چند جمله دفاع از دهه شصتی ها


چند جمله دفاع از دهه شصتی ها



چند جمله دفاع از دهه شصتی ها
سلام
قبل از شروع ؛ یک نکته رو یادآوری میکنم که شخصا معتقدم همه ی دوره ها سختیهای خودش را داشته و در اینجا نمیخوام دهه شصت را متمایز کنم. بلکه هدف فقط تشریح است
متاسفانه گاهی در معرفی بچه های دوران دهه شصت دچار تحریف شدیم. مانند اینکه بعضی ها حرف از امکانات دهه شصت میزنند و با دهه هفتاد یا هشتاد مقایسه میکنند و با این استدلال سعی دارند بگن ما چه دوران سختی داشتیم خب اگر اینطور هست پس ماقبل دهه شصت که زندگی سخت تری داشتن!! ویا گاهی برخی تلاش دارند دهه شصتی ها رو نسلی رنجور و پر توقع کم تحرک نشان بدن که این هم دور از واقعیات است
اما اونچه که در واقع دهه شصت رو فرق میذاره با سایر دوره ها مصادف شدن با دوره ای بنام "دوره گذار" بود. این گذار مربوط میشه به عبور از دوره سنت به مدرنیته که دقیقا هم زمان با متولدین دهه شصت شد. البته یک نکته هم همینجا قابل ذکر هست که در بررسی جامعه شناسی بخش بندی بصورت دهه کار درستی نیس. به عنوان مثال همین سیر تحول نامبرده شده در حقیقت سالهای اوجش از سال 56 شروع و تا 70 ادامه داشت. اما خب اینجا معروف شده به دهه شصت.
این تحول گرچه باید اتفاق می افتاد و خوبیهای زیادی هم در کنار خود داشت اما چند ضرر هم رساند که چون فراگیر و همگانی بود خصلتهای اخلاقی و رفتاری مشترکی در متولدین این دهه بوجود آورد.
شکستن خیلی از رسوم و قراردادهای اجتماعی در همین دوره اتفاق افتاد. تمایل زیاد این نسل به دستیابی به خواسته های آرمانی باعث شد این نسل کمی ایده آلیست بشود یعنی بخاطر رسیدن به برخی خواسته ها(مانند ادامه تحصیل یا کار خوب) از بعضی لذتها(مانند ازدواج) چشم پوشی کنند. شاید همین باعث شد که دهه شصتی ها خودشان را "نسل سوخته" خطاب کنند!
از دیگر مسایلی که مختص دهه شصتی ها بود مسئله رشد 4درصدی جمعیته که اگه با همون نرخ به جمعیت افزوده میشد الآن ایران بیش از 120 میلیون نفر بود! یعنی یک پاکستان دوم و غرق در مشکلات. سربرداشتن غول تورم و بیکاری و پیشی گرفتن جمعیت شهری از روستایی هم جزء مختصات دهه شصتی هاست.
همچنین متاسفانه اعتمادی که خصوصا اوایل انقلاب به جوانان وجود داشت برای دهه شصتی ها خیلی نزول یافت! البته شرایط اوایل انقلاب کمی هم استثنا بود ولی شاید چند مثال میزان این تنزل را روشنتر کند. مثلا اکثر فرماندهان دوره جنگ تحمیلی جوان بودن به عنوان نمونه قالیباف شهردار فعلی تهران زمانی که فرمانده گردان بود 19 سال داشت! یا صادق خرازی که هنوز دانشجو بود به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل معرفی شد! ولی متاسفانه این نگاه ؛ یا حداقل شمه ای ازین اعتماد برای دهه شصتی ها وجود نداشت...

من یک دهه شصتی ام
سختگیر و آرمانی
آمده ام که تغییر کنم و تغییر بدهم
عمر من وقف استقامت و پیشرفت شده
نسل من نسل وقف شده هاست نه نسل سوخته...


چند جمله دفاع از دهه شصتی ها



آیا مار به اندازه فیل و عقرب به اندازه قاطر وجود داره؟

1:

56-57-58-59 و 70 هم شد دهه شصتی؟
یه جا هم بحث بود همه میفرمودند هفتادی ها شبیه دهه شصتی ها هستن.


