نظام اقتصاد بازار سوسیالیستی جمهوری خلق چین


نظام اقتصاد بازار سوسیالیستی جمهوری خلق چین



نظام اقتصاد بازار سوسیالیستی جمهوری ایجاد چین
30 سال اول پس از تاسیس جمهوری ایجاد چین در سال 1949، دولت چین همواره نظام اقتصاد برنامه ای را اجرا کرده و ارگانهای مخصوص دولت برنامه ریزی و تنظیم اهداف زمینه های مختلف توسعه اقتصادی را بر عهده گرفته اند. با این نظام، اقتصاد چین می توانست با برنامه و اهداف تعیین شده با اطمینان توسعه یابد، اما شدت نیروی حیاتی و سرعت توسعه محدود بود.
از پایان دهه 70 قرن 20، چین اصلاحات نظام اقتصاد برنامه ای را آغاز کرد. در سال 1978، چین در روستاها نظام مسئولیت شناسی با محور تولید مشترک و مقاطعه کاری توسط خانواده ها را اجرا کرد. در سال 1984، اصلاحات نظام اقتصادی از روستاها به شهرها منتقل شد و در سال 1992، چین جهت اصلاحات درباره ایجاد نظام اقتصاد بازار سوسیالیستی را تعیین کرد.
در اکتبر سال 2003، چین بیش از پیش اهداف و وظایف مربوط به تکمیل نظام اقتصاد بازار سوسیالیستی را مشخص کرده که برحسب نیازهای توسعه شهری و روستایی، توسعه مناطق، توسعه اقتصادی و اجتماعی، توسعه همآهنگ انسان و طبیعت، توسعه کشور و اصلاحات و درهای باز رو به خارج، ضمن ایفای بیشتر نقش اساسی بازار در تقسیم منابع و تقویت نیروی حیاتی و توانایی رقابتی موسسات، کنترل کلان کشور و وظایف مدیریت اجتماعی و خدمات عمومی دولت را تکامل بخشیده و از لحاظ نظام، ساخت همه جانبه جامعه نسبتا مرفه تضمین شده است. وظایف عمده یاد شده عبارتند از تکمیل نظام اقتصادی اساسی حاکی از توسعه مشترک اقتصاد با مالکیت گوناگون با محور مالکیت عمومی ، ایجاد نظام مساعد برای تغییر تدریجی ساختار اقتصادی غیر معقولانه حاکی از نسبت بیش از حد واحدهای سنتی و فقدان در صد واحدهای مدرن در اقتصاد و وجود فاصله زیاد بین روستاها و شهرها، شکلگیری یک مکانیسم مساعد برای توسعه همآهنگ اقتصادی مناطق، تاسیس نظام بازار مدرن یکپارچه، باز و دارای رقابت منظم ، تکمیل سیستم کنترل کلان، نظام مدیریت اداری و نظام قوانین اقتصادی، تکمیل نظام اشتغال، تقسیم درآمد و تامین اجتماعی و ایجاد نظام مساعد برای توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی.
طبق برنامه تعیین شده، تا سال 2010، چین نظام نسبتا کامل اقتصاد بازار سوسیالیستی را ایجاد و تا سال 2020، نظام نسبتا کاملتر اقتصاد بازار سوسیالیستی ایجاد خواهد کرد.

*******************

لازم این رو هم بگم چین اولین کشوریه که توانسته تا حدود اقتصاد سوسیالیستی رو با موفقیت اجرا کنه نتیجه ان هم این شده :

درصد فقر در کشور چین (1982) : 53%
درصد فقر در کشور چین (2012) : 3/5%



بررسی ابعاد حقوقی نفقه

1:

بگزارید من رازش را برایتان بگویم
سوسیالیست ها و انقلابی های چین با تحریم سرمایه داری و اعدام سرمایه داران و شعار ممنوعیت تجارت و مالکیت و ضدیت با دین و مذهب و خانواده و انقلاب فرهنگی مائو و ....


تفاوت طلاق و فسخ نکاح
دیگه داشتن از گرسنگی می مردند
و درست مثل فروپاشی شوروی که ناگهان به پشیمانی از کمونیستی بازی افتادند
اما نسبی یعنی اسمش رو بیار خودش رو نیار ...
بعدش هم با سرمایه دارها یواش یواش کنار اومدن ...
حالا هم چینی ها دارند مثل برده های بی جیره مواجب با حداقلی ترین حقوق برای سرمایه دارای آمریکایی جون مینمايند تا لقمه نانی بخورند و از گرسنگی نمیرند ...
آخرش را هم بگم یا خودتان حدس می زنید ؟
فروپاشییییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییییییی یییییی چین


تصاویر عجیب یک بانک رها شده در ایران!

