تعریف شما از " پدر " چیه؟


تعریف شما از " پدر " چیه؟



تعریف شما از " پدر " چیه؟
تعریف شما از " پدر " چیه؟
ممکنه اغلب شماها اسم پدر رو ک میشنوین یاد مهربونی و از خود گذشتگی بیفتید........
یاد بابای خوب و محبوب خودتون!
ولی کسانی هم بین ما هستن که واژه پدر معنی دیگه ای واسشون داره.....اسم پدر رو ک میشنون لرز به تنشون میفته یاد فریاداش میفتن یاد نا مهربونیاش.......
اینجور بچه ها حتی جنس کمربند باباشون رو هم خوب میشناسن.....
بچه هایی هم هستن که پدرشون به جای نوازش با دستشون فرزندشونو با کمربند یا سیگار نوازش میکنن......
بچه هایی که شام هر شبشون یه کم کتکه و یه عالمه درد و اشک.........
بچه هایی که باباشونو دوست ندارن.....
چند وقتیه یه بغضی تو گلوم لونه کرده........
پدر واسم یه واژه نا مفهوم شده.......
شما کمکم کنید......
معنی پدر چیه؟



چه طور میشه با وجود بد اقبالی بسیار زیاد، به زندگی برگشت؟

1:

تائید
پ.ن : بسته به نوع پیشروی تاپیک ، ممکن هست تصمیمات تغییر کند .


گفتگوي روز

2:

خدا کنه هرکسی که لیاقت فرزند رو داره خداوند بهش عنایت کنه!

واما پدر من زیباترین کلمات دنیا هم نمیتونن توصیفش کنن میمیرم براش...


زندگی با حیوانات ؟


تکیه‌ام بر چیست؟

3:

پدر کسی که تا ده سالگی فکر میکردم چرا ساکته و چرا اخمو

الان تو این سن میگم کوه همیشه ساکته و لی محکم

وقتی پشتت یه کوه باشه راحت زندگی میکنی


مرد واقعی….زن واقعی….

4:

پدر اصل وریشه هر فرد هست .


آیا شما فکر میکنید که شبکه های اجتماعی باید فیلتر شوند؟
شاید بعضی پدرها انگونه که بچه هاشون میخوان نباشند ، اما این چیزی از پدر بودنش کم نمی کند ، دوست عزیز در نظر داشته باشید مسائل وسختیهای زندگی وهمچنین تامین هزینه ها در این زمونه هنر هست وبسیار کار سختیست ،برای مردان که بیرون منزل کار میکنن وقراره رزق حلال در بیاورند و هر روز باید باادمهای مختلف بااخلاقهای متفاوت روبرو بشوند این خستگیها مجال همیشه شاد بودن یا مهربان بودن را از انها می گیرد .
ولی همینقدر که برای خانواده تلاش می کند قابل تقدیر هست .


شما چیکار میکنین؟(نظر بدین حتما)
با دقت به پیشانی ودستهای پدرت نگاه کن .


عفت جنسي چيست؟

5:

همه اینها قبول......
ولی قبول کنین پدر بودن فقط به پول در اوردن نیست......


6:

پدر کسی هست که حاضر تمام زندگیشو..جونیشو..آسایشش رو بزار برای فرزنداش
پدر کسیه که وجودش تا آخر عمر مثل مادر لازمه ومن که از دستش دادم میفهمم که چه گوهری بود.......


7:

پدر ی ادمیه که محبت نمکنه به فرزندش[

8:

درود
ببخشيد متوجه منظورتون نشدم كه فرموديد "چيزي از پدر بودنش كم نمي كنه"
مگر لفظ لغايشان پدر يا مادر بودن يا حتي گروه خوني كسي مي تواند تعهدات لازم
و ملزوم والديني را بر گردن كسي ديكته بكند؟

9:

]چه تاپیکی زدی فاطمه...
متاسفانه اینطور که میگی هست گاهی اوقات...
میدونی...ادم میاد چنتا جمله زیبا میخونه در مورد پدر...در مورد عشق و...

در حالی که همه انا میتونن ربطی به مفهومشون نداشته باشن...
به نظر من پدر پدره ولی.بالاخره همه پدرا اون بخش فداکاری رو دارن.بد مطلق نمیشه قطعا.
حرف زیاده...به تعداد ثانیه هاش.
ولی قبلا به این فکر کردم...تنها راهش بزرگ شدنه.بزرگ شدن.

10:

شاید تو درست میگی.........
ولی من دیدم پدری رو ک از زنش طلاق گرفته ولی دختر 7 سالشو نگه داشته به زور و مجبورش میکنه با دستای ظریفش کارای خونه رو انجام بده و وقتایی ک خماره به اون کوچولو اجازه نمیده شب بخوابه و حتی شده با اب یخ ک بریزه رو سرش اونو با خودش بیدار نگه میداره
با سیگار میسوزونتش و......
اینم محبت پدریه؟:(

11:

وای رابطه پدر و دختری به نظر من یک رابطه سراسر عشقه
من عاشق پدرم هستم
همونطوری که عشق و توی نگاه اونم می خونم
من خیلی به پدرم وابستم اونم خیلی احساساتیه
هیچ پدری بد نمیشه بعضی وقت ها بلد نیستن چطور محبت کنن یا اصلا خودشون محبت ندیدن
باید استقامت کنی تا بزرگ تر شی اونوقت می فهمی که پدر صلاح تو رو می خواسته حداقل نیتش این بوده
تعریف شما از " پدر " چیه؟

12:

پدر یه تکیه گاه امن
پدر چی بگم چه جمله ای بگم که در شان و منزلت پدر باشه هیچی ندارم بگم پدر دنیاست

13:

خب مادر های زیادی هم هستن که اینجوری هستن.

نمیشه این مسائل و موراد رو به محبت پدری و مادری ربط داد.


