هر تخیلی دارید تجسم کنید ...


هر تخیلی دارید تجسم کنید ...



هر تخیلی دارید تجسم کنید ...
شما بهتر می دونید که تخیلات و تجسمات چه تاثیر زیادی در زندگی انسانها دارند

هر چیزی که انسان قادر به تخیل اون باشه انجام شدنی است.


بیائید در این تاپیک تخیلات خودتون تجسم کنید تا شاید یه تجربه مفیدی باشه


اولین تخیل مال من



اگر تو شهرتون فقط یه مرد بود چه اتفاق هایی می افتاد

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...



فال و طالع بینی روز پنج شنبه 23 خرداد 1392

1:

ـ تائید


کدوم رو می پسندین( پرسشهای تصویری)؟

2:

تصور کن هیچ قانونی نبود، ولی همه از یه قانون درونی پیروی می کردن


فال روزانه جمعه 24 خرداد 1392

3:

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه......
(منظورم واضحه دیگه نه؟)


فال هدیه عشق

4:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...


..::این فال جنبه سرگرمی دارد::..

5:

تصور کن هرکیو هرچقدر دوس داشتی اونم همون قدر تورو دوس داشت
چه خوب میشد...

تصور کن حیوونا پرنده ها ,آدمارو تو قفس بندازن
ههههه


کدومشون؟؟؟؟

6:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...


چی تو زندگیت کم داری؟؟؟؟

7:


نه


♥آچــارفــرانــســه جـونـور♥

8:

اگر بخواد فوتبال بازی کنه باید تو کدوم پست توپ بزنه ............


9:

یه دنیای آزاد
بدون ظلم خودکامه
بدون نفرت و باروت.........

10:


جالب بود


اون موقع تو برای بلبل چه آهنگی و می خوندی

11:

این ترانه رو خیلی دوست دارم
هر چند آهنگش قشنگ نیست
ولی شعر ترانه ش قشنگه

12:

من آهنگشم دوس دارم
ولی لیریکسش خیلی خیلی عالیه.


و مفهومش....

13:

ببخشید من از موزیک هیچی سر در نمیارم
متوجه نشدم لیریکس چیه
ولی این خواننده آقای قمیشی بعضی ترانه هاش قشنگن
جدید هم یه ترانه خونده به نام پرواز
و من از دو روز پیش تا الان دارم گوش میدمش

14:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

15:

لیریکس کلملت متن آهنگ منظورمه.


اونتی اسپم:
تجسم کن انقدر تفریح سالم دور و برت بود که خوشی می زد زیر دلت

16:

تصور کن اگه بیمارستان ها ساخته نمیشد,وگرنه اونایی که پشتم میفتادنو کجا بهشون رسیدگی میشد....


17:


جسارته ها....تا جایی که من میدونم به کلمات یک اهنگ میگن تکست و (لیریک).....


انتی اسپم:تصور کن اگه سرعت اینترنت میشد 10 گیگ,وااااااااااااییییی...او نموقع نیاز به کلیک کردن هم نبود....


18:


یعنی الان همه تفریحا نا سالمن

19:

تخیلات شما در حد زندگ روزمره ست؟
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

20:


یعنی چی ؟

21:


تصور کن اگه حوا اون سیبو نمیخورد.....الان همه بهشتی بودیمو داشتیم با شیطان تو بهشت گل کوچیک بازی میکردیم....


22:

اگر آدما اینشکلی بودن

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...


تو مترو چه جوری کنار هم وا میستادن

23:


چه کنیم که هروقت از خیابون رد میشم کلی ادم پشت سرم از دیدنم بیهوش میشن و میفتن رو زمین....


24:

ببین کارای خوب کن بری بهشت ............یا چند تا دیازپام بخور خوابای خوب ببینی داداش

25:


می رفتن پیش حکیم باشی البته با مرغ و خروس

26:

تصور کن اگه ادمین ما زامبی بود.....:دی.....