2:


تا حدودی درست فرمودید

چین تا 1982 به شدت از اقتصاد کمونیستی حمایت می کرد ولی سپس اصلاحات بزرگ به سمت اقتصاد سوسیالیستی حرکت کرد همان طور که می دانیم سوسیالیسم بسیار معتدل تر از کمونیست هست .

در کنار ان چین جمعیت خودش رو منسجم کرد یعنی دقیقا امار چین در مورد جمعیت خودش کامله
در حالی که دولت ایران هنوز نمی دونه چند نفر فقیر اند چند فقر ثروتمند اند چند نفر مهندس اند چند نفر شاغل بازار ازاد هستند و ...

البته چین با حرکت به سوی سوسیالیسم به تدریج حضور سرمایه و کار افرین رو پذیرفت
در کنار ان سرمایه گذاری وسیعی در هنگ کنگ و ماکائو انجام داد و این دو منطقه رو به بزرگترین مرکز اقتصادی چین و تقریبا کل جهان تبدیل کرد .
کلا چین خیلی کارا کرد که برای فرمودنش چندین جلد کتاب باید نوشت


خلاصه مطلب اینکه چین معجزه اقتصادی کرد ظرف 20 الی 30 سال چهره خودش رو عوض کرد ، قدرتمند شد ، قوی شد و حالا شاخ به شاخ امریکا
اقتصاد چین تا چند سال اینده از امریکا قوی تر و برتر خواهد شد ...


البته داشتن یک لقمه نان برای خوردم با توجه به امار موسسه مالي جهانی و ساوقت ملل متحد غیر قابل پذیرش هست

چین حدود 45 % از جمعیت فقر خود کاسته یعنی افراد به حدی رسیده اند که می توانند به راحتی درامد یک ماه خود را کسب نمايند


7 راه برای دور کردن افکار منفی در کار

3:

هنگ کنگ و غیره به برکت داشتن بازترین نظام لیبرال سرمایه داری که از آغاز انگلستان در اونها پیاده کرد به اینجا رسیده اند
و این چین نیست که از نسبت جمعیت فقرای خودش کاسته این اثر باز شدن درهای چین به روی سرمایه داران هست
و اینکه میگم برای یک لقمه نان جون می نمايند چون خودم تاجر هستم و بارها چین را رفته ام و دیده ام .


راه کارهایی برای کاهش پول گاز


رتبه ایران در «شاخص فساد» جهانی؟

4:


البته تنها هنگ کنگ و ماکائو و حدود 4 بخش دیگر چین بازار ازاد هستند بقیه خاک چین حاکمیت سوسیالیسم هست و سرمایه گذاری در ان به شیوه امریکایی ممنوع هست (سرمایه داری معمولی مثل همه جای دنیا در مجموع ازاد هست )

البته مهم این هست که برابری تقریبا اجرا شده هست و کارفرما مانند امریکا بر جان کارگر تسلط ندارد و کشاورز چینی از حکومت و مزایای عالی بهرمند هست (همین کشاورزی هستارت حرکت بزرگ چین بود )

نسبت به اقتصاد امریکا که محصور به 1% قدرتمند هست ، چین چنین انحصار طبقاتی ندارد .

اما حال فرض کنیم چین هم سرمایه داری باشد باز چیزی از قدرت چین کم نمی کند قدرتی که به فرموده کارشناسان موسسه مالي جهانی تا 50 سال اینده همچنان رو به رشد خواهد بود و بر همین پايه سال 2020 اقتصاد چین از امریکا عبور خواهد کرد و قدرت برتر جهان خواهد شد .


افزایش حقوق و مزایا ممنوع


مبادله گندم روسیه با نفت ایران

5:

من از چین بازدید کردم و با این نظریه که جمهوری ایجاد چین به فروپاشی خواهد رسید موافق هستم ولی منکر این نیستم که در سالهای اخیر شدیدا پیشرفت کردن و بسیاری از مشکلات رو رفع کردن که صد البته این دیگه موفقیت سوسیالیسم یا کمونیست نیست بلکه موفقیت سرمایه داری هست چون کمونیست چینی با انقلاب فرهنگی مائو و مردن بیش از 30 میلیون نفر از گرسنگی شکست خورد و مقامات چین سریعا فهمیدن که چاره کار اونها و اداره کشوری با یک و نیم میلیارد جمعیت در سرمایه داری هست نه کمونیست

6:

مرحبا احسنت ایول

7:

واقعا خیلی مسخره هست مدل ما یک روز میشه ژاپن یک روز میشه چین و کره و کوبا و ونزوئلا و ....
ما به جای دنبال کردن چین و کره و کوبا و چارتا کمونیست و بودایی از خدا بی خبر
باید اسلام فقاهتی رو که مراجع و رهبری دنبالش بودن تو کشور خودمون پیاده می کردیم تا بازار و تجارت مون یک رونقی می گرفت
آخه کی ما باید متوجه بشیم ...


