چرا بعضی ها دروغ میگن؟


چرا بعضی ها دروغ میگن؟



چرا بعضی ها دروغ میگن؟
میخواستم بدونم هدف ازدروغ گفتن چیه؟
مثلابعضی ازافراد بادروغ گفتن بااحساسات طرف مقابل بازی میکنن چرا؟



قدیمی ترین قالی جهان

1:

انتقال به تالار فرمودگوی آزاد .


دومین شیر سرگردان در تهران به دام افتاد!


به نظر شما وقتی وارد زندگی متاهلی میشی باید از سایت خدافظی کنی؟

2:

هدفی نداره بیشتر عادت کرده به دروغگویی!
البته در برخی مواقع دروغ حالت سیاست فردی بخودش میگیره که اون بحثش جداس


داغ روی صندلی داغ

3:

حرفی برای فرمودن نداره دروغ میگه !!


نامگذاری سال 2014 در ترکیه به نام «ایران»

4:

گاهی افراد برای مطرح شدن دروغ میگن !
گاهی برای فرار از عقده های درونی !
گاهی برای پوشاندن عیوب خود !
و خیلی چیزهای دیگه .


واریز سهمیه سوخت دی‌ فرداشب بدون تغییر
.


فرهنگ شرکت در مباحث!،،، دیدگاه شما چیست؟
.


شما چطور هستید؟

5:

منم موافقم مطمئنا شخصی که دروغ میگه حتما مشکلی تو زندگیش یا تو شخصیتش داره که اونو میخواد با دروغ پنهان کنه

به نظر من آدم میتونه هیچ حرفی نزنه و سکوت کنه این بهترین جواب میتونه باشه تا اینکه بخواد دروغ بگه و واقعیتو طور دیگه ای نشون بده

6:

بنده هم با نظر همه موافقم کسی که دروغ میگه کمبود داره یا که میخواد خودش رو یک جوری نشان بده و...
به نظر شما کسی که دروغ میگه باهاش
چه باید کرد؟فکر کنید یه دوست باشه.


7:

50% از عمل دروغ به گردن شنونده هست ....

يا مخاطب دروغگو دوست داره دروغ را در غالب مدح و ثنا و ...

بشنود و اگر غير اين باشد دروغگو را مورد غضب برنامه ميدهد


يا شنونده بدون اينكه دروغ را به رخ درغگو بكشد اون را (به اصظلاح) زير سيبيلي رد ميكند

يا شنونده اين دروغها را قبلا به واقع ديده و جزئ آرزوهايش هست و دروغگو از اين نقطه ضعف او سوءاستفاده ميكند

يا شنونده خودش اونقدر دروغ فرموده كه از باز كو گردنش از طرف ديگر اين امر را كاري قبيح نميداند و.......

اگر عادت كنيم كه دروغ نشنايشانم ...

دروغگوها بازارشان كساد ميشود

8:


چرا دروغ مي گي ؟ مگه تو ايران كسي دروغ هم مي گه ؟

9:

چون در صدد اين هستند عكس العملي غير از اونچه كه مستحقش هستند را
دريافت كنند!
عمل دروغ ...عكس العمل دروغ!

10:

منظور شما اینکه یعنی توایران کسی دروغ نمیگه ؟خارج از ایران مگه میگن؟

11:

من از اونایی که توفضای اینترنت دروغ میگن نفرت دارم .هدفم هم همون ذسته اند چند وقت پیش با یک نفرشون برخورد کردم ولی نشد ازش بپرسم چرا دروغ میگه شاید اول باید بپرسم بعد قضاوت کنم .نظر شما دوستان چیه؟

12:

اتفاقا دروخ چی ز بدی نیست خیلیم خوبه بعضی وقتا ادمو خوب از مهلکه نجات میده

13:

با درود دوست عزيز

كاملا موافقم ...

!!!! ولي بايد ببينيم اين دروغ در كجا و توسط چه كسي عنوان ميشود ...

كه حتي واجب و رايج و مستحب و ثواب هم دارد

يكي از برگترين دروغهاي تاريخ كه به تقيه معروف شد در يكي از اديان الاهي (كه اينجا نامش را نميتوانم ببرم) توسط يكي از بزرگان دينش (كه باز نامش را نميتوانم ببرم) مورد نجات پيروان اون دين از دسيسه دشمنانش شد و چون دروغه خيلي بزرگ بود سپس 800 سال براي لاپوشوني كردنش نام متبرك تقيه را بر دروغ نهادند و واجبش ساختند و مصطلحش نام نهادند و رايج شد ...

حالا اگر اون پيروان هرچه دروغ بگايشانند و نامش را تقيه بگذارند ثوابي بس عظيم و در راستاي سنت بزرگان دينشان (به تفسير مغرضانه) انجام داده اند

تقيه واجبه !!!!

