادیروقت.


274:



منظور؟؟؟؟؟

275:



بابا میز ریاست مگه بده؟

اونم برای دوستان بزرگوار.

دعوا چرا؟ من با مدیر که دعوا نمی کنم....

276:

چی نشون بده بینم

277:

زشته اینجا نشون بدم فقط خودت

278:

دعوا مال چاله میدونه اینجا یک فضای فرهنگیه

279:

اقا مهرداد صلوات بفرست

280:


ای بابا تو هنوز این جایی.؟

الان مهدی بیاد به فهش میکشه من رو میره پی کارش.(زدیم تاپیک رو چیز کردیم)

281:


ها؟

آها.

فرهنگ

فرهنگ هم خوبه......سلام میرسونه

282:

من خواب ديدم هم ميهن تركيد از دست شماها

283:


داره تعبیر میشه.


284:

اقای شاهرخ خات لطف کنید تمامش کنید

285:

شب چهارشنبه ست برای غافلگیری اموات صلوات

286:


والله به خدا من کاری ندارم.

بفرما:

الهم صل علی محمد و آل محمد




287:

بچه ها من سرم شلوغ شده بريد بزاريد منم برم

288:



این الان خواب بود؟


289:


خوب بريد بزاريد من بخوابم

290:


تو که فرمودی سرت شلوغه؟

بالاخره خواب یا سر شلوغ؟کدوم رو باور کینم؟

291:


ديشب نخوابيدم سرمم شلوغه

292:

والا يه چند شبه كه انتن خراب شده
خواب ندارم

293:

دیشب خواب دیدم داره بارون میاد شب بود منم میخواستم برم مدرسه :دی

294:

یاده اون آهنگ شهرام شپره افتادم که میگه شب بود زمستان بود بیابان بود!!!!!

295:

خب اخرش چی میشه؟ :دی

296:

هیچی دیگه آخرش میگه یارش در آغوشش هراسان بود!!!
یار توام در آغوشت هراسان بود توی خواب یا نه؟!

297:

:دی
آخی یار هراسان چرا هراسان؟ :دی
نچ بابا من خودم تهنایی بودم تو خوابم بی یار مار :دی

298:

دیشب خواب دیدم یه روبات شبیه انسان ساختن که درک و شعور داره! منم ازش میترسیدم و فرار کردم!! جالب بود که مکانش هم مدرسه ای بود که من دوره ی راهنمایی رو اونجا خوندم!! فرار کردم و رفتم توی زیر زمین و داشتم نفس نفس میزدم! خیلی ترسیده بودم و هیچ پناهی نداشتم که اومدن پشت در زیر زمین! دوستای دیگه مم بودن که یادم نیستن اصلا کیا بودن اما کرم میریختن و اون روبات رو آوردنش توی زیر زمین و منم مقاومت نکردم و در رو باز کردم و رفتم پشت ستون ها قایم شدم!!
یادم نمیاد بعدش چی شد اما خیلی پر از هسترس بود خوابم

299:

همون بهتر که مار نبود توی آغوشت!!!
وگرنه الان اینجا نبودی!سکته کرده بودی توی خواب!

300:

مار که ترس نداره یه کوچولو ممکنه گازت بگیره بعد بمیری فخط همین
نه داداش ما از اون ترسواش نیستیم ! (انقد با اینجور حرف زدن حال میکنم :دی)

301:

خواب های همتون پریشونه ها

دارم کم کم نگران میشم


302:

خواب ديدم دارم شاخه هاي خشك يه درخت رو ميشكنم تا دستم به ميوه هاش برسه


خدا به خير بگذرونه

303:

مردن مهم نیست!گاز گرفتنش بده!درد داره!!!!
کی دوست نداره اینجوری حرف بزنه؟!!همه دوست دارن ولی نمیشه همه جا اینقدر راحت حرف زد!

304:

مردن مهم نیس!!
مگه تاحالا گازت گرفتن؟ خیلی درد داشت ؟ :دی
بهله خو درست میفرمایین

305:

مار گاز نگرفته ولی یه بار زنبور نیشم زد خیلی درد داشت!!!!مطمئنم که نیش مار از اونم بدتره!!!!

دیشبم هیچ خوابی ندیدم!!!چون خیلی کم خوابیدم!وقت خواب دیدن نداشتم!

306:

دیشب خواب دیدم دست و پام شکسته بود

307:

ديشب خواب خوبي نديدم دلم شور ميزنه

308:

یعنی این نیز بگذرد بی ادب

309:

الان تعبير خوابمو ديدم خيلي بد بود

310:

وا خدا مرگم بده

311:

خدا نكنه

312:

خداروشکر

313:

حالا چی به تو رسید؟

314:

خواب دیدم که کمی مراعات کنید بهتره.


315:

خواب دیدم خوابت تعبیر شده

316:

خوابم يادم نيست فقط ميدونم وسطش زنگ زد يه متر از خواب پريدم

317:

خواب ندیدم

318:

خواب صحنه های درگیری دیروز شهرستان تهران رو دیدم...
واقعا وحشتناک بود............


319:

یه خواب ترسناک !
نمیشه تعریف کرد !

320:

خواب دیدم امت

321:

يادم نيست

322:

خواب دیدم از این شانس ها نداریم.
نوشته اصلي بوسيله somaye-23 نمايش نوشته ها
يادم نيست
اگه مثله خواب بالای بوده همان بهتر که یارتان نباشد

323:

خواب دیدم بهت فرمودم دستتون در نکنه
خیلی دوست داری خوابم تعبیر بشه؟

324:

نکنه خواب منو دیدی؟؟؟؟؟؟

325:

خواب دیدم به دل نگیرید شوخی بود .

اگه جدا همچین خوابی دیدید من تعبیر اون را از منبع موثق پیدا میکنم.؟

326:

نه دیگه نفرمود تا این حد ترسناک.

327:

خواب زن جماعت کجه يا برعکس عمرت طولانی ميشه

328:

البته تعبیر خواب ایشون نه به طور مستقیم در مورد خود مردن هست و نه عکس اون.

329:

معبر بزرگ : یازهرا2


330:

خواب دیدم مثل جان تو سا دارم نقشه قتل یه عده ای رو هدایت میکنم!
(البته دیشب نبود..

چن شب پیش بود...یادم نیست)

331:


اوه اوه.

یا خدا.

خودت به داد برس.

برم بگردم بینم تعبیر این چیه دیگه؟

332:

نه بابا حسین جان تعبیرم کجا بود .از روی کتاب میگم.این کتاب تمام سواد منه اگه خدای نکرده گم بشه .........

333:

هه
انقدر خوب بود!
کلی حال داد
البته اخرش داشتن خودمو میزدن پریدم از خواب

334:


آها....پس همون باید بگم خواب دیدی خیره...

335:

من شبها نمیخوابم، روزها میخوابم.
ولی این چند روز اینقدر غمگین شده ام که شاید 5 ساعت در روز خوابیدن من به روزی 13 ساعت افزایش یافته هست.
سپس فراخوان نتایج کذب همش کابوس میبنم.
ظهر خواب یک سگ با دم مارمولکی میدیدم که سعی در گاز گرفتن من داشت و صاحب اون سگ احمدی نژاد بود.
بعد هم دیدم که در مجلسی نشته ام و احمدی نژاد هم حضور دارد.

من از حقایق سخن به میان می آوردن و احمدی نژاد با لوده بازی موضوع را منحرف میکرد و عده ای بدبخت هم بخاطر خود شرینی حرفهای وی را تایید میکردند در حالی که بنده احساس میکردم اونها هم از اصل موضوع اطلاع دارند.
به هر حال خواب بدی بود.


336:

فلن که خواب و خوراک نداریم !!!
ولی خواب بدی برامون دیدن که باید دید تعبیرش چی میشه اخر

337:

آقا این سیاست چه کرده با شما؟

بیایید برگردین به قبل تا خواب های خوب و شیرین بیاد به سراغتون.


338:

ما در دین چیزی به نام سیاست نداریم.


سیاست یعنی دروغ و بازی با افکار عمومی و قدرت طلبی و حکومت.
در اسلام ما اخلاق مداری داریم که مخالف با سیاست هست.
پس اگر کسی حرف از سیاست و دین در کنار هم زد وی ناآگاه هست.
اما به جد این سیاست کثیف امت ایران را فلج کرده هست.
افرادی مانند بنده در این چند وقت حتی نتوانسته اند یک لیوان آب به راحتی بنوشند.

مثلا خود بنده به جز امشب از فراخوان نتایج تابحال چیزی نخورده بودم.
ای کاش شما هم به جای حمایت از دروغ، اون را محکوم میکردند.
من در میان احمدی نژادیان کسانی را میشناسم که سپس این دروغ تاریخی توبه کردند و نظرشان تغییر کرد.
یکی از دوستان ما در وزارت کشور نیز در تماسی که با دوست دیگرمان داشته هست از فساد علنی احمدی نژاد و تاثیر اون بر وزارت کشور سخن فرموده هست و هم اکنون به فکر هستعفا هست.

(زیرا حق طلب و مسلمان هست)

339:

خواب هایی که جدا باید تعبیرش ببینم چیه.

عجیب.

بسیار عجیب...

340:

دیشب توسایت کلی بحث انتخاباتی کردم یک ساعت بعد خوابیدم خواب دیدم دوتا گربه قصد دارند واردمنزل ما بشن و به من حمله نمايند بک چاقو خودم برداشتم یک چاقو به پدرم دادم تا اگرحمله ای شد بتونیم دفاع کنیم اتقاقا یکی ازگربه ها که و ارد منزل شده بود به من حمله کرد منم با وحشت فراوان با چاقو کشتمش(گربش ابلق بود)میگن حتی رنگ گربه درخواب مهمه
و بعد با هسترس ووحشت زیاد ازخواب پریدم
چه صحنه وحشتناکی بود

341:

یادم نمیاد
خیلی درهم برهم بود
ولی به مسائل سیاسی روز ربط داشت!

342:

نمی دونم چی خواب دیدم ولی بلند شدم دیدم یه تبخال بزرگ روی لبمه.
از بس این روزا حرص خوردم و هسترس داشتم.


343:


من تعبيير شو ميدونم

احتمالا تا چند روز اينده اي دي هاي متعدد يكي از كاربران به نام ممد1 رو افشا خواهي كرد

344:

خواب هایی که باید دید،

نباید تعریف کرد.


345:

كي خوابش ميبره كه خواب ببينه

346:

بابا ما یه عمره خوابیم

هر کی بیداره بیاد دست ما رو هم بگیره زمین نخوریم

347:

از کجا فمیدی هیولا ؟

348:

من برنامه بود خاب ببینم که با ممد رفتیم جنگ و چیز کشی داریم میکنیم

349:

خواب دیدمک که خوابیدم دارم خواب می بینم که خوابیدمو بازم دارم خواب می بینم که می خوام بخوابم

350:

تو تو خوابم چیز کشی می کنی؟ :دی

351:

من خیلی کم خواب میبینم
وقتی هم خواب میبینم یادم میره
پس بیخیال .....


352:

خواب دیدم یکی از دوستام سرطان گرفته موهاش ریخته
بعد همه هر هر میخندن میگن هیچیش نیست
تعبیرش چیه!؟

353:

ديشب خواب ديدم يكي بهم پيشنهاد ازدواج داده البته از طريق دوستم بعد من بهش فرمودم چرا به تو فرموده به من بگي فرمود خب پس به زنش نگه به كي بگه بعدم بهم لبخند زد و رفت

354:

دیشب خواب دیدم یه کوله پر از یورو پیدا کردم منم رفتم ونیز

355:

تعبیرش اینه که با باراک اوباما دیدار و ملاقات میکنید.

356:

يا زهرا خواب منم تعبير كن ايول

357:

والا از وقتی شبا قرص میخورم صبحا هیچی یادم نیمونه که شب چه خوابی دیدم !

358:

البته تا انجا که من در مورد تعبیر ازدواج اطلاع دارم در مورد مرد هست یعنی اگر مردی قصد ازدواج با فلان زنی را داشته باشد فلان تعبیر را دارد تنها مورد در باره زن این هست :
کرمانی: اگر زن شوهر دار در خواب ببیند شوهری دیگر دارد ولی عروسی اش را ندید دلیل بر بزرگی عزت و افزایش مال بود.


359:

عزيز جان من شوهرم كجا بود به گمونم توهم از اون معبرهاي معبد كاهنا هستي برم برم به يوزارسيف بگم

360:

حالا به هر حال عزت و افزایش مال که بد نیست .

361:

دستت درد نكنه يعني من فردا پولدارم ديگه خيالم راحت باشه

362:

البته 40شما 60 بنده.

363:

نامرديه 10تو 105 من

364:

باشه اصلا 60 به 60 خوبه؟
اگه دیگه از این خواب هایی که توش پول و درآمد هست دیدید من در خدمتم.

365:

باشه امشب به خودم فشار ميارم شايد بازم از اين خوابا ديدم البته دفعه بعد من 100 شما 70 انصافو حال ميكني

366:

چه قدر واقعا من از این خواب هایی که شما می بینید لذت می برم.

به به

واقعا به به


367:

ای خدا حالا یه شب هم خوشحال بودیم که حاجی بهمون کارت زرد نداده حالا حسین اومده گیر میده

368:


خوابت رو بگو بینیم با.....


369:

خواب چی .....؟

370:


همینه دیگه

تا دیر وقت میشی پا کامپیوتر هر چی خواب بوده از مخت میره

پاشو

پاشو برو خواب ببین فردا بیا تعریف کن

پاشو بینم

371:

اگه یه حرف حسابی امشب از کسی شنیده باشم همینه .گل فرمودی .


چشم میرم بخوابم امیدوارم خواب تو رو ببینم و دعوامون بشه.

372:


چه خوب

پس دوست داری کابوس ببینی؟

برو منم اومدم....

373:

باشه پس حاضر باش ............................:1 11:
ما که تو بیداری زورمون به کسی نمیرسه لا اقل تو خواب یکی رو گوش مالی بدیم .

374:

هر چقدر خوابهای واضحتر ببینید و هر چقدر جزئیات خواب بیشتر توی ذهنتون بمونه همونقدر قدرت روحی بیشتری دارید.

اگر اغلب توی خواب متوجه و آگاه میشید که خواب هستید هم که دیگه فوق العاده ست.

یه امواجی هست که موقع خواب میذارن توی گوش بعد توی خواب بیدار میشید (یعنی متوجه میشید که خواب هستید) و میتونید با عناصری که توی خواب میبینید حرف بزنید و ارتباط بربرنامه کنید.


375:


اتفاقا منم همینطورم

بعضی وقتا تو خواب میگم دلم واسه فلانی تنگیده ..

الان میرم میبینمش ..

و واقعا طرف رو میبینم ..

توی خوابم میدونم خوابم ..