مغزهای خشکیده !!!!
نمیدونم این یه سال چه فرقی میکنه که هفتادی ها رو هم خیلی از دهه شصتی ها، شصتی میدوننش
نه خیـــــر ما هفتادی ها دهه هفتادیم

جدای از شوخی..


زمان واریز یارانه تیر 95
این جمله اولتون رو شدیدا قبول دارم.


سربازی اجباری اری یا نه ؟
اصلا این مرزبندی ها رو قبول ندارم.


زمین از دورترین نقطه منظومه شمسی!
چون معتقدم همیشه یک نسل نسبت به نسل قبل یک سری تفاوت هایی داره که ممکنه بعضی از اون تفاوت ها از نظر نسل قبلی خوب باشه و یک سری بد.


سلام عزیزم - قربان سرت



نکات مهم درباره نگهداری از کولر گازی اسپلیت

2:

تاریخ سختی های دوران دهه شصت رو نگارش کرده

نیازی به فرموداراضافه نیست


دلم شکسته ننه‌ام منو میزد.

3:

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند

ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی
و می فرستادیم جبهه

دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم
اونروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند

و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما
برایشان سوت می زدیم

شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم
از ترس شکستن دیوار صوتی

ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام

ما ویدیو نداشتیم ما ماهواره هم نداشتیم
مارارستوران نمی بردندکه بدانیم جوجه کباب چه شکلی هست

ما خیلی قانع بودیم به خدا

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم ها بود توی مجله های
قدیمی یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزشی
زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان
می کردند.

ما خیلی قانع بودیم به خدا
ما بچه های وقت جنگ بودیم

4:

صدالبته

5:

متشکرم صحبتهای شما خیلی نوستالژیک و زیباست

6:

سلام
دست نویسنده اش درد نکنه.
ممنون از تایپیک خوبتون.
ای کاش راه حلهایی برای مشکلاتمون پیدا میشد.


7:

چه عجب یکی چار کلمه حرف درست وحسابی زد واسمون

8:

از ما دهه پنجاهیا هیچی نفرمودن؟؟
البته شصتی داریم تا شصتی
یکی متولد یک فروردین 1360 و دهه شصتی حساب میشه
یکی متولد 29 اسفند 1369 اونم دهه شصتی حساب میشه ولی این کجا و اون کجا
متولدین 65 به بعد هم که دیگه از جنگ و بمب بارون و اینا خاطره ای ندارند و رفته رفته دارن جوونی رو به پایان میرسونن
ماها هم که دیگه یواش یواش داریم میریم تو میانسالی
دهه چهلی ها به ما میفرمودن غرب زده
فعلا دیگه همه چی دست هفتادیاس

9:

سلام آقا کوروش خوشحالم که سر زدی و نظر دادی.

اگه در متن توجه کنی میبینی که فرمودم چندان به اینگونه تقسیم بندیهای دهه ای نمیشه هستناد کرد.

شخصا مطمئنم کسی در سن وسال شما چه بسا از خود دهه شصتی ها بیشتر واقعیاتو لمس کرده باشه

10:

نظر لطفته

11:

اخه یه سری مینالن که امکانات نبود
اگر نبود،برا هیچکس نبود.اینطور نبود که مثلا ما اونموفع تلویزیون 86 اینچ با وای فای داشتیم شما 14 اینچه گروندیگ پارس که حالا مینالی میگی امکانات نداشتم!
هههه اونموقع بابام به زمین نسبتا کوچیکی داشت.فروخت 25 هزار تومن رفت یه تلویزیون رنگی گرفت بزرگ از اینا که در داشت جلوشون.تلویزیون مبلی میفرمودن.این دیگه مثلا اونموقع اوج امکانات و بقول امروزیا کلاس گذاشتن بود.اونم چی.روزی یه ساعت سپس ظهرا کارتون میداد اینو روشن میکردیم میدیدیم.تلویزیون کلا دوتا کانال داشت
حالا امت یکی یدونه تلویزیون (تبلت) دستشونه
فیلم میذاشتیم تو شلوارمون که کسی نبینه میاوردیم خونه نگاه میکردیم.
حالا میرن تو یوتیوب و آپارات نگاه میکنن هرچی دلشون بخواد.نه مامور کمیته بهشون گیر میدن نه پاسبونه بهشون میگه بیا اینجا ببینم اون چیه دستت نه چیزی
ولی با اینهمه،حال و هوای اونروزا الان دیگه نیست
تو زندگیا دیگه برکت نیست.برو بیا نیست.
بیخودی فقط زنده ایم.سر برمیگردونی میبینی شب شد هیچ کاری هم نکردی
حقوق میگیری دوروز بعد تمومه اصلا نمیفهی چی شد کجا رفت
نسل سوخته امروزیان.دراصل اینا هیچی ندیدن.اینا زندگی نکردن
نه ما