14:

جون نياز دارن

15:

ازشمابخاطر مطلب های سودمندتون تشکر میکنم
مرسی

16:

با دروغ فرمودن از زندگی عقب میوفتی / نسبت بهت بی اعتماد میشن / به جایی میرسی که از خودتم بدت میاد

پس سعی کن درست بشی / شاید دروغ جایی به دردت بخوره ولی بعد که برملا شد اونوقت شرمنده میشی

پس هموطن تو میتونی عوض بشی فقط بخواههههههههههههههههههههه ههههههه

17:

دروغ فرمودن برای بعضی ها یه جور سرگرمیِ

18:



ببخشید ها ولی جوک فرمودی
یه پیشنهاد دارم
تو فضای اینترنت به هیچ کس سعی کن اعتماد نکنی تا نشناختیش
از این دروغگوهای اینترنتی زیاد هست
چون فضای اینترنت خیلی نمیطلبه که همه چیز رو راستشو بگی
البته نباید دروغ هم بگی
راهش اینه که هیچی نگی
چون یه عده ممکنه ازش سو هستفاده کنن

19:

بزرگترين و خصمانه ترين و عجيبترين و مخرب ترين و تابلوترين و مجهولترين و پست ترين و غير معمولترين دروغها ....

دروغهاي رايجي هست كه انسان براي توجيه خود ، براي خودش مي بافد و جالب اينجاست كه از اون دروغها مغرضانه دفاع هم ميكند


به خودمان دروغ نگايشانيم ...

بقيه پيشكش

20:

برای اینکه اون خلعی که درونش هست رو پر کنه..


21:

دروغ اكثر اوقات به خاطر واقعيات حاكمه ولي اونايي كه دروغ فرمودن كارشونه به خاطر كمبود و گاهي به خاطر ساختن شخصيتيه كه ندارن

22:

چرابعضی ها دروغ میگن؟ چون مرض دارن مشكل دارن روده راست تو بدنشون نيست چي بگم

ديگه ولي خدائي خيلي كار زشتييه

23:

آدما هرچي به ظاهر مقامشون بالاتر ميره دروغاشون مضحكتر ميشه ....

چون مخاطباشونو كوچيك فرض ميكنن دروغهاي بزرگ ميگن ....



در حالي كه نميخوان بدونن انسان با دروغ فرمودن كوچيك ميشه ولي اونها احساس كاذب بزرگي ميكنن

امان از اين دروغ

24:

اونچه که در میان تمامی امت مشترک می باشد اینست که دروغگویی با یک تصمیم همراه هست و در طول کمتر از 800 میلی ثانیه ما تصمیم می گیریم که یک جواب درست را با یک دروغ جایگزین کنیم
دلایل و محرک های زیادی برای انسان وجود دارد که موجب دروغگویی وی می شود، از جمله نحوه تربیت اشخاص، عادت به دروغگویی در دوران کودکی و قدرت حافظه افراد.

به عقیده این گروه تحقیقاتی حافظه نقش پايه ی در دروغ فرمودن ایفا می کند مثلا یک دزد باید بتواند خاطره عمل جرم خود را به هنگام دروغ فرمودن نادیده بگیرد و به طور موقتی از یاد ببرد..........


25:

شخصی که کاری ناپسند انجام می دهد و یا قانون شکنی می کند، وقتی که در موقعیت بازخواست برنامه می گیرد با لوازم دروغ می کوشد تا زشتی کار خویش را بپوشاند و دیگری را فریب دهد.

فریب و نیرنگ زدن از راه تغییر ماهیت عمل به فرمودار موجب می شود تا شخص در جایگاهی برنامه گیرد که عیب و عاری بر او نیست.
چرا بعضی ها دروغ میگن؟در مقاله حاضر نویسنده با یکسان دانستن دروغ و نفاق، به برخی از عواملی که موجب می شود شخص به جرگه دروغگویان وارد شود اشاره می کند و آثار و نتایج این رفتار زشت و نابهنجار را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بررسی می کند که با هم اون را از نظر می گذرانیم.


معنی دروغ
دروغ در حوزه رذایل اخلاقی و نابهنجاری اجتماعی به معنای سخن ناراست، خلاف حقیقت و یا واقعیت و فرموداری ناحق هست.


راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ القراون بر این باور هست که اصل کذب و دروغ در فرمودار هست.

تفاوتی در دروغ از این لحاظ نیست که در گذشته اتفاق افتاده باشد یا در آینده؛ چنان که تفاوتی از این جهت وجود ندارد که دروغ نسبت به وعده ای باشد که انجام نمی شود و یا امر دیگری باشد.

(مفردات ص ۴۷۸ ذیل واژه صدق)
البته برای دروغ اقسام و انواعی فرموده اند و برای هر یک از اونها نام های خاصی گذاشته شده هست.

از جمله به افک و افترا و زور و خرص اشاره کرد.


● نفاق و دروغ، دو روی یک سکه
شخصی که کاری ناپسند انجام می دهد و یا قانون شکنی می کند، وقتی که در موقعیت بازخواست برنامه می گیرد با لوازم دروغ می کوشد تا زشتی کار خویش را بپوشاند و دیگری را فریب دهد.

فریب و نیرنگ زدن از راه تغییر ماهیت عمل به فرمودار موجب می شود تا شخص در جایگاهی برنامه گیرد که عیب و عاری بر او نیست.


ماهیت دروغ فریب دیگری هست.

دروغگو در تعامل اجتماعی، برای بازسازی وجه شخصیتی و اعتباری خویش تلاش می کند و فریب و نیرنگ در فرمودار از این جهت انجام می شود.


دروغگو، به نوعی، شخصی منافق هست و پايه اً ارتباط تنگاتنگی میان دروغ و دورویی هست.