به خاطر همینم هیچ وقت خوابامو تعبیر نمیکنم

376:

ممنون جالب بود .
اتفاقا مورد دوم چند بار برای من اتفاق افتاده ولی هر چی سعی میکنم از خواب بیدار بشم نمیتونم

377:

بله پس معلوم شد بنده که در خواب پهلو به پهلو میشم شنا گر خوبیم ولی رودخانه میسر نیست

مااادر جان

(کرال پشت و سینه)


378:

سلام عليرضا،
من گاهي اوقات در خواب متوجه ميشم كه دارم خواب ميبينم و تلاش ميكنم كه از خواب بيدار بشم، فلسفه اي اين اتفاق چيه؟

379:

دیشب نخوابیدم چه برسه بخوام خواب ببینم
داشتیم نصف شبی با رفقا فیلم دراکولا در ساعت 25 رو میدیدم بعدش هم کلبه وحشت البته من متوجه نشدم کجای این فیلمها ترسناک بود چون چیز ترسناکی ندیدم توش حالا یا من خیلی شجاعم و نترس یا واقعا فیلمه ترسناک نبودن
البته فیلم کینه2 رو هم پریشب دیدم خیلی خوشم امد به خصوص اونجایی که دختره میره پیش مدیر مدرسه نگو مدیر مدرسه هم..............................


380:

خب این خیلی نشانه خوبیه و به احتمال زیاد چشم سوم یا آجنای شما تقریبا فعال هست احتمال هم داره که حس ششم خوبی داشته باشید.

معمولا کسانی مثل شما در تمارین روحی راحتتر به هدف میرسند بخصوص تمارین مربوط به خودآگاه و متافیزیک، و هیپنوتیزم پذیر هستند.

احتمالا با کمی تمرین میتونید برون فکنی هم بکنید.

(توضیحش رو نپرسید چون طولانیه....)
نوشته اصلي بوسيله yazahra02 نمايش نوشته ها
ممنون جالب بود .
اتفاقا مورد دوم چند بار برای من اتفاق افتاده ولی هر چی سعی میکنم از خواب بیدار بشم نمیتونم


خب گاهی خواب جنگ بین خودآگاه و ناخودآگاه هست، در این حالت خوداگاه شما نمیتونه حریف ناخودآگاه بشه و بیدارتون کنه ولی با تمارین مرتبط میتونید راحتتر خوابتون رو از کنترل ناخودآگاه دربیارید و خودتون کنترلش کنید.

ولی باز هم اسم این زیاد آگاهی در خواب نیست، در اگاهی های کامل شما میتونید براحتی خواب رو کنترل کنید حتی محیط خواب رو به دلخواه عوض کنید.

نوشته اصلي بوسيله antonio* نمايش نوشته ها
سلام عليرضا،
من گاهي اوقات در خواب متوجه ميشم كه دارم خواب ميبينم و تلاش ميكنم كه از خواب بيدار بشم، فلسفه اي اين اتفاق چيه؟
سلام.



خب تجربه شما تقریبا شبیه تجربه یازهرا هست، ولی اگر تلاش برای بیداری از خواب بصورت ناخوداگاه رخ میده (یعنی بصورت بی اختیار صرفا خواب میبینید که میخوایید از خواب بیدار بشید و در کنترل این وضعیت نقشی ندارید) میشه فرمود تا حدودی دارید به تجربه اگاهی در خواب نزدیک میشید.



این نشون میده ضمیر خوداگاه تا حدودی توانایی فعالیت در خواب رو پیدا کرده و میتونید توی خواب بیدار بشید ولی خب در حد ضعیفی هست و با تمرینات بیشتر میتونید بیشتر فعالش کنید و اینبار وقتی متوجه خواب بودنتون شدید عوض سعی در بیدار شدن، توی خواب سیر و سیاحت کنید.

(البته خب رسیدن به این مرحله کار سختیه.)

راستی دوستان یک سوال دیگه.

تا حالا موقع خواب وضعیت بختک براتون پیش اومده؟

381:

علیرضا خان اگه منظورت از بختک اینه که حس کنی یکی داره خفه ات میکنه اره
همین چند روز پیش دیدم یکی داره منو خفه میکنه بعد احساس ارامش خاصی کردم فکر کردم مرحوم شدم و رفتم بالای ابرها اخه خیلی ارامش پیدا کردم سپس خفه شدن اما وقتی از خواب بیدار شدم دیدم هنوز زنده ام

382:

بین خودمون بمونه ..

برون فکنی هم میکردم یه موقعی ..

پرواز روح کاملا هوشیارانه و کنترل شده ..

و از موفق ترین شاگردای هستادم هم بودم ...مرسی برای اطلاعات

383:

خیلی زیاد اتفاق افتاده .احساس میکنم که دارم خفه میشم و جالب این هست که میدانم خواب هستم و حتی به طور نصفه و نیمه محیط اطراف و صحبت های افرادی که در اطرافم هستم رو درک میکنم ولی هر سعی میکنم که اونها رو از وضع خودم باخبر کنم که منو نجات بدن نمیتونم .خیلی حالت ترسناکیه .انگاره روح داره از بدنت جدا میشه و یه چیزی جلو دهنت رو گرفته و نمیزاره نفس بکشی.

ولی سپس چند دقیقه ناگهان از خواب میپرم .
راستی اینا نشانه چیه؟

384:

چه خوب.

پس اگر برنامه شد روزی یک بحثی، آموزشی در این مورد توی فروم داشته باشیم انشاالله از تجربیات و اطلاعات شما هم هستفاده میکنیم!

چه کلاسی و دوره ای بود؟ دوره برون فکنی؟ چون چنین دوره ای ندیدم تا حالا.

متولد کدوم ماه هستید؟

نوشته اصلي بوسيله nima2008 نمايش نوشته ها
علیرضا خان اگه منظورت از بختک اینه که حس کنی یکی داره خفه ات میکنه اره
همین چند روز پیش دیدم یکی داره منو خفه میکنه بعد احساس ارامش خاصی کردم فکر کردم مرحوم شدم و رفتم بالای ابرها اخه خیلی ارامش پیدا کردم سپس خفه شدن اما وقتی از خواب بیدار شدم دیدم هنوز زنده ام
خب شما هم یه تجربه برون فکنی داشتید.

و اگر بخوایید میتونید دوباره تکرارش کنید.

همونطور که ATi عزیز فرمود یکجور پرواز روح(یا جسم اثیری) هست که البته جسمتون در اون لحظه در واقع خواب هست (یعنی مرحوم نشدید!) البته همه قادر به انجامش هستند ولی هستعدادش مثل مسائل دیگه در افراد متفاوت هست.

در هنگام برون فکنی حواس انسان قدرت چند برابر پیدا میکنه.

شما متولد کدوم ماهید؟

خیلی زیاد اتفاق افتاده .احساس میکنم که دارم خفه میشم و جالب این هست که میدانم خواب هستم و حتی به طور نصفه و نیمه محیط اطراف و صحبت های افرادی که در اطرافم هستم رو درک میکنم ولی هر سعی میکنم که اونها رو از وضع خودم باخبر کنم که منو نجات بدن نمیتونم .خیلی حالت ترسناکیه .انگاره روح داره از بدنت جدا میشه و یه چیزی جلو دهنت رو گرفته و نمیزاره نفس بکشی.

ولی سپس چند دقیقه ناگهان از خواب میپرم .
راستی اینا نشانه چیه؟
بابا ملت اینجا همه پرنده هستند!!!

واسه شما هم همون توضیحات بالا صادق هست! شما هم توانایی برون فکنی دارید.

بطور کلی عمل خطرناکی نیست و میتونید با تمرینات مربوطه کنترلش کنید و از این توانایی بخوبی هستفاده کنید و دنیای ماورا رو کشف کنید!

خوبه بدونید من خودم در اینزمینه اصلا هستعداد خوبی ندارم!

385:

اخه زیاد تجربه خوشایندی نیست .

دیگه دوست ندارم اتفاق بیفته .

واقعا وقتی به اون لحظه فکر میکنم که دارم تلاش میکنم بیدار بشم و نمیتونم پشتم میلرزه.

386:




من متولد شهریورم ...

هستادم یکی از اقوام هست که دوره ی کامل رو دیده و به من و چند نفر



دیگه این روش رو یاد میده ..

ولی کارگاهاش بیرون هست با هستادای مجرب ..



من انرژیم فوق العاده هست ..

هستادم میفرمود رو یه چیزی تمرکز کنی میتونی نابودش کنی ...



به خاطر همین هم من پرواز روح رو در عرض 4 روز یاد گرفتم ! ..

در حالی که اخرین مرحله از مراحل اموزش های متافیزیکی هست ...


راستی برای شرکت در بحث های متافیزیکی فاروم هم پایه ام

امیدوارم فقط پذیرش داشته باشه .

387:

هر چی بترسی بدتر میشه و روحت سر در گم میشه باید اروم سعی کنی انگشت کوچیکتو تکون بدی ..

ذره ای ترس باعث میشه به جای یه خاطره ی شیرین خاطره های وحشتناک و کابوس ماننند واستون پیش بیاد و روحت به اصطلاحی بد قلقی کنه

388:

حسودیم شد در واقع! چون خیلی سخته برای من! یکم م بخاطر اینکه کم حوصله ام! نمیتونم تمارین رو با حوصله کامل یه جا بشینم و انجام بدم! در حالی که موفقیت در متافیریک کاملا به پشتکار و تمرین نیاز داره! (اونم برای بی هستعدادهایی مثل من!)

از روش خاصی مثل طناب هستفاده میکنید یا اصلا تا اراده میکنید در جا روی پشت بومید؟! ادامه میدید بازم؟ با موجودات غیرارگانیک که رو به رو نشدید؟

(چقدر مرتبط با تاپیکه این بحثمون!)

کلا من نشنیدم جایی دوره حتی منتهی به برون فکنی رو آموزش بدن! در چه کلاسهایی این اموزش رو میدن؟

اخه زیاد تجربه خوشایندی نیست .

دیگه دوست ندارم اتفاق بیفته .

واقعا وقتی به اون لحظه فکر میکنم که دارم تلاش میکنم بیدار بشم و نمیتونم پشتم میلرزه.
درسته اون لحظه ش که در واقع لحظه درومدن روح هست کمی سنگین و سخته و حتی ممکنه صداهایی هم بشنوید ولی اگر چندبار تکرار کنید دیگه برای بارهای بعد روانتر اجراش میکنید و اون سختی اولش از بین میره و برای تجربه دوباره برون فکنی دیگه اون سختی رو ندید میگیرید.

همونطور که دوستمن فرمودن ترس عامل اصلی عدم پیشرفت و نرسیدن به نتیجه هست!

389:


این حواس در همه فعاله همونطور که خودتون میدونین ..

ولی بازم از قول خودتون تمرین و پشتکار !
من الان دارم در موردش مینویسم شب بلند میشه و میره پشت بوم ..

بعضی وقتا ازار دهنده هست برای فرار از روزمرگی بله هر از گاهی ..

بعضی وقتا هم در ادامه ی رویا بینی خودم کنترلش میکنم که نره ..

اگر واقعا دنبالش هستین ..

قعلا کتاب" دیدار با نور" اثر "دیان موریسی" رو بخرید ..

ساده ترین روش پرواز روح رو اموزش میده بی هیچ ادا و اطواری
راستش موجودات عجیب غریب و دود مانند زیاد دیدم ..

حتی مسئله ی وقت در پرواز روح ..و خیلی تجربیات دیگه ..

که انشالله در موردش بیشتر صحبت میکنیم
فردا چند تا ادرس واستون میفرستم ..

تو همین شهرستان تهران

390:

عجب! :دی!

بله حتی بعضیها رو دیدم که میپرسن چطور میشه برعکس عمل کرد یعنی سطح هستعداد اینکار رو پایین برد چون ظاهرا مواقعی که آدم تسلط پیدا میکنه خروجهای غیرارادی هم موقع خواب زیاد میشن!

در مورد کتاب هم همین الان که توی نت نگاه کردم پی دی افی چیزی ازش نیابیدم!! حتما در اولین موقعيت تهیه ش میکنم.

در مورد محل آموزش هم ممنون از شما ولی من تبریز هستم...

اگر بدونم با چه اسمی دوره ها ارائه میشه شاید بتونم تبریز هم جایی پیدا کنم.


391:

دوستم برام تعریف می کرد که خوابی دیده بود .

توی این خواب ظاهرا حیوانی وحشی پاشو گاز می گیره .خلاصه بنده خدا از خواب بیدار می شه .
می فرمود که وقتی از خواب بیدار شدم .اثر گاز گرفتگی رو توی پام دیدم .یعنی واقعا انگار اونقدر خواب بنده خدا نزدیک به واقعیت شده بود که اثر گاز گرفتگی و سیاهی از خواب به بیداری منتقل شده بود .


392:

دیشب هر نیم ساعت یک بار از خواب میپریدم..
نمیدونم چم شده بود...واسه همین هیچ خوابی ندیدم و الان هم شدیدا خوابم میاد!

393:

دیشب فلیم سینمایی کمدی خواب میدیدم که جواد رضویانم توش بود :دی

394:

خوووووووووووووووااااااااا ااااااب( در آرزوی دیدن خواب)

395:

الهییییییییییی

396:

آخ امروز چه خواب زیبایی میدیدم قبل بیدار شدن!

یه خواب موسیقایی!

خیلی خوش گذشت!!

397:

لابد كنسرت ياني بود !!

398:

دیشب نتونستم خوب بخوابم .خوابی ندیدم

399:

دیشب تو یه روستا بودم

طبقه معمول کنترل خوابام دست خودمه ..

واگرم خواب ببینم ..

دارم دنبال یه چیزی یا شخصی میگردم

کاشکی میشد فهمید تعبیرش چیه ..

این تعقیب و گریزااا

400:


اموزش برون فکنی
کلاس های متافیزیک ، تله پاتی ، سی دی هاشم هست ولی دنگ و فنگش زیاده ..

همون کتابرو بخونی بهتره ..

از همه ی منابع پرواز روح راحت تره ...


401:

دیشب من بیهوش شده بودم از خستگی
سپس عمری بدون اینکه قصد خوابیدن داشته باشم داشتم تلویزیون میدیدم خوابم برد
بی دغدغه و بدون فکرای قبل از خواب و زور زدن برای خوابیدن
خیلی چسبید

402:

من هم ديشب از فرط خستگي چنان به خواب عميقي رفتم كه موقعيت خواب ديدن رو پيدا نكردم !

403:

هیچی...
تازگیا خواب ندیدم.


404:

نميدونم چه خوابي ديدم

اما خواب بدي ديدم ، چون با خيسي صورتم و اشكهام بيدار شدم و فهميدم تو خواب دارم گريه مي كنم

اما يادم نيس كه چه خوابي مي ديدم

405:

سلام

خدا برا هيچ كس نياره يه هفته اي ميشه هر دو شب يك بار خواب ميبينم دارم خيابون جارو ميكنم با پوشش نارنجي

406:

مباركه !! اگه همكار لازم داشتيد منو خبر كنيد !!

407:

نه....

یه چیز دیگه بود که بماند...ولی خب اجرای موسیقی توش داشت!

نوشته اصلي بوسيله ATi نمايش نوشته ها
دیشب تو یه روستا بودم

طبقه معمول کنترل خوابام دست خودمه ..

واگرم خواب ببینم ..

دارم دنبال یه چیزی یا شخصی میگردم

کاشکی میشد فهمید تعبیرش چیه ..

این تعقیب و گریزااا
من راستش یه مدت با اون امواجی که یکی دو صفحه قبل فرمودم چند بار توی خواب اگاه شدم ولی یکجورهایی انگیزم رو از دست دادم! چون نمیدونم عملا چه فایده ای خواهد داشت و این هم که بتونی توی خواب به محیط دلخواهت بری و همونطور که دلت میخواد شبیه سازی کنی(یعنی امتیاز خواب آگاهی) کار سختی هست!

