مسیر آینده توسعه ایران


مسیر آینده توسعه ایران



مسیر آینده توسعه ایران
مسیر آینده توسعه ایران


دکتر سریع القلم نگاهی به مسیرآینده توسعه ایران داشته و معتقد است هیچ جامعه جهان سومی را سراغ ندارم که علاقه به توسعه داشته باشد زیرا در این کشورها توسعه توسط نخبگان جامعه رخ می دهد امارات، ترکیه و چین نمونه هایی از این کشورها هستند.

مسیر آینده توسعه ایران






اقتصاد ایرانی: توسعه در کانون اهداف کشور نیست و هنوز اجماعی در این خصوص وجود ندارد. شاید بحران هسته یی ما را به این سمت ببرد. اما در حال حاضر به دلیل فقدان اتاق فکر متمرکزی برای طراحی اولویت های کشور، تغییر دولت موجب کنار گذاشتن برنامه توسعه شده و در نتیجه اهداف سیستم قربانی تصمیمات و علایق فردی می شود.
محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان مطلب فوق در سخنانی که تحت عنوان «نظریه یی برای توسعه ایران» ارایه داد، ویژگی های توسعه یافتگی را چنین برشمرد: توسعه یافتگی امری جهان شمول است که تصمیم گیری در مورد آن در سطح نخبگان ابزاری صورت می گیرد و قابلیت گوگل شدن و فرمول بندی دارد.
وی افزود: در غرب و شمال امریکا طی چند قرن گذشته توسعه یافتگی یک پدیده خطی و ترتیبی بوده است یعنی وقتی به قرن ۱۶ برمی گردیم مشاهده می کنیم فردی به نام ژان بودن تمام عمر خود را صرف این می کند که حکومت ها حق تعیین مالیات ندارند بلکه نمایندگان مردم باید نرخ مالیات را مشخص کنند. به این ترتیب لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی قبل از اروپا در امریکا مطرح شده بود.
سریع القلم با بیان اینکه توسعه کشورهای غیرغربی مسیر دیگری را طی کرده است، اضافه کرد: زمانی که تاریخ امریکای لاتین را مطالعه می کنیم نقش جامعه در توسعه یافتگی محدود است اما در اروپا جامعه نقش کلیدی در توسعه یافتگی ایفا کرد و حاکمیت را وادار به توسعه کرده در صورتی که در آسیا و امریکای لاتین، خاورمیانه و آفریقا توسعه یافتگی محصول نخبگان جامعه و به ویژه نخبگان سیاسی است.
استاد دانشگاه شهید بهشتی تصریح کرد: با توجه به اینکه افراد و نخبگان سیاسی در فرآیند توسعه در خارج از غرب، نقش اساسی دارند و ماهیت فکری و طبقاتی آنها بسیار تعیین کننده است زیرا برای توسعه یافتگی یا باید از طریق جامعه یا از راه نخبگان برویم. البته رسیدن به توسعه از راه جامعه، راهی طولانی است اما در سطح نخبگی توسعه یافتگی سریع تر حاصل می شود.
وی ادامه داد: کشوری مانند چین خیلی سریع به توسعه یافتگی رسید زیرا در حزب کمونیسم چین تحول رخ داد. آنها دریافتند که در کنفرانس بین المللی رهبری جهان سوم هیچ فایده یی ندارد. بنابراین چینی ها به این نتیجه رسیدند که باید به سمت تولید بروند لذا اجماع سازی در درون نخبگان صورت گرفت و توسعه خیلی سریع رخ داد.
سریع القلم با تکیه به مطالعات خود افزود: هیچ جامعه جهان سومی را سراغ ندارم که علاقه به توسعه داشته باشد زیرا در این کشورها توسعه توسط نخبگان جامعه رخ می دهد امارات، ترکیه و چین نمونه هایی از این کشورها هستند.
وی تصریح کرد: فهم نخبگان سیاسی از نظام بین الملل تعیین کننده تر از سایر عوامل است یعنی در جهانی زندگی می کنیم که فهم مشترک از نظام بین المللی بسیار مهم است. بر این اساس مهم ترین موضوع در برنامه ششم این است که آیا بین نخبگان سیاسی ایران فهم مشترکی از نظام بین المللی وجود دارد؟ اگر این فهم مشترک وجود نداشته باشد، نمی توانیم در مدیریت کشور، افزایش کارآمدی و مشتقات بحث توسعه اقتصادی کار جدی انجام دهیم.
استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه توسعه یافتگی در اصول، بحثی جهانی است و بومی محسوب نمی شود، اضافه کرد: توسعه یافتگی امری جهان شمول است و اصول توسعه یافتگی قابلیت گوگل کردن دارد.

هیچ کشوری بدون ارتباطات بین المللی پیشرفت نمی کند
وی گفت: هیچ کشوری بدون ارتباطات بین المللی پیشرفت نمی کند؛ رقابت یک بحث بین المللی است؛ یعنی یک کارآفرین، نویسنده و مهندس ایرانی زمانی پیشرفت می کند که در دالان های بین المللی فعالیت کند.
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: از نظر فرمولی هیچ کشوری را نداریم که در فضای داخلی کشور خود فکر، تولید و رقابت کند و بخواهد تولید ناخالص داخلی نسبت به شاخص های کلان داشته باشد اما این امر با جهانی شدن محقق می شود.
سریع القلم تصریح کرد: اصول توسعه یافتگی مبتنی بر تجربه بشری است و جنبه بین المللی دارد و بدون صنعتی شدن، بوروکراسی کارآمد، شایسته سالاری، هماهنگی میان سه قوه، توزیع عادلانه امکانات، دانشگاه های حل المسایل، محوریت تولید فناوری، تصمیم اقتصادی غیرسیاسی نمی توان توسعه پیدا کرد.
وی الگوهای توسعه یافتگی را بر مبنای تولید ثروت و مزیت نسبی دانست و گفت: الگوی توسعه یافتگی می تواند بومی باشد اما اصول توسعه یافتگی، جهانی است و هر کشوری باید شرایط، زمینه ها و پتانسیل خود را بررسی کرده و مشاهده کند در چه زمینه هایی استعداد تولید ثروت را دارد.

هدف امریکا برای قرن ۲۱
استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: کانون استراتژی ملی امریکا هدفی را که برای قرن ۲۱ اعلام کرده تسلط بر موضوع آی تی در سطح جهانی است و به همین دلیل در حال حاضر بهترین های چین، هند و ایران در امریکا جمع شده اند تا این امر محقق شود.
وی با بیان اینکه ذهن ایرانی ها در یک موضوع و تخصص متمرکز نیست، اضافه کرد: موفقیت زمانی حاصل می شود که در یک رشته و زمینه، تخصص و مهارت کامل وجود داشته باشد، بنابراین همین امر در ابعاد یک کشور نیز صادق است یعنی هیچ کشوری بدون تمرکز در یک حوزه نمی تواند در تولید ثروت ملی موفق باشد. عدم تمرکز در یک حوزه موجب پراکنده شدن بودجه و منابع شده و توسعه با کندی اتفاق می افتد.
سریع القلم انتقاد کرد: ما کشوری هستیم که با همسایگان جنوبی خود رابطه خوبی نداریم اما در امریکای مرکزی سرمایه گذاری می کنیم و این اتلاف منابع ملی است.
وی با ذکر این پرسش که آیا از انسان و شهروند، ایران، سیاست خارجی، نقش منطقه یی ایران، واژه زندگی و جامعه به تعریف واحد رسیده ایم، گفت: آیا به فهم مشترک رسیده ایم، ما در سیاست گذاری می توانیم تضاد و اختلاف داشته باشیم اما نباید در بیان مفاهیم اختلاف داشته باشیم.
سریع القلم در مورد الزامات بنیان های فکری ما اضافه کرد: بدون قفل شدن به کشورهای دیگر پیشرفت نخواهیم کرد؛ اگر اقتصاد ما به عراق و عربستان قفل نشود مسایل سیاسی و امنیتی حل نمی شود و توسعه کشورهایی آسیایی این را نشان می دهد. اکنون کشورهای مختلف جهان تلاش دارند تا به یکدیگر نزدیک شوند.
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: وقتی دو کشور از لحاظ اقتصادی به یکدیگر قفل شوند توسعه یافتگی رخ می دهد. به عنوان مثال این مورد در مکزیک رخ داد زیرا در ۷۰ سال گذشته ۷۵ درصد صادرات مکزیک، نفت بوده اما امروز کالا و خدمات صادر می کند.

