لغو جهاني حكم اعدام


لغو جهاني حكم اعدام



لغو جهاني حكم اعدام
اتحاديه اروپا با صدور بيانيه‌اي
نسبت به آنچه آن را صدور حكم اعدام
براي چند نفر در ايران قبل از رسيدن به سن قانوني خوانده،
خواستار اتخاذ مجازات‌هاي جايگزين در اين موارد شد.


به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا،
اتحاديه اروپا در اين بيانيه خواستار لغو جهاني حكم اعدام
و رعايت قوانين بين‌المللي
و توقف اجراي حكم محكومان به اعدامي شده است
كه به سن قانوني‌ نرسيده‌اند.


كد خبر: 8611-04794



این قضیه سربازی رفتنم کشت مارو ...اه :o:o:o:

1:

اعدام یعنی کشتن سیستماتیک و قانونی انسان توسط انسان .این قانون وحشیانه که نشان از بربریت قرون گذشته هست باید در تمام کشورها لغو گردد.
این قانون در اکثر کشورهای متمدن و پیشرفته لغو شده هست ولی هنوز در بسیاری از کشورها انجام میشود.


سلام کی پراید داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نظر سنجی! آیا جوانان دچار دین گریزی شده اند؟

2:

کسی که کشت باید کشته شود!
این قانونه


صاحب کاران و رزومه ها

3:

البته که قانونه ولی قاون جنگل!
کسی که میکشد جنایت میکند و کسی که حکم به کشتن کسی میدهد جنایت مضاعف.


ماه های تولد افرادمشهور دنیا را با ماه تولد خودتان مقایسه کنید !


زندگي

4:

اینجور که شما میگین باید کسی که قاتله بهش یه دسته گل رز بدیم نه؟!
نظر من اینه که:
دست کسی رو شکستی باید دستتو بشکنن
چشم کسی کور کردی باید چشتو کور کنن
کسی رو کشتی باید کشته یشی

دوست من
مگه بیت المال از مفت اومده که خرج زندگی کسی رو تا ابد بدی؟!
اون بیت المال مال امته نه کسیکه آدم کشته!


آیا اصفهانی ها خسیس اند؟

5:



سلام
ممنون از نظری که فراخوان فرمودید.
ولی این در مورد سن اعدام بود.
بسیاری از موارد جز به مرگ حل نمیگردد.
چنانچه تمایلی دارید فراخوان بفرمایید تا
در مواردی که نیاز به اعدام :: اتاقهای گاز :: صندلی شوک :: و ..


از زبان یک مصرف کننده مواد محرک یا الکلی
هست بحث نماییم.
موفق باشید.

6:


قضاوت کردن در مورد قضات منظورتون هست ؟

7:

نظر من اینه اگه طرف با چاقو کشت باید با همان چاقو کشته شه!
اگه مسموم کرد باید مسموم شه.....

8:

شاید من درست متوجه نشدم ولی در کل قانون اجازه اعدام افراد زیر 18 سال رو نمیده،فردی اعدام میشه که 18 سال کامل داشته باشه.البته نوجوان توی این مدت باید در زندان به سر ببره ....

یه نفر از نزدیکان من یه اعدامی بود که توی مدتی که فرجه داشت تا 18 سالش کامل بشه تونست رضایت شاکی رو جلب کنه.

جرثقیل که اون و نپذیرفت امیدوارم هیچ کسی و نپذیره....خدا رو شکر که الان زنده هستش.
به هر حال حکم متاسفانه اعدام توی ایران خیلی راحت صادر میشه ...


9:

قانون داخلی کشور به اتحادیه اروپا چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

10:

اصلاحات قضايي همچنان با بخشنامه‌ها پيش مي‌رود...


برخي حقوقدانان درفرمود‌وگوباايسنا:
ممنوعيت اجراي اعدام در ملأعام به قانون تبديل شود




لغو جهاني حكم اعدام

11:

نيازمند تصايشانب قانون ممنوعيت اجراي علني اعدام هستيم

در حقوق جزا اصل بر عدم اجراي مجازات به صورت علني هست

يك جرم شناس با مثبت مطالعهصدور بخشنامه رييس قوه قضاييه درباره ممنوعيت اعدام در ملاعام خاطرنشان كرد كه ما نيازمند تصايشانب قانون در اين زمينه هستيم و اميدوارم اين ماده در پيش‌نايشانس قانون آيين دادرسي كيفري به تصايشانب برسد و اختلاف نظر قضات در اين زمينه برطرف شود.



كوشكي در فرمود‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا فراخوان نمود: اجراي علني مجازات‌ها به سياست‌هاي دستگاه قضايي بر مي‌گردد كه يكي از اهداف دستگاه قضايي بايد جنبه بازدارنده مجازات‌ها باشد يعني اجراي مجازات براي جلوگيري از ارتكاب مجدد جرم از سايشان ديگران هست.



ايشان اضافه کرد: در سطح جهان بر رايشان اين موضوع پژوهش‌هايي تجربي جرم شناسي صورت گرفته تا مشخص شود كه اجراي علني مجازات‌ها باعث كاهش ارتكاب جرم مي‌شود يا خير كه در بسياري از موارد نتايج نشان داده كه اجراي اين موضوع اثر عكس يا منفي گذاشته هست پس نمي‌توان نظريه كلي داد اما اونچه امروز در حقوق جزا مطرح هست اين هست كه اصل بر عدم اجراي مجازات به صورت علني هست.



اين جرم شناس، اين بخشنامه را از حيث دستوري كه به قضات درباره غيرعلني بودن جهت‌گيري پرونده‌هاي قضايي در مجازات‌هاي سالب حيات داده، اقدام مثبت و حايز اهميتي دانست و فرمود: اما در قوانين كيفري ما ماده‌اي كه اجراي علني مجازات را منع كند وجود ندارد و بخشنامه نيز الزام قانون را ندارد ضمن اين‌كه بايد پرسيد كه آيا در مورد شلاق و ساير مجازات‌ها نيز اين موضوع مدنظر برنامه مي‌گيرد يا خير؟

كوشكي در ادامه فرمود: در پيش نايشانس قانون آيين دادرسي كيفري يك ماده مستقل در بخش اجراي احكام اختصاص به اين موضوع دارد و طبق اون "اجراي علني مجازات ممنوع هست مگر در موارد الزام قانوني يا در صورتي كه پيش از صدور حكم از حيث آثار و نتايج اجتماعي بزه ارتكابي، نحوه ارتكاب جرم و سوابق مرتكب و بيم تجري او يا ديگران، دادستان اجراي علني مجازات را ضروري تشخيص دهد و دادگاه با پيشنهاد ايشان موافقت كرده و به اجراي علني مجازات در راي تصريح كند"

يعني اينجا مكانيسم كاملا قانوني پيش‌بيني شده هست كه اولا دادستان مجري نظم عمومي هست و ثانيا مجازات را به صورت مطلق به كار برده كه هم شامل اعدام و هم شلاق مي‌شود.

در اينجا اگر دادگاه با پيشنهاد دادستان موافقت كرد در راي تصريح مي‌شود.






ايشان ادامه داد: دولت اين پيش نايشانس را به مجلس ارسال كرده اما تا آذر 87 قانون آيين دادرسي كيفري سابق تمديد شد و ان شاءالله اين پيش نايشانس به مجلس هشتم مي‌رسد و در صورت تصايشانب اين قانون بخشنامه در اون مي‌گنجد، قلمرو ماده قانوني مذكور از اين بخشنامه وسيع‌تر هست و به طور كلي "اجراي مجازات" را در بر مي‌گيرد.


12:

اميدوارم بخشنامه ممنوعيت اجراي اعدام در ملاء عام به قانون تبديل شود
يك وكيل دادگستري نيز با مثبت دانستن بخشنامه رييس قوه قضاييه درباره ممنوعيت اجراي اعدام در ملا عام فرمود: بخشنامه تاب تحمل در مقابل قانون را ندارد و اي كاش اين بخشنامه به قانون تبديل شود.



شيرزاد حيدري شهباز در فرمود‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا،
در ارزيابي از بخشنامه ممنوعيت اجراي حكم اعدام در ملاعام فراخوان نمود: يكي از اهداف اجراي مجازات از ديدگاه حقوقي و جامعه شناختي ايجاد ارعاب در كساني هست كه زمينه ارتكاب جرم در اونها وجود دارد و هدف ديگر اصلاح جامعه هست.



ايشان تصريح كرد: در وضعيت فعلي كه بسياري از مسايل تغيير كرده هست و ديدگاه‌هايي كه سابقا در ارتباط با اهداف اجراي مجازات‌ها وجود داشته و حدودا مي‌توان فرمود وجود ندارد، پس اجراي يك مجازات در ملا عام نه تنها اون اهداف را برآورده نمي‌كند بلكه گاهي اوقات كساني نيز كه شاهد اين مجازات‌ها هستند احساساتشان برانگيخته مي‌شود و گاهي نه تنها هدف مجازات‌ها را انكار مي‌كنند بلكه با كساني كه تحت اجراي حكم هستند همراه مي‌شوند.



ايشان اضافه کرد: مساله اجراي حكم اعدام در ملا عام را خارجي‌ها نيز بزرگنمايي مي‌كنند.

در همه جاي دنيا اجراي مجازات وجود دارد اما اين‌كه در ملا عام اون را اجرا مي‌كنند شبكه‌هاي خارجي كه به نوعي مخالفتشان با جمهوري اسلامي مشخص هست بزرگنمايي مي‌كنند و اين مساله در كنار تحريك احساسات امت به ضرر كشور نيز تمام شده هست.



ايشان با بيان اين‌كه بخشنامه رييس قوه قضاييه بسيار بخشنامه خوبي هست ولي اي كاش به قانون تبديل مي‌شد، فرمود: وقتي خود قانون اجازه داده كه قاضي اجرا كننده حكم اجازه داشته باشد مجازات‌ها در جايي كه ممكن هست اثربخشي خوبي داشته باشد اجرا كند، بخشنامه تاب تحمل در مقابل قانون را ندارد و ممكن هست از اين نظر نيز مورد سوال واقع شود اگر اين مساله تبديل به قانون هم شود بسيار بهتر هست.



حيدري شهبازي درباره نقش دستگاه قضايي و مجلس در ارايه و تصايشانب قانون در اين زمينه، فرمود: اصل 156 قانون پايه ي ارايه قوانين مناسب، تدايشانن لوايح قضايي و اونچه كه در قالب مقررات لازم هست را به عهده قوه قضاييه گذاشته يعني اين از تكاليف قوه قضاييه هست چون ناظر بر اجراي قانون در دادگاه‌ها و صدور احكام هست و بهتر مي‌تواند زمينه‌ها را شناسايي كند و قوانيني را كه ناسخ هست و مناسب نيست را ارايه كند، دستگاه قضايي با ايجاد رايشانه قضايي مناسب، ارايه طرح ها و لوايح مناسب كه مي‌توان از اون بهره‌برداري مناسب كند مي‌تواند موثر باشد و در كنار اون نظم جامعه را بربرنامه و نظر امت را به اجراي قوانين خوب جلب كند.




ايشان فرمود: در كنار اون مجلس هم بايد هم پا و هم گام با قوه قضاييه باشد.بايد اين دو قوه در تدايشانن و تصايشانب قوانين مناسب هم گام و هم يار باشند و شوراي نگهبان نيز بايد همياري خوبي داشته باشد اگر هماهنگي بين قوا باشد قوانين مناسب به سرعت تصايشانب خواهد شد.


اين وكيل دادگستري درباره ساير مواردي كه نيازمند اصلاح قوانين هست، خاطرنشان كرد: شلاق در چند سال قبل در ملا عام اجرا مي‌شد كه اون هم مدت‌ها اظهار نظر روان شناسان، جامعه شناسان و حقوقدانان را به خود جلب كرده بود.



ايشان اضافه کرد: گاهي مجازاتي درملا عام اثرش بيشتر ازمجازات شديدي هست كه در جاي بسته‌اي اجرا مي‌شود و نبايد اين مساله مورد غفلت برنامه گيرد مثلا فردي در منطقه‌اي زورگيري مي‌كند و تمام امت اون منطقه را به ستوه آورد، و همه مي‌دانند فرد صالح و شايسته‌اي نيست اگر گاهي نيز به اين مساله توجه شود خوب هست نه اين‌كه به طور مطلق اين مساله را نفي كنيم.

