تعبیر خواب


تعبیر خواب



تعبیر خواب
سلام بر باده نوشان جام عشق
سرمستان همیشه مست صفا
در این تاپیک به مدد خداوند خواب شما تعبیر خواهد شد
خواب نوعی الهام از عالم بالاست و خداوند از سر لطف
بعضی از حقایق رو در خواب به انسان می گوید
لذا هر خواب یک پیغام دارد.البته خوابها به انواع مختلفی تقسیم میشوند
که بهترین نوع آن رویای صادقه یا خواب حقیقی هست
اگه برای کسی مشکل هست که در تاپیک خوابش رو بنویسه
در پیامهای خصوصی در خدمت خواهم بود


دوستان لطف کنند خواب را با ذکر زمان خواب و بعضی جزئیات بنویسند
تا تعبیر خواب به حقیقت نزدیکتر بشه



بزرگترين دغدغه ي زندگي شما چيه؟؟؟؟؟؟؟

1:

اگهشخصی را که مرده در خواب ببیند که زنده شده و این خواب به تناوب توسط اشخاص دیگر هم دیده شود تعبیر چیست


بمب جنسي!!!....

2:

سلام شاداب عزیز

به طور کلی تعبیرش این هست که حیات معنوی پیدا کرده و در عالم سپس مرگ به جان حقیقی رسیده هست.چرا که عالم دنیا به فرموده پیامبر بزرگوار عالم خواب و غفلت هست و این حیات ظاهری دلیل بر حیات روح نیست.(الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا)در قراون هم تعابیری بر اینکه شخص معاند و مشرک دارای حیات حقیقی در دنیا نیست وجود دارد.
پس اگر دیدید فردی که مرده در خواب شما زنده شده هست این زنده شدن به حیات روح هست که همان باز شدن چشم بصیرت و دیدن حقایق در عالم سپس مرگ هست و این همان معنی یوم تبلی السرائر هست که از نامهای قیامت هست.


دلایل انتخاب یک آواتار

3:

ایول یکی به من بگه خواب من به چه معنی هستش....

من خواب دیدم که در شهر 2 گروه شدیم یکی بهشتیان و یکی جهنمیان...من عضو بهشتیان بودم.
ما بهشتیا مخفی گاه داشتیم و جهنمیا تا میفهمیدن ما کجا هستیم به خونمون حمله میکردن...ما همش به صورت مخفیانه خونمونو عوض میکردیم


پیک امروز | مرجع نیازمندیهای ایرانی | بانک اطلاعات ایرانی

4:

درون شما دو لشکر هست لشکر عقل و لشکر جهل.میل شما به سمت سپاه عقل شما بیشتر هست که جای شکر دارد.هر لشکر را 75 سرباز هست که فرماندهی سپاه عقل با صفت خیر هست و فرماندهی سپاه جهل با صفت شر هست.سپاه عقل را حصن و دژی محکم هست که کلمه لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی این حدیث قدسی هست و از خداوند هست.سپاه جهل به فرماندهی شر و مشاوره شیطان و تحریک نفس اماره همیشه در پی سپاه عقل هست و لحظه به لحظه میخواهد انسان را از راه خیر و سعادت بازدارد.
دوست عزیز سعی کن همیشه جانب عقل و منطق باشی و از جهل و شرارت به دور باش که شیطان و نفس را راهی به آسمان عقل بشر نیست اما اگر به طمع آب و دانه از افق عالی خود به زیر آمدی و بر خاک نفس نشستی به دام ابلیس گرفتار خواهی شد.
البته با توجه به قسمت آخر خواب شما خدارا شکر شما همیشه گوش به ندای نفس لوامه هستی و وجدان را ارج می نهی امید که با ریشه دار شدن حقایق الهی در قلب شما به نفس مطمئنه راه یابی و شیطان را از فریب خوا نا امید کنی


حال و هوای محرم .....

5:

آقا مرسی ولی خیلی معنوی فرمودی یه ذره فارسی تر ترجمه کنی ممنونت میشم


قانون مدنی

6:

اگه ببینیم همون شخص مرده که شما میگی حیات معنوی پیدا کرده توی خونشونه ومریضه و میدونی میخواد بمیره چی


سوال و جواب حقوقی

7:

متاسفانه یه گیری در خونه یا اهل خونه هست که باعث شده توی اون خونه موندگار بشه(دلش موندگار بشه و قطع تعلق نکنه)و هنوز نمرده و مانع شده که بمیره و در بیرون خونه (آخرت)زنده معنوی بشه.میخواد از این دنیا بمیره و در واقع از این مرگ رها بشه ولی نمیتونه
باید بررسی نمايند مشکل رو برطرف نمايند.


جین پوش ها بیان تو

8:

چشم:

انسان همیشه سر دو راهی خیر و شر یا حق و باطل برنامه میگیره.طرف حق همیشه از طرف خداوند مورد حمایته(همون مخفیگاهها)طرف باطل همیشه میخواد انسان رو از حق دورکنه و از مخفیگاهش بیرون بکشه.بقیه جزئیات با مطالب قبلی فرقی نداره.قسمت مشکلش همینجا بود که فرمودم.

9:

اون شخص تو خونه یک بچه مجرد داره یکی از بچه هاش هم در خارج از کشور زندگی میکنه که موقع مرگش اینجا نبوده وسپس اون هم نتونسته بیاد ایران سر خاکش امکان قطع علاقش ممکنه کدوم یکی باشه

10:

هردو ممکنه
اولی بیشتر

11:

یه سوال دیگه اگه اون شخص فقط توی خونه خودش دیده نشه که مریضه در جاهای دیگه هم دیده بشه باز اون مریضی دلیل بر قطع علاقش هست اینم بگم این خواب مریضی رو بیشتر اون بچه مجرده میبینه

12:

اگه فقط توی خونه خودش دیده نشه معلوم میشه مانع فراتر از خونه هست یعنی جوانب دیگه ای غیر از خانه و خانوداه هست.البته با توجه به آخر مطلب شما مانع هرچی که هست بیتشر مربوط به همین بچه مجرد هست.یا مرحوم از سرنوشتش نگرانه یا از اعمالش

13:

حالا این قطع علاقه از این دنیا اونجا ازارش میده

14:

بستگی به مقدار علاقه داره
آزار در عالم سپس مرگ به معنی معطل شدن در طی مراحل کمال هست
روح باید به سوی حقیقت خودش طی طریق کنه و منازل مختلف را طی کند اما این موانع و مشکلات حرکت او را کند میکند.در عوض خیرات برای مرده این حرکت را تسریع میکند مخصوصا اگر این خیرات در باب علم و معرفت و ایتام خرج بشه و اگه جنبه عمومی داشته باشه خیلی موثرتر خواهد بود.مثل خریدن یک وسیله عمومی برای تفریح بچه های یتیم در موسسات خیریه.البته مقدار و ارزش و نوع این خیرات خیلی فرق نمیکنه.مهم اینه که از طرف مرحوم باشه

15:

کتاب خاصی برای تعبیر خواب داری

16:

کتاب های مختلفی هست
ولی من کتاب رو قبول ندارم
چون مطالب کلی فرموده
در صورتی که خواب هر کسی مربوط به خودش هست
کتاب زیاده ولی توصیه نمیکنم

17:

پس شما این علم رو از کجا بدست اوردی

18:

برای منم جالبه بدونم،ممکنه این علم بر پايه مطالعههمون کتابهایی که میگی باشه ولی شما دقیقا خواب هر فرد رو همون طور که هست تعبیر میکنی و این خیلی خوبه...بهت تبریک میگم

19:

تعبیر خواب رو از هستاد بزرگوارم که به نظرم شمس الدین وقت هست یاد گرفتم.البته ایشون درسی به این اسم ندادند ولی در اثر ارتباط زیاد با ایشون و هستفاده از دستورات اخلاقیشون و عمل به اونها به این گوهر ناب دست پیدا کردم.البته هیچ افتخاری برای من به حساب نمیاد چون هر چه که هست از نفس مسیحایی این بزرگ مرد هست.

20:

از لطف شما بسیار سپاسگذارم

21:

من یه پیغام خصوصی واست گذاشتم،اگه لطف کنی جوابشو برام بفرستی ممنون میشم

22:

خوندم
ولی الان خیلی عجله دارم باید برم خونه
میدونید که من از یک مدرسه وصل میشم
فردا ساعت 13 حتما (اگه خدا بخواد)در خدمت خواهم بود
عذر و شرمندگی منو پذیرا باش دوست عزیز

23:

باشه داداش،مرسی از لطفت،یه دنیا تشکر،پس من منتظرم

24:

میشه از ایشون وکلاسهاش برامون بیشتر بگی

25:

اگه میشه اطلاعاتی در مورد هستاد شمس الدین وقت بهمون بده،و بگو چطوری میتونم با خودت یا ایشون ارتباط بیشتری برای تعبیر خواب و یا شاید دستیابی به این علم داشته باشم.من
*ساکن اصفهان هستم

26:

تعبیر خواب ابن سیرین

27:

بنده توی همین سایت در خدمت هستم
ولی هستاد سرشون خیلی شلوغه
من هم کم خدمتشون میرسم

28:

کتاب خوبیست
ولی یک نسخه عمومی به درد مسائل خصوصی مثل خواب نمیخوره
چنان که نزد پزشکان برای هر دردی دارویی هست مخصوص به همان بیمار

29:

جواب شما دوست عزیز به پیام ارسال شد
امیدوارم که مفید باشه

30:

دوست محترم من چند وقت پیش درباره یکی از کاربرهای محترم که شاید فقط دو تا پست باهاشو همکلام شدم خوابی دیدم که برای خودشون هم در پیغام تعریف کردم حالا عین همون پیغام رو براتون کپی میکنم ببینین چه معنی داره؟

(دیشب خواب دیدم توی یک بیمارستان پزشک هستم بعد با یک اقای دکتری توی همان بیمارستان برخورد کردم سپس کمی صحبت یکدفعه یک تیکه هایی پراند که یعنی منو شناخته که شاداب توی هم میهن هستم

خیلی جالب بودکه اون اقای دکتر شما بودید بعد دیدم توی اسانسور هستیم شما دارید از بیمارستان میرین بیرون من اومدم دنبالتو پرسیدم از کجا فهمیدین من شادابم فرمودید چون روحیاتمون با هم فرق میکنه شما شیطون هستید ومن اروم

سپس اونم زیاد تو بیمارستان به هم برخورد میکردیم باز یک صحنه دیگه من با چند تااز پزشکها نشسته بودیم یکیشون یک کیف پیدا کرده بود شما هم اومدیدید من فرمودم کیفو باز کنیم یه ادرسی پیدا کنیم که کیفو بدیم به صاحبش باز که کردیم یک دستگاهی توش بود که ما

نمیدونستیم چیه شما فرمودید دستگاهیه که اب ونفت رو با هم مخلوط میکنه برای ماهی هایی که مریض هستند وتشنه نمیشن اینو میخورن که خوب بشن بعد یکدفعه از خواب بیدار شدم دیدم اذان صبح را دارن میگن)

گالاکسی خود اون کاربر تعبیری برای من کردن که خیلی جالب بود شما تعبیرتون رو بگید تا من بعدا تعبیر اون شخص روهم براتون تعریف کنم



31:

دیدن آینه تو خواب تعبیرش چیه؟

32:

شما علاقه زیادی به معالجه دیگران دارید البته معالجه جهل و عدم معرفت دیگران.به دوستتون در آسانسور برخورد کردید که وسیله بالا و پایین رفتنه و بدون اون نمیشه در سیر سعود یا نزول به سوی خدا حرکت کرد باید دوستان همفکر خود رو در این مسیر و حرکت بیابید اگر توقف کنید تنها خواهید ماند و طی این مسیر نتهایی ممکن نیست.شما روش شاد و دادن انرژی به دیگران رو در روابط با دیگران میپسندید ولی دوستتون بیشتر از وقار و سنگین بودن هستفاده میکنه که البته روش شما در دنیای امروز برای جوانان مناسبتره.روش ایشون هم برای سن خاصی مناسبه.

شما در راه خود برای معالجه دیگران که قبلا اشاره شد ثابت قدم هستید.البته در این راه به مشورت دیگرانی که با شما همفکر باشند نیازمند خواهید بود.گاهی به اموری پی میبرید که برای شما مبهمه ولی با همفکری دیگران امید فهم به این معارف هست.ماهیها همون انسان های جاهل و مریض هستن که باید در آب معرفت دائما باشند ولی نه تنها نیستند که احساس عطش هم نمینمايند و این را در منطق و فلسفه جهل مرکب گویند که نمیدانند راه چیست و نمیدانند که نمیدانند.این مرض گرچه صعب العلاج هست ولی لاعلاج نیست و شما در آینده نزدیک اگر مطالب اول خواب را رعایت کنید و از محیط این بیمارستان معنوی خارج نشوید و دچار کبر و تکبر نشوید و از مشورت دیگران هستفاده کنید به راه حل این مشکل و درمان این مرض پی خواهید برد.اگه رسیدید بنده رو هم فراموش نکنید من اولین مریضی هستم که داوطلب مداوا خواهم بود.

33:

سلام دوست عزیز خیلی خوش اومدید امیدوارم که در این سایت اوقات خوشی رو سپری کنید.
دیدن آیینه در خواب تعابیر زیادی داره که مربوط به جزئیات هر خواب میشه
.بدون اطلاع از جزئیات یک خواب نمیشه تعبیر شفافی کرد.اگر ممکنه جزئیات خوابتون رو بنویسید.

34:

این هم تعبیر اون شخص از خواب من عین پیغام را کپی کردم
خیلی جالب بود !!!
بخصوص این عبارت "ماهی هایی که مریض هستند و تشنه نمی شوند "

خیلی تکان دهنده بود برام .
چون مفاهیم "ماهی ، تشنگی و دریا" معانی بسیار عمیقی از دید عرفانی دارند که خواب شما را بیشتر از قبل شایسته تامل می سازد ...
به هر صورت ممنون و متشکرم ...
و قطعا در آینده نزدیک نیاز بیشتری به تعاملات نزدیک تر وجود دارد و بخصوص برای زدودن تاثیرات منفی و شیطانی از چهره پاک هم میهن به شما و سایر دوستان متعهد نیازمند خواهیم بود.

35:

در خدمت دوستان خواهم بود

36:

تعبیر یکه کردید واقعا درسته من خیلی دلم میخواد که بتونم دیگران رو و خودم رامعالجه کنم ولی راهشو بلد نیستم
در قسمت اخر صحبتتون فرمودید اولین داوطب معالجه شما هستید
چرا ادمو شرمنده میکنین این بنده حقیر سراپا تقصیر رو چه به معالجه ادمی مثل شما ،شما خودتون پزشکید کسی که تزکیه نفس و مراقبه میکنه باید امثال مارو معالجه کنه
التماس دعا

37:

شرمنده کردید.چشم دعا گوی همه دوستان هستم
شما هم دعا بفرمایید.همه محتاج عنایت و توجه خداوندیم

38:

دوستان عزیز:
بعضی از خوابهایی که در پیام میفرستید چنانکه می بینید تعبیر بسیار خوبی داره.اگه خودتون مایل بودید میتونید.خواب و تعبیرش رو با حذف موارد خصوصی زندگیتون اینجا کپی کنید.

39:

خواب ملخ و گوسفند چیه؟ ممنونم

40:

سحر جون اگه ممکنه جزئیاتی از خواب خودتون رو هم اضافه کنید تا بتونم تعبیر کنم
بطور کلی نمیشه تعبیر کنم.

41:

ملخ دیدم دیگه ولی ملخاش بیحال بودنا چون من از ملخ کلا میترسم نمیتونستم از کنارشون رد شم خیلی ترسیدم برام نخندینا

42:

من خواب دیدم یه الماس بزرگ دستمه که دادمش به یه نفر...


43:

من چند شب پیش خواب دیدم به ماه شب چهاردهم نگاه می کردم میشه بگید تعبیر خواب من چیه
ممنون میشم

44:

سحر عزیز:
ملخ مظهر آفت و ضرر هست و جزء عذابهایی هست که خداوند بر بعضی از اقوام و ملل مقرر کرد.و بیحالی ملخ دلیل بر ضرر سطحی و قابل پیشگیری هست چون ملخ بیحال موجود ضعیفی هست و قدرت ضرر اونچنانه ای را ندارد.ممکنه بزودی با بعضی اتفاقات ناخوشایند روبرو بشید شاید هم شده باشید ولی مطمئن باشید این اتفاقات ضرری برای شما ندارند فقط باید خونسردی و جرات خود را حفظ کنید.در مورد ضرر و آفت دقت فرمایید شاید ضرر پنهان باشه که متوجه روح و روحیات شما باشه که حساسیت موضوع بیشتر میشه.

45:

سلام دوست عزیز خیلی با سایت هم میهن خوش آمدید امیدوارم اوقات خوشی را در این سایت سپری کنید:
الماس نشانه دنیاخواهی و اسارت در نقش و نگار دنیاست البته به نسبت اینمقدار که از خواب خود نوشتید.دادن این الماس به دیگری در صورتی که با میل انجام شده باشد نشانه زهد و تقوای شماست که پیام خوابتون همین هستمرار در زهد و تقواست(البته دقت کنید که زهد و تقوی به معنی دست شستن از دنیا و گوشه گیری نیست بلکه به معنی دل نبستن به دنیاست.شما ممکنه از بهترین نعمات الهی هستفاده کنید و در بهترین وضعیت زندگی باشید ولی چون با دنیا دلبستگی ندارید و دنیا را در راه صحیح اون خرج میکنید در زمره اهل زهد و تقوی برنامه بگیرید وکسی ممکن هست در فقر و فلاکت مادی زندگی کند و به همان ناچیز خود دلبسته باشد و از دایره زهد و تقوی خارج شود)و اگر دادن الماس به دیگری با اکراه انجام شده باشد یا به زور نشانه ضرر مادی هست که باید در برنامه اقتصادی خود بیشتر دقت کنید.

46:

ترنج عزیز:

ماه شب چهارده یعنی وجودی که در بین موجودات دیگر از همه کاملتر هست و چون انسان به خاطر شدت و قوت حس زیبا دوستی اش در ابتدا به زیبایی توجه میکند لذا از بین فضائل و کمالات کاملترین موجود به زیباییش نظر میکند.
شما حقیقت انسان کامل را دیده اید که در وقت ما وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم هستند.بیشتر به این وجود نازنین فکر کنید و سعی کنید جمال دلآرایش را به چشم خیال و دل ببینید.البته رویت از فاصله ای به اندازه زمین تا آسمان صورت گرفته ولی راه را نشانتان داده اند.این ستاره سهیل را گم نکنید.
اگر بیش از این میخواهید بدانید در پیام در خدمت شما هستم.

47:

متشکر از اینکه خواب منو تعبیر کردید
دوست دارم در این مورد بیشتر بدونم

48:

نه با اکراه نبود با کمال میل بود اون یه نفر هم کسیه که خیلی دوستش دارم!

49:

پس تعبیرش خیلی خوبه
موفق باشید

50:

شرمندگی منو پذیرا باشید
امروز یه کار فوری دارم که باید برم
فردا مفصل در پیام در مورد خواب شما مینویسم

51:

سلام.یکی از دوستانم خواب من دیده که یک پسر بچه کوچیک (بدون پوشش) با من بوده و گویا بچه من بوده هست.

تعبیر این خواب چیه؟

52:

خوش به حالتون من که هیچ وقت خواب نمیبینم ..........


53:




نوزاد پسر نشانه نعمت خداوند هست و اینکه مال شما بوده تعبیرش این هست که در شرف دریافت نعمتی از جانب خداوند هستید.

و چون بدون پوشش بوده هست شما این نعمت را درک و احساس خواهید کرد(مثل بعضی از نعمات نیست که بر حسب عادت و غفلت درک نمیکنیم)
اگر ازدواج کردید بعید نیست این نعمت عینا همان نوزاد پسر باشد و اگر ازدواج نکرده اید به هر یک از نعمات الهی تعبیر میشود.پیام این خواب این هست که آماده پذیرش این نعمت باشید و مواظب باشید به غفلت از دست ندهیدش و چون نعمت را گرفتید شکر نعمت را فراموش نکنید.در مورد کسی که خواب دیده نمیتوانم چیزی بگویم چون اطلاعاتی از جنسیت و ایجاد و خوی ایشان ندارم.لازم هم نیست همین مقدار برای شما کافیست.





54:

شما هم خواب میبینید.ولی خوابهاتون یادتون نمیمونه
برای این مشکل باید قبل از خواب ذکر لا اله الا الله را 1000 مرتبه بگویید

55:

زن عموی من خواب دیده که مادرم امده خانه خودمون و زیر کرسی با زن عمو م نشسته بودندومادرم شیرینی اورده بوده بعد زن عموم میگه چه شیر ینهای خوشمزه ای اینا رو از کجا اوردی مادر م میگه چیکار داری ازکجا امده تو بخورش

56:

طبق قوانین فلسفی بازگشت مجردات از عالم تجرد به عالم ماده امکان ندارد.ولی به توجه ممکن هست.مثلا بگوییم:روح فلانی به خانه خودش توجه کرده هست.یا اینطور ممکن میشود که قوه خیال ما که از لوازم روح هست در خواب به عالم مجردات(ارواح) نزدیک میشود واندک ارتباطی پیدا میکند.آمدن مادر شما در خواب به خانه خودشان از این باب هست و اینکه زیر کرسی بازن عموی شما بودند چون کرسی از مظاهر گرما محسوب میشود،نشان از ارتباط گرم و عاطفی بین زن عمو و مادر مرحوم شما دارد.شیرینی را معمولا در جشن و سرور و عید میخورند یا به هم تعارف مینمايند و این از نقاط مهم خواب زن عموی شماست.روح مادرتان به واسطه کار نیکی که زن عمویتان انجام داده مسرور و خوشحال شده و برای تشکر شیرینی آورده اند.اما اینکه مادرتان فرمودند چیکار داری از کجا آورده ام به خاطر عدم درک موجودات مادی در این امور هست.ما چون هنوز اسیر عالم مادی هستیم از درک نعمات الهی در پس این عالم خاک عاجزیم.البته سپس مرگ برای مومنین نعمتهایی از جنس نعمات دنیا نیست بلکه حقیقت این نعمات هست مثلا برای رسیدن به وجد و خوشنودی و احساس لذتی که از یک شیرینی یا یک شربت گوارا حاصل میشود نیاز به مواد شیرینی و شربت ندارند و مستقیما اون حس لذیذ به روحشان می رسد.در دنیا هم اونچه میخوریم و مینوشیم لذتش از اون روح هست نه جسمی که از شیرینی مرض قند میگیرد و از نمک فشار خون و هزار بلای دیگر
پس تحفه و ارمغان مادرتان برای زن عمویتان یک لذت شیرین از جنس بهشت هست که شاید همان مجالست با مادرتان در خواب باشد چون در وصف کیف و حال بهشتیان در قراون آمده هست که روی تختهای زیبا بر متکاهای نرم تکیه می دهند که تعبیری از همصحبتی هست.

و چه زیباست همصحبتی با پیامبر و اهل بیت در اون محیط زیبا

57:

سلام گلکسی عزیز
من هم خوابی دیده ام که برایم خیلی جالب بود و دوست دارم تعبیرش را بدانم
در خواب کسی مرا صدا زد از خواب بیدار شدم ( البته در خواب از خواب بیدار شدم )
و از ترس آیت الکرسی را زمزمه میکردم
ندایی آمد نترس !
به حیاط خلوت خانه تان برو .

که وقتی به اونجا رفتم دیدم در اونجا زمین شکافته شده بود و از اعماق زمین مذاب فوران میکرد و دریایی از مواد مذاب تمام کف حیاط را پوشانده بود
به صورت طبقات مختلفی در آمده بود .

صدا فرمود : وارد مذاب شو و بیا و من میترسیدم
و میفرمودم میسوزم ! صدا دوباره فرمود نترس پایت را بگذار ! نمیسوزی !
و من وارد شدم و تا ساق پا به میان مواد فرو رفتم و جالب اینکه هیچ احساس سوختگی هم نمی کردم .

صدا فرمود دستت را روی مواد مذاب بکش و مثل کتاب ورق بزن
با کمال تعجب دیدم که هر ورقی که میزدم یک صفحه از قراون در اون صفحه باز میشد و
آیه های مشخصی در اون صفحات بود که در خواب بیاد داشتم ولی بعد که بیدار شدم
اون آیه ها را فراموش کردم .

صدا برای بار دوم فرمود : پایت را در طبقه بعدی بگذار
مذاب به صورت آب رنگین کمانی تبدیل شد و به همین ترتیب میفرمود طبقات بعدی را ادامه دهم تا به عمق زمین برسم .

که در اونجا از شدت هیجان و ترس زیاد از خواب بیدار شدم

حالا دوست عزیز به من بگو تعبیر این خواب عجیب چیست ؟؟؟؟

خیلی از شما متشکرم

58:

ببخشید تاخیر شد


خواب در خواب یعنی جهل مرکب اینکه انسان حقیقت را نداند و نداند که حقیقت را نمیداند و گمان کند همین ندانستن عین علم و حقیقت هست.خوشبختانه شما از خواب در خواب بیدار شدید.
و اون ندا ندای فطرت پاک شما یا همان وجدان یا همان نفس لوامه شماست.حیات خلوت خانه شما مظهر خلوت دل هست که انسان را به اعماق وجود خودش میبرد و غرق تفکر میکند.در محیط شلوغ خانه نمیشود تفکر کرد و مرغ خیال را به عالم بالا پرواز داد اما حیات خلوت جای مناسبی هست.این حیات خلوت در دل شما هم هست.اوقات خلوتی که سوسی فطرت از دل شما را به کلبه روشن حقایق رهنمون میشود.مطالعهایت الکرسی در خواب نشانه پناه بردن به حضرت حق هست که متاسفانه فقط در مواقع خطر چنین حالی داریم نه همیشه.و این ذکر چنانکه در بیداری مایه آرامش جان میشود در خواب هم چنین هست.زمین شکافته شده در حیات خلوت خانه شما تعبیرش همان بود که عرض شد.در خلوت دل انسان زمین وجود خویش را میشکافد که این زمین مظهر مادیت و دنیا هست و فقط در خلوت دل میشکافد.وقتی زمین دل میشکافد همراه با سختی و رنج هست مثل دل کندن از یک پوشش گران قیمت یا یک ماشین شیک و ...

که خیلی سخت هست و در خواب به چشم ظاهر بین ما همان مواد مذاب هست.اما وقتی میشکافد دریچه نوری هست بسوی عالم بالا و حقیقت انسان که همان انا لله و انا الیه راجعون هست.پشت این دنیای ظاهر عوالمی هست طبقه طبقه.چنان که قبل از این دنیا هم چنین هست.ندای فطرت شما ،شما را دعوت کرده به قدم نهادن در مسیر این طبقات.ترس شما در رفتن این طریق بر روی مواد مذاب همان هست که چند سطر بالاتر فرمودم.اما وقتی انسان وارد این مسیر میشود میبیند که خیلی هم سخت نیست و لذت بخش هست.اما سرد شدن مواد مذاب و تبدیل شدنش به قراون چنین هست که حقیقت انسان همان قراون هست(اینجا یه کم بحث سخت میشه عذر میخوام چاره ای نیست)چنانکه قراون ناطق در صفین علی علیه السلام بود.انسان متعالی هم از این حقیقت برخوردار هست.شما در واقع صفحات کتاب حقیقت خود را ورق زدید.البته آیاتی که خواندید از یاد بردید چون هنوز به مرحله این آیات نورانی در زندگی نرسیده اید وحکمت اینکه از یاد بردید این هست که جذب همان چند ایه نشوید و از بقیه قراون غفلت کنید بلکه تمام قران را سرلوحه زندگی برنامه دهید.اینکه ندای فطرت شما را به طبقه بعدی فراخوانده هست یعنی که این سیر تا رسیدن به خداوند متوقف نمیشود.نباید در یک طبقه اگرچه طبقه ای از بهشت هست متوقف شوید بلکه باید تا خداوند این سیر را ادامه دهید.یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک...

نه ارجعی الی الجنه
و اینکه از عمق زمین بسوی آسمان میرفتید این هست که راه عروج به آسمان مداوای کبر و تکبر هست.چون تکبر فقط مخصوص ذات خداوند هست و احدی حق بهره مندی از یک ذره اون را هم ندارد چنانکه شیطان به تکبر از درگاه الهی رانده شد.شکستن خودیت خود و باز کردن راهی بسوی آسمان از دل زمین مادیت خود تعبیر قسمت آخر خواب شماست.در کل شما ابتدا تا انتهای یک دوره سیر و سلوک عرفانی را دیده اید اما برای رفتن در این راه باید از عنایات الهی مدد بگیرید و از تمسک به
قراون و اهل بیت غفلت نکنید.


59:

ضمن تشکر بابت زحمات زیادی که کشیدید
می خواستم بپرسم که آیا این خواب تعبیر عملی هم در زندگی روزمره من دارد ؟
و اگر دارد چیست ؟


شب بخیر

60:


بله دقیقا تعبیر عملی این خواب که همان پیام خواب برای شماست این هست که :
در زندگی به دو کار خیلی مشغول باشید.تفکر و مطالعه در انسان شناسی(کتب موجود در این زمینه زیاد هست بهترین اونها جلد یک مقالات هستاد محمد شجاعی هست)و تلاوت همراه با تدبر و تفکر در قراون و سپس عمل
کردن برپايه نتایج ایندو کار.

61:

من ایران نیستم
دوستم خواب منو دیده که برگشتم ایران و ازم پرسیده چرا برگشتی فرمودم که نذر دارم! برگشتم نذرمو بدم!

این یعنی چی؟ حالا دوستم گیر داده چه نذری داری!؟

62:


بازگشت شما به ایران یعنی بازگشت به فطرت پاک انسانی.چون خاک و زادگاه هر کس در خواب تعبیر به فطرت پاکش میشود که خداوند او را بر اون فطرت پاک آفریده.کل مولود یلد علی الفطره...

یا :لقد خلقنا الانسان
فی احسن تقویم و آیات و احادیث دیگری در این زمینه
هر که را کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
مولانا
و رفتن از ایران و دورشدن از زادگاه و وطن به معنی دور شدن از فطرت هست.البته در خواب(در بیداری طبق قراون سفارش شده که انسان مسافرت کند و سرزمینهای دیگر را ببیند).خواب شما دو تعبیر دارد یا خدا را شکر به فطرت پاک خود برگشته اید و از بعضی آلودگیهای این دنیای مادی نجات یافتیه اید یا باید چنین شود یعنی خواب از نوع پیام هست برای شما و ارائه ایدئولوژی.و این که برای اداء نذر برگشته اید تعبیر میشود به اینکه چاره ای جز بازگشتن به فطرت پاک ندارید.نذر کاری هست عاقلانه و مشروع که طبق صیغه نذر باعث وجوب کار میشود و چاره ای از انجام اون نیست.در واقع خود بازگشتن شما به فطرت پاک انسانی و الهی موضوع نذر شماست و شما برای اداء این نذر به ایران(فطرت پاک خود)برگشته اید.

63:

اتیش تو خواب چه معنائی داره؟

64:

خیلی ممنون از جوابتون و از اینکه توجه کردید.

خوشحالم که کسی مثل شما هست ........

موفق باشید


65:

ديشب خواب مي ديدم رفتم تو يه كوه رايشان ديواره هاي كوه يه نوار كلفت چرمي بود و روش سكه هاي طلاي قديمي بود جالب اين جاست كه صبح كه بيدار شدم و تلايشانزيونو روشن كردم داشت در مورد يه غاري كه توش جواهرات قديمي پيدا كردن توضيح مي داد....


66:

آبجی گلم:
بطور کلی نمیشه تعبیر کرد.هم نشانه هدایت هست و هم عذاب
باید جزئیات خواب بیان بشه

67:


در مورد خواب شما باید عرض کنم که:
کوه نشانه هستواری و عظمت و قوت اراده هست.در سوره نباء هم به اون اشاره شده هست
...

والجبال اوتادا...

اگر خواب شما خبر از آینده باشد شما باید اراده خود را برای کاری که در آینده ای نزدیک شروع میکنید قوی کنید.احتمالا بزودی کاری را شروع میکنید که اراده شما برای موفقیت در اون به حد کافی قوی نیست.داخل کوه یا غار رگه هایی از طلا یا نقره و ...

پیدا میشود که در خواب همان نوار چرمی هست که منقش به سکه های طلا شده هست.تعبیر این رگه طلایی همان موفقیت و پیروزی هست که از دل اراده قوی شما در انجام کار بیرون می آید.به احتمال قوی خواب شما از همین نوع هست یعنی خبر از آیدن هست و خداوند شما را به این امر مهم(قوی کردن اراده خود برای موفقیت در انجام اون کار)رهنمون شده هست.شاید هم خواب شما متاثر از گذشته باشد و فقط یادآوری یک خاطره از گذشته باشد که به نظر من بعید به نظر میرسد.همان احتمال اول که در مورد این خواب فرمودم برای شما قوی تر هست.اما برنامه تلویزیونی که در مورد خواب خود در بیداری دیده اید:

بسیار اهمیت دارد از نشانه قدرت الهی در دنیا کوهها هستند که علاوه بر صلابت و هستواری معدن خیر و رکت برای انسانها هستند.خداوند در آیینه مخلوقات خود قابل رویت هست.سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین انه الحق...
خداوند چه زود شاهدی بر هدایت خود برای شما نشانتان داده هست.اگر میخواهید به موفقیت برسید باید چون کوه هستوار باشید و محکم تا درون خود رگه های طلای سعادت و موفقیت را بپرورانید و به وقت لزوم از اونها هستفاده کنید.
امیدوارم اراده شما در کارهایتان روز به روز قوی تر شود.

68:

ممنونم از لطفتون

69:

سلام و خسته نباشید.
باز هم برای یک تعبیر خواب دیگه مزاحم شدم، البته مریوط به یکی از دوستانم هست.
او تو خواب دیده که زایمان بدون دردی داشته و یک دختر به دنیا آورده که تمامی دندوناش در آمده بوده هست.

تو خواب خیلی می ترسه.

اما بهش میگن خیلی خوبه که بچش خوبه که دندون دارد.
ممنون میشم که تعبیرش به من بگید.

70:

خواهش میکنم در خدمتم:
خداوند کارهای خود را در عالم هستی به واسطه مخلوقاتش انجام میده.مثلا قدرت و محبتش رو در بازوان کشاورز برنامه میدهد تا گندم رو از دل زمین بیرون بیاره و طی فرایند تولیدی خاصی تبدیل به نان بشه و بقیه ایجاد از اون گرسنگی خود رو بر طرف نمايند.والدین در عالم دنیا واسطه خلقتند.و خداوند به واسطه این موجودات نازنین خلقت خود رو انجام میده و انسان رو از عالم علم خود به عالم رحم و سپس به عالم دنیا میفرسته.البته خلقت حضرت آدم و حوا از این قائده هستثنا شد.

ونیز خلقت حضرت مسیح علیه السلام که فقط به رحم پاک مریم سلام الله علیها نیاز داشت.یا ناقه صالح و ...که جز هستثنائات خلقت هستند.در این وساطت خلقت مادران نقش مهمی دارند و اون پروراندن انسان در رحم هست تا لیاقت ورود به عالم دنیا را پیدا کند.با این تفاصیل زایمان در خواب تعبیرش این هست که خداوند به وساطت دوست شما رحمتی بر ایجاد خود میفرستد(چون نوزاد دختر تعبیر به رحمت الهی میشود و پسر تعبیر به نعمت الهی)حال این ایجاد شاید والدین یا نزدیکان باشند یا دوستان و ...

که خیلی در تعبیر مهم نیست چه کسانی باشند.و این که نوزاد دختر بدون درد به دنیا آمده نشانه این هست که این رحمت الهی بدون مشکل و مانع و زحمت خاصی خواهد بود یعنی رحمت مطلق بدون هیچ زحمتی و اینکه نوزاد با دندان به دنیا آمده نشانه این هست که رحمت کامل هست و هیچ نقصی در اون نیست و کسی که رحمت الهی را دریافت خواهد کرد به وضوح رحمت بودن اون را احساس میکند.(گاهی رحمت الهی توام با زحمت و تلاش انسان هست یعنی مشروط هست و گاهی بدن قید و شرط)
خلاصه اینکه دوست شما بزودی واسطه رحمت الهی میشود،رحمتی کامل و بدون زحمت و رنج و این رحمت احتمالا به والدین ایشان می رسد.چه در قید حیات باشند و چه فوت کرده باشند این رحمت سبب امرزش بعضی از گناهان
ایشان خواهد شد.

ان شاء الله.

71:

خیلی خیلی ممنون.
خواهش میکنم در خدمتم:

خداوند کارهای خود را در عالم هستی به واسطه مخلوقاتش انجام میده.مثلا قدرت و محبتش رو در بازوان کشاورز برنامه میدهد تا گندم رو از دل زمین بیرون بیاره و طی فرایند تولیدی خاصی تبدیل به نان بشه و بقیه ایجاد از اون گرسنگی خود رو بر طرف نمايند.والدین در عالم دنیا واسطه خلقتند.و خداوند به واسطه این موجودات نازنین خلقت خود رو انجام میده و انسان رو از عالم علم خود به عالم رحم و سپس به عالم دنیا میفرسته.البته خلقت حضرت آدم و حوا از این قائده هستثنا شد.

ونیز خلقت حضرت مسیح علیه السلام که فقط به رحم پاک مریم سلام الله علیها نیاز داشت.یا ناقه صالح و ...که جز هستثنائات خلقت هستند.در این وساطت خلقت مادران نقش مهمی دارند و اون پروراندن انسان در رحم هست تا لیاقت ورود به عالم دنیا را پیدا کند.با این تفاصیل زایمان در خواب تعبیرش این هست که خداوند به وساطت دوست شما رحمتی بر ایجاد خود میفرستد(چون نوزاد دختر تعبیر به رحمت الهی میشود و پسر تعبیر به نعمت الهی)حال این ایجاد شاید والدین یا نزدیکان باشند یا دوستان و ...

که خیلی در تعبیر مهم نیست چه کسانی باشند.و این که نوزاد دختر بدون درد به دنیا آمده نشانه این هست که این رحمت الهی بدون مشکل و مانع و زحمت خاصی خواهد بود یعنی رحمت مطلق بدون هیچ زحمتی و اینکه نوزاد با دندان به دنیا آمده نشانه این هست که رحمت کامل هست و هیچ نقصی در اون نیست و کسی که رحمت الهی را دریافت خواهد کرد به وضوح رحمت بودن اون را احساس میکند.(گاهی رحمت الهی توام با زحمت و تلاش انسان هست یعنی مشروط هست و گاهی بدن قید و شرط)

خلاصه اینکه دوست شما بزودی واسطه رحمت الهی میشود،رحمتی کامل و بدون زحمت و رنج و این رحمت احتمالا به والدین ایشان می رسد.چه در قید حیات باشند و چه فوت کرده باشند این رحمت سبب امرزش بعضی از گناهان
ایشان خواهد شد.

ان شاء الله.

[/quote]

72:

باز هم ممنون.

من فکر کنم جزِ مزاحمین دایمتون باشم.
راستی اگر بخوام خوابی رو خصوصی براتون تعریف کنم به چه آدرسی باید براتون بفرستم؟
در ضمن من تو دوران بچگی خیلی خواب پرواز میدیدم.

تو خواب میدویدم و بعد اوج می گرفتم و فقط وقتی خیلی بالا می رفتم می ترسیدم و سریع پایین می آمدم.

الان هم هر از چند گاهی این خواب رو میبینم.

اما جدا از پرواز جدیدا خبلب خواب میبینم که توی یک دریای بزرگ که آب زلالی داره شنا میکنم.
به نظرتون چه تعبیری میتونه داشته باشه.
با تقدیم احترام
افرا

73:

یعنی همه خوابها تعبیر داره؟!

74:

خواهش میکنم اصلا مزاحمتی نیست

شرمنده که دیر شد:
برای بیان خوابها میتوانید به پیامهای خصوصی هم ارسال کنید.
اما تعبیر شما:
آسمان مظهر آرزوهاست و البته پاکی معمولا بچه ها نسبت به آسمون دید مثبتی دارند.جایی که نه تصادفی هست،نه قتلی،نه دزدی و ...
پرواز کردن به چنین آسمانی آرزوی خیلی از بچه هاست.شما در دوران کودکی در نفس پاک و بی آلایش خود چنین آرزویی داشته اید.الان که این خواب رو میبینید یه کم فرق میکنه و چنین تعبیر میشه که روح به نسبت طهارت ذاتی خود مشتاق خداوند هست و عالم پاک بالا این اشتیاق روح در عالم بیداری و در این عالم دنیا که توام با غفلت هست سرکوب میشه.گاهی از باب تذکر و یادآوری خداوند در خواب به انسان این اشتیاق رو گوشزد میکنه.البته بعید نیست که خواب پرواز شما متاثر از پرواز اندیشه باشه و به این جهت تعبیر بشه که در هر صورت نشانه همان اشتیاق روح به عالم بالاست و دل کندن از عالم دنیا.پیام این خواب این هست که از ظواهر دنیا(نه خود دنیا)دست بکشید و پای دل را از قید و بند اون رها کنید تا بتوانید اوج بگیرید و به عالم بالا پرواز کنید پروازی با انندیشه و دل.ترس شما در این خواب تعبیر میشه به ترس و نگرانی که انسان از قطع تعلقات و خواهشهای نفسانی دارد.همیشه رسیدن به لذت بالاتر با یک سختی همراه هست برای کسی که مقداری به وضعیت موجود دلخوش کرده هست.اما خواب شنا در دریای بزرگ:
دریای بزرگ تعبیر به علم و معرفت میشود البته نه علم صرف که فایده ای برای عروج انسان در انسانیتش ندارد بلکه علمی که منجر به عمل شود و انسان و محیط اطرافش را به جهت مثبت دگرگون کند.شنا کردن در این دریای معرفت یعنی ورود به عالم اندیشه و تفکر درونی که از خواب پرواز تعبیری عالیتردارد.پیام خوابتان این هست که بیشتر در تفکر و تدبر در احوالات خود و خداوند و هدف خلقت و دیگر از این امور وقت بگذارید.

75:

همه خوابها که نه
ولی همه خوابها پیامی دارند از جنس الهام که درجه بسیار ضعیفی از وحی الهی هستند

76:

خوابهایی با مضمون جنسی چه تعبیری میتوانند داشته باشند؟!

77:

داداشی گلم
خیلی خوش اومدی
بطور کلی نمیشه خوابها رو تعبیر کرد
باید جزئیاتی از خواب بیان بشه
البته اینگونه خوابها رو بهتره در پیام بنویسیم
در خوابهای جنسی گاهی نکات معرفتی بالایی یافت میشه
که قابل توجه هست چون شهوت به خودی خود در وجود انسان بد نیست
لذا خوابهای از این دست هم شاید تعبیر بدی نداشته باشه

78:

خیر.

منظور بنده خوابهای جنسی طبیعی نبود.
خوابهایی که مضمون جنسی دارند اما بیشتر به کابوس شبیه هستند.

79:

کابوس اگه واقعا کابوس باشه تعبیر نداره
ولی ممکنه پیام داشته باشه

80:

مگر میشود کابوس معنی نداشته باشد؟!
تاجایی که به یاد دارم فرعون کابوس دیده بود و تعبیرش ظهور موسی (ع) بود.


81:

داداشی گلم خیلی ممنون از تیزبینی و دقت نظر شما در این مسئله:
اونچه فرعون دید کابوس نبود بلکه خواب بود
خوابی از جنس رویای صادقه که تعبیرش حتمی بود و حضرت موسی علیه السلام ظهور و قیام کرد
ولی چون فرعون اصلا فکر نمیکرد که چنین اتفاقی بیفتد و به خودش خیلی مطمئن بود از اون تعبیر به کابوس کرد
ما هم شاید بعضی خوبهایی که میبینیم به اشتباه گمان کنیم کابوس هست
ولی اگر قواعد خواب را رعایت کنیم هر گز بین خواب و کابوس اشتباه نمی کنیم

82:

خواب مار سفيد تعبيرش چيه؟؟؟؟

83:

سلام آبجی گلم
خیلی خوش اومدید
خوابها رو فقط با جزئیاتش تعبیر مینمايند
نمیشه بطور کلی در مورد مار سفید تعبیر کرد
خوشحال میشم جزئیات خواب رو بفرمایید
البته از فردا یه چند روزی من غیبم میزنه
تا شب پاشخگو خواهم بود

84:

سلام
تعبير گربه تو خواب چيه؟
زياد خواب گربه ميبينم و هميشه
هم ميخواد بهم حمله كنه!

85:


جزئیات بیشتری رو بنویس
و بگو گربه چی رنگی هست؟
اگه موقعيت شد امشب تعبیر میکنم
اگه نشد با عرض شرمندگی
باید یه هفته استقامت کنید.

86:



جزئیات بیشتری رو بنویسید
خواب مهمی میبینید.




بفرمایید:گربه چی رنگی هست؟


اگه موقعيت شد امشب تعبیر میکنم


اگه نشد با عرض شرمندگی


باید یه هفته استقامت کنید.

87:

والا دقيق يادم نيست بعضي وقتا سياهه بعضي وقتا هم از اين دو رنگاست
نقطه اشتراك خوابهام اينه كه همشون ميخوان بهم حمله كنن!

88:

متشکر.


معیارهای تشخیص خواب از کابوس چیست!؟
اگر انسان از خواب نپرد (یعنی از ترس و اضطراب) اونگاه اون را کابوس نمینامند؟!

89:

گربه سیاه اگه سیاهیش کامل باشه به احتمال قوی جن هست
جن موجودی نیمه مجرد هست که به هر صورت غیر از صورت معصومین علیهم السلام که بخواهد در می آید و بیشتر به صورت همین گربه سیاه کامل بروز میکند.
لذا بزرگان توصیه مینمايند که از اذیت کردن چنین گربه ای پرهیز کنید.
و اگه سیاه کامل نباشه ممکنه(به احتمال خیلی ضعیف)جن باشه
و در این قسم دوم به احتمال قوی صفات بد درون هست
حالا اونچه به ذهنم میرسه:
در دیدن گربه سیاه کامل:
شما شاید قبل از خواب یا در روزهای قبل به نحوی به جن فکر کرده اید
یا حرفی از این موجود زده اید یا گربه ای را در بیداری اذیت کرده اید
بهتر هست با دیدن چنین خوابی صدقه بدهید تا رفع بلا بشه
در دیدن گربه رنگی(غیر سیاه کامل):
متاسفانه صفت غضب دردرون شما رشد کرده هست البته با اندازه متوسط
شما یا قبل از خواب یا روزهای قبل از کسی عصبانی شده اید و بیش از حد عصبانیت خود را بروز داده اید
و در واقع صفت غضب به شما حمله کرده هست(البته صفت غضب فی نفسه بد نیست ولی اگر از حد اعتدال خارج شود بد هست)
دیگر اینکه شاید کینه ای از کسی در دل دارید که این نیز از اقسام و مراتب غضب هست و در خواب به شکل حیوانی از خانواده گربه سالان دیده می شود.
پیام خواب این هست که هر چه زودتر این صفت را در وجود خود کنترل کنید چون هنوز به شما حمله نکرده
و قابل پیشگیری هست.
خوب من تا یک هفته از خدمت دوستان گلم مرخص میشم
ان شاء الله به زودی بر میگردم

90:

سلام گالکسی
خسته نباشید
می شه لطف کنید یه مقدار در باره وقت خواب هم صحبت کنید
می خوام بدونیم چه خوابهای تعبیر دارن یعنی هر وقتی از روز یا شب خواب ببینی قابل تعبیر هست یا نه
با تشکر

91:

سلام
یک نفری خواب دیده که در توالت داره نماز میخونه تعبیرش چیه؟
باتشکر

92:

اما وقت خواب:
حد اعتدال در مقدار خوابیدن برای دیدن رویاهای شفاف یا حتی صادقه بین 6 تا 8 ساعت هست و کمتر و بیشتر از این خوب نیست.
بهترین وقت خواب،شب و نزدیک ظهر هست که نزدیک ظهر همان قیلوله قدیماست.
بهتر هست بیشترین ساعت خواب در شب باشد و خواب نیمروز در حد نیم الی یک ساعت بیشتر نباشد
هر یک ساعت خواب قبل از ساعت 12(نیمه شب)برابر هست با دو ساعت خواب سپس نیمه شب.
قبل از خواب بهتر هست به وسیله آب حرارت زائد بدن را دفع کنیم.شستن پاها از زانو به پایین یا وضو گرفتن بسیار موثر هست.
فاصله شام تا هنگام خواب هر چه بیشتر باشد در دیدن خوابهای شفاف موثر هست.
فکر نکردن به موضوعات مختلف و داشتن تمرکز بر موضوعی معنوی قبل از خواب نیز بسیار موثر هست.برای داشتن تمرکز فکر بهتر هست از ذکر لا اله الا الله قبل از خواب هستفاده کنید.


با توجه به اونچه فرموده شد خوابهایی که قبل از اذان صبح دیده میشود بسیار به تعبیر نزدیک هست.خوابهایی که بین الطلوعین(اذان صبح تا طلوع آفتاب) و نیز خوابهای هنگام غروب دور از تعبیر هست.خوابهای نیمروز(قیلوله)در تعبیر متوسط هستند.


البته تمام خوابها دارای پیام هستند که میتواند در زندگی مورد هستفاده برنامه گیرد.

93:

توالت محل نظافت ظاهر هست،مثل حمام.بلکه توالت در امر نظافت مهمتر از حمام هست.
در توالت انسان با دفع فضولات اونچه خورده هست،برای هستفاده از انرژی حاصل از سوخت و ساز معده آماده میشود تا این انرژی را در راهی که مقصود و هدف اوست به کار گیرد.
نماز نیز عملی هست برای نظافت از پلیدیها.
هر اونچه روح میخورد از عبادات مختلف در نماز به ثمر میرسد(البته دقت شود که از دید باطن و حقیقی در معنویات فضولات نداریم و هر چه از ابتدا ناخالصی محسوب شود اصلا به معنویات آغشته نمیشود.)لذا در مورد نماز فرمودند:ان قبلت قبلت ماسواها و ان ردت ردت ماسواها
چون در نماز باید همه ناخالصیها بریزد تا انسان اوج بگیرد و با خدای خویش به فرمودگو نشیند.
نقش نماز در دنیا همان نقش برزخ هست در آخرت
برای ورد به بهشت وصال الهی باید ناخالصیها دفع شود و این فلسفه وجودی برزخ با همه رنجها و عذابهای برزخ هست.در دنیا هم باب عروج انسان بسوی خداوند نماز هست.
پس رابطه خاصی در امر نظافت بین توالت و نماز و برزخ وجود دارد.
بعضیها در توالت و حمام فقط ظاهر را پاک مینمايند در حالیکه توالت و حمام حقیقتا برای طهارت باطن هست.
اگر جزئیات بیشتری مثل رعایت یا عدم رعایت جهت قبله در توالت.ور.د با پای راست یا چپ به توالت.توصیف فضای داخلی توالت.و...

معلوم شود خیلی حرفهای دیگر هست که میشود در مورد این خواب فرمود.

94:

راسش خواهر من يه چند باري تو خواب ديده دندوش لق شده و افتاده ميگن تعبيرش مرگ يكي از بستگانه اين درسته يا نه؟

95:

آقا جواد اگر کسی ببینه(تو خواب)یک گله سگ که بسته اند اما دارند به طرز وحشتناکی به صورت فرد پارس مینمايند این تعبیرش چیه
پیشاپیش ممنون

96:

سگ با توجه به این خواب
تعبیر به صفات پست و بعد حیوانیت انسان میشود که در صفت خشم به اوج میرسد(البته خشم بحث مفصلی دارد در اینجا منظور خشم غیر الهی و از سر هوای نفس هست)
صورت انسان آیینه بروز دل هست.انسانها درون خود را با حرکات چشم و ابرو و زبان و ...

نمایان مینمايند.یا بعضی باورهای خود را در مو و آرایشی که انجام میدهند بروز میدهند(البته دقت شود که از آرایش و مو و چشم و ابروی بعضی هم نمیشود به باورهایشان پی برد یعنی این یک امر عمومی و قانون کلی نیست)
در مورد خوابی که فرمودید:
کسی که خواب را دیده به احتمال قوی کینه ای از دیگری در دل دارد ولی هنوز این کینه را بروز نداده هست چون سگها بسته بودند و فقط پارس میکردند.
ولی خیلی نزدیک هست که این کینه را بروز دهد.با توجه به خحواب باید بداند که بروز دادن این کینه اصلا به صلاح او نیست.چون سگهای بسته را باز میکند.و حیوانیت درونش که فعلا مهار شده هست آزاد میشود و اول ضرر متوجه خود ایشان میشود.
و طبق اونچه در مورد صورت بیان شد ضرر این کینه و عداوت اول متجه آبروی ایشان خواهد شد و چهره ایشان را در نظر بقیه خراب میکند.


اگر ایشان مایل باشند نکاتی را در مورد کنترل خشم و برطرف کردن کینه از دل خواهم فرمود.

97:

بطور کلی نمیشه تعبیر کرد
باید بگه کدام دندون بوده
با شدت کنده شده یا به راحتی
دندون سالم بوده یا درد داشته
اصلی بوده
یا مصنوعی

98:

من دو سال پیش خواب دیدم یک جایی هستم تقریبا شلوغ امام وقت هم نشسته بودند ایشان در کسوت یک روحانی سیاه پوش بودند شکل یکی از هنرپیشه ها هم بودند
یادم نیست خودشون من را صدا زدند یا من خودم رفتم خدمتشون فرمودند چه در خواستی داری فرمودم سیصد میلیون تومان میخوام (شب قبلش در باره قرعه کشی یکی از موسسه ماليها که جایزه سیصد میلیونی گذاشته بود تبلیغ میشد ومنم خیلی امید وار بودم که ببرم)ایشون دویست میلیون به من دادند من فرمودم صد میلیون دیگه هم بدین اقا هم دادند
تعبیرش چی میتونه باشه در ضمن بین ساعت 12 تا اذان صبح این خواب را دیدم
سپس این خواب تا مدتها فکر میکردم قراره توی موسسه مالي برنده بشم یا نعمت بزرگی به من داده بشه ولی هیچ اتفاقی نیفتاد

99:

مرسي از تعابيرتون
ولي ممكنه تعبير ديگه اي هم داشته باشه
چون من در وجودم صفت غضب انقدر كمرنگ هست كه اصلا به چشم نمي ايد!

100:

ممکنه
گربه اگر سیاه کامل نباشه و رام باشه(وحشی نباشه)نشانه مهر و محبت به دیگران هم هست.ولی اگه وحشی باشه یا حمله کنه تنها تعبیرش صفت غضب هست.
درمورد تعبیر اول هم شاید صفت غضب فعلا در وجودتون شعله ور نشده باشه و بصورت یک هستعداد باشه(موقعيت بروز پیدا نکرده باشه)در اینصورت این خوابها یک نوع هشدار برای آینده نزدیک هست.و باید برای اون موقعیت خودتون رو آماده کنید

101:

سلام و خسته نباشید.

امیدوارم روزهای خوبی را پیش رو داشته باشید.
دیشب خواب عجیبی دیدم .


دو نفر از دوستانم (که با هم خواهر هستند)به خاطر مشکلاتی هنوز موفق به ازدواج به نامزدهایشان نشده اند.

خواهر بزرگتر به دلایل مداخلاتی که اقوام نزدیک شوهر مینمايند دچار مسائل زیادی هست.خواب من در مورد اونها ست:
تو خواب دیدم که به خونه اونها رفتم.

انگاری روز تولد هر دوی اونها بود.

هدیه تولد خواهر بزرگتر یک سرویس زمرد با یک سرویس طلا سفید بود.

هدیه خواهر کوچکتر یک سرویس سنگ آبی با 3 جفت گوشواره های زیبا بود.

جالبه که پدرشون در خواب با نامزد خواهر بزرگتر رابطه خیلی خوبی داشتند.(علی رغم مشکلات دنیای واقعی) پدرشون به سیمای یک آدم زیبا رو با موهای سفید بود.

در خواب عکس تمام آدمهایی که برای خواهر بزرگتر مشکل درست کرده بودند دیدم: همه آمهایی با قد بسیار کوتاه و لاغر بودند.

و نامزدش هم به جا افتاده تر از واقعیت بود.


نامزد کوچکتر برای خواهر کوچکتر یک چمدان برای او آوره بود و فرمود همه لباسهایت را جمع کرده ام آماده هست.(در واقعیت امکان داره که اون به شهر دیگه ای منتقل بشه)..../
خواب طولانی بود اما قسمتهای مهمش اینها بود.
باز هم ممنون میشم تعبیرش را به من بگید.


با تقدیم احترام
افرا

102:

سلام
یکی ار دوستان من یک توسلی به حضرت ام البنین داشته توی خونشون هم چند تا عکس از حرمین معصومین و اهل بیت حضرت ابولفضل داره خواب دیده که یک کفتر چاهی روی عکس حرم حضرت ابوالفضل نشسته

103:

دوستان گلم:
یه چند روزی بدجور به مشکل خوردم
فکرم اصلا کار نمیکنه
دو سه روز وقت میخوام
البته تو سایت هستم
ولی نمیتونم فکرمو جمع کنم
بزودی جواب میدم
فدای همتون

104:

من چند وقت پیش خواب دیدم همه دندونهام ریخته حالا واقعا نریزه بدبخت شیم ....
در ضمن بعد اینکه خواب دیدم یکی از اقوام فوت کرد ........

105:

یک فردی در خانواده هیچ اعتقادی به دین و نمازو این حرفها نداره بعدا من خواب دیدم با چه لحن شیرین و گوش نوازی داره نماز میخونه میتونم بدونم تعبیرش چیه..................!!!

106:

سلام دوستان .

دوستان من مامانم برام خواب دیده بیا و ببین .

دستی دستی بد بختمون کردن.

خواب دیده من ازدواج کردم اونم با یه دختر درشت ( غول نه ها ، منظورم اینکه حداقل از خودم یه مقدار درشت تر ، حساب کن قد دختره رو 160 - 170 - وزنشم دیگه زیاده زیاد 70)
بعدشم هیچی دیگه زن گرفتیمو اینا
تعبیرش چیه ؟

107:

آبجی گلم تعبیر خیلی خوب و جالبی داره
ولی با اتفاقات دیروز،امروز اصلا حال تعبیر ندارم
اجازه میدید فردا عرض کنم؟

108:


خیلی ممنون اصلا اشکالی نداره
امااااااااااااااااااااااا اااا من منتظرمااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااا

109:

سلام من بازم خواب دیدم اونم چه خوابی....
23 بهمن دختر خاله من با 21 سال سن به علت سرطان فوت کرد،دیشب من خواب دیدم اون زندست و من و 2 تا پسر خاله هام(پسرهای یکی دیگه از خاله هام) و یکی از دوستام توی حیاط خونهای بودیم که بیشتر شبیه باغ بود با دیوارهای کاهگلی و زمین خاکی،
نمیدونم چرا و به چه علتی (شاید حفظ شرف و ناموسی بوده-درست نمیدونم-)ولی توی حیاط آتشی روشن کردیم و دختر خالم رو انداختیم توش تا بکشیمش.
داشت میسوخت که از صدای فریاد و کمک خواستنش دل من به رحم اومد ولی نمیشد کمکش کنم و برای اینکه 3 نفر دیگه (پسرخاله هام و دوستم) نفهمن دلم براش سوخته،برای نجات اون از غذاب به دروغ به اونا فرمودم: برای اینکه زجر بکشه میخواین درش بیاریم بعد دوباره بندازیمش تو آتیش؟
اما اونا قبول نکردن،سپس سوختن تو آتیش اونو توی اتاقی گذاشتیم که حالت سرد خونه داشت.
و بهد اون خالم که مادر پسر خاله هام بود اومد و توی رحم دختر خالم جنینی رو پیدا کرد و برای اینکه خالم(مادر دختر خالم) زیاد ناراحت نشه جنین و در اورد و اونو انداخت،و بعد هم به خالم(مادر دختر خالم) فرمودیم که دیگه ناراحت نباش اونو کشتیم و به سزای اعمالش رسوندیم.

تعبیر این خواب چیه؟ با توجه به اینکه دختر خالم فوت کرده ؟ لطفا کامل و دقیق تعبیر کن دادش چون خیلی برام مهمه

110:

من دیشب خواب دیدم از پله های زیادی بودن بالای اون پله ها پنجره ای بود که من داشتم از اون پنجره ها میفتادم محکم پنجره هار و گرفته بودم که نیفتم نمیدونم حالاخوشبختانه یا بدبختانه هم نیفتادم بعدشم دیدم کفشامو گم کردم این تعبیرش چی میتونه باشه؟

111:

سلام .

نگرانتون شدم.

همیشه سریع جواب میدادید .

امیدوارم اتفاقی براتون رخ نداده باشه

112:

دوست عزیز و گرامیم یک دنیا شرمنده که دیر شد ان شاء الله بتونم جبران کنم
وقت خوابتون بهترین وقت خواب هست
شلوغی مکانی که خواب دیدید تعبیر به لحظه ظهور میشه و اینکه حضرت که جان ماسوی الله به فداشون در کسوت یک روحانی بودند تعبیر به این میشه که خوب پوشش روحانیت پوشش پیامبر و اهل بیت هست گرچه دستخوش بعضی مسائل از سوی بعضیها شده ولی حقیقتش همین هست که فرمودم(در این مورد اگه بیشتر خواستید بدونید در پیام عرض میکنم چون خیلی ربطی به تاپیک نداره و بحث برانگیزه)اما اینکه سیاه پوشیدند دو دلیل داره یا جمال دلآرای شمس یوسف فاطمه رو در ماه عزا رویت فرمودید یا دلیل عمومی هست که دل ناز حضرت با این همه مصیبتی که بر اهل بیت وارد شده و میشود همیشه عزا دار هست و جالب اینکه اولین پرچمهایی که به یاری حضرت قیام مینمايند و بسوی مکه حرکت مینمايند از خراسانند و به رنگ سیاه هستند(در این مورد هم اگه بیشتر میخواهید بدونید در پیام عرض میکنم)واینکه حضرت به شما امر فرمودند که تشرف حاصل کنید یا خودتان به بارگاه قدس حضرت رفته اید نشان از این هست که ارتباط با حضرت دو طرفه باید باشد همچون براده و آهنربا.مهمترین نکته خواب شما تقاضای شماست که سیصد میلیون خواستید و حضرت دویست میلیون عنایت فرمودند و شما دوباره در خواست کرده اید.کاش در خواب همان دویست میلیون را میگرفتید و به صد میلیون اضافه قاطی نمیکردید.اونچه حضرت به شما عنایت کردند از مال خودشان بوده که از نعمات بهشت پاکتر هست(حقیر مزه این مال را چشیده)و اونچه سپس درخواست مجدد به شما بخشیده اند از مال دنیاست که به همت خودتان حاصل میشود چون طلب کرده اید.پیام این خواب این هست که به اطراف خودتان نگاه کنید.از نعمات الهی که به شما ارزانی شده کدام نعمت هست که در رسیدن به شما دست حضرت مشهود نیست.نفسی که میکشید.آبی که مینوشید.غذایی که میخورید.سایه بابرکت پدر.دوستان همراه و همدل و...ذره ذره عالم امکان به عنایت حضرت از جانب خداوند در اختیار شما برنامه میگیرد با این حساب باز درخواست مال دنیا داریم(البته درخواست مال دنیا از این امام بزرگوار اشتباه نیست بلکه مالی که فقط و فقط برای دنیا میخواهیم اشتباه هست.)به کرامتی که از مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی) در این مورد ذکر شده رجوع کنید.

