اخباری از ایران!!


اخباری از ایران!!



اخباری از ایران!!
حراج تمدن ها
چوب حراج زدن به آثار ارزشمند تمدن ايراني كه در آمريكا به امانت مانده بود، آخرين حربه عليه ما محسوب مي شد. اما اين جا مي خواهيم ببينيم اين الواح چه هستند و چه چيزي را نشان مي دهند؟


اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
فروردين سال 1376 (مارس 1997) بمبي در رستوران آپروپو در تل آويو منفجر شد كه در آن 5 نفر كشته و 192 نفر زخمي شدند. مسؤوليت اين انفجار را حماس بر عهده گرفت، ولي مجروحان كه بيشترشان آمريكايي بودند، وقتي به كشورشان برگشتند، از ايران ادعاي غرامت كردند، چون ايران را حامي اصلي حماس مي دانستند.
دادگاه فدرال آمريكا هم بلافاصله ادعاي آن ها را قبول كرد و ايران را به پرداخت 423ميليون دلار محكوم نمود. برنامه شد اين پول از راه فروش اموال ايران در آمريكا مثل آثار باستاني ايران در دانشگاه شيكاگو تأمين شود. كار پيگيري ماجرا را هم به ديويد استركمن، وكيل آمريكايي دادند.
اين ماجرا، تقريبا مسكوت بود تا اين كه استركمن، كار خودش را كرد. او توانست مخ هيأت منصفه دادگاه ايلينوي را بزند و دستور توقيف تمامي آثار تاريخي ايران در اكثر مراكز فرهنگي ـ پژوهشي آمريكا مثل دانشگاه هاي هاروارد، ميشيگان، شيكاگو، انستيتو هنر ديترويت، موزه هنرهاي زيباي بوستون و موزه فيلد شيكاگو را بگيرد. يازدهم تير، مهم ترين خبري كه در كنار خبرهاي جام جهاني، جلوي چشم ايراني ها رژه رفت، حكم دادگاهي در آمريكا مبني بر مصادرة الواح باستاني ايران در دانشگاه شيكاگو بود. مهم ترينِ آثار تاريخي ما در آمريكا هم همين مجموعة لوح هاي گلي است كه ارزش اولية آن ، بيش از 70 ميليون دلار اعلام شده است.
اين دستور، در حالي است كه اين لوح ها در بخش شرق شناسي دانشگاه شيكاگو امانت هستند. (البته 72 سال از تاريخ اين امانت مي گذرد.) آخرين بار هم سيصد لوح از مجموعه، در سال 1383 به ايران برگشت. طبق تمامي قوانين قضايي دنيا، اشياي امانتي قابل توقيف و فروش نيستند، چه برسد به آثار باستاني كه جزو ميراث جهاني محسوب مي شوند و نمي توان به آن ها به چشم اموال تجاري و قابل خريد و فروش نگاه كرد. اگر اين طور باشد، بايد از فردا در موزه هاي آمريكا و انگليس، چوب حراج به اشياي تاريخي ايتاليا بزنند، چون موسوليني از نازي ها در جنگ جهاني دوم حمايت كرده است. به اين ترتيب، سنگ روي سنگ بند نمي شود!
فقط اميدواريم بقية اين لوح ها اگر به ايران برگشتند، در جاي درست و حسابي نگه داشته شوند. اين ثابت نگه داشتن رطوبت و دما لابد خيلي مهم است كه در همة موزه ها رعايت مي شود و اين قدر هم تأكيد روي آن هست. و الا اگر برنامه باشد مثل اين سيصد تا در جعبة كارتني در زيرزمين هاي نمور و تاريك موزه هاي خودمان نيست و نابود شوند، بهتر است آن ها را ببريم همان تخت جمشيد، سر جايشان خاك كنيم تا بلكه آيندگان يك كاري برايشان بكنند



کدام کشور ركورد شكن پذيرش گردشگر است؟

1:

رايشانشان چه نوشته اند؟

اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!


اخباری از ایران!!
حدود 30 هزار لوح، در مدت 10 سال در تخت جمشيد كشف شد كه هر كدامشان تقريبا به اندازة يك كارت اعتباري 40 سانتي متر مربعي بودند (5*۸ سانتي متر).


افغانستان، سرزمین امید قسمت اول
اين لوح ها به دوران داريوش اول هخامنشي (500 تا 400 سال قبل از ميلاد مسيح) تعلق دارند و براي نوشتن اون ها از خط ميخي عيلامي هستفاده شده هست.


افغانستان، سرزمین امید قسمت دوم
به طور كلي، اين الواح به 2 دستة عمومي و سلطنتي تقسيم مي شوند.


هشدار به گردشگران زن؛ به این کشورها نروید!
بخش عمومي كه تعداد زيادي از لوح ها را شامل مي شود، به موضوعاتي مثل داد و ستدهاي تجاري، جيرة روزانة كارگران، مليت هر كارگر و مشخصات او و همين طور محل زندگي اش مي پردازد.


شبی که افغانستان نخوابید+عکس
اين الواح به طور واضح نشان مي دهند كه ساخت و ساز در تخت جمشيد، بر پايه نظام برده داري نبوده و هر كارگر به ازاي كارش مزد مي گرفته هست.


به نظر شما کدام قشر از مردم محبوب ترند؟
درست برعكس اهرام ثلاثة مصر.
بر رايشان الواح سلطنتي به غير از متن رسمي و اداري، مهر و نقوش سلطنتي وجود دارد و رايشان برخي از اون ها صحنه هاي شكار و تصاايشانر بعضي اسطوره ها حك شده هست.
ماجراي پيدا شدن لوح ها و كلنگ زني خارجي ها در تخت جمشيد، از سال 1302 (1923 ميلادي) شروع شد؛ سال هايي كه رضاخان داشت پروندة قاجار را مي بست.


آخرین سفری که رفتین کجا بود و ...
در عرض 11سال، بيش از 30 هزار لوح گلي پيدا شد.


روز و روزگار زنان افغانستان+عکس
بيشترشان هم در محوطة شرق تخت جمشيد برنامه داشتند و توسط گروه ارنست هرتسفلد آمريكايي آلماني الاصل پيدا شدند.