نوشته اصلي بوسيله ATi نمايش نوشته ها
اموزش برون فکنی
کلاس های متافیزیک ، تله پاتی ، سی دی هاشم هست ولی دنگ و فنگش زیاده ..

همون کتابرو بخونی بهتره ..

از همه ی منابع پرواز روح راحت تره ...
ممنون.



باز هم یک جستجویی میکنم گاهی میبینی سورس و هستاد و آموزشگاه خوبی کنار گوشت هست و ازش خبر نداری.

ولی با این حساب که فرمودید حتما اولویت اون کتابه خواهد بود!

408:

اگر خواب به چشمانم بياد اين روزها
شايد خوابي هم ديدم.


409:

در این چند وقت اونقدر افسرده ام که فقط ترجیه میدهم بخوابم.
گاها خوابهای مستند میبنم، از وقایعی که با چشم خود دیدم، مثل شهید شدن یکی از بردارانم در تمجع روز دوشنبه.

خوابهای رویایی هم زیاد میبنم، همیشه در حال کشتن افراد خائن به این مملکت هستم.


410:

دیشب؟؟؟
نمیدونم یادمه رفتم خونه مادر بزرگم گوشیم زنگ زد یه پسره بود گیر داده بود زنگ زدی کاری داشتی من خدا و پیغمبرو همه رو قسم خوردم که بابا به خدا من زنگ نزدم سپس کلی چونه زدن پسره قطع کرد
بعد نیم ساعت البته تو خوابا!!! پسره زنگ زد دوباره گیر داد الان همین الان تو میس انداختی !!!!
ای بابا نمیدونستم تو خوابم از دست شما و همرامون و اینا راحتی نداریم حالا از صبح چشم داره میزنه پدرم در اومده اعصابمم خرابه عجب پسره پا قدم بدی داشته شالاپ افتاده وسط خواب ما

411:

لولو

412:


رایان پاشو بیا این بنده خدا خواب تو رو دیده.


413:

واااي خدا

چقدر به اين پست خنديدم

خدا خيرت بده حسين ، خيلي با نمك بود !

414:


خواهش میکنم مهتاب خانوم.

خوب ایشالله امشب خواب من رو ببینی بیشتر بخندی


415:



خواب من رو دیدن، افتخار و موقعيت طلائیه که نصیب هر کسی نمیشه.


416:

بله دقیقا همینیه که شما میگید

417:


آقا کابوس کابوسه دیگه.

طلا و نقره نداره که

418:

دیشب چون برنامه بود امروز برم کارنامه بگیرم راحت خوابیدم خوابم ندیدم اینقدر خوب بود

419:

این شبها اینقدر بد خوابم میبره که خواب نمیبینم اصلا...
روزهای سختی رو سپری میکنم

420:

خواب دیدم سر کلاسم، بعد گوشیم رو ویبره و و هی زنگ میخورد.

منم که نمیتونستم جواب بدم.
صبح پا شدم دیدم 3 تا missed call دارم!

421:

خواب دیدم مُردم!

422:

ديشب مدت خوابم اونقدر كوتاه بود كه موقعيتي براي خواب ديدن بدست نيومد !!

423:

آقا امت خوابشون یادشون نیاد چی کار کنن خواب بسازن؟

424:

نه نيازي به خواب ساختن نيست
كافيه برن وقتي يادشون اومد بيان اينجا تعريف كنند

----------------------------------
ببخشيد معبر ( باليوود) شما نبوديد فرموديم اينجا سوت و كور نشه

425:

صدای خرووووپف کیه؟


426:

احتمالا از حاج مهديه و لابد خواب ترسناك ميبينه !

لابد داره خواب ميبينه كاربراي معترض هم ميهن حمله كردند به اون و بقيه مديران !!


427:

واي خدا مرگم بده من ديوونه شدم

يه مدت خواباي جنايي و بكش بكش ميديدم

حالا رفته تو مايه هاي عشق و عاشقي و ازدواج!

بد نيستن خواباش انگار واقيعن

هميشه يه مذكر بايد باشه تو خوابم كه احساس نامحرمي ندارم نسبت بهش

ايشالا خيره

428:

شبها خوابهای وحشتناکی میبنم که صبح خاطره ای ازش باقی نمونده ...

فقط میدونم کابوس دیدم ...

صبح اولین چیزی که به زبونم میاد اسم لعنتیشه ...

و چهرش ..

همه چی یادم میره تا فردا صبح ...


429:

دیشب از دندون درد خوابم نبرد اصلا
هنوزم از درد دارم میمیرم...


430:

طفلکی :دی

دیشب هی دلشوره داشتم صبح خواب بمونم هی بیدار میشدم هر ساعت یه بار

431:

قاطی پاطی بود انگار تو مخلوط کن بود

432:

یکی از اعضای هم میهن!!

اون هم از اعضایی که مدتهاست هیچگونه برخورد خاصی (حتی در بحثها و ..) نداشتیم.



من بندرت خواب مربوط به دنیای مجازی و اینترنت و این چیزا میبینم، ولی نمیدونم چرا از صبح(که دقیقا سپس اون خواب بیدار شدم) فکرم رو مشغول کرده.


433:

دیشب خواب یکی از دوستامو دیدم.امروز وقت نکردم بهش یه زنگی بزنم ببینم در چه حالیه.


434:

ای بابا ملت شب و روز خواب می بینن ولی منه بد بخت دریغ از یک خواب

من هر 3 سال یکبار اگر شرایط مساعد باشه یه خواب می بینم که اونم همچین عطیقه هست که حساب و کتاب نداره

مثلا یه بار خواب دیدم تو یه نبرد سخت با اشرار گیر افتادیم

توی اون درگیری من اسلحه نداشتم{واین یعنی حالگیری}

سپس مجاهدتهای فراوان بالاخره یه کلاشنیکف بدست اوردم

در همین حین اشرار به من نزدیک میشدن

سرتونو درد نیارم

اسلحه رو مسلح کردم که اشرار رو تبدیل به ابکش کنم

ولی متاسفانه متوجه شدم اسلحه ماشه نداره

در نهایت هم اشرار منو {game over} کردند

کلا همش اینجوریه

هر وقت درگیر با اشرار بودم اسلحه من یه نقصی داشته

یه بار گلنگدن نداشت
یه بار ماشه
یه بار
فشنگ
یه بار خشاب
یه بار فشنگ اب خورده بود

همش ضددددددددددددد حال

435:

آخیی دلم واست سوخید :دی

436:



مچکرم

437:

خواهچ میکنم :دی

438:

من هم زیاد خواب نمیبینم
اما هیچوقت خواب تکراری دور نوجوانی از یادم نمیره
سقوط از یه دره
همیشه همین طور بود
میرفتم کنار یک دره عمیق
خوب نگاهش میکردم
و عمق وحشت را احساس میکردم و می پریدم پایین!
خودم تعبیرش کرده بودم به اینکه دارم از معصومیت کودکی فاصله میگیرم
از ترس اینکه بقیه هم بدونن من دارم آدم بدی میشم واسه هیچ کس تعریف نمیکردم

439:

الان چي؟؟الان نمي ترسي؟؟

من همين كه بخوابم خودش كافيه ، به زور ميخوابم ،چه برسه كه خواب هم ببينم.


440:

فرمودگو به معنی آزاد در اینجا وجود نداره خواستید تشریف بیارید به این آدرس فاروم چند ساعته که تشکیل شده
فرمودگوی آزاد سیاسی در فاروم
http://hammihan3.forumup.com
فقط دوستان هم میهنی تشریف دارند بفرمایید

441:

دیشب خواب دیدم داداشم انقد غلغلکم داده دیگه نفسم بالا نمیاد تو خوابم این بشر ول کن نیستش

442:

قاتی پاتی احتمالا به خاطرشام ديشب بود

443:

چند شبه اصن به زور خوابم میبره
خوابمم ک میبره حدود5،6 صبحه دو سه ساعت میخوابم بعدم همونجا تو تخت میشینم فکر میکنم

خوابامم معمولن یا راجع به کتابایه که قبل از خواب خوندم یا اتفاقات اون روز
خیلی درهم و برهم!

444:

ديشب خواب نديدم ولي امروز سپس ظهر كه خوابيدم خواب ديدم تو ساحل دريا دارم قدم ميزنم رايشان ماسه هاي ساحل در كنار امواج

اون ساحل برام اشنا بود

چمخاله

445:

خواب یکی از دوستای قدیمیمو دیدم !!

446:

خوابام يادم نميمونه

447:

خواب عشقمو ديدم كه كنارم بود

448:

جومونگ بود فك كنم

449:

دیشب قشنگ ترین خوابه عمرمو دیدیم
ولی خب خصوصیه

450:

من دیشب خواب دیدم شیشه لاک رو روی فرشمون چپه کردم

451:

من اگه این کارو کنم مامانم درجا منو تبدیل به فرش می کنه

452:

خواب دیدم کنکور قبول نشدم داشتم گریه میکردم دوست حسودم اومد و فرمود اخرش این همه درس خوندی هیچ جا قبول نشدی ولی من شریف قبول شدم و بعد هم بلند بلند خندید منم حرص میخوردم.

453:


دیگه کار به اونجا ها نکشید چون خواهرم بیدارم کرد ...
مامان منم همین کارو میکنه

454:

يادم نمياد

455:

دیشب از بس خسته بودم اصلا خوب ندیم

456:

ديدي عين من يادت نمياد

457:


من اصلا خواب ندیدم که یادم باید

458:

خواب دیدم دارم کوهنوردی میکنم ولی یه دفعه زیر پام خالی شد افتادم

459:

داشتم درس میخوندم نخوابیدم!

460:

يعني چرتم نزدي

461:

دیشب انقد حالم بد بود واسه دومین بار تو عمرم تا صبح بیدار بودم نخوابیدم!!

462:

من دیشب از سردرد خواب نرفتم که خواب ببینم

463:

خواب مربيمون رو ديدم ، ميخنديد بهم:دي

464:

دیشب خواب دیدم که حسین رضازاده شده رئیس جمهور!!!

ما هم با خودمون میفرمودیم آخه این یارو که نه برنامه درست حسابی داشت نه اصلا خودشم مطمئن بود واسه چی اومده چرا انتخاب شد این چطور میخواد مملکتو اداره کنه؟

خلاصه در بهت و حیرت بودیم!

(بعد که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که یکی از کاندیداهای کنونی که طرفدارانش زمینو به آسمون رسوندن هم وضعیت چندان بهتری نداره.)

465:

حقیقت می گویم و خدا را شاهد می گیرم که مزاح و شوخی نمی کنم.

من یک خواب عجیب در صبح روز شنبه 23 خرداد پس از نماز صبح؛ دیدم که از حقایق پیچیده ای در مورد انقلاب و انتخابات حکایت می کرد.

خوابم هم خیلی زود تعبیر شد و به واقعیت پیوست به طوری که هنوز هم خودم تا حدی گیج و متعجب هستم.


466:

با درود
شوربختانه دیشب نخوابیدم تا خوابی ببینم...امشب اگر خوابیدم و خوابی دیدم ...میام میتعریفم براتون

467:

البته چند شب پیش خواب یک سری اعتراضات گسترده رو دیدم
بعد دیدم که من و یک عده رفتیم توی اتاق مخفی شدیم
بعد هم یک عده شروع کردند اومدن که در اتاق رو بشکونن...وای خوابم به طرز عجیبی واقعی میزد
هرکی یه چیزی میفرمود...بقیش رو نمیتونم رو قلم بیارم یعنی یک مقداریش تو ذهنم واضح نیست و از ذهنم پریده یک مقدارش هم نمیدونم با چه واژه هایی باید روی برگ بیارم
انصافا خواب خیلی عجیبی برام بود...


468:

إن شاء الله بموقع خوابی را که دیده بودم برایتان تعریف خواهم کرد.


469:

من نخوابیدم که بخوام خواب ببینم ، مگه این درس و مشق میذاره بخوابم الان 2 شبانه روزه نخوابیدم

470:

دیشب که خواب ندیدم امشب اگه دیدم میام میگم

471:

تازگیا فقط خوابای بد و اعصاب خوردکن میبینم.
سفرلازمم!

472:

پریشب بازم مشابه خواب قبلیو دیدم ولی این دفعه حیوانی شبیه خرگوش میخواست حمله کنه کشتمش(دفعه قبل گربه بود که میگن یعنی نفاق و دورویی)
نیمدونم دقیقا چه معنایی داره میگن یعنی کسانی با تو دشمن میکنن ولی تو برانها پیروزمیشی
تا چه حدواقعیته موندم

473:

بازم طبق روال خوابهای قبلی خواب من جنگی بود

من هیچ وقت به اینجور مسائل فکر نمیکنم که حالا بگید به خاطر اینه که خیلی تو رویای جنگ هستی خیر

البته ایندفعه خوابه حال داد چون اسلحه ها ماشه داشتند

ابتدا یک ار پی جی در دست داشتم و بنا شد شلیک کنم

شلیک کردم منتها وسط یه پارک که توش ملت واستاده بودن{کسی اسیبی ندید و اصلا کسی محل نمیگزاشت انگار که اتفاقی نیفتاده}


لازم به ذکر هست این خواب مربوط به سپس ظهر بود منم ناهار زیاد خورده بودم :دی

474:

تعبیرش این هست که پول بدست می آوری ولی با تلاش و کوشش.

إن شاء الله.


475:

این خواب های وحشتناک من تمومی نداره و یه چند روزیه که زیاد شدند همشونم تخیلی هستند

خواب دیدم گیر دو تا قاتل افتادم {البته قصد داشتم بکشمون که باز هم طبق همون سناریوی تکراری اسلحه که یا ماشه نداشت و یا فشنگ ها اب خورده بود موفق به این کار نشدم}

قاتل اومد و اسلحشو گذاشت روی شقیه من و فرمود کارت تمومه {می خندید}

بهشون فرمودم منو نکشید

اونم فرمود باشه و خندید و یه تیر به پام زد که دردشو کاملا احساس کردم

بعد جفت پامو شکوندن و جفت دستمو هم قلم کردند و ولم کردند تو بیابون و رفتند

{گور باباشون مگه اینکه دستم بهشون نرسه}

476:

ممد کشتی ما رو

یه بار شهید شو قال قضیه کنده بشه بره


477:

خواب یه سری ادم که قالبشون زده بودن وهمه هم دکتر بودن وریخته بودن خونه ما دنبال داداشم بودن

478:


چی کار کنم برادر
تو خواب دیشب هم فقط دست و پامو شکوندن و نکشتنم

479:

دیشب خواب فکرایی که قبل از خواب کردمو دیدم !!

480:

عجب حكايتيه ها !

خيلي عجيبه ! ديشب خواب ديدم رفتم بانك دزدي !!

موفق هم شدم و كارمندهاي بانك بدون مقاومت كلي كيسه پول بهم دادند ولي بعد ديدم پليس ريخته دور و بر ساختمان بانك و من هم تو كوچه پسكوچه ها دارم هي دنبال راه فرار مي گردم !!

يكدفعه خوشبختانه از خواب پريدم وگرنه معلوم نبود كار بكجا ميكشه !!

احتمالا اگه خوابم ادامه پيدا ميكرد مثل اين فيلمها با پليسها هي بهم شليك مي كرديم ( يك اسلحه هم داشتم كه يادم نيست چي بود !! )

حالا امشب قبل از اينكه بخوابم بايد خوب فكر كنم ببينم راه فرار از اون كوچه ها از كدوم طرفيه وگرنه ممكنه امشب ديگه بزنم كلي از اون پليسهاي نازنين رو نفله كنم


481:

همه مدله خوابدیدم

482:

اخرين مدلش چي بود ؟؟!!