113:

خیلی شرمنده که دیر شد عدر منو بپذیرید
روز تولد هر کس روز سرور و خوشحالی اونه.تعبیرش در خواب اینه که حتما یه اتفاقی میفته که باعث خوشحالی میشه و مثل این هست که دوباره متولد شده و چون این دو دوست گرامیتون در شرف ازدواج هستند ان شاء الله او ن اتفاق ازدواجشون هست.اما هدیه ها:
سنگ زمرد نشانه زیارت کعبه دل و بارگاه قدس اقدس حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله هست که خدا روزیه همون بکنه.و سرویس طلا هم تعبیر میشه مال دنیا که ان شاء الله بعد ازدواج خیلی گرفتاری مالی نخواهند داشت.هدیه خواهر کوچکتر:سنگ آبی نشانه آرامش هست ان شاء الله بعد ازدواج با مشکل خاصی روبرو نمیشن و یک زندگی با آرامش رو شروع مینمايند.سه جفت گوشواره زیبا هم که مشخصه(المال و البنون رینه الحیات الدنیا)خداوند به ایشان فرزندان خوبی میدهد که باعث افتخار خواهند بود و همیشه زینت بخش زندگی ایشون خواهند بود.رابطه پدرشون با داماد بزرگتر تعبیر میشه به اینکه پدرشون کینه ای در دل نداره و بزودی سرخی کلامشون به سفیدی و نرمی که نشانه صلح هست تبدیل میشه.آدامهایی که مشکلات برای دیگران درست مینمايند چنین واقعیتی دارند که خیلی به آسملن نزدیک نیستد(قد کوتاه)و خیلی هم از انسانیت بهره نگرفته اند(لاغر)چون روح انسان به انسانیت رشد میکنه و اگر انسانیت کسی ضعیف باشه از روح لاغری برخوردار هست.چمدانی که داماد کوچکتر برای همسرشون آورده بوده تعبیر به این میشه که زودتر به خانه و زندگی مشترکشون میرند و خواهر بزرگتر دیرتر.شاید هم همون برداشت شما درست باشه.
البته این حاصل ذهن ضعیف بنده هست ممکنه واقعیت چیز دیگری باشد.والله اعلم

114:


داداش گلم من هنوزم منتظرم تعبیر قشنگت و با گوش و جان پذیرا باشمااااااااااااااااا........

......!×!
دست گلت درد نکنه

115:

سلام دوست عزیزتر از جانم
نمیدونم چرا نام حضرت ابوالفضل همیشه اشک منو جاری میکنه این تعبیر رو عاشقانه میگم
یگانه بانویی که شرف و افتخار یافت که در جای زهرا نشیند و زانویش متکای زینب شود و آغوشش حسن و حسین را در گیرد و دستانش دست خدایی علی را فشرده هست و شیر مردی زاییده چون عباس و با تمام این فضائل خود را کنیز فرزندان زهرا نامیده هست و تمام عمر چنین زیسته هست باید کعبه آمال و ارزوی شیعه شود که به توسلش هر درب بسته ای گشوده شود و به متوسلینش رخصت دهد که چون کبوتری سبکبال و عاشق بی هیچ رنج و زحمت به بارگاه قدس حیدر ثانی شرفیاب شوند.
پرسیدم از پروانه ای اونگه که بود او مست مست
عاشقتر از خود دیده ای در باغ و راغ و کوه و دشت
فرمودا که آری دیده ام،فرمودم نشانی زو بده
فرمودا کنار علقمه افتاد او را هر دو دست
عندلیب

116:

شهنام عزیز
داداشی گلم:
دندان وسیله خوردن و هستفاده کردن از نعمات الهی هست.گرچه راههای دیگه ای هم هست ولی دندان معروفتر و راحت تر هست.ریختن دندونها تعبیر میشه به مشکلات مالی یا جانی در مورد خود و عزیزان یا سختی دنیا.و تعبیرش رو هم که خودتون فرمودید.در واقع شما یک رویای صادقه دیده اید.حالا اگه در فوت ایشون ناراحت و متاسف بودید خداوند از راههای دیگه ای برای شما جبران میکنه ولی اگر در از دست دادن این دندان(فوت قومتون)ناراحت و متاسف نبودید شاید نعمتی جایگزینش نشه گرچه این فضولیها به ما نیومده و خدای مهربون خودش بهتر میدونه که چی به صلاح شماست.

117:

گالاکسی عزیز اگر موقعيتی پیدا کردید خوشحال میشوم به دانسته هایم در مورد مطالبی که فرمودید اضافه کنم

118:

یک کوه خجالت و یک دنیا شرمندگی
خیلی عذر میخوام که دیر شد

انسانها به فطرت پاکشون همه موحد هستند و خداپرست گرچه به خواب غفلت فرو رفته و جمال زیبای خودشون رو با چشم بسته دلشون نمیتونند ببینند.علاوه بر انسانها همه ذرات عالم چنین هستند و همه در تسبیح خدایند(یسبح لله مافی السموات و ما فی الارض)
شما فطرت ایشون رو در خواب دیده اید در واقع حقیقتی که میتونه باشه ولی متاسفانه نیست.و نماز یعنی پرواز تا مقام عرش الهی تا قاب قوسین او ادنی نماز هست معراج ما خاکیان
پیام این خواب برای شما این هست که دلتون به حال ایشون بسوزه و از سر لطف از این خواب غفلت بیدارش کنید.

در واقع این خواب برای شما یک نوع رسالت هست نسبت به ایشون
(اذهب الی فرعون انه طغی)
اگه تصمیم گرفتید این رسالت رو انجام بدید من میتونم کمکتون کنم

119:

گر چه خودتون دریای معرفتید
ولی چشم من با تمام وجود در خدمتم

120:

برادر عزیزم،
سلام.

خوشحالم که پاسختون را دریافت کردم.

این به معنی سلامت حال شماست.

طائر تن ز سوز جان دخیل یار می شود.

تمام خلوت دلم پر ز نگار می شود..

(این بیت قسمتی از نبشتهای من هست)

121:

سلام دوست عزیزم
داداشی گلم
حالتون چطوره؟
خواب مادر در مورد فرزند خیلی به حقیقت نزدیکه
تعبیرش ازدواج هست البته شما میتونید جزئیات خواب رو عوض کنید چون جبری که نیست.امیدوارم با بهترین و مناسبترین دختر روی کره زمین ازدواج کنید و سپس ازدواج هم حرف از بدبختی نزنید و هر چه براتون پیش بیاد همه خوشبختی و سعادت و رضایت باشه.

122:

ممنونم از لطفتون
این وزن در غزل گرچه سخت هست ولی خیلی به آهنگ و موسیقی غزل نزدیکه
خیلی زیبا سرودید.
جاتون توی تالار ادبیات خالیه
به شعر شما نمیرسه ولی...

دل خموش و زاهدم به گردش نگاه تو .به شوق جام و باده ای چه بیبرنامه میشود

123:

علی رغم رشته تحصیلیم عاشق شعرم.

شعرتون بسیار زیبا بود.
بدن به خاک می کشم ، شعله به دارمیکشم ، ز شوق ناز روی تو چنگ به نای میکشم ، می چو نیاز میکنم ، راز فراز میکنم با همه درد بیکسی قصه دراز میکنم مگر نظر کنی تو باز

124:

سلام داداشی گلم:
خدا دختر خالتون رو رحمت کنه
باغ و حیاتی که دیده اید و به شکل سنتی و قدیمی هم بوده حکایت دنیاست که همه فکر مینمايند تازه و جدیده ولی نمیدونند که لقمه جویده نسلهای گذشته هست.روشن کردن آتش چون برای گرما نبوده پس خیر نیست.در واقع اون آتش را در خیال و ذهن خود روشن کردید که هر چه زودتر باید خاموشش کنید البته چون با همراهی دیگران این آتش رو روشن کردید خاموش کردنش سخته ولی باید خاموش بشه.گرچه در خواب نتونستید جلوی بقیه رو بگیرید ولی در بیداری اختیار شما با ارادتون به کمکتون میاد ضمن اینکه این آتش در درون شما روشن شده و شما کاملا اختیار دارید آتش رو خاموش کنید.سوختن دختر خاله مرحومتون در این آتش در واقع سوختن شخصیت ایشون هست که دیگران ممکنه با تهمتها یا دروغهایی که بگویند شما رو تحت تاثیر برنامه بدن و نتونید جلوی سوختن شخصیت دختر خالتون رو در این آتش درون بگیرید.پیام این قسمت اینه که علیرغم مخافت دیگران جلوی سوختن شخصیت دختر خالتون رو بگیرید چون شما حقیقتا میدونید که شخصیت ایشون محکوم به سوختن نیست.و اینکه خاله دیگرتون(خاله دختر خالتون)از رحم ایشون جنین پیدا کرده تعبیرش همین خیالات غلطی هست که در مورد دختر خالتون هست(البته خیالات غلط لازم نیست حتما در مورد جنین باشه)این خیالات غلط مثل یک نطفه شر نه در رحم شخصیت دختر خالتون که در رحم شخصیتی که شما در ذهن ساخته اید برنامه دارد.خاله شما کار درستی کرده باید این نطفه خفه بشه و اصلا اجازه وجود بهش داده نشه ولازم هم نیست که دیگران بفهمند که مشکلات جدیدی پیش بیاد.دوباره عرض میکنم اونچه شما در خواب دیده اید کلی هست و در بیداری ارتباطی با جنین و مسائل ناموسی و ...

نداره.بیشتر تعبیر به حرفهایی میشه که پشت سر رفتگان میزنند که اکثرشون هم واقعیت نداره.

125:

من عادت ندارم شعر رو بیجواب بگذارم ولی الان حال شعر ندارم
اونم که تو پست قبلی فرمودم همینطور فی البداهه و بی اجازه ما اومد
هر وقت حالم بهتر شد یک مشاعره فی البداهه شروع میکنیم

126:

برادر گلم از تعبیر قشنگت ممنون
اما متاسفانه فرد مورد نظر خیلی از من بزرگتر هست و من جای فرزندش محسوب میشوم نمی تونم بهشون بگم که این کار نا درست هست چون دارای غرور کاذب و تربیتی نه چندان معقول هستند و اگر من یا خانواده ام بخواهیم این کار را انجام بدیم باعث کوچیک کردن خودمون و اختلاف در فامیل هم شاید بشود .

127:

سلام
احوال آبجی گلم؟
عذر میخوام که یه کم دیر شد
ان شاء الله دیگه تکرار نمیشه

پله در این خواب به پیشرفت و ترقی تعبیر میشه و هر چی بیشتر بهتر تا اینکه به یک پنجره برسه که حد و ظرفیت کامل هر کسی هست و از اون پنجره به دنیای دیگه ای وارد میشه که خداوند براش تقدیر کرده.و اینکه ترسیدید بیفتید به خاطر این هست که همیشه دنیای جدیدی که پیش روی ما باز میشه به خاطر ابهاماتی که داره ترسناک و دلهره آور هست.گم کردن کفشها تعبیر خیلی خوبی نداره.چون کفش تعبیر میشه به وسیله راحتی برای رفتن در راه.شما در راه پیشرفتی که روبروی خود میبینید یا خواهید دید نیازمند یک جفت کفش هستید که تعبیرش اراده و همت هست که متاسفانه در خواب گم کردید البته داشتید و گم کردید.(با توجه به شناختی که من از آبجی گلم دارم این خواب بیان وقت فعلی نیست بلکه هشداری برای آینده هست که اراده و پشتکار خود را قوی کنید تا در کار و زندگی پیشرفت بیشتری کنید)

128:

قراون داستان حضرت موسی و فرعون را برای همینجور جاها فرموده نه مجلس ختم
موسی هم در رسالتش ترسید چون شخصیت و غرور فرعون و اینکه موسی را از بچگی بزرگ کرده بود در نظر موسی خیلی بزرگ اومد و کار را سخت دید اما ندای لا تخف خداوند دلش رو آرام کرد و به معجزات الهی و حجت و دلیل و منطق راهی قصر فرعون شد.

129:

مبینا:
اینکه فرمودم جزئیات و ظرافتهایی داره که اگه مایل بودید در خدمتم

دوستان گلم:
کم کم باید برم
یه کم سرم شلوغه
فردا مجدد پروانه شمع حضورتون خواهم بود

130:

خیلی ممنون .

کی میاد به ما زن بده .

در کل خیلی متشکرم .

حالا امروز خواهرم زنگ زده میگه مواظب خودت باش یه خواب بد دیدم برات .

که برم خونه اگه فرمود بهم بدش میام توضیح میدم.

ممنونــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــم.


131:

امیدورام این موقعيت زودتر پیش بیاد.
راستی براتون یک پیغام شخصی فرستادمو ممنون میشم بهش نگاهی بندازید

132:

[quote=vampiresnake;1061114]خیلی ممنون .

کی میاد به ما زن بده ...
واسه همچنین داداشی گلی همه سر و دست میشنمايند

133:

داداشی داری ما را میندازی تو دل شیراااااااااااااااااااااا
اما خوشحال میشم نظراتتان را بدونم
با تشکر

134:

امروز مرخصیم تموم شده
خانم داره چپ چپ نگاه میکنه
البته با لبخند
فردا مفصل توی پیام براتون مینویسم

135:

من خواب دیدیم توی روستا هست داس تو دستمه میخواستم برم درو


پریروز هم دیدم دارم قالی میبافم با اینکه اصلا بلد نیستم !

تعبیرشون چی میشه؟!

136:

آبجی گلم خیلی به جمع ما خوش اومدی
خواب بسیار خوبی دیده اید ولی:
متاسفانه اصلا نمیتونم از سیستم خونه برای اینترنت هستفاده کنم
خط تلفن ما خیلی مشکل داره و باید از طرف مخابرات درست بشه
هر 30 ثانیه قطع میکنه
باید تا یکشنبه استقامت کنید از مدرسه جواب بدم
شرمندگی منو بپذیرید

137:


ما دو روز دستمون تو حنا گیر کرده(منتظریم )
یک آقای گلی اگر به کاراش رسیده خانومشم چپچپنگا نمی کنه به داد ما برسه...!!!

138:

خیلی شرمنده ام آبجی
فدای شما
تلفن خونه مشکل پیدا کرده باید برم از دبستان وصل شم
توی خونه هر 30 ثانیه قطع میشه
داداشی رو ببخش

139:

با عرض شرمندگی
روستا یعنی فطرت پاک انسانی،همون دنیای پاکی که خداوند همه انسانها رو در اون ایجاد کرده(انا خلقنا الانسان فی احسن تقویم ...)و داس وسیله درو هست.در دنیا باید محصول آخرت را درو کنیم.اگر دنیا پاک باشد مثل زمین حاصلخیزی هست که بهرین محصول را میدهد و میتوان از اون بهترین محصول را برای آخرت برداشت کرد.دو نکته در این خواب مهخم هست:
1- شما بحمد الله هنوز در دنیای پاک خود هستید و به دنیای آلوده امروز آلوده نشده اید
2- خداوند وسیله درو برای برداشت محصول از این دنیای پاک را به شما داده هست
البته این نکته هم مهم هست که شاید خاب شما از نوع هشداری باشد(یعنی هر چه که فرمودم فعلا حاصل نشده باشد و باید چنین شود)

خواب قالی بافی هم در راستای خواب درو هست
قالی یا همان فرش در مقابل عرش هست.دنیا در مقابل آخرت یا ناسوت در مقابل ملکوت
هر کسی نقش دنیای خود را میبافد،طرح و نقشه این قالی و رنگ اون در اختیار ماست و به انتخاب ما.
اگر شما در روستا قالی میبافتید خیلی تعبیرش بهتر از بافتن قالی در خانه شهری هست.
به همان مطالبی که در خواب اول در مورد روستا فرمودم
پیام این خواب هم این هست که تا موقعيت عمر باقی هست باید این قالی بافته شود و گرنه خانه آخرت بدون فرش خواهد بود و حقیقت این مطلب خیلی سخت هست.سخت تر از اون که بتوان بیان کرد.
در کا شما دو خواب خوب دیده اید و تعبیرش برای شما خیلی خوب هست
ان شاء الله که مورد هستفاده شما برنامه گیرد.

140:

جواب رو به پیام فرستادم
با دو صد خجلت و شرم

141:

خواهش دشمنتون شرمنده
لطف کردید .
ممنون

142:

سلام
داداش
خانم من چند روز پیش خواب دیده که یه نفری که مرده (پسر داییش) امده تو خوابش بهش فرموده می خوای برات توضیح بدم آدم سپس مرگ چی میشه؟
خانمم فرموده بگو
اون فرموده که من وقتی امت منو گذاشتن رو زمین بعد یه گله اسب و شتر از روم رد شدن و دماشون محکم میخورد تو صورتم.
بعد فرموده فلانی (یکی که اون هم مرده یه خانوم) فلا نی رو هم دیدم که بسته بودنش به یه شتر و می کشیدنش .
البته خانمم میفرمود وقتی که با من حرف می زده از پهلوش خون میزده بیرون.
بعد هم از خواب پریده.
میشه بران تعبیر کنین؟

143:

سلام داداشی .

داداشی سپس اون خوابه مامانمون واسم که به تعبییر شما ازدواج تو راه و اینا ( که البته هیشکی در حال حاضر تو زندگی من نیست خدا میدونه از کجا برنامه بیاد ) دو تا خواب برامون دیدن یکی خواهرمون خواب دیده از یه بلندی افتادم پایین و امت و وقتی از دوستام میپرسن کی حولش داده ، دوستان میگن ما نمیدونیم .

دومی هم اینکه یه آشنایی خواب دیده که آدرس خونمون عوض شده ( که البته این آشنا فقط منو میشناسه از خونمون )
ممنون میشم داداشی .

بازم تو زحمت انداختمت .


144:


سلام اشکان

داداشی گلم
از تاخیری که شد خیلی عذر میخوام.درگیر چند شعر بودم که ذهنم رو رها نمیکردند.
علاوه بر این خط تلفن منزل ما مشکل داره.تا ساعت 2 صبح نشستم پای سیستم نتونستم کانکت کنم.
چند مقدمه:
1- اسب و شتر دو حیوانی هستند که در جنگها و منازعات مورد هستفاده برنامه میگرفتند.
2- زندگی سپس دنیا حقیقت و باطن اعمال انسان در دنیاست
3- اولین عالم سپس مرگ برزخ هست که با قبر شروع میشود
تعبیر:در اینگونه خوابها دو تعبیر وجود دارد
1- احتمالا شخص مرحوم،در دنیا خیلی تند مزاج بوده و در عصبانیت از حد خارج میشده و با کلماتی که به کار میبرده باعث رنجش دیگران میشده.حقیقت این عصبانیتها در عالم سپس مرگ بصورت شتر و اسب ظاهر شده که بدن را لگدمال میکردند و رنجش حاصل از این عصبانیتها بصورت خوردن دم اسب و شتر بر صورت ظاهر شده هست.البته تمام اینها خیر هست و باعث پاک شدن روح در عالم برزخ میشود تا حسابی برای قیامت باقی نماند.
2- تعبیر دیگر اینکه اونچه بیان شد فقط در تصورات خانم شما نسبت به اون مرحوم باشد و حقیقت امر اینگونه نباشد.(گاهی خوابهایی که میبینیم حاصل تصورات ماست نه عالم بیرون از ذهن و هیچ واقعیتی ندارد.)


145:

ممنونم.
می شه فرمود گزینه اول خیلی نزدیک بود.تقریبا می شه فرمود که درست هست.

146:

وظیفه بود داداشی

147:

داداش گالاکسی خواب ما هنوز نوبت تعبیرش نشده ؟

148:

سلام داداشی گلم
در خصوص این خواب از مرگ تعبیر به زندگی جدید میشه که امیدوارم بهترین زندگی مشترک رو آغاز کنید.و اینکه از بلندی حولتون دادن تعبیر به این میشه که خیلی میل به ازدواج ندارید ولی تا مرحله ای جلو میروید که با یک حول کار درست شود.کسی هم که حولتون داده دست خداوند هست(در ازدواج بیش از بسیاری از مسائل دیگر تقدیر الهی نفوذ دارد گرچه تقدیر خداوند در همه امور هست ولی اینجا وضوح بیشتری داره.البته اگه مشهد مقدس می بودید اینجاش یه کم فرق میکرد)خواب دوم هم مربوط به خواب اول میشه.که خبر از آینده هست و تعبیر خاصی نداره.مسیر زندگی شما و شاید آدرس سکونت ظاهری شما هم عوض میشه.به خیر و سلامتی.
شما رو کاملا درک میکنم.منم یه همچین دوره ای رو داشتم.حالا نمیگم تو خواب امام رضا علیه السلام بهم راجع به ازدواج چی فرمودند.ولی این احوالات شما رو من هم داشتم.چپ و راست برام خواب میدیدند.
(اگه در مورد ازدواج تردید دارید میتونم این تردید رو برطرف کنم)

149:

سلام
نفرین کردن در خواب به شخصی که باهاش رابطه خوبی نداری تعبیرش چی می تو نه باشه؟

150:

واقعا ممنون داداشی .

خیلی گلی به خدا .

در مورد جمله آخرت یعنی " اگه در مورد ازدواج تردید دارید میتونم این تردید رو برطرف کنم " آخه در حال حاضر هیچ کسی تو زندگی من نیست .

من همش 20 سالمه ها داداشی .

یکم برام عجیب هستش .


151:

سلام عزیز
خیلی خوش اومدی
با اینکه خیلی عجله دارم
ولی میگم خدمتتون
نفرین از اموری هست که متاثر از بیداری هست
مگر اینکه نتیجه نفرین رو ببینید که تعبیرش مهم میشه
در بیداری نفرین یعنی طلب شر برای کسی(که البته خیلی خوب نیست و باید همیشه برای دیگران طلب خیر داشته باشیم)
اگه فکرمون در بیداری خیلی مشغو ل به نفرین و کینه باشه در خواب همین کینه و نفرین رو میبینیم.
البته اگه طرف سزاوار نفرین باشه تعبیر خاصی نداره ولی اگه سزاوار نفرین نباشه این نفرین در واقع تعبیر میشه به بعد حیوانیت و شیطانی ما
اگه جزئیات بیشتری رو مینوشتید حتما تعبیر دقیقتری خدمکتتون میفرمودم
شرمنده که دارم میرم
فردا در خدمت خواهم بود

152:

منو بگو که تمام مراسم از خواستگاری تا عقد همش یه هفته طول کشید
مثل بارونی که یه دفعه تمام زمین رو خیس میکنه
و البته باطراوت

153:

jenab, khab didam doosti ke ezdevaj karde va man modati ast azash khabar nadaram, dare gerye mikone, man narahat shodam va azash porsidam chera vali gerye mikard o javabamo nemidad.

Zamani ke ezdevaj mikard be nazare man entekhabe monasebi nakarde bood albate nazare sayerin khalafe nazare man bood.

Aya chon man chenin fekri mikardam chenin khabi didam ya vaghan tabiri dare? Mamnoon.


154:

من خواب دیدم یکی از اقوامم که فوت کرده به دیدنم امده من تا اون دیدم فهمیدم که فوت کرده ازش خواستم که حاجتها یم را بده شروع کردم به فرمودن حاجتهام اون فقط گوش می داد البته ایشون در وقت حیات به من علاقه داشتن ( مادر بزرگم ) بعد که داشتم می رفتم دختر دایی ام را دیدم در خواب احساس کردم فوت کرده ( در حال حاضر در قید حیاته ) بعد دختر دایی ام به من فرمود ( نخندیدا نگید همه دخترا این جوین و خیلی توئ فکر ازدواج بودی ) تا نیمه شعبان تا اخر شبش ازدواج می کنی حتی ساعتش هم فرمود اما من یادم نمی یاد ولی مشخص نکرد تا کدوم نیمه شعبان راستش را بخواهی خیلی تو فکرم که این خواب چی بود که من دیدم این خوابو من 2/3 روز به نیمه شعبان دیدم اما فکرش گاهی به ذهنم می یاد یعنی چی ؟
من از دختر دایی ام چیزی در خواب نخواستم که اون صدام زد و این را فرمود .


155:

تو خواب دیدم رفتم تو خونه یکی از اقواممون میخاستم در اول وقت نمازمو بخونم اما نمیدونستم قبله کدوم طرفه اما با اینکه نمیدونستم خودم جائیو برای قبله انتخاب کردمو نمازمو خوندم تبیرش چی میتونه باشه داداش گالاکسی جونم؟

156:

سلام سلام سلام

یه دنیا سلام
یه آسمون ارادت
خیلی شرمنده،
تشریف آوردید
چشم من نبوده تا فرش قدمتون بشه
من شهرستان تهران بودم
وای چقدر شلوغ و پر ترافیک
امروز صبح رسیدم مشهد مقدس
با یه بقچه خاطره
دیدار روی گل بعضی دوستان هم میهن
حمید(بزرگوارترین داداشی گل هم میهن،سایه گلترین آبجی و مدیر سایت،و...
زیارت و ...
شرمنده که امروز نمیتونم تعبیر کنم
دوستان گلم هم که در پیام خصوصی شرمنده کردند و خجالت دادند خیلی ممنونشونم(آبجی تینای نازم،شاداب عزیزتر از جان،آبجی افرا گل،آبجی گلم مهلا،آبجی سحر عزیز
حتما در اولین موقعيت جواب این همه محبت رو میدم و از خجالتون در میام
فعلا:
باید شیشه ها رو پاک کنم
پرده ها رو بشویم
اتاق رو مرتب کنم
و...
البته درکنار خانم
در اولین موقعيت در خدمتم
سال بسیار خوبی رو برای همه شما و خانواده ها ی خوبتون آرزومی کنم
فدای گل روی همتون




157:

قربونت داداشی .

خودت آقایی .


منم سال خوبی رو برای شما و خانوادتون آرزو میکنم .


انشالله همیشه موفق و پیروز باشید .


158:

ممنونم داداشی گلم
با شما باید یه احوالپرسی خصوصی و ویژه داشته باشم
خیلی دلم میخواست ببینمتون
خوب چشم ناقابل ما ظرفیت دیدن نور جمالتون رو نداشت
حالتون چطوره عزیزدل
خوبید؟
خیلی لطف دارید
امیدوارم خدا موقعيت جبرانش رو به من بده
فدای شما
امروز خیلی گرفتارم
فردا حتما پذیرای این همه محبت و عشق دوستان خواهم بود

159:

داداش جونم چرا اینهمه دیر اومدی نگرانت شده بودیم خبری چیزی میدادی بعد میرفتی دیگه نمیگی دله ابجی واست تنگ میشهتعبیر خواب خوب داداش امیدوارمتو سفر بهت خوش گذشته باشه تعبیر خوابراستی میبینم که خونه تیکونیم میکنی صب کن زن داداشو ببینم حسابشو میرسم تعبیر خواباز داداشه من کار میکشه زن داداش وای اگه دستم بهت نرسه میدونم چیکارت کنمتعبیر خوابتعبیر خواب

160:

خلاصه حواست به زنبیل من باشه مادر

161:

سلام.
من يه خوابي هست كه بارها و بارها ديدم!هر بار هم دقيقا به همون شكل!البته بيشتر مال سالهاي قبله!تازگي نديدم!ولي دوست دارم بدونم تعبيرش چي بوده!
خوابم اين بود كه مي ديدم تايشان كوچه مون كپه هاي طلاست!از سر كوچه تا آخرش!منم كه بچه ام تايشان كپه هاي طلا بازي مي كنم!لطفا برام تعبيرش مي كنيد؟

162:

من خواب آشتی کردن با یکی از اقواممونو دیدم که در حال حاضر در واقعیت باهم قهر هستیم ...
تعبیر این خواب چیه؟

ممنون

163:

سلام دوست عزیز
از تاخیر جوابتون معذرت میخوام
هر دو صورتی که فرمودید میتونه باشه
البته اینکه ایشون واقعا مشکل داشته باشند قویتر هست
با توجه به اینکه شما در نظرتون مطمئن هستید

164:

مادربزرگتون که خوب بطور طبیعی با شما صحبت کردند ولی دختر دایی شما در مورد آخر واسطه بین شما و مادربزرگتون بوده.تا این خبر رو به شما بده.البته وقتی که فرمودند قطعی هست.اگه در فکر ازدواج هستید خبر ازدواجی هم که دادند درسته ولی اگه در فکر ازدواج نیستید این خبر میتونه تعبیر به یک آزادگی روحی و رسیدن به یک آرامش روحی بشه چون باطن ازدواج در خواب این هم هست(طبق آیه قراون:لتسکنوا الیها)دیگه اینکه از این خواب میشه هستفاده کرد که اگه میخواهید برای ازدواج اقدام کنید بهتره به امام وقت توکل کنید و اولین قدم رو در نیمه شعبان بردارید.(این خواب شما شبیه خواب من در مورد ازدواج هست که به حقیقت هم پیوست البته در خواب من امام رضا علیه السلام امر فرمودند که از نیمه مرداد شروع کنم و تا قبل از اون هم هر کسی میخواست برای ما آستین بالا بزنه نتونست ولی از نیمه مرداد به بعد خودم اقدام کردم و یه هفته ای همه کارها تموم شد)

165:

سلام آبجی گلم
شما حقیقت نماز رو بجا آوردید که فرمودگوی با خداست
و در این فرمودگو قبله مهم نیست(اینما تولوا فثم وجه الله) هر کجا رو کنید خدا اونجاست.
البته اول یه کم سرگردان بودید که در عشق الهی طبیعی هست و خیلی مهم نیست.

166:

خواهش میکنم:
طلا تعبیر میشه به خوشبختی دنیا،البته گاهی هم تعبیر به گنجهای پنهان معنوی که این دومی با جزئیات بیشتری باید تعبیر بشه(مثل اینکه:بازی شما هدفدار بوده یا از سر تفریح؟،از تپه های طلا بالا پایین میرفتید؟تپه ها شل بودند یا محکم؟چیزی هم زیر پای شما کنده میشده یا نه؟چیزی هم برمیداشتید یا نه؟ و ...)به هر حال فعلا اونچه میشه فرمود همین خوشبختی دنیاست که زیر بناش در همون محله بچگی شما و در کوچه های محله قدیمی شما نهفته.به این معنی که یه چیزایی در کودکی داشته اید که برای خوشبختی دنیا باید به اونها بازگشت کنید مثل صداقت کودکانه،بیخیالی کودکانه،و...

167:

سلام آبجی گلم
این یه خواب از نوع اخلاقی هست
به شما در واقع امر شده تا کدورتها رو کنار بگذارید و آشتی کنید
در مورد قهر و آشتی مطالب خیلی مهمی در کتابها نوشته شده که بهتره مراجعه کنید
به هر حال گره بعضی مشکلات انسانها در آشتی کردن با دیگران باز میشه

168:

از تپه هاش بالا ميرفتم!اينو يادمه!تايشان تپه هاش شناور بودم انگار!زير پام خالي نمي شد!بر خلاف اين كه چون به صورت پودر بودن بايد سر ميخوردم!از طلاها برمي داشتم تايشان دستم!بيشتر از اين چيزي يادم نيست.تغييري ايجاد ميكنه در تعبيرش؟

169:

تعبیر زلزله تو خواب چیه؟

170:

ساام به تو دمست عزیز منهم خواب مار سفید و درازی رو دیدم که تقریبا به صورت جراحی البته بدون خونریزی بطوری که شکم من انگار به خودی خود باز میشد وبعد مرد ی که خوب نمیشناختمش اون مار را از بدن من بیرون اورد و به مادرم داد این مار خیلی طویل بود بطوری که احساس میکردم از دست و پاهایم هم بیرون میرود ممنون میشوم که کمکم کنی

171:

سلام دوست عزیز منهم خواب مار سفیدی رو دیدم شکم من شکاف خورد و مردی به نام رضا ماری سفیدرا از شکم من بیرون کشید که این مار بسیار طویل ودراز بود انگار از دستها و پاهایم هم کشیده میشد و بعد ان را به صورت حلقه کرد و به مادرم داد لطفا کمکم کنید کمی هسترس دارم

172:

اینکه زیر پاتون خالی نمیشده خیلی مهمه
طلا مظهر دنیاست و دنیا برای دنیا اصلا خوب نیست و هلاکت به دنبال داره اما دنیا برای آخرت(یعنی از دنیا هستفاده کنی بصورتی که آخرتت رو هم بسازی)خیلی عالیه و اینکه زیرپاتون خالی نمیشده یعنی همین دنیا برای آخرت(ثروت زیرپاتونو خالی نمیکنه و فریبتون نمیده)برداشتن از طلاها هم همین تعبیر رو داره که از دنیا هستفاده میکردید.
به هر حال امیدوارم این خواب به همین صورت که فرمودید به حقیقت بپیونده هم از دنیا
بهره مند بشوید و هم غرق دنیا نشوید و از دنیا برای ساختن آخرت هستفاده کنید.


173:

لطف کنید بنده را لحاظ فرمایید

174:

سلام سیاوش عزیز
خیلی به جمع ما خوش اومدی
سال خوبی رو براتون آرزو دارم
در مورد زلزله
بطور کلی نمیشه تعبیر کرد لازمه بعضی جزئیاتش بیان بشه
(شدت زلزله،خسارت وارده،ضررهای جانی و مالی،وقت زلزله در شب بوده یا روز،حالت شما در هنگام زلزله ترس و وحشت بوده یا نگرانی،و...)
چون از زلزله هم تعبیر به خوبی میشه کرد و هم تعبیر بد
لطفا جزئیات رو بنویس

175:

سلام دوست گلم،نازنین صنم
خیلی خوش اومدی به جمع ما
ببخشید جوابتون دیر شد
تقصیر خط تلفن من هست که اینقدر قطع میشه
شرمنده عزیز


مار در خواب تعبیر به زبان میشه.اگر سیاه باشه تعبیر میشه به زخم زبان و اگر سفید باشه تعبیر میشه به سخنان خوب که خدارو شکر شما نوع دومش رو خواب دیدی
زبان و سخن در واقع حقیقت درون انسان را آشکار میکند
که دل کوزه باشد،سخن بوی او
حکایت کند،زانچه باشد درو
گرت سگ بود،در حقیقت نهان
کند این سگیت،زبانت عیان
وگر آب رحمت بود اندر او
سلامت شود در جواب عدو
(عندلیب)
شما باطنی پر از صلح و خیر خواهی برای دیگران دارید که این باطن رو با کلمات زیبا آشکار میکنید.مردی که این کار رو میکرد در واقع مربی همه انسانهاست که همون صورت ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام هست که هادی و هدایت نماينده طریق الی الله هست.
و اینکه اون مار سفید(زبان گرم و سخنان زیبای شما)رو به مادرتون میداده تعبیر میشه به اینکه مادرتون واسطه این تربیت عالی هستند و مثل یک کشاورز که بذر رو در زمین میکارد و بعد برداشت میکند.مادرتون هم تحویل گیرنده بذر انسانیتی هستند که در دل شما کاشتند.
اگر این احوالات را دارید که خوش به حالتان و اگر ندارید این خواب از نوع پیام هست و در واقع یک ایدئولوژی به شما نشان داده هست(یعنی باید چنین باشید)به نظر من همون قسم اول هستید.دعا میکنم همچنان با دیگران به نرمی و لطافت و خیر و خوشی صحبت کنید.

176:

خيلي ممنون واسه تعبيرتون.

177:

خواش میکنم عزیز
شما روی سر ما جا دارید
فراموشتون نکردم
شرمنده که دیر شد
علت رو در پست قبلی توضیح دادم

178:

سلام
پدر بزرگ من فوت شده.
تو خوابايي كه ازش ميبينم حرف نميزنه.
چرا؟؟

179:

خواهش میکنم
قابلی نداشت
سال نو خوبی رو براتون آرزو دارم

180:

سلام دوست گلم
خدا ایشون رو رحمت کنه
عالم برزخ که با قبر شروع میشه عالم ابهام و سردرگمی و تشویش و اضطراب هست
اکثر انسانها در این عالم حال خوشی ندارند(البته این براشون خوب هست چون یه نوع تصفیه شده از بدیهاست تا پاک بشوند و در قیامت خیلی عذاب نکشند.)
نفرمودید پدر بزرگتون چند وقته فوت کردند.اگه تازه فوت کردند که این قضیه امری طبیعی هست و اگه مدت زیادی از فوت ایشون گذشته احتمالا ایشون از یه چیزی ناراحت هستند.البته احتمال دیگه ای هم هست که خوابهایی که از مرده ها میبینیم یک نوع پیام هست و مخابره این پیامها به اذن و اجازه خداست و ارواحی که خواب میبینیم فقط واسطه هستند.گاهی به علتی خداوند اجازه نمیده روح (در خواب)از عالم خودش خبر بده.
همه اینها رمیگرده به عملکرد کسی که خواب رو میبینه.هم احتمال اول و هم احتمال دوم.
البته به نظر من احتمال اول در این خصوص قوی تر هست(پدر بزرگ شما از چیزی ناراحت هستند و حرفی نمیزنند.)این مشکل اینطور حل میشه که باید بررسی کنید ببینید حقی از ایشون هست که باید باوقتدگان ادا میکردند و نکردند(مثل وصیت یا نماز و روزه قضاو...)و اگه حقی نمونده که ادا نشده باشه،بهتره مکی از طرف ایشون خیرات کنید.و بهترین خیرات این هست که دل مستمند یا فقیری رو به دست بیارید و کمکش کنید و هدیه این خیرات رو تقدیم به روح پدر بزرگتون کنید.
این نکته هم مهم هست که آیا دیگران هم ایشون رو در خواب ساکت دیدند یا فقط شما اینطور دیدید.اگه فقط شما اینطور میبینید تمام اونچه بیان شد مربوط به شماست
باز هم اگه سوالی بود در خدمتم

181:

ممنون گالكسي جان
دو ساله كه فوت شدن
بيشتر همون سال اول خوبشو ميديدم البته.كه برام سوال شده بود.ولي اخيرا خوابشو نديدم.
يه خواب ديگه:
خالم زن خوب و پاكيه.نميدونم چرا بعضي مواقع خواب ميبينم كه وقتي ميخواد از منزل بره بيرون روسريشو بر ميداره(چادريه اخه)
خودشم همچين خوابايي ديده به صورتاي مختلف!
چه تعبيري داره؟

182:

حجاب در خواب عکس معنای بیداری رو داره.در بیداری حجاب خیلی پسندیده و ارزشمند هست اما در خواب به معنی مانعی بر سر راه معرفت محسوب میشه.در علم اخلاق از هرچیزی که مانع سیر و سلوک عارف بسوی خدا بشه تعبیر به حجاب مینمايند.منزل برای خاله شما موقعیت خوبی برای سیر بسوی خدا نیست(البته شاید به نسبت بیرون خونه)یعنی در بیرون خونه موقعیت مناسبتری برای ایشون در مورد کسب معرفت و حرکت در مسیر الهی فراهم هست اما این موقعیت در خونه خیلی فراهم نیست.وقتی میان داخل خونه در حجاب(مانع)برنامه میگیرند و از بعضی معارف دور میشوند ولی وقتی بیرون خونه هستند از فیض معنوی بیشتری برخوردار میشوند لذا در خواب وقتی از خونه میرن بیرون روسری رو که همون حجاب هست برمیدارند

183:

روز بود .

زلزله ی خیلی شدیدی هم بود .

من فکر نکنم زیاد ترسیده بودم .

داشتم خونه به این و اون میفرمودم که کجا پناه بگیرن .

از ویرانیشم که چیزی یادم نیست آخه تا آخر زلزله بیدار نبودم.

ولی زلزله ی خیلی طولانی بود

184:

با این وصف،شما قیامت رو خواب دیدید.چون در روز اتفاق افتاده.خدارو شکر در قیامت خیلی ترس نخواهید داشت.گرچه همه در اون روز گریانند(بجز گریه نمايندگان بر مصیبت امام حسین علیه السلام)اینکه شما به دیگران میفرمودید کجا پناه بگیرند خیلی تعبیر خوبی داره.خداوند به شما عنایت کرده و شما رو در مسیر هدایت دیگران برنامه داده هست.ویرانی رو هم ندیدید چون قابل تصور و رویت نیست.فقط بعضی اوصاف ویرانی در روز قیامت رو خداوند در سوره زلزال(زلزله)و سور دیگر(بیشتر در جزء 30 قراون)بیان فرموده که میتونید به قراون مراجعه کنید
پیام این خوابها به خود آمدن هست و آماده شدن برای روبرو شدن با قیامت.
من هم قبلا قیامت رو به خواب دیدم
پناه میبرم از اون روز به خداوندی که دلم در خم زلف اوست و جانم در دست او

185:

ممنونم داداشم

186:

خواهش میکنم آبجی گلم

187:

مرسی واقعا زحمت کشیدی ممنونم

188:

میشه تعبیر خواب دیشبه منم بکنید خواب دیدم تو یه حرمه مثل حرم امام خمینی با این تفاوت که مشبکاش همه سبز بود نمی دونم میفرمودند حرم حضرت ابوالفضله..!!! بعد دیدم یه خا نومه داره دعا می خونه منم یه کتاب دعا گرفتم دستم رفتم نشستم اما تن صدای من بیشتر از اون بود بعد فرمودش که یواش بخون وگرنه ماخذه میشه اون دوتا دختر و تو صحن ببین چه جوری به سلابه کشیدند اونا هم بلند دعا خوندن که چنان کتک می خورند بعد من خیلی ترسیده بودم که با صدای زنگ گوشیم از خواب (برای نماز بیدار شدم)در ضمن نمی دونم مرتبط با خواب دیشبم بود یا نه ولی موقع سال تحویل بغض کرده بودم و اشکام بی اراده سر ازیر می شدند
از تعبیر کردنت پیشاپیش ممنون

189:

منم سال نو رو بهتون تبريك ميگم.ايشالا سال خوبي باشه براتون.

190:

خیلی ممنونم دوست عزیزم حقیقت اینست که شخصا مراقبت از مادر را پذیرفتهام وبه این کار افتخار میکنم هرچند گاهی بسیار سخت هست به هر حال سال نو برایت شادی وسلامتی را به ارمغان بیاورد ارزوی شادکامیت را دارم

191:



حرمی که خواب دیدید،حرم عشق و معرفت بوده،حرم باب الحوائج حضرت ابوالفضل علیه اسلام
بلند مطالعهدعا تعبیر به افشای اسرار میشه(همون که منصور حلاج رعایت نکرد).اون خانم محترم که جان همه عالم فداش شما رو به همین نکته متوجه کردند.ولی قسمت مهم خواب این نیست بلکه اون دوتا دختر توی صحن هستند که الان چشم منو پر اشک کردند.حتما در تاریخ خوندید که حضرت ابوالفضل خیلی بچه ها رو دوست داشته و در کربلا علاوه براین چون ساقی هم بودند رابطه عاطفی عجیبی با کودکان حرم داشتند.بعد واقعه سرخ،در سفر اسارت اگر کسی میخواست برای شهدای کربلا گریه کنه باید آهسته گریه میکرد و آهسته دعا میخوند چون اگه بلند گریه میکردند...اجازه بده بقیشو نگم حقیقتا تحمل ندارم.
در بین کسانی که کودکان حرم خیلی بهشون اتکا و اعتماد میکردند حضرت ابوالفضل علیه السلام بودند.در واقع با وجود حضرت در سپاه اهل بیت کسی گمان نمیکرد اون اتفاقات و مصائب پیش بیاد.شما یه گوشه ای از واقعه رو در خواب دیدید.پیام خواب برای شما اینه که در خوندن دعا خیلی سعی در اداء الفاظ و کیفیت آهنگ نداشته باشید بلکه به معنی و باطن بیشتر دقت کنید و در این خصوص از حضرت کمک بگیرید تا به معارف نهفته در ادعیه برسید(تمسک و توسل به حضرت ابوالفضل علیه السلام راه رسیدن به معرفت ناب و حقیقی هست)


192:

این خیلی عالی هست
در واقع سعادتی بالاتر از این نیست که کسی مراقبت از مادر رو به عهده بگیره
شما همین الان در بهشت هستید.خوش به حالتون
منم سالی خوش،با سلامت و صحت و سعادت و سربلندی و موفقیت براتون آرزو دارم

193:

سلام ممنون که جوابم را به طو مفصل دادید
منظوتان از این که اولین اقدام را روز نیمه شعبان کنم چیه و چه اقدامی من باید بکنم اخه من ذکر کردم این خواب را 2/3 روز قبل نیمه شعبان امسال دیدم یعنی باید اولین START اقدامم در این روز (یعنی سال اینده همین روز )
راستش را بخواهید چند وقتی هست که زیاد در خواب به نواع مختلفی به من نوید ازدواج رامی دهند این خواب هایم مرابیشتر به فکر واداشته یعنی به همین زودی من برنامه هست که ازدواج کنم یا نه

194:

اینکه خوابهای زیادی در موضوع ازدواج میبینید،نوید ازدواج هست دقیقا
منظورم از نیمه شعبان دو احتمال بود
یکی اینکه از نیمه شعبان شروع کنید(سال آینده)
یکی اینکه به امام وقت علیه السلام توسل کنید برای امر ازدواج
دومی به نظرم قویتر هست.در عالم خواب اصل با معنی هست نه با ظاهر
و احتمال دوم که عرض شد معنوی هست.

195:

دستت درد نکنه خیلی قشنگ تعبیر کردی
خصوصا قسمتهای قرمز رنگ رو

196:

وظیفه بود

197:

[ سلام بتو ای عزیز واین نوروز همایون بر تو فرخنده ونیک بادا لطف بزرگی کردی که خوابم را تعبییر کردی بسیار ممنونم وخوشحالم که در کنار شما دوستان خوبم سال نو بر همه مبارک باد

198:

خواب دیدم یکم از موهام سفید شده منم رنگ قهوه دارم میزنم بهشون و دائم یه سفیدی پیدا میکنم و قهوه ای میکنم منم موهام مشکی مشکیه
راستی یه خواب دیگم دیدم مدیر هم میهن شدم باور کنید
خب تعبیراش چیه؟

199:

سلام بر شما
ممنونم از این همه لطف
منم خوشحالم سال نو رو در کنار دوستان گلی چون شما شروع کردم

200:

خواب اولتون:
موی سفید نشانه رسیدن به معرفت هست.میخواهید این معرفت رو بپوشونید ولی نمیشه.تقدیر خدا اینه که این معرفت گل کنه.
خواب دوم:
متاثر از علاقه شما به مدیریت در سایت هست
امیدوارم به حقیقت بپیونده
از پستهای شما لیاقت و شایستگی مدیریت پیداست
اگه مدیر هم نشدید در حد و اندازه مدیر هستید

201:

مرسی
ممنون
ولی من شنیده بودم رنگ کردن مو یعنی غم و غصه تموم میشه

202:

ولی نه در مورد موی سفید
موی سفید نشانه پیری در بیداری و پیر مرادی در خواب هست که این نیازمند یک معرفت هست.

203:

دوستان ديگه خواب خوش نديديد؟

204:

من یه خواب ترسناک دیدم .

فقط اینجاش یادمه که انگشت اشاره یکی رو گاز گرفتم و کندم .

یادمم نمیاد خون اومده باشه .


اگه تعبیرش خیلی بده پیام خصوصی بده

205:

نه داداش تعبيرش خيلي بد نيست
فقط بگو
اون طرف با انگشت داشت اشاره ميكرد يا نه؟

206:

نمیدونم .اصلا یادم نمیاد
حالا هر کدومش که بدتره بگو

207:

داداش سياوش شرمنده كه كاري پيش اومد و نتونستم زود تر از اين در خدمت باشم

هر اشاره كردني در خواب با مشار اليه(چيزي كه بهش اشاره ميشه)تعبير ميشه
البته بطور كلي كسي كه اشاره ميكنه ميخواد يه موضوعي رو به ديگران بفهمونه.
يك نوع دادن معرفت.اينكه شما انگشت اشاره ايشون رو گاز گرفتيد و كنديد دو نكته مهم داره
1- شما مانع رسيدن معرفت از طرف ايشون شديد.
2- شما لوازم اشاره به موضوع رو(كه با اون ميشه ديگران رو به معرفت آگاه كرد)از ايشون گرفتيد.

البته اگه ايشون آدم خوبي هستند كه تعبير خواب براي شما خيلي خوب در نمياد
و اگر آدم خوبي نيستند و معرفت شيطاني رو در واقع به ديگران مي رسونند شما كار خوبي كرديد و تعبيرش براي شما خوبه

چون جزئيات رو ننوشتيد بيشتر از اين نتونستم بگم

208:

مرسی .

زیادمم بود تازه .

همین امروز صبح خواب دیده بودم .

اما نمیدونم چرا هیچی دیگه ای یادم نموند

209:

چند احتمال در حكمت فراموشي خواب:
1- كليت خواب مهم بوده نه جزئيات
2- اصل پيام در همون مقداري كه فراموش نشده برنامه دارد
3- ظرفيت درك انسان به همون مقداري هست كه يادش مونده و بايد براي رسيدن به بقيه خواب اين ظرفيت رو افزايش بده
4- فراموشي اون مقدار به خير و نفع شما بوده
5- علل دنيايشان:مثل زياده خوري قبل از خواب -اهميت ندادن به خوابي كه ديده شده
عدم تمركز هنگاه بيدار شدن(بيداري توام شده با يك اتفاقي كه اجازه يادآوري خواب رو به شما نداده)
و...

210:

اتفاقا منم امروز صبح کلا خواب میدیدم مثلا میدیدم که یه طوطیه که همراه یه پرنده دیگه روی یه جایی مثل تیر برق (نزدیک من بود) نشسته و منم چون آروم نزدیکش میشدم فرار نمیکرد بعد من در عین اینکه خب یکمی متعجب بودم میخواستم ببینم از اون طوطی هایی هست که حرف میزنه هی میخواستم یه حرف و تکرار کنم که ببینم اونم میگه میدیدم نه! همینطور فقط نگاه میکنه یه خانومی هم پشت من بود (مثل یه رهگذر) و اونم یکجورایی با کنجکاوی نگاه میکرد و بعد دیدم که دستم به اون پرنده دوستش رسید نه خودش (که اون شبیه طوطی نبود یه پرنده یکمی گنده تر و خاکستری رنگ بود) بعد به همون شیوه ای که گربمون رو نوازش میکنم (تو حیاطمون یکی دوتا هست) اون پرنده دومیه رو نوازش میکردم!! بعد هم که بیدار شدم!

کلا من خودم هم میتونم بسته به شرایطم یه برداشتهایی از خوابهایی که میبینم داشته باشم(تقریبا مثل برداشتهای شما ولی مسلما به هستادی شما نمیرسیم) ولی کلا این دیگه زیادی بیربط بود!! راستی یه چیزی که الان یادم اومد (توی همون خواب) برنامه بود یه امتحانی ازمون بگیرن(نمیدونم چی) محل امتحان هم یه جایی مثل نمازخونه بود یه بار رفتم و دیدم شروع نشده زدم بیرون و نمیخواستم تا شروع نشده اونجا باشم این جریان بالا هم وقتی بیرون بودم اتفاق افتاد!

211:

سلام رايان عزيز
امتحان آخري كه فرموديد بي ارتباط با اين دو تا پرنده نيست
اون دو تا پرنده كه يكي طوطي بوده دو صفت از صفات خوب شماست كه در مسير زندگي شما خد نمايي ميكنه و ميخواد شما ازشون هستفاده كنيد.طوطي(كه صفت نطق شماست)نداي عقل و هوش شماست كه در بحث نفس لوامه خيلي كاربرد داره.شما هم كنجكاو بوديد ببينيد كه اين دو صفت در وجود شما موندگار هستند يا پر ميزنند و ميروند.و ميخواستيد ببينيد آيا نداي درون شما(طوطي)با شما حرف ميزنه يا نه.بعد اون پرنده ديگر رو نوازش كرديد البته مثل نوازش گربه تايشان حياط.يعني اينكه مايل به هستفاده از اين صفت خوب در زندگي هستيد ولي نه خيلي كاربردي بلكه از سر تفنن.
امتحاني هم كه ميخواسته شروع بشه همين هستفاده و عدم هستفاده از اين دو صفت خوب بوده كه در مسجد هم انجام ميشده يا جايي شبيه مسجد كه مركز خودسازي هست.
نميدونم تا چه حد تونستم تعبير كنم

212:


ممنون گاکسی عزیز، به هر حال دنیای خواب دنیای نشانه هاست و همین اشارت ها و تفسیرهای شما کلی وضعیت خواب رو واسه ما بازتر میکنه.

ممنون از وقتی که گذاشتید.


213:

ممنونم از لطف شما

فقط اين نكته رو يادم رفت بگم كه
خوابها دو نوعند:
1- خوابهايي كه متاثر از گذشته يا وضعيت موجود هستند
2- خوابهايي كه خبر از اينده دور و نزديك مي دهند نوعي الهام از عالم بالا هستند

214:

من دیشب خواب دیدم تو یه جاده پراز گل و لای گم شدم هر چقد میخام راهمو پیدا کنم نمیتونم هر جا پامیذاشتم پر از گل و لای زیرهاز اینکه نمیتونستم راهمو پیدا کنم زدم زیره گریه صب بیدار شدم دیدم واقعا داشتم گریه میکردم خیلی وحشتناک بود داداش گالاکسی اینو میتونی برام تعبیر کنیخیلی وحشتناک بود خیلی

215:

اگه تو خواب منتظر کسی باشی که بیاد اما اون نیاد چی میشه

216:

تعبير خواب:فعلا تعطيل هست
اينم شانس ماست ديگه هر جا ميريم تعطيل ميشه

217:

خيلي عذر ميخوام دوست عزيزم
ديگه كار دنياست
يه روز حال داري
يه روز حالت گرفته هست
فعلا...

218:

کسی نیست جواب ما رو بده

219:

متاسفم عزيز

220:

با عرض معذرت ايشانژه
از تاخييري كه پيش اومد


آبجي گلم:
شما عالم دنيا رو خواب ديديد كه عالم نسيان و ابهام هست.
و پر از گل و لاي در مقابل آسمان و شفافيت اون.در دنيا همه گم شديم.چون بين ما و مقام والاي انسانيت ما چند حجاب برنامه گرفته كه كدر ترين و تارترين اين حجابها عالم دنياست.البته گريه تعبير خيلي خوبي دارد به قول خداوندگار ادب فارسي حضرت مولانا جلال الدين(تا نگريد طفل كي نوشد لبن)گريه در اين خواب تعبير ميشه به اشتياق شما براي پيدا كردن راه انسانيت در اين جاده پر از گل و لاي دنيا.و خيلي جالبه كه در بيداري هم گريه ميكرديد.اين اشتياق شما فقط مربوط به عالم خواب نميشه.به خودتون خيلي اميدوار باشيد در اين زمينه البته مواظب صفت عجب و كبر و غرور باشيد.


221:

من تعبير خواب بلدم .

هر كي ميخواد بگه تا خوابش رو تعبير كنم .


222:

سلام دوست عزيزم
جدا شرمنده ام از تاخييري كه شد

بحث انتظار خيلي مفصل هست.نميخوام اينجا خيلي بهش بپردازم
در حد خواب شما فقط ميگم:
كسي كه منتظر كسي هست بايد مقدمات رو براي آمدن او فراهم كند.و نيامدن كسي كه منتظرش هستيم ميتونه ايراد و مانعي از هر دو طرف داشته باشه(بستگي داره منتظر چه كسي باشيد)اگر از نظر مقام بالاتر از شما باشه مثل پدر و مادر و...

اشكال و مانع در نيامدن بر ميگرده به شما و اگر از نظر مقام پايين تر از شما هست مثل برادر كوچكتر و ...مانع و اشكال در هر دوطرف بررسي ميشه.اين بررسي رو با توجه به مقامي كه عرض كردم خودتون بررسي كنيد.اما اصل نيامدن كسي كه منتظرش هستيد تعبير ميشه به آماده نبودن واقعيات ديدار و كم بودن ظرفيت معنايشان(اگر بالاتر از شماست به شما بر ميگردد و اگر پايين تر از شماست به هر دو طرف)
اين با توجه به همين مقدار كم بود كه شما از خوابتون نوشتيد.اگر جزئيات را ميفرموديد حتما تعبير دقيق تر ميشد.

223:

سلام عزيز
خيلي خوش اومديد

224:

قربونت عزيزم .

شما هم از تعبير خواب خوشتون مياد .

اين مقاله را ببينيد .

من خواب هاي قشنگي كه ميبنم اينجا مينايشانسم .

از تعبير خواب هم كمي ميدونم .

خوشحالم از آشنايي شما .



http://ariantalk.com/forum/viewtopic...bc2df8202403e5

225:

فداي شما
آره از تعبير خوشم مياد
منم از آشنايي با شما خوشحالم

226:

به به.

بازم که اینجا راه افتاد.

تبریکات بخاطر بخاطر بازگشائی.


227:

ممنونم رايان عزيزتر از جان

228:

رايان جان .

مقاله رايشاناهاي من رو كه يادت هست ؟

229:

من هميشه خوا ب ميبينم كه يك خونه جديد دارم ومن هنوز قسمتهايي از اين خونه رو نديده بودم يا به عبارتي دارم يه جاهايي از خونه رو پيدا ميكم ميشه بگين معنيش چيه متشكرم

230:

سلاممممممممممم

من دیشب خواب دیدم روز عید غدیره بابام ازم خواست با عموم تماس بگیرم تا عیدو تبریک بگیم !و تماس گرفتم صدای خالم بود اما میفرمودم زن عمو!
و بعد به خاطره عید در خونمون مراسم روضه خوانی برای اقایان بود در طبقه پایین !
اما در طبقه بالا برای خانومها سورو سات جشن و پای کوبی بود
من از بقیه میخواستم صدای نوار رو کم کنن اما اونا محل نمیزاشتن

صدای روضه خوانی رو مشینیدم اما می فرمودم هنوز ملا نیومده .اقاییون خیلی منتظر موندن اما ملا نیومد و مهمونا رفتن خونشون

منم ناراحت بودم که مهمونا زود رسیدن من موقعيت نکردم راه پله ها رو جارو کنم پر از گردو غبار بود!

در حضضور مهمونها داشتم راه پله ها رو جارو میکردم که از خواب پا شدم!

میشه لطف کنید خواب منم تعبیر کنید؟!

....

231:

خونه خونه دلتون هست .

خيلي جاهاش رو هنوز كشف نكرديد .

جاهاي ناپيدايي داره كه هنوز به اونها سر نزيد .

هر چي بيشتر به درون خودتون فرو بريد بيشتر از خودتون ميدانيد .


232:

چه جالب پس از اين به بعد بايد دنبال كشف خودم باشم

233:

من معناي خاصي توش نميبينم .

بيشتر آشفتگي ذهني هست .


234:

بله .

اگر به دنياي درون خودتون پي ببريد عوض يك خونه يك دنيا را اونجا ميبنيد .

دنياي درون ما خيلي بزرگه .

بزرگتر و با عظمت تر از هر اون چيزي كه سراغ داريد .

كشف اونهم مثل كشف يك دنياي ناشناخته هست .

ناشناخته و پر از عجايب .

هر چي بيشتر در خودتون فرو بريد آرامش بيشتري را در شناخت نشناخته هاي خودتون درك ميكنيد .


235:

گالاکسی من مدتیه که خواب مادرمو را ندیدم راهی هست برای اینکه خوابشون را ببینم

236:

مادرت مرده شاداب جان ؟

237:

اره 19 خرداد سال 86 برای همینه که خل شدم

238:

نوشته اصلي بوسيله shadab نمايش نوشته ها
اره 19 خرداد سال 86 برای همینه که خل شدم

خدا بيامرزتشون

239:

شاداب جان .

واقعاً متاسفم .

دردتون رو حس ميكنم .

پدر من هم وقتي سنم كم بود مرد .

ميفهمم مردن پدر و مادر چه داغي داره .

اميدوارم زندگيت گلستون بشه عزيزم .

همينطور اميدوارم كه مادرت رو تو خواب ببيني .

.

من رو تو غم خودت شريك بدون .


240:

ممنونم خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه

241:

اصراري در اين مورد نداشته باشيد
اين نشانه خوبي براي روح مادرتون هست
تعلق ايشون به عالم دنيا كمتر شده

242:

اخه دلم براش خیلی تنگه

243:

گالاكسي حان و شما تعبير خواب ميكنيد .

اون مقاله من رو كه لينكش رو دادم خونديد .

مثلاً تعبير اين خواب به نظرتون چيه .

همين شب عيد امسال اين خوابو ديدم .



در خواب دیدم که جلسه ای بزرگ انجام شده که همه ملت ایران در اون حضور دارند .

این جلسه توسط سران فعلی حکومت جمهوری اسلامی اداره میشه و رهبران این نظام یکی سپس دیگری برای امت سخنرانی میکردن .

در این جلسه محمد رضا شاه پهلوی هم حضور داشت و ساکت و بی صدا به همراه تعدادی از نزدیکانش در گوشه ای از جلسه نشسته بود و نظاره گر اوضاع بود .

من در این جلسه سعی داشتم که هر جور شده محمد رضا شاه را به پای میکروفن برسانم تا برای ملت ایران سخنرانی کنه و کنترل جلسه را بدست بگیره .

در این راه با تعداد زیادی از پاسداران نظام درگیر شدم .

قدرت عظیم و ماورایی را در خودم حس میکردم .

پاسدارها را یکی پس از دیگری میزدم و از سد اونها میگذشتم .

در نهایت موفق شدم محمد رضا شاه را به پای میکروفن اون جلسه برسانم .

ولی خودم اونقدر زخم خورده بودم که دیگر فاصله چندانی با مرگ نداشتم .

فقط میخواستم چند لحظه ای بیشتر زنده بمانم تا ببینم سرانجام چی میشه .


244:

ميبنيش .


245:

اين چطور :

ديشب در خواب ديدم كه پدرم دوباره زنده شده و برگشته .سنش هم خيلي جوان تر از وقت مردنش شده بود .

تقريباْ همسن خود من بود .

وقتي اومد پوشش خلباني به تن داشت .

من رو با خودش به يك فرودگاه كه هواپيماهاي جنگنده شكاري از اونجا پرواز ميكردند برد .

در حالي كه هواپيماها را به من نشون ميداد بهم فرمود تو بايد به من افتخار كني .

من دو سال در اوايل جنگ خلبان اين F14 هايي بودم كه الان تو اين پايگاه داري ميبني .

در بين آتش و خون از ايران دفاع كردم دقيقاً اون وقتي كه هر كسي به فكر خودش بود و هيچ معلوم نبود كه وضع چه جوري ميشه .

اون وقت تو هنوز خيلي بچه بودي و چيزي به خاطرت نمياد .

بعد با هم پيش فرمانده هاي او پايگاه رفتيم كه همه اونها پدرم رو ميشناختند .

با اينكه همه براي خودشون تيمساري سرلشكري چيزي بودند همه جلوش بلند شدند و بهش احترام نظامي گذاشتند .

پدرم بهشون فرمود اون وقت فداركاري ها را همه من و امثال من كرديم .

ولي شما به جاي ما درجه ها و مدال هاش رو گرفتيد .

اونها همه از خجالت سرشون رو پايين انداختند .

بعد فرمود من هنوز هم همون خلبان شجاع و منحصر به فرد سابق هستم .

با اينكه خيلي وقته پرواز نكردم .

باور نميكنيد .

يكي از هواپيما را حاضر كنيد تا بهتون نشون بدم كه هنوز هم در پرواز منحصر به فردم .

اونها هواپيما را حاضر كردند .

پدرم جوري اون هواپيما را از رايشان زمين بلند كرد و عمودي اوج گرفت كه همه وحشت كردند .

در حين پرواز گاهي خودم را با پدرم يكي ميديدم .

يعني اهرم كنترل اون هواپيماي F14 را در دست خودم ميديدم كه دارم كنترلش ميكنم .

سپس فرود آمدن من و پدرم همراه با دوستاش به پاركينگي رفتيم كه در اونجا يك لامبورگيني پارك بود .

پدرم كليدش رو از جيبش آورد بيرون و روشنش كرد .

در حين ناباوري من جوري رانندگي ميكرد كه من تعجب ميكردم .

يه جاده صاف و هموار شبيه باند فرودگاه هم اونجا بود كه امكان هر كاري رو به آدم ميداد .

پدرم در يك جا فرمون اون ماشين رو چرخوند و ماشين 360 درجه دور خودش چرخيد و بعد به شكل شفرمود آوري ماشين را دوباره به مسير آورد و به راهش همچنين گفت .

من ار حركات خارق العاده اي كه او با ماشين انجام ميداد و در عين حال مهارت عجيب او در رانندگي خيلي تعجب ميكردم .

بعضي موقع ها هم خودم را ميديدم كه با پدرم يكي هستيم و در واقع اين خودم بودم كه پشت فرمان لامبورگيني رانندگي ميكردم .


246:

در خواب ديدم كه با تك تك اتم هايي كه رايشان كره خاكي هستند قادر به صحبت كردن هستم .

يه جوري بود كه همه چيز را ميديم .

همه صدا ها را ميشنوم و از هر چه ميگذشت اطلاع داشتم .

در اون لحظه نوعي دانش داشتم كه نميدونم منشاپش از كجا بود .

ولي اونقدر عميق بود كه تمام علوم يافته و نايافته بشر را پوشش ميداد .

در ابتداي اين رايشانا ديدم كه خيلي سبك شدم و با سرعتي كه بسيار بيشتر از سرعت نور بود دارم به سمت بالا حركت ميكنم .