12:

البته دهه شصتی ها به دو گروه تقسیم میشن
از شصت تا شصت و پنج از شصت و پنج تا شصت و نه
اواخر دهه شصتی ها با دهه هفتادیا تقریبا تو یک رده هستن
از ابتدای شصت تا 65 کلا متفاوت هستن

13:

taksis واقعاً راست میگه نسل الان نسل سوخته هست
درسته دوست پسر مادر سوباسارو به ما دایی سوباسا معرفی کردن
دسته سریال فقر وفحشا رو به نام اوشین به ما معرفی کردن و نفهمیدیم
ولی توی خونه هامون برکت بود
رفت و آمد بود
بگو بخند بود
احترام بود
الان اوج بدبختی هست نه رفت و آمدی نه احترامی
قبلاً از ته دل میخندیدیم
الان خنده هامون هم مصنوعی شد
مجبوریم به خاطر لقمه نون انواع دروغ و دغل بگیم
چشم و همچشمی هم که ماشاالله

14:

سلام
به نظرم،دهه های قبل،امت به علت نبود امکانات،بیشتر به هم نزدیک بودن،بی ریا بودن،به هم احترام میگذاشتن،
ولی الأن با وجود این همه پیشرفت تکنولوژی،پسرفت فرهنگی و دینی کردیم.
چون بعضیهامون راه های هستفاده بهینه،از علم رو بلد نیستیم.
چرا بعضیهامون از بچگی باید دست بچه هامون،یک تبلت بدیم،یا کامپیوتر شخصی،که متوجه نباشیم،توش چکار میکنه،و سپس اینکه اتفاقی افتاد،یقه جامعه رو بگیریم و اون رو مقصر بدونیم؟
چرا بچه هامون رو آشنا به تفریحات سالم نمیکنیم؟
چرا باید،رکورددار،استفاده از تلگرام باشیم؟
و...
اگر بعضیهامون کمی سعی میکردیم،روی تقویت ارزشها و فرهنگهامون،تمرکز داشته باشیم،به این حال و روز نمی افتادیم.
اگر اجازه دادیم که در کشورمون،تکنولوژی پیشرفت کنه،پس فرهنگ و شخصیت خودمون رو هم باید باهاش سازگار کنیم.


15:

وقتی داشتم اون جمله رو مینوشتم باخودم فرمودم الاونه که یه عده ای از هم سن وسالام بهم حمله کنن که ای بابا تو دیگه چرا!؟؟؟ ولی خوشبختانه انگار زیاد روش حساس نشدن

16:

حرفات منو یاده اون دوران انداخت مخصوصا اون قسمت تلویزیونت که حسابی برام خاطرست آخه ماهم توی خونمون یه تلویزیون لامپی از اون مدل کمدی های بزرگ داشتیم که هردفه روشن میکردی باید چند دقه منتظر میموندی تصویرش بیاد
در مجموع منم با قسمتهای زیادی از حرفای شما موافقم .

واقعا اون موقع حس وحالش چیز دیگه ای بود...

گاهی دلم میگیره

17:

آره منم نظرم همینه.

واسه همین فرمودم تقسیم کردن بر مبنای دهه کار زیاد دقیقی نیس.


18:

شاید باور نکنید ولی من علاقه خاصی به فیلم های کلاسیک دارم.

همون سیاه وسفیدها که اون وقتها پخش میشد چرا؟ چون برخلاف فیلم های امروزی (که البته خیلی خوب هم هستند) خالی از صحنه های جلوه های کامپیوتری و غیرواقعی بود.

خیلی داستان محور و ساده و شیرین...


19:

نمايش حماسه ننه خضيرو از رايشاندادهای پر سروصدای اول دهه شصت بود.