دو رویی و دروغ بیانگر اون هست که میان ظاهر و باطن فرد سازگاری و تناسب نیست و عدم تطابق به عنوان مؤلفه اصلی نفاق و کذب می باشد.

دورویی و دروغگویی از این نظر یکسان هستند.


در دروغگویی شخص برای بازسازی و توجیه رفتارها و کردارهایش تلاش می کند و می کوشد تا شخصیت کاذبی را به جامعه نشان دهد که عامل وادارنماينده شخص به دروغگویی می تواند ترس از قدرت دیگری و یا دست یابی به منفعت و یا مصلحتی باشد اما در نفاق عامل اصلی و هدفی که موجب می شود تا به نفاق گرایش یابد ترس از قدرت هست که می تواند وی را از منفعتی محروم کند و یا فشاری بر او وارد سازد و او را وادار به امری کند که با باورها و اعتقادات وی سازگار نیست.

از این رو می توان فرمود نسبت میان دروغگویی و نفاق عموم و خصوص مطلق هست.


● ملاک شناخت دروغ
قراون ملاک و معیار تشخیص دروغ از راست را این دانسته هست که شخص هرگاه مخالف اعتقاد و باور خویش سخنی را به میان آورد، در حقیقت دروغ فرموده هست، حتی اگر در سخن وی سخن حقی باشد ولی چون با باورهای وی نامتناسب هست و تطابقی میان سخن و باورش نیست اون سخن دروغ دانسته می شود.(منافقون آیه۱)
بنابراین ممکن هست شخصی سخنی را بگوید که نادرست و ناحق باشد ولی چون باور وی اون هست که اون چه می گوید راست هست نمی توان وی را متهم به دروغ گویی کرد.

برعکس اگر شخصی باوری داشته باشد و برخلاف باور خویش سخن حقی را بگوید، او دروغگو هست؛ زیرا وی برخلاف باور خویش و به قصد دروغ سخن حقی را به زبان آورده هست.

بنابراین ملاک و معیار سخن راست از سخن دروغ باورهای شخص و سخنان وی هست.

از این رو تطابق سخن با حق و یا واقع، ملاک سنجش نیست بلکه مطابقت باورهای شخص با سخنی هست که به زبان می راند.


● شرایط دروغگویی
قراون شرایط چندی را به عنوان عامل دروغگویی معرفی می کند.

قراون منشأ دروغ را شیطان و ابلیس می داند و به انسان هشدار می دهد که شیطان به عنوان بنیانگذار دروغ و کسی که از این طریق کوشید تا به اهداف پست خود دست یابد، موجودی هست که انسان را تشویق به دروغ می کند.

قراون در داستان آفرینش و خلافت انسان گزارشی کامل از واقعه به دست می دهد و در اون جا به اموری توجه می دهد که بسیار حیاتی و حساس هست.


قراون نقل می کند که ابلیس برای دست یابی به اهداف خویش و خوار و گمراه کردن انسان به دروغ متوسل می شود و نخستین موجودی هست که از اون برای دست یابی به اهداف شوم خود سود می برد.

به نظر می رسد که ابلیس بی دروغگویی نمی توانست آدم را گمراه کند و لذا برای گمراه کردن وی از سوگند دروغ بهره برد.


قراون به انسان هشدار می دهد که شیاطین و یاران ابلیس الهام نمايندگان دروغ بر دروغگویان هستند (شعراء آیه ۲۲۱ و ۲۲۲) و اونان هستند که به این نابهنجاری دامن می زنند.

البته قراون توضیح می دهد که شخصیت دروغگویان به اونان اجازه می دهد تا تصرف شوند.

از این رو می فرماید شیاطین بر هر تهمت زننده و گناهکار الهام به دروغ می نمايند.


چیرگی شیطان و ابلیس بر انسان موجب می شود تا به دروغ بلکه سوگندی های دروغ گرایش پیدا کند و برای دست یابی به منافع، با سوءاستفاده از باورهای امت به اموری چون خدا و پیامبر و امامان (ع) سوگند بخورد.

(مجادله آیات ۱۴ و ۱۹)
● حسادت، عامل دروغ
از دیگر عوامل، می توان به حسادت اشاره کرد.

انسان به جهت حسادت نسبت به دیگری گرفتار اخلاق زشت دروغ می شود.

نمونه و مصداقی که قراون مطرح می سازد داستان برادران یوسف(ع) هست که برای جلب اعتماد حضرت یعقوب و دست یابی به منفعتی، دروغ بر زبان راندند.

هست.

(یوسف آیه ۹ و ۱۱)
بی گمان حسادت، عامل بسیاری از نابهنجاری ها، و رذایل اخلاقی هست و از این لحاظ می بایست فرمود که حسادت حتی عامل مهم در کفر ابلیس و رانده شدن حضرت آدم(ع) از بهشت هست.


عامل دیگری که قراون شناسایی ومعرفی می کند گناه پیشگی انسان هست.

در حقیقت دروغ گویی ریشه در گناه دارد از این رو در آیه ۷ سوره جاثیه می فرماید: ویل لکل افاک اثیم؛ وای بر هر دروغگوی گناهکار.

در این آیه اثیم به عنوان تعلیل و علت و عامل دروغ بیان شده هست.


قراون مکر زنانه را نیز به عنوان عامل دروغگویی مطرح می سازد.