داپما داشتم از كره زمين دور ميشدم جوري كه اون را مثل فضانوردان مانند يك نقطه نوراني در فضا ميديدم .

هر چه از زمين دورتر ميشدم ميزان اشرافم بر اين كره خاكي بيشتر ميشد .

وجودم گسترده تر ميشد و چيزهاي جديدتري را در خود جا ميداد .

تاريكي مطلق وجود داشت ولي تمام وجود من مجهز به نوعي بينايي شده بود كه با اون همه چيز را ميتوانست ببيند .

راهي را كه طي ميكردم كه اگرچه بسيار دور بود ولي سرعت من اونقدر زياد بود كه اين اميد وجود داشت كه به آخر اون راه برسم .

وقتي به آخرش رسيدم (آخري بود كه سپس اون ديگر راهي وجود نداشت) اونجا همانطور كه فرمودم يك شعور جمعي نسبت به تمام پديده هاي عالم و ماواري اون داشتم .

دانش مطلقي در اونجا وجود داشتم كه حتي تا ذرات اتم ها را هم موشكافي ميكرد و از انها مطلع بود .

حتي گردش الكترون به دور هسته اتم را هم ميتوانست ببيند .

البته چند بار اين رايشانا را به صورتهاي مختلف ميديدم كه باز هم برايتان از ان خواهم فرمود .


247:


سلام دوست عزيزم
خداوند روح پدرتون رو در آرامش برنامه بده
هر كس از دنيا ميره از نظر ما مرده حساب ميشه در حالي كه اونا در حقيقت زنده هستند(الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا امت در خوبند وقتي ميميرند متوجه ميشوند)مرده واقعي كسي هست كه معرفتي نسبت به خداوند و خودش نداره.تصور ما متاسفانه از رفتگان اينه و گاهي خداوند از سر لطفش ما را متوجه اين نقص ميكنه و به ما نشون ميده كه تصورمان غلط هست.اين لطف خداوند به اين صورت هست كه در خواب ميبينيم مرده اي زنده شده.در مورد پدر بزرگوار شما(با توصيفي كه از ايشون فرموديد)يقينا ايشون در بهشت هستند.چون اهل بهشت به بهترين موقعيت سن خود تغيير ميكنند.(جوان ميشوند)پوشش خلباني پوشش پرواز هست و خلبان كسي هست كه در آسمان پرواز ميكند و اوج ميگيرد.ايشون در طي مراحل كمال در عالم برزخ چندان مشكلي ندارند.و اينكه شما رو با خودشون به فرودگاه بردند تعبير ميشه به بهره مند شدن شما از اين معارف كه البته واسطه ايشون هستند.صحبت ايشون با خلبانان(درجه داران) در همين خصوص بوده.در واقع اونها فقط فن پرواز در عالم دنيا رو بلدند و در همين آسمان دنيا ميپرند و از پرواز در آسمان بالا عاجزند.اينكه به اينها فرمودند من هنوز همان خلبان هستم تعبير ميشه به اينكه در عالم برزخ هر كسي به نسبت اعمالش در دنيا طي مسير ميكنه و نميتونه ديگه كار جديدي در خصوص معنايشانات انجام بده(بغير از خيراتي كه باوقتدگان براش ميفرستند)صحنه لامبورگيني هم در همين مورد هست.تعبيرش اينه كه كسي كه در آسمان به اين راحتي طي مسير ميكنه اين كارها در عالم دنيا براش خيلي ساده هست.
و اينكه گاهي شما خودتون رو جاي پدر ميديديد تعبير ميشه به اينكه بايد ادامه راه ايشون رو بريد.در حقيقت خداوند به شما نشون داده كه راه همينه.
چيزاي ديگه اي هم در اين خواب هست كه خيلي مهم نيست
اصلش همين بود كه فرمودم

248:

ممنون بابت تعبيرتون .

اين خواب را هم بارها به شكل هاي مختلف ديدم .



در خواب ديدم كه يك شير دارم كه فقط دست آموز خودم هست و از من حرف ميشنوه .

يال و كوپال و جثه او اونقدر مهيب بود كه حتي خودم هم گاهي ازش ميترسيدم .

ولي هميشه تحت فرمان و كنترل من بود و هر كاري كه ميخواستم برايم انجام ميداد .

در خواب ديدم كه ميخواست به يك خرگوش حمله كنه و من داشتم سعي ميكردم كه مانع اون بشوم (اگرچه شير دست آموز بود .

ولي طبيعت حيواني و خايشان وحشيگري خودش را هم داشت) .

در كل با وجود او احساس قدرت ميكردم .


249:

بله یادمه ...ولی بعضیاش اونقدرها هم رویاهای قشنگ نبودا!!

250:

عجب......خدا رحمتش کنه شاداب جان.

من هم تنها مادر بزرگم رو حدودا سه هفته قبل از همین تاریخ بخاطر مریضی و ...

از دست دادم احتمالا پنبه زن یادشه چطور یه مدت رود کلا قاط بودم!

گالکسی عزیز شما که میگید ندیدنش نشانه کم شدن وابستگیش به دنیا هست اوایل عمه من که تو همسایگی مادربزرگمه و همیشه بهش میرسید و کمکش میکرد تا چند روز سپس مرگش یه خوابهایی میدید مثلا یکبار دیده بود که فرموده بود برو توی فلان جا تو خونه قند هست از اونا واسه مهمونا(که میان واسه تسلیت و ...) هستفاده کن! اینم رفته بود دیده بود همونجایی که اشاره کرده بود هست.

همون موقع ها هم یه زنه که اغلب کارهای دکتریش رو انجام میداد مثل فشار و اینها تو خواب میبینه که میگه این چادر من وسط حیاط چیکار میکنه برش دارید!! در خونه ش قفل بوده میرن درو باز میکنن میبینن بله چادرش افتاده یه گوشه حیاط!

یعنی اینها نشانه تعلق خاطرش بوده؟

251:

رايان عزيز
اونچه كه من فرمودم يك نكته كلي بود
ممكنه موارد جزئي باشه كه از قانون كلي هستثنا بشن
بستگي به مقام و منزلت ارواح در عالم برزخ داره.
البته معمولا روزهاي اول فوت اين اخباري كه فرموديد نشانه تعلق به عالم دنيا هست كه البته طبيعي هست و نقص محسوب نميشه.و اينكه همه اينها به اذن الهي انجام ميشه و روح چنين اجازه اي رو ميگيره

252:

گریه نکنین ناراحت میشما !!!!!!!خدا رحمتشون کنه

253:

گالاکسی جان سلام داداش خدا قوت

254:

شما صفت غضب رو در خواب ديديد.خوشبختانه تحت اختيار شما بوده.هر كسي خودش درونش رو ميسازه و بايد در اين خودسازي مواظب دو صفت بيش از ديگر صفات باشه
شهوت و غضب
تمام خوبيها و بديهاي انسان ريشه در همين دو صفت دارند.هر كس بتونه اين دوصفت را در حد اعتدال نگه داره به انسانيت ميرسه و اگر نتونه صفات حيواني در وجودش هر كاري بخواهند ميكنند.
شير مظهر صفت غضب هست كه ساير صفات مثل قدرت.شجاعت جسارت و ...

از اين صفت ناشي ميشوند.اصل اين صفت در وجود انسان خير هست ولي خروجش از حد اعتدال باعث بروز صفات پست در انسان ميشه

255:

سلام عزيز
خيلي خوش اومدي

256:

سلام واقعا توی این تاپیک خواب رو تعبیر می کنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

257:

سلام آبجي گلم
بله من در خدمتم

258:

خوب سلام داداشی من یه خوابه خیلی خیلی وحشتناک دیدم چطور بگم من خواب دیدم که از یه نفر میخوام که جهنم رو به من نشون بده اونم منو راهنمایی می کنه ما با هم میریم بهشت آباد بعد یه قبر باز میشه ما باهم میریم داخل اون قبر بعد من بهش میگم چرا زیر زمین هیچ حرفی نمیزنه بعد آدمها رو میبینم که دارن عذاب میکشن همه رو روی یه تخته سنگ بزرگ گذاشتن ویه تخته سنگ دیگه رو روی اونا گذاشتن بعد هرکسی رو به شکلی عذاب میدن البته با تخته سنگ های خیلی بزگ


منتظرم مستر گالکسی

259:

سلام آبجي:
كساني كه بهشت و جهنم رو باور دارند يا دنبال بهشت هستند و يا دنبال جهنم.(البته جستجايشان اين دو ربطي به ورود بهشون رو نداره همه چيز رو عمل مشخص ميكنه.خداوند به كساني كه دوست داره جهنم رو نشون ميده(پيامبر بزرگوار اسلام هم در سفر معراج جهنم رو ديدند)پس نگران نباشيد خواب بدي نبوده.ياد مرگ به فرموده امام علي عليه السلام اهرم بسيار قايشان براي كنترل رزائل نفس و گناهان در وجود انسان هست.مخصوصا ياد قيامت و جهنم.كسي كه جهنم رو به شما نشون داده ملك عذاب و مامور جهنم بوده كه البته وقتي براي هدايت كسي جهنم رو نشون ميده به امر حضرت علي عليه السلام هست چون حضرت هادي و هدايت كننده هر دو جهان هستند.قبري كه باز شده و از درون اون جهنم رو ديديد خيلي مهم هست(صاحب قبر آدم خوبي نبوده ولي مايه عبرت ديگران هست)در زير زمين(كه همون جهنم بوده)كسي حرف نميزنه چون اليوم نختم علي افواههم و...يعني بر دهانشان مهر ميزنيم و...

از قيامت تا جهنم اين مساله ادامه دارد.و در عالم سپس مرگ همه چيز به عيان قابل مشاهده هست و نيازي به تكلم نيست.گرچه به بعضي اجازه ميدهند.عذاب اهل جهنم رو هم كه ديديد به تناسب اعمال زشتي هست كه در دنيا انجام دادند.چون جهنم و بهشت چيزي جز ظهور و آشكار شدن اعمال دنيا نيست.
در كل خواب خوبي ديديد و جاي ترس ندارد.

260:

سلام
بازم مزاحم همیشگی اومد
راستش و بخواهی یکی از دوستام خواب دیده چادری که مادرش از مکه براش اورده و نو هم بوده تو سرش بوده که نزدیک گاز میشه و چادرش کمیش به گاز میگیره و میسوزه
تعبیر خوابش چیه
ممنون که جواب میدی

261:

سلام خواهش ميكنم شما مراحمي
خود چادر دو تا تعبير داره گاهي به معني حجاب و پوشش بر رايشان معرفت هست(حجاب تكبر.حجاب غفلت.حجاب علم و ...)كه معني خوبي نداره و گاهي به معني پوشش ظاهري كه موافق اصل حجاب در دين هست و معني خيلي خوبي داره.در اين خواب به معني دوم هست.و چون تحفه مكه هست تعبيرش دقيق تر ميشه و مفهوم وسيعي رو در بر ميگيره(مطلق مال دنيا).مكه مركز دنيا محسوب ميشه(دحو الارض از زير كعبه شروع شده)دنيا از اين جهت كه مزرعه آخرت محسوب ميشود(الدنيا مزرعه الاخره)مذموم و بد نيست(دل بستن به دنيا مذموم هست)به تحفه مكه با اين ديد كه مركز دنياست و دنيا هم مزرعه آخرت نبايد دل بست.آتش گرفتن گوشه چادر كه در بيداري معمولا چادر رو از زيبايي و هستفاده مينداره(ديگه به درد نميخوره)تعبير خوبي هست از دل بريدن از تحفه دنيا.البته چون تو سرشون بوده معلوم ميشه كه از مال دنيا بهرهمند ميشوند ولي خداوند به آتش عشق و جذبه خودش نميگذاره دلش اسير دنيا بشه.
پيام اين خواب همين دل نبستن به دنياست(البته اشتباه نشه با هستفاده از دنيا.استفاده از دنيا هيچ اشكالي نداره ولي دلبستن به دنيا مايه بدبختي انسان هست.)مادرشون هم خوب مثل همه مادرها سعي ميكنند واقعيات رو براي هستفاده از دنيا براي ايشون فراهم كنند كه اين هم بد نيست.

262:

ممنونم داداشه خوبم مرسی لطف کردی تعبیرمو فرمودی واقعا ممنونم

263:

خواهش مينم
قابلي نداشت آبجي گلم

264:

سلام خسته نباشید گالاکسی.
خواب دیدم چند تاشیر و شتر در یک اتاق بزرگ یا سالن هستند و افرادی از قبیل اعضای خانواده ام ( البته افراد دیگری هم وارد اتاق می شوند) وارد اون اتاق می شوند و من یک دفعه احساس وحشت می کنم و همگی فرار می کنیم به طوری که از طریق دیوار په به فرار می گذاریمو بعد همه کنجکاو می شویم که ببینیم در اون اتاق چه می گذرد.تا اینکه صداهای رعب انگیزی را رو می شنوم و وحشتم بیشتر می شه.و می خواهیم که هر چه سریعتر از اون ساختمان بیرون بیاییم.بصداهای خیلی وحشتناک و غرش شیر ها هنوز هم در ذهنم هست.


265:

سلام دوست عزيز
حيوانات مظهر صفات حيواني در درون انسان هستند.سالني كه ديديد عالم درون شما بوده.البته در درون همه انسانها اين صفات(حيوانات)وجود دارند خيلي نگران نشايشاند.مساله مهم اين هست كه در وجود هركسي چه صفتي و به چه اندازه ظهور ميكند و انسان تا چه حد ميتواند اين صفات را كنترل كند و به خدمت گيرد.شير مظهر غضب و خشم هست و شتر مظهر خيرخواهي و خدمت به ديگران.هر دو صفت براي انسان ضروري هست.انسان بدون غضب ترسايشاني هست كه نميتواند از حق خود دفاع كند.البته بايد از حد اعتدال اين صفت فراتر نرود كه به ديگران ظلم كند يا مغرور شود.افراد ديگري هم كه ديديد تعبيرش همين هست كه فرمودم.همه انسانها در عالم درون خود با اين حيوانات سر و كار دارند.فرار كردن شما و ديگران و وحشت از شنيدن صداهاي وحشتناك نشانه اين هست كه اين صفات در درون شما از حد اعتدال خارج شدند و بايد اونها را كنترل كنيد(شايد روز قبل از خواب با كسي دعوا كرديد يا بيمورد از دست كسي ناراحت شده ايد)
البته يك احتمال ديگر در همه خوابها هست كه ممكن هست خوابي كه ديده ايد خبر و هشداري براي آينده نزديك باشد كه بايد بيشتر در مورد كنترل غرايز حيواني در درون خود كار كنيد.و اين صفات را تحت اختيار خود در آوريد.

266:

سلاممم

دیدن وقت مرگ در خواب چه حکمی داره
!


مادرم چند سال پیش در خواب دیده خانومی بهش میگه 55 سالگی میمیری البته خبر از جزییاتش ندارم ولی ناراحتم میکنه د ر این مورد چه نظری دارید ؟!

267:

مرگ در خواب بيشتر تعبير ميشه به مرگ از صفات پست حيواني
نگران نباشيد
55 سالگي براي مادرتان سال خوبي در اين مورد هست
توفيق بيشتري در كسب مراتب انسانيت خواهندداشت

268:

من ديشب خواب ديدم دزد كيفم رو دزديده بعد ازپپدا كردن كيف متوجه شدم پولهام سر جاشه ولي تمام مدارك شناساييم سر جاش نبود ميشه بگين يعني چي

269:

گالگسی ممنون بابت تعبیر خوابم

270:

خواهش میکنم

271:

دزد در واقع جهل ماست که عقل را گاهی از دست درون ما می دزدد.
جهل معمولا با دنیای ما کاری نداره(پولاتون سر جاش بوده)بیشتر با هویت و شخصیت و انسانیت ما کار داره.
البته اینکه مدارک شما دزدیده شده به این معنی نیست که الان خدای ناکرده بی هویت شدید و از انسانیت دور.
این خواب از نوع خوابهای پیامی هستند یعنی ممکنه این اتفاق براتون بیفته پس بیشتر مواظب باشید.و در مورد معرفت به خدا و خودتون و عالم هستی بیشتر تلاش کنید.

272:

سلام گالگسی جون ...

من الان چند وقته یه خوابایی میبینم همه چیز سیاه سفیده و به هم ریخته نمی دونم کجام و همشم انگار دنبال یه چیز می گردم اما پیداش نمی کنم می خوام ببینم تعبیرش چیه؟؟

273:

سلام آبجي گلم
خيلي خوش اومدي
سياه سفيد بودن خواب به معني دست شستن و دل كندن از رنگهاي مختلف هست.در معرفت الهي يعني همه رنگها(كه همون حالات مختلف ريا و غفلت هست و انسان را به هر رنگي بخواهد در مي آورد غير از رنگ خدا)از بين بروند.و انسان حقيقت را بدون رنگهاي دروغين ببيند.اين گمشده هر انسان آگاهي هست كه از خواب غفلت بيدار ميشود و به جستجايشان خدا مي پردازد و اين گمشده(خدا) را پيدا نمي كند.چون خدا اصلا گم نشده كه دنبالش بگردد.
و سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين انه الحق.
دل هر ذره را كه بشكافي
آفتابيش در ميان بيني

274:

با سلام خدمت شما تمنا دارم اين خواب مرا تعبير نماييد اونچه که داخل پرانتز نوشتم خواب من هست(در خواب خواب ديدم در خواب ميببينم که يکسري اتفاقات را قبل از وقوع انها در خواب ميبينم و از غيب به من ياد داده ميشود که براي مثلا جلوگيري از مرگ يا اتفاق بدي که خواهد افتاد به وسيله ذکر ودعا و قران چگونه عمل نماييم من نير وقتي از خواب بر ميخيزم انچه را اموختهام به کار ميگيرم و دقيقا اتفاقات به همان صورت که درخواب مي ديدم اتفاق مي افتد و من با همان چيز هايي که اموختم انها را ختم به خير ميکنم تا اينکه يکدفعه در خواب ميبينم در عوض اين توانايي که خداوند به من اعطا نموده مرگ مادرم خواهد رسيد ولي براي رفع اين بلا به من چيزي نمي اموزند و مرگ مادر من حتمي خواهد بود وقتي از خواب برميخيزم نا اميد و بي چاره تمامي ذکرها و اياتي را که ميدانم ميخوانم تا از اين حالت جلوگيري نماييم ولي افاقه نميکند مادرم در حال احتراز ميباشد که قراني را در مقابل خود باز ميبينم و شروع ميکنم به قرات ايه اي کوچک از قران و هستغاثه و گريه و زاري و در دل ميفرمودم چگونه با اين ايه کوچک ميتوانم جلايشان اين مصيبت بزرگ را بگيرم همينطور ان ايه را ميخوانم و ميگريم که ميبينم مادرم بهبود حاصل مينمايد و از جا بر ميخيزد حال بماند که چه شعف و شادماني بر من مستولي ميگردد) وچون خواب در خواب بود کلا انچه را که خواب ديدم داخل پرانتز برايتان نوشتم قبلا از محبتتان تشکر مينمايم.


275:

سلام

276:

عليك سلام داداش

277:

آقا یکی به من بگه فلج شدن تو خواب چیه

278:

سلام دوست عزيزم.خيلي بخشيد از تاخيري كه شد.
خواب در خواب يعني خواب ديدن عالم جهل و بي خبري.امت اكثرا در اين عالم به سر ميبرند و از اتفاقاتي كه مي افتد بيخبرند و از پيشگيري اين اتفاقات عاجز.اما خداوند در همين عالم جهل به شما لطف كرده و شما را از سر اين كارها و اتفاقات آگاه كرده هست و راه جلوگيري از اين اتفاقات بد را به شما نشان داده هست.گرچه دعا و قراني كه فرموديد راه عمومي براي جلوگيري از اين اتفاقات بد هست(الدعا يرد القضا)و اين را اكثر امت ميدانند اما مشكل امت در دانستن و ندانستن نيست بلكه در عمل كردن هست.در واقع چيزي كه شما در خواب ديده ايد شما را به عين اليقين رسانده و به علمي كه كسب كرده ايد عمل ميكرديد.حالا قسمت ديگر خواب كه خيلي مهم تر هست و پيام خوابتان در اين قسمت هست.
خداوند به وسيله چيزهايي كه ميدهد انسان را امتحان ميكند.و امتحان هر كسي بستگي به چيزي دارد كه خداوند به او داده هست.هر چه لطف خداوند بيشتر شامل حالش شده باشد امتحانش سخت تر هست(هر كه بامش بيش،برفش بيشتر)لذا خداوند در عوض عين اليقيني كه به شما داده ميخواهد ببيند آيا اين قدرت را از اون خود ميدانيد و خود را در اين قدرت مستقل يافته ايد يا نه؟(البته فراموش نشود كه خداوند نيازي به فهميدن ندارد.فلسفه اين امور خيلي مفصل بيان شده.به كتب مربوط مراجعه كنيد)
ولي براي امتحان شما،شما را در برابر يك مشكل سخت برنامه ميدهد تا بدانيد كه با وجود اين عالم باز هم محتاج عنايت و لطف او هستيد.لذا شما را به مرگ مادر امتحان كرده هست.و ارزش اون علم را در اين امتحان برداشته هست تا ببيند چه ميكنيد.و وقتي عجز شما بر شما ثابت شده هست شما را به كتاب هدايت كمك كرده هست.و به آيه اي شفاي مادرتان را حاصل كرده هست.البته مادر در اين خواب تعبير ميشود به تمام دار و ندار انسان،تمام هستي انسان(چون مادر ريشه وجود و رشد و نمو انسان هست)در مورد اون آيه هم كه خوانديد و مشكل حل شده هست،چند احتمال ميدهم كه كدام آيات باشد.ولي چون فقط احتمال هست از بيانش خودداري ميكنم.اگر در اين خصوص نكته اي در خوابتان هست كه نفرموده ايد در پيام بيان كنيد تا من هم بگايشانم تلاوت چه آيه اي در خوابتان سبب نجات مادرتان از مرگ شده هست.

279:

جزئيات بيشتري براي تعبير لازم هست به صورت كلي نميشود تعبير كرد.

280:

سلام داداشی
من که خوابام یادم نمیمونه
خواستم بگم باید چیکار کنیم خواب شما رو ببینیم

281:

سلامي گرم به وسعت تمام هستي
الان خيلي عجله دارم.داداشي گلم
فدات بشم كه ميخواي خواب منو ببيني.

وقتي كه برگردم حتما بهت ميگم چيكار كني
البته در پيام چون خصوصيه
نبايد كسي بفهمه بين ما داداشيها چي ميگذره
يه سري هم به لينك امضاي من بزن.خيلي مهمه

282:

galaxy aziz:
mer30 az tabiraet.

rasti chejoori mishe to in website farsi type kard.

283:

سلام دوست عزيزم
خواهش مسكنم.وظيفه بود
براي حل اين مشكل
بايد زبان سيستم را فارسي كنيد.از كنترل پنل تنظيمات فارسي را اجرا کنيد.

284:

گالكسي جان يه خواب:

خوابي كه ديدم از اون خوابايي بود كه خيلي درهمه!!ولي تو همون شلوغي بود كه يكي از پيرزنهايي كه تو خواب بود نميدونم سر چي انگار كه فشارش اومد پايين و از هوش رفت و تمام...

همه داشتند ميزدن تو سر خودشون و گريه ميكردند كه اون وسط من رفتم يه ليوان اب قند غليظ درست كردم ريختم تو دهن پير زنه....
داشت به هوش ميومد كه ديگه بيدار شدم.
چه تعبيري ميتونه داشته باشه داداشي؟

285:

آبجي گلم
خوابتونو خوندم،اگه اجازه بديد فردا تعبير ميكنم

286:

سلام آبجي گلم
بابي عزيز
.......................
خوابهاي درهم معمولا در اثر اتفاقات مختلف در روز پيش مياد.هر روز كه شلوغتر باشه ممكنه خوابي كه ميبينيد اينجوري بشه.در خصوص اين خواب(فقط اين خواب،كسي برداشت كلي نكنه)پير زني كه ديديد چهراهي از خود شماست.در واقع دورنمايي از زندگي خودتون در بين انواع آرزوها كه نشون ميده اخر همه آرزوها و اميال انسان(در دنيا)به اين ختم ميشه.يا پيرمردي ناتوان يا پير زني از پا فتاده.و همين موجود ضعيف هم در شرف از بين رفتن هست و نميتوان بدان دلخوش بود.البته نكته خوبي كه در اين خواب هست اين هست كه شما براي نجات او(در واقع خودتان)اقدام كرديد و حيات را به او در واقع خودتان)باز گردانده ايد.آبقندي كه درست كرديد و مايه حيات شده تعبير ميشود به غذاي روح(تمام معنايشانات و اعمال خير) كه سبب حيات جان آدميت هست.
پيام خواب اين هست كه بيشتر به حقيقت خواسته هاي خود بينديشيد و سعي كنيد خواسته هايي را برگزينيد كه فراتر از دنياي مادي باشد.

287:

salam,
mikhastam bedoonam har vaght az rooz ya shab khab bebinim ghabele tabire ya zamane khasi dare

288:

man in matlabo toye yek website peyda kardam fekr mikonam bedarde siyavash bekhore
http://www.taraneha.com/news/detail.asp?id=3276

289:

ساعات مختلف با هم فرق ميكنند.بهترين ساعتي كه خواب تعبير ميشود نزديك اذان صبح هست و بدترين ساعتي كه تعبير خيلي دور از واقع ميشود در بين دو طلوع هست(اذان صبح تا طلوع افتاب)

290:

سلام.من ديشب خوابي ديدم كه كمي فكرمو مشغول كرده!ممنون ميشم تعبيرشو بهم بگين.سپس اذان صبحم بود خوابم.
خواب ديدم با مادرم و خواهرم رفتيم حرم امام رضا!ولي شبيه اين حرم نبود!شبيه يه امامزاده كوچيك بود!ولي ميدونستم كه حرم امام رضاست در تمام مدت!
يه اتاق بزرگ بود كه يه گوشه اش فقط كمي از بالا ديوار داشت و ميدونستم كه قبر امام اونجاست.ولي ضريح نداشت.خيليم خلوت بود.اتفاقا اينم تو خواب ميدونستم كه وقت سال تحايشانله!
من وايسادم به نماز!يه عقب مونده ذهني اونجا بود كه مرتب چادرمو ميكشيد كنار و موهام ميكشيد!ولي من نمازمو ادامه مي دادم!تا اين كه سريع تمومش كردم و رفتم از اونجا بيرون!يه در ديگه داشت اونجا كه به خود اون چارچوب قبر امام ميخورد.از اونجا رفتم اون قسمتي كه قبر بود.ايندفه اونجا نماز خوندم.ولي ديگه اون عقب مونده هه نبود.
خيلي خواب واضحي بود.

الانم درست جلايشان چشمامه.دوست دارم بدونم تعبيرش چيه.ممنون ميشم.

291:

امام رضا عليه السلام مظهر ولايت هستند و ولايت جان همه عبادات.وقتي كسي داخل حريم امام رضا عليه السلام ميشه در واقع به حريم امن الهي قدم گذاشته(در روايت امام رضا عليه السلام هم در نيشابور حضرت فرمودند:كلمه لا اله الا الله حصني و من دخل حصني امن من عذابي......البته..........به شروطها و انا من شروطها.....)با اين مقدمه شما و مادر و خواهرتون وارد حريم ولايت شديد.(كه سعادت بزرگي هست)اين حرمي كه وارد شديد لازم نيست كاملا شبيه حرم امام رضا عليه السلام باشه،چون حقيقت حرم اين نيست كه ما ميبينيم بلكه خيلي فراتر از اين هست و هر كسي در يك سطحي از معرفت با اين حرم مانوس هست.مصادف شدن حضورتون در حرم و سال تحايشانل هم به اين معني هست كه در واقع وقتي سال تحايشانل ميشه كه انسان با ولايت تجديد بيعت كنه و عيد وقتي هست كه انسان گناه نكنه(كل يوم لا يعصي الله فيه فهو عيد)نماز كه حقيقت فرمودگايشان با خداست و ارتباط با خالق حاصل نميشود مگر از طريق ولايت(نماز بي ولاي او عبادتي هست بي وضو....به منكر علي بگو نماز خود قضا كند)جمع بين نماز و زيارت امام رضا به همين معني هست.عقب مونده ذهني در حقيقت افكار پريشان خودمون در نماز و فرمودگايشان با خداست كه مانع حضور قلب ميشود.و يكي از راههاي كسب حضور قلب اين هست كه مكاني را كه نميتوانيد حضور قلب كسب كنيد عوض كنيد.در اين خواب هم همينطوره كه شما محيط رو عوض كرديد.البته جزئياتي در اين تغيير محيط هست كه ديگه خيلي ميترسم عرفاني بشه و نميگم.اگه مايل بوديد در پيام ميگم.
پيام خواب براي شما اينه كه هميشه بايد به فكر سال تحايشانل دلتون باشيد و اين حاصل نميشه مگر با اتصال بيشتر به ولايت و مخصوصا وجو نازنين امام رضا عليه السلام كه اسراري در زيارت اين وجود پاك نهفته هست.

292:

ممنون كه سريع جواب دادين.ولي كلشو نگرفتم يعني چي؟چيز بدي كه نداشت؟
اون تغيير محيط رو هم خيلي دوست دارم بدونم معنيش چيه.ممنون ميشم.

293:

نه عزيز چيز بدي نداشت
همه عنايت امام رضا عليه السلام بود به شما سه نفر
اگه در زندگي بگرديد تاثيرش رو از اين به بعد ميبينيد
اين از خوابهايي هست كه حتما لطف خداست 100 %
بي هيچ دخالت شيطان
بسيار عاليه

294:

چقدر خوب.خيلي خيلي ممنون واسه تعبير.

295:

داداش گالاکسی بازم یه خوابه وحشتناک خواب دیدم یه قبرستونیه بابامینا دارن از تو اون قبرستون مرده ها رو در میارن میشورن بازم میزارن تو قبرستون یه بچه ای هم از قبر در اومده میگه بچه ابجیمه ابجیم بغلش میکنه بعدشم دیدیم یه جور ادمایه عجیب و غریبی دارن تو حمومه عمومی حموم میکنن خیلی وحشتناک بود بازم داداش تعبیرش چیه؟

296:

راستي خواب عروسي تعبيرش چيه؟

297:

بطور كلي نميشه تعبير كرد

298:

خب من خواب عروسي خودمو ديدم!شنيدم تعبير خوبي نداره!همينطوره؟

299:

اكثر خوابها حقيقت امر ظاهري را نشان ميدهند.در دنياي بيداري عروسي،رفتن به خانه بخت و شروع يك زندگي مشترك هست براي بهتر طي مسير كردن در هدف خلقت(يعني رفتن بسايشان خدا)در خواب اين حقيقت را ديده ايد.البته لزومي ندارد كه منطبق با عروسي ظاهري شود بلكه اصل پيدا شدن يك شريك براي حركتي بهتر بسايشان خدا(هدف خلقت)مهم هست.اين شريك ممكن هست يك همكار،يك هستاد،يك دوست و يا حتي يكي از فاميل(مثل پدر و مادر و ...)و يا حتي يك مرام و گرايش خاصي باشد كه انسان را در رسيدن به اين هدف رهنمون شود.و البته ممكن هم هست همان شوهر باشد.نكته اي كه خيلي در اين خواب مهم هست و شما بدان اشاره نكرديد و خودتان فكر كنيد كه چگونه بوده اين هست كه،در خوابي كه ديده ايد شما از اين عروسي خوشنود بوده ايد يا ناراحت.شريك زندگي خود را پسنديده بوديد يا به ازدواج با او چندان ميلي نداشتيد.ديگران كه در مجلس حضور داشتند چه حالتي داشتند.انسانهاي خوب خوشحال بودند يا ناراحت و انسانهايي كه تاييد نميكنيد خوشحال بودند يا ناراحت؟
لزومي ندارد كه در تاپيك به اين سوالات جواب دهيد.بلكه خود با جوابي كه در ذهن براي اين سوالات داريد متوجه ميشايشاند كه اين عروسي با اين تعبير براي شما خوب بوده يا نه.

300:

سلام دوست گلم.
علتش اينه كه:
اونهايي كه اصلا خواب شما رو نميبينند به شما هيچ توجهي ندارند و اصلا جايي در ذهن خود براي شما لحاظ نكرده اند.كه البته اين خيلي بعيد هست.
و كساني كه كم خواب ميبينند،يا كمتر به شما توجه دارند و يا شما را خيلي قبول دارند كه خيلي به شما فكر نميكنند.و كساني كه شما به شكلي دگر و با جنسيتي ديگر ميبينند تصور درستي از شما در ذهن ندارند و بيشتر به ظاهر شما توجه دارند و در مورد باطن شما اطلاعات و شناخت بسيار كمي دارند.
بطور كلي خواب ديدن اشخاص اگر از طرف بيينده خواب باشه متاثر از تصور و اهميتي هست كه از ديگران.در ذهن دارد.

301:

سلام ابجي گلم
خوبي؟كم پيدايي؟
قبرستون آخرين مكان از دنياي مادي هست و اولين مكان از عالم سپس مرگ(در واقع عالم سپس مرگ با عالم قبر شروع ميشود و بعد عالم برزخ و ساير عوالم تا قيامت و .............)ديدن قبرستون در خواب خيلي بد نيست.بستگي داره به اونچه در قرستون اتفاق ميفته.اتفاقي كه در خواب شما افتاده اينطور تعبير ميشه كه بعضي آدمها بدون پاك شدن از نجاسات دنيا(مثل گناهاني كه توبه نكردند،حقوقي كه از امت بر گردنشون بوده و پرداخت نكردند،واجباتي كه بايد انجام ميدادند و ندادند،وصيتي كه بايد ميكردند و نكردند و ....)وارد اولين عالم از عوالم آخرت شدند.پدرتون اين كاري كه اونها بايد ميكردند و نكردند رو انجام ميداده(تعبير ميشه به اين كه پدرتون به فكر مرده ها حداقل مرحومين از فاميل هستند و نگران اينهايند.).واي از اون حموم عمومي كه ديديد.اون عالم برزخ هست كه همه بي برو برگرد بايد از اين عالم گذر كنند و بعضي كثافاتي كه در دنيا موفق نشدند بشايشانند و به آب توبه پاك كنند بايد در اين حمام عمومي به رنج و عذابي كه ميكشند پاك كنند.در كل خواب وحشتناكي نديديد.اينها حقايقي هست كه بايد قبل از مردن به اين حقايق ايمان و باور پيدا كنيم و الا سپس مرگ دوران سختي را خواهيم داشت.خيلي سخت و دور از تصور ما.

302:

خيلي ممنون.كاملا متوجه شدم.

303:

وظيفه بود آبجي

304:

ممنونم داداشی ولی داداشی اونائی که تو حموم بودن بیشتر شبیه اجنه بودنمگه اونا گنا هم میکنن؟

305:

آره آبجي گلم
طايفه جن هم گناه ميكنند.اونها هم بايد عبادت كنند ولي بعضي عبادت نميكنند و گناه ميكنند

آيه:و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون

306:

مرسی داداشی زحمت کشیدی

307:

واي اين خواب ها چيه شما ميبيني؟
من از شنيدنش ترسيدم الاونم موندم چجوري برم بخوابم.

308:

خواهش ميكنم آبجي
وظيفه بود

309:

سلام داداش گلالکسی یک هفته هست میخواهم بنویسم اینجا نمیشه،امرزو موفق شدم بلاخره،
من خواب دیدم بالای یک درخت نشستم که برگهای کمی داشت ومیفرمودند اینجا درخت ارزو هست!ولی وقتی امدم پایین دیدم پراز شکوفه شده!خیلی حس خوبی بود نمیدانم تعبیرش چیه به نظر شما؟؟اگر جزییات میخواهید هم بیشتر بنویسم
ممنون

310:

آقا زعفرون تو خواب یعنی چه گلش رو میگم

311:

سلام دوست گلم
خيلي خوش اومديد
نميشه بطور كلي تعبير كرد.هر چيزي كه در خواب ميبينيد گرچه خودش(به تنهايي)خوب باشه ولي وقتي در موضوع خواب برنامه ميگيره ممكنه تعبير خوبي داشته باشه و بالعكس.
اگه ممكنه جزئيات بيشتري رو بنايشانس

312:

سلام آبجي گلم.خيلي خوش اومديد به جمع ما.البته خونه خودتونه.

اون درخت،خيال انسان هست(البته بي ارتباط با عالم خيال نيست)و چنانكه كه در خواب فرموده اند در خت آرزو هم هست چون بسياري از خيالات ما جنبه آرزو دارند.بعضي از اين آرزوها دست يافتني هستند(كه اين قسم مرتبط با عالم خيال هستند و از عالم امر هدايت ميشوند و اگر سلسله علل وجودي اونها تحقق يابد و در نهايت لطف علت تامه شامل حالشان شود موجود ميشوند و از عالم خيال به عالم دنيا وارد ميشوند)و بعضي از آرزوها واهي هستند و فقط در ظرف خيالمي گنجند(و هيچ ارتباطي با عالم خيال ندارند)و به سبب مانعي كه در تحقق دارند هيچگاه به ظهور نميرسند.
اما اينكه فرموديد برگهاي كمي داشت و وقتي پايين اومديد پر از شكوفه شده بود.بيان اين حقيقت هست كه وقتي به آرزوهاي خود نزديك ميشايشانم و اونها را در شرف حصول ميبينيم و به ديد عقل مينگريم نه احساس،متوجه ميشايشانم كه تعداد اينها خيلي كم هست(دنيا دار از هم پاشيدن اكثريت آرزوها و رسيدن به اقليت آرزوهاست)و چون از آرزوهاي خايشانش فاصله ميگيريم و از دور مينگريم اكثر انها را قابل دست يابي مي دانيم.
اما اينكه حس خوبي داشتيد به اين سبب هست كه آرزوهاي اقل و قابل حصول خود را از نزديك درك كرده ايد و به تحقق اونها يقين كرده ايد(و چون ميدانم كه آرزوهاي اقل شما خود اكثر هست بحمد الله و همه مفيد و وزين)واين سبب انبساط خاطر شما شده هست.دقيقتر اينكه شما بر درخت آرزوهاي خود نشسته ايد يعني قريب الوقوع گشته اند.

در پايان توجه به اين نكته لازم هست كه:خوابها دو نوعند گاهي خبر از آينده مي دهند(كه رايشاناي صادقه هستند)و خداوند انسان را به اين نكته متوجه ميسازد كه در آينده اي نزديك اين خواب محقق مي شود،پس اراده و توان لازم را كسب كن
و گاهي خوابها خبر از گذشته و وضعيت حال مي دهند كه خداوند انسان را به وضعيت فعلي خود متوجه مي سازد و او را براي رسيدن به وضعيت بهتر رهنمون مي شود.

خواب شما از نوع اول هست.خبر از آينده در مورد آرزوهايتان كه محقق خواهد شد البته به شرط تقايشانت اراده و همت و تلاش(يعني اراده خداوند بر اين برنامه گرفته هست كه اگر تلاش لازم را بنماييد موانع سر راه را بردارد)

آبجي گلم بسياري از اونچه فرموده شد،درسي بود كه به محضر شما پس دادم و زيره اي بود كه به كرمان بردم.
جسارت منو ببخشيد

313:

سلام

مي خواستم بدونم مرجع يا منبع شما تو تعبير خواب چیه؟ از کجا خوابای دیگران و تعبیر می کنین ؟؟

چرا انقدر راحت یا آدمو امیدوار به زندگی می کنین ؟؟ خواب شما از نوع اول هست.خبر از آينده در مورد آرزوهايتان كه محقق خواهد شد البته به شرط تقايشانت اراده و همت و تلاش(يعني اراده خداوند بر اين برنامه گرفته هست كه اگر تلاش لازم را بنماييد موانع سر راه را بردارد)

این دقیقا اتفاقیه که بعد تلاش آدم حاصل می شه ...

اوکی شما به تعبیر خواب بپردازید ولی یه سوال تا حالا کسی و دیدین اتفاق هایی که تو آینده نزدیک اتفاق می افته رو تو خواب ببینه ...

البته نه به صورت کامل اما خبر هایی که چند روز بعد بهش می رسه تکراریه و یه هو صحنه ی خواب یادش می یاد ...

من انجوریم ...

خواب هایی که نمی خوام ببینم و خواب می بینم و به احتمال زیاد اتفاق می افته ...

نمونش چند ماه پیش قبل از این که خبر فوت پدر یکی از فامیل ها دورمون که دوست دوران نو جوانی من بود و بهم بدن من خواب دیدم ...

من جدیدن چند شبه خوابایی و میبینم که داغونم کرده ...

می ترسم نمی دونم راسته یا فقط یه خواب ...

ولی خیلی آزارم می ده ...

خیلی ...



خواب تن زخمی دوست ثابقم (همونی که خواب فوت پدرش و دیدم) وقتی به طرفم می یاد و چند شب بعد هم التماسش واسه با هم بودن توی همون قبرستونی که پدرش و خاک کردن
اون خودش ازم خواست جدا بشیم فرمود نمی خواد رابطه ای دیگه باهم داشته باشیم و حالا این خوابها .....

زندگی و آینده منو بهم ریخته ....

من حتی سالگردی که برای عموش گرفتن و توی خواب دیدم و چند روز سپس دیگران شنیدم ....

اینا فقط چند نمونه کوچیکه ...

من موقعی پزشکا از مادر بزرگم قطع امید کردن خواب دیدم داریم زنده زنده خواکش می کنیم رو حساب خواب من مامان بزرگم و یه راست بعد بیمارستان خونه ما آوردن و بعد چند ماه از حالت کما در اومد و چند سال دیگه هم زندگی کرد ....

اما حالا ...

فرق بین خواب و واقعیت و نمی دونم ...


314:

با سلام داداش خوب
میگم طوطی تو خواب به چه معنیه خیلی ممنون میشم

315:

با عرض پوزش از هستاد تعبير خواب گالاكسي
رجوع به تعبير خواب ابن سيرين

316:

بطور كلي نميشه تعبير كرد عزيز
جزئيات لازمه

317:

ممنونم عزيزدل
البته تعبير خواب ابن سيرين هم خوبه ولي خوب كلي نوشته در حاليكه هر خوابي مربوط به همون كسي هست كه خواب ميبينه

318:

خواب هم بياني از واقعيت هست

319:

گالاکسی جان من مدتیه یک خواب بدرد بخور ندیدم چیکارکنم؟؟

320:

قبل از خواب مرتب قراون بخوانيد

321:

آبجي گلم،سوالات شما اصلا خسته كننده نيست و همه لطفي هست كه در حق من داريد.
اصول خواب:
عرفا در مرتبه اول از مراقبه نفس و تزكيه روح اموري را ذكر ميكنند كه از جمله اونهاست(خواب)
بحث مفصل در اين مورد را در اين تاپيك ضروري نميدانم اما در جواب شما بعضي از نكات مهم را عرض ميكنم.
مقدار خواب در پبانه روز بين 6 تا 7 ساعت هست به طور معمول و اگر كسي به خواب بيشتري در بعضي ايام نياز داشت ميتواند قائده را بشكند.بهترين وقت خواب شب هست و از حدود ساعت 9شب تا 6 صبح(كه مقدار خواب را در اين 9 ساعت انتخاب ميكنيد)هر يك ساعت خواب قبل از نيمه شب برابر هست با 2 ساعت خواب سپس نيمه شب(يعني تواني كه دراون يك ساعت به بدن ميرسد 2 برابر هست) البته ميشود 1 ساعت از مقدار خواب را به روز منتقل كرد و بهتر هست در اطراف ظهر باشد(12 تا2)بدترين وقت خواب بين الطلوعين هست(اذان صبح تا طلوع خورشيد).اما نكاتي قبل از خواب:شام را اول شب بخوريد و از غذاي سبك هستفاده كنيد.بين غذا و خواب 1 تا چند ساعت فاصله بيفتد.حرارات زائد بدن را از بين ببريد(با شستن پاها و ...)و مقداري ورزش كنيد.قبل از خواب به هيچ سوال و مطلبي كه ذهن شما را مشغول كند توجه نكنيد.تمام سيستمهاي ارتباطي را(تلفن و موبايل و...)را از خود دور كنيد.بدن را در حالتي كه احساس آرامش و راحتي ميكنيد برنامه دهيد.قبل از خواب به موضوعات معنايشان فكر كنيد(بهترين موضوع توحيد هست)
علاوه بر اونچه فرموده شد اين نكته نيز مهم هست كه خواب به تمام اموري كه در شبانه روز انجام ميدهيد مربوط هست و براي نتيجه گيري كامل از خواب بايد ساير امور را نيز تنظيم كنيد(خوراك،خشم،شهوت،و...)از همه اينها مهمتر برخورد با ديگران هست كه مانند يك ضبط صوت همه برخوردهاي شما را در ذهن ثبت ميكند و در خواب شما تاثير ميدهد.
اگر سوال ديگري هم در جزئيات باشد در خدمت هستم.

322:

خداي من چه كارهها يعني ميشه جلايشان خواب ديدن رو گرفت اونم خوابهاي كه دلمون نميخواد...و چه دستورالعمل سختي رو هم گذاشتين

323:

سلام دوست عزيز
خيلي خوش اومديد
بله ميشه از ديدن بعضي خوابها جلوگيري كرد و بعضي خوابها رو هم به خواست خود ديد.
هر كاري هم اولش سخته ولي بعد سهل ميشه.
مشكلترين قسمت اين دستورالعمل كنترل برخورد با ديگران هست

324:

دوست عزیز ممنون که با حوصله تمام به سوالات جواب میدید !

موفق باشید
یا حق!

325:

سلام...ممنون
كه اتفاقا من بيشتر مشكل رو در همين برخورد با ديگران دارم البته فقط گاهي اوقات كه ...
در هر صورت به نظرتون با حل اين مشكل ممكنه جريان اين خوابها درست بشه!

326:

برخورد با ديگران بعلاوه كنترل خواب و خوراك سه عاملي هستند كه خوابها رو تبديل به رايشاناي صادقه ميكنند و ممكن هست بتوانيد حوادث اينده رو در خواب ببينيد.البته تمرين لازم داره.

327:

سلام گالکسی
روز بخیر و خسته نباشید
من اصلا خواب بد یا کابوس نمی دیدم تا چند شب پیش
خواب دیدم که خوابیدم یه آقای سیاه پوش بالای سر من نشسته بود شنل سیاهی روی سرش بود .

داشت ورد می خوند صدای خوفناک و وحشتناکش می شنیدم ولی نمی فهمیدم که چی میگه آخه به یه زبونه دیگه صحبت می کرد

توی خواب فکر می کردم که اون آقاهه،جنه
سعی کردم از جا بلند بشم و فرار کنم ولی نمیشد احساس می کردم یه وزنه خیلی بزرگ وسنگین گذاشتن روی من نمی شد که از جا بلند بشم
توی خواب از اون آقاهه خیلی ترسیده بودم
لطف کن و بگو تعبیر خواب من چیه
با تشکر

328:

اخه خوابش زیاد نبودش چند طوطی رنگارنگ روی درخته خونمون بودن خوشگلم بودن همین

329:

كافيه آبجي تعبير ميشه
ولي اجازه بديد فردا
الان خيلي ذهنم درگيره
ببخشيد عزيز

330:

چشم عزيز فردا تعبير ميشه
ببخشيد الان خيلي ذهنم درگيره

331:

تعبير خيلي نزديك هست به اينكه جن ديده باشيد.اكثرا هر كس خواب جن ببينه به همين صورت هست كه احساس سنگيني در ناحيه قفسه سينه ميكنه.
جن موجودي نيمه مجرد و نيمه مادي هست و به اشكال گوناگون ممكن هست ظاهر شود.ولي بيشتر به صورت گربه سياه كامل (بدون خط و خال)ظاهر ميشود.
البته(بطور كلي)اگر انسان به چيزي بيش از حد فكر كند بعيد نيست در خواب همان چيز را ببيند.شايد خواب شما متاثر از انديشه و تفكر بيش از حد در اين مورد باشد.
به هرحال در اينگونه خوابها توصيه اهل دل اين هست كه با دادن صدقه دفع بلاي احتمالي كنيد.

332:

درخت خونه شما همون صفات خوب و زيباي دل شماست.چرا كه درخت در هرجا كه باشد سبب طراوت و شادابي هست و تلطيف كننده هوا.دل خانه حقيقي ماست كه در اين خانه همه چيز از خوبيها و بديها،غمها و شاديها و...يافت ميشود.
صفات نيك در وجود انسان بسان درختي از دل ريشه ميگيرد و رشد ميكند و شاخ و برگش خبر از طراوت دل ميدهد چنانكه در طبيعت نيز چنين هست.(البته نفرموديد درختي كه در خواب ديديد سرحال بود يانه؟در كدام فصل بود؟)اما طوطي كه مرغيست سخن گو(در عالم بيرون)در خواب شما تعبير ميشود به دوستاني كه جذب صفات نيك شما ميشوند و هم صحبتي شما را برمي گزينند.و زيبا بودنشان زيبايي در رفتار هست و فرمودار.اين خواب يا تاييد بعضي دوستان همفكر و هم عقيده شماست(كه بايد قدر دان باشيد)و يا خبر از آشنايي با دوستان جديدي هست كه به زيبايي درخت زيباي دل شما(صفات نيك)زيبايي مضاعف خواهند بخشيد.

333:

خيلي عذر مي خواهم گالكسي.

من اينجا يك خواب بلند بالا نوشته بودم ولي بعد تصميم گرفتم برايتان به شكل خصوصي ارسالش كنم.

اميدوارم از اينكه مزاحم شما مي شوم مرا ببخشيد.


334:

شرمنده گالكسي اين يكي را هم فرستادم به پيام خصوصي شما.


335:

اصلا مزااحم نيستيد عزيز
خوشحال ميشم در خدمت دوستان گلم باشم
چشم در پيام تعبير خواهم كرد

336:

ممنون اما خيلي كارههاي سختيه ترجيح ميدم همون خوابهاي ترسناكم رو ببينم تا اين همه مواظب اين چيز و اون چيز باشم و به خودم سخت بگيرم

337:


338:

اگه آدم تايشان خواب مدام دنبال يك نفر بگرده و پيداش نكنه يعني چي؟

339:

جزئیات لازم داره
شاید اون یه نفر چهره ای از خودش باشه
شاید هم دیگران
شاید هم صفات و فضائل و...
باید دید جزئیات چی هست

340:

اون يك نفر يك دوست قديمي هست.

سالها از اون دوستي گذشته هست ولي هرگز فراموش نشده هست.

در طي اين سالها بنا به دلايلي هيچ امكاني براي ديدار وجود نداشته هست.
اون دوست دلشكسته و نارو خورده هست.


341:

من خواب ديدم در يك كشتي هستيم و به مادرم ميگم قيامت شده مردي بود به همه ميفرمود به قسمت بايي كشتي بريد ممكنه اينجا اتش سوزي رخ بده و ما همه اينكارو ميكرديم دنبال خانوادم ميگشتم و ديدم همه سالمن ما فرار ميكرديم و اب به سرعت به ما ميرسد تا اينكه به كابين بالايي كشتي رسيديم و در بستيم و داشتيم حرف ميزديم كه چند وقت ديگه اكسيژ‍ن اينجا تموم ميشه و ميميريم مادرم همچنان اميدوار بود و ميفرمود هر چي قسمت باشه اتفاق ميافته اما من به ياد گناه هايي كه كردم و عبادت هايي كه نكردم بودم و نگران بودم
تا اينكه اب بالا اومد و يه انفجار هم رخ داد و در باز ولي اثري از اب نبود فقط يك كشي سوخته با با فرادي كه مرده با زخمي شده بودند برادرم به زخميها كمك ميكرد و البتهپاي خودش هم خوني بود كشتي وسط صحرايي بود كه تا چشم كار ميكرد ماسه بود گرماي سوزان
من در دورها درخت سرسبز و يك خانه ميديم به مادرم نشان دادم و مادرم راه افتاد منم دنبالش به مادرمميفرمودم استقامت كن داداش رو هم صدا كنيم بياد اما مادرم استقامت نكرد و رفتيم و رسيدم به اون خونه و ديدم كه يه زيارتگاهه بود و كوچيك و ساده بود مثل خانه هاي روستايي پرچم هاي سياه اسلام عليك يا ابا عبدلله رو ديوارهاش رو تماشا ميكردم و به مادرم ميفرمودم اينجا كربلاس


من از اين دست خوابهازياد ميبينم زلزله سيل قيامت حتي ظهور اقا
ميخوام بدونم اينا تعبيري دارن يا صرفا هشداري كه از خواب غفلت بيدار بشم ؟!


و يك خواب ديگه
در خواب عنكبوت و سو سك چه تعبيري داره من خوب ديدم عنكبوت گنده از سقف اايشانزون و داره میافته روم )
و به حدي ميترسم كه از خوا ب ميپرم و بلند ميشم و چراغ رو روشن ميكنم و همه جا رو ميگردم


پيشاپيش متشكرم ااز شما!

342:


343:

دوستان گلم خيلي عذر خواهم و شرمسار
تا يه مدتي نميتونم تعبير كنم.
خيلي ببخشيد

344:

آخه کجا می خوای بری
من خیلی سوالا ازت داشتم
ببین شانس مارو تورو خدا
لب دریا هم بریم خشک میشه

345:

من خواب دیدم که در همان جایی که خوابیدم از جسمم جدا میشم و به بالا میرم خودم را از بالا در همان مکان میدیدم برادرم هم که کنار من خوابیده بود میدیدم همون موقع باز هم به پایین اومدم خواب بودم ولی تمام اطرفم را میدیدم احساس سنگینی و ترس عجیبی داشتم سعی می کردم از خواب بیدارشم ...

این قضیه برای چند سال پیش بود ولی الان یادم افتاد ....
هر موقع وقت کردی ممنون میشم تعبیر کنی داداش گالاکسی

346:

شهنام جان اشهدتو بگو!

به نظرم این خواب نبوده یکجور تجربه خروج روح از بدن بوده!

347:

باور کن خودم تا چند روز خیلی ترسیده بودم ...

حتی تا چند شب نمی تونستم راحت بخوابم ..فکرش از سرم بیرون نمی اومد .....

چون من خیلی کابوس میدیدم و به مسائل متافیزیک خیلی اهمیت میدادم ولی الحمدالله چند سالی هست که کابوس نمیبینم ...


348:

خب فکر کنم اگه تعبیری هم داشته باشه (گرچه همونطور که فرمودم احتمالا یه تجربه واقعی بوده) تا حالا دیگه تموم شده!....احتمالا بعضی های دیگه هم (که تعدادشون کم نیست) چنین حالتی رو تجربه کردن....


349:

با سلام خدمت دوست عزیز Galaxy1
راستش کاملاً اتفاقی با این تاپیک مواجه شدم چون داشتم دنبال تعبیر خوابم می گشتم که متاسفانه همانطور که فرمودید در کتابها تعبیر ها با نوعی محدودیت همراه هستند ولی خب خواب را همانطور که می دانید به همه کسی هم نمی شود فرمود اما متوجه شدم شما به اصطلاح تعبیرتان همراه با نفوس خوب هست و این یکی از شرایط خوب برای معبرین محسوب می شود پس با اجازه شما خوابم را برای تعبیر می نویسم و ممنون می شوم اگر لطف نموده اونرا تعبیر کنید:
در هواکش حمام منزلمان هر سال یک پرنده می آید و جوجه می گذارد اما من در خواب دیدم که دو کلاغ همراه جوجه شان در اونجا لانه کرده اند ولی من در خواب احساس کردم که کلاغند اما در واقع کاملا شبیه کلاغ نبودند بلکه سرشان سفید بود وبدنشان در برخی قسمتها سفید و در برخی قسمتها سیا بود و جوجه شان هم بیشتر بدنش سفید بود.

من به بام خانه مان رفتم تا اونها را ببینم که کلاغهای بزرگ با من حرف زدند و از من غذا خواستند و فرمودند برایشان کشمش و گندم ببرم من در خواب می دانستم که پرنده نباید حرف بزند و برایم عجیب بود و به خانه آمدم و برای خانواده و مهمانهایی که در خواب در منزلمان بودند تعریف کردم و در یک ظرف کشمش پلویی و سویا (از نوعی که در آجیل فروشی ها هست) ریختم در خواب یادم بود که از من گندم خواسته بودند ولی در همان حال در خواب احساس می کردم بلغور گندم داریم نه بلغور برای همین هم همان کشمش و سویارا بردم و در راه هم اونها را در ظرف به صورت شعاعی مرتب می کردم تا ظرف زیبا شود وقتی رسیدم دیدم پدر و مادر جوجه نیستند و بچه ای دارد جوجه را اذیت میکند من هم به طرفش رفتم و گوش بچه را گرفتم و از او دورش کردم .در بر گشت از بام با خودم فرمودم می روم برایشان بلغور گندم را می آورم اشکالی ندارد چون از من گندم هم خواسته بودند که بیدار شدم.


عذر می خواهم اگر پیامم طولانی شد خواستم چیزی از قلم نیافتد.


350:

سلامي مجدد خدمت همه دوستان گلم
ببخشيد كه يه چند روزي نتونستم بيام
الان در خدمتم

351:

با تشكر از دوست گلم رايان عزيز(بله اگر در بيداري بود حتما تجربه اي در تجرد روح بود)ولي در خواب تعبير ميشه به جدا شدن از ماديات و نزديك شدن به معنايشانت.چون بدن انسان مظهر دنياست و آسمان مظهر معنايشانت(البته در عالم معني پايين و بالا به اين تعابير دنيايشان نداريم)جدا شدن روح از جسم يعني همين فراغت از دنيا و پيوستن به معني.يك نكته اي كه بايد اينجا مطرح بشه اينه كه جدا شدن از دنيا به معني ترك دنيا نيست بلكه به معني قطع تعلق و علاقه از دنياست در عين حالي كه از دنيا هستفاده ميكنيم براي برطرف كردن نيازهاي مشروع و معقول خود.(اين معني زهد هست)و اينكه بالا رفتن در حقيقت بازگشت به اصل هست و خايشانشتن الهي.چرخ با اين اختران نغز و خوش زيباستي---صورتي در زير دارد اونچه در بالاستي
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت---بر رود بالا همي با اصل خود يكتاستي.و از همين باب هست انا لله و انا اليه راجعون و ....در ادامه بايد فرمود كه وقتي انسان به عالم بالا ميره و بر ميگرده ديگه بالا و پايين در نظرش يكي هست و هر كجا كه باشه بر ديگر مكانها هم اشراف داره لذا سپس پايين اومدن همچنان اطرافتون رو ميديديد.
در پايان فكر ميكنم پيام خواب براي شما اين باشه كه قدري بيشتر به عالم معني توجه كنيد و اجازه بديد روحتون با قطع تعلق از دنيا طعم بالا رفتن رو بچشه.

352:

1166812]من خواب ديدم در يك كشتي هستيم و به مادرم ميگم قيامت شده مردي بود به همه ميفرمود به قسمت بايي كشتي بريد ممكنه اينجا اتش سوزي رخ بده و ما همه اينكارو ميكرديم دنبال خانوادم ميگشتم و ديدم همه سالمن ما فرار ميكرديم و اب به سرعت به ما ميرسد تا اينكه به كابين بالايي كشتي رسيديم و در بستيم و داشتيم حرف ميزديم كه چند وقت ديگه اكسيژ‍ن اينجا تموم ميشه و ميميريم مادرم همچنان اميدوار بود و ميفرمود هر چي قسمت باشه اتفاق ميافته اما من به ياد گناه هايي كه كردم و عبادت هايي كه نكردم بودم و نگران بودم
تا اينكه اب بالا اومد و يه انفجار هم رخ داد و در باز ولي اثري از اب نبود فقط يك كشي سوخته با با فرادي كه مرده با زخمي شده بودند برادرم به زخميها كمك ميكرد و البتهپاي خودش هم خوني بود كشتي وسط صحرايي بود كه تا چشم كار ميكرد ماسه بود گرماي سوزان
من در دورها درخت سرسبز و يك خانه ميديم به مادرم نشان دادم و مادرم راه افتاد منم دنبالش به مادرمميفرمودم استقامت كن داداش رو هم صدا كنيم بياد اما مادرم استقامت نكرد و رفتيم و رسيدم به اون خونه و ديدم كه يه زيارتگاهه بود و كوچيك و ساده بود مثل خانه هاي روستايي پرچم هاي سياه اسلام عليك يا ابا عبدلله رو ديوارهاش رو تماشا ميكردم و به مادرم ميفرمودم اينجا كربلاس

عزيز عجب خواب پر معني ديده اي.
ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه.
اما تعبير من به اشك و آه:
بيشك شما بر كشتي معرفت حسيني نشسته بوديد و اونچه كشتي را گرفتار خود ساخته بود طوفان خشم الهي بوده نظير طوفان نوح.فرموده مادرتون در خواب حقيقت بوده.شما صحنه اي از قيامت رو ديدي.(البته قيامت گاهي هم به مرگ مادر و گريه فرزند و جدايي و دوري والدين از فرزند و غروب خونين و ...

نشون داده ميشه)مردي كه شما رو به قسمت بالاي كشتي هدايت ميكرده نور معرفت حضرت علي عليه السلام بوده كه سپس مرگ با همه مخلوقات به نوعي و به شكلي متفاوت همراه خواهد بود و در طي مراحل قبر تا قيامت هميشه همراه موجودات هست.قسمت بالاي كشتي هم منظور اوج معرفت حسيني هست يعني اكتفا نكردن به ظاهر و پوسته عزاي حسيني و عمل كردن به مرام حسين عليه السلام(البته اشتباه نشه كه عزاداري هم به جاي خودش محفوظه)مرده ها و زخميها در اين خواب وضعيت خوبي ندارند و استقامت نكردن مادرتون براي داداش زخميتون هم به همين دليل هست(در واقع مرده ها مورد خشم الهي برنامه گرفتند و زخميها اندكي از خشم الهي رو چشيدن و اگه توبه كنند و بازگردند هدايت ميشن وگرنه هلاك.البته اين نكته هم هست كه داداش شما داشته به زخميها كمك ميكرده تا از مرگ نجات پيدا كنند و اين يعني اينكه خودش هم سپس اين قضيه به زنده بودن معنايشان علاقه مند هست.بقيه خواب واضحه و نياز به تعبير خاصي نداره.درختان سر سبز يعني حيات جاوداني كه در قلمرو سلطان عشق و آزادي و آزادگي،امام حسين عليه السلام وجود داره و رفتن شما به اونجا و بهرهمند شدن شما و ...

قسمت آخر تعبير خيلي خوبي داره.خلاصه قيامت يعني انفجار عظيمي كه با دوبار دميدن حضرت اسرافيل عليه السلام اتفاق مي افته و همه صحنه قيامت صحراي خشك و بي آب و علف و سوزاني ميشود كه فرموده اند همه چشمها گريان خواهد بود جز چشمي كه بر شهيد عشق،حسين عليه السلام گريسته باشد.



من از اين دست خوابهازياد ميبينم زلزله سيل قيامت حتي ظهور اقا
ميخوام بدونم اينا تعبيري دارن يا صرفا هشداري كه از خواب غفلت بيدار بشم ؟!
تعبيرشون همين يقظه(بيداري از خواب غفلت هست)


و يك خواب ديگه
در خواب عنكبوت و سو سك چه تعبيري داره من خوب ديدم عنكبوت گنده از سقف اايشانزون و داره میافته روم )
و به حدي ميترسم كه از خوا ب ميپرم و بلند ميشم و چراغ رو روشن ميكنم و همه جا رو ميگردم

353:


ممنون داداش گالاکسی ...

اتفاقا در همان سال بود که احساس میکردم هر لحظه به خدا نزدیک تر میشم و خیلی از کارهایی که قبلا انجام میدادم کنار گذاشتم .........