8:

چین شکست خواهد خورد اگر به این کارهایش ادامه دهد.......
چرا؟؟؟؟
داد و ستد باعث جلوگیری از فقر و بیکاری میشود....

چنانچه چین، فقط صادر کند و بازار کشورهای دیگر را اشباع کند و امت اون کشورها بیکار شوند دیگر پولی ندارند که با اون جنس چینی بخرند و چینی ها هرچقدر هم ارزان نمايند باز هم ملتها، شغل و پول ندارند که بخرند......
نتیجه= سقوط اقتصاد چین و فروپاشی

9:

از نظر تئوریک سوسیالیزم یک نظام اقتصادی گذراست تا درنهایت به نظام کمونیستی میرسد ...
وطبق همین تئوری رهبری این حرکت را طبقه کارگر بخاطر ویژگی طبقاتی میتواند به سرمنزل مقصور برساند ودرغیر اینصورت حضور طبقات دیگر بعلت وابستگی ها مادی میتواند باعث شکست این حرکت شود ...
بنابراین لازمه این روند داشتن طبقه کارگر که از آگاهی اجتماعی وسیاسی لازم باید برخوردارباشد ودشمن طبقاتی خود را که همان سرمایه داران هست را به خوبی شناخته ودورنمای جامعه را به درستی درک کند ..
جامعه چین بعلت بافت فئودالیته خود از نظر کمی وکیفی فاقد طبقه کارگر بود تا بتواند به وظیفه تاریخی خویش عمل کند برهمین پايه به نظر میرسد دکترین سیاسی چین با گسترش سرمایه داری اون هم به شکل کنترل شده وبسط اون %د رشد کیفی وکمی این طبقه هستند تا بتوانند درنهایت به نطام کمونیستی دست یابند ...
البته این مباحث درحد تئوری هست وچه اتفاقاتی درآینده رخ خواهد داد معلوم نیست اما کشورچین با تجربه شکست شوروی که خود را درگیر جنگ سرد با نطام سرمایه داری نمود وباعث شد به جای توجه واصلاحات امور داخلی به گسترش میلیتاریسم همت گمارد وباعث به هدر دادن منابع ملی شود ودرنهایت از درون فروریزد ، با جمعبندی همین تجربه از مناقشات نظامی با دول غربی پرهیز نمود وازموقعيت هستفاده نموده ونظام اقتصادی خویش را ترمیم کرد واکنون نشان داده هست که با سلاح خود سرمایه داری علیه اون میتواند حرکت واون را ساقط نماید ...
البته اینها حدس وگمان هست ومعین نیست که درذهن رهبران اون کشور چه سودائی هست شاید وسوسه قدرت و...

درذهن اونان نمود داردوبه دنبال قدرت طلبی ومابی خبریم

10:

باسلام.
بانظر کاوش موافقم،اصل براستیلاوآگاهی کارگران ازحقوق خودرمقابل طبقه ی حاکمیت هست.
نه تنهاچین که دربسیاری ازکشورهائی که امروزغول های عظیم وبزرگ اقتصادی به شمارمی آیندومادراصطلاح اونان راکشورهای زورگومی نامیم دراکثریت قریب به اتفاق اونهاکارگران جزئی جدائی ناپذیرازسیاستگذاریهای کلان اقتصادی ازهمان بحبوحه وابتدای هرگونه تئوری وایده ای لحاظ می شوند.
اینکه مابه صرف یک ایده ونظرصرف اینگونه بیان کنیم که اقتصادچین درآینده ای نزدیک ازهم خواهدپاشیدسخن چندان معتبری نمی تونه باشه.
چین کشوری هست باجمعیتی بی نهایت که حتی تصورسیرنمودن این جمعیت هم بسیاربه لحاظ فکری حداقل چالش برانگیزاست.
موسسه مالي جهانی درآخرین فراخوان اقتصادچین راباثبات ومطلوب توصیف کرده وحتی صندوق بین المللی پول هم ارزش واحدپولی اون راروبه افزایش فراخوان نموده.
برنامه ی تحول گسترده ی اقتصادی چین برپايه معادلاتی بلندمدت بنیان نهاده شده،شمابه خوبی می بینیدکه این کشوربسیارپرجمعیت باوضع قوانین خاصی دربسیاری ازعرصه های اقتصادی دارای بالاترین سرمایه گذاریهاچه به لحاظ کمی وچه درپاره ای مواردبه لحاظ کیفی درمطلوب ترین شرایط می باشد.
چین حتی درزمینه وضع قوانین ومقررات مالیاتی هم بسیاربابرنامه پیش میره وحتی بابرنامه ریزی دراین حوزه هم به دنبال سامان بخشیدن بیشتروبهتربه وضع اقتصادی مترقی خودشه.
البته قطعادراین عرصه هنوزهم شکاف های طبقاتی حتی بصورت واضح وکلان بخصوص درعرصه شهری وروستائی این کشوروجودداره که البته تاحدودی هم قابل انتظارمی تونه باشه ولی چشم اندازهای اقتصادی، ثبات اقتصادچین حداقل تاسال2050میلادی رودورازتصوروذهن نمی دونه تااین کشوربه کشوری سوسیالیست ولی دارای اقتداروشکوفائی اقتصادی شمرده بشه.
البته بازهم بایداصل راسیاستهای اتخاذی حاکمان این کشورقراردادونه اماواگرهای صرفافرموداری وایده ای.

11:

از حلبي آبادها و روستاهاي بي آب و علف ايران به چين نگاه كنيد

از سوريه به چين نگاه كنيد

از آفريقا به چين نگاه كنيد

از پنجره انسان نا اميد اروپا و از موضع كارگران يوناني به چين نگاه كنيد!

از كشورهاي تكه و پاره، وادار و اسير جنگ مذهب و دين به چين نگاه كنيد

از پنجره 40 ميليون آمريكايي بيچاره كه با نان كوپني روزگار مي گذراند به چين نگاه كنيد

از ديد امتان كشورهايي كه 60 سال پيش از نظر عقب ماندگي هيچ فرقي بينشان نبود به چين نگاه كنيد!

به چين از ديد چندين ميليون كارگر چيني نگاه كنيم

به چين از رايشان صندلي گرم و نرم با قورت دادن چاي گرم نگاه نكنيم!هر چه بود و هست يك ترقي
شگرف بوده كه ارمغان اثرات معجزه آساي سوسياليسم هست.


12:

اینکه چین فروخواهد پاشید پیشگویی سختی هست

سال هاست که برخی کارشناسان اقتصاد های چین و ژاپن و کره و امریکا را در هستانه فروپاشی کامل می دانند اقتصاد های بزرگی که بزرگ و بزرگ تر می شوند و به امار های عجیبی می رسند .

اما باید به این نکته توجه کرد مسئولین این کشور ها بسیار بیشتر از اینجایی ها به اقتصاد اینده توجه دارند و قوانین انان با توجه به نقطه چند ده سال اینده تصویب میشود نه قوانین برای فردا .

جدیدا هم چین سند چشم اندازی جدیدی را تصویب کرده که با تامل در ان می تواند دید بیشتر نقاط ضعف احتمالی را پوشش داده اند و این کشور به شدت به اینده خود توجه دارد و برای ان برنامه ریزی های بسیار دقیق و سنجیده ای انجام می دهد .

نکات منحصر به فرد در این اقتصاد براورده شدن نیاز های امت هست .

اینکه جامعه از رکود ، تورم ، بیکاری ، فقر و ...

دوری کند و به جایگاه های بزرگ اجتماعی دست یابد

نه برخی اقتصاد های و شخصیت ها که با نام سرمایه داری و لیبرالیسم زمینه برای ایجاد فئودالیسم را فراهم می نمايند .


من به جادوی سوسیالیسم و حرکت طبقه کارگر و کشاورز بیشتر از سرمایه داری با گرایشات تبعیض طبقاتی و فئودالیسم میانه رو اعتقاد دارم

13:

سوسیالیسم در چین 30 میلیون کشته بر اثر قحطی و گرسنگی و میلونها کشته بر اثر مسائل سیاسی عقیدتی و اعدام به ارمغان اورد و اگر امروز ترقی شگرفی در چین رخ داده تنها و تنها معجزه سرمایه داری توام با کنترل دولتی در چین هست وسلام

14:

این بود ارمغان سوسیالیزم به جمهوری ایجاد چین :
انقلاب فرهنگی چین
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

این مقاله نیازمند تمیزکاری هست.

لطفاً تا جای امکان اون‌را از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این برچسب را بردارید.