با جهانی شدن مجبور به پیشرفت هستیم
سریع القلم گفت: اگر در کشور ۵ هزار خارجی زندگی کنند، ناگزیر هستیم فرودگاه و جاده را اصلاح و آلودگی هوای تهران را رفع کنیم. به این ترتیب جهانی شدن راهی برای توسعه است. همچنین توسعه یافتگی را باید مردم و حکمرانان بخواهند و از این منظر توسعه، مفهومی خاص و وابسته به عوامل درونی یک کشور است. حکمرانان باید تصمیم بگیرند که کشور پیشرفت کند و میان جریان ها میانجی باشد.
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: به عنوان مثال حزب کمونیست چین سعی می کند از میان جریان های تجاری، بانکی، صنعت، کشاورزی و آی تی به استراتژی ملی برسد البته همچنان می کوشد بین آنها تفاهم ملی ایجاد کند. این نقشی است که حکمرانان در توسعه ایفا می کنند.
وی بین المللی شدن، فعالیت متمرکز و تخصصی، تفکیک قدرت اقتصادی از قدرت سیاسی، تبادل با بازارهای کار، سرمایه و فناوری، پشتیبانی طبقه متوسط و اقشار حرفه یی جامعه را ازجمله عوامل تحقق توسعه یافتگی در یک کشور دانست.
سریع القلم گفت: حکومت چین امروز به پشتوانه نویسندگان، کارآفرینان، مهندسان و متخصصان اداره می شود و در این کشور هر شخص گردش مالی بالای 2میلیارد دلار داشته باشد، می تواند در مشورت های حزب کمونیست مشارکت کند.

تولید ثروت یعنی باورکردن کارآفرینان
وی تولید ثروت را مترادف با باورکردن کارآفرینان دانست و اضافه کرد: زمانی اردوغان از کووچ (یکی از سرمایه داران بزرگ ترکیه) خواست طرحی برای دوبرابر شدن ثروتش ارایه دهد زیرا با دوبرابر شدن ثروت او ۱.۵ میلیون شغل در کشور حاصل می شود. این تفکر یک سیاستمدار است که آینده ترکیه را تحت تاثیر برنامه داده است.
استاد دانشگاه شهید بهشتی تصریح کرد: تنها ۶ درصد مبادلات تجاری خاورمیانه بین کشورهاست و ۹۰ درصد آن با بیرون منطقه است که بحرانی امنیتی برای کشورهای خاورمیانه است.
وی ادامه داد: می توانیم ده ها کنفرانس برای تفاهم در مسایل امنیتی و آینده یمن و دیگر کشورها با کشورهای عربی برگزار کنیم اما تا زمانی که ارتباط اقتصادی بربرنامه نکنیم نمی توانیم مسایل سیاسی را با این کشورها حل کنیم.

ویژگی های مدیران
استاد دانشگاه شهید بهشتی تاکید کرد: افرادی که کشور را اداره می کنند باید نگاهی به چشم انداز جهانی شدن داشته باشند. برای جهانی شدن نیاز به دانش دقیق داریم، داشتن آمار دقیق نسبت به تحولات جهانی موضوع مهمی است.
وی افزود: در فرودگاه بین المللی ما در بهترین شرایط ۴۰ تا ۵۰ پرواز انجام می شود، اما استانبول روزانه ۲ هزار پرواز دارد و اکنون ترکیه در حال احداث فرودگاهی است که هاب شرق به غرب باشد، جهانی شدن ترکیه سبب شده تا نسبت به احداث چنین فرودگاهی احساس نیاز کند. سریع القلم با بیان اینکه حکمران باید به تعریف مشترک در نظام بین المللی در تمام زمینه ها برسد، اضافه کرد: به هر حال باید تعریف مشترک از آینده ایران داشته باشد. رهبر هر کشور باید به جامعه روحیه، امید و انگیزه برای رسیدن به اهداف دهد زیرا بدون روحیه اهداف حاصل نمی شود.
استاد دانشگاه شهید بهشتی به اهمیت ارتباط نخبگان با رهبران جامعه اشاره و اضافه کرد: متاسفانه ما در ناهماهنگی بسیار هنرمند هستیم.
وی تصریح کرد: فیس بوک مدتی قبل واتس آپ را به قیمت ۲۱.۸ میلیارد دلار خریداری کرد. در سال ۲۰۱۳ تمام ناشران در امریکا ۸.۷ میلیارد دلار ایبوک فروختند که این نشان دهنده رابطه در جهان است. اگر در فهم جهان جدی نشویم ۲۰ سال دیگر افراد قصد مهاجرت می کنند نه به خاطر مشکل اقتصادی بلکه به خاطر مشکل افق زمانی این کار را انجام می دهند. وقتی به ترکیه سفر می کنیم مشکل افق زمانی پیدا می کنیم زیرا شهروند ترکیه یی با یک کارت وارد کشورش می شود اما ما هنوز باید در صف مهر زدن پاسپورت بایستیم.
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: ۳۰ سال پیش زمانی که وارد بانک امریکایی می شدیم ۳۰ نفر را مشاهده می کردیم اما امروز یک نفر در بانک برای پاسخ به پرسش ها نشسته است زیرا در این کشور کسی از پول نقد استفاده نمی کند.
وی تصریح کرد: اگر پارادایم فکری ما مربوط به ۵۰ سال گذشته باشد، توسعه حاصل نمی شود. ما هنوز نظام بین الملل را سیاسی تلقی می کنیم در صورتی که این نظام به شدت اقتصادی است و اگر پارادایم ما تغییر نکند همچنان با سیستم ۴۰ سال گذشته کشور را مدیریت خواهیم کرد.
سریع القلم افزود: ۲۴ درصد مردم اندونزی در سال ۲۰۰۰ در خط فقر بودند اما تنها با مدیریت در حوزه اقتصاد کلان در سال ۲۰۱۲ خط فقر به ۱۲درصد رسید آن هم در کشوری که ۱۳هزار جزیره دارد و مدیریت امنیتی آن دشوار است اما نمونه بارز موفقیت در آسیا محسوب می شود.

برنامه ششم با چشم انداز جهانی شدن
وی در مورد نرخ رشد اقتصادی کشورهای مختلف در سال جاری گفت: انتظار می رود نرخ رشد جهانی ۳.۸ درصد، نرخ رشد چین ۶.۸ درصد، انگستان ۳.۲ درصد، امریکا ۲.۱ درصد و اروپا و ژاپن یک درصد باشد. اگر نگاه ما در برنامه ششم جهانی باشد جایگاهی جدی در آسیا برای خودمان تعریف می کنیم.
سریع القلم افزود: یک درصد مردم امریکا یعنی ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر ۴۶ درصد مالیات کشور را پرداخت می کنند که این مورد در امنیت ملی و برنامه ریزی اهمیت دارد.

ایران کشور اتفاقات است
استاد دانشگاه شهید بهشتی با طرح این پرسش که آیا توسعه کانونی ترین هدف در کشور ماست، اضافه کرد: پاسخ منفی است زیرا اهداف فراوانی در این رابطه داریم و توسعه اقتصادی هنوز کانون اجماع ملی نشده. شاید در آینده این امر رخ دهد و بحران هسته یی ما را به این سمت هدایت کند زیرا ایران کشور اتفاقات است.
وی با طرح این پرسش انتقادی که درحال حاضر اتاق فکر متمرکز طراحی اولویت های کشور کجاست و در کجا اولویت های کشور طراحی می شود، اضافه کرد: درکشورهایی مانند چین، کره جنوبی و هند چوب حکمرانی را دست نفر بعدی می دهند و نمی گویند فکر بنده با قبلی متفاوت است. در این کشورها تغییر دولت ها فقط برای این است که کشور را مدیریت کنند نه اینکه همه چیز را از نو تعریف کنند.