14:

از بچگی نداشتمش که بخوام جواب خوبی بدم ولی شاید تکیه گاه باشه نمیدونم

15:

اره ولی من در مورد پدر ها بیشتر دیدم علت هستارت این تاپیک یکم درگیری ذهنی خودمم بود.....
من هیچوقت پدر نمیشم.....نمیتونم حس پدر بودن رو درک کنم
پدر خوب هست بد هم هست
ولی ماهیت همشون یکیه دوس دارم یکی این ماهیت رو واسم تعریف کنه
ولی نه اونطور که فقط ستایش بشه
پدر یه نقش اجتماعیه و در اصل یه ادمه
ادمها هم ویژگی های خوب دارن هم بد
ولی بعضی پدرها ویژگی های بدشون اونقدر زیاده ک خوبا پیدا نمیشن
نمیتونم درک کنم یه فردی مثل " یار امام " میاد میگه من عاشق بابامم و احساسات رو از تو چشماشمیخونم
من هیچوقت این احساسات رو تو چشمای بابام ندیدم

16:

اینهمه تعصب داخل این جستار برای چی هست!؟
اتفاقا در حال حاضر تعداد پدر و مادرهای نامرد رو به فزونی
گذاشته چطور می توانیم به صرف پدر یا مادر بودن کسی
بر تمام اعمال اون مهر تایید بزنیم!
پدر بودن و یا مادر بودن کار شاقی نیست همه موجودات زنده
این هنر را دارند که فرزندآوری بنمايند ولی آیا واقعا تمام کسانی که
پدر یا مادر می شوند به تعهدات پدری و مادری عمل می نمايند؟
خیر همه این کار را نمی نمايند
مگر ما با روزگار خودمان هم تعارف داریم!!!!

17:

پدر =دیکتاتور

18:

به قول خانم دیلک تعارف که نداریم.
من توی فرهنگ خودمون بدتر از اینم دیدم.
اصلا دلم گرفت...
به نظر من جایگاه مادر ها (حداقل توی فرهنگ خودمون) به اسمشون خیلی نزدیک تر از پدراست...
منم نمیتونم این شرایط رو درک کنم...چون خودمو وقتی به عنوان یک پدر تصور میکنم بچمو یک دلگرمی برای زندگی و فعالیت میدونم...یعنی تمام فعالیتم در جهت اون بشه...نمیدونم شاید اونا هم اینطور فکر میکردن...
خیلی احساس پیچیده ای هست به اسونی نمیشه فهمیدش

19:

درود black عزیز
مطلقا در جایگاهی نیستم که در مورد پدر گرامی شما قضاوت کنم برای همین
خواهشا صحبتهام رو به خودتون نگیرید و حمل بر قضاوت برنامه ندید
(برای قضاوت کردن در مورد یک فرد خاص باید از نزدیک در جریان چند و چون ماجرا بود تا بشه درست قضاوت کرد)
منم اتفاقا یک شانس بسیار خوبی که نصیبم شده یکی از بهترین و منحصر به فرد ترین
پدر و مادر دنیا نصیبم شده که از این بابت خدا را همیشه شاکرم ولی این دلیل
نمیشه که همه پدر و مادرها را مثل اونها تصور کنم اتفاقا در اطرافم دیدم کسانی که
در حق فرزندانشون بسیار جفا کردند .
اتفاقا یک شخصی رو سراغ داشتم که برای همفکری پیش من آمد و ازم کمک خواست
من خیر سرم باهاش توی یک پارکی برنامه ملاقات گذاشتم که هم یک گپی بزنیم و هم
حول مشکلاتش فرمودگو بکنیم و احیانا راهکاری هم پیدا بکنیم منتها من سپس شنیدن
مسائل و مشکلاتش اونقدر شوکه شدم که اصلا لام تا کام نتونستم چیزی بگم و با
عرض معذرت مثل خر توی گل موندم!

حساب کنید یک پدر چقدر باید قصی القلب باشه که به خاطر اینکه می خواسته
دخترش رو به زور به عقد کسی در بیاره و چه بسا از شرش خلاص بشه ساعد
اونو با چاقو مورد حمله برنامه داده و...
اونم پدری معتاد که سپس طلاق دادن همسرش و تجدید فراش و متولد شدن فرزند جدید
حتی بچه های قبلی رو که 2 دختر و 2 پسر بودند (فقط یکی از دختر ها متاهل) را
خونه اش راه نمیداد و این دختر هرشب غم سرپناه داشت و مجبور بود با منت و با فحش
و فحش کشی وارد خانه پدری بشه و در گوشه ای کز کنه!
مادر هم ازدواج کرده بود و این دختر از همسر مادرش خجالت می کشید و نمی توانست
هر روز پیش مادرش بمونه و ....
کلا تاریخ انقضای کسانی که صرفا با لیبل پدری و مادری تعهدات پدری و مادری را هم
رعایت می کردند به شکل غریبی سر آمده و امت بعضا نامردتر از اونی می شوند که
حتی می توانیم از اونها تصور داشته باشیم!

20:

میگن مادر مثل مداد تموم شدنشو میبینی
ولی
در مثل خودکار یبار میای مینویسی میبینی تمام شده...


21:

شاید همه پدرا تکیه گاه امن نباشن یا شاید نتونن خرجی خانواده رو دربیاورند یا بد زبون باشن با جملاتی دل شما روبشکنن ولی حتی همین اسم پدر و سایه اش عزت میده به خانواده امید به خانواده.


بعضی از پدرا هم اینطورین

22:


پدر عضوی از خانواده هست که بواسطه اینکه تنها در مورد خود ما رفتار متناسبی نداشته، میشود تاپیکی زد و کلیت نام پدر را زیر سوال برد و وجه تسمیه کلمه پدر را پرسید!

پدر کسی هست که بخاطر شرایطی که همه ما از اون مطلعیم، شاید این روز کمتر بتواند لبخند بزند و مهربان باشد و در نتیجه میشود نتیجه گرفت که آدم غیرقابل تحملیست!

پدر کسی هست که چون بیشتر وقتش در بیرون منزل و برای گذران زندگی و من و ما و شما و ..

میگذرد و در نتیجه نمیتواند ارتباط زیادی با ما بربرنامه کند، پس ارزش کمتری از مادر دارد.

پدر کسی هست که چون یکی دو نفر پدر معتاد از صدها پدر اطرافمان میشناسیم، میتوانیم بواسطه اونها بقیه پدرها را هم زیر سوال ببریم!

بنده تصور میکنیم بیشتر از اینکه بدنبال بازتعریف نام پدر باشیم، بهتر هست اول نگاه خودمان به خانواده و نقش هر عضو را بازتعریف کنیم.