محتویات این مقاله ممکن هست غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد.

مائو در سال ۱۹۶۶ انقلاب فرهنگی چین را که بزرگ‌ترین و پايه ی‌ترین کشمکش قدرت در حزب کمونیست چین بود به رهبری همسرش جیانگ چین برپا کرد و ارتشی به نام گاردهای سرخ را برای حمایت از مائو از دانشجویان و دانش‌آموزان بر پا کرد.

چهره‌های میانه رو حزب اخراج شدند.

در سال ۱۹۶۸ مائو نام مرد برتر چین را از اون خود کرد.

گاردهای سرخ در سال ۱۹۶۹ به دست ارتش چین سرکوب شد.

انقلاب فرهنگی چین اشتباهی هستراتژیک محسوب می‌شود.

از سال ۱۹۵۶، حزب کمونیست چین به دلیل فقدان تجربه کافی در جریان رهبری اقتصادی و نوسازی چین اشتباهاتی مرتکب شد. در قحطی چهار سالهٔ ۱۹۵۸ الی ۱۹۶۱ طی به اصطلاح جهش بزرگ به جلو ۳۸ میلیون انسان تلف شدند. رژیم مائو در اون سال‌ها محصولات زراعی کشور را مصادره کرده و اونها را به اروپای شرقی که زیر کنترل کمونیست‌ها بود در برابر دریافت جنگ افزار و حمایت سیاسی صادر می‌کرد.

مواد غذایی و پول همچنین برای حمایت از نهضت‌های ضد هستعماری و کمونیستی به آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین ارسال می‌شد.

قتل‌عام توده‌وار در مقیاس «جهش بزرگ به جلو» چیزی بود که مائو خود را برای اون آماده کرده بود.

به تبع اون مبارزه قدرت (انقلاب فرهنگی چین) در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ در حزب کمونیست چین شروع شد.

از روز ۱۶٫۵٫۱۹۶۶ چهره‌های میانه رو حزب اخراج شدند.

انقلاب فرهنگی در واقع برای تصفیهٔ دیگر مسئولین حزب کمونیست طراحی شده بود تا حزب مرعوب شده و رهبری مائو تضمین شود.

در واقع مائو اون رویداد را به عنوان یک «تصفیهٔ بزرگ» به شمار آورد.

اهداف اصلی او اون رهبران حزبی بودند که فکر می‌کردند تلاش‌های مائو در اشتراکی کردن و صنعتی کردن در جهش بزرگ به جلو یک فاجعه بوده‌است.

مهم‌تر از همه در میان اونها لیو شائوچی بود که مدت‌ها چه در حزب و چه در ارتش جانشین فرمانده بود.

اما وی دچار چندین اشتباه بزرگ شد، از جمله اعتراف به سیاست‌مداران شوروی در این باره که ۳۰ میلیون چینی طی ۱۹۵۸ - ۱۹۶۱ در اثر کمبود مواد غذایی مرده‌اند.

لیو همچنین به طور علنی از قربانیان قحطی عذر خواهی نموده و با موفقیت بر کاهش مصادرهٔ محصولات زراعی و سایر مواد غذایی پافشاری کرد.


مائو در می۱۹۶۶ انقلاب فرهنگی را به راه انداخت و لیو شائوچی را در نشست کمیتهٔ مرکزی در آگوست همان سال عزل نمود.

انقلاب فرهنگی توسط محفلی مرکزی متشکل از پنج مرد و یک زن (همسر مائو) ساوقتدهی شد که خود مائو نیز در راس اون بود و طی اون مائو به یک کیش ملی تبدیل گردید.

گاردهای سرخ نیروهای بسیج شبه نظامی بودند متشکل از دانش آموزان و دانشجویان تندرو که در سال ۱۸٫۸٫۱۹۶۶ با حمایت مائو رسمیت یافتند.

جیانگ چین همسر مائو و رهبر باند چهار نفره از این نیروها بهره برد و دستور داد در صورت لزوم، اونها جایگزین ارتش شوند.

مائو و همسرش جیانگ چین حزب کمونیست چین را از وجود هزاران تن از مقامات این حزب از جمله جانشین احتمالی او لیو شائوچی و تنگ شیائوپنگ کسی که بعداً بالاترین مقام رهبری را عهده دار شد پاکسازی کردند.

تصویر صورت مائو بر هر مقاله‌ای در روزنامهٔ People’s Daily نقش بست و نیمرخی از سر او آرمی را زینت داد که همه باید اون را به پوشش خود می‌داشتند.