مکتب فکری متفاوت؛ ناکارآمدی
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: در یک کشور اولویت ها نمی تواند هر ۴ سال یا ۸ سال یک بار عوض شود. باید برای تمام دولت ها چشم انداز و اهداف یکسان تعیین شده باشد زیرا نمی توان در مدار حکمرانی چندین مکتب فکری داشت. در دانشگاه این امر امکان پذیر است که رهیافت مختلف سیاست گذاری وجود داشته باشد اما در دولت این کار ممکن نیست زیرا ناکارآمدی را به دنبال دارد.
سریع القلم با مفید قلمداد کردن مکاتب مختلف فلسفی و فکری در دانشگاه و نه در حکمرانی اضافه کرد: اگر هدف، توسعه و کارآمدی است تمامی جریان ها، نهادها و دستگاه های اجرایی باید به مشترکاتی در اولویت بندی و جهت گیری ها دست یابند. از سوی دیگر توسعه یافتگی یک انتخاب است نه اجبار و برنامه نیست همه توسعه پیدا کنند.
وی افزود: کشورهایی که نسبتا با ثبات و ثروتمند هستند مانند: عربستان، آذربایجان، ترکیه، کویت، امارات و قطر و کشورهای بی ثبات با چالش های جدی مانند: افغانستان، عراق، سوریه، فلسطین و پاکستان، و کشورهایی در حاشیه مانند اردن، مصر و لبنان، آن قدر منابع در این محدوده مهم است که مکانیسم های حفظ و ثبات خود را پیدا می کند.
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ۲ تریلیون و ۶۰۰ میلیارد دلار دارایی دارند و کیفیت زندگی در این منطقه تقریبا برای ۱۵۰ سال آینده حفظ خواهد شد. کانون استراتژی مخالفان ایران این است که ایران ضعیف باقی بماند.

کانون مذاکرات هسته ای ضعیف نگه داشتن ایران است
سریع القلم افزود: کانون مذاکرات هسته یی ضعیف نگه داشتن ایران است و تلاش ها بر این متمرکز است که در رسیدن منابع ملی و مالی به ایران تاخیر ایجاد کنند. به نظر می رسد ماهیت این کار سیاسی است نه فنی.
وی به اهمیت ساختار سازی اشاره کرد و گفت: اولویت سیستم بر خواسته ها، منافع و سلیقه های فردی، حرکت از مدیریت های فردی به مدیریت های ساختاری، حرکت ابهت فرد به مهارت های فرد، اجازه بروز و ظهور استعدادهای شهروندان ازجمله موارد مهم در ساختارمند شدن است. به عنوان مثال یک ایرانی کمتر می تواند نام یک مسوول کره جنوبی را نام ببرد زیرا کره جنوبی یک سیستم است اما در کشور ما همچنان فرد است که کلیدی است و بیشتر در مورد فرد صحبت می شود. استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: در کشور ما دلیل کلیدی فرهنگی و فکری توسعه نیافتگی این است که از فرد به سیستم حرکت نکرده ایم و واژه سیستم در نظام رفتاری و فکری بسیار ضعیف است.
وی در مورد تسلسل پیشرفت گفت: امکانات، سرمایه و درآمد، مدیریت کارآمد و تخصصی شدن تصمیم گیری، کار و تعامل ببن المللی و به کارگیری اقشار مختلف اجتماعی در مسیر پیشرفت حایز اهمیت است.

کشورهای دیگر نباید از پیشرفت ایران هراس داشته باشند
سریع القلم تصریح کرد: سیاست خارجی مطلوب این است که ضرورت حرکت سیاست خارجی در ریل الزامات رشد اقتصادی باشد و از سوی دیگر سایر کشورها نباید از پیشرفت ایران هراس داشته باشند بلکه محیط بین المللی باید محیطی برای یادگیری، اثرگذاری و اثرپذیری و ایجاد فرصت باشد.
استاد دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: براندازی نظام ایران از سوی دولت امریکا مدت هاست کنار گذاشته شده و اوباما در گفت وگو با نیویورک تایمز گفت که استراتژی امریکا اقتصادی و سیاسی است.
وی تاکید کرد: تعطیلی هیجانات در رفتار سیاست خارجی، پرهیز در استفاده از لغاتی مانند حتما، یقینا، ۱۰۰ درصد در حوزه بین المللی و اصول نهایی مورد نظر حاکمیت در هرکشوری این است که هر زمان حکومت در مقام میانجی در میان جریان ها برنامه گرفت می تواند به سمت پیشرفت حرکت کند و از سوی دیگر حاکمیت علاقه مند به کشور و آینده شهروندان، وجود اختلاف فقط در سطح سیاست گذاری ها، فهم دقیق محیط بین المللی از موارد دیگری است که باید مورد توجه برنامه گیرد.

واژه ثروت در ذهن ایرانی ها منفی است
سریع القلم گفت: در یک دوره افرادی در این کشور زحمت کشیده اند و دانش زمان را به کار گرفته اند و صنایعی را به پا کرده و سهم بازار ایران در جهان را افزایش داده اند. اما در ایران دو گروه صاحب سرمایه شدند: یکی؛ کارآفرینان علاقه مند به رشد و دیگری؛ رانت بگیران به ثروت رسیده.
وی ادامه داد: کارآفرینان گفته اند برای تحول در واژه ثروت نیاز به کار فرهنگی داریم زیرا ثروت در ذهن میانگین ایرانی یک واژه منفی است. تمام کتاب های ترجمه ایران تفکر مارکسیستی دارد و ترجمه ها به خوبی انجام شده و همین امر بر تفکرات ما تاثیر گذاشته است. استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه تاریخ روشنفکری در ایران ادبیات چپ است، اضافه کرد: ثروت، ارتباطات بین المللی و سرمایه داری مظلوم بوده است و در فرهنگ عمومی ما افراد بیشتر به ساده زندگی کردن و کم مصرف کردن تشویق می شوند.

نقش رسانه ها
سریع القلم گفت: اگر رسانه ها بتوانند در مورد مسایل اقتصادی و فساد اقتصادی بیشتر بنویسند برای رشد کشور بسیار مهم است.
وی درخصوص تقدم و تاخر توسعه سیاسی، توسعه فرهنگی و توسعه اقتصادی ادامه داد: مهم ترین موضوع در یک کشور موضوع توسعه اقتصادی سپس توسعه فرهنگی و اجتماعی است و توسعه سیاسی محصول توسعه اقتصادی است. تا زمانی که در یک کشور طبقه متوسط شکل نگیرد و تولید ثروت نشود در آن کشور زمینه تشکل های سیاسی متحول شکل نمی گیرد.
منتشرشده در روزنامه تعادل



تویوتای 75 میلیونی چرا 170 میلیون تومان؟

1:

نقل آینده پژوهی ایران ۱۳۹۴



مسیر آینده توسعه ایران






نقل «آینده پژوهی ایران ۱۳۹۴» شامل توصیف و تحلیل مسائل اصلی ایران در سال ۱۳۹۴ و روابط متقابل این متغیرها منتشر شد.


مصرف بنزین صعودی شد!
پژوهش به این پرسش جواب داده که مسائل و متغیرهای کلیدی ایران در سال آینده ۱۳۹۴ چه موضوعات و چالش هایی هستند؟ این پژوهش در چهار مرحله بر پايه اصول علمی آینده پژوهی طراحی و اجرا شده هست.


پرواز پهپادها برای مقابله بازمین خواری!
این نقل را آینده بان در ۱۴۸ صفحه و در قالب فایل پی.دی.اف منتشر کرده هست.
در مرحله نخست که از روز ۱۲ بهمن‏ ماه ۱۳۹۳ آغاز و تا روز ۲۴ بهمن‏ ماه ۱۳۹۳ انجام شد، همه شهروندان علاقه مند به پیش نگری مسائل اصلی و چالش های پیش روی کشور می توانستند با مراجعه به فرم اونلاین نظرسنجی نظرات‏ شان را ثبت نمايند.


چگونه برای دوران بازنشستگی پس‌انداز کنیم؟
در نتیجه این نظرسنجی مشارکت‏ نمايندگان صدها مورد پیش نگری درباره چالش ها و مسائل (متغیرهای) ایران ۱۳۹۴ ارائه کردند که مجموع این موارد گردآوری شد.