483:

خواب دیدم با یکی از دخترای کلاس بد جوری صمیمی شدیم با کسی که یک بار هم باهاش حرف نزده بودم.
خدا به خیر بگذرونه.


484:

چن وقته ديگه خواب نديدم!

485:


ايشالا خيره

486:

نه خیر نمیخوام .روابطمون تیره و تاره .

راستی یه سوال؟

487:

لابد امشب ديگه باهاش برنامه ميذاري بريد سينما

حالا پول بليت رو كي حساب ميكنه ؟؟!!

488:

نه اسی جون .فرمودم که به خاطر یه سری مسائل بد جوری با هم دشمنی داریم.


489:


سوال؟
هيم؟

490:

سوالم اینه که چرا همه دخترهای هم میهن دارن با من قهر میکنننکنه تو اغفالشون کردی.هان؟

491:


من؟خوشمزه.....

خب ببين چيكار ميكني كه قهر ميكنن!
ميخواي بت بگم اخلاق مشتركت بين همه دخترا چيه؟

خودتو ميگيري....انگار حالا همه دخترا ميخوان قاپتو بدزدن

492:

من انقدر خواب میبینم یادم نمیمونه خیلیاش:دی
همین شبی خوابیده بودم داشتم خواب میدیم دقیقا جای حساس خواب مامانم بیدام کردبعدشم هرچی فکر کردم یادم نیومد چی بود خوابم فقط میدونم خیلی شیرین بود

493:

من ؟ نه اصلا.اتفاقا به بیرون از محیط مجازی هم داره سرایت میکنه .عمه و خاله و دختر خاله و دختر دایی و ......همه دارن با یه چشم دیگه به من نگاه میکنن.اخه بگید چتونه .

نوشته اصلي بوسيله Evanescence نمايش نوشته ها
من انقدر خواب میبینم یادم نمیمونه خیلیاش:دی
همین شبی خوابیده بودم داشتم خواب میدیم دقیقا جای حساس خواب مامانم بیدام کردبعدشم هرچی فکر کردم یادم نیومد چی بود خوابم فقط میدونم خیلی شیرین بود
این که نشد یه خواب درست و حسابی تعریف کنید تا تعبیرش کنیم.


494:


من بيرونشو نميدونم توش كه اينطور فك ميكنم!

پس كلن يه تجديد نظر بكن!

495:

به هر حال باید بشینم فک کنم که چطور شد و یه هو چه تغییری کردم که رفتار دیگران با من عوض شد.

496:


موفق باشيد فرزندم

497:

این خواب شی رو یادم نمیاد
ولی یه خواب یه بار دیدم میخوام ببینم تعبیرش چیه.تازگیا دیدمش
بگم؟

498:

تعبيرش اينه كه اواتارتو عوض كن صحرا!

499:

ممنون .ولی بدون که از موقعی که تو اون الم شنگه ها رو به پا کردی داره این اتفاقات رخ میده

نوشته اصلي بوسيله evanescence نمايش نوشته ها
این خواب شی رو یادم نمیاد
ولی یه خواب یه بار دیدم میخوام ببینم تعبیرش چیه.تازگیا دیدمش
بگم؟
بفرمایید فقط در حیطه علم من باشه .


500:

ای بابا تو هم ........به همه میگی اواتار عوض کنن .بذار تعریف کنه ببینیم چی میگه

501:



آره من همه شونو بسيج كردم كه بريزن رو سر تو حقته حالا كه اينطور شد

502:


به تو چه

503:

نه حالا رودرواسی نکن بیا بگیر بزنمون.

504:



بكشمتم كمته با اون حرفي كه زدي


بيا!
حالام نوبت من شد!

505:

کدوم حرف؟
باز شروع کردی؟
این دفه کار به بیمارستان میکشه ها

506:

اخ نرگسی ببخشید الان عوض میکنم:دی


خب حالا خواب من:

اوون هفته بود داشتم یه کتاب از اخوان میخوندم.اسم کتاب درخت پیر و جنگل بود.(کتاب داستان هستش البته نه شعر)این کتابو اخوان واسه بچه ها نوشته.بعد من یه شب خواب دیدم که دارم با اوون درخته حرف میزنم و کلی باهم میفرمودیم و میخندیدیم ولی اخرش رو نفهمیدم چی شد اخه باز دقیقا جای حساس خواب مامانم بیدارم کرد

507:

چند دقیقه استقامت کنید ............
( راستی اصلا به حرف نرگس هم گوش ندید همین اواتار عالیه )

508:

باوشه

نه دیگه باید به حرف دوست گوش داد.:دی

نرگسی این خوبه؟

509:

البته باید نوع درخت مشخص باشه ولی به طور کلی:
دیدن درختی که نزد امت محبوب هست دلیل بر دیدن مردی بزرگ و شریف هست و درخت میوه دار مربوط به مردی ثروتمند و درخت بی بر مربوط به مردی فقیر هست .البته موارد دیگری هم هست که اگه خواستید بیشتر بگم .
( ممنون که روی من رو جلو نرگس زمین ننداختید )

510:

درختش کاج هست که البته با پیوند هایی که امت زدند رو این درخت هم کاج محسوب میشه هم سرو هم صنوبر

(خواهش میکنم کاری نکردم:دی)

511:

اواتار نرگس هم تعريفي نداره ! بهتره عوضش كنه

512:

ببینم خواب سگ معنی اش چیه؟ دیشب تا صبح داشتم از دست سگ فرار می کردم نفسم دیگه بالا نمیومد

513:

دوستان من برم دیگه
اگه امشب خوابی دیدم حتما سعی میکنم تا اخرش رو یادم بمونه فردا براتون میگم
خدانگهدار شب خوش

514:

ما رو گرفتید یا دارید جدی میگید؟
به هر حال:
درخت سرو :دلیل بر مردی عجم و تیز طبع هست
درخت صنوبر:مردی درویش و بد دین که نه دین دارد نه دنیا .
( البته فکر کنم منظور این هست که با چنین مردانی دیدار میکنید )

نوشته اصلي بوسيله esfandiyar نمايش نوشته ها
اواتار نرگس هم تعريفي نداره ! بهتره عوضش كنه
ای ول حال کردم .افرین گل فرمودی .

515:

الان میگم........
نوشته اصلي بوسيله Evanescence نمايش نوشته ها
دوستان من برم دیگه
اگه امشب خوابی دیدم حتما سعی میکنم تا اخرش رو یادم بمونه فردا براتون میگم
خدانگهدار شب خوش
شب خوش.

516:

نه جدی میگم.
عجب!بعد یه سوال چه جوری میشه که درخت صنوبر این جوری تعبیر میشه؟
(اگه دیدار کردم بهتون خبر میدم)

517:

دیدن سگ در خواب دلیل بر دشمنی فرومایه اما مهربان هست .اگر سگ بر وی پارس کرد از دشمن ناسزا خواهد شنید و اگر سگ او را گاز گرفت دشمن به او اسیب میرساند و اگر سگ پوشش او را پاره کرد در مالش کاهش و نقصان پدید میاید .جواب را گرفتید یا ادامه دهم.......؟

518:

به هر حال بزرگان معبر این گونه فرمودند در مورد صنوبر .
و من علتش رو نمیدونم .


519:

اوکی باز هم ممنون.

ولی من همیشه یه جور دیگه راجع بهش فکر میکردم.
من یه صحبتی با این بزرگان باید داشته باشم تا بگم بهشون ماجرا چیه:دی

520:

خواهش .
البته ببینید شاید بیشتر تعابیر درست از اب درنیاد چون اکثر خواب ها پریشان هست و یا بازتاب تفکرات و اتفاقات روزمره هست برای دیدن رویای صادقه شرایطی لازم هست .مثلا به موقع و با وضو خوابیدن غذای سبک و .........

که معبر همه ی این موارد را قبل از تعبیر از شخص سوال میکند.

521:

دو شب پشت سر هم یعنی شب چهارشنبه و شب 5شنبه خواب کسی رو دیدم که اصلا بهش فکر نکرده بودم کلا دیشب خوابم قاطی بود
یادم نیمیاد الان

522:

والا این سگه فقط دنبالم می کرد، یادم نیست پارس هم می کرد یا نه، لابد می کرده دیگه، ولی گاز نگرفت خدا رو شکر، پس از دشمنم ناسزا می شنوم.......!!! عجب!! عیب نداره، خیالی نیست، بذار اونم خودشو خالی کنه
دستت درد نکنه، جالب بود

523:

دوستان من خواب دیدم :دی
کسی هست تعبیر کنه؟

524:

اوکی.فقط خواب پریشان و اشفته نباشه.


525:

فقط خواهشا سریعتر چون میخوام برم.

526:

فکر نکنم از این مدل خوابا باشه حالا من میگم شما ببین چه جوریه


خواب دیدم که ما(یعنی من و مامان و بابا و داداشم)با 2 تا از عمه هام رفته بودیم پارک.در اوون پارک یه دریاچه ای هم بود که خیلی بزرگ بود و البته کوسه هم داشت.اول ما رفتیم کلی خندیدیم و بازی کردیم و حرفیدیم باهم اما اخرش کاملا برعکس شد.یهو من تصمیم به خودکشی گرفتم و خودم رو انداختم درون همون دریاچه و گرفتار یک کوسه شدم.در اخر هم نجات پیدا کردم ولی خب اخرین صحنه ای که از خوابم یادم میاد این بود که داشتیم برمیگشتیم و من داشتم گریه میکردم.


بله اینم خواب ما بود میبینی یازهرا همه خواب میبینن منم خواب میبینم:دی

527:

خیلی عجیبه .احتمالا شما تخیلات قوی و ضمیر ناخود اگاه گسترده دارید.
کوسه در خواب میتواند نمود خطر ادراک شده ی عاطفی باشد .
اگر خواب ببينيد دست به خود كشي مي زنيد ، نشانة اون هست كه بدبختي بر دوش شما سنگيني خواهد كرد.
توجه من مسئولیتی در قبال صحت یا نادرست بودن تعابیر ندارم.

528:

خیلی ممنون
فکر کنم این خودکشی رو درست فرمودی اخه این خوابه که فرمودم واسه 5 روز پیش بود و اوون روز من کاملا بدبخت بودم ولی الان خیلی خوش بختم خداروشکر.


529:

خدا رو شکر .احتمالا نجات یافتن از خودکشی هم همان تعبیر رو به راه شدن اوضاع هست .
البته من در جایی دیگر دیدم که اقدام خودکشی نشانه منسجم شدن و پیشرفت شخص هست .

که البته این تعبیر زیاد درست به نظر نمیرسد .
فعلا شب خوش

530:

ولی فکر کنم این تعبیر دومیه هم با اوضاع من جور دربیاد.
باز هم ممنون
شب خوش

531:

خواب ديدم بچم به دنيا اومده

532:

خواب ديدم دختر عموم داره وضو ميگيره اما اشتباه ميگيره!

من هيچي بهش نميفرمودم فقط يه جوري نيگاش ميكردم كه بفهمه داره اشتباه ميگيره.

ميفهميد اما بازم اشتباه ميگرفت!

قبلشم خواب ديدم رفته بودم تنهايي فروشگاه رفاه چيز بخرم
نميدونسم چي بخرم

533:

خواب دیدم رفتم مشهد مقدس زیارت

534:

خوابهای سر درگم..........باور کن دوست دارم خواب بد بد ببینم نمیبینم

535:

يادك نمياد

536:

خواباي اشفته

537:

بچه دار شدن بالايي

538:

می گن انسان امکان نداره خواب نبینن
اگه بگم دیشب هچ خوابی ندیدم که همچین چیزی امکان نداره لابد دیدم ولی یادم نمی یاد

539:

از قدیم فرمودن بشنو و باور نکن
می گن شتر در خواب بیند پنبه دانه حکایت توئه
از کی تاحالا آقایون با خانوما جاشون عوض می شه باردار می شن
همون که تو خواب ببینی
معلوم نیست دیشب چی خوردی شام زیادیت کرده چه خوابایی که نمی بینی

540:

خواب دیدم که همه نمره هام اومدن
همش زیره -0هست وای داشتم دیوانه میشدم

541:

هه
همون
منظورم خانومم بود ديگه تو ام ننه
ولي نفهميدم زنم كي بود

542:

خواب ديدم سه تا از دندونام الكي افتاده بقيه شم الكي لق شدن!!!

543:

اخي
پير شدي

544:



تو روح ادم دروغگو

545:

به جون بچم
تازه امشب عروسي بچم با بچت رو ميخوام خواب ببينم

546:


چه جالب حالا كي فرموده من دختر به تو ميدم بچه من قصد ادامه تحصيل داره

547:

دختر چيه
بچه تو پسر بود
بچه من دختره
ز الانم بگم بايد 10 بار بياد خواستگاريش تا بدمش

548:


دخترت رو دستت مونده به زور اومدي التماس پسرم

549:

ها؟
همه جا فراخوان نكن ديگه
ما كه اشناييم بيا و با 5 تا سكه با هم فاميل شيم

550:


پس عروسي نميگيرما فرموده باشم
خودت دخترتو ور ميداري مياري خونه ما تحايشانل ميدي و زود ميري
پول نداريم چاي و شيريني واست بياريم


5 تا سكه هم زياده يه سكه 100 تومني
از اين جديدا

551:

ااااااااااااااااا
من نديدم
ميگم ميخواي يه چيزي هم بدم؟
تعارف نكنا

552:

باشه چون اصرار كردي قبول
اسمه دخترت چيه؟


بلده خونه تميز كنه ؟؟؟


الان بالي مياد گردنمونو ميزنه

553:

بس كه رو داري
شايد تنها كسي هستي كه جلوشش كم ميارم تو پررايشاني

554:

مهدی جان پاشو بیا اینا خوابای پریشون دیدن

555:

خواب دیدم کفشدوزک رفته تو دهنم

556:

هر وقت روی خوابهام تمرکز و فکر میکنم(پس از بیداری یا در طول روز) خوابهای بیشتری میبینم، بعضی اوقات هم هست که بدون دلیل خاصی مدام خوابهای مختلف و خاصی در یک شب میبینم که صبح اکثر یادم میمونن.

نمیدونم در چه شرایطی چنین حالتی به وجود میاد.



اگر میخوایید بتدریج خوابهای مفصلتر و واضحتری ببینید، هر روز بلافاصله سپس بیداری هر چیزی رو که دیدید و در همون حد که یادتون هست یادداشت کنید.


557:

من خواب زیاد میبینم.اکثرشم تعبیر داره.واکثرش دقیقا تعبیر میشه!دیشب یه خوابی دیدم که از یه نظر خوب بود از یه نظر فک کنم بد!میگن هروقت خواب دیدید صدقه بدید تا اگه تعبیرش خوبه براتون اتفاق بیفته و اگر بده اتفاق نیفته!

558:

تا حالا نشنيده بودم
يادم باشه يه صندوق صدقه به خودم ببندم

559:

یعنی اینقد خواب میبینی؟؟؟

560:

اره
شايد تا صبح چندين بار خواب ببينم اما يادم نمياد اكثرشو

561:

جدی؟ایول!خب فقط برا اونا که یادت میاد صدقه بده!فک کنم یه بار دیگه جواب دادم نمیدونم کجارفت؟!!!