از «آثار منتخب» مائو و چهره‌پردازی معروف او تعدادی به چاپ رسید که از جمعیت کشور چین هم بسیار بیشتر بود (۲/۱ میلیارد).

نزدیک به ۸/۴ میلیارد آرم از سر مائو ساخته شد، یعنی به ازاء هر چینی شش عدد.

هر چینی نسخه‌ای از «کتاب سرخ کوچک» که نقل قول‌هایی از مائو بود را در یافت کرد و اون کتاب می‌بایست در تمامی مراسم عمومی همراه اونها باشد و در دستان دراز شدهٔ اونها به سوی آسمان تاب بخورد: در اینجا دیگر به واقع مائوئیسم به دین اجباری حکومت تبدیل شده بود.

گاردهای سرخ با بیرحمی شروع به پاکسازی دگراندیشان کردند.

هزاران بنای تاریخی با خاک یکسان و اقلیتهای قومی و مذهبی از جمله مسلمانان سرکوب شدند.

تعرض گاردهای سرخ تا اواسط سال ۱۹۶۸ ادامه داشت.

درگیری داخلی گاردهای سرخ از یکسو و بیم کودتای ارتشی از سوی دیگر سبب شد تا مائو سپس این که فرمانده ارتش لین بیائو متهم به کودتا و کشته شد پایان انقلاب فرهنگی را فراخوان کند.

در آوریل ۱۹۷۳ دنگ شیائوپنگ، از قربانیان انقلاب فرهنگی، با موافقت چوئن لای به معاونت نخست وزیری انتخاب شد.

باند چهار نفره به رهبری جیانگ چین همسر مائو از این تحولات راضی نبود، اونها رقیب اصلی خود را چوئن لای، نخست وزیر چین می‌دانستند.

با مرگ مائو در ماه سپتامبر ۱۹۷۶ باند چهار نفره تضیعف شد.

اونها در ماه اکتبر ۱۹۷۶ دستگیر شدند و بدین ترتیب انقلاب فرهنگی خاتمه یافت.

ثمره انقلاب فرهنگی، خشونت و کشتار و تخریب اقتصادی چین بود.

حزب کمونیست در سال ۱۹۸۱ رسماً از انقلاب فرهنگی تبری جست و به اشتباهات مائو اذعان کرد.

15:


خب اون کمونیست افراطی مائوئیستی بود

سوسیالیسم میانه رو تره

به خصوص سوسیال دموکراسی که در کشور های اروپایی هم جز احزاب نسبتا قدرتمند هستند .

مائوئیست ها کلا همه چیز رو اشتراکی می دانند ولی سوسیال ها حق مالکیت رو قبول دارند و بیشتر بر توزیع عادلانه ثروت و قدرت و کار بین طبقات تاکید دارند .


16:

ولی به نظر من ما امروز در چین تنها سرمایه داری داریم ولاغیر البته سرمایه داری که تحت کنترل دولت هست و هر کس با پولش نمی تونه هر کاری خواست بکنه و قرانی رشوه بده سرش بالای داره

17:


اره همین جمله قرمز درسته .

تفاوت چین و امریکا هم همینه

18:

بادرود
ظهور سرمایه داری درجهان بعد انقلاب صنعتی نیز نقل ونبات برای امت جهان به ارمغان نیاورد دراغلب کشورها با فحطی وگرسنگی عمومی ومنازعه قدرت وجنگ وکشت وکشتار همراه بود که جنگ جهانی اول ودوم نمونه های بارز اون هست که درنیتجه اون میلیونها نفر کشته ویا زخمی شدند ولکه ننگی برتاریخ انسانی حک شد واکنون که سرمایه داری برجهان هستیلا دارد هنوز هم موضوع گرسنگی وقحطی وکشت وکشتار حل نشده هست ...
همین نظام سرمایه داری امریکا نیز محصول کشمکش وجنگ هاقحطی ها بوده هست نظامیکه ابتدا با قلع وقمع سرخپوستان حاکمین واقع قاره ونیز به بردگی گرفتن سیاه پوستان شکل گرفت وبا جنگ گروههای مختلف توانست به حیات خود تداوم دهد وچه بسیار کسانیکه وآزادیخواهانیکه دراین گیرودار سربه نیست شدند تا غول سرمایه داری جهانی شکل بگیرد ...
ازطرفی برای اینکه بطور دقیق وقایع انقلاب چین را به درستی تفهیم شویم لازم هست شرایط وقتی اون دوره اطلاع درستی داشته باشیم انفلاب چین وقتی به وقوع پیوست که این کشور تحت سلطه هستعمارگران ژاپنی وانگلیسی و...