23:

من نمیگم پدرم خوب نیست...
شاید من قدرت دیدن عشقش رو ندارم شاید من درکم پایینه ولی گاهی این تصور تو ذهنم جرقه میزنه که چرا نمیتونم ببینم چرا حتی کارهاشون رو نمیتونم بذرم پای محبتش....
همون طور ک فرمودم بعضی وقتا نیمه خالی لیوان بیشتر از نیمه پر لیوان به چشم میاد
من وقتی یه بچه کوچک میبینم یه حسی تو وجودم بیدار میشه...
یه حسی ک شاید بعدها بتونم حس مادرانه رو روش بذارم...........
ولی پدر...واسم نامفهمومه مامانمو میبینم چطور به خاطر بچه هاش از خیلی چیزا گذشت میکنه ولی بابام نه......
گاهیم ما چشمامونو رو حقیقت میبندیم........
نمیدونم
ولی همیشه دلم میخواسته واسه فرزندم در اینده همونطور ک خودم دوست داشتم پدرم باشه واسش هم مادر باشم هم پدر.....


24:

پدر همه چیزه منه و این روزها درگیر مریضی نا علاج و بدون درمان هست
تو رو خدا واسش دعا کنید نمیخوام از دستش بدم

25:

چرا پدر هیچ مفهومی واست نداره؟؟؟؟
پدر یه شخصیه که نمیشه توصیفش کرد
هرچقدر هم بد باشه ولی وقتی از دستش میدی نمیتونی زندگیرو تحمل کنی
یه جورایی همدمه،حتی اگه مهربون نباشه

26:

هیچ وقت نفهمیدم ..



اینقدر حرف هست ک فرمودن ِش فایده ای نداره ;)

27:

درود رایان
همین الان می توان درست لنگه همین تاپیک را برای مادر هم زد
مگر صرف متولد کردن یک کودک برای پدران و مادران جواز تعهدشان
را امضا می کند؟
آیا اگر از پدران و مادران بی تعهد انتقاد کنیم به مقام شامخ سایر پدران و
مادران متعهد توهین کرده ایم؟و آیا مجبوریم که پدران و مادران بی تعهد و ...
را هم به هر عنوان و به هر ترتیبی که هست حلوا حلواشون کنیم؟
همانطور که فرزندان به گردن پدر و مادر حقی دارند پدر و مادر هم وظایفی دارند
اینکه تصور کنیم انتقاد از بی تعهدی پدر و مادران بی تعهد توهین به پدر و مادرهای
متعهد تلقی میشود یک دید کاملا متعصبانه هست و لاغیر.
هیچ وقت نمی توان حقایق را وارونه نشان داد لطفا سری به صفحات حوادث روزنامه ها
بزنید تا ببینید روزگاری که ما در اون نفس می کشیم چه پدر و مادرهایی را در خود
جای داده هست!

28:

پدر یعنی تکیه گاه...
یعنی بهترین مرد زندگی دختر
یعنی حمایت..
یعنی بابای من بخاطر آسم من تو کودکی سیگار گذاشت کنار...


29:

2 تاپیک دیگه برای ستایش پدر ها بود.....
من جای این تاپیک رو خالی دیدم
هر چیزی خوب مطلق نیست
پدر ارزشش از مادر کمتر نیست فقط امار نشون میده ک تعداد اینطور پدر ها از مادران بیشتره.......
پدر عضوی از خانواده هست که بواسطه اینکه تنها در مورد خود ما رفتار متناسبی نداشته، میشود تاپیکی زد و کلیت نام پدر را زیر سوال برد و وجه تسمیه کلمه پدر را پرسید!
قصدم از هستارت این تاپیک دلیل شخصی نبود ولی بحث به اینجا کشیده شد
هر روز و هرروز کودکانی را میبینم ک توسط پدرشون روحا و جسما مورد ازار برنامه میگیرن
من نخواستم کل نام پدر رو زیر سوال ببرم
معتقدم پدر ومادر مقدس ترین افراد برای هرکسی هستند ولی انها هم ادم هستند.....خوب مطلق فقط خداست
این را در کتاب های دینی هرساله به ما گوشزد مینمايند.
اگر ما فقط پدرها و مادر هارا ستایشکنیم پس تکلیف این گونه بچه ها چ میشود؟

30:

پدر یعنی تکیه گاه

31:

میتونیم اینطورم بگیم:
یعنی بابای من که با همه ی خوبیاش بچه که بودم میفرمودم منو بیشتر دوست داری یا سیگارو؟میفرمود سیگار....هنوزم میگه

32:

من چیزی نمی تونم بگم کسایی هستن ک سیگار میکشن 90 سال عمر میکنن بابای 44 ساله من ....
کفر نمیگم...
ولی خدا...


33:

چی بگم گلم....
خدا بهت استقامت بده

34:

برای من پدر کسیه که میدونم تا هست من معنیه زمین خوردنو حس نمیکنم چون دستمو میگیره
یه تکیه گاه ....یه کسی که تا وقتی هست از هیچی نمیترسم ...


پدر مهم ترین و با ارزش ترین بخش زندگیه من ِ

35:

خوب البته همونطور که عرض کردم بازم تکرار می کنم پست بنده مطلقا در راستای
دیدگاه شما نسبت به پدرتون نبود چون بدون شک در این مباحث و در این راستا بین
فرزندان و والدین هم غالبا سو تفاهمات زیادی رخ می دهد که قطعا با گذر وقت
این سو برداشت ها یا به نوعی سو تعبیرها رفع و رجوع می شوند.
به هر حال کم نیستند فرزندانی هم که بنا به دلایلی خاص و بعضا چه بسا اقتضای
سنشان توقعات و انتظارات انچنانی دارند شاید چه بسا از بضاعت والدین هم خارج باشد
شاید بعضا فرزندان شرایط اجتماعی و حتی اقتصادی را نسنجند و انتظارات خاصی
داشته باشند و ....به هر صورت همه اینها در بروز این سو تفاهمات و شاید بعضا
دلگیری های سطحی نقش تعیین نماينده ای بازی نمايند ولی به قطع هیچ کدام این
قدرت را ندارند که نقش کسی را زیر سئوال ببرند.
چیزی که من بهش اشاره کردم موضوعی بود که الان مدتها بود توی ذهن خودم وجود
داشت و چه بسا این تاپیک بهانه ای شد برای بیان این مسئله.
البته اصل هدف بنده صرفا پرداختن به پدران بی تعهد نیست بلکه پرداختن به پدران و مادران
بی تعهد به شکل توامان بود که به هر صورت تاپیک شما را مستعد برای بیان این موضوع
دیدم و اینجا وارد فرمودگو شدم .
و اما در مورد شما من حس می کنم با گذر وقت نقش ها براتون پر رنگ تر خواهد
شد و چه بسا این سو تفاهمات هم رفع و رجوع خواهند شد به نظر میاد در یک
برهه ای از وقت فرزندان به سمت مادر گرایش پیدا می نمايند و در برهه ای به سمت
پدر و این موضوع می تواند دلایل متعددی هم داشته باشد که چه بسا پرداختن به اونها
از حوصله این تاپیک خارج باشد.