354:

سلام داداش خسته نباشی رسیدن به خیر

داداش من تو که نبودی نتونستم بگم ولی حالا که اومدی بگم من اون شب خاب دیدم یه هواپیما میخاس تو حیاطه خونمون سقوط کنه ولی تو حیاطه خونه ما سقوط نکردو تو بیرون از حیاطه خونه منفجر شد بعد دیدم یه خانم چشم سبز یکمی وحشتناک اومده پییشه من داش باهام حرف میزد حرف از خدا شد برگشت بهم فرمود کدوم خدا؟خدائی وجود نداره منم بهش فرمودم چرا خدا وجود نداره داره خوبشم داره این دنیایه به این بزرگیو همین خدا ایجاد کرده داداش منتظرم زحمتشو بکش اگه ممکنه؟

355:

عزيز بزودي تعبير ميكنم
ببخشيد كه يه كم دير شد

356:

سلام ابجي گلم ممنونم عزيز
اون هواپيما يك انديشه بوده در ذهن يه آدم كوته فكر كه به خيال خودش اوج گرفته بوده و فكر ميكرده كه در آسمان پرواز ميكرده ولي سقوط ميكنه.خوشبختانه اين انديشه خطرناك در خانه شما نمياد(كسي از اعضاي خانه گرفتارش نميشه)ولي احتمالا شما همسايه اي داريد كه از نظر فكري و عقيده مشكل داره يا ممكنه بزودي مشكل پيدا كنه.به هر حال دود اين آتش نامبارك به چشم شما شايد برسه ولي خوشبختانه شما در خواب جوابشو خوب داديد.اميدوارم هيچ وقت مشكلي اينجوري واستون پيش نياد.

357:

داداشم ممنونم ولی من فک میکردم این خانمه شیطون بوده اومده با من هم نشین شده پس شیطون نبوده ؟

358:

البته حدس شما هم درسته
چون شيطون گاهي خودش وارد ميدون ميشه گاهي سربازاشو(شيطونكها رو)
اين شيطونكها شامل بعضي انسانها هم ميشن(سوره ناس)

359:

یعنی میتونه باشه دیگه؟

360:

بله ميتونه باشه

361:

ببخشین داداشی یه خواب دیدم واسم خوشگل تعبیرش کن

یه صدف از این صدفا که هس باز وبسته میشن خوب ولی بزرگش خیلی خیلی بزرگش تو یه خونه ایه نمیدونم کجا صدفه بازو بسته میشه اگه زحمتی نیس ....

ممنون میشم مرسی

362:

سلام آبجي گلم
صدف در خواب تعبير خوبي داره معمولا ولي بصورت كلي نميشه هيچ خوابي رو تعبير كرد
به هر حال محل پرورش در گران هست.اگه جزئياتي از خوابت رو بگي ميشه يه چيزايي فرمود

363:

نوشته اصلي بوسيله رز سیاه نمايش نوشته ها
اون يك نفر يك دوست قديمي هست.

سالها از اون دوستي گذشته هست ولي هرگز فراموش نشده هست.

در طي اين سالها بنا به دلايلي هيچ امكاني براي ديدار وجود نداشته هست.
اون دوست دلشكسته و نارو خورده هست.
دوست گرامي گالكسي ممكن هست نظرتان را بدانم.

در ضمن اين دوست قديمي در خواب بسيار دلخور هست كه خود را پنهان مي كند احساس ناراحتي او كاملا قابل درك هست ولي گاه گداري هم خودش را نشان مي دهد وبرخلاف هميشه ناراحت و دلخور نيست.

در خواب هيچ وقت در وقتي كه مربوط به اون دوستي گذشته بوده برنامه ندارم بلكه كاملا مي دانم كه سالها گذشته و گاهي اتفاقاتي را دور و بر او مي بينم كه مي تواند فقط در وقت حال رخ بدهد.

مثلا فوت مادر بزرگش را خواب ديدم يا بچه دار شدنش را.


364:

سلام ببخشید
ذهنم یه مدتی درگیره
بزودی جواب میدم



365:

متشكرم

366:

سلام دادی دادی من اون شب خاب دیدم داشتم رو یه تپه سرسبزو پرا ز گلهای سفید داشتم راه میرفتم که یهوئی افتادم پائین و بعد دیدم تو شهرمون یه امامزاده داریم گنبد شو داشتم میدیدم که نزدیکمون بود که به مامانم اصرار کردم بریم ولی ململنم فرمود از اینجا نزدیک دیده میشه خیلی دوره نمیتونیم برسیم خلاصه نزاش برم زیارتش دادی جون قربونت زحمتشو بکش

367:

ببین گل های سفید اینا نرم نماينده حاله بودن با مارک هستانداد شما بد میدید احتمالا عینک نزدی اون امام زاده نبود خیار بود که با تلسکوپ بزرگ شده بود اینم به خاطر همون عینکه بعدشم مامانت واسه این نزاش واسه این که میرفتی دست خالی بر میگشیتی من اون یکی اسمشو نفرمودم حال کردی ته تعبیره

368:

با شما نبودم تو دادا گالاکسی هستی ؟دیگه نبینم بیای اینجا و تاپیکه داداشمو خراب کنیاتعبیر خواب

369:

ایشششششششششششششش خیلی خوشم میاد من دوس دارم تورو اذیت کنم حالا داداشی و اینا تعطیله

370:

سلام آبجي خوبم
هر ارتفاع و بلندي كه سر سبز باشه تعبير ميشه به معرفت و نزديكي به خدا.گاهي مستقيم و گاهي به واسطه.(معمولا به واسطه)شما ميخواستيد بدون واسطه كسب معرفت كنيد و اين براي شما(البته براي من و خيلي انسانهاي ديگه هم)فعلا غير ممكنه لذا از اين تپه معرفت افتاديد پايين و بعد به شما نشون دادن كه براي كسب معرفت بايد به واسطه چه كسي به خدا نزديك بشيد.امام زاده ها عليهم السلام در اجابت خواسته و حاجت از معصومين عليهم السلام كمتر نيستند يعني گاهي امامان حاجات رو ارجاع ميدن به امام زاده ها.
مامانتون فرمودند خيلي دور هست چون(شايد)بعيد ميدونستند كه امامزاده بتونه كاري بكنه
البته شايد امامزاده رو با امامان مقايسه كردند و فكر كردند كه توجه و تمسك به امام بهتره.



371:

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله رز سیاه تعبیر خواب
اگه آدم تايشان خواب مدام دنبال يك نفر بگرده و پيداش نكنه يعني چي؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله رز سیاه تعبیر خواب
اون يك نفر يك دوست قديمي هست.

سالها از اون دوستي گذشته هست ولي هرگز فراموش نشده هست.

در طي اين سالها بنا به دلايلي هيچ امكاني براي ديدار وجود نداشته هست.
اون دوست دلشكسته و نارو خورده هست.


دوست گرامي گالكسي ممكن هست نظرتان را بدانم.

در ضمن اين دوست قديمي در خواب بسيار دلخور هست كه خود را پنهان مي كند احساس ناراحتي او كاملا قابل درك هست ولي گاه گداري هم خودش را نشان مي دهد وبرخلاف هميشه ناراحت و دلخور نيست.

در خواب هيچ وقت در وقتي كه مربوط به اون دوستي گذشته بوده برنامه ندارم بلكه كاملا مي دانم كه سالها گذشته و گاهي اتفاقاتي را دور و بر او مي بينم كه مي تواند فقط در وقت حال رخ بدهد.

مثلا فوت مادر بزرگش را خواب ديدم يا بچه دار شدنش را.

دوست عزيز.با عرض شرمندگي فراوان
خيلي عذر ميخوام از تاخيري كه شد

ديدن ديگران در خواب به معني برنامه گرفتن در يك راستا و افق هست.البته فرق ميكند كه با خوشحالي ببينند يا با ناراحتي.
اما در مورد خواب شما كه فرموديد دنبالشان ميگشتيد و پيدايشان نميكرديد بايد فرمود بر پايه اونچه عرض كردم شما از نظر فكري و يا اخلاقي با ايشون در يك افق نيستيد(يا الان اينطور شده)ولي اين را نميدانيد كه ايشان در چه افقي هستند چون فرموديد كه دنبالشان ميگشتيد كه تعبير ميشه به همين.ناراحتي كه از ايشون ميبينيد مربوط به روح و جان ناآرام ايشون هست كه بايد خودتون بررسي كنيد چي شده ولي اينكه فرموديد بعضي وقتا در خواب خودشو نشون ميده و خيلي هم ناراحت نيست بر خلاف معمول تعبير ميشه به اينكه اگر بتونيد با ايشون تماسي داشته باشيد حتما در زدودن مشكل ايشون موفق خواهيد بود.
اتفاقاتي هم فرموديد در مورد ايشون ميبينيد و مربوط به وقت حال هست تعبير ميشه به همين مشكلاتي كه فعلا دارند.
در پايان اين نكته خيلي مهم هست كه شايد اونچه شما در خواب ميبينيد به خاطر نگراني بيش از حد شما نسبت بهخ ايشون باشه و در واقع ايشون مشكل خاصي نداشته باشند ولي من فكر ميكنم با خوابي كه فرموديد همون مطالب اول من بيشتر احتمال داشته باشه.




بازم از تاخيري كه شد خيلي عذر ميخوام

372:

واي كه خيلي شرمنده ام عزيز.خيلي دير شد.عذر منو بپذير
دوست گلم:
خانه تعبير در اين خواب تعبير ميشه به دل(البته تعابير ديگه اي هم داره كه مربوط به اين خواب نيست)اينكه دوتا پرنده رايشان اين خانه لانه درست كردند در كل خوبه چون پرنده مظهر پرواز در آسمان هست و همنشيني با پرنده در خواب تعبير ميشه كه با يكي آشنا ميشيد كه فن پرواز بلده البته اينكه بتونيد ازش اين فن رو ياد بگيريد ديگه به خودتون بستگي داره
(منظور از پرواز هم كه فكر ميكنم واستون واضح باشه همون اوج گرفتن در عالم انديشه و اخلاق هست كه لازمه انسانيته)
شما فكر كرديد پرنده ها كلاغ هستند ولي ديديد كه خيلي هم شبيه به كلاغ نيستند اين يعني كه در شناخت كسي كه شايد بزودي با شما همنشين دل بشه چندان مطمئن نيستيد و بايد در اين مورد بيشتر دقت كنيد.ولي چيزي كه مسلم هست نتيجه اين همنشيني رو خواهيد ديد(همون جوجه اي هست كه فرموديد)حرف زدن پرنده چيز عجيبي نيست چون اونها هم از فهم و شعور خاص خود برخوردارند(چنانكه مورچه با حضرت سليمان حرف زد)ولي اينكه با شما حرف زدند نشانه خوبي هست.كسي كه همنشين دل شما خواهد شد دوستي و هدايت خود را بروز ميدهد و از شما پنهان نيست.غذايي كه از شما خواستند خيلي مهم هست و بايد هموني باشه كه فرمودند و مهم هم هست كه براي خود شما خواستند و خودشون نيازي به غذا نداشتند(غذا يعني معرفتي كه بايد به روح شما برسه)چون وقتي شما غذا رو برديد اونها نبودند و فقط جوجه بوده(كه فرمودم نتيجه اي هست كه از همنشيني با اونها حاصل ميشه و اين نتيجه هم مال شماست.خوشبختانه برگشتيد تا همون چيزي كه خواستند رو ببريد.(گندم از گندم برايشاند جو ز جو)ولي هنوز نبرده بيدار شديد.پيام خواب به نظر من اينه كه بايد مقدماتي رو كه لازمه براي كسب معرفت از اون همنشيني كه خدا نصيب دلتون ميكنه فراهم كنيد.






بازم خيلي شرمنده از اين همه تاخير
خيلي ببخشيد

373:

دوست عزیز، خیلی ممنون از تعبیر زیباتون.


374:

من خيلي كم خواب ميبينم علتش چيه؟

375:

ممنون دادائی جونم

376:

من زياد خواب مى بينم بيشتر موارد جون بهش اهميت نميدم يه روز هم به يادم نميمونه،اما خواب ميبينم كه مار كشتم،مرده به خواب ميبينم،وغيره درست ميكن كه نبايد خواب را بازكو كرد؟

377:

سلام دوست عزیز
دوباره مزاحمتون شدم برای تعبیر این خواب:
خواب دیدم که داشتم از بین تعدادی عکس پرسنلی از خودم، دنبال یک عکس برای جایی می گشتم.

بعضی از عکسها مال همین سنم بود ولی بعضی هاش مال وقت کودکی ام مثلاً دو سه سالگی ام اما بیشتر عکسها از هر دو سن به خصوص در قسمت صورت سیاه شده بودند مثل اینکه لک سیاه بر اثر زنگار یا جوهر کمرنگ رویشان افتاده باشه.

اگر لطف کنید و خوابم را تعبیر کنید خیلی ممنون می شوم.


378:

سلام گالکسی عزیز !
خواهرم خوابی دیده که خیلی مایله تعبیرش رو بدونه !
من خیلی از شما براش فرمودم چون همیشه تعبیر خوابهاتونو میخونم !

البته خودش از مسئله ی کاری که خیلی به نا حق به تاخیر افتاده بسیار ناراحت بوده و همون شبی که این خواب رو دید کلی از خدا گله کرد و فرمود که همین امشب باید یکی به من تو خواب جواب بده و کلی هم گریه کرده بود
موضوعی که باعث ناراحتیش شده بود
این بود که
با توجه به شرایط ممتازی که برای ورود به دوره ی دکترا داشت از جمله هستعداد درخشان بودن در رشته ی خودش به ناحق
جاش رو به کس دیگه ای داده بودند


خوابش این بوده !
تو خواب دید که یه جایی شبیه حیاط خلوت منزل خودمون
تو باغچه ایستاده بود و کنارش هم یک آقا بود
و یک آقای دیگه هم لب باغچه قسمت سیمانی ایستاده بود
تو خواب درک کرد که این آقایان
اونی که کنارش بود پیامبر و اونی که بالا لب باغچه بود حضرت علی بود
باغچه ی خونه از اندازه ی واقعیش خیلی بزرگتر شده بود و در انتهاش چند مرد مشغول درست کردن یک جوی سیمانی بودند
کنار خودش و پیامبر چند درخت خشک شده ی انجیر برنامه داشت که یکی از اونها از کمر قطع شده بود
پیامبر یکی از چند مردی که در دور مشغول بودند رو صدا کرد و به اون فرمود بیا این درخت رو قطع کن ( یکی از درختهایی که شاخه داشت ! درخت سالم ) مرد فرمود چشم
و اومد برای قطع درخت ولی وقتی چشمش به درخت افتاد فرمود :
این درخت ؟؟؟ !!!
نه من اینکار رو نمیکنم و بدون اینکه منتظر جواب پیامبر بمونه رفت سر کار قبلی خودش
بعد پیامبر رو به خواهرم فرمود :
عیب نداره من خودم هر دو تا درخت رو برات در میارم
و مشغول در آوردن درخت نصفه از ریشه شد و اون با چشماش دید که پیامبر در حالی که عرق کرده بود ریشه های درخت را از خاک بیرون کشید
در خواب این اتفاقات انگار ظهر بوقوع پیوسته بود
و در تمام این مدت حضرت علی فقط نگاه میکرد بدون یک کلمه صحبت
و پیامبر از ایشان برای در آوردن درخت هیچ کمکی نخواست

در اینجا از خواب بیدار شد

من سعی کردم خواب رو با جزییات کامل براتون بگم که در تعبیر راحت تر باشین
ضمن تشکر فراوان
بی صبرانه منتظر تعبیر این خواب هستیم !!

379:

دوست گلم ببخشید که دیر شد
تازه از گرد راه رسیدم
بزودی از خجالت و شرمندگی شما در خواهم اومد.

380:

سلام دوست گلم
آبجی خوبم خیلی شرمنده ام از تاخیری که در جواب شما شد.
بزودی(فردا)تعبیر این خواب را خواهم نوشت

381:

دوست عزیز خیلی از تاخیری که در جواب شما شد شرمنده و عذر خواهم.
به بعضی از خوابهایی که میبینید اهمیت دهید چون حامل پیامی برای شما هستند.
خواب نوعی ضعیف از الهام هست که البته قابل پیشرفت و تعالی هست تا به رویای صادقه برسه.البته خواب را برای اهلش تعریف کنید.
اگر حقیر را اهل دیدید در خدمت خواهم بود.

382:

من که کم خواب میبینم.اگه هم ببینم چرت وپرته............و بعد یادم هم میره؟میشه تعبیرشو بفرمایید؟

383:

مرسي گالكسي عزيز
منكه يكي از مشتريهاي پر و پا قرص اين تاپيكتم !

ضمن تشكر منتظر ميمونم

384:

از تاخيري كه شد عذر ميخوام
تعبير:
شايد در باب حكمت الهي مطالبي رو خوانده باشيد مخصوصا داستان حضرت موسي و خضر كه در قراون بيان شده هست.حيات خلوتي كه در خواب ديدند در واقع خلوت دل خودشون بوده كه عالم وسيعي هست و حتي خدا رو در خودش جا ميده(خداوند در حديثي قدسي به پيامبر فرمود:آسمانها و زمين مرا در خود جاي نميدهند اما قلب انسان مومن مرا در خود جاي ميدهد)در اين حيات خلوت دل بهترين و شادابترين جايي كه هست تعبير با باغچه ميشه كه محل رايشانش گل هست.پيامبر و حضرت علي عليهما السلام در اين قسمت بودند.در حضور پيامبر بزرگوار،حضرت علي عليه السلام هيچگاه سخني نميگايشانند و كاري نميكنند(خود حضرت فرمودند كه من غلامي از غلامان پيامبر هستم)البته نافرموده نماند كه طبق ايات الهي قراون حضرت علي عليه السلام جان و باطن پيمبرند و هيچ فرقي با پيامبر ندارند(آيه مباهله)مرداني كه كارگر بودند انسانهاي ظاهر بيني بودند كه بعضي امور به ايشان واگذار شده(ممكنه همون كساني باشند كه حق خواهر شما رو در اين قضيه ضايع كردند)درخت خشكيده تعبير ميشه به ناملايمات زندگي كه بايد از انسان رفع بشه و درخت سالم تعبير ميشه به خوشيهاي زندگي كه بايد بربرنامه و پاينده باشه.بعد پيامبر بزرگوار از اون كارگر خواستند كه درخت سالم رو از ريشه در بياره كه امتناع كرده و اصل خواب اينجاست كه حكت الهي رو بيان ميكنه(عسي ان تكرهوا شيء و هو خير لكم و...

چه بسا كاري را كراهت داريد در حالي كه به نفع شماست و چه بسا كاري را كه گمان ميكنيد خير هست ولي به ضرر شماست)اون كارگر ظاهر بين مثال همين آيه قراون هست لذا از دستور پيامبر كه در حقيقت دستور خداست امتناع كرد ولي پيامبر بزرگوار خودشان اين كار را كردند و هر دو درخت را در آوردند(هم درخت خوشي و هم درخت ناخوشي)و فرمودند براتون در ميارم.اين نكته مهم خواب هست كه اين دو درخت خوشي و ناخوشي هر دو مربوط به خواهر شماست.پيامبر خواستند پرده از حكت الهي بردارند كه هر دو قسمت قضيه براي خواهرتون خير هست چه ورود ايشون و چه عدم ورودشون.و پيامبر بزرگوار خواستند بگايشانند كه هر دايشان اين دو كار دست ماست و داخل در تقدير الهي و اين اتفاق هم(كه به ظاهر شر هست و ناخوشايند در واقع داراي خيري نهان در وجود خودش هست كه از باب حكمت الهي هست)پيام اين خواب اينه كه بايد به تقدير و حكمت الهي تن بدهند و از اتفاقي كه افتاده خيلي ناراحت نباشند بلكه سعي كنند به عنوان مقدمه اي براي پيروزي ازش هستفاده كنند.

خدا گر ز حكت ببندد دري...ز رحمت گشايد در ديگري




385:

دوست گلم خيلي از تاخيري كه شد عذر ميخوام
تعبير:
گذشته هر كسي مخصوصا دوران بچگي به خاطر آلوده نشدن به پستيهاي دنيا دوران پاكي هست.دوراني كه چراغ فطرت خيلي پر نور هست و آيينه دل خيلي صاف و روشن صفات الهي و خدايي رو نشون ميده.عكسهاي اون دوران در خواب تعبير ميشن به خود اون دوران.اگر عكسي از اون دوران در خواب لكه دار بشه و كثيف بشه يعني اينكه صفا و شفافيت اون دوران خدشه دار شده و فطرت پاك انساني اينگونه و به وسيله اين خواب به انسان تلنگري ميزنه و هشداري ميده كه مواظب باش.يا اينگونه ميگه كه اگر بخواي به انسانيت خودت بازگردي بايد مثل دوران بچگي پاك و بي آلايش بشي و در خواب نشون ميدن كه متاسفانه اون آيينه صاف رو لكه دار گردي.(اينها كه دارم ميگم بيشتر متوجه خود من هست تا شما)اما عكسهاي دوره حال كه اونها هم سياه شده بودند بي ارتباط با عكسهاي دوران بچگي نيست چون حقيقت انسان در اين ادوار مختلف ثابت هست و اگر ظلمتي دامن گير اون صفا و يكرنگي دوران طفوليت بشه به اين دوران هم مربوط هست چون سرمايه ما در دوره حال همون فطرت پاك انساني در دوران بچگي هست كه اكثر انسانها متاسفانه اون سرمايه رو حيف كردند.
در ضمن اون جايي هم كه عكس لازم داشتيد دفتر دل بوده كه بايد حقيقت انسانيت خود رو ثبت ميكرديد و متاسفانه بيشتر عكسهايي كه داشتيد مناسب اين دفتر ثبت نيست پس بايد گذشته رو تعمير كنيد
هر كسي كو دور ماند از اصل خايشانش...باز جايشاند روزگار وصل خايشانش

اونچه بيان شد حقيقتي هست تلخ كه فقط مربوط به شما نيست بلكه اكثر انسانها چنين اند مخصوصا من بيچاره كه وضعيتم از بقيه بدتر هست.




386:

دوست عزیز،
خیلی ممنون.


387:

خواهش ميكنم
وظيفه بود

388:

واقعا ازت ممنونم
خيلي زحمت كشيدي برادر خوبم !
از خدا براتون آرزايشان سلامتي و موفقيت هميشگي رو دارم

389:

دوست عزیز Galaxy ، سلام
دوباره مزاحمتون شدم انگار شما از دست من خلاصی ندارید.
من دوباره خواب دیدم و راستش در شرایطی هستم که احساس می کنم این خوابها برای من پیام مهمی دارند برای همین مزاحم شما می شوم، امیدوارم مرا ببخشید.
این بار خواب دیدم که همراه خانواده ام و تعداد اندکی از اقوام در جایی مثل جاهای پیک نیکی و سر سبز هستیم و اونها به فاصله ی حدوداً 100 تا 200 متری از من ایستاده و مشغول حرف زدن بودند و من در نقطه ای بودم که کاملا دور تا دور اونرا درختان بلند با تنه های قطور (مثلاً چنار ولی مطمئن نیستم چون به برگهاش نگاه نکردم و فقط تنه شان را دیدم که احساس کردم چنار هستند) که سایه شان کاملاً پیوسته بود و آفتاب زیر شان نمی خورد بودم.

زیر این درختان اول متوجه یک گل شدم که پنج پر بود با گلبرگ هایی اشکی شکل (نه که احساس کنم مثل اشک هستند تنها برای توصیف شکلشان این اصطلاح را به کار بردم) و نسبتاً گل بزرگی بود حدودا نصف کف دست و ساقه اون خیلی بلند نبود بلکه بیشتر می شود فرمود کوتاه بود سطح گلبرگ های اون پوشیده شده بود از دانه هایی مثل دانه های شاهتوت کاملا کیپ هم و بسیار زیبا بود و من احساس کردم ممکنه خوردنی باشند ولی در خواب به سمی بودن اون شک داشتم که خاله ی بزرگم در خواب آمد و فرمود ما در بچگی اونها را می خوردیم و خیلی مزه ای نمی دهد و فقط کمی شیرین هست برای همین هم من از اون خوردم ولی اول احساس کردم مزه شاهتوت می دهد ولی سپس اون مزه انار شیرین می داد که بیشتر شیرین و ترشی اون کمتر بود و در خواب خوشمزه بود (گرچه آدم در خواب خیلی مزه ها را دقیق نمی فهمد) بعد دیدم تمام سطح زیر درختانی که من و خاله ام زیر اونها ایستاده بودیم پر از این دانه هاست اونهم به ارتفاع یکی دو وجب طوری که خاک زیر اون معلوم نبود ولی دیگر بر روی گل نبودند و فقط خود دانه های شاهتوت مانند بودند (البته قبلش هم بودند ولی تا اون لحظه درست متوجه شان نبودم وبیشتر توجه ام به گل بود) که من وخاله ام روی اونها نشستیم و داشتیم از اونها می خوردیم که من یکباره متوجه شدم لباسم که به رنگ کرم بسیار روشن بود الان حتما رنگ گرفته که یکهو از روی اونها بلند شدم و پشتم را به خاله ام نشان دادم که ببیند چقدر رنگی شده و او فرمود که رنگی نشده و من از چهره اش می خواندم که واقعاً رنگی نشده و اگر هم هست خیلی کوچک که به چشم نمی آید و تعجب کرده بودم.

ما اونها را مشت مشت می خوردیم و آبشان را در دهان مان می خوردیم و هسته هایشان را بیرون می ریختیم ( هسته هایشان مثل هسته های انار بود ولی وقتی خودشان را که میدیدی درست مثل دانه های شاهتوت بودند و معلوم نبود هسته دارند) من هسته ها را پای یک درخت با تنه ضخیم میریختم روی خاک دور اون و در خواب با خودم می فرمودم خب هسته ها که اینجا بریزند اینجا هم از این گلها در می آید.
شرمنده از مزاحمتم ولی من مدتها دنبال کسی می گشتم که خوابهایم را بتواند به خوبی شما تعبیر کند چون من معمولاً زیاد خواب می بینم و حالا که به لطف خدا شما را کاملاً اتفاقی پیدا کردم امیدوارم از مزاحمت من ناراحت نشوید باز هم از شما تشکر می کنم.


390:

دوست و داداش گلم خيلي خيلي شرمنده شدم از تاخير زياد.خواب شما رو تا الان نديده بودم.البته يه دوهفته اي به سايت سر نزده بودم.الان كه اومدم سراغ تاپيك خواب اين مطلب رو از شما ديدم و خيلي شرمنده شدم.اميدوارم كه منو بخشيد.
حرف ازمزاحمت هم نزنيد لطفا.خيلي خوشحال ميشم در خدمت دوستان گلم باشم.

اما تعبير:
شما در باغ معرفت الهي بوديد.در اين باغ هر كسي رتبه و منزلي خاص به خود دارد.منطقه اي كه شما بوديد از بار معنايشان بيشتري برخوردار بوده(خدا رو شكر)نكته مهم در خواب شما گلهايي هست كه ديديد.الان دوتا تعبير براي اين گلها به ذهنم ميرسه.اول اينكه ممكن هست معرفتي باشد كه به واسطه پنج تن ال عبا(حضرت رسول،حضرت علي،حضرت زهرا،امام حسن و امام حسين عليه السلام)كسب خواهيد كرد يا در حال كسب هستيد.دوم اينكه اصول دين باشد(توحيد،عدل،نبوت،امامت معاد)كه البته تمام معارف زير مجموعه اين 5 اصل هستند.و چون در اصول دين تقليد جايز نيست هر كسي بايد خودش طعم اين اصول را بچشد و دريافت كند(فرموده خاله بزرگتون در خواب به اين معني هست كه اونها هم از اين ميوه خوردند ولي طعم مربوط به خودشونو در حد خودشون چشيدن.)اينكه هسته ها رو پاي يك درخت ميريختيد تعبير ميشه به اينكه مايليد اين معارف و حقايق الهي نشر پيدا كنه و ديگران هم بفهمند و هستفاده كنند و اينكه دانه ها شاتوت يا انار بودند تعبير خيلي جالبي داره كه از رنگ سرخ هستفاده شده.رنگ سرخ در عرفان يعني افشا كردن و فرياد زدن حقايق الهي(منصور حلاج فرموده:در عشق دو ركعت نماز هست كه وضايشانش حاصل نگردد الا به خون)از كل خواب اينقدر ميشه فهميد به اضافه اين نكته كه شما نگران بوديد كه لباستون از اون گلها يا دانه ها رنگي نشه كه اين تعبير ميشه به كمي نگراني و عدم ميل شما به اينكه در ظاهر شما معارف الهي ديده بشه.اين نگراني اگر از جهت فرار از گناه ريا باشه خيلي خوبه و الا خيلي خوب نيست.بايد خودتون رو بررسي كنيد ببينيد كه نسبت به ريا در چه وضعيتي هستيد.
در جزئيات اگر باز هم سوالي هست بفرماييد.
باز هم عرض خجلت و شرمندگي دارم بخاطر تاخير بيش از حد.





391:

سلام گالكسي عزيز
راستش يه خوابي ديدم كه خيلي تعجب كردم و اميدوارم خير باشه
ممنون ميشم از تعبير زيباتون

خواب ديدم يه جايي مهموني هستيم و نشستيم يهو من ميبينم هر چي سه تا از انگشتامو جمع ميكنم سه تا انگشتم باز ميمونه.خيلي تعجب كرده بودم كه تو اين همه مدت نفهميدم دستم اينجوريه!
در واقع 6 تا انگشت داشتم!!!
چه تعبيري داره؟؟؟


392:

سلام.من دختری 20 ساله هستم .
21 خرداد 87 خواب دیدم که بچه دارم، یه پسر تپل،اصلا گریه نمیکرد،خیلی آروم بود،ولی من باهاش بازی نمیکردم.
لطفا تعبیرش رو برام بنویسید.ممنونم.


393:

سلام و خسته نباشید به برادر گرمی!
دیشب خواب عجیبی دیدم.

امیدوارم تعبیرش رو بتونید به من بگید:
خواب دیدیم در یک ردودخانه خیلی زیبا راه میرم ، عمق رودخانه کم بود باری همین نمی ترسیدم( قبلاً اکر خواب دریا یا رودخانه میدیم انقدر پر عمق بود که وحشت می کردم) و سرم رو زیر آب کردم و دیدم یک گل سفید زیر آبه اما به صورت غنچه.

تو دستم چیزی داشتم که رو گل ریختم ؛ گل باز شد .

از کنارش یک ماهی کوچولو بیرون آمد و شروع کرد به بازی در آی.

من هم انگار از اون ماهی مرتباً عکس می گرفتم.

جالب اینه که از زیر آب آدمهایی را میدیم که ظاهرشون با تون چیزی که تو واقعیت میدیم متفاوت بود، چاق و بزرگ.

فقط تو انعکاس آب قیافه قدیمشون و به صورت محو میدیم.

همون طور که زیر آب خوابیده بودم دیدم دورتر از من توی آب یک خونست.

جالب بود که از زیر آب وارد اون جا شدم و واردش شدم.

با اون که تو آب بود اما داخلش خیلی طبیعی بود (حالت یک فروشگاه و داشت) اونجا یک پوشش سفید دیدم و اون و پوشیدم...

که ز خواب بلند شدم.
ممنون میشم بهم زود جواب بدید ، هر چند میدونم که سرتون شلوغه

394:

سلام
شما رو خواهرم معرفی کرد راستش خواب دیدم که در دانشگاهمان هستم و بچه ها می گن که یک دختری از دانشجوها فرموده که یک نفر داره از توی بدنش موهایش را می کشه می خواستم تو خواب این موضوع را برای دوستام تعریف کنم که دیدم نمی توانم حرف بزنم و تو آینه دیدم که دارم همینطوری از ته گلوم مو می کشم بیرون بع در ادامه خوابم دیدم دارم چیزی را تعبیر می کنم و در مورد آیه 24 سوره بقره حرف می زنم در این موقع از خواب پریدم ساعت 1:30 بامداد بود
کلا چند وقتی هست که خواب هایی می بینم که احساس می کنم باید چیزی را از اون ها بفهمم و شاید دارم کار اشتباهی می کنم که خودم نمی دانم چیه.

3 هفته پیش خواب دیدم دو تا عقرب کوچک به اندازه پشه نیشم زدند و تنم دون دون قرمز شد اما خوب شدم از اون موقع تا یک هفته پیش خواب هایی می دیدم اما حدود 1 هفته اخیر پشت هم خواب هایی میبینم که برام چندان خوشایند نیستند مپلا ما یک همستر(خوکچه هندی) داریم که خواب دیدم چشمش سوخته و امدم بلندش کنم که دستش که سوخته بود به دستم گرفت و جدا شدالبته این چند وقته دوره امتحاناتم هم بوده و تازه دیروز تمام شده و نمیدانم شاید هم عصبی بودم ولی حس عجیبی دارم لطفا خوابم را برام تعبیر و راهنمایی ام کنید(راستی هر دفعه که خواب دیدم صدقه هم دادم)

395:

سلام دوست عزیزمن باز هم خواب دیدم ، این دفعه دقیقا شب جمعه بود شب قبل از اول ماه رجب که خواب دیدم داریوش ارجمند مثل تعزیه خوانها پوشش و کلاه خود سبز تنش کرده و می گویند که نقش امام حسین را بازی می کنه اما احساس من این بود که این صحنه واقعی هست و خود امام حسین هست که بعد دیدم دارند امام را آتش می زنند و ریشه های سبزی جای ریش ایشان بود که احساس می کردم دارند اتشش می زنند نمیدانم خودم هم داشتم می دیدم یا انگار که داشته باشم شمع روشن کنم خودم هم داشتم اون را آتش می زدم البته این قسمت که خودم هم داشتم ریشه ها را اتش میزدم یا نگاه می کردم یا خاموش می کردم را مطمئن نیستم.

درادامه ضمنا خواب دیدم که خاله ام داره اسفند دود می که و میگه بیا ببین بعد که رفتم دیدم با اسفند اسم من به انگلیسی ته ظرفی که اسفند دود می کرد نوشته شده و دست خط خودم هم بود .در خوابم باز هم اسم ایه ای از قراون را فرمودم که یادم رفت.سپس این خواب ها ساعت 5 دقیقه به 4 نزدیک اذان صبح بیدار شدم و صدقه گذاشتم لطفا بگید تعبیرش چیه و آیا ربطی به خواب های قبلی که براتون نوشتم داره

396:

گالكسي ما يك فاميل داشتيم نسبت نزديكي با ما داشت ولي من در كل عمرم شايد پنج بار نديده بودمش اختلاف خانوادگي و قهر و اين حرفها.

اين بنده خدا سرطان گرفت و فوت كرد.

حالا سه چهار شبه همش خواب او را مي بينم.

اتفاق خاصي نمي افتد فقط هر جا هستم او هم هست حرف مي زنيم مي گايشانيم و مي خنديم انگار كه همه عمرم كنارم بوده هست.

طرف خيلي سرحال و تپل و قبراق هست.

اتفاقا مادرم هم خواب ديده كه او براي خواهرم يك گردنبند هديه آورده هست.

ديدن يك فرد تقريبا غريبه بطور مداوم در خواب چه تعبيري دارد؟

397:

سلام داداش Galaxy .
خوبي داداشي .
دلم واست تنگ شده بود .


اما نميتونم زياد بيام .


يه زحمت داشتم برات .


يكي از دوستام خواهرش واسش يه خواب ديده .

دوستم ميخواد بدونه تعبيرش چيه .


خواهرش خواب ديده كه داداششو تايشان كفن كردن و سنگسارش ميكنن ( دليلشو نميدونه ) و در آخر هم يه نفر با لگد به گردنش ميزنه و گردنش ميشكنه و فوت ميكنه .


اين دوستم هم يه 2 هفته اي هست ازدواج كرده .


ممنون ميشم تعبيرش كني واسم .



398:

داداش ببخشيد كه دير شد
تعبير:
شخصيت ايشون در نظر و فكر كساني كه كفنش كردند،سزاوار مرگ ميشه و متهمش ميكنند به اونچه خودش هم نميداند(احتمالا تهمتي ناروا) و نفري كه بالگد ميزنه و باعث فوتش ميشه شخصيت ايشون رو ميكشه(ترور شخصيت حالا در چه حدي بستگي داره به شخصيت ايشون)ممكنه اين اتفاق افتاده باشه و ممكن هم هست كه هنوز اتفاق نيفتاده باشه به هر حال بايد در ارتباط با كساني كه مراوده داره بيشتر دقت كنه و طوري رفتار كنه كه براي كسي ابهامي پيش نياد(با توجه به ازدواجشون شايد اون افرادي كه در خواب بودند فاميل جديدش باشند از طرف همسر.به هر حال نكته خواب همينه كه عرض شد.بايد در رفتارش براي كسي ابهامي ايجاد نشه گرچه بالاخره يكي پيدا ميشه كه در رفتار ديگران ابهام كنه و مشكلاتي رو پيش بياره ولي ميشه كمترش كرد.

399:

ممنون داداشي .


خيلي حال دادي
جبران كنيم انشالله

400:

خواهش ميكنم عزيزدل
عوض اين امضات(كلوپ هواداران رئال)

401:

سلام GALAXY1 عزيز راستش من بيشتر به خاطر تعبير خواب شما عضو سايت شدم

زياد خواب ميبينم اما درست و حسابي تعبيرشو نمي فهمم

آخرين خوابم هم در اعتكاف در مسجد ديدم


خواب ديدم دختر خاله ام يه جا نماز سفيد با كيفش كه خيلي زيبا بود بهم داد و فرمود اينو از مشهد مقدس برات سوغاتي اوردم

تعبيرش چيه؟ مي تونم پيغام خصوصي بهتون بدم؟

ممنون ميشم

402:

با سلام میبخشید من یه سوال در مورد خواب داشتم اینجا بپرسم یا جای دیگه ای هست میترسم بپرسم تاپیک منحرف شه ها؟

403:

صاحبخونه كه آقاي گالكسي هست ولي خب اگه در مورد خواب ديدن و اينهاست بپرس جواب ميدن انشاالله.


404:

خواب حليم نذري چيه؟ چندين بار خواب ديدم حليم نذري خوردم.


405:

علم تعبیر یک عنایت هست از طرف خدا به بندگان خاص....
به طوری که هنگامی که شما خواب خود را به او می گویید در همان لحظه به او الهام شده و به شما تعبیر می کند...
پس کتابهای با نام تعبیر خواب و چیزهای مشابه خرافات هست.


406:

سلام من خواب ديدم كه حامله هستم و چند ساعت بعد قراره كه به دنبا بيارمش تو خواب به طرز عجيبي بچه رو دوست داشتم و دستمو از رو شكمم ور نمي داشتم از يه طرفم مي ترسيدم يه بلوز سبز خيلي خوشرنگ پوشيده بودم در ضمن من سبزو خيلي دوست دارم تو خواب بااينكه برنامه بود چند ساعت بعد وضع حمل كنم و لي خيلي راحت راه مي رفتم و تو بيزون بودم

407:

من چرا تعبیر خوابمو پیدا نمی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

408:

سلام
من هفته پیش خوابمو تعریف کردم ولی هنوز جوابی ندادین یعنی جوابشو دیر می دین؟

409:

من خواب دیدم که مچ دستم دور تا دورش زخم شد و خون میومد که جانمازم رو خونی کرد ولی‌ وقتی‌ تمیزش کردم فقط یه خراش سطحی بود.

می‌شه بگین تعبیرش چیست

410:

khabe manam mese khabe shahrzade ba in tafavot ke man be donyash avordamo to baghalame taghriban har 2.3mah yebar ye hamchin khabi mibinam.mishe tabiresho begid???

411:

باعرض سلام خدمت شما.من مدت ها دنبال شخصيتي بودم كه خوابام رو تعبير كنه نميدونم شما اين لطف رو به من ميكنيدمن تو زندگيم زياد سختي كشيدم نه از لحاظ خانواده بلكه بيرون به هر حال دو سال قبل خوابي رو ديدم كه كه هنوز منتظرم تعبير بشه ولي بعضي مواقع اميدم رو از دست ميدم ميگم من تو زندگيم به افرادي علاقه زيادي داشتم كه هيچ توجه اي به من ندارندو معمولا اساتيد و معلم هاي هم جنس خودم هستند خيلي هم از من بزرگتر نيستند ولي متاسفانه طرف آدمايي ميرم كه بقيه از اول ميگن اينا متكبرن و من اخر وقتي شخصيتم رو خورد كردن ميفهم من دنبال يه تكيه گاهم كه از من دريغ ميشه شايد هم ايراد از منه كه نميتونم در ضمن من يه دختر پاكم و اونافراد هم نوع خودم هستند خيلي دوست دااشتم مثل يه خواهر بزرگ برام باشند ولي ظاهر بود و به زور هم تا اينجا راه دادند من هم ديگه خسته شدم من تو 6 الگي پسر خالم رو كه هم بازيم و يك سال از من بزرگتر بود از دست دادم اون تو دوران كودكي تكيه گاه من در برابر اذيت هاي ديگرون بود حالا به اين نتيجه رسيدم كه اون وابستگي هاي پي در پي من همون خاطره دوران بچگيمه با وجودي كه پاك همشون رو دوست داشتم من رو اون جور كه بايد راه ندادند شخصيتم رو چون شهرستاني هستم نمي پذيرند من هم تصميم گرفتم قطع ارتباط كنم و به جاي اينكه در برابر تمام حرفها و كاراشون سكوت كنم هر ظلمي بهم بشه بهشون غير مستقيم جواب دادم كه بفهمند من هم ميفهمم و حالا كه بهد از 4 سال نخواستند من هم زياد مشتاق نيستم اگه من عزيز نيستم شما هم نيستيد نه شهر بزرگتون و نه مدركتون اون قدر مهم نيست كه با من شهرستاني بي مدرك البته ليسانس هر جور دوست داريد برخورد كنيد وقتي ديدن در برابر كاراشون سكوت نميكنم فرمودن زبونت درازه بدشون اومد در حالي كه من 4 سال تحمل كردم كاراي بدشون به چشمشون نيومد اين ها رو فرمودم كه خوابم رو تعبير كنيد من دو سال قبل يه شب از ته دل گريه كردم با دل شكسته خيلي سخت به خاطر تمام مشقات زندگيم اون موقع با وجودي كه اون خانم اصلا بهم اهميت نميداد مدام اصرار داشتم كه بهش نزديك بشم و دلم شكسته بود كه نزديك هم شدم ولي حالا در عين حال ازش متنفرم چون با زور خودم رفتم جلو و اون فقط ظاهر بود نه چيز ديگه خلاصه اينكه دوسال قبل شب با گريه خيلي بد با خدا درد دل كردم من ازدواج هم نميكنم من بدبختم تنهام بعد كارام رو انجام دادم و خوابيدم نميدونم كي بود تو خواب ديدم خونه پدر بزرگم هستم پدري و پدربزرگ و مادربزرگ هم هستند هر دو فوت شده اند و من در خواب ميترسيدم طرفشان بروم و ميدانستم كه اينها مرده اند چند قدم اون طرف تر بودم يك پسر حدود 5 ساله به طرف من آمد و دست من را ميكشيد و به من ميفرمود بيا اينها با تو كار دارند ميفرمودم نه من هيچي نمي خواهم نمي خواهم متوجه بشوم نمي خواهم هيچي بدانم با اصرار من را برد پدربزرگم را ديدم اشاره كرد مادربزرگت كارت دارد رفتم به طرفم آمد روبرايشان پنجره اتاقي بودندكه موقع زنده بودنشان اونجا بودند مادربزرگم خنديد فرمود تو چته؟چرا ايطوري ميكني ؟تو هم دو سال ديگه پوشش صورتي ميپوشي اين ها را با دهان بسته به من منتقل كرد و ميخنديد من هم برداشتم اين بود كه پوشش عقد هست و با لبخند سرم را پاين انداختم فرمود بيا ميخواهم به تو بگايشانم چه اتفاقاتي برايت مي افتد ولي نميدانم كه براي يك سال بود يا كلي ولي مثل اينكه ميخواست من را از نگراني در بياورد متوجه بودم كه همون سال يه اتفاق خوب برام ميفته وقتي ميخواست تعريف كنه داييم اومد فرمودم مادر ساكت هيچي نگو ميفهمه فرمود خوب بعد به دختر عمم اينا فرمودم بيايد مادر ميخواد بگه چه اتفاقاتي قراره برامون بيفته وقتي نشست شروع كنه بهم بگه همون هستادي كه اون موقع مي خواستم باهاش باشم نميشد و حالا ميخوام رابطه رو قطع كنم از اون طرف حياط اومد دختر داييم رو كه اون موقع يك سال داشت بغل كرد فرمود بوسم كن نميكني خوب پس خودم ميبوسمت همون لحظه كه اون هستاد وارد شد من بلند شدم با بي اهميتي اتاق رو ترك كنم يعني من اصلا به تو فكر نميكنم دوستت ندارم البته به محض ورودش خانواده پدرم به هستقبالش رفتند و من هم براي اينكه به او بفهمانم برايم مهم نيست بلند شدم بروم مادربرگم هنوز هيچ چيزي نفرموده بود بلند شدم از اتاق بروم بيرون مادر بزرگم صدايم زد فرمود فراموش كردم بگايشانم به قتلش برسان من متوجه بودم قتل چيست فرمودم چه ميگايشاني مادر فرمود هيچي مگه چي فرمودم به قتلش برسان اگر به قتلش نرساني به قتلت ميرساند ببعد همان لحظه كلمه آينه به ذهنم آمد نه تصايشانرش و از خواب بيدر شدم ترسيده بودم سه ماه ديگر تا دو سال مانده هست اتفاق خوب اين بود كه برادرم با من قهر بود خودش سپس 8 سال آشتي كرد اونجا هم كه هستادم به دختر دايي من فرمود ببوسم تعبير شد هستادم خانه ما آمد و دختر دايي من اونجا بود او را بغل ميكرد و ميبوسيد در حالي كه موقع اين خواب چنين ارتباطي بعيد بود ولي الان ديگر اين رابطه را قطع كرده ام.بعد يك قسمتي از خواب من دو پسر جلايشان درب ميديدم داخل حياط يك پسر تقريبا 6 ساله زيبا و آرام و يك پسر 3 ساله كه نحيف تر بود و مث اينكه اذيتش ميكردند ميفرمودم نكنيد تو را به خدا اذيتش نكنيد حس دلسوزي نسبت به او داشتم هر دو پسرهاي دختر عمه ام بودن در حالي كه دختر عمه ام الان يك پسر بزرگ و يك دختر كوچك دارد ميشود خواب منرا تعبير كنيد لبا صورتي قتل اين پسر بچه ها اينه البته در اين دو سال رابطه من با اون خانم تا حدي بهبود داشت ولي كم توجهي ميكرد و كاملا يك طرفه بود و عذاب ميكشيدم من هم قطع رابطه كردم.با تشكر

412:

آقاي گالكسي متاسفانه چند وقتي هست كه حضور فعال ندارند و احتمالا بخاطر مشكلاتشون در دنياي بيرون هست اميدوارم هر چه زودتر مشكلشون حل بشه و در هم ميهن و بخصوص در اين تاپيك و جاهايي كه بهشون نياز هست حضور پيدا كنند.


413:

خواب منو چرا تعبیر نمی کنید؟

414:

گالكسي نمي خواي خوابه منو تعبير كني؟

415:

من خواب دیدم با چادر سقید دارم می رم تا حالا همچین خوابی ندیده بودم خیلی قشنگ بود نمی دونم کجا می رقتم کسی هست بگه یعنی چی این خواب من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

416:

گلی خانوم ،خوش به حالت چه خواب خوبی دیدی

چادر سفید نماد خوشبختیه.و اینکه داشتی باهاش یه جایی میرفتی.یعنی به سمت خوشبختی داری گام بر میداری
ایشالا که به سلامتی

417:



ممنونم رزی جان دستت درد نکنه

خوشبخت باشی مادر

418:





سلامت باشی

419:

salam man khab didam man va chand nafar gharibe darim soghoote chan ta adam ro az eretefae boland negah mikonim va hich kari az dastemoon bar nemiad va besiar narahatim.


420:

شما در جلساتی که در ان غیبت امت میشود زیاد شرکت میکنید با این که میدانید که طرف دروغ میگه نه جلسه را طرک میکنیدونه حاظر مشوید با ان مقا بله کنید

از اینجور جلسه ها دوری کنید این ضمیر خود اگاه شماست که به شما هشدار می دهد

421:

با سلام و تشكر گالكسي عزيز دوستم ي خوابي ديده بود كه خواستم شما لطفا تعبيرش كنيد از اينجا به بعدو خودش مي نايشانسه .
با سلام من هنر جايشان رشته سينما هستم چند شب پيش خواب ديدم كه من و مادرم و خواهرم در طبقه ااول خونه مون نشستيم خونه ما دو طبقه هست و داشتيم با هم حرف ميديم كه يهو ي گاو سياه گنده كله شو از در ورود خونه اورد تو حال ما همه ترسيديم و بلند شديم تو اين هاگير واگير يهو ديدم گاو تو خونه هست كه از شاخاشم يكيش شكسته بود گاو همش سعي داشت با همون ي شاخش بهم شاخ بزنه با اينكه نزديكشم بودم ولي اون اصلا نتونست اسيبي بهم بزنه انگار ي چيز عجيبي از من محافظت ميكرد بعد ي هو نميدونم چي سد ديدم تو همون حال خونمون نم و محمد رضا گلزار هم همونجاست و دارم باهاش حرف ميزنم و بهش ميگم كه هيچوقت از تو خوشم نمي يومده چون هميشه فكر مي كردم كه خودته ميگيري البته با زبان دوستانه مي فرمودم نه با دعوا .

ي كم باهاش حرف زدم بعد يهو ديدم تو حياط پشت خونمون هستم با گلزار و خانوم ديگه كه بازيگر بود ولي يادم نيست كدام بازيگر بود با اين دو نفر كلي حرف زدم و خنديديم انگاري كدورتي بر طرف بشه ي همچين حالتي .

كوچه خونه ما شيب داره بعد ديدم جلايشان در حياط تو شيب واستادم دو سه پله پايين تر از گلزار و اون خانوم بعد دستم رو به طرف گلزار دراز كردم تا منم بيام بالا و كنارشون وايستم قبل از اينكه گلزار دستمو بگيره اون خانوم دستمو گرفت و بعد گلزار دستمو گرفت رفتم بالا و كنارشون وايستادم.

نمي دونم با توجه به اينكه هنرجايشان سينما هستم واون گاو و اين بازيگران بقيه ماجرا اين خواب چه تعبيري ميتونه داشته باشه در مورد خودم اينم بگم كه ادم بسيار معتقد و اهل دعا و نماز هستم خيلي زياد.


422:

شرمنده همه دوستان گلم
هفته ديگه همه خوابها رو به مدد خدا تعبير ميكنم
خيلي عذر ميخوام از تاخير طولاني اي كه پيش اومده

423:

سلام


آقاي هستارتر تاپيك ، من ميشه براي شما يه خواب به صورت خصوصي بگم؟

خصوصي هم خواب تعبير مي كنين ؟

424:

سلام
بله در خدمتم
در پيام خصوصي بفرماييد

425:

اقاي گلاكسي عزيز با سلام ما همچنان منتظر تعبير خوابي كه نوشتيم هستيم

426:

khabe mano tabir konid digeeee

427:

سلام.ميشه خواب من رو تعبير كنيد!همچنان منتظرم.با تشكر.

428:

سلام
اگه خوابم رو برام تعبير کنيد ممنون ميشم
ساعت خواب:4.44 صبح
من همراه دو از دوستام بودم بعد من رفتم که رايشان يک سکايشان خاکي بشينم و اونا به من فرمودند که

همراه با اونا برم و رايشان نيمکت بشينم اونا از من جلوتر ميرفتند يادمه که باد ميومد و من کاپشن

داشتم بعد به آسمون نگاه کردم ديدم تو ابر ها يک جور فرو رفتگي هست بعد يه دفعه کشيده شدم

به سمت بالا (مستقيم به بالا کشيده شدم) و برام خيلي خوشايند بود طوري که ميخنديدم و حتي

يک لحظه به ذهنم رسيد که يواش تر بخندم مبادا که کسي بيدار شه بعد يکم از ارتفاعم کم شد و

يک دسته گل زرد نسبتا بزرگ جلايشان خودم ديدم و بعد بيدار شدم من هرروز موبايل رو براي

ساعت 4.45 دقيقه کوک ميکنم ولي اونشب دقيقا ساعت 4.44 دقيقه از خواب بيدار شدم
اگه میشه برای ایمیلم بفرستید
email:fx82ms@yahoo.com
اگه کمکم کنيد خيلي ممنون ميشم
ممکنه تعبیر خوابم مرگ باشه؟

429:

اقا اگه نمي خواهيد خوابمون رو تعبير كنيد يا نمي دونيد تعبيرش چيه بگيد تا ما بيخود منتظر نباشيم ديگه .

430:

دختری خواب می بینه که با مرد مورد علاقه اش در حال راه رفتن هستند، مرد یکباره سرگیجه می گیره و به زمین می افته، دختر با عجله وارد یک خونه که نمی دونه مال کیه میشه، سریع شربتی از عسل، موز، شیر درست می کنه به سرعت هم میزنه و به مرد میده، مرد که یکی از دوستان صمیمیش هم کنارش اومده شربت رو می خوره حالش خوب می شه و به شدت دختر رو می بوسه.

خواب بوسه شدید و هوس آلود و حتی کمی معاشقه چند شب پیاپی تکرار می شن.

دختر قبل از اون شب اول به مدت چند روز درگیری ذهنی و روحی شدید داشته به طوری که بارها در بیمارستان به او آرامبخش تزریق شده.


431:

تعبیر این خواب چیه؟

432:

سلام
من خواب ديدم تو خواب يه قران به من دادن فرمودن كه بخونم و سوره بقره بود اون سوره

433:

مي دونيد چند وقت پيش براي يه ماموريت به خارج از كشور اعزام شدم تو اين سفر 500 ميليون پول اداره رو از من دزديدم تقريبا تمام اون چيزي كه خودم و پدرم داشتن فروختم يه عالمه هم قرض بالا اوردم
سپس اين دزدي يه خواب رو سه مرتبه ديدم
خوابم اينطوري بود
تو يه جاي تقريبا تاريك و خاكستري كه هواش يه جورايي ابري باروني بود بودم البته بگم كه باروني نمياومد
يه جاي سرد كه من سردم نبود
يه دفعه يه ادم خيلي بزرگ كه از لحاظ جثه تقريبا ده برابر من بود ظاهر شد
با صداي خيلي بلند حرف مي زد
همش به من مي فرمود كه زود باش
وقت نداري
بايد عجله كني
يه پارچه سبز به من داد و فرمود اينو بگير و به همه ادما بده
مي خواستم بدونم كه تعبيرش چيه
براي چي من وقت ندارم
مي خواد به من چي بگه
اگه ميشه لطف كنيد و جواب تعبير خوابمو به ايميلم ارسال كنيد
ممنون مي شم

434:

مي دونيد چند وقت پيش براي يه ماموريت به خارج از كشور اعزام شدم تو اين سفر 500 ميليون پول اداره رو از من دزديدم تقريبا تمام اون چيزي كه خودم و پدرم داشتن فروختم يه عالمه هم قرض بالا اوردم
سپس اين دزدي يه خواب رو سه مرتبه ديدم
خوابم اينطوري بود
تو يه جاي تقريبا تاريك و خاكستري كه هواش يه جورايي ابري باروني بود بودم البته بگم كه باروني نمياومد
يه جاي سرد كه من سردم نبود
يه دفعه يه ادم خيلي بزرگ كه از لحاظ جثه تقريبا ده برابر من بود ظاهر شد
با صداي خيلي بلند حرف مي زد
همش به من مي فرمود كه زود باش
وقت نداري
بايد عجله كني
يه پارچه سبز به من داد و فرمود اينو بگير و به همه ادما بده
مي خواستم بدونم كه تعبيرش چيه
براي چي من وقت ندارم
مي خواد به من چي بگه
اگه ميشه لطف كنيد و جواب تعبير خوابمو به ايميلم ارسال كنيد
ممنون مي شم

435:

سلام
من خواب هایم را فراموش می کنم ولی بعضی ها را نه...مثلا چندی پیش خواب دیدم همراه فردی نماز خواندم باران خوبی هم می امد البته نماز بزرگی بود ولی فقط من و همراهم را یاد دارم و بقیه نماز گزاران را یاد ندارم فقط امت بودند سپس نماز به همراهم فرمودم تو فهمیدی چی فرمودی و او دستش شکسته بود........


436:

جواب خواب من و بده منتظرم

437:

سلام
منو ببخشيد ولي دونستن تعبير خوابم برام خيلي مهمه
مي تونم ازتون خواهش كنم تعبيرشو زودتر برام بنايشانسيد
ممنون

438:

می تونی تو google searchکنی

439:

با سلام
ضمن تشکر از زحمات شما لطفا در مورد خواب ذیل اظهار نظر نمایید:
اگر خانمی خواب ببیند که یکی از دوستانشان بهمراه خانمش در حرم امام رضا هستند و مرد با کت و شلوار سفید و دسته ای گل حاضر هست ، چه تعبیری دارد ؟؟
تسریع در ارسال جواب موجب امتنان هست
با تشکر
mah10001000@yahoo.com

440:

سلام
ببخشيد پس چرا خوابي رو كه براتون تعريف كردم تعبير نمي كنيد ؟
منتظر تعبير شما هستم
لطفا زودتر برام بنايشانسيد تعبيرشو و اگر هم كه قصد تعبير كردن نداريد بگيد

441:

يه خواب جديد تر ديدم
ديشب خواب ديدم يه رودخونه با اب زلال و روشن كه توش ماهي هاي خيلي بزرگ مثل قزل الا بود
جالب بود چون ماهي هاش يه جورايي نمايش اجرا مي كردن به نوبت مي پريدن
يكي از ماهي ها يه دفعه خيلي بالا پريد و از رودخونه افتاد بيرون
ما هم دايشانديمو برش داشتيم
ديدم كه دهن ماهيه داغون شده تصميم گرفتيم كه بخوريمش
مي تونيد اين خوابو برام تعريف كنيد
البته اين خوابم به جمع اون خواباي قبلي مي پيونده و ما هنوز منتظريم

442:

سلام
چرا اين سايت هيچ مديري نداره
چرا اينجا نوشتيد تعبير خواب مي كنيد
ولي من چند روزه كه منتظرم
و خبري نيست

443:

با سلام
دوست عزيز اميدوارم حالتان خوب باشد .



يك خواب هم من ديدم , آيا تعبير ميكنيد .

راستش پدرم 9 ماه پيش به رحمت ايزدي رفته .

من متاهل هستم و جدا از مادرم زندگي ميكنم .ما 4 برادر و 2 خواهر هستيم .

و 2 برادر كوچكترم با مادرم زندگي ميكنند .

در خواب متوجه شدم پدرم زنده شده و برگشته .

و من در حال راست و ريس كردن كارهام بودم تا به ديدنش بروم .

بعد در خواب ديدم يك روز گذشته و من هنوز براي ديدنش نرفتم .

سپس ديدم مادرم به من زنگ زده و ميگايشاند بيا خونه .

پدرت زنده شده و برگشته خونه .

پس چرا نمي آيي ؟

و من ميگايشانم دارم مي آيم .

داشتم كارهام رو راست و ريس ميكردم .

تعبير اين خواب چه ميتواند باشد ؟؟؟؟؟!!!!!!

با تشكر
منتظرم

444:

سلام امیر جان.

امیدوارم خوب باشید !


ارزو میکنم روح بزرگوار ایشون قرین رحمت باشه و سایه مادرتون سال های سال بالای سر شما باشه !

نمی تونم ادعا کنم تعبیر خواب بلدم....

فقط حس شخصیم رو میگم !


قبل از هر چیز مطمئناً شما با مشغولیات کاری و زندگی متاهلی خیلی کمتر به مادرتون سر می زندی و جویای حالش میشید !

همین مشغول بودن به راس و ریس کردن کارها نشان از این داره ! از طرفی با گذشت یک روز شما هنوز به دیدن پدرتون نرفتید و این خودش حاکی از فراموش کردن پدر و یا سر نزدن به اون هستش !

بهتره همین امروز (روز اموات هستش) سر مزار ایشون رفته و قدری باهاشون درد و دل کنید.

حتی بخواید براتون دعا کنه ! و در صورت توانایی حتما براشون خیراتی کنید !


و اینکه توی خواب مادرتون تماس گرفته و فرموده چرا به دیدن پدر نمیاید فکر میکنم به این دلیل باشه که مادرتون هم از دیر سر زدن و دوری از پدرتون گلایه منده !

امیدوارم دلخور نشید !

445:

با سلام
روشنك خانم از توجه شما سپاسگذارم .



خداوند رفتگان شما را هم بيامرزد و با صالحان و نيكان محشور گرداند و باوقتدگانتان را عمري طولاني همراه با سعادت و خوشبختي عطا كند .



و اما در مورد خودم .

.

.
من كسي هستم كه مرتب به منزل مادرم رفت وآمد دارم و هميشه سعي در بر داشتن باري از دوش خانواده ام دارم .

همينطور هر هفته براي پدرم خيرات ميدهم .

هر روز برايش فاتحه مي خوانم هر چند بار كه بتونم .

1 بار , 2 بار , 10 بار و يا بيشتر ...

.

و همينطور براي پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هاي و براي تمام خايشانشاوندانم .

تمام آيات قراوني را كه ميخوانم همگي را هديه به اونها ميكنم .

وقتي پدرم فوت كرد تمام كارهاي مستحبي و خير و ثواب خايشانش را به روحش تقديم كردم و براي خودم چيزي نخواستم .

( الان نامه اعمالم از حسنات تهي هست ) .

تا شهريور ماه هم كه مادر خانمم فوت كرد مرتب روزي پنج شش هزار آيه برايش ميخواندم .

خلاصه هر روز و هر ساعت به يادش هستم و براي شادي روحش و طلب مغفرت از خداوند برايش دعا ميكنم .



اول خودم هم همين فكر شما را كردم ولي بعد ديدم شايد زياد مناسب نباشد.



در هر صورت از شما متشكرم و براي شما عاقبت به خيري از خداوند منان مسئلت دارم .
خدا نگهدار شما

446:

دوستان عزیز سلام
من اصولا خواب نمی بینم.

یا اگه میبینم یادم نیستن.

اما در طول زندگیم سه چهارتا خواب دیدم که هنوز یادمه.( مسلمه اگه شما هم هر سه سال یه خواب یادتون باشه اونا براتون خیلی مهم میشن.)
اما علت مزاحمت.
من چند رو پیش خواب دیدم و یادم مونده البته لحظه به لحظه اش رو یادم میاد!!!!!!!!!!!!!
حالا برام مهمه که بدونم معنی اش چی میشه؟
من خواب دیدم که رفتم جلوی آینه و دیدم از کل موهام یه 10-15 تایی سفید شده (من هیچ موی سفیدی ندارم.)
و جلوی آینه ایستادم و دونه دونه اونا رو از موهای سیاهم مجزا کردم و داشتم میشامتشون اما اولا تعدادش هم همون موقع برام مهم نبود.

ثانیا اونا از رو سرم نچیدم فقط از بقیه جدا میکردم و نگاهشون می کردم.
آیا این خواب تعبیر دارد یا از خوابهای بی معنی هست؟
مرسی از پاسختون.

447:

سلام
ميشه لطفا خواب من رو تعبير كنيد:

جمعه شب 15 آذر يا همان صبح شنبه:

نزديكهاي سحر خواب ديدم در جايي هستم كه چند تا خانه با فاصله ازهم در نزديكي جنگلي هستندو من در حال پياده رايشان هستم كه شير نر بزرگي را با يال و كوپال ديدم ، به محض ديدن شير وحش كرده وشروع به فرار كردم و در يك زيرگذر پنهان شدم ولي شير من را پيدا كرد و آمد نزديك من ايستاد من چون ميدانستم كه نمي توانم از دستش فرار كنم، نوازش كردم و شير با من دوست شد و من بدون ترس سوار بر پشت شير شده و شير شروع به دايشاندن كرد.

سپس مدتي پياده شدم و شير چرخي زد و دوباره برگشت و دوباره من سوار او شدم و شروع كرد به راه رفتن آرام و به اصطلاح گرداندن من در اون محوطه.

شنبه شب 16 آذر:

خواب ديدم كه برنامه هست فردا بميرم .

يعني مي دانستم كه فردا ميميرم و از اين جريان مي ترسيدم البته نه خيلي چون مادرم به من دلداري مي داد و مي فرمود كه نترس چيزي نيست و براي تو مشكلي پيش نمياد.


448:

با تشكر از دوستان عزيزي كه اين چند هفته خوابهاشون نوشتند
اين تاپيك دوباره فعال مي شود
از تاخير زيادي كه در تعبير خواب دوتان شده بسيار عذرخواهم و شرمنده
يه مدتي سخت مشغول بودم و محروم از ديدار گل رايشان دوستان

تعبير خوابها رو به ترتيب خواهم فرمود

449:

سلام
من خواب ديدم كه در وقت حضرت يوسف در سالني بزرگ همه نشته اند و شاتوت تميز ميكنند فقط يك نفر مرد با ريش و پوشش سفيد داشت كرفس خورد مي كرد مي خواستم ببينم تعبيرش چي ميشه ممنون.