اما در مجموع اجراي مجازات‌ها در ملا عام در تاريخ نشان داده كه اثر مناسب و صحبحي نداشته بلكه احساسات امت دقيقا بر عكس اون عمل كرده و گاهي با حكومت‌ها و دولت‌ها مخالفت هم كرده‌اند.


13:

من میخوام قانون قصاص و بردارم کیا موافق هستن؟
اونی که نقص عضو میکنه یا دیه بده یا بره زندان به مدت مشخصی
اونی که میکشه هم بره زندان
اینطوری بهتره نه؟

14:

كار شايسته ايست.
كشتن كودكان در واقع نفي انسانيت هست.

همينطور اعدام كردن تا كنون هيچ دردي را دوا نكرده هست.
راه حل بزه كاريهاي اجتماعي كشتن نيست بلكه ايجاد واقعياتي براي پيشگيري از وقوع جرايم تنها راه جلوگيري از جرم هست.
چه بسا انسانهاي بيگناهي كه سپس اعدامشان تبرعه شده اند.(اكنون دقيق يادم نيست ولي در ايالات متحده در گذشته چندين مورد اتفاق افتاده هست).


15:


نه.....

16:


سلام دوست عزیز
قانون را خود انسانها ایجاد کردند.
و به مرور وقت نواقص و معایب اون نیز رفع میگردد.


17:

0.1% ش هم قبول ندارم!

18:

به نظر شما کسی که انسان دیگه ای رو کشت نباید کشنه بشه اگه میگین اره فکر کنید این اتفاق برای خانواده خودتون بیفته مطمئنا حاضرید همون جا بدون محاکمه شخص رو خودتون بکشید
اگه شخص فقط زندانی بشه ایا وقتی ازاد شد دوباره ممکن نیست همان کارهای گذشته رو ادامه بده
مثلا شما میگین بیجه که اون همه بچه رو شکنجه روحی داد و در نهایت به قتل رسوند باید زندانی میشد ویا اگه یادتوت باشه خفاش شب چه جنایتهایی انجام داد اینا باید فقط زندانی میشدن و سپس یک مدت هم ازاد میشدن و روز از نو و روزی ازنو

19:


این قوانین قطع کردن برای دزدی و اینهاست...
بنابراین فقر میتونه عامل بازدارنده از ایمان باشه..
اما کسانی که بسیار ثروت دارند و بازهم سربقیه کلاه میگذارند (نظر بیشتر به سوی اونهاست)
البته در مورد سیاست هم باید فرمود که پدر و مادر سرش نمیشه..
این پول واقعا مشکل ساز شده ..
وای به روزی که پست شوند...
اونوقته که قراون خدا را هم غلط مینمايند.
غافل از اینکه شیطان فقط برای اونها در زمین گماشته شده...

20:

كسي كه ميكشه بايد چيزي زجر اور تر از اعدام رو تحمل كنه چون زندگي پر از لذت يه انسان رو گرفته!!!

21:

اعدام واقعا هم بايد بر كنار شه وجودش چه دليلي داره اون كه كارشو كرده وتي بايديه جوري زجرش بديم كه بفهمه نبايد ديكه از اين كارا بكنه ولي نبايد بميره

22:

1 -اگر کسی پدر یا مادر یا خواهر شما بکشد با وی چه کار میکنید؟
به او جایزه میدهید؟
2 - اگر رعب وحشت وترور همچون طالبان وبوش واسرائیل برپانمايند ؛ با اونها چه کنیم
3 - با هیتلر وامثال او چه کنیم

23:

نظر من هم اینه که حکم اعدام باید لغو بشه.


24:

حکم خدا رو نمی توان شکست...
قاتل باید کشته شود...


25:

به نظر من هم نبايد حكم اعدام لغو بشه !

و حتي بعضي موارد به نظر من بايد بشه اعدام با اعمال شاقه !


26:

آخه ما باید رضایت اتحادیه اروپا وساوقت الملل بدست آوریم والا آدم نیستیم

27:

حکم خدا تعطیل باید گردد
وحقوق بشر اونهم از نوع امریکائی اش باید اجرا گردد

28:

گير دادي به آمريكا
چرا هر چي ميشه پاي آمريكا و اتحاديه ي اروپا و گروه 5 + 1 و ديميتري مدودف و رزمايش رسول اكرم رو مي كشي وسط ؟

سئوال من اينه ، با كشته شدن قاتل ، مقتول زنده ميشه ؟
من با اين سئوالم اصلاً نمي خوام از قتل دفاع كنم ولي آيا واقعاً اينطوريه ؟

29:

کشتن یک قاتل ذره ای از داغ خانواده مقتول را کم میکند ...

مجرمی را از اجتماع کم میکند که باید به سزای عملش میرسید....

هر عملی عکس العملی داره ...

وقتی که خانواده مقتول راضی به اعدام قاتل باشند هیچ کس دیگر حق دخالت ندارد ...

چون حق اونهاست ....


30:

به نظر من حکم قتل عمد باید اعدام باشه اما قتلی که عمدی نیست،نه.این بنظر عادلانه میاد.
کسی که عمدی کسی رو میکشه،ایجاد کینه و نفرت میکنه و مطمئنا این موضوع به قتل های بیشتری دامن خواهد زد در آینده.برای همین من فکر میکنم قانون اعدام برای اینه که جلوی انتقام جویی های شخصی گرفته بشه.


31:

بنده هم با اعدام مخالفم
در قديم مقابله به مثل ميكردند يعني هركه هرچه انجام ميداد همان كار را باايشان انجام ميدادند
اما امروز ديگر بشر چنين نميخواهد
با مرگ يك انسان چه سودي به بقيه خواهد رسيد چون فلسفه وجودي انسان تكامل ايشان هست پس در زندان كه خلوتگهي براي ابراز درون فرد و روراستي با خودش هست احساسي در ايشان ايجاد ميشود اين انسان اگر بميرد ما نميدانيم كه در ان دنيا چه بر سرش خواهد امد و بدين طريق كار بدتري را انجام داده ايم
مخصوصا اعدام افراد كوچك تر از 18 متاسفانه در زندان هاي ايران گاهي اين افراد تا سن 18 سالگي در زندانند و بعد اعدام ميشوند اين عمل انساني نيست!

32:

بعضي ها با اطلاع از چنين حكمي باز هم آدم ميكشند يعني حتي قصاص هم جلودار اين عمل ننگينشون نيست چه برسه به اون وقت كه اعدام لغو بشه و حتي حبس ابد جاش رو بگيره مسلما كلي آمار جنايت بالا خواهد رفت!

33:

البته اين در صورتي درست هست كه قاتل از رايشان عمد كامل دست به اين كار زده باشد .


34:

نميشود كه با كشتار مجرمان را جمع اوري كرد!
وقتي اعدام به راحتي در ميادين شهر صورت ميگيرد امت برايشان عادي ميشود حال در ضمير نا خوداگاه اين مسيله و تحليل ان كه اين فرد گناهكار واقعيست يا خير صورت نميگيرد بلكه كشتن انسان اميخته با روح او ميشود كم كم خصايصي مثل عطوفت از بين رفته كينه جاي ان را ميگيرد بعضي از پست ها را ببينيد كه چقدر راحت از اعدام و موافقت ان صحبت ميكنند
ضمناوقتي امت جامعه اي اين حكم را بپذيرند و اينكه تنها گناهكار پاي چوبه دار ميرود حكومت ميتواند دشمنان خود را هم اعدام كند و سود برد و كيست كه تفكيكي بين اين دو قايل شود؟.!

35:

به نظر من اعدام یک جاهایی بهتره.

البته برای مجرم.
مثلا از زندان ابد.


مثلا یک نفر که بدون گواهینامه تصادف کرده و حالا قراره قصاص بشه اگر اعدام نشه خیلی بدفورم میشه اگر تا مثلا 80 سالگی تو زندان باشه و بعد هم اونجا بمیره.

من که ترجیه میدم اعدام بشم اگر کارم به اینجاها کشید.


36:

خوب اون موقع ميتونه خود كشي كنه نه اينكه اعدام لازم الاجرا بشه خيلي از اعداميها اعدام حقشون نيست به نظر من بايد رايشان روان زندانيها كار بشه
مگر انسان جايزالخطا نيست؟اين همه وقت و هزينه براي يك انسان ميشه در عمرش اونوقت بر فرض اين ادم يك قتل داشته باشه حالا عمد يا غير عمد بايد اين ادم رو توجيه كرد بعضي از قاتل هاي زنجيره اي مثلا يك هدف دارن اون هم قتل بانوان خياباني بر پايه كينه شخصي و....خوب نميشه صورت مسيله رو پاك كرد كه!اگر اين انسان و از بين ببريم كه نميشه بايد بفهميم چرا و..اينكارو ميكنه تا از قتل هاي بعدي جلوگيري كنيم ما ادميم حيوان كه نيستيم براي حفظ قلمرو يا ...بقيه رو بكشيم
پس فرق ما چيه

37:

مخالف اعدام هستم
هيچكسي حق نداره وقت مرگه كسي را مشخص كنه يا اونو بكشه
حتي اگه اون آدم - آدم كش باشه

38:

خودکشی در اسلام حرام هست و بزرگترین گناهی که یک انسان میتواند مرتکبش شود.


39:

نه این طوری نیست اما سوال منم اینه اگه یه روز همچین اتفاقی برای خودتون بیفته چی کار می کنین؟

40:

وقتي اعدام هاي نادرست اعمال بشه همان بهتر كه فرد خودكشي كند مقصود اسلام اين هست كه جان ادمي از بين نرود حال چه به دست كسي يا به دست خود فرد

41:

من مخالف لغو حکم اعدام هستم
برخی جانور ها باید اعدام شن
کسی که به اسم مسافر کشی به زنان و دخترهان بیگناه تجاوز میکنه نباید اعدام شه
کسی که بی دلیل واسه چند هزار تومان ناقابل جان ادمی رو میگیره
اصلا کسی که به خودش اجازه میده حق حیات رو از شخصی بگیره نباید اعدام شه
اعدام باید وجود داشته باشد

42:

کسی که غیر عمد مرتکب قتل میشود در قانون هم محکوم به اعدام نیست ....

البته بعضی از موارد هم بوده هست که حکم اعدام با رضایت خانواده مقتول لغو شده هست ...


43:

خیر.
منظور این هست که بزرگترین گناه ناامیدی هست از لطف پروردگار و خودکشی بزرگترین ناامیدی هست.


44:

ميشه نتيجه گيري هاي متفاوت كرد بستگي داره خودكشي عاملش چي باشه

45:

اکثر خودکشی ها علل روانی دارند.
اما این بحث بسیار تخصصی هست و سالها پیش توسط بنده در فارومی دیگر به صورت جدی مورد پی گیری برنامه گرفت.

(در وقتی که کافر بودم)
که این علل روانی و حکم آخرتی اون چیست؟

(بنا به این مسئله که انسنهایی که مرز جنون را رد مینمايند در قیامت به دوزخ نمیروند)

به هر حال ترجیه میدهم راجب به این بحث در این تاپیک صحبت نکنم.

46:

هر جور ميلته .


47:

فرض كنيد در خيابان قدم ميزنيد.

كسي با چاقو به سمت شما ميايد.

ناگهان ميبينيد به شما حمله كرد و يقين ميكنيد قصد كشتن شما را دارد.

از قضا يك چاقايشان كوچك هم در جيبتان هست.

با او درگير ميشايشاند.

از قضا شما كه نيمچه آموزش دفاع شخصي ديده ايد از پسش بر مي آييد.

اما نميتوانيد مهارش كنيد و تنها راه كشتن هست.

بالاخره ماجرا تمام ميشود و شما او را در دفاع از خود كشته ايد كه اگر اينكار را نميكرديد الان شما رايشان برانكارد زير پارچه سفيد بوديد.
كسي شما را ملامت ميكند؟ خودتان چي؟ خود را ملامت ميكنيد؟
مسلماً نه.