562:

دیگه کسی خواب نداره ها

همه بی خواب شدن


563:

والا دیشب با خاندان محترم عمع مان در باغ ها سیرو سلوکی داشتیم خیلی باحال بو د جا همتون خالی

564:


آها اون وقت این خواب بود؟


565:

دیشب خواب دیدم یه گل زدم به تیم حریف که تماشاچی ها اینجوری تعجب کرده بودن
دیشب چه خوابی دیدی ؟

566:

خواب ديدم اين مهرداد يه ذره ميخواد خوب بشه

567:

من تصور میکنم که شوهر بالایی هم داخل تماشاچی ها نشسته

568:

خواب ببين وقت كردي نه توهم بزن

569:

خواب دیدم شوورت یه سیبیل داره که دوتا لبهاشو محو کرده

570:

خواب ديدم هميشه تو توهمه


شوورم سيبيل نداره
مگه دوره ناصرالدين شاهه كه سيبيل بزاره

571:

خواب دیدم شوورت شبیه بچگی های فردین

572:

خوبا ديدم مهرداد تو جاش بارون اومده


فكر كنم چايي زياد خورده بودي ديشب

573:

حالا خوبه توی جای ما بارون اومده توی جای شما که دیشب تا صبح جومونگ با امپراتوری هان داشت میجنگید

574:

تو رو حت كه هيچ وقت ادم نميشي


من برم

به طناز سلام برسون

575:

وایسا بابا حالا دم دم های صبح خواب دیدم که سوسانا با جومونگ ازدواج کرده و میخواد به وسیله سوسانا ارتش دامول 2 رو بسازه

576:

خواب دیدم که دوستان قوانین تاپیک و موازین اخلاقی رو رعایت نمايند.

577:

هیچی ...


578:

اگه خوابی دیدید مطرح کنید تا تعبیرش کنیم.


579:

با یه نفر قدم بزنی بدون هیچ حرفی بعد اون یه دفعه راشو کج کنه و بره.

اونقد بره که دیگه نبینیش.

تعبیر داره؟

580:

اون شخص رو میشناختید ؟
فکر کنم اشفته باشه

581:

میشناسم ...
حدس میزدم اینو بگی

582:

چیو ؟ این که اشفته و پریشانه ؟

583:

خواب هایی میبینم که میدونم تعبیرشون خوب نیست !!

584:

اتفاقا بعضی از خواب ها بر خلاف ظاهرشون تعبیر خوبی دارن و بالعکس.

585:

آره

586:

خب اشفتست دیگه .

خوب فکر کنید ببینید در طول روز به اون شخص یا موضوع فکر نکردید .
با وضو خوابیدید؟
شام سنگین خوردید؟
فاصله شام تا خواب؟

587:

تو تعبیر خواب دیدم اخه
شایدم شما درست میگی

588:

فکر؟ آره فک کردم .
نه وضو نداشتم .
شام؟ یکم سوپ خوردم .
1-2 ساعت .


589:

اهان شما تعبیرش رو دیدید؟ ولی خب باز هم صد در صد نیست .
نوشته اصلي بوسيله girl_sky نمايش نوشته ها
فکر؟ آره فک کردم .
نه وضو نداشتم .
شام؟ یکم سوپ خوردم .
1-2 ساعت .
خب میشه فرمود که ..............


590:

که ................؟؟؟!

591:

خواب جديدي نديدم

592:

نوشته اصلي بوسيله girl_sky نمايش نوشته ها
فکر؟ آره فک کردم .
نه وضو نداشتم .
شام؟ یکم سوپ خوردم .
1-2 ساعت .
نوشته اصلي بوسيله girl_sky نمايش نوشته ها
که ................؟؟؟!
همون دیگه.
البته منبعی که من در اختیار دارم در مورد خواب شما چیزی ننوشتهخودمونیم چه خوابای عجیبی میبینیدا

593:

تعبری نداره.

594:

ولي ديشب يكي يه خوابي ديد كه برام تعريف كرد صبح تنم از ترس لرزيد


خدا به خير كنه

595:

چه خوابی؟

596:


آقا مهرداد و رویا خانوم.

والله موندم به سابقوت نگاه کنم یا به این پست زدناتون.

یه حرفی هم که بهتون میزنیم زود بر می خوره.

حتما باید نوشته ها ادیت بشه تا متوجه بشید این طوری نباید پست زد؟

597:

یادم نیست کامل
ولی تو خوابم رفتم تو یه مغازه
فروشندش حامد بهداد بود

598:

الان خواب دیدم تو اسانسورم سقوط کردم و منفجر شدم تموم بدنم الان درد میکنه

599:

داشتیم با رفقا تلویزیون میدیدیم م.حمود داشت سخنرانی میکرد یه دفعه یه سیگار در اورد کشید دودشم میداد توو صورت خبرنگارا...!!:d
بعدش دیگه یادم نی چی شد...!:d

600:

تعبیرش چیه..؟!:d

601:



كيو ميترسوني‌؟ موردي نيست اديت كنيد
انگار تاپيك رو خريدن

602:

یا ابالفضل امیتاب باچان اومد فرار

بابا اینجا که دیگه فیلم هندی نیست من اونموقع که ادمین هم باهام همپستی میکرد همینطوری پست میزدم برو اخطارهام رو ببین اگه دوست داشتی هم به ادمین بگو این مدیرتون مهرداد.007 خیلی بده

603:


کسی رو نمی خواییم بترسونیم.

شما اگر کمی به حقوق رفقای خودت هم اهمیت قایل میشدی این طور پست نمی زدی.

شش دنگ تاپیک که سهله، کل هم میهن برا تو.

فرمودن این موضوع که یک کم بر کالماتی که هستعمال می کنید تسلط داشته باشید، جنجال نداره.


604:

خواب نديدم ديشب !

اصلا نفهميدم كي صبح شد اينقدر كه خسته و جنازه بودم

605:


چه مسئله خوب و زیبایی که با ادمین هم پست می شدید.(هیچ ربطی البته به حرف بنده نداشت) گویا اصلا همه جا باب شده تا حرف قانون وسط میاد از سبقه نه چندان جالب و زیبای خودتون مایه میگذارید.

اگه دوست داشتی هم به ادمین بگو این مدیرتون مهرداد.007 خیلی بده
خوب این یعنی که فقط تشریف آوردید به هم بریزید و برید و ادمین هم هیچ کاری نمی تونه بکنه؟!

باشه مسئله ایی نیست.

این کلام شما در حد یک ادعا و تهدید باقی خواهد ماند.


راهکار ها زیاده دوست گرام.


606:

تعبیر چهار سال سال قحطیه دیگه هست

607:

نمیدونم چرا ایندفعه خوابم به این شدت عمیق بود!

یه چیزی هم دیدم که تا یکی دو ساعت قبل یادم بود ولی از ذهنم پاک شد.


608:

خوابای منم همینطوریه هر چی بیشتر فک میکنم موضوعش چی بود بیشتر از ذهنم فرار میکنن

609:

خوابای تکراری دیدم

610:

اینقدر خسته بودم که حوصله خواب دیدنم نداشتم

611:

خوابای تکراری، از نشانه های فعال شدن ضمیر خودآگاه در ناخودآگاه(یعنی در خواب) هست.



مثل اینه که در حال باز کردن یک در از توانایی های روحی تون باشید که تا حالا قفل بوده.



میتونید وارد دنیای جدیدی از توانایی های ذهنی و روحی بشید که شاید حتی براتون جذاب نباشن.

و میتونید هم ازش بگذرید تا دوباره به حالت اول برگرده! (دوباره قفل بشه در واقع.)

612:

خواب موش ديدم از اين موش سفيد خوشكلا

613:

تب داشتم! همش کابوس وحشتناک می ديدم بزن بکش از اينجور کابوسا

614:

ـ ديدن موش در خواب ، نشانة روبرو شدن با اختلافات خانوادگي و بي وفايي دوستان هست .

كارها وضعيت دلسرد كننده اي خواهد داشت .

2ـ كشتن موش در خواب ، نشانة پيروزي بر دشمنان هست .


3ـ اگر خواب ببينيد موشها از شما فرار مي كنند ، نشانة اون هست كه تلاشهاي شما بي ثمر خواهد ماند .


4ـ اگر دختري خواب موش ببيند ، نشانة اون هست كه دشمناني پنهاني دارد كه به او نيرنگ خواهند زد .

اگر داخل پوشش خود موش ببيند ، علامت اون هست كه در اثر انجام دادن كاري رسوا خواهد شد .


615:

معمولا بالا پشتبون خواب های خوش میبینم.

ولی گرمای آفتابش هم حالی میده هاااا


616:

خواب خوبي نديدم

چندين شبه كه خواب خوب و راحتي ندارم

617:

تنها صحنه واضحی که به یاد دارم یه ظرف پر از میوه بود.


618:

چرا من خواب نمیبینم؟

حکایتش چیه؟

619:

خوابی که احتمال قریب به یقین تعبیرش خوبه.


620:

چند وقتیه خواب نمی بینم ؟!!

621:

دیشب خوابه یه دوستیو دیدم که خیلی وقته که....................

تا خوده صبح خوابشو دیدم فقط نگاه میکرد بدونه هیچ حرفی

622:


ممد جان شما بیا یه رحمی به این اععصاب خودم و خودت بکن یا درست خواب ببین یا اصلا نبین.

623:


هیچ جا پیدا نشد...

چه کتابفروشی های مجازی چه واقعی ...




624:

خوای دوستم محمود

625:

دیشب خواب دیدم دارم پر میکشم کاش زودتر روز دیدار برسه دیدار با خالق

626:

نمیدونم چرا خواب مهتاب ( ری را ) رو دیدم ! :دی

627:

وای چرا این جوری میگید آدم دلش میگیره.ایشالا به خالقتون نزدیک تر بشید ولی 100 سال زنده باشیدتعبیر خوابتونم اینه که عمرتون درازه از این فکرا نکنید

628:

حتما صدقه بده

629:

جاي گالكسي معبر خوب خالي

630:

مهري جون بگو بابا من خودم برات تعبير مي كنم...

سايان جون عجالتا رايشاناي مرد صادقه صادقه!!!

حالا خودم چي ديدم؟!
خواب ديدم همه جا شده لجن زار..
هر جا دست مي زدي همه ي آبها آميخته با لجن بود..!
آسمون خاكستري و هوا باراني بود!
نمي دونم چرا دلم شور م يزد آسموون پر از موشك بود!
همين طور موشك بود كه مي رفت تايشان ابرا...
حتي جدا شدن و تقسيم شدن كيي از موشك ها رو ديدم واقعا صحنه ي عجيبي بود...

631:

نه خیرم عجالتا به عرض میرسونم که مرد وزن نداره.تعبیرشم همینه.تو هم اگه تو خواب ترسیدی و حس بدی داشتی حتما صدقه بده

632:

بستگی داره چه میوه ای باشه.خوردی یا نخوردی.شیرینه یا ترشه.خشکه یا تره.تابستونیه یا زمستونی

633:


نه فقط تصویری از اون تو ذهنم مونده.

کار دیگه ایی نکردم

634:

خوشحالم که خواب دیشبم فقط خواب بود!

635:

سلام بچه ها من اومدمممممممممم

636:


سلام بچه ها بر شما پیشاپیش


637:

سلام

638:

هرجا میری که نباید بگی سلام اینجا باید بگی دیشب چه خوابی دیدی اوکی؟

639:

من چند شبه خوابی میبینم سردسته ی یه گروه شورشی ام
اخرشم مارو گرفتن

640:


ممد آقا پاشو بیا پیدا شد

همونیه که تو خوابات باهاش درگیر میشدی

641:

خواب ديدم حسين آتيش گرفته

642:


خواب دیدم مهتاب سحر خیز شده.(عجب کابوس وحشتناکی...مگه نه؟!)

643:

سلام به همه شوما ما هم سپس يه سال ديشب خواب شوما را ديديم و اومديم پيشتون

644:

ببخشيد ميرم 20 دقيقه ديگه ميام شرمنده دوستان حليمم ته گرفت

645:

یه خواب دهشتناک

از سخر تا ساعت 10 صبح یه کله داشتم می دیدمش


اقا برادرم دست انداخت روی گلوی من و منو خفه کرد بعدشم یه قبر پیدا کرد و منو انداخت توش


بعد بیهوش بودم(تو خواب بیهوش بودم) که بالاخره عده ای پیدا شدن و منو نجات دادن(مثل اینکه نمرده بودن و فقط بیهوش شده بودم)

خلاصه تو خواب از بیهوشی در اومدم دیدم برادره داره بالا سرم میگریه
فرمود ممد غلط کردم
منو ببخش
خلاصه فرمودم این چه وضعیتیه مگر من چه هیزم تری به تو فروختم

اما جالب اینجا بود به خانواده هر چی میگم این برادر ما رو کشت
میفرمودن ای بابا داداشته عیبی نداره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

646:

چه خواب دردناکی

647:

اره واقعا
صبح که پاشدم سریع بهش زنگ زدم

فرمودم
نکبت تو چی کار من داری مگه من چه هیزم تری به تو فروختم

بیچاره هاج و واج موند فرمود ممد سالمی فرمودم اره خلاصه قضیه رو براش تعریفیدم
کلی خندید

648:

کاشکی خوابت تا شب طول میکشید....فک کن ...


649:

دیشب حالم خوب نبود اصلا خوابم نبرد که بخوام خواب ببینم ....
همش بیدار بودم ...

650:

خواب دیشبم خیلی باحال بود
مثل یه فیلم بود
هی میرفتم اینده و گذشته و اینا!
خیلی از جزئیاتش یادم نمونده
ولی سرگرم نماينده بود :دی

651:

چند شب پش خواب دیدم داشتن خفم میکردن، از جا پریدم
ما خواب نمیبینیم نمیبینیم
وقتی هم میبینیم
اینطوری

652:

خواباي تو اون سبك اميره خيلي بده
همش احساس مكني دارن خفت ميكنن يا از يه جاي بلند پرت ميشي پايين خيلي بده اينجوري


من خواب ديدم موهامو كوتاه كردم بچه ها تعبيرش چي مشه؟

653:

ایشاالله خیره
از سختی های دنیا فارق میشی ...


654:

khab didam be yeki az doostam daram miram shomal!bad farmoon kande shood hamoon jori ba dast farmoono negah dashte bodiim ro hava bad rannandegi ham mikardiim!

655:

عجب خواب های خوبی

ما که والله تو خواب هم ولمون نمی کنه این پول و قسط و...

656:

افطاری کم و سبک بخورید که شبها خوابهای رنگی نبینید و به جدول نزنید

657:

عجــب !

حاجي حرفايي ميزني كه واقعــا در اين محفل نميگنجـــه !

658:

آخه دوستی در بالا خاکی رفتن محض تذکر فرمودم

659:

خواب دیدم سحر شده بود من هنوز داشتم خورشت بادمجون میخوردم

660:

حاج مهدي من اهل روزه نيستم خوب به جدول زدن رو همه تجربه ميكنن از خصوصيات دوران جوانيه و به علت فعاليت زياد غدد جنسيه و ميشه با رعايت اصولي مراتبشو كم كرد اما جلوش نميشه واستاد نيرايشان اضافيه بايد تخليه بشه يا با كار شديد روزانه يا در خواب

661:

واي بشه ها(به قول شكلات) عجب خوابي بود!