مواجه بود وقحطی وگرسنگی واعتیاد بیداد میکرد ودراین شرایط انقلابیون چین حاکمیت را بدست گرفتند وقدر مسلم با مقاومتهای نیروهای مخالف مواجه شده ویقینا با تلفاتی همراه بوده هست که درهرانقلابی امری هست طبیعی ...
وازطرفی انقلاب نوپابعلت بی تجربگی میتواند با افت وخیزهائی همراه باشد اما مهم این هست که ازبین همین خرابه ها کشوری بنانهاده شده که با مدیریت پرجمعیت ترین کشور جهان توانسته هست حرکتی روبه رشد اجرا کند وموفق عمل کند ...
علیرغم اینکه با زمیتواند جای نقد وبررسی داشته باشد

19:

من طرفدار هیچ یک از نظریات فوق به طور مطلق نیستم بلکه تنها اشاره ام به این بود که سوسیالیزم تو چین معجزه نکرد بلکه کشتار عمومی به راه انداخت و اگر امروز پیشرفتی در این کشور میبینیم نشان از تغیر سیاست ها به سمت سرمایه داری هست

20:

قطعاهرگونه اقدامی درهرزمینه ای پیامدهای مثبت ومنفی کم وزیادی به همراه خواهدداشت.
اینکه مااینگونه تصورکنیم هراقدامی درجهت نوعی جراحی اقتصادی قطعاوصرفا منجربه فناونابودی وگرسنگی وازبین رفتن تعدادزیادی ازامت یک جامعه خواهدشدشایدزیادمنطقی وقابل توجیه وحتی قابل دفاع نباشد.
شمادرنظربگیریدیک اقدام مثلا ریاضتی درجهت بهبودبرخی شاخصهای اقتصادی که البته درنهایت منجربه بهبودکیفی وکمی نهائی هدف درنظرگرفته شده باشدهم درکوتاه مدت ممکنه دارای نتايجی مثل افزایش سرقت،زورگیری،رانت وحتی دربرخی مواردمعضلات اجتماعی نظیرقتلهای خواسته یاناخواسته_(البته درحوزه ی مشتقات موضوع موردبحث)_بشه که این دورازتصورهم نیست.
مهم نتیجه ی نهائی هست که مابعنوان هدف درنظرخواهیم گرفت که آیاصحیح ومنطقی خواهدبودیاباری به هرجهت وصرفا درحدیک های وهوی بی ارزش.

21:

برنامه جهش بزرگ مائو یک برنامه بر روی هوا بود و اصول منتطقی نداشت بلکه تکیه بر باور های کمونیست افراطی داشت .
همین اتفاق هم در شوروی هستالین افتاد ولی سپس خسکسالی ها شوروی در زمینه صنعتی پیشرفت شایانی داست و توانست چندین دهه با امریکا در کل جهان گلاویز شود .

اما برنامه اصلاحاتی چین در دهه 80 میلادی بر اصول علمی تکیه داشت و یک برنامه کارشناسی بود و جواب خوبی هم داد و عملا معیار های زندگی در چین رو تغییر داد و چین به کشوری مدرنیته تبدیل شد .


22:

خب دیگه این برنامه ای که از دهه 80 شروع شد هیچ ربطی به سوسیالیسم نداشت و یه سرمایه داری واقعی بود

23:

البته با کنترل دولت

24:


خب اون کمونیست افراطی مائوئیستی بود

سوسیالیسم میانه رو تره

به خصوص سوسیال دموکراسی که در کشور های اروپایی هم جز احزاب نسبتا قدرتمند هستند .

مائوئیست ها کلا همه چیز رو اشتراکی می دانند ولی سوسیال ها حق مالکیت رو قبول دارند و بیشتر بر توزیع عادلانه ثروت و قدرت و کار بین طبقات تاکید دارند .


25:

ولی به نظر من ما امروز در چین تنها سرمایه داری داریم ولاغیر البته سرمایه داری که تحت کنترل دولت هست و هر کس با پولش نمی تونه هر کاری خواست بکنه و قرانی رشوه بده سرش بالای داره

26:


اره همین جمله قرمز درسته .