او به حق حيات شما تجاوز كرده بود.

حالا ميرسيم به اجتماع.

طبيعتاً جامعه انساني نيز مانند يك فرد حق حيات دارد و اگر كسي يا چيزي به اين حيات و تماميت تجاوز كند، ميتواند از خود دفاع كند.

مثل وقتي كه يك نبرد نظامي اتفاق مي افتد.
اين چه اشكالي دارد؟

48:

به نظر من اعدام برای درس دادن به دیگران خوبه

49:

بله!هيچ كس!كسي كه وقت مرگ كسي رو مشخص كرده و اونو كشته هم همينطور!(قتل عمد!)پس رفتاري كه باهاش ميشه يعني اعدام كاملا با كاري كه خودش كرده مساايشانه و اين عين عدالته!

50:

عفو بين الملل خواستار لغو فوری حکم اعدام محمدرضا علی وقتی شد




برخی نقل ها از ايران حاکی از اون هست که برای يکی از متهمان بازداشت شده حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری در اين کشور حکم اعدام صادر شده هست.


منابع رسمی در ايران هنوز اين نقل ها را تأييد نکرده اند، با اين حال ساوقت عفو بين الملل و دولت فرانسه به اين حکم واکنش نشان داده اند.


ساوقت عفو بين الملل با صدور بيانيه ای خواستار لغو حکم اعدام محمد رضا علی وقتی شده هست.
اين ساوقت ابراز نگرانی کرده که اين حکم ممکن هست مقدمه ای برای صدور احکام مشابه برای ساير دستگير شدگان پس از انتخابات رياست جمهوری اخير ايران باشد.
برنار والرو، سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه نيز فرموده هست: "در کمال شفرمودی از صدور حکم اعدام محمدرضا علی وقتی مطلع شده ايم، فراخوان چنين تصميمی چهره رژيم ايران را مخدوش تر می کند".
آقای والرو با تأکيد بر مخالفت فرانسه و اتحاديه اروپا با مجازات اعدام، فرموده هست: "ما به شجاعت تمام ايرانيانی که با وجود امواج پی در پی سرکوب و خشونت، در دفاع از حقوق بنيادی خود به راهپيمايی مسالمت آميز دست زدند، ادای احترام می کنيم".
محمدرضا علی وقتی که ۳۷ سال سن دارد، در جلسه دوم دادگاه های علنی رسيدگی به اتهام های بازداشت شدگان حوادث پس از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران، به اتهام هايی چون "محاربه از طريق عضايشانت و فعاليت در انجمن پادشاهی ايران، توهين به مقدسات، و تبانی و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت داخلی کشور" متهم شد.
نماينده دادستان او را به خروج غيرقانونی از کشور و ديدار با دو افسر آمريکايی در عراق متهم کرده و خواستار اعمال اشد مجازات برای او شده بود.
نماينده دادستان همينطور گروه "انجمن پادشاهی ايران" را به بمب گذاری در چند مسجد و امامزاده در نقاط مختلف شهرستان تهران و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی متهم کرد و اون را "قطعه ای از پازل براندازی مخملين" خواند.
بر پايه قوانين ايران، امکان درخواست تجديد نظر در حکم مجازات اعدام وجود دارد.
عفو بين الملل دادگاه های دستگير شدگان پس از انتخابات را "نمايشی" خوانده و هموقت با روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام (۱۰ اکتبر) خواستار لغو فوری کليه احکام اعدام در ايران شده هست.
بر پايه نقل اين ساوقت هم اکنون ۱۳ نفر ديگر نيز در ايران در خطر اعدام برنامه دارند.


51:

تصاویر سنگسار یک زناکار در سومالی...
به نقل پخش به نقل از شيعه اونلاين، یروهای افراطی "حزب اسلامی سومالی" که دارای اندیشه‌های وهابی و نزدیک به حجاز سعودی هستند، روز گذشته اقدام به سنگسار یک مرد سومالی کردند که فرموده می شود در مقابل دید همگان با دختری باکره رابطه نامشروع بربرنامه کرده بود.

این مرد زانی که "محمد ابو کار" نام داشت و 48 ساله بود، خود متأهل بوده و چندین فرزند دارد.

وی در منطقه "افکوبه" در حومه شهر موگادیشو، پایتخت سومالی توسط نیروهای "حزب اسلامی سومالی" سنگسار شد.




فرمودنی هست نیروهای "حزب اسلامی سومالی" همچنین این دختر زانی را به مورد ضرب 100 ضربه شلاق در ملأ عام برنامه دادند.


شایان ذکر هست مجازات سنگسار دارای پیشینه تاریخی بلندی هست.

در کتب تاریخی به رواج سنگسار به عنوان مجازات در یونان باستان اشاراتی شده هست.

در کتب ادیان ابراهیمی همچون یهودیت، مسیحیت و اسلام نیز به مجازات سنگسار اشاراتی شده هست.



لغو جهاني حكم اعداملغو جهاني حكم اعدام









لغو جهاني حكم اعداملغو جهاني حكم اعداملغو جهاني حكم اعدام




ارسال

52:

هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا ----- انچه ما ناامتان با جان انسان ميكنيم ...صحبت از پژمردن يك برگ نيست / فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست ( مخصوصا زير 18 سال باشه يا هنوز گناهش ثابت نشده يا اصلا گناهش بي گناهي و جهل ما باشه )

53:

نمیدونم کاش میشد از خدا دلیل بعضی از حکمت و دستورهاش رو بپرسم

54:

مشتاق علی شاه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مشتاق عليشاه، (وفات: ۱۲۰۶ هـ .

ق): نامش ميرزا محمد تربتي و به مشتاق عليشاه ملقب بود.

او از چهره هاي سرشناس عرفان و شعر ادب و هنر به شمار مي رود .

مشتاق سيم چهارمی را به سه تار اضافه کرد.

و سيم چهارم سه تار از يادگارهاي اوست.

مشتاق در سال ‪ ۱۲۰۶‬هجری قمری به جرم اون‌که قراون را با نوای سه‌تار مى‌خواند، سنگسار شد و نعش او را در کنار مقبره ميرزا حسين خان دفن كردند كه اینک این مزار در ميدان مشتاقيه کرمان، معروف به گنبد مشتاقیه زيارتگاه اهل عرفان هست.

55:

حق یه سری آدما مثله کسانی‌ که تجاوز می‌کنن فقط اعدام،بقیه رو نمیدونم

56:

"وَ لَکُم‌ْ فِی الْقِصَاص‌ِ حَیَوَة‌ٌ یَـََّأُوْلِی الاْ ?َلْبَـَب‌ِ لَعَلَّکُم‌ْ تَتَّقُون‌;(بقره‌،179) و برای شما، در قصاص حیات و زندگی هست‌، ای صاحبان خرد، تا شما تقوا پیشه کنید"

57:

من به شخصه اگر دزدي خونمو بزنه ! يقه اون دولتي رو ميگيرم كه براي اقا دزده شغل درست نكرده مسئله انحراف و ارتكاب جرم بايد حل بشه نه اينكه پاك بشه

58:

با لغو اعدام مخالفیم ..دزدی کجا جرمش اعدام هست ؟
دستشون باید قطع بشه .
اگر جایی مطرح شده با دلیل و مدرک برامون طرح کنید لطفا

59:

با درود فراوان : قدر عافيت را ان كسي داند كه به مصيبتي گرفتار ايد ( دور از جون دوستان ) .

بطور كلي عرض شد ! كه مجرم را در عامل اصلي ناهنجارها بايد جستجو كرد .

و ان افراد يا عواملي كه باعث ارتكاب جرم ميشه را هم بايد در نظر گرفت و از همه مهمتر تبعيض در حكم و قانون وجود نداشته باشه ( ادمها دو تا دست دارن اما من و شما كساني را ميشناسيم كه اگر هزار پا هم بودند با حكمي كه شما دادين الان كرم خاكي هم نبودند ) اما دوتا دستاشونو دارن و خيليهاهم جنايتكارن و حتي اجازه نداري بگي بالاي چشمشون ابرو - و اين تعارضات باعث ميشه بعضيها فكر كنن حقشون ضايع شده و با جرم متقابلا تلافي كنن يا حداقل حق خودشون بدونن .

/ {تايشان زمين موات علفهاي هرزو وجين نميكنن زمين را احيا ميكنن} .

من با مساوات دراجراي قانون موافقم .

واون امنيتي رو كه تايشان سايه ترس و جهل باشه نمي پسندم
.

اميوارم همواره متبسم باشيد و از تبسم ديگران هم لذت ببريد .


60:

در موضوع گسترش لغو اعدام در جهان علاوه بر رعایت حقوق بشر دلیل کاملا روشنی وجود دارد و ان غیر قابل برگشت بودن این مجازات هست به نحوی که اگر اشتباهی در صدور و اجرای مجازات اعدام رخ داده باشد دیگر نمی توان قربانی را به دنیا باز گرداند

61:

حسین منصور حلاج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



لغو جهاني حكم اعدام
اعدام منصور حلاج



ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر مشهور به حسین بن منصور حلاج (زادهٔ ۲۴۴ هجری) از عارفان ایران در سدهٔ سوم و دهه اول قرن چهارم هجری‌است.

[۱]

زندگی و مرگ

او از امت قریه تور واقع در شمال شرق بیضای فارس بود.

اساتید وی عبارت بودند از سهل بن عبدالله تستری، عمرو بن عثمان مکی و جنید بغدادی.

[۳]


او که از مهم ترین صوفیان عصر خود بود در حالت سکر عرفانی، به فرمودن «انا الحق» پرداخت و متشرعین او را به جرم «کفرگویی» ابتدا به قرمطی بودن متهم و سپس هشت سال اعدام نمودند.

او را سنگسار کردند، جان نسپرد، و به فرمودن اذکار مشغول بود.

مثله کردند، همچنان می‌خواند.

تا زبانش بریدند و آسمان بگرفت و آب دجله بالا آمد.

برحسب وصیت‌اش خاکسترش به رود سپردند تا رود آرام شد.از او کرامات بسیار نقل شده‌است.
آثار

از حلاج کتابهای فراوان نقل شده‌است از جمله:
«طاسین الازل و الجوهر الاکبر»، «طواسین»، «الهیاکل»، «الکبریت الاحمر»، «نورالاصل»، «جسم الاکبر»، «جسم الاصغر»، و «بستان المعرفة».

علاوه بر این از حلاج دیوان اشعاری به زبان عربی باقیمانده که در اروپا و ایران به چاپ رسیده‌است.


حلاج در آثار سایر بزرگان

اغلب شعرای متاخر وی از یک بیت تا یک فصل از دیوان خود را به وی اختصاص داده‌اند.فصلی از کتاب تذکرة الاولیا عطار به او اختصاص دارد.

حافظ در باره وی می‌گوید:
فرمود اون یار کزو گشت سر دار بلندجرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد
ایضا از ابوسعید ابوالخیر:
روزی که انالحق به زبان می‌آوردمنصور کجا بود خدا بود خدا
از سایر شعرای متاخر که تحت تأثیر وی بوده و ابیات زیادی در رابطه با وی دارند می‌توان به سنایی، مولوی، عراقی، مغربی، شیخ محمود شبستری، شاه قاسم انوار و شاه نعمت الله ولی اشاره نمود.

[۴]

62:

اتفاقات اخیر طیف وسیعی از امت را با خشونت دولت روبه‌رو کرد و تا حدی بحث شکنجه و تجاوز در زندانها را در میان امت گشود.

ممکن هست که این شانسی باشد که بشود بحث درباره‌ی لغو مجازات اعدام را در ایران بیش از پیش همگانی کرد؟
بگویم اینگونه نیست و شاید برعکس هست.

یعنی در واقع این یک شانس منفی ایجاد کرده هست.

به خاطر این که وقتی در جامعه‌ای خشونت اعمال می‌شود، کنش‌های عاطفی رشد می‌کند و از طرفی انسداد سیاسی هم باعث می‌شود این منطق تقویت بشود که زور را باید با زور جواب فرمود.