نقش ادامه یا توقف تحریم ها در اقتصاد ایران
از میان صدها مورد مطرح شده در دور اول، پس از ترکیب هم پوشانی‏ ها، حذف موارد بی ارتباط و مبهم و انجام اصلاحات لازم، در نهایت ۱۶۹ متغیر تاثیرگذار بر آینده ایران در سال ۱۳۹۴ هستخراج شد.
در دور دوم که از روز ۵ اسفند تا روز ۸ اسفند ۱۳۹۳ انجام شد، کارشناسان برگزیده اهمیت هر یک از ۱۶۹ مورد را از طریق امتیازدهی مشخص کردند تا در نهایت اولویت‏ بندی مسائل مشخص شد.


معادل ۹ سال بودجه عمرانی یارانه نقدی پرداخت شد
پاسخ‏گویان به هر مورد امتیازی از ۰ تا ۱۰ دادند.


اشتباهاتی که نباید در بازاریابی انجام داد
عدد ۰ به معنای بی‏ اهمیت بودن مسئله برای ایران در سال آینده و اعداد یک تا ۱۰ میزان اهمیت را از خیلی کم به خیلی زیاد مشخص می‏ کرد.


چرا کارفرمایان قبل از ورود به بازار باید آن را بشناسند؟
در نهایت ۱۰۰ متغیر اول از این طریق شناسایی شد.
دور سوم آینده ‏پژوهی ایران سال ۱۳۹۴ از ۱۲ تا ۲۰ اسفندماه ۱۳۹۳ انجام شد.

در این مرحله کارشناسان در قالب پنل ‏‏های خبرگان، اثرات متقابل ۱۰۰ متغیر را مشخص ‏‏کردند تا شبکه‏ روابط بین مسائل ایران در سال ۱۳۹۴ مشخص شود.

در این خصوص یک ماتریس ۱۰۰×۱۰۰ برای شناسایی اثرات متقابل متغیرها تدارک دیده شده بود.

برای تکمیل این ماتریس، آینده بان پنل های خبرگان تدارک دید.

در نهایت از دل این پنل‏ ها تعداد ۹۹۰۰ رابطه‏ متقاطع بین ۱۰۰ متغیر شناسایی شد.
در نهایت در مرحله چهارم، گروه تحلیل ‏گران نرم‏ افزاری آینده ‏بان با به ‏کارگیری روش‏ های مختلف تحلیل متقاطع از جمله تحلیل ساختاری، تحلیل ساختاری فازی، تحلیل شبکه و غیره و همچنین نر‏م‏ افزارهایی مختلفی از جمله میک ‏مک، یو.سی.نت، ویزون، اف.ال.میک ‏مک و غیره نتایج مورد نظر را فراهم آوردند.
آینده‏ پژوهی ایران ۱۳۹۴، دومین پروژه‏ آینده پژوهی سالانه ای هست که گروه پژوهشی-رسانه ای آینده باندر ابتدای هر سال منتشر می‏ کند.

این پروژه‏ سالانه در مسیر تحقق هدف کلان آینده بان هست که قصد دارد نگاه خردمندانه به آینده را وارد فضای عمومی کشور کند و در مسیر تحقق شعار «آینده بهتر برای همه» قدم بردارد.

سال گذشته در «آینده پژوهی ایران ۱۳۹۳» تعداد ۱۰ مسئله سال تحلیل شده بود.






برای دریافت متن نقل بر روی عکس زیر کلیک کنید،اصل نقل رو حتما دانلود کنید و بخونید:
مسیر آینده توسعه ایران

2:

یک اینفوگرافی در مورد راه حلهای مشکلات اقتصادی خودمان به زبان تصویر:
مسیر آینده توسعه ایران

3:

چرایی لزوم دستیابی به اعتماد به نفس ملی



انقلاب اسلامی امکان پیاده‌سازی هویت ملی اسلامی را فراهم کرد و دفاع مقدس از اون حفاظت نمود.

بدون وجود اعتمادبه‌نفس ملی در ساختارهای هویت ملی-اسلامی، این امکان میسر نبود.

اعتمادبه‌نفس ملی زمینه‌ی لازم برای انجام اموری را فراهم ساخت که نتیجه‌ی عمیق و روانی اون امور حفاظت و تقویت از هویت ملی اسلامی بود.
مسیر آینده توسعه ایراناعتماد به‌ نفس ملی

به نقل جنگ نرم و عملیات روانی؛ اعتمادبه‌نفس ملی یک مفهوم پیشینی هست.

خود کاری انجام نمی‌دهد، خطی نمی‌نویسد و سدی نمی‌سازد، اما در به وجود آمدن هر امکانی حضور خود را ضرورت می‌بخشد.

مفهومی کمی نیست.

نمی‌توان با آمار و ارقام و کمیت‌سازی، اون را نشان داد.

این مفهوم با اونکه از عینیات تأثیر می‌پذیرد، اما خود از مفاهیم ذهنی هست.

از جمله امور موجود در سطح با قابلیت دستیابی سریع نیز نیست و در بلندمدت در عمق ذهن جمعی یک ملت حک می‌شود؛ البته این امر مانع از آسیب‌دیدگی سریع اون نیست.

پرداختن به چنین مفهومی نیازمند هستقلال‌بخشی به هویت و ذهنیت هست.

باید ابتدا پذیرفت که جامعه جمع جبری افراد نیست، بلکه پس از تجمع اجزای سازنده‌ی اون، فضایی بین‌الاذهانی نیز شکل می‌گیرد.

ویژگی‌های این فضای بین‌الاذهانی هست که قوام‌بخش هویت جمعی با تکیه بر ذهنیت جمعی می‌شود و هویت جمعی هست که اعتمادبه‌نفس جمعی را در خود می‌تواند بپرورد.
از جمله کارهایی که امام عظیم‌الشأن راحل در دوران پانزده‌ساله‌ی نهضت اسلامی خویش انجام دادند، بازسازی دوباره‌ی این فرایند بود.

طراحی چارچوبی اسلامی برای فضای بین‌الاذهانی، وارد نمودن انگاره‌های اسلامی بر ساختارهای ذهنیت ملی (مانند بازخوانی دوباره‌ی تاریخ مشترک ایرانیان برپايه مفاهیم طاغوت و مستضعف) و برپایی دوباره‌ی اون ساختارها (تعریف امت مسلمان ایران به‌عنوان امتی به دنبال عدالت) که موجب شکل‌گیری هویت ملی جدیدی برای جامعه‌ی ایران گشت.

واژه‌ی ‌جدید نباید با این نقد روبه‌رو شود که این هویت و پایه‌های اون پیش از حضرت امام خمینی (ره) نیز وجود داشتند و امام اون‌ها را تجمیع و خالص نمود؛ چراکه به باور نگارنده، کار امام فراتر از تجمیع بود.
امام اندیشه‌های آسمانی را به سطح زمین آوردند.

به اندیشه‌های صرفاً نظری، حالتی عملی و امکانی بخشیدند و اون‌ها را مناسب شرایط وقتی و مکانی شکل دادند.

اندیشه‌های اسلامی تا پیش از امام (ره) تا حدود بسیاری دچار تحریف در عمل شده بودند.

به‌طور مثال، اسلام سیاسی به نظریاتی مانند ضل‌اللهی سلطان مسلمان تنزل داده شده بود.

امام مقابل این تحریفات در سطح جامعه ایستادند، تعریفی دیگر ارائه دادند و برمبنای تعاریف ارائه‌داده (به جامعه)، هویت ملی ایران اسلامی را شکل دادند.
اعتمادبه‌نفس ملی یک مفهوم پیشینی هست.

خود کاری انجام نمی‌دهد، خطی نمی‌نویسد و سدی نمی‌سازد، اما در به وجود آمدن هر امکانی حضور خود را ضرورت می‌بخشد.

مفهوم کمی نیست.

نمی‌توان با آمار و ارقام و کمیت‌سازی اون را نشان داد.

این مفهوم با اونکه از عینات تأثیر می‌پذیرد، اما خود از مفاهیم ذهنی هست.
هویت ملی ایجادشده در رابطه با مفهوم اعتمادبه‌نفس ملی، حالتی از تأثیر و تأثر را دارد.

به اون شکل و معنا می‌دهد و از طریق اون، خود را تقویت می‌کند.

جهت شکل‌دهی و معنادهی به اون، به غرب می‌پردازد.

نحوه‌ی این پرداخت، خود یکی از تفاوت‌های هویت ملی اسلامی با دیگر مدل‌های هویت ملی هست.