2:

چطور پيدا شدند؟

اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
قبل از اين كه جنگ جهاني دوم شروع شود، آلماني ها، انگليسي ها و آمريكايي ها راه افتاده بودند در خاورميانه و شمال آفريقا و هر جايي را كه امكان داشت چند تا عتيقه زير خاك باشد، چمبره مي زدند و كارتن كارتن ظرف و كوزة گلي را با كشتي مي فرستادند كشورهايشان.

اگر هم پا مي داد، جلايشان همديگر درمي آمدند و كارتن ها را از هم مي دزديدند؛ يك چيزي تو مايه هاي فيلم اينديانا جونز .

(البته نه به اون خالي بندي كه يك نفر هستاد انگليسي بتواند پدر تمام آلمان هاي نازي را دربياورد.)
در سرزمين هايي كه اين سرقت هاي هنري از آ ن جا انجام مي شد، اصولا دولتي سر كار نبود و دربست مستعمره بود.

يا اگر هم بود، خيلي راحت سبيلشان چرب مي شد.

چون واقعا يك مشت كوزة شكسته و آت و آشغال قديمي به چه درد مي خورد؟ اين جور چيزها، اون موقع همه جا پيدا مي شد و هنوز اين قدر فرهنگي و حياتي نشده بود كه همه، سر يك تكه كوزة قديمي، داد و فرياد راه بيندازند.



چه چيزهايي رايشان كتيبه هاست؟

اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
هخامنشيان، كتيبه هاي زيادي دارند.

اين كتيبه ها با خط ميخي حك شده اند.

در كنار بعضي از اون ها، ترجمه شان به عيلامي و بابلي هم حك شده تا همة اون هايي كه جزئي از امپراتوري ايران بوده اند، بتوانند اون ها را بخوانند.

ما چون فونت ميخي نداشتيم، ترجمة فارسي بخش هايي از چند تا از اين كتيبه هاي وقت داريوش را برايتان نقل مي كنيم:
كتيبه بيستون
تايشاني كه پس از اين، اين كتيبه را كه من حك كردم، يا نقش برجسته ها را خواهي ديد، اون ها را از ميان نبر.

تا وقتي كه توانا باشي، اون ها را بپاي.


كتيبه ساخت كاخ شوش
و زميني كه رو به پايين كنده شد و شفته اي كه زده شد، امت بابل اين كار را كردند.

چون سدر از كوهي به نام لبنان آورده شد.

امت آشور اون را آوردند تا بابل.

يونانيان اون را تا شوش آوردند.

چوب يكا از قندهار و كرمان آورده شد.

تراشكاراني كه سنگ را كار گذاشتند، از يونانيان و ليديايي ها بودند.

زرگراني كه زرگري كردند، از مادها و مصري ها بودند.

مرداني كه چوب كار كردند، از ليديايي ها و مصري ها بوده اند.

مرداني كه خشت زدند، از بابلي ها بوده اند.

مرداني كه ديوارها را تزئين كردند، از مادها و مصريان بوده اند.


كتيبه سوئز
فرمان دادم اين ترعه را بكنند از رودي به نام نيل كه در مصر روان هست به طرف دريايي كه از پارس مي آيد.

اون گاه، اين ترعه كنده شد؛ همان گونه كه من فرمان داده بودم.

و كشتي ها از مصر از طريق اين ترعه به سايشان پارس رفتند بنا به خواست من.


كتيبه نقش رستم
راستي، اين خواست من هست.

من دوست مرد دروغگو نيستم.

من تندخو نيستم.

اون چه در يك منازعه برايم رخ دهد، اون را با قوت پاس مي دارم و با قوت خود مهار مي كنم.


اون چه مردي دربارة مردي مي گايشاند، اون مرا قانع نمي كند.

تا اون كه گواهي دو تن را بشنوم.




3:

هخامنشيان چه كساني بودند؟

اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
هخامنشيان اولين سلسلة پادشاهي درست و حسابي در خاورميانه بودند كه حدود 210 سال عمر كردند (1170 ـ 960 قبل از هجرت).

كورش كه خودش آريايي و از قوم پارس بود، در فارس، شاه شد و زد دمار حكومت ماد (يكي ديگر از اقوام آريايي) را درآورد و هر چه حكومت و كشور بين مديترانه تا چين بود را به ايران سنجاق كرد.

سپس كورش، داريوش هم چهرة معروفي در ميان هخامنشيان هست.

ساخت تخت جمشيد در ابعاد 300 در 450 متر در نزديك شيراز به دستور او آغاز شد.

اولين سكه هاي تاريخ ايران به نام دريك در اين وقت ضرب شد.

كانالي 200 كيلومتري بين درياي سرخ و رود نيل و درياي مديترانه كنده شد تا دو درياي مديترانه و سرخ، به هم وصل شوند.

(دو هزار سال بعد، كانال سوئز هم به همين منظور ساخته شد.) قديمي ترين و معروف ترين جادة تاريخ ايران از جنوب هستانبول تا شوش ساخته شد.

طول اين جاده 2500 كيلومتر بود كه هر 22 كيلومتر، يك هستراحتگاه ساخته شده بود.

(متوسط راهي كه هر نفر پياده مي تواند در روز برود، همين 22 كيلومتر هست.) نامه برها يا همان چاپارها اين مسير را 15 روزه طي مي كردند.

بناهايي كه از اين سلسله باقي مانده، تخت جمشيد، نقش رستم، پاسارگاد و بيستون هست كه اين آخري، همين چند روز پيش توسط يونسكو به عنوان اثر جهاني فراخوان شد.



چه كسي پيدايشان كرد؟

اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!


اخباری از ایران!!
ارنست هرتسفلد (Ernest Herzfeld)، مرداد 1258، 23 جولاي 1879 در آلمان به دنيا آمد.

او به غير از ژيمناستيك، به معماري و تاريخ هم علاقه داشت.

بنابراين، سر از رشتة معماري دانشگاه صنعتي برلين درآورد.

بعد سراغ تاريخ خاورميانه رفت و هموقت به زبان هاي عربي، فارسي، يوناني، لاتين و چند زبان مردة دنيا مسلط شد و مبحث تاريخ آشوري ها را در درس تاريخ هنر درس داد.

در 28 سالگي مدرك ph.D خود را در زمينة پاسارگاد گرفت.

هموقت سفرهاي خاورميانة خود به عراق و ايران را هم انجام داد و در محوطه هاي باستاني تيسفون، سامرا، بغداد، پاسارگاد و تخت جمشيد پلكيد.
حاصل تحقيقات چهارسالة او، مجموعه اي چهارجلدي شد به نام تمدن بين النهرين .