450:

سلام دوست عزيز
از تاخيري كه شده عذر ميخوام
اما تعبير:

شما در حال و هواي قداستي برنامه گرفتيد كه در دوران حيات انبياي الهي بوده و شايد بي تاثير از ديدن سريال حضرت يوسف نباشد.البته بهتر بود جزئيات بيشتري را مينوشتيد مثل اينكه در اون تالار همه از اشراف بودند يا امت عادي و شما فقط بيننده بوديد يا مشغول كار و جو تالار،جشن بود يا عزا و يا عادي بود و اينكه خواب را در چه ساعتي از شبانه روز ديده ايد.
به هرحال به تاثيرش از سريال خيلي كار نداريم و اونچه مهم هست اين هست كه شما در اين جو(احتمالا معنايشان)برنامه گرفته ايد و اين هم مهم هست كه بدانيد پيامبران كه فرستادگان خداوند هستند متوقف به يك وقت خاص نيستند و تعاليمشان در هميشه تاريخ بشريت مفيد هست و لازم.نكحته اصلي خواب كاري هست كه در تالار انجام ميشود.كساني كه شاتوت تميز ميكنند انسانهايي هستند اهل ظاهر و به كاري سطحي و نه چندان مهم اشتغال دارند و بيشتر به رنگ و لعاب ظاهري كار توجه دارند و اين ميتواند شامل عبادات هم بشود و كسي كه مشغول خورد كردن كرفس هست اهل باطن هست و معني و به ظواهر كاري ندارد و اونچه را براي ایجاد مفيد هست مشغول شده هست كه اين فرد نمادي هست از پيامبران و معصومين عليهم السلام اجمعين و نيز شامل هركسي كه در طريق هدايت و تربيت شما قدم برداشته يا بر ميدارد،ميشود.مهم بود كه بگايشانيد شما در كجاي اين خواب بوديد و يا فقط بيننده بوديد.اگر فقط بيننده بوديد الهامي كه در خواب هست اين هست كه به ظاهر كار و خدمتي كه ديگران برايتان انجام ميدهند نظر نكنيد بلكه بسنجيد كه كدام كار براي رشد و پرورش روح شما مهم تر هست و شايد اين كار مهم را يك فرد ساده انجام ميدهد چنانچه در خواب ديده ايد و رنگ سفيد علاوه بر اينكه نشاتنه طهارت روح هست نشانه ساده زيستي هم هست.اين با توجه به مقداري هست كه فرموديد اگر سوال ديگري هست بفرماييد.

451:

مرگ حقيقي همان مرگ از بديها و صفات زشت نفس هست كه پيامبر بزرگوار اسلام فرمودند:موتوا قبل ان تموتوا(بميريد قبل از اونكه شما را بميرانند)شما در انتظار چنين مردني بوده ايد و اين خيلي خوب هست گرچه به خاطر علاقه شديد به وضعيت نفساني فعلي خود و سخت بودن جدا شدن از اين وضعيت كمي ميترسيديد ولي از ديد مادر محترمتون براي شما هيچ مشكلي پيش نمي آيد بلكه عين نجات هست و حيات وزندگي.در واقع شما برنامه بوده از مردن خايشانش بميريد و به زندگي بهتري از نظر معنايشان وارد شايشاند و اين ترس ندارد.حال توجه كنيد كه اين مردن ممكن هست نسبت به يك صفت زشت يا چند صفت زشت انجام شود،بايد در احوالات خايشانش بنگريد كه مردن از كدامين صفت زشت براي شما ضروري تر هست و سعي كنيد از همان بميريد و تمام پيام و هدايت اين خواب براي شما همين هست.

452:

دوست عزيزم سلام
تسليت ميگم
خدا روح پدر يزرگوارتان را در جوار رحمت خايشانش برنامه دهد و همنشين با بهترين بندگان و مقربان درگاهش برنامه دهد

بازگشت مردگان به عالم دنيا ممكن نيست مگر در رجعت كه اون هم شامل همه ارواح نميشود و در خصوص اين خواب بايد فرمود كه روح پدر شما به خاطر كاري و يا جبران كمبودي كه باعث نگراني ايشان هست به عالم دنيا توجه كرده اند و با اين توجه ميخواهند توجه شما را به اون كار مهم جلب كنند.كاري كه عرض شد بي شك مربوط به محيط خانه پدري شما هست و مادرتان به اين كار بيشتر آگاه هستند و بايد از ايشان كمك بگيريد ولي انجام اين كار و رفع نگراني پدر بر عهده شماست.در گذشته نظر كنيد و بررسي كنيد كه كاري بوده كه يك جور دين و تعهدي بر ذمه پدر شما باشد و يا امر مهمي كه به فراموشي و بي توجه باوقتدگان دچار شده هست مثل توجه به برادراني كه درخانه با مادر زندگي ميكنند و رفع نيازهاي مادي و معنايشان ايشان،مخصوصا موضوع مهم تربيت و يا اگر در سن ازدواج هستند موضوع مهم ازدواج و خروج از هيجانات خطير جواني.و اينكه از شما خواسته اند برگرديد خونه نشانه تعجيل در اين كار و رفع نگراني پدر هست.

453:

سلام دوست عزيز
ببخشيد كه دير جواب ميدم

ايستادن جلايشان آينه يعني بررسي احوال درون و ديدن چهره اي كه خود ساخته ايم در صفحه صاف انسانيتي كه خدا به ما عطا كرده يا همان فطرت پاك.بيشك از ديد فطرت پاك،ما خود را همان طور كه خدا داده هست و آفريده هست ميپسنيدم نه اونطور كه در ظاهر تغيير ميكنيم.مايشان سفيدي كه در سر شما بوده هست نشانه پير شدن و به پايان راه رسيدن و اتمام شور و حال جواني هست و اين از بعد منفي هست(بر خلاف مايشان سفيد در ريش كه از جهت مثبت بررسي ميشود)البته نه پايان جواني جسم بلكه پايان جواني روح و به آخر رسيدن توان حركت معنايشان و اين را در اخلاق به ياس و نا اميدي و قنوط تعبير ميكنند.شما چنين حالتي را نپسنديده ايد و اين نشانه بيداري فطرت شماست(يا اگر در احوالات خود چنين نميابيد بايد چنين باشيد و اين مهم را كسب كنيد)پيام اين خواب براي شما اين هست كه هرگونه بيحالي و خمودي و جمودي را از خود دور كنيد و هميشه روح خود را براي عبادت و انجام اعمال كارهاي خوب و براي رسيدن به خدا جوان نگه داريد و از همه مهم تر اينكه هر چند وقت(هر روز)نگاهي در آينه فطرت خايشانش بكنيد و هر چه خلاف اين فطرت پاك هست را از بين ببريد و جدا كنيد.

454:

دوست عزيز از تاخير بيش از حدي كه داشتم خيلي شرمنده و عذرخواهم و اميدوارم مورد عفو و بخشش شما برنامه بگيرم

رودخانه زلال جريان معرفت و هدايت الهي هست كه انسان را به سرمنزل مقصود مبيرد و از خطرات نفس و شيطان نجات ميدهد.ماهيهايي كه ديده ايد تعبير ميشود به خوراك معنايشان كه عنايات الهي هستند و به روح شما ميرسند و موجب تعالي و رشد معنايشان شما ميگردند.اين هدايتها را بايد توجه كرد و مورد هستفاده در زندگي برنامه داد گرچه از نظر ما داراي عيب و ايرادي باشد كه همان شبهات و القائات شيطان هست.(گاهي شيطان در انجام عبادات و پذيرش هدايتهاي الهي وسوسه ميكند و اونها را معيوب و دچار خدشه نشان ميدهد و اونقدر در شبه افكني خود اسرار ميورزد كه ما را نسبت به اون عبادت يا كار خير بيحال و بي انگيزه ميكند)در زندگي خود دقت كنيد ببينيد شايد نسبت به امري از امور عبادي سستي نشان ميدهيد(دقت كنيد كه امر عبادت فقط نماز و روزه نيست بلكه هر كار خيري كه در راستاي انسانيت شماست ميباشد ولي از همه اين كارها مهم تر نماز هست.)

455:

تعبيرش واضح هست.مشرف شدن به حرم مطهر آقا يعني داخل شدن در محدوده ولايت اهل بيت عليهم السلام و پوشش سفيد شوهرشان دليل بر رضايت حضرت از ايشان ميباشد.يعني ايشان در ميهماني ولايي پذيرفته شده اند و مورد قبول و تقدير حضرت برنامه گرفته اند.بايد بررسي كنند ببينند چه كار خوبي كرده اند كه مورد توجه حضرت برنامه گرفته اند.البته اين نيز ممكن هست كه اين خواب نوعي دستور باشد يعني بايد چنين شود.هر دو تعبير خوب هست
و اولي جاي شكر دارد و دومي جاي تامل و دقت در اجراي امر حضرت عليه السلام

456:

شما به همراه دوستتان در فرمودگايشان خدا وارد شديد.اين فرمودگو ممكن هست لفظي نبوده و به زبان دل با خدا در فرمودگو بوده ايد و جواب خداوند بصورت باران رحمتي بر شما ميباريده هست.البته ديگران هم بوده اند ولي قطعا وضعيت متفاوتي با شما داشته اند و چون اين تفاوتها جزء اسرار بوده هست شما ديگرا نمازگزاران را فراموش كرده ايد و شايد در آينده بقيه رو هم به ياد بياورديد.دوستتان در دريافت نعمات الهي مشكلي دارند كه بايد رفع كنند.عنايت الهي شامل حال ايشان شده ولي ايشان از دريافت اون عاجزند و نقص از جانب ايشان هست.
اگر خود را در وضعيتي كه فرمودم ميبينيد كه خدا را شكر و اگر چنين نيست بايد چنين شود.

457:

نميدانم شرمندگي خودم رو از اين همه تاخير چگونه بيان كنم

شما در مشكل يا مشكلاتي كه داريد نسبت به قدرت الهي و برگزيدگان خداوند شك داريد.محيطي كه فرموديد در واقع محيط شبهه و شك ذهن شماست و اين محيطي هست سرد گرچه شما اين سرما را احساس نميكنيد كه اين هم از وسوسه هاي شيطان هست.كسي كه پارچه سبز به شما داده هست نور هدايت الهي هست كه همان ولايت هست و رنگ سبز علامت و نشانه ولايت هست.مهلتي كه به شما گقته هست در واقع موقعيتي هست كه براي خروج از شك و شبهه به شما داده اند و اين موقعيت به دو تعبير ممكن هست يكي موقعيت عمر و يكي موقعيت ظهور پرچمدار ولايت.تعبير دوم از نظر من قايشان تر هست.ولي اونچه كه خيلي مهم هست و بايد مورد توجه شما برنامه گيرد همين توسل به ولايت و از اين طريق توكل برخداوند هست كه تنها راه نجات از بن بستها هست و بايد به تلاشي علمي و عملي از شبهاتي كه شما را فراگرفته هست خارج شايشاند.در هر دو مورد(علمي و عملي)اگر مايل بوديد به تاپيك جواب به سوالات اخلاقي در تالار فرمودمان درون ديني مراجعه نماييد

458:

تعبير واضح هست
سوره بقره رو بخونيد و در ترجمه آيات دقت كنيد.مخصوصا جريان قوم حضرت موسي كه در اين جريان يك دوره هدايتهايي نهفته هست كه ممكن هست جواب بعضي بعضي مشكلات مادي و فكري كه داريد در اين داستان پيدا كنيد.
البته اگر ميفرموديد كه شما به اين دستور در خواب عمل كرديد يا نه،نكات ديگري هم داشت

459:

سرگيجه مرد مورد علاقه ايشون تعبير ميشه به ترديد در ازدواج و عشق.و اين يك كمبود از طرف مرد هست كه قابل جبرانه البته با تلاش و دقت ايشون(دختر خانم)اگر اين تلاش رو انجام داد ميتونه ترديد مرد مورد علاقه خود رو از بين ببره.خصوصيتي در عسل و موز و شير هم هست كه بايد دقت كنه.اين سه از غذاهاي بهشتي هستند يعني بايد در تلاشي كه براي رفع ترديد از مرد مورد علاقه خود انجام ميده خدا رو مد نظر داشته باشه و اين تلاش خداي ناكرده شيطاني نباشه.

460:

چند وقت پیش من خواب دیدم زمستانه و برف سنگینی باریده از پوست حیوانات کاپشنی به تنم کردم مثل تو فیلم ها بود حتی خونه مون شبیه خونه های روستایی بود!
و به برادرم فرمودم برو بره (سفید وناز بود)رو بیار ببریم بالای کوه برای حضرت خضر ! داشتیم میرفتیم که بیدار شدم!

امشب یه خواب خیلی عجیب تر دیدم !
از دهنم یه نقاب بیرون اوردم بیرون و میفرمودم این همون عکسیه که اونروز گرفتم بدم به دوستم در عکس اروم بودم چشمامم بسته بود ! با خودم میفرمودم با اینکه چشام بسته هست اما عکس قشنگی شده!


اگر امکانش هست و معنای خاصی داره تفسیر کنید خواهشا! !

461:

سلام دوست عزيز
خيلي شرمنده از اين همه تاخير

تعبير خوابتون مرگ نيست.آسمان نماد پاكي و طهارت و هستجابت دعا و تعالي روح هست.با توجه به اين خواب بايد فرمود شما در موقعيتي برنامه گرفته ايدو يا خواهيد گرفت كه امكان پرورش روح و تعالي اون براي شما ممكن هست و يا ممكن ميشود.و دليل اين موقعيت هم انتخاب سكايشان خاكي هست.پيام خواب اين هست كه اگر كمي متواضع باشيد و نيز كمي به اصل خود و حقيقت خود توجه كنيد اين امكان براي شما فراهم ميشود كه در جهت معنايشان پيشرفت كنيد.البته اين براي همه به اين صورت حاصل ميشود ولي مراتب و ظرفيتها مختلف هست و با توجه به اين خواب اين موقعيت براي شما بهتر و با ظرفيت بيشتري فراهم ميشود

462:


دوست عزيز عذر من رو بابت تاخير بپذيريد:

گاايشان كه ديده ايد چنين تعبير ميشود كه شما در درون خود يك صفت به ظاهر رام و اهلي داريد ولي ممكن هست چهره بدي هم داشته باشد كه شما از اون غافليد.اين صفت همان هست كه در وجود آقاي گلزار ديديد.البته شايد ايشان اين صفت را نداشته باشند ولي شما در واقع در آيينه ايشان خود را ديده ايد.و قسمت دوم خواب كه در حيات پشت خانه ديده ايد(بعد يهو ديدم تو حياط پشت خونمون هستم با گلزار و خانوم ديگه كه بازيگر بود ولي يادم نيست كدام بازيگر بود با اين دو نفر كلي حرف زدم و خنديديم انگاري كدورتي بر طرف بشه ي همچين حالتي)دليلي همين مطلب هست.حال اون صفت كه بايد از خود دورش كنيد يا همان عجب و خودبرتر بيني هست كه در وجود گلزار ديديد و يا ديدن عيوب ديگران و غفلت از عيبهاي خودتون هست.هر دو رو در وجود خودتون بررسي كنيد

463:

سلام دوست عزيز

در بين اطرافيان شما(دوستان و فاميل)چند نفر هستند كه در راه صحيح قدم برنميدارند.البته قبلا خيلي بهتر از الان بودند ولي متاسفانه چند وقتي هست كه دچار يكسري وسوسه هاي شيطاني شده اند و از راه صحيح گذشته خود برگشته اند و شما تا حدي با دقت در احوالات ايشان اين موضوع را خواهيد فهميد(و ممكن هست ديگران نفهمند و درك نكنند)همانطور كه فرموديد كاري از دست شما برنمي آيد ولي به خاطر حساسيتي كه داريد و از ديدن اين وضع ناراحتيد بايد از كساني كه ميتوانند جلايشان اين انحراف را بگيرند كمك بخواهيد.البته اول بررسي كنيد و كساني را كه فرمودم داراي مشكل معنايشان شده اند را بيابيد و بعد در جهت هدايت ايشان تلاش كنيد.

464:

خواب اول:
ممكن هست دوران سردي را از نظر فكري پيش رو داشته باشيد و براي خلاصي از اون دو كار بايد اجرا کنيد.اول اينكه مقدمات لازم را فراهم كنيد كه عبارتند از مقدمات علمي براي رفع شبهاتي كه به سراغتان خواهد آمد و دوم اينكه در حركتي با توجه به خداوند(رو به بالا از نظر معنايشان)اقدام كنيد و در اين راه نذر لازم هست.نذري از اونچه خيلي دوست داريد و اين نذر بايد قربت الي الله باشد ولي در راهي كه ميرايشاند به حضرت علي عليه السلام توسل كنيد و از اون حضرت مدد بگيريد.


خواب دوم:

شخصيت هركسي مانند عكس گايشاناي درون اوست،و اين شخصيت(عكس)از دهان و زبان نمايان ميشود.چنانكه مولانا عيسي بن مريم فرمود.متاسفانه شما در درون خود از بصيرت كافي برخوردار نيستيد گرچه با انجام امور ديگري اين شخصيت،به ظاهر زيباست ولي زيباتر ميشود اگر در مورد كسب بصيرت بيشتر تلاش كنيد.بصيرت يعني تامل بيشتر در وقايع و كشف حقايق.

465:


برادر عزیز از لطفتون بی نهایت ممنون
فکر کنم راه طولانی در پیش دارم !
یا علی!

466:

بقيه خوابها رو هم در هفته بعد(تا چند روز ديگه) تعبير ميكنم كه بيش ازاين شرمنده رايشان دوستان گلم نباشم

467:

با سلام
هستاد عزيز خدا رفتگان شما را هم رحمت كند و با صالحان و نيكان محشور گرداند .

از توجه شما سپاسگزارم .

اين مطلب رو با مادرم در ميان خواهم گذاشت .
خدا نگهدار شما باشد.


468:

با سلام

هستاد مي خواستم در مورد خوابهايي كه لحظه اي به ذهن ما مي آيد سوال كنم .

آيا اونها هم خواب محسوب ميشوند ؟ آيا مكاشفه هستند ؟ آيا توهم هستند ؟

راستش حدود 2 سال پيش , بهمن ماه , وقتي با سرايشانس به منزل بر ميگشتم ----->

در انتهاي سرايشانس نشسته بودم و ذكر ميفرمودم (لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين - و يا حي يا قيوم - و .

.

.

) , يك لحظه ديدم در محفلي روحاني برنامه دارم .

بله آقا امام وقت (عج) به ملاقاتم آمده بودند .در اطرافشان هم افرادي سپيد پوش برنامه داشتند .

ايشان از من خواستند تا بصورت خدمه در منزلشان خدمت كنم .ناگهان به خود آمدم و ديدم ته سرايشانس هستم .
از اين ماجرا گذشت و هفته بعد در حالي كه ذكرگايشانان ته اتوبوس نشسته بودم ناگهان همان حالت هفته قبل برايم تكرار شد و آقا را ديدم كه با همراهانش به ملاقاتم آمده و از من خواستند كار چراغاني و تزيين خانه و كوچه محل اقامتشان را به من سپردند ( براي تولد يكي از امامان) و من هم قبول كردم .

در اين لحظه خودم را بر فراز محله آقا حس كردم كه داشتم محل را براي شروع كارم بازبيني ميكردم .

ناگهان به خود آمدم و خود را در انتهاي سرايشانس ديدم .
بايستي بگايشانم كه من خيلي معتقد به اين مسايل ظهور و غيبت و جمكران و غيره نيستم .

نه اينكه منكر باشم .

نه , ولي هيئت برو , جمكران برو و غيره نيستم .

در اون وقت هم اصلا به موضوعي مثل آقا امام وقت (عج) فكر نميكردم كه بگايشانم برايم تداعي ذهني شده .

شغلم هم كارشناس مهندسي در يك شركت خودرو سازي ميباشد .

همينطوري بي مقدمه همچين خوابي را ديدم .

اصلا آيا اينها خواب هستند؟ و آيا تعبير دارند؟ و يا توهمي بوده و گذشته؟ و آيا مكاشفه بوده اند؟
در ضمن اين موضوع براي هيچ كس تعريف نكردم.

فقط شش ماه بعد در يك سايت مذهبي عنوان كردم و صحت و سقم اونرا از فعالان اون سايت جايشانا شدم.

و يك سال پس از اين موضوع براي همسرم تعريف كردم .

و هفته پيش نيز پس از گذشت حدود 2 سال براي يكي از آشنايان مذهبي خودم .

و حالا از شما تقاضا دارم اگر مطلبي هست برايم بازگو كنيد .



با تشكر
خدا نگهدار شما و خانواده اتان باشد.


469:

سلام
ممنون از تعبير خوابتون مي تونم يه چيزي بپرسم ازتون
شما از روحانيون هستيد ؟؟؟؟؟

470:

دوست عزيز يه خواب ديدم ازتون مي خوام برام تعبيرش كنيد
تو خواب يه خرس قطبي سفيد رو ديدم كه داشت رايشان برفا راه مي رفت يك دفعه زير پاش مثل يه اتش فشان قرمز شد و خرس افتاد تايشان اون مواد مذاب
ولي سالم اومد بيرون من خيلي تعجب كردم كه هنوز سالمه
اما يه كم كه جلوتر اومد همش ميافتاد تايشان اب يخ بعد كم كم گوشتاي بدنش شكافته شدن از هم و خيلي زشت شد قيافه اون
ممنون ميشم خوابمو تعبير كنيد

471:

من خواب ديدم موهام از ريشه سفيد شده ولي ته موهام سياهه ميدونيد تعبيرش چيه

472:

سلام آبجي گلم
خواهش ميكنم
نه ولي با پير طريقتي آشنايم كه براي من از شمس مولانا بالاتر هست و هرچه دارم از خير سر ايشون و راهنمايي هاي ايشون دارم
اينو نبايد ميفرمودم ولي فرمودم به شرطي كه نپرسيد ايشون كي هستند و ...

473:

سلام
خسته نباشيد
فكر كنم من جزء كسايي هستم كه خيلي خواب ميبينم
ديشب نزديكاي اذان صبح يه خواب ديدم كه بعدشم خيلي اعصابم خورد شده بود
مي خوام برام تعبيرش كنيد اگه لطف كنيد ممنون مي شم
خواب ديدم عروسيه خودمه دير به عروسي رسيده بودم ولي وقتي رسيدم انگار منو قبلا برده بودن ارايشگاه و همه چيز رو خودشون درست كرده بودن
من خيلي ناراحت بودم و شاكي از ارايش خودم كه خيلي بد شده بود و اصلا راضي نبودم
راستش تو خواب از داماد خوشم ميومد ولي نميشناختمش
بعدشم غذاي عروسي بود كه يادمه تايشان هربشقابي برنج ميريختن روش سه تا تيكه گوشت تقريبا بزرگ و بعدشم چندتا كشمش روش بود
به خودمم دادن ولي من ازش خوشم نيومد همش ناراضي بودم تايشان خواب
خيلي حالم گرفته شده بود

474:

سلام داداش عزيز
مكاشفه در عالم رايشانا نيست و در بيداري صورت ميگيرد.اما اينگونه خوابها نوع عالي تري از الهامات الهي هستند كه در خواب صورت ميگيرند و به صادقه بودن نزديكترند و عنايت الهي هستند كه با توجه به ظرفيت بالاي بيننده و يا حال عالي او در ان لحظه حاصل ميشود و اگر تداوم پيدا كند و با مواظبت و مراقبت(انجام اعمالي كه اينگونه خوابها را حفظ كند)تبديل به ملكه ميشود و اگر چنين شد،خوابهايش از جنس خواب اولياي الهي ميشود البته در حد پايين.
و اگر خواب نباشد(يعني چشم بسته نشود)با توجه به شخص بيننده،دو احتمال وجود دارد:يكي اينكه مكاشفه باشد كه علامتش حسي قايشان مطابق حالت بيداري هست و شخص همه چيز را با جسم و جان درك ميكند و يكي اينكه تصورات ذهن باشد كه به خاطر شدت گرفتن،نوعي ظهور حسي كاذب پيدا كرده اند و به اوج وجود ذهني(همان تصور شديد)رسيده اند و اگر معنايشان باشند و متصل به يكي از معصومين عليهم السلام بي شك توهم نيستند و اگر معمولي باشند ممكن هست معنايشان باشند و ممكن هست دسيسه طايفه جن باشد،چرا كه اينان ميتوانند براي انسان خواب سازي كنند و خواب ساخته شده خود را الهام جلوه دهند(مخصوصا اگر از طايفه متصل به ابليس باشند)ولي اگر از نوع اول بود(به نحايشان به يكي از معصومين عليهم السلام متصل شد)حتما معنايشان و الهي خواهد بود زيرا جن،به هيچ وجه نميتواند در صورت سازي از صور معصومين عليهم السلام هستفاده كند.اميدوارم اين توضيحات كافي باشد.

و اما تعبير:
لازمه ديدن اينگونه خوابها اين نيست كه انسان هياتي و مسجدي و ...

باشد(البته بودن در اين اجتماعات ارزشمند هست و تاثير زيادي در روح دارد)بلكه بيشتر به واسطه اعمال خوبي هست كه انجام ميدهد و يا صفات خوبي كه در خود دارد.شما از ذكري بسيار قايشان هستفاده كرده ايد.ذكر حضرت يونس در شكم ماهي كه ذكري براي خارج شدن از تنگناهاي روح و ورود به آسمان معني هست و اگرچه اصل اين ذكر 400 مرتبه در سجده هست ولي در غير اين شرط هم داراي آثاري هست.و نيز ذكر يا حي و يا قيوم كه ذكر مخصوص پيامبر بزرگوار در تنگناهاي ميدان نبرد بوده و همين ذكر پايه و پايه پيروزي در جنگ بدر بود و ذكري هست بسيار قايشان با اثاري نظير همان ذكر يونسيه و شما از هر دو هستفاده كرديد و اونچه ديده ايد:
شمع دلاراي جمالش را پروانه هايي مدام در طوافند كه به گرد اين كعبه حقيقي و قبله عشق،پوشش احرام به تن كرده اند و لبيك گايشانان ميكده حضورش را مقيم اند.امر حضرتش اين بوده كه در خانه معني(همان ولايت هست)خادم باشيد و اين خانه اول از دل خود شما شروع ميشود و بعد در عالم بيرون ظهور مي يابد.اگر اين امر تكايشانني باشد(كه احتمال قايشان اين هست)شما نسبت به ولايت معصومين عليهم السلام توجه بيشتري خواهيد داشت.حداقل اين توجه نذر كردن در جمكران هست كه تعبير شفافي از خانه حضرت هست و در مراتب بالاتر سلوك و حركت در طريق اهل بيت هست كه كارهايي چون،شركت در مجالس ذكر اهل بيت عليهم السلام و مطالعه در افكار و انديشه هاي اين بزرگواران و عاليتر از همه مطالعه در سيره زندگاني ايشان و پياده كردن اين سيره در زندگي مي باشد و مكمل اينها ايجاد شوق و ذوق ظهور هست در دل كه انسان را شيفته جمال دلاراي يار مي كند و به همان معناي خادم شدن هست.و اگر اين امر تشريعي باشد،اين خواب امر و دستوري هست از طرف اون عزيز كه انجامش به انتخاب و خواست شماست.به هرحال اونچه از اين خواب برمي آيد توجه حضرت هست به شما به خاطر عمل نيكي كه كرده ايد و يا صفت خوبي كه داريد.
اما دومي:
ايجاد ياد و ذكر حضرت در دل نياز به نور دارد،خانه تاريك دل محل مناسبي براي اقامت حضرتش نيست و بايد اول آزين شود و چراغان.شما در فكر و دل شبهاتي داريد كه مانع از حضور پررنگ ياد حضرت ميشوند.بايد در زدودن اين شبهات و ابهامات اقدام كنيد.اول محيط دل و فكر را بررسي كنيد و ببينيد در خصوص حضرت چه ابهاماتي داريد و چه معارفي در خصوص حضرت براي شما سنگين هست و سپس به حل اين ايهامات همت كنيد.

اين دو خواب مربوط به هم هستند.اولي براي ايجاد ذوق و شوق در نزديك شدن فكر و دل به حضرت عليه السلام هست و دومي بيان موانع اين رسيدن و نيز راه حل رفع اين موانع هست.

و يك نكته در مورد تعريف خواب:
اولين نفري كه خواب را تعبير كند،اگر تعبير صحيح و مطابق خواب كرد كه همان خواهد شد و اگر تعبيري موافق خواب نكرد تا حدي از حقيقت اونچه در خواب بوده كاسته خواهد شد.و اگر تعبير نكرد و فقط شنيد هيچ اشكالي در حقيقت خواب به وجو نمي آيد.

475:

شما در ظاهر و اعمال ظاهري،خيلي دقت نميكنيد ولي در باطن و در دل داراي صفات خوبي هستيد.متاسفانه اكثر امت ظاهر بين هستند و درك صفات باطني برايشان مشكل هست.در روابط اجتماعي كه داريد،كمي تغيير لازم هست.پيام خواب اين هست كه اگر ميخواهيد از تصورات منفي ديگران(كه شايد اكنون نيز تا حدي دچار اون شده ايد)در امان بمانيد بهتر هست صفات خوب خود را در بيرون هم نمايان كنيد.

476:

سلام آبجي
ممنونم از لطف شما
تعبير:
ورود به عالم وصال و عشق الهي گاهي دير صورت ميگيرد.و اين داراي مقدماتي هست كه گاهي ايجاد اين مقدمات به انتخاب ما نيست و ممكن هست با عدم رضايت ما همراه باشد.رسيدن به اين وصال(عشق الهي)لازم و ضروري هست و با واسطه هايي انجام ميشود كه گاهي نسبت به اون واسطه معرفت و شناخت كافي نداريم.خوشبختانه شما نسبت به اون واسطه حس خوبي داشتيد و اين مثبت تلقي ميشود.ولي خيلي دقت كنيد و مواظب باشيد گاهي نتايجي كه توقع داريم حاصل نميشود و باعث نارضايتي ما ميگردد كه اين كمي خطرناك هست(اين با توجه به غذاي عروسي بود و شايد هم تعبيري غير اين داشته باشد كه بستگي دارد به نوع ميهمانان حاضر در مجلس و نظر ايشان نسبت به اين غذا)در كل ميتوان فرمود كه موقعيت نزديكتر شدن به خدا فراهم هست ولي يه كم دير شده و اگر موقعيت از دست برود ممكن هست اين موقعيت به هم بخورد.

477:


سلام واقعا ممنونم كه وقت مي ذاريد براي خوابها راستش من از اون ادمها هستم كه زياد خوا ب مي بينم ايشانه تعدادش تعبير ميشه براي همين زياد مزاحمتون مي شم پيشاپيش عذر خواهي ميكنم .من چند ماه پيش يه خوابي ديدم واز هر كسي پرسيدم نتونست تعبير كنه .خواب اين بود :من تايشان مسير سختي راه ميرفتم جاهاي پرپيچ وخم پل هاي سخت سپس اون وارد يك جا شدم يعني مثل كوهستان بود وبزهايي كه سرشون به جاي شاخ شاخه گندم بود به طرف من اومدن ومن بين اونها بودم

478:

خواب دیم می تونم پرواز کنم و دارم میرم بالا.البته قبلا حدود 10 بار این خواب رو دیدم؟

479:

من در اين خواب با شما مشترك هستم و حتما بزودي تعبير خواهم كرد
و همينطور ساير خوابها رو(به اميد خدا شنبه تعبير ميكنم)

480:

سلام دوست عزیز
خیلی خوشحالم از اینکه می بینم شما اینجا خواب تعبیر می کنید
راستش مدتی پیش خوابی دیدم که خیلی دلم می خواد تعبیرش رو بدونم..
من خواب های زیادی می بینم ، شاید هر شب خواب می بینم یا حتی گاهی شبی چند تا خواب!

اما حتما خودتون هم تا حالا حس کردین که وقتی یه خوابی غیر از خواب های معمولی می بینید به خوبی این رو می فهمید که این خواب تعبیر داره و شاید یه خواب معنویه.

1 ماه پیش خواب دیدم که (( اینجای خواب خیلی معمولیه و زیاد مهم نبود برام)) تو میدون تجریش دارم میرم تو یه خیابونی که در واقعیت اون خیابون اونجا نیستش و یه جای دیگه هست..
خلاصه رفتم تو اون خیابون و دنبال یه کاری بودم که انجامش بدم و برگردم .

فکر می کنم اون کار رو انجام داده بودم و داشتم برمی گشتم که همینطور که از تو اون خیابون عبور می کردم ، چشمم افتاد به کوچه ای که رو به روم یعنی اون طرف خیابون بود.

از اینجای خوابم حال و هواش عوض میشه...
از دیدن اون کوچه یه طوری شدم و بی اختیار قدم هام کند شد و ایستادم..
انگار که یه چیزی تو اون کوچه من رو به سمت خودش می کشید..


از دور می دیدم که کوچه روشن و نورانی بود و خیلی زیبا..

در حقیقت یه کوچه باغ پائیزی بود با دیوار کاهگلی.
برگ هایی رو می دیدم که کف کوچه آروم با نسیم تکون می خورند و فوق العاده زیبا بودند..
تماما محو اون کوچه شده بودم...بی اختیار طرفش رفتم و رفتم داخل کوچه

اصلا پام رو که تو اون کوچه گذاشتم کاملا خوابم تغییر کرد.

یه حس دیگه ای پیدا کرد .

خیلی معنوی بود برام..
حس خیلی زیبائی داشتم..

یه جوی آب زلال تو کوچه بود..

صدای آبش خیلی دلنشین بود..

عطر خیلی خوبی تو فضا بود و نسیم ملایمی می وزید و کوچه هم آفتابی و خیلی خیلی نورانی بود اما نه نوری که اذیت کنه.

کنار اون جوی آب ،گلهای کوچیک خیلی زیبائی در اومده بودن.

من از دیدنشون ذوق کردم.

نشستم کنار جوب و نگاهشون کردم .

دلم نمیومد بچینمشون .

اما چون می خواستم با خودم ببرمشون و بکارمشون با احتیاط چند تا شون رو که کوچیک تر و به سرحالی اون بقیه نبودند رو به عنوان نمونه چیدم و تو کیفم گذاشتم.
اونقدر اون صحنه ها و گلها زیبا بودند که کاملا مشخص بود مال این دنیا نیستند.
زیبائیشون به حدی بود که هیچ وقت تو این دنیا نمیشه تصورشون کرد.
بعد که بلند شدم دیدم برگ های زردی که کف کوچه باغ ریختند و البته میشه فرمود طلائی!
دارند با وزش نسیم آروم آروم ، پیش روی من بالا میان..

اونهم به طرز خیلی زیبائی انگار که می رقصیدند، کنار هم مثل یه توده پیش روم رقص کنان بالا اومدن.
اون لحظه انقدر احساس ذوق و خوشحالی می کردم و از دیدن اون صحنه زیبا به وجد اومده بودم که قلبم می خواست وایسه!
همینطور که بالا اومده بودن و می رقصیدن از لا به لاشون تلالو نور خورشید به طرز زیبائی جلوه می کرد..
درست همین لحظه بود که من درحالیکه به رقص و تلالو اون برگ ها نگاه می کردم از لا به لاشون صدای بلز شنیدم..

خیلی زیبا بود..

انگار که از به هم خوردن برگ ها اون صدا تولید می شد..

صدای آروم و زیبائی بود..

انگار که از لا به لای برگ ها نور می پاشید..

یه چیزی درخشنده تر از نور...
نمی دونم چطوری بگم.

مثل صحنه هائی که تو کارتون ها از چوب سحر آمیز پری ها ستاره های ریز و درخشنده میریزه وقتی جادو می نمايند.
اون نور هم تقریبا میشه فرمود مثل این بود.

از لابه لای برگ ها بیرون می پاشید..
اینجا اوج خواب من بود...
هرچی از زیبائی غیر قابل وصف اون کوچه باغ و برگ ها و گل ها و جوی آبش بگم کم فرمودم.
هرچی هم از احساس زیبای خودم و عطر و نور دل انگیزی که تو فضا بود بگم بازم کم فرمودم.


دیگه از اون کوچه باغ بیرون اومدم..

جزئیاتش دقیقا یادم نیست اما بعدش دیدم که کیفم رو گم کردم!
خیلی دنبالش گشتم..

بعد دیدم تو اون خیابون (نه اون کوچه) که اولشم توش بودم یه کلبه چوبی بود
توی اون کلبه چند نفر بودن که به همه کمک می کردن..

چند تا زن بودن.

اونها کیف من رو برام پیدا کرده بودن و با شوخی و خنده اون رو بهم دادن
اما وقتی گرفتمش دیدم کیفم خیسه انگار که تو آب افتاده باشه..

(البته اونموقع دیگه خشک شده بود)
و دیدم که اونها هم وسائلای تو کیفم رو در آوردن و اینور اونور چیدن تا خشک بشه..
بعد همشون رو جمع کردن و دادن بهم.

اما یدفعه متوجه شدم اون گلائی که تو اون کوچه چیده بودم و تو کیفم گذاشته بودم نیستند!

و شروع کردم به گریه کردن که چرا گلهام نیستند و من اون گلها رو می خوام..

((من تو واقعیت اصلا جلوی دیگران گریه نمی کنم!))
بعد اونها گلهام رو هم بهم دادند اما خوب چون گلها هم تو آب افتاده بودن یکمی شل و پژمرده شده بودن .

با این حال من خیلی خوشحال شدم از اینکه کیفم و گلها رو پیدا کردم..

انگار که اون گلها برام مهمتر از کیفم بودن..
داشتم ازشون تشکر می کردم که همینجا تلفن زنگ زد و از خواب بیدار شدم..
این خواب مدتیه که خیلی فکرم رو مشغول کرده..

در مورد اون صدای بلز هم که از لا به لای برگ ها می شنیدم، شنیدم که مفهموم خاصی داره.
راستی من یه بار دیگه هم پارسال تو یه همچین خوابی صدای بلز رو شنیده بودم و اونبار هم باز از لا به لای برگ ها!
اون رو هم بعدا تعریف می کنم...
ممنون میشم اگه تعبیرش رو بهم بگید..


481:

هستاد عزيز سلام و عرض خسته نباشيد .
از توجه شما سپاسگزارم .
خدا نگهدار شما و خانواده گراميتان باشد .


482:

سلام آقای گالکسی من هنوز منتظرم ولی مثل اینکه قسمت نیست خواب من تعبیر شود البته 10 روز پیش 2 سال تمام شد ولی من هنوز به چیزی که فرموده اند نرسیده ام.


483:

باعرض سلام خدمت شما.من مدت ها دنبال شخصيتي بودم كه خوابام رو تعبير كنه نميدونم شما اين لطف رو به من میکنید من دو سال قبل يه شب از ته دل گريه كردم با دل شكسته خيلي سخت به خاطر تمام مشقات زندگيم اون موقع با وجودي كه اون خانم یعنی هستادم که هم جنسم بود بسیار زیاد عاشقش بودم اصلا بهم اهميت نميداد مدام اصرار داشتم كه بهش نزديك بشم و دلم شكسته بود كه نزديك هم شدم ولي حالا در عين حال ازش متنفرم چون با زور خودم رفتم جلو و اون فقط ظاهر بود نه چيز ديگه خلاصه اينكه دوسال قبل شب با گريه خيلي بد با خدا درد دل كردم من ازدواج هم نميكنم من بدبختم تنهام نزدیکای عروسی دوستم بود بعد كارام رو انجام دادم و خوابيدم نميدونم كي بود تو خواب ديدم خونه پدر بزرگم هستم پدري و پدربزرگ و مادربزرگ هم هستند هر دو فوت شده اند و من در خواب ميترسيدم طرفشان بروم و ميدانستم كه اينها مرده اند چند قدم اون طرف تر بودم يك پسر حدود 5 ساله به طرف من آمد و دست من را ميكشيد و به من ميفرمود بيا اينها با تو كار دارند ميفرمودم نه من هيچي نمي خواهم نمي خواهم متوجه بشوم نمي خواهم هيچي بدانم با اصرار من را برد پدربزرگم را ديدم اشاره كرد مادربزرگت كارت دارد رفتم به طرفم آمد روبرايشان پنجره اتاقي بودندكه موقع زنده بودنشان اونجا بودند مادربزرگم خنديد فرمود تو چته؟چرا ايطوري ميكني ؟تو هم دو سال ديگه پوشش صورتي ميپوشي اين ها را با دهان بسته به من منتقل كرد و ميخنديد من هم برداشتم اين بود كه پوشش عقد هست و با لبخند سرم را پاين انداختم فرمود بيا ميخواهم به تو بگايشانم چه اتفاقاتي برايت مي افتد ولي نميدانم كه براي يك سال بود يا كلي ولي مثل اينكه ميخواست من را از نگراني در بياورد متوجه بودم كه همون سال يه اتفاق خوب برام ميفته وقتي ميخواست تعريف كنه داييم اومد با لباسی مثل گداها کوتاه تنگ بد و از پشت پنجره فکر کنم طناب ماشین را برداشت فرمودم مادر ساكت هيچي نگو ميفهمه فرمود خوب بعد به دختر عمم اينا فرمودم بيايد مادر ميخواد بگه چه اتفاقاتي قراره برامون بيفته وقتي نشست شروع كنه بهم بگه همون هستادي كه اون موقع مي خواستم باهاش باشم نميشد و حالا ميخوام رابطه رو قطع كنم از اون طرف حياط اومد دختر داييم رو كه اون موقع يك سال داشت بغل كرد فرمود بوسم كن نميكني خوب پس خودم ميبوسمت همون لحظه كه اون هستاد وارد شد من بلند شدم با بي اهميتي اتاق رو ترك كنم يعني من اصلا به تو فكر نميكنم دوستت ندارم البته به محض ورودش خانواده پدرم به هستقبالش رفتند و من هم براي اينكه به او بفهمانم برايم مهم نيست بلند شدم بروم مادربرگم هنوز هيچ چيزي نفرموده بود بلند شدم از اتاق بروم بيرون مادر بزرگم صدايم زد فرمود فراموش كردم بگايشانم به قتلش برسان من متوجه بودم قتل چيست فرمودم چه ميگايشاني مادر فرمود هيچي مگه چي فرمودم به قتلش برسان اگر به قتلش نرساني به قتلت ميرساند ببعد همان لحظه كلمه آينه به ذهنم آمد نه تصايشانرش و از خواب بيدار شدم ترسيده بودم 10 روز از اون دو سال گذشته هنوز خبری نیست اتفاق خوب اين بود كه برادرم با من قهر بود خودش سپس 8 سال آشتي كرد اونجا هم كه هستادم به دختر دايي من فرمود ببوسم تعبير شد هستادم خانه ما آمد و دختر دايي من اونجا بود او را بغل ميكرد و ميبوسيد در حالي كه موقع اين خواب چنين ارتباطي بعيد بود ولي الان ديگر اين رابطه را قطع كرده ام.چون در همان حد بود دعوت من از او بعد يك قسمتي از خواب من دو پسر جلايشان درب ميديدم داخل حياط يك پسر تقريبا 6 ساله زيبا و آرام و يك پسر 3 ساله كه نحيف تر بود و مث اينكه اذيتش ميكردند ميفرمودم نكنيد تو را به خدا اذيتش نكنيد حس دلسوزي نسبت به او داشتم هر دو پسرهاي دختر عمه ام بودن در حالي كه دختر عمه ام الان يك پسر بزرگ و يك دختر كوچك دارد ميشود خواب منرا تعبير كنيد لبا س صورتي.

قتل .اين پسر بچه ها .آينه .البته در اين دو سال رابطه من با اون خانم تا حدي بهبود داشت ولي كم توجهي ميكرد و كاملا يك طرفه بود و عذاب ميكشيدم من هم قطع رابطه كردم.با تشكر

484:

حدود یک ماه قبل اوايل شب در خواب ديدم دختر عمه ام در خانه خودمان در آشپزخانه جاي نشست و برخاست هميشگي مان به طرف من آمد و با حالت شيطنت و كمي لبخند يك تسبيح را به من داد فرمود اين تسبيحي هست كه سر سفره عقد فلاني پاره شد گايشانا موقع خطبه پاره شده بود بگير الان براي تو همان دختر كه تسبيح سر سفره عقدش پاره شده بود بلافاصله آمد و فرمود بله اين تسبيح ديگه مال تو براي تو باشه من هم ميخنديدم واسه چي البته اون تسبيح رو دوباره گره زده بودن اون ها با خنده و شيطنت تسبيح رو بهم دادن كه ديگه واسه تو و جوابم رو ندادن كه واسه چي داريم بهت ميديم ولي مثل اينكه احساس ميكردم چون سر سفره عقد بوده حاجت روا ميشم ولي مي پرسيدم كه اگه منظور ازدواج نگيرمش چون ميترسم ازدواج كنم نتونم ادامه تحصيل بدم خلاصه كه تسبيح رو بهم دادن ولي تسبيح پاره شده رو گره زده بودن و وقتي گرفتم تو دستم يك نمك شيشه هم ته دونه هاي تسبيح ديدم كه نخ كشيده شده بود خوشحال هم بودمنميدونم فكر كنم نمكه آبي فيروزه اي رنگ روش زده بودن يه دختر عمه ديگم فرمود بدم مياد از اونايي كه فكر ازدواجن من هم فرمودم نه پرسيدم كه اگه مربوط به شوهر هست نگيرمش به هر حال تو دستم بود و خوشحال بودم تو خونمون هم عروسي يه زني بود كه الان يه بچه داره پوشش عروس داشت ولي نباتي بود و ميفرمودم نگاه زياد شباهت نداره به پوشش عروس در ضمن اون دختر هم كه تسبيحش ر به من دادن دو هفته پيش عقد شده

485:

سلام ببخشيد خواب من رو تعبير نكرديد من يه خواب ديگه ديدم :
خواب ديدم خونه مادربزرگ خدا بيامرزم هستم واز پنجره اتاق بوته گل نرگسه ايشانه مشت يعني 3تا چيدم يكي رو دادم خواهرم ودوتا موند براي خودم
با شرمندگي زيييييييييييييييييييييييي يياد ميشه بگيد تعبيرش چيه

486:

سلام..
ببخشید هنوز خواب من تعبیر نشده..؟

487:

سلام.تورو خدا چند ماه هست من منتظرم.خدا رو خوش میاد زودتر از همه زدم هنوز هم تعبیر نشده.


488:

قشنگ تری خوابی که دیدم رو می نویسم
البته تعبیرش رو از یک نفر پرسیدم.

شما هم لطف کنید تعبیر کنید


وقتی که تعبیر شد برام حدود یک ماه بعد اتفاق فوق العاده جالبی برام افتاد که درست بودن تعبیر رو فهمیدم:

یک شب خواب دیدم که دارم با ماشین همراه با عموم از یک شهر به یک شهره دیگه می ریم.

مسیر هم بیابونی بود.


سره یه پیچ وایسادیم.

من یه باغ بسیار بسیار زیبا دیدم که حاضرم بمیرم و دوباره یه همچین باغی ببینم:


درختای سر به فلک کشیده (حدود 1000 متر بلندیشون بود!)
تا 500 متری نته ی اصلیشون برگ نداشت و شاخ برگ ها درخت ها
از حدود چند 100 متری شروع می شدن.
جالب اینجا بود که هم مثل درخت صنوبر شاخ و برگشون منظم و جمع و جوربود
و هم مثل درخت چنار شاخ و برگشون درهم و پیچیده اما منظم.

و درخت ها انگار هم تو مسیر های منظم کاشته شده بودند و هم عیر منظم!
هم تعدادشون زیاد بود و همه جا رو پر می کرد هم به نظر اندازه می ومد!

نور محیط هم یه چیزی مثل غروب بود یعنی نه روز بود نه شب!

و قشنگ تر اینکه از جایی که شاخ و برگ درخت ها منظم تا اسمون رفته بود
گل های صورتی زیبا مثل مسیر یک فنر دور درخت ها پیچیده شده بودو

زیبا تر از همه تشعشع نور خورشید از لا بلای شاخ برگ های سر به فلک کشیده ی
اونها پیدا بود.

من از ماشین پیاده شدم و محو شدم.

فرمودم واییییی چه باغی! چه درخت هایی

اومدم دوربینم رو از تو ماشین بردارم و عکس بگیرم دیدم دوربین نیست.



صحنه برگشت و من سریع رسیدم دمه خونه ی مادر بزرگم که دوربینم رو پیدا کنم.

...

خلاصه تا دوربین رو پیدا کردم همکارم در اتاق رو باز کرد و فرمود بچه ها td شدیم

هورااا پاشید جشن بگیریم.


(td یعنی وقتی چاه نفت رو تا اخر با موفقیت حفاری می کنین و در حقیقت کار تمام شده)

من هم با ناراحتی از خواب بیدار شدم

489:

سلام..
هنوز موقعيت نکردید خواب من رو تعبیر کنید؟

490:

سلام
من کنجکاو شدم بدونم معنی خوابم که با شما مشترک بود چیه

491:

من خواب دیدم تو یه فنجون شکسته قهوه می خورم...
تعبیرش چیه؟!

492:

آقا ما اخیرا" یه خواب دیدیم خیلی باحال بود!
خواب دیدیم رفتیم تو یه جای سرسبزی بعد اونجا یه مرد میانسالی بود اسب می فروخت!
ما فرمودیم اینجا خال می ده یه اسب از این آقاهه بخریم باهاش صفا کنیم
آقا ما اسبه رو دیدیم و پسندیدیم و خریدیم800هزار تومن!
یه اسبی بود تقریبا سیاه ولی یکم روشن تر از سیاه
یعنی سیاه خیلی سیاه نبود یکم روشن تر بود
خلاصه پای چپو گذاشتیم رو رکابش پریدیم بالا!
ضایه بازی هم در نیاوردیم و خیلی حرفه ای سواری کردیم!
اسبه یادمه از این چشم بندام داشت
از اونایی که به چشم اسبا می بندن که فقط جلوشو ببینه!
اسبه به موانع که می رسید خودش می پرید خوب هم فرمون می داد!!!! یعنی راحت افسارشو که می چرخوندی چپ و راست می رفت مثل ماشین مجبور نبودیم سرعتشو واسه پیچیدن کم کنیم!
خلاصه رفتیم بعد که یکم رفتیم به خودمون فرمودیم که نکنه این بابا سر ما کلا گذاشته باشه؟
ما که اسب بخر نیستیم که شاید کمتر از 800تا می ارزید!
بعد به خودم فرمودم شاید فقط 300 تا می ارزیده به ما داده 800 تا!
خلاصه تا آخر خواب داشتم با خودم کلنجار می رفتم که این چرا 300 تا می ارزه ما خریدیم800 تا!!!
باحال بود نه؟:دی

493:

سلام
ببخشيد ما منتظريم

494:

گالکسی نمی دونم چرا دیگه نیومدن ..


495:

هنوز خواب من رو تعبیر نکردید دوست عزیز؟
راستش دیشب یه خواب دیگه دیدم ..

که البته زمین تا آسمون با اون خوابم فرق داره ..
نمی دونم این خوابی که دیشب دیدم اصلا تعبیری داره یا نه ..
چون این روزها حال روحی خیلی بدی دارم و در خواب و بیداری ناراحت و مضطرب و غمگینم.
به خاطر همین همه شب ها بدون هستثنا کابوس می بینم و تا صبح نمی خوابم و همش با ترس و وحشت و ناراحتی شب رو به صبح می رسونم و نصفش رو هم بیدارم.
گاهی وقتها اونقدر می ترسم که قلبم به شدت میزنه و نگرانم می کنه..

اینا رو فرمودم که بگم یعنی همه خواب هائی که این روز ها می بینم و بد و شبیه همین هستند ..
دیشب خواب دیدم روی بدنم یه زخمه.
یعنی اولش زخم نبود یه جوش خیلی کوچیک بود کمی بالاتر از شکمم.
بعد اومدم اون رو بگیرم وقتی گرفتمش متوجه شدم فقط ظاهرش کوچیک بوده و خیلی عمیقه مثل یک زخمه بزرگه یعنی.
((من همیشه تو واقعیت هم این جوش های ریز سفید رو با ناخنم می کنم و هیچی هم نمیشه این هم ظاهرش مثل همونها بود البته من تو واقعیت هیچ وقت بدنم جوش نزده فقط گاهی صورتم میزد))

روش رو که کندم دیدم حفره عمیق تری داره و داخل اون حفره هنوز اون مایه سفیدی که توش بوده پیداست و حتی خیلی بیشتره! اومدم اون رو بگیرم دیدم حفره از اون هم پهن تر و عمیق تره..

خیلی وحشتناک و ترسناک بود..
خیلی...

هرچی بیشتر جلو میرفتم می دیدم حفرهه وحشتناک تر و عمیق تره و هی بزرگ تر میشد طوریکه از یه نقطه کوچیک رسیدم بودم به حفره ای کمی کوچکتر از کف دست!!!!!!


اون چرک سفید هم تبدیل شده بود به چرک قرمز رنگ یا قهوه ای ..

خواستم اونو هم بیرون بکشم که دیدم دیگه با اون چرک اعضای داخل بدنم داره از اون حفره میزنه بیرون و میاد بیرون!!!!!!!!!
خیلی ترسناک بود و غیر طبیعی........
اعضای داخل بدنم داشت ازون حفره بزرگ میومد بیرون ..
یادمه خیلی وحشت کرده بودم و به این فکر می کردم که اینطوری یعنی میمیرم؟

البته این رو هم بگم که این شب ها من همه خواب هام ترسناک و بد هستند اما این یکی کمی با اونها فرق داشت و وحشتناک تر بود..
حس کردم ممکنه تعبیری داشته باشه..
این رو هم بگم من آدمی نبودم که شب ها خواب بد ببینم.

ممکن بود من ســــــــــــــالی 1 بار یا دو بار خواب بد ببینم و باقیش یا خواب معمولی بودند و یا خواب خوب و شیرین..

اما الان مدتیه که همش ترس و کابوس و وحشت و رنجه ...
البته وضعیت روحی و احساسیم تو بیداری هم همینه ..



ممنون میشم اگه تعبیرش رو بهم بگید..


496:

سلام من خواب دیدم دارم پرواز می کنم می رم بالا این خواب چند ساله با من مشتاقم بدونم معنیش چیه

چون زیاد این خواب را می بینم اونم در مکان های مختلف!

497:

داري ميميري(روح ار بدنت جدا ميشه....)

498:

فکر کنم خود آقایgalaxyتعبیرمی نمايند.ولی با این حال این مورد هم در نظر میگیرم.

499:

جدا از مسئله ی تعبیر ایشون کجاست؟
مدتی هست نمی ان.



حالشون خوبه؟

500:


يا عالم الغيب والشهادة

هستاد Galaxy عزيز نگران شديم .

كجا هستيد ؟

يك connect كوچك هم بكنيد , ما خوشحال ميشايشانم .

اميدواريم هر كجا باشيد خداوند پشت و پناه شما و خانواده گراميتان باشد .


501:

براتون پيام خصوصي ارسال کردم .


502:

نظر منو بخوای از ذدو حالت خارج نیست!
یا جنگ غزه روت تاثیر گذاشته یا ....

اینکه در درونت یه جور پلیدی پنهان وجود داره! شاید به خاطر گناهان به ظاهر کوچیکی که مرتکب شدی! (چه خوف!)

503:

پرواز ردن در خواب نشانه ي عظمت يافتن و دستيابي به مقام بزرگ و پيشرفت هست
من كمي تعبير خواب مي دونم ولي شديدا به دوستانم توصيه مي كنم كه خوابشون رو به كسي نگند

504:

چرا خوابمونو نگیییییییییییییییم

505:

سلام به همه دوستان عزیزتر از جان
ممنون که نگران حال من بودید
مشکل خاصی نبود فقط یه کم سرم شلوغ شده بود
بزودی دوباره این تاپیک فعال خواهد شد.فعالتر از قبل
و امیدوارم که بتونم در خدمت دوستان گلم باشم.




506:

سلام من تازه عضو اين سايت شده ام و نميدانستم چگونه و در كجا بايد خواب خود را تعريف و تعبير ان را داشته باشم و تنها جايي را كه براي ثبت خوابم پيدا كردم اينجا بود به هر صورت اگر اشتباهي صورت گرفته معذرت ميخواهم و اميدوارم من را راهنمايي كنيد

يك هفته پيش خواب ديدم در كنار دريا هستم موجودي از دريا بيرون امد البته فقط تا گردن و بدن او در اب بود او از طرف خدا پيغام اورده بود كه قراراست خسوفي (خورشيدگرفتگي ) رخ دهد و همينطور اتفاقاتي و اين پيغام را براي پيغمبر اورده بود(البته ايشان انجا نبودند اما من اينطور درك كرده بودم ) و همينطور براي خواهر بزرگم من سعي ميكردم كه خود و اطرافيانم را كه خانواده ام بودند از ان مكان دور كنم مدام به خواهر بزرگم ميفرمودم زود باشيد از اينجا برايشانم مگر نديدي كه ان موجود چي فرمود اما انها به اندازه من عجله در دور شدن از ان مكان نميكردند بعد ديدم همينطور كه سعي دارم از ان مكان بروم و تا مچ پايم در اب دريا بود پايم را بلند كردم ديدم كف پايم مثل برف سفيد شده فرمودم ببينيد كف پايم چقدر تميز شده بي نهايت كف پايم تميز و سفيد شده بود

507:

خواب قشنگی تعریف کردی
تعبیرش خوب باشه خوبه

508:

سلام...
من می‌خواستم برای آموزش تو یه آموزشگاه ثبت نام کنم که تردید داشتم...
دوستم خواب دیده که من دارم می‌گم دیرشده فقط همین راهو داشتیم و او گریه می‌کرده و می‌فرموده من می‌تونم بازم صبرکنم...اگه می‌شه این خواب رو برای من تعبیر کنید...(فقط موقعيت ثبت‌نام داره تموم می‌شه خیلی ذهنمو مشغول کرده)
با تشکر

509:

با سلام و وقت بخير
من يكماهي ميشه كه از چهلم مادرم ميگذره.

تقريبا هر 2-3 شب يكبار به خواب من مياد و با خوشرايشاني و خنده با من صحبت ميكنه اما موقع رفتن با چشم گريون و مغموم از پيشم ميره ضمنا موقع رفتن بغلم ميكنه و يه خداحافظي گرم ميكنه.

ميخواستم بدونم تعبيرش چيه و اينكه اينقدري كه به خواب من مياد به خواب بقيه اعضاي خانواده نمياد دليل خاصي داره؟
ممنون از جوابتون.


510:

سلام
من یه خواب بد دیدم که همش یادم نیست.
من خواب دیدم که یه آدم کشتم و همش دارم فرار می کنم
میشه خواب منو تعبیر کنید؟

511:

قتل یا کشتن یک نفر در خواب وقتی میتونه تعبیر خوبی داشته باشه که خون دیده باشی..

ختم به خیر میشه..خفه کردن یا دار زدن شخصی در خواب که کشته باشنش به معنی اینه که عمر دراز مدت و طولانی برای فردی هست که میمیره..(( درسته ؟)) هستاد رایان بهتر دنبالهاشو پی گیری میکنه.

512:

سلام تبسم خانوم ..
من یکی از دوستام چند روزه پیش تصادفه سختی میکنه ..الان خونس ...حالشم خوبه ..
چند شبه خابشو میبینم ..
نگنه میخواد که برم ایادتش ؟؟؟
ولی نمیتونم الان ...

واقعا نمیتونم ...
ولی خوابشم تمومی نداره ..
همش خوابه اونو میبینم ...
خواب میبینم دایم میگیم میخندیم ...
ایشالا که خیره

513:

سلام پرینکو ..

نگران نشو چیزیشون نیست..


514:

2ماه پيش خواب پدر خدابيامرزم را ديدم كه به من فرمود رو به طرف پسر 3 سالم كردو فرمود اين يه مريضي ميگيره كه زودتر بره كمتر همرو تو دردسر ميندازه بعد قيافش شبيه كس ديگه شد فرمود 2 روز مونده به تولدش ميميره.البته من خوابهاي پريشون هر شب ميبينم يعني نشده كه تو اين چند سال من اصلا خواب نبينم از اون شب من كلافم چند سال پيش هم مشابه اين خواب ديده بودم كه پسر خالم كه فوت شده به من ميگه تو تا تير ماه مياي اينجا اشاره به قبرستون چند وقتي پريشون بودم اما اتفاقي واسم نيوفتاد حالا كه اين

515:

خواب دوماه پیشته ؟ تعبیر شده به این ترسناکیه که یادت نرفته

516:

یعنی خواب ببینیم اینجا بگیم تعبیر میشه ......

دستتون درست منم چندتا خواب دارم یکیشونو اصلا نمیتونم تعبیر کنم

517:

تعبیر یکیشو نمیدونی بقیشو بلدی ؟ اگه تونستی نظر بدی برای بچه های دیگه را هم که خوابشونو تعریف میکنن تعبیر کن..راستی خوابتو تعریف کن خوب

518:

خواب دیدیم یکی از دوستام دست راستشو برید و انداخت کف دستم و دست من سوخت همین

519:

وای من همش خواب میبینم کسی دنبالمه نمیدونم چی کارم داره ولی دنبالمه بعد من مجبور میشم پرواز کنم تا بتونم از دستش در برم هی میرم بالا تو آسمان گتهی هم پایین میام ولی همش دارم در میرم !

520:

سلام گالکسیه عزیز .من امروز عضو شدم.چند تا خواب دیدم که اگه لطف کنی برام تعبیرشون کنی ممنون می شم.البته نمی دونم اینا رو سپس نماز صبح دیدم یا قبلش و نمی دونم که گذشت وقت از روی خواب هام بازم می شه تعبیر کرد یا نه.به هرحال می گم چ.ن ذهنمو مشغول کرده.چند تا هست من براتون می کم.
یه زنعمویی داشتم که خیلی دوستش داشتم و بنده خدا جوونمرگ شد.چند وقت پیش خواب دیدم یه جایی باهم هستیم .تا دیدمش بغض گلومو گرفت.بهش فرمودم زنعمو دلم برات خیلی تنگ شده تو رو خدا منم با خودت ببر.اونم فرمود نه حالا زوده و تو حالا حالا ها عمر می کنی.یه دفعه مثل چیزی که دلهره بهم افتاده باشه فرمودم پس پدر و مادرم ،خواهر و برادرم (آخه من یه برادر دارم که از خودم 17 سال کوچکتره و الان 9 سالشه) بعد اونم با یه حالتی فرمود :داداشت که یه 10 20 سالی بیشتر عمر نمیکنه.نمیدونم واقعا تعبیرش چیه ولی از اون روز همش به این خواب فکر می کنم و میگم اگه خدا یه دونه برادرم طوریش بشه من تو این کشور غریب چی کار کنم.آخه من خارج از کشورم و خانوادم ایرانن

521:

خواب دیگه ای که دیدم درباره ی زلزله بود.خواب دیدم روز بود و زلزله اومده بود .بعضی خونه های تو خیابان مادربزرگم اینا توی شهرری خراب شده بودن ولی بعضی نه.با مادربزرگم اینا داخل خونه بودیم و وقتی زلزله اومد از خونه اومدیم تو خیابون.ولی من همش فکر می کردم که یه چیزایی تو خونه دارم برم بیارمشون بیرون یا نمی دونم فکر می کردم کسی مثل برادرم که بچست تو خونست و برم نجاتش بدم.توی خواب حیاط خونه یه سقف گنبدی شیشه ای داشت که همش میترسیدم اگه برم تو خونه ممکنه دوباره زلزله بیاد و شیشه هاش بریزن رو سرم و از اینم ترس داشتم که نکنه برم تو خونه خونه رو سرم خراب بشه.خلاصه تو خواب تصمیم گرفتم برم تو خونه و حالا اون وسیله یا اون شخصو بیارم بیرون،و شروع کردم به خوندن یا حمید و به حق محمد یا عالی و به حق علی تا آخر .مدام این ذکر رو می فرمودم و چشمم به گنبد شیشه ای بود که مبادا بریزه رو سرم.به سلامتی وارد خونه شدم.هوای تو خونه تاریک بود و گرد و خاک تو هواش بود.رفتمو اومدم بیرون و از خواب پریدم.به نظر شما تعبیرش چی می تونه باشه.