از صمیم قلب آرزو می کنم در معیت پدر و مادر محترمتون روزگار دلچسبی رو داشته باشید

36:

سلام،

این متن شما وقتی قابل تصدیق هست که تاپیک بصورت "تعریف شما از پدر و مادر چیه؟" باشد.



چیزی که ما در جامعه فعلی میبینیم و نمودش در این فروم هم مشاهده میشود، به عرش بردن زنان (که برپايه غریزه وظایف مادری انجام میدهند و نه بیشتر) ؛ و به فرش نشاندن مردان هست (که بواسطه وظایفشان ناچارند مدت کمتری در کنار خانواده باشند) .

این جواب خانم black هم هست؛ بطور کلی در کشورهای جهان سوم، چون معیشت جنبه حساس تری بخود میگیرد و % بیشتری از اون هم به عهده مرد هست، در نتیجه فشار معیشتی مردان را کمی از ایجاد و خوی مردان یک کشور ثروتمند و متمول دور میکند و البته اونها را بیشتر به بزهکاری سوق میدهد.

در حالیکه زنان بهرصورت در این حد متضرر نمیشوند.



این هست که مردی به سیگار پناه میبرد و زن اما چندان مشکلی احساس نمیکند و برای فرزندانش مهربان باقی میماند!

و در چنین شرایطی اوج بی انصافی و ظاهربینی هست که بهشت را زیر پای مادر هل بدهیم و به این فکر کنیم که اصولاً پدر یعنی چه! پدری که در همین حد که آسایش و امنیت زندگی را برای هر عضو خانواده فراهم کرده، نقشش بروشنی مشخص هست!

این هست که برای بنده جای تاسف دارد، وگرنه شاید در جای خودش، بزرگترین منتقد رفتارهای هر عضو خانواده و نزدیکان، خود بنده باشم.




37:

شاعر دنیا، من اگه بودم
آغاز شعرم، با کلام پدرم بود
تشنه تو صحرا، من اگه بودم
آب حیاتم توی دست پدرم بود
وای اگه گندم،پوست تنم بود
اون که با دستاش، منو می کاشت پدرم بود
ریشمو تو خاک اگه می ذاشت پدرم بود
پدر جونه، پدر روحه، پدر دینه و ایمونه
پدر خسته، پدر بیزار،از این دنیای دیوونه
از این دنیای دیوونه
پدر نوره، پدر امّید، پدر عشقه که می مونه
پدر خندون، ولی گریون، از این دنیای دیوونه از این دنیای دیوونه

38:

خوب من تصور نمی کنم ایشون با قصد و غرض خاصی این عنوان را انتخاب
کرده باشند حالا خودشون بهتر می تونند در این باره توضیح بدهند
ولی شخصا با عنوان پیشنهادی شما موافقم
و اما با این تعاریف فرمالیته هم مخالفم که "بهشت زیر پای مادران هست" خیر
هرگز چنین نیست بهشتی که به صرف مادر بودن بخواهد زیر پای کسی
برنامه بگیرد صد در صئ اعتبارش را از دست می دهد چون بالااستثنا اغلب زنان
دنیا این قابلیت مادر شدن را دارند مضاف براینکه ما یک تعریف دیگری هم از بهشت
داریم که "بهشت را به بها دهند نه به بهانه" پس چندان نمی توان بر روی این
تعارفات فرمالیته حساب باز کرد
و اما رایان من به هستارتر تاپیک تا حدود 80 % ایمان دارم که این عنوان
را سهوا انتخاب کرده باشند ولی به شما چندان ایمان ندارم که هدفتان از بیان
این شبهات پرداختن به ارزش پدران هست یا پایین آوردن ارزش مادران !!!
قاعدتا ارزش هیچ پدر و مادری در گرو دیگری نیست و هر کدام می توانند به شکل
مجزا امتیازات خود را کسب نمايند پس اگر در این بین نقش مادری را تا عرش
رسانده ایم برای به عرش بردن پدران الزامی نداریم که در وهله اول حتما مادران را
به فرش برسانیم تا بعد پدرانمان بتوانند شرایط به عرش رسیدن را دارا باشد!
این دید شما چندان خوشایند نیست هیچ پدر و مادری (از نوع مثبت) به تنهایی
نمی تواند پاسخگوی نیازهای فرزندشان باشند و کسانی هم که بسته به شرایط
سعی دارند خلا وجود دیگری را پر سازند شاید به ظاهر موفق شوند ولی همواره
از یک کانال بسیار بزرگی لنگ خواهند زد .پدر و مادر مکمل هم هستند و خانواده ای
موفق خواهد بود که هر دو بتوانند در جایگاه مناسب احوال خود برنامه بگیرند.

ولی قبول دارم که در مورد پدران کم کاری شده و این موضوع باید به جد دنبال شود
شخصا یک تار موی پدرم را با کل دنیا عوض نمی کنم و اتفاقا بارزترین نمونه ای که
می توانم از یک مرد واقعی و ایضا پدر واقعی ارائه بدم پدر بزرگوارم هست.

قاعدتا
برای به عرش رساندن این موجود نازنین از هیچ تلاشی هم فروگذار نخواهم کرد
چه بسا بلد نیستم باید چه کاری انجام بدم

39:

نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها
سلام،

این متن شما وقتی قابل تصدیق هست که تاپیک بصورت "تعریف شما از پدر و مادر چیه؟" باشد.



چیزی که ما در جامعه فعلی میبینیم و نمودش در این فروم هم مشاهده میشود، به عرش بردن زنان (که برپايه غریزه وظایف مادری انجام میدهند و نه بیشتر) ؛ و به فرش نشاندن مردان هست (که بواسطه وظایفشان ناچارند مدت کمتری در کنار خانواده باشند) .

این جواب خانم black هم هست؛ بطور کلی در کشورهای جهان سوم، چون معیشت جنبه حساس تری بخود میگیرد و % بیشتری از اون هم به عهده مرد هست، در نتیجه فشار معیشتی مردان را کمی از ایجاد و خوی مردان یک کشور ثروتمند و متمول دور میکند و البته اونها را بیشتر به بزهکاری سوق میدهد.

در حالیکه زنان بهرصورت در این حد متضرر نمیشوند.