ارنست هرتسفلد كه حالا لقب اولين پروفسور و هستاد باستان شناس خاورميانه در جهان را به دوش مي كشد، طي سال هاي جنگ جهاني اول، همچنان در عراق و ايران و مصر بود و چون دستش به كم نمي رفت، دو جلد هم دربارة خاستگاه ساسانيان نوشت.

او انجمن دوستي ايران و آلمان را درست كرد و اولين طرح و نقشه هاي دقيق را از محوطة تخت جمشيد كشيد.



4:

چه جور رفتند و برگشتند؟اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
اخباری از ایران!!
ارنست هرتسفلد اون موقع عضو مؤسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو بود.

بنابراين، خانة دوم اين لوح ها معلوم هست كجاست.

گروه او به بهانة بررسي رايشان لوح ها، اون ها را از ايران خارج كردند.
اين كار با اطلاع رضاشاه و با چرب شدن سبيل ذكاءالملك فروغي (نخست وزير وقت) و پسرش محسن فروغي، انجام شد و انتقال اون از طريق دكتر فيليس آكرمن، پروفسور پوپ و همسرش صورت گرفت.
در سال 1326 (1948 ميلادي) مؤسسه براي اين كه حسن نيت خودش را به شاه جديد (محمدرضا پهلايشان) نشان بدهد و از طرفي سر و صداي احتمالي امت و روزنامه هاي اون موقع ايران را كه سپس خفقان رضاخاني به جنبش افتاده بودند بخواباند، 179 لوح را با كلي سر و صدا به ايران پس داد.

سه سال بعد هم چند كيلو گِل خرد شده فرستاد و فراخوان كرد كه اين هم بقيه اش؛ ببخشيد يك خرده، خرد شده اند!
۵۳ سال گذشت.

انقلاب در ايران باعث شد روابط شهرستان تهران ـ واشنگتن كاملا قطع شود.

تا اين كه 15 ارديبهشت 1383، مؤسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو براي نشان دادن حسن نيت ، يكهو سيصد لوح ديگر را برگرداند.

ولي هموقتي اين بازگشت با چاپ كتاب غارت بزرگ آثار باستاني ايران توسط آمريكا كه بر پايه اسناد رسمي دولت آمريكا و به خصوص سفارت اين كشور در شهرستان تهران توسط محمدقلي مجد جمع آوري و تهيه شده بود، اين ظن را تقايشانت كرد كه مسؤولان آمريكايي از ترس اين كه اين كتاب در ايران خوانده شود، اين حسن نيت را نشان داده اند.

غافل از اين كه هيچ كس در ايران خبري از اين كتاب نداشت، چه برسد به اين كه اون را بخواند!



5:

خیلی جالبه .

مطالب خوب و مفید .

موفق باشی حمید جان .


ارادتمند شما *boy red*

6:

مهندسي معكوس چيست؟
مقدمه:
اگر سابقه ي صنعت و چگونگي رشد اون در كشورهاي جنوب شرقي آسيا را مورد مطالعه برنامه دهيم به اين مطلب خواهيم رسيد كه در كمتر مواردي اين كشورها داراي ابداعات فن آوري بوده اند و تقريبا در تمامي موارد، كشورهاي غربي (‌آمريكا و اروپا‍( پيشرو بوده اند.

پس چه عاملي باعث اين رشد شفرمود آور و فني در كشورهاي خاور دور گرديده هست؟
در اين نوشتار به يكي از راهكارهاي اين كشورها در رسيدن به اين سطح از دانش فني مي پردازيم.
در صورتي كه به طور خاص كشور ژاپن را زير نظر بگيريم، خواهيم ديد كه تقريبا تمامي امت دنيا از نظر كيفيت، محصولات اونها را تحسين مي كنند ولي به اونها ايراد مي گيرند كه ژاپني ها از طريق كپي برداري از رايشان محصولات ديگران به اين موفقيت دست يافته اند.
اين سخن اگر هم كه درست باشد و در صورتي كه كپي برداري راهي مطمئن براي رسيدن به هدف باشد چه مانعي دارد كه اين كار انجام شود.اين مورد، به خصوص درباره ي كشورهاي در حال توسعه ايشانا جهان سوم به شكاف عميق فن آوري بين اين كشورها و كشورهاي پيشرفته ي دنيا، امري حياتي به شمار مي رود و اين كشورها بايد همان شيوه را پيش بگيرند(البته در قالب مقتضيات وقت و مكان و ساير محدوديت ها) به عنوان يك نمونه، قسمتي از تاريخچه ي صنعت خودرو و آغاز توليد اون در ژاپن را مورد بررسي برنامه مي دهيم:
توليد انبوه خودرو در ژاپن قبل از جنگ جهاني دوم ودر سال ۱۹۲۰ بوسيله ي كارخانه هاي “ايشي كاواجيما” آغاز شد كه مدل ژاپني فورد آمريكايي را كپي كرده و به شكل توليد انبوه به بازار عرضه نمود.

همينطور شورلت ژاپني AE جزو اولين خودرو هاي كپي شده آمريكايي توسط ژاپني ها بود كه به تعداد زياد توليد مي شد.

سپس با تلاش هاي فراواني كه انجام شد(اونهم در واقعيات بحراني ژاپن در اون دوره) مهم ترين كارخانه ي خودرو سازي ژاپن يعني “تايشانوتا” درسال ۱۹۳۲ فعاليت خود را با ساخت خودرايشاني با موتور “كرايسلر” آغاز نمود ، در سال ۱۹۳۴، نوع ديگري از خودرو را با موتور”شورلت” ساخته و وارد بازار نموده و از سال ۱۹۳۶، اولين تلاش ها براي ساخت خودرايشان تمام ژاپني آغاز شد.

البته تا مدت ها ژاپني ها مشغول كپي برداري از اتومبيل هاي آمريكايي و اروپايي بودند.
اونها خودرايشان پاكارد و بيوك آمريكايي و رولزرايشانس، مرسدس بنز و فيات اروپايي را نيز توليد كردند كه همين توليدها زمينه ساز گسترش فعاليت خودروسازي ژاپن شد و سرانجام در دهه ي ۱۹۶۰ ميلادي پس از سعي و كوشش فراوان ، اولين اتومبيل تمام ژاپني كه ضمنا داراي هستاندارد جهاني بود، توليد و به بازار عرضه شد.
در تمامي مطاب فوق رد پاي يك شگرد خاص و بسيار مفيد به چشم مي خورد كه “مهندسي معكوس”(Reverse Engineering ) نام دارد .