522:

یه بار دیگه خواب دیدم یه جایی هستیم با همه فامیل خودمو شوهرم.حس می کردم حرم پیغمبره.همه بودن حتی مادرپدرم که پیرن و زیاد توانایی مسافرت ندارن.نمی دونم تا حالا از در مصلا از صحن قدس حرم امام رضا وارد شدید؟یه جایی بود مثل اونجا .با این تفاوت که وقتی از درش وارد می شدی تاریک بود و نور زیادی نبود و پله میخورد می رفت پایین .یه ضریح چهارگوش وسط اونجا بود که انگار از فلزهایی تیره ای ساخته بودنش .منظورم اینه که مثل ضریح های رایج الان براق و زیبا نبود.هم رفتیم دور ضریح چرخیدیم و زیارت کردیم.همش فکر می کردم اینجا حرم پیغمبره و سپس اونجا اومدیم بیرون.
به فاصله چند روز بعدش خواب دیدم که با مادرم و پدرم و مامان مادرم دوباره تو صحن حرم پیغمبریم .پدرم پوشش احرام تنش بود .به ما فرمود بریم نماز بخونیم و بیایم بیرون.رفتیم باز یه رواقایی داشت مثل حرم امام رضا که امت نشسته بودن تو صفای نماز .ما هم از پدرم جدا شدیم و رفتیم تو صف نماز نشستیم.بازم مثل قبل تو رواق و اونجایی که امت نشسته بودن برای نماز نور کمی بود و با اینکه روز بود و تاریک بود تو حرم.من هی به ساعت نگاه می کردم و بهم می فرمودن ساعت 2:20 دقیقه اذانه و نماز می خونن ومنم یه مهر تو دستم بود و بدون هیچ دلهره ای باهاش می خواستم نماز بخونم.و هی به ساعتو نگاه می کردم که انگار روی 1:20 گیر کرده بود و جلو نمی رفت

523:

بازم سلام گالکسی عزیز .دل تو دلم نیست خواب هام رو تعبیر کنی.دو تا خواب دیگه مونده اگه اجازه بدی تعریف کنم.امید دارم که زودتر جوابمو بگیرم انشالله.
خواب دیدم که انگار یه جاده ای هست که یه طرفش کوهه و یه طرف دیگش دره و از توی دره رودخانه ای جریان داشت .این جاده خاکی بود و همه امت داشتن به یه سمت حرت می کردن.جمعیت زیادی بود و هیشکی به هیشکی نبود .فقط یادمه که همه بی اراده در یک جهت حرکت می کردیم .من توی خواب احساس دلهره داشتم و هی به خودم می فرمودم دیدی قیامت شده و همه دارن می رن حساب کتاب پس بدن ،ولی چرا اگه قیامت شده این رودخونه پر از آتیش نیست که امتو به صحرای محشر برونه ،چرا هنوز خورشید تو آسمونه(اخه روز بود) ولی باز هول و هراسی از حساب و کتاب تو دلم بود.یادمه که تو جمعیت مادرمو دیدم که اونم داره میره دنبال بقیه خانوادمم گشتم ولی کسی ازشون رو پیدا نکردم.ولی خودمو به مادرم رسوندم،اونم زیاد خوشحال نبود،یادم نمیاد ناراحت بود یا هیچ حالتی تو چهرش نبود.خلاصه شروع کردم چند بار به مادرم فرمودم تو رو خدا حالا که داریم می ریم پای حساب و کتاب منو ببخش ،حلالم کن.چند بار تو خواب بهش اینو فرمودم ولی اون تو چهرش هیچ تغییری حاصل نشد و هیچیم نفرمود .تو جمعیت دنبال مامام مادرم هم می گشتم و همش می فرمودم تا نرسیدیم برم ازش حلالیت بخوام.بعضی وقتا پشت سرش یه چیزی فرمودم.خلاصه در همین گیر و دار بودم و بی اختیار به حرکتم ادامه می دادم که از خواب پا شدم.


524:

این گونه خواب ها تعبیری ندارن
بلکه از پریشان حالی و مشغله فکری سرچشمه میگیرند
من هم همینطور بودم و گاهی در خواب فریاد میکشیدم....

بهتره شام زودتر و سبکتر بخوری
قبل از خواب هم یک لیوان شیر و یا اب ......

525:

وای آقای گالاکسی کجایین پس؟زودتر تعبیر خوابهام بگین .خیلی مشتاقم.می دونم سرتون خیلی شلوغه.آخه دل من خیلی کوچیکهتازه یه خواب دیگه هم دارم اصل کاریه

526:

با اجازه گالاکسیه عزیز:
گاهی خواب هایی که ما میبینیم از افکار ما الهام میگیرند...
اگر زن عموی شما به خوابتون اومده و چنین چیزی فرموده....دلیل بر صداقت و تعبیر عینه ان نمیشه...
خودت میگی دوسش داشتی و به فکرش بودی.........
این رو هم از یاد نبر که عمر دست خداست و وقت مرگ هیچ انسانی رو دیگری نمیدونه..ولو در عالم دیگه
اما این احتمال وجود داره که خدای ناکرده بخواد اتفاقی برای برادرت بیافته...و این خواب نوعی هشدار بوده .
از نظر من بهتره برای برادرت صدقه بدید

527:

سلام..

منم با صدقه دادن موافقم چون واقعا دفع بلا میشه و خدا خودش کمک میکنه که بلا ازمون دور باشه !!

528:

سلام شما در حین اطمینان دو به شک هستید ! من شنیدم که بهتره وقتی خواب معصومین (ع) را میبینید تعریف نکنید که باز هم به خوابتون بیاد..
دلیلش اینه که وقتی شما در خواب حرم امن پیامبر یا ..را مشاهده میکنید و اونرا برای دیگران تعریف میکنید شخص شنونده ممکن هست که با خودش رشک ببرد که خدایا چرا در خواب من نمیایی ؟ یا به خدا گله کند که خدایا مگر ایمان من کمتر هست که شخص ایکس میتواند شما را مشاهده کند و من نمیتوانم ،..

بنابراین بهتره که برای ادای دین به دیگران این گونه خوابها را که به معصومین و پیامبر هست را تعریف نکنید .

و فال نیک بگیریدچون آرزوی همه دیدن صحن مطهر امام معصوم هست !

529:


صدقه تو صندق صدقات
پر کردن جیب اقایونه

530:

.

میدونید که چندین هزار خانواده دارن از طریق حقوقی که از کمیته امداد امام خمینی دریافت مینمايند رفع معاش مینمايند.

!
هزاران بی سرپرست زیر چتر حمایت ماها هستند.

همین صدقات منبع این نیکوکاری هست .

راضی نیستید صدقه ندید .


531:

تبسم جان ممنون.من می خواستم این ها رو برای آقای گالکسی به صورت خصوصی بفرستم .چون واقعا کنجکاوم بدونم تعبیراشون چی میشه.ولی وقتی خواستم این کار رو انجام بدم ،سایت پیغام داد که باید 60 تا پست داشته باشم.منم تازه عضو شدم و مجبور شدم اینجا بذارم.در ضمن بدون تعارف بگم که فقط خودم و خدای بالای سرم می دونه که چقدر کارنامم سیاهه و اگه هنوزم تو ایجاد خدا آبرویی دارم،از بزرگیشه که نخواسته حقیرم کنه.اینقدر کارهای بد جورواجور دارم که اگه یکیشو پدر مادرم بدونن دیگه حتی حاضر نیستن منو به فرزندیشون قبول داشته باشن و از استقامت خدا در عجبم و شرمنده که هنوز منو به خاطر کارهای بدم نکشته .اینو به دور از تعارف های روزمره می گم برای دوستانی که خواب هام رو بخونن و فکر کنن خوش به حالش عجب خوابی دیده .اینو نفرمودم برای شکسته نفسی و اینکه شما تو دلتون یا بگید "باز از این حرفای حاج آقایی داره می زنه جانماز آب می کشه" یا بگید "نه عزیزم این حرفا چیه شما خیلیم پاکید که این خواب ها رو می بینید." درباره ی صدقه هم،من اینجا صدقه نمی دم ،یعنی آخه به کی بدم.به کلیسا بدی که صرف ترویج مسیحیت میکنن،به بدبختای تو خیابون بدی ،به جای اینکه واسه خودشون غذا بگیرن میرن باهاش آبجو می خرن که شبی رو تو مستی سر کنن.به مادرم هم بگم صدقه بده،گیر می ده از اون گیرا که صدقه واسه چی و تا نفهمه و ته و توش رو در نیاره دست بردار نیست و شما بهتر می دونید که فرمودن یه همچین خوابی برای مادرم ممکنه چقدر ناراحت نماينده باشه.البته با توجه به حرف اون خانمی که فرموده بودن جیب آقایان ،باید بگم که ما تو خونه ی پدریم یه صندوق صدقه داریم که مال مسجد محل هست و پولش برای فقیرای محل خرج می شه.


532:

سلام آقای گالاکسی .زودتر بیاین.

من یه خواب دیگه هم می ذارم که اینو مادرم دیده و ازتون خواهش کرده براش تعبیر کنید.
مادرم این خواب رو عصر روز 22 ماه رمضون برای خواهرم که مجرده خواب دیده.دیده که پای ظرفشویی وایستاده و داره ظرف می شوره .بعد یه آقایی (که میشناسدش و به دختر همسایمون خصوصی درس می ده) اومده بهش فرموده که "من اومدم واسه دخترت خواستگاری فقط به خانم حسینی(خانم حسینی همسایمون هست و مادر همون دختری که این آقا بهش خصوصی درس میده ) نگو ناراحت می شه .من خودم بعدا بهش می گم."

دستتون درد نکنه و ببخشید که من اینقدر مزاحمتون شدم.امیدوارم خدا براتون در دنیا و آخرت جبران کنه

533:

سلام
من توی یک اداره شاغلم و یکی از همکاران که خیلی هم آدم مومنی هست این خواب را در مورد من دیده هست.
ایشان خواب دیده اند که من دو گونی که یکی برنج و یکی شکر بوده از اداره دارم می برم .ظاهرا این دو گونی برای من سنگین بوده و ایشان به من می گویند که بذار کمکت کنم ولی من می گویم سنگین هست خودم می برم ایشان اصرار می نمايند و من گونی شکر را به ایشان می دهم و وی گونی را می برد .

تعبیر این خواب چیست ؟

534:

سلام آقای گلکسی ببخشید من دیشب یک خوابی دیدم که همش توی ذهنمه و فکرم را مشغول کرده و نگران .

من خواب دیدم مادرم درد زایمان داره و در خواب منتظر وضع حمل بودیم که تا من بیدار شدم اتفاق نیفتاد .من شنیدم که خواب زایمان برای زنی که در سن بچه دار شدن نباشه بده برای این خیلی نگرانم مخصوصا اینکه دور از وطن هم هستم .

ممنون میشم اگر تعبیرش را به من بگویید.


535:

در این تاپیک به مدد خداوند خواب شما تعبیر خواهد شد
خواب نوعی الهام از عالم بالاست و خداوند از سر لطف
بعضی از حقایق رو در خواب به انسان می گوید
لذا هر خواب یک پیغام دارد.البته خوابها به انواع مختلفی تقسیم میشوند
که بهترین نوع اون رویای صادقه یا خواب حقیقی هست
اگه برای کسی مشکل هست که در تاپیک خوابش رو بنویسه
در پیامهای خصوصی در خدمت خواهم بود

اسلام عليك يا يوزار سيو : هيچكدوم از تايپ هايتان جنبه عقلي ندارد .

حتي خواب را هم درست تعريف نكرديد حداقل 40 سوال كه نميتوانيد جواب دهيد را در متن فوق بوجود اورديد ! با اين كارتان خدا را كوچك و هم ميهنان را جاهل فرض كرديد .

قصد تخريب ندارم اما اين ايشانرانه ها رايشان جهل امت بنا ميشود . متاسفم .

!!!!!

536:

با سلام : بنظر من اون كسي كه صدقه ميده محتاجه !!!! نه اوني كه معلوم نيست و ميگيره بهر حال قبول قلبتان باد ( اينور دنيا محتاج بيشتر داريم نه !!!!!)

537:

خوشم اومد

538:

سلام
معنی این میده که شما در آینده از کسب و کار خوبی بهره مند میشوید.


539:

لطفا منبع یا منابع هستخراج تعابیر را مرقوم فرمایید.

تشکر


540:

منبع؛ زير درخت هلو !!!! باليوود جان شما كه بافيلم و فيلم كردن و تجارت فيلم بيشتر آشناييد

541:


اختیار داری بزرگوار

بحث فیلم و فیلم درست کردن که جدا ولی این بدگان خدایی که میان خوابشون رو میگن یعنی شما جواب صحیح بهشون نمیدی؟ فیلمشون میکنی؟!

542:

سوء تفاهم نشود .

من تعبير خواب نميكنم ! ....

رمال ها را ،كارگردانان خوب و كاسبهاي چيره دست ميدانم .

يوزار سيو با يك تعبير خواب حكومت مصر را قبضه كرد .

فيلمش را هم ساختن خيلي هم ملچ و مولوچ كردند .

كابوسي كه من هر لحظه با اون در گيرم [دور از جون شما ]جهل امتم هست .

اميد وارم شهر قصه را داشته باشي ! كمدي درامه ! درست فرمودم ؟

543:

جهل امت؟
دم از خرد می زنی آقا؟
رک بگم: بیخیال این تاپیک شو
و به خودت اجازه ی قضاوت نده

544:

از رك گوئيتان سپاس گذارم . اما تهديدتان را نمي پسندم .

از اعتقادادتان منطقي دفاع كنيد .

باور هاي پوسيده جايي در ذات عقل ندارد .

وتفاوت انسان و مابقي موجودات همين خرد است وگر نه خداوند به خودش تبريك نميفرمود .سپس اين كيش خرد ظلمت زده در بند سنتهاي هرجائيست. ببخشيد خواب گذار اعظم

545:



خوب بزرگورا از اول می فرمودی که شما تعبیر نمی کنی.

زدی تو کار ماده تاریخ و سینما و نگاتیو و...

بسیار خوب.

تشکر

546:

من بر پايه تجربه دفاع می کنم
اگه تجربه ی تعبیر خواب نداشته باشید که شدنی نیست

547:

تجربه در موارد خاص امري شخصي هست .( دارم مثال ميزنم ) شما سه جام ليوان تهيه كنيد (لطفا) در يكي آب گرم ، در دومي آب ولرم، ودر سومي آب سرد بريزيد / يك دست خود را در آب گرم و ديگري را در آب سرد فرو ببريد ، سپس چند ثانيه هر دو دست خود را در آب ولرم فرو ببريد ! دستي كه در آب گرم بوده احساس سردي ميكند و دستي كه در آب سرد بوده احساس گرمي ميكنه .

واين تجربه با اين كه از يك مغز دستور ميگيرد متناقض هست .

حال شما ميفرماييد در تجربه مليارها خواب متفاوت از افرادي با عقايد و تعلقات متمايز داراي قوانين بديهي و اثبات شده هستيد ؟ بنده خواب ديدن و تاثيرات دروني و بيروني را در رايشانا منكر نميشوم اما تفصير اون را توسط شرایط طبيعي رد ميكنم . چون هم جنس نيستند .

مثل اين ميمونه كه ما بخواهيم پرتقال را متري بخريم .

البته منطق تنها واحد سنجش مطمئن مشترك وقابل قبول ميان ما انسانهاست . با پوزش از سوءتفاهمي كه پيش آمد

548:

آقای TURODE

کسی نفرموده که اینجا با توجه به یکسری شرایط ثابت برای همه، خوابها رو تعبیر مینمايند.



اگر کسی به معانی کلی سمبل های خواب اگاهی داشته باشه، تا حدودی (و نه کامل) میتونه منظور خواب رو متوجه بشه.

اما در این زمینه که خواب هر کس شخصیه و باید کاملا با شرایط زندگی و اطرافیان و وضعیت شخص تعبیر بشه موافقم.

و بخاطر همین (با احترام به دوستان مطلعی که در این تاپیک تعبیر انجام میدادن) اصولا به هیچ معبری خوابهام رو تعریف نمیکنم، چون میدونم شخصی که خواب من رو تعبیر خواهد کرد، از درونیات و وضعیت روحی و ذهنی من خبر نداره تا تعبیر دقیقی ارائه بده.

اما دوست عزیز، ربط دادن هر چیزی به جهل امت اشتباهه.

شما وقتی میتونی با اطمینان کامل مساله ای رو رد کنی و انگ جهل به کسانی که اون رو باور دارنند بزنی، که خودت حتی در حد سالها مطالعه در اون زمینه داشته باشی.

اگر مطالعه ای داشتی، خوشحال میشم منابعی رو که در زمینه خواب و تعبیر خواب و مکانیسمش مطالعه کردی (مثلا نظریات فروید در این زمینه) بطور کامل اینجا معرفی کنی.



و اگر مطالعه کافی نداشتی، در مساله ای که خودت اطلاعاتت در اون زمینه ناقص هست، دیگران رو متهم به جهل نکن.


549:

درود بر دوستان عزيز : متاسفانه نوع مباحث در سيستم تايپ طوري هست كه مجموع اين گونه فرمودمان ها بصورت تكميلي و جامع در اون به تزلزل و انحراف كشيده ميشود .

و كاربران و خوانندگان محترم باتوجه به سلائق گسترده شان تعابير گوناگون حتي از يك كلمه ميكنند و با توجه به حقوق حقه خود اظهار نظر ميفرمايند . اينجانب بهيچ عنوان اظهار فضل نكردم ، و اصل مبحث( خواب و شرایط تاثير گير و تاثير پذير ) را مانند تمام انسانها پذيرفته ام .

اما همان طور كه از فرمايشتان بر ميآيد تفصير اون موجبات پيش بيني نشده اي را بوجود مي آورد .

خواب پديده ايست كه در ناخوداگاه شكل ميگيرد و انسان اون را جزء وجودي خود ميداند كه قسمت وسيعي از شخصيت اورا بيان ميكند و هر تلنگري(غير علمي) به ماهيت اون باعث تعارض در ساختار شخصييتي افراد ميگردد . بطور« مثال» تفصير خواب مردي شكاك و متعصب به همسرش باعث نتايج جبران ناپذيري براي چند خانواده بوجود مي آورد .

اين مباحث در حد سرگرمي نشاط آور هست اما وقتي جنبه جدي ميگيرد اونوقت بايد مراقب بود تا توسط سود جايشانان مورد سوءاستفاده برنامه نگيرد (مجددا تكرار ميكنم انسان شديدا به خوابش وابستگي عاطفي و شخصيتي دارد) و منظورم از جهل همان عدم اشراف كامل به شخصيت فردي هست كه مدعي اين تخصص(تعبير خواب)است، كه بهيچ عنوان با تجربه فردي قابل اكتساب نيست .

ما از رايشان احتياط حتي نام مستعار براي خود انتخاب ميكنيم ! پس چگونه هست قسمتي از وجود شخصيتيمان را در اختيار افرادي ميگذاريم كه هيچ گونه شناختي از او نداريم ؟!! به نكته جالب و قابل تاملي اشاره كرديد ! آقاي زيگموند فرايشاند (پدر علم روانشناسي باليني) اونقدر خواب را اجين در شخصيت بشر ميدانست كه شاخه اي جديد و كاربردي اي(خواب مصنوعي) را منشعب از روان شناسي ابداع و گسترش داد و بدون اغراق همان قدر كه اديسون به جامعه فن آوري خدمت كرد ، ايشان به جامعه پزشكي مخصوصا روان شناسي و جامعه شناسي انجام داد .

اين موضوع اونقدر گسترده هست كه به قسمت زيرين كوه يخ شناور در اقيانوس تشبيه شده و اين حقير تمناي بينش وسيعتري از هم ميهنانم در رابطه با اين موضوع و موارد موازي اون را دارم . بهر حال چنانچه از طرف اينجانب رنجشي متوجه هم ميهنانم شده قلبا عذر خواهي ميكنم و اميد وارم پندار نيك را سرلوحه تفكراتمان برنامه دهيم

550:

اتفاقا، برداشت من از حرفهای شما در همین حدش هم خیلی خوشبینانه تر از اون چیزی بود که حرفهای شما نشون میداد.



مثلا:

يوزار سيو با يك تعبير خواب حكومت مصر را قبضه كرد .

فيلمش را هم ساختن خيلي هم ملچ و مولوچ كردند .

كابوسي كه من هر لحظه با اون در گيرم [دور از جون شما ]جهل امتم هست .


..

باور هاي پوسيده جايي در ذات عقل ندارد .


.سپس اين كيش خرد ظلمت زده در بند سنتهاي هرجائيست. ببخشيد خواب گذار اعظم
اگر میخواهید بگویید که "امت مواظب باشید که گرفتار شیادان نشوید" و منظورتان رد علم تعبیر خواب نیست، سخنان بالا اصلا چنین چیزی را به ذهن متبادر نمینمايند!! اتفاقا این حرفهای بالا را دقیقا کسانی میزنند که خواب را یک مشت تفاله های ذهنی میدانند و هیچگونه ارزش تعبیر و بررسی و مطالعه برایشان قائل نیستند.



اتفاقا من گاهی در عالم کلمات، خیلی مشخصتر از فرمودار میتوانم منظورم را برسانم، اگر برداشتها از حرفهای شما واقعا اون چیزی نیست که منظور شماست، پس در طرز فرمودار و مضمونی که جملات شما به ذهن متبادر مینمايند بیشتر دقت کنید.



اگر میخواهید بگوئید شیاد در علم تعبیر خواب زیاد هست، و امت نباید دل به حرفهای هر معبری ببندند، این را میتوانید با احترام بیشتر و بدون کنایه و تمسخر باورها هم بیان کنید، و نیازی به جملات تند پاراگرافهای بالا نیست.



از حسن توجهتان ممنونم.


551:

اين تايپهايي كه از اين جانب مورد توجه برنامه داديد مربوط به همان قسمت جدي نگرفتن و بعنوان سرگرمي نگاه كردن موضوع هست كه براي هر كسي قائليم ! ضمنا تعاريف و تفاوتهايي ميان طنز و هزل و تمثيل و انتقاد و تهاجم و تخريب وجود دارد .و همين طور ظرفيت افراد دردريافت و هستفاده از منابع، بستگي به ساختار شخصييتي اونان دارد « مثال» ادب از كه آموختي از بي ادبان ( سعدي) نمي دانم شما چقدر با تعصب موافقيد اما مطمئنم باورداريد كه اين عامل (تعصب) از رشد و بالندگي و كنترل فكر و تصميم عاقلانه تا حد زيادي جلوگيري ميكند . بجاي اين كه ابتدا به ساكن جبهه بگيريم بهتر نيست علت فعل افراد را جستجو كنيم !؟؟ بهر حال از تذكر شما صميمانه سپاس گذارم و سعي در كاربرد اونان دارم

552:

سلام من یه خوابی دیدم که رفته بودم تو یه مجلس امام حسین بعد یه اخوندی نمازاشو تند تند می خوند بعد من بهش نمی رسیدم این چهارکعتی آخوند رو دو رکعت فرادا خودنم! بعد این آخونده شروع کرد تند تند صحبت کردن در مورده بهشت و جهنم سپس پایان بحثش پرده ی سبز ما بین زن و مرد و رو کنار زدن بعد آخونده فراخوان نمود که هر کس می خواد اون دنیایه خودش رو ببینه یه اینه اونطرف مجلس گذاشتند می تونه بره خود را تو آینه نگاه کنه و ببینه اون دنیاش چجوریه بعد دیدم هیچ کدوم از زن و مردهایی که اونجا بودن نرفتن منم که خیلی به خودم اطمینان داشتم که کاری نکردم رفتم طرفه آیینه اول بهشت و با درختاش نشونم داد بعد هم یه تصویری از خودم تو جهنم که همه ی بدنم قرمز بودم و اتیش از دهانم بیرون می زد بعد تو اون حالت برزخی با دستام ناخن به صورتم می زدم تو اون حال بودم که یه جیغ کشیدم و از خواب پریدم!!
ممنون می شم تعبیرش کنین! و این علایمی که دیدم تو جهنم برزخی عاقبت چه گناهانی هست؟؟؟

553:

ببخشید اون موقعه که من خوابمو دیدم باردار بودم و تو ماهایه شش -پنج بودم!

554:

با سلام خدمت كهكشان عزيز
نزديك صبح سپس نماز خواب ديدم كوه دماوند آتشفشاني كرده و من و مادرم و دو تا خواهرهام تايشان يك زيرزمين خونه زندگي مي كنيم.

مواد مذاب داشتند پله پله به سمت پائين مي اومدند.

خواهرهام خواب بودند كه بيدارشون كردم و به مامانم فرمودم سريع بايد از اينجا بريم.

داشتيم بحث مي كرديم كه چه لوازمي رو بردايم كه من يك تخته قالي (از اين مدل جديد ها كه طرح ايراني نداره) رو لوله كردم و به مامانم فرمودم بريم.

همگي داشتيم مي رفتيم ولي مواد مذاب داشتند از پله ها به سمت در خونمون كه زيرزمين بود و تاريك هم بود مي اومدند.


تعبيرش رو مي خواستم.

متشكرم

555:

من مدتی نبودم چه به سر تاپیک من اومده!!!!!!!!!!!

دوستانی که تعبیر خواب میخوان از این به بعد در پیام خصوصی در خدمتشون هستم

این تاپیک هم باشه برای اظهار نظر دوستان


556:

حالا انشاءالله از این ببعد باشید
بر سر تاپیک
که به انحراف کشیده نشه
از دیدار مجددتون بسیار خوشحال شدم

557:

سلام آقای گالاکسی
حوشحالم که بالاخره اومدید.آخه من خیلی انتظار تعبیر خوابهام رو کشیدم و تقریبا هر روز به امید اینکه خوابهام رو تعبیر کرده باشید به اینجا سر میزدم.راستش چون عضو تازه سایتم،نمیتونم به شما پیغام خصوصی بدم .میشه لطف کنید و تعبیر خواب هام رو که دو س صفحه قبل تر گذاشتم برام بگید.واقعا مشتاقم.از لطف شما متشکرم

558:

آقای گالاکسی میشه لطفا جوابمو بدید.منتظر جوابتون نشستم.الان نزدیک 6 صبحه اینجا.میرم نماز صبح میخونم و برمیگردم.به امید اینکه جوابی از شما دریافت کرده باشم/

559:

دوباره اینجا خوابهامو میذارم.لطفا لطفا تعبیرشونو بهم بگید.من کلا زیاد خواب میبینم و همیشه تعبیراشون برام مهم بوده.

560:



561:

آقای گالاکسی نمیخواین جواب منو بدید؟من الان 2 ماهه یا بیشتر که هر روز اینجا رو به امید جواب چک میکنم ولی ...


562:

سلام آبجی

بخدا خیلی شرمنده ام از این همه تاخیر
امسال من صبح و سپس ظهر درس دارم و شانس من یه شاگردای زرنگی هم نصیبم شده که باید خیلی برای تدریس وقت بذارم و دست پر برم سر کلاس

به هرحال خیلی عذر میخوام

اینم تعبیر اولین خواب:
خدا رحمت کنه زن عموی شما رو.گاهی خداوند توسط کسانی که برزخ رو تجربه مینمايند و چشمشون به مقداری از حقایق باز شده،برای هدایت ما زمینیها پیامهایی میفرسته که قابل تامل و بررسی هست.از جمله این پیامها خوابهایی در مورد مرگ و زندگی هست.که البته تعبیر این خوابها بستگی به حالات مختلف ارواح در خواب دارند.خوشحال باشند یا ناراحت.راضی باشند یا ناراضی.جاشون خوب باشه یا نه.لباسشون روشن باشه یا تیره و ...که خیلی این حالات مهم هستند.موقعیت ایشون در عالم برزخ این هست که خوب طبق معمول برزخیان چشمشون باز شده و حقیقت رو میبینند.شما در واقع ابراز تمایل کردید به رسیدن به این مرحله و ظاهرا برای شما هنوز خیلی زوده و نیاز به مقدمات بیشتری دارید.البته گاهی هم اینکه برای شما زوده و ممکن نیست به سبب تشنه تر شدن شماست نسبت به خواسته شما.اما بقیه اعضای خانواده موقعیتشون مناسبتر هست.پس منظور از رفتن بقیه به عالم اموات و موندن شما در سالیان زیاد و متمادی در این عالم به معنی مرگ قبل از مرگ هست که پیامبر فرمودند:موتوا قبل ان تموتوا(بمیرید قبل از اینکه شما را بمیرانند)یعنی همون مرگ از گناهان و پاک شدن چنانکه چشم دل باز بشه و حقایق رو ببینید قبل از اینکه با مرگ به شما نشون بدن.


بقیه خوابها رو هم بزودی تعبیر میکنم

563:

زلزله در بیداری جزء بلاها و مصیبتهایی هست که خداوند به علل مختلفی نصیب انسان میکنه.و البته برای بعض خیر هست و برای بعضی شر.اما در خواب شما صحنه قیامت رو دیدید.و خونه ها در حکم عالم دنیاست و دلبستگیهای دنیا.خوشبختانه شما علاقه ای به خونه نداشتیدو و نگران چیزی بودید که داخل خونه جا گذاشتید.و این تعبیر میشه به اینکه در قیامت همه نگران هستند و پریشان از اینکه میتونستند بعضی از حسنات رو با خودشون از دنیا بیارند و در قیامت هستفاده نمايند ولی این کار رو نکردند.و اینکه شما بالاخره رفتید داخل خونه تعبیر میشه به اینکه باید برای روز جزا توشه بیشتری فراهم کنید از اعمال خوب.این نکته هم مهم هست مثل تعبیر خواب قبلی باید متوجه باشید که انسان دائماه در قیامت هست اما قیامتهای جزئی و در واقع هر صحنه از زندگی ما یک قیامت جزئی هست و انسان مورد بازخواست و آزمایش برنامه میگیره تا وقتی برسیم به قیامت کلی و در هم کوبیده شدن تمام عوالم(کل شی هالک الا وجهه)و باقی موندن وجه الهی.پس بطور کلی باید فرمود شما یک صحنه از قیامت رو دیدید و پیامش هم اینه که باید توشه بیشتری برای شرایط بهرانی سپس زلزله بزرگ قیامت فراهم کنید.

564:

آقای گالاکسی میدونم که سرتون شلوغه.دستتون درد نکنه.یه سوال برام پیش اومد درباره ی خواب اولی.منظور شما این هست که اونچه که زنعموی من در خواب بهم فرموده در واقع عمر طولانی من و اتفاقی که ممکنه برای برادرم بیفته نبوده ؟ و میخواسته به من بگه که از گناهان خودم رو پاک کنم؟!و اینکه برادرم زودتر از من به این امر نایل میشه که به قول شما از گناهان بمیره و خوش رو پاک کنه؟!
من خواب زیاد میبینم .میشه بقیشم بذارم که برام تعبیر کنید.البته اگر مزاحمتون نمیشم.

راستی من هم یه وقتی تفننی تدریس میکردم .خیلی خوبه که شاگرداتون زرنگن .فقط خدا میدونه که شاگرد تنبل ودرس نخون چقدر عذاب آوره.

565:

یه بار دیگه خواب دیدم یه جایی هستیم با همه فامیل خودمو شوهرم.حس می کردم حرم پیغمبره.همه بودن حتی مادرپدرم که پیرن و زیاد توانایی مسافرت ندارن.نمی دونم تا حالا از در مصلا از صحن قدس حرم امام رضا وارد شدید؟یه جایی بود مثل اونجا .با این تفاوت که وقتی از درش وارد می شدی تاریک بود و نور زیادی نبود و پله میخورد می رفت پایین .یه ضریح چهارگوش وسط اونجا بود که انگار از فلزهایی تیره ای ساخته بودنش .منظورم اینه که مثل ضریح های رایج الان براق و زیبا نبود.هم رفتیم دور ضریح چرخیدیم و زیارت کردیم.همش فکر می کردم اینجا حرم پیغمبره و سپس اونجا اومدیم بیرون.
به فاصله چند روز بعدش خواب دیدم که با مادرم و پدرم و مامان مادرم دوباره تو صحن حرم پیغمبریم .پدرم پوشش احرام تنش بود .به ما فرمود بریم نماز بخونیم و بیایم بیرون.رفتیم باز یه رواقایی داشت مثل حرم امام رضا که امت نشسته بودن تو صفای نماز .ما هم از پدرم جدا شدیم و رفتیم تو صف نماز نشستیم.بازم مثل قبل تو رواق و اونجایی که امت نشسته بودن برای نماز نور کمی بود و با اینکه روز بود ، تو حرم تاریک بود.من هی به ساعت نگاه می کردم و بهم می فرمودن ساعت 2:20 دقیقه اذانه و نماز می خونن ومنم یه مهر تو دستم بود و بدون هیچ دلهره ای باهاش می خواستم نماز بخونم.و هی به ساعتو نگاه می کردم که انگار روی 1:20 گیر کرده بود و جلو نمی رفت.


566:

بازم سلام آقای گالکسی ببخشید که من اینقدر اینجا پست میذارم.امیدوارم که اجرشو خدا بهتون بده.
خواب دیدم که انگار یه جاده ای هست که یه طرفش کوهه و یه طرف دیگش دره و از توی دره رودخانه ای جریان داشت .این جاده خاکی بود و همه امت داشتن به یه سمت حرکت می کردن.جمعیت زیادی بود و هیشکی به هیشکی نبود .فقط یادمه که همه بی اراده در یک جهت حرکت می کردیم .من توی خواب احساس دلهره داشتم و هی به خودم می فرمودم دیدی قیامت شده و همه دارن می رن حساب کتاب پس بدن ،ولی چرا اگه قیامت شده این رودخونه پر از آتیش نیست که امتو به صحرای محشر برونه ،چرا هنوز خورشید تو آسمونه(اخه روز بود) ولی باز هول و هراسی از حساب و کتاب تو دلم بود.یادمه که تو جمعیت مادرمو دیدم که اونم داره میره دنبال بقیه خانوادمم گشتم ولی کسی ازشون رو پیدا نکردم.ولی خودمو به مادرم رسوندم،اونم زیاد خوشحال نبود،یادم نمیاد ناراحت بود ، هیچ حالتی تو چهرش نبود.خلاصه شروع کردم چند بار به مادرم فرمودم تو رو خدا حالا که داریم می ریم پای حساب و کتاب منو ببخش ،حلالم کن.چند بار تو خواب بهش اینو فرمودم ولی اون تو چهرش هیچ تغییری حاصل نشد و هیچیم نفرمود .تو جمعیت دنبال مامان مادرم هم می گشتم و همش می فرمودم تا نرسیدیم برم ازش حلالیت بخوام.بعضی وقتا پشت سرش یه چیزی فرمودم.خلاصه در همین گیر و دار بودم و بی اختیار به حرکتم ادامه می دادم که از خواب پا شدم.


567:

برداشتتون درسته آبجی


فعلا سرم شلوغه ولی بزودی همه خوابها رو تعبیر میکنم

568:

ممنون آقای گالاکسی.تو رو خدا ببخشید من اینقدر عجول و سریشم
منتظرتون هستم

569:

سلام
چه جایجالی!!یعنی اینجا واقعا تعبیرخواب می کنن..
منم دوس دارم یهخوابم و تعریف کنم..
دردستشوییمارمولک آمده بود و تلاش می کردم بکشمشون..

یادم نیس موفق شدم یا نه؟
با تشکر

570:

میگم ولی تاپبک تعبیر خواب نیستاااااااااا
من از search google اومدم از خود سایت بلد نیسم بیام

571:

یعنی فقط اقای گالاکسی تعبی خواب میکنه؟
خوب یه نفر که تنهایی وقت نمیکنه.
آقای گالاکس شما این علم و از کجا آوردید؟
مام می تونیم داشته باشیم؟

572:

سلام دوست عزیز
خیلی خوش اومدید به جمع ما

شما نسبت به بعضی از اعمال زشت در وجود خودتون حساس هستید و سعی میکنید این صفات یا اعمال رو از خودتون دور کنید.ولی نسبت به یک صفتی که غیر از اینهاست بی اطلاعید و ممکنه بزودی ناخواسته با اون مواجه بشید.این صفت زشت از گناهانی هست که فردی نیست بلکه اجتماعیه به این معنی که دیگران رو اذیت میکنه.خوشبختانه شما درکشتن این صفت زشت در درون خودتون مصمم هستید.ولی این که یادتون نیست موفق شدید یا نه به این معنی هست که به نتیجه کار خیلی اطمینان ندارید و این خوب نیست.باید به مدد الهی امیدوار باشید و در از بین بردن این صفت زشت تمام سعی خود را بکنید.اگه این امید به خداوند رو با اون طلب و اراده ای که معلوم میشه دارید همراه کنید شک نکنید که در این راه موفق خواهید شد.این مقدار از تعبیر با توجه به کلیاتی هست که فرمودید.اگر جزئیات بیشتری بیان میکردید یقینا تعبیر واضحتری هم ارائه میشد.

573:

آقای گالاکسی سلام.بازم من اومدممیدونم که سرتون شلوغه ولی میشه خوابهایی که د صفحه قبل گذاشتمم تعبیر کنید.مرسی.فقط برای یادآروی بود.آخه فرمودم شاید سرتون شلوغ بشه و خوابای منو فراموش کنید.

574:

من خوب دیدم که یه مار خیلی بزرگ به من حمله کرد اما من پریدم کنار به من آسیبی نرسید

575:

کفش قشنگی بود که من و یه نفر دیگه ازش خوشمون اومده بود اما ازش فقط یکی بود اون کس دیگه تو خریدن از من مصمم تر بود ...


576:

میگن کفش نشونه خواستگاره

577:

مارمی‌شه دشمن..

دشمن داری.


578:

ممنونم
عجب تعبیر خواب باحالی
دوس دارم همه خوابام و بیام تعبیر کنم.
آخه برام مهمه.

الان از اون خواب فقط چند تا سوسک چندش آور سیاه اعصاب خورد کن به یادم مونده

579:

چند شب پیش خواب دیدم دوستی که دارم با سالهاست بین ما فاصله افتاده خیلی جدی حرف می زنم و گاهی نمی ونم جلوی لبخام و بگیرم و او هم لبخند می زنه طوری که دندونامون پیدا میشه
ممنونم آقای معبر
راسی این علم خدادادیه؟
منم می تونم ؟

580:

آقای گلکسی سلام
چند شب پیش خواب دیدم که دارم با دوستی که سالهاست بین ما فاصله افتاده خیلی جدی حرف می زنم و دو طرف یک میز نشسته ایم گاهی نمی تونم جلوی لبخندام و بگیرم و او هم لبخند می زنه طوری که دندونامون پیدا میشه
ممنونم آقای معبر
راسی این علم خدادادیه؟
منم می تونم ؟

581:


یعنی کی باش مواجه میشم؟
یعنی چی می تونه باشه؟

582:


eeeeeeeeee این عکس یانی چه قده باحاله

583:

سلام
ببخشید بوسیدن در خواب تعبیرش چیه؟شنیدم معنی جدایی داره؟درسته؟

584:

سلام اقای گلکسی.
ممنونم که وقتتون و برای ما می گزارید
من خواب هایم رو می نویسم.

اگر مایل بودید خوشحال می شم جواب دهید

دیشب خواب دیدم که موقع درس کنار دوستی که ازم دوره خوابیده بودم (مرد)..

دستم سپس کلی معطلی
آروم گرفت بالاخره و بعد من وبوسید.
یادم نیست در آغوشم گرفت یا نه؟ اما به هر حال تعبیرش
برام عجیبه..


585:

خواب دیدم سعی کردم بچه ها رو از کوه بالا ببرم (من تو مهد کار می کنم)..

تا نصفه ها

بردم و برگردوندم(عجیب بود که مدیر برای این کار وحشتناک چیزی بم نفرمود)..

بسشون بود...

برای بچه..

بعد برگشتیم مهد که یک ساختمان

تاریک و سیاه بود و من کلاسم و پیدا نمی کردم...

و با گل های لاله قراربودبرد 22

بهمن درس کنیم..
خیلی سخت بود و یکباره اون ساختمان شد خوابگاهم برای فوق لیسانس.


وحشتناک بود..

خیلی وحشتناک...

بود

ممنونم اقای گلکسی

586:

سلام عکس برادت و
گذاشتی؟ چه قده دوسش داری..
میگم شما کانادایی؟ به نظرت برای تحصیل میشه رفت آمریکا؟ می دونم سوای خیلی کلی ایه..
بای

587:

اگه کسی ببینه یه سگ هاری گازش گرفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

588:

سلام به روی ماهت
بله من عاشق برادر وخواهرم هستم و مخصوصا الان که ازشون دور شدم بیشتر به فکرشونم و قدرشون رو میدونم.
درباره ی شرایط درس خوندن در آمریکا زیاد چیزی نمیدونم.باید اینو از کسانی بپرسید که رفتن اونجا.آمریکا با کانادا فرق زیادی داره .


589:

اگه خواب ببینیم که یک مرده آمد و به یک مردی فرمود تا آخر ماه می آییم دنبالت یعنی چه ؟

590:

سلام من 2 شب پشت سر هم خواب ديدم كه هر شب يك پسر بچه ي چند ماهه رو كه در خوابم براي كسان ديگههاي بودن را بغل كردم.چون 2 شب پشت هم همچين خوابي ديدم دوست دارم تعبيرش را بدونم.ممنون

591:

خواب دو پسر بچه ي چند ماهه در 2 شب متوالي ؟؟؟

592:

سلام یک خواب خیلی‌ عجیب دیدم دوست داشتم اگه ممکن برام تعبیر کنین خواب دیدم از یک جا یک مقدار جواهر دزدیدم شامل یک گردنبند یا گوشواره قرمز سنگش قرمز بود و یک تیک طلا از اونجا که فرار کردم دنبالم بودن جالب اینه مثل بسیجیا همه بودن اونایی‌ که دنبالم میکردن یک اخندم بود بد جواهراتو از یک دیوار رفتم بالا دیدم چند تا سگ‌ که ۲ تاشون اندازه خرس بودن ولی‌ خواب بودن و یکیشون که اصلا متوجه من نشد کنار یکی‌ از همون سگ‌‌های گنده خاک کردم سگا بیدار نشدن بد برگشتم گیر افتادم از هر جا می‌خواستم در رم طوری کشی‌ بود .

جالب اینه تو خواب فکر می‌کردم من یک بار دیگه این خواب دیدم و وقتی‌ بیام جوهرتو بردرم اینجا نیستن باید برم دنبالشون بگردم چون یکی‌ بردشون ولی‌ پیداشون می‌کردم.خواهشاً برام تعبیر کنین ممنون

593:

سلام آقای گلکسی..امیدوارم رودتر سرتون خلوت شه و بتونید جواب بدید.
من بارها خواب می بینم که در راه موندم شب میشه وقت میگذره اضطراب دارم اما هر چی می خوام برگردم خانه بازم دور تز می شم از خانه..

و نمی تونم برگردم.


اگه زحمتی نیست جوابم و بدید

594:

سلام
يه خوابي ديدم خيلي شيرين.

ديدم دارم پرواز ميكنم يه جاي بود كه خيلي سبز و خرم بود خيلي زيبا و من تو اسمان انجا داشتم به زمين نگاه ميكردم خيلي زمين زيبا بود سبز و خرم و يه حس خاصي داشتم نميشه با زبان ان حس رو فرمود

595:

تااونجای که من میدونم سگ حیونه باوفایی این سگ چه رنگی بود ها اگه مشکی بود یعنی دشمنته مراقب باش

596:

سلام
ببخشید آقا دیگه خوابمونو تعبیر نمی کنید؟

597:

اگه خواب ببینی کسی از دوریت ناراحته و خیلی داره اذیت میشه تعبیرش چیه؟

598:

خب یعنی اون شخص از دوریت ناراحته و خیلی داره اذیت میشه.

:دی

ولی خدا از شوخی اگر اون شخص حقیقی رو در دنیای بیرون هم میشناسید، ممکنه عینا تعبیر این خواب همین وضعیتی باشه که از ایشون دیدید.

انشاالله دوست خوبمون آقای گالکسی تشریف که بیارن تعبیر دقیقتری براتون مینویسن.


599:

آقای گلکسی اگر زنده هستید، اگر قهر کردید اگر آشتی هستید اگر فراموش کردید..

اگر هجرت کردید از سایت...

لطفا اطلاع دهید..

و دوستان خود را بی خبر نگزارید
please
این جا خیلیا منتظر شمان

600:

راست میگه دیگه اگه نمیای بگو بریم یه ابن سیرین دیگه پیدا کنیم


من دیشب خواب دیدم خونمون پر ماره.

هرچی میکشم بازم زیاد میشن

بالاخره همشونو کشتم فقط یه مار کوچولو مونده بود همین که خواستم بکشمش یهو شروع کرد به بزرگ شدن و پیچید دورم یهو از خواب پریدم

یکی بگه چه بلایی قراره سرم بیاد؟

601:

آقای گلکسی که نمیاد..
سایتم که فیلتر شده
معلوم نیست اینجا چه خبره

602:


603:

سلام و خسته نباشيد.

آقاي گالكسي مياد هميشه .

تقريبا هر روز سر ميزنه.

604:

salam shoma chejuri khaba ro tabir mikonin?

605:

مار در خواب علامت دشمنی و کینه هست.

اگر در خانه باشد به معنای دشمنی و درگیری در اعضای خانواده هست.

البته کشتن مار و حیوانات در خواب در اکثر موارد تعبیر به بدست آوردن مال و ثروت می شود ولی به همراه زحمت و کار.
اگر مار بر شما پیروز شود در درگیری با یکی از اعضای خانواده و یا خویشاوندان و یا دیگران متحمل شکست و زیان خواهید شد.
برای مرد و زن تعبیرات متفاوت هست.
با تشکر.


606:

سلام آقای گلکسی اگه شما هر روز میاید ولی جوابی نمیدید، به نظر می رسه برای اینه که خواب هاتعبیر نداره.
من دیشب یه خواب دیدم اگه فکر می کنید تعیری داره لطفا جوابم و بدید.

خواب دیدم سوار یک ماشین بین پدر و برادرم نشستم و پدرم ماشین و از دره ای پرت کرد.

انقدر پرت شدم که فکر کردم از کره زمین خارج شدم...

اما در نهایت در هستخر افتادم.

و وقتی بیرون امدم اول فکر کردم در یک کشور خارجی ام اما در نهایت خودم و در کوچه های راه مدرسه ام یافتم...و فهمیدم از کره زمین خارج نشدم.

اگر تعیری داره ممنون میشم بگید.


607:

آقای گلکسی حالتون خوبه؟

608:

ممنونم دوست عزیز
خوبم به لطف دوستان
کسالتی بود که بهتر شد
در خدمتم

609:

حتما تعبیر داره

ماشین سمبل و علامت طی مسیر برای رسیدن به یک هدف هست
و همراهان شما در این طی مسیر نقش دارند که برای طی مسیر از وجود اونها بی نیاز نیستید.
گاهی رسیدن به یک هدف توام با ریسک هست و برای رسیدن به بعضی از اهداف باید خطر یا خطراتی را به جان خرید و اگر کسی شجاعت این ریسک را نداشته باشد ممکن هست دیگری جو و موقعیت را برایش اماده کند(کاری که پدر شما کرده اند)در خصوص خواب شما باید فرمود که شما مسیر رسیدن به هدف را گم کرده اید و باید این وسیله(ماشین)در مسیر دیگری برنامه بگیرد گرچه به نظر شما راه پرخطر و وحشتناکی هست(البته این وسوسه شیطان هست)باید به پدر خود بیشتر اعتماد کنید و وجود برادرتان هم بی شک باعث دلگرمی و قوت قلب شماست(البته نفرمودید که حالت برادرتان هنگام پرت شدن ماشین در دره چه بوده.اگر عادی بوده باعث دلگرمی هست ولی اگر مثل شما ترسیده فضیلتی بر شما در این موضوع خاص ندارد).افتادن در هستخر تعبیر بسیار خوبی دارد و نشانه صحت و تایید کار پدر شماست.نتیجه اعتماد به پدرتان رسیدن به معرفت و شناخت بیشتر هست.وقتی از اب معرفت سیراب شدید به یک حالت ایده الی رسیده اید که این حالت ایده ال گویا در اندیشه شما بودن در یک کشور خارجی هست(اصل اندیشه صحیح هست ولی بهتر هست مورد را عوض کنید)چون حقیقت ایده ال بودن همان عبور از کوچه های مدرسه هست برای رسیدن به اهداف انسانی.این حس بودن در کوچه های مدرسه را با زیباترین کشورهای خارجی عوض نکنید.

پیام مهم خواب همان اعتماد بیشتر به پدر در رسیدن به هدف هست.

610:

تعبیر:

با توجه به خواب شما،مارهایی که دیدید تعبیر میشه به زخم زبان.محیط خانه نباید آغشته این عمل زشت شود.این مارها در درجه اول حاصل عملکرد بیننده خواب هست و در مراحل بعد ممکن هست بقیه هم گرفتار این زخم زبان شده باشند.به هرحال کشتن این مارها ضروریست.گرچه سخت به نظر میرسه که درواقع سخت نیست(شیطان این عمل را سخت جلوه میدهد)خوشبختانه تا حدودی در این امر موفق شده اید.البته این نکته مهمی هست که کشتن مار کوچکی که باقی مانده که ظاهرا مربوط به خود شما هم میشود کمی مشکل هست.ولی اگر هرچه زودتر کشته نشود اولین کسی که ضرر میکند شمایید.برای کشتن این مار باید به یک برنامه عملی ساده عمل کنید.اگر موافقید در پیام خصوصی عرض کنم.

611:

ديدن مرگ عزيزان تايشان خواب چه مفهومي مي تونه داشته باشه؟
اون هم به كرات و به دفعات !( مثلا به فاصله يكي دو ماه )

612:


مرگ از وقایعی هست که دو صورت متضاد تعبیر میشود.
و به جزئیات خواب بستگی دارد.
اگر ممکن هست جزئیات خواب را در حد امکان بنویسید.

613:

مثلا يك چند بار ديدم شخصي كه برام فوق العاده عزيزه فوت شده ...بعد ما هم اسباب كشي كرديم تو يه خونه جديد (البته همين خونه هست ولي تو خواب چنين بر مياد كه محل جديده و داريم برا خاطر همين اتفاق مقدمات مي چينيم
كلا الان جزئيات خاصي تو ذهنم نيست ولي اونقدر موقع ديدن اين رقم خوابها آشفته ميشم كه پاك همه تمركزم رو از دست ميدم برا همين هيچ دلم نمي خواد به جزئيات بيشترش هم فكر بكنم برا همين الان وقتي فكر مي كنم چيز دقيقي تو ذهنم نمي ياد متاسفانه ...

614:

با سلام خواب دیدم سگی دستم را گاز گرفت جوری که اینگار در بیداری دستم را گاز گرفت بعدشم بیدار شدم
در ضمن دوران نوجوانی روح خانواده و بستگان را سپس بیدار شدن به مدت جند ثانیه دیدم که یکیشون لبخند میزذ و سرش را تکان میداد ممنون

615:

آقای گالاکسی میشه خواب منم تعبیر کنید.


616:

ممنون

617:

من دیشب خواب دیدم داداشم که سربازه از کربلا برگشته

618:

امروزم به بحث در تاپیک عرفان گذشت(متاسفانه)

در موقعيت دیگری تعبیر خواهم کرد

619:

آقای گلکسی خوشحالم که برگشتید..

دیگه داشتیم نگران می شدیم.
در خوابی که دیدم پدر و برادرم در اوج بی تفاوتی بودند .

بعدم تنها ماندم.

طوری که باورم نمی شد پدرم می تونه با این بی تفاوتی من و از دره پرت کنه.


620:

ممنونم

در مورد پدرتون بی تفاوتیشون تغییری در تعبیر ایجاد نمیکنه و باید به ایشون اعتماد داشته باشید.
ولی در مورد برادرتون باید فرمود:چنانکه باید پشتوانه خوب و مطمئنی برای شما در این مورد نیستند.البته امیدوارم این وضعیت تغییر کنه.

621:

گرچه جزئیات بیشتری از خواب لازم هست ولی در همین حدی که نوشتید عرض میکنم:

هرکسی از کاری که میکنه هدفی داره و نیتی که نیت انسانها و حقیقت کارشون گاهی در خواب نشون داده میشه.حقیقت خدمت سربازی ایشون اینه که مورد قبول و رضایت اهل بیت علیهم السلام هست.سربازی حقیقتی دارد که همان ایثار و فداکاری و بذل جان هست در راه خدا که اسوه این حقیقت امام حسین علیه السلام هستند.با این توضیح تعبیر خوابی که عرض شد روشن تر میشود.

وقتی حقیقت کار ایشون برنامه گرفتن در خط امام حسین علیه السلام باشه،بعید نیست که در ظاهر امر هم به پابوس حضرت مشرف بشن.

622:

سلام دوست عزیز
ببخشید که اینقدر تعبیر خواب به تاخیر افتاده
شرمنده ام وامیدوارم داداش رو ببخشید

تعبیر:
اونچه شما دیده اید قیامت نبوده بلکه عالم قبل از قیامت یعنی برزخ بوده.عوالم سپس مرگ را هر کسی به صورتی مخصوص به خود میبیند و برای همه یکسان نیست.خورشیدی که شما می دیدید برای بعضی قابل رویت نبوده و حال و هوای همه یکسان نبوده لذا مادرتون اصلا از احوالات شما باخبر نبوده و حرف شما را نمیشنیده یا بهتر بگویم اصلا شما را درک نمیکرده هست.این ویژگی عالم برزخ هست و همه در این عالم به سوی خدا در حرکتند تا لحظه قیامت کبری.در عالم برزخ خورشید هدایت برای انسانها به صورتی متفاوت نمایان میشود.برزخ بعضی ها همیشه غروب هست و برای بععضی ها روز روشن و برای بعضی ها شب تاریک.این بستگی به مقدار حب و اعتقاد به وجود مقدس علی بن ابیطالب علیه السلام دارد که خورشید هدایت و هادی وادی برزخ اند.نکته مهم این هست که بقیه فامیل را پیدا نکردید برای حلالیت.در حقیقت به شما نشان داده اند که همیشه موقعيت حلالیت طلبی از دیگران پیش نمی آید و بهتر بگویم موقعيت حلالیت طلبی مربوط به عالم دنیاست و عالم برزخ در واقع عالم بروز و ظهور ملکات و حقایق اعمال هست.لذا مادرتان در جواب شما بی تفاوت بوده اند.به گمانم شما قدری در مساله حق الناس مشکل دارید(البته همه ما مشکل داریم)و بهتر هست تا موقعيت باقیست به رفع این مشکل بپردازید.

623:

من خواب دیدم که مادرم مرده و پوست بعضی از جاهای بدنش سیاه شده ولی سپس چند روز که در خانه بود و دفن نشده بود فهمیدیم دارد نفس می کشد و بعد زنده شد و قبل از اون هر وقت من به بدنش دست می زدم سرد سرد نبود بر عکس مرده ها

624:

سلام دوست عزیز
خیلی خوش آمدید به هم میهن.

شما فطرت پاک و اولیه خود را دیده اید.به گمانم یا دچار یاس و ناامیدی شده اید و یا در شرف این مورد هستید.تا حدی که گمان میکنید نور فطرت در وجود شما خاموش شده هست.و اون قسمتهای تیره پوست،لکه های سیاه ناامیدی هست که بر نور امید افتاده.اگر اندکی به او مجال دهید و در قبر یاس دفنش نکنید و درون خانه دل را بجویید او را(فطرت پاک خود را)زنده میابید.

اگر در موردی که عنوان شد سوالی باقی مانده هست در خدمتم.

625:

این روزها یه کم سرم شلوغه و به خاطر مشکلی که برام پیش اومده در یک حال و هوای خاصی ام امیدوارم دوستان منو ببخشند.
بزودی با سرعت بیشتری به تعبیر خوابها خواهم پرداخت


626:

انشاءالله زودتر مشکلتون حل بشه.


627:

من یه مادربزرگ داشتم که به اندازه جونم دوستش داشتم و همیشه کمک حالش بودم و تنهاش نمیگذاشتم.

اون هم از من بیشتر از فرزندانش راضی بود.

اما امسال عید که من مسافرت بودم سکته شدید مغزی کرد و سپس یک هفته کما فوت کرد.

اما من هر لحظه بهش فکر میکنم و دلم براش تنگ میشه.

از همان شب اول تا به الان بارها و بارها خوابشو به اشکال گوناگون دیدم، اما خوابی که مرتبا تکرار میشه اینه که اون زنده شده و در کنار ماست و همه چیز به حال عادی برگشته.

اما نکته ای که ذهنمو مشغول کرده اینه که فقط فرادی شب خاکسپاری اونو با پوشش رنگ روشن و خندان دیدم و پس از اون حتی اگر خوشحال هم به نظر میامد ولی با پوشش سیاه دیدمش.

دیشب با پوشش سیاه و خوشحال به خوابم آمد و مرتب باهام حرف میزد ولی یک سرُم به دست راستش بسته شده بود که سر دیگر سرُم به دست چپ پدرم بسته شده بود و هر جا می خواستند بروند باید با هم می رفتند تا سرم جدا نشه، البته پدرم یکبار برای اینکه می خواد بره دستشویی سرُم را جدا کرد.

این خواب کمی منو نگران کرده و نمی دونم چه ربطی به پدرم می تونه داشته باشه.


ببخشید که خیلی طولانی شد ولی ممنون میش ازتون که خواب منو تعبیر کنید.


628:

سلام دوست عزیز
تسلیت منو هم بپذیرید.
مادربزرگها مخصوصا ارتباط خیلی نزدیکی با نوه ها دارند.خدا رحمتشون کنه

دیدین رفتگان در شبهای سپس فوتشون در خواب امری طبیعی هست.مقداری مربوط به احساست ما میشود و مقداری هم مربوط به اونها چون تا چهل شبانه روز همچنان تعلق خود را به دنیای مادی حفظ مینمايند(البته مقدارش دقیق نیست و بستگی به عظمت روح دارد).اینکه ایشون رو زنده میبینید به تعبیرش اینه که خوشبختانه مرگ برای ایشون نوعی حیات و زندگی هست(برعکس بعضیها که وقتی میمیرند حقیقتا میمیرند و در عالم سپس مرگ هم که باید چشمشون باز بشه و در واقع زنده واقعی بشوند ولی همچنان مرده اند و بر جهلشان اضافه کرده میشود.)انسان با مرگ تبدیل به عالمی میشود که بر این عالم مادی اشراف دارد و به جوانب مختلف این عالم میتواند نظر کند(البته به نسبت عظمت روح).دیدن ایشون در روز سپس خاکسپاری با پوشش روشن تعبیر بسیار خوبی دارد.ایشان به حمد الله شب سختی را در عالم قبر سپری نکرده اند و این دلیل خوشحالی و پوشش رنگ روشن ایشان هست.اما سپس عالم قبر که نوبت برزخ و طی مسیر سخت و طولانی و وحشتناک برزخ هست گویا مشکلاتی دارند.و کمبودهایی در عالم برزخ دارند که به صورت سرم نشان داده شده(سرم در دنیا برای تقویت هست در عالم آخرت هم نشانه جبران کمبودهاست)خوشبختانه این کمبودها در حال جبران هست و نگرانی به خاطر پدرتان نداشته باشید.ایشان وسیله جبران این کمبودها هستند.اعمال پدرتان در واقع باقیات صالحاتی هستند که به روح مادربزرگتان میرسد و اینکه سر دیگر سرم به دست چپ پدرتان بوده به خاطر وجود قلب هست در سمت چپ بدن.و تعبیر میشه به اینکه باید اعمالی که برای مادربزرگتان انجام میدهند قلبا و خالصانه باشد.(این نکته هم خیلی مهم هست که پدرتان نباید برای رفتن به توالت سرم را جدا میکردند.در واقع نباید توالت میرفتند و تعبیرش این هست که در رساندن اعمال خوب به روح مادرشان نباید دنیا و مسائل دنیوی را قاطی نمايند)تا وقتی این ارتباط به این کیفیت بین پدرتان و مادرشان باشد بیشک طی مرحله برزخ برای ایشان راحت هست به لطف خدا.

629:

سلام به داداش ناب عزیز

تعبیر:
پرواز به طور کلی تعبیر میشه به فاصله گرفتن از پستیهای دنیا و افزون شدن معرفت و نزدیک شدن به خدا.وقتی روی زمین هستید زمین رو زشت میبینید چون این نگاه دنیوی به زمین هست ولی وقتی در آسمان اوج میگیرید و از بالا به زمین مینگرید زمین رو سر سبز و خرم میبینید.
این خواب پیام داره:

قدری از دنیا فاصله بگیرید(و بگیریم)تا بتونید(و بتونیم)دنیا رو زیباتر ببینید(و ببینیم)

630:

بسیار سپازگزارم از تعبیر خوب و کاملتان.

البته فراموش کرده بودم که بگویم او مادر مادرم بود ولی چون پسرانش سالهاست که در خارج زندگی مینمايند پدرم سعی میکرد جای خالی پسرانش را پر کند.
و باز هم یک سوال: من چه کاری می توانم برای مادربزرگم اجرا کنم که مراحل سخت را راحت تر پشت سر بگذاراند؟

631:

مادرزن در حکم مادر هست(برای همین اگر خدای ناکرده زن وشوهری از هم طلاق هم بگیرند رابطه محرمیت بین شوهر و مادرزن از بین نمیرود)
مهم ترین مساله ارواح سپس مرگ دو چیز هست
حق الناس و اونچه از واجباتشان انجام نداده اند
ببینید اگر در این دو مورد چیزی هست اجرا کنید
و اگر نبود به نیبتشون قران بخونید و هفته یکبار(شب جمعه)خودتون شخصا(بی واسطه)از طرف ایشون به نیازمندان مخصوصا ایتام کمک کنید.کمک به ایتام راه میانبر برای رفع مشکلات بین انسان و خداست.چه مشکلات خودمون و چه مشکلات اموات در عالم سپس مرگ

632:

سلام آقای گلکسی؟ حالتون خوبه؟
دعوا در خواب چه معنایی دارد؟
من در خواب دیدم که دعواهای بسیار شدید با پدر و مادر و دو تا از خاله هایم می کردم..

.

پدرم در خواب فرد دیگری بود و من به او فرمودم برای این از من متنفری که من تو را به یاد ناتوانی ات می اندازم.

در قسمتی از خوابم خورشید دچار پدیده ای زیبا شده بود و خط نوری زیبا از اون به صورت مایل ساطع می شد.

و هر کسی توان دیدن اون را نداشت برادم به من کمک کرد تا اون را ببینم.

نمی دانم این خواب ها معنی دارد و یا فقط خواب های پریشان هستند؟

اگر ممکن هست جوابم را بدهید.

با تشکر

633:

سلام گالکسی عزیز
من یه خواب رو دو مرتبه به فاصله چند شب دیدم بار اول دیدم مادرم که البته فوت کرده اند
یه گردنبند بهم دادند که وسطش یک یاقوت کبود بزرگ بود
بار دوم یعنی دیشب دیدم یکی از اقوام به من یک انگشتر یاقوت کبود که برای کسی هدیه گرفته بود رو به من نشون داد آیا این تعبیری داره؟

ضمنا من مدتی هست که دائما خوابهای تکراری میبینم مثلا 2 یا 3 شب یک خواب خاص رو میبینم میشه کمی توضیح بدین

634:

سلام دوست عزیز

سنگ یاقوت در مورد گردنبند نشانه پاک شدن دل و ازدیاد استقامت و کنترل خشم و تحمل مشکلات هست و معلوم میشه مادرتون(خدارحمتشون کنه)در این مورد نقش دارند البته نقش ایشون بیشتر از این جهت هست که اگر به فکرشون باشید عکس العمل و بازتاب این کار همینه که در خواب دیده اید(استقامت و تحمل و کنترل خشم و ...)
و در باب انگشتر بیشتر تعبیر میشه به اصلاح امور و رفتار یک فرد.در واقع کسی که میخواسته این انگشتر رو هدیه بده این توانایی رو داره که میتونه در اصلاح رفتار گیرنده هدیه موثر باشه و کسی هم که هدیه میگیره باید برای صلاح رفتارش به این فرد(هدیه دهنده)نزدیک تر بشه.و اینکه انگشتر هدیه رو به شما نشون داده تعبیر میشه به اینکه شما به این موضوع که در تعبیر بیان شد آگاه هستید و میتونید شاهد و مویدی بر این کار باشید.

