کــــی از این کــــارا میکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


کــــی از این کــــارا میکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



کــــی از این کــــارا میکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روی دستمون چسب می ریختیم و می گذاشتیم خشک بشه... بعد اینطوری می کندیمش :).
.
.
.
.
.
.


خود من یبار اینکار کردم ( تو مدرسه از بچه ها یاد گرفته بودم )بعد رفتم خونه به

مامانم نشون دادم گفتم پوست دستم داره خود بخود میکنه.. اون هم اینقدر حول ولا

برش داشته بود چندبار دستمو محکم شست
بعد وقتی بهش راستشو گفتم یه کتک نوش جان کردم..





کــــی از این کــــارا میکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



مرد سالاری از نوع خفنش

1:

خانوم اجازه؟من همین الانم از اینکارا میکنم

لامصب کیفش از سوار شدن تو هلیکوپتر بیشتره خخخخخخ


عاقبت عمل زیبایی خانوما... !

2:

البته با شستن دست دید چسبها کنده میشن

منم مجبور شدم بگم


کـودک درون چـه شکلیست؟!

3:

وای خیلی باحالی

بزار اعتراف کنم

منم اینکارو میکنم و لذت میبرم


انواع و اقسام گدا !

4:

من هنوزم چسب ببینم اینکارا میکنم خعلی حال میده
بوی چسب هم خعلی خوشاینده برام خخخخ


جدول علل جدید مرگ و میر در ایران با آمار *جالبه حتما بخونید*

5:

وای فرمودی منم عاشق بوی چسبم

مخصوصا چسبهای قدیمی

اسمش اُه ُ بود ...یه همچین چیزی


آخه تنبلی هم حدی داره!!

6:

ماها هم میکنیم ،

ولی نه برای با حالیش ،

یه وقت موقع کار جفت دست ها چسبی میشه،

اون دیگه دو روز کاره ، تا پاک شه ،


تیـپ های جـالب زنـان و دختـران ایـرانی در متـرو...سری دوم

7:

نوشته اصلي بوسيله Opal نمايش نوشته ها
وای خیلی باحالی

بزار اعتراف کنم

منم اینکارو میکنم و لذت میبرم
متاسفانه باید بگم که هردوتون مهتاد به چسب شدین


سلااااااااااااااام من اومدم:دی

8:

الانم دارم ولی دُز مصرفم پایینه

9:

ببخشید

این کار غیر باحالی چه فایده ای داره؟

10:

وای همین الان داشتم غیبتتو میکردم
تو تاپیک سوال و جواب پرسیدم منو چقد دوست داری؟بعد خندم گرفت فرمودم الان باز پیدات میشه میگی خجالت بکش با این سوالت
دیگ حلالم کن
+
اسمشو بردی دلم خواست...بذا برم یکم چسب بو کنم انرژی بگیرم

11:

ایول چسب اُه ُ

12:

یادت اومد؟


درست فرمودم؟

13:

بله کاملا درسته

14:

منظورم ،

اگه به کار فنی علاقه داشته باشین ،

یا اصلا فنی کار باشین ،

یه وقت هایی دست های چسبی باعث سرگرمی خانواده هم میشه(

15:

من

16:

نه من فقط جهت شیطنت و بازیگوشی اینکارو میکردم

17:

الان چی؟

18:

نه دیگه وقت,اینکارا را نداریم

19:

وای من چقدر حلال زاده-ام
غیبت لئو نه اینکه گناه نداره بلکه کلی هم ثواب داره
+
ای مهتاد، ای رفیق ناباب

20:

نخیر

بزرگ شدین

21:

لئو تو چی؟ انجام میدادی؟

22:

من مگه مثل شماها مهتادم ؟ من پاستوریزه-ام

23:

بعله..

24:

من قبلا از این کارا میکردم،وقتی فهمیدم بی فایدس دیگه بیخیال ضرر زدن شدم

خدایی یعنی که چی هنوزم این کارا رو میکنین از سنتون خجالت بکشین

25:

ما هم هسترلیزه و هموژنیزه ایم

26:



باور نداری؟

27:

من که سن و سالی ندارم

28:

وای منو برد به کودکی ......
راستش من همین الان هم چسب دستم میاد حیفم میاد اینکارو نکنم البته نه در این حد وسیع به یکی دو تا انگشت اکتفا میکنم.....

29:

چرا..