غرب در نگاه این هویت، اوج نیست، بهشت نیست و حتی در مسیر بهشت هم نیست.

در نتیجه، نباید نسبت به اون احساس حقارت کرد.

شکل نگاه به غرب، در این هویت، موجب ساخته شدن اعتمادبه‌نفس ملی می‌شود.

حقارت را نفی می‌کند و عقب‌ماندگی را نه به کمی ذاتی ایرانیان، بلکه به سلطه‌جویی غرب نسبت می‌دهد.

می‌توان این پرسش را طرح کرد که مگر در هویت‌های ملی مبتنی بر ناسیونالیسم نیز چنین نگاهی به غرب وجود ندارد؟ پس چرا سعی در جداسازی نوع نگاه هویت ملی-اسلامی به غرب و برپایی اعتمادبه‌نفس ملی برپايه اون می‌شود؟ در جواب باید فرمود خود ناسیونالیسم و مفاهیم مندرج در اون، مفاهیمی برگرفته از غرب مسخ‌شده‌اند.

هویت ملی مبتنی بر ناسیونالیسم، در پی ساخت جهانی جدید نیست، بلکه تنها در پی جابه‌جایی قدرت و ثروت در جهان موجود هست.
اعتمادبه‌نفس ملی ساخته‌شده به‌قدر تقویت خود، به هویت ملی اسلامی تشخص می‌دهد و امکان تجلی اون را فراهم می‌سازد.

یکی از ضرورت‌های وجود اعتمادبه‌نفس ملی، همین امر هست.

این تجلی‌بخشی از طریق حفاظت از هویت ملی اسلامی میسر می‌شود.

انقلاب اسلامی امکان پیاده‌سازی هویت ملی-اسلامی را فراهم کرد و دفاع مقدس از اون حفاظت نمود.

بدون وجود اعتمادبه‌نفس ملی در ساختارهای هویت ملی-اسلامی، این امکان میسر نبود.

اعتمادبه‌نفس ملی زمینه‌ی لازم برای انجام اموری را فراهم ساخت که نتیجه‌ی عمیق و روانی اون امور، حفاظت و تقویت از هویت ملی اسلامی بود.
در دهه‌ی هفتاد، مفهومی با عنوان تهاجم فرهنگی در فرمودمان انقلاب اسلامی بیان شد.

این مفهوم بیانگر تغییر حالت تبادلات فرهنگی میان تمدن‌ها از حالت تأثیر و تأثرپذیری، به حالت هجوم و مقابله بود.

در برخورد با فرهنگ غربی، فرمودمان انقلاب اسلامی متوجه شد که این فرهنگ نه در پی تبادل، بلکه در پی تهاجم هست.

این تهاجم، ویژگی‌های یک تهاجم آگاهانه و هدفمند را داشت، از جمله ایجاد تردید در میزان توانمندی‌ها.

این تردید موجب تضعیف اعتمادبه‌نفس ملی خواهد شد و این تضعیف در دو وجه، خود را نشان خواهد داد.
وجه سطحی دست نیافتن به اهداف به سبب عدم اطمینان به توانمندی‌های ملی هست و وجه عمیق‌تر، آسیب دیدن هویت ملی اسلامی.

به این نحو که اگر ما نمی‌توانیم، چه کسی می‌تواند؟ غرب.

تغییر نگاه به غرب از عامل عقب‌ماندگی به عامل پیشرفت، موجب حاکم شدن دوباره‌ی انگاره‌های غربی و ساخته‌شده‌ی فضای بین‌الاذهانی در چارچوبی غربی هست.

در نهایت، هویتی ازخودبیگانه شکل خواهد گرفت که در بهترین حالت، به دنبال جایگزینی ملت غربی‌شده با ملل غربی در امکان دستیابی به قدرت و ثروت هست؛ بدلی که می‌خواهد جای اصل را بگیرد.

می‌توان بسیاری از فرمودارهای روزمره‌ی عموم امت را به‌عنوان شاهد مثال این تهاجم و رسوخ نسبی اون، بیان نمود.

اما اهمیت فرمودار و رفتار نخبگان بیش از فرمودارهای عموم امت در رسوخ تهاجم ذکر شده هست.

بیان واژه‌ی نتوانستن در فرمودار و رفتار نخبگان جامعه (و یا دادن وعده‌های واهی و نتوانستن انجام اون‌ها) مسیر چنین رسوخی هست.

برخی از نخبگان جامعه باید بار دیگر سعی در شناخت جامعه‌ی خود نمایند و واقع‌بینی را به کم‌بینی توانمندی‌ها تعبیر ننمایند.

امت یک جامعه به آیین و روش نخبگان خود عمل می‌نمايند.




برهان

4:

امنيت از نگاه ذهني، مهم‌تر از امنيت وجودي هست.

امنيت ذهني بيشتر جنبه احساسي دارد، يعني امکان دارد حتي امنيت واقعي در جامعه‌اي وجود نداشته باشد، اما امنيت ذهني بربرنامه باشد.
دکتر علي انتظاري- وقتي مي‌خواهيم بحث امنيت را تحليل کنيم، بايد متوجه باشيم که اين امنيت در دو ساحت ذهني و وجودي قابل بررسي هست.

امنيت از نگاه ذهني، مهم‌تر از امنيت وجودي هست.

امنيت ذهني بيشتر جنبه احساسي دارد، يعني امکان دارد حتي امنيت واقعي در جامعه‌اي وجود نداشته باشد، اما امنيت ذهني بربرنامه باشد.


مثلا در اغلب کشورهاي توسعه‌يافته تلاش مي‌نمايند پليس، حضور کمرنگي در سطح معابر و خيابان‌ها داشته باشد.

در واقع، امت خيلي با پليس‌هاي مسلح در خيابان‌ها روبرو نيست.

اونها پادگان‌ها را هم به خارج از شهرها انتقال مي‌دهند تا احساس امنيت ذهني و احساسي امت خدشه‌دار نشود.

وقتي پليس در همه کوچه‌ها و خيابان‌ها حضور پررنگي داشته باشد، همين مساله خودش حس ناامني را تلقين مي‌کند، زيرا نشان‌دهنده اين هست که جامعه دچار چنان خشونتي شده هست که بايد تعداد زيادي از پليس‌ها هميشه در انظار عمومي حاضر باشند.


البته درست که پليس بايد تا بالاترين سطح ممکن، امنيت جامعه را ارتقا بخشد، اما حرف من اين هست که نياز نيست براي اين کار، پليس هميشه مقابل چشمان امت حضور فيزيکي داشته باشد، اما امنيت از ساحت وجودي، ايجاد امنيت در مقام عمل هست.

بايد در نظر داشته باشيم که ناامني معلول واقعيات و مشکلات ديگري هست.


وقتي توسعه پايدار و توزيع عادلانه خدمات و امکانات در کشور وجود نداشته باشد، در نتيجه فقر، بيکاري و بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي ديگر هم بروز پيدا مي‌کند.

همين آسيب‌هاي اجتماعي خودش مي‌تواند مخل امنيت جامعه باشد.اگر مي‌خواهيم امنيت اجتماعي را در بعدي کلان ارتقا بدهيم، بايد به سمت و سايشان توسعه پايدار و عادلانه حرکت کنيم.


اقدام ديگري که مي‌توان در راستاي اون به ارتقاي امنيت اجتماعي دست يافت، جلوگيري از مهاجرت شهروندان به شهرهاي بزرگ تر و جلوگيري از افزايش حاشيه‌نشيني هست.رسانه‌ها بايد با فرهنگ‌سازي و آموزش، کاري نمايند که مهاجرت معکوس صورت بگيرد.

يعني حتي ساکنان شهرهاي بزرگ‌تر تمايل داشته باشند که به شهر و روستاي خودشان مهاجرت نمايند.

اما اگر براي افزايش سيل مهاجرت‌ها فکري نکنيم، ناخودآگاه امنيت اجتماعي در شهرهاي بزرگ و پايتخت تهديد خواهد شد.