خواب ديدم وقتاي قديمه من جز انقلابيون بودم همين طوري در تعقيب و گريز برادران شهرباني بوديم و داشتيم از در و ديوار بالا مي رفتيم كه از پشت بوم يه راهي مي خورد مي رفت پايين يه نمازخونه اي بود در قالب كتاب خونه بعد رفتيم دو ثانيه نماز زديم ارازل شهربان ژاندارم هم تريف كثيفشون و آوردن همه رو به گلوله بستن طوري كه زمين خوني شد باز من فرار كردم رفتم تو جمع گروهكمون جلايشان خونه اي وايساده بوديم انگار جاي ساواكي ها بود!

هيچي خلاصه همين طور كه كرامون و انجام داده بوديم داشتيم بر مي گشتيم سوار ماشين بشيم فرار كنيم يكي از ساواكي ها اومد بيرون يه خانومي هم داشت با بچه اش راه مي رفت ..
يه لحظه دور بن فكوس كرد رايشان اينجاننب شمس تبريزي كه منم گوشي دستم اودم وقت هيرو بازيه!
رفتم جلوشون و چند تا تير خوردم صحنه خيلي آروم شده بود يه نسيم دلي تو صورتم خورد و موهامم تكون خورد بعدش افتادم زمين..
درام بود نه؟!
مثل مافيا

662:

روحت شاد .


663:

مگه این پشه ی لعنتی گذاشت من بخوابم؟
کلا 4 ساعت خوابیدم اونم خوابای عجیبی دیدم که یادم نمیاد

664:

ابن سیرین:اگر در خواب بیند کسی او را خفه کرد تعبیر این هست که غمگین ومستمند شود وبعضی گویند خفه کردن نیکی عیش هست.معبر خارجی:خواب این که شما دارید خفه میشوید تعبیرش تجربه کردن اندوه بسیار به خاطر رفتار ناشایست کسی هست که بسیار دوستش میدارید.شما پس از این خواب باید بسیار مراقب رفتار خود باشید.
اما من میگم همش حرفه برو صدقه بده کاریت نباشه

665:

دیشبو نمیدونم ولی امروز تو واقعیت یکی رو دیدم کوپه بالی

666:


خوشا به سعادتت

زیارت قبول


667:


باور کن راست میگم

صبح موندم اصلا خودتی یا کسی دیگه

668:

من خواب دیدم دارم ممیرم

669:

خدا بيامرزت حالا مردي يا زنده اي?

670:

خواب دیدم که رفتم عروسی .
نمیدونم چیشد که از پله رفتم بالا یه چیزی به یکی بگم ، داشتم میومدم پایین یه دختره دستمو گرفت یه نگاه مسخره پر از ناز کرد
فرمودم : عه دستمو ول کن
عین خیالشم نبود ( یه چیزی تو این مایه ها)
هیچی آخر رفتم یه جا نشستم ، اینم شروع کرد جلوی ما رقصیدن ، منم بچه + بازی در آوردم سرمو انداختم پایین .
سپس کناریم شنیدم که میفرمود : میدونه امیر بدش میاد ، از قص این کارو میکنه.
بعدشم از خواب بیدار شدم.
بیا اینم شانس ما

671:

ممنون
چرا من اینو قبلا ندیده بودم؟!


672:

با درود
امروز بعد سحر عجب خوابهایی دیدم...
خواب دیدم کتاب باز کرده بودم و داشتم مثل بچه آدم درسم رو میخوندم ....
یک خواب دیگه هم این بود که خواب تخت جمشید رو دیده بودم ..که رفتم اونجا دارم کاوش میکنم ..

خواب دیده بودم که تخت جمشید یک قسمت های دیگش رو از خواب در آورده بودند بیرون...بعد یکسری چیز های عجیب و اینا دیدم ...یک لحظه شنیدم گرگی یا یک حیوان دیگه ای دنبالمه منم دارم از یک کوهی که اون دور ور بود داشتم تند تند بالا میرفتم ...نمیدونم چرا این خواب به شدت واقعی میزد
---------------
چند روز پیش خواب دیدم که میخوام بمیرم...این خواب هم به شدت واقعی میزد
یک بنده خدایی که میشناسمش از توی کشتی توی خواب به من یا مادرم زنگ زد فرمود یا من میمیرم یا میکشمش(یکی از این ۲ تا رو فرمود نمیدونم کدوم رو فرمود)
بعد نمیدونم توی رستوران بودیم فکر کنم یک دختر یا خانمی اومد کنارم نشست روبروم که یک پوشش سفید از این پوشش های خوشکل سفید تنش بود...منم براش ماجرای مرگ و این داستان که قراره بمیرم رو تعریف کردم ...اون برام خیلی ناراحت شد ...اونم میدونست که میخوام بمیرم...بعدش فکر کنم رفت
بعد تو خواب یاد اون آقا که زنگ زد افتادم بعد یکهو نگاهی به دریا کردم حس غریبی بهم دست و یک حس وحشتناکی
یک سری چیز های دیگه هم بود که یادم نمیاد
-------------
این آقاهه تو خواب دوم رو چند ماه پیش آشنا شده بودم باهاش ...چند ماه پیش اومد دانشگاهمون بدونه اینکه من بشناسمش(ولی اون کامل از من خبر داشت و جیک و پیکم رو میدونست) ازم برای کار کردن تو شرکتشون دعوتم کرد برای برنامه نویسی و سکیوریتی پنتستینگ....
کلا ادم مرموزی بود ....اگر امت تقصیر این آقاهه هستااااا
-------------
شرمنده اگر از خواب دومی چیزی نفهمیدین

673:

خواب زن کجه اسپهبد زیاد بهش فکر نکن !

674:

اسپهبد دور از شوخي وقتي تا سحر بيدار مي موني خواب مي بيني!
ببين اون تخت جمشيد هم كه فرمودي كاملا معلومه آخه همه اش تو اينا سرچ مي كني!
مي خواي بهت دعوتنامه امرداد بدم؟!
amordad.net
خيلي تالار باحاليه تالار به شدت تخصصي راجع به تاريخ سير تا پياز آخرشه!
ولي جدا اصلا شب براي آرامشه! شبا رو بخواب حالا من هر چند خودم عمل نمي كنم ولي تو عمل كن خيلي خوبه!!
اوه ! اوه!!
دارم خواب مي بينم فردا مي رم كانون هيچي بلد نيستم!!
خدا كنه خواب مصلي رو نديده باشم!

675:

هر خوابی قابل تعویل و تفسیر نیست مثلا هیچ خوابی که بعدظهر هر کسی ببینه تعبیر نداره و بکل خواب بعدظهر باطله .


676:

:دی
این خاوبایی که این چند روز میبینم خیلی به شدت واقعی میزنه...البته این خوابی که امروز صبح دیدم جای شکرش باقیه خواب دیدم دارم درس میخونم این ترم فکر کنم بترکونم تو درسام :دی
نوشته اصلي بوسيله daneshjoo نمايش نوشته ها
ها؟؟؟؟
این دختر خانومه کی بود؟
تو خواب تو چیکار داشت؟
زود باش بگو تا....
----
ان شالله خیره
:دی
نمیدونم هر کی بود خیلی دلش برام سوخت ...وای به شدت واقعی بود این خواب مرگم هنوز هم تو فکر این خوابه هستم ....
ولی نمیدونم اخرش که اون دختره داشت از کنار میز میرفت با یه آقایی رفت...نمیدونم اخرای خواب اون دختره خیلی ناراحت بود....
نوشته اصلي بوسيله mph1 نمايش نوشته ها
اسپهبد دور از شوخي وقتي تا سحر بيدار مي موني خواب مي بيني!
ببين اون تخت جمشيد هم كه فرمودي كاملا معلومه آخه همه اش تو اينا سرچ مي كني!
مي خواي بهت دعوتنامه امرداد بدم؟!
Amordad.net
خيلي تالار باحاليه تالار به شدت تخصصي راجع به تاريخ سير تا پياز آخرشه!
ولي جدا اصلا شب براي آرامشه! شبا رو بخواب حالا من هر چند خودم عمل نمي كنم ولي تو عمل كن خيلي خوبه!!
اوه ! اوه!!
دارم خواب مي بينم فردا مي رم كانون هيچي بلد نيستم!!
خدا كنه خواب مصلي رو نديده باشم!
نه بابا سرچ تخت جمشیدیم کجا بود...من خیلی وقته که تو تاریخ غوطه ورم تا حالا مثل این یکی رو ندیده بودم...به شدت واقعی بودش این خوابه ...
یک قسمت خوابش خیلی ترسناک بود که این قسمتش بود...حالا بگذریم که بقیه قسمتای خوابم هم یک فضای خاصی توش حاکم بود...مثلا اونجایی که دارم توی کتیبه ها میگردم و مورد کندوکاو برنامه میدم
یک قسمت خواب که ترسناک بود اونجا بودم تو یک قسمتی از این خواب طرفای تخت جمشید یک سمت کوه یک سری گرگ دنبالم کرده بودند یک ندایی بهم میفرمود از این کوه زود برو بالا منم از این کوه تند تند رفتم بالا...خدا کنه کوه مهر(کوه رحمت) بوده باشه :دی

در ضمن دعوت نامه این تالار فرمودگو رو بده بیاد که دلم لک زده واسه یک تالار فرمودگوی تخصصی تاریخی

677:

نمیدونم فکر کنم عزراییل بوده اومده جونم رو بگیره بعد دید مثه اینکه نباید اینکارو بکنه
:دی
البته شاید چی؟

678:

پس تو به شمشير بازي هاش نرسيدي!!!:دي
بابا تو تخت جمشيد گرگ كجا بود مرد حسابي؟!

بعدشم شما چجوري ديوار سر راست و بالا رفتي؟!
طي الارض مي كردي احتمالا! يا سوپر ماريو جامپ اسكاي!

كند و كا تو تو كجا؟!زير زمين كه مي فرمودن جاي سربازاس يا ...؟!

اگه به غار مي خورد احتمالا رفته بودي در خونه ي زالشون!!!(زال)

تا فردا ارسال مي شه

679:

خواب دیدم حسین فکسیه....

680:

ها اي كه الاون وفرمودي eeee يعني چه؟!

681:

شما سحری زیاد خوردی.


682:


ها...؟


683:

من خوابمو بگم بمیرین از خنده

خواب دیدم خواهرم میخواد عقد کنه (عجب!!)
روز عقدش نمیدونم چی شده بود خونه ی ما داشت آتیش میگرفت.
یه جور عجیبی بود.

از زیر اتاقامون (نمیدونم چرا کف اتاقامون آسفالت بود!) گدازه آتیش رد میشد! وقتی راه میرفتیم کف پاهامون میسوخت.

زنگ زدیم به آتش نشانی.

اومدن.

اما فرمودن چیزی نیس! خیلی آدمای باحالی بودن آتش نشانا.

همه شون جوون بودن و بامزه.

اما موندن پیشمون و هوامونو داشتن.
اون وسر مادر شوهر آبجیم زنگ زده بود!!
اون وسط داشتیم میرفتیم عقد من یادم رفته بود پوشش وردارم!
خواهر عروس
داشتیم از تو کمد پوشش ورمیداشتیم که کف اتاق هی داغتر میشد!!
بقیه شم نمیدونم چی شد!

684:

ميگن توو روز به هرچي فكر كني شب خوابشو مي بيني.
انقدر به خودت فشار نيار.

...مي بيني انقدر داري اذيت ميشي عروسي كن.خب

685:

این یعنی منم میتانم خواب ببینم

686:

ها نه بله

687:

نوشته اصلي بوسيله nista نمايش نوشته ها
ميگن توو روز به هرچي فكر كني شب خوابشو مي بيني.
انقدر به خودت فشار نيار.

...مي بيني انقدر داري اذيت ميشي عروسي كن.خب
:دی!

688:


بله نه بلی...

689:

پست پسرونه زدی ..

بگم بیان ..

690:


يكي منو بگيره
چقدر خوشحايم خنديدي .
اقاي بخاري(متضاد بي بخار)

691:

نمیدونم اصلا متوجه اصل ماجرا و پیامش شدی یا نه.

692:

اصن کسی خواب باحال منو خوند؟

693:

یا شام زیاد می خوری یا فیلم زیاد نیگاه می کنی

694:


هیچ کدوم!!

695:

نكه تو خيلي غير مبهمي(تا به حال اينو بهت فرموده بودم؟كه غير مبهمي)
...پيماشو دركيدم .



-------------
نرگس؟
اره من خوندم.
تو هم خوابات با مزه هست هم پستات.
ولي خب نمي دونستم دربراره خوابت بهت جي بگم.

بگم مرسي.بگم خسته نباشي بابت خواب.
مي فهمي كه.

حالا واقعا خواب ديدي يا از خودت دراوردي؟

696:

الان من ضایع شدم
اهان فهمیدم حتما کتاب زیاد می خونی (رمان )

697:



میخونم ولی ربطی به خوابم نداره!!
احتمالا به خاطر دغدغه ی ازدواج نکردن آبجیه س!
ولی نمیدونم آتیش و آتیش نشانیش چیه

698:

با یه اتش نشان ازدواج می کنی

699:


نه....نگو!!!
نمیخوام! عه! زبونتو گاز بگیر!

700:

والا با این پستی که (خطاب به نرگس) زدی مطمئن شدم که متوجه نشدی:دی!

نوشته اصلي بوسيله narges_banoo نمايش نوشته ها
اصن کسی خواب باحال منو خوند؟
اولین پست همین صفحه رو بخون.

جواب نیستا به امیر، جواب به تو ام بود دیگه.



حالا فکر کنم پیامش معلوم شد:دی!

701:

اا چرا؟ خوبن که جان بر کف فداکار

702:


نه به جون خودم خواب خودم بود!
دو شب پیش!
واسه خواهرم که فرمودم عین ماست نیگام کرد

نوشته اصلي بوسيله rayan نمايش نوشته ها
والا با این پستی که (خطاب به نرگس) زدی مطمئن شدم که متوجه نشدی:دی!


اولین پست همین صفحه رو بخون.

جواب نیستا به امیر، جواب به تو ام بود دیگه.



حالا فکر کنم پیامش معلوم شد:دی!

هان....


703:

نه بابا رایان من که عقدم نبود عقد خواهرم بود!
به من چه

704:

پاشین برین بابا صپ شد سحری درس کنین.
من دارم میترکم از دسشویی
خدافظ

705:

خوابم خیلی طولانی بود...

پلیسی بود ولی مهم اینه که من آخرش امت!

706:

معنیش اینه که زیاد عمر می کنی

707:

آخ جوووون

این که اصن خوب نیس

708:

چرا خوب نیست ؟

709:

هیچی

710:

دیدی یادت نمیاد

711:

نه خیلی خوابم میومد

712:

عمری باشه بتونم از روایات فرانک ادواردز مطالبی پیرامون خواب های تاریخ ساز براتون تایپ کنم.


713:

دیشب چرت و پرت خواب میدیدم حسابی

714:

منم همینطور

715:

من خيلي وقت بود نبودم.

كسي خواب ما رو نديده؟


716:

دیشب خواب دیدم که یه جاییم که کلی پروانه ی مرده رو زمین افتاده نصفشونم بالاشون سفید بود باقیشونم بالای خوشگل رنگاوارنگ داشتن
داشتم از رو زمین جمعشون میکردم که بیدار شدم

717:


فكر كنم همون ميت آذر ماهمون باشه هااااا

718:

چه ربطی بهم دارن اونوقت ؟

719:


حالا.