خوابهای تکراری دلیل بر اهمیتشون هست و نکاتی که در این خوابها وجود داره.البته در مواردی ظرافتهایی در خوابهای تکراری هست که این ظرافتها تکراری نیست و باید بیشتر در موردش فکر کرد.دلیل دیگر تکرار یک خواب(اگر خواب دارای تعبیر باشد)این هست که بیننده خواب به پیامی که در خواب بوده و مهم هم هست عمل نکرده و خداوند از سر لطف این پیام رو تکرار میکنه.

635:

سلام دوستان من یک خوابی دیدم وخیلی دنبال تعبیرش گشتم ولی چیزی پیدا نکردم،از دوستی که خوابها
رو تعبیر میکنه خواهشمندم چنانچه مقدوره این خواب منو تعبیر کنه..متشکرم
یه مدت طولانی هست که مشکلات کاری دارم،اینو محض اطلاع عرض کردم ودر ضمن این خواب رو دم دمای
صبح دیدم.
خواب دیدم که با یکی از دوستانمون که از لحاظ کاری بسیار ادم موفقیه سوار هواپیمای کوچکی شدیم و روی کوهستانهای تقریبا سرسبز پرواز میکنیم ودر همین حین که بر بالای کوهها پرواز میکردیم امدیم به دامنه کوهی ودر انجا زمین صافی دیدم که یک بارگاه کوچک وسط ان بود و بارگاه حضرت زهرا بود، درهمان
حال که پرواز میکردیم واز کنار بارگاه رد شدیم من به دوستم فرمودم چرا بارگاه حضرت زهرا انقدر کوچیکه واون
هم جوابی داد که یادم نیست وبعد دوباره اوج گرفتیم و بالای کوهها به پرواز در اومدیم.


636:

پرواز بر فراز کوه ها تعبیر میشه به پیروز شدن بر سختیها و عبور از مشکلات.البته این امر با همراهی دوستتون ممکن خواهد بود.قبر اون دردانه هستی تعبیر میشه به اینکه در لابلای مشکلات باید به این بزرگوار توسل کرد چنانکه امامان فرمودند که همه در مشکلات به ما توسل مینمايند ولی ما در مشکلات خود به مادرمان فاطمه متوسل میشویم.البته کوچک دیدن بارگاه حضرت به خاطر دید بیننده هست(منظورم شما و این خواب نیست.بطور کلی میگم.منم در یک خوابی قبر پیامبر رو در قفس دیدم که خوب تعبیر میشه به اینکه خودم در قفس هواها هستم و فکر میکنم قبر اون بزرگوار در قفس و دور از دسترس من هست)

به هرحال دوستتون در زمینه کار و پیروز شدن برمشکلات میتونند به شما کمک نمايند.اگه در زندگی بیشتر با ایشون رفت و آمد داشته باشید،توفیق بیشتری پیدا میکنید.

637:

با تشکر از شما دوست عزیز که خواب مرا تعبیر کردید..ضمنا بارگاه به اندازه یک مسجد معمولی بود واین
دوستمون هم تو کشور دیگریست و مدتها میشه که ایشان را ندیدم و ارتباطی با او ندارم.


638:


پیام خصوصی چه جوری می فرسن؟

639:

در یک تاپیک اگر بر روی اسم کاربری شخص مورد نظر یک بار کلید کنید چند گزینه باز میشود که میتوانید از گزینه پیام خصوصی هستفاده کنید.
اگر بر روی اسم کاربری در جای دیگری کلید کنید میتوانید مشخصات اون کاربر را ببینید که در قسمت تماس با او قسمتی دارد برای ارسال پیام خصوصی.

وقتی پنجره ارسال پیام خصوصی باز شد نام کاربر مورد نظر را خودش نوشته هست شما فقط باید در مستطیل کوچک خالی عنوانی برای پیام بنویسید و در قسمت مستطیل بزرگ متن خود را برنامه دهید و سپس گزینه ارسال که زیر مستطیل بزرگ هست را بزنید.

640:

خوب با این توضیح باید اضافه کنم که دیدن ایشون در اون موقعیت در خواب به این معنی هست که باید از ایشون یاد بگیرید و یا اصطلاحا ایشون رو بعنوان یک الگوی کاری برنامه دهید.و در جدیت و سعی و تلاش مثل ایشون باشید.البته مطمئنا شما به حد لازم از این خصوصیات بهره مند هستید ولی پیام خواب سعی و تلاش بیشتر برای پیروزی بر مشکلات فعلی و اینده هست.

641:

این خواب پیامهای مهمی دارد
با توجه به پستتون در مورد پیام خصوصی اگر مایلید خواب را در پیام خصوصی تعبیر کنم و یا در همین تاپیک بنویسم.

642:

سلام
خواستم بدینوسیله به دوستان بگویم که تا بحال چنین تعبیر دقیق و جالبی نشنیده بودم .اگر ایشان مرا می شناخت به این اندازه متعجب نمی شدم.دوباره از شما قدردانی میکنم.با تشکر

643:

دوباره سلام گالکسی مهربان
دیشب خواب میدیدم دارم میرم مکه ولی چند ساعت قبل از رفتن فهمیدم نه پولی با خودم برداشتم و نه بلدم که اونجا چطور اعمال رو انجام بدم
این خواب از این نظر برام مهمه که تقریبا 1 سال پیش دقیقا همین خوابو دیده بودم با این تفاوت که اون بار به مکه رفته بودم ولی در مکه فهمیدم که نه پول همرامه و نه اعمالو بلدم و نه پول برای قربانی کردن دارم

گالکسی جان از جایی که من 5/5 ساله واسه حج واجب ثبت نام کردم و هنوز نوبتم نشده این خوابا رو که میبینم از ترس پشیمون میشم که ثبت نام کردم
اگه میشه تعبیرشو برام بگی ممنون میشم

644:

سلام آقای گالاکسی ! شما که اینقدر مدعی هستین از شما سوالی دارم .
سوالم شاید به نظر شما و خیلی ها عیب بیاد .
من بعضی وقتها در خواب ( موقع خواب دیدن ) کاملاً آگاهی این رو دارم که خواب میبینم ( در عالم خواب هستم ) و می توانم هر کاری که دلم بخواد انجام بدم ( اختیار کامل دارم ) ! خیلی راحت می توانم پرواز کنم و حتی تا آخرهای آسمان بروم ! توانایی های عجیب دیگری هم دارم و خودم اینا رو با آزمایش کشفشون کردم ! من در عالم خواب قدرت تفکر و تعقل و اختیار و اراده دارم !
هیچ موجودی جلودار من نیست و من خیلی راحت به همه صدمه میزنم و کسی یا موجودی به ندرت می تواند حریفم شود !
می توانم حتی محیط را با اراده ام عوض کنم مثلاً دریا را به جنگل تبدیل کنم !
حتی میشود ایجاد هم کرد فقط کافیه چیزی رو تو فکرم تصور کنم و با اراده ام بوجودش فرمان بدم و اون بوجود میاد !!! البته به اذن خدا .
تو افراد دیگه این موارد رو نشنیدم و چند بار که به چند نفر تعریف کردم فک کردن سرکارشون گذاشتم یا شوخی می کنم ! فقط یه نفر بود که اون هم تا حدودی البته خیلی ضعیف این توانایی ها رو داشت ( فقط پرواز کردن رو ) .


البته من اوایل ( اوایل نوجوانی ) فک میکردم که اینا تصورات من هستن ولی بعد ها فهمیدم من اشتباه می کنم و عالم خواب هم مانند این دنیا واقعی هست و قوانین خاص و ثابت خودشو داره .

اونجا همه چیز زنده هست و شعور دارد .

انسان اونجا به هوا و غذا و اینجور چیزا احتیاج نداره و تازه اونجا معنیه زنده بودن رو میفهمه !
و البته معنی و غم گم بودن !
می خواستم ببینم شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارین ؟
البته اینم بگم من آدم خیلی معتقد و دارای بار معنوی خیلی بالایی هستم و در زندگیم هم اتفاقات عجیب و غریب زیاد افتاده و حتی دوستان نزدیکم منو امام زاده یا پیامبر ( به شوخی ) یا حتی جادوگر ! تصور میکردن !!!

645:

سلام دوست عزیز و گرامیم:

چون فرمودید خیلی مدعی هستم از جواب به شما شرمنده ام و جوابی ندارم.مگر اینکه لطف کنید و ابتدای جمله خود را تصحیح کنید.

646:




خیلی خوب من اون قسمت حرفم رو اصلاح می کنم .

شما مدعی نیستید .

از حرفم ناراحت نشین قصد بی احترامی نداشتم .

647:

با سلام
دیشب یه خواب در مورد دوستم دیدم
دوست که نه مثل بچه ها قهر کردیم
ولی هی تو خواب اون میاد پیشه من و بعد من میرم پیشش
یه جورایی برای خودم متاسفم که این کار رو با هم کردیم
مثلا چند روز پیش خواب دیدم اون رو میخوان بکشن...

ولی من رفتم جلو و...
حالا اگه میشه تعبیرش رو بگید
و از طریق پیام خصوصی هم بگید
برام خیلی مهمه

648:

ممنونم دوست عزیز

از دست شما ناراحت نشدم،از این ناراحت شدم که من بیچاره هیچی ندارم و اینو بی تعارف میگم و هیچوقت بر این نداشته خود مدعی نبودم.

الان در مورد خوابتون عرض میکنم

649:

خدمت داداش عزیزم(بعد اون مطلب که فرمودید اول کلامتون رو در مورد مدعی بودن من اصلاح کردید):

همه چیزهایی که در خواب دیده اید نه عجیب هست و نه عیبی دارد.بلکه اقتضای انسانیت هست و انسان کسی هست که به این مراحل برسد.اینها که فرمودید،اگر در عالم بیداری اتفاق بیفتد نشانه کمال انسان هست و اگر در خواب(چنانکه فرموده اید)اتفاق بیفتد شاهدی بر این هست که رسیدن به این مقامات در هستعداد انسان هست.و اما در بیداری بعضی ها رسیده اند که بیانش در اینجا ضروری نیست.و در خواب تعبیری دارد که عرض میکنم.
طبق حدیث قدسی که از خداوند رسیده هست و همه اهل عرفان و حکمت در صحتش اتفاق نظر دارند(عبدی اطعنی حتی اذا تکون مثلی.انی اقول لکل شیء کن فیکون،حتی تقول لکل شیء کن فیکون:یعنی ای بنده من مرا اطاعت کن تا مثل من شوی.من چنانم که به هرچیزی بگویم ایجاد شو ایجاد میشود تو هم اطاعت کن تا به هر چه بگویی ایجاد شو ایجاد شود./البته این به معنی خداشدن انسان نیست بلکه به معنی این هست که در اثر اطاعت انسان میتواند به اذن خداوند حتی در ایجاد و ایجاد دست داشته باشد.چنانکه ابراهیم علیه السلام داشت و چنانکه مسیح علیه السلام داشت و چنانکه محمد صلی الله علیه و اله وسلم داشت)انسان اگر از خداوند اطاعت کند به مقامی می رسد که همه اینها که فرمودید بعلاوه خیلی مقامات دیگر به او عنایت میشود.یکی به حضرت علامه حسن زاده فرمود اقا شما خیلی عجیب هستید که این کرامات را دارید(منظورش طی الارض و خبر از پنهانی ها و باطن انسان ها و ...

بود)حضرت علامه فرمود نه شما خیلی عجیب هستید که اینها را ندارید زیرا اینها اقتضای انسان بودن هست.
بهر حال در خواب به شما نشان داده اند که اینها در هستعداد شما هست و میشود رسید و رسیدن به اون امری هست ممکن.پرواز در خواب تعبیر میشود به اوج گرفتن در آسمان معرفت و شناخت خداوند و قدرت بر انجام هرکار تعبیر میشود به وصل شدن اراده انسان به اراده خداوند و ایجاد و ایجاد در عالم هم تعبیر میشود به مقامی که در بیان حدیث قدسی عرض کردم.
امیدوارم در راهی که میروید پیروز و موفق باشد و فقط این توصیه که نه بلکه پیشنهاد رو خدمتتون عرض کنم که دو چیز باعث فساد و از بین رفتن مقامات معنوی میشود:یک تعریف دیگران و رسواشدن این امور نزد دیگران و دوم هدف برنامه دادن این امور بلکه باید هدف فقط رسیدن به خدا باشد و به این مقامات اصلا دلخوش نشویم.این پیشنهاد با توجه به این مطلب هست که شما خداروشکر نیازی به پیشنهاد من ندارید و خود عامل به این دو مساله هستید و فقط از باب تاکید فرمودم

650:

سلام دادش عزیز

فرمودید در پیام خصوصی بگم باشه چشم

651:

هميشه اين امر براي من هم سوال بوده كه اوليا الله هيچ گاه از كرامات و تجربه هاي خود براي كسي چيزي نمي گايشانند
پس چطور اين همه شايع هست كه فلاني طي الارض دارد ديگري چشم برزخي اون ديگري هر روز نماز صبح به كربلا مي خواند و ظهر در مسجد النبي

652:

گرچه این تاپیک مخصوص چنین بحثهایی نیست ولی باشد جواب میدهم ولی اگر بحث ادامه پیدا کرد در پیام خصوصی در خدمتم هستم.

اولیاء الله هیچوقت از کرامات خود سخن نمیگویند بلکه تا بتوانند انکار مقامات مینمايند و در واقع کسی حقیقتا جزء اولیاء الله هست که کتمان کند (هرکه را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند)و اونچه از کراماتشان به ما رسیده و خبر داریم یا سپس مرگشان منتشر شده هست و یا بطور اتفاقی کسی فهمیده هست و افشا کرده و یا دلیل موجه دیگری داشته که باید موردی بررسی شود مثل بعضی کراماتی که از آقای بهجت و علامه حسن زاده افشا شده هست.سرگذشت بزرگانی چون آقا سید علی قاضی و مرحوم انصاری همدانی و علامه طباطبایی حاکی از این حقیقت هست.

ادامه بحث در صورت ضرورت در پیام خصوصی

653:

سلام گالاکسی عزیز
اینکه تو خواب ببینی که یه آشنایی میاد خونتون و تو باهاش دعوا میکنی که چرا اومده و سپس خونه میذاری میری بیرون تعبیرش چیه؟

654:

سلام آبجی عزیز

این خواب به گمانم مربوط به نکاتی در مورد رزق و روزی بیشتر برای شما میشه
جزئیات بیشتری در این باره بنویسید(اگر یادتون مونده و الا با همین مقدار تعبیر رو بگم)

ایشون برای میهمانی آمدند و یا برای احوالپرسی یا کار معمولی دیگری؟
ایشون هم در دعوا شرکت کردند و یا فقط دعوای لفظی از طرف شما بوده؟
در دعوا برخورد فیزیکی هم شده یا نه فقط لفظی بوده؟
سپس دعوا ایشون در خانه مونده یا رفته؟
کسی که میگید زن بوده یا مرد؟
خونه شخص خودتون بوده(اگر ازدواج کردید)و یا خونه پدر؟


655:

برای مهمانی آمدن
مه من فقط باهاش بحث کردم و هولشم دادام
ایشون موند و من رفتم
زن بوده
منزل پدرم
اینم بگم که این شخص آشناس و یه کدورتی هم بینمون هست

656:

با توجه به این جزئیات:

مهمان در خواب تعبیر میشود به رزق و روزی بیشتر الهی که از باب لطف انجام میشود.این روزی از قسم معنوی بوده هست و موجب بخشش برخی گناهان میشده.خوشبختانه ایشون مانده اند و این خوب هست یعنی این لطف الهی نصیب شده هست و اهل خانه بهره مند شده اند ولی شما با بیرون رفتن از خانه خود را در معرض محرومیت برنامه داده اید که البته راه جبرانش هست.
آشنابودن ایشان تعبیر میشود به محسوس بودن این لطف یعنی شما این عنایت و لطف خداوند را درک میکنید و کدورتی که اشاره کرده اید هم نکه مهمی هست.رحمت الهی برکسانی بیشتر نارل میشود که از دل رفع کدورت و کینه نمايند و این ارتباط این رحمت را با رفع کینه نشان میدهد.این خواب دو احتمال دارد.
یک اینکه این لطف اتفاق افتاده باشد و شما هم این محرومیت را برای خود ایجاد کرده باشید که باید جبران اشتباه بنمایید و در زندگی خود بررسی کنید ببینید از چه کسی کینه دارید که مانع بهره مندی از این رحمت شده هست و اون کینه را رفه کنید.
دو اینکه در آینده نزدیک چنین اتفاقی می افتد و باید مواظب باشید که از این لطف محروم نشوید و در واقع خواب جنبه هشداری پیدا میکند.

657:

ممنون گالاکسی عزیز

658:

سلام.
چند شب پیش خواب دیدم که یک پسر بچه بسیار شیرین در خیابان مادرش رو گم کرده بود.

به سمت من آمد و بغلش کردم دنبال مادرش باید می گشتم با خودم به سر کلاس بردمش.

اونقدر آرام بود که می دانستم که شیطنت نمی کند.

بچه اصلا شیطون نبود و می دونستم باید شادش کنم.


دوباره بچه رو در خیابان دیدم دوید در آغوشم.

چیزی که در خواب برام عجیب بود این بود که چرا این بچه غریبه در خیابان به سمت من می آید.

ممنون میشم اگر جوابم را بدهید آقای گلکسی

659:

خیلی خیلی ممنون از مطالبتون
خوب الان تعبیرش چی شد ؟ !
این چیزایی رو که نوشتین خودمم می دونستم .

فقط سوالم اینه که در آینده اتفاقی خواهد افتاد یا نه ؟

660:

بله اتفاق خواهد افتاد به سه شرط

1- هدف فقط خدا باشد و فکر رسیدن به این ها را از ذهن خود بیرون کنید.
2- اگر به پیشرفتی در این زمینه رسیدید مواظب باشید دیگران حتی الامکان متوجه نشوند.
3- در راه رسیدن به خدا جدیت داشته باشید.


661:

چنانکه در پیام خصوصی خواسته اید،
در پیام تعبیر میکنم

662:

سلام آبجی عزیز

دیدن چنین بچه ای در خواب(که گم شده و ...)دیدن فطرت پاک انسانی خود هست که همه اکثرا او را گم کرده ایم.شما اون بچه رو به کلاس درس بردید ولی مهم خود شما بودید که در کلاس درس نشستید و کسب معرفت کردید که این عین همان جستجو برای یافتن مادر اوست.به عبارتی دیگر این در واقع جستجوی خود هست.خودی که روز اول پاک قدم بر این دنیا نهاده ولی در گذر وقت این پاکی کم رنگ شده هست تا اینکه به فراموشی سپرده شده(در این قسمت همه ما مشترک هستیم)این بچه پاک و معصوم اهل شیطنت نیست چرا که در فطرت پاک انسانی ما اثری از شیطنت نیست و هر چه هست ارامش هست.شما یکبار برای یافتن گم شده خود سعی کرده اید ولی متاسفانه به نتیجه نرسیده اید برای همین دوباره او را در خیابان دیده اید.علاقه انسان به رسیدن به فطرت پاک همین دویدن در آغوش هست که بسیار لزت بخش هست و این نقطه آغار خودسازی و رسیدن به خود و خداست(از اون در اصطلاح عرفان تعبیر به یقظه مینمايند که در برنامه تزکیه با این مساله کاملا کار خواهیم داشت)جواب اعجاب آخری شما ه با توضیحاتی که فرمودم معلوم هست.فقط این نکته در خواب شما باقی موند که این پسر بچه هست و شما جنس مخالف او و جواب این هست که در این خصوص باید فرمود اگر کسی نسبت به فطرت پاک انسانی خود در شک و ابهام برنامه بگیرد او را مخالف خود میبیند.یعنی اگر پسر باشد او را دختر و اگر دختر باشد او را پسر میبیند.

663:

گالکسی جان اینو هم اگه میشه تعبیر کنین چند صفحه قبل نوشته بودم فکر کنم ندیدین
بخشید باعث زحمتم من همیشه با این خوابای عجیبم

664:

دیشب خواب میدیدم دارم میرم مکه ولی چند ساعت قبل از رفتن فهمیدم نه پولی با خودم برداشتم و نه بلدم که اونجا چطور اعمال رو انجام بدم
این خواب از این نظر برام مهمه که تقریبا 1 سال پیش دقیقا همین خوابو دیده بودم با این تفاوت که اون بار به مکه رفته بودم ولی در مکه فهمیدم که نه پول همرامه و نه اعمالو بلدم و نه پول برای قربانی کردن دارم

گالکسی جان از جایی که من 5/5 ساله واسه حج واجب ثبت نام کردم و هنوز نوبتم نشده این خوابا رو که میبینم از ترس پشیمون میشم که ثبت نام کردم
اگه میشه تعبیرشو برام بگی ممنون میشم گالکسی جان اینو هم اگه میشه تعبیر کنین چند صفحه قبل نوشته بودم فکر کنم ندیدین
بخشید باعث زحمتم من همیشه با این خوابای عجیبم

خواهش میکنم در خدمتم آبجی
اصلا زحمتی نداره

دیدن رفتن به مکه و یا آماده شدن برای رفتن به مکه و ...

تعبیر میشه به نزدیک شدن به خدا و توجه به او گرچه منافاتی هم نداره با زیارت خانه خدا از نزدیک ولی از بعد اخلاقی بیشتر تعبیر میشه به اینکه فرمودم.در مساله نداشتن پول و بلد نبودن مناسک حج دو احتمال هست که باید با توجه به ویژگیهای شخصی خودتون برررسی کنید ببینید به کدام احتمال نزدیک تر هست
یک اینکه برای رسیدن به خداوند مقدماتی لازم دارید که همان لزومات مساله توبه هست که بازگرداندن حق الناس و بعد حق الله و چشاندن زحمت و رنج عبادت و ..

که در فرمایش حضرت علی علیه السلام مفصل بیان شده هست.و احتمال دوم اینکه این بی پولی و بلد نبودن مناسک کار شیطان باشد که میخواهد شما را در این راه ناامید کند و از این راه بازدارد.
خواب یک سال پیش هم با همین تعبیر هست ولی در مرتبه بالاتری.یعنی شما اراده محکم تری برای نزدیک شدن به خدا داشته اید که متاسفانه شیطان این اراده را کمی ضعیف کرده و در خواب دوم تبدیل شده به آماده شدن برای رفتن(برخلاف خواب اول که رفتن محقق شده)
پیام خواب این هست که در احتمال اول شما سعی کنید این مقدمات را زودتر فراهم کنید و البته در وادی دل هرکه پای گذارد اگر صادق باشد و خالص از همان نقطه شروع واصل هست و نتیجه را در آخر به او نمیدهند بلکه از همان ابتدا نتیجه عنایت میشود و در احتمال دوم پیام خواب این هست که به وسوسه های شیطان اعتنا نکنید،این ملعون چون خودش رانده شده از درگاه الهی هست میل شدیدی دارد تا انسان را هم از این درگاه دور کند.به خدا توکل کنید و اگر احساس میکنید که شیطان در این مورد وسوسه میکند حتما آیه(هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم)را بخوانید که هیچ آیه ای به این اندازه شیطان را از میدان به در نمیکند و فراری نمیدهد.

موفق باشید

665:

چن شب پیش خواب دیدم دو تا بچه رو سپردن به من که مثلا بهشون درس بدم بچه ها هم تقریبا دو ساله بودن و کوچیک داشتم براشون کتاب میخوندم یهو ترسیدم دیدم خواهرمه با پوشش های یکدست قرمزش که اون روز اون لباسا تنش بود صداش کردم آیسان دیدم جواب نداد بلند شدم رفتم طرفش فرمودم آیسان چرا جواب نمیدی یه لحظه تو یه چشم بر هم گذاشتن یه متری رفت عقب و روبروم وایستاده بود و لبخند میزد بازم رفتم جلو وبلند فرمودم آیسان بازم رفت چهار بار من صداش کردم واون رفت عقب یه لحظه فکر کردم شیطانه که تو شکل خواهرم اومده بلند داد زدم آللاه شیطانا لعنت السین(خدا لعنت کنه شیطون رو)روبروم هم یه پله های فیروزه ای رنگ بود من که این جمله رو فرمودم و بلند داد زدم و دوباره آیسان رو صدا کردم اون ناپدید شد و خواهرم از پله ها اومد فرمود بله فرمودم کجایی فرمود طبقه بالا بودم..فرمودم بیا به این بچه ها درس یاد بدیم..اونم اومد نشست پیش من دو تا بچه هم جلومون بودن با خواهرم بودم ولی بعضی وقتا آیسان خودش بود و بعضی وقتا هم میشد شکل نوشین دخترعموم دقیقا اون وقتایی که آیسان بود آیسان صداش میکردم و اون وقتایی هم که نوشین بود بهش نوشین میفرمودم..
بعد نمیدونم چی شد که بچه ها رو گرفتم بغلم یه در رو وا کردم یه در بزرگ چوبی شبیه درهای بزرگ فیلم های قرون وسطا به پیاده رو که بازم مثل فیلم ها سنگ فرش شده بود نگاه میکردم ..دیگه بچه ها ناپدید شدن و من تو کلاس درس بودم.پریا دوست پارسالم اومد فرمود امروز همه به خواستگاراشون جواب بله رو میدن تو کی رو انتخاب کردی فرمودم نمیدونم فرمود عروس خونواده ما شو..منم لبخند زدم و فرمودم باشه..یه خانم چاقی بود ک اسامی رو مینوشت به من فرمود تو میخوای با کی ازدواج کنی فرمودم با یکی از فامیلای پریا فرمود شناسنامه تو بده با یه خودکار آبی تو همون قسمت مشخصات همسر تو شناسنامه یه چیزایی نوشت..بعد من اومدم نشستم سرجام یهو یادم اومد که بابابی من که رضایت نداده تازشم من که هنوز نمیدونم طرفم کیه حتی اسمشو هم نمیدونم.به عالیه یکی از همکلاسی های پارسالم فرمودم عالیه من چه خاکی تو سرم بریزم بابام اینا نمیدونن تازه اگه بابام رضایت نداد چی من هنوز طرف رو که نمیشناسم نمیدونم چقدر سواد داره وای اسمش رفت تو شناسنامه ام ..اونم چیزی نفرمود پریا رو صندلی جلو بود برگشت و لبخند زد و منم لبخند زدم..بعد اومدم خونه مون همون جای همیشگی بود ولی دور و برش تل و تپه بود در رو زدم مامان در رو وا کرد منم کیفمو گذاشتم طبقه پایین رفتم بالا خواهرم اونجا بود داشت درسشو میخوند یه لحظه یاد کیفم افتادم ترسیدم مامان شناسنامه امو ببینه رفتم پایین کیفم رو برداشتم اومدم طبقه بالا شناسنامه مو باز کردم ببینم لااقل اسم طرف چیه؟ اولش فکر میکردم اسم داداشش باشه اون لحظه هر چی فکر کردم اسم داداشش یادم نیومد اصلا نمیتونستم نوشته ها رو بخونم مثل اینکه جوهر خودکار آبی پخش شده بود تو دو تا خط نوشته بود دقت کردم خط پایینی یه اسمی بود به اسم فضل الله یه عددی هم مثل 158 کنار اسمش بود..بعد هم که دیگه از ترسم چشامو باز کردم..تو رو خدا اینو تفسیر کن داداش گالاکسی نمیدونی از وقتی این خواب رو دیدم چه قدر دلم شور میزنه

666:

تعبیر:
شما در مسیر تربیت دیگران برنامه گرفته اید و یا این اتفاق بزودی خواهد افتاد.چون مربی اصلی خداست و هر که در مسیر تربیت دیگران برنامه بگیرد کاری خدایی میکند مورد حمله شیطان واقع میشود و البته گاهی خود شیطان و گاهی شیطانک هایی از جن به سراغش می آیند تا او را در این امر با مشکل روبرو نمايند.که پوشش قرمز و رنگ قرمز از نشانه های شیطان هست.(البته رنگ سیاه کامل هم در گربه نشانه جن هست ولی رنگ قرمز شدت بیشتری دارد)و اینکه اون ملعون و یا شیطانکهایش به شکل خواهر شما در امده به این دلیل هست که توجه شما را جلب کند.و سپس این که خواهر شما واقعا پیشتون اومده و اون رو گاهی به شکا خودش و گاهی به شکل دختر عموتون می دیدید متاثر از همون نزدیک شدن شیطان و یا شیاطین هست که کار این ملعون تلبیس و به شک و تردید انداختن هست.البته شکی که ایجاد کرده خیلی مهم نبوده(جای نگرانی نیست).اینکه بچه ها رو در بغل گرفتید تعبیر میشه به اینکه به اونها حرف دل رو منتقل کردید و این فراتر از تعلیم علم هست(این انتقال ایمان هست که از جنس علم نیست و اصل تعلیم همین هست)و چون اونها رو به در بزرگ و دروازه ایمان رسوندید ناپدید شدند و دیگه نیازی به شما نداشتند(یادآوری میکنم که این دو تا بچه نمادی از دیگران هستند و خصوصیت ویژه ای در مورد کسی نیست).قسمت بعدی خواب شما:
دوستتون پریا باید آدم خوبی باشه و نکته منفی در مورد ایشون دیده نمیشه.منظور از جواب دادن به خواستگار در واقع رسیدن به مرحله رشد و کمال هست که انسان از تنهایی خارج میشود و با ازدواج کامل میشود ولی در خواب اصلا منظور و تعبیر ازدواج نیست بلکه حقیقت رشد و کمال هست،که باید به این حقیقت جواب مثبت میدادید.و در رسیدن به این مرحله از رشد و کمال رضایت و عدم رضایت والدین اصلا مهم نیست و اطاعت از والدین در این مورد واجب نیست.ابهاماتی در مورد رسیدن به رشد وکمال بیشتر دارید که در خواب بصورت نگرانی و تشویش خاطر نمایان شده و اینکه میترسیدید مادرتون شناسنامه رو ببینند از همین باب هست(هر رشد و کمالی که باعث میشود انسان از بعضی اعمال و رفتارهای گذشته خود فاصله بگیرد ممکن هست در نگاه دیگران نوعی عیب تلقی شود و اونها از این تغییرات خوششان نیاید و یا حتی مخالف باشند و این باعث نگرانی و تشویش میشود.)مشخص نبودن خط و پخش شدن جوهر همون شک و ابهاماتی هست که در این مساله دارید و باید با دقت بیشتری به این حقیقت بنگرید تا درست ببینید و چون با دقت بیشتری دیده اید اسم برای شما مشخص شده.فضل الله سرچشمه همه عنایات حق هست و همه رزق وروزی های مادی و معنوی از همین فضل الهی سرچشمه میگیرد و جاری میشود.دیدن این اسم در واقع برای سکین و آرامش دل شماست و رفع نگرانیها.
پس خلاصه این شد که
1- شما در مسیر هدایت دیگران در مورد یا مواردی برنامه گرفته اید و یا برنامه خواهید گرفت
2- این امر شیطان را خوش نمی آید و تلاش خود را برای بازداشتن شما میکند
3- با تعلیم دیگران خود هم به دروازه هدایت میرسید
4- نتیجه هدایت دیگران رسیدن به رشد و کمال معنوی هست که از سرچشمه فضل الهی جاری میشود
5- در این راه تنها مانع وسوسه و شکی هست که شیطان ایجاد میکند و نباید به این شکها اعتنا کنید.

667:

ممنونم از شما اما میشه بگید مچه طور می شه آدم به فطرت خودش شک کنه؟ در واقع معنای جمله ای که فرمودید رو می شه بگید؟

"کسی نسبت به فطرت پاک انسانی خود در شک و ابهام برنامه بگیرد " معنای ین جکله رو متوجه نمی شم!!

668:

فطرت انسان دارای نوسان هست و در معرض شدت و ضعف.مثل چراغی که پرنور هست ولی ممکن هست کم نور شود تا جایی که خاموش شود.این شدت و ضعف و نوسان از طرف ماست و اعمال ما.در مقابل اعمال بدی که در اثر نفس اماره انجام می دهیم(از اعمال کوچک تا بزرگ)نفس لوامه ما،ما را سرزنش میکند که تعبیر به عذاب وجدان میشود و سعی میکند ما را به اصل اولی و پاک برگرداند که همان فطرت هست.اگر به نصیحت نفس لوامه توجه کنیم و از نفس اماره فاصله بگیریم امید هست به نفس مطمئنه نزدیک شویم و نور فطرت با توجه کردن ما به ندای وجدان در درون ما شدت گیرد و ما را به سمت طهارت نفس و پاکی دل بکشاند و اگر به ندای وجدان توجه نکنیم و از نفس لوامه دورشویم و به نفس اماره نزدیک تر شویم موجب میشود که نور فطرت در درون ما ضعیف تر شود که هر چه ضعیف تر شود شک ما به این فطرت پاک شدیدتر میشود تا جایی که اون را فراموش میکنیم که اونجا مرحله هلاکت و بیچارگی هست.

669:

این معنی سادش اینه که من خودم و حرفهای دلم و قبول ندارم و انگار به احساسات پاکم که حقیقت داره توجه نمی کنم و شک دارم؟

670:

سلام آقای گالاکسی.می شه این دو تا خواب رو برای مادر و خواهرم تعبیر کنید .

خواهرم این خواب رو سپس نماز صبح دیده و من نمیدونم که آیا تعبیر داره یا نه؟!
فرمود "خواب دیدم که یه جای سرد و نمور بود.

سه نفر بودیم و من نفر آخر بودم ولی حضرت عزراییل اولین نفر ازم سوال کرد.میفرمودم از خدا بخواین منو ببخشه.بعد اون حضرت شروع به صحبت کرد .من نمیدیدمش چون پشت پرده بود .چند بیت شعر خوند آخرشم فرمود سفارشت میکنم به عشق الهی.اینقدر سرم داد زد که وقتی از خواب بیدار شدم گوشام رو گرفته بودم."
مادرم هم یه خوابی دیده که علاقه دارن براشون تعبیر کنید.
مادرم تعریف کردند" یه جایی مثل کوه بودم .یکی برام توی سینی یه پوشش آورد که نورش از زمین تا آسمان بود.فرمودن این پوشش شهادته .منم داد میزدم من نمیخوام الان بمیرم.لباسشم سبز بود ."

ممنونم از لطف شما

671:


سلام
خاله من به تازگي فوت كرده چند روز سپس فوتش من خواب ديدم مجلس ختمش تايشان ساختمان خرابه هست كه خود خالم در حالي كه پوشش مشكي تنش بود و گريه مي كرد و خودش رو ميزد در يه اتاق تاريك تنها نشسته بود .

تمام جزئياتي كه تايشان خواب ديدم چند روز بعد تايشان ختم واقعيش اتفاق افتاد!

ميخوام ببينم اين كه خالم ناراحت بوده تعبيري داره؟
ممنون

672:

سلام داداش جواد عزیز
من یه خوابیه که چند روز پشت هم دارم می بینم می تونین کمکم کنید و تعبیرش رو واسم بنویسید؟

من 3 ماه پیش عقد کردم و متاسفانه عموم رو 10 روز پیش از دست دادم و سپس فوت عموم تقریباً هر شب خواب عمو و پدربزرگم رو که ایشون هم فوت شدن می بینم که دارن کارتهای عروسیم رو می نویسن و پدربزرگم خیلی اصرار دارن که من پوشش عروسیم رو بپوشم هر شب هم پوشش رو می بینم ولی تا می خوام به تن کنم از خواب می پرم و دیشب توی خواب و بیداری چهره عموم رو دیدم که برام سوره ماعون رو خوند و دوباره همون خواب همیشگی می شه برام تعبیرش کنین؟
واقعاً ممنونم

673:

نه به این معنی نیست.شما نه در باورهایتان شک دارید و نه در احساسات پاکتان بلکه مثل من و اکثر دیگران به علم و باور رسیده اید ولی به ایمان و یقین نرسیده اید.باید این باورها که از جنس علم هست و جایگاهش عقل و ذهن هست تبدیل به ایمان شود که جایگاهش قلب هست.

674:

خواب رو چطور تعبیر می کنی؟
آخه کتابی، رشته دانشگاهی ای چیزی وجود نداره برای یاد گیری تعبیر خواب!

675:

راستش خودمم نمیدونم

فقط یه 10 سالی در خدمت بزرگواری بودم که بسیار مسلط بر فلسفه و عرفان و البته بسیار خودساخته و وارسته بود.و تخصص عجیبی در تعبیر خواب.فکر کنم نتیجه نشست و برخاستم با ایشون باشه.

676:

یه کار غیر منتظره پیش اومد که باید چند ساعتی برم
سپس ظهر حتما در خدمت دوستان هستم

677:

سلام

اگه خواب ببینی یه امتحان سخت داری می دی با تقلب تعبیرش چیه؟

678:

با سلام خدمت شما
این خواب مرا هر وقت که شد تعبیر بفرمائید
من در خواب ،خود را در حال خوردن یکنوع میوه وحشی که در بچگی خورده بودم(این میوه بسیار مورد علاقه من می باشدواسم ان را فراموش کرده ام) ،دیدم.

با تشکر

679:

با سلام
چند وقت پیش خواب دیدم مراسمی برای ختم یکی از اعضای فامیل در بهشت زهرا انجام کرده بودیم که من اون شخصی که فوت شده بودو دیدم و از ترسم فرار کردم
ولی دنبالم اومد و بهم فرمود :
فلانی کاراتو بکن سپس من نوبت تو....................
اگه میشه بگین تعبیرش چیه؟؟؟
یعنی من رفتنیم؟

680:

سلام آبجی

نه ابجی خداروشکر(طبق این خواب)فعلا برنامه نیست به معنای معروف از دنیا برید.
ولی مرگ پدیده ای هست که ان به ان داره اتفاق میفته.و تا لحظه قبلی نمیره لحظه جدید زاده نمیشه و ...

ایشون که اومدند دنبال شما خوشحال بودند یا ناراحت(حالتشون چی بود؟)

681:

یک فضیلت و یا صفت خوب در دوران کودکی داشتید که موجب رشد معنوی شما میشده و الان فراموشش کردید.گذشته رو ورق بزنید و پیداش کنید و سعی کنید دوباره از اون صفت بهره مند بشید.

682:

سلام دوست عزیز

زندگی عرصه امتحاناتی هست که بعضیاشون خیلی سخته
این امتحانات برای رشد و تعالی انسان هست باید سعی کنیم تقلب نکنیم چون تقلب باعث میشه که از سطح خودمون بیخبر بمونیم و نسبت به داشته هامون اطلاعات دقیقی نداشه باشیم و موفقیت در آینده بستگی به شناخت حال خودمون داره.

یه احتمال هم اینه که در اثر هسترس یک امتحان معمولی این خواب رو دیده باشید.

683:

سلام آبجی عزیز

تبریک میگم به خاطر عقدتون و تسلیت میگم به خاطر فوت عموتون
میدوارم که خداوند ایشون و پدربزرگتون رو بیامرزه و طی مراحل سپس مرگ رو براشون راحت کنه تا قیامت که در بهشت در جوار رحمت خودش جاشون بده

تعبیر:
از عروسی شما خیلی خوش حال میشن و دوست دارند این عروسی زودتر انجام بشه.گمانم که در این عروسی خیر و برکتی هست که به روح این دو بزرگوار هم میرسه و قدری در عالم برزخ از خیرات این عروسی بهره مند میشن.البته استقامت کردن تا حد معمول عرف برای فوت ایشون لازمه و در خواب هم هیچ ضرورتی برای عجله در مورد عروسی دیده نمیشه و اینکه هروقت خواستید پوشش عروسی رو بپوشید از خواب بیدار شدید به همین معنای استقامت تا گذشت مدت معلوم در عرف هست.ولی شوق و خوشحالی عمو و پدربزرگتون از این وصلت و ادامه اون واضحه.

در سوره ماعون اشاره به مساله نماز شده و گویا ایشون هم با خوندن این سوره خواستند شما رو به همین مساله بیشتر از قبل متوجه نمايند.گمونم باید به نماز بیشتر اهمیت بدهید.در واقع نمار وصال به معبود هست و نهایت همه وصالهای مادی و معنوی در نماز هست که وصال الهی هست در واقع معناش این میشه که عروسی که در ظاهر به وصال به یار معنی میشه در حقیقت وصال به معبود هست و انسان باید علاوه بر توجه به وصال به خلق(که البته در دین تاکید شده با دیگران رفت و امد داشته باشید و در اوج ین رفت و امدها و وصالها مساله ازدواج برنامه داره)وصال به خالق رو هم در نظر بگیره و بهش بیشر اهمیت بده.

684:

سلام آقای گالاکسی.می شه این دو تا خواب رو برای مادر و خواهرم تعبیر کنید .

خواهرم این خواب رو سپس نماز صبح دیده و من نمیدونم که آیا تعبیر داره یا نه؟!
فرمود "خواب دیدم که یه جای سرد و نمور بود.

سه نفر بودیم و من نفر آخر بودم ولی حضرت عزراییل اولین نفر ازم سوال کرد.میفرمودم از خدا بخواین منو ببخشه.بعد اون حضرت شروع به صحبت کرد .من نمیدیدمش چون پشت پرده بود .چند بیت شعر خوند آخرشم فرمود سفارشت میکنم به عشق الهی.اینقدر سرم داد زد که وقتی از خواب بیدار شدم گوشام رو گرفته بودم."
مادرم هم یه خوابی دیده که علاقه دارن براشون تعبیر کنید.
مادرم تعریف کردند" یه جایی مثل کوه بودم .یکی برام توی سینی یه پوشش آورد که نورش از زمین تا آسمان بود.فرمودن این پوشش شهادته .منم داد میزدم من نمیخوام الان بمیرم.لباسشم سبز بود ."

ممنونم از لطف شما

685:

سلامآبجی عزیز

خدا خاله شما رو رحمت کنه و از سرچشمه عنایات و الطاف خودش بهره مندشون کنه.

برگزاری مجلس ختم در خرابه تعبیر میشه به اینکه مراسم خوبی در حقیقت برای ایشون گرفته نشده(البته حقیقت اکثر مراسمات ختم امروزه همین هست و به جای اینکه به فکر رسوندن خیرات به روح مرحوم باشند بیشتر به فکر ابروی خودشون و چشم و هم چشمی و این مسائلند)و نشستن ایشون در تنهایی هم تعبیر به همین مساله میشه که در واقع با نیاتی که دشتند(باوقتدگان)ایشون رو تنها گذاشتند و به فکرشون نیستند.پیام خواب اینه که شما بیشتر به فکر ایشون باشید و سعی کنید خیراتی به روح ایشون بفرستید تا کمی از این تنهایی بیرون بیان.

686:

سلام ابجی عزیز

تعبیر خواب اول:

جای سرد و نمور نقطه اوج دل کندن از دنیا و هواهای دنیا و توجه به اخرت هست(البته به معنای مرگ معمولی نیست بلکه به معنای قطع علاقه از ظواهر دنیا هست)و چون این قطع علاقه از ظواهر دنیا در ظاهر به مرگ معرفی شده ایشون این حالت رو با حضور حضرت عزراییل دیده اند.ندیدن حضرت عزراییل امریست طبیعی و تعبیر میشه به عدم اطلاع از لحظه مرگ(البته در این خواب عدم اطلاع از چگونگی دل بریدن از ظواهر دنیا)شعر خوندن اون حضرت دلیل نرمش ایشون در این مساله هست(به همین دلل تعبیر میشه به دل کندن از ظواهر دنیا و الا اگر تعبیر میشد به مرگ هیچگاه از شعر و احساس خبری نبود که از این حالت به خدا باید پناه برد)و سفارش ایشون به عشق الهی تعبیر میشه به اونچه که برای بردین از دنیا و امور دنیوی لازم هست و اون عشق الهی هست که در دوچیز بیشتر دیده میشه(نماز و خوش خلقی با خلق)داد زدن اخرشون به معنی تاکید بر سفارششون هست و اینکه این امر ضروری هست.
پیام این خواب مشخص و واضحه

تعبیر خواب دوم:

کوه تعابیر مختلفی داره ولی در این خواب تعبیر میشه به مواضع صعب العبور در عقاید و ایمان.شهادت که به معنی شهود وجه الهی هست ممکن نمیشه مگه با عبور از تنگناهای ایمان و گذر از کوه های سر سخت شک و شبهه تا رسیدن به یقین.لباسی که آوردند پوشش تقوا بوده که برای رسیدن به شهود الهی لازم هست و این پوشش رو به هر کسی نمیدهند.و رنگ سبزش نشانه ولایت هست که این راه(تقوا و یمان و شهود الهی بدون ولایت میسر نیست)
تقوا ملازم هست با دل کندن از غیر خدا و این به معنی مرگ هست(البته مرگ از علایق دنیوی)از چشم ظاهر(که اکثر انسانها چنین هستند)این مرگ را نمیپذیرند به خاطر شدت تعلق به دنیا و امور دنیوی.
پیام این خواب اینه که اگر ایشون در این وضعیت نیستند و مفاد خواب براشون اتفاق نیفتاده ممکنه در اینده نزدیک براشون اتفاق بیفته و باید خودشون رو برای پذیرش این حالت(تقوا و رسیدن به ایمان و نزدیک شدن به خداوند)آماده نمايند چون ظاهرا موانعی سر راه وجود داره که باید برطرف بشه.

687:

بردادر گالاکسی دستت درد نکنه
این اتفاق رو درست متوجه نشدم چیه؟یعنی قراره مثلا چه جور اتفاقی بیفته که باید خودشو آماده کنه؟و این آمادگی باید چه جوری حاصل بشه؟این موانع چی میتونه باشه که باید برطرف بشه؟
ممنون

688:

دیدن بیت المقدس و انبوه زایران مسلمان و یهودی و مسیحی و رفتن به مسجدی در قلب اورشلیمچه تعبیری دارد؟

689:

جزئیات بیشتری لازمه ولی با این کلیتی که فرمودی داداش:

تعبیر میشه به مساله ظهور
شما ظهور حضرت رو دیده اید البته جهت جهادش رو و تلاش برای پاک کردن قبله اول مسلمین از لکه ننگی که همین صهیونیسم هست(این خواب خیلی شبیح فتح مکه توسط پیامبر بزرگوار هست.

690:

منظور از این اتفاق پاکی دل هست و نزدیک تر شدن به خدا که خداوند نور خودش رو به قلب عنایت میکنه و این قلب هست که یا میپذیره و یا پس میزنه.اگه قلب بخواد بپذیره باید آمادگی و ظرفیتش رو داشته باشه.این اتفاق ممکنه به همین کلیت باشه و اگه بخواد جزئی بشه در بعضی عبادات مثل نماز و محبت به دیگران خودش رو بیشتر نشون میده.
بررسی این جزئی و پیدا کردنش با کسی هست که خواب دیده.
آمادگی برای این پذیرش با کمی مطالعه و بعد مراقبه و عمل به معلومات حاصله و سپس تکرار اونها تا فهم قلب حاصل میشه و موانع موجود در این راه اول از هه وسوسه شیطان هست و بعد کسالت و تنبلی(که اراده رو ضعیف میکنه)و بعد گم کردن هدف در وسط راه(که باعث انحراف از هدف میشه)و در آخر مساله ریا و عجب که باعث باطل شدن عمل میشه

691:

بیشتر عجله داشت
نتونستم بفهمم ناراحته یا خوشحال

692:

سلام
من یه خوابی دیدم دیشب میشه تعبیرشو بگید
3 بار پشت سر هم خواب دیدم که عروسیمه
هر 3 بار هم پوشش عروس تنم بود و تو 2 تا از خوابها توی ارایشگاه هم بودم ولی تو هیچکدوم داماد نبود
خواب اول رو خیلی سپس ارایشگاه یادمم نیست
خواب دوم کامل یادمه ، سپس ارایشگاه یه مسیر طولانی رو تنهایی پیاده تو خیابون راه میرفتم تا رسیدم خونه انگار فیلمبردار ازم خواسته بود یا یه چیزی تو این مایه ها
وقتی رسیدم دم خونه ( خونه ای که اونجا به دنیا اومدم ولی سالهای زیادی اونجا زندگی کردیم ولی الان هم مدت زیادیه که اونجا رو فروختیمو رفیتم از اون خونه ) دم خونه تو کوچه زن برادرم با تقریبا یه عالمه بچه که مثلا بچه های فامیل بودن جلو در بودن
وقتی وارد خونه شذم دیدم مامان و خالم رو زمین نشستن و دایی ام و برادرم هم مقابلشون نشستن رو زمین
هیچکس حاضر نبود ، من فرمودم پس چرا حاضر نیستید یه کم هم غر زدم که خسته شدم از بس پیاده اومدم چرا و یه ماشین نفرستادید دنبالم
دایی ام به مامانم میفرمود که تا بخواد بره خونشون و حاضر شه طول میکشه و از این حرفا
من که دیگه عصبانی شده بودم فرمودم دیر شد پس چرا حاضر نمیشید ، دایی ام با عصبانیت به مامانم فرمود جوابشو نده ، من فرمودم چرا دوباره با عصبانیت فرمود بهش بگو همه چیز تقصیر اینه ( یعنی من ) و من از داد وو بیدا خودم از خواب بیدار شدم
باز که خوابیدم برای بار سوم خواب دیدم عروسیمه و باز من باپوشش عروس بی داماد و این بار وارد مجلس شدم ولی مجلس یه جوری بود یه بچه همانگار مریض بود ، خلاصه همچین مثل مهمونی یا عروسی نبود
دیگه چیزی یادم نیست خیلی تعبیرش چیه ؟؟
ممنون

693:

پس خوش خبر بوده و این مرگ به معنی موقعیتی هست که برای شما پیش میاد(که بهش مرگ از گناهان میگن و معنی فرموده پیامبر بزرگوار هم که فرمودند موتوا قبل ان تموتوا بمیرید قبل از اینکه شما را بمیرانند همین هست) و خدا توفیق میده تا بتونید در از بین بردن بعضی از صفات زشت در وجود خودتون موفق بشید حالا این صفات چی هست در خواب معلوم نیست ولی شما میتونید در خودتون بررسی کنید و مواعنی که براتون مهم تر هست رو شناسایی کنید و به رفع اونها اقدام کنید.این خواب در واقع این امید رو به شما میده که شما از پس این کار بر میایید و به نتیجه میرسید.


694:

سلام دوست عزیز
به جمع ما خوش اومدید

تعبیر:

در این خواب عروسی در واقع یک تحول و اتفاق معنوی باید باشه(چنانکه ازدواج در عالم مادی نهایت وصال هست و خروج از مرحله تنهایی)در چهره معنوی تعبیر به تحول معنوی و تعالی روحی هست.در این تحول روحی و معنوی داماد یا عروس موضوعیت ندارد و معشوق خداست.گویا فامیل با این تحول شما خیلی موافق نیستند(از شخصیت شما اطلاعی ندارم ولی روی حدس و گمان میگم)و با این تحول مخالف اند.
حقیقت این خواب شاید اتفاق افتاده باشه و شاید هم بزودی اتفاق بیفته ولی نگران نباشید چون آخرش با شما موافق میشن.
اگه سوال دیگه ای باشه در خدمتم

695:

سلام من از طریق یکی از دوستان با طرح شما آشنا شدم می شه یکم راهنمایی کنید؟!

696:

سلام galaxy
ممنون از شما
منظور از این تحول معنوی چی هست ؟
چیزی مربوط به زندگی روزمره نمیشه ؟

697:

ُسلام دوست عزیز

طرح تزکیه عملی،طرحی برای مدیریت احوالات و اخلاقیات هست تا بتونیم بهتر از موقعيتها هستفاده کنیم.در این طرح هدف نزدیک شدن به خدا هست و طریقه اجرا هم رفع مشکلات و موانع معنوی برای رسیدن به هدف هست.کار سختی برنامه نیست انجام بشه فقط بعضی اعمالی که هر روز داریم انجام میدیم یه کم منظم و با برنامه میشه.
درصورت فراخوان آمادگی شما،جزئیات بیشتری از طریق پیام خصوصی برای شما ارسال میشه و در صورت فراخوان آمادگی نهایی از 25 خرداد شروع خواهیم کرد.

698:

همه چیز مربوط به زندگی روز مره هست ولی در سه مرحله
باورها،صفات اخلاقی،اعمال ظاهری
این تحول در هر یک از این سه مرحله ممکنه اتفاق بیفته و البته جمع هر سه مرحله هم بعید نیست.باید روحیه خودتون رو بررسی کنید ببینید در کدوم مرحله اتفاق افتاده یا در کدوم مرحله هستعداد و آمادگی این اتفاق بیشتر هست.

699:

سلام آقای گالکسی
میشه این خواب رو برام تعبیر کنید
خواب دیدم یهو خونه پدربزرگم هستم.با خودم میفرمودم من کی اومدم اینجا.همه چیز اینقدر طبیعی بود که فکر نمیکردم دارم خواب میبینم.از طبقه دوم اومدم تو حیاط .مادربزرگم دم در حیاط وایستاده بود و مواظب برادر و پسر داییم بود که تو خیابان بازی میکردن.یه پسر بچه ی بدبو و کثیف هم کنارش بود.تا رفتم دم در برادرم و پسرداییم دویدن تو.گرفتم بوسیدمشون .بهشون میفرمودم خیلی دلم براتون تنگ شده .بعد اون پسر بچه ی بد بو ،رو دلم ور نداشت که ببوسم ولی دیدم داره منو نگاه میکنه.با یه حالت گریه ،میگه برای اینکه من مادر ندارم ،نبوسیدیم؟!دلم سوخت .از سر اکراه بوسیدمش و از بس بوی بد میداد و کثیف بود،بهش فرمودم پسرم خودت دیگه بزرگ شدی.باید مسواک بزنی ،دست و روت رو خودت بشوری،پوشش تمیز بپوش.ببین این محمد حسن و محمد مهدیم همسن شمان ولی همه کارشون رو خودشون انجام میدن.سپس حیاط اومدم تو خیابون.زن داییم روبرو در همسایه ایستاده بود و داشت از یکی از دست فروشا که خرما رو چرخ دستیش میفروخت،خرما میخرید.تا منو دید شووکه شد،فرمود معصومه تو کی اومدی.فرمودم خودم هم نمیدونم.بعد رفتم جلو.تا حالا خرماهایی به این درشتی و آب و رنگ ندیده بودم.خرماها به شاخه بودن و درشت و سیاه .من که اصلا میانم با خرما جور نیست خیلی به هوس افتادم که ازش بخورم ولی پول نداشتم.به اون آقایی که خرما میفروخت،فرمودم آقا میشه من یه دونه از خرماها رو بخورم ،من پولی ندارم ک بخرم.اون هم همین جور که ی کفه ترازو برای زنداییم میکشید فرمود بردار.و با اشاره ی من زنداییم یه دونه از خرماها رو کند و بهم داد و من خوردمش.خیلی شیرین و خوشمزه بود.
ممنون از لطفتون

700:

من شنیدم که خواب عروس برای دختر یعنی مرگ

701:

کلیت نداره داداش
خوابها با توجه به جزئیات تعبیر میشن

702:

رفتن به خونه پدربزرگ و کلا بزرگترهایی که در تربیت نقش داشته اند تعبیر میشه به بازگشت به خود و به ریشه ها و اصول ثابت اخلاقی(که متاسفانه در گذر وقت گاهی کم رنگ میشن و گاهی هم فراموش)این بازگشت گاهی اتفاقی هست و عنایت خداست بدون اینکه انسان تلاشی بکنه(البته بی علت نیست و علتش بعضی اعمال و خصلتهای خوبی هست که در گذشته داشتیم که این نتیجه اون خصلت و عمل هست و همین اصل باعث برگشت و توبه فضیل عیاض شد)پیام خواب در ادامه واضح و روشن بیان شده.یتیم نوازی راه میانبر برای رسیدن به همه خوبیهاست و البته نکته دقیقی در این قسمت وجود داره،همه ما از جهتی یتیم هستیم(پیامبر بزرگوار فرمودند:انا و علی ابوا هذه الامه)در دوران غیبت ولی خدا همه انسانها یتیم معنوی و حقیقی هستند.این یتیم(خود ما)باید مورد توجه حضرت ولی عصر برنامه بگیرد و راهش این هست که ایتام را مورد توجه برنامه دهیم و در جهت تربیتشان بکوشیم(در حد توان)قسمت بعدی خواب،خوردن خرما در واقع بازتاب بوسیدن بچه یتیم هست.خرما از میوه های بهشتی هست و غذای بسیاری از انبیای الهی بوده و در داستان حضرت مریم سلام الله علیها هم در قراون آمده.بهر حال حق این هست که هرکس یتیمی را بنوازد و مورد توجه برنامه دهد بی شک طعم بهشت را میچشد اگر چه بی بضاعت(بی پول)باشد.این توجه به یتیم به گمانم خصلت و خوی ارزشمندی در رفتار گذشتگان شما بوده که شما هم باید با بازگشت به اونها و تقلید از اونها(بازگشت به خانه پدر بزرگ)به این خصلت مقدس عمل کنید تا طعم بهشت را بچشید.برای داداش هم در این زمینه دعا کنید.

703:

سلام آقای گلکسی
من دیشب خواب دیدم که خیاط مادربزرگم که در وقت حیات براش پوشش می دوخت با من تماس گرفت و فرمود وقتی مادربزرگت زنده بود به من یه پارچه داده بود که براش پوشش بدوزم و حالا آماده هست بیا تحویل بگیر.

من هم پوشش را که یک پیراهن نقره ای بود را از خیاط تحویل گرفتم و دادمش به مادربزرگم و او اونرا پوشید.

در خواب خوشحال بودم از اینکه مادربزرگم پوشش سیاهشو درآورده.

چند شب قبل هم خواب دیدم که اون منو بغل کرده و بوسم می کنه.

ممنون میشم اگر خواب منو تعبیر کنید.


704:

سلام آبجی عزیز

تعبیر:
یه کار نیمه تمام از مرحوم مادربزرگتون مونده که شما واسطه تموم کردنش هستید.ببینید اون کار چی بوده و اگه معلوم نیست چی هست باید ببینید از چه کار معنوی خیلی خوششون میومده،همون رو یه بار به نیابت از ایشون انجام بدید.با انجام این کار کمک بزرگی به ایشون در عالم برزخ میکنید.قسمت اولش دستوری هست ولی قسمت آخر خواب(خوشحالی ایشون و ...)خبر از نتیجه کاری هست که از شما خواستند.

705:

سلام
من دیشب یه خوابی دیدم
اینم قبلش بگم حدودا یک ماه پیش مشرف به زیارت کربلا شدم
خیلی طولانی بود اما فقط یه بخش کوچیکیشو یادم مونده
خواب دیدم یه جاییم که انگار مراسم عزاداری برپاست
محرم بود
من به اتفاق دختر خالم اونجا بودیم
واسه امام حسین تو خواب اینقدر گریه کردمو سینه زدم که وقتی بلند شدم از جام هنوز حساش باقی بود.
تعبیرش چیه؟
ممنونم

706:

سلام

بعضی از خوابها تاثیر اعمالی هست که انجام میدهیم و اکثرا تعبیرش همراهش هست.این خواب هم متاثر از همون زیارت کربلاست.البته پیام مهم این خواب همون جمله معروف هست(کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا)یعنی زیارت حضرت که حقیقت زیارت،زیارت دل هست و عمل به اندیشه و مرام حضرت وقت خاصی ندارد و مکان خاصی هم ندارد یا به عبارتی فراتر از وقت و مکان هست.از عباداتی که انجام میدهیم(مثل همین زیارت حضرت)نتایجی حاصل میشود که ابتدا حالی هست زودگذر و تا حدی در زندگی ما موثر هست(به نسبت شدت و ضعف اون حال و احساس)و در صورت هستمرار تبدیل به ملکه میشود و در وجود انسان نهادینه میگردد به صورتی که با عقل و قلب انسان آمیخته میشود و دیگر حال زودگذر نیست که به حالی جدید از وجود برون شود.پیام این خواب این هست که سوز و شور و حالی که در زیارت حضرت داشته اید را هستمرار ببخشید.برای هستمرارش سپس هرنماز رو به قبله به حضرت سلام دهید و گاهی که حال مناسبی هست و وقت اجازه میدهد زیارت عاشورا بخوانید و این داداش بیچاره رو هم از دعا فراموش نکنید.

707:

سلام برادر گلکسی
ممنون از تعبیرتون.

پیرو خواب قبلی و تعبیر شما من به چند فقیر کمک مالی کردم، چون این همون کاری بود که او در وقت حیاتش انجام می داد هر چند که خودش وضع مالی خوبی نداشت و فقط مستمری بگیر دولت بود و نیمی از حقوقش را اجاره خانه میداد! فکر می کنم من هم باید به همین کار ادامه دهم.

708:

سلام آبجی عزیز

البته بایدی در کار نیست و میتونید انجام ندید(تکلیفی بر شما نیست)
ولی اگه میخواید انجام بدید(که بهتر هست انجام بدید)باید وسع مالی و توان مالی خودتون رو بسنجید و در این امر زیاده روی نشه.

709:

بالاره سپس تلاش های فراوان(!) تونستم یه خواب ببینم:دی

داستان از این برنامه بود که من یک اتوموبیل رو تو یه جاده دو طرفه هدایت می کردم
یه جاده ساحلی که دریای بدون موج طرف چپ اش بود
وسط راه این درختو دیدم:
تعبیر خواب
تقریبا این شکلی بود
(رو به روی من بود اما جاده رو قطع نکرده بود)
اون زرد ها شاخه هاشن که کوتاه و خیلی ضخیم بودنو خیلی زیاد طوری که حالت کروی به قسمت زرد درخت داده بودن
پایین تنه هم تعدادی شاخه خاکستری بود
و خیلی هم عظیم بود
خلاصه تصمیم گرفتم از درخت عکس بگیرم
ماشین رو متوقف کردم اما نمی تونستم برم وسط جاده بایستم چون جاده از جنس آب بود و اون وسط مثل دریا عمیق بود!
یه جوری فقط با ماشن می شد از این جاده تردد کرد
بیرون از محیط اون جاده هم دیوار و صخره و این چیزا اجازه نمی دادن یه عکس کامل از درخت گرفته بشه
شاید اون اتومبیل یه قایق پدالی بود چون با پا داشتم هدایتش می کردم.

!

710:

سلام من چند روز پیش خواب دیدم کسانی رو که دوست داشتم و کسانی که را خیلی وقت پیش فوت کرده هست من این خواب را هر چند ماه میبینم ممنون میشم تعبیرشو بگین

711:

خیلی ممنونم از شما بابت تعبیری که داشتین
یادم میمونه
محتاجیم به دعا

712:

سلام آبجی عزیز

خوابها با جزئیات تعبیر میشن ولی در همین حدی که فرمودید میگم

چهره واقعی دیدن همان به فکر بودن هست و این به فکر هم افتادن به خاطر نیازی هست که انسانها برای رسیدن به کمال معنوی به هم دارند.کسی که اصلا به فکر دیگران نیست در حقیقت به فکر خدا هم نیست و هیچ تعالی معنوی برای او حاصل نخواهد شد و اگر هم به حسب ظاهر چیزی دریافت کند در حقیقت خود را فریب داده.خداوند انسان را موجودی اجتماعی ایجاد کرده هست تا برای رسیدن به خدا از فکر،احساس،محبت و همنشینی با دیگران بهره بگیرد(راز وجوب و تاکید بر صله رحم همین هست)پس انسان برای رسیدن به کمالات به دیگران نیاز دارد و باید به دیگران فکر کند.گاهی این فکر کردن به چهره دیدن ظاهر میشود و کسانی که به فکر هم هستند همدیگر را در خواب میبینند.این نیازی که فرمودم گاهی از طرف اهل دنیاست و گاهی از طرف اهل قبور و گاهی هم از هردوطرف هموقت.در این خواب به نظر میرسد هر دو طرف به ذکر و یاد ه نیاز دارند.هر وقت اینگونه خوابی دیدید برای کسی که در خواب دیده اید(و از دنیا رفته هست)یک عمل خیر(نماز،قران،کمک به مستمند،صلوات و ...)اجرا کنید تا بهره و نفع اون عمل به روح او برسد و بی شک این عمل در وجود خود شما هم تاثیر مثبتی خواهد داشت.