(یوسف آیه۲۵ تا ۲۸) با توجه به اونچه ذکر شد به نظر می رسد که عامل اصلی همان مسأله توجیه رفتار و اعمال هست.

شخص می کوشد تا با توجیه رفتار خویش و زشت نشان دادن رفتار دیگری خود را تبرئه نماید.

از این رو مکر، هم می تواند زنانه باشد و هم غیرزنانه و هم دروغگویان از این شیوه برای دست یابی به اهداف خاصی بهره می برند.


با اون که دروغ در میان همه ملت ها و ادیان امری ناپسند و زشت شمرده می شود (غافر آیه ۲۸) ولی همگان بدان تمسک می جویند و برخلاف باورها و اعتقادات خویش دروغگویی را گاه به صورت پیشه و گاه به صورت موردی انجام می دهند.


برخی از افراد بیش از دیگران به دروغ تمایل و گرایش دارند.

این افراد کسانی هستند که از نظر شخصیتی، خود را با گناه آلوده کرده اند ولی از اون جایی که نمی توانند به آسانی و در همه جا رفتارهای نابهنجار و غیرقانونی خود را اجرا کنند به دروغ گرایش می یابند تا در پناه دروغ، اعمال و رفتار خویش را توجیه و پسندیده جلوه دهند.


● آثار دروغ و دروغگویی
برخی بر این باورند که عامل فزاینده نابهنجاری ها و گناهان در شخص و جامعه، دروغ و دروغگویی هست.

هر چند که هنجارشکنی و گناه، ریشه در علل و شرایط دیگری دارد ولی افزایش گرایش فرد به گناه را می بایست در دروغگویی انسان دانست.


اگر شخص به جهت کسب منافع و یا مصالح، قانون را زیر پا می گذارد و با عبور از قانون و هنجارهای پسندیده اجتماعی می کوشد تا اون منافع دست یابد این عامل دروغ هست که این مساله را سامان می دهد و با تغییر وجوه ناپسند و زشت اون، مساله را در ظاهر پسندیده و هنجاری می نمایاند.

بنابراین باید فرمود دروغ در جامعه مهم ترین عامل افزایش نابهنجاری ها و حریم شکنی ها و قانون شکنی هاست.


● آثار دروغ و دروغگویی
هر نابهنجاری آثار و نتايجی در فرد و جامعه و در دنیا و آخرت به جا می گذارد.

از مهم ترین آثار دروغگویی در حوزه اجتماعی، سلب اعتماد عمومی هست.

افزایش دروغ در میان افراد جامعه، هرگونه قضاوت و داوری درستی را سلب می کند و اشخاص در تعامل با یک دیگر نمی توانند به فرمودارهای یک دیگر در هیچ حوزه ای اعتماد نمايند.


از آثار دیگری که قراون برای دروغ بر می شمارد آثاری هست که به حوزه شخصی باز می گردد.

قراون بیان می کند که نخستین کسی که از دروغ زیان می بیند خود دروغگوست.

(غافر آیه ۲۸) قراون از امت می خواهد که از دروغ پرهیز نمايند؛ زیرا دروغگویی امری زیان آور برای انسان هست (همان) افزون بر این موجب می شود تا در زمره ستمگران برنامه گیرد (آل عمران آیه ۹۴ و انعام آیه ۲۱ و ۹۳ و ۱۴۴) و در دنیا از رستگاری محروم گردد (یونس آیه ۶۹ و نحل آیه ۱۱۶) و از هدایت الهی نصیب و بهره ای نبرد.

(زمر آیه ۳ و نیز غافر آیه ۲۸) و در آخرت نیز روسیاه برانگیخته شود.

(زمر آیه ۶۰)
● دروغ عامل بدعتها
قراون فرموده های بی پايه و دروغ را عامل اصلی بدعت ها در دین برمی شمارد.

(نحل آیه ۱۱۶) و دروغگویی را عامل مهمی در افزایش بیمار دلی افراد بیان می کند.

(بقره آیه ۸ و ۱۰) و این گونه هست که از دریافت آیات الهی و حقایق باطنی محروم می شود.

(جاثیه آیه ۷ و ۸) و در نهایت با پیشه گرفتن دروغگویی در دنیا به جرگه منافقان وارد می شود و به مصیبت نفاق گرفتار می آید.

(توبه آیه ۷۷).


● دروغگو، انسان نامتعادل
به نظر می رسد که دروغ به عنوان نابهنجاری فرموداری، هم به صورت موردی و هم به صورت تداوم عامل مهمی در خروج انسان از تعادل شخصیتی هست.

انسان متعادل برای این که دچار بیماری نفاق و فقدان سلامت شخصیتی نشود می بایست از دروغ موردی نیز پرهیز کند.


26:

چرا بعضی ها دروغ میگن؟

27:

جون به دروغ عادت كردن

28:

امروز یا باید دروغ بگی و با شیطان باش و کارت حل بشه و یا راست بگی و با خدا باشی تا بازم کارت حل بشه! این هم بستگی به ایمانت داره.


29:

اشتباهه دوست عزیز
شایددروغ مشکل رو حل کنه ولی برای لحظه ای

30:

دروغ فرمودن تو زات ما ایرانیاس
مثلا ببینین ما چهل سوتون داریم
در حالی که اینتور نیس.

همش 20تا ستون داره.
و...................