چرا دارم

30:

من

31:

نه من فقط جهت شیطنت و بازیگوشی اینکارو میکردم

32:

الان چی؟

33:

نه دیگه وقت,اینکارا را نداریم

34:

وای من چقدر حلال زاده-ام
غیبت لئو نه اینکه گناه نداره بلکه کلی هم ثواب داره
+
ای مهتاد، ای رفیق ناباب

35:

نخیر

بزرگ شدین

36:

لئو تو چی؟ انجام میدادی؟

37:

من مگه مثل شماها مهتادم ؟ من پاستوریزه-ام

38:

بعله..

39:

من قبلا از این کارا میکردم،وقتی فهمیدم بی فایدس دیگه بیخیال ضرر زدن شدم

خدایی یعنی که چی هنوزم این کارا رو میکنین از سنتون خجالت بکشین

40:

ما هم هسترلیزه و هموژنیزه ایم

41:



باور نداری؟

42:

من که سن و سالی ندارم

43:

وای منو برد به کودکی ......
راستش من همین الان هم چسب دستم میاد حیفم میاد اینکارو نکنم البته نه در این حد وسیع به یکی دو تا انگشت اکتفا میکنم.....

44:

چرا..

چرا دارم

45:

ص در صد اون که شکی نیست

منم بدنیا نیومدم اصن

46:

خدایی خیلی صفا میده
من الان دچار قحطی چسبم همیشه
ولی یادمه هر دفعه کار دستی درست میکردم اینم جزی از کارام بود

47:


48:

یکی یکی دارین اعتراف میکنید

49:



پس اپیدمی بوده

من میزدم مچ دست

خیلی حالش بیشتر بود

50:

لعنتی خعلی لذت بخشه!!

51:



چخوب همه خاطره دارن

52:

اره بسیار فراگیره....

اصلا هر کی از این کار نکرده باشه بدون کودکی نکرده

53:

آره والا

خیلی باحاله

54:

من هم ازین کارها زیاد میکردم :)
به خصوص که با چسب چوب که لذت فوق العاده ای داشت :)
اصلا بارها رفتم چنین چسبی خریدم فقط به خاطر همین کارها :)
کــــی از این کــــارا میکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

55:

خیلی کیف میداد :)
ی بار نمی دونم چه چسبی زده بودم ک واقعا پوست دستم کند :|

56:

نوشته اصلي بوسيله parandemahi نمايش نوشته ها
خیلی کیف میداد :)
ی بار نمی دونم چه چسبی زده بودم ک واقعا پوست دستم کند :|
چقدر امار بالاس

57:

من همین الاونم این کارو میکنم ....البته هر از گاهی

58:

چرا من اصلا یادم نیست چنین کاری کرده باشم!?
و چرا تا حالا ندیدم!

59:


وا،مگه چه لذتی داره، !?:))

60:

ص در صد اون که شکی نیست

منم بدنیا نیومدم اصن

61:

خدایی خیلی صفا میده
من الان دچار قحطی چسبم همیشه
ولی یادمه هر دفعه کار دستی درست میکردم اینم جزی از کارام بود

62:


63:

یکی یکی دارین اعتراف میکنید

64:



پس اپیدمی بوده

من میزدم مچ دست

خیلی حالش بیشتر بود

65:

لعنتی خعلی لذت بخشه!!

66:



چخوب همه خاطره دارن

67:

اره بسیار فراگیره....

اصلا هر کی از این کار نکرده باشه بدون کودکی نکرده

68:

آره والا

خیلی باحاله

69:

من هم ازین کارها زیاد میکردم :)
به خصوص که با چسب چوب که لذت فوق العاده ای داشت :)
اصلا بارها رفتم چنین چسبی خریدم فقط به خاطر همین کارها :)
کــــی از این کــــارا میکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

70:

خیلی کیف میداد :)
ی بار نمی دونم چه چسبی زده بودم ک واقعا پوست دستم کند :|

71:

نوشته اصلي بوسيله parandemahi نمايش نوشته ها
خیلی کیف میداد :)
ی بار نمی دونم چه چسبی زده بودم ک واقعا پوست دستم کند :|
چقدر امار بالاس

72:

من همین الاونم این کارو میکنم ....البته هر از گاهی

73:

چرا من اصلا یادم نیست چنین کاری کرده باشم!?
و چرا تا حالا ندیدم!

74:


وا،مگه چه لذتی داره، !?:))

75:

این چسب های چوب بعد مالیده شدن رو جایی بیرنگ میشه همرنگ سطح ..