تفاوت چین و امریکا هم همینه

27:

بادرود
ظهور سرمایه داری درجهان بعد انقلاب صنعتی نیز نقل ونبات برای امت جهان به ارمغان نیاورد دراغلب کشورها با فحطی وگرسنگی عمومی ومنازعه قدرت وجنگ وکشت وکشتار همراه بود که جنگ جهانی اول ودوم نمونه های بارز اون هست که درنیتجه اون میلیونها نفر کشته ویا زخمی شدند ولکه ننگی برتاریخ انسانی حک شد واکنون که سرمایه داری برجهان هستیلا دارد هنوز هم موضوع گرسنگی وقحطی وکشت وکشتار حل نشده هست ...
همین نظام سرمایه داری امریکا نیز محصول کشمکش وجنگ هاقحطی ها بوده هست نظامیکه ابتدا با قلع وقمع سرخپوستان حاکمین واقع قاره ونیز به بردگی گرفتن سیاه پوستان شکل گرفت وبا جنگ گروههای مختلف توانست به حیات خود تداوم دهد وچه بسیار کسانیکه وآزادیخواهانیکه دراین گیرودار سربه نیست شدند تا غول سرمایه داری جهانی شکل بگیرد ...
ازطرفی برای اینکه بطور دقیق وقایع انقلاب چین را به درستی تفهیم شویم لازم هست شرایط وقتی اون دوره اطلاع درستی داشته باشیم انفلاب چین وقتی به وقوع پیوست که این کشور تحت سلطه هستعمارگران ژاپنی وانگلیسی و...

مواجه بود وقحطی وگرسنگی واعتیاد بیداد میکرد ودراین شرایط انقلابیون چین حاکمیت را بدست گرفتند وقدر مسلم با مقاومتهای نیروهای مخالف مواجه شده ویقینا با تلفاتی همراه بوده هست که درهرانقلابی امری هست طبیعی ...
وازطرفی انقلاب نوپابعلت بی تجربگی میتواند با افت وخیزهائی همراه باشد اما مهم این هست که ازبین همین خرابه ها کشوری بنانهاده شده که با مدیریت پرجمعیت ترین کشور جهان توانسته هست حرکتی روبه رشد اجرا کند وموفق عمل کند ...
علیرغم اینکه با زمیتواند جای نقد وبررسی داشته باشد

28:

من طرفدار هیچ یک از نظریات فوق به طور مطلق نیستم بلکه تنها اشاره ام به این بود که سوسیالیزم تو چین معجزه نکرد بلکه کشتار عمومی به راه انداخت و اگر امروز پیشرفتی در این کشور میبینیم نشان از تغیر سیاست ها به سمت سرمایه داری هست

29:

قطعاهرگونه اقدامی درهرزمینه ای پیامدهای مثبت ومنفی کم وزیادی به همراه خواهدداشت.
اینکه مااینگونه تصورکنیم هراقدامی درجهت نوعی جراحی اقتصادی قطعاوصرفا منجربه فناونابودی وگرسنگی وازبین رفتن تعدادزیادی ازامت یک جامعه خواهدشدشایدزیادمنطقی وقابل توجیه وحتی قابل دفاع نباشد.
شمادرنظربگیریدیک اقدام مثلا ریاضتی درجهت بهبودبرخی شاخصهای اقتصادی که البته درنهایت منجربه بهبودکیفی وکمی نهائی هدف درنظرگرفته شده باشدهم درکوتاه مدت ممکنه دارای نتايجی مثل افزایش سرقت،زورگیری،رانت وحتی دربرخی مواردمعضلات اجتماعی نظیرقتلهای خواسته یاناخواسته_(البته درحوزه ی مشتقات موضوع موردبحث)_بشه که این دورازتصورهم نیست.
مهم نتیجه ی نهائی هست که مابعنوان هدف درنظرخواهیم گرفت که آیاصحیح ومنطقی خواهدبودیاباری به هرجهت وصرفا درحدیک های وهوی بی ارزش.

30:

برنامه جهش بزرگ مائو یک برنامه بر روی هوا بود و اصول منتطقی نداشت بلکه تکیه بر باور های کمونیست افراطی داشت .
همین اتفاق هم در شوروی هستالین افتاد ولی سپس خسکسالی ها شوروی در زمینه صنعتی پیشرفت شایانی داست و توانست چندین دهه با امریکا در کل جهان گلاویز شود .

اما برنامه اصلاحاتی چین در دهه 80 میلادی بر اصول علمی تکیه داشت و یک برنامه کارشناسی بود و جواب خوبی هم داد و عملا معیار های زندگی در چین رو تغییر داد و چین به کشوری مدرنیته تبدیل شد .


31:

خب دیگه این برنامه ای که از دهه 80 شروع شد هیچ ربطی به سوسیالیسم نداشت و یه سرمایه داری واقعی بود

32:

البته با کنترل دولت


88 out of 100 based on 88 user ratings 238 reviews

@