31:

اونی که دروغ میگه به یکی از دو علت زیره
اول کمبود داره
دوم اینکه میخواد توجیه کنه

32:

بستگی به نوع دروغی که داره
شاید یکی خیلی سریش بشه طرف ی دروغی میگه خودشو خلاص کنه
ولی خب بعضیا مثل آب خوردن دروغ میگن
خب به مزاجشون ساخته
دیگه ولکن معامله نیستن

33:

دروغ می گن چون از افشای حقیقت می ترسن

34:

اما ای کاش بعضی چیزها دروغ بود واقعیت نداشت

35:

چون خیلی از این افراد خودشونو نمیشناسن.نمیدونن چی میخوان و میخوان چی کار کنن.دروغ میگن و میگن و بعدم توش میمونن البته خیلی ها هم توش نمیمونن و خیلی ریلکس
براشون همه چی آرومه حالا بماند که طرف مقابلشون چی.
این دنیا همینطوره.منم گاهی دروغ میگم.همه میگن....هر کسی دلایل مثلا منطقی خودشو برای دروغ فرمودن داره یه جوری کارشو توجیح میکنه.
حداقل سعی کنیم دل کسیو نشکنیم....دلی که شکست....یه روزم مال خودمون میشکنه...


36:

حداقل سعی کنیم دل کسیو نشکنیم....دلی که شکست....یه روزم مال خودمون میشکنه...[/quote]
این جمله خیلی زیباست
حتما همینطوره

37:

یه تمثیل در این مورد، این میتونه باشه که تا خریدار نباشه، کاسبکار هم وجود نخواهد داشت.



بنابراین تا آدمهای ساده ای که براحتی دروغ رو باور مینمايند وجود نداشته باشند، دروغگوها هم کمتر خواهند بود.


38:

پايه ا دروخ فلسفه مربوط به خودشو داره نمیدونم چرا اینجوریه اما اینم راهیه برای فرار کردن از حقیقت که درست نیست بیشتر ادما وقتی دروغ میگن که براشون نفی به همراه داره.امیدواریم هممون از این افت به دور باشیم...........


39:

دروغ بطور کل حرامه و جزء گناهان کبیره هم هست و مصلحتی و غیر مصلحتی و .خلاصه هیچ نوع انشعابی نداره ...............
تو یه تاپیک ب اسم دروغ که تو همین هم میهن هستش یه بنده خداهائی اومدن و فرمودن که برا نجات جون یه نفر میتونیم دروغ مصلحتی بگیم ولی من میگم نه حکایت ما میشه مثل اون بنده خدا کوهنوردی که از بالا کوه پرت میشه وسط راه بند کوله پشتیش به یه جائی گیر میکنه و معلق بین زمین و آسمون میمونه چون شب بوده هیچ چیزی از موقعیتش رو نمیتونسته درک کنه اونجاستکه به خدا رو میکنه و میگه نجاتم بده خدا هم میگه آیا حرف من رو قبول داری میگه آره میگه پس بند رو ببر میگه خدا جون اگه من این بند رو ببرم که فاتحه مع اخلاص و .....میگه تو ببر و به من اطمینان داشته باش طرف قبول نمیکنه و روز بعد امت یه جسد یخ زده رو پیدا میکنن که فقط یه متر با زمین فاصله داشته ...حرفم اینه که اگه ما به خدا اطمینان داریم و اعتقاد قلبی باید همه جا راست بگیم و بقیش رو به خدا بسپریم عمر همه ی ما دست خداست
ضمن این که کلا شخصا نه به لحاظ مذهبی (گناه کبیره بودن دروغ ) بلکه به خاطر خود آدمیت و انسانیت با دروغ مخالفم

40:

بنظر من ما باید شناخت ودرک درستی از ریشه دروغ بدست بیاوریم انگاه میتوانیم و یا محق میشویم که قضاوت کنیم در چه مواردی خوب میتواند باشد یا بد و اینکه مجاز هست یا نه .

بنابر این سئوالی که میشود طرح کرد این هست که اصولا دروغ چیست و پایه و ریشه این عمل از کجا آغاز میشود ؟ .

اکر ما ریشه ها را شناسائی کنیم باقی قضایا و یا مسائل دیگر خود به خود حل شده میگردن .


41:

اغلب كساني مرتكب اين تناقضات ميشن كه دچار تضاد شخصيتي باشند

42:

دروغ حس غريبيست كه بعضا چنين به نظر مي آيد كه اشخاص اونرا از طريق
امواج به مخاطبينشان القامي كنند و متاسفانه اغلب چنين هستنباط مي شود
كه دروغ را بايد كشف كرد!در حاليكه در حالت ابتدايي قسمت اعظمي از دروغ
به واسطه حس گرهاي ما دريافت ميشوند! و عجيب تر اينكه ما اغلب براي شنيدن
همين دروغها سر از پا هم نمي شناسيم!
اين يك حقيقتي هست كه شنونده جسارت دروغ پردازيهاي بزرگتر را به گايشاننده
منتقل مي كند.اگر شنونده براي شنيدن دروغ سر از پا نشناسددر واقع اين يعني
همان مهيا كردن بستر مناسب براي دروغ پردازي هاي بعدتر و شايد بزرگتر!
جالب هست كه در اكثر مواقع ما دروغهايي را مي شنايشانم كه ضمير ناخودآگاهمان
هرگز به اونها مهر تاييد نمي زنند ولي چون به شكل اتوماتيك به اونها وابستگي
پيدا كرده ايم در نتيجه تمام تلاشمان را براي سوق دادن خودمان به مسيري كه
اين دروغها را صاحب شود به كار مي گيريم تا بلكه يك احساس رضايت كاذبي
حاصل كنيم !
دروغگوها معمولا از ثبات شخصيتي پايداري برخوردا نيستند و مي توانند
هر لحظه به رنگ و لعاب جديدي تبديل شوند در نتيجه مسير دروغ هاي افراد
دروغگو را، شنونده ها و مخاطبينشان تعيين مي كنند هر چه اونها هيجان
بيشتري نشان دهند شخص درغگو طماع تر و پر جسارت تر خواهد شد اونقدر
كه شايد خودش هم درون دروغ هاي ساخته و پرداخته ذهنش تجزيه شود!
چه خوب هست كه هر سخني را از هر كسي باور نكنيم خوش بيني و بدبيني
غير متعارف در هر حالتي مزموم هست .

خوش بيني بيش از حد شخص را گرفتار
ساده لوحي و بدبيني بيش از اندازه اشخاص را در حالت ركود و بي انگيزه گي
نگه مي دارد.
در نتيجه بهتر هست وقتي سخني را مي شنايشانم اون را با هستدلالهاي منطقي
پذيرا باشيم نه با هيجانات القا شده كه صرفا براي يافتن گوش مفت به سايشانمان
نشانه مي روند!فراموش نكنيم كه دروغگوها اين گوشهاي مفت را بدون پذيرايي
رها نخواهند كرد!
به گوشهايمان ياد دهيم كه هر سخني شايستگي شنيدن را ندارد.

اين اولين
قدم در مسدود كردن حس دروغگايشاني كساني هست كه شايد به دروغگايشاني اعتياد
پيدا كرده اند!
علاوه بر تمام اينها ، دروغگوها هم مي توانند از انگيزه هاي متفاوت ومتنوعي براي
فرمودن دروغهايشان برخوردار باشند كه در جاي خود مي توان در مورد اين انگيزه ها
به شكل مفصل به بحث نشست!

43:

شاید کمی درکش مشکل باشه ....



اما مزه گس برخی دروغها رایج شده ...

شاید اگر کمی به دور و برمون توی همین هم میهن بگردیم ...

شاید مزشو حس کنیم !


برخی کاربران به دلائل متناوب با جنسیت جعلی خود را معرف حضور هم جنسان خود کرده اند و از بد روزگار کار و کاسبیشان هم گرفته و اتفاقا مدیریت را هم تحت و شعاع برنامه داده ...



مهم نیست که چی داره می نویسه و نمیخواهم منبع نوشته هایشان را که اصالتا از جنس مخالف بوده را عنوان کنم ...

مهم این هست که چه هدفی از این عمل دارد ...

اگر روشنگریست که روشی بسیار پسندیده و زیرکانه هست ولی نوین نیست و من موافقم ولی اگر برنامه باشد به شعور هم پستهای خود توهین کند و از پشت مونیتور به ریش ما بخندد و به بغل دستیش که این موارد را میبیند بگوید ببین این تالار و بچه هاشو چه جوری سر کار گذاشتم ....

باید ازطرف خودم فراخوان کنم متاسفانه یا بهتر بگویم خوشبختانه گروه زیادی از دوستان به این امر واقفند و با اینکه دست ایشان رو شده برای احترام به خوانندگانی که موضوع نظرشان راجلب کرده از انحراف در موضوع صرف نظر کرده اند ...

حد اقل اینجانب فراخوان میکنم که در این بازی مورد تمسخر برنامه نخواهم گرفت و دوستانی که با اینجانب موافقند جهت تایید عرائض بنده این پست را تایید فرمایند ....

البته خود نویسنده محترم هم میتواند در این تائیدیه شرکت نماید


فرمودارتان چون کردارتان نکو و همواره پندارتان سر شار از اندیشه ایزدی و خردمنشی باد

44:

درود
واقعا به شايستگي به اصل مبحث پرداختيد.

موضوعي كه به شكل خيلي كودكانه اي
باب شده و به اون بال و پر داده مي شود !
ولي ملالي نيست مي گايشانند :ممكن هست شخصي را براي يكبار گول زد ولي هرگز ممكن
نيست شخصي را براي تمام عمر گول زد!
قطعا اهدافي هست كه از راه مستقيم احقاق شدني نبوده اند و لازم بوده كه چنين
لقمه هايي دور سر پيچانده شوند!ولي بالاخره كه دير يا زود به دهان خواهند رسيد
سپاس از پست به جا و تامل بر انگيزتان

45:

همیشه و هرجا فرموده‌ام، جماعتی ندیده‌ام که این اندازه از بدی دروغ و دروغ‌گویی بگوید، اما این همه دروغ‌گویی در بین‌شان رواج داشته باشد.

دروغ‌گویی و تزویر و ساخت و پاختِ هویت‌های جعلی برای پی‌جویی اهداف شوم از امور روز‌مره‌ی جامعه‌ی پنهان‌کار کنونی ما هست که این انجمن هم تهی از اون نیست.