بعدا شايد بگم.


720:

یادت میره بعدا الان بگو خب

721:

چه قدر بده كه كسي خواب نمي بينه



722:

خواب دیدم با حامد بهداد داریم یه صحنه رو فیلم برداری میکنیم بعد من خندم میگرفت هی دوباره از اول میگرفتیم

723:

این خواب که میگن چیه بعضیا میبیننش!!!؟؟؟
اگه فیلمه بگینما هم بریم از کلوب بگیریم نگاش کنیم

724:


خوب برو یه سر بزن کلوپ.

شاید داشت...


725:

خواب دیدم با بالشم رفتم کلاس!

726:


چه کلاسی؟


727:

ديشب و نميدونم ولي پريشب خواب يكي از دوستانو ديدم
خيلي زيبا بود،‌ حس آرامش عجيبي به داد

728:

کله پاچه

729:

این بعدا هنوز نرسیده؟

___________________________

چن شبه همش خواب بابامو میبینم :دی

730:

یه خوابی دیدم،اما یادم رفته موضوعش چی بود

731:

دیشب خیلی خواب وحشتناکی دیدم
خواب دیدم قبض تلفن اومده 110 تومن

732:

دیشب چون خواب بالییوود رو دیدم تعریف میکنم !

دیشب خواب دیدم بیرونم و هوا خیلی سرده با شخصی درگیر شدم و حسین اومد کمک طرف رو زدیم ولی حسین زخم عمیقی برداشت من تمام بدنم از سرما مثل یخ کشک و بی حرکت شده بود حسین رو به سختی انداختم رو کولم و پیاده به سمت بیمارستان بردم پرستار تخت رو آورد و حسین رو گذاشتم روی تخت پرستار که مرد بود نبض حسین رو گرفت ، نمیزد فرمود متاسفم دیر شده من خشکم زده بود اول دستم رو گذاشتم روی محل نبض روی دست راست بعد فهمیدم اشتباهه دست چپش رو گرفتم نبض نداشت ناراحت و عصبانی بودم که کسی نمیتونه کاری بکنه با دستم که مثل قندیل بود صورت حسین رو گرفتم و به سمت خودم چرخوندم داشتم منفجر میشدم یه لحظه متوجه شدم از دست یخ زدم بخار بلند میشه سریع فهمیدم حسین نفس میکشه و بازدمش میخوره به دستم و بخار بلند میشه به پرستار فرمودم زندس پرستار دوباره برسیش کرد فرمود نه اشتباه میکنی اما من دیدم همچنان نفس میکشه ولی اون گوش نمیداد چنان عصبانی شده و فریاد میزدم سر پرستار که حد نداشت بهش فرمودم برو بگو رئیست بیاد گوش نداد چنان عربده ای زدم که از خواب پریدم صورتم شده بود مثل زغال سیاه با اینکه بیدار شده بودم داشتم دندونهام رو بهم فشار میدادم

733:

خیره ان شا الله .
ببینم اون شخصی که باهاش درگیر شدی من نبودم؟

734:

مهدی جان ، برام جالبه که تمام جزئیات خوابت یادت می مونه ...

735:

نه تو نبودی یادم نمیاد چهره طرف رو اصلا نمیدونم درگیری سر چی بود .



من از هر ده خوابی که میبینم نه تاش رو کامل یادم میمونه .


736:

دیشب بعد چن وقت خواب دیدم هستخون پهلوم (تو خواب بهش میفرمودم دنده!) بد جوری درد میکنه ...


737:

من خواب دیدم که توی یه امتحانی شرکت کردم که جلوی همه یکی یه دونه لپ تاپ گذاشته بودن .

روم به دیوار منم داشتم تقلب می کردم ...

جالب این جاست که من روز قبلش تصمیم گرفته بودم که یه لپ تاپ بخرم ...

738:

خواب دیدم با یه پسر غریبه دارم دعوا میکنم

739:

خواب دیدم توی خوابه یه دختر غریبه هستم دارم باهاش دعوا می کنم

740:

پسره که تو خواب من بود خیلی زشت بوداااا
نه!
نه!!!
نمیتونست تو باشه!

741:

نه خودم بودم
خودم و زشت کرده بودم که نکنه تو خوشت از من بیاد و مجبور شم تو خوابت بمونم

742:

دیشب چه خوابی دیدی ؟دیشب مثه بیشتر شبها،خوابی ندیدیم!!!

743:


744:

خواب میدیدم منو دزدیدن

745:

خواب دیدم دزد بودم یه طلا فروشیی و زده بودم

746:


نه بابا بهت نمیاد


747:

خواب خسرو شکیبایی رو دیدم...........
بهش سلام کردم........
بعد خیلی طولانی نگاهم کرد همینطوری....!
بعد فرمود سلام!
بعد رفت....


748:

طبق معمول ديشب اونقدر خسته بودم كه حوصله خواب ديدن نداشتم !!

749:

منم خيلي دوست دارم خواب انجلينا جولي يا نيكول كيدمن رو ببينم كه بهم ميگن : سلام

750:

امیدوارم خوابشونو ببینید
آخه مساله اینجاست که من اصلا تا حالا به خسرو شکیبایی فکر نکردم!:دی

751:

انشاالله !!

خب لابد روح مرحوم شكيبائي به شما فكر ميكنه !!!

752:

مگه اينا خواب ميذارن برا ما؟


753:

.خواب دوستم رو

754:


خوب تعریف کن بدونیم


755:

اینقدردیرخوابیدم که موقعيت خواب دیدن نداشتم

756:


دیدی اما در ضمیر ناخودآگاهت ذخیره شده.

تجربه و علم این گونه میگه.



757:

خواب دو تا از بچه های هممیهن!

758:


حوب همون خواب دیدی خیره.


759:

چند وقت پیش خواب میدیدم یکی از بستگانم به تهدید یک گروه میخواد رگ گردنمو با لبه پیت حلبی بزنه و جالب اینجاست به هرکی می فرمودم میفرمود خوب حق داره ، تحت فشاره ، تهدیدش کردن ! حتی مادرم !

760:

سلام .جدی؟؟
آخه من خیلی کم خواب میبینم .

شاید ماهی یکبار.گاهی اوقات هم وقتی بیدارمیشم فکرمیکنم که خواب دیدم ولی هیچی یادم نیست.

761:

خواب دیدم رفتم النگو بخرم....کلی گشتم تو بازار اخر هم نخریدم ................اه بخشکی شانس...............


762:

وقت نکردم که بخوابم تا بخوام خوابی ببینم

763:

خواب میدیدم برف میاد

764:

جه خواب خوبي
عوضش من يه خواب عجيب غريب ديدم كه اصلا يادمم نمياد جي بود؟!

765:

خواب دیدم لایف تایم و پرینکو ( که پوشش پسر بارونی تنش بود!!!) با بقیه ی اعضای هممیهن که شناسایی نشدن اومده بودن تو مدرسه ی قبلیم تا همه با بجه ها و معلما پاشیم بریم دسته عزاداری شرکت کنیم!

ای خدا !
میبینید تا چه حد ذهنم به هم ریخته؟!!!!

766:

واییییییییییییییی نیلوو توام هر چی خواب میبینی تو مدرسه هستاااااااااا
محمد ربیع به پرینکو و لایف تایم چیزی نفرمود اومده بودن وسط مدرسه ی دخترونه

767:

واي كه جه خواب باحالي ديدي

768:

نه نفرمود چیزی
تازه ماهیامم تو آکواریم مدرسه بود خانوم نظامی پور میفرمود تو خونه میمیرن

769:

وای وای امت از خنده
از دست تو با این خوابات اخی نظامی پور دلم واسش تنگ شده
نیلو زیاد به اینا فک میکردی خوابشونو ددی؟!!!!!!!!
من غیرتی شدماا

770:

سلام
به به خیره انشالله

771:


سلام.

بله دقیقا.

پرداخت ذهن بر هر مسئله ایی به طرق خاصی صورت می گیره.

مثل این که شما در طول روز به موضوعی فکر می کردیدی و شب هم خواب همان موضوع را دید.

بعضی وقت ها گاهی خواب ها هم برای ما تکرار می شوند.


772:

نه بابا؟! دیشب چه خوابی دیدی ؟ :دی
کی خوابای من قانونمند بوده که این دومیش باشه! دیشب چه خوابی دیدی ؟

تو هم شونصد نفر آدم رو مخت رژه برن همین خوابا رو میبینی دیشب چه خوابی دیدی ؟

773:

سلام خواب دیدم از یه بلندی پرت شدم پایین یه آشنا هلم داد ولی من فقط عین عاشقا تو فکر چشاش بودم

774:

آقا پاشید بیایید خواباتون رو بگید.

ما آمدیم...

775:

دیشب که نه

...تووو همون دوره میتو حال هواش

خواب میت دیدم

خواب میدیدم یه اتوبوس گرفتم که خودم رانندگی می کنم ...با خانومم های سایت مسیر شمالو می رفتیم...تو خواب کلی بهم خوش گذشت...


جزئیات بماند.

776:

ایـن روزها عجیـب خوابـهای مزخـرف میبینم ...

(بیشتر از همیشه )

777:

خوابهای بد دیدم

778:

خواب ديدم خوابم برده

779:

خواب دیدم نبلوفر سرما خورده ! :دی

780:


من خواب دیدم امیر مو در اورده سرش


تعبیرش چیه امیر خان؟؟؟

781:


تعبیرش به شما ارتباطی نداره.

تو خواب هم ول نمی کنی من رو؟

اون چماقت رو هم بنداز........


782:



هیچی

تعبیرش اینه که شوفر میشی خطوط مراسلاتی میتینگ ها رو برقرارا می کنی.


783:

اعتراف میکنم که خوابت تعبیر شده دیروز سرما خوردم! دیشب چه خوابی دیدی ؟ دیشب چه خوابی دیدی ؟

--------------------------------------------------------------

خواب دیدم یانی تو بجنورد کنسرت گذاشته بود دیشب چه خوابی دیدی ؟
بعدش رفتم ازش پرسیدم که کی و پطوری پیانو رو شروع کردید
یادم نمیاد چه جوابی داد فکر کنم پیچوند دیشب چه خوابی دیدی ؟ :دی

784:

خواب زیبایی دیدم

785:



بوگو مام بدونیم


786:

بارون ميومد....
ديدمش زير بارون....
ديگه ازم فرار نميكرد....
فقط نگام ميكرد...
ولي مضطرب بود....
نتونستم دستش رو بگيرم...

787:

خواب من تعبير نداشت؟؟؟

788:


کدومشون ستاره خانوم؟


789:

همين ديگه
اينا همش تصايشانراي يه خواب بود
ممنون ميشم تعبير واقعي اش رو بگيد!!!

790:


بله حتما.


مشخصه اصلی خواب شما بارانه که در تعبیر معبران بزرگ تاریخ(دانیال، ابراهیم(ع)و...

) حکایت از زلالی و پاکی داره.

نشان دهنده تغییر الگوهای زندگی فعلی و حالتی روحانی.

اگر همراه با غرش و رعد باشه که نشون میده شما سهل به این مسئله نخواهید رسید.

ولی در نهایت نشان از شستشوی پلشدی ها هست.

791:

مفهوم اين كلمه رو نفهميدم؟؟؟

در ضمن شما فقط بارون رو تعبير كرديد
بقيه چيزايي كه ديدم چي؟؟؟

792:


همون بدی هست معناش.

بقیه موارد نسبی هستند ستاره خانوم.

اصولا در علم تعبیر به کلیات پرداخته میشه و جزئیات رو باید وقتی تعبیر کرد که فرد نزد شخص معبر حضور داشته باشه و تمام اتفاقات رخ داده رو شرح بده.

مثل خواب شما که نگاه کردن ، مضطرب بودن و فرار کردن و ...

هم در اون دیده شده.


793:

ممنونم از تعبيرتون

794:

خواب دیدم و یه جایی مثل جنگل هستم همه جا روی زمین پر بود از
انگشترای عقیق که میدونستم صاحباش همه مردن
خم شدم یکی از انگشترا رو برداشتم دیدم روش نوشته
بسم الله الرحمن الرحیم و زیر این یه آیه دیگه که تو ذهنم نمونده بود

795:

صفا جوون خوش به حالت بابا!تو کارت خیلی درسته!
مایا خواب زلزله میبینیم..یا کرگدنی که داره به طرفمون حمله میکنه!
دیشبم یه خوابی دیدم.ولی هرچی زور میزنم یادم نمیاد!!!!

796:

ای بابا نمیدونم والا
حالا منتظرم ببینم چه تعبیری داره خوب

797:

خواب دیدم از خواب بیدار شدم رفتم پا آینه دیدم یکی ابروهامو برداشته
وایسادم وسط اتاق کلی جیغ زدم

798:

خواب آزاد کردن کبوتر سفید و قهوه ای چیه؟
خیلی مهمه بگین!

799:

نميدونم

ديشب اينقد خسته بودم كه متوجه نشدم كي صبح شد تا برسه خواب ديدن

800:


خواب تامل برانگیزی هست صفا خانوم(درست نوشتم اسمتون رو؟!)

سبزی و چمن حیاط پر طراوت و زندگی پر نعمته

انگشتر عقیق به هر شکلی که دیده بشه برکت تعبیر شده در نسخ معبران

و از همه مهمتر بسم الله الرحمن الرحیم...


مطمئنا عمل خیری انجام دادید یا خواسته خیری داشتید که به اجابت رسیده و یا دلی رو خوشحال کردید.

با در نظر گرفتن تمامی وجوه خواب و ارجاع به متون اصلی تعبیر(منظور کتب بدون تحریف هست؛ مانند چند کتاب خطی که حقیر دارم) در خواب شما تماما نور می بینم.

خوش به سعادتتان.


801:

حسین آقا من...!

802:

یکی از دوستامم خواب دید که من پشت فرمون نیشستم اونم کنار دست من.
توی یه جاده ی خطرناک خیلی بدجور داشتیم میرفتیم.

داشتن همه ش با تفنگ میزدنمون!

بعدش وسط راه نگه داشتیم رفتیم تو یه امام زاده.

میفرمود میدونم الانم امام زاده هه کجاس.


803:


سه وجه مختلفه.

کبوتر

سفید

قهوه ایی


کبوتر نشان از آزادی و آزادگی داره و تعبیر اون به تکمیل ایمان و رهایی از غم رفته=تعبیر شده
سفید هم که مشخصه؛ پاکی و صداقت

اما قهوه ایی و اون هم در خواب شما باید معنایی هم سو داشته باشه که چون خواب های ما کلا ترکیبی از قدرت های ماورائی هستند و رنگ قهوه ایی به حصول امری با مشقت تعبیر شده ؛ میشه این طور فرمود که زندگی امن و راحتی در پیش رو هست اما عمل مشا تعیین نماينده هست و گویا در کنار اعمال خیر کیم هم شیطنت نفس گریبان گیرتونه.



804:



یه بار خواب دیدم یه کبوتر سفید اومده خونه مون من گرفتمش رهاش کردم.

یه بار دیگه م یه کبوتر قهوه ای که یخ زده بود.

من گرمش کردم و رهاش کردم.


که اینطور....حتمن منظورش کنکوره!

805:


بقاع متبرکه خوش یمن هستند و به تعبیر اهل اون، یا زیارتی در پیش هست یا زیارتی قبلا انجام شده و مقبول افتاده.