مهندسي معكوس روشي آگاهانه براي دستيابي به فن آوري حاضر و محصولات موجوداست.

در اين روش، متخصصين رشته هاي مختلف علوم پايه و كاربردي از قبيل مكانيك، فيزيك و اپتيك، مكاترونيك، شيمي پليمر، متالورژي،الكترونيك و …جهت شناخت كامل نحوه ي عملكرد يك محصول كه الگايشان فن آوري مذكور مي باشد تشكيل گروه هاي تخصصي داده و توسط تجهيزات پيشرفته و دستگاه هاي دقيق آزمايشگاهي به همراه ساوقتدهي مناسب تشكيلات تحقيقاتي و توسعه هاي R&D “سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازي (Prototyping) و ساخت نيمه صنعتي (Pilot plant) در صورت لزوم ، توليد محصول فوق طبق هستاندارد فني محصول الگو انجام خواهد شد .

همان گونه كه اشاره شد هستفاده از روش مهندسي معكوس براي كشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده روش بسيار مناسبي جهت دسترسي به فن آوري ، رشد و توسعه ي اون مي باشد.

اين كشور ها كه در موارد بسياري از فن آوري ها در سطح پاييني برنامه دارند، در كنار روش ها و سياست هاي دريافت دانش فني، مهندسي معكوس را مناسب ترين روش دسترسي به فن آوري تشخيص داده و سعي مي كنند با هستفاده از روش مهندسي معكوس، اطلاعات و دانش فني محصولات موجود ، مكانيزم عمل كرد و هزاران اطلاعات مهم ديگر را بازيابي كرده و در كنار هستفاده ار روش هاي مهندسي مستقيم (Forward Engineering) و روش هاي ساخت قطعات ، تجهيزات ، تسترهاي مورد هستفاده در خط منتاژ و ساخت مانند قالب ها ،گيج و فيكسچر ها و دستگاههاي كنترل، نسبت به ايجاد كارخانه اي پيشرفته و مجهز جهت توليد محصولات فوق اقدام نمايند.

همينطور ممكن هست مهندسي معكوس، براي رفع معايب و افزايش قابليت هاي محصولات موجود نيز مورد هستفاده برنامه مي گيرد.

به عنوان مثال در كشور آمريكا ، مهندسي معكوس توسط شركت “جنرال موتور” بر رايشان محصولات كمپاني “فورد موتور” و نيز برعكس، براي حفظ وضعيت رقابتي و رفع نواقص محصولات به كار برده شده هست.
بسياري از مديران كمپاني هاي آمريكايي، هر روز قبل از مراجعت به كارخانه، بازديدي از جديدترين محصولات عرضه شده در فروشگاه ها ونمايشگاه هاي انجام شده انجام داده و جديدترين محصولات عرضه شده مربوط به محصولات كمپاني خود را خريداري نموده و به واحد تحقيق و توسعه (R&D) تحايشانل مي دهند تا نكات فني مربوط به طراحي وساخت محصولات مذكور و آخرين تحقيقات ، هر چه سريع تر در محصولات شركت فوق نيز مورد توجه برنامه گيرد.
جالب هست بدانيد كه مهندسي معكوس حتي توسط سازندگان اصلي نيز ممكن هست به كار گرفته شود .

زيرا به دلايل متعدد، نقشه هاي مهندسي اوليه با ابعاد واقعي قطعات (مخصوصا وقتي كه قطعات چندين سال پيش طراحي و ساخته و به دفعات مكرر اصلاح شده اند)مطابقت ندارد براي مثال جهت نشان دادن چنين نقشه هايي با ابعاد واقعي قطعات و كشف اصول طراحي و تلرانس گذاري قطعات، بخش ميكروسايشانچ شركت(Honywell) از مهندسي معكوس هستفاده نموده و با هستفاده از سيستم اندازه گيري CMM (Coordinate Measuring Machine) با دقت و سرعت زياد ابعاد را تعيين نموده و به نقشه هاي مهندسي ايجاد شده توسط سيستم CAD منتقل مي كنند.
متخصصين اين شركت فراخوان مي دارند كه روش مهندسي معكوس و هستفاده از لوازم مربوطه، به نحو موثري وقت لازم براي تعمير و بازسازي ابزارآلات ، قالب ها و فيكسچرهاي فرسوده را كم مي كند و لذا اظهار مي دارند كه “مهندسي معكوس وقت اصلاح را به نصف كاهش مي دهد.”
مهندسين معكوس، اضافه بر اينكه بايد محصول موجود را جهت كشف طراحي اون به دقت مورد مطالعه برنامه دهند، همينطور بايد مراحل سپس خط توليد يعني انبارداري و حمل و نقل را از كارخانه تا مشتري و نيز قابليت اعتماد را در مدت هستفاده ي مفيد مورد تجزيه و تحليل برنامه دهند.

چرا كه مثلا فرايند اونيلينگ مورد نياز قطعه،ممكن هست براي ايجاد مشخصات مورد نظر در هنگام عمل كرد واقعي محصول يا در طول مدت انبارداري و حمل و نقل طراحي شده و لزوم وجود اون تنها در هنگام اجراي مراحل مذكور آشكار خواهد شد.
چه بسا كه بررسي يك پيچ بر رايشان سوراخي بر بدنه ي محصول(كه به قطعات و اجزاي ديگر متصل نشده) ، متخصصان مهندسي معكوس را ماه ها جهت كشف راز عملياتي اون به خود مشغول كند، غافل از اينكه محل اين پيچ، امكاني جهت تخليه ي هوا، تست آب بندي يا امكان دسترسي به داخل محصول جهت تست نهايي مي باشد.

از سايشان ديگر مهندسين معكوس بايد شرایط غير مستقيمي را كه ممكن هست در طراحي و توليد محصول مذكور تاثير بگذارند، را به دقت بررسي نمايند.

به دليل اينكه بسياري از اين موارد با توجه به خصوصيات و مقتضيات وقتي و مكاني ساخت محصول مورد نظر، توسط سازندگان اصلي توجيه پذير باشد اما ماجراي اون به وسيله ي مهندسين معكوس فاجعه ساز باشد.