27:

وقت زیادی نمی تونستی تخیل کنی

28:

واقعا خدا همه رو شفا بده

29:


اشتباه شد ابجی

فرمودم چه جوری به تخیلاتت زودتر برسی چون تو این دنیا که بعید می دونم .....همین به خودا

30:

لیریکس کلملت متن آهنگ منظورمه.


اونتی اسپم:
تجسم کن انقدر تفریح سالم دور و برت بود که خوشی می زد زیر دلت

31:

تصور کن اگه بیمارستان ها ساخته نمیشد,وگرنه اونایی که پشتم میفتادنو کجا بهشون رسیدگی میشد....


32:


جسارته ها....تا جایی که من میدونم به کلمات یک اهنگ میگن تکست و (لیریک).....


انتی اسپم:تصور کن اگه سرعت اینترنت میشد 10 گیگ,وااااااااااااییییی...او نموقع نیاز به کلیک کردن هم نبود....


33:


یعنی الان همه تفریحا نا سالمن

34:

تخیلات شما در حد زندگ روزمره ست؟
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

35:


یعنی چی ؟

36:


تصور کن اگه حوا اون سیبو نمیخورد.....الان همه بهشتی بودیمو داشتیم با شیطان تو بهشت گل کوچیک بازی میکردیم....


37:

اگر آدما اینشکلی بودن

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...


تو مترو چه جوری کنار هم وا میستادن

38:


چه کنیم که هروقت از خیابون رد میشم کلی ادم پشت سرم از دیدنم بیهوش میشن و میفتن رو زمین....


39:

ببین کارای خوب کن بری بهشت ............یا چند تا دیازپام بخور خوابای خوب ببینی داداش

40:


می رفتن پیش حکیم باشی البته با مرغ و خروس

41:

تصور کن اگه ادمین ما زامبی بود.....:دی.....


42:

وقت زیادی نمی تونستی تخیل کنی

43:

واقعا خدا همه رو شفا بده

44:


اشتباه شد ابجی

فرمودم چه جوری به تخیلاتت زودتر برسی چون تو این دنیا که بعید می دونم .....همین به خودا

45:


اینو خوب اومدی....


46:

اینم تصور باحالی ها

http://forum.hammihan.com/thread53576.html

47:

من یه پرندمممممممممممممممممم
آرزوو دارممممممممممممم...

48:


: fav39:

49:

اگر دماغ و دهنمون جابجا بود عینک ها چه شکلی ساخته می شدن

50:

تصور کن هرچی میخوری سیر نمیشی چاق هم نمیشی:)

51:

اگه من ساعت برنارد رو داشتم چیییییییییییییییییییی می شد...

52:


اگر وقت و باهاش نگه می داشتی چیکار میکردی ..........


53:

بگو چیکار نمی کردی
درس نمی خوندم دیگه.پول خرج نمی کردم دیگه
همه جای دنیا میرفتم
هر کی رو دلم میخواست می دیدم،بدون اینکه خودش بفهمه
یه مشت نثار دشمنام می کردم
...

54:

تخیل من :

زندگی در سفر :))
راه های خطرناک :))
پر از حادثه و سختی :))

55:

تو هم میهن چیکار می کردی .....

56:

بعد یه میتینگ اجباری میذاشت تو جنگلی ، صحرایی ، جایی و همه رو میخورد

57:

ولی من دوست داشتم این مدادرو داشتم ......یادتونه

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

58:

ولی فکر کنم اول مدیرارو زامبی میکرد بعد میتینگ می گذاشت البته بعضی هستنا

59:

عـــــــــــــــــــه !! یعنی یه سری مدیرا زامبی هستن ؟

من خودم دوست دارم خون آشام یا گرگینه باشم ، زامبی نمیخوام .

زامبی ها زشت و کثیفن آخه

60:


اینو خوب اومدی....


61:

اینم تصور باحالی ها

http://forum.hammihan.com/thread53576.html

62:

من یه پرندمممممممممممممممممم
آرزوو دارممممممممممممم...

63:


: fav39:

64:

اگر دماغ و دهنمون جابجا بود عینک ها چه شکلی ساخته می شدن

65:

تصور کن هرچی میخوری سیر نمیشی چاق هم نمیشی:)

66:

اگه من ساعت برنارد رو داشتم چیییییییییییییییییییی می شد...