البته من با توجه به ادله مستند و مکتوب از این خواب چیز دیگری هم می فهمم؛ در راه پر خطری می روید، حواستان باشد که ایمان را نبازید...

806:


عجب...!

مخسی برادر حسین!


شف بخیرررررررررررر

807:


خوب حتما شما نرگس خانوم دستت به خیر میره نمود عینی یا همون تجسم اعمال رو در خواب بهتون نشون میدن.

کلا رها کردن و از بند آزاد کردن تعابیر خوبی در پی داره.


808:

dishab khab didam umad khastegarim
bache porru
akhei vali naze mane

809:

یادم نیست فقط میدونم خیلی عجیب بود!

810:

خیلی کم رنگ بود


811:

من اینروزا زیاد خواب میبینم.

چند روز قبل خواب میدیدم موسوی انگار افتاده در یک جایی شبیه زیرزمین، کسانی هم از بالا میدیدنش، داشت برای بالایی ها آیات قراون میخوند و آیات رو طوری تفسیر و اینا میکرد که اونا مجاب بشن درش بیارن!

812:

این شبا همون کابوس همیشگیم هست
تو بیابونم
دارم میرم
یهو یکی موهامو میکشه
برمی گردم
انگار خودمم
یعنی فکر کنم خودمم تا بر میگردم یهو پر میشه از صدا انگار که توی یه تونل افتاده باشی
اماهمش دیواره
تاریکه دستامو میکشم
هرچقدرکه دستامو میکشم برای پیدا کردن یه راهی دیوارا بلندتر میشه
اینجاست که حس خفگی بهم دست میده
ازخواب میپرم
خیلی وقت بود نبود
یه وقتاییم جای اون نفر یه گربه دنبالم میکنه

813:

چه وحشتناک

814:

آره واسه من وحشتناکه

815:

خواب مامان بزرگم خدا بیامرز رو دیدم فرمود دلش باسم خیلی تنگیده

816:

خواب میدیدم میسنا و ممد 1 و سهیل برنامه گذاشتن بیان خونمون ولی ممد1 و میسنا
اخرین لحظه مهمونی رو بهم زدن بعد سهیل طفلکی واسه که من ناراحت
نشم یه گوشی موبایل بهم هدیه داد

817:


شاید نیازمند خیرات و مبرات شما هست.

به نیابتش خیری بدید، مقدارش مهم نیست.


818:


کابوس وحشتناکی بوده.

(سهیل گوشی بده به کسی؟!)


819:

دیشب تا صب از فکر کارای زیاد امروز اداره،خوابم نمیبرد...!!!

820:

من دیشب خواب ندیدم.

821:

دیشب خوب نخوابیدم یادم نمیاد خوابی دیده باشم

822:

خیلی وقته هر شب خوابای بی سر و ته و وحشتناک میبینم دیشب خواب دیدم تو یه تونل زیر زمینم و دارم میدوم و هر یه قدمی که برمیدارم پشتم تونل خراب میشه فکر کنم تا نزدیکی صبح ادامه داشت وقتی بیدار شدم خیس عرق بودم داشتم از خستگی میامت

823:

منم خواب چرت و پرت زیاد میبینم
تا بلند میشم کلی میخندم

824:

من وقتی پا میشم معمولا دارم سکته میکنم صدای قلبمو میشنوم اونم خیلی بلند

825:

از اونجا که من عادت کردم دیگه نمیترسم



شبا که میخوابی سوره توحید چهارتا بخون!

826:

هیچی

827:

يه خواب وحشناك
خواب ديدم نمره هام اومده بعدا درسي كه مطمئن بودم 20ميشم شده بودم 17
بعدا معدلم اومده بود پايين در حد فينال
بعدا بابا بهم فرمود از لپ تاپ خبري نيست
خيلي واقعي بود
وقتي بيدار شدم يه نفس راحت كشيدم

828:

دیشب خواب طناز رو دیدم - آره طناز هم میهن ....
خیلی ناراحت به نظر میرسید ...

-------------------------------------------------
امیدوارم هر جا هست غرق در خوشبختی و آرامش باشه ....

829:

دوساي قديمي
هييييييي........................


830:

خواب ديدم پسر شجاع عروسي كرده

831:

خواب ديدم پسر شجاع رو با دسام خفه كردمو دارم چال ميكنم................


832:

خواب دیدم...
ولش کن
خیلی زیاده

833:

چه جالب ....

آخه منم خواب دیدم دختر شجاع میگه من میرم آرایشگاه کار دارم ...


میگم یه چند وقتیه تو حال خودشه هاااا ...

834:

دیشب خواب دیدم با طناز توی یه دریای بزرگ بودیم و بعد یه کشتی اومد از بینمون رد شد از هم جدامون کرد
نمیدونم تعبیرش چیه ولی هرچقدر دنبالش میرفتم کمتر پیداش میکردم
الان بیشتر از 1 ماهه طناز مال من نیست ولی اکثر شبها میاد به خوابم و بیچاره م میکنه

835:

خواب آواتار رایان رو دیدم...
توی بارون...
بارون شدید...


836:

خواب ندیدم

837:

این یکی دیگه خدایی کابوس بود.....

838:

دیشب تا صبح خواب بود که دیدم، در انواع ژانرهای جنگی، ترسناک، قدیمی، خانوادگی، خاطرات و ..



خونه قبلیمون رو زیاد دیدم.


839:

خواب یکی رو دیدم ولی نمیشناختمش
درست یادم نیست یه وسلیه اس دستم بود خیلی تیز بود از هر طرفی که میگرفتم دستمو میبرید
البته سپس نماز صبح بود احمالا مشوش بوده.
انشاالله هر چی هست خیره

840:

شبا غذا كمتر بخور
وگرنه پدر پسر شجاع مياد تو خوابت انتامشو بگيره

841:





خواب دیدم دزد اومده خونمون...


داشتم از ترسم سکته میکردم
...


خدارو شکر که فقط خواب بود...

842:

ديشب خواب ديدم منو جنيفر لوپز و مدونا و بريتني اسپرز و كرده بودن تايشان اتاق و پوشش هم بهمون ندادن
كيفيت اين خواب از led سامسونگ با ضمانت سام سرايشانس هم بهتر بود حيف كه خواب بيد

843:

تازگیا زیاد خواب میبینم ، ولی وقتی که بیدار میشم هیچکدوم یادم نمیفته.
ولی توی بیداری صحنه هایی واسم اتفاق میفته که احساس می کنم این صحنه ها رو یه جایی دیدم وقتی بهش فکر می کنم متوجه میشم که همشون و توی خواب دیدم

844:

چه جالب عین من.
ولی بااین تفاوت که من تازگیها اینطوری خواب نمیبینم بلکه همیشه اینطوریم.

845:

عههههه چه جالب
آخه من خیلی وقت بود خواب نمی دیدم
نمی دونم این خوبه یا بد!!!!!!!! آخه تموم خوابه یه جورایی با واقعیت همراهه و منم توی این خوابا نقش دارم و مثل یه نظاره گر نیستم
ولی چند وقت پیش یه خواب وحشتناک دیدم که هنوز دربارش به کسی چیزی نفرمودم

846:

مگه تو خوابم ميشه ديد چشامون كه بسته

847:

تخیلی بود :دی
خواب دیدم برای تفریح رفتم به 6 سال قبل...
اتفاقایی رو دیدم که اکثرا واقعی بودند...
جالب بود

848:

فکر کنم نیلوفر دیشب رو کیبرد خوابش برده ..


849:

اه یه روز هم که تعطیل هستیم شب قبلش باید خواب محل کار را ببینم
قیافه رئیس و معاون راببینیم یه پری خوشمل که تو خواب ما که نمیاد که

850:

یه خواب دهشتناک
من مدتیه در خوندن نماز کاهلی میکنم
دیشب خواب دیدم یه موجود دهشتناک عمه ننه(بی پدر و مادر خیلی قیافه سگیییی داشت)
از دیوار خونمون اومد بیرون اولش فکر کردم رییشه درخت از دیوار خونه زده بیرون
بعد یه لبخند دردناک تو صورتم زد
اونقت بود که فهمیدم بعععععععععععععله کارمون زاره
این موجود اینقدر منو شکنجه داد که جد هفتمم تو خوال اومد جلو چشمم
هر چی خدا رو صدا زدیم فایده نداشت
تا به یادم اومد سریع پریدم وضو گرفتم نماز خوندم
سپس نماز دیگه نیومد شکنجه کنه و رفت تو سقف خونه

ولی تا یه ذره میگذشت از سقف نعره میزد


نکته جالبش اینجاست که

که توی یکی از سکانس های خوابم وقتی موجوده از اشپز خونمون اومد داخل و میخواست شکنجه رو شروع کنه
کلی فحشش دادم

بهش میفرمودم : عمه ننه فکر کردی نمیشناسمت؟ گور بابات باباتو میسوزونم (البته لاف میزدم)

851:


آقا ممد شبا شام کم بخور فیلم ترسناک هم نبین دیگه خواب دهشتناک نمیبینی

852:

خواب معلم فیزیکمو ....
کاووس بود ...
میفرمود چرا دوباره دفتر برنامه ریزی یادت رفته بیاری (آخه مشاورمونم هست بدبختانه )

853:

فکر کنم این خواب دهشتناک تر از خواب من بوده

854:


مطمئن باشید ....
این طوری قدر خواب خودتونو میدونید ...


855:

اره بابا من تو خوابم به اون موجوده فحش دادم حالا ببین میشه به معلم فحش داد؟
اونم فیزیک
الان معلم فیزیکم اومد تو ذهنم با اون عینک مزخرفش

یه پاش هم میلنگه

مثل تمساح میمونه

ادم اینو تو خواب ببینه خودشو خیس میکنه

856:

خوبه خودتون میدونید ..
مگه شما هم ....

معلم فیزیکتون مال چند سال پیشه ؟؟

857:

ها؟ مگه من شاخ و دم دارم؟
مال همین امسال
دیروز پیششش بودم

858:

نه شاخ و دم که نه ...

ولی فکر میکردم یا دانشجویید یا شاغل ...

چه جالب ...

پس واقعا درک میکنید ...

خوشحالم ..


859:

تخصص تو تو خیس کردنه(لول)

860:

الله اکبر حالا باید زیر شاخه های این تخصصم رو هم میفرمودم
اما من که عصبانی نمیشم
اشکالی نداره بزار از ما نخورده باشی(حکایت سعدی رو که شنیدی)؟

861:

nehi

862:

دیشب یه خواب جالب دیدم

کلی صبح پاشدم خندیدم !

خیلی عجیب بود منتها یکی از هم منی هایی رو خواب دیدم که اصلا فکرشو نمیکرم !

داشتیم دعوا میکردیم

863:

من موندم این ساکنین هم میهن عجب عمقی تو روح هم دارن.

تو خواب هم ول کن نیستن.

بابا ای ولللللل.....

864:

ديشب يه خواب بد ديدم ، خواب ديدم دارم گناه ميكنم..........


865:

هیچ خوابی ندیدم

866:


البته نوع و نحوه اش مهمه و از شروط لحاظ شدن یک سری تعابریه.

اگر خواستی پیام خصوصی کن تا با هستناد به اسناد معتبر خدمتت عرض کنم.

867:

نه من معمولا خواب نميبينم ، هرچي ببينم توهمه ، و صحنه هاي كاذب و لحظه ايه ، اينم يكيش بود.........


868:

دیشب نخوابیدم که خوابم ببینم

869:

خوابایه خوبـــــــــ...


870:

خوابی ندیدم

871:


خوش به حالت

872:

منم همينطور........


873:

یه خوااااااااااااب ترسنااااک که از خواب پریدم و بابامو بغل کردم

874:

تو خوابه بد دیدی ؟

875:


بد که نه ولی همون طوری که برای خیلی ها اتفاق میوفته وقتی که از خواب بیدار میشن و یادشون نمیاد که چه خوابی دیدن چون بنا به اکثر نظرات انسان ها هر شب خواب می بینند مگر این که در ناخودآگاهشون ضبط بشه؛ از این مسئله زیاد خوشم نمیاد چون چند وقت بعدش باید صحنه ایی رو ببینم که برام آشنا هست و تازه می فهمم که کجا دیدم و الان داره عینیت پیدا می کنه.

876:

شاید بهتره بعضی خوابا اصن یاده آدم نیان

877:


بله شاید.

ولی من کمی با این ماجرا مشکل دارم.

878:

من اصلن یادم نمیاد

879:

اوه اوه دیشب تا 5 بیدار بودم

880:

من دیشب خواب دیدم رفتم کربلا ..

881:

یه حسنی که این تاپیک داره، اینه که باعث میشه آدم به خواب دیشبش فکر کنه و این بخصوص برای کسانی که میخوان حافظه خوبی داشته باشن یا تمارین ذهنی و رویابینی انجام میدن، مفیده.

ما معمولا زیاد در طول روز به خوابهای شب گذشتمون فکر نمیکنیم.



من دیشب خواب طولانی ای دیدم که راستش الان یادم نیست، ولی خیلی تا صبح ذهنم رو مشغول کرده بود و خوابم راحت نبود.


882:

منم دیشب تا صبح بیدار بودم

883:

ساعت 5 صبح خوابیدم و هیچ خوابی ندیدم

884:

عین من

885:

والا من هفت صبح خوابیدم ولی خواب داریوش رو دیدم از بس این روزها تو مسافرت داریوش گوش دادم به نظرم تاثیر اونا بود !

886:

کمی یادمه.
تو پارک شهر بودم(همین پارک شهر تهران!) از اول هم از این پارک بدم میومد.

محیط بسیار مرموزی داره.

تو خواب هم این حس بهم دست داد.

بزرگ تر هم شده بود!

887:

بازم هیچی!

888:

خواب دیدم که عموم و زن عموم که باهاشون و قهریم اومدن خونمون(خدا نکنه!)

889:

خواب هاي درهم و آشفته
مدتي هست كه يه خواب آروم ندارم همه اش خواب هاي آشفته مي بينم و از خواب مي پرم

890:

من دیشب دیر خوابیدم ولی تو خوابم دیدم یه کی به من چاقو زده وهمین طوری داره ازم خون میره بعد منو بردن بیمارستان تازه گربه هم بود تو خوابم

891:

منم همینطور

892:


خون مبطل نماينده وقایع رخ داده در خواب هست.

گربه هم بیشتر به دشمن دوست نما تعبیر شده.


893:

من تا صب خواب نادر و زنش ( سریال چار دیواری ) رو میدیم =)))))))

894:


عجب تاثیری داشته که به این روز انداختت.

حالا چه کار می کردن؟



895:

کار بدی نمی کردن :دی مملکت اسلامیه :دی
خیری و نادر نشسته بودن تو ماشین زنشم از اون ور خودشو می کوبید به درو دیوار که منو طلاق نده .
دقیقا نفمیدم محتواش چی بود =)):دی
تا صب زنش داشت جیغ میزد =))

896:


یا للعجب....!

897:

خواب میدیدم جنگ شده ولی فقط خانومارو میبرن سربازی هر چی رفتم معافی بگیرم بهم ندادن منم رفتم جنگ دیدم سربازای دشمنم همشون خانومن...
بقیشو نمیگم خودتون حدس بزنین جایی که اونهمه زن باشن چی میشه
میشد با این خواب یه فیلم کمدی واسه عید سال دیگه بسازن

898:


جای ما رو خالی میکردی.

899:

بازم می گم هیچی


76 out of 100 based on 66 user ratings 466 reviews

@