از این‌که سخنان آگاهانه و متعمقانه‌ی برخی از دوستان حاضر در این انجمن را می‌‌نگرم، اندکی آرام می‌گیرم و حضورم را در این جمع بی‌فایده‌ نمی‌انگارم.

از این‌رو، ترجیح بر این دارم که در فرمودگوها کمتر شرکت کنم و بیش از پیش خواننده باشم و از خلال فرمودگوها چیزکی یاد بگیرم.

برای شما آرزوی پیروزی دارم

46:

درود!Mohammad! گرامي
متاسفانه افكار ساده لوح به سادگي بازيچه اين دست طرز فكرهاي نابخردانه شده
و از اون ساده تر هم در عمق اين بازيها غوطه ور مي شوند .و جالبتر اينكه به شكل كاملا
تعصبي هم با موضوع برخورد مي كنند!
اينكه اغلب به عمق فاجعه اي كه درونش احاطه شده اند پي نمي برند، يكي از
دردهاي بزرگ جامعه ماست بايد انگشت اتهام اين گلايه هارا در وهله اول به
سمت و سايشان خودمان نشانه برايشانم كه از كجا به كجا رسيديم!
هميشه امتان نابخرد از عرش بر فرش نزول مي كنند و امتان خردمند همواره
از فرش تا به عرش اوج مي گيرند.

همين هست كه رفته رفته روزگارمان بدتر از قبل
هم مي شود.چون در حال حاضر به شكل غريبي شايستگي خيلي چيزها را از
دست داده ايم!
اتفاقا امروز درون يك جمعي بحث از پيشرفت و ترقي ملتها بود كساني كه تقريبا
سن سالي از اونها گذشته بود ياد سالهاي خيلي گذشته را زنده مي كردند كه
در اون سالها تركيه در چه جايگاهي برنامه داشت و ايران در كجاها بود و الان تركيه
كجاست و ايران كجاي دنيا برنامه دارد!
وقتي خوب فكر مي كنم مي بينم اولين فيلتر موفقيت جوامع بستر فكري امتانش
هست .

قصد ندارم به بيراهه بروم ولي امتاني كه تاريخشان را انكار مي كنند
اديبانشان را خيال پرداز و عياش معرفي مي نمايند دروغهاي شاخ دار درون تاريخ
مملكتشان تزريق مي كنند و تحريفات اونچناني روانه آثار فلان دانشمندشان
مي كنند انتظار داريم درون يك چنين محيط مجازي كه در قياس با تمام اينها حتي
قطره اي از دريا هم محسوب نمي شود اتفاق شگرفي حادث كنند!؟
نه گرامي اين امت به اين قسمت كوچك اند كوچك دنياي سراسر دروغ و
دغلشان هم كه مي رسند باز همان دروغگوهايي هستند كه بايد همچنان
به كار خودشان و رسالت عظيم دروغگايشاني شان جامعه عمل بپوشانند.
شنيديد ميگن : رطب خورده منع رطب كي كند؟
ولي من امروز ديدم اين جماعت در نهايت وقاحت رطب مي خورند و منع رطب
هم مي كنند!
حالا يك شخصي پيدا شده كه درون اين محيط مجازي هم به ريش من و
شما بخندد! خوب بخندد به جايي بر نمي خورد همه چيز اين جماعت را
دروغ به تاراج برد اين هم روش!
اگر امروز تركيه و امثال تركيه به ريش ما مي خندند به جايش فردا و پس فردا
همين افغانيهاي چشم بادامي هم به ريش همه ما خواهند خنديد حتي به
ريش همين دغل بازهاي هم ميهني!
محمد باشيد تا از حضور دوستان خردمندمون بي بهره نمانيم .
ملموس تر باشيد

47:

هم‌چنین به شما
درود و عرض ادب

نمی‌خواهم از همه‌چیز بگویم، تا هیچ نفرموده باشم.

سخن فرمودن از همه‌چیز بار سنگینی را بر دوش آدمی می‌فشارد که تحمل‌اش را من یکی ندارم.

از این‌رو، هیچ‌گاه نخواسته‌ام هم‌چو یک جامعه‌شناس به آسیب‌شناسی اجتماع ایرانی دست یازم، ازیراکه عامل مهمِ «توان» یا «صلاحیت»، همواره مانع از چنین اقدام نابخردانه‌ای بوده هست.

در بیش‌تر بحث‌ها و فرمودگوها نیز تلاش دارم که در مقام و جایگاهی سخن‌گو باشم که نخست سخنی برای ارائه داشته، و سپس نسبت به موضوع‌ ارائه شده قوه‌ی «فهم» و «درک» را به همراه اون یدک کشیده باشم.

در این مقال هم به دور از هرگونه گَزاف‌گویی در راستای تکمیل سخنان شما به نکته‌ای اشاره می‌کنم که به عنوان مرکزِ ثقلِ حضور و وجود کاربران، از اهمیت به سزایی برخوردار هست.

مرکزِ ثقلی که به حضور کاربرانِ مجازی در چنین شبکه‌ای معنا می‌بخشد، «فرمود و گو»یی هست که تداوم اون را تضمین‌ کند.

اشخاص و افرادی که در این‌ گونه از مکان‌ها حضور می‌یابند، در نخستین معنا، تحت کنش‌گران اجتماعی برای تبادل اندیشه با هدف حاصل شدن یک ساز و کار اجتماعی (در هر زمینه)، به ساده‌ترین خواسته‌ی خود جواب می‌دهند.