67:


اگر وقت و باهاش نگه می داشتی چیکار میکردی ..........


68:

بگو چیکار نمی کردی
درس نمی خوندم دیگه.پول خرج نمی کردم دیگه
همه جای دنیا میرفتم
هر کی رو دلم میخواست می دیدم،بدون اینکه خودش بفهمه
یه مشت نثار دشمنام می کردم
...

69:

تخیل من :

زندگی در سفر :))
راه های خطرناک :))
پر از حادثه و سختی :))

70:

تو هم میهن چیکار می کردی .....

71:

بعد یه میتینگ اجباری میذاشت تو جنگلی ، صحرایی ، جایی و همه رو میخورد

72:

ولی من دوست داشتم این مدادرو داشتم ......یادتونه

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

73:

ولی فکر کنم اول مدیرارو زامبی میکرد بعد میتینگ می گذاشت البته بعضی هستنا

74:

عـــــــــــــــــــه !! یعنی یه سری مدیرا زامبی هستن ؟

من خودم دوست دارم خون آشام یا گرگینه باشم ، زامبی نمیخوام .

زامبی ها زشت و کثیفن آخه

75:

سرعت اینترنت که تصور نیس.

تخیله.

محاله اصن(البته تو ایران)
و لیریک....؟

76:

همش که نه.

ولی اغلبش


77:

سفینه ای داشتم که سرعت نور داشت و باهاش همه جا می رفتم

78:

یعنی دست فرمونت خیلی خوبه .................

79:

یه چیزی مثل بلا (کریستین هستوارت) و جیکوب؟

80:

ببینم الان خالت خوبه ....

81:

تا حالا تصادف نکردم

82:

با سرعت 150 km/h نه 5 ماخ ....

حداقل سرعت سفینه ۲۸ هزار كیلومتر در ساعت هست

83:

پراید سفینه س ؟ !

84:

تصور کنید همه زمین در اختیار ما بود
زیر دریا
بالای کوه
توی آتشفشان
داخل غارها
هیچ جایی ناشناخته نبود

85:

تصور کنید همه هستی در دستمون بود
همه کهکشان
هر جا میخواستیم میرفتیم

86:

جسم ادما جابه جا میشد یعنی روح اینیکی میرفت تو جسم اویکی

87:


توهین نکنید ....پرایدو نه پراید

88:

این شکلک رو اشتباهی گذاشتم ببخشید

89:

مثلا روح تو میرفت تو روح کی و چیکار میکردی


تجسم خیلی جالبی ..........قابل بحث

90:

با منی؟

91:

خیلیا که دلم میخواد از زندگیشون سر در بیارم یا زندگیشونو تجربه کنم

92:

آره منظورم اگر ساعتو داشتی تو هم چیکارایی میکردی

93:

مرده بودم ولی بین زنده ها ول میگشتم

94:

خب نمیدونم

95:

میشد 1000 موضوع داد

96:

آها
آره

97:

یه چیزی مثل دارن شان ...

کتابای دارن شان رو خوندی ؟

نوشته اصلي بوسيله samir20 نمايش نوشته ها
ببینم الان خالت خوبه ....
هوم ؟ خو تخیلاتم بوده

98:

نه من این کتاب های سطح پایین رو نمیخونم

99:

خودت موقع بدنیا اومدن جنسیت و اسم و فامیل(خانواده)رو انتخاب میکردی

100:

دو روز در ماه جنسیتت عوض میشد

101:

مثلا میخواستی بگی مرد............جورج بوش

102:

اوووووووووووووووووم فکرشو بکن
یه قلم جادویی....مثل راپونزل...هرجایی رو که دوست داری بکشی با قلمت بعدش بنگگگگگگگگگگ.....