میشه راحت از دست درش بیاری باحاله

76:

من تا همین الانشم همچین چیزی ندیده بودم،خیلی خفنه
parsbehine.com

77:

پس باید دهه 70 ب اینور باشی

ما دهه 50 60 اینکارها رو زیاد میکردیم

78:

من توی بچگیم خیلی با پسرا میپلکیدم کارام مثل اونا شده بود مثلا میرفتم باهاشون مسابقه پرتاب تف میذاشتم
یا با یه تیکه کش مگس میکشتم

79:

من که نه.....

اما یک دوستی داشتم که او هم نه!!!!! :-)

پ ن: لذتی که در این کارها بود، در بازی رئال مادرید و بارسلونا نیست...

یادش بخیر

80:

سلام
اتفاقا دیشب جاتون رو در این تاپیک خالی دیدم...

پس شما و دوستاتون خیلی مثبت و سر ب راه بودین

خوشبحال والدینتون

81:

البته خیلی هم مثبت نبودم.....
مثلاً گاهی پیراهنم را روی سرم میکشیدم و در تاریکی، پشت سر اهل منزل، می ایستادم تا برگردند و ذهره تَرَک شوند!!!! :-)....

فکر کنم اون وقت اگر از من میپرسیدند شغل مورد علاقه من چیست لابد میفرمودم عزرائیل شدن!!!!!! :-)

82:

اینو فرمودی یاد یه چیزی افتادم باید براش تاپیک بزنم

ترسوندن ما بچه های بیچاره تو دهه 60

یعنی یک روشی بود که تموم روز مثل یه تیکه سنگ ازجام جنب نمیخوردیم

83:

وا سرگرمی بهتر از این نبود

84:

هرکی یجور دوست داره ..از نظرات هم میشه متوجه شد خیلیا این سرگرمی رو انجام دادن..

+

شما مختارید دوست داشته باشید یا نه...

کلا سرگرمی دهه 50 60 ایها خیلی ساده و بی شیله پیله بود

85:

من ی جایی خونده بودم اگر کسی از بوی چسب خوشش بیاد حتما کرم داره.

الان فکنم این مساله قابل تحقیق هم هست.


86:

منم پنجم دبستان کلاس کاردستی بود و یکی از دوستام اینکارو کرد محکم زدم پس کله اش چون با چسب کاغذی که مال من بود اینکارو کرده بود ...


87:

حرفتون درست نیست...

88:

آهان از اون نظر

89:







90:

این چسب های چوب بعد مالیده شدن رو جایی بیرنگ میشه همرنگ سطح ..

میشه راحت از دست درش بیاری باحاله

91:

من تا همین الانشم همچین چیزی ندیده بودم،خیلی خفنه
parsbehine.com

92:

پس باید دهه 70 ب اینور باشی

ما دهه 50 60 اینکارها رو زیاد میکردیم

93:

من توی بچگیم خیلی با پسرا میپلکیدم کارام مثل اونا شده بود مثلا میرفتم باهاشون مسابقه پرتاب تف میذاشتم
یا با یه تیکه کش مگس میکشتم

94:

من که نه.....

اما یک دوستی داشتم که او هم نه!!!!! :-)

پ ن: لذتی که در این کارها بود، در بازی رئال مادرید و بارسلونا نیست...

یادش بخیر

95:

سلام
اتفاقا دیشب جاتون رو در این تاپیک خالی دیدم...

پس شما و دوستاتون خیلی مثبت و سر ب راه بودین

خوشبحال والدینتون

96:

البته خیلی هم مثبت نبودم.....
مثلاً گاهی پیراهنم را روی سرم میکشیدم و در تاریکی، پشت سر اهل منزل، می ایستادم تا برگردند و ذهره تَرَک شوند!!!! :-)....

فکر کنم اون وقت اگر از من میپرسیدند شغل مورد علاقه من چیست لابد میفرمودم عزرائیل شدن!!!!!! :-)

97:

اینو فرمودی یاد یه چیزی افتادم باید براش تاپیک بزنم

ترسوندن ما بچه های بیچاره تو دهه 60

یعنی یک روشی بود که تموم روز مثل یه تیکه سنگ ازجام جنب نمیخوردیم

98:

وا سرگرمی بهتر از این نبود

99:

هرکی یجور دوست داره ..از نظرات هم میشه متوجه شد خیلیا این سرگرمی رو انجام دادن..

+

شما مختارید دوست داشته باشید یا نه...