در نتیجه فضا به گونه‌ی دیگری می‌شود.
شما اگر شعارهای چند ماهه‌ی اخیر را تحلیل محتوا کنید ، علامت‌های بسیاری در فرایند تغییرات را نشان می‌دهند که متأسفانه مدیران کشور هم به اونها توجه نمی‌نمايند.

مثلاً شما در شعارهای تجمعات خیابانی در اردیبهشت و خرداد امسال، قبل از برگزاری انتخابات، شعارهای خشن مشاهده نمی‌کنید.

شعارها خیلی مدنی‌اند و بیشتر در چارچوب انتخابات‌‌اند.

اما هرچه جلوتر می آییم، سپس برگزاری انتخابات که بدرفتاری با تجمعات مسالمت‌آمیز بیشتر شده هست، شاهد افزایش شعار مرگ‌خواهی هستید.

در این فضا نمی‌توان فرمود که هستقبال از خشونت و اعدام کمتر شده یا کمتر خواهد شد.

هرچه فضا رادیکالتر و هیجانی‌تر می‌شود، اتفاقاً شانس طرح بحث مجازات اعدام و لغو اون کمتر می‌شود !

63:

در صدور حکم متهمان حوادث عاشورا عجله نکنیم

جامعه > دیدگاه ها - بهمن کشاورز
دادستان کل کشور در مصاحبه ای فراخوان نموده هست که کسانی که علیه حق قیام نمايند حکمشان از نظر شرع اعدام هست.

ظاهرا دادستان محترم کل کشور در مقام بیان مسئله محاربه و محارب بوده اند که پیش از این نیز از جانب کسان دیگری مطرح شده بود.

ماده 183 قانون مجازات اسلامی می گوید: « هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت امت دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد فی الارض هست.»
تبصره سه این ماده می گوید میان سلاح سردو سلاح گرم فرقی نیست، همچنین ماده 185 قانون سارقان مسلح و قطاع الطریق را در صورتی که با اسلحه امنیت امت یا جاده را برهم بزنند در حکم محارب دانسته هست.

بنابراین محاربه با یک بار ابرنامه به شرط آتکه ابرنامه نماينده بالغ و عاقل و ابرنامه او با قصد و اختیار باشد ( ونه در نتیجه زور و فشار و تهدید یا فریب) وهمچنین با شهادت دو مرد عادل ثابت می شود، در عین حال تبصره یک ماده 189 می گوید: شهادت امتی که مورد تهاجم محاربان برنامه گرفته اند به نفع همدیگر پذیرفته نیست و به موجب تبصره دو اگر کسانی در محل حاضر باشند و بگویند به ما آسیبی نرسید اما نسبته به دیگران شهادت بدهند، شهادتشان پذیرفته می شود همچنین اگر کسانی که مورد تهاجم برنامه گرفته اند نه به عنوان شکایت شخصی بلکه به منظور اثبا محارب بودن مهاجمین شهادت بدهند.

مجازات محارب به موجب ماده پیش فرموده چهار چیز هست که انتخاب اون با قاضی هست.

اول اعدام، دوم به صلیب کشیدن، سوم قطع دست راست و پای چپ چهارم تبعید یعنی زندان در تبعید.

علت بیان مفصل این مطالب این بود که روشن شود محارب دانستن کسی مستلزم اون هست که حتما سلاح خود را آخته باشد و این آختن سلاح به قصد ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت امت باشد ودادگاه بدون کوچکترین تردید این قصد را احراز کند تا بتواند کسی را محارب بداند.

کوچکترین خدشه وتردید در هریک از این موارد به لحاظ تحقق قاعده درء باعث عدم امکان تحمیل مجازات محارب به افراد خواهد شد.

زیرا حدود - که حق الله هستند و حق خداوند محسوب می شوند- با کوچکترین شبهه و تردید ساقط می شوند.
در مورد مجازات نیز یکی از مجازاتهای محارب اعدام به قتل هست.

در مورد به صلیب کشیدن به موجب ماده 195 باید فرد را چنان ببندند که در نتیجه بستن نمیرد و سه روز بر صلیب بماند (و نه بیشتر) اگر سپس سه روز زنده بود به موجب بند ج ماده 195 کشتن او جایز نیست و در مورد قطع من خلاف نیز مانند بریدن دست و پای سارق هست که نباید موجب مرگ شود و بالاخره تبعید یا نفی بلد کمتر از یک سال نخواهد بود و چون به موجب ماده 193 محارب تبعیدی نباید با دیگران معاشرت داشته باشد و باید تحت مراقبت برنامه گیرد نتیجه این هست که این متهمین در عین اینکه تبعید می شوند باید در تبعیدگاه در زندان بمانند.
شدت مجازات ها در عوارض اجتماعی و سیاسی این شدت اقتضای اون را دارد که در محارب تلقی کردن افراد نهایت احتیاط را اعمال کنیم.

وجود سلاح گرم یا سرد نشان دادن اون به منظور ایجاد وحشت و سوء نیت سلب آزادی و امنیت امت حتما باید احراز شود در غیر این صورت جرم محقق نخواهد شد.
ضمنا به نظر می رسد دادستان کل صرفا به یک نوع از مجازات ها نظر داشته اند و اونچه مسلم هست تعیین مجازات و انتخاب یکی از جزایای چهارگانه با قاضی رسیدگی نماينده هست اون هم سپس اونکه اصل اتهام را بدون کوچکترین تردید متوجه متهم دانست.
حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری

http://www.khabaronline.ir/news-34466.aspx

64:

حسنک وزیر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


پرش به: ناوبری, جستجو
حسنک وزیر، آخرین وزیر سلطان محمود غزنوی بود که به دستور مسعود غزنوی و به فتوای خلیفه‌ی بغداد، تحت عنوان قرمطی یا اسماعیلی به دار آویخته شد.
امیر حسنک، پسر میکال از خاندان دیواشتیج شاهزادهٔ سغدی بود.

سلطان محمود او را به خاطر دانش و تجربه‌اش به وزارت حکومت خویش منصوب کرد.

حسنک در وقت حیات محمود به حج رفت و در هنگام بازگشت به دلیل ناامنی راه‌ها از مسیر مصر به غزنی برگشت.

در مصر خلعت خلیفهٔ فاطمی مصر را که شیعهٔ اسماعیلی بود قبول کرده و در غزنی تسلیم سلطان محمود کرد.

خلیفهٔ عباسی، حسنک را به قرمطی‌گری متهم نموده و از محمود خواست وی را تسلیم کند.

سلطان محمود که به وزیرش اعتماد داشت و مطمئن بود که وی قرمطی نیست به خواست خلیفه جواب رد داد.

ابوالفضل بیهقی می‌گوید که سلطان محمود نسبت به پافشاری خلیفه بر اعدام حسنک محمود به خشم آمد و فرمود: «به این خلیفهٔ خرف ‌شده بباید نبشت که من از بهر عباسیان انگشت در کرده‌ام در همهٔ جهان و قرمطی می‌جویم و اونچه یافته آید و درست گردد بردار می‌کشند، و اگر مرا درست شدی که حسنک قرمطی هست خبر به امیرالمؤمنین رسیدی که در باب وی چه رفتی.

وی را من پرورده‌ام و با فرزندان و برادران من برابر هست.

اگر وی قرمطی هست من هم قرمطی باشم!»
پس از مرگ محمود غزنوی، حسنک وزیر از جمله کسانی بود که در به سلطنت رساندن محمد پسر محمود و برادر مسعود تلاش فراوان کرد.

وقتی که محمد شکست خورد و مسعود غزنوی زمام امور را در دست گرفت، قرمطی‌گری وزیر پدرش را بهانه گرفته و به درخواست خلیفهٔ بغداد او را به دار آویخت.

می‌گویند وقتی که مادر حسنک وزیر را پس از سه ماه از مرگ پسرش مطلع کردند، فرمود: «بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود اون جهان.» جسد حسنک قبل از دفن سه سال بر سر دار ماند.


65:

بعضی اوقات از اینکه در ایران زندگی می‌کنم، احساس ترس عجیبی دارم!
چند هفته پیش با خانمی هم صحبت شدم که فهمیدم از کارمندان دادگستری می‌باشند.

صحبت‌ها وارد بحث دادگاه‌های ایران شد که این خانم هم چندتا از ناهماهنگی‌های دادگستری را برایم تعریف کردند.
من دوتا از این اتفاقات را که مربوط به حکم اعدام هست را برای شما بازگو می کنم:
«سه ماه قبل برای متهمی حکم اعدام بریدند که سپس ارسال به تجدیدنظر هم حکم تغییری نکرد، صبح روز اعدام سپس چند ساعت که از اجرای حکم گذشته بود نامه‌ای از طرف رئیس قوه (آیت‌الله شاهرودی) رسید که متهم بخشیده شده هست!»
و یک اتفاق دیگر:
«دو-سه سالی هست که از اجرای حکم اعدام آقایی می‌گذرد، اما هنوز از شهرستان تهران نامه ارسال می‌شود که فلانی را برای بازپرسی به شهرستان تهران بفرستید!!»
نمی‌دانم جوابگوی این اتفاقات کیست؟ این که کسی را به این راحتی اعدام نمايند و بعد متوجه شوند که اشتباه شده یا هنوز اطلاعات کافی نبوده و یا حکم بخشیده شده

66:

بنظر شما مشكل از آشه يا آشپز؟؟؟؟؟؟؟؟

67:

پيشنهاد ؛ اگر موضوع وزين اين تايپ را از قسمت« مـــــــــــهم »خارج كنيد بيشتر مورد توجه برنامه ميگيرد

68:

سابقه‌ي تفتيش عقايد: سنگسار كنيد!
كتاب عهد قديم براي معامله با بدعتگذاران دستور ساده و سر راستي به مؤمنان مي‌داد، به اين معني كه مي‌فرمود اينگونه افراد را بايد دقيقاً مورد بازرسي برنامه داد، و اگر سه نفر شاهد معتبر شهادت مي‌دادند كه «رفته و خدايان غير را عبادت و سجده‌ كرده‌اند» اونگاه مؤمنان موظف بودند كه «اون مرد يا زن را با سنگها سنگسار كنند تا بميرد».

(سفر تثنيه: 17.5)
اگر در ميان تو نبي يا بيننده‌ي خواب از ميان شما برخيزد و آيت يا معجزه براي شما ظاهر سازد و اون آيت يا معجزه واقع شود كه از اون ترا اظهار داشته، فرمود خدايان غير را كه نمي‌شناسي پيرايشان نماييم و اونها را عبادت كنيم، سخنان اون نبي يا بيننده‌ي خواب را مشنو، زيرا كه يهوه خدايتان شما را امتحان مي‌كند تا بداند كه آيا يهوه خداي خود را به تمامي دل و به تمامي جان خود محبت مي‌نماييد.

يهوه خداي خود را پيرايشان نماييد و از او بترسيد و اوامر او را نگاه داريد و قول او را بشنايشاند و او را عبادت نموده، به او ملحق شايشاند؛ و اون نبي يا بيننده‌ي خواب گشته شود، زيرا كه سخنان فتنه‌انگير بر يهوه خداي شما، كه شما را از زمين مصر بيرون آورد و ترا خانه‌ي بندگي فديه داد، فرموده هست تا ترا از طريقي كه يهوه، خدايت، به تو امر فرموده تا به اون سلوك نمايي منحرف سازد.

پس به اين طور بدي را از ميان خود دور خواهي كرد، و اگر برادرت، كه پسر مادرت باشد، يا پسر يا دختر تو يا زن هماغوش تو با رفيقت كه مثل جان تو باشد ترا در خفا اغوا كند و گايشاند كه برايشانم و خدايان غير را كه تو و پدران تو را نشناختند عبادت نماييم، از خدايان امتهايي كه به اطراف شما مي‌باشند، خواه به تو نزديك و خواه از تو دور باشند، از اقصاي زمين تا اقصاي ديگر اون، او را قبول مكن و او را گوش مده، و چشم تو بر ايشان رحم نكند و بر او شفقت منما و او را پنهان مكن؛ البته او را به قتل رسان.

دست تو اول به قتل او دراز شود و بعد دست تمامي قوم، و او را به سنگ سنگسار نما تا بميرد...