103:

ما که نقاشیمون بده چه گناهی داریم همه چی و همه کسو کجو کوله میکشیم

104:

مهم نی....
مهم قلم جادوییه که دست تو میفته.....هرچی که دوست داری میکشی....
اصلا بزار اینجوری بگیم...
یه قلم جادویی که هرچی میخوایم بکشیم رو تصور میکنیم بعدش روی کاغذ کشیده میشه و طرح نقش بسته میشه.....بعدشم که میریم به اون طرح............
وای خدا چه عالی میشههههههههههههههه

105:

با منی؟

106:

خیلیا که دلم میخواد از زندگیشون سر در بیارم یا زندگیشونو تجربه کنم

107:

آره منظورم اگر ساعتو داشتی تو هم چیکارایی میکردی

108:

مرده بودم ولی بین زنده ها ول میگشتم

109:

خب نمیدونم

110:

میشد 1000 موضوع داد

111:

آها
آره

112:

یه چیزی مثل دارن شان ...

کتابای دارن شان رو خوندی ؟

نوشته اصلي بوسيله samir20 نمايش نوشته ها
ببینم الان خالت خوبه ....
هوم ؟ خو تخیلاتم بوده

113:

نه من این کتاب های سطح پایین رو نمیخونم

114:

خودت موقع بدنیا اومدن جنسیت و اسم و فامیل(خانواده)رو انتخاب میکردی

115:

دو روز در ماه جنسیتت عوض میشد

116:

مثلا میخواستی بگی مرد............جورج بوش

117:

اوووووووووووووووووم فکرشو بکن
یه قلم جادویی....مثل راپونزل...هرجایی رو که دوست داری بکشی با قلمت بعدش بنگگگگگگگگگگ.....

118:

ما که نقاشیمون بده چه گناهی داریم همه چی و همه کسو کجو کوله میکشیم

119:

مهم نی....
مهم قلم جادوییه که دست تو میفته.....هرچی که دوست داری میکشی....
اصلا بزار اینجوری بگیم...
یه قلم جادویی که هرچی میخوایم بکشیم رو تصور میکنیم بعدش روی کاغذ کشیده میشه و طرح نقش بسته میشه.....بعدشم که میریم به اون طرح............
وای خدا چه عالی میشههههههههههههههه

120:

قبول ............ولی من چراغ جادو رو بر میدارم قلم رافونزل ما شما .........چراغ راحتتره

121:

نخیررررررررررررررررر:fa v31:
کیفش به تحرک و هیجانی بودنشه
تازه چراغ جادو فقط سه تا آرزو میتونی بکنی

122:

تصور کنین من نبودم

123:

تصور کن فقط بخندی به هیچکس مشکوک نباشی، تصورش سخته ولی تصور تصوره

124:


باشه این که کاری نداره اولین آرزوم داشتن هزار تا چراغ جادوست ...

دوما غوله هیجانش بیشتره با نقاشی ها

125:

نگو تو رو بخدا اون موقع هدی تو این سایت به کی گیر بده ها

126:

خب میشه آرزو کرد که هزارتا آرزوی دیگه هم کرد
خب قول؟یه قوله که پا نداره همش دوده میاد میگه عالی آرزوی خودتو بگواصلانم هیجان نداره.....کسی که نقاشی رو دوست داشته باشه هیجانشم میفهمه

127:

من که اول فرمودم از نقاشی چیزی نمی فهمم چرا منو

128:

اصلا کلا بحث نقاشی و قلم و چراغ جادو رو مختومه کنیم

129:


موافقم

ولی به نظرم اینکه هر آرزویی رو هم بتونی برآورده کنی خوب نیست ............

130:

مثلا یهو آرزو میکنی بری به عصر دایناسور هایا یهو هوس میکنی توی سواحل اونتالیا باشی و یه کوسه شکار کنی

131:

حالا تصور کن هدی نباشه...اونوقت کی بهم گیر میده

132:

خب تخیلم تو تخیلمه چطور بیارمش تو صفحه ی نت....

133:


نه اینم نگو هدی دختر خوبی فقط یه ذره عصبی همین ..


134:

من دارم میرم
شب خوش
بیا هدی رو بیخیال شیم ...گناه داره

135:


شب خوش ............خوابای تخیلی خوب ببینی ........