وقتي ما تمام امکانات را در شهرهاي بزرگ متمرکز کرديم و توسعه پايداري در کشور به وجود نيامد، بسياري از ساکنان روستاها و شهرهاي کوچک متمايل مي‌شوند که به شهرهاي بزرگ مهاجرت نمايند، اما چون نمي‌توانند به سطح رفاه لازم براي زندگي در شهرهاي بزرگ برسند، خيلي از اونها دچار آسيب‌هاي اجتماعي مختلف مي‌شوند و در نتيجه، همين آسيب‌ها مي‌تواند امنيت اجتماعي را با چالش جدي مواجه کند.

به همين دلايل هست که مي‌گايشانيم ناامني يا وجود حس ناامني، خودش معلول شرایط ديگري هست که تا اين شرایط برطرف نشود، احساس امنيت ذهني و وجودي ارتقا پيدا نخواهد کرد.

5:


بررسی برخی از مولفه‌های الگوی رفتاری با سرمایه‌های اجتماعی داخلی


جایگاه اتکا به سرمایه های اجتماعی داخلی کجاست؟

«دانش‌اندوزی را با اندیشه‌‌ورزی و این هر دو را با پرهیزگاری و پاکدامنی بیامیزید؛ در این صورت هیچ اندوخته‌‌ای برای کشور با ثروت وجود جوانانی چون شما برابری نخواهد کرد.»(1)


مسیر آینده توسعه ایران
دیدبان: میزان داشته‌های هر کشوری برخواسته های اون کشور تاثیر مستقیم می‌گذارد اما اینکه نوع نگاه به سرمایه ها چگونه باشد و از چه اولویتی برخوردار باشد، در هر جهان بینی، تئوری و مکتبی متفاوت هست.

اما اونچه مسلم هست نیروی انسانی به عنوان سرمایه‌های اجتماعی یک جامعه از جایگاه ویژه ای در بین داشته های کشورها محسوب می شود به طوری که اتکا به نیروهای درونی موجب ثبات و اقتدار هر ملت – دولتی خواهد شد، لذا نحوه‌‌ی تعامل با این سرمایه‌های انسانی، حوزه ای جدید از تعلیم و تربیت و به عبارت دیگر آموزش و پرورش را فراهم می کند.

پس «هدف از تعلیم و تربیت، ساختن انسان‌هاست، مکتبی که دارای هدف هایی مشخص هست و مقررات همه جانبه و سیستم‌های حقوقی، اقتصادی و سیاسی دارد نمی‌تواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد؛ یعنی مکتبی که می‌خواهد در امت طرح‌های خاص اخلاقی، اقتصادی و سیاسی پیاده کند، خواه هدف اون مکتب، فرد باشد یا جامعه ناچار از داشتن یک سیستم آموزش هست.»(2) برخی از مولفه‌های پايه ی که می تواند در طراحی الگوی رفتاری با سرمایه های اجتماعی موثر واقع شود به این شرح می باشد:
ساختن یا پرورش دادن
تربیت به طور کلی با صنعت فرق دارد؛ صنعت عبارت هست از ساختن و به عبارت دیگر آراستن و پیراستن اشیا و ایجاد ارتباط میان اشیا در جهت حکومت انسان، اما تربیت عبارت هست از پرورش دادن؛ یعنی به فعلیت در آوردن و پروردن هستعدادهای درونی بالقوه‌ای که در چیزی موجود هست و لذا تربیت فقط در مورد جانداران به کار می رود و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید متناسب با طبیعت و سرشت شیء باشد؛ یعنی اگر بنا باشد شیئی شکوفا شود، باید کوشید همان هستعدادهایی که در اون هست، ظهور و بروز کند و اگر هستعدادی در شیئی نیست، بدیهی هست که پرورش اون معنی ندارد.
لذا در تربیت انسان دو حالت اصلی وجود دارد: یکی به نحوی هست که بیشتر درباره‌ی اون "ساختن" و صنعت صدق می کند و اون تربیتی هست که در اون، انسان مانند یک شیء فرض می شود و برای منظور خاصی ساخته می شود؛ اما مکتبی هم هست که در خدمت انسان هست، یعنی منظورِ بیرون از انسان ندارد و هدفش به سعادت رساندن و تکمیل انسان هست.
در دیدگاه دوم، تربیت باید بر پايه پرورش هستعدادها و نیروهای انسانی و برپايه تنظیم اون ها باشد؛ پس نکاتی که در تربیت باید مورد توجه باشد: اول تلاش در راه شناخت هستعدادهای انسانی و پرورش -و نه تضعیف- اونها، دوم برقراری نظامی میان هستعدادهای انسانی به طوری که در اثر این نظام هیچ گونه افراط و تفریطی بر او حکمفرما نباشد؛ یعنی هر نیرو و هستعدادی حظ خویش را ببرد و به بقیه تجاوز نکند.

(3)

مسیر آینده توسعه ایران
نقش فراموش شده پرورش در برابر آموزش
در نظام تعلیم و تربیت اگر به پرورش توجه نشود و صرفا تاکید بر آموزش گردد نتیجه‌ی این نظام جز ساختن انسان‌های کاریکاتوری که به طور متناسب پرورش نیافته اند نخواهد بود.

«اونچه از هستاد انتظار می رود فقط تغذیه‌ ى علمى دانشجو نیست، بلکه تقویت روحیه‌ى معنوى او و شخصیت معنوى او هم از هستاد متوقع هست؛ شما می توانید در این زمینه اثر بگذارید.

سعى کنید دانشجو را پایبند به تعلقات معنوى، تعلقات خانوادگى، تعلقات میهنى بار بیاورید؛ دانشجو را معتقد و مؤمن به فرهنگ اسلامى بار بیاورید.»(4) به عبارت دیگر «اونچه مربوط به معلمان هست، این هست که معلم عزیز بداند شغل او فقط تعلیم نیست؛ یا به تعبیرى فقط تعلیمِ مطالب کتاب و دانشِ در دست اجرا نیست.

معلم، هم باید علم بدهد، هم باید روش تفکر و کار تفکر را بیاموزد، هم رفتار و اخلاق آموزى در کار او باشد.»(5)

اما متاسفانه به مسئله ی تعلیم بیش از موضوع تربیت پرداخته شده هست حال اونکه این دو مولفه باید درکنار همدیگر برنامه بگیرد یعنی باید به انسان ها هم دانش داده شود و هم بینش.

«معلم دانش مى آموزد، تفکر مى آموزد، اخلاق و رفتار هم مى‌آموزد؛ آموختن رفتار و اخلاق از قبیل آموختن دانش نیست که فقط انسان از روى کتاب بخواند؛ درس اخلاق را با کتاب نمی شود منتقل کرد، بیش از کتاب و بیش از زبان، رفتار مؤثر هست؛ یعنى شما در داخل اتاق درس و میان دانش آموزان، با رفتار خودتان به اونها درس می دهید.

البته با زبان هم باید فرمود، باید نصیحت کرد، اما رفتار تأثیر عمیق ترى دارد، تأثیر همه گیرترى دارد.

صادقانه بودن سخن را رفتار انسان روشن می کند.»(6) لذا باید توجه داشت که انسان علاوه بر آموزش دانش، نیازمند پرورش بینش نیز می‌باشد.

مسیر آینده توسعه ایران
فرمودمان سازی
باید زمینه‌های پیشرفت و ترقی برای نیروهای انسانی فراهم شود که یکی از این زمینه‌ها فرمودمان سازی می باشد منظور از فرمودمان سازی این هست که: «این چیزى که اخیرا من دیدم که این جوان‌هاى دانش آموز دنبال این کار هستند و دارند این مسئله را در حدى که از توانایى هاى معمول دانش آموزهاى ما بالاتر هست دنبال می نمايند یا براى بخش‌هاى مختلف کارهایى انجام گرفته، این فرمودمان سازى هست؛ این فرمودمان ‌سازى خیلى مهم هست.

یعنى در کشور این فکر، این فرمودمان، این اندیشه به وجود بیاید که باید مسئله‌ى نانو را دنبال کرد.