اصلاً نامِ «انجمن» و یا «تالارهای بحث و فرمود و گو» خود خط‌دهنده هست و چنین اقتضایی را ایجاب می‌کند.

در فرمود و گو ما بیش از هرچیز مشاهده‌نماينده‌ی گونه‌ای «مبادله‌ی شناختی» هستیم که لوازم بنیادین اون زبان فرموداری-شنیداری هست.

این ساده‌ترین خواسته چگونه تحقق خواهد یافت؟ آیا کاربران محترم این انجمن با هر علاقه و سلیقه و سطح دانش چنین خواسته‌ای را برآورده کرده‌اند؟ برای تحقق اهداف فرمود و گو شرایطی نیاز هست.

به سخنی دیگر، زمینه‌ها و مقدماتی وجود دارد که وجود اون‌ها برای آغاز هر فرمود و گویی ضروری هست.

برای اون‌که فرمود و گو صورت پذیرد، تداوم یابد و مثمر و نتیجه‌بخش باشد، باید اصل‌هایی وجود داشته باشد.

این‌که، دو سوی فرمود و گو–چه فردی چه جمعی–از اراده و درک کافی برای فرمود و گو برخوردار باشند و اون را دست کم تا اندازه‌ای درونی کرده باشند.

به عبارتی، در واقع این دو سو می‌بایستی هم تمایل بدان داشته باشند که فرمود و گو نمايند و هم بتوانند این کار را انجام بدهند.

از سوی دیگر، برای اون‌که یک کنش‌گرِ فردی یا گروهی واردِ فرمودگو شود باید سوی «مقابل»ی هم داشته باشد که او نیز دارای اراده‌ای برای «شنیدن» باشد.

در موجودیت ِ ما به مثابه انسان‌های ِ بیولوژیک-فرهنگی، نیاز به فرمودگو به مثابه ِ نیازی حیاتی و اجتماعی همواره وجود داشته و خواهد داشت.

ما انسان‌ها می‌توانیم طبق اصل یاد شده ضمن پاسخ‌گویی به این نیاز ذاتی-بشری، در نهایت به افزایش هماهنگی و هم‌سازی ِ اجتماعی و کاهش ِ تضادها و تعارض‌ها کمک شایانی بکنیم.

بنابراین، انسان دارای حق «انتخاب»ی هست که بتواند فرمود و گویی سودمند را سامان‌دهی کند.

فرمود و گویی که اهداف ذکر شده را تأمین کند.

ما می‌توانیم–خودخواسته یا ناخواسته–در زمینی گِل و شُل بازی کنیم یا در زمینی تر و تمیز و چمنی.

انتخاب با ماست.

می‌توان در گِل و لای فرو رفت تا بالاخره از پا بی‌افتیم (اون‌ هم بی‌نتیجه)، هم می‌توان در صافی و سادگی تازید و نتیجه‌بخش بود.

این نکات عرض شد که صراحتاً بگویم در فضای مسموم نفس کشیدن غدغن هست.

شوربختانه فضای فرمود و گو در این‌جا به خصوص بخش تاریخ-فرهنگ به شدت مشوش هست و فرمود و گو در چنین حالتی جز شوریدگی و آشفتگی چیز دیگری به ارمغان نخواهد آورد.

اشخاصی با هویت‌های نامعلوم و مدام در حال تغییر رنگ و رخسار، پنهان‌کارانه اهدافی را پی‌جویی می‌نمايند و برای رسیدن بدان پشت لواهای سیاسی-دینی در کارزار خودساخته‌ مدام به دیگران با هویت‌های واقعی‌، اتهام وارد می‌نمايند، بدون اون‌که کوچک‌ترین مسؤلیتی را بر عهده داشته باشند.

فضای دروغ، فضای مناسبی برای فرمود و گو نیست.

ببخشید که درازگویی شد.




از ایزد یکتا خواستار سربلندی ایرانی و ایرانیان را دارم.

ایران و ایرانیانی که همواره خار چشم دشمنان این مرز و بوم بوده‌اند.


48:

به این باور رسیدم که انسانی که دروغ میگه میخواد ضعف خودش رو پنهان کنه! این ضعف میتونه ترس از سرزنش باشه،ترس از دست دادن اعتبار و یا حتی جلب توجه ! و چنین انسانی از نظر روحی انسان سالمی نیست!
اما برای اینکه بدونیم چرا بعضی ها دروغ میگویند باید اول به این سوال جواب بدیم که« چرا خیلی ها دروغ رو باور دارن و دوست دارند همیشه دروغ بشنوند؟» !

49:

خوب بهتره به جای بعضی ها اکثرا رو بگیم
وجود انسان بر پایه سعادت طلبی هستواره
این سعادت طلبی یعنی حرکت رو به جلو
که ممکنه قدرت طلبی زیاده خواهی و یک سری شرایط معنوی مثبت باشه
در حین این راه با توجه به هدف دار بودن انسان در زندگی برای رسیدن به مقصد از راههای گوناگونی پیش میرود
حتی به قیمت های مختلف
که یکی از این بی راهه ها همان دروغ هست.



76 out of 100 based on 86 user ratings 586 reviews

@