اين نمايش كه فرموده می شد از يك داستان واقعی الهام گرفته شده بود به ماجرای زنی از روستاهای سوسنگرد در ابتدای جنگ می پرداخت.

نيروهای عراقی به هنگام اشغال روستای ننه خضيرو به دختر و عروس او تجاوز می كنند و ننه خضيرو در ظاهر تسليم و به عراقيها نزديك می شود و در نهايت برای اونها نان سمی تهيه می كند.

در پايان نمايش او برای جلب اعتماد عراقيها خود ابتدا نان می خورد و بدنبالش عراقيها هم مشغول خوردن می شوند و بدين ترتيب ننه خضيرو انتقام دختر و عروسش را می گيرد.اين نمايش پس از چهل شب اجرای موفقيت آميز، ضبط تلايشانزيونی شد واز شبكه اول و دوم سيما پخش گرديد.

بازتاب پخش اين نمايش هم مثبت كه باعث تهيج جو عمومی بر عليه دشمن و ادامه جنگ شد و هم منفی كه نگاه امت به جنگزدگان را تغيير داد.

بازيگران اين نمايش تانيا جوهری، اليزا جوهری، ترانه صادقیان، گوهر خيرانديش، جمشيد اسماعيل خانی،سهراب سلیمی، حمید مظفری و فرشید ابراهیمیان بودند.
چند جمله دفاع از دهه شصتی ها

20:

وقتی داشتم اون جمله رو مینوشتم باخودم فرمودم الاونه که یه عده ای از هم سن وسالام بهم حمله کنن که ای بابا تو دیگه چرا!؟؟؟ ولی خوشبختانه انگار زیاد روش حساس نشدن

21:

حرفات منو یاده اون دوران انداخت مخصوصا اون قسمت تلویزیونت که حسابی برام خاطرست آخه ماهم توی خونمون یه تلویزیون لامپی از اون مدل کمدی های بزرگ داشتیم که هردفه روشن میکردی باید چند دقه منتظر میموندی تصویرش بیاد
در مجموع منم با قسمتهای زیادی از حرفای شما موافقم .

واقعا اون موقع حس وحالش چیز دیگه ای بود...

گاهی دلم میگیره

22:

آره منم نظرم همینه.

واسه همین فرمودم تقسیم کردن بر مبنای دهه کار زیاد دقیقی نیس.


23:

شاید باور نکنید ولی من علاقه خاصی به فیلم های کلاسیک دارم.

همون سیاه وسفیدها که اون وقتها پخش میشد چرا؟ چون برخلاف فیلم های امروزی (که البته خیلی خوب هم هستند) خالی از صحنه های جلوه های کامپیوتری و غیرواقعی بود.

خیلی داستان محور و ساده و شیرین...


24:

نمايش حماسه ننه خضيرو از رايشاندادهای پر سروصدای اول دهه شصت بود.

اين نمايش كه فرموده می شد از يك داستان واقعی الهام گرفته شده بود به ماجرای زنی از روستاهای سوسنگرد در ابتدای جنگ می پرداخت.

نيروهای عراقی به هنگام اشغال روستای ننه خضيرو به دختر و عروس او تجاوز می كنند و ننه خضيرو در ظاهر تسليم و به عراقيها نزديك می شود و در نهايت برای اونها نان سمی تهيه می كند.

در پايان نمايش او برای جلب اعتماد عراقيها خود ابتدا نان می خورد و بدنبالش عراقيها هم مشغول خوردن می شوند و بدين ترتيب ننه خضيرو انتقام دختر و عروسش را می گيرد.اين نمايش پس از چهل شب اجرای موفقيت آميز، ضبط تلايشانزيونی شد واز شبكه اول و دوم سيما پخش گرديد.

بازتاب پخش اين نمايش هم مثبت كه باعث تهيج جو عمومی بر عليه دشمن و ادامه جنگ شد و هم منفی كه نگاه امت به جنگزدگان را تغيير داد.

بازيگران اين نمايش تانيا جوهری، اليزا جوهری، ترانه صادقیان، گوهر خيرانديش، جمشيد اسماعيل خانی،سهراب سلیمی، حمید مظفری و فرشید ابراهیمیان بودند.
چند جمله دفاع از دهه شصتی ها


82 out of 100 based on 42 user ratings 442 reviews

@