خب، نانو خیلى مهم هست؛ نمی‌خواهیم بگوییم از همه‌ى مسائل کشور، از همه‌ى مسائل فنى مهم تر و بالاتر هست؛ نه، [اما] یکى از مسائل مهم پیشرفت علمى و فنى کشور هست؛ ما این را الگو برنامه بدهیم براى کارهاى گوناگونمان»(7) حال اگر این فرمودمان سازی برای حل مشکلات مختلف کشور ایجاد شود باب تحقیقات متفاوتی برای نیروهای انسانی مختلفی جهت برطرف کردن مشکلات و ارائه‌ی راه حل‌ها شکل می‌گیرد، البته باید توجه داشته باشیم که خودباوری و اعتماد به نفس برای ورود، جهت مبارزه با مشکلات هم لازم هست چون «این هم جزو بلاهایی هست که سر ملت ما آمد؛ سال‌های متمادی تسلط فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بیگانگان بر این کشور، این را باورانده بود که ایرانی هستعداد ندارد؛ ببینید چه خیانت بزرگی هست! هستعداد ایرانی از متوسط هستعداد دنیا بالاتر هست؛ جوان ایرانی، هستعداد ایرانی، جزو درجات بالای هستعداد بشری در همه ی دنیا هست؛ اون وقت این را این جور وانمود می کردند که نه، اینجا هستعداد نیست.

این مربوط به قبل از انقلاب هست و متأسفانه تا سال‌هایی از شروع انقلاب هم بودند کسانی که هنوز این تفکرات غلط در ذهن شان ریشه داشت.»(8)

مسیر آینده توسعه ایران
شناسایی هستعدادها، مانع نشت نخبگان
یکی از تهدیدهایی که سرمایه‌های اجتماعی یک کشور را تبدیل به موقعيتی برای کشورهای موقعيت طلب می‌کند نشت نخبگان هست لذا شناسایی نخبگان، تاثیر قابل توجهی در جلوگیری از این نشت خواهد داشت؛ «ما البته در گذشته، در یک دورانى، نمونه‌هاى نامطلوبى در دانشگاه داشتیم.

کسانى را در یک دانشگاه معتبر کشور داشتیم که جوان‌هاى نخبه را تشویق می‌کردند به ترک کشور! اینکه مکرر می‌گویند فرار مغزها، فرار مغزها؛ آدم‌هایى داشتیم که دانشجوى نخبه را جستجو می‌کردند، پیدا می‌کردند، تشویق می‌کردند به اینکه کشور را ترک نمايند و بروند؛ در یک دورانى این را داشتیم؛ و در یک دورانى دیدیم این را و گذراندیم این دوران را که در داخل وزارت کسانى بودند که در مقابل حرکت علمى و پیشرفت علمى مانع تراشى می‌کردند؛ اینها نباید تکرار بشود؛ دانشگاه در اختیار کسانى برنامه نگیرد که پیشرفت علمى را به هیچ مى انگارند؛ به اون اهمیت نمی دهند؛ دانشگاه در اختیار کسانى برنامه بگیرد که عاشق پیشرفت علمى کشورند»(9) قطعا کشوری مانند ایران بیشتر در معرض این تهدید هست اما باید توجه داشته باشیم که «اهداف، انسان لازم دارد؛ بیش از همه چیز، آدم لازم هست.

از جاده مهم‌تر، راه رونده‌ى در اون راه و جاده هست؛ اگر چنانچه رونده وجود نداشته باشد، جاده‌ى آسفالته هم به درد نمی‌خورد.

اگر رونده‌ى با همت وجود داشته باشد، نبود جاده‌ى آسفالته هم ضرر نمی‌زند.

مى بینید این کوهنوردها تا کجا می روند؛ جاده که نیست، اما پا هست و همت هست.

می‌توان پیش رفت، می‌توان بالا رفت، می‌توان هستعدادهاى ناشناخته را همچنان شناخت و مورد بهره بردارى برنامه داد.

می‌توان گره‌ها را پى درپى گشود.

همه‌ى اینها آدم لازم دارد.»(10)

عدم توقف حرکت علمی
اگر چه موضوع تربیت مهم می باشد اما این مسئله از اهمیت آموزش و حرکت علمی نمی‌کاهد و یکی از مهمترین وظایف نیروهای انسانی ابتدا تلاش در جهت ارتقای دانش خود و سپس ادامه دادن حرکت پر شتاب این نهضت برای اضافه کردن اقتدار کشور می‌باشد چون «یکى از نقشه‌هاى مهم دشمن، متوقف کردن حرکت علمى در کشور هست.»(11) اگر چه حرکت علمی متناسبی در ده‌ی اخیر شکل گرفته اما «ما امروز خیلى احتیاج داریم به کار؛ ما یک عقب ماندگى تاریخى و یک فقر تاریخى در زمینه هاى علمى و تحقیقى داریم.

درست هست که امروز شتاب علمى ما در دنیا در درجه ى اول هست و در واقع شتاب علمى از متوسط خیلى خیلى بالاتر هست لکن هنر این شتاب حداکثر این هست که ما را از این عقب ماندگى تاریخى و از این فقر تاریخى یک مقدارى جلو بیاورد.

ما باید این قدر این کار را ادامه بدهیم که برسیم به صفوف مقدم.»(12) و در این راستا باید مسولان بیشترین توجه را داشته باشند که مجامع علمی را از فضای سیاسی که سمی برای متوقف کردن این حرکت پر شتاب علمی هست، دور نگه دارند.

«من خواهش می‌کنم از مسئولان وزارتخانه‌هاى مربوط، و از مسئولان دولتى ذىربط که مرتبط با مسائل علم و دانشگاه و صنعت هستند، مسئله‌ى پیشرفت علمى و ارتباط علم با فناورى در کشور را جدى بگیرند؛ یعنى نسبت به این مسئله واقعا هیچ کوتاهى صورت نگیرد.

این مسئله، مسئله‌ى پايه ى ما هست؛ یکى از اصلى‌ترین، پايه ى‌ترین و فورى‌ترین مسائل ما هست.

کار تحقیقات به جاى خود، [اما] در پژوهش‌ها و اونچه در این زمینه لازم هست انجام بگیرد، به نظر ما هیچ نبایستى کوتاهى صورت بگیرد.»(13)

مسیر آینده توسعه ایران
تاسیس شرکت‌‌های دانش بنیان و کاربردی کردن علوم
تکمیل کردن ذنجیره ی علمی کشور و داشتن نقشه ی جامع علمی موجب اون می شود که نیروهای انسانی در چرخه های ناقص علمی بیهوده مشغول نشوند و بازدهی اونها نسبت به جامعه بیشتر گردد و در این مسیر خود نیروهای انسانی هم رشد می نمايند.

«دوستان چند مطلب را فرمودند که به نظر من درخور توجه و مهم بود؛ این مسئله ى " نگاه به علم، بدون توجه به فایده ى علم براى کشور" که در بیانات چند نفر از دوستان تکرار شد، کاملا حرف درستى هست و مکرر این را ما هم فرموده ایم.

کار علمى و تلاش علمى، امروز در کشور و در دانشگاه ها و پژوهشگاه هاى ما تلاش زنده و موفق و مورد تحسینى هست، منتها همه باید توجه داشته باشند که علم، مقدمه ى عمل هست؛ علمِ نافع عبارت هست از اون علمى که به کار کشور بیاید و مفید براى حل مشکلات کشور باشد.

صِرف اینکه فرض کنید مقاله مان در پایگاه‌هاى آى اِس آى و امثال اون در دنیا منتشر می شود، یا حتى مرجع برنامه می گیرد، این یک تمجید علمى هست، اما مطلوب نهایى نیست؛ کار علمى باید ناظر به نیازهاى کشور باشد؛ این را دوستان فرمودند، من هم تاکید می کنم.»(14) به عنوان مثال فارغ التحصیل شدن در یک رشته که بیش از نیاز کشور هست در واقع تلف کردن نیروهای انسانی و سرمایه های اجتماعی هست همچنین کامل نشدن و به فعلیت نرساندن زنجیره ی علوم هم یکی از مشکلاتی هست که غالبا در کشورهای عقب مانده و به اصطلاح کمتر توسعه یافته به چشم می خورد.

در این زمینه شرکت های دانش بنیان می تواند موثر واقع شود، «البته در تشخیص شرکت هاى دانش بنیان دقت بشود، یعنى شاخصه ها و مشخصه ها [معین بشود] و شرکت دانش بنیان هستاندارد سازى بشود؛ این جور نباشد که به اسم شرکت دانش بنیان کسانى بیایند و همین کارهایى را که در برخى از عرصه هاى دیگر معمول هست - دلالى و مانند اینها- در [اینجا] پیش ببرند.

