چرا چرا چرا


چرا چرا چرا



چرا چرا چرا
توزندگي چراهاي زيادي است

چراي زندگي تو بگو اگه بعدي جواب رو ميدونست ميگه و اگر نميدونست خودش يه چراي ديگه رو ميگه


چرا انقدر چرا وجود داره



به نظر شما بزرگترین گناه چیه!؟

1:

سوالم سخته كه چيزي نميگيد خوب يه چيز بگيد ديگه


راستی و زندگی با روش راستی

2:

انقدر الان چرا تو ذهنمه كه نگو خودمم نميدونم


ایامیدانید ؟؟؟؟؟؟

3:

با عرض سلام:

اتفاقا" اصلا" سوال سختی نیست بذار بهت علتش بگم ::::


اگه برنامه بر این بود که این چراها؟ در زندگی روزمر نباشه اون زندگی هیچوقت زندگی نمیشد یعنی میشه فرمود:

زندگی مثل اسباب بازی یعنی بازی چه میشد.



حلا فهمیدی چرا؟ اینقدر چرا در زندگی وجود داره...


تست روانشناسي




.....


چقدر به دیگران اهمیت می دهید؟
ESKELET....


به کدام سو در حرکتیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


رادیو (بحث و گفتگو پیرامون رسانه رادیو )

4:

در انسان به طور فطري گرايشي به نام حقيقت جايشاني، دانايي يا مقوله دريافت جهان خارج وجود دارد.


چرا بحث های چالشی بیش از بحث های علمی مورد توجه قرار می گیرد
يعني انسان مي خواهد جهان و هستي اشيا را چنان که هستند دريابد.

اين گرايش را روانشناسان حس حقيقت جايشاني يا حس کاوش مي گذارند و فرموده اند اين همان چيزي هست که در کودکان از سن دو يا سه سالگي پيدا مي شود که در نتيجه اون بچه ها کنجکاايشان زيادي کرده و در مورد چيزهاي اطراف خود سؤالات زيادي مي نمايند اين حس کم و بيش در همه افراد بشر وجود دارد ولي شدت و ضعف دارد و بستگي دارد انسان چه اندازه اون را پرورش دهد.

5:

چون!

6:

چرا یعنی شروع حرکت و....
تا نگی چرا این سیب از درخت به زمین می افتد حرکتی اغاز نمیشود.


7:

چون جاذبه ی زمین وجود داره.

چرا زمین، جاذبه داره؟!


چرا چرا چرا

8:

چرا خداوند اينقدر عاطفه در وجود زن نهاد؟

9:

به خاطر جرم !.
همانطور که فرمودم همین چرا ها هست باعث حرکت و معنا دادن میشود.


10:

چرا جرم وجود داره!!! چرا چرا چرا


بله!
من هم خواستم در ادامه ی فرمایش شما، برای تائید، این " بازی " رو ادامه بدم!

11:

تا ما بتونيم رايشان زمين ميخكوب شيم و تو هوا آايشانزون نباشيم

12:

چرا ما روی زمین باید میخکوب بشیم و توی هوا آویزون نباشیم؟ چرا چرا چرا

13:

اگر رو زمين ميخكوب نميشديد چطور مي خواستي حركت يا زندگي كني

14:

چرا باید زندگی و حرکت، با میخکوب شدن روی زمین باشه؟
خب میشد معلق زندگی کرد!

15:

چرا این تاپیک فعال نیست؟

16:

ميتونه همه اي چراها تبديل به يه هدف بشه اتفاق حل چراها انقدر حال ميده مثل حل كردن سوال فيزك ميمونه

17:

مثلا الان برا من يه چرا وجود داره اينكه چرا حاج مهدي چند وقتيه اين همه گير شده؟(الان مياد منو توبيخ ميكنه)

18:

چرا بعضی از زنا انقدر بی جنبه هستن؟
تا به قدرت میرسن خدارو بنده نیستن.عقده ای میشن.


19:

زن و مرد نداره ادماي بي جنبه زياد هستن حالا ميخاد زن باشه يا مرد من هر دو جورشو ديدم

20:

آره ولی به نظر من زنا بیشترن.
من هم هستاد زن داشتم هم مرد.وای زنا مکافاتین.
یا همین کارمندای زن.خصوصا تو این موسسه ماليها.
یا همین یکی 2تا از مدیرای هم میهن.یه مدت بود یکی از همین مدیرا تا من پست میزدم پاک میکرد.سلامم میدادم پاک میکرد.
که دیگه کلا چند نفر اعتراض کردیم و رسیدگی شد.

21:

چرا چی؟
هان؟
چرا چی؟
نکنه می خوای آتیش بزنی به قلب من؟
آره؟

22:

چرا؟ جون چ چسبیده به را به خاطر همین یه را
زیاد در این رابطه فکر نکنید

23:

چرا بلبل هميشه نغمه خوان هست
چرا بر برگ شبنم مي نشيند

24:

چرا آلاله هاي باغ سرخند
چرا بر رايشان گل غم مي نشيند
چرا باران هميشه قطره قطره ست
چرا در خانه ها دريا نداريم
چرا در باغچه يا تايشان گلدان
گلي يا برگي از رايشانا نداريم

25:

چرا پروانه ها معناي عشقند
چرا جغدان هميشه اشكبارند
چرا امت همانند كبوتر
درون خانه ها جغدي ندارند
چرا در هر كتابي آسمان ها
هميشه آبي و خوشرنگ هستند

26:

چرا هيچ آسماني رنگ غم نيست
چرا امت خدا را مي پرستند
چرا ما عاشق باد صباييم
چرا يك بار با طوفان نباشيم
چرا در هر وقت در فكر دريا
چرا يكبار با باران نباشيم

27:

چرا گلزار ها شاداب و سبزند
چرا قلب بيابان لاله گون هست
چرا دستان بركه پاك و نيلي هست
چرا چشم شقايق رنگ خونست
چرا لبهاي امت نيمه خشك هست
چرا لبخند در اون جا ندارد

28:

چرا تايشان قفس هامان قناري ست
چرا هيچ آدمي درنا ندارد
چرا بالا تر از احساس عشقست
چرا تصايشانر از آينه پيداست

29:

چرا نيلوفران پيك بهارند
چرا احساس در دل ها شكوفاست
اگر چه اين بيان آرزو بود
ولي آخر چرا زيبا نباشيم
چرا يك بار چون بال پرستو
چرا يك بار چون دريا نباشيم

30:

چرا وقت خودتو هدر می دی این همه پست می نویسی؟!؟

31:

چرا آدم نمی تونه هر کاری که دوست داره انجام بده یا هر جایی که میخواد باشه ؟؟؟؟؟؟
چرا چرا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟

32:

سلام آخه اگه هر کسی هر کاری دوست داشت بکنه حق دیگران رو شاید پایمال می کرد مثلاً شاید من دوست داشتم همه در رکاب من خدمت کنن متوجه شدی گلم؟
البته من همچین اخلاقی ندارم که همه چیز رو فقط برای خودم بخوام ها.

33:

بالايي هيچي نپرسيده .
پاييني چرايي به ذهنم نميرسه .
بپرس .


34:

هیچ آدابی و ترتیبی مجوی / هر چه می خواهد دل تنگت بگوی
ماریا رو چرا نیاوردی؟

35:

دست رو دلم نزار كه خونه .


اصولاً من چرايي به ذهنم نميرسه .
از من توقع چرا نداشته باشين .


36:

چرا سرنوشت مقدر شده اما انسان قدرت اختیار داره؟؟

37:

اگه تو بخوای می تونی تقییرش بدی !

38:

پس قسمت چیه ؟؟؟ پیش بینی از کجا میاد ؟؟

39:

پیش بینی که یه حدس که شاید درست با شه شاید هم غلط اما قسمت نشده تا حالا ببینی یا بشنوی فلان کس مرده بود یا در حال مرگ بود اینقدر دعا کرد معجزه شد و زنده موند.

فکر می کنی اون زنده موندن تو سرنوشتش نوشته شده؟

40:

دوست عزیز در رابطه با اون بخش اول پاسختون که فرمودید پیش بینی یه حدسه !! پس شاید من منظورمو درست بیان نکردم منظور من پیش بینی فالگیرها و پیش گوها نیست شما فرضا پیش بینی پیامبران و امامان را در نظر بگیرید ....

در رابطه با قسمت دوم !! اگر در سرنوشتش نبود به قدرت اختیار انسان بر می گرده ؟؟ یعنی میگید با هستفاده از قدرت اختیارش زنده موندن رو انتخاب کرده ؟؟؟ یا شایدم سرنوشتش بوده؟؟؟

41:

در رابطه با قسمت اول پیامبران از اون چنان بینش عمیقی به لطف الهی بهرهمند هستند که نه فقط پایان کار بلکه تمام مراحل انجام یک کار رو میفهمند یعنی می فهمند که مثلا شما از فولان روز تصمیم میگیری درس بخونی و تو امتحان قبول بشی و فقط آخر کارو نمی بینند این از قسمت اول.

تو قسمت دوم با هستفاده از قدرت الهی زنده مونده اما فکر کنید همون طرف تو آخرین لحظات به این فکر می کنه که یه بنده خدارو از یه مصیبت نجات بده اون وقت به نظر شما اون اراده نکرده که همچین کاری بکنه ؟خدا هم به خاطر همین کار یه عمر دوباره به اون بده؟

42:

در رابطه با قسمت اول!!! شاید این طوری بهتره که بگیم پیامبران علم خدایی داشتن و اون علم قسمت کوچیکی از دانش خدا بود که در اونها تجلی پیدا کرده بود ( حالا بحث پیامبرا به کنار ) شما می دونید که انسان سرشار از انرژیه که حتی این انرژی به اون نیروویی میده که از هر موجود دیگری حتی جن ها هم نیرومندتر باشه اما نیاز به تمرکز شدیدی داره و به همین دلیل بیشتر انسان ها از توانایی شون نمیتونن هستفاده کنن ولی عده ی قلیلی که میتونن توانایی پیش بینی دارن و پیش بینیشون هم به حقیقت می پیونده و یا اصلا در رابطه با خواب های صادقه چی؟؟؟ اونام آینده رو میگن...

مگه سرنوشمون دست خودمون نیست؟؟
در رابطه با قسمت دوم توضییح بیشتری بدین متوجه منظورتون نشدم..


43:

سلام، در مورد اون عده قلیلی که شما فرمودید می تونن آینده رو پیش بینی کنن کافی تو همین یک بیت شعر کمی تامل کنید.
رسدآدمی به جایی که جز از خدا نبیند / بنگر که تا چه حد هست مقام آدمیت
ضمناً پیامبران و امامان ما هم آدم بودن مثلاً پیامبر (ص) تا 43 که نمی تونست معجزه کنه و آینده رو پیش بینی کنه وقتی به رسالت رسید اینچنین قدرت و مقامی پیدا کرد.

سرنوشت ما رقم خورده ولی ما قادر به تغییر اون هستیم فقط کافی از قدرت های درونیمون هستفاده کنیم خدا راه رسیدن به خوشبختی رو به ما نشون داده ولی کافی ما با قدرت اختیارمون اون راه رو انتخاب کنیم و عزم رسیدن به اون رو بکنیم منظور شما از اینکه میگید اگه سرنوشت رقم خورده پس قدرت اختیار انسان چی نباید این باشه که شما فکر کنید ما تو این دنیا اومدیم که فقط زندگی کنیم و طبق اون سرنوشتی که برامون رقم خورده آخرش می ریم بهشت یا جهنم اینجا عدل خداوند رعایت نشده این قضیه برای فرشته ها صدق می کنه که قدرت تصمیم گیری ندارند مثلا شما از امروز اراده می کنید آدم با خدا و با ایمانی باشید اگه این طوری باشید که می رید بهشت اگه این طوری نباشید که می رید جهنم این دست شماست که چه راهی رو انتخاب کنید

44:

چرا؟!اگه برنامه بود آخرش اینطوری بشه اصلا چرا این اتفاق افتاد؟!!چرا همه چیز دست به دست هم داد تاآخرش اینجوری بشه!من نمیدونم چرا اگه قراره یه اتفاقی به سرانجام نرسه اصلا برای چی اتفاق میفته هان؟!خدایا جوابمو بده!

45:

سلام...

در رابطه با قسمت اول مگه من چی فرمودم ...

من هم فرمودم اون ها هم مانند ما انسان بودن فقط با رسیدن به پیامبری خداوند قدرتش رو در اونها متجلی کرد ...
در ضمن من قبول دارم که سرنوشت قابل تغییره اما دلیل منطقی برای اون پیدا نمی کنم وقتی بحث پیش بینی میاد وسط کم میارم ....


46:

سلام، هر جایی احساس کردی کم آوردی به درون رجوع کن.

47:

چرا اسمتو بگم؟
وقتی اسمت منو از زندگی سیر میکنه

چرا یادت بکنم ؟
وقتی یادت منو پابند و اسیرم میکنه

وقتی قلبت واسه من آروم جون نیس
چرا دردمو برات بگم؟

وقتی عشقت واسه من آروم جون نیس
چرا شعرامو برات بگم؟

وقتی اوونقدر دلامون از هم دیگه دور شده
چرا ترکت نکنم؟

وقتی لِه کردی دلمو زیر پاهات
چرا اخمت نکنم؟

وقتی قلبمو مثل شیشه میشکنی
چرا یادت بکنم؟

48:

درون انسان منطق نیست ....

احساسات هست ...


49:

سلام فرمودم به درونت نفرمودم به احسساساتت ضمناً احساس جزوی از درون نه تمامش.
شما می خواید یه سوال امتحان رو جواب بدی با احساساتت جواب نمی دی که با منطقت جواب می دی.


88 out of 100 based on 78 user ratings 1228 reviews

@