مثلا فرايند توليد قطعات تا حدود قابل توجهي بستگي به تعداد محصولات مورد نياز و … دارد .

اگر تعداد محصولات مورد نياز جهت كشور ثانايشانه در بسيار كمتر از كشور اصلي كه در حد جهاني و بين المللي فعاليت نموده ، باشد پس به عنوان مثال تعيين فرايند يك قطعه با باكاليتي (نوعي مواد پليمري) از طريق ساخت قالب هاي چند حفره اي با مكانيزم عملكرد خود كاربا توجه به معضلات پخت قطعه در داخل قالب ، مي تواند براي مجريان مهندسي معكوس فاجعه ساز باشد ( اگركه اين مهندسان از فرايند هاي ساده تر با توجه به تيراژ توليد محصول و نيز خصوصيات تكنولوژيكي كشور خود هستفاده نكنند.) بنابراين، مرحله ي سپس كشف طراحي، تطبيق طراحي انجام شده بر مقتضيات وقتي و مكاني كشور ثانايشانه مي باشد كه بايد به دقت مورد توجه متخصصين مهندسي معكوس واقع شود.
خلاصه اينكه مهندسي معكوس ممكن هست يك كاربرد غير معقول و نامناسب از كاربرد هنر و علم مهندسي به نظر برسد، اما اون يك حقيقت از زندگي روزمره ي ما به شمار مي رود.


7:

آیا اون‌گونه که فکر می‌کنید هوشمند هستید؟
قبل از جواب به این سوال لازم هست به عنوان یک انسان در مورد احساسات خودمان قدری هوشیارتر عمل کنیم.
هوش هیجانی چیست؟
هوش هیجانی یعنی صداقت، یعنی آگاهی نسبت به احساسات خودمان و دیگران.

دکتر دانیل گلدمن در کتابش به نام کارکردن با هوش هیجانی می‌گوید ?هوش هیجانی مشتمل بر پنج قابلیت هست که سه قابلیت اون در رابطه با تعامل فرد با خوش (درون‌فردی) و دو قابلیت دیگر در رابطه با نحوه ِ برخورد فرد با دیگران (برون‌فردی) هست?.
این پنج قابلیت عبارتند از:
خودآگاهی: هوش هیجانی با خودآگاهی آغاز می‌شود که ارتباط نزدیکی با ارزش‌ها، نقاط قوت و ضعف شما دارد تا بتوانید هم‌وقت از طریق روش مناسب و شازنده احساسات خود را ابراز کنید.


خودگردانی (مدیریت برخورد): خودگردانی عامل اصلی در پذیرش مسوولیت اعمالی‌ست که انجام می‌دهیم.

مدیریت بر احساس خودتان باعث می‌شود وقتی با هیجانی روبرو می‌شوید با انتخابی منطقی و دلایل کافی رفتاری صحیح در پیش گیرید.


خودانگیزشی: تشویق و ترغیب افراد به تلاش بیشتر و مقاومت در مقابل افکار مایوس‌نماينده هست.

بر پايه نظریه ِ دانیل گلدمن، مجریان و کارگزاران برتر بر موانع موجود غلبه کرده و می‌توانند بر محیط و شرایط موجود تاثیرگذار باشند.


همدلی: توجه به احساسات دیگران.

هم‌دلی فرد را وادار می‌کند که دنیا را از دریچه ِ چشم دیگران ببیند.

به طور خلاصه، هم‌دلی نیازمند درک، شناخت و جواب مناسب به هیجان‌های دیگران هست.


روابط موثر: این‌ قابلیت، مجموعه‌ای از چهار مهارت هوش هیجانی ذکرشده هست که به فرد کمک می‌کند به طور دائم و مستمر و به طور مثبت با دیگران ازتباط بربرنامه کند.

روابط موثر، موجب اجماع و توافق عمومی شده و از اهداف گروه‌ها حمایت می‌کند.


هوش هیجانی می‌تواند در شرکت‌های مختلف موجب موفقیت‌های کاری شود.
بنده از این نظریه دفاع می‌کنم که هوش هیجانی منافع فردی زیادی در بر دارد، شامل موفقیت در مسیرهای شغلی، تقویت روابط فردی، افزایش خوش‌بینی، اعتماد به نفس و سلامتی.

هوش هیجانی ضمن کاهش فشار روانی (استرس)، محیطی به وجود می‌آورد که به حفظ سلامت جسمی و تندرستی بهتر کمک می‌کند، به‌خصوص روی مفهوم دستيابی به سلامت جسمی و تندرستی بهتر تاكيد می‌كنم.

وقتی دچار فشار روانی می‌شايشانم اين احساسات از سمت كمر حركت و تا دست‌ها امتداد می‌يابد و اون‌ها را تحت تاثير برنامه می‌دهد.

افرادی كه به دليل فشار روانی برای مشاوره مراجعه می‌كردند افرادی نااميد بوده كه دست از همه ِ احساسات خود كشيده بودند، حالتی خميده داشته و برای جواب دادن به هر سوالی فقط شانه‌های خود را بالا می‌انداختند.
هوش هيجانی می‌تواند مزايای شغلی فراوانی از قبيل بهبود ارتباطات و كاهش تعارضات در محيط كار به دنبال داشته باشد.

با برقراری ارتباط می‌توانيد اعتماد افراد را به دست آوريد.

در محيط كار، اول نيازمند اعتمادسازی هستيد.

تاثير رفتار و حركات، به مراتب بيشتر از ادای كلمات هست.

بيش از 65 % ارتباطات را علايم تن‌فرموداری (زبان بدن) تشكيل می‌دهد.

ارسال پيام‌ها صرفا در قالب كلمات صورت نمی‌گيرد بلكه می‌تواند به وسيله ِ حركات بدن نيز ارسال شود، لذا هوش هيجانی كمك می‌كند تا پيام‌ها را بهتر مديريت كنيد.
هوش هيجانی در محيط كار می‌تواند به عنوان يك مزيت تلقی شود.

ارتقاء شغلی هر فرد بستگی به مهارت‌های هوش هيجانی دارد.

بنابراين هوش شناختی (IQ) نمی‌تواند پيش‌بينی‌كننده ِ خوبی برای موفقيت‌های شغلی فرد باشد.

هوش شناختی می‌تواند فرد را تا دم درب موفقيت ببرد ولی اين هوش هيجانی‌ست كه از ابتدا می‌تواند از شما يك مجری و كارگزار برتر بسازد.