(«سفر تثنيه»: 13 10-9).

زن جادوگر را زنده مگذار («سفر حج»: 22.

18).


انجيل يوحنا (15 .6) حاكي از اين بود كه خود عيسي مسيح اين سنت قديمي عهد قديم را قبول كرده بود، زيرا فرمود: «اگر كسي در من نماند، مثل شاخه بيرون انداخته مي‌شود، و مي‌خشكد، و اونها را جمع كرده در آتش مي‌اندازند، و سوخته مي‌شود.» جوامع يهود قرون وسطايي حكم كتاب عهد قديم را درباره‌ي بدعت از لحاظ نظري قبول داشتند، اما تقريباً در عمل هيچگاه از اون پيرايشان نمي‌كردند.

ابن‌ميمون بدون چون و چرا حكم مزبور را قبول كرده بود.



به موجب قوانين يوناني، هركس مرتكب asebeia يا پرستش خداياني غير از خدايان اصيل پانتئون يوناني مي‌شد، عملش يك گناه بزرگ محسوب به حساب مي‌آمد.

به اتكاي چنين قانوني بود كه سقراط را مجبور به نوشيدن جام شوكران كردند.

در رم باستان، كه ميان ارباب انواع و حكومت هماهنگي كاملي وجود داشت، بدعت و بي‌حرمتي به خدايان در حكم خيانت بزرگ محسوب مي‌شد، و مجازات چنين جرمي مرگ بود.

در هر مورد كه مدعي خصوصي براي لودادن يك نفر مقصر وجود نداشت، قاضي دادگاه رومي شخص مضنون را احضار، و خودش درباره‌ي اتهام تحقيق مي‌كرد.

از اين رايشانه‌‌ي كهنسال قضايي روم بود كه دستگاهي براي تفتيش افكار در قرون وسطي به وجود آمد و بر اون نام «انگيزيسيون» اطلاق گرديد.

امپراطوران شرقي، كه حقوق رومي را در امپراطوري بيزانس به كار مي‌بستند، مانايشانان و ساير بدعتگذاران را محكوم به مرگ مي‌كردند.

در طي قرون تيرگي، چون در اروپاي باختري كمتر اتفاق مي‌افتاد كه يكي از پيروان آيين مسيح به مخالفت با اون دين برخيزد، تساهل روبه فزوني گذاشت، و لئو نهم معتقد بود كه درمورد بدعت فقط بايد به مجازات تكفير اكتفا كرد.

در قرن دوازدهم چون بازار بدعتگذاران رواج گرفت، برخي از روحانيون معتقد شدند كه علاوه بر صدور حكم تكفير از جانب كليسا، حكومت نيز بايد اينگونه افراد را تبعيد يا زنداني كند.

در قرن دوازدهم، با احياي حقوق رومي در بولونيا، واقعيات، طرق، و انگيزه‌ي يك تفتيش افكار مذهبي به وجود آمد و قانون كليسايي بدعت نيز كلمه به كلمه از رايشان پنجمين قانون موسوم به بدعتگذاران يا مندرج در قانون نامه‌ي يوستينيانوس هستنساخ شد.

سرانجام، در قرن سيزدهم، كليسا به تقليد از قانون بزرگترين دشمن خايشانش، يعني فردريك دوم، مقرر داشت كه مجازات بدعت بايد مرگ باشد.



به زغم عموم مسيحيان – حتي در نظر بسياري از بدعتگذاران – كليسا را پسر خدا تأسيس كرده بود.

برمبناي همين فرض، هركس بر آيين كاتوليك مي‌تاخت، نسبت به خداوند مرتكب اهانتي شده بود؛ با توجه به اين مقدمات، يك نفر بدعتگزار سركش، در نظر مؤمنان اصيل آيين، كسي نبود مگر نماينده‌ي شيطان، كه مي‌خواست هرچه را عيسي مسيح كرده بود نقش بر آب سازد؛ و هركس يا حكومتي كه با بدعتگذاران تساهل روا مي‌داشت، به نصرت كار شيطان كمك مي‌كرد.

در اين موقع، كليسا چون خود را جزء لاينفكي از حكومت سياسي و روحاني اروپا مي‌دانست، بدعت را درست با همان چشمي مي‌ديد كه حكومت به خيانت مي‌نگريست؛ به عبارت ديگر، بدعت در واقع تيشه‌اي بود بر ريشه‌ي نظام اجتماعي.

اينو كنتيوس فرمود: «قانون مدني، با ضبط اموال و قتل، خيانتكاران را به سزاي اعمالشان مي‌رساند.

...

به همين سبب، ما را حق بيشتري هست تا افرادي را كه نسبت به آيين عيسي مسيح خيانت مي‌ورزند تكفير و اموالشان را ضبط كنيم، زيرا بي‌حرمتي نسبت به بارگاه الاهي جرمي هست بمراتب بزرگتر از اهانت به مقام پادشاهي.» در نظر دولتمرداني روحاني چون اينو كنتيوس، يك نفر بدعتگذار بمراتب بدتر از يك نفر مسلمان يا يهودي بود؛ مسلمانان و يهوديان يا در خارج دنياي مسيحيت زندگي مي‌كردند يا اگر در ميان مسيحيان مي‌زيستند، تابع مقرراتي كاملاً سخت و شديد بودند.

دشمن بيگانه سربازي بود كه انسان در جنگي علني با ايشان روبه‌رو مي‌شد؛ فرد بدعتگذار خيانتكاري بود كه در درون اردو مقام داشت و به وحدت جهاني مسيحي كه دست‌اندركار مبارزه‌اي عظيم با عالم اسلام بود خلل مي‌رسانيد.

به علاوه، عالمان الاهي مدعي بودند كه اگر هر آدمي كتاب مقدس را طبق نظر خايشانش (ولو اونكه هر اندازه مبهم باشد) تفسير كند و براي خود تافته‌ي جدا بافته‌اي از مسيحيت به وجود آورد، ديني كه پايه‌ي اصول اخلاقي سست امتان اروپا بر اون هستوار هست بزودي به انواع كيشهاي مختلف و متعدد تقسيم خواهد شد و خاصيت خود را به عنوان پيوندي اجتماعي كه وسيله‌ي همبستگي افرادي بربري در يك جامعه و پيدايش يك تمدن شده هست از دست خواهد داد.


خواه به علت اونكه امتان در اين نظرات با كليسا شريك بودند، بي‌اونكه خود مسئول وضع چنين آرايي باشند؛ خواه به علت اونكه امت ساده‌لوح طبيعتاً از هر چيز متفاوت يا نامأنوس مي‌ترسند؛ خواه به علت اونكه افراد وقتي در ميان جمعيتي برنامه مي‌گيرند و كسي به هايشانت اونها واقف نيست، از آشكار ساختن غرايزي كه در حال عادي بر اثر فشار مسئوليت انفرادي، واخورده هست لذت مي‌برند – به هر كدام از اين علل كه باشد- خود امت در همه جا به هستثناي فرانسه‌ي جنوبي و ايتالياي شمالي با رغبت و ذوقي بي‌نهايت به تعقيب و آزار همنوعان خود پرداختند؛ و به قول بدعتگذاران را در ملاء عام به قتل مي‌رسانيدند.» مؤمنان راشد شكايت داشتند از اينكه كليسا بي‌اندازه با بدعتگذاران با مدارا رفتار مي‌كند.

بعضي اوقات «بدعتگذاران را از چنگ كشيشاني كه اونها را حراست مي‌كردند مي‌ربودند.» كشيشي از فرانسه‌ي شمالي خطاب به اينو كنتيوس نوشت: «در اين مملكت امت به حدي هست كه هماره حاضرند نه فقط اشخاصي را كه آشكارا از دسته‌ي بدعتگذاران هستند، بلكه اونهايي را كه صرفاً مضنون به بدعتگذاريند در آتش بسوزانند.» در 1114، اسقف سواسون برخي از بدعتگذاران را زندكي كرد؛ در حالي كه ايشان از مقر خودش دور بود، امت «از ترس اونكه مبادا كشيشان بسيار بنرمي رفتار كنند» درهاي زنداني را شكستند و بدعتگذاران را كشان كشان به پاي تل هيمه‌اي بردند و زنده زنده در آتش سوزانيدند.

در 1144، در شهر ليژ، جماعت اصرار در سوزانيدن برخي از بدعتگذاراني كردند كه اسقف آدالبرو هنوز اميد داشت ايشان را به پيرايشان از آراي صحيح دين و دارد.

هنگامي كه پيردوبرايشاني فراخوان نمود كه در آيين قرباني مقدس «كشيشان وقتي تظاهر به قلب ماهيت به جسم عيسي مي‌كنند، دروغ مي‌گايشانند»، «و مشتي از صليبها را در روز جمعه‌ي مصلوب ساختن مسيح سوزانيد، امت در دم او را به قتل رسانيدند.



حكومت نيز تاحدي با اكراه در تعقيب و از بين بردن بدعتگذاران با امت شريك شد، زيرا مي‌ترسيد بدون معاونت كليسايي كه بروز معتقدات مذهبي متحدالشكلي را در اذهان عامه‌ي امت جايگزين مي‌ساخت، اداره‌ي امور مملكت مختل شود.

به علاوه، حكومت مظنون بود از اونكه مباد بدعت در مسائل سياسي بهانه‌اي براي اصلاحات خانمان برانداز سياسي باشد، و چه بسا كه چنين هم بود.

احتمال دارد كه ملاحظات مادي هم موثر بوده باشند، زيرا هرگاه كه بدعت جنبه‌ي مذهبي يا سياسي داشت و بلوايي به پا مي‌شد، مايملك كيسا و حكومت به خطر مي‌افتاد.

افكار عمومي طبقات عاليه – و باز لانگدوك يا فرانسه‌ي جنوبي از اين قاعده‌ي كلي مستثنا بود- حكم مي‌كرد كه به هر قيمت شده ريشه‌ي بدعت كنده شود.

هانري ششم، امپراطور آلمان (در 1194) فرمان داد كه بدعتگذاران را شديداً مورد مؤاخذه برنامه دهند و اموال اونها را ضبط كنند.

فرامين همانندي از طرف اوتو چهارم (1210)، لايشاني هشتم، پادشاه فرانسه (1226)، فلورانس (1227)، و ميلان (1228) صادر شد.

شديدترين قوانيني كه براي پايمال كردن جماعات بدعتگذار به تصايشانب رسيد قوانين مصوبه‌ي فردريك دوم در خلال سالهاي 1220-1239 بود.

به موجب اين قوانين، مقرر شد كه هركس به جرم بدعت از جانب كليسا محكوم شود، او را به حكومت محلي تحايشانل دهند تا در آتش سوخته شود.

اگر اينگونه افراد از عمل خايشانش نادم مي‌شدند، بجاي سوزانيدن در آتش، اونها را محكوم به حبس ابد مي‌كردند.

جميع اموال بدعتگذاران ضبط مي‌شد؛ وارثان اونها از حق ارث محكوم مي‌شدند؛ كودكان اونها حق تصدي مشاغل حساس و مناصب عاليه را نداشتند، مگر اونكه با معرفي ساير بدعتگذاران كفاره‌ي گناهان پدر و مادر خود را مي‌دادند.

مقامات حكومتي موظف بودند خانه‌هاي اونها را خراب كنند و بستگانشان را از تعمير و تجديد عمارت باز دارند.

پادشاه ملايم طبع و مهربان فرانسه، لايشاني نهم، نيز قوانين همانندي را براي اتباع خايشانش تصايشانب كرد.

در واقع پادشاهان بودند كه بر سر بردن امتياز در شروع تعقيب و قتل بدعتگذاران با امت بناي رقابت را گذاشتند.

روبر، پادشاه فرانسه، به سال 1022 سيزده تن از بدعتگذاران را در اورلئان به آتش سوزانيد.

از سال 385 ميلادي، كه پريسكيليانوس به دست حكومت به قتل رسيد، اين اولينبار بود كه افرادي را در تاريخ به جرم بدعت محكوم به مرگ مي‌كردند.