نه بابا خود هدی می دونه ما منظوری نداریم

136:

مثل ادوارد میتونستی فکرای بقیه رو بخونی و بشنوی
حتی از پشت تلفن
حتی از توی چت
حتی از توی اس
حتی وقتی اصلا نیس

137:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

138:


جالب بود بیشتر فیلم های روز دنیا از همین تخیلات ایده می گیرن ممنون

139:

تصور کن نهنگ باشی گیر کنی توی ساحل:)

140:

تصور میکنم شورانگیزم

141:

بعد یه بچه شیطون بیاد با یه چوب بلند کورت کنه یا ...


142:

یا نهنگ گوش بچه رو میگیره که از این شیطونیا نکنه:)
...
تصور کن هرگز نتونی خیال پردازی کنی..


143:

اگر نهنگ دست داشت که گوش بچه رو بگیره که تو ساحل گیر نمیکرد ...

واقعا وقتی تصور می کنم که نتونم خیال پردازی کنم به نظرم میاد خیلی جاها کارها سخت می شد ...


144:


تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته:)

145:


هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

146:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

147:

تصور کن من اینقدر خوش شانس نبودم.تصور کردنش سخته:)

148:

تصور کن بتونی در دیگران حلول کنی به جای همه تصمیم بگیری روی فکرا های دیگران تاثیر بزاری

149:

تصور کن من کلی دوست اطرافم باشه:))))

150:

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته....


151:

این منم ...



6 سال ِ دیگه ، یه خانواده ی ِ خوشبخت .



هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

152:

تصور می کنم همین حشره روی میزم عمری کوتاه کاملا مفید برای خودش اما

153:


تصور کن با این موضوع فیلم بسازند ...جی میشه ...


154:

تصور کن من نباشم

155:

اگر خوشبختی
پس چرا می ترسی و میخوای بهت شجاعت بدن....

156:

اون وقت کی دستشو رو سرش بزاره ما ببینیم ...


157:

هان؟
نفهمیدم منظورو

158:

خو الان تصور کردم .
ولی قابل فرمودن نیست
چیکار کنم ؟

159:

خوب باید بگی
یعنی چی قابل فرمودن نیست

+

تصور می کنم آزادی مطلق داشتم

160:

+18
بگم محروم میشم

161:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

هم آواتارت هم امضات چرا دستشون رو سرشونه .....خوب خاصی دیگه

162:

چرا تصورات خاک برسری می کنی

163:

به من چه
تقصیر هستارتره .


محدوده نزاشت واسه تصورات

164:

به نکته ظریفی اشاره کردین
خودم اصلا بهش پی نبرده بودم
با خودم میفرمودم چرا دستم بیحس شده ها
قطعا بعد من یکی ادامه راه من رو میده
البته فرموده باشم کار دشواری هســــت

165:




هر چیزی که انسان قادر به تخیل اون باشه انجام شدنی هست


نه نشان دادنی ...یا فرمودنی بغیر از بعضی هاش

راضی شدید ...


166:

فکر کن میشد یکیو که ازش بدت میاد همون موقع بزنی لهش کنی
یا فکر کن میشد هر جا هر وقت دلت خواست داد بزنی
یا فکر کن میشد الان این موقع شب یه جیغ بنفش کشید
هوووووووووووو من خیلی تخیلات دارم

167:

تصور کن فکر از تخیل بزنه جلو تر

168:


فکر کن میشد یکیو که ازش بدت میاد همون موقع بزنی لهش کنی


این تخیل کاملا اجرایی .....و موافقم


میشه با لنگه کفش لهش کرد ...

میشه زیر ماشین لهش کرد...

میشه تو چرخ گوشت لهش کرد...

میشه تو هاون لهش کرد ...

میشه تو 123 لهش کرد...

میشه زیر پای اسب و فیل لهش کرد ...

میشه زیر رضا زاده لهش کرد ...

میشه زیر لودر لهش کرد ...

میشه مثل پلنگ صورتی لای کتاب لهش کرد ...( مگسه یادته)

خلاصه خیلی ارتفاع دادی به تخیلاتم ...