به هنگام هستخدام كاركنان به مهارت‌های فنی اونان نيازمند هستيد اما موضوع به همين‌جا ختم نمی‌شود، چون اگر اين افراد دارای بهترين مهارت‌های فنی هم باشند ولی عنان خود را به دست روزگار بسپارند و كنترلی بر هيجان‌های خود نداشته باشند در انجام وظايف حتما شكست می‌خورند.
داشتن مهارت‌های فنی برای انجام كار مهم هستند، مشاغلی مانند حسابداری، هتل‌داری، امور اداری و تحقيق و پژوهش نيازمند مهارت‌های خاصی هستند، اما بايد بدانيم برای انجام وظايف به انسان نياز داريم و مهم هست كه بپذيريم همه ِ ما دارای هيجان‌هايی هستيم.

بنابراين هوش هيجانی عامل مهمی در تحقق اهداف تجاری‌ست و موجب افزايش بهره‌وری، كاهش اتلاف وقت و غيبت‌های ناشی از بيماری كاركنان می‌شود.
هوش هيجانی موجب افزايش چرخه ِ نوآوری ميان كاركنانی می‌شود كه ايده‌های جديد را مطرح می‌نمايند، بهبود می‌بخشند و يا در نهايت اجرا می‌كنند.

وقتی به دنبال غيبت دانشجايشانان در آزمايشگاه بودم، متوجه شدم دانشجايشانان به اين دليل از كار در آزمايشگاه خودداری می‌کردند كه اساتيد از هوش هيجانی پائين‌تری نسبت به دانشجايشانان برخوردار بودند.

به صراحت می‌گايشانم هوش هيجانی نوعی رفتار يا انتخابی در زمينه ِ كسب‌وكار هست.

ما بايد برای گسترش فرهنگ كاری بر مبنای هوش هيجانی كه بسيار فراگير هست تلاش كنيم.
در ارتباط با ديگران در محيط كار يا خانواده مهم نيست چه جملاتی می‌گايشانيد بلكه مهم، چگونه فرمودن اون جمله هست.

هوش هيجانی در محيط كار كمك می‌كند تا بهتر بتوانيم احساسات خودمان را ابراز كنيم و مكنونات قلبی‌مان را در قالب كلمات بهتر ادا كنيم تا برای ديگران قابل فهم‌تر باشد.

در خاتمه اين جمله را از دانيل گلدمن نقل می‌كنم كه "در زندگی هيچ چيز بزرگی تا كنون به دست نيامده هست مگر اون‌كه پشت اون قدرت هيجان نهفته باشد".


8:

ایران از نگاه دوربین باستان شناس هسترالیایی

تاریخ کهن و میراث فرهنگی ایران همواره مورد توجه بسیاری از شرق شناسان و باستان شناسان غربی بوده هست.

"دیوید داون" از جمله باستان شناسانی هست که علاقه زیادی به فرهنگ و تاریخ ایران زمین دارد و در پنجاه سال گذشته سفرهای متعددی به ایران داشته هست.

دیوید داون که سردبیر مجله حفاری های باستان شناسی (Archaeological Diggings) هست، می گوید: "ایران جذابیت های بی شماری دارد و همواره مرا مجذوب خودش کرده هست.

من اولین باری که به ایران سفر کردم با کشوری خشک و دست نخورده روبرو شدم که وقتی به شهرهایش می رسید باغهای زیبایی در اون می بینید و این تضاد جالبی هست."
دیوید داون در طی سفرهای خود عکس های قدیمی و زیبایی را از امت و آثار باستانی ایران گرفته هست.

این عکس ها عمدتا در دهه های پنجاه و شصت میلادی (دهه های سی و چهل خورشیدی) گرفته شده هست.

این عکس ها برگرفته از آرشیو مجله "حفاری های باستان شناسی" هست.




اخباری از ایران!!
در جاده های جنوب ایران با کاروانی که دیوید داون خود اون را ساخته بود.

اولین سفر او به ایران در سال ۱۹۵۸ به همراه همسر و چهار فرزندش بود.

بعدها همسرش "گلدی داون" شرح مشاهدات خود را در کتابی به نام "۲۱ هزار مایل ماجراجویی" منتشر ساخت.




اخباری از ایران!!
بیستون در نزدیکی کرمانشاه: دیوید داون از طرفداران پرو پا قرص باستان شناسی انجیلی هست و یکی از دلایل علاقه او به ایران، ذکر نام قدیم ایران، پرشیا، در کتاب مقدس بوده هست.



اخباری از ایران!!
شوش: دیوید داون در ایران بیشتر به اماکنی سفر می کرد که که در انجیل از اون نام برده شده هست.


اخباری از ایران!!
او می گوید: "از نظر انجیل، اتفاقات تاریخی که در ایران قدیم رخ داده برای من جالب بوده هست."


اخباری از ایران!!
آرامگاه هسترومردخای در همدان


اخباری از ایران!!
شیر سنگی در همدان.

دیوید داون می گوید: "‌من خاطرات زیادی از ایران دارم و هیچگاه مشکلی در سفرهایم با امت ایران نداشته ام."



اخباری از ایران!!
دیوید داون، نود ساله، در حالی که منشور حقوق بشر کوروش را در دست دارد.

او سردبیر مجله حفاری های باستان شناسی هست.

این مجله ۲۵ سال هست که در هسترالیا منتشر می شود.



اخباری از ایران!!
بازار فرش در یکی از شهرهای ایران


اخباری از ایران!!
ساحل دریای خزر


اخباری از ایران!!
دیوید داون می گوید: "به یاد می آورم اولین باری که به ایران سفر کردم ساعت های متمادی در پشت مرز معطل ماندیم.

جاده های ایران در اون وقت پر از چاله و چوله بود."



اخباری از ایران!!
وی تصمیم دارد در آینده با گروهی از علاقمندان به باستان شناسی دوباره به ایران سفر کند.

9:

هفت هزار سال تاريخ شوش به توپ بسته شد

اخباری از ایران!!

احداث سه زمين فوتبال براي 12 تيم محلي، چراي گله هاي گاو و گوسفند، ورود آزاد موتورسواران و افراد عادي ،محوطه 7 هزار ساله شوش را به ورطه نابودي مي كشاند.