کلا سرگرمی دهه 50 60 ایها خیلی ساده و بی شیله پیله بود

100:

من ی جایی خونده بودم اگر کسی از بوی چسب خوشش بیاد حتما کرم داره.

الان فکنم این مساله قابل تحقیق هم هست.


101:

منم پنجم دبستان کلاس کاردستی بود و یکی از دوستام اینکارو کرد محکم زدم پس کله اش چون با چسب کاغذی که مال من بود اینکارو کرده بود ...


102:

حرفتون درست نیست...

103:

آهان از اون نظر

104:







105:







106:

عجب

107:

من اول فکر کردم پوست دست اینطوری بلند شده


اولین بارمه همچی چیزی دیدم/شنیدم

108:

میشه فرمود یک خاطره نوستالوژیکه

109:

چه طور دلتون میاد ؟!()

110:

من نه آآآآآآآآآآآآآ کردم جلوی پنکه!!!

این چسبم الان خوندم !!

هر دو شو امتحان میکنم

شماهام با تفنگ اب پاش اب بریزید تو گوش بقیه

خیلی خوش میگذره

111:


هردو رو امتحان کن انشالله خوشت بیاد

112:

اﻳﻨﻜﺎﺭﻭ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺑﺨﺎﺩ ﺯﻧﮓ ﺩﺭ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﻴﺰﺩﻡ و ﻓﺮاﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﭘﺸﺖ در ﻗﺎﻳﻢ ﻣﻴﺸﺪﻡ و ﺑﻌﺪ اﺯ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺩﻳﺮﺗﺮ اﺯ هﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻣﻴﻮﻣﺪﻡ ﺑﻴﺮﻭن و ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﻴﺰاﻥ ب ﺑﻴﺨﺒﺮﻱ ﻛﻠﻲ ﻛﻴﻒ ﻣﻴﺪاد

113:

زنگ زدن و فرار کردن خوراک من بود

مخصوصا ظهر تابستون

114:


سلام
ببخشید اسم چسب یادتونه؟

115:

سلاممممم

چسب اُ هُ

116:

مگه من شوخی دارم

117:

ن والا اسمش این بود

118:

حالا من برم به لواز التحریر فروش بگم اوهو میخوام

119:

فک کنم دیگه تولید نمیشه

120:







121:

عجب

122:

من اول فکر کردم پوست دست اینطوری بلند شده


اولین بارمه همچی چیزی دیدم/شنیدم

123:

میشه فرمود یک خاطره نوستالوژیکه

124:

چه طور دلتون میاد ؟!()

125:

من نه آآآآآآآآآآآآآ کردم جلوی پنکه!!!

این چسبم الان خوندم !!

هر دو شو امتحان میکنم

شماهام با تفنگ اب پاش اب بریزید تو گوش بقیه

خیلی خوش میگذره

126:


هردو رو امتحان کن انشالله خوشت بیاد

127:

اﻳﻨﻜﺎﺭﻭ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺑﺨﺎﺩ ﺯﻧﮓ ﺩﺭ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﻴﺰﺩﻡ و ﻓﺮاﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﭘﺸﺖ در ﻗﺎﻳﻢ ﻣﻴﺸﺪﻡ و ﺑﻌﺪ اﺯ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺩﻳﺮﺗﺮ اﺯ هﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻣﻴﻮﻣﺪﻡ ﺑﻴﺮﻭن و ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﻴﺰاﻥ ب ﺑﻴﺨﺒﺮﻱ ﻛﻠﻲ ﻛﻴﻒ ﻣﻴﺪاد

128:

زنگ زدن و فرار کردن خوراک من بود

مخصوصا ظهر تابستون

129:


سلام
ببخشید اسم چسب یادتونه؟

130:

سلاممممم

چسب اُ هُ

131:

مگه من شوخی دارم

132:

ن والا اسمش این بود

133:

حالا من برم به لواز التحریر فروش بگم اوهو میخوام

134:

فک کنم دیگه تولید نمیشه

135:

باشه
ولی ما کارای دیگه ای میکردیم
خطرناک بود

136:

این دست جستارا خعععععععععععلی خوبه
یه خورده بشتر با بچه ها آشنا میشیم

137:

چشم بیشتر میزنم

الان بااجازه میخایم بریم عید دیدنی _ بعد دوماه _

وقتی برگشتم یکی دیگه باحال میزنم

138:

ممنون ، همینکه معلوم میشه ، بعضیا چسبندگشون مال چیه ، خععععععععععلی خوبه

139:



چسبندگی؟متوجه نشدما

140:

هیچی بماند

141:

بکید دیگه خواهش

142:

موقعی که سریال مسافری از هند پخش میشد
من چون ازسیتا خوشم میومد اومدم با چسب قطره ای بالای ابروهامو نگین چسبوندم مثلا شبیه سیتا بشم
حدود بیست تا نگین برا هر ابرو
بعد هیچی دیگه بعد نیم ساعت جیغم رفت هوا اخه پوستم سوخته بود
مامانمم نمیدونست اخه دزدکی اینکارو کردم....
بدتر سوختنش جاشون بود که تا یه مدت زیاد بالای ابروهام خال خالی.

قهوه ای شده بود


هیچی دیگه تو مدرسه انگشت نما شده بودیم

از این دیوانه بازیا زیاد داشتیم و هنوزم داریم

منتها یکم،عاقلانه تر

143:

خیلیییی باحال خخخخ

144:

سلام عصرتون به خیر
خوبین ؟

145:

سلام

ممنون خداروشکر

شما خوبین

146:

مرسی لطفتون ، خوبم
عصر جمعه خوب داشته باشین

147:

منکه از این خل بازیا هیش وخ نمیکردم

148:

خل بازی نیست


کار فرهنگی هنریه

149:

همین کارو کردی که از این مدالها انداختن گردنت دیگه

150:

باشه
ولی ما کارای دیگه ای میکردیم
خطرناک بود

151:

این دست جستارا خعععععععععععلی خوبه
یه خورده بشتر با بچه ها آشنا میشیم

152:

چشم بیشتر میزنم

الان بااجازه میخایم بریم عید دیدنی _ بعد دوماه _

وقتی برگشتم یکی دیگه باحال میزنم

153:

ممنون ، همینکه معلوم میشه ، بعضیا چسبندگشون مال چیه ، خععععععععععلی خوبه

154:



چسبندگی؟متوجه نشدما

155:

هیچی بماند

156:

بکید دیگه خواهش

157:

موقعی که سریال مسافری از هند پخش میشد
من چون ازسیتا خوشم میومد اومدم با چسب قطره ای بالای ابروهامو نگین چسبوندم مثلا شبیه سیتا بشم
حدود بیست تا نگین برا هر ابرو
بعد هیچی دیگه بعد نیم ساعت جیغم رفت هوا اخه پوستم سوخته بود
مامانمم نمیدونست اخه دزدکی اینکارو کردم....
بدتر سوختنش جاشون بود که تا یه مدت زیاد بالای ابروهام خال خالی.

قهوه ای شده بود


هیچی دیگه تو مدرسه انگشت نما شده بودیم

از این دیوانه بازیا زیاد داشتیم و هنوزم داریم

منتها یکم،عاقلانه تر

158:

خیلیییی باحال خخخخ

159:

سلام عصرتون به خیر
خوبین ؟

160:

سلام

ممنون خداروشکر

شما خوبین

161:

مرسی لطفتون ، خوبم
عصر جمعه خوب داشته باشین

162:

منکه از این خل بازیا هیش وخ نمیکردم

163:

خل بازی نیست


کار فرهنگی هنریه

164:

همین کارو کردی که از این مدالها انداختن گردنت دیگه

165:

البته من یبار بیشتر انجام ندادم و کتک خوردممدیگه درس عبرت شد

مدال هم نشونه نمونه بودنمه بعلههههههه

166:

آره :))
یه رفیق احمقی هم داشتیم دیده بود ما اینجوری میکنیم رفته بود تو خونه چسب دوقلو قاطی کرده بود مالیده بود به دستش
دستش دیگه مشت نمیشد شده بود مثل چوب

167:

بله دیگهشما ی دونه ای واسه نمونه ای

168:

آره

169:

البته من یبار بیشتر انجام ندادم و کتک خوردممدیگه درس عبرت شد

مدال هم نشونه نمونه بودنمه بعلههههههه

170:

آره :))
یه رفیق احمقی هم داشتیم دیده بود ما اینجوری میکنیم رفته بود تو خونه چسب دوقلو قاطی کرده بود مالیده بود به دستش
دستش دیگه مشت نمیشد شده بود مثل چوب

171:

بله دیگهشما ی دونه ای واسه نمونه ای

172:

آره


70 out of 100 based on 40 user ratings 640 reviews

@