در سال 1051 هانري سوم، امپراطور آلمان، چند تن از مانايشانان يا كاتارها را در گوسلار به دار آايشانخت، و حال اونكه وازو، اسقف ليژ، جداً معترض بود كه صدور حكم تكفير درباره‌ي اونها كفايت مي‌كند.

در 1183، فيليپ، كنت فلاندر، به دستياري اسقف اعظم رنس، «جمع كثيري از نجبا، روحانيان، شهسواران، دهقانان، دوشيزگان، زنان شوهردار، و بيوگان را زنده در آتش سوزانيدند و اموال اونها را ضبط و بين خود تقسيم كردند.»
قاعدتاً قبل از قرن سيزدهم كار تفتيش و تحقيق در بدعت به عهده‌ي اسقفان محول بود.

عمل اين جماعت را نمي‌توان تفتيش افكار نام نهاد، زيرا معمولاً اسقفان در انتظار مي‌نشست تا اونكه امت سر و صدايي به راه اندازند و عده‌اي را آشكارا به بدعتگذاري متهم كنند.

اونگاه اسقفان چون متهمين را احضار مي‌كردند، ابرنامه گرفتن از اونها را كاري بس دشوار مي‌ديدند، و از اونجا كه شكنجه‌ دادن عملي موهن بود، براي اثبات جرم يا برائت متهمين، بر وفق سنت قرون وسطايي، به اوردالي متوسل مي‌شدند، زيرا اعتقاد بر اين بود كه خداوند براي حفظ جان بيگناهان قدرت خايشانش را از طريق معجزات آشكار مي‌كند، قديس برنار اين طريقه‌ي دادرسي را مقرون به مصلحت ديد، و شورايي مركب از اسقفان در رنس (1157) اون را به عنوان آييني براي دادرسي درمورد بدعتگذاران تصايشانب كرد، لكن اينو كنتيوس سوم پيرايشان از اين رايشانه را ممنوع ساخت.

در 1185، پاپ لوكيوس سوم كه از اهمال اسقفان در دنبال كردن بدعتگذاران ناراضي بود، به اون جماعت دستور داد كه اقلاً هر سال يكبار از حوزه‌هاي خايشانش ديدن كنند، كليه‌ي مظنونين را دستگير سازند، هركس را كه حاضر به اداي سوگند كامل نسبت به كليسا نباشد (كاتارها حاضر به شركت در هيچگونه تحليفي نبودند) مقصر به شمار آورند.

و اين قبيل معاندين را تحايشانل ارتش غيرروحاني دهند.

نمايندگان پاپ در همه جا مختار بودند اسقفاني را كه در پايمال ساختن بدعتگذاران اهمال مي‌ورزند از مقامشان عزل كنند.

در سال 1215، اينو كنتيوس سوم به كليه‌ي مقامات كشوري تكليف كرد تا رسماً سوگند ياد كنند كه «كليه‌ي بدعتگذاراني را كه كليسا محكوم به مجازات مقرر كرده هست در سرزمينهاي تابعه‌ي خايشانش نابود كنند»، وگرنه خود به جرم بدعتگذاري محكوم مي‌شوند.

به علاوه، پاپ به كليه‌ي امرا و سلاطين اخطار كرد كه اگر از انجام اين وظيفه خايشانش تخلف ورزند، از مقام خود عزل خواهند شد، و ايشان جميع رعايايشان را از قيد بيعت اونها آزاد خواهد كرد.

در اين موقع هنوز غرض از «مجازات مقرر» فقط ضبط اموال و تبعيد بود.



گرگوريوس نهم چون بر اريكه‌ي پاپي تكيه زد (1227)، متوجه شد كه، با وجود تعقيب و مجازات بدعتگذاران از طرف اسقفان و مقامات حكومتي و عامه‌ي امت، بازار بدعت رو به گرمي مي‌رود.

سراسر خطه‌ي بالكان، قسمت اعظم خاك ايتاليا، و بيشتر نواحي فرانسه چنان با نهضتهاي بدعتگذاران متلاطم شده بودند كه، چندي از دوران حكومت مقتدر و باشكوه اينو كنتيوس نگذشته، كليسا ظاهراً خود را محكوم به انشعاب و تجزيه مي‌ديد.

از ديدگاه اون خليفه‌ي روحاني كهنسال، جنگ كليسا در اون واحد با فردريك و بدعتگذاران در حكم مبارزه‌اي حياتي بود، و از اين لحاظ كليسا حق داشت همان اصول اخلاقي و اقداماتي را اتخاذ كند كه يك كشور در حال جنگ اتخاذ مي‌كند.

در همين اوان خبر رسيد كه اسقف فيليپو پاترنون، كه حوزه‌ي روحاني ايشان از پيزا تا آرتتسو ممتد بود، به آيين كاتاري گرايشانده هست.

گرگريوس از شنيدن اين خبر بي‌اندازه متوحش شد و جمعي از بازپرسان را مأمور كرد تا در فلورانس، به رهبري رهباني از فرقه‌ي دومينيكيان، دادگاهي تشكيل دهند و بدعتگذاران را به محاكمه بكشند (1227).


هرچند كه در اين موارد بازپرسان رسماً تابع اوامر اسقف محل بودند، در واقع همين عمل مقدمه‌ي تفتيش افكار پاپي بود.

در سال 1231 گرگوريوس قوانيني را كه فردريك به سال 1224 درباره‌ي معامله با بدعتگذاران تصايشانب كرده بود ضميمه‌ي احكام كليسايي كرد.

از اين پس كليسا و حكومت هر دو موافقت كردند كه اگر فردي به بدعتگذاران بگرود و توبه نكند، عملش در حكم خيانت هست و مستوجب مرگ.

به اين نحو، تفتيش افكار رسماً زير نظر پاپها داير شده بود.


69:

اعدام؛ قتل بنظر قانوني هست.


كه به بهانه عبرت گيري اقشار جامعه (كه كاملا بيگناهند و نيت جرم در اونها شكل نگرفته) انجام ميگيرد.
اما بنظر ميرسد قانون گذاران وابسته به قدرت يا داراي عقايد ارتجائي كهنه اند كه( اعدام را براي كنترول قبايل در قابل يكديگر وضع كردند) يا تصور ميكنند كه با رعب و وحشت ميتوان به جامعه نظم ببخشند و از علوم اجتماعي اطلاعي ندارند.

70:

دفاعيه سقراط در دادگاه
امت خوش ندارند قبول نمايند که ادعای دانائی شان مورد تفتیش برنامه گیرد .اگر فکر می کنید که با کشتن من می توانید کسی را از نکوهش زندگی زیان آورتان باز دارید ، در اشتباهید .

این راه فرار ، راهی نیست که ممکن یا آبرومندانه باشد .

آسان ترین و شریف ترین راه ، از پای در آوردن دیگران نیست ، بلکه بهتر ساختن خویشتن هست .
در دنیایی دیگر ، کسی را به خاطر پرسیدن و دانستن محکوم به مرگ نمی نمايند .

آری مسلم هست که چنین نمی نمايند.

71:

منکه به شخصه اعدام رو به مراتب راحت تر می دونم از حبس ابد
کسی که زندانیه امید داره به روزی که آزاد بشه اما کسی که حبس ابده نه امیدی به آزادی داره و نه فرار
و این یعنی زندگی هر روزش مثل یه اعدامه!
حالا نمی دونم رو چه حسابی حبس ابد از اعدام رتبه ی پایین تری داره
آیا صرفا" زنده بودن کافیه؟

72:

حد اقل 5000سال هست كه در منطقه چين اعدام از قوانين بلامنزعه هست .!

اما جرمهايي كه مجازاتشان اعدام هست .

از نظر آماري ( منهاي توسعه جمعييت) كمتر كه نشده ، متنوع تر هم شده

73:

دختری به جرم صحبت کردن با یک پسر در ترکیه زنده بگور شد

Teenage girl buried alive in Turkey for talking to boys - Telegraph

74:

گذشت اوليای دم قاتل را نجات داد
مردي كه به جرم قتل عمد به قصاص محكوم شده بود، بر اثر تلاش‌هاي مسئولان دادگستري و زندان با گذشت اولياي دم از مجازات اعدام رهايي يافت.
فارس: مردي كه به جرم قتل عمد به قصاص محكوم شده بود، بر اثر تلاش‌هاي مسئولان دادگستري و زندان با گذشت اولياي دم از مجازات اعدام رهايي يافت.

در تاريخ 30 تير ماه سال 84 در فولادشهر يك فقره درگيري اتفاق مي‌افتد.

نقل كلانتري حكايت از فوت فردي به نام رشيد در اثر ايراد جرح با چاقو دارد.

از متهم محمد در كلانتري تحقيق مي‌شود، اما او حاضر به بيان واقعيت نمي‌شود و در اين‌حال گواهان گواهي مي‌دهند و متهم ناچار به ابرنامه مي‌شود، اما علت كارش را ترس از قداره‌كشي مقتول بيان مي‌كند.

گواهي پزشكي قانوني هم علت فوت را بريدگي قلب و عوارض اون بر اثر اصابت جسم برنده تعيين مي‌نمايد.

در پي اون متهم فراخوان مي‌كند كه بيماري رواني دارد و بلافاصله به پزشكي قانوني معرف مي شود، اما نقل كميسيون تخصصي روانپزشكي حاكي هست كه متهم علايم و سوابقي از جنون ندارد.

هرچند علايمي از افسردگي و اختلال شخصيت ضد اجتماعي دارد كه مجموعا مي‌تواند سبب پرخاشگري و تحريك‌پذيري شود، اما رافع مسووليت كيفري نيست.

برهمين پايه ، پرونده با صدور كيفر خواست به دادگاه كيفري هستان ارسال مي‌شود و شعبه 17 دادگاه تجديد نظر هستان نيز ايشان را به هستناد قارير صريح او و گواهي پزشكي قانوني و بنا به تقاضاي اولياي دم به قصاص نفس محكوم مي‌كند.

با پا در مياني مسئولان سرانجام اولياي دم حاضر به گذشت شدند و فرد محكوم از چوبه دار رهايي يافت.


75:

دادگاه دولت چین در ادامه بررسی پرونده ناآرامیهایی که سال گذشته در منطقه "سین کیانگ" بین مسلمانان "ایغور" و قبیله "هان" اتفاق افتاد، حکم اعدام 4 نفر دیگر از مسلمانان این منطقه را صادر کرد.

به نقل پایگاه اطلاع رسانی سنی اونلاین به نقل از "مفکرة الاسلام"، سخنگوی حکومت "سین کیانگ" می گوید: حکم اعدام این 4 نفر روز دوشنبه همین هفته در دادگاه شهر "ارومچی" صادر شد.
او در ادامه می فزاید: در این دادگاه برای 4 نفر حکم اعدام فوری، برای یک نفر حکم اعدام پس از یک سال و برای 8 نفر حبس ابد صادر شد.
لازم به ذکر هست که از ابتدای شروع بررسی پرونده ناآرامی ها در سین کیانگ که هزاران کشته و زخمی بر جا گذاشت، تا کنون برای 26 نفر از مسلمانان این منطقه حکم اعدام صادر شده هست.
دانستن این نکته نیز قابل توجه هست که اکثریت جمعیت سین کیانگ را مسلمانان تشکیل می دهند.


76:

اي كاش؛

قضات صادر كننده حكم اعدام

و تصايشانب كنندگان قانون اعدا م

و مجريان و طرفدارانش

دوتا جان داشتند !

و حداقل يك بار اعدام ميشدند تا ببينند و درك كنند اين احكام و مصوبات و اجرائيات چقدر ظالمانه هست

77:

دقایقی پیش دو تبهکار بی رحم که به جرم تجاوز به عنف در «لواسان» شهرستان تهران ، به اشد مجازات محکوم شده بودند در زندان «اوین» اعدام شدند.ظهر شنبه سرپرست دایره اجرای احکام دادسرای امور جنایی شهرستان تهران به خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز فرمود :

ایسکانیوز نقل می دهد
2 جنایتکار لواسان در اوین اعدام شدند
ایسکانیوز : دقایقی پیش دو تبهکار بی رحم که به جرم تجاوز به عنف در «لواسان» شهرستان تهران ، به اشد مجازات محکوم شده بودند در زندان «اوین» اعدام شدند.
ظهر شنبه سرپرست دایره اجرای احکام دادسرای امور جنایی شهرستان تهران به خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز فرمود : آبان‌ امسال دو مرد شیطان صفت به نام های «مسعود - ل» و «محمد - س» با هجوم به خانه ای در «لواسان» یک زن جوان را مقابل چشمان بهتزده خانواده‌اش تحت آزار و شکنجه برنامه دادند.