این هست که مردی به سیگار پناه میبرد و زن اما چندان مشکلی احساس نمیکند و برای فرزندانش مهربان باقی میماند!

و در چنین شرایطی اوج بی انصافی و ظاهربینی هست که بهشت را زیر پای مادر هل بدهیم و به این فکر کنیم که اصولاً پدر یعنی چه! پدری که در همین حد که آسایش و امنیت زندگی را برای هر عضو خانواده فراهم کرده، نقشش بروشنی مشخص هست!

این هست که برای بنده جای تاسف دارد، وگرنه شاید در جای خودش، بزرگترین منتقد رفتارهای هر عضو خانواده و نزدیکان، خود بنده باشم.




احسنت.

چیز هایی که من میخواستم بگم رو فرمودید.

تعریف شما از " پدر " چیه؟

40:

[quote=black;4093877]همه اینها قبول......
ولی قبول کنین پدر بودن فقط به پول در اوردن نیست......[/qu

سلام عزیزم
مطمئنا پدر بودن فقط به پول در اوردن نیست ، منظورم این بود که اگر گاهی پدر کمتر محبت میکند دلیل بدی اونیست ، بلکه خستگیهای روزمره این مجال وارامش را از او میگرد که محبتش را ابراز نماید ، وگاهی غرور مردانه وقدیمی انها موقعيت ابراز محبت ظاهری را نمی دهد ونمی گویم این خوبه ولی بعضی ادمها محبت کردن رو حتی بلد نیستند ولی دوست داشتن را همه بلدن به خصوص پدر ومادرها

41:

سلام
(چیزی از پدر بودنش کم نمی کنه ) یعنی در هر صورت ما نباید حق او را فراموش کنیم وحرمتش را زیر سوال ببریم .
وقتی خداوند فرمودند به پدر ومادرتون (اف ) نگویید .نفرمود به پدر ومادرمسلمانتان یا پدر ومادر مهربانتان یا پدر ومادر فداکار و...

بلکه این لفظ مطلق هستعمال شده پس حفظ احترامشان واجبه .
حتی اگر انها ابراز محبت نکنن .

42:

پدر یه شعره
پدر یه قصست ...


43:

پدریعنی با همه سختیایی که میکشه
یه بارم سرمون نزنه!ومنت نذاره سرمون!!!!!!

44:

پدرم ...الان با شنيد اسم پدر..دلتنگي عجيبي گرفتم..و باهاشون تلفني حرف زدم.


خــــوش بختــــی یعنــــی قلــــب پــــدرت بتپــــد...........

45:

سلام عزیزم...قدر بودنشو بدون/من حسرت نبودنشو میخورم

46:


عزيزم ..روحشون شاد و قرين رحمت....

47:

فداتشم.....مرسی

48:

تکیه گاه

49:

این جمله "چیزی از پدر بودنش کم نمی کنه " برای من خیلی گنگ و
نامفهوم هست!
شما تعریفتون از پدر یا حتی مادر بودن چیست؟
صرفا گروه خونی؟
اگر اینطور باشه بله قاعدتا با هر آزمایش DNA این پدر بودن اثبات میشه و به
قول شما چیزی ازش کم نمیشه ولی من فکر می کنم الزاما هر پدر و مادری
صرفا به واسطه فرزند آوری نمی توانند در این دایره حرمت مورد نظر شما قرار
بگیرند.
لطفا این لینکها را ببینید:

تجاوز مکرر پدر سنگدل به دختر 10 ساله

اسید پاشی و شکنجه بی رحمانه دختر توسط پدر قزوینی + عکس

حبس 10 ساعته پنج کودک در کمد به دست مادر سنگدل

و....
قاعدتا با این هستدلالهایی که شما به شکل کلی ارائه کردید باید در مقابل مقام
شامخ این پدر و مادرها هم سر تعظیم فرود آوریم چون به هر حال پرونده ای هم
که برای اونها ساخته شده هست به نام پدر یا مادر باز شده هست و قطعا این مسائل
چیزی از پدری یا مادری اونها کم نمی کند!

50:

مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی.


51:

سهم من از دنیا پدرم.......یک مرد.....به معنای واقعی کلمه

52:

پدر یعنی

پ: پایه و پايه زندگی
د: درمان دردام
ر: روز و شب خسته ولی واسه ما همیشه حاضرن جون بدن

معنی پدر واسه من اینه

53:

سپس خدا عاشقه پدرم هستم.

کسیه ک وقتی هست انگاری هیچ غصه ای نداری.

من واقعا وقتی پدرم خونس ارامش بیشتری دارم.


54:

کوه درد

55:

پدر من ...نمیدونم چی بگم..

خدا خودش میدونه

56:

تعریف من از پدر این :پدر یه کوه بزرگی که پشت خانوادشه اگر پدر نباش ان خانواده بی کس و تنهاست.پدر مرد زحمت کش و مهربان.من پدرم و از دست دادم تو دوران دبیرستان و این اتفاق بدترین اتفاق بود واسم

57:


58:

پدره من تمومه وجودمه.....
همیشه فکر میکنم مثه بابای من تو دنیا وجود نداره!
تکه بخدا.....

عاشقشم

59:

کاش وقتی ده ساله بودم میپرسیدی
از ده سالگی به بعدش را نمیدونم پدر چیه.
تا ده سالگی را هم بخوام تعریف کنم که پدر چیه خیلی یادم نمونده.اما یادم منو با خودش میبرد بیرون و هر چی میخواستم برام میخرید.
مثلا یادمه یه حیوونه اهلی خونگی داشتم یه روز که منو میبرد بیرون حیوون را من با خودم بردم.برام یه چیزایی خرید اما من نمیخوردم .سوال کرد.