713:

سلام، خواب دیدم در اتاقم یه مار داشت یه ماهی رو می خورد، دوستان اطلاع دارند تعبیرش چیه؟

714:

سلام دوست عزیز خیلی خوش اومدید

تعبیر:
گویا صفتی زشت بر صفتی خوب غلبه کرده هست و این باعث بسته شدن دری از درهای معارف میشه.با توجه به مار،این صفت زشت مربوط به زبان میشه و به احتمال قوی صفت زم زبان هست که باعث میشه احساسات که نشونه اش همون ماهی هست از بین بروند و ماهی دیگه نتونه شنا کنه و از آب معرفت الهی بهره مند بشه.
حالا این صفت زشت یا در وجود شماست و یا در وجود کسی که به حریم شخصی شما راه داره.به هرحال باید جلوی پیشرفت این صفت زشت(مار رو بگیرید)

715:

سلام داداش
هنوز دارم در مورد این درختی که فرمودید فکر میکنم.بقیه خواب تقریبا معلومه.بزودی تعبیر رو تقدیم میکنم


716:

سلام داداش
من یه خواب عجیب و غریبی دیدم که نصفه نیمه هم یادمه!بیدار که شدم دیدم ساعت 7 صبحه.به نظرتون تعبیر داره.اگر داره میشه برام تعبیر کنید؟
خواب دیدم که خونه ی مادر پدرم توی شهرستان هستم.بعد اونجا دو تا سنگ بزرگ دستم بود .یکیش سبز بود که کوچکتر بود یکیش مرمر بود که بزرگتر بود.هر جا میرفتم اینا رو با خودم داشتم.خواستم برم دستشویی که دیدم زنعموی مرحومم و عموم هم پشت در دستشویی وایستادن.زنعموم فرمود سنگا رو بده من ،من ندادم با خودم بردم اون تو.سنگ مرمر رو گذاشتم پشت شیشه دستشویی ولی سنگ سبز افتاد تو چاه مستراح که با یه چوب درش اوردم و انداختمش کنار دیوار.بعدم که از اونجا امدم بیرون هم اونا رو با خودم نیوردم بیرون .هم اینکه شب شده بود.اومدم تو حیاط دیدم مادربزرگم تو آشپزخانه هست.رفتم اونجا .اتفاق عجیب تری افتاد .یه دفعه خودمو تو یه خونه ی بزرگتری احساس کردم که اصلا یه جای دیگه بود.دو تا اتاق بزرگ بود که با یه درچوبی از هم جدا میشد ،همه دور تا دورش نشسته بودن و منتظر چیزی بودن.

بعضی خوشحال ،بعضی در حالت هستغفار و بعضیم بیخیال.یه نفر وسط اون یکی اتاق با کفن نشسته بود که از بقیه سوال میپرسید.میفرمودن این ادم خاصیه و با حضرت معصومه در ارتباطه.به یکی فرمودم اینجا دیگه کجاست؟ فرمود مگه خبر نداری ،؟تو مردی ولی هنوز خاکت نکردن.اومدی اینجا.همه ی اینا که اینجان همین طورین.به محض اینکه خاکت کنن میان ازت سوال جواب میکنن.اینیم که تو اون اتاقه داره سوال میپرسه تا جواب بدیم و آماده باشیم.سپس اون من حواسم رفت به اون آقا که چی میپرسه ببینم جوابشو بلدم؟!دو تا سوال پرسید.یادم نمیاد چی بودن.هر دو رو داوطلب شدم و بدون هیچ لکنتی جواب دادم و از اونجایی که بهم فرموده بودن با حضرت معصومه در ارتباطه ازش خواستم سلام منو خیلی خیلی به اون حضرت برسونه.ایشونم با روی باز پذیرفت .منم رفتم چادر سرم انداختم و فرمودم تا کار تموم نشده بذار نماز بخونم .و مشغول نماز شدم .بعد تو همون اتاق یه سری شکلات پخش کردن که من یه مشت بزرگ برداشتمو ریختم تو جیبم.یه خانمیم که اونجا بود میفرمود زیاد بردار بعدا گرسنه ات میشه ،هیچی پیدا نمیکنی.بعد یکی با بچش اومد که شکلات بهش نرسید .

منم دست کردم چند تا از آبنبات ها رو دادم به بچش.بعد دونفر اومدن که پول(اسکناس) میدادن .به یکی یه مشت گلوله شده دادن و آقاهه گرفت.بعد بهش فرمودن چرا گرفتی؟فرمود نمیدونم!فرمودن مگه تو میدونستی که حلاله.به نفر بعدی دوباره پول دادن اونم گرفت بعد با اونم همبن طور عصبانی برخورد کردن که چرا گرفتی ؟مگه میدونستی این پول چیه؟ پیش خودم فرمودم وای چه سخت .خودشون میدن بعد وایمیستن دعواش میکنن.یه خانمی که اونجا بود ،فرمود اینا دارن امتو حاضر میکنن برای سوال جواب.پیش خودم فرمودم ای بابا پس منم لابد بهم میگن چرا اینقدر شکلات زیاد برداشتی ،از کجا میدونستی بعدا گشنه میمونی حتما حالا یه گیری بهم میدن!برا همین دست کردم جیبمو باز از اون شکلاتا به بقیه که نداشتن دادم و خیالم راحت شد که اگر بپرسن میگم من همین یه دونه آبنبات تو جیبمه.و بعدش دوباره برگشتم به همون خونه مادرپدرم.اینبار اونجا دوباره شب بود.با این تفاوت که دیگه کسی منو نمیدید.فقط یه زنی همراه من شده بود که فکر میکردم خاله ی کوچکمه .دوباره اونجا هم وضو گرفتم و مشغول نماز شب شدم.ترسی نداشتم از اینکه امت ،میخوان خاکم کنن یا سوال و جوابی در راهه.ولی اونی که فکر میکردم خالمه ولی شباهتی به ایشون نداشت ،یه ریز داشت درباره این مسایل حرف میزد .یادمه که باز زنعمومو دیدم.پیش خودم فکر میکردم "خدا رو شکر که زنده شده و برگشته سر زندگیش.من هیچ وقت باورم نشده بود که مرده ،حالا هم دیدی از زیر خاک اومده بیرون و برگشته."خلاصه خوشحال بودم و هی تو صورتش نگاه میکردم که اثری از هراس یا هرچیزی مربوط به سپس مرگ ببینم ولی چیزی نبود.به صورت عادی داشت زندگی میکرد و منم ازش چیزی نپرسیدم.


717:

مرسی، تعبیرتون با توجه به شرایطی که داشتم دقیفا درست بود!!!
دو تا خوابم تو روزهای بعدش دیدم، یکی خواب پسر بچه 1 ساله ای که تو بغل یکی از آشناها بود و به من می خندید، یکی هم خواب دیدم یه اسب خریدم، این دوتا خوابم تعبیر داره یا جزو خواب هاییه که معنی ندارند؟ میتونه به خواب قبلیم ربط داشته باشه؟

718:

سلام
من چندین سال قبل یک خواب عجیبی دیدم که قسمت اولش اتفاق افتاده ! می خوام ببینم تعبیر بقیش چیه ؟
من خواب دیدم صدام رو می کشند ( چند سال قبل از حمله آمریکا به عراق این خواب رو دیدم ) و من یک شخصیت معروف و مهم رو تو دنیا سر می برم ! بعدش من پادشاه میشم و به همه جا حمله می کنم و به روسیه لشکر می کشم و اشغالش می کنم و آخر خواب هم با کشتی هام داشتم به آمریکا حمله می کردم و در حالی که جلوی نوک یک ناو جنگی روی یک صندلی نشسته بودم و ناوگان حرکت می کرد و به اقیانوس نگاه می کردم تا قاره آمریکا رو ببینم از خواب بیدار میشم .
این خواب خیلی عجیب بود چون مثل اینکه کاملاً واقعی بود و من شبیه یک پادشاه یا سردار فاتح شده بودم .

اینجاش جالبه که چند سال بعد صدام رو گرفتند و اعدام کردند و قسمت اول خوابم تعبیر شد ! آیا بقیشم اتفاق میفته ؟! البته خودم بعید میدونم !!!

719:

جالبه من همیشه به محض اینکه می خوابم خواب میبینم !
یه خوابی هم دیدم که یه جایی مثل یه کره دیگه بودیم که امت داشتند از اونجا فرار می کردن یا می رفتند ، البته به آسمان ! ، اونجا یه پسر بچه ای بود که خیلی سنگین بود و کسی نمی تونست بلندش کنه ! ولی من اونو بلند کردم و رو دوشم نشوندم و پرواز کردم ( خیلی سنگین بود ! ) و موفق شدم ببرمش آسمون .
اسمشو فک کنم پرسیدم که یادم نمیاد .

اینم لطف کنین تعبیرش کنین .


720:

سلام داداش
خوبید؟
من چند وقتیه که همش یه خوابی رو به شکل های گوناگون میبینم ولی محتوا و داستان یه شکله.

امروز دوباره همون رو دیدم.خواب دیدم خونه ی خودم تووی پذیرایی رختخواب خودمو پدرمو پهن کردم .پدرم به راحتی خوابید و خوابش برد ولی من همش اضطراب داشتم.یه سایه ای افتاد روی دیوار.به پدرم فرمودم بابا پاشو ببین باز اومده .این شیطونه که هرشب میاد اینجا منو اذیت میکنه.بابام بلند نشد فقط چشماشو باز کرد و بست چیزی نفرمود .

بعدش من همش طول اتاق پذیرایی رومیرفتم و میومدم و اون سایه همچنان بود و من دایم ذکر میفرمودم و مثل کسانی بودم که خودم رو برای یه مبارزه ی تن به تن آماده میکردم .بعد یهو یه کوتوله بهم حمله کرد از دیوار رد شد و پرید بهم .منم همین طور که ذکر میفرمودم گرفتم کوبوندمش به دیوار و دست انداختمو تو دهنشو و فکشو باز کردم و دهنشو پاره کردم و بعد گردنشو شکستم و پرتش کردم به طرف اون سایه و با صدای بلند و عصبانی فرمودم تو هیچ کاری نمیتونی با من بکنی.هر کاری که میخوای بکن .برام جالبه که پدرماز این همه سر و صدا بیدار نمیشد.فقط یه بار دیگه چشماشو باز کرد یه نگاه به من و اون کوتوله انداخت .بهش فرمودم میبینی بابا .میبینی که خیال نکردم .بازم هیچی نفرمود فقط یه لبخند زد و باز با آرامش تمام خوابید.بعد یهو که من اون کوتوله رو پرت کردم طرف اون سایه ،فقط سرش اومد جلو و تو صورتم داد زد به طوری که هراسی به دلم افتاد و لی به روی خودم نیاوردم و منم سرش فریاد زدم .و بعد با صدای بلند دعای ناد علی رو میخوندم .-من در دنیای واقعی این دعا رو کامل بلد نیستم - بعد اون سایه کامل اومد بیرون و یه پوشش خاصی تنش بود .چکمه های بلند مشکی و لباسی که شبیه پوشش رزم بود و اسلحه داشت.من همین جور ناد علی میخوندم اومد طرفم.زد و خورد شد .نمیدونم چه جوری بود که هرچی ناد علی میخوندم هیچ اتفاق خاصی نمیافتاد،چون توی ذهنم بود که اگر این اذکار رو بگم اون میترسه و فرار میکنه ولی نکرد برعکس بیشتر عصبانی شد و بهم حمله کرد .در همین حین با دستم گردنشو گرفتم و فشار دادم و یه دفعه به زبونم اومد و فرمودم ای خدای گنه کاران،ای خدای بزرگ از من و گناهانم بگذر.منو ببخش.میخوام بنده ی تو باشم .تا اینا رو به زبون آوردم و بلند بلند میفرمودم ای خدای گناهکاران ای خدایی که میبخشی، گلوش تو دستم نرم شد و زبونش از حلقش زد بیرون و ذوب شد .وقتی بیدار شدم نماز صبح بود.
قبلا هم این خوابا رو دیدم با کمی اختلاف.مثلا توی هیچ کدوم از اونها اسلحه نداشت و بهم اینطوری حمله نکرد .و توی هیچ کدوم پوشش رزم نپوشیده بود.


721:

سلام آقای گلکسی
حالتون خوبه؟

من دیشب خواب دیدم که یک سال در زندانی بودم شبیه خانه که نمی توانستم از اون بیرون بیایم.

سعی می کردم با کارهای روزمره فراموش کنم اما نمی توانستم اما میدیدم دختر ی در اون جا هست که به راحتی زندان را فراموش می کند و به کارهایش می پردازد.



برای دو ماه می توانستم بیرون برم اما باید باز می گشتم و بعد آزاد شدم
افراد دیگری را که در خوابم بودند یا نبودند را به خاطر نمی آورم.
و یادم نیست که وقتی بیرون می رفتم آیا با کسی بودم یا نه؟

ممنون می شم اگر تعبیری دارد به من بگویی.

فکر می کنم سایرین متوجه نبودند که اون جا یک خانه نیست بلکه زندان هست

روزگار خوش
با تشکر

722:

آحتمالا شام زیاد خورده بودی.
و همجنین از قدیم میگن خواب زن چپه

723:

سلام برادر عزیزم
من دیشب خواب دیدم که داخل یک زیر زمین بزرگ و قدیمی هستیم و همه خانواده جمع هستند و داییم که به تازگی فوت کردن اونجا نشستن و من به سمتشون رفتم و بوسیدمشون بعد یه خمره خیلی بزرگ اونجا بود که من از اون خردم مزه ای ترش مثل سرکه داشت یهو خمره شکست و یه عالمه سکه از اون ریخت به روی زمین انقدر زیاد بود که من اونها رو بین همه تقسیم می کردم تعبیر این خواب چیه؟

724:

من چند وقت پیش خواب دیدم کنار دریا هستم ولی اصلا توش نرفتم
دیشب هم خواب موش مرده دیدم تعبیرش چیه؟؟

725:

سلام داداش مثل این که دوباره سرتون شلوغه..


امیدوارم کسالتی نداشته باشید.

امیدوارم دوباره برگردید

726:

سلام آبجي عزيز

درگير يك كار علمي ام كه تا چند رو ز ديگه تموم ميشه
البته اين فيلتر شدن هم ميهن هم بي تاثير در كم رنگ شدن حضور من و ساير دوستان نيست.
اميدوارم زودتر رفع بشه

727:

GALAXY سلام
ممنون میشم نظرتون رو در مورد دو خواب که ذهن منو بخودش مشغول کرده بگید

خواب اول : حدود 3 سال پیش خواب دیدم در حال عبور از یک بازار ( پاساژ مانند با دو ورودی شمالی و جنوبی) هستم این بازار تماما سوخته بود و منظره وحشتناکی داشت و من هم تنها بودم منظره بقدری وحشتناک بود که دیگه قادر به عبور از بازار سوخته نبودم و نه میتونستم جلوتر برم و نه برگردم.

یه گوشه ای نشستم و با وحشت نگاه میکردم کمی که گذشت پیر مردی که کارش کفاشی یا به عبارتی کفش دوزی بود (تعمیر کفش و نه فروش کفش) با یک فانوس پیداش شده و به من فرمود بلند شو و بیا و منو از اون بازار سوخته عبور داد.

البته ایشون در مورد شغلش به من چیزی نفرمود و اینکه کارش رو فهمیدم بخاطر این بود که محل خروج از بازار دقیقا از مغازه ایشون میگذشت یعنی باید داخل مغازه ایشون میشدم تا از بازار سوخته خارج بشم.

خواب دوم : پدر بزرگم (پدر مادرم) سال 60 مرحوم شدن.

من اخیرا برای اولین بار ایشون رو در خواب دیدم در حالی که کت و شلوار فوق العاده زیبا و تمیز و شیکی پوشیده و جوانتر از وقت فوتش بنظر میاد ( خلاصله خیلی شرایطشون عالی بود) در قبرستانی که دفن شدن داشتن عقب عقب میرفتن که پاشون رفت تو گل و داشتن میخوردن زمین ( تمام کسانی که کنار من بودن میفرمودن وای الان می افته) ولی اینطور نشد و تعادلشون رو بدست اوردن و رفتن.

البته تو همین خواب قبلش دیدم یکی از بچه گربه های داخل حیاطمون یک چشمش کور شده.

ضمنا پدر بزرگ من در وقتی که در قید حیات بودن حسن شهرت و اعتبار خیلی زیادی داشتن و هنوز سپس نزدیک 30 سال از فوتشون هر کسی که ایشون رو میشناخته اشنا و غریبه ازشون به نیکی یاد میکنه.

ممنون میشم نظرتون رو در مورد این دو خواب بگین .

چیزی که هست احساس میکنم این دو خواب یه حالت سمبولیکی داشتن پیامی درشون بوده و از این خواب های اشفته که بیشتر دیده میشن نبودن.

هر دو این خوابها کاملا واضح بودن و با جزییات یادمه.

728:

سلام گلکسی جان
خواستم نظرتون رو در مورد این خواب بدونم
خواهرم چند شب پیش خواب میبینه که زنده س ولی یه عده دارن اون رو غسل میت میدن

729:

سلام ابجي عزيز

يه سري مشكلات معنايشان دارند كه بايد هرچي زودتر براي رفعش اقدام كنند.

730:

من خودم هم دیشب خواب میدیدم که با چند تا از دوستام امت و الان داریم با همدیگه دنبال جایی واسه قبر میگردیم یه جایی رو پیدا کردیم که پله پله بود شروع به کندن زمین کردیم که قبرمون بشه و داخلش برنامه بگیریم ولی یه باره از زیر اون زمین مرده دراومد.بعد دنباله همون خوابم خواب دیدم که یه جایی هستم من و یه عده ادم دیگه که اونجا یه ساختمونه که دیوارهای خیلی خیلی بلندی داره که همه دیوارها سنگی هستند و راه روهای بسیار باریکی داشت دیوراهای اونجا به شدت میلرزید ولی فرو نمیریخت و ما سعی میکردیم از اونجا بیرون بریم چون هر لحظه میترسیدیم که دیوارها اوار بشن.

با تشکر

731:

خوب ظاهرا دوست ندارید چیزی بگید.

نیازی هم نیست.

اشتباه از من بود که پرسیدم.

ممنونم.


732:

سلام داداش گلكسي عزيز.

خوب هستيد؟
باز هم من اومدم با يه خواب جديد اميدوارم مثل دفعه پيش از شما جواب خوبي بگيرم.
ديشب خواب مي ديدم با مادرم و چند تا از دوستانش به سوريه سفر كرديم.

به باغي اطراف سوريه رفتيم كه نزديكش يك امامزاده بود.

ولي انگار من و مادرم قبلا هم به اون باغ رفته بوديم.

يه جايي مادرم و دوستانش رفتن براي زيارت و من هم رفتم براشون بستني بخرم.

وقتي رفتم بستني بخرم فروشنده انگار كه من رو مي شناخت فرمود من در مورد شما سوال كردم.

من با ترس نذاشتم حرف فروشنده تموم بشه و دوئيدم به سمت جايي كه با مادرم برنامه گذاشته بودم.

وقتي مادرم و دوستانش برگشتند من به هواي خريد رفتم دنبال مرد بستني فروش ولي سر جاش نبود.

از يه فروشنده ديگه پرسيدم فرمود چند دقيقه هست از اينجا رفته و من دوئيدم به خارج از باغ تا دنبال فروشنده بگردم ولي پيداش نكردم
البته اين باغي كه من تايشان خواب ديدم واقعا تايشان سوريه نيست.

يعني ما رو همچين جائي نبردن.


733:



دوست خوبم اگر دقت کنید خیلی خوابهای ماقبل هم فعلا پاسخی داده نشدن و خوابی که تعبیر شد یکجور جنبه حساس و حیاتی داشت.

از دو خط آخرینتون هم مشخص هست اطلاعاتی در مورد رویا و تفاوت رویاهای صادقه و احلام دارین که برام جالب بود و حیف بود دوست مطلعی مثل شما رو دلگیر ببینم.

انشاالله بزودی میان گالکسی.


734:

با عرض شرمندگی از دوستان عزیز:
بزودی وقت بیشتری در این تاپیک خواهم گذاشت

735:

سلام دوست عزیز
خیلی عذر میخوام از تاخیری که در جواب پیش اومده.راستش این روزا یه کم سرم شلوغه.

تعبیر:
بازار محل خرید و فروش و کسب در امده.کسی وارد بازار میشه که یا نیاز به خرید داشته باشه و یا نیاز به فروش کالای خود.همه زندگی دنیا حکم بازار رو داره.انسانها میان یه سری چیزها رو میفروشند و چیزهایی رو میخورند.بعضی سود مینمايند و بعضی ضرر و بالاخره یه روز هم از این بازار میرن.آخرش که میخوان از این بازار برند میبینند که این یه بازار سوخته بوده که نه ارزش فوروش داشته و نه ارزش خرید(چون هیچکس صاحب و مالک نبوده و همه ملکی بوده اند در دست مالک حقیقی که خداست)فقط یه شغل در این بازار سودمند بوده و به درد شما میخورده و میتونستید ازش هستفاده کنید و اون هم تعمیرات کفش بوده.حالا چرا تعمیرات کفش؟
انسانها وقتی به دنیا میان بر حسب فطرت پاکشون راه رو بلد هستند و پای رفتن در راه حق رو هم دارند ولی ظواهر دنیا و رزق و برق اون این پا رو به بیراهه میکشونه و سپس مدتی وسیله رفتن رو(همون کفش در خواب)خراب مینمايند و البته بعضی ها کلا از دست میدن.اونهایی که کفش رفتنشون خراب میشه و قابل تعمیر هست سخت محتاج این پیر فانوس به دست هستند که راه رو از بیراهه تشخیص میده و کفش رفتن از این بازار سوخته رو تعمیر میکنه.پیام این خواب اینه که بگردید دنبال پیر طریقتی که بتونه جواب ابهامات شما رو بده و بتونید راهی رو که هوای مه آلود گم کردید پیدا کنید(البته فقط شما نیستید که راه رو گم کرده اید همه انسانها چنین اند که شرح این غم در مثنوی اغازین حضرت مولانا آمده هست.)

اما خواب دوم:

جوان شدن وصف اهل بهشت هست که روزی پیر زنی از پیامبر بزرگوار پرسید که ایا من اهل بهشت هستم یا نه؟حضرت به مزاح فرمودند که نه بشهت جای پیرزنها نیست.پیر زن افسرده و غمگین شد و پیامبر در ادامه فرمودند اهل بهشت جوان میشوند و وارد بشهت میگردند.از این جهت به گمان من روح پدربزرگتون(خدا رحمتشون کنه)در جایگاه خوبی برنامه دارند گرچه هنوز مشکلاتی دیده میشود که همان عقب رفتن هست تا مرحله سقوط(که گویا این کوتاهی از جهت ورثه باشد و اشکالی در کارشان هست که دامنگیر اون مرحوم میشه ولی آخرش به خیر میگذره و ایشون از این مشکلات ضرری نخواهند دید مگر همان عقب رفتن که حقیقتش معطلی در وادی برزخ هست.پیام این خواب همین قسمت اخرش هست که باوقتدگان باید کمی بیشتر از پیش مواظب باشند و کمی بیشتر به خصلتهای خوب پدربزرگتون فکر نمايند و سعی نمايند سابقه خوب ایشون رو حفظ نمايند.

و اون بچه گربه،اگر رنگش سیاه کامل بوده این کوری چشمش تعبیر خوبی داره و اگر رنگ دیگری داشته تعبیر خاصی نداره و خیلی مهم نیست.



736:

سلام
من خواب دیدم شخصی که به تازگی باهاش دعوام شده و رابطه مونو قطع کردیم بهم فرمود که برام نامه یی نوشته ولی هیچ وقت نشده که بهم اون نامه رو بده (درحالی که من براش همچین نامه ای نوشته بودم ولی خودش نخواست که بخونه ونشد هم که بهش بدم واین رو هم خودم در خواب میدونستم)تعبیرش چیه؟

737:

فردا تعبیرش رو تقدیم میکنم

738:


سلام
ممنونم Galaxy
در مورد خواب اول متاسفانه من دیگه پای رفتن دنبال کسی رو ندارم (رفتن فیزیکی ) البته در خواب ایشون با فانوس به سراغ من اومد.

فکر کردم شاید این خواب تعبیری برای شفا از بیماری باشه و در واقع کسی بتونه از شرایط بیماری جسمی که الان گرفتارشم نجاتم بده.

در مورد خواب دوم هم با توجه به اسم و رسم اون مرحوم و مخصوصا جمله ای که فرمودین " سعی نمايند سابقه خوب ایشون رو حفظ نمايند " تعبیرتون کاملا منطبق با واقعیات بنظر میرسه.
اون بچه گربه سفید و سیاه بود نه سیاه کامل.

باز هم ممنون از لطفتون و این که با وجود گرفتاری وقت گذاشتید

739:

سلام
من 3 شب البته با فاصله خواب دیدم دندون پایینم افتاد
دفعه اول دندونم نصفش شکست دفعه دوم همش شکست و شب سوم دیدم کل دندونای پایینم طرف چپ بیرون اومد
فکر میکنم معنی بدی داره لطفا تعبیرشو بگین چون خیلی نگرانم کرده

740:

آقای گلکسی جواب خواب منم بدید لطفا
ممنونم

741:

من خيلي خواب مي بينم اما نمي دونم چرا زود يادم ميره
الاونم كلي فكر كردم آخرين خوابم و بگم يادم نيست
اما كلا زياد خواب مي بينم

742:

سلام
من شب 13 تیر خواب دیدم تو یه جاده باریک راه میرم که میبینم میگن یه مار بزرگ داره مییاد من مطمئن میشم که منو میکشه.می خوام برم سمت چپ جاده که یه پیر مرد میاد و میگه تو باید بیای سمت راست تو این مکان
یه حیاطی بود منو برد کنار دیوار که 2تا پله داشت رفتم بالا اونجا وایسادم پیرمرد یه سنگ سیاه برداشت و گذاشت تو یه حفره تو زمین من کنار دیوار یادم اومد که ایه الکرسی زیاد می خونم.بعد دیدم که مار زرد بزرگی اروم از کنار دیوار حیاط رد شد و رفت.

چند شب پیش هم دیدم سرم رو کردم تو یه حفره برفی و جیغ زدم با جیغ من گرگها اومدن که منو بکشن تو تاریکی فقط چشمهاشون دیده میشد.من نمی تونستم بدوم ولی یهو دویدم و رسیدم به یه حیاط و از سرازیری اومدم پایین تو حیاط یه مرد که شاید پدرم بود با تفنگ به هوا شلیک کرد و یه گرگ افتاد رو زمین و مرد 2تا گرگ دیده اومدن کنار اون.
من از پشت پنجره گرگ رو دیدم که یه گربه کوچیک پیشش بود گربه صدایی کرد و گرگ نعره ای کشید و دندوناشو نشون داد.دندونا و چشماش هنوز یادمه
من الان یه مشکل خیلی بزرگی دارم.فکر میکنم خوابهام به اون ربط داره

743:

سلام
چرا خواب منو تعبیر نمیکنین؟

744:

اقای تعبیر خواب چرا جواب خوابای ما رو نمی دین
من هر روز جند بار سر مسزنم هر بار نا امید بر میگردما

745:

افتادن ِ دندون معنیش این ِ که یکی از عزیزانت ُ از دست میدی
تجربه شده !
پ.ن:امیدوارم هیچوقت خوابت تعبیر نشه .

746:



سلام
با اجازه ی مسئول این تاپیک :
تعبیر خواب اول ه شما اینه که تو زندگیتون دشمن یا یک خطری وجود داشت یا خواهد داشت که اگه دشمن باشد به دلیله زردی که فرمودین یعنی دشمن ه ضعیفیه ولی به هر حال قصده صدمه زدن به شما رو داره که به لطف الهی انشاالله این خطر یا بلا از شما دور میشود و شما ایمن می شوید صدقه بدهید که همه ی اینها لطف خداوند هست.

747:

با اجازه ی مسئول تاپیک
سلام
صفا جان دندون تو خواب خویشان و نزدیکان ه ما هستن.
دندان های بالا یعنی مردان
دندان های پایین یعنی زنان
دندان های جانب راست یعنی خویشان ه پدری
دندان های جانب چپ یعنی خویشان ه مادری
اگر صدمه ای به دندون رسید یعنی آسیبی به نزدیکانه ما میرسه که ممکن بیماری مصیبت بلا گرفتاری و در صورتی که دندون افتاد و به خاک آلوده شد یا تو خاک گم شد یعنی اینکه مرگ و یا جدایی یکی از این افراد و اگه تعدادی از دندونامون ناپدید بشن یعنی این افراد مدتی به سفر میرن.
ولی در صورتی که بیش از یک دندان افتاد امکانش هس که اینچنین تعبیر بشه که یعنی شما عمر ه طولانی تری نسبت به این افراد خواهید داشت.
که انشاالله به لطف ه خدا مورد ه آخری و یا سفر خویشان تعبیر خوابته.صدقه بده.

748:

با سلام
ساعت 4 صبح
من خواب دیدم که با چند گربه وارد مکانی شدم و در انجا نیز چند گربه بودند که ان چندگربه یک چشم یکی از گربه هایی که همراه من وارد شد، را دراوردند و یکی دیگر از گربه های همراه من نیز لنگ لنگان حرکت می کرد.
رنگ گربه ها مخلوط بود وسیاه وسفید نبودند.


749:

ای بابا مااز بچگی همش سرکاربودیم
اینجا هم کسی جوابمونو نمیده

750:

پس چرا کسی خواب منو تعبیر نمیکنه؟

751:

سلام بازم با اجازه مسئول تاپیک :
به نظر بنده تعبیر خواب شما میتونه این باشه که حرفای نافرموده ای بین شما و ایشون وجود دارن که در صورت روشن شدن این حقایق امکانش هست که کینه ها برطرف شود انشاالله.
سعی کنید وی را پیدا کرده و به سخنانش گوش دهید و خود نیز حرفتان را بزنید.

752:

اين خواب من هم تعبير كنيد بي زحمت.
البته يه ماهي ازش ميگذره ولي خب شايد هنوز تعبير نشده باشه.

753:

سلام من پدرم فوت کرده من با برادرام قهرم و سپس مرگ پدرم با اون صحبت نمیکنم پدرم قبل از مرگ از برادرم راضی نبود و ما جدا شدیم برادرم در خانه پدریم زندگی میکنه حالاخانومم مرتب خواب میبینه که
"پدرم پیش برادرم زندگی میکنه و پدرم ساکته ما میگیم پدرم مرده ولی میفهمیم که پیش اونه تو خونه قدیمیش که الان داداشم میشینه " میشه زحمت بکشید تعبییرش کنید

754:

سلام
زن عمايشان من براي من خواب ديده قبل از سحري كه من رايشان يه سجاده تنها نشستم و دارم دعا مي خوانم و دستمام رو به آسمون بازه بهم فرموده استقامت كن همين طور كه دستات بازه من از تربت امام حسين بريزم تو دستات و تو بخور.

بعد كه بلند ميشه و سحري ميخوره و ميخوابه دوباره همين خواب رو ميبينه.

در ضمن شب قبلش رايشان همون سجاده برام دعا كرده بوده.

ممنون ميشم اگر تعبيرشو بهم بگيد

755:

سلام
من تازه با این سایت آشنا شدم و برایم خیلی جالب هست.
به تازگی برادرم فوت کرده اند .

بین افراد خانواده من کسی هستم که خیلی خواب برادرم را می بینم .

به نظر شما علت چیست؟ متشکرم

756:

اگر میشه خواب منم تعبیر کنید .

چند وقت پیش من خواب دیدم یک جای ناآشنایی هستم انگار یک جایی اطراف شهرستان تهران بود خوب یادم نیست انگار یکی از دوستانم هم با من بود یا تو راه منزل ایشان بودیم .

.

یک دفعه دسته های سینه زنی را دیدم داشتن سینه میزدند .

منم داخل دسته های سینه زنی شدم شروع کردم مداحی کردن هی می خواندم الان یادم نیست که چی می خواندم فقط یادم اسم حضرت ابوالفضل و امام حسین را می آوردم تو همون شلوغی ها بودم که سید حسن نصراله را دیدم دیدم با همان عمامه سیاه اونجا ایستاده .

امدم جلو که برم از نزدیک ایشان را ببنم خیلی نزدیک بودم ولی یک طناب به فاصله نیم متری ما بود مثل این طناب هایی که دم مرز می گذارن نمیشه کسی جلو تر بره .

و نگذاشت من جلو تر برم .

خیلی عجیبه که ایشان را در خوابم دیدم ؟؟ به نظر شما این خواب چه تعبیری داره ؟؟

757:


رازی بین اون شخص وبرادر شماست که ترس از فاش شدن دارد.


758:

سلام
من خواب دیدم یه مرد قوی هیکل هست که از زانو به پایین پا نداره.منو مجبور کرد تا نوشته خالکوبی که رو که پشت زانو تا روی رانش بزرگ نوشته شده بود رو بخونم
خوندم و فرمودم نوشته(نصر من الله و فتح قریب)
بعد دیدم با یه شمع توی دستم تو تاریکی روبروی یه دیوار وایسادم و دارم دعا می کنم
و میگم که فقط مسلمونا هستن که راه عبادت رو بلد هستن و می تونن خدا رو عبادت کنن
من یه مشکل بزرگی دارم که خودم تو حل شدنش هیچ نقشی نمی تونم داشته باشم.در ضمن ادم مذهبی و نماز خونی هم نیستم
خوابم رو لطفا تعبیر کنین

759:

pas chera khabe mano tabir nakardid.

agaram tabire badi dare eshkali nadare begid ya barm payam bezarid

760:

مشکلی برای یکی از اشنایانتان پیش می آید.
احتیاط هست صدقه بدهید.


761:

دوست عزیز خواب منو تعبیر نمیکنید

762:

خواهش میکنم برام مهمه

763:

سلام دوستاي گلم اين چند روزه دو تا خواب ديدم كه خيلي فكرمو مشغول كرده اگه ميشه محبتي كنين و تعبيرشون كنين
خواب اول:خواب ديدم چند نفري(كه الان يادم نيست بقيه كي بودن)سوار ماشين يه آقايي شديم كه اون به ما فرمود الان فصل بهاره و يه جايي از شهر هست كه اين فصل سال خيلي قشنگه.خلاصه با هم رفتيم و من واقعا از ديدن طبيعت اونجا مات و مبهوت شدم درست مثل بهشت بود طوري كه دو طرف راهي كه ما ميرفتيم گلاي رز درخت مانند و رونده هاي بزرگ و درختاي سرسبز بودن .يه قسمتي هم پر گلاي زرد و يه تيكه هم گلاي بنفش بودن بالاخره جايي كنار يه حوض سنگي پياده شديم و من ميخواستم با گوشيم عكس بگيرم ولي هر كاري كردم عكس نگرفت بعد هم ديدم شب شده و قسمت آخر خوابم اين بود كه وارد يه خونه قديمي و درب و داغون شدم.


764:

البته مثل اينكه بايد خيلي منتظر شم تا جوابمو بدين
خواب دوم:ديدم زن همسايمون اومده خونمون و ميگه ميخواد براي پسرش زن بگيره و بعد هم اشاره ميكنه به من كه ميخواد بياد خواستگاري من خيلي خوشحال ميشم ولي مامانم سعي ميكنه با شوخي حرف و عوض كنه و اصلا به رايشان خودشم نمياره اما زنه دست بردار نبود كه از اينجا به بعد چهره زن همسايمون عوض شد و شبيه يكي ديگه از همسايه هامون شد مادرم وقتي اصرارش رو ديد زنگ زد و با پدرم مشورت كرد و بعدا فرمود جواب ما منفيه زن همسايه خيلي ناراحت شد و موقع رفتن فرمود بازم فكر كنين سپس رفتنش من كه به طرز غريبي ناراحت بودم با مادرم دعوا كردم كه چرا ردش كردي و من ديگه نميتونم پسر خوبي مثل اون برا ازدواج پيدا كنم!و حسابي ناراحت بودم .ميشه زودتر تعبيرش رو بگين؟

765:

روح پدرتان در عذاب هست وبرادر شما به زودی دچار مشکل جدی می شود.
حتما آشتی کنید وصدقه دهید.


766:

اي بابا چرا هيچكس جواب من رو نميده.
خواب همه رو تعبير مي كنيد جز من.


767:

با سلام و تشکر از شما ممنون میشم این خوابمو تعبیر کنید
من خواب دیدم "خواهرم یه پسر به دنیا آورده پسر 2 ساله بود راه میرفت پشت بدنش پر مو بود علت را پرسیدم فرمودند بیماری کولی داره"
سپس بیداری تحقیق کردم تازه فهمیدم کولی یه نوع تالاسمی بد برا بچه هست منتظر تعبیرتون هستم

768:


پس چرا كسي خواب منو تعبير نميكنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

769:

سلام عزیز

مشکلی در این خصوص پیش نمیاد
اگه خواهرتون ازدواج کردند این خواب فقط بیان نماينده علاقه شدید دوطرف به هم هست.و فقط یه مشکل هست و اون حسادت اطرافیانه که در خواب دیده میشه و باید مواظب این مشکل باشند

770:

سلام
من خواب دیدم یه مرد قوی هیکل هست که از زانو به پایین پا نداره.منو مجبور کرد تا نوشته خالکوبی که رو که پشت زانو تا روی رانش بزرگ نوشته شده بود رو بخونم
خوندم و فرمودم نوشته(نصر من الله و فتح قریب)
بعد دیدم با یه شمع توی دستم تو تاریکی روبروی یه دیوار وایسادم و دارم دعا می کنم
و میگم که فقط مسلمونا هستن که راه عبادت رو بلد هستن و می تونن خدا رو عبادت کنن
من یه مشکل بزرگی دارم که خودم تو حل شدنش هیچ نقشی نمی تونم داشته باشم.در ضمن ادم مذهبی و نماز خونی هم نیستم
خوابم رو لطفا تعبیر کنین
اقا پارتی بازی نکنین دیگه
خواب منم تعبیر کنین مهمه برام
مرسی

771:

سلام خیلی ممنون میشم اگه جوابم رو زود بدین.آخه خیلی فکرم رو مشغول کرده.اگه کسی خواب دوستی قدیمی رو ببینه که خودکشی کرده و تو خواب بهش بگه که من زندم و نامت وچند بار هم با هم شوخی کنن بعدش اون طرف اون شخص مرده رو بغلش کنه و چند بار اونو اطراف بگردونتش و به همه نشونش بده وکلی خوشحالی کنه و بعد اون شخص مرده ازش بخواد که با هم برن سلمونی و با هاش بره ولی توی سلمونی همش نوبتشون عقب بیفته و اون شخص هم هسترس خاصی داشته باشه که شاید به کاری که باید بکنه نرسه.تعبیرش چیه؟می دونم که خیلی قاطی پاتیه ولی تو رو خدا زود جواب بدین

772:

دوستان چرا كسي خواب منو تعبير نميكنه؟من كه از دوستاي قديميتون هستم با من اينجوري ميكنين

773:

گلم خواب من هم تعبير نشده.

يك ماه بيشتره نوشتم ولي خب خبري نيست.
ميشه بگي آيدي قبليت چي بوده؟

774:

نوشته اصلي بوسيله yasrazeghi تعبیر خواب
سلام
من خواب دیدم شخصی که به تازگی باهاش دعوام شده و رابطه مونو قطع کردیم بهم فرمود که برام نامه یی نوشته ولی هیچ وقت نشده که بهم اون نامه رو بده (درحالی که من براش همچین نامه ای نوشته بودم ولی خودش نخواست که بخونه ونشد هم که بهش بدم واین رو هم خودم در خواب میدونستم)تعبیرش چیه؟


اول تشکر میکنم از تعبیر خوابم
من دوباره در مورد همین شخص خوابی دیدم:
خواب دیدم با موبایلم تماس گرفت و خواهرم که کمابیش از موضوع دعوای ما خبر داشت جوابش رو داد و اون فرمود که میخواد با من حرف بزنه ولی خواهرم بهش فرمود که نمیشه و چون دلیلش رو پرسید خواهرم حرفایی رو که او تو دعوامون بهم زده بود بهش فرمود.فرمود چون تو اینارو فرمودی و سرش داد زد و قطع کرد.اما اون بازم تماس گرفت ولی من جواب نمیدادم.ولی اون ملتمسانه میخواست که بهش جواب بدم اما من جایی بودم که شلوغ بود و نتونستم جوابشرو بدم و فرمودم بعدا جواب میدم.


یادم نیست خواب رو قبل اذان صبح دیدم یا بعدش اما ممنون میشم برام تعبیرش کنید

775:

باسلام اگر شخصی خواب ببیند که گوشت تن شوهر مرده اش به تن یکی از فرزندانش چسپیده تعبیرش چیست؟

776:

are azizammm b nokte khobi eshare kardiii k khodeto ba feron mogayese kardiii
tabiret omade dggg hamin ahmadiye khodemonn ham bahalee ham vase kheyliya kaboss jensiye shabanee

777:

سلام
خواب دیدم کسی یه سبد گلابی داده دستم معنیش چیه؟
سپااااس

778:

سلام اقای گلکسی
ماه رمضون هم که تموم شد نماز و روزه هاتون قبول باشه
حالا تشریف بیارین این خوابای ما رو تعبیر کنین !

779:

سلام خام امروز صبح حدود ساعت 8 صبح خواب دیده که مادربزرگش که فوت شده اومده باچادرسفید خالم ازش دلیل اومدنش رو پرسیده فرموده اومدم مادرت وبرادرت رو ببرم خالم فرموده برادرم جوونه ولی اون قبول نکرده یعنی تعبیرش چی میتونه باشه

780:

سلام

من ديشب خواب يك مار سياه و سفيد را ديدم كه داشت بهم حمله مي كرد سپس خواب پريدم

تعبير مار فقط سياه و يا فقط سفيد را نمي خوام تعبير ماري كه دقيقا سياه وسفيد(كاملا مشخص بود) را مي خوام

مرسي

781:

سلام
2 هفته پيش پدر، مادر و برادر همسرم در 1 تصادف فوت كردند
امروز صبح حدود ساعت 5.5 خواب ديدم برادر شوهرم در خانه شان زنده هست ولي خيلي گريه مي كند
وقتي فرمودم پس اون 2 نفر هم زنده هستند فرمود نه فقط من زنده هستم.

اين چند روز هم اينجا بودم ولي مي ترسيدم خودم را نشان دهم
چند بار از من حالم را پرسيد و من هم مرتب بهش مي فرمودم به همسرت سر بزن خيلي ناراحت و تنهاست.

ولي او مرتب مي فرمود نميخواهم او را ببينم

در ضمن پاي برادر شوهرم در تصادف قطع شده و من او را در خواب ، با همان پاي قطع شده ديدم

لطفا بگايشانيد تعبير خواب من چيست؟چرا او زنده بوده؟ چرا همه ما حتي خودش هم گريه مي كرد؟چرا نمي خواست همسرش را ببيند؟

782:

اگه تو خواب ببيني جايي خراب شده و عده اي مردن و تو داري مرده ها رو مي شوري (البته جنازه ها ديده نمي شدن روشون پارچه بود) و شلنگ آبي دستت بود كه اونها را با اون آب مي شستي چه معني ميده؟

783:


كسي نيست جواب بده؟

784:

واي خيلي جالبه
دقيقا همون موقع كه من اين خوابو ديدم ، 2 نفر ديگه هم خواب ديدن
يكيشون خواب مادرشوهرم را ديده كه فرموده من زنده ام و اون 2 نفر مردن
ايشانكي ديگه خواب پدر شوهرم را ديده كه فرموده من زنده ام و اون 2 نفر مردن


واي واقعا" نمي دونم چه تعبيري داره.

اگه كسي مي دونه لطفا به منم بگه

785:

حتي اگه كسي را ميشناسيد كه بتونه تعبير خواب كنه يا كتاب يا سايتي را مي شناسيد كه به من كمك مي كنه، لطفا بهم معرفي كنيد

786:

aftabgarma عزیز
شما بهترین راه براتون اینه که یه پیام خصوصی برا مدیر اقای گلکسی بذاری.
چون هر روز پیامهای شخصی شون رو می خونن
منم به تعبیر خوابتون علاقه مند شدم.خدا بیامرزدشون
فقط اگه تعبیر کردند بذارین اینجا ما هم بخونیم

787:

سلللللووووووووووووووووووو ووووووووووووووووم
چگونه ای گالکسی جان


دیدن کفش در خواب چه تعبیری داره؟

گرفت یه کفش نو از رقیب به چه معناست؟

قربانت ورم
دوست دار شما
خودم

788:

سلام
خواب دیدم چند تا گربه که اندازشون بزرگ تر از گربه عادی و قدرتشون خیلی بیشتر بود دارن بهم حمله میکنن.درست یادم نیست ولی یکیشون مشکی بود یکیشون کرم.مشکی رو گرفتم و پرتش کردم ولی دوباره بهم حمله کرد...
تعبیرش چیه.ممنون...


789:


790:

سلام.من خواب دیدم که دختر همسایمون که 10 سالشه از یک طبقه یک ساختمون که هیچ دیواری نداره,جلو چشمای من میوفته پایین و میمیره.بعد مامیریم شمال برا مراسم ختم و در راه برگشت برنامه شد که من با چند تا از دوستام برگردم ولی ماشین وسط جاده بنزین تموم کرد.من رفتم کنار جاده ماشینی برام ایستاد و بهم یه سطل بنزین و به شلنگ داد تا بنزین بزنم.من هم رفتم که بنزین و بریزم تو ماشین ولی هیچ کدوم از دوستام بهم کمک نمی کردند و من هم وقتی خواستم بنزین و بریزم تو ماشین چون بلد نبودم بیشترش ریخت رو پیرهنم و شلوارم.در ضمن نمیدونم چرا ولی من اون روز پیرهن سفید تنم بود و همه سفیدیش تبدیل به رنگ بنزین شد..


791:

با عرض سلام و خسته نباشيد:
من يك ساله كه ازدواج كرده ام،تا حالا 2 باره كه خواب ديدم حامله هستم به راحتي زايمان كردم و پسري به دنيا آوردم كه بلافاصله شروع كرد باهام صحبت كردن ولي بار دوم گاهي مهربون بود گاهي عصباني و خشمگين باهام صحبت مي كرد خواهش مي كنم تعبير خوابمو بهم بگيد.مرسي

792:

من براشون از طريق پيغام شخصي خوابم رو فرستادم و ايشون هم جواب دادند.اگر دوستان جوابي دريافت نكردند از طريق پيغام شخصي اقدام كنند

793:

سلام
ممنونم

794:

سلام بوسه در خواب چه معنایی دارد؟

من یک دوست قدیمی که با او سال هاست ارتباط سردی دارم را در خواب بوسیدم و او هم مرا بوسید

795:

سلام ممنون از زحماتی که میکشین.
گلکسی جان من 3 خواهر دارم که چون ازشون بزرگترم خیلی بهشون فکر میکنم دیشبم خواب دیدم یکی از خواهرام دور از جونش مرده البته من ندیدمش همشم گریه میکردم که ای کاش خواب باشه که با شیونم از خواب پریدم راستی دوتا از زنداییامم خونمون بودن و بهم دلداری میدادن منم میفرمودم همه ی وسایلم حتی این قاشق چوبیا برام پر خاطره ست ما که مثل شما نیستیم(احساسی) در ضمن این خوابو سپس اذان صبح دیدم.

قبل از اذانم خواب دیدن با همسرم داریم میریم جایی منم از همه خداحافظی کردمو از مادرم حلالیت طلبیدم اونم گریه میکرد (ما برای مهاجرت اقدام کردیم)
دارم از نگرانی پس میوفتم ممنون

796:

جای نگرانی نیست .


797:

ممنونم و امیدوار

798:

اقا نمی خوای خواب ما رو هم یه تعبیری بکنی؟
سلام.من خواب دیدم که دختر همسایمون که 10 سالشه از یک طبقه یک ساختمون که هیچ دیواری نداره,جلو چشمای من میوفته پایین و میمیره.بعد مامیریم شمال برا مراسم ختم و در راه برگشت برنامه شد که من با چند تا از دوستام برگردم اما ماشین وسط جاده بنزین تموم کرد.من رفتم کنار جاده ماشینی برام ایستاد و بهم یه سطل بنزین و به شلنگ داد تا بنزین بزنم.من هم رفتم که بنزین و بریزم تو ماشین ولی هیچ کدوم از دوستام بهم کمک نمی کردند و من هم وقتی خواستم بنزین و بریزم تو ماشین چون بلد نبودم بیشترش ریخت رو پیرهنم و شلوارم.در ضمن نمیدونم چرا ولی من اون روز پیرهن سفید تنم بود و همه سفیدیش تبدیل به رنگ بنزین شد..


799:

سلام
لطفا راهنمایی ام کنید که چه طور میتوانیم برای آقای گلکسی پیام خصوصی بفرستیم.
متشکرم

800:

رايشان نام كاربري كه نوشته شده كليك كنيد پنجره اي باز مي شود كه يكي از آيتم هاي اون پيام خصوصي هست .

رايشان اون كليك كنيد

801:

سلام
alma از شما بسیار متشکرم.


802:

سلام
يکی خواب منو تعبير کنه
چند وقت پيش خواب درخت تنومندی را در جنگل ديدم که وسط اون باز شده بود و در اون، دو کبوتر در لانه شان بودند.

تو خواب انگار برگشتم خونه و اونارو تو خانه ديدم.

تعبيرش چيه؟

803:

سلام
از ديدن اسم گلكسي
برادر خوبم
خيلي ذوق كردم (دلم هم براشون تنگ شده بود فكر نكنيد فقط براي تعبيره )
راستش چند ماهي هست كه خيلي دوست دارم بدونم تايشان آينده ام چه خبره بر عكس چيزي كه هميشه به اون اعتقاد داشتم
يعني زيبايي دنيا در غير منتظره بودنش هست
سپاسگزارم ميشوم اگه خواب اين حقير تعبيري دارد ، اون را بشنوم
خواب ديدم كه يكي از دندانهاي آسيابم افتاده و زيرش يك دندان ديگر در حال رشد هست
دندادن آسيابي كه در دستم بود دو تا شد و خيلي درشت و زيبا و سفيد بود به گونه اي كه همه تحسينش ميكردن و من خودم هم خيلي خوشحال بودم
باز هم سپاس

804:

سلام چرا آقای گلکسی دیگه خوابا رو تعبیر نمیکنه؟

805:

man khab didddaaam daram ba eshghm lebas aros mikharam

806:

خواب دیدم دارم با عشقم پوشش عرووسیمو میخرم

807:

در اغوش كشيدن در خواب يعني چي؟

808:

salam

809:

سلام....
glaxy من یه خوابی دیدم که ممنون میشم برام تعبیرش کنین

خوای دیدم که داشتم وارد امام زاده ای میشدم که روری دیواراش پارچه های سبز و مشکی بود...تو دستم شمع و عود بود که می خواستم تو امام زاده روشنشون کنم..

یهو نفهمیدم چی شد ولی دیدم اون شمع و عود تو دستام نیست .....

فهمیدم دزدیدنشون ...ناراحت شدم اولش...ولی بعد تو امام زاده چند تا شمع دیدم که نصفه پایینش سوخته بود مثل کبریت که می سوزه و سیاه میشه با این فرق که این 3 یا 4 تا شمع که پیدا کردم پایینش سوخته بود .

بالا و فتیله اش کاملا سفید و سالم بود..برشون داشتم با خودم فرمودم عیب نداره میتونم روشنشون کنم..


یهو یه زنی اومد جلو بهم فرمود شمع هارو بده من درستشون می کنم..شمع هارو دادم یهش..سپس چند دقیقه فرمود بیا درستش کردم...داد بهم ولی وقتی نگاش کردم به جای شمع یه انگشتر بود که یه ربان از توش رد شده بود...

ممنون میشم جواب بدین

810:

سلام
نامزد من که پسری 30 سالست خواب دید در خیابان گربه ای سیاه و سفید در حال خوردن ماری سیاه هست که یکی ار آشنایانش به پیش گربه می رود و مار را می گیرد و پوستش را جدا می کند و گوشتش را برای نامزدم می اندازد تا بخورد.

خواهش می کنم تعبیر این خواب را به من بگویید.


811:

سلام
پدرم خواب دید من در حال بردیدن گردن دختر عمه ام با چاقو هستم.

مقداری از گردن بریده شده بود ولی خونی نیامد.

خوشحال می شم این خواب رو تعبیر کنید.ممنون

812:

salam mr galaxy,lotfan tabire khabamo ke dirooz baratooon frestadam ro begin.

mamnoonam

813:

سلام
من خواب دیدم دارم با بروس لی مبارزه میکنم.
تعبیرش چیه؟

814:

سلام به همه
با عرض معذرت از دوستان عزیز
و کسب اجازه از دوست عزیزم رایان
از این پس خواب ها رو در تاپیک تعبیر نمی کنم
در پیام خصوصی،مسنجر یا ایمیل پاسخگو خواهم بود

815:


816:

خواب دیدم که من بدون درد بچه زایمان کردم در حالی که من دختر مجردی هستم

817:

با سلام
من دیشب خواب دیدم که به مجلس ختم مادر یکی از دوستان در یک مسجد رفتم و در مجلس ختم ناراحت بودم نه بخاطر مادر دوستم بلکه بخاطر دعوا و ناراحتی از برادرم
و دقیقا ساعت 5 صبح از خواب پریدم
لطفا تعبیرش را بگویید
با تشکر

818:

سلام.عید1390روتبریک میگم.وتبریک وال بخاطرچنین جمعی.
با1جستجوی ساده دنبال تعبیرخواب به این جمع پیوستم.ازتعبیرای بجاتون واقعاحیرت زده شدم.
1سوال:من عاشق فردی بودم وقرارازدواج داشتیم.امابه دلایلی که برای خودم هم معلوم نشدخودکشی کرد.اوایل خیلی خوابش ومیدیدم.که بهم میفرمود ازاینکه تنهام گذاشته شرمنده وناراحت.واینکه چاره وراهی برای برگشت نداره.همه جاهای که باهم رفته بودیم.وچندبارتوخواب منوازدست فامیل هامون که منوبخاطراین عشق سرزنش میکردنجات داد.تادیشب ندیده بودمش.دیشب اومده بودبخوابم.پیراهن سفیدتنش بود.بهم فرمود دلش برام تنگ شده ولی من میدونستم که اون مرده.ممنون میشم .(من خوابای زیادی میبینم.میخام ازتون کمک بگیرم برای کنترل 1سری ازافکارو..

که بعداین پیام حتمامزاحم خواهم شد)

819:

ضمن خوش آمد گویی، و تبریک متقابل سال نو به شما.



من عموما تعبیر خواب انجام نمیدم، اما در مورد خودکشی و وضعیت روح ایشون باید فرمود اکثریت خودکشی ها باعث پشیمانی (روح) شخص خودکشی نماينده ست.

خیلی کم رخ میده شخصی خودش رو از زندگی ساقط کنه و روحش ازین اقدام رضایت داشته باشه.



خودکشی مثل فرار از جلسه یک آزمون مشکل هست.

شاید موقتا شخص رو راحت کنه اما نتايج بعدش مسلما سنگین و پشیمان نماينده ست.

مسلما این مورد شما هم مستثنا نیست.

ایشون دچار نتايج سپس خودکشی هست و یکی از این نتايج هم دوری از کسیه که بهش علاقه داشته.

(و نتايج دیگرش هم از دست دادن موقعيت تکامل روح در این دنیا، دوری از خانواده و دوستان و ..

هست) در ضمن یکی از علاقمندی های ارواح تسکین باوقتدگان هست، بنابراین اگر آلام و رنجی در خودتون دارید ابتدا سعی بر رفع اون کنید.

بهترین راه به نظر من اینه که هرگاه ایشون رو در خواب مشاهده کردید بگید که با این قضیه کنار اومدید و او هم بهتر هست که به دنیای ویژه ی خودش بازگرده و انرژیش رو برای حضور در خواب شما صرف نکنه.

بگید این برای هر دوتون مناسبتر و بهتر هست.

در نمازها و دعاهاتون هم برای ایشون طلب آمرزش و آرامش بکنید و اگر هم امکان داشته باشه (به هر طریقی) براشون خیرات انجام بدید.



نمیدونم چند مدت هست که این اتفاق افتاده اما طبیعیه که ارواح کمی علاقشون رو به این دنیا دیر از دست میدن.

اما بلاخره بتدریج ازین دنیا دور خواهند شد و موارد مشاهدشون در خواب و ..

کمتر.


820:

سلام و خسته نباشید.

ممنون میشم خواب منو هم تعبیر کنین...
من خواب دیدم بچه دار شده ام و دارم شیر بهش میدم.

اول شیر فراوانی داشتم که بعد کم تر شد.اون یه نوزاد پسر بود و لی نسبت به نوزادیش درشت بود و تموم دندان هاش دراومده بود!
من مجرد هستم.


821:

من خواب دیدم از دوست پسرم یه دو قلو پسر دارم و دوست دختر الانشم یه دختر داشت , بعد اون دختر ازدواج کرد با کس دیگه و باز من و دوست پسرم با هم شدیم
تعبیرش چی میتونه باشه؟ چون ما 2 ماهه بهم زدیم و دیگه ارتباطی نداریم :(

822:

امروز سحر ( 7 شعبان - 18 تیر ) ، سپس اذان، حدود 5 صبح خواب دیدم.

توی بیمارتان بودم و هر دوتا دستم روش سوخته بود.

ولی مچ با پایین.

و عمل کرده بودم.

البته هیچ درد و ناراحتی ای نداشتم.
شب یه فیلم در مورد مریضی دیدم! مرتبطه با شب؟ یا تعبیری داره؟
جایی خوندم درد و رنج!

823:

سلام
والا من سپس ساعت دوازه شب بود نمي دون دقيق كي بود خواب عزيزي رو ديدم كه لباسش سياه بود ازش پرسيدم اون دنيا لباست چه رنگيه فرمود سبز فرمودم اونجا خوبه فرمود نه

از طرفي دوباره خواب همون خانم رو هفته قبلش ديدم كه ببخشيد بدون پوشش بودن و فقط يك شورت سفيد پوشيده بودن
كمي نگران هستم
پيشاپيش سپاس گذارم


ممنون ميشم تعبير كنين

824:

من هر از چند گاهی در خواب میبینم شوهرم با زنان دیگه ارتباط داره و این خواب رو به شکلهای مختلف میبینم شاید باورتون نشه که به شوهرم اعتماد کامل دارم و به راحتی میتونم تنهاش بذارم وبیام شهر خودم دیدن پدرومادرم تعبیراینا چیمیتونه باشه

825:

سلام من روز اول شوال خوابی دیدم،خواب دیدم یک کفش خریدم از یه مغازه یه مدت خیلی خوشحال بودم باهاش راه می رفتم،یه دفه متوجه شدم که کفشم یه لنگس و من با یه لنگه کفش می رفتم؛بعد دوباره به همون مغازه رفتم خواستم یه لنگه دیگشو بگیرم بهم ندادن؛هر چی اصرار کردم ندادن؛سپس مغازه اومدم بیرون یه دست فروشی دم در مغازه بود،یه کفش به چشمم اومد می خواسم بگیرمش که یه دفه یه خانمی از پشت یه پرده سفید بهم فرمود اگه تا ظهر استقامت کنی لنگه دیگه کفشتو درس می کنم.
میشه لطفا تعبیرش کنین

826:

سلام،
من خواب دیدم که دنیا به آخر رسیده و حس کردم که لحظات آخر عمرم فرا رسیده.

به این صورت که من به همراه پدر و مادرم به طرف پنجره دویدیم تا ببینیم که چه خبر شده.

دیدم که عابران که تعدادشان کم بود چون نصف شب بود در حال فرار بودند و سعی داشتند به داخل یک ماشین برن که راننده اون اجازه سوار شدن به کسی را نمیداد در همان حال یک ساختمان را دیدم که در حال فرو ریختنه .

قابل ذکر هست که وقتی بیدار شدم و ساختمون رو جستجو کردم دیدم دقیقا همون ساختمونی بود که در حال حاضر فقط ستونهاش گذاشته شده و در حال ساخته.

ولی ساختمانی که در خواب در حال ویرانی بود یک ساختمان کاملا مسکونی بود.

پس از فرو ریختن اون ساختمان حس کردم کم کم داره اکسیژن کمتر و کمتر میشه .

در همان حال حس می کردم که اگر در پنجره را باز نمی کردیم این کمبود اکسیژن به خانه ما سرایت نمی کردو ما در امان میموندیم.

در همین حال بود که از خواب پریدم و سریع به سمت پنجره رفتم و به ساختمان در حال ساخت خیره شدم! ساعت بین 2 تا 3 نیمه شب بود.

ولی خیلی از این خواب وحشت نکردم و در خواب هم اینگار انتظارشو داشتم و خیلی غافلگیر نشده بودم و فقط به اطرافیانم فکر می کردم در حالی که داشتم آماده مرگ می شدم.


827:

سلام.

من پدر شوهر مرده ی خودم را در خواب دیدم.

(من هرگز در وقت زندگی پدر شوهرم او را ندیده ام).

خواب دیدم که همسرم در منزل پدری من خواب هست منزلی کاملا مدرن و من در حالت قاعدگی در حال تمیز کردن خانه هستم.

بیدارش می کنم و او تشک خود را بر می دارد و با عجله به خیابان می رود که به جایی برود و بعد به خانه ی پدری اش برود.

بلافاصله خودم را در خانه ی پدری همسرم می بینم.

خانه ای کوچک، کهنه، و قدیمی با حیاطی بسیار کوچک و اتاقهایی که در به حیاط باز می نمايند.

در باز می شود و تقریبا تمام فامیلهای همسرم خوش و شاد وارد می شوند.

من در حیاط در حال رخت پهن کردن هستم که پدر شوهرم با لباسی از کرباس و هیکلی بسیار تکیده و رنجور از یکی از اتاقها به حیاط می آید و صدای گریه ی همه ی بلند می شود.

او جاری من را در آغوش می گیرد و گریه می کند و می گوید که سرطان دارد و آمده هست که خداحافظی کند چون در حال مردن هست.

بعد من را پشت سر خود می بیند و در آغوش محکم می فشارد.

من دست و بازوانش را می بوسم و می گویم که خداوند عمرش را طولانی کند و او می گوید که دیگر وقت مرگش فرا رسیده.

من نگرانم که چرا همسرم هنوز نرسیده که از خواب می پرم.

تاویل این خواب من چیست؟

828:

سلام
راجع به تعبیر خواب سوال داشتم
یکی از اساتید دانشگاهیم به تازگی فوت کرده .

من دیشب خواب دیدم که دارم تلفنی ازش 2 تا سوال درسی مشابه میپرسم.

سپس طرح کلی سوال به من فرمود که حلش میکنه و بهم بعدا میگه ولی وقتی خواستم جزییات سوالم رو بهش بگم فرمود لازم نیست خودم میدونم و ازم خواست که دوباره تماس بگیرم ولی هر چه سعی کردم نشنیدم که کی باید تماس بگیرم.

و من هم تا وقتی که در خواب بودم بهش تلفن نکردم حتی به یک نفر در خواب فرمودم که به فلانی زنگ نزدم که جوابم رو بگیرم.
ضمنا من از 10 سال پیش این هستاد رو ندیده بودم و در خواب هم تصور نمیکردم مرده باشه.
همچنین من منتظر یک جواب از عالم غیب به صورت خواب بودم.
ممنون میشم اگه تعبیری داره بهم بگید.


829:

سلام
راجع به تعبیر خواب سوال داشتم
یکی از اساتید دانشگاهیم به تازگی فوت کرده .

من دیشب خواب دیدم که دارم تلفنی ازش 2 تا سوال درسی مشابه میپرسم.

سپس طرح کلی سوال به من فرمود که حلش میکنه و بهم بعدا میگه ولی وقتی خواستم جزییات سوالم رو بهش بگم فرمود لازم نیست خودم میدونم و ازم خواست که دوباره تماس بگیرم ولی هر چه سعی کردم نشنیدم که کی باید تماس بگیرم.

و من هم تا وقتی که در خواب بودم بهش تلفن نکردم حتی به یک نفر در خواب فرمودم که به فلانی زنگ نزدم که جوابم رو بگیرم.
ضمنا من از 10 سال پیش این هستاد رو ندیده بودم و در خواب هم تصور نمیکردم مرده باشه.
همچنین من منتظر یک جواب از عالم غیب به صورت خواب بودم.
ممنون میشم اگه تعبیری داره بهم بگید.
دو روز بعدش خواب دیدم که بچه ام رو که از مهدکودک میارم گم شد و چند دقیقه بعد بهم فرمودند که دو کوچه بالاتر تصادف کرده و از گوشش خون میاد.

من دویدم تا برم سراغش ولی قبل از اینکه ببینمش از خواب پریدم.
تعبیر این چیه؟

830:

دوستان عزیز جدید

چون خوابها حاوی پیامهای مخصوص به فرد خواب بیننده هست
و بعضا نکاتی دارد که جنبه عمومی ندارد
از تعبیر در این تاپیک خودداری میکنم
اگه خواستید در پیام خصوصی یا مسنجر در خدمتم


94 out of 100 based on 74 user ratings 1024 reviews

@