به معناى واقعى کلمه، شرکتِ دانش بنیان [باشد]؛ این را باید یکى از محورهاى پايه ى برنامه داد.»(15)

بالا بردن سطح تحلیل و دریافت ها
قشر دانشجویان که بخش مهمی از نیروهای فکری و کاری آینده ی یک کشور خواهند بود تکلیف سنگین تری را بر دوش دارند با این توضیح که «دانشجو را ما جزو مجموعه‌ هاى نمایشگرِ وجدان بیدار ملت و کشور به حساب بیاوریم که واقع قضیه همین هست.

اگر دانشجویان در یک جامعه اى جهت گیرى اى داشته باشند و حرکتى بنمايند و خواستى داشته باشند، این نشان دهنده‌ى گرایش عمومى جامعه هست؛ در همه جاى دنیا هم همین جور هست.

دانشجو در واقع جزو مجموعه هایى هست که وجدان بیدار ملت را و جهت گیرى هاى اون را نشان می‌دهد، لذا باید دانشجو خیلى آگاهانه با مسائل برخورد کند؛ وضعیت خود را، وضعیت محیط خود را، تهدیدها را، موقعيت ها را، دشمن ها را، دشمنى ها را باید بشناسد.

[البته] انتظار این را نداریم که دانشجو از درس و بحث و کار گوناگون، بزند و فقط به کار سیاسى بپردازد؛ نه، این [منظور] نیست؛ انتظار داریم که با چشم باز، با نگاه روشن، با احساس تکلیف و با انگیزه به مسائل نگاه کند؛ این انتظار ما از دانشجو هست.» (16) با این وصف، دانشجو به عنوان قشر متفکر و بیدار سرمایه های اجتماعی لازم هست که آگاه به حوادث و جریانات باشد «توصیه می کنم دانشجویان عزیز را به اینکه مطالعات خودشان را، هم در زمینه‌هاى مسائل دینى، هم در زمینه‌ى مسائل گوناگون سیاسى، در کنار کار علمى تقویت نمايند.

سعى کنید قدرت تحلیل را در خودتان تقویت کنید.

البته من امروز که نگاه می‌کنم به بیانات دانشجوها، نکات برجسته و خوبى را مشاهده میکنم، یعنى واقعاً جاى خرسندى و شکرگزارى دارد، لکن هرچه می توانید در این زمینه بیشتر کار کنید.»(17)

مسیر آینده توسعه ایران
بیدار بودن و ربوده شدن خواب از چشم نیروهای انسانی
در منظومه ی فکری شهید مطهری، معیار سنجش ارزش انسان ها میزان "درد" اونها می باشد با این توضیح که انسان به چه میزان نسبت به حوادث و اتفاقات واکنش نشان می دهد و دغدغه ی حل مشکلات انسان ها را دارد و درد انسان های دیگر را درد خود می پندارد پس با این مجموع برای سنجش ارزش سرمایه های اجتماعی باید به میزان دغدغه های اونها توجه شود.

« یکى از دوستان هم فرمودند که خواب از چشم دانشجویان ربوده شده.

این خیلى خوب هست؛ واقعا اگر چنانچه این جور باشد که نگرانى ها دانشجو را این جور حساس بکند؛ البته امیدواریم خوابتان را بموقع و کامل انجام بدهید! این تعبیرِ "خواب از چشم ربوده شدن" تعبیر خوبى هست؛ اگر واقعاً این جور باشد، ما خیلى خرسند می شویم.

این حالت نگرانى و دغدغه نسبت به حوادث، موجب می شود که با چشم باز مسائل را نگاه کنید.»(17) « جوان دانشجوى ما باید مطالبه گر، پرانگیزه، پرنشاط، حاضر در صحنه و ناظر به مسائل کشور باشد؛ همین روحیه [و] نگاه منتقدانه و مطالبه گرانه و همراه با احساس تکلیف و وظیفه، در شما باقى بماند؛ که اگر این شد، کشور نجات پیدا خواهد کرد » (18)

استفاده از مربیان با اولویت
مربیانِ سرمایه‌های اجتماعی از اهمیت بی نظیری برخوردار هستند و آینده‌ی هر کشور به دست اونها شکل می‌گیرد لذا «نیروهایى که باید در این شبکه‌ى عظیم به کار گرفته بشوند، باید خصوصیاتى داشته باشند.

یکى از این خصوصیات این هست که پرانگیزه باشند، بانشاط باشند؛ از نیروهاى خسته، فرسوده، بى ابتکار - کسانى که هرچه بلد بودند، به کار زدند، دیگر هیچ کارى بلد نیستند - نباید به‌عنوان عناصر اولویت دار هستفاده کرد.

اولویت با نیروهاى جوان، بانشاط، پرانگیزه، متدین، انقلابى و کسانى هست که مسئله‌ى اونها در آموزش و پرورش، همان مسئله ى اصلى آموزش و پرورش باشد؛ یعنى تربیت انسانها؛ از اینها باید هستفاده کرد؛ این یک مسئله هست.

بنابراین در مدیریت هاى کلان و سطح بالاى آموزش و پرورش، اولین مسئله به نظر من این هست که نگاه نمايند، ببینند از چه نیروهایى هستفاده می نمايند؛ از نیروهاى مؤمن، انقلابى، بانشاط، علاقه مند، عاشق کار خود، و آماده ى ورود در میدان هاى دشوار در محدوده ى اهداف آموزش و پرورش؛ این مهم ترین کار هست.»(19)

مسیر آینده توسعه ایران
کلام آخر
نیروی انسانی هر کشوری بزرگترین سرمایه‌ی اجتماعی محسوب می‌شود که نباید نسبت در تربیت این نیروها کوتاهی صورت بگیرد و این مسیر را باید با ثبات مدیریت، توجه به پرورش و تعلیم، دوری گزیدن از فضای سیاسی، اعتماد و اتکا به نیروهای درونی پیمود و توجه داشت که « ما ملتى هستیم با آرمان هاى بلند، با حرف هاى بزرگ، با قله هاى ترسیم شده اى که می خواهیم خودمان را به این قله ها برسانیم.

این احتیاج دارد به انسان هاى صبور، عاقل، متدین، اهل ابتکار، اهل اقدام، دور از تنبلى، مهربان، عطوف، داراى حلم، داراى شجاعت، با رفتارهاى مؤدبانه، پرهیزگار و انسان هایى که درد دیگران، درد اونها محسوب بشود.

بافت انسان و قالب و تراش یک انسان مطلوب اسلام چیزى هست که با تربیت حاصل می شود.»(20) پس همه ی مسولان علی الخصوص دولت در قبال سرمایه های اجتماعی، علاوه بر اتکا و دوختن چشمشان بر این ها، موظف اند تحقیر و تضعیف را کنار گذاشته و اهتمامی پايه ی در پرورش و فراهم کردن عرصه برای ورود نیروهای انسانی داخلی را داشته باشند.

ارجاعات:
  • پیام رهبر انقلاب به نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا (۱۳۹۳/۱۱/۳).
  • مطهری، مرتضی: انسان برآستان دین؛ تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، 1380.
  • همان.
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها (۱۳۹۳/۰۴/۱۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با معلمان و فرهنگیان سراسر کشور (۱۳۹۳/۰۲/۱۷).
  • همان.
  • بیانات مقام معظم رهبری پس از بازدید از نمایشگاه دستاوردهاى فناورى نانو (۱۳۹۳/۱۱/۱۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگران در گروه صنعتى مپنا (۱۳۹۳/۰۲/۱۰).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها (۱۳۹۳/۰۴/۱۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با معلمان و فرهنگیان سراسر کشور (۱۳۹۳/۰۲/۱۷)
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها (۱۳۹۳/۰۴/۱۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری پس از بازدید از نمایشگاه دستاوردهاى فناورى نانو (۱۳۹۳/۱۱/۱۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها (۱۳۹۳/۰۴/۱۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان (۱۳۹۳/۰۵/۰۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها (۱۳۹۳/۰۴/۱۱).
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان (۱۳۹۳/۰۵/۰۱).
  • همان.
  • همان.
  • بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با معلمان و فرهنگیان سراسر کشور (۱۳۹۳/۰۲/۱۷).
  • همان.


70 out of 100 based on 50 user ratings 700 reviews

@