169:


شاید اشتباه میگم ولی تخیل زایده فکر سالم ....پس فکر از تخیل جلوتر ه

170:

فکر کن میشد یکی رو از تو هم میهن کشید بیرون پیش خودت
هاااااااااااااااااااااااا ا

171:



شما هم تخیل کن وقتی کشیدیش بیرون ...اونی که میخواستی نبوده ...


172:

هاااااااااااااااااااااااا ا
کاری نداره دوباره میفرستمش اون تو

173:



خوبه یکی همین کارو با تو بکنه ................کش میای بس که بکشنتاااااااا

174:

چی خیال کردی کسی جرات نداره
البته خب خیال کردی دیگه
شانس اوردی هستقلالی هستی

175:


مخلص هرچی هستقلالیه با تمام تخیلات زیباشون ...

اصلا عکسشو بده ................کشیده شده تحویل بگیر .........سایتشم فرق نمیکنه ...

میخواد سایت موشکی هم باشه ما خودمون کروزیم ...


176:

نه تخیل خیلی از فکر جلوتره ، برای تخیلم هیچ مانعی نیست ناشدنی رو هم می تونم تصور کنم، ولی فکرم منطق داره

177:


اگر به نظر شما برای تخیل کردن نیازی به تفکر نباشه پس حیوانات هم توانایی تخیل کردن را دارن

به عبارتی به نظر شما یک پلنگ می تونه تصور کنه چه خوب بود مثل آدما می رفت دانشگاه رشته داروسازی یا هنر های تجسمی ....

178:

من در مرود انسان حرف میزنم و قدرت شون
قدرت تخیل خیلی بیشتره
شاید منظور من رو اشتباه فهمیدین فرمودم تخیل جلوتر از فکر و منظورم فکر منطقی بود
و تخیل نیازی به منطق نداره ولی اونجا منطق فکر رو محدود میکنه

تخیلم میگه الان صبح ساعت 8 و فکرم میگه نه

179:

و چیز مهمتر من هرجور بخوام میتونم تخیلی رو میخوام تصور کنم حتی اگه اشتباه باشه:)

180:




هر چیزی که انسان قادر به تخیل اون باشه انجام شدنی هست


نه نشان دادنی ...یا فرمودنی بغیر از بعضی هاش

راضی شدید ...


181:

فکر کن میشد یکیو که ازش بدت میاد همون موقع بزنی لهش کنی
یا فکر کن میشد هر جا هر وقت دلت خواست داد بزنی
یا فکر کن میشد الان این موقع شب یه جیغ بنفش کشید
هوووووووووووو من خیلی تخیلات دارم

182:

تصور کن فکر از تخیل بزنه جلو تر

183:


فکر کن میشد یکیو که ازش بدت میاد همون موقع بزنی لهش کنی


این تخیل کاملا اجرایی .....و موافقم


میشه با لنگه کفش لهش کرد ...

میشه زیر ماشین لهش کرد...

میشه تو چرخ گوشت لهش کرد...

میشه تو هاون لهش کرد ...

میشه تو 123 لهش کرد...

میشه زیر پای اسب و فیل لهش کرد ...

میشه زیر رضا زاده لهش کرد ...

میشه زیر لودر لهش کرد ...

میشه مثل پلنگ صورتی لای کتاب لهش کرد ...( مگسه یادته)

خلاصه خیلی ارتفاع دادی به تخیلاتم ...



184:


شاید اشتباه میگم ولی تخیل زایده فکر سالم ....پس فکر از تخیل جلوتر ه

185:

فکر کن میشد یکی رو از تو هم میهن کشید بیرون پیش خودت
هاااااااااااااااااااااااا ا

186:



شما هم تخیل کن وقتی کشیدیش بیرون ...اونی که میخواستی نبوده ...


187:

هاااااااااااااااااااااااا ا
کاری نداره دوباره میفرستمش اون تو

188:



خوبه یکی همین کارو با تو بکنه ................کش میای بس که بکشنتاااااااا

189:

چی خیال کردی کسی جرات نداره
البته خب خیال کردی دیگه
شانس اوردی هستقلالی هستی

190:


مخلص هرچی هستقلالیه با تمام تخیلات زیباشون ...