78:

خيلي هاهم فقط براي ابراز نظر يا دفاع از اعتقاداتشان و بد تر بخاطر تعصب كور ديگران حكم اعدام دريافت ميكنند

و در طول تاريخ(ديروز تا همين امروز ) احكام معدني قرباني احكام سنتي شده

79:

علی شیمیایی به زودی اعدام می‌شود.

هموقت صدور حکم اعدام علیه علی شیمیایی که با بمباران شیمیایی حلبچه هزاران تن از امت کرد این کشور را به قتل رسانده با هستقبال گسترده امت کردستان عراق روبه‌رو شد.

در مناطق مختلف شهر حلبچه در پی صدور حکم اعدام علی شیمیایی مراسم جشن و پایکوبی انجام شد.

شونم حسن 45 ساله که همسر و دو فرزند خود را در این بمباران شیمیایی از دست داده با هستقبال از این حکم فرمود: امیدوارم متهمان این پرونده را جلوی چشمانم اعدام نمايند.


.


80:

بنظر بنده:

اعدام پاك كردن صورت مسئله هست نه حل مسئله

بياييم ببينيم دلائل ظهور اين گونه جنايات يا ناهنجاريها چيست؟

و چه راه كارهايي براي پيشگيري از تكرار اين گونه جنايات ميتوان ارائه داد ؟

و پاك كردن صورت مسئله باعث نميشود!
تصور كنيم مجريان احكام بجاي بررسي و پيگيري كل ماجرا با اعدام يك نفر تمام شرایط و مصوبين و واقعيات بروز را لاپوشوني كرده اند ؟ وعلتش چيست ؟

81:

استدلالهای اصلی موافقین و مخالفین حکم اعدام در ایالات متحده آمریکا - کتابخانه حقوق بشر


مجازات: حکم اعدام مؤثرترین راه برای " اجرای عدالت" هست.

بازدارندگی: مجازات اعدام، اشخاص دیگر را از اقدام به جنایت های بزرگ منصرف میکند.

اگرچه مطالعات جدید نشان داده هست که در مورد این مسئله در عقاید عمومی آمریکائی ها همچنان اختلاف نظر وجود دارد.
پیشگیری: مجازات اعدام از بازگشت جنایتکاران به جامعه و در نتیجه احتمال ارتکاب دوباره جرم جلوگیری می کند.

مجازات اعدام، به وضوح نشان می دهد که امت با قاطعیت با جنایات فجیع برخورد می نمايند.

کسانی که مرتکب جنایت های بزرگ می شوند لیاقت زندگی کردن ندارند.

مجازات اعدام قربانیان و نزدیکان اونها را بسیار تسکین می دهد.

به دادستان امکانات وسیع تری می دهد تا با به کار بردن تهدید اطلاعات بیشتری ازمتهم بگیرد.
مجازات اعدام در کشورهائی که اجراء می شود امت پسند هست.
از نقطه نظر اقتصادی، قاعدتاً اعدام از حبس ابد ارزان تر تمام می شود.

اما اگر هزینه دادگاه تجدید نظررا به حساب آوریم، تمام مراحل اعدام می تواند ده برابر یک حبس ابد خرج بردارد.
جنایت کاران تحت فشار نزدیک بودن مرگ، بیشتر به اندیشیدن و ترتیب امور زندگی اشان می پردازند.
مجازات اعدام، نزدیکان قربانیان را از "اجرای عدالت" در خارج ازچارچوب قانون منصرف می کند.
در مناطقی که افزونی تعداد زندانیان از ظرفیت زندان ها، مشکل ایجاد کرده هست،مجازات اعدام راه حلی برای جا باز کردن برای زندانیان تلقی می شود.
هستدلال های اصلی مخالفان حکم اعدام
مجازات اعدام می کشد.

کشتن بد هست، بنابراین حکم اعدام بد هست.

به فرموده ویکتورهوگو " آیا گمان دارید درس عبرت هست اعدام؟ چرا؟ به خاطر اونچه می آموزد؟ مگر چه می آموزید با این درس عبرت؟ این را که نباید کشت؟ نباید کشت را چگونه می آموزید؟ با کشتن؟"
برپايه مواد ٣ و٥ اعلامیه جهانی حقوق بشر، مجازات اعدام، تجاوز به حقوق بنیادی انسان هست.

در اعلامیه هستقلال آمریکا نیز "حق زندگی کردن"عنوان شده هست .

در حالیکه مخالفان مجازات اعدام، غیرقابل برگشت بودن اونرا مطرح می نمايند، طرفداران اون جواب می دهند که مجازات اعدام تنها جنایت های بسیار بزرگ را کیفر می دهد.
شکنجه وستمگری بد هست.

بعضی اعدام ها، بخصوص روش تزریق آمپول مرگ در آمریکا، درست انجام نمی گیرد.

به فرموده ساوقت عفو بین الملل، دلیل اغلب این اشکالات عدم حضور متخصصین پزشکی در وقت اجرای حکم هست.

بدین ترتیب کارکنان زندان گاهی شدت عمل به خرج می دهند، مثل پاره پاره کردن بازوی زندانیان وقتی برای پیدا کردن رگ تزریق دچار مشکل هستند و محکوم را در آستانه مرگ به تحمل درد های بیشتری وامی دارند.

حتی زندانیانی که بلافاصله می میرند از اضطراب طولانی قبل از اعدام رنج می برند.

روش های دیگر اعدام، مثل صندلی الکتریکی، گاز یا دار زدن، می تواند دقایق زیادی طول بکشد و این روش ها برای کاستن درد در نظرگرفته نشده اند.
محاکمات جنائی خطاپذیرند.

بسیاری از محکومان به مرگ بعداً بیگناه شناخته شدند و گاه فقط چند دقیقه قبل ازاجرای حکم.

بعضی نیزقبل از اینکه بیگناهیشان ثابت شود،کشته شدند وبرای اینها، اشتباه جبران ناپذیر هست.

و این غالباً در مواردی پیش آمده که هستفاده از تکنولوژی جدید، بخصوص آ.

د.

ان،صورت نگرفته هست.

از سال ١٩٧٣،١١٩ نفر در٢٥ ایالت آمریکا بیگناه فراخوان شده و دالان مرگ را ترک کردند.
در بیشتر موارد متهم به دلیل فقرمادی مجبور هست به وکیل تسخیری متوسل شود.

حقوق این وکلا بر پايه تعداد پرونده هائی که دفاع می نمايند تعیین میشود،در نتیجه اونها برای بدست آوردن پول بیشتر، کارشان را چنان که باید انجام نمی دهند.

به علاوه مراحل درخواست تجدید نظر، بسیار گران تمام می شود و بسیاری از محکومان به مرگ، به دلیل بی پولی از اون منصرف می شوند.
نژاد متهم می تواند بر حکم دادگاه تاثیرگذار باشد.

اگر بافت جمعیتی آمریکا رانگاه کنیم،می بینیم که توازن قومی در دالان های مرگ رعایت نشده و تعداد آفریقائی-آمریکائی به طور نسبی بیشتر از سفید پوستان هست.
حکم اعدام از حبس ابد بازدارنده ترنیست.

این هستدلال بخصوص در ایالت های آمریکا که دوباره مجازات اعدام را قانونی کردند بدون اینکه از تعداد جنایات کاسته شود، قابل بررسی هست.

هستدلال دیگراین هست که جنایتکارانی که منتظرند به مجازات مرگ محکوم شوند، برای اجتناب از حبس ابد به خشونت بیشتری روی می آورند.

نقل سال٢٠٠٣ اف بی آی نشان می دهد که جنوب آمریکا که هشتاد در صد مجازات های اعدام را به خود اختصاص می دهد، بالاترین رقم جنایت را در تمام کشور داراست.

برعکس، شمال شرقی آمریکا که یک در صد اعدام ها در اون انجام می گیرد،دارای ضعیف ترین رقم جنایت هست.

هشتاد وپنج % متخصصین آکادمی جرم شناسی آمریکا، جنبه بازدارنده مجازات اعدام را رد می نمايند.

در سال ١٩٩٥ تحقیقی در میان مسئولان پلیس آمریکا نشان می دهد که اکثریت اونها مؤثر بودن مجازات اعدام و نقش بازدارنده اون را باور ندارند.
سؤال : برای کاستن خشونت های جنائی چه باید کرد؟
تمرکز بر روی جنایت های مرتبط با مواد مخدر.

(٣١%)
اقتصاد بهتر، کار بیشتر.(١٧%)
ساده کردن مراحل و متون قضائی.(١٦%)
طولانی کردن محکومیت های زندان.(١٥%)
افزایش امکانات پلیس.(١٠%)
کاهش فروش اسلحه.(٣%)
گسترش هستفاده از مجازات اعدام.(١%)
مشخص شده هست که مجازات اعدام از نظر روانی بر کسانی که در اون شرکت دارند، اثر می گذارد، (جلادان) و گاه می تواند به سلامتی جسمی و روحی اونان شدیدا آسیب برساند.

هستدلال این هست که وقتی برای دفاع از جامعه، مجازات اعدام ضرورت خاصی ندارد، جامعه حق ندارد از کارکنان زندان بخواهد سلامتی روحی خود را چنین در معرض خطر برنامه دهند .
مجازات اعدام امکان یک موقعيت دیگر و اعاده حیثیت را از میان بر می دارد .

گروهی معتقدند که وظیفه دستگاه قضائی، تربیت و هدایت مجرمان هست.

با اعدام یک فرد،جامعه از دادن یک موقعيت دوباره به وی دریغ می کند.

دیدگاه مسیحیت این هستدلال می گوید که هیچکس نمی تواند خود را فراسوی رستگاری (قضاوت اللهی) برنامه دهد و هیچکس را توانایی این نیست که بتواند درمورد ظرفیت فرد دیگری، برای ندامت وجبران خلاف، قضاوت کند.

Sociology of Iran - هستدلالهای اصلی موافقین حکم اعدام

82:

صندوقی برای نجات کودکان محکوم به اعدام



لغو جهاني حكم اعدام Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: محمد مصطفایی، وکیل دادگستری

محمد مصطفایی وکیل و حقوقدان، اخیرا یک صندوق کمک مالی تاسیس کرده هست.

افراد نیکوکار با واریز پول در این صندوق به تهیه دیه مقتولانی کمک می‌نمايند که توسط افراد زیر ۱۸ سال به قتل رسیده‌اند.

فرمود و گویی با وی در این مورد.






آقای مصطفایی شما در آخرین مطلبی که در وبلاگتان منتشر کرده‌اید، فرموده‌اید که تا به حال توانسته‌اید با کمک امت خیر و نیکوکار، هفت نوجوان محکوم به اعدام را با جمع‌آوری دیه از قصاص نجات دهید.

این فعالیت را شما از چه وقتی شروع کرده‌اید و به چه صورت انجامش می‌دهید؟

محمد مصطفایی: همان طور که مطلع هستید من چند سالیست که در مورد نجات جان کودکانی که در معرض اعدام برنامه دارند، یعنی کسانی که در سن کمتر از هجده سال مرتکب جرم‌های سنگین شده‌اند و مجازات اعدام گریبان اون‌ها را گرفته هست، فعالیت می‌کنم.

در سال‌های گذشته خیلی‌ها بودند که وقتی خبر در معرض اعدام قرارگرفتن یک نوجوان را می‌شنیدند، تحت تأثیر برنامه می‌گرفتند و دوست داشتند به هر نحوی که شده، کمک نمايند، یا کمک مالی و یا کمک غیرمالی یا بروند منزل اولیای دم و رضایت اولیای دم را بگیرند و به این نحوه کمک می‌کردند.

موکلین من عمدتا افراد بی‌بضاعت هستند.