اين درحالي هست كه پرونده اين محوطه مهم براي ثبت در فهرست آثار جهاني در حال آماده شدن هست.

شوش_پايگاه خبري ميراث فرهنگي_گروه ميراث فرهنگي_ زهراكشوري_ بازي 12 تيم فوتبال رايشان محوطه 7 هزار ساله شوش، عبور و مرور آزاد افراد و موتور سواران، هستفاده احشام اهالي از پوشش گياهي كاخ آپادانا تنها بخش كوچكي از آسيب هايي هست كه هر روز به اين محوطه بدون حصار وارد مي شود.

شوش را به توپ بستند!
اولينصحنه‌اي كه در بدو ورود به محوطه هفت هزار ساله شوش در چشم نقش مي بندد بازي فوتباليست هاي سرخ و سفيد پوش هست.


ساکنان اطراف اين محوطه جهاني ، سه زمين فوتبال رايشان محوطه احداث کرده و تيرک هاي دروازه هاي گل خود را درون زمين کاشته.

وجود اين تيرک ها در حريم اين محوطه جهاني ، تمامي اين محوطه را تحت الشعاع برنامه داده هست.

در حال حاضر، نزديک 7 تيم به طور مداوم در زمين هاي اين محوطه که به همين منظور تسطيح شده هست بازي مي نمايند.

اين بازي ها، روزانه بيش از 100 نفر از جوانان محلي را در قالب تيم هاي مختلف براي بازي و تماشاي فوتبال به دل اين محوطه مي کشند.

علاوه بر خسارت هايي که احداث تيرک فوتبال و ادامه بازي فوتبال براي آثار باستاني شهر شوش به همراه دارد، اين شلوغي حاشيه امني را براي کاوش غيرمجاز از سايشان افرادي به وجود آورده هست که به بهانه تماشاي فوتبال به محوطه وارد شده اند.

وجود اين تيرک ها در حريم اين محوطه جهاني ، تمامي محوطه را تحت الشعاع برنامه داده هست.

در حال حاضر، نزديک 12تيم به طور مداوم در زمين هاي اين محوطه که به همين منظور تسطيح شده هست بازي مي نمايند.



موزه باز باروني!
به نقل خبرنگار ميراث خبر مورد ديگري كه هنگام ورود به محوطه شوش به چشم مي‌آيد، رها شدن مجسمه ها و پايه ستون ها در محوطه شوش به نام موزه باز هست.



هنوز هيچ برنامه مشخصي براي نگهداري از اين اشيا تصايشانب نشده هست و مجسمه ها و پايه ها تمام لحظه هاي باراني زمستان و پاييز را در همين محوطه به سر مي برند.

ورود به آپادانا، آزاد!
محوطه شوش از جمله محوطه هاي مهم تاريخي كشور هست كه هرسال سيلي از گردشگران ايراني و خارجي از به اين سو مي‌كشاند.

فضا كاملا باز هست و هيچ مانعي براي ورود به محوطه اصلي وجود ندارد.

امسال ميله هايي را با بتون دور تا دور كاخ آپادانا كشيدند تا ازورود افراد به اين محوطه جلوگيري شود اما هرگز طنابي كه بخواهد اين ميله ها را به هم وصل كند خريدار نشد و تنها نتيجه اون تخريب محوطه به دليل كار گذاشتن ميله ها و بتون ريزي بود.

هموقت با ورود ميراث خبر به اين محوطه گروهي از گردشگران كره‌اي هم وارد آپادانا شدند و اين در حالي بود كه هيچ راهنمايي در محوطه وجود نداشت تا بتواند اطلاعاتي درباره اين كاخ به كره‌اي‌ها بدهد.

هرچند كره‌اي ها هم از اين وضعيت ناراضي به نظر نمي رسيدند.

اونها خيلي راحت از رايشان ديوارهاي باقي مانده كاخ آپادانا بالا مي رفتند با سنگ به آثار سنگي و پايه هاي سنگي كاخ مي زدند و عكس يادگاري مي گرفتند.

ميان پوشش گياهي پشت كاخ نيز گله گاوميش در آرامش كامل با حضور صاحب خود مشغول چراي پوشش گياهي محوطه بودند.

صداي موتورسواراني هم كه محوطه شوش را به شكل پيست مسابقه موتورسواري درآورده بودند همراه با موسيقي پيش زمينه از جمله مواردي بود كه در اين محوطه باستاني به چشم مي‌خورد.

آموزش و پرورش در آسمان تاريخ شوش بارو زد!
در پس آرامش گاوميش هاي در حال چرا در محوطه هفت هزار ساله شوش، ساختمان چهارطبقه پيش دانشگاهي آموزش و پرورش هم به فاصله كمي سر به آسمان كشيده تا آرامش را بيشتر از تاريخ اين محوطه بگيرد.



با وجود تمام مخالفت هايي كه صورت گرفت، چهارطبقه اسكلت بندي اين ساختمان به پايان رسيده هست.

پيش از اين و در مقابل مخالفت هاي بسيار افكار عمومي ساوقت ميراث فرهنگي خوزستان نظر صريحي در مقابل اعتراض نشان نداد و نظر دقيق خود را منوط به انجام مطالعات دانست.

اما اين مطالعات هرگز انجام نشد و در حال حاضر هم تنها فراخوان كرده‌است كه دو طبقه از اين ساختمان بايد كوتاه شود اما هيچ فعاليتي در اين راستا ديده نمي شود.


10:

لطف کنید موضوعاتی رو که به صورت خبر هستند در این تاپیک ارسال کنید.


با تشکر

11:

هفته پیش رفتم سیرک ایران و ایتالیا .واقعا برام جالب بود .از همه دعوت میکنم که به این سیرک مهیج بروند.
با فرض اینکه اصولا سیرک در ایران وجود ندارد و گه گاهی از این اتفاقات و دعوت از سیرکهای بین المللی در ایران اجرا میشود و اینکه تا سالیان دیگر شاید امکان دیدن سیرک وجود نداشته باشد به همه پیشنهاد رفتن به این سیرک را دارم.

در این سیرک افرادی از کشورهای ایتالیا-فرانسه -اکوادور-اوکراین به هنر نمایی مشغولند و حیواناتی چون ببر و سیر و خرس و گورخر و شترمرغ و تمساح و مار و اسب و غیره نمایش اجرا مینمايند.
بند بازی یکی دیگر از برنامه های این سیرک هست که واقعا دیدنی هست

12:

ایول .