اصلا عکسشو بده ................کشیده شده تحویل بگیر .........سایتشم فرق نمیکنه ...

میخواد سایت موشکی هم باشه ما خودمون کروزیم ...


191:

نه تخیل خیلی از فکر جلوتره ، برای تخیلم هیچ مانعی نیست ناشدنی رو هم می تونم تصور کنم، ولی فکرم منطق داره

192:


اگر به نظر شما برای تخیل کردن نیازی به تفکر نباشه پس حیوانات هم توانایی تخیل کردن را دارن

به عبارتی به نظر شما یک پلنگ می تونه تصور کنه چه خوب بود مثل آدما می رفت دانشگاه رشته داروسازی یا هنر های تجسمی ....

193:

من در مرود انسان حرف میزنم و قدرت شون
قدرت تخیل خیلی بیشتره
شاید منظور من رو اشتباه فهمیدین فرمودم تخیل جلوتر از فکر و منظورم فکر منطقی بود
و تخیل نیازی به منطق نداره ولی اونجا منطق فکر رو محدود میکنه

تخیلم میگه الان صبح ساعت 8 و فکرم میگه نه

194:

و چیز مهمتر من هرجور بخوام میتونم تخیلی رو میخوام تصور کنم حتی اگه اشتباه باشه:)

195:

تصور بعضی از دختران از زندگی سپس ازدواج ...


هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

196:

تصور کن بارون فاصله ها رو پر کنه

197:

تصور کنید در یک اون زنها مرد و مردها زن شوند ...............


198:

تصور کن گل زردی باشم

199:

تصور کن یه میمون باشی تا هم تو جنگل همه جوره میوه بخوری و هم یه عده نگران انقراضت باشن
حداقل یه کم مهم مشی

200:

تصور می کنم یه فلاش بک می زنم و به دوران ارتباط با دود می رسم ولی یادم میره کبریت بیارم از این دنیا، آتش درست کردن ب سنگ رو یاد می گیرم بالاخره ولی یهو بارون میاد:)

201:

اگه بدن آدم هستخون نداشت چه کارها که می تونست انجام بده.تو جای کم هم بتونه زندگی کنه
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

202:

از اون جمعیت زیاد بالا بلاخره یکی از بهتریناشو برات سوا کردم.....مبارک باشه
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

203:

اگه یه مدت بدون جسم می تونستیم زندگی کنیم....خوب بود

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

204:

تصور می کنم کنارم هستی

205:

کاش یهو غافلگیر بشم
البته دور از انتظار هم نیست

206:

الان مجسم میکنم روی بلندی یک کوه نشستم و دارم به سفیدی برف که ظاهر کثیف دنیا رو پوشونده نگاه میکنم

207:

توصر کن من ترانه می شوم تو مرا میخوانی

208:

تجسم کنید دارید راهی خوشبختی طی میکنید .....یکی از رو برو بیاد بگه نرو ...برگرد بن بسته ....

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

209:

تصور کن نیازی نباشه ب انتخاب بین عقل و احساس
تصور میکنم این دو همیشه با هم مهربانند

210:

تصور بعضی از دختران از زندگی سپس ازدواج ...


هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

211:

تصور کن بارون فاصله ها رو پر کنه

212:

تصور کنید در یک اون زنها مرد و مردها زن شوند ...............


213:

تصور کن گل زردی باشم

214:

تصور کن یه میمون باشی تا هم تو جنگل همه جوره میوه بخوری و هم یه عده نگران انقراضت باشن
حداقل یه کم مهم مشی

215:

تصور می کنم یه فلاش بک می زنم و به دوران ارتباط با دود می رسم ولی یادم میره کبریت بیارم از این دنیا، آتش درست کردن ب سنگ رو یاد می گیرم بالاخره ولی یهو بارون میاد:)

216:

اگه بدن آدم هستخون نداشت چه کارها که می تونست انجام بده.تو جای کم هم بتونه زندگی کنه
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

