اشعاراحساسی یک جوان!


اشعاراحساسی یک جوان!



اشعاراحساسی یک جوان!

تو نگات شبیه شیشه
عشق من یه تیکه خورشید
عشق تو دویست و شیشه
من نگام دربدر تو
تو حواست پیش بنزه
کاش از اول میدونستم
توی چشمای تو لنزه
تو مال جردنی و من
بچه نازی آبادم
آره تو end کلاسی
اما من خیلی جوادم
زن من نمیشی اما
میری دنبال یه حمال
اما چشم به رات میمونم
همه سالو با آبسال
تو شبای بی ستاره
مثل جنگلای دوری
تو موهات خیلی قشنگه
سرتو با چی میشوری؟
خوب میدونم اگه بازم
مانتوی گلی بپوشی
جلوپات نگه میداره
وانت میوه فروشی
خدايـــا ؛
ميدونم ايـن روزهــا حرفهـــايم
بوي نــاشـــکري مي دهنــد ...
امـــا تـــو...
بـه حســـاب تنهـــايي و درد دل بگـــذار...!



سوسک

1:



88 out of 100 based on 78 user ratings 928 reviews

@