، منم فرمودم باید برای اینم میخریدی.بیچاره از هرکدوم برای حیوونه هم خرید و چقدر هم خندید.
راستی اینو هم بگم پدر یه موجود آسمانی باید باشه ، چون نگاهاش و حرفاش مثل هیچکس روی زمین نیست

60:

صدای ناز می آید.
صدای کودک پرواز می آید.
صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد.
معلم در کلاس درس حاضر شد.
یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد بر پا.
همه بر پا،چه بر پایی شده بر پا.
معلم نشعتی دارد، معلم علم را در قلب می کارد، معلم فرموده ها دارد.
یکی از بچه های اون کلاس درس فرمودا بچه ها بر جا.
معلم فرمود:فرزندم بفرما جان من بنشین، چه درسی، فارسی داریم؟
کتاب فارسی بردار؛ آب و آب را دیگر نمی خوانیم.
بزن یک صفحه از این زندگانی را.
ورق ها یک به یک رو شد.
معلم فرمود فرزندم ببین بابا؛ بخوان بابا؛ بدان بابا؛
عزیزم این یکی بابا؛ پسر جان اون یکی بابا؛ همه صفحه پر از بابا؛
ندارد فرق این بابا و اون بابا؛
بگو آب و بگو بابا؛ بگو نان و بگو بابا
اگر بخشش کنی "با" می شود با "با"
اگر نصفش کنی "با" می شود با "با"
تمام بچه ها ساکت،نفس ها حبس در سینه و قلبی همچو آیینه،
یکی از بچه های کوچه بن بست، که میزش جای آخر هست، و همچو نی فقط نا داشت؛ به قلبش یک معما داشت؛
سوال از درس بابا داشت.
نگاهش سوخته از درد، لبانش زرد، ندارد گویا همدرد.
فقط نا داشت...
به انگشت اشاره او، سوال از درس بابا داشت.
سوال از درس بابای وقت دارد.

تو گویی درس هایی بر زبان دارد.
صدای کودک اندیشه می آید.

صدای بیستون،فرهاد یا شیرین،صدای تیشه می آید.
صدای شیر ها از بیشه می آید.
معلم فرمود فرزندم سؤالت چیست؟
بفرمودا اون پسر آقا اجازه این یکی بابا و اون بابا یکی هستند؟
معلم فرمود آری جان من بابا همان باباست.
پسر آهی کشید و اشک او در چشم پیدا شد.
معلم فرمود فرزندم بیا اینجا، چرا اشکت روان گشته؟
پسر با بغض فرمود این درس را دیگر نمی خوانم.
معلم فرمود فرزندم، چرا جانم، مگر این درس سنگین هست؟
پسر با گریه فرمود این درس رنگین هست.
دو تا بابا، یکی بابا؟
تو میگویی که این بابا و اون بابا یکی هستند؟
چرا بابای من نالان و غمگین هست؟ ولی بابای آرش شاد و خوشحال هست؟
تو میگویی که این بابا و اون بابا یکی هستند؟
چرا بابای آرش میوه از یازار می گیرد؟ چرا فرزند خود را سخت در آغوش می گیرد؟
ولی بابای من هر دم زغال از کار می گیرد؟
چرا بابا مرا یک دم به آغوشش نمی گیرد؟
چرا بابای آرش صورتش قرمز ولی بابای من تار هست؟
چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه دوست می دارد؟
ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر به زور و ظلم می کارد؟
تو میگویی که ای بابا و اون بابا یکی هستند؟
چرا بابا مرا یک دم نمی بوسد؟ چرا بابای من هر روز می پوسد؟
چرا در خانه ی آرش گل و زیتون فراوان هست؟
ولی در خانه ی ما اشک و خون دل به جریان هست؟
تو می گویی که ای بابا و اون بابا یکی هستند؟
چرا بابای من با زندگی قهر هست؟
معلم سورتش زرد و لبانش خشک گردیدیند.
به روی گونه اش اشکی ز دل برخواست.
چو گوهر روی دفتر ریخت.
معلم روی دفتر عشق را می ریخت.
و یک "بابا" ز اشک اون معلم پاک شد از دفتر مشقش.
بفرمودا دانش آموزان بس هست دیگر؛ یکی بابا در این درس هست و اون بابای دیگر نیست.
پاک کن را بگیرید ای عزیزانم،
یکی را پاک کردند و معلم فرمود جای اون یکی بابا، خدا را در ورق بنویس...
و خواند اون روز، "خدا بابا"
تمام بچه ها فرمودند، "خدا بابا"

61:

پدر پشتیبان فرزنده........

پدر من فوت کرده ولی میدونم مهمترین نقشو داره

62:

وقتی اسم پدر میاد قلبم آرامش پیدا میکنه وقتی اسمش را میشنوم انگار زندگی کردن واسم راحت میشه نفس کشیدنم

63:

خــــوش بختــــی یعنــــی قلــــب پــــدرت بتپــــد...........



بابا یعنی قشنگترین کلمه دنیا




که هیچ مترادفی نمیتونی براش پیدا کنی !

64:

پدر کسیه که تا از دستش ندی نمیفهی بعضی نعمت ها قابل تکرار نیستند.


65:

پدر یعنی یک پشتوانه محکم...................


66:

نبودش بالای سرت بزرگترین غمه عالمه

67:

درود
من هم در گذشته زیاد با پدرم پیوند عاطفی نداشتم.
و گمان می کردم پدر خوبی نبوده و بیشتر دشواری های من در زندگی ریشه در رفتار او داشته!
ولی چند سالی ناچار بودم از خانه دور باشم.

و هرگاه تلفنی با خانه فرمودگو می کردم می دیدم چقدر نگرانه.
انگار از همه نگرانتره.

انگار تنها اوست که من را دوست داره.
و از اندیشه خودم به شرم آمدم و دریافتم که برداشت نادرستی داشتم.
اونها اگر هم بدی ای کردند از عمد نبوده، بلکه نمی دانستند که فلان کار یا رفتار خوب نیست.
پس باید اونها را ببخشیم.

چون پدر و مادر فقط یکی هستند.

و جایگزین ندارند.


68:

پدر چیست؟
موجودی هست عصبانی
که جورابهایش بود میدهد
در خانه میگوزد
و همیشه حق با اوست...

69:

پدر چیست ؟یک موجودخشن دوست داشتنی

70:

یواش بابا

71:

پدر...
پدر من همیشه خسته و کلافه هست
اما برای جواب سوال هایم وقت میگذارد
او همیشه بی حوصله هست
اما برای بازی با برادر کوچکم اشتیاق دارد
دستانش ضمخت هست و تنش رنجور
اما من همان دستان را میبوسم
پدرم یک نجار هست و همیشه دستانش زخم هست
گاهی پانسمان و گاهی چسب زخم
روی موهایش گرد چوب مینشیند و
پیری اش را خیلی زودتر نشان داد...
این پدر من هست
با تنی خسته اما همیشه محکم...


72:

کسی که حاضره جونشو برای شما بده ولی ماشینشو نه!

73:

پدر منم نجاره همین جوره که تو میگی ، بخاطر ما شب و روز کار میکنه چهار تا انگشتش با اره برقی قطع شد ، واقعا دوسش دارم

74:

پدر موجودیه که تا 7- 8 سالگی نقش ماشین ببعی الاغه فرغون و ...