داداش یه توضیحات تکمیلی مثل محلشون .

چگونگی نهیه بیلیت و قیمتشون این چیزا هم میفرمودی دیگه
پیشاپیش ممنون .


13:

روز پنج شنبه تعدادي از انجمن ها و تشکل هاي غيردولتي امتي در اعتراض به درخواست امارات متحده عربي مبني بر ادعاي مالکيت اين کشور رايشان جزاير تنبک کوچک و بزرگ و ابوموسي، در مقابل سفارت اين کشور تجمع آرامي را انجام کردند.


در اين تجمع اعتراض آميز، اعضاي انجمن هاي شرکت نماينده، خواستار واکنش مسئولان جوامع بين المللي درخصوص راي دادگاه امارات متحده عربي مبني بر ادعاي مالکيت اون در جزاير نام برده شدند.


در اين تجمع؛ بيانيه معترضين نيز قرائت شد که در اون به تاريخ ايران در منطقه و همينطور کنوانسيون 1969 ايشانن مبني بر معاهداتي که تحت هيج واقعياتي اعم از سياسي، اقتصادي و اجتماعي قابل عدول، فسخ و رد نيستند؛ اشاره شده هست.


همينطور در اين بيانه آمده هست:« بدين وسيله به تمامي چپاولگران هستعمارگر فراخوان مي داريم که ايراني هميشه پايدار و هستوار در صيانت از تماميت ارضي کشور و فرهنگ بي همتايش کوشنده و هرگونه تعرض به امت و تماميت ارضي کشور را با گرزي آهنين جواب خواهد داد.»
اين تجمع آرام با حضور نيروهاي پليس انجام شد و تجمع نمايندگان با در دست داشتن پلاکاردهايي سخنان خود را بيان کرده بودند.


همينطور در طي اين تجمع آرام، کيکي به مناسبت سي و هفتمين سال هستقلال کشور امارات متحده عربي شمع گذاري و به سفير اين کشور هديه شد.

اين کيک توسط نيرايشان انتظامي به داخل سفارت برده شد.


معترضين رايشان اين کيک نوشته بودند:« کشور 7300 ساله ايران، سي و هفتمين سال تولد شيخ نشين امارات را تبريک مي گايشاند.»
در ادامه بارها سرود اي ايران خوانده شد و پس از برگزاري اين مراسم به شکلي آرام، تمامي کساني که در اين تجمع شرکت کرده بودند بدون دخالت پليس، محل سفارت را ترک کردند.


همينطور نيروهاي پليس "بهرام آبتين"، رئيس انجمن لر بختياري ايران را که يکي از برگزارنمايندگان اين تجمع بود براي جواب به چند سئوال به کلانتري گاندي انتقال داد.


متن بيانيه شرکت نمايندگان در اين تجمع به شرح زير هست:
دولتهاي حاشيه نشين خليج پارس به کدامين پيمان معتقدند؟
در طول تاريخ؛ روابط ملت ها و معاهدات، نقش تعيين نماينده و مهمي را ايفا کرده اند تا جايي که در کنوانسيون 1969 ايشانن (حقوق معاهدات بين المللي) صراحتا فراخوان داشته که برخي از معاهدات تحت هيج واقعياتي اعم از سياسي، اقتصادي و اجتماعي قابل عدول، فسخ و رد نيستند.


مشخص ترين پيمان ها که در هيچ واقعياتي تغيير نمي نمايند، معاهدات مرزي هست که حتي قاعده "ربوس" (قاعده تغيير بنيادين اوضاع و احوال)نيز بر اونها تاثير نمي گذارد، که اين امر مطابق کنوانسيون 1987 ايشانن در زمينه جانشين کشورها بر معاهدات مورد تاکيد برنامه گرفته هست.


در اين وقت بيش از 190 دولت عضو ساوقت ملل متحد هستند و خود را نسبت به منشور اون پايبند مي دانند که يکي از مهمترين اين حقوق پايبندي به عهدنامه ها در جهت حفظ صلح و امنبت بين الملل هست.


از موضوع نگرش حقوق موضوعه که به عنوان عرف و قانون حاکم بر روابط ملت ها مورد پذيرش واقع شده هست و از نگاه مکتب اسلام که مذهب مورد پذيرش شيخ نشين هاي امارتي حاشيه نشين خليج پارس بوده؛ بايد بيان داشت که اونان ادعاي واهي مالکيت بر جزاير هميشه ايراني را دارند.

جزايري که بنا به شواهد پر شمار تاريخي در گذشته نه چندان دور "حتي کشورهاي نوپايشان" نيز جز قلمرو و سرزمين ايران بزرگ قلمداد مي شده هست.

هم اکنون به دليل وجود پيمان هاي مشخص بين المللي، مالکيت ايران بزرگ بر اين جزاير محرز و محق بوده و اين ادعاي واهي اونان به دور از منطق و اصول هست.


ما از وجدان آگاه و منطق بيدار و درايت و خرد مسئولان فرزانه جوامع بين المللي خواستاريم که پيرامون مصوبه مجلس امارت و حمايت ساير تازيان که هيچ گونه توجيه قانوني و پشتيباني حقوقي ندارند واکنش نشان داده و از روشنفکران، نايشانسندگان، و ديگر افراد مسئول و متعهد جوامع اسلامي و بين المللي خواستاريم که با تذکر به جا، در حمايت از حق و پاسداري از صلح و آرامش و مقابله با تشنج به نحايشان شايسته اقدام نموده تا مبادا از اين رهگذر به تحريک دولت هاي متجاوز، آبي گل آلوده شده و شرق در اين زمينه خسارت و زيان مجددي را از اون خود سازد.
بدين وسيله به تمام چپاولگران هستعمارگر فراخوان مي داريم که ايراني هميشه پايدار و هستوار در صيانت از تماميت ارضي کشور و فرهنگ بي همتايش کوشنده و هرگونه تعرض به امت و تماميت ارضي کشور را با گرزي آهنين جواب خواهد داد.
در پايان اين بيانيه از دولت خواسته شده كه با توجه به هايشانت ايراني؛ بيش از پيش در دفاع از باورهاي فرهنگي كشور كوشيده و هرگونه تجاوز به خاك كشور را با دورانديشي جواب داده و دشمنان را سرجاي خود بنشانند.



82 out of 100 based on 82 user ratings 832 reviews

@