217:

از اون جمعیت زیاد بالا بلاخره یکی از بهتریناشو برات سوا کردم.....مبارک باشه
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

218:

اگه یه مدت بدون جسم می تونستیم زندگی کنیم....خوب بود

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

219:

تصور می کنم کنارم هستی

220:

کاش یهو غافلگیر بشم
البته دور از انتظار هم نیست

221:

الان مجسم میکنم روی بلندی یک کوه نشستم و دارم به سفیدی برف که ظاهر کثیف دنیا رو پوشونده نگاه میکنم

222:

توصر کن من ترانه می شوم تو مرا میخوانی

223:

تجسم کنید دارید راهی خوشبختی طی میکنید .....یکی از رو برو بیاد بگه نرو ...برگرد بن بسته ....

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

224:

تصور کن نیازی نباشه ب انتخاب بین عقل و احساس
تصور میکنم این دو همیشه با هم مهربانند

225:

اگه پرنده بودم
و مسیر هیچ مفهومی نداشت
فاصله یعنی چه؟

226:

آیا هرگز من عاقل خواهم شد؟!
تخیلی سخت

227:


تصور کن نسبت عقل آدمهای زمین در یک رنکیگ برنامه میگرفت و همه به ترتیب تو صف می ایستادند من که برای عاقل شدن باید خیلی میدویدم شما رو نمی دونم ....

228:

من بی خیالی طی میکنم و مینشینم روی صندلی راحتی متحرک مادربزرگم به این دویدن ها نگاه می کنم
بی خیال عاقلی
بگذار دیونه باشیم
که هیچ چیز زیباتر از دیوانگی کردن نیست

229:

پرواز به سرعت نور تا دوری از گناه وکاه بودن آدمی و در نهایت رسیدن به ذات مطلق...


230:


واقعا...

دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد ...


231:

دست تو دستش
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

232:


منظورتون کدومه...

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

233:

یعنی چی کودوم؟

234:

دست تو دستش

یعنی دست تو دست کی :

عشق

فرزند

برادر

خدا

دوست

رهبر

کی؟

235:

ترجیحا عشق

236:


آفرین همه اونایی که من نام بردم در اصل تجلی از مقام عشق واقعی

پس من تجسم میکنم همیشه دست هم میهنای عزیز تو دست عشق باشه
حالا هر که هر جور دوست داره

237:

عجب تاپیک جالبی
راست کار خودمه :دی

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

238:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

239:

اگه پرنده بودم
و مسیر هیچ مفهومی نداشت
فاصله یعنی چه؟

240:

آیا هرگز من عاقل خواهم شد؟!
تخیلی سخت

241:


تصور کن نسبت عقل آدمهای زمین در یک رنکیگ برنامه میگرفت و همه به ترتیب تو صف می ایستادند من که برای عاقل شدن باید خیلی میدویدم شما رو نمی دونم ....

242:

من بی خیالی طی میکنم و مینشینم روی صندلی راحتی متحرک مادربزرگم به این دویدن ها نگاه می کنم
بی خیال عاقلی
بگذار دیونه باشیم
که هیچ چیز زیباتر از دیوانگی کردن نیست

243:

پرواز به سرعت نور تا دوری از گناه وکاه بودن آدمی و در نهایت رسیدن به ذات مطلق...


244:


واقعا...

دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد ...


245:

دست تو دستش
هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

246:


منظورتون کدومه...

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

247:

یعنی چی کودوم؟

248:

دست تو دستش

یعنی دست تو دست کی :

عشق

فرزند

برادر

خدا

دوست

رهبر

کی؟

249:

ترجیحا عشق

250:


آفرین همه اونایی که من نام بردم در اصل تجلی از مقام عشق واقعی

پس من تجسم میکنم همیشه دست هم میهنای عزیز تو دست عشق باشه
حالا هر که هر جور دوست داره

251:

عجب تاپیک جالبی
راست کار خودمه :دی

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...

252:

هر تخیلی دارید تجسم کنید ...


76 out of 100 based on 46 user ratings 346 reviews

@