رو برامون بازی میکنه و کلا رو شونه هاش سواریم.

بعدم که میریم مدرسه با خرج مدرسه و کیف و کتاب کلاس تست و..

ی جور دیگه سواریم! بزرگتر میشیم ی شیفت دیگه هم اضافه میره واسه خرج شهریه دانشگاه پس انداز برا جهاز و خرج عروسی.

کلا عابر موسسه مالي سیاره.


75:

پدر منم

76:

پدرا الان تبدیل شدن به ماشین های تولید پول کاش همه بچه ها قدر این زحمات روبدونن

77:

وقتي بهش اظهار داشتن بيا پسرت اومده، سر از پا نميشناخت، اولين كاري كه كرد ريسه هايي رو كه چند سال بود براي آمدن پسرش نصب كرده بود روشن كرد، بعد هم لباسهاي تميزشو پوشيد و رفت سر كوچه، آخه اومده بودند دنبالش.



بيست و هشت ساله كه منتظر برگشت پسرش بود.

بهش قول داده بود كه برميگرده و پير مرد به اين حرف پسرش ايمان داشت.

ماشين به سرعت مي رفت و سپس يك ساعت و خرده اي رسيدند.

جعبه اي به پيرمرد نشان دادند و فرمودند اين پسرته.

وقتي دربشو باز كرد و هستخوانهاي بدون جمجمه پسرشو كه ديد، لبخندي زد و فرمود: " پسرم سرش ميرفت قولش نمي رفت "

78:

اگه مادر نباشه نمی گن یتیمی اما اگه پدر بالا سرت نباشه یتیم میشی
پدر چراغ و نور خانواده هست که اگه نباشه زندگی رو خاموش میکنه (البته برای خانواده شهدا اینطور نیست نوریه که هر روزش که میگذره خونه رو روشن تر میکنه و باعث غرور فرزندانش میشه....)
پدر مامن خانواده هست و غرور و افتخار فرزندان و همسر ...


حتی اگه نامهربان باشه.....


همه پدر دارن....به امید ظهورش انشالله بیاد و مارو از یتیمی نجات بده...

تعریف شما از " پدر " چیه؟ .


ومن الله توفیق

79:

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟
پسر ميگه : من..!!
...

...

...


پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟؟!!
پسر ميگه : بازم من شيرم...


پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!!؟؟
پسر ميگه : بابا تو شيري...!!
پدر ميگه : چرا بار اول و دوم فرمودي من حالا ميگي تو ؟؟
پسر فرمود : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا...


به سلامتي هرچي پدره


اینم واسه مادر
مادر
تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"‌هايش رااا باور کرد
حتي اگر نگايشاند...???

80:

وقتی ببینی پدری که با فرمودن خدایا به امید تو و فرمودن یا علی از خونه میزنه بیرون تا برای درآوردن یه لقمه نون حلال که بیاره سر سفره تا بچه هاش در آینده به هیچ احدالناسی جز خدا محتاج نباشن
بچه هاش حلالزاده باشن و نون حروم نخورن
میشناسی پدر چیه و کیه
وقتی بگن پدر مهربون فرزندت داره میمیره با پول هم درست بشو نیست تنها با گرفتن جونت این میتونه زندگی کنه میگه من حاضرم تا فرزندم دوباره زندگی کنه
.
.
.
بیایید برای همه پدران دنیا دعا کنیم که همیشه سلامت باشن.
آمین

81:

پدرهاهميشه درزندگي ماشرقي هانقش هاي عميقي دارند،اونقدرعمق كه گاه پيداكردن درجه عمق اونهاكاري هست بس ناشدني...
امااينكه بدانيدپدرازديدگاه يك فرزند(غيرشرقي)درسنين مختلف چگونه هست مطالعهاين مطلب خالي ازلطف نيست.
شماهم مي توانيدنظرخودرامطرح كنيد؟
4سالگي:پدرم قادر به انجام هركاريست.
7سالگي:پدرم همه چيزرابه طوركامل مي داند.
8سالگي:پدرم بعضي چيزهارانمي داند.
12سالگي:خب،اين كاملاطبيعي هست كه يك پدرچيزي نداند.
14سالگي:پدر؟به طرزنااميدكننده اي قديمي هست.
21سالگي:اه،تاريخ مصرف اين مردگذشته.شماچه انتظاري داريد؟
25سالگي:خب،اواطلاعات كمي درباره اين موضوع دارد.
30سالگي:شايدمابايدبه اونچه كه پدرانمان فكرمي كردند،توجه كنيم.
35سالگي:كمي صبرداشته باش واجازه بده كه قبل ازانجام هركاري،پدريك ارزيابي نسبت به اين مسأله داشته باشد.
50سالگي:من ازطرزفكرپدرنسبت به اين موضوع لذت مي برم.اومردنسبتاباهوش وزيركي هست.
60سالگي:پدرمن،تقريبادرباره هرمسأله اي اطلاعاتي داشت.
65سالگي:من حاضرم همه چيزم رابدهم به شرط اينكه پدرم اينجابودودرباره اين موضوع كمكم مي كرد.من واقعاجاي خالي اين مردراحس مي كنم.


واماازديدشماپدرچگونه موجوديست؟؟؟

82:

ادغام با تاپيك مشابه

83:

بقیه پدرارو نمی دونم ولی پدر من یک انسان روشن فکره
بهش فرمودم چرا به غیر از من دیگه بچه نیووردی
فرمود از هر هزار تا پسر یکیش انقدر بچه بابایی میشد دیگه چی میخاستم
به خودم فرمودم چرا انقدر بچه باباییم ، هنوزم که هنوزه نمی دونم چرا همیشه بابامو ترجیح میدم

84:

پدر یعنی یه مرد زحمت کش و مهربون که شاید گاهی حرصت بده گاهی دعوات کنه

ولـــــــــــــی بهترین تکیه گاه دنیاست حتی اگه آدم نود سالش باشه فکر کنم از اینکه بتونه بره تو بغل باباش لذت ببره از بس که بغل بابای آدم جای باحالی می باشه

85:

موضوع انشاء : خوشبختی

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ به نام خدا ________________

خوشبــختی یعنــــــــــی

قلــــــبــــــــ پـــــــــــــدرتــــــــ ـــــــــ بـــــتـــپــــــــــــد .

.

.

.

.

.

.



_____________________ پایانـــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ


تعریف شما از " پدر " چیه؟

86:

تکیه گاه، دلگرمی، دلخوشی، با صلابت،بسیار مهربان و خوش قلب و گاهی هم عصبانی
وقتی پدر داری انگار تمام دنیا رو داری و وقتی که از دست میدیش انگار کل دنیا رو از دست دادی

87:

واژه ی پـدر؟ :-/
واسـه منـم معنـی ای نـداره :|

88:

نوشته اصلي بوسيله maedeh نمايش نوشته ها
پدر منم
نوشته اصلي بوسيله akbary8790 نمايش نوشته ها
پدرا الان تبدیل شدن به ماشین های تولید پول کاش همه بچه ها قدر این زحمات روبدونن
نوشته اصلي بوسيله beman نمايش نوشته ها
وقتي بهش اظهار داشتن بيا پسرت اومده، سر از پا نميشناخت، اولين كاري كه كرد ريسه هايي رو كه چند سال بود براي آمدن پسرش نصب كرده بود روشن كرد، بعد هم لباسهاي تميزشو پوشيد و رفت سر كوچه، آخه اومده بودند دنبالش.



بيست و هشت ساله كه منتظر برگشت پسرش بود.

بهش قول داده بود كه برميگرده و پير مرد به اين حرف پسرش ايمان داشت.

ماشين به سرعت مي رفت و سپس يك ساعت و خرده اي رسيدند.

جعبه اي به پيرمرد نشان دادند و فرمودند اين پسرته.

وقتي دربشو باز كرد و هستخوانهاي بدون جمجمه پسرشو كه ديد، لبخندي زد و فرمود: " پسرم سرش ميرفت قولش نمي رفت "
نوشته اصلي بوسيله mohammad.hasan نمايش نوشته ها
وقتی ببینی پدری که با فرمودن خدایا به امید تو و فرمودن یا علی از خونه میزنه بیرون تا برای درآوردن یه لقمه نون حلال که بیاره سر سفره تا بچه هاش در آینده به هیچ احدالناسی جز خدا محتاج نباشن
بچه هاش حلالزاده باشن و نون حروم نخورن
میشناسی پدر چیه و کیه
وقتی بگن پدر مهربون فرزندت داره میمیره با پول هم درست بشو نیست تنها با گرفتن جونت این میتونه زندگی کنه میگه من حاضرم تا فرزندم دوباره زندگی کنه
.
.
.
بیایید برای همه پدران دنیا دعا کنیم که همیشه سلامت باشن.
آمین
نوشته اصلي بوسيله aaa71 نمايش نوشته ها
پدرهاهميشه درزندگي ماشرقي هانقش هاي عميقي دارند،اونقدرعمق كه گاه پيداكردن درجه عمق اونهاكاري هست بس ناشدني...
امااينكه بدانيدپدرازديدگاه يك فرزند(غيرشرقي)درسنين مختلف چگونه هست مطالعهاين مطلب خالي ازلطف نيست.
شماهم مي توانيدنظرخودرامطرح كنيد؟
4سالگي:پدرم قادر به انجام هركاريست.
7سالگي:پدرم همه چيزرابه طوركامل مي داند.
8سالگي:پدرم بعضي چيزهارانمي داند.
12سالگي:خب،اين كاملاطبيعي هست كه يك پدرچيزي نداند.
14سالگي:پدر؟به طرزنااميدكننده اي قديمي هست.
21سالگي:اه،تاريخ مصرف اين مردگذشته.شماچه انتظاري داريد؟
25سالگي:خب،اواطلاعات كمي درباره اين موضوع دارد.
30سالگي:شايدمابايدبه اونچه كه پدرانمان فكرمي كردند،توجه كنيم.
35سالگي:كمي صبرداشته باش واجازه بده كه قبل ازانجام هركاري،پدريك ارزيابي نسبت به اين مسأله داشته باشد.
50سالگي:من ازطرزفكرپدرنسبت به اين موضوع لذت مي برم.اومردنسبتاباهوش وزيركي هست.
60سالگي:پدرمن،تقريبادرباره هرمسأله اي اطلاعاتي داشت.
65سالگي:من حاضرم همه چيزم رابدهم به شرط اينكه پدرم اينجابودودرباره اين موضوع كمكم مي كرد.من واقعاجاي خالي اين مردراحس مي كنم.


واماازديدشماپدرچگونه موجوديست؟؟؟
نوشته اصلي بوسيله biseda2 نمايش نوشته ها
ادغام با تاپيك مشابه
نوشته اصلي بوسيله marlon نمايش نوشته ها
بقیه پدرارو نمی دونم ولی پدر من یک انسان روشن فکره
بهش فرمودم چرا به غیر از من دیگه بچه نیووردی
فرمود از هر هزار تا پسر یکیش انقدر بچه بابایی میشد دیگه چی میخاستم
به خودم فرمودم چرا انقدر بچه باباییم ، هنوزم که هنوزه نمی دونم چرا همیشه بابامو ترجیح میدم
نوشته اصلي بوسيله saita نمايش نوشته ها
پدر یعنی یه مرد زحمت کش و مهربون که شاید گاهی حرصت بده گاهی دعوات کنه

ولـــــــــــــی بهترین تکیه گاه دنیاست حتی اگه آدم نود سالش باشه فکر کنم از اینکه بتونه بره تو بغل باباش لذت ببره از بس که بغل بابای آدم جای باحالی می باشه
نوشته اصلي بوسيله sepideh72 نمايش نوشته ها
موضوع انشاء : خوشبختی

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ به نام خدا ________________

خوشبــختی یعنــــــــــی

قلــــــبــــــــ پـــــــــــــدرتــــــــ ـــــــــ بـــــتـــپــــــــــــد .

.

.

.

.

.

.



_____________________ پایانـــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ


تعریف شما از " پدر " چیه؟
نوشته اصلي بوسيله zare نمايش نوشته ها
تکیه گاه، دلگرمی، دلخوشی، با صلابت،بسیار مهربان و خوش قلب و گاهی هم عصبانی
وقتی پدر داری انگار تمام دنیا رو داری و وقتی که از دست میدیش انگار کل دنیا رو از دست دادی
نوشته اصلي بوسيله madarshowar نمايش نوشته ها
واژه ی پـدر؟ :-/
واسـه منـم معنـی ای نـداره :|
بابایی یعنی خدا

89:

پدر یعنی هرچی خوبی که میتونه تو یه آدم وجود داشته باشه


70 out of 100 based on 40 user ratings 790 reviews

@