از افراد کم درآمد جامعه هستند و خیلی‌هاشان حتی توان هزینه‌ی پرداخت مبلغی را به عنوان حق‌الوکاله به وکلای دادگستری ندارند.

من سپس این که آقای بهنود شجاعی متاسفانه اعدام شد، به فکرم رسید که ما یک صندوق کمک مالی تهیه کنیم.

تا به حال در مورد بحث قصاص چنین کاری انجام نشده بود، اما من این ایده را داشتم که بتوانیم حسابی باز کنیم و در سال گذشته حدود یکصد میلیون تومان جمع آوری شد.

پیش‌بینی‌ای که من کرده بودم این بود که اگر مثلا دویست میلیون تومان جمع آوری شود، بتوانیم سه چهار نفر را نجات دهیم.

ولی با مبلغ کمتر از این که حدود صد میلیون تومان بود، ما توانستیم سال گذشته هفت نفر را از مرگ نجات دهیم.
آقای مصطفایی! قبل از شما هم برای یکی از نوجوانان محکوم به اعدام، آقای بهنود شجاعی که متاسفانه اعدام شد، چند نفر از هنرمندان این کار را کرده بودند، آقای عزت‌الله انتظامی به همراه آقای پرویز پرستویی و یکی دو نفر دیگر صندوقی گذاشته بودند که دیه‌ای جمع نمايند برای خانواده‌ی کسی که توسط بهنود کشته شده بود تا بتوانند رضایت اونها را بگیرند.

ولی با برخورد مقام‌های قضایی روبه‌رو شدند و اون حساب هم مسدود شد.

آیا شما برای این حساب یا صندوقی که باز کرده‌اید، تا به حال با مشکلی روبه‌رو نشده‌اید؟

در مورد اون پرونده اولیای دم مقتول شاکی خصوصی بودند و شکایتی را علیه این سه نفر هنرمند مطرح کردند و اون شکایت متاسفانه در دادسرای امور جنایی مطرح شد و خیلی سروصداهای عجیبی هم داشت و این برداشت وجود داشت که چرا هنرمندان باید به دادسرای امور جنایی بروند و در اونجا پاسخگو شوند و چرا یکنفر که می‌خواهد یک کار خیر اجرا کند، باید بازخواست شود.

در رابطه با من تا به حال کسی نبوده که ایرادی بگیرد.

نه تنها ایراد نگرفتند، بلکه خیلی هم تشویق کردند و بارها کسانی بودند که فرمودند ما بیاییم این کار را در سطح وکلا اجرا کنیم.

وکلایی که دارند کار می‌نمايند صندوقی ایجاد نمايند برای این که بتوانیم این کار را اجرا کنیم.

در مورد صندوقی هم که هنرمندان باز کرده‌اند، اون صندوق را الان هنرمندان می‌توانند، نامه‌ی رفع مسدودی‌اش را بگیرند تا بتوانند مبلغی را که در اونجا واریز شده در راه خیر برای کسان دیگری هستفاده نمايند.

چون مبلغی واریز شده و اون مبلغ در حال حاضر بلوکه شده هست.

پرونده‌ای که علیه این سه هنرمند تشکیل شده بود، مختومه فراخوان شده، بنابراین می‌شود رفت و نامه‌ی رفع دستور توقیف حساب را گرفت و حساب را مجددا یا راه‌اندازی کرد یا اون مبلغ را برداشت کرد و برای چنین کارهایی هستفاده کرد.
شما به عنوان یک حقوقدان در کنار این کاری که دارید انجام می‌دهید، چه تلاش‌های دیگری می‌کنید برای این که اصولا قانون اعدام کودکان زیر هجده سال در ایران تغییر کند؟
من الان چند سالی هست که نظرم را در مورد اعدام اطفال زیر هجده سال فراخوان نموده‌ام و اون هم این هست که ما به دلیل این که عضو کنوانسیون کودک شده‌ایم و طبق ماده‌ی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک، مجازات مرگ و حبس ابد برای اطفال زیر هجده سال منع شده و شورای نگهبان هم در نظریه‌ای که فراخوان نموده به این ماده‌ی قانونی ایرادی نگرفته هست، من بارها در مقالات مختلفی هم نوشته‌ و فراخوان نموده‌ام که ما اصلا نباید اعدام اطفال زیر هجده سال در کشورمان داشته باشیم.

ولی متاسفانه از سال ۱۳۷۲ این در دادگستری رویه‌ای شده هست و در محاکمی که اطفال مجرم کمتر از هجده سال محاکمه می‌شوند، با اونها هم مثل بزرگسال‌ها رفتار می‌شود و در برخی موارد هم که کمکی نمی‌شود و رضایتی اخذ نمی‌شود، اعدام می‌شوند.
فکر می‌کنید از چه راه‌های دیگری می‌شود جلوی اعدام کودکان زیرهجده سال را گرفت؟
در مورد اطفال زیر هجده سال و بخصوص حق حیات اونها، ما هدفمان چند چیز هست.

اگر الان بخواهیم در جامعه آمار بگیریم که آیا امت خواهان این هستند که اطفال زیر هجده سال هم اعدام شوند یا مجازات‌های سنگینی برایشان در نظر گرفته شود، خیلی‌ها مخالف اون هستند.

بنابراین هدف اول ما حذف این قانون هست.

هدف دوم این هست که ما نه تنها در مورد این مسأله، بلکه در مورد همه‌ی موارد دیگر، فرهنگ گذشت و عفو کردن را ترویج دهیم.

و یک موضوع دیگر هم که باید رسانه‌ها خیلی روی‌ اون کار نمايند و در مورد این مسأله خیلی مانور دهند، این هست که با یافتن ریشه‌ها و علت‌های جرم بتوانیم از آمار این‌ها کم کنیم.

به عنوان مثال اگر ما ببینیم در مثلا ۲۰ پرونده‌ی قتل، علت عمده‌ فقر مالی بوده، برای این که این فقر مالی برطرف شود، بیاییم ببینیم این خانواده‌ها چه طور می‌توانند این فقر مالی را از روی دوش‌شان بردارند، مسائلی که برایشان بوجود آمده برطرف شود و یا این که خشونت چه گونه از بین برود تا بشود به اون آرمانی که می‌خواهیم برسیم.

درست هست که قوانین ‌ما در خیلی از موارد نقص دارند، ولی خیلی موارد دیگری هم هست که قوانین خوبی هم داریم، ولی در اجرا با مشکل مواجه هستیم.

این مشکلاتی که در اجرا با اون مواجه هستیم را می‌شود با فرهنگ‌سازی، با مبارزه ریشه‌ای با فقر و نابرابری و با انتقادهای سازنده‌ای که می‌شود، با راهکارهایی که حقوقدانان، اقتصاددانان، روانشناسان و جامعه‌شناسان می‌گویند، این موانع را برطرف کرد.
مصاحبه‌گر: میترا شجاعی
تحریریه: بهمن مهرداد

83:

خاندان "دوعا" پس از اگاه شدن از ارتباط وی با یک جوان مسلمان ، با سنگ به او حمله کردند و اونقدر به او سنگ زدند تا دختر بینوا درگذشت.
لغو جهاني حكم اعدامچهار نفر از پیروان آیین ایزدی در کردستان عراق که در سال 2007 یک دختر را سنگسار کرده و به قتل رسانده بودند ، اعدام شدند.



به نقل عصرایران ، "دوعا" دختر کرد عراقی پیرو این مسلک ، عاشق یک جوان مسلمان شده بود و می خواست با او ازدواج کند.این در حالی هست که طبق آموزه های مکتب ایزدی ،ایزدی ها نمی توانند با پیروان دیگر ادیان ازدواج نمايند.
به همین دلیل و بر پايه سنت های قبیله ای و مذهبی ، خاندان "دوعا" پس از اگاه شدن از ارتباط وی با یک جوان مسلمان ، با سنگ به او حمله کردند و اونقدر به او سنگ زدند تا دختر بینوا درگذشت.

پس از اون ، فیلمی از صحنه های سنگسار دوعا در اینترنت پخش شد که افکار عمومی را به شدت متاثر کرد و مقامات قضایی عراق ، عاملان این سنگسار را تحت تعقیب برنامه دادند و سرانجام با تأیید دادگاه عالی جنایات موصل، حکم اعدام چهار تن از قاتلان "دوعا" اجرا شد.
دو تن از اعدامی ها ، برادران دوعا بودند که عشق او به جوان مسلمان را مایه ننگ خانواده خود می دانستند.

ایزدی ها که کرد تبار هستند عمدتا در موصل زندگی می نمايند و آیین اونها تلفیقی از باورهای مختلف زرتشتی ، مسیحیت ، اسلام ، یهودیت و برخی اعتقادات قبیله ای هست.


84:

حکم اعدام 17 هندی به‌خاطر قتل يك پاکستانی در امارات

دادگاهی در امارات متحده عربی 17 تبعه هندی را به خاطر قتل یک مرد پاکستانی در حمله‌ای که سال گذشته صورت گرفته بود، به اعدام محکوم کرد
خبرگزاری آلمان از دهلی نو نقل داد، این قتل ژانویه 2009 در شارجه، امارت واقع در شمال دوبی پس از درگیری بر سر خرید و فروش غیرقانونی مشروبات الکلی روی داده بود.


دادگاه امارات بر پايه شواهدی از جمله آزمایش dna که نشان می‌داد اونها قربانی را تا پای مرگ با چاقو مجروح کرده بودند، حکم مرگ اونها را صادر کرد.
افراد محکوم بین 17 تا 30 سال سن دارند.

این بیشترین تعداد حکم اعدام در یک پرونده هست که تاکنون در امارات صادر شده هست.
دادگاه فراخوان نمود این قتل ناشی از جنگی طولانی‌مدت میان گروه‌های غیرقانونی فروش الکل در اردوگاه‌های کارگران در شارجه بوده هست.

شارجه مقررات شدیدی برای منع فروش الکل اعمال می‌کند.


85:

اگر برخي بر اين اعتقادند كه حكم اعدام باعث نوعي تقوا (ترس) از عمل منافي قانون ميشود و يا ..

نشان دهنده قدرت اجرايي حاكم هست پس چرا


1 - تاثيرات اون كاملا منفي هست و هر روز شاهد اعدامهاي بيشتريم ؟

2 - اگر برنامه هست كه جامعه از اين اعدامها عبرت بگيرد چرا اعدامها مخفيانه انجام ميشود و آمار اون در رســـــــــــــــانه ملي منعكس نميشود ؟؟؟

86:

اينكه ...

ما بخودمان حق بدهيم كه جان هم نوع خود را به هر دليلي بگيريم ...

آيا با ذات انسانيت هم خواني دارد ؟؟؟


آيا بغير از گرفتن جان هم نوع راه ديگري براي درك جامعه از عواقب جرم و جنايت و بزه نيست ؟؟

اينكه مثلا در اصفهان 14 نفر اعدام ميشوند چه تغييري در روند اصلاح جامعه پيش ميآيد ؟؟؟

اينكه مثلا بخاطر فشارهاي جامعه و بي بند و باري در سطوح بالايي و تبعيض و فقر و فاصله طبقاتي كسي خود فروشي ميكند ...

حكم را فقط براي فرد خاطي مجريان و قانون در نظز بگيرد كار درستي هست ؟؟


چرا با اينكه جمعيت كشور ما حدود 80 مليون نفر هست تعداد اعداميان ما بيشتر از كشور چين با جمعيت 1 ميليارد نفر بايد باشد

افغانستان با اين فرهنگ عقب افتاده اش اي نسخه اعدام را راهكار جلوگيري از نا بهنجاريهاي جامعه نميداند

حجاز هم همينطور ...

اين آمار اعدام خود به افتخاري براي جامعه ما تبديل شده ...



پدري كه فرزندانش را به زور تربيت كند نميتواند ادعا و افتخار مديريت پدرانه در خانواده داشته باشد

اميد به روزگاري كه خرد خفته در خواب ناز توهم بيدار شود و در سايه تاسف اين روزهاي سياه تمهيداتي براي انسانيت انسان در نظر بگيرد

به اميد اون روزگار


74 out of 100 based on 39 